ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
شما بنویسید...

این نوشته را به پارسی برگردانید و به این نشانی
👉 @New_View
برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم.


📖 ناظم‌الاسلام کرمانی می‌نویسد:

میرزا حسن‌آقا، مدیر مدرسه‌ی رشدیه از اشخاص با حرارت و درست‌کار، به تهران آمد و تاسیس مدرسه رشدیه را نمود. در واقع موسس مکاتب به وضع جدید این شخص است. در اوایل ورودش مقدسین و بعضی از مردم او را مثل یک نفر کافر، نجس‌العین می‌دانستند! فریاد مقدسین در مجالس بلند شد که آخرالزمان نزدیک شده است که جماعتی بابی و لامذهب می‌خواهند الفبای ما را تغییر دهند، قرآن را از دست اطفال بگیرند و کتاب به آن‌ها یاد بدهند.
دیگر آن که اطفال را زبان خارجه تعلیم داده است! مجملا رساله هم از بعضی علما تالیف شد در رد مدارس و تکفیر اولیای مدارس!

برشی از کتاب «مشروطه ایرانی»
اثر «ماشاالله آجودانی»
@AdabSar
@AdabSar


ای پری غم نیست گر مثل مَنَت دیوانه‌ای‌ست
هر گلی را بلبلی هر شمع را پروانه‌ای‌ست

جان فدای گوشه‌ی آن چشمِ مخمورانه باد
کز قفای هر نگاهش ناز محبوبانه‌ای‌ست

باده‌ای کاین هفت خُم در خود نیابد ظرف آن
پیش دست ساقی ما در ته پیمانه‌ای‌ست

خردسالی را گرفتارم که در آداب حُسن
یوسف مصری بر او چون طفل مکتب‌خانه‌ای‌ست

داستان محتشم بشنو دم از مجنون مزن
کاین حدیث تازه است و آن کهن‌افسانه‌ای‌ست

#محتشم_کاشانی
@AdabSar
💫

گویند که در سینه غم عشق نهان کن

در پنبه چه‌سان آتشِ سوزنده بپوشم

#فروغی_بسطامی
@AdabSar
💫

شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمه‌ی عاشقترم را باد برد

#حامد_عسکری
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻تقدیر = سرنوشت، بخت، بُوِش، برِهِنِش، ستودن، سپاس، ارج گذاری، ارج نهی، برآورد، اندازه کردن، نیرومندی

🔻تقدیر کردن = ارج‌نهادن، ارجگزاری‌کردن

🔻تقدیرنامه = سپاسنامه، ارجنامه، ارجدانی‌نامه

🔻قابل تقدیر = ستایشی، ستودنی

نمونه:
🔺آیا تقدیر لاعلاج است؟ =
آیا سرنوشت ناگزیر است؟

🔺از مدال‌آوران تقدیر کردند =
نشان‌آوران را ارج نهادند
از نشان‌آوران ارجگزاری کردند

🔺تقدیرنامه‌های زیادی گرفته بود =
سپاسنامه‌های بسیاری گرفته بود

🔺تقدیر چنین بود که طوفان زده باشم =
بخت چنین بود که توفان زده باشم

🔺تلاش برای احیای دریاچه‌ی ارومیه قابل تقدیر است =
کوشش برای باززیست دریاچه‌ی ارومیه ستودنی است

🔺تقدیر ایزدی چنین است که در دنیا، هر اولی به آخر باز بسته است و هر عمارتی به خرابی پیوسته(تاریخ بیهق ) =
فرمانداد ایزدی چنین است که در گیتی، هر آغازی به پایانی باز بسته است و هر آبادانی به ویرانی پیوسته


🚩 دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #تقدیر #تقدیرنامه #قابل_تقدیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
شما بنویسید... این نوشته را به پارسی برگردانید و به این نشانی 👉 @New_View برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. 📖 ناظم‌الاسلام کرمانی می‌نویسد: میرزا حسن‌آقا، مدیر مدرسه‌ی رشدیه از اشخاص با حرارت و درست‌کار، به تهران آمد و تاسیس مدرسه رشدیه را…
۱- #پوریا_معقولی


ناظم‌الاسلام کرمانی می‌نویسد:

میرزاحسن آقا، گرداننده‌ی آموزشگاه رشدیّه، از کَسان پرشور و درست‌کار به تهران آمده و آموزشگاه رشدیّه را بُن‌فرگَند*/بنیاد نهاد. به‌راستی، بنیادگذار آموزشگاه‌ها به‌شیوه‌ی نوین، همو است/همین کَس است. در آغاز راهیابی‌اش، پرهیزگاران و برخی از مردم او را چونان کسی بی‌دین و بر پایه‌ی سرشت‌اش ناپاک می‌دانستند. فریاد پرهیزگاران در نشست‌ها/گردهم‌آیی‌ها بلند شد که گروهی بابی و درَوَند، خواستار دگرگونی نویسه‌ی ما هستند. (در این‌جا می‌توان «الفبا» را «بنیاد اندیشه» دانست.) قرآن را از دست کودکان گرفته و ماتیکان را به ایشان آموزش دهند.
دیگر آن‌که به کودکان زبان بیگانه آموزانده است! کوتاهانه، نوشتارهایی هم از برخی دانشمندان* گردآوری شد/نگاشته شد*** پیرامون نپذیرش****(حالتِ اسمیِ فعلِ «نپذیرفتن») آموزشگاه‌ها و بی‌دین‌خواندن سرپرست‌های آموزشگاه‌ها.

🧷 پی‌نوشت:
* واژه‌ای بسیار زیبا از زبان پارسی میانه، که به‌کار بردن آن را می‌پسندم. در نوشتار «شهرستان‌های ایران»، به زبان پارسی میانه می‌خوانیم: "samarkand šahristān kāōs i kāyōsān bun fragand." «سَمرکَند شهریستان کایوس ای کایوسان بُن‌فْرَگَند.»

برگردان درست «علما» در این‌جا، «دانشمندان» نتواند بود. زیرا این واژه، کاربردی ویژه در دین‌ها پیدا کرده و به گروهي ویژه از دانشمندان که در زمینه‌ی دینی دانش دارند، گفته می‌شود.

*
با درنگریستن به واژه‌ی تازی «تألیف»، درمی‌یابیم که گونه‌ای «مألوف کردن» یا «گردآوری و به‌هم‌بافی در آن نهفته است. از این روی، «گردآوری» را شایسته دانسته‌ایم.

**** به‌کاربستن این واژه، اگرچه رواگمند(رایج) نیست؛ ولی از نگرِ دستوری، نمی‌توان به آن خُرده گرفت. در پارسی میانه، برای ساخت نام، پایانه‌ی "šn" (شْن) افزوده می‌گردد. برای نمونه: «سْتایشْن» (= ستایش)، «رَوِشْن» (= روش) و دیگرها.

#پاسخ_شما
💬 @AdabSar
@AdabSar

اندوه ما اگرچه که عنوان نمی‌شود
در چشم‌مان غمی‌ست که پنهان نمی‌شود

بیهوده است وصف من از جایگاه عشق
حقا که لال قاری قرآن نمی‌شود

زخمی‌ست بر دلم که فراقت به جا گذاشت
زخمی که با وصال تو درمان نمی‌شود

دل را به راه سرزنش ای عقل چاره نیست
کافر به زور تیغ مسلمان نمی‌شود

#مصطفی_پاکدل
@AdabSar
💫

در کوی ما شکسته‌دلی می‌خرند و بس

بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است

#حافظ
#چکامه_پارسی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
💫


شمع تولدم که برآورده‌ات نکرد
درمانده‌ام چگونه تو را آرزو کنم

باید برای گفتن زخمِ همیشگی
فکری به حال تیغ میان گلو کنم

#الهه_صابر
@AdabSar
🍂🥀 خیابان ارم* در زیر دواج(لحاف) آسمان آرمیده است من در زیر بارش نم‌نم باران در پیاده‌رویی سوت‌وکور گام می زنم. تا چشم کار می‌کند برگ‌های هزار رنگ خزان‌زده سنگ فرش‌ها را پوشانده. چکه‌های باران چهره‌ام را نوازش و بوی دل‌انگیز خاک نم‌خورده دماغم را لبریز از زندگی می‌کند و مرا می‌برد تا کوچه باغ‌های کودکی.
🥀🍂
این روزها روزگار با رنگ تیناب(رؤیا) می‌آفریند. کاش می‌شد «پاییز» را زندگی کنیم؛ ولی امسال آذرماه، واپسین ماه دلپسند پاییز، چه غمبار و سخت می‌گذرد! هر شبانه‌روزش همچون سالی خشکسال در تب‌وتاب و دل‌آشوبگی آمار مرگ و میر «کرونا»... و خانواده‌هایی که داغدار می‌شوند و تن‌هایی که زیر خروارها خاک به سردی می‌گرایند.
آسمان گریه می‌کند و خاک به آرامش می‌رسد!
و من در آشوب برگ و باران، پریشان و خیس گام می‌زنم.

🍁 #بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی

*ارم باغی در شیراز در خیابانی به همین نام.
🥀🍂 @AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻تقدیر = سرنوشت، بخت، بُوِش، برِهِنِش، ستودن، سپاس، ارج گذاری، ارج نهی، برآورد، اندازه کردن، نیرومندی 🔻تقدیر کردن = ارج‌نهادن، ارجگزاری‌کردن 🔻تقدیرنامه = سپاسنامه، ارجنامه، ارجدانی‌نامه 🔻قابل تقدیر = ستایشی، ستودنی نمونه:…
🔷🔶🔹🔸
🔅پالایش زبان پارسی

🔻مقدر = بخت، سرنوشت، فرمانداده، اندازه‌کرده، هَنداختـَک

🔻مقدرات = بخت‌ها، سرنوشت‌ها

🔻مقدر کردن = بختن

نمونه:
🔺مقدر بود که موفق شویم =
بخت این بود که پیروز شویم

🔺تقدیرش از قبل مقدر شده بود =
سرنوشتش از پیش فرمانداده شده بود

🔺این نکته بدان که مقدر اقوات و مدبر اوقات، قوت را علت زندگانی کرده است (مرزبان نامه) =
این نکته بدان که اندازه کننده‌ی روزی‌ها و چاره‌ساز زمان‌ها، روزی را بهانه‌ی زندگانی کرده است

#مجید_دری
#پارسی_پاک #مقدر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
شما بنویسید... این نوشته را به پارسی برگردانید و به این نشانی 👉 @New_View برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. 📖 ناظم‌الاسلام کرمانی می‌نویسد: میرزا حسن‌آقا، مدیر مدرسه‌ی رشدیه از اشخاص با حرارت و درست‌کار، به تهران آمد و تاسیس مدرسه رشدیه را…
۲- #فائزه_جهانشاد

ناظم الاسلام کرمانی می نویسد:

میرزا حسن بان، سرپرست آموزشگاه رشدیه از مردمان پرشور و درست‌کار به تهران آمد و آموزشگاه رشدیه را پایه‌گذاری نمود. به‌راستی پایه‌گذار شیوه‌ی نوین اندیشگاه ایشان است. در آغاز آمدنش پارسایان و گروهی از مردم او را مانند یک بی‌دین، پلشت‌سرشت می‌دانسته‌اند! فریاد پارسایان در انجمن برخاست که واپسین زمان فرارسیده که توده‌ای بابی و بی‌کیش می‌خواهند نویسه‌ی ما را دگرگون سازند، قرآن را از دست کودکان بگیرند و نبیک به آن‌ها بیاموزند.
دیگر آن که کودکان را زبان بیگانه یاد دهند! گزیده اینکه، نامک‌هایی هم از گروهی از دانشمندان در نپذیرفتن دبستان‌ها و بی‌دین پنداشتن سرپرستان آموزشگاه‌ها نوشته شد!

برشی از نبیک «مردم‌سالاری ایرانی»
نوشته‌ی «ماشاالله آجودانی»

#پاسخ_شما
💬 @AdabSar
@AdabSar

سرگشته و حیرانم ای چشم اهورایی
حرفی بزن از حالِ این حالت شیدایی

شیرینی و فرهادم، لیلایی و مجنونم
گمگشته‌ی کنعانم از بس که زلیخایی

بر چینیِ احساسم آرام قدم بردار
هرچند سراغ من عمری‌ست نمی‌آیی

مهتابِ نگاه تو از پنجره‌ام پیداست
بر شاخه‌ی چشمانت ماهی‌ست تماشایی

پایان شب پاییز آغاز زمستان نیست
وقتی که تو می‌خندی، وقتی که تو یلدایی

#آرمین_ضیغمی
#یلدا
@AdabSar
💫

همه‌جا صحبت مردم شب یلداست مرا

تازگی نیست که از هجر تو هر شب یلداست

#رامک_سلیم
#یلدا
@AdabSar
💫

شاید از من دل برید اما فراموشم نکرد
زندگی جز شاید و اما چه دارد با خودش

حرف آخر را زمستان می‌زند کوتاه و سرد
شب‌نشینی بی تو در یلدا چه دارد با خودش

#محمدحسن_جمشیدی
#یلدا
@AdabSar
ای زبان پارسی ای بیکران
ای بلند و پهن همچون آسمان

Endemic = بوم‌گیر، برزن‌گیر
Epidemic = همه‌گیر، همه‌جاگیر
Pandemic = جهان‌گیر

در پدیده‌ی جهان‌گیر، بیماری در چندین سرزمین یا کشور گسترش می‌یابد، همه‌گیر می‌شود و شاید همه‌ی جهان را آلوده کند.
یکی از ناگوارترین جهان‌گیری‌های گاهداد(تاریخ)، همه‌گیر شدن «سیاه‌مرگ»(طاعون سیاه) در سده‌ی چهاردهم ترسایی بود که جهان را گرفت و ده‌ها وَسیار(میلیون) تَن را نابود کرد.

#بزرگمهر_صالحی
#پاندمیک #اپیدمیک #اندمیک

📘 بازخَن‌ها:
۱- فرهنگ دانشنامه‌ی کارا، بهاالدین خرمشاهی
۲- فرهنگنامه‌ی پارسی آریا، جواد دانشیار

🌏🦠 @AdabSar
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش پانزدهم فرستنده #بزرگمهر_صالحی با این همه شاید کسانی این رویکرد را بیهوده بدانند و بپندارند به این کوشش‌ها نیازی نیست برای نمونه استاد ارجمند «داریوش آشوری» در پاسخ به پرسنده‌ای گفته‌اند: «باید بگویم که من هم مانند شما نیازی…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش شانزدهم
فرستنده #بزرگمهر_صالحی


چنین گذشت که بزرگان و دانشوران برای روشنایی این راه، جان و روزگاری را هزینه کردند. باشد که ما هم به اندازه‌ای هرچند کم یاری‌رسانی باشیم.
اگر واژه‌های نو بازنمود و واکاوی بایسته نمی‌داشتند، سخنی دیگر بود. «فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک» به روشنی و به شیوه‌ای آموزشگرانه ناشناخته‌ها را بازنموده است.
چرا باید بنیاد را بر نادانستگی و ناتوانی مردم گذاشت و اینگونه دست‌وپا را بست و از پیشرفت جلوگیری کرد؟ چرا نباید بنیاد بر این باشد که پارسی‌زبان هوشمند است و توانایی دریافتن دارد؟ جوانان تشنه‌ی آموختن‌اند، درمی‌یابند و دانسته‌ها را به دورتر می‌برند. کسی که می‌داند سزاست که آموزشگری کند و به دیگران آزادی گزینش دهد. این که ما بر پایه‌ی دانسته‌های خود برای دیگران گزیرش(تصمیم) بگیریم که آنان نخواهند دانست و در فرجام خود را برزایی(سانسور)کنیم، مانند اینکه بگوییم «زبان پارسی با این نوآفرینی‌ها بهم می ریزد» به داستان دردآوری می‌ماند که بازنمودنش زمان دیگری می‌خواهد.
چیزی که باسپادان(محافظه‌کاران) را می‌آزارد، به‌کار گرفتن الگوهایی است که در تنگنای آیین(سنت) نمی‌بینند. فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترگیتیک (فیزیک) به پیروی از ابراهیم پورداود، بهرام فره‌وشی، محمود حسابی و میرشمس‌الدین ادیب سلطانی بر این باور است که شایش(امکان)های زبانی ما به پارسی دری کران‌مند(محدود) نمی‌شوند و باید از همه‌ی بازخَن‌های (منابع‌) پیشینه‌ی پارسی و گویش‌های آن بهره گرفت. تنها از این راه است که می‌توان به پارسی توانایی بایا(لازم) را برای گفتن درونمایه‌های دانشی و فرزانی(فلسفی) نوین داد. این گمان که تنها با پارسی ادبی پس از اسلام می‌توان از پس نیازهای روزافزون ژاداک(اصطلاح‌)شناسی امروزین برآمد، سرابی بیش نیست. روش آیینی(سنتی) که خود را به زیر گروه کوچکی از سراسر زبان پارسی پایبند می‌کند، کاری بیهوده و ساده‌انگارانه است. تنها با یاری گرفتن از زبان‌های مادر پارسی دری و شایش‌هایی که گویش‌ها فرامی‌نهند می‌توان راژمان(سیستم) واژگانی پرسون (دقیق) و پویا پدید آورد.
کار ایستار(سُنت)گرایان را می‌توان به کوشش برای ساخت آسمان‌خراش با خشت و گل همانند کرد. این کار نشدنی است. همچنان که رفتن به ماه با نردبان. برای بر پا کردن آسمان‌خراش باید فن‌ورزی‌ها، روش‌ها و ساخت‌مایه‌هایی را بکار بُرد که مهراز آیین‌گرا(معمار سنتی) با آن ها ناآشناست.


دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
ادب‌سار
شما بنویسید... این نوشته را به پارسی برگردانید و به این نشانی 👉 @New_View برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. 📖 ناظم‌الاسلام کرمانی می‌نویسد: میرزا حسن‌آقا، مدیر مدرسه‌ی رشدیه از اشخاص با حرارت و درست‌کار، به تهران آمد و تاسیس مدرسه رشدیه را…
۳- #مجیب_نیک_منش

میرزا حسن‌آقا، گرداننده‌ی آموزشگاه رشدیه، از کسانی کوشا و درست‌کار، به تهران آمد و راه‌اندازی آموزشگاه رشدیه را نمود. به‌راستی بنیادگذار آموزشگاه‌ها به نهاد و ریخت تازه این کس است. در آغاز آمدنش دین‌مداران و برخی از مردم او را یک‌تن بی‌دین و پلید می‌دانستند. فریاد دین‌مداران در انجمن‌ها بلند شد که پایان روزگار نزدیک شده است و گروهی بابی و بی‌دین می‌خواهند نویسه‌ی ما را دگرگون کنند، قرآن را از دست کودکان بگیرند و نبیک به آن‌ها یاد بدهند.
دیگر آنکه کودکان را زبان برون‌مرزی بیاموزند. چکیده‌ی سخن اینکه نوشته‌هایی هم از برخی دانشمندان گردآوری شد در برابر این دبستان‌ها و بی‌دین خواندن سرپرستان دبستان‌ها!

برشی از نبیک «مشروطه ایرانی»
نشان «ماشاالله آجودانی»

#پاسخ_شما
💬 @AdabSar
@AdabSar

تو که کوتاه و طلایی بکنی موها را
منِ شاعر به چه تشبیه کنم یلدا را

مثل یک کودک مبهوت که مجبور شود
تا به نقاشی‌اش آبی نکشد دریا را

حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفت
وای اگر چشم بخواند غمِ نا پیدا را

عطر تو شعر بلندی‌ست رها در همه سو
کاش یک باد به کشفت برساند ما را

تو همانی که شبی پر هیجان می‌آیی
تا فراری دهی از پنجره‌ها سرما را

فال می‌گیرم و می‌خوانی و من می‌خندم
بنشین چای بخور خسته نباشی یارا

#مهدی_فرجی
#یلدا
@AdabSar
💫


آه ما رعناتر است از آه ماتم‌دیدگان

آنچنان کز جمله‌ی شب‌ها شب یلدا یکی‌ست

#صائب_تبریزی
#یلدا
@AdabSar