ادب‌سار
12.5K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💠🔷💠🔷
@AdabSar

من برای خون‌هایی که به پایت ریخته شد
مویه‌یی می‌سازم

آن زمانی که دوباره جان بگیرم
و دوباره از خودم آغاز شم
و نگاه‌ام را به اوج آسمان بالا برم
تا ببینم مرغِ باور دیگر اینجا جای پرپر زدنش پرواز را پیشه کند...

من برای خون‌هایی که به پایت، از برایت ریخته شد
مویه‌یی می‌سازم
از زبان جان و دل
ای همه هستی ما در نام تو پیرایه شد؛

گرچه می‌خندند به رویم
نیزه‌های دشمنان
در کنار سیم‌های خاردارِ بدسگالی‌های خود
با دوتا بالِ شکسته
رنج تو آزادِ آزاد
با دل و جان می‌خرم.

ای نواساز چکامه!
نام تو «آزادی» است.


سراینده و فرستنده: #بلال_ریگی
سروده به #پارسی_پاک

@AdabSar
💠🔷💠🔷
🔅پرسش شما

سلام روز بخیر
ممکنه معنیه اسمه (آشا)و (ماهور) رو بگید و اینکه ریشش از کجاس😐

و

درود
درباره نام میشا ، آشا و میلیشا بگید

🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«آشا»
"آشا"، یک نام دخترانه ایرانی است که ریشه در اوستا دارد.
این نام در اوستایی و پهلوی به چم درست کرداری، راستی، بهشتی، روشنی درون، هماهنگی و سامان(نظم) جهان و آفرینش، فروغ و روشنایی، پاک و ورجاوند(مقدس) است.

پژوهشگران این واژه را پارس، همسانی، همانندی و خودباوری(اعتماد به‌نفس) نیز چمیده‌اند(معنی کرده‌اند).

"آشا" در زبان سانسکریت نامی پسرانه به چم امید است.

👣پیشینه:
واژگان "اَش" به چم رفتن و رسیدن؛
"اَشَه" و "اَشا" به چم پاکی، راستی، فراوانی و فراخی؛
"اَشی" به چم درستی، توانگری و بخشایش و
واژه‌ی "اَشو" که بخشی از نام اشوزرتشت، پیامبر ایران باستان و به چم پاک و سپند(مقدس) است، ریشه در واژه‌ی اوستایی "اَشا" دارند.
"اَشو" همچنین به چم کسی است که فروغ و روشنایی همراه اوست.

هزاران درود و هزاران ذُوای(دعای)
بر آن ارجمندی "اشو" پاک رای
#زرتشت_بهرام

🇮🇷نام‌های دخترانه و پسرانه‌ی ایرانی که با "آشا" هماهنگی آوایی دارند:

👧🏻دخترانه: نیوشا، اروشا، پری‌شا، فرنوشا، آنوشا، انوشا، نوشا، گلشا، مانوشا و...

👦🏻پسرانه: یاشا، کوشا، گرشا، تخشا، سوشا، آرشا و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آشا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
🔅پرسش شما سلام روز بخیر ممکنه معنیه اسمه (آشا)و (ماهور) رو بگید و اینکه ریشش از کجاس😐 و درود درباره نام میشا ، آشا و میلیشا بگید 🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«ماهور»
🎼"ماهور" نامی زیبا با ریشه‌ی ایرانی است که بر سر دخترانه یا پسرانه بودن آن دیدگاه‌ها گوناگون‌اند. برخی باور دارند که "ماهور" نام دخترانه است و برخی دیگر می‌گویند "ماهور" نام پسرانه است و ماهورا=ماهور+"ا" مادینگی(تانیث)، نامی دخترانه است. با این همه این نام همچون نام‌های رها، کوشا و... نامی هنباز(مشترک) است.

🎹"ماهور" نام یکی از دستگاه‌های خنیاگری(موسیقایی) تبارمند و مهادین(اصیل) ایرانی است.

در دانش زمین‌شناسی به برآمدگی‌هایی که در دشت‌ها یا دامنه‌ی کوه‌ها پدید می‌آید، "ماهور" می‌گویند.

"ماهور" نام گونه‌ای گل است که به آن گل خرگوشک نیز می‌گویند.

این نام را همانند ماه و دارای ویژگی‌های ماه نیز چمیده‌اند(معنی کرده‌اند).

🎶"ماهور" در ادبسار(ادبیات) نوین ایران برای همسنجی(مقایسه) سُهِش‌های(احساسات) دلبر و دلدار آمده است:

وقتی سه‌تار چشم تو "ماهور" می‌زند
بانو، دلم برای خودم "شور" می‌زند
آخر دل است، آجر و دیوار نیست که
با دیدن تو یکدفعه ناجور می‌زند!
#پوریا_سوری

مستی‌ام تو، شور من تو، نغمه‌ی "ماهور" من تو
گرمی آواز این دل، از همان روز ازل تو!
#حمید_حسینی

"ماهور" بخوان، شور بخوان، نور به‌پا کن
سرمست، دلم را تو ز آهنگ وفا کن!
#قاسم_بهرامی

با نگاهت "ماهور" می‌زنی
و من دلم شور می‌زند...
#شرایع_تکلی

می‌نوازم با دلم سنتور، باور می‌کنی؟
دستگاه دلکش "ماهور"، باور می‌کنی؟
#سرخوش_پارسا

شور شهنازی فریادم و "ماهور" زنم
دف و سنتور و رباب دل بی‌تاب منی!
#ناشناس

🎺از میان آهنگ‌های شناخته شده‌ای که در دستگاه "ماهور" ساخته شده‌اند می‌توان از ایران، سرو چمان، خزان، پر کن پیاله را و... با خوانندگی محمدرضا شجریان نام برد.

🎻نام‌های ایرانی دخترانه و پسرانه که با ماهور هماهنگی آوایی دارند:
👦🏻ماهان، ماهانداد، ماهان‌بنداد، ماهیار، ماهشاد، ماهونداد و...
👧🏻ماهتیسا، ماهدیس، ماهداد، ماه‌شید، ماهبد، ماهناز، ماهتا، ماهگل، ماهرو و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#ماهور
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
@AdabSar
🔅پرسش شما

خواستم بدانم که برابرپارسی واژگان بیگانه راازکجامی آورید؟آیابرخی ازآنهارا،خودمیسازید؟؟زیراکه هرچه گشتم،واژه هایی مانند*رخشاره* و *فرتورگر*و...رادرهیچ جانیافتم.


🔅پاسخ ادبسار

🔻برای واژه‌ی #فرتور در فرهنگ دهخدا چنین آمده است:
فرتور. [ ف َ ت َ / تُو / ف َ ] (اِ) عکس . (فرهنگ اسدی ). عکس باشد و با رابع مجهول بر وزن مخمور نیز همین معنی را دارد. (برهان ) :
بود مزدور رویت ماه جاوید
چو فَرتور جمال تست خورشید.(شرف الدین رامی)
فَرتور می از قدح فتاده
بر سقف سرا چو آب روشن .(از فرهنگ اسدی)

🔻واژه‌ی رُخش نیز در بن‌مایه‌های (منابع) گوناگونی آمده است:
دهخدا:
#رخش . [ رُ ] (اِ)... پرتو شعاع و "عکس" . (از فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ سروری )

واژه‌یاب، ابوالقاسم پرتو:
۱. عکاس = فَرتورگر
۲. فیلم = رُخشاره
۳. "رُخش" در لغت فرس اسدی برابر است با "عکس"،
ز خون دشمن او شد به بحر مغرب جوش
فکند تیغ یمانیش رُخش در عمان (عنصری)

واژه‌نامه پارسی سره، فرهنگستان زبان پارسی:
۱. #عکاس = رُخشگَر، فرتورگَر
۲. #فیلم = رُخشاره

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
📜📜📜📜
💫

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی‌ست
این آتش از هر سر که برخیزد تماشایی‌ست

دریا اگر سر می‌زند بر سنگ حق دارد
تنها دوای درد عشق ناشکیبایی‌ست

زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتم
چیزی که دیگر بر نخواهد گشت زیبایی‌ست

راز مرا از چشمهایم می‌توان فهمید
این گریه‌های ناگهان از ترس رسوایی‌ست

این خیره ماندن‌ها به ساعت‌های دیواری
تمرین برای روزهایی که نمی‌آیی‌ست

شاید فقط عاشق بداند «او» چرا تنهاست
کامل‌ترین معنا برای عشق تنهایی‌ست!


#فاضل_نظری
@AdabSar
💫

دِلم می‌خواهد
کسی تو را
به من تعارف کند
تا من
تمامت را بردارم...!

#خاطره_کشاورز
@AdabSar
1
Forwarded from ادب‌سار
با این که دلم اسیر دستانش بود
اما نگران عهد و پیمانش بود

گفتم به دلم که جای ما اینجا نیست
اما دل من به فکر چشمانش بود

#حمید_عبدلی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
به‌جای واژه‌ی بیگانه‌ی «شخص» بگوییم:
آدم، کس، خود، تن

نمونه:
شخص محترمی است =
آدم ارجمندی است

این عکس متعلق به چه شخصی است؟=
این فرتور از آنِ چه کسی است؟

اگر به شخصِ من هم فحاشی کردند، چیزی نگویید=
اگر به خودِ من هم ناسزا گفتند، چیزی نگویید

*دنباله دارد

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
@AdabSar
🔅پرسش شما

روز و شبتان خوش
کلمه ی پزشگ را باید به صورت پزشک نوشت
پس از شین ساکن، به کار برون گاف غلط است
(در کتاب «غلط ننویسیم» از ابولحسن نجفی)


🔅پاسخ ادبسار

فردید(منظور) ایشان پیام زیر است که از سوی یکی از هموندان گرامی فرستاده شده است:
telegram.me/AdabSar/4860

در این باره بایسته است بدانیم که برخی از بن‌مایه‌ها(منابع) هر دو واژه‌ی "پزشک" و "پزشگ" را درست دانسته‌اند.
دهخدا در بازنمود(توضیحِ) واژه‌ی "پجشک" چنین آورده است:
پجشک . [ پ ِ ج ِ ] (اِ) طبیب . #پزشگ . مُعالج . (مهذب الاسماء): و محمدبن زکریا پجشگ از آنجا [ ری ] بود. (حدود العالم ).

همچنین زیر واژه‌ی "پزشک" این چکامه را نمونه آورده است :
سه دیگر #پزشگی که هست ارجمند
ز دانندگان نام کرده بلند (فردوسی)

در فرهنگ پارسی "عمید" نیز در بازنمود واژه‌ی "پزشک" چنین آمده است:
پزشک /pezešk/ (اسم) [پهلوی: bičašk, bazašk] ‹ #پزشگ، پچشک، بجشک› (پزشکی) کسی که بیماران را معالجه می‌کند؛

از همین رو می‌توان دریافت که هر دو واژه‌ی "پزشک" و "پزشگ" درست بوده و در نوشتار پارسی می‌توان از آن‌ها بهره برد.

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
📜📜📜📜
🔅پرسش شما

درود پوزش از مزاحمت
میخواستم بدونم اسم رهام ایرانیه سپاس

🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«رُهام»
نام پسرانه‌ی "رُهام"، ریشه در زبان اوستایی دارد و در شاهنامه‌ی فردوسی نام پهلوانی دلیر است.

🍷"رهام" در زبان اوستایی رئوهئومه و رئوهئوما(به چم مِی باشکوه)، واژه‌ای آمیخته از رئو+هئومه بود. "رئو" به چم باشکوه و هئومه/هئوما گیاهی سپند(مقدس) بود که از آن مِی می‌گرفتند. پادشاهان و درباریان در جشن‌های مهرگان از آن مِی می‌نوشیدند و پایکوبی می‌کردند.

🕊امروز نام "رهام" را پرنده‌ای که شکار نمی‌کند و شکست‌ناپذیر است، رها، آزاد و گوسپند لاغر چمیده‌اند.

☔️نام "رهام" به تازی هم رفته و "ریهام" خوانده می‌شود و نامی دخترانه به چم‌های پُرشمار و نم‌نم باران است.

📖"رهام" در شاهنامه‌ی فردوسی، نام پهلوانی دلیر در روزگار کاووس، فرزند گودرز و نوه کُشواد زرین کلاه و همچنین پدر فرهاد(دلباخته‌ی شیرین) بود.
او از دلاوران گیتی بود و در زمان کیخسرو پهلوانانه جنگید. وی در جنگ با تورانیان، شاهنشاه چین و جنگ‌هایی که به خونخواهی سیاوش برپا می‌شد، به فرماندهی پدرش گودرز و یا رستم دلیرانه می‌جنگید.
به پنجم چو "رهام" گودرز بود
که با بارمان او نبرد آزمود

درفش جهانجوی "رهام" ببر
که بفراخته بود سر تا به ابر

چنین گفت رستم به "رهام" شیر
که ترسم که رخشم شد از کار سیر

چو بهرام و "رهام" گردن فراز
چو شیدوش شیراوژن رزم ساز
#شاهنامه #فردوسی

گه سخاوت معن است و حاتم و افشین
گه شجاعت رهام و رستم و بیژن
#سوزنی

💪🏻"رهام" همچنین نام یک کُهرُمان(قهرمان) آذری و از خاندانی تبارمند(اصیل) و ایرانی بود که نژادش به کیانیان باز می‌گشت.
ز هر شهری سپه داری و شاهی
ز هر مرزی پری‌رویی و ماهی
گزیده هر چه در ایران بزرگان
از آذربایگان وز ری و گرگان
چو بهرام و رهام اردبیلی
گشسب دیلمی شاهپور گیلی
#اسعدی_گرگانی
سروده‌ی #ویس_و_رامین

🐣نام‌های ایرانی دخترانه و پسرانه‌ای که با "رهام" هماهنگی آوایی دارند:
👦🏻پرهام، بهرام، وهرام، ورهرام، هونام، رهنما، رهیار و...
👧🏻رها، رهادخت، مهکام، هورام، مینورام و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#رهام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫

گیسوانت زیر باران، عطــر گندم‌زار... فکــرش را بکن!
با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن!

در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعـد از سال‌ها
بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار... فکرش را بکن!

سایه‌ها در هم گــره، نور ملایـــم، استکان مشترک
خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن!

ابـــر باشم تا کـــه ماه نقـــره‌ای را در تنــم پنهــان کنم
دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن!

خانه‌ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر
تکیـه بر پشتــی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن!

از سمــاور دست‌هایت چای و از ایوان لبانت قند را...
بعدهم سیگار و هی سیگار و هی سیگار...فکرش رابکن!

اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، کـــه پرتم می‌کنند
سایه‌ها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن!

ناگهان دیوانه‌خانه... ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود
قرص‌ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن!


#غلامرضا_سلیمانی
@AdabSar
💫

وای از این خونابه‌ی چشمانِ من

این چراغ سبز زین پس قرمز است!


#طاهره_کشاورز
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون،پروا کن ای دوست
#س_کسرایی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
به‌جای واژه‌ی بیگانه‌ی «شخصی» بگوییم:
مردمی، خودی، خودویژه، خویشیک، تَنیک
@AdabSar
نمونه:
گوشی موبایل یک وسیله‌ی شخصی است=
گوشی همراه یک افزار خودی است

یادداشت‌های شخصی پدرم را پیدا کردم =
یادداشت‌های خویشیک پدرم را پیدا کردم

حریم شخصی‌ام را حفظ کن=
مرز تَنیک‌ام را نگه دار

تجربه‌های شخصی‌اش را با ما به اشتراک گذاشت =
آروین‌های خودویژه‌اش را با ما درمیان گذاشت

حقوق شخصی، حقوقى است که معمولن متعلق به یک فرد یا یک اجتماع است
هوده‌های مردمی، هوده‌هایی است که بیشتر از آن یک‌تن یا یک همبود است

*دنباله دارد

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
📚📖🖋🔏
@AdabSar

آفتابه درخشان حقه مسلمه ماست!

برایم پیام فرستاد که «چه آفتابه درخشانی!» پرسیدم «مگه آفتابه گرفتید؟ از این آفتابه مسی‌های دکوری؟» جواب داد: «خاک تو سره بی‌ذوقت کنن، آفتابه چیه!» برایش یک عدد زبانِ دراز با چشمک ‌فرستادم و نوشتم «دلبندم، خودت به جای آفتابِ درخشان نوشتی آفتابه درخشان. در ضمن سرِ من هم تهش ه نداره.» جواب داد «دسته بابات درد نکنه با این پسر بزرگ کردنش. اصلن برو گم شو!» خیلی دوست داشتم همان لحظه بروم گم شوم، ولی طاقت نیاوردم و باز برایش نوشتم «مگر بابای من دسته دارد؟» و چند تا چشم گرد و گشاد هم برایش فرستادم. جواب داد «وای خدا، آخرش منم مثله خودت دیوونه می‌کنی!» فکر کردم دیگر وقتش است واقعن بروم گم شوم، ولی مگر می‌شد همان‌طور که دارم می‌روم گم شوم، فکر نکنم به این که مثله یعنی چی، و مگر مثله با مثلِ و مثه فرق ندارد؟ امان از این کسره و ه!

🖍«حداقل» چهار تک‌واژ برای سدا(صدا)ی e داریم:

۱- اضافه: دست شما، مثل من، کتاب خوب، احمد شاملو
درست: جان من فدای خاک پاک میهنم
نادرست: جانه من فدایه خاکه پاکه میهنم

۲- به جای «است» و برخی حروف آخر واژهه‌ها در فارسی محاوره: حالم خوبه، می‌خوره، اگه
درست: یه امشب شب عشقه، زمونه رنگارنگه
نادرست: یِ امشب شب عشقِ، زمونه رنگارنگِ

۳- نشانه‌ی معرفه در فارسی محاوره‌: دختره، پسره، مغازه‌داره
درست: خونه‌ی مادربزرگه هزار تا قصه داره
نادرست: خونه‌ی مادربزرگِ هزار تا قصه داره

۴- پسوند در انتهای اسم‌ها و صفت‌ها: دهنه، انگیزه، روزنه
درست: صد دانه یاقوت، دسته به دسته
نادرست: صد دانِ یاقوت، دستِ به دستِ

📕باید این راهنما را برایش بفرستم، ولی چند وقتی است که رفته‌ام گم شده‌ام و از یار و دیار، هر دو دور. همان طور که چند وقتی است جای قبلیِ کسره و ه هم گم شده است. هم در نوشته‌های روزانه‌ی مردم و هم به‌تازگی در رسانه‌های مکتوب، از روزنامه‌ها و پایگاه‌های خبری اینترنتی بگیر تا حتا زیرنویس برنامه‌های تلویزیونی. مثل همان روزنامه‌ای که تیترِ یک زده بود «انرژیه» هسته‌ای... و لابد اگر می‌خواست شعار تزلزل‌ناپذیر چند سال پیش را تکرار کند، می‌نوشت: حقه مسلمه ماست. یادش به خیر، تا همین چند وقت پیش از این «هـ»های اضافه و غلط‌انداز در آخر خیلی از واژه‌ها خبری نبود و حق، هنوز همان حق بود، نه حقه!

نویسنده: #رضا_شکراللهی
#درست_نویسی

@AdabSar
🔏📖🖋👓
Forwarded from ادب‌سار
↪️↩️⤵️⤴️
@AdabSar

من آن شک و تردیدی را می‌ستایم که به من امکان می‌دهد تا در جواب او بگویم:

بسیار خوب؛ حالا آزمایش می‌کنیم!

اما من دیگر نمی‌خواهم سخنی درباره‌ی چیزی بشنوم که اجازه‌ی تجربه و آزمون نمی‌دهد!

#نیچه
#حکمت_شادان

📖🖋
برگردان به #پارسی_پاک
#ادبسار
📖🖋

من آن دو دلی را می‌ستایم که به من شایندگی می‌دهد تا در پاسخ او بگویم:

بسیار خوب؛ اکنون آزمایش می‌کنیم!

ولی من دیگر نمی‌خواهم سخنی درباره‌ی چیزی بشنوم که پروانه‌ی آزمون و آروین نمی‌دهد!

@AdabSar
➡️⬆️⬇️⬅️
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

درود بر شما
ممنون میشم اگه راهنمایی کنید در دادگاه های گذشته،از چه واژگانی استفاده می شد. و همچنین کلمه ی "وکیل" از کی وارد زبان پارسی شده است.
سپاس


🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


وکیل = نماینده، کارگـُزار، جانشین، دادیار، داتیار، داتگو، پیشکار، گماشته

وکیل بلاعزل = کارگـُزار وَرجاوَند

وکیل تسخیری = دادگـُزارِ گزینشی، دادگـُزارِ رایگان

وکیل دادگستری = داتگوی(پارسی پهلوی)، دادگوی، دادگـُزار

وکیل در توکیل = کارگـُزارِ گـُزینا

وکیل دعاوی = دادگـُزار

وکیل عمومی = دادیار

وکیل کردن = نمایندگی دادن، نماینده بَرگـُزیدن، کارگـُزار برگـُزیدن

وکیل مجلس = نماینده‌ی انجمن، نماینده‌ی مِهِستان، نماینده‌ی مردم

وکیل مدافع = دادگـُزار

نمونه:
برادرش را به عنوان وکیل خود معرفی کرد =
برادرش را به‌نام نماینده‌ی خود شناساند

اقدام به انتخاب وکیل دعاوی کرد =
دست به گزینش دادگـُزار زد

در این نوع معاملات، خریدار وکیل بلاعزلِ فروشنده است =
در این گونه دادوسِتدها، خریدار کارگـُزار وَرجاوَندِ فروشنده است

وکیل تسخیری فقط مربوط به جرایم سنگین و کیفری می‌باشد =
دادگـُزارِ رایگان تنها وابسته به بزه‌های سنگین و کیفری است

جهت حل مشکلش به وکیل دادگستری مراجعه کرد =
برای چاره‌اندیشیِ گرفتاری‌اش به داتگوی سَر زد
برای گره‌گشایی پیش دادگـُزار رفت

نه فقط وکیل، که وکیل در توکیل نیز بود =
نه‌تنها کارگـُزار، که کارگـُزارِ گـُزینا نیز بود

طرفین قرارداد او را که مرضی‌الطرفین بود، وکیل کردند=
پیمانسِپاران او را که پسندِ دوسوی بود، نماینده کردند
پیمانسِپاران او را که پسندِ هَردو بود، به کارگـُزاری بَرگـُزیدند

"دهخدا" در دوره‌ای وکیل مجلس هم بود =
"دهخدا" زمانی نماینده‌ی مردم هم بود

🚩دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#وکیل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1