لبخند مرا بَس بود، آغوش لِهَم میکرد
آن بوسه مرا میکُشت، لب مُنهدمم میکرد
آن بوسه و آن آغوش قَتّاله و مَقتَل بود
در سیرِ مرا کشتن، این پردهی اول بود!
#عليرضا_آذر
💕 @AdabSar
آن بوسه مرا میکُشت، لب مُنهدمم میکرد
آن بوسه و آن آغوش قَتّاله و مَقتَل بود
در سیرِ مرا کشتن، این پردهی اول بود!
#عليرضا_آذر
💕 @AdabSar
@AdabSar
یار ارادت مرا درک نمیکند چرا
علت عادت مرا درک نمیکند چرا
دست قنوت بستن و رو به خدا نشستن و
ذکر و عبادت مرا درک نمیکند چرا
خون جگر به راه عشق از دل و چشم ریختم
شوق شهادت مرا درک نمیکند چرا
بوسه به خاک پای او اوج سعادت من است
راه سعادت مرا درک نمیکند چرا
دیده شفای دردمند از اثرات دست او
فصل عیادت مرا درک نمیکند چرا
او که ز بعد مردنم خواهد دید صدق من
حال ارادت مرا درک نمیکند چرا
دید خودش سبب شده زندگی دوباره را
جشن ولادت مرا درک نمیکند چرا
گرچه به عشق تجربه دارد و میشناسدش
حس حسادت مرا درک نمیکند چرا
#محمد_خاکشور
@AdabSar
یار ارادت مرا درک نمیکند چرا
علت عادت مرا درک نمیکند چرا
دست قنوت بستن و رو به خدا نشستن و
ذکر و عبادت مرا درک نمیکند چرا
خون جگر به راه عشق از دل و چشم ریختم
شوق شهادت مرا درک نمیکند چرا
بوسه به خاک پای او اوج سعادت من است
راه سعادت مرا درک نمیکند چرا
دیده شفای دردمند از اثرات دست او
فصل عیادت مرا درک نمیکند چرا
او که ز بعد مردنم خواهد دید صدق من
حال ارادت مرا درک نمیکند چرا
دید خودش سبب شده زندگی دوباره را
جشن ولادت مرا درک نمیکند چرا
گرچه به عشق تجربه دارد و میشناسدش
حس حسادت مرا درک نمیکند چرا
#محمد_خاکشور
@AdabSar
💫
گردیده یکی اسم من و واژهی صبر
خورده گره اختیارِ چشمم با جبر
دارم شب و روز بیامان میبارم
من روی تو را سپید کردم ای ابر
#حسین_دهلوی
@AdabSar
گردیده یکی اسم من و واژهی صبر
خورده گره اختیارِ چشمم با جبر
دارم شب و روز بیامان میبارم
من روی تو را سپید کردم ای ابر
#حسین_دهلوی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻فنجان= Cup، پِنگان، جام
🔻فنجانک دستگاه تقطیر= پِنگانک دستگاه چِکِش
🔻فیروزهپنگان= پیروزهپنگان، آسمان
🔻فیل و فنجان= پیل و پِنگان
❗️برخی «فنجان» را برگرفته از «پِنگان» پارسی میدانند.
برخی نیز آن را برگرفته از «Pinax» یونانی میدانند.
✍نمونه:
🔺یه فنجون چایی براتون بریزم؟=
یک پِنگان چای برایتان بریزم؟
🔺رفتم آنجا، لنگان لنگان
شربت خوردم، «پنگان پنگان» #مولوی
🔺چیست این گنبد که گویی پُرگهر دریاستی
یا هزاران شمع در «پنگان»ی از میناستی #ناصرخسرو
🔺که آراید چه میگویی تو هرشب سبزگنبد را
بدین نورسته نرگسها و زراندود «پنگان»ها #ناصرخسرو
🔺کی ز انگشت همچو بادنگان(بادمجان)
تیر شاید گذاشت بر «پنگان»؟ #اوحدی
🔺در جهانی چه بایدت بودن
که به «پنگان» توانش پیمودن #سنایی
🔺سر و بن چون سر و بن «پنگان»
اندرون چون درون باتنگان(بادمجان) #بوشکور
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#فنجان #Cup
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻فنجان= Cup، پِنگان، جام
🔻فنجانک دستگاه تقطیر= پِنگانک دستگاه چِکِش
🔻فیروزهپنگان= پیروزهپنگان، آسمان
🔻فیل و فنجان= پیل و پِنگان
❗️برخی «فنجان» را برگرفته از «پِنگان» پارسی میدانند.
برخی نیز آن را برگرفته از «Pinax» یونانی میدانند.
✍نمونه:
🔺یه فنجون چایی براتون بریزم؟=
یک پِنگان چای برایتان بریزم؟
🔺رفتم آنجا، لنگان لنگان
شربت خوردم، «پنگان پنگان» #مولوی
🔺چیست این گنبد که گویی پُرگهر دریاستی
یا هزاران شمع در «پنگان»ی از میناستی #ناصرخسرو
🔺که آراید چه میگویی تو هرشب سبزگنبد را
بدین نورسته نرگسها و زراندود «پنگان»ها #ناصرخسرو
🔺کی ز انگشت همچو بادنگان(بادمجان)
تیر شاید گذاشت بر «پنگان»؟ #اوحدی
🔺در جهانی چه بایدت بودن
که به «پنگان» توانش پیمودن #سنایی
🔺سر و بن چون سر و بن «پنگان»
اندرون چون درون باتنگان(بادمجان) #بوشکور
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#فنجان #Cup
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍀🌺🌼🌸🍀🌺🌼🌸🍀🌺🌼🌸🍀
چو رفتی سوی کشوری کاردار
بدو شاه گفتی: «دِرَم خوار دار
نباید که مردم فروشی به گنج
که بَر کس نمانَد سرایِ سپنج
همه راستی جوی و فرزانگی
ز تو دور باد آز و دیوانگی
ز پیوند و خویشان مَبَر هیچکس
سپاه آنکه من دادمَت یار بس
دِرَم بخش هر ماه درویش را
مده چیز مردِ بداندیش را
اگر کشور آباد داری به داد
بمانی تو از داد آباد و شاد
وگر هیچ درویش خُسپَد به بیم
همی جان فروشی به زر و به سیم»
امید که در این هفته:
تو را باد پیروزی از آسمان
مبادا بهجز داد و نیکی گمان
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🍀🌸🌼🌺🍀🌸🌼🌺🍀🌸🌼🌺
چو رفتی سوی کشوری کاردار
بدو شاه گفتی: «دِرَم خوار دار
نباید که مردم فروشی به گنج
که بَر کس نمانَد سرایِ سپنج
همه راستی جوی و فرزانگی
ز تو دور باد آز و دیوانگی
ز پیوند و خویشان مَبَر هیچکس
سپاه آنکه من دادمَت یار بس
دِرَم بخش هر ماه درویش را
مده چیز مردِ بداندیش را
اگر کشور آباد داری به داد
بمانی تو از داد آباد و شاد
وگر هیچ درویش خُسپَد به بیم
همی جان فروشی به زر و به سیم»
امید که در این هفته:
تو را باد پیروزی از آسمان
مبادا بهجز داد و نیکی گمان
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🍀🌸🌼🌺🍀🌸🌼🌺🍀🌸🌼🌺
🌾 @AdabSar
من درختی کلاغ بر دوشم
خبرم درد میکند بدجور
ساقه تا شاخهام پر از زخم است
تبرم درد میکند بدجور
من کیام جز نقابی از ابهام؟
درد بحران هویت دارم
یک اشاره بدون انگشتم
اثرم درد میکند بدجور
جنگجویی نشسته بر خاکم
در قماری که هر دو میبازیم
پسرم روی دستم افتاده
سپرم درد میکند بدجور
مثل قابیل بیقبیله شدم
بوی گندم گرفته دنیا را
بسکه حوّا هواییاش کرده
پدرم درد میکند بدجور
هرچه کوه بزرگ میبینی
همگی روی دوش من هستند
عاشقی هم که قوز بالا قوز
کمرم درد میکند بدجور
تو فقط صبر میکنی تجویز
من فقط صبر میکنم یکریز
بس که دندان گذاشتم رویَش
جگرم درد میکند بدجور
بستری کن مرا در آغوشت
با دو نخ شعر و این هوا باران
راه دور و درازی آمدهام
سفرم درد میکند بدجور!
#مرتضا_خدایگان
🌱 @AdabSar
من درختی کلاغ بر دوشم
خبرم درد میکند بدجور
ساقه تا شاخهام پر از زخم است
تبرم درد میکند بدجور
من کیام جز نقابی از ابهام؟
درد بحران هویت دارم
یک اشاره بدون انگشتم
اثرم درد میکند بدجور
جنگجویی نشسته بر خاکم
در قماری که هر دو میبازیم
پسرم روی دستم افتاده
سپرم درد میکند بدجور
مثل قابیل بیقبیله شدم
بوی گندم گرفته دنیا را
بسکه حوّا هواییاش کرده
پدرم درد میکند بدجور
هرچه کوه بزرگ میبینی
همگی روی دوش من هستند
عاشقی هم که قوز بالا قوز
کمرم درد میکند بدجور
تو فقط صبر میکنی تجویز
من فقط صبر میکنم یکریز
بس که دندان گذاشتم رویَش
جگرم درد میکند بدجور
بستری کن مرا در آغوشت
با دو نخ شعر و این هوا باران
راه دور و درازی آمدهام
سفرم درد میکند بدجور!
#مرتضا_خدایگان
🌱 @AdabSar
🇮🇷 @AdabSar 🕊
نیازی که ما ایرانیان داریم به این که چونان ایرانی بر خود بنازیم و بر جهان سربرافرازیم از آنجاست که ما در این جهان، جهانی بیگانه با خویشتن، جهانی که به سوی یکپارچگی، یکنواختی، همسانی، دواسبه میتازد بیش از هر زمان بدان نیاز داریم که ایرانی بمانیم. چگونه ایرانی میتوانیم ماند؟ پاسخی که من به این پرسش ناگریز بنیادین میدهم این است: با شناخت ایران. من بیگمانم که هر ایرانی اگر ایران را، تاریخ و فرهنگ آن را، به درستی بشناسد، به ناچار دل به ایران خواهد باخت؛ آن را آنچنان گرامی، والا، پرفروغ، دلربا خواهد یافت که آگاهانه از سر شناخت، نه با شور و دلبستگی کور، آن را سرزمینی خواهد دانست که در بسیاری از زمینههای فرهنگی، اجتماعی، انسانی، در جهان در تاریخ بیمانند است. پس، بهناچار از آنچه این بخت بلند بهین را داشته است که ایرانی باشد، در این سرزمین سپند اهورایی که سرزمین فر و فروغ و فرزانگی است بزاید و بزید، سرافراز خواهد بود و نازان، اگر او آگاهانه بدین سرافرازی و نازانی برسد، ناگفته پیداست به آسانی در برابر فرهنگهای دیگر فرو نخواهد شکست و خود را در برابر دیگران خوار و بیارج نخواهد دانست.
#میرجلال_الدین_کزازی
☘🇮🇷 @AdabSar
نیازی که ما ایرانیان داریم به این که چونان ایرانی بر خود بنازیم و بر جهان سربرافرازیم از آنجاست که ما در این جهان، جهانی بیگانه با خویشتن، جهانی که به سوی یکپارچگی، یکنواختی، همسانی، دواسبه میتازد بیش از هر زمان بدان نیاز داریم که ایرانی بمانیم. چگونه ایرانی میتوانیم ماند؟ پاسخی که من به این پرسش ناگریز بنیادین میدهم این است: با شناخت ایران. من بیگمانم که هر ایرانی اگر ایران را، تاریخ و فرهنگ آن را، به درستی بشناسد، به ناچار دل به ایران خواهد باخت؛ آن را آنچنان گرامی، والا، پرفروغ، دلربا خواهد یافت که آگاهانه از سر شناخت، نه با شور و دلبستگی کور، آن را سرزمینی خواهد دانست که در بسیاری از زمینههای فرهنگی، اجتماعی، انسانی، در جهان در تاریخ بیمانند است. پس، بهناچار از آنچه این بخت بلند بهین را داشته است که ایرانی باشد، در این سرزمین سپند اهورایی که سرزمین فر و فروغ و فرزانگی است بزاید و بزید، سرافراز خواهد بود و نازان، اگر او آگاهانه بدین سرافرازی و نازانی برسد، ناگفته پیداست به آسانی در برابر فرهنگهای دیگر فرو نخواهد شکست و خود را در برابر دیگران خوار و بیارج نخواهد دانست.
#میرجلال_الدین_کزازی
☘🇮🇷 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
هر چند دانمت مهر، ای نازنین نباشد
اما روا به عاشق پیوسته کین نباشد
هرکس نکرد قبله محراب ابرویت را
شک نیست کهاینچنین کس اهل یقین نباشد
چشمت که خواند آهو؟ آهو نه شیر گیرد!
زلفت که گفت نافه؟ نافه که چین ندارد!
ریزد همی کلامت شهدی به کام جانها
حقا که این حلاوت در انگبین نباشد
با لعل روحبخشت کوثـر طمع ندارم
با عارض تو کارم با حور و عین نباشد
بادا حرام بر من دیدار روی خوبان
از حُسن اگر مرادم حُسنآفرین نباشد
با ما مشو مصاحب گر اهل عقل و دینی
در کوی عشق صحبت از عقل و دین نباشد
گر جای باده ساقی ریزد به ساغرم خون
نوشم به جان که دانم قسمت جز این نباشد
از چیست میکند جا اندر خزینهی دل
گر گفتهات صغیــرا، دُرّ ثمیـن نباشد؟
#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
هر چند دانمت مهر، ای نازنین نباشد
اما روا به عاشق پیوسته کین نباشد
هرکس نکرد قبله محراب ابرویت را
شک نیست کهاینچنین کس اهل یقین نباشد
چشمت که خواند آهو؟ آهو نه شیر گیرد!
زلفت که گفت نافه؟ نافه که چین ندارد!
ریزد همی کلامت شهدی به کام جانها
حقا که این حلاوت در انگبین نباشد
با لعل روحبخشت کوثـر طمع ندارم
با عارض تو کارم با حور و عین نباشد
بادا حرام بر من دیدار روی خوبان
از حُسن اگر مرادم حُسنآفرین نباشد
با ما مشو مصاحب گر اهل عقل و دینی
در کوی عشق صحبت از عقل و دین نباشد
گر جای باده ساقی ریزد به ساغرم خون
نوشم به جان که دانم قسمت جز این نباشد
از چیست میکند جا اندر خزینهی دل
گر گفتهات صغیــرا، دُرّ ثمیـن نباشد؟
#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
💫
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد
برو ای تن پریشان تو و آن دل پشیمان
که ز هردوتا نرستم دل دیگرم نیامد
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد
برو ای تن پریشان تو و آن دل پشیمان
که ز هردوتا نرستم دل دیگرم نیامد
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
گفتم به دام اسیرم، گفتا که دانه با من
گفتم که آشیان کو؟ گفت آشیانه با من
گفتم که بی بهارم شوق ترانهام نیست
گفتا بیا به گلشن، شور ترانه با من
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
گفتم به فصل پیری در من گلی نروید
گفتا که من جوانم، فکر جوانه با من
گفتم که خانومانم در کار عاشقی رفت
گفتا به کار خود باش، تدبیر خانه با من
گفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشت
گفتا تو شادمان باش، جور زمانه با من
گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من
گفتم دلم چو مرغیست کز آشیانه دور است
دستی به زلف خود زد، گفت آشیانه با من
گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر
گفتا که مهربان باد، اشک شبانه با من
#مهدی_سهیلی
@AdabSar
گفتم به دام اسیرم، گفتا که دانه با من
گفتم که آشیان کو؟ گفت آشیانه با من
گفتم که بی بهارم شوق ترانهام نیست
گفتا بیا به گلشن، شور ترانه با من
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
گفتم به فصل پیری در من گلی نروید
گفتا که من جوانم، فکر جوانه با من
گفتم که خانومانم در کار عاشقی رفت
گفتا به کار خود باش، تدبیر خانه با من
گفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشت
گفتا تو شادمان باش، جور زمانه با من
گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من
گفتم دلم چو مرغیست کز آشیانه دور است
دستی به زلف خود زد، گفت آشیانه با من
گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر
گفتا که مهربان باد، اشک شبانه با من
#مهدی_سهیلی
@AdabSar
💫
از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
#مهدی_موسوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
#مهدی_موسوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
گل نيست چنين سرکش و رعنا که تویی
مه نيست بدين گونه فريبا که تویی
غم بر سر غم ريخته آنجا که منم
دل بر سر دل ريخته آنجا که تویی
#رهی_معیری
@AdabSar
گل نيست چنين سرکش و رعنا که تویی
مه نيست بدين گونه فريبا که تویی
غم بر سر غم ريخته آنجا که منم
دل بر سر دل ريخته آنجا که تویی
#رهی_معیری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است
بیقرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خواندهام، يعقوب يادم داده است
«دلبرت وقتی کنارت نيست کوری بهتر است»
نامههايم چشمهايت را اذيت میکند
درددل کردن برای تو حضوری بهتر است
چای دم کن، خستهام از تلخی نسکافهها
چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است
من سرم بر شانهات؟ يا تو سرت بر شانهام؟
فکر کن خانم اگر باشم چهجوری بهتر است؟
#حامد_عسکری
@AdabSar
عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است
بیقرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خواندهام، يعقوب يادم داده است
«دلبرت وقتی کنارت نيست کوری بهتر است»
نامههايم چشمهايت را اذيت میکند
درددل کردن برای تو حضوری بهتر است
چای دم کن، خستهام از تلخی نسکافهها
چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است
من سرم بر شانهات؟ يا تو سرت بر شانهام؟
فکر کن خانم اگر باشم چهجوری بهتر است؟
#حامد_عسکری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
ابرهایی که در اندیشهی دریا هستند
بغض دارند ولی توی گلو میریزند
کوه من گریه نمیکرد و نمیدانستم
کوهها اشک ندارند، فرو میریزند!
#رویا_ابراهیمی
@AdabSar
ابرهایی که در اندیشهی دریا هستند
بغض دارند ولی توی گلو میریزند
کوه من گریه نمیکرد و نمیدانستم
کوهها اشک ندارند، فرو میریزند!
#رویا_ابراهیمی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عینک*= Eyeglass، آیینَک، آیِنَک، دیدیار، چشمیار، چشمینه، چشمی، چشمک، چشمافزار
🔻عینک آفتابی= آیینک آفتابی، آیِنَک آفتابی
🔻عینک ذرهبینی= آیینَکِ ریزبینی، چشمیِ نزدیکبین
🔻عینکزدن= آیِنَکزدن
🔻عینکساز= Optometrist، آیِنَکساز
🔻عینکسازی= آیینکسازی
🔻عینک طبی= آیینک پزشکی
🔻عینکفروشی= Optometry، آیینکفروشی، آیِنَکفروشی
🔻عینکی= آیینَکی، آیِنَکی
🔻عدسی عینک= مِژوک آیینَک، شیشهی آیینک، شیشهی چشمینه
🔻جلد عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻قاب عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻نمرهی عینک= شمارهی آینک، شمارهی آیینک، شمارهی چشمیار، شمارهی دیدیار، شمارهی چشمینه، شمارهی چشمی، شمارهی چشمافزار
*«آیینک» واژهای پارسی است و «عینک» اَرَبیدهی(معرب) آن است.
✍نمونه:
🔺نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما میباشد #صائب=
نیست شایا که ز من دور توانی گردید
آیِنَک پاکدلان دورنما میباشد
🔺جایت به فراز دیده در میدادند
چون عینک اگر کج و دورو میبودی=
جایت به فراز دیده در میدادند
چون چشمینه اگر کژ و دورو میبودی
🔺ای چشم سپهر از تو روشن
عینکنِهِ دیدههای روزن #درویش_واله_هروی=
ای چشم سپهر از تو روشن
آیینکنِهِ دیدههای روزن
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عینک #عینکی #Eyeglass #Optometrist #Optometry
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عینک*= Eyeglass، آیینَک، آیِنَک، دیدیار، چشمیار، چشمینه، چشمی، چشمک، چشمافزار
🔻عینک آفتابی= آیینک آفتابی، آیِنَک آفتابی
🔻عینک ذرهبینی= آیینَکِ ریزبینی، چشمیِ نزدیکبین
🔻عینکزدن= آیِنَکزدن
🔻عینکساز= Optometrist، آیِنَکساز
🔻عینکسازی= آیینکسازی
🔻عینک طبی= آیینک پزشکی
🔻عینکفروشی= Optometry، آیینکفروشی، آیِنَکفروشی
🔻عینکی= آیینَکی، آیِنَکی
🔻عدسی عینک= مِژوک آیینَک، شیشهی آیینک، شیشهی چشمینه
🔻جلد عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻قاب عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻نمرهی عینک= شمارهی آینک، شمارهی آیینک، شمارهی چشمیار، شمارهی دیدیار، شمارهی چشمینه، شمارهی چشمی، شمارهی چشمافزار
*«آیینک» واژهای پارسی است و «عینک» اَرَبیدهی(معرب) آن است.
✍نمونه:
🔺نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما میباشد #صائب=
نیست شایا که ز من دور توانی گردید
آیِنَک پاکدلان دورنما میباشد
🔺جایت به فراز دیده در میدادند
چون عینک اگر کج و دورو میبودی=
جایت به فراز دیده در میدادند
چون چشمینه اگر کژ و دورو میبودی
🔺ای چشم سپهر از تو روشن
عینکنِهِ دیدههای روزن #درویش_واله_هروی=
ای چشم سپهر از تو روشن
آیینکنِهِ دیدههای روزن
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عینک #عینکی #Eyeglass #Optometrist #Optometry
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸