ادب‌سار
12.5K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

پلک بر هم بزن این چشم اذان پخش کند
اشهد أنَّ "تو" در کل جهان پخش کند

خنده بر لب بنشان حالت لبخند تو را
بدهم "حاج حسین و پسران" پخش کند

بغلم کن همه جا! شهر حسودی بکند
چشم تو بین زنان تیر و کمان پخش کند

باد با موی تو هر لحظه تبانی کرده
راز دیوانگی‌ام را به جهان پخش کند

بشود فاش همه راز اشارات نظر!
قصه‌ی عشق مرا نامه‌رسان پخش کند

شعر من خوب‌ترین شعر جهان است، اگر
آنچه از روی تو دیده‌ست زبان پخش کند

وصف زیبایی تو در همه‌ی ابیاتم
آب دریا شده تا قطره‌چکان پخش کند!
...
درد یعنی تو نباشی بغلم ناز کنی
رادیو لحظه‌ای آواز بنان پخش کند!

#علی_صفری
@AdabSar
💫

قلب نیست لعنتی !!!
چیزی است در دلم
آویخته به بندی
تاب می‌خورد بینِ بغض‌هایِ من
و درد‌هایِ زندگی‌
نه می‌‌ایستد که مرا راحت کند
نه می‌تپد که ماتمِ تو را کم کند!

#نیکی_فیروزکوهی
@AdabSar
💫

گر بر سر نفس خود امیری، مردی
بر کور و کر اَر نکته نگیری، مردی

مردی نبود فتاده را پای‌زدن
گر دست فتاده‌ای بگیری، مردی

#رودکی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar
واژه‌ی تازی «اول» کاربردهای گوناگونی در زبان پارسی دارد که به چند نمونه‌ی دیگر آن می‌پردازیم:

قسمت اول = بخش نخست، بخش یکم
نمونه:
قسمت اول "شهرزاد" را دیدم=
بخشِ نخستِ "شهرزاد" را دیدم

عددِ اول = نخست‌شمارک، شمارکِ نخست
نمونه:
"۱۱" یک عددِ اول است =
"۱۱" یک نخست‌شمارک است
"۱۱" یک شمارکِ نخست است

اولِ شب = سر شب
شب ِ اول = شبِ نخست
نمونه:
تصمیم گرفتم شبِ اول را به منزل دوستم بروم =
برآن شدم شبِ نخست را به منزل دوستم بروم

اولِ شب بود که به خانه‌اش رسیدم=
سرِ شب بود که به خانه‌اش رسیدم

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

با درود
به جاى سلامت باشيد چى بگوييم؟


پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


سلامت = درستی، تندرستی، تن‌درست، شاداب، بهبود، بی‌آکی(آک=آسیب، درد، بدی)، رهایی، رستگاری

سلامت باشید = زنده باشید، پاینده باشید، پایا باشید

بسلامتی = به‌دوستکامی، به‌دوستکانی

نمونه:
سیاوش از میان آتش به سلامت گذر کرد =
سیاوش از میان آتش با رستگاری گذر کرد

از این مرحله هم به سلامت رد شد =
از این خوان هم به‌درستی گذشت

بعد از ماهها سلامتش را بازیافت =
پس از ماه‌ها تندرستی‌اش را بازیافت
پس از ماه‌ها بهبود یافت

در مورد سلامت روان چه می دانید؟ =
درباره‌ی شادابی روان چه می‌دانید؟

انشاءالله سلامت باشید =
به امید خدا پایا باشید
امیدوارم پاینده باشید
زنده باشید

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#سلامت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
«اولویت» واژه‌ای بیگانه است که می‌توان جایگزین پارسی آن را به‌کار برد:
اولویت = نخستینگی، نخستی، برتری، نخش

نمونه:
باید به این کار اولویت داد =
باید به این کار نخستینگی داد
باید به این کار برتری داد

اولویت این کار را هم درنظر داشته باش =
نخستی این کار را هم درنگر داشته باش
نخستینگی این کار را هم درنگر داشته باش

انجام این کار باید در راس اولویت‌ها قرار بگیرد =
انجام این کار باید در سر نخش‌ها جای گیرد

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


#روزشمار نیاکان(۲۵دی)

درود به همه‌ی ایرانیان نژاده در پهن‌دشت گیتی و پگاهتان به کام باد💐

- ۱۴۸۵ سال پیش، شورشی بزرگ در قسطنطنیه*(استانبول) بر سر شناساندن(اعلان) برنده‌ی هم‌آورد(مسابقه) ارابه‌رانی* رخ داد که گفتمان سازش میان ایران بزرگ و روم(درباره جنگ‌های سال ۵۲۷ تا ۵۳۱ ترسایی*) که در این شهر آغاز شده بود را بازایستاند.
در این جنگ‌ها رومیان از پادشاهی ایران شکست خورده و آماده‌ی از دست‌دادن بخشی از فرمانروایی خود و باژ* سالیانه به ایران شده بودند.
در پی این شورش‌ها، مردمِ ناخشنود از باژ سالانه‌ی روم به ایران (۲۴۰۰ کیلو زر) خواهان به‌دارآویختن دو ژنرالی* شدند که از ایران شکست خورده بودند و این دو ژنرال با پسندش(تایید) پادشاه روم هزاران شورشی را کشتند.
هزینه‌ی بازسازی ویرانی این شورش و بهانه‌ی کمک ایران به ژرمن‌های آریایی به فرنام (عنوان) هم‌نژاد و جدایی آن‌ها از روم، چرایی(سبب) نپرداختن باژ سالیانه‌ی «ژوستی نی ان» پادشاه روم به ایران شد و در سال ۵۴۰ ترسایی ارتش ایران به دستور خسرو انوشیروان حلب(آلپو)، انتاکیه، دارا، ادسا، لازیکا(گرجستان) و... را گرفت و پادشاهی قسطنطنیه را وادار به پذیرفتن برتری ایران و پرداخت باژ کرد.
خسرو انوشیروان پس از چند زمانی این باژ را کاهش داد و پارسیان را دلگرمی داد که به گرجستان بروند تا ایرانیان در آنجا بیشترین(اکثریت) باشند .
جنگ ایران بزرگ و روم پنج سال پس از این بر سر« پترا »از سر گرفته شد که باز ایرانِ بزرگ برنده‌ی جنگ بود.


- ۱۸۵۲ سال پیش رومی‌ها به‌جای دستاورد جنگی(غنیمت)، شُشمَرگی(طاعون)* را با خود از آسیای باختری به اروپا بردند
دشمنی میان دو كشور پس از گمارش(انتصاب) تیگران از سوی بلاش سوم پادشاه ایران به شاهی ارمنستان در سال ۱۶۱ ترسایی آغاز شده بود و تاختن ایران به داشتگان(متصرفات) روم، پادشاه و سنای* این كشور را خشگمین ساخته بود، به گونه‌ای كه «وروس»(کـَسِ شماره‌ی ۲ پادشاهی) را کارگزار کینه‌جویی(انتقام) از ایران كردند. «وروس» پایان سال ۱۶۲ درون سوریه شد و به ایران پیشنهاد سازش داد كه پیشنهاد او رد شد و جنگ آغاز گردید و ارتش ایران پس از چند نبرد در کاپادوکیه(نیمروز باختری تركیه) دست به پَس‌نشینی* به سوی تیسپون زد، ولی ارتش روم به شَوَند* گسترش بیماری، چند ماه پس از آن به اروپا بازگشت.
در بیش از هفت سده جنگ و ستیز میان دو ابر توانمند؛ این، یكی از دو سه بار ناكامی ایران در این جنگ‌ها بود.
این رویداد، ۱۷۴۸ سال پس از این، در پایان جنگ جهانی یکم بازآوری(تكرار) شد، این بار سربازان بازگشته از جنگ، ویروسِ آنفلوآنزا را با خود به شهرهایشان بردند و شَوَند(باعث) مرگ ۲۳ میلیون* تن شدند كه بیش از سه برابر کشته‌های جنگ بود.


*پی‌نوشت ادبسار:
نژاده –> اصیل
قسطنطنیه = غستنتنیه

ارابه = گردونه
باژ –> باج
ژنرال = سردار
شُشمَرگی = طاعون ریَوی
سنا = مِهِستان
پَس‌نشینی –> عقب‌نشینی
شَوَند –> دلیل، علت
ویروس = زَهرَکِ
آنفلوآنزا = تب‌ولرز
میلیون = وَسان

فرستنده: #کوروش_آریاویج
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
💫

قسم به شعر "بلیغ" نزار قبانی
به عطر روسری تو، به سیب لبنانی

کشیدن تو به یک شعر کار حافظ‌هاست
گلم تو شاخه‌نباتی، خودت نمی‌‌دانی

دو چشم میشی‌ات ای ماه، گله‌‌ی گرگند
بگو گرفته نگاه‌ات چقدر قربانی

حجاب داری و خوب است چادرت اما
شده مرام من امشب کمی رضاخانی!

بیا که از تو بنوشم شراب شیرازی
بیا که از تو بگیرم گلاب کاشانی!

خودم کنار تو هستم بگیر دستم را
بریز چایی تازه، غزل نمی‌خوانی؟!

#محسن_کاویانی
@AdabSar
💫

هم دوربین‌ام
هم نزدیک بین

بستگی دارد
او کجا بایستد!

#مجید_حاتمی
@AdabSar
💫

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه‌ی صدساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم، ولی دل نشکستیم

#شعر_ایران
@AdabSar
ادب‌سار
🔅پرسش شما سلام روز بخیر ممکنه معنیه اسمه (آشا)و (ماهور) رو بگید و اینکه ریشش از کجاس😐 و درود درباره نام میشا ، آشا و میلیشا بگید 🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام «میشا»

‼️نام "میشا" که آن را دخترانه و پسرانه دانسته‌اند، نامی است که ما به درستی نمی‌دانیم ریشه و خاستگاه آن کجاست.

🌼نام "میشا" خاستگاه روسی دارد و در این زبان، مردانه بوده که کوتاه و دگردیس شده‌ی "میخاییل" است ولی از سویی می‌تواند یک نام میان‌کشوری باشد زیرا در ایران نام دیگر گل همیشه بهار است. از این رو در پارسی، نام "میشا" را همیشه جوان، همیشه بهار و همیشه سرسبز نیز چمیده‌اند.

🌱همچنین گفته می‌شود که نام "میشا" برگرفته از نام‌های اوستایی "مَشی" یا "مَشیَه" و "مَشیانَه" است که در ماتیکان(کتاب) پهلوی "بندهشن" آمده است.
در افسانه‌های ایرانی "مَشیَه" نخستین مرد روی زمین و "مَشیانَه" نخستین زن روی زمین بود که از پشت(نطفه‌ی) گیومرت(کیومرث) به گونه‌ی گیاه ریواس روییدند.

🌍همچنین "میسان" یا "میشان" نام یک دودمان پادشاهی بسیار کهن در اَپاختَر شاخاب پارس(شمال خلیج فارس) بوده و دژ(قلعه) پادشاهی با این نام برجا مانده بود.

🤔ولی ادبسار پس از بررسی‌ها به گواهی استواری در اُستانِش(سند محکمی در اثبات) این که نام "میشا" برگرفته از "مَشیانَه" و "مَشیَه" یا دودمان "میسان" است، برنخورد.

📣چنانچه شما دوستان گرامی درباره‌ی این نام بن‌مایه‌ای می‌شناسید که برای شناخت بیشتر نام راهگشاست، ما را آگاه کنید. در نِگر(توجه) داشته باشید که پیام شما در این باره، همراه با شناسه‌ی بن‌مایه(مشخصات منبع) باشد.


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#میشا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پرسش شما

سلام جناب درّی،
راجع به اسم هانا هم میشه مطلب بذارید ،،،
سپاسمند شما هستم

🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های «هانا» و «هانه»

‼️"هانا" یکی از نام‌هایی است که به ایرانی بودن آن باورمند نیستیم. گفته شده که این نام ریشه‌ی کُردی دارد و به چم امید، بینایی، خواهش، زینهار، دادخواهی، فریاد و پناه است. یکی دیگر از گمان‌زدها این است که "هانا" دگردیس شده‌ی "هانه" و در کُردی به چم "چشمه" است. ولی هیچ‌یک از این داوخواهی‌ها(ادعاها) در بن‌مایه‌های شناخته و پذیرفته شده، دیده نشد و درباره‌ی کُردی بودن آن دودل هستیم.

🤔از سویی با نگر به واژه‌های همسان و چم و ریشه‌ی آن‌ها، این نام اروپایی و هتا(حتا) تازی به دید می‌رسد.

📣چنانچه شما دوستان گرامی در باره‌ی این نام بن‌مایه‌ای می‌شناسید که برای شناخت بیشتر نام راهگشاست، همراه با شناسه‌(مشخصات) آن برای ما بفرستید.


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#هانا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫

غزل چشمت، غزل مویت، غزل لب‌هات بانوجان
خدا رحمش بیاید بر مخاطب‌هات، بانوجان

نگاهت منتقدها را حسابی بی‌زبان کرده
و شاعرهای سر درگم که در شب‌هات بانوجان

غنایی راه رفتن‌ها؛ حماسی عشوه کردن‌ها
چه می‌چسبد برای ما مجرب‌هات بانوجان

تبم تند است و هذیانم مفاعیلن مفاعیلن
دعا کن قسمتم باشد تو و تب‌هات بانوجان

رسیدم روی این بیتی که عمرش یازده قرن است
و می‌پرسم به شکلی که مودب‌هات بانو جان:

تو مرصادالعبادی یا فروغ کشف‌الاسراری
که رندی می‌گذارد سر به مکتب‌هات بانوجان؟

تو لامذهب‌ترین شعری که خیلی دوستش دارم
به می سجاده رنگین شد و شد لب‌هات بانوجان!

#کمیل_ایزد_جو
@AdabSar
goo.gl/FWZqwH

خسته‌ام
همچون برگی زرد که یارای نشستنش بر این خاک نیست،
خسته‌ام
همچون مادری نشسته بر در و چشم‌به‌راه نامده‌اش،
خسته‌ام
چون دستان زنی بر بالای تنور و تمنای امید،
خسته‌ام
چون تویی که حتی آمدنت هم نامدن بود،
خسته‌ام
زین موطن جغرافیایی که هیچ نگفت کی می‌آیی،
خسته‌ام
به‌سان مرغ دریایی، سنگین پرواز...
ای همه‌ی امیدم
به‌چه‌سان چنین گریزانی!

#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
💫

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست

زندگی خوشتر بود در پرده‌ی وهم و خیال
صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست

#رهی_معیری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
«آخر» واژه‌ای بیگانه است که می‌توان جایگزین پارسی آن را به‌کار برد:
آخر= پایان، واپسین، پسین، فرجام، سرانجام، انجام، سپری

نمونه:
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر =
همنشینی پایان گرفت و به فرجام رسید زندگی

آخرین حرف من این است، زندگی شیرین است =
واپسین سخن من این است، زندگی شیرین است

آخر کار خودت را کردی؟ =
سرانجام کار خودت را کردی؟

کار نوشتن قصه را به آخر رساند =
کار نوشتن داستان را به پایان رساند

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد =
روز جدایی و شب دوری یار سپری شد

*دنباله دارد

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌱🕊🌾🌧
@AdabSar

فرخ‌اش باد و خداوند فرخنده کناد
جشن فرخنده و بهمنجه بهمن مه را
فرخی


🔅آشنایی با جشن‌های ایرانی
🕊جشن بهمنگان، جشن خردورزی


🍀"ایرانیان از نخستین مردمانی بودند که زمین را پاک نگه می‌داشتند، آب را آلوده نمی‌کردند و برای پاکیزگی زیست‌بوم خود می‌کوشیدند"

آنچه گفته شد، گوشه‌ای از دیدگاه‌های هرودوت و گزنفون درباره‌ی پیشینه‌ی فرهنگی ایرانیان است.


🌨"جشن بهمنگان" یا "جشن بهمنجه" در "وهمن‌روز" از بهمن‌ماه در گاهشماری کهن ایران(دوم بهمن) برابر با ۲۶دی در گاهشمار امروز برگزار می‌شد.

🐑"فرهنگ مهر" در نیپیک(کتاب) "فلسفه زرتشت" نوشته است که شش فرشته‌ی اهورامزدا، هریک پاسدار زیست‌بوم(محیط زیست)، جانواران و آدمیان بودند که نخستین آن‌ها فرشته‌ی وهومن یا بهمن پاسدار جانوران، تندرستی و نیک‌اندیشی در روی زمین بود. از این رو در جشن بهمنگان، ایرانیان بیش از هر جشن و آیین دیگری از کشتن و آسیب رساندن به جانوران پرهیز می‌کردند.


💫بهمنگان از واژه‌ی اوستایی "وهومنه" وهو(خوب)+منه(من و اندیشیدن) درست شده است.
وهومنه، وهومن، وهمن و سپس بهمن و بهمنش به چم بهترین اندیشه، اندیشه‌ی نیک، منش نیک و من نیک است و بهمنگان جشنی در ستایش درستکاری است.
"بهمن" نام ماه دوم موسم زمستان و در فرهنگ کهن ایران یکی از ویژگی‌های ایزد یکتاست.
بر پایه‌ی باورهای کیش زرتشتی، زرتشت، پیامبر ایرانی، برای دریافت پیام‌های اهورامزدا از وهومن یاری می‌گرفت.

❄️از آیین‌های جشن بهمنگان دانش اندکی برای ما مانده است. یکی از این آیین‌ها پوشیدن جامه‌ی سپید بود. آن‌ها با این کار نمادین از هرگونه ناپاکی و آلودگی، بیزاری می‌جستند. همچنین به دیدار یکدیگر می‌رفتند و گل‌های یاسمن سپید به یکدیگر پیشکش می‌کردند.

🥛در این روز نوشیدن شیر، نوشیدنی‌های گیاهی و خوردن گیاهان نیک شمرده می‌شد. ابوریحان بیرونی نوشته است: ایرانیان در این روز گل بهمن زرد و سپید را با شیر می‌خوردند و باور داشتند که این کار فراموشی را از میان برده و به یاده‌ورزی(تقویت حافظه) کمک می‌کند.
مردم پارس(شیراز کنونی) نیز از بُنشَن(حبوبات) و گوشت خوراک می‌پختند و با شیر می‌خوردند تا بر بیماری فراموشی چیره شوند.

🍲به نوشته‌ی ابوریحان بیرونی، جشن بهمنگان در خراسان با برپایی مهمانی‌های بزرگ همراه بود. آنان آشی به نام آش بهمنگان یا آش دانگو از همه‌گونه بُنشن می‌پختند و در آن از سبزی‌ها و گوشت می‌ریختند و از آفریدگار برای داده‌هایش سپاسگزاری می‌کردند. در پختن این آش، هر کس یا خانواده دانگ(سهم) داشت، کوشش می‌کرد و این کار نمادی از همکاری گروهی بود. نام دانگو از همین آیین دانگی گرفته شده است.(هرچند "دانکو" نیز به چم بنشن است که می‌تواند دگرگون‌یافته‌ی "دانگو" باشد)

اسدی توسی در نیپیک "لغت فرس" نوشته است که ایرانیان در جشن بهمنجه خوراکی آمیخته از گل بهمن، ماهی، ماست و تره می‌خوردند.

🏞بر پایه‌ی نوشته‌های بیرونی، چیدن گیاهان از کنار رودخانه‌ها و جوی‌ها، روغن گرفتن از گیاهان، سوزاندن و دود کردن گیاهان گندزدا از دیگر آیین‌های بهمنگان بود.


🐓"خروس"، نشان ویژه‌ی اين روز بود. زیرا باور داشتند كه از ميان جانوران، خروس همانند سروش (از فرشتگان خدا) با بانگ هوشياری و بيداری خود، نویدبخش روزی روشن با انديشه‌ای روشن و سپيد است.

goo.gl/19jb1M
#فرهنگ_ایران #بهمنگان

برگفته از:
- #آثارالباقیه و #التفهیم
نویسنده: #ابوریحان_بیرونی
- تارنمای "آریابوم"
- تارنمای "مهر میهن"
- اصل و نسب دین‌های ایرانیان باستان
نویسنده: #عبدالعظیم_رضایی

@AdabSar
🍲🍲🍲🍲
🔅پرسش شما

سلام در مورد اسم شبنم ميشه توضيح بدين

🔅پاسخ ادبسار 👇👇