ادبسار
📝 @AdabSar واژهسازی و ما بخش یازدهم ✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی در نوشته.های پیشین دربارهی ریشهشناسی، نگریهی «داریوش آشوری» را دربارهی کارهای واژهشناسی بازگفتیم و اکنون به چندوچون نگر استاد «محمد حیدری ملایری» این دانشمند برجسته در واژهشناسی خواهیم پرداخت.…
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش دوازدهم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
آیا پویهی (فعل) پاییدن و پاستن و پاسبان و... که ما در زبان روزانه و گفتار هم به کار میبریم، «مایههای دور زبانی»* است؟ پویهی نپاهیدن (رصد کردن) و واژههای نپاهشگر (رصدکننده) و نپاهشگاه (رصدخانه) چه اندازه دورند؟ آیا نمایشگر و نمایشگاه نیز زمانی «مایههای دور» نبودند؟
ارتش بهجای قشون، دادگستری به جای عدلیه، شهرداری به جای بلدیه، چگالی به جای «دانسیته» و... نیز زمانی مایههای دور زبانی بودند.
آیا هنگامی که در زبانهای اروپایی از مایههای دور زبانی لاتین و یونانی باستان برای ساختن واژهها یاری میگیرند کسی چیزی میگوید؟ یا در زبانهای اروپایی این نیاز را پذیرفتهاند که برای واژهسازی به این مایهها نیاز داریم؟ در گذشته هم نمونههای بسیار نوشتهام که آیا پیشاوند acro (سر) که در ساختن واژهی acronym به کار رفته، از مایههای نزدیک زبانی مردم انگلیسیزبان است؟
من نمیگویم هر واژهای را که ساخته میشود باید پذیرفت. ولی باید استانده(معیار)هایمان روشن، دانشیک(علمی) و یکنواخت باشد. بدبختانه ناکارایی ما در واژهسازی بیشتر وختها فرهنگی است تا زبانی. اگر یک واژهی شگفتانگیز و ناشناس فرنگی را بشنویم بیهیچ درنگی آن را به کار میبریم و گاه مایهی پُز دادن و بالیدنمان هم میشود که برای نمونه «آری! من نبیگی(کتابی) دربارهی زَندشناسی (هرمنوتیک)** خواندهام» و هیچگاه هم نمیرویم ببینیم این «هرمنوتیک» از کجا آمده است. چون فرنگی است پس درست است. برای بسیاری پراندن واژههای فرنگی نشان برجستگی و پیشرفته بودن است. نمونهای را خوانندهای نوشته که در ایران گروهی دانشجو نام دستهی ورزشی خود را wavelet (موجک/موج کوچک) گذاشتهاند! اما هنگامی که به یک واژهی پارسی برمیخوریم میخواهیم مو را از ماست بکشیم. ناگهان دلشورههای زبانیمان گل میکند و میشویم نگاهبان خستگیناپذیر زبان. زبانی که بیشترمان به شَوَند(دلیل) نخواندن یا بیآتانشی (بیتوجهی) به گاهداد(تاریخ) و ادبسار(ادبیات) و نوشتار آن، تنها با زیر گروههای بسیار کوچکی از تواناییها و مایهها و پشتوانهی واژگانی آن آشنا هستیم. بگذریم....
تازمانی دیگر
📜 پینوشت:
*زبانزدهایی که در زمانهای گذشته بهکار میرفتند.
**هرمنوتیک، از پویه یونانی Hermeneuein بهمانک زَندشناسی (تفسیر کردن) برگرفته شده است و با واژهی هرمس (ایزد پیامرسان یونانیان) دارای ریشهی همبَهر(مشترک) هستند.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش دوازدهم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
آیا پویهی (فعل) پاییدن و پاستن و پاسبان و... که ما در زبان روزانه و گفتار هم به کار میبریم، «مایههای دور زبانی»* است؟ پویهی نپاهیدن (رصد کردن) و واژههای نپاهشگر (رصدکننده) و نپاهشگاه (رصدخانه) چه اندازه دورند؟ آیا نمایشگر و نمایشگاه نیز زمانی «مایههای دور» نبودند؟
ارتش بهجای قشون، دادگستری به جای عدلیه، شهرداری به جای بلدیه، چگالی به جای «دانسیته» و... نیز زمانی مایههای دور زبانی بودند.
آیا هنگامی که در زبانهای اروپایی از مایههای دور زبانی لاتین و یونانی باستان برای ساختن واژهها یاری میگیرند کسی چیزی میگوید؟ یا در زبانهای اروپایی این نیاز را پذیرفتهاند که برای واژهسازی به این مایهها نیاز داریم؟ در گذشته هم نمونههای بسیار نوشتهام که آیا پیشاوند acro (سر) که در ساختن واژهی acronym به کار رفته، از مایههای نزدیک زبانی مردم انگلیسیزبان است؟
من نمیگویم هر واژهای را که ساخته میشود باید پذیرفت. ولی باید استانده(معیار)هایمان روشن، دانشیک(علمی) و یکنواخت باشد. بدبختانه ناکارایی ما در واژهسازی بیشتر وختها فرهنگی است تا زبانی. اگر یک واژهی شگفتانگیز و ناشناس فرنگی را بشنویم بیهیچ درنگی آن را به کار میبریم و گاه مایهی پُز دادن و بالیدنمان هم میشود که برای نمونه «آری! من نبیگی(کتابی) دربارهی زَندشناسی (هرمنوتیک)** خواندهام» و هیچگاه هم نمیرویم ببینیم این «هرمنوتیک» از کجا آمده است. چون فرنگی است پس درست است. برای بسیاری پراندن واژههای فرنگی نشان برجستگی و پیشرفته بودن است. نمونهای را خوانندهای نوشته که در ایران گروهی دانشجو نام دستهی ورزشی خود را wavelet (موجک/موج کوچک) گذاشتهاند! اما هنگامی که به یک واژهی پارسی برمیخوریم میخواهیم مو را از ماست بکشیم. ناگهان دلشورههای زبانیمان گل میکند و میشویم نگاهبان خستگیناپذیر زبان. زبانی که بیشترمان به شَوَند(دلیل) نخواندن یا بیآتانشی (بیتوجهی) به گاهداد(تاریخ) و ادبسار(ادبیات) و نوشتار آن، تنها با زیر گروههای بسیار کوچکی از تواناییها و مایهها و پشتوانهی واژگانی آن آشنا هستیم. بگذریم....
تازمانی دیگر
📜 پینوشت:
*زبانزدهایی که در زمانهای گذشته بهکار میرفتند.
**هرمنوتیک، از پویه یونانی Hermeneuein بهمانک زَندشناسی (تفسیر کردن) برگرفته شده است و با واژهی هرمس (ایزد پیامرسان یونانیان) دارای ریشهی همبَهر(مشترک) هستند.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻خطر = ناگواری، مرگآور، گزند، زیان، ترس، بیم، آسیب، سَیج، دشواری
🔻خطرات = دِلگـُذرها
🔻خطر کردن = سیجیدن، هنر کردن، خود را به آب و آتش زدن
🔻خطرناک = هراسانگیز، گزندبار، زیانبار، زیانآور، دشوار، ترسناک، بیمناک، آسیبزننده، سیجناک، سیجومند، پورمرگ
✍ نمونه:
🔺عقرب حیوان خطرناکی است =
کژدُم جانور گزندباری است
گزدُمب جانور ترسناکی است
گژدَم جاندار آسیبزنندهای است
🔺در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن... =
در ره خانهی لیلی که گزندهاست در آن...
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #خطر #خطرناک #خطرات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻خطر = ناگواری، مرگآور، گزند، زیان، ترس، بیم، آسیب، سَیج، دشواری
🔻خطرات = دِلگـُذرها
🔻خطر کردن = سیجیدن، هنر کردن، خود را به آب و آتش زدن
🔻خطرناک = هراسانگیز، گزندبار، زیانبار، زیانآور، دشوار، ترسناک، بیمناک، آسیبزننده، سیجناک، سیجومند، پورمرگ
✍ نمونه:
🔺عقرب حیوان خطرناکی است =
کژدُم جانور گزندباری است
گزدُمب جانور ترسناکی است
گژدَم جاندار آسیبزنندهای است
🔺در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن... =
در ره خانهی لیلی که گزندهاست در آن...
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #خطر #خطرناک #خطرات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌾 @AdabSar 🌱
پدربزرگ همیشه دربارهی پیشرفت و آبادانی ده میگفت:
«پیشرفت و آبادانی ده را در برآیندهای دانش و اندیشههای نوین بجویید. در تخشاورش، رخشانش، بِهنژادی، بِهتخمی، بِهداشت، فناوری و آموزش.»
پدربزرگ گفت: «از این راههاست که شما میتوانید گفتههای گذشتگان را دربارهی زمین و کشت بهکار ببندید. گفتههایی چنین:
بزرگترین و ارزشمندترین ستایشها و نیایشهای خدا آنست که به ما زمینهای خشک آب برسانید، که درختها و گیاهان بسیار از دل ما خواهند رویید و پرندگان و دامها به ما روی خواهند نهاد و مردم بسیار نان و خوراک خود را از ما خواهند گرفت. اینها همه نزد مزدا اهورای پاک، والاترین کارها، ستایشها و نیایشهاست.»
📗 بریدهای از نبیگ(کتاب): «آوای زنگولهها»
نوشتهی «حسین وحیدی»
#پیام_پارسی
📜 پینوشت:
تَخشاوَرِش = #صنعتی_کردن
رَخشانِش = #الکتروفیکاسیون یا #برقی_کردن
بِهنژادی = #اصلاح_نژاد
بِهتخمی = #اصلاح_بذر
🌾 @AdabSar 🌱
پدربزرگ همیشه دربارهی پیشرفت و آبادانی ده میگفت:
«پیشرفت و آبادانی ده را در برآیندهای دانش و اندیشههای نوین بجویید. در تخشاورش، رخشانش، بِهنژادی، بِهتخمی، بِهداشت، فناوری و آموزش.»
پدربزرگ گفت: «از این راههاست که شما میتوانید گفتههای گذشتگان را دربارهی زمین و کشت بهکار ببندید. گفتههایی چنین:
بزرگترین و ارزشمندترین ستایشها و نیایشهای خدا آنست که به ما زمینهای خشک آب برسانید، که درختها و گیاهان بسیار از دل ما خواهند رویید و پرندگان و دامها به ما روی خواهند نهاد و مردم بسیار نان و خوراک خود را از ما خواهند گرفت. اینها همه نزد مزدا اهورای پاک، والاترین کارها، ستایشها و نیایشهاست.»
📗 بریدهای از نبیگ(کتاب): «آوای زنگولهها»
نوشتهی «حسین وحیدی»
#پیام_پارسی
📜 پینوشت:
تَخشاوَرِش = #صنعتی_کردن
رَخشانِش = #الکتروفیکاسیون یا #برقی_کردن
بِهنژادی = #اصلاح_نژاد
بِهتخمی = #اصلاح_بذر
🌾 @AdabSar 🌱
🌿💕 @AdabSar
دوستت دارم ای دوست!
ای همدل!
ای همآوای دیرین من!
دوستت دارم ای مهربان!
ای شوخ چشم!
و ای دلستان، شیرین من !
چه فراز آورم سر
در آستان نگاه پر مهرت که سرسپردهام؟
چه بخوانم ز درد
که در گوشاگوش چهارگاهات
اندوه روزگارانم را ستردهام؟
دیرسالیست
که چکامههای چشمان تو
چون پنجرهایست به سوی آلالههای امید!
دیرسالیست
که چکاوکهای بوستان تو
چون پیامآوران شادمانی و شور
میدهندم نوید!
خورشید گرم آن نگاه تو
چون پیامی بوده رخشان،
از ژرفنای ناب آیین فرزانگان!
دوستت دارم ای دوست!
دوستت دارم!
✍ #مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
#چکامه_پارسی
🌿💕 @AdabSar
دوستت دارم ای دوست!
ای همدل!
ای همآوای دیرین من!
دوستت دارم ای مهربان!
ای شوخ چشم!
و ای دلستان، شیرین من !
چه فراز آورم سر
در آستان نگاه پر مهرت که سرسپردهام؟
چه بخوانم ز درد
که در گوشاگوش چهارگاهات
اندوه روزگارانم را ستردهام؟
دیرسالیست
که چکامههای چشمان تو
چون پنجرهایست به سوی آلالههای امید!
دیرسالیست
که چکاوکهای بوستان تو
چون پیامآوران شادمانی و شور
میدهندم نوید!
خورشید گرم آن نگاه تو
چون پیامی بوده رخشان،
از ژرفنای ناب آیین فرزانگان!
دوستت دارم ای دوست!
دوستت دارم!
✍ #مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
#چکامه_پارسی
🌿💕 @AdabSar
🌹🕊 @AdabSar
✨ شب شکفتن
شبانگاهان که شیدایی شکوفان میکند گل را
به جیغش جغد جادوگر پریشان میکند گل را
سیاهی بر نمیتابد به جایی ره نمییابد
شباهنگام و تنهایی هراسان میکند گل را
شباویزی به کوکویش شباهنگی به سوسویش
به افشان کردن بویش شتابان میکند گل را
چه بیسامان سری دارد هوای دلبری دارد
پگاهان سهره با چَهچَه بسامان میکند گل را
به شبنم چهره میشوید کنارش غنچه میروید
رخ آرایی به زیبایی نمایان میکند گل را
پرستو پونه میبوید چکاوک چامه میگوید
سرودی سهره میخواند که خندان میکند گل را...
✍ #م_ح_هریس
#چکامه_پارسی
🌹🕊 @AdabSar
✨ شب شکفتن
شبانگاهان که شیدایی شکوفان میکند گل را
به جیغش جغد جادوگر پریشان میکند گل را
سیاهی بر نمیتابد به جایی ره نمییابد
شباهنگام و تنهایی هراسان میکند گل را
شباویزی به کوکویش شباهنگی به سوسویش
به افشان کردن بویش شتابان میکند گل را
چه بیسامان سری دارد هوای دلبری دارد
پگاهان سهره با چَهچَه بسامان میکند گل را
به شبنم چهره میشوید کنارش غنچه میروید
رخ آرایی به زیبایی نمایان میکند گل را
پرستو پونه میبوید چکاوک چامه میگوید
سرودی سهره میخواند که خندان میکند گل را...
✍ #م_ح_هریس
#چکامه_پارسی
🌹🕊 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مرتب = بهسامان، راسته، در چيده، چیده، سازمند، دهنادین، پیراستَک، پاترَستَک، پیراسته، راغیناک(=منظم)، پشت سر هم، پی در پی، پیاپی
Straight, Neat, Orderly, Periodically, Regular, Sequential, Shipshape, Systematic, Taut, Tidy, Trim
🔻زوج مرتب = جفت سازمند
✍ نمونه:
🔺منزل مرتبی دارد =
خانهی بهسامانی دارد
کاشانهی سازمندی دارد
🔺لباسها را مرتب کرد =
جامهها را درچید
🔺مرتب در حال تمرین هستیم =
پیاپی در کار بَرزِش هستیم
🔺اعتمادبهنفسش مرتب در حال نوسان بود =
خودباوریاش پی در پی در نَوانِش بود
🔺آیا بدون ارتودنسی میتوان دندانها را مرتب کرد؟
آیا بی دندانآرایی میتوان دندانها را پیراست؟
🚩 دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #مرتب #زوج_مرتب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مرتب = بهسامان، راسته، در چيده، چیده، سازمند، دهنادین، پیراستَک، پاترَستَک، پیراسته، راغیناک(=منظم)، پشت سر هم، پی در پی، پیاپی
Straight, Neat, Orderly, Periodically, Regular, Sequential, Shipshape, Systematic, Taut, Tidy, Trim
🔻زوج مرتب = جفت سازمند
✍ نمونه:
🔺منزل مرتبی دارد =
خانهی بهسامانی دارد
کاشانهی سازمندی دارد
🔺لباسها را مرتب کرد =
جامهها را درچید
🔺مرتب در حال تمرین هستیم =
پیاپی در کار بَرزِش هستیم
🔺اعتمادبهنفسش مرتب در حال نوسان بود =
خودباوریاش پی در پی در نَوانِش بود
🔺آیا بدون ارتودنسی میتوان دندانها را مرتب کرد؟
آیا بی دندانآرایی میتوان دندانها را پیراست؟
🚩 دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #مرتب #زوج_مرتب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
📰🗞
زبان نیازمند دَم و بازدم است تا واژههای نابجا زوده شوند و درخششی تازه در جان زبان به آتش بایستاد؛ همواره و همیشگی.
📰 روزنامه، هفتهنامه، ماهنامه، وارهنامه = journal (فرانسوی)
📝 روزنامهنگار، روزنامهنویس = journaliste
🔍 روزنامهنگارانه = journalistique
🗞روزنامهگرایی، روزنامهنویسی= journalisme
✍ #بزرگمهر_صالحی
#ژورنال #ژورنالیسم #ژورنالیست
📚 بازخنها (منابع)
۱- فرهنگ بیست هزار، ضیاالدین هاجری
۲- بیایید پارسی سخن برانیم، غلامحسین محتشم
۳- فرهنگ فرانسه، مرتضی معلم
@AdabSar
زبان نیازمند دَم و بازدم است تا واژههای نابجا زوده شوند و درخششی تازه در جان زبان به آتش بایستاد؛ همواره و همیشگی.
📰 روزنامه، هفتهنامه، ماهنامه، وارهنامه = journal (فرانسوی)
📝 روزنامهنگار، روزنامهنویس = journaliste
🔍 روزنامهنگارانه = journalistique
🗞روزنامهگرایی، روزنامهنویسی= journalisme
✍ #بزرگمهر_صالحی
#ژورنال #ژورنالیسم #ژورنالیست
📚 بازخنها (منابع)
۱- فرهنگ بیست هزار، ضیاالدین هاجری
۲- بیایید پارسی سخن برانیم، غلامحسین محتشم
۳- فرهنگ فرانسه، مرتضی معلم
@AdabSar
@AdabSar
مات چشمان تواَم اما دلم درگیر نیست
از تو ای یوسف دلم سیر است و چشمم سیر نیست
این شکاف پشت پیراهن شهادت میدهد
هیچکس در ماجرای عشق بی تقصیر نیست
از تو پرسیدم برایت کیستم گفتی رفیق
آنچه در تعریف ما گفتی کم از تحقیر نیست
هر زمانی روبروی آینه رفتی بدان
در پریشان بودنت این آه بی تاثیر نیست
قلب من با یک تپش برگشت گاهی ممکن است
آنقدرها هم که میگویند گاهی دیر نیست
#حسین_زحمتکش
@AdabSar
مات چشمان تواَم اما دلم درگیر نیست
از تو ای یوسف دلم سیر است و چشمم سیر نیست
این شکاف پشت پیراهن شهادت میدهد
هیچکس در ماجرای عشق بی تقصیر نیست
از تو پرسیدم برایت کیستم گفتی رفیق
آنچه در تعریف ما گفتی کم از تحقیر نیست
هر زمانی روبروی آینه رفتی بدان
در پریشان بودنت این آه بی تاثیر نیست
قلب من با یک تپش برگشت گاهی ممکن است
آنقدرها هم که میگویند گاهی دیر نیست
#حسین_زحمتکش
@AdabSar
💫
مرا با تو وصال ای جان میسر کِی شود هرگز
که من از خود روم وقتی که گویندم تو میآیی
#سیف_فرغانی
@AdabSar
مرا با تو وصال ای جان میسر کِی شود هرگز
که من از خود روم وقتی که گویندم تو میآیی
#سیف_فرغانی
@AdabSar
💫
شیر هرگز سر نمیکوبد به دیوار حصار
من همان دیوانهی دیروزم اما بردبار
میتوانستم فراموشت کنم اما نشد
زندگی یعنی همین جبری به نام اختیار
#پوریا_شیرانی
@AdabSar
شیر هرگز سر نمیکوبد به دیوار حصار
من همان دیوانهی دیروزم اما بردبار
میتوانستم فراموشت کنم اما نشد
زندگی یعنی همین جبری به نام اختیار
#پوریا_شیرانی
@AdabSar
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻مرتب = بهسامان، راسته، در چيده، چیده، سازمند، دهنادین، پیراستَک، پاترَستَک، پیراسته، راغیناک(=منظم)، پشت سر هم، پی در پی، پیاپی Straight, Neat, Orderly, Periodically, Regular, Sequential, Shipshape, Systematic, Taut, Tidy…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مُرَتبا = پیدرپی، پیاپی، پشتِ هم، جوری، آراستگی، وِناردیک(از ریشه پهلوی)
Orderly, Periodically, Regularly, Routinely
🔻مرتب ساختن = سامان دادن، بهسامان داشتن
🔻مرتب شدن = سامان یافتن
🔻مرتب کردن = سامان دادن، سامانیدن، پیراستن، آراستن
✍ نمونه:
🔺آن ایام مرتبا به خاطرم میآید =
آن روزها پیاپی به یادم میآید
🔺مرتبا آدرس خود را عوض میکرد =
پشتِ هم نشانی خود را دگرگون میکرد
🔺از مرتب شدن اتاق خوابش لذت میبرد =
از سامان یافتن بسترگاهش خوشش میآمد
🔺چرا بعضی از مردم مرتبا دروغ میگویند؟ =
چرا برخی از مردم پیدرپی دروغ میگویند؟
🔺جهت مرتب کردن اطلاعات، از کامپیوتر استفاده میکرد =
برای سامان دادن دادهها، از رایانه بهره میبرد
🚩 دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #مرتب #مرتبا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مُرَتبا = پیدرپی، پیاپی، پشتِ هم، جوری، آراستگی، وِناردیک(از ریشه پهلوی)
Orderly, Periodically, Regularly, Routinely
🔻مرتب ساختن = سامان دادن، بهسامان داشتن
🔻مرتب شدن = سامان یافتن
🔻مرتب کردن = سامان دادن، سامانیدن، پیراستن، آراستن
✍ نمونه:
🔺آن ایام مرتبا به خاطرم میآید =
آن روزها پیاپی به یادم میآید
🔺مرتبا آدرس خود را عوض میکرد =
پشتِ هم نشانی خود را دگرگون میکرد
🔺از مرتب شدن اتاق خوابش لذت میبرد =
از سامان یافتن بسترگاهش خوشش میآمد
🔺چرا بعضی از مردم مرتبا دروغ میگویند؟ =
چرا برخی از مردم پیدرپی دروغ میگویند؟
🔺جهت مرتب کردن اطلاعات، از کامپیوتر استفاده میکرد =
برای سامان دادن دادهها، از رایانه بهره میبرد
🚩 دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #مرتب #مرتبا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
📕
ای کاش نبیگهای آموزشی آتانش بیشتری دربارهی کاربرد واژههای پارسی داشتند.
📚📕
ای کاش کتابهای آموزشی دربارهی کاربرد واژههای پارسی توجه بیشتری میکردند.
ادبسار اندرزی = #ادبیات_تعلیمی
ادبسار بزمی = #ادبیات_غنایی
ادبسار رزمی = #ادبیات_حماسی
در سایهسار پر شاخ و برگ زبان پارسی باشید.
#بزرگمهر_صالحی
📕 @AdabSar
ای کاش نبیگهای آموزشی آتانش بیشتری دربارهی کاربرد واژههای پارسی داشتند.
📚📕
ای کاش کتابهای آموزشی دربارهی کاربرد واژههای پارسی توجه بیشتری میکردند.
ادبسار اندرزی = #ادبیات_تعلیمی
ادبسار بزمی = #ادبیات_غنایی
ادبسار رزمی = #ادبیات_حماسی
در سایهسار پر شاخ و برگ زبان پارسی باشید.
#بزرگمهر_صالحی
📕 @AdabSar
@AdabSar
ای خیال خام دوست سینه جای یاد نیست
ترک کن دلِ مرا عشق اعتیاد نیست
با عیار رنج و گنج قدر عشق را مسنج
مشق دوست داشتن درس اقتصاد نیست
از ستیز خستهام ای رسول دلفریب
در کتاب شرع من زندگی جهاد نیست
چون که سهم عاشقان غصهی تو خوردن است
دلخوشم که دستکم سهم من زیاد نیست
#غلامرضا_طریقی
@AdabSar
ای خیال خام دوست سینه جای یاد نیست
ترک کن دلِ مرا عشق اعتیاد نیست
با عیار رنج و گنج قدر عشق را مسنج
مشق دوست داشتن درس اقتصاد نیست
از ستیز خستهام ای رسول دلفریب
در کتاب شرع من زندگی جهاد نیست
چون که سهم عاشقان غصهی تو خوردن است
دلخوشم که دستکم سهم من زیاد نیست
#غلامرضا_طریقی
@AdabSar
💫
این خیره ماندنها به ساعتهای دیواری
تمرین برای روزهایی که نمیآییست
شاید فقط عاشق بداند او چرا تنهاست
کاملترین معنا برای عشق تنهاییست
#فاضل_نظری
@AdabSar
این خیره ماندنها به ساعتهای دیواری
تمرین برای روزهایی که نمیآییست
شاید فقط عاشق بداند او چرا تنهاست
کاملترین معنا برای عشق تنهاییست
#فاضل_نظری
@AdabSar
📗🌳
یکی از گرانسنگترین گنجینههای فرهنگ که کشورهای برخوردار از پیشینهی کهن تاریخی از آن بهرهمندند، زبانها و گویشهای بومی است. این گویشها و زبانها آبشخورها و سرچشمههایی هستند پایانناپذیر و همواره شکوفان و زایا که از آنها به گستردگی در پژوهشهای زبانشناختی و جامعهشناختی میتوان بهره جست.
✍🏻 #میرجلال_الدین_کزازی
برشی از یادداشت «ریختشناسی واژگان در گویشهای بومی»
📗 @AdabSar 🌳
یکی از گرانسنگترین گنجینههای فرهنگ که کشورهای برخوردار از پیشینهی کهن تاریخی از آن بهرهمندند، زبانها و گویشهای بومی است. این گویشها و زبانها آبشخورها و سرچشمههایی هستند پایانناپذیر و همواره شکوفان و زایا که از آنها به گستردگی در پژوهشهای زبانشناختی و جامعهشناختی میتوان بهره جست.
✍🏻 #میرجلال_الدین_کزازی
برشی از یادداشت «ریختشناسی واژگان در گویشهای بومی»
📗 @AdabSar 🌳
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻مُرَتبا = پیدرپی، پیاپی، پشتِ هم، جوری، آراستگی، وِناردیک(از ریشه پهلوی) Orderly, Periodically, Regularly, Routinely 🔻مرتب ساختن = سامان دادن، بهسامان داشتن 🔻مرتب شدن = سامان یافتن 🔻مرتب کردن = سامان دادن، سامانیدن، پیراستن،…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نامرتب = پساپیش، ناسیچیده، نابهسامان، بیسامان، پراکنده
🔻نامرتبی = نادبیر، نابهسامانی، بیسامانی
✍ نمونه:
🔺وسایل روی میز کارش نامرتب بود =
افزارهای روی میز کارش پراکنده بود
افزارهای روی میز کارش ناسیچیده بود
🔺آیا دندانهای شما نامرتب است؟ =
آیا دندانهای شما پساپیش است؟
🔺نامرتبی دندانها از اعتمادبهنفس میکاهد =
نابهسامانی دندانها از خودباوری میکاهد
🔺از نامرتبی همسرش در زجر بود =
از بیسامانی همسرش در رنج بود
از نادبیری همسرش رنج میبرد
🚩دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #نامرتب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نامرتب = پساپیش، ناسیچیده، نابهسامان، بیسامان، پراکنده
🔻نامرتبی = نادبیر، نابهسامانی، بیسامانی
✍ نمونه:
🔺وسایل روی میز کارش نامرتب بود =
افزارهای روی میز کارش پراکنده بود
افزارهای روی میز کارش ناسیچیده بود
🔺آیا دندانهای شما نامرتب است؟ =
آیا دندانهای شما پساپیش است؟
🔺نامرتبی دندانها از اعتمادبهنفس میکاهد =
نابهسامانی دندانها از خودباوری میکاهد
🔺از نامرتبی همسرش در زجر بود =
از بیسامانی همسرش در رنج بود
از نادبیری همسرش رنج میبرد
🚩دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #نامرتب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
از سر کوی تو حاشا به ملامت بروم
خونم آن روز که ریزی به سلامت بروم
به ملامت دگران گر بگریزند ز دوست
من نه آنم که ز شمشیرِ ملامت بروم
زلف تو شاهد حال منِ بیدل باشد
چون که در مجمع آشوبِ قیامت بروم
سالها هست که سرمستِ مِیِ عاشقیام
کاری ای دل نکنی تا به ندامت بروم
به تماشای گل و سرو به گلگشتِ بهار
همه اندر طلبِ آن رخ و قامت بروم
رهِ این بادیه گر در دهنِ شیر بُوَد
به تولّای تو زین ره به سلامت بروم
چه سلامت چه ملامت نکند فرق بگو
به سلامت بروم یا به ملامت بروم
مدعی باشم اگر جان طلبی در شبِ وصل
از سر کوی تو از بیمِ غرامت بروم
رهِ عشق است بسی دور و خطرناک «هما»
عَلمِ عشق بزن تا به علامت بروم
#همای_شیرازی
@AdabSar
از سر کوی تو حاشا به ملامت بروم
خونم آن روز که ریزی به سلامت بروم
به ملامت دگران گر بگریزند ز دوست
من نه آنم که ز شمشیرِ ملامت بروم
زلف تو شاهد حال منِ بیدل باشد
چون که در مجمع آشوبِ قیامت بروم
سالها هست که سرمستِ مِیِ عاشقیام
کاری ای دل نکنی تا به ندامت بروم
به تماشای گل و سرو به گلگشتِ بهار
همه اندر طلبِ آن رخ و قامت بروم
رهِ این بادیه گر در دهنِ شیر بُوَد
به تولّای تو زین ره به سلامت بروم
چه سلامت چه ملامت نکند فرق بگو
به سلامت بروم یا به ملامت بروم
مدعی باشم اگر جان طلبی در شبِ وصل
از سر کوی تو از بیمِ غرامت بروم
رهِ عشق است بسی دور و خطرناک «هما»
عَلمِ عشق بزن تا به علامت بروم
#همای_شیرازی
@AdabSar