Forwarded from ادبسار
💫
به مستی و جام و می و باده نیست
عبادت به پهنای سجاده نیست
خدایی که من ساده میفهممش
کی میگه پرستیدنش ساده نیست؟!
#روزبه_بمانی
@AdabSar
به مستی و جام و می و باده نیست
عبادت به پهنای سجاده نیست
خدایی که من ساده میفهممش
کی میگه پرستیدنش ساده نیست؟!
#روزبه_بمانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻بیتالمال= گنجینهی کشور، داراییِ کشور، داراییِ همگانی
🔻بیتالمالچی= گنجور، گنجویر، گنجبان
✍نمونه:
🔺بیتالمال به مکانی گفته میشود که اموال عمومی متعلّق به تمام مسلمین در آنجا تهیه و حفظ میشود=
«گنجینهی کشور» به جایی گفته میشود که داراییهای همگانیِ وابسته به همهی مسلمانان در آنجا فراهم و نگهداری میشود
🔺دیهی مقتولین را از بیتالمال پرداختند=
خونبهای کشتگان را از داراییِ کشور پرداختند
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#بیت_المال
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻بیتالمال= گنجینهی کشور، داراییِ کشور، داراییِ همگانی
🔻بیتالمالچی= گنجور، گنجویر، گنجبان
✍نمونه:
🔺بیتالمال به مکانی گفته میشود که اموال عمومی متعلّق به تمام مسلمین در آنجا تهیه و حفظ میشود=
«گنجینهی کشور» به جایی گفته میشود که داراییهای همگانیِ وابسته به همهی مسلمانان در آنجا فراهم و نگهداری میشود
🔺دیهی مقتولین را از بیتالمال پرداختند=
خونبهای کشتگان را از داراییِ کشور پرداختند
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#بیت_المال
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🌷🌱 @AdabSar
🌱🌺 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌱🌻 جشن گلدان
🌱🌸 امروز دانهای کاشته میشود
و فردا غنچهای سر باز میکند
و آیندهی سرزمین من سبز خواهد شد
زمین چشم بهراه گلدانهای کوچک ماست...
🌿🌹 از گذشتههای دور در ایران جشن گلکاری و درختکاری برگزار میشد.
"جشن گلدان" یا "جشن اینجه"، جشن آمادهسازی و کاشت نهال، گل و گیاه در ایران باستان و جشنی برای پیشواز نوروز بود. اینجه در بهرام/وهرام روز از اسپندماه برابر با بیستم اسپند برگزار میشد.
🌿🌷 این جشن نیز همچون دیگر جشنهای ایرانی، آیینی برای مهر، آشتی و دوستی با زیستگاه و آرزوی سرسبزی و فراوانی به شمار میرفت. آرمان برگزاری اینجه، داشتن بهار و تابستانی پرگل و آیندهای سبز برای این سرزمین بود.
🌿🌻 ابوریحان بیرونی واژهی "اینجه" را "خانه های نزدیک به هم" چمیده(معنی کرده) است. ولی نمیدانیم پیوند واژهی اینجه با جشن گلدان چیست. از آیینهای این روز آگاهی بسیار اندکی برای ما مانده است.
#فرهنگ_ایران #اسپندگان #اینجه #جشن_گلدان
🌿🌸 @AdabSar
🌱🌺 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌱🌻 جشن گلدان
🌱🌸 امروز دانهای کاشته میشود
و فردا غنچهای سر باز میکند
و آیندهی سرزمین من سبز خواهد شد
زمین چشم بهراه گلدانهای کوچک ماست...
🌿🌹 از گذشتههای دور در ایران جشن گلکاری و درختکاری برگزار میشد.
"جشن گلدان" یا "جشن اینجه"، جشن آمادهسازی و کاشت نهال، گل و گیاه در ایران باستان و جشنی برای پیشواز نوروز بود. اینجه در بهرام/وهرام روز از اسپندماه برابر با بیستم اسپند برگزار میشد.
🌿🌷 این جشن نیز همچون دیگر جشنهای ایرانی، آیینی برای مهر، آشتی و دوستی با زیستگاه و آرزوی سرسبزی و فراوانی به شمار میرفت. آرمان برگزاری اینجه، داشتن بهار و تابستانی پرگل و آیندهای سبز برای این سرزمین بود.
🌿🌻 ابوریحان بیرونی واژهی "اینجه" را "خانه های نزدیک به هم" چمیده(معنی کرده) است. ولی نمیدانیم پیوند واژهی اینجه با جشن گلدان چیست. از آیینهای این روز آگاهی بسیار اندکی برای ما مانده است.
#فرهنگ_ایران #اسپندگان #اینجه #جشن_گلدان
🌿🌸 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
شهر وقتی با تو باشم از خبر پر میشود
کوچه و بازار از اهل نظر پر میشود
بس کبوترها به شوقت بیقراری میکنند
تا تو میآیی حیاط از بال و پَر پُر میشود
در دلم جایی برای هیچکس غیر از تو نیست
گاه یک دنیا فقط با یک نفر پر میشود
کاسهی صبر من از شبگریههایم سر نرفت
ظرف من دریاست، با باران مگر پر میشود؟
در قناعت بزم ما از دیگران رنگینتر است
سفرهی ما کوچک است و سادهتر پر میشود
خندهات یک روز احیا میکند این عشق را
روزگاری این نمکدان از شکر پر میشود
#سعید_صاحب_علم
@AdabSar
شهر وقتی با تو باشم از خبر پر میشود
کوچه و بازار از اهل نظر پر میشود
بس کبوترها به شوقت بیقراری میکنند
تا تو میآیی حیاط از بال و پَر پُر میشود
در دلم جایی برای هیچکس غیر از تو نیست
گاه یک دنیا فقط با یک نفر پر میشود
کاسهی صبر من از شبگریههایم سر نرفت
ظرف من دریاست، با باران مگر پر میشود؟
در قناعت بزم ما از دیگران رنگینتر است
سفرهی ما کوچک است و سادهتر پر میشود
خندهات یک روز احیا میکند این عشق را
روزگاری این نمکدان از شکر پر میشود
#سعید_صاحب_علم
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻موسیقی= خنیا، خُنیاک، آهنگ، نوا، نواشناسی، هونیاک، نیواک، نایموس، رامِش، دانش ساز و آواز، فنِ آوازخواندن و نواختنِ ساز
🔻موسیقار= ۱. (موسیقیدان)، خُنیاگر، خُنیادان، ساز زن، نوازنده، ۲. ساز دهنی(فلوت پان، سازی که از نیهای کوچک و بزرگ ساخته شده است)، نایلوش(نای+لوش)، نایلوس
🔻موسیقار زدن= ساز زدن، نواختنِ ساز
🔻موسیقیایی= آهنگین
🔻موسیقیدان= خُنیادان، خُنیاگر، هونیاکَر، نوازنده، خوشنواز، نَواگَر، رامِشگر، رامِشی، گوسان، کوسان
🔻موسیقیدرمانی= خنیادرمانی، آهنگدرمانی
🔻موسیقی پاپ= خُنیاکِ/آهنگِ مردمپسند
🔻موسیقی فولکلور= خُنیای مردمی
🔻آلات موسیقی= سازها، خُنیایگان، خُنیاوِگان، خُنیاابزار، نَوااَبزار
🔻آلت موسیقی = ساز
🔻مِزغان/مِزقان= (موسیقی/موزیک)، خنیا، خُنیاک، آهنگ، نوا، نواشناسی، هونیاک، نیواک، نایموس، رامِش، فن آوازخواندن و نواختن ساز
🔻مزغانچی/موزقانچی= (موزیسین/موسیقیدان)، خُنیادان، خُنیاگر، هونیاکَر، نوازنده، خوشنواز، نَواگَر، رامِشگر، رامِشی، گوسان، کوسان
✍نمونه:
🔺«موسیقی» از ایران به عرب و از آنجا به اندلس و از اندلس به دیگر قسمتهای اروپا نقل شد.(نفح الطیب جلد ۱ صفحه ۷۵۳)=
«خُنیاک» از ایران به اَرَب و از آنجا به اندلس و از اندلس به دیگر بخشهای اروپا برده شد.(نفحالطیب، پوشینه ۱، رویه ۷۵۳)
🔺ز کوپال و خنجر بیاسود دوش
جز آوازِ «رامش» نیامد به گوش #فردوسی
🔺همی باده خوردند تا نیمشب
ز «خنیاگران» برگشاده دو لب #فردوسی
🔺نشسته گرد رامینش برابر
به پیش رام گوسانِ «نواگر» #فخرالدین_اسعد_گرگانی
🔺دگر گفت کای شاه با فر و هوش
جهان شد پرآواز «خُنیا» و نوش #فردوسی
🔺چنین گفت کز شهر مازندران
یکی «خوشنوازم» ز «رامِشگران» #فردوسی
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#موسیقی #موسیقار #موسیقیایی #مزغان #مزقان #مزغانچی #موزقانچی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻موسیقی= خنیا، خُنیاک، آهنگ، نوا، نواشناسی، هونیاک، نیواک، نایموس، رامِش، دانش ساز و آواز، فنِ آوازخواندن و نواختنِ ساز
🔻موسیقار= ۱. (موسیقیدان)، خُنیاگر، خُنیادان، ساز زن، نوازنده، ۲. ساز دهنی(فلوت پان، سازی که از نیهای کوچک و بزرگ ساخته شده است)، نایلوش(نای+لوش)، نایلوس
🔻موسیقار زدن= ساز زدن، نواختنِ ساز
🔻موسیقیایی= آهنگین
🔻موسیقیدان= خُنیادان، خُنیاگر، هونیاکَر، نوازنده، خوشنواز، نَواگَر، رامِشگر، رامِشی، گوسان، کوسان
🔻موسیقیدرمانی= خنیادرمانی، آهنگدرمانی
🔻موسیقی پاپ= خُنیاکِ/آهنگِ مردمپسند
🔻موسیقی فولکلور= خُنیای مردمی
🔻آلات موسیقی= سازها، خُنیایگان، خُنیاوِگان، خُنیاابزار، نَوااَبزار
🔻آلت موسیقی = ساز
🔻مِزغان/مِزقان= (موسیقی/موزیک)، خنیا، خُنیاک، آهنگ، نوا، نواشناسی، هونیاک، نیواک، نایموس، رامِش، فن آوازخواندن و نواختن ساز
🔻مزغانچی/موزقانچی= (موزیسین/موسیقیدان)، خُنیادان، خُنیاگر، هونیاکَر، نوازنده، خوشنواز، نَواگَر، رامِشگر، رامِشی، گوسان، کوسان
✍نمونه:
🔺«موسیقی» از ایران به عرب و از آنجا به اندلس و از اندلس به دیگر قسمتهای اروپا نقل شد.(نفح الطیب جلد ۱ صفحه ۷۵۳)=
«خُنیاک» از ایران به اَرَب و از آنجا به اندلس و از اندلس به دیگر بخشهای اروپا برده شد.(نفحالطیب، پوشینه ۱، رویه ۷۵۳)
🔺ز کوپال و خنجر بیاسود دوش
جز آوازِ «رامش» نیامد به گوش #فردوسی
🔺همی باده خوردند تا نیمشب
ز «خنیاگران» برگشاده دو لب #فردوسی
🔺نشسته گرد رامینش برابر
به پیش رام گوسانِ «نواگر» #فخرالدین_اسعد_گرگانی
🔺دگر گفت کای شاه با فر و هوش
جهان شد پرآواز «خُنیا» و نوش #فردوسی
🔺چنین گفت کز شهر مازندران
یکی «خوشنوازم» ز «رامِشگران» #فردوسی
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#موسیقی #موسیقار #موسیقیایی #مزغان #مزقان #مزغانچی #موزقانچی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بیش از حد است دلبرکانت شمارشان
آخر بگو که با تو چه بودهست کارشان؟
خیری ندیدهام که بمانم کنار تو
میبینمت هر آن که نشستی کنارشان
من هستم و همیشه نبودت فراهم است
زیبا و مهربان و صمیمی مگر کم است؟
تنهاصدات نه! همهی زندگی بم است
افتاده روی ریل خیالم قطارشان
از آسمان زندگیام باز میپری
حرفی نمیزنم که تو نازی نمیخری
روشن دلم به آمدنت، آه میبری-
آخر چراغ قلب مرا هم به غارشان
میبینمت که فاتح نیرنگها شدی
دیگرشکستخوردهی این جنگها شدی
دیدم اسیر ظاهر خوشرنگها شدی
لعنت به آنچه کرده تورا بیقرارشان
خود را از این پناه پر از درد میکنم
از تو به نام تجربهای دم نمیزنم
آن شب که من ادامه ندادم به بودنم
ماندم چرا ادامه ندادی به کارشان؟
#زهرا_بختیاری_نژاد
@AdabSar
بیش از حد است دلبرکانت شمارشان
آخر بگو که با تو چه بودهست کارشان؟
خیری ندیدهام که بمانم کنار تو
میبینمت هر آن که نشستی کنارشان
من هستم و همیشه نبودت فراهم است
زیبا و مهربان و صمیمی مگر کم است؟
تنهاصدات نه! همهی زندگی بم است
افتاده روی ریل خیالم قطارشان
از آسمان زندگیام باز میپری
حرفی نمیزنم که تو نازی نمیخری
روشن دلم به آمدنت، آه میبری-
آخر چراغ قلب مرا هم به غارشان
میبینمت که فاتح نیرنگها شدی
دیگرشکستخوردهی این جنگها شدی
دیدم اسیر ظاهر خوشرنگها شدی
لعنت به آنچه کرده تورا بیقرارشان
خود را از این پناه پر از درد میکنم
از تو به نام تجربهای دم نمیزنم
آن شب که من ادامه ندادم به بودنم
ماندم چرا ادامه ندادی به کارشان؟
#زهرا_بختیاری_نژاد
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
گرچه گاهی بالشم از گریه تا فردا تر است
باخیالش خوابهایم شببهشب زیباتر است
مثل دلفینی به دام افتاده در استخرم، آه!
ظاهرا مشغول رقصم، چشمهام اما تر است
#پانته_آ_صفایی
@AdabSar
گرچه گاهی بالشم از گریه تا فردا تر است
باخیالش خوابهایم شببهشب زیباتر است
مثل دلفینی به دام افتاده در استخرم، آه!
ظاهرا مشغول رقصم، چشمهام اما تر است
#پانته_آ_صفایی
@AdabSar
@AdabSar
بار سنگین، ماه پنهان، اسبِ لاغر نابلد
ره خطا بود و علامت گنگ و رهبر نابلد
ما توکل کرده بودیم، این ولی کافی نبود
نیل تر بود و عصا خشک و پیمبر نابلد
از چه می خواهی بدانی؟ هیچیک از ما نماند
دشمن از هرسو نمایان، ما و لشکر نابلد
از سَرَم پرسی؟ جز این در خاطرم چیزی نماند:
تیغ چرخان بود و گردن نازک و سر نابلد
مشتهامان را گره کردیم اما ای دریغ
مشتی از ما سستپیمان، مشت دیگر نابلد
گاه غافل سر بریدیم از برادرهای خویش
دید اندک بود و شب تاریک و خنجر نابلد
نامهها بستیم بر پاشان دریغ از یک جواب
باز و شاهین تیزچنگال و کبوتر نابلد
کشتی ما واژگون شد تا نخستین موج دید
ناخدای ما دروغین بود و لنگر نابلد
#حسین_جنتی
@AdabSar
بار سنگین، ماه پنهان، اسبِ لاغر نابلد
ره خطا بود و علامت گنگ و رهبر نابلد
ما توکل کرده بودیم، این ولی کافی نبود
نیل تر بود و عصا خشک و پیمبر نابلد
از چه می خواهی بدانی؟ هیچیک از ما نماند
دشمن از هرسو نمایان، ما و لشکر نابلد
از سَرَم پرسی؟ جز این در خاطرم چیزی نماند:
تیغ چرخان بود و گردن نازک و سر نابلد
مشتهامان را گره کردیم اما ای دریغ
مشتی از ما سستپیمان، مشت دیگر نابلد
گاه غافل سر بریدیم از برادرهای خویش
دید اندک بود و شب تاریک و خنجر نابلد
نامهها بستیم بر پاشان دریغ از یک جواب
باز و شاهین تیزچنگال و کبوتر نابلد
کشتی ما واژگون شد تا نخستین موج دید
ناخدای ما دروغین بود و لنگر نابلد
#حسین_جنتی
@AdabSar
@AdabSar
یک رود و صد مسیر، همین است زندگی
با مرگ خو بگیر، همین است زندگی
با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه
ای رود سربهزیر همین است زندگی
تاوان دلبریدن از آغوش کوهسار
دریاست یا کویر، همین است زندگی
بر گِردِ خویش پیله تنیدن به صد امید
این رنجِ دلپذیر، همین است زندگی
پرواز در حصار فروبستهی حیات
آزاد یا اسیر، همین است زندگی
چون زخم لب گشودن و چون شمع سوختن
لبخند ناگریز، همین است زندگی
دلخوش به جمعکردن یک مشت آرزو
این شادی حقیر، همین است زندگی
با اشک سر به خانهی دلگیر غم زدن
گاهی اگر چه دیر، همین است زندگی
لبخند و اشک، شادی و غم، رنج و آرزو
از ما به دل مگیر، همین است زندگی
#فاضل_نظری
@AdabSar
یک رود و صد مسیر، همین است زندگی
با مرگ خو بگیر، همین است زندگی
با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه
ای رود سربهزیر همین است زندگی
تاوان دلبریدن از آغوش کوهسار
دریاست یا کویر، همین است زندگی
بر گِردِ خویش پیله تنیدن به صد امید
این رنجِ دلپذیر، همین است زندگی
پرواز در حصار فروبستهی حیات
آزاد یا اسیر، همین است زندگی
چون زخم لب گشودن و چون شمع سوختن
لبخند ناگریز، همین است زندگی
دلخوش به جمعکردن یک مشت آرزو
این شادی حقیر، همین است زندگی
با اشک سر به خانهی دلگیر غم زدن
گاهی اگر چه دیر، همین است زندگی
لبخند و اشک، شادی و غم، رنج و آرزو
از ما به دل مگیر، همین است زندگی
#فاضل_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
کسی را که یزدان بود کارساز
بود زآدم و آدمی بینیاز
دلی را که آرد فرشته درود
به اندیشهی کس نیاید فرود
#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
کسی را که یزدان بود کارساز
بود زآدم و آدمی بینیاز
دلی را که آرد فرشته درود
به اندیشهی کس نیاید فرود
#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
ای ریخته سودای تو خون دل ما را
بی هیچ گناهی
بنواز دمی خستهی شمشیرِ جفا را
یارا به نگاهی
باد سحر از روضهی رضوان خبر آورد
امروز به گلزار
ای سروِ روان هست مگر پیک صبا را
در کوی تو راهی؟
کس نیست که بر بوی گلستان جمالت
در باغ طرب نیست
چون لاله ز غم چاک زده جیب قبا را
وَافکنده کلاهی
زنجیر سر زلف ترا با همه خوبی
سنبل نتوان گفت
هرگز نکند هیچ کسی مشک ختا را
نسبت به گیاهی
بشکست همی لشگر سلطان کواکب
بر هر طرف امروز
کان زلف زرهپوش تو از عنبر سا را
آورده سپاهی
در دایرهی خوشنظران باز به صد سال
حقا که نیاورد
در دور قمر مادر ایام نگارا
مانند تو ماهی
هیهات که در دور قمر زنگ بر آرد
آیینهی رخسار
آندم که بر آرم ز دل سوخته یارا
زین واقعه آهی
از حال پریشان کمالت خبری نیست
هیهات چه تدبیر
آن کیست که تقدیر کند حال گدا را
در حضرت شاهی
#کمال_خجندی
@AdabSar
ای ریخته سودای تو خون دل ما را
بی هیچ گناهی
بنواز دمی خستهی شمشیرِ جفا را
یارا به نگاهی
باد سحر از روضهی رضوان خبر آورد
امروز به گلزار
ای سروِ روان هست مگر پیک صبا را
در کوی تو راهی؟
کس نیست که بر بوی گلستان جمالت
در باغ طرب نیست
چون لاله ز غم چاک زده جیب قبا را
وَافکنده کلاهی
زنجیر سر زلف ترا با همه خوبی
سنبل نتوان گفت
هرگز نکند هیچ کسی مشک ختا را
نسبت به گیاهی
بشکست همی لشگر سلطان کواکب
بر هر طرف امروز
کان زلف زرهپوش تو از عنبر سا را
آورده سپاهی
در دایرهی خوشنظران باز به صد سال
حقا که نیاورد
در دور قمر مادر ایام نگارا
مانند تو ماهی
هیهات که در دور قمر زنگ بر آرد
آیینهی رخسار
آندم که بر آرم ز دل سوخته یارا
زین واقعه آهی
از حال پریشان کمالت خبری نیست
هیهات چه تدبیر
آن کیست که تقدیر کند حال گدا را
در حضرت شاهی
#کمال_خجندی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
کوله باریست پر از هیچ
که بر شانهی ماست،
گله از دست کسی نیست
مقصر
دل دیوانهی ماست!
#قیصر_امین_پور
@AdabSar
کوله باریست پر از هیچ
که بر شانهی ماست،
گله از دست کسی نیست
مقصر
دل دیوانهی ماست!
#قیصر_امین_پور
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
عشٖقِ تو ز خاص و عام پنهان چه کنم؟
دردی که ز حد گذشت درمان چه کنم؟
خواهم که دلم به دیگری میل کند
من خواهم و دل نخواهد ای جان چه کنم؟
#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
عشٖقِ تو ز خاص و عام پنهان چه کنم؟
دردی که ز حد گذشت درمان چه کنم؟
خواهم که دلم به دیگری میل کند
من خواهم و دل نخواهد ای جان چه کنم؟
#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼
بپرسید و گفتش که: «برگوی راست
که تا از گذشته پشیمان کهراست؟»
چنین داد پاسخ که: «آن تیره تَرگ
که بر سر نهد پادشا روز مرگ
پشیمان شود دل کند پرهراس
که جانش به یزدان بُوَد ناسپاس
دو دیگر که کردار دارد بسی
به نزدیکِ آن ناسپاسان کسی»
و اندرز فردوسی در این هفته:
به هر کار بهتر درنگ از شتاب
بمان تا برآید بلند آفتاب
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
بپرسید و گفتش که: «برگوی راست
که تا از گذشته پشیمان کهراست؟»
چنین داد پاسخ که: «آن تیره تَرگ
که بر سر نهد پادشا روز مرگ
پشیمان شود دل کند پرهراس
که جانش به یزدان بُوَد ناسپاس
دو دیگر که کردار دارد بسی
به نزدیکِ آن ناسپاسان کسی»
و اندرز فردوسی در این هفته:
به هر کار بهتر درنگ از شتاب
بمان تا برآید بلند آفتاب
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸