ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
 @AdabSar

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بالعجب
در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم

ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس
آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم
 
#سعدی
@AdabSar
💫

عضو-عضوم به تماشای تو حیرت‌زده است

گر به معنی نگری انجمنِ تصویرم

#میرزااحسن_ایجاد
@AdabSar
💫

در چشم ما مغازله با این و آن بس است
خاریم و زار ای گل نامهربان بس است

خود واقفی که توبه‌ی عاشق شکستنی‌ست
تا روسیاه‌تر نشدم امتحان بس است

#حسین_دهلوی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
♥️☀️ @AdabSar
#جشن_مهرگان
سروده‌ی #شاهین_سپنتا

بار دیگر مهرگان از ره رسید
یادمان کاویان از ره رسید

مهرگان دُردانه‌ی دیرین ماست
مهرگان پیشینه‌ی شیرین ماست

مهرگان، آغاز راه کاوه بود
کاوه یک ایرانی آزاده بود

کاوه پولادین و نیک‌اندیش بود
پورِ پاکِ دودمانِ خویش بود

با تلاش و کوشش آن رادمرد
کاوه‌ی آهنگر آزادمرد

خاکِ پاکِ سرزمینِ آریا
سرزمینِ مردمانِ پارسا

با درفش کاویان از بند رَست
اژدر ضحاک را درهم شکست

کشور از چنگال آن بدخو رهید
روزگار نیک پیروزی رسید

آن درفش کاویانی یاد باد
خانه‌ی ایرانیان آزاد باد!
♥️☀️ @AdabSar
🌻🌾 @AdabSar

ترک آرزو کردم رنج هستی آسان شد
سوخت پرفشانی‌ها که این قفس گلستان شد
بیدل

🌚واژه‌ای که بسیار شنیده می‌شود و همواره به‌کار گرفته می‌شود «اذیت» است. بنگریم به زیبایی‌های زبان پارسی در برابر این واژه.

🔽 اذیت = آزار، آزارش، گزند، آسیب، رنجه.
🔽 اذیت شدن = آزار دیدن، آسیب دیدن، رنج دیدن/بردن
🔽 اذیت کردن = آزردن، رنجاندن، رنجانیدن
🔽اذیت‌کننده = آزارگر، آزاردهنده، رنجاننده
🔽پژولانیدن* واژه‌ای است که در برابر اذیت کردن فرهنگ ما را پرمایه کرده است.

خویش را بی‌مایه نشان ندهیم.
#بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی

*پَـژولانیدَن: رنجه کردن
گر روان من پژولانند زود
صد در محنت بر ایشان برگشود
مولوی

🌻🌾 @AdabSar
ادب‌سار
با درود؛ بی‌گمان می‌دانید که در هفته‌های گذشته انجمن استادان زبان و ادب پارسی گُـزیرِش(تصمیم) دیوان آموزش و پرورش درباره‌ی به‌کارگیری دین‌‌آموزان هیربَدستان(طلبه‌های حوزه علمیه) برای آموزش زبان و ادب پارسی به دانش‌آموزان را نکوهیدند. چرا که آموزش و پرورش…
💠🔹 @AdabSar

یاداشتی به بهانه‌ی زبانی به نام پارسی
#بزرگمهر_صالحی

نخست شنیدم آنگاه به جستجو رفتم. با خواندن آنچه در پیام‌رسان‌ها دست‌به‌دست می‌شد، شگفت‌زده شدم. با خود گفتم سرانجام زبان پارسی چه خواهد شد؟
آنان که آموزش دیده‌اند و دانشگاه رفته‌اند برای زبان پارسی، امیدمندان روشنی که می‌خواستند آموزه(درس) بگویند تا بر خوان‌هایشان نانی سبز شود، آنان چه می‌شوند؟ و هزاران پرسش بی پایان دیگر!!

سر و کار دین‌یار (روحانی) باید با نماز و روزه و نبیگ‌های دینی باشد نه ادبسار(ادبیات) که خواهش‌های دل در آن نهفته است و اندیشه‌های چامه‌سرایانه از آن لبریزند.
به نوشته‌ی نظامی:
در شعر مپیج و در فن او
که اکذب اوست احسن ‌او

این دو چگونه با هم گرد می‌آیند؟
خودشان می‌خواهند از خداشناسی به ادبسار بروند، یا ادبسار را در چهارچوب بینش دینی ره‌آورد بدارند.
«دین‌یاران گرامی درباره‌ی زبان پارسی چه آموزشی دیده‌اند؟ آیا دستور زبان خوانده‌اند و با نوشتارهای ادبی و شاهنامه آشنایند؟ بازمانده‌های یزدان‌شناسی (عرفانی) و سبک‌های ادبی ما را می‌شناسند؟ با گاهداد ادبسار و دگرگونی‌های زبان آشنا هستند یا هیچ یک را نمی‌دانند؟»
آموزه‌گاه ادبسار برای این است که بچه‌ها خودشان نوشتن را یاد بگیرند نه چه نوشتن را. دو خت(خط) ساده را بسیاری‌شان نمی‌توانند بنویسند، چه رسد به آنکه بتوانند حافظ و مولانا و نیز شاملو و فروغ بخوانند و خشنود شوند. آنگاه بدانند داستان چیست و سبک ادبی کدام است؟
ادبسار با خنیاگری آمیخته است و نمی‌توان باشنده‌ی خنیاگری نبود و چکامه‌ها را دریافت. همه‌ی زیبایی سروده‌های حافظ به خنیای درونی آن است و این‌ها هیچ یک پیوندی به کارهای ناادبی ندارد.
با این همه شایمندی‌ها از مردان دین نباید پرسید پس چرا نگاه کارمندی و پیشه‌ای؟ و اگر هم مانند دیگران در جستجوی کار هستید چرا از گستره‌ی دین به ادبسار و هازمان(جامعه) و گاهداد(تاریخ) می‌کوچید و اگر همه‌ی دانش‌ها و فندها را در چهارچوب آموخته‌ها می‌دانید، چرا دانش انگارش(ریاضیات) و کیمیا(شیمی) و گیتیگ(فیزیک) نه و ادبسار و گاهداد و دانش همبودی، آری؟؟

اکنون می‌توان پرسید این گونه کارها یاوران دین را در چشم مردم شیرین می‌کند یا از چشم آنان می اندازد؟

#پیام_پارسی
💠🔹 @AdabSar
1
@AdabSar

گرچه جانی نیست اما می‌دهم جان بارها
روز را شب می‌کنم با غم بدین‌سان بارها

تلخیِ بغض مرا چون آسمان حس می‌کند
هرکه تنها رفته باشد زیر باران بارها

گونه‌هایم گل اگر انداخت از گرما نبود
چون که سیلی خورده از دستِ زمستان بارها

از همان چیزی که می‌ترسیدم آمد بر سرم
از همان چیزی که گفتم با تو از آن بارها

می‌روی بعد از تو از من هیچ می‌ماند به‌جا
گرچه جانی نیست اما می‌دهم جان بارها

#سعید_ایران_نژاد
@AdabSar
💫

باد را خاک
آتـش را آب
مرا اندوه می‌گیرد
نبودنت
بیدادی‌ست
بی نویدِ پایانی

#جمشید_برزگر
@AdabSar
💫

نه صبر که عمر در رضا بگذارم
نه تاب که کار با قضا بگذارم

از بس که ز خویشتن به تنگم خواهم
بُگریزم و خویش را به جا بگذارم

#شکیبی_قمی
@AdabSar
💠🔹 @AdabSar

هست چون تاک پر از باده رگ و ريشه‌ی ما
پيش خُم گردن خود کج نکند شيشه‌ی ما
صائب تبریزی

🔍 ریشه‌یابی دو واژه‌ی تلفن و موبایل

تلفن پیوند (تله + فون) است. این واژه از زبان فرانسه به پارسی آمده است. ولی ریشه‌ی یونانی دارد. تله در زبان یونانی در واژه‌هایی مانند تلگراف، تلگرام، تله‌کابین، تله‌سی به مانک دور است و فون نیز در این زبان به مانک شنیدن است. پس تلفن به مانک شنیدن از راه دور است. ای کاش در همان آغاز کار با درست شدن تلفن ما به پارسی آن را «دورشنو» یا «دورآوا» می‌نامیدیم .

ولی موبایل یا مُبایل، تلفن همراه (نام آیینی)، تلفن بدون سیم است. این واژه انگلیسی است و در این زبان به نمای «Mobile» نوشته می‌شود. موبایل در واژه‌ی اتوموبیل نیز هست.
شگفت‌انگیز است که برایش نام تلفن همراه برگزیده شد. ناآگاه از اینکه بخش نخست آن بیگانه است. دگردیسی نام از موبایل به تلفن همراه کاری بیهوده است. چون دست‌کم موبایل تک‌واژه است و تلفن همراه دو واژه‌ای است. ما می‌توانستیم از واژه‌ی «چَمان» به‌جای Mobile سود ببریم زیرا چمان به مانک جنبا است و به آنچه که پیوسته در چرخ است نُـمارِش (اشاره) دارد.

شاد زیوید
#بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی
💠🔹 @AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻اتاق انتظار = پَرموگاه (پَرمو = انتظار) نمونه: 🔺در اتاق انتظار نشسته بودم = در پَرموگاه نشسته بودم 🔻اتاق بازرگانی = سرای بازرگانی نمونه: 🔺اتاق بازرگانی همدان افتتاح شد = اتاغ بازرگانی هگمتان گشایش یافت سرای بازرگانی…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻اتاق صنایع = سرای ساختاری
نمونه:
🔺برای گرفتن مجوز به اتاق صنایع مراجعه کرد =
برای گرفتن پروانه به سرای ساختاری سر زد

🔻اتاق عمل = نیشكارگاه(نیشگر = جراح)
نمونه:
🔺برای مداوا به اتاق عمل برده شد =
برای درمان به نیشکارگاه برده شد

🔻اتاق غذاخوری = ناهارگاه
نمونه:
🔺برای اتاق غذاخوری از رنگ‌های گرم استفاده کنید
برای ناهارگاه از رنگ‌های گرم بهره ببرید

🔻اتاق مهمان = تالار، مهمانخانه
نمونه:
🔺مهمان‌ها را به اتاق مهمان راهنمایی کرد =
مهمان‌ها را به مهمانخانه راهنمایی کرد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #اتاق #اطاق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
خوان یا سفره‌ی مهرگانی به رنگ ارغوانی است و میوه‌های سرخ‌رنگ و گوناگون در آن می‌چینند. در ایران کهن چند شاخه از درختان گز، هوم و مورد در آن می‌گذاشتند. گل همیشه شکفته در میان خوان بود و پیرامونش را با گل‌های دیگر می‌آراستند. آتشدان یا کندیل(شمع)، شیرینی و خوشبوکننده‌ای چون گلاب نیز در آن یافت می‌شد.

خوراکی‌های جشن مهرگان نوشیدنی گیاه هوم و نانی بود که از آرد هفت گیاه گندم، جو، نَرسَک(عدس)، برنج، ماش، نخود و ارزن پخته می‌شد. اکنون آن هفت گیاه در خوان مهرگانی نهاده می‌شود. در آتشدان‌ها اسپند و زفران(زعفران) و انبر(عنبر) می‌ریختند تا هوا خوش‌بو باشد.

#جشن_مهرگان
♥️☀️ @AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺🌼🌸
🌼🌸
🌸
بگویم یَکی تازهْ‌اندرز نیز
که آن برتر از دیده و جان و چیز

خُنُک آن‌که آباد دارد جهان
بُوَد آشکارای او چون نِهان

دگر آن که دارند آوازِ نرم
خِرَد دارد و شرم و گفتارِ گرم

هزینه سه‌دیگر که از بهرِ لاف
به بیهوده نپراگَنَد بر گزاف

نه مزد و نه دارد کسی زآن سپاس
نه بِپْسندد آن مرد یزدان‌شناس

میانه گزینی بمانی به جای
خردمند خوانَدْت پاکیزه‌رای
#فردوسی

و در این هفته امید آن:
که چَشم‌ بد از فرّ تو دور باد
همهْ روزگارانِ تو سور باد


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
🌸🌼
🌺🌸🌼
🇮🇷☀️ @AdabSar

چکامه‌ی #جشن_مهرگان
سروده‌ی زیبای بانو #هما_ارژنگی


زر می‌چکد خدا را از شاخه‌های زرین
بر قله‌ی دماوند، مهر خجسته را بین

همپای گام پاییز، بر زورقی دُرافشان
آمد که تازه دارد عهد وفای یاران

مهرآمد و صلا زد، یاران مهربان را
آمد که هدیه آرد، افسونگر خزان را

آمد که بازگوید، از کاوه‌ی دلاور
از شاه آفریدون، ضحاک تیره‌گوهر

آمد که بر تو خواند، آیین پهلوانی
اندر نبرد دیوان، مردانه جان فشانی

گوید ز جور ضحاک، افسانه‌گوی پاییز
از مرگ تلخ انسان، در ماتمی غم‌انگیز

روزی که نسل انسان، در چنبر بلا بود
تسلیم سرنوشتی بی‌چون و بی‌چرا بود

سرهای سرفرازان از شانه‌ها جدا بود
جان گزیده یاران بی‌ارج و بی‌بها بود

خون در قدح خورشید، برجای باده‌ی نوش
از جور بی‌امانِ ضحاکِ مار بردوش

این رفت و آمد آن دم، که آواز کاوه برخاست
چرمینه برگشاد و بر نیزه‌ای بیاراست

فریاد شد صدایش، اندر غریو یاران
خون دوباره جوشید در تار و پود انسان

آنگه که کاوه سرداد، آواز سربلندی
ضحاک شد به زندان، در قاف دردمندی

روزی که روح انسان آزاده و رها شد
زنجیر ناگریزی، از قامتش جدا شد

آن روز سرفرازی یک روز مهرگان بود
پیدایی بهاران، بر قامت خزان بود

ای از تو خاطرم شاد، باشی همیشه آزاد
در کوچ سرد پاییز، یا گرمی امرداد

تو نسل قهرمانی، آگاه و پرتوانی
از کاوه‌ی دلاور، زیبنده یادمانی

برخیز و سر برافراز، با همت خدایی
تا با تو برفروزد، ایران آریایی!

🇮🇷☀️ @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنگه که کاوه سرداد، آواز سربلندی
ضحاک شد به زندان، در قاف دردمندی

روزی که روح انسان آزاده و رها شد
زنجیر ناگریزی، از قامتش جدا شد

آن روز سرفرازی یک روز مهرگان بود
پیدایی بهاران، بر قامت خزان بود!

سروده و آوای #هما_ارژنگی
#جشن_مهرگان
🇮🇷☀️ @AdabSar
💠🦋 @AdabSar

قول تو خط توست، مَر خَرَِد را
سامه کن و بیرون مشو ز سامه
ناصر خسرو

👓 برای برابری واژه‌ی «شرط» به جست‌وجو برخاستم، سراسر فرهنگ‌ها واژگان سامه، غٌنوند و پیغان را نوشته بودند. تا اینکه پارسی انجمن واژه‌ی تازه‌ای را نوشته بود. شایسته است ایرانیان در گفتار و نوشتار از واژه‌های پارسی در برابر واژه‌های بیگانه بهره ببرند. تا زبان ما بُرباری و دلنوازیش را سرشارتر کند.

🌹پارسی 🥀بیگانه

اَگره = شرط
اَگره‌دار = مشروط
اَگره‌ای = شرطی
اَگره گذاشتن = شرط گذاشتن

نمونه:

🥀 شرط عضویت در تیم کامپیوتر دانشکده، پر کردن فرم عضویت و پرداخت حق عضویت است.
🌹 اَگره‌ی هموندی در دسته‌ی رایانه‌ی دانشکده، پُر کردن اَزدابرگ هموندی و پرداخت هموندانه است.

#بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی
💠🦋 @AdabSar
🧶🪁 @AdabSar

عقل عمده‌ی سعادت و مفتاح نَهمَت است و هرکه بدان فضیلت متحلّی بود و جمال حلم و ثبات بدان پیوست، سزاوار دولت و شایان عِزّ و رفعت گشت. اما ثمرات آن به تقدیر ازلی متعلّق است. و پادشاه‌زاده‌یی بر در منظور نبشته بود؛ که «اصل سعادت، قضای آسمانی است و کلّیِ اسباب و وسایل، ضایع و باطل است.»
کلیله و دمنه، نصرالله منشی، به کوشش محمدرضا برزگر خالقی، رویه: ۲۷۹

🖋📖 #برگردان_به_پارسی

خرد، سراسر کامیابی و گشایش‌گر نیازمندی است و هرکه بدان ویژگی برتر پیراسته بود و زیبایی بردباری و پایایی بدان پیوست، سزاوار بختیاری و شایان ارجمندی و بزرگواری گشت. پَن به ‌بار نشستن‌های آن به سرنوشت دیرینه بازبسته است. و پادشاه‌زاده‌یی به روی دید همه نبشته بود که «بُن‌هِشت نیک‌بختی، دستوری آسمانی است و همه‌ی ساز و برگ‌ها و ابزارها هدرشونده و بیهوده است.»
#بلال_ریگی

🧶🪁 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻اساس = بنیاد، پایه، شالوده، زیرساخت، ریشه، پی

نمونه:
🔺این کتاب بر اساس یک داستان واقعی نوشته شده =
این نسک بر پایه یک داستان راستین نوشته شده

🔺اساس این نکبت از کجا ایجاد شد؟ =
بنیاد این نگون‌بختی از کجا ریخته شد؟

🔺اساس وجود حرکت است =
شالوده هستی جنبش است


🚩دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #اساس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

از عشق مکن شکوه که جای گله‌ای نیست
بگذار بسوزد دلِ من مسئله‌ای نیست

من سوخته‌ام در تب آن‌قدر که امروز
بین من و خورشید دگر فاصله‌ای نیست

غم‌دیده‌ترین عابر این خاک منم من
جز بارش خون چشم مرا مشغله‌ای نیست

در خانه‌ام آواز سکوت است خدایا
مانند کویری که در آن قافله‌ای نیست

می‌خواستم از درد بگوییم ولی افسوس
در دسترس هیچ‌کسی حوصله‌ای نیست

شرمنده‌ام از روی شما بد غزلی شد
هرچند از این ذهن پریشان گله‌ای نیست

سراینده #ناشناس
@AdabSar
1
💫

مثل آهنگی قدیمی

از سرش افتاده‌ام!

#آرش_شفاعی
@AdabSar