ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

گر دل ز تو بگسلد به دارش بزنم
صد ترکش تیر بی‌شمارش بزنم

گر دیده‌ی من به‌جز تو در کس نگرد
آتش به همه تیر و تبارش بزنم

#فخرالدین_عراقی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
⛵️🔆 @AdabSar

من تنها به خدایی ایمان دارم که رقصیدن را بداند!
وقتی به شیطان نگاه کردم
او را جدی، دقیق، عمیق و عبوس یافتم.
«نیچه؛ چنین گفت زرتشت»

🛶🏕 #برگردان_به_پارسی

من تنها به خدایی باور دارم که پایکوبی را بداند!
ابلیس را که نگاه کردم، او را پُرکوش، تیزبین، ژرف و تُرش‌رو یافتم.
«نیچه؛ چنین گفت زرتشت»

🎈🍭 @AdabSar
@AdabSar

خواب شو آخر شبی در چشم بی‌خوابم بیا
تاب شو آخر دمی در جان بی‌تابم بیا

هم شبی شمع سعادت شو به بالینم نشین
هم سحر نور عبادت شو به محرابم بیا

ساحل توفیق شو از دست گردابم بگیر
کشتی امید شو نزدیک گردابم بیا

نغمه‌ی بَرْبَط شو و در خانه‌ی ذوقم نشین
حالت مستی شو و در باده‌ی نابم بیا

گشتم از توفان عشقت غرق در سیلاب اشک
گر تماشا بایدت نزدیک سیلابم بیا

یا بشو چون دختر دریا و در تورم درآ
یا بشو ماهی امید و به قلابم بیا

کاش روزی مژده می‌آمد ز جانانم که باز
«پیروی» از سر قدم می‌ساز و بر بابم بیا

#پیروی_شیرازی
@AdabSar
💫

زلیخاهمتی در عرصه‌ی عالم نمی‌بینم

وگرنه جنس یوسف کاروان در کاروان دارم

#صائب_تبریزی
@AdabSar
💫

بی نیاز است به هر ترجمه و تفسیری
سوره‌ی اشک که از چشم تو نازل شده است

شک ندارم که به معراج مرا خواهد برد
آن نمازم که به لبخند تو باطل شده است

#یاسر_قنبرلو
@AdabSar
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش دوازدهم فرستنده #بزرگمهر_صالحی آیا پویه‌ی (فعل) پاییدن و پاستن و پاسبان و... که ما در زبان روزانه و گفتار هم به کار می‌بریم، «مایه‌های دور زبانی»* است؟ پویه‌ی نپاهیدن (رصد کردن) و واژه‌های نپاهشگر (رصدکننده) و نپاهشگاه (رصدخانه)…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش سیزدهم
فرستنده #بزرگمهر_صالحی

محمد حیدری ملایری: با خشت و کاهگل نمی‌توان آسمانخراش ساخت!

اکنون واکاوی می‌کنیم چرایی و چگونگی ساخت واژه‌های نپاهیدن و نپاهشگاه که «محمد حیدری ملایری» در «فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک» پیش نهاده است. گرچه فرانمون(توضیح‌)های بایسته در آن فرهنگ زیر درآیه‌ی(observe) آمده‌اند چنین می‌نماید که برخی خُرده‌گیران(منتقدان) گرایشی به خواندن آن ندارند.
اگرچه بررسی و گفت‌وگوی سودمند نیاز است ولی باریک‌بینی هنگامی سازنده است که سنجشگر به همه‌ی داده‌ها آتانش(توجه) کرده باشد. از سوی دیگر کسانی هم فرانمون‌ها را دریافته و واژه‌های پیشنهادی را به‌کار می‌برند.
پرسش این است که ما در پارسی واژه‌‌ی فراگیری برای واگویی observation نداریم؟ نخست این درونمایه(مفهوم) را بازنماییم تا روشن شود درباره‌ی چه گفت‌وگو می‌کنیم.
این درونمایه را می‌توان چنین نوشت: «پاییدن، زیر نگر گرفتن با نگاهی ژرف و رویکردی دانشیک به‌ویژه از راه سنجش».
واژه‌ی observation بنیادی‌ترین درونمایه دانش‌های آروینی(تجربی) است. پایه دیگر این دانش‌ها theory(نگره) است که در این چکیده به آن نمی‌پردازیم.
اکنون که اندریافت را شناختیم، ببینیم واژه‌ی observe از کجا آمده است. این واژه در سال ۱۳۸۶ ترسایی از زبان فرانسوی به انگلیسی میانه راه یافت. زبان فرانسوی آن را از لاتینی observare گرفته است به مانَک(معنی) «نگاه کردن، نگاه داشتن، پاس دادن، پرستاری کردن» از پیشاوند ob «بر، به» و servare «پاس داشتن، نگاهداری کردن». این واژه‌ی لاتینی هم ریشه است با اوستایی har «نگاه داشتن، پاس داشتن، توجه کردن»، haraiti «نگاه می‌دارد»، harətar «نگاه دارنده، پاس دارنده»، harəθra «نگاهداری، پاس، پرستاری». این واژه اوستایی ریشه واژه پارسی «زنهار» است به مانک پناه و زنهار(امان). همچنین هم‌ریشه است با یونانی heros «نگاه دارنده، پهلوان، قهرمان» و از ریشه پوروا*(هند و اروپایی) ser «نگاه داری کردن».

چنان که گفتیم، در پارسی واژه‌ی فراگیری برای این اندریافت نداریم. در اخترشناسی آن را «رصد» می‌گویند. ولی بیرون از اخترشناسی برای آن واژه‌های دیگری به‌کار می‌برند: «مشاهده، مشاهده‌گری، نگرش و...». این چگونگی زاینده‌ی دست‌کم سه پرسمان(مساله) است:
۱- برابرهای دوم هرچه باشند، درونمایه observation در پارسی دستخوش دوگانگی (dichotomy) است. واژه‌های نماینده این دوگانگی (از یکسو «رصد» و از سوی دیگر «مشاهده، نگریستن، نگرش») هیچ پیوند واژگانی با هم ندارند. این نکته نشان می‌دهد که رویکرد پارسی‌زبانان به درونمایه‌های دانشی، روش‌شناسی دانشی و شناخت‌شناسی، پیچیده و پیامد آن است.
به سخنی دیگر، پارسی‌زبانان خودکارانه درنمی‌یابند که پایه‌ی آن چه اخترشناس می‌کند با آن چه زیست‌شناس، جانورشناس یا مردم‌شناس می‌کند، در ریشه یکی است. این‌چنین بریدگی، راهبندی است در راه ساختن اندیشه‌ی روشمندانه و دانشی. ای کاش این تنها نکته سنگ بر سر راه خود انداختن و نواله(لقمه) را دور سر گرداندن در زبانی می‌بود که به ریزبینی‌های بسیار نیازمند است.
۲- «مشاهده» به مانک observation در پارسی پیشینه‌ی چندانی ندارد و از تبارمندی (اصالت) برخوردار نیست. برابری است که برخی برگردان‌کاران بی‌آنکه به توانایی‌های زبان پارسی آتانش کرده باشند، با ساده‌انگاری به‌کار برده‌اند. این واژه در برابر واژه‌هایی چون خوردن، پریدن، خواندن، دویدن، دیدن مانک درستی ندارد.
واژه‌نامه‌ها را برگ بزنیم:
«دریافت با چشم و بینش و نگاه و نگر، بررسی کردن، بازبینی، دیدار، یکدیگر را رویاروی دیدن». مشاهده همچنین زبانزدی در یزدانشناسی و نزد خداشناسان گزاره‌ای از بودن است. این همه مانک برای «مشاهده» نشان می‌دهد که این واژه پرسون(دقیق) نیست. مشاهده در ریشه واژه‌ای است دوسویه، مانند کشمکش، با هم روبه‌رو شدن، دادوستد، با هم گفت‌وگو کردن، برای هم نامه نوشتن، یکدیگر را دیدن. ولی در observation تنها یکسو به مانک آدم است که نگاه می‌کند و آگهداد(خبر)ی از «نگاه به همدیگر» نیست.
افزون بر این کاستی‌ها، «مشاهده» چهارهجایی است که پویه‌ی گسترده‌ای ندارد. بدین مانک که «مشاهده کردن» از پویایی، نرمش و توانایی برای ساختن واژه‌هایی دیگر برخوردار نیست. در زبان دانشیک، بودش (وجود) همکردها یا پویه(فعل)های سبک، دشواری برجسته‌ای است. برای آگاهی بیش‌تر نگاه کنید به جُستار:
«بحثی درباره ی صرف فعل در زبان علمی فارسی» (از محمد حیدری ملایری به سال ۱۳۵۲)

دنباله دارد
#واژه_گزینی

*پی‌نوشت نگارنده: «پوروا» نخستین زبانی است که آدمیان با آن گفتگو کردند و در پدیدار شدن زبان‌های نخستین کارا بود. این واژه‌ی اوستایی برابر است با پروتو: پیش، آغازین.
«سر ویلیام جونز» در سده ۱۸ این زبان را مادر همه‌ی زبان‌های هند و اروپایی با پیشینه ۳۵۰۰ ساله می‌دانست.

📝 @AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻نامرتب = پساپیش، ناسیچیده، نابه‌سامان، بی‌سامان، پراکنده 🔻نامرتبی = نادبیر، نابه‌سامانی، بی‌سامانی نمونه: 🔺وسایل روی میز کارش نامرتب بود = افزارهای روی میز کارش پراکنده بود افزارهای روی میز کارش ناسیچیده بود 🔺آیا دندان‌های…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻ترتیب = سامان، چیدمان، چینش، پی‌آیی، رِزگمان، راست‌ودرست کردن، رَستـَک، ساز، دَهناد
🔻به این ترتیب = بدین‌سان، بدین‌گونه، بدین‌روی
🔻به ترتیب = دهنادین
🔻بی ترتیب = درهم، نابسامان، بی‌سرشتَه، کترَه
🔻ترتیب دادن = سیچیدن، سیجبدن، وابراستن، سر و سامان‌دادن، روبراه کردن، به‌انجام‌رساندن، رَستـَک، سرپرستی‌کردن، براراستن، وِناردن
🔻ترتیب دادن امور = کار براراستن
🔻ترتیب یافتن = دَهنیدن، ساز یافتن
🔻ترتیبی = دَهنادی
🔻عدم ترتیب = نادَهنادی، دَرهمی

نمونه:
🔺برای روز تولدش یک ضیافت ترتیب داد =
برای زادروزش یک بزم راه انداخت
برای زادمانش یک مهمانی سر و سامان داد

🔺فهرست مدعوین را به ترتیب الفبا تهیه کرد =
پهرست مهمانان را با چیدمان الفبا فراهم کرد
سیاهه‌ی فراخواندگان را با چینش الفبا آماده کرد

🔺خودش به تنهایی ترتیب تمام کارها را داد =
خودش به تنهایی همه‌ی کارها را روبراه کرد
خودش به تنهایی همه‌ی کارها را به انجام رساند

#مجید_دری
#پارسی_پاک #ترتیب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
هما ارژنگی - آتورپاتکان
@AdabSar
💫🇮🇷 آتورپاتکان،
تو درگسترد‌ه‌ی دوران
به هر شهر و به هر کویی
بلا گردان ایرانی...

💫🇮🇷 چامه‌ی آتورپاتکان به انگیزه‌ی بیست‌ویکم آذر، روز آزادی #آذرآبادگان (آذربایجان)
سروده و آوای زیبای #هما_ارژنگی

💫🇮🇷 ۲۱ آذر، سالروز آزادسازی آذرآبادگان و پیوستن دوباره به خاک میهن گرامی باد.
آذرآبادگان در سال ۱۳۲۵ خورشیدی، پس از جنگ جهانی دوم و پس از پنج سال کشمکش از چنگ شوروی آزاد شد.

🇮🇷💫 @AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌺🌼
🌺🌼
🌼
ستاینده‌ای کو زِ بَهرِ هوا
ستاید کسی را همی ناسَزا
شکستِ تو جویَد همی زان سَخُن
ممان تا به پیشِ تو گردد کَهُن

کسی کِش ستایش نیاید به کار
تو او را ز گیتی به مردم مدار
که یزدان ستایش نخواهد همی
نکوهیده را دل نکاهد همی
#فردوسى

امید آن که:
خداوند پیروز یارِ تو باد
دلِ زیرْدَستان شکارِ تو باد


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸
🌼🌸
🌺🌼🌸
💫

از صدهزار وعده یکی را وفا نکرد

خامی نگر که باز دو چشمم به راه اوست

#عندلیب_کاشانی
@AdabSar
💫

عیشی که نمودم از جوانی همه رفت
عهدی که خریدم از جهان دمدمه رفت

هان ای بزِ لنگِ آفرینش بشتاب
وین سبزه‌ی عاریت رها کن رَمه رفت

#اوحدالدين_انورى
@AdabSar
این درست نیست که از سینه‌چاکان فرزانه‌ی توس بود و به زبان بیگانه نوشت:«شاهنامه سند هویت ملی ما است.»
خوب‌تر آن‌که بنویسیم:«شاهنامه، شناسنامه و بُـنچاک نَـفّانی و کیستی ما است».
📙 #بزرگمهر_صالحی

نگاره: گذر سیاوش از آتش
نگارگر: مهین افشان‌پور
#شاهنامه
🔥 @AdabSar
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش سیزدهم فرستنده #بزرگمهر_صالحی محمد حیدری ملایری: با خشت و کاهگل نمی‌توان آسمانخراش ساخت! اکنون واکاوی می‌کنیم چرایی و چگونگی ساخت واژه‌های نپاهیدن و نپاهشگاه که «محمد حیدری ملایری» در «فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک»…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش چهاردهم
فرستنده #بزرگمهر_صالحی

هنوز از واژه‌ی «مشاهده» سخن می‌گوییم. چنین درونمایه‌ی دانشیک و بنیادینی به برابر پارسی استوار، سنجیده و پرسون(دقیق) نیاز دارد. برای پدید آوردن راژمان(سیستم) زبانی توانایی که پاسخگوی نیازهای دانشی و فنی باشد باید از ساده‌انگاری‌ها و نابجایی‌ها دوری گُزید. گزاره‌ی شماره ۲ در پیشگفتار «فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک» بایسته می‌داند که درونمایه‌های بنیادی دانشیک برابر پارسیِ پسندیده‌ای داشته باشند. این خویشکاری(وظیفه) دلبستگان به نگاهداشت و توانایی پارسی است که با یاری گرفتن از همه‌ی توانایی‌ها و دستاوردهای زبان‌شناسی، به‌ویژه زبان‌شناسی گاهدادی(تاریخی) و همسنجی‌ها، چنین برابری را بیافرینند.

۳- برابر دیگر observation واژه‌ی «رصد» است(در عربی به مانک نگهداشت، نگهبانی، پرستاری) و در اخترشناسی به‌کار می‌رود. این واژه در پزشکی، روان‌شناسی، هواشناسی، هازمان(جامعه‌)شناسی و ده‌ها رشته‌ی دیگر که با observation سروکار دارند، همسان اخترشناسی به‌کار نمی‌رود. برای نمونه گفته نمی‌شود «رصد گروه‌های اجتماعی»، «رصد بیمار»، «رصد رفتار جانوران». همچنین «رصدخانه» تنها در اخترشناسی کاربرد دارد و در پارسی با برابرهایی چون «رصدخانه‌ی بیماران»، «رصدخانه‌ی دانش‌های آدمیان و همبودگاه» و «رصدخانه‌ی فرسارهای(حقوق) آدمیان» روبه‌رو نمی‌شویم، مگر در کار کسانی که برای برگردان واژگان از نرم‌افزار سود می‌برند.
بر پایه‌ی این واکاوی و به پیروی از روش‌شناسی دانشی و نیاز به روشن‌اندیشی و ریزبینی، بخردانه می‌نماید که برای درونمایه‌ی بنیادین observation واژه‌ی یگانه‌ای در پارسی داشته باشیم. فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک کار خود دانسته است که به این نیاز پاسخ گوید. برابر فراگیری که می‌توانست برای درونمایه observation به‌کار رود واژه‌ی «پاییدن» است که «ابوریحان بیرونی» گاه به‌جای «رصد» به‌کار برده است: «و بپای تا به دایره اندر آید» (التفهیم، برگ ۶۴)، «و بپای ارتفاع آفتاب را» (التفهیم، برگ ۳۱۳). شادروان «جلال‌الدین همایی» در واژه‌نامه‌ی «التفهیم» می‌گوید: «پاسیدن و پاییدن: رصد کردن و مراقبت کردن در احوال ستارگان».
در این‌جا برای روشنی باید این واژه را بشکافیم. پاییدن از پارسی میانه‌ی pātan/pāy می‌آید به مانک «نگاهداری کردن، پرستاری کردن»، سغدی p’y «پاییدن، نگهداری کردن»، پارسی باستان pā «مراقبت کردن»، patā «نگاه داشته، فرابینی (مراقبت) شده»؛ اوستایی pā «نگاهداری کردن»، pati «نگاه می‌دارد»؛ (nipā(y «پاسیدن، فرابینی»، nipātar «نگاه دارنده، فرابینگر»؛ nipāθri «زن فرابین (مراقبت‌)کننده»؛ بسنجید با سنسکریت pā «نگاه داری کردن، مراقبت کردن»، tanū.pā «تن‌پا، نگهدارنده‌ی بدن»، paś.pā «چوپان»؛ یونانی poma «سرپوش، در، کلاهک»، poimen «چوپان»؛ لاتین pascere «چراندن»، pastor «چوپان»؛ ریشه‌ی پوروا* هندواروپایی pā «نگاه‌داری کردن، خوراندن». پاییدن در پارسی به چند دیسه(شکل) دیگر به کار می‌رود: پاهیدن (گویش‌های لاری و گراشی)، پاسیدن، پاستن (گیلکی). دگردیس (تبدیل) شدن فونم‌های h و i و s به هم در زبان‌های هندواروپایی فراوانند (هیدروژن/ئیدروژن، سند/هند).
ولی به‌کار بردن پاییدن برای observe بدور از دشواری نیست. زیرا این واژه در پارسی مانک دیگری دارد که «دنباله داشتن، پایدار ماندن» است و در آن مانک بسیار به کار می‌رود: «...ولی شید(نور) تنها یک دَم(لحظه) پایید» (سیمین دانشور، جزیره‌ی سرگردانی، برگ ۵). همچنین پاییدن به این مانک در زبان دانشیک پارسی کاربرد بسیار دارد: پایا، دماپای، پایداری، پایندگی.
بودش مانک دوم، به گمان، بر هم افتادن pātan/pāy بر pattutan/pattāy «دنباله داشتن» در پارسی میانه است.
به این شوندها، برای توانا کردن زبان دانشیک پارسی، فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک نپاهیدن (nepāhidan) را برابر (observe(v پیش نهاده است. این واژه از دو بخش ساخته شده است: پاهیدن که همان پاییدن است، چنان که در بالا آمد و پیشاوند ne. این پیشاوند به مانک «پایین، به سوی پایین» در پارسی در واژه‌های «نگاه، نگر، نشستن، نهفتن، نفرین» وجود دارد. ریشه‌ی آن به اوستایی/پارسی باستان ni «پایین، در» برمی‌گردد و هم ریشه است با سنسکریت ni «پایین»، یونانی neiothen «از پایین»؛ همچنین انگلیسی nether (برای نمونه در نام انگلیسی کشور هلند: Netherlands نام آن در فرانسوی Pays-Bas)، آلمانی nieder؛ ریشه‌ی پوروا هندواروپایی ni «پایین، زیر».
با پذیرفتن نپاهیدن برای observe بخردانه است که همه‌ی برگرفته شده‌های این درونمایه را با آن بر زبان آوریم: نپاهش، نپاهیده، نپاهشگر، نپاهیدنی و نپاهشگاه(برای رصدخانه).

دنباله دارد
#واژه_گزینی

*پی‌نوشت: برای آشنایی با «پوروا»، پی‌نوشت بخش سیزدهم یادداشت را بخوانید:
t.me/AdabSar/17705

📝 @AdabSar
🧕🏻🧔🏻
برابرهای پارسی واژگان پرکاربرد خانواده را بشناسیم:

#خاله = مادرتای، مام تای، مِرخا(گویش دیلمانی)، دایزه، دایه، خواهر مادر
#خالو = کاکو، دایی، برادر مادر
#عمه = کاکی، توریا، ماشِل، خواهر پدر
#عمو = اَپدَر، افدر، کاکا، کاکو، برادر پدر

#مجید_دری
👨🏻‍🦱👵🏼 @AdabSar
@AdabSar

دلی کز عشق گردد گرم افسردن نمی‌داند
چراغی را که این آتش بُود مردن نمی‌داند

دلی دارم که هر چندش بیازاری نیازارد
نه دل سنگ است پنداری که آزردن نمی‌داند

خَسَک در زیر پا دارد مقیم کوی مشتاقی
عجب نبود که پای صبر افشردن نمی‌داند

عنان کمتر کش اینجا چون رسی کز ما وفاکیشان
کسی دست تظلم بر عنان بردن نمی‌داند

مِی‌ای در کاسه دارم مایه‌ی صد گونه بدمستی
هنوز او مستی خون جگر خوردن نمی‌داند

بخند ای گل کز آب چشم وحشی پرورش داری
که هر گل کو به بار آورد پژمردن نمی‌داند

#وحشی_بافقی
@AdabSar
💫

مگو چه‌سان گذرد روزگار من به غم او

کسی که در غم یار است روزگار ندارد

#زرگر_اصفهانی
@AdabSar
💫

شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول
بین این دو چه کنم نقطه‌ی پیوند نبود

مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت
جای آنها که به دنبال تو بودند نبود

#کاظم_بهمنی
@AdabSar
#ابلیس از ریشه‌ی پارسی «بلس» و «پلوس» و واژه‌ای پارسی است که به دیگر زبان‌ها راه یافته است.
📕 بازخن(منبع):
معجم المعربات الفارسیه، محمد التونجی


به‌کارگیری واژگان زبان بیگانه در گفتار و نوشتار، نشانه‌ی توانمندی ما در زبان بیگانه نیست. نشانه‌ی ناتوانی در زبان پارسی است.

#بزرگمهر_صالحی
@AdabSar
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش چهاردهم فرستنده #بزرگمهر_صالحی هنوز از واژه‌ی «مشاهده» سخن می‌گوییم. چنین درونمایه‌ی دانشیک و بنیادینی به برابر پارسی استوار، سنجیده و پرسون(دقیق) نیاز دارد. برای پدید آوردن راژمان(سیستم) زبانی توانایی که پاسخگوی نیازهای دانشی…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش پانزدهم
فرستنده #بزرگمهر_صالحی

با این همه شاید کسانی این رویکرد را بیهوده بدانند و بپندارند به این کوشش‌ها نیازی نیست برای نمونه استاد
ارجمند «داریوش آشوری» در پاسخ به پرسنده‌ای گفته‌اند: «باید بگویم که من هم مانند شما نیازی برای ساختن واژه‌ی جانشین برای رصدخانه و واژه‌هایی از این دست نمی‌بینم. آن هم با مایه‌های دوردست زبان‌های کهن ایرانی که جز گروهی کوچک از زبان‌دانان و زبان‌شناسان با آن‌ها آشنا نیستند.»
سخن ایشان بدین می‌ماند که گفتمان بالا بیهوده است. چنانکه نیازی به این‌گونه واکاوی روش‌شناسانه و زبان‌شناسانه نیست. زیرا واژه‌های مشاهده، رصد و رصدخانه نیازهایمان را برآورده می‌کنند. با این بازنمودهایی که در بالا آمد، داوری در این باره با خواننده است. با این همه بد نیست نُـمارِش(اشاره) شود که واژه‌های نپاهیدن و نپاهشگاه را کسی که با اخترشناسی و دانش بیگانه است پیشنهاد نکرده. ونکه(بلکه) از سوی اخترگیتیک‌دانی است که می‌کوشد در گستره‌ی کاری‌اش دشواری‌های پایه‌ای پارسی را در پدید آوردن راژمان زبان دانشیک بشناسد و از میان بردارد. واژه‌ی نپاهیدن دستاورد چند دهه پژوهش در زبان پارسی، گویش‌های آن، پیشینیانش، ارج‌گذاری به بازمانه‌های کهن آن و باور به توانایی زبان پارسی است که بسیاری از آن‌ها ناآگاهند.
می‌دانیم که با واژه‌های بی‌بندوبار نمی‌توان زبان دانشی داشت و این‌گونه واکاوی که برای «نپاهیدن» آمد، بی‌‌گمان بایسته و سودمند است. این‌کار ناتوانی زبانزدهای پارسی را آشکار می‌کند و انگیزه‌ی بهتر شناختن و دریافتن درونمایه می‌شود. در فراروند این سبُک سنگین کردن‌ها، درونمایه زبان اروپایی (در این جا observation) شکافته می‌شود. این کارها، آگاهی‌های فراوان درباره‌ی کشش‌های گوناگون زبان پارسی به خواننده می‌دهد و توانایی‌های ناشناخته‌ی زبان پارسی را از تاریکی به روشنایی می‌کشاند.
باور به این که این گفتمان بایستگی (ضرورت) ندارند، به مانک بی‌بهره ساختن خود و پارسی‌زبانان از آموختن و شناختن و آموزشگری است. فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک برابرهایی را که پیش می‌نهد به همین روش واکاوی می‌کند تا خواننده با بیشترین داده‌ها درباره‌ی آن‌ها داوری کند. این‌گونه هشدار درباره‌ی بیهوده بودن واژه‌هایی چون شهرداری، شهربانی، دادگستری، واژه و ده‌ها نمونه‌ی دیگر هم می‌شد که به‌جای بلدیه، نظمیه، عدلیه، لغت و دیگرها نشسته‌اند. ولی نباید به هیچ‌روی از رها کردن این واژه‌ها دریغمند بود. فزون برآن که هر واژه‌ی نو با خود شایِـش(امکان)های تازه‌ای برای ساخت واژه‌های دیگر می‌آورد.
این روش گزاره‌ای (عبارت) است از پذیرفتن واژه‌های نابجا یا برابرهای اروپایی آن‌ها بی‌آن که کوشش بایسته‌ای برای یافتن برابر پارسی آن‌ها بشود. برای روشن شدن نمونه‌ای بنویسیم. گمان کنیم که با پنداره(مفهوم)های object و subject روبه‌رو باشیم. چنان که در بالا دیدیم جست‌وجوی برابر پارسی برای این پنداره‌ها آگاهی بسیاری درباره‌ی خاستگاه این واژگان به دست می‌دهد. این کار همچنین انگیزه‌ای خواهد بود برای پژوهش درباره‌ی راه‌های تازه در واگشود(حلّ) دشواری‌های واژگان دانشی پارسی. «میرشمس‌الدین ادیب سلطانی» در برگردان «سنجش خرد ناب» نوشته‌ی «کانت» واژه‌های «برون‌آخته» و «درون‌آخته» را برای آن‌ها به کار می‌برد. فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و «برآخت» و «درآخت» را برتری داده است. برای آگاهی بیشتر درباره‌ی چرایی و چگونگی این واژه‌ها به آن نبیگ(کتاب) نگاه کنید. در برابر، پذیرفتن واژه‌های فرانسوی «ابژه» و «سوژه» آفرینندگی چندانی ندارد، از نویابی(ابتکار) تهی است و کمکی به دشواری‌های پیش روی واژاک(اصطلاح)شناسی پارسی نمی‌کند. همچنین اگر بخواهیم از فرنایش(استدلال) «دمساز بودن» واژه‌ها برای مردم سود ببریم (که این هم داستان دیگری است) باید گفت ایرانیانی که با زبان فرانسوی آشنایی دارند بسیار اندک‌اند. همه در آموزشگاه انگلیسی یاد می‌گیرند، انگلیسی زبان جهانی چیره است و واژه های «آبجکت» و «سابجکت» برتری‌های خود را دارند و نباید آن‌ها را دست کم گرفت.
نکته‌ی دیگری که در گفته‌ی استاد آشوری نیاز به باز کردن دارد، پرسمانی است در مایه‌های دوردستی که گروه کوچکی آن واژه‌ها را می‌شناسند. در کجای نپاهیدن چنین چیزی هست؟ چنان که آمد، نپاهیدن همان پاییدن، پاهیدن، پاسیدن است که در پارسی کنونی به کار می‌رود. پیشوند ne هم چنانکه دیدیم در پارسی وجود دارد.
در فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک باز گفت‌ها(توضیحات‌) آمده‌اند. اگرچه این فرهنگ واژه‌هایی را پیش می‌نهد که ناشناسند. چرایی این کار در پیشگفتار آن نبیگ به گستردگی بازنمود گردیده است.

دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
🐣👶🏻
می‌خواهید زاده شدن فرزند کسی را شادباش بگویید؟ با برگردان واژه‌به‌واژه‌ی این شادباش آشنا شوید:

#قدم_مبارک = نیک گام

قدم نورسیده مبارک =
نیک‌گامی نورسیده

قدم نورسیده‌تان مبارک =
نیک‌گامی نورسیده‌تان

قدم دختر/پسر نورسیده‌تان مبارک =
نیک‌گامی دختر/پسر نورسیده‌تان

#مجید_دری
@AdabSar