@AdabSar
دیدار ما هرچند دورادور، زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چهپنهان دردِدل با تور زیباست
دنیا همیشه دلبخواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها، این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سرد ماه جور است
اما شب چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تاروپود تور زیباست
وقتی که غمهایم غمِ عشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور، زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
دیدار ما هرچند دورادور، زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چهپنهان دردِدل با تور زیباست
دنیا همیشه دلبخواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها، این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سرد ماه جور است
اما شب چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تاروپود تور زیباست
وقتی که غمهایم غمِ عشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور، زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
❗️فرهنگستان برای واژهی «کاتابولیسم» واژهی «فروگشت» و برای واژهی «آنابولیسم» واژهی «فراگشت» را برساختهاست.
شاید برخی در درستیی این دو نوواژه شک داشته باشند.
نوشتهای که در دنباله میآید برای روشنگری در اینباره است.
«متابولیسم» فَرارَوَند سوختوساز درون یاختِههای پیکر جانداران است.
متابولیسم خود دو گونه فراروند را دربردارد: آنابولیسم و کاتابولیسم.
🔻آنابولیسم به فراروندهای پیوندی/ترکیبی گویند که به ساختهشدن مولکولهای بزرگتر میانجامد و کاروژخواه/انرژیخواه است.
🔻کاتابولیسم پرسونانه/دقیقا وارون آنابولیسم است و کاروژزا/انرژیزاست.
❌ متابولیسم = کاتابولیسم + آنابولیسم
✅ سوختوساز = سوختن + ساختن
✅سوختوساز = فروگشت + فراگشت
🔻کاتابولیسم: سوختن/فروگشت (در این فراروند مولکولهای بزرگتر به مولکولهای کوچکتر فرومیگردند. به دیگرسَخُن، مولکول به مانند دیواری فرومیگردد/فرومیریزد؛ ازاین روی فروگشت برابر درخور و پرسونی است.)
🔻آنابولیسم: ساختن/فراگشت (واژگونهی/برعکس فراروند فروگشت است.)
🔽هر دو واژه را فرهنگستان برساخته است.
فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#متابولیسم #آنابولیسم #کاتابولیسم #زیست_شناسی #فرهنگستان
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
❗️فرهنگستان برای واژهی «کاتابولیسم» واژهی «فروگشت» و برای واژهی «آنابولیسم» واژهی «فراگشت» را برساختهاست.
شاید برخی در درستیی این دو نوواژه شک داشته باشند.
نوشتهای که در دنباله میآید برای روشنگری در اینباره است.
«متابولیسم» فَرارَوَند سوختوساز درون یاختِههای پیکر جانداران است.
متابولیسم خود دو گونه فراروند را دربردارد: آنابولیسم و کاتابولیسم.
🔻آنابولیسم به فراروندهای پیوندی/ترکیبی گویند که به ساختهشدن مولکولهای بزرگتر میانجامد و کاروژخواه/انرژیخواه است.
🔻کاتابولیسم پرسونانه/دقیقا وارون آنابولیسم است و کاروژزا/انرژیزاست.
❌ متابولیسم = کاتابولیسم + آنابولیسم
✅ سوختوساز = سوختن + ساختن
✅سوختوساز = فروگشت + فراگشت
🔻کاتابولیسم: سوختن/فروگشت (در این فراروند مولکولهای بزرگتر به مولکولهای کوچکتر فرومیگردند. به دیگرسَخُن، مولکول به مانند دیواری فرومیگردد/فرومیریزد؛ ازاین روی فروگشت برابر درخور و پرسونی است.)
🔻آنابولیسم: ساختن/فراگشت (واژگونهی/برعکس فراروند فروگشت است.)
🔽هر دو واژه را فرهنگستان برساخته است.
فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#متابولیسم #آنابولیسم #کاتابولیسم #زیست_شناسی #فرهنگستان
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
Forwarded from ادبسار
#مجید
رادیولوژی = پرتوشناسی
رادیولوژیست = پرتوشناس
روز «رادیولوژی» را به «رادیولوژیستهای» محترم تبریک عرض مینماییم.
روز «پرتوشناسی» را به «پرتوشناسان» گرامی شادباش میگوییم.
#پارسی_پاک
@AdabSar
رادیولوژی = پرتوشناسی
رادیولوژیست = پرتوشناس
روز «رادیولوژی» را به «رادیولوژیستهای» محترم تبریک عرض مینماییم.
روز «پرتوشناسی» را به «پرتوشناسان» گرامی شادباش میگوییم.
#پارسی_پاک
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
goo.gl/w5xBYr
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
با درود،
در این روزها که تندآبهی فرهنگهای بیگانه بهسوی سرزمینمان سرازیر شده، تنها یک جنبش همگانی برای پاسداری از زبان و فرهنگ پارسی و پالایش آن از تازش بیگانه میتواند به این نابسامانی پایان دهد.
در سرای «ادبسار» كوشيدهايم برای واژگان بيگانه، برابرهای پارسى آنها را بنمايانيم تا پارسىگويان بتوانند در گفتار و نوشتار روزانهی خود، از آن بهره گيرند.
همچنین امید داریم با بهرهبردن از فرهنگ نژاده و نوین ایرانی در زمینههای ادبسار(ادبیات)، چکامه(شعر) و ترانه، گامی هرچند کوچک در شناساندن و والایش فرهنگ ایرانی برداشته باشیم.
شما نیز میتوانید برای پاسداری از فرهنگ ایرانی و زبان پارسی، همدوش با دیگر فرزانگان و با برانگیختن دیگران برای پیوستن به سرای «ادبسار»، درفش والای فرهنگ و ادب ایران را به دوش بگیرید.
#پارسی_پاک
@AdabSar 👈 به ما بپیوندید
🏳🏳🏳🏳
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
با درود،
در این روزها که تندآبهی فرهنگهای بیگانه بهسوی سرزمینمان سرازیر شده، تنها یک جنبش همگانی برای پاسداری از زبان و فرهنگ پارسی و پالایش آن از تازش بیگانه میتواند به این نابسامانی پایان دهد.
در سرای «ادبسار» كوشيدهايم برای واژگان بيگانه، برابرهای پارسى آنها را بنمايانيم تا پارسىگويان بتوانند در گفتار و نوشتار روزانهی خود، از آن بهره گيرند.
همچنین امید داریم با بهرهبردن از فرهنگ نژاده و نوین ایرانی در زمینههای ادبسار(ادبیات)، چکامه(شعر) و ترانه، گامی هرچند کوچک در شناساندن و والایش فرهنگ ایرانی برداشته باشیم.
شما نیز میتوانید برای پاسداری از فرهنگ ایرانی و زبان پارسی، همدوش با دیگر فرزانگان و با برانگیختن دیگران برای پیوستن به سرای «ادبسار»، درفش والای فرهنگ و ادب ایران را به دوش بگیرید.
#پارسی_پاک
@AdabSar 👈 به ما بپیوندید
🏳🏳🏳🏳
@AdabSar
خیال خام پلنگِ من، به سوی ماه جهیدن بود
و ماه را ز بلندایش، به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دستِ رسیدن بود
گل شکفته! خداحافظ، اگر چه لحظهی دیدارت
شروع وسوسهای در من، به نام دیدن و چیدن بود
من و تو آن دو خطیم، آری، موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان ز آغاز، به یکدگر نرسیدن بود
اگر چه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری، مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغلپیشه، بهانهاش نشنیدن بود
چه سرنوشت غمانگیزی، که کرمِ کوچکِ ابریشم
تمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود!
#حسین_منزوی
@AdabSar
خیال خام پلنگِ من، به سوی ماه جهیدن بود
و ماه را ز بلندایش، به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دستِ رسیدن بود
گل شکفته! خداحافظ، اگر چه لحظهی دیدارت
شروع وسوسهای در من، به نام دیدن و چیدن بود
من و تو آن دو خطیم، آری، موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان ز آغاز، به یکدگر نرسیدن بود
اگر چه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری، مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغلپیشه، بهانهاش نشنیدن بود
چه سرنوشت غمانگیزی، که کرمِ کوچکِ ابریشم
تمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود!
#حسین_منزوی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نور = شید، شیت، درخشیدن، درخشش، درخشانی، درخش، روشنایی، روشنی، فروغ، فروزش، فروز، پرتو
🔻نوراَفشان = شیداَفشان
🔻نوراَفشانی = شیداَفشانی
🔻نوراَفکن = شیداَفکن
🔻نورالانوار= شیدِ شیدان، شیدانِ شید
🔻نورانی = آذرنگ، دَرَفشان، درخشان، شیدان، روشن
🔻نورانیشدن = دَرَفشیدن، درخشیدن
🔻نورانیکردن = دَرَفشاندن، درخشاندن
🔻نور ازلی = اَسَرروشَنی
🔻نورچشمی = شیدِ دیده، سوی دیده، روشنی چشم، قرزند
🔻نور خورشید = خورشید
🔻نور ماه = ماهشید، ماهتاب
🔻نوری = شیدی
🔻ذرهی نوری = Photon، شیدپار
🔻سال نوری = سال شیدی
🔻منور= شیده، روشن، دَرَفشیده، شیدبار
🔻منورالفکر = روشناندیش، روشنبین، روشنرَوان، هوشوَرز
🔻تنویر = دَرَفشاندن، روشنکردن، آگاهاندن، آگاهکردن
🔻تنویر افکار عمومی = آگاهاندن مردم، آگاهی مردم
✍نمونه:
🔺نور، تابع انحنای فضاست =
شید، پیروِ خَمِشِ اِسپاش است
🔺با چراغ پر نوری همه جا را نورانی کرده بود =
با چراغ پر فروغی همه جا را روشن کرده بود
با چراغ پر فروزی همه جا را دَرَفشانیده بود
🔺نزدیکترین سیاره شبیه زمین، فقط ۱۳ سال نوری از ما فاصله دارد =
نزدیکترین گویال همسان زمین، تنها ۱۳ سال شیدی از ما دوری دارد/دور است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نور #نورانی #منور #تنویر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نور = شید، شیت، درخشیدن، درخشش، درخشانی، درخش، روشنایی، روشنی، فروغ، فروزش، فروز، پرتو
🔻نوراَفشان = شیداَفشان
🔻نوراَفشانی = شیداَفشانی
🔻نوراَفکن = شیداَفکن
🔻نورالانوار= شیدِ شیدان، شیدانِ شید
🔻نورانی = آذرنگ، دَرَفشان، درخشان، شیدان، روشن
🔻نورانیشدن = دَرَفشیدن، درخشیدن
🔻نورانیکردن = دَرَفشاندن، درخشاندن
🔻نور ازلی = اَسَرروشَنی
🔻نورچشمی = شیدِ دیده، سوی دیده، روشنی چشم، قرزند
🔻نور خورشید = خورشید
🔻نور ماه = ماهشید، ماهتاب
🔻نوری = شیدی
🔻ذرهی نوری = Photon، شیدپار
🔻سال نوری = سال شیدی
🔻منور= شیده، روشن، دَرَفشیده، شیدبار
🔻منورالفکر = روشناندیش، روشنبین، روشنرَوان، هوشوَرز
🔻تنویر = دَرَفشاندن، روشنکردن، آگاهاندن، آگاهکردن
🔻تنویر افکار عمومی = آگاهاندن مردم، آگاهی مردم
✍نمونه:
🔺نور، تابع انحنای فضاست =
شید، پیروِ خَمِشِ اِسپاش است
🔺با چراغ پر نوری همه جا را نورانی کرده بود =
با چراغ پر فروغی همه جا را روشن کرده بود
با چراغ پر فروزی همه جا را دَرَفشانیده بود
🔺نزدیکترین سیاره شبیه زمین، فقط ۱۳ سال نوری از ما فاصله دارد =
نزدیکترین گویال همسان زمین، تنها ۱۳ سال شیدی از ما دوری دارد/دور است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نور #نورانی #منور #تنویر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
در دوری از تو ساختهام با خیال تو
هستی همیشه پیش خودت، خوشبحال تو
با دیدن تو قطب نما میشوم ولی
مبهوت شرق و غرب و جنوب و شمال تو
دل را همان نخست به دریا نمیزدم
ای عشق، داده بودم اگر احتمال تو
آه ای دل یتیم، سراغ از پدر مگیر
بگذار سر به مهر بماند سوال تو
با زندگی چقدر بسازم که سالهاست
فنجان قهوهایست که گم کرده فال تو
یا سرنوشت، نیمهی من را به من بده
یا نیم کرم خوردهی من نیز مال تو!
#احسان_اكابری
@AdabSar
در دوری از تو ساختهام با خیال تو
هستی همیشه پیش خودت، خوشبحال تو
با دیدن تو قطب نما میشوم ولی
مبهوت شرق و غرب و جنوب و شمال تو
دل را همان نخست به دریا نمیزدم
ای عشق، داده بودم اگر احتمال تو
آه ای دل یتیم، سراغ از پدر مگیر
بگذار سر به مهر بماند سوال تو
با زندگی چقدر بسازم که سالهاست
فنجان قهوهایست که گم کرده فال تو
یا سرنوشت، نیمهی من را به من بده
یا نیم کرم خوردهی من نیز مال تو!
#احسان_اكابری
@AdabSar
@AdabSar
نمیدانم بخندم یا گریه کنم؟
زنی نذر کرده تا سگش را پیدا کند.
چه بسا دردِ او
بزرگتر از دردِ من باشد
که در پیِ پیدا کردنِ خودم هستم.
مینشینم گوشهای از این دارالهدایه
هزار آینه در من خیره میشوند
سَری میچرخانم
هزار سودا در آینهها تکان میخورند...
#مجید_سعدآبادی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
نمیدانم بخندم یا گریه کنم؟
زنی نذر کرده تا سگش را پیدا کند.
چه بسا دردِ او
بزرگتر از دردِ من باشد
که در پیِ پیدا کردنِ خودم هستم.
مینشینم گوشهای از این دارالهدایه
هزار آینه در من خیره میشوند
سَری میچرخانم
هزار سودا در آینهها تکان میخورند...
#مجید_سعدآبادی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
بغض - گروه ایهام
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
"سه پاس" یا "سپاس"
با پیشکش بهترین درودهای سرودگونه.
باری، خواستم دیدگاه خود را دربارهی یکی از پرسشهایی که در رسانهی ادبسار آورده شده بود را بگویم. دربارهی بخشی از آن که پرسش نبوده و پرسش کننده یک واژهی نادرست را در چنین رسانهی ارجمندی چون ادبسار پرسیده بود و خُرده بر آن گرفته نشده بود. و آن واژه "سه پاس" بود که ریشهی آن را با سرچشمه، پیشکش میکنم.
برداشت نادرست این است که:
سپاس، واژهای ایرانی و یادگار زرتشت است که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید.
اندیشهی نیک (پاس یک)
گفتار نیک (پاس دو)
کردار نیک (پاس سه)
پاس: پاسداشت و پاسداری از سه نیک که ایرانیان با گفتن "سه پاس" این سه مهند(مهم) را به یکدیگر یادآور میشدند.
نیاز دیدم دربارهی این دیدگاه که به فراوانی در پیامرسانها در گردش است، آگاهیرسانی کنم:
در زبان اوستایی، شمارهی(عدد) ۳ بهگونهی "ثری" و "ثر" خوانده میشد.
برای نمونه در اوستا، یسنای نهم، بند هشتم، آژیدهاک با برنام(لقب) سهپوزه خوانده شده است.
در یسنای ۱۱، بند یکم نیز، شمارهی ۳ واژهی ثرای است.
ولی واژهی "سپاس" در پارسی میانه یا پهلوی به گونهی espas و ناسپاس بهگونهی an-espap آمده و با an نایی(منفی) شده است. اسپاس در پارسی امروز به سپاس دگرگون شده و شمارهی ۳ در آن نیست. از اینرو، سپاس به چمار(معنی) سه تا پاس نبوده و این برداشت نادرست است. این واژه به چم پاسداری و نگهداشت ارزش، ارج و جایگاه دیگران است.
استاد سخن سعدی نیز گفته است:
سگ حق شناس به از آدمی ناسپاس!
این نشان میدهد که ارجشناسی در برابر ناسپاسی است و واژهی اسپاس یا سپاس به ماناک(معنی) ارجدانی است.
سرچشمهها:
۱- فرهنگ زبان پهلوی، نویسنده: مکنزی، برگردان: مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳، رویهی ۲۵۸ و ۳۱۲
۲- یسنا (مناجات مقدس)، بر پایهی نسخهی کارل اف.گلدنر، اوستا، کتاب مقدس پارسیان، اشتوتگارت، 1896
فرستنده: #کاوه_اوستا
ویرایش: #ادبسار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
"سه پاس" یا "سپاس"
با پیشکش بهترین درودهای سرودگونه.
باری، خواستم دیدگاه خود را دربارهی یکی از پرسشهایی که در رسانهی ادبسار آورده شده بود را بگویم. دربارهی بخشی از آن که پرسش نبوده و پرسش کننده یک واژهی نادرست را در چنین رسانهی ارجمندی چون ادبسار پرسیده بود و خُرده بر آن گرفته نشده بود. و آن واژه "سه پاس" بود که ریشهی آن را با سرچشمه، پیشکش میکنم.
برداشت نادرست این است که:
سپاس، واژهای ایرانی و یادگار زرتشت است که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید.
اندیشهی نیک (پاس یک)
گفتار نیک (پاس دو)
کردار نیک (پاس سه)
پاس: پاسداشت و پاسداری از سه نیک که ایرانیان با گفتن "سه پاس" این سه مهند(مهم) را به یکدیگر یادآور میشدند.
نیاز دیدم دربارهی این دیدگاه که به فراوانی در پیامرسانها در گردش است، آگاهیرسانی کنم:
در زبان اوستایی، شمارهی(عدد) ۳ بهگونهی "ثری" و "ثر" خوانده میشد.
برای نمونه در اوستا، یسنای نهم، بند هشتم، آژیدهاک با برنام(لقب) سهپوزه خوانده شده است.
در یسنای ۱۱، بند یکم نیز، شمارهی ۳ واژهی ثرای است.
ولی واژهی "سپاس" در پارسی میانه یا پهلوی به گونهی espas و ناسپاس بهگونهی an-espap آمده و با an نایی(منفی) شده است. اسپاس در پارسی امروز به سپاس دگرگون شده و شمارهی ۳ در آن نیست. از اینرو، سپاس به چمار(معنی) سه تا پاس نبوده و این برداشت نادرست است. این واژه به چم پاسداری و نگهداشت ارزش، ارج و جایگاه دیگران است.
استاد سخن سعدی نیز گفته است:
سگ حق شناس به از آدمی ناسپاس!
این نشان میدهد که ارجشناسی در برابر ناسپاسی است و واژهی اسپاس یا سپاس به ماناک(معنی) ارجدانی است.
سرچشمهها:
۱- فرهنگ زبان پهلوی، نویسنده: مکنزی، برگردان: مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳، رویهی ۲۵۸ و ۳۱۲
۲- یسنا (مناجات مقدس)، بر پایهی نسخهی کارل اف.گلدنر، اوستا، کتاب مقدس پارسیان، اشتوتگارت، 1896
فرستنده: #کاوه_اوستا
ویرایش: #ادبسار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻پروتُکُل، Protocol:
گزاره[گزارش نشستهای ساستاری(سیاسی)]
پیماننامه، پیوندنامه(مقاولهنامه)
پیشپیمان، پیشنوشت
آیین(تشریفات)
🔻پروتکلهای ارتباطی:
پیمانهای رسانش
🔻پروتکل الحاقی:
پیماننامهی پیوسته
پیمان بَراَفزوده
پیمان پیوسته
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#پروتکل #Protocol
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻پروتُکُل، Protocol:
گزاره[گزارش نشستهای ساستاری(سیاسی)]
پیماننامه، پیوندنامه(مقاولهنامه)
پیشپیمان، پیشنوشت
آیین(تشریفات)
🔻پروتکلهای ارتباطی:
پیمانهای رسانش
🔻پروتکل الحاقی:
پیماننامهی پیوسته
پیمان بَراَفزوده
پیمان پیوسته
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#پروتکل #Protocol
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯽﺯﻧﯽ! ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﺎﺵ
ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﺩﯾﻦ ﺩﻛﺎﻥﺩﺍﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﻛﺎﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺎﻃﻦﻧﻤﺎ
ﺑﺎﻃﻨﯽ ﺁﻛﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺧﺪﺍ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺎﺭﻑِ ﺑﯽﺧﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻨﺪﻩﯼ ﺑﯽﻓِﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥﭼﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺗﺎ ﻛﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﺖ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﻛﯿﺴﺘﯽ
#مجتبا_کاشانی
@AdabSar
ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯽﺯﻧﯽ! ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﺎﺵ
ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﺩﯾﻦ ﺩﻛﺎﻥﺩﺍﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﻛﺎﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺎﻃﻦﻧﻤﺎ
ﺑﺎﻃﻨﯽ ﺁﻛﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺧﺪﺍ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺎﺭﻑِ ﺑﯽﺧﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻨﺪﻩﯼ ﺑﯽﻓِﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥﭼﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺗﺎ ﻛﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﺖ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﻛﯿﺴﺘﯽ
#مجتبا_کاشانی
@AdabSar
@AdabSar
از بوده و نابوده و بدرود و درود
کی کاسته و زیان؟! چه افزوده و سود؟!
پاییز ربود هرچه آورد بهار
آورد بهار هرچه پاییز ربود
فرستنده و سراینده #مجتبا_شکوهی_راد
#چکامه_پارسی
@AdabSar
از بوده و نابوده و بدرود و درود
کی کاسته و زیان؟! چه افزوده و سود؟!
پاییز ربود هرچه آورد بهار
آورد بهار هرچه پاییز ربود
فرستنده و سراینده #مجتبا_شکوهی_راد
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅 #روزشمار نیاکان
🔷💠 اگر دوستدار سرگذشت ایران باشید، بیگمان با سنگنگارهی بزرگ، پرآوازه و برجستهی زانو زدن "والرین" پادشاه روم در برابر "شاپور نخست ساسانی"، شهریار ایران آشنا هستید. در روز هفتم نوامبر سال ۲۶۰ ترسایی(میلادی)، برابر با شانزدهم آبان در شهر تيسپون(تیسفون)، شاپور یکم ساسانی، در بزمگاهی در برابر "والرین" و سردارانش که همگی در بند بودند، ایران را تنها ابرنیروی جهان خواند. "والرین" و فرماندهانش درجنگ به بند کشیده شدند. این روز نه تنها برای ایران که برای کشورهای خاوری زمین سرنوشتساز بود.
🔷💠 در پی این رویداد، شاپور هزاران سرباز رومی دربند ایران را به خوزستان فرستاد تا در ساخت آببند(سد) شادروان و پل شوشتر به کار گمارده شوند.
برای آنکه ایرانیان این پیروزی را فراموش نکنند، جهانیان برای همیشه شکوه ايران را در یاد داشته باشند و خوراییان(شرقیها) خود را وامدار توان ارتش ایران بدانند، شاپور یکم دستور داد بهزانونشستن "والرين" در برابرش را در چند جای ايران بر روی سنگ بتراشند تا برای همیشه ماندگار شود.
🔷💠 داستان این پیروزی را "مارسلیوس" كه از باشندگان(حاضران) این رویداد بود، نگاشت. به نوشتهی "ادوارد گيبون"، این شکست رومیان شيرازهی فرمانروایی روم را از هم گسیخت و سرزمین روم چندپاره(تجزیه) شد. شاپور یکم در سال ۲۴۶ ترسایی نیز "گرديانوس سوم" روم را که به ايران لشگر کشیده بود، شکست داد. این شکست چنان بر افسران رومی گران آمده بود که هنگام گریز بر سر "گرديانوس سوم" ریختند، او را کشتند و "فیلیپ" را بر جای او نشاندند. "فیلیپ" با پرداخت پانسد(پانصد) هزار دانگ(سکه) زر به ايران، رای شاپور را برای آتشبس به دست آورد و نیروهای روم را به اروپا بازگرداند. پیش از آن "گردیانوس" در واکنش به شکست نیروهای روم از اردشیر پاپکان (پدر شاپور یکم) در جنگ سال ۲۳۸ ترسایی با شاپور که به جای پدر نشسته بود، جنگید.
🔷💠 مِهِستان(مجلس) روم برای فروکاستن از میهنپرستی ایرانی که با بپاخیزی اردشیر ساسانی نمایان شده بود، برنامهریزی میکرد ولی کامیاب نشد و این میهنگرایی تا پایان پادشاهی ساسانیان پایدار بود.
بیشتر کهننگاران(مورخان) سدههای آغازین ترسایی نوشتهاند که میهنپرستی ایرانیان، مایهی پیروزی جنگهای ساسانیان شد و هنر بزرگ شاهان ساسانی این بود كه نگذارند کیستی میهنی(هویت ملی) در میان ایرانیان فروکش کند.
✍🏼 برگرفته از تارنمای "امروز در تاریخ"
نویسنده: #انوشیروان_کیهانی_زاده
فرستنده: #هما_ارژنگی
ویرایش و برگردان به پارسی: #ادبسار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅 #روزشمار نیاکان
🔷💠 اگر دوستدار سرگذشت ایران باشید، بیگمان با سنگنگارهی بزرگ، پرآوازه و برجستهی زانو زدن "والرین" پادشاه روم در برابر "شاپور نخست ساسانی"، شهریار ایران آشنا هستید. در روز هفتم نوامبر سال ۲۶۰ ترسایی(میلادی)، برابر با شانزدهم آبان در شهر تيسپون(تیسفون)، شاپور یکم ساسانی، در بزمگاهی در برابر "والرین" و سردارانش که همگی در بند بودند، ایران را تنها ابرنیروی جهان خواند. "والرین" و فرماندهانش درجنگ به بند کشیده شدند. این روز نه تنها برای ایران که برای کشورهای خاوری زمین سرنوشتساز بود.
🔷💠 در پی این رویداد، شاپور هزاران سرباز رومی دربند ایران را به خوزستان فرستاد تا در ساخت آببند(سد) شادروان و پل شوشتر به کار گمارده شوند.
برای آنکه ایرانیان این پیروزی را فراموش نکنند، جهانیان برای همیشه شکوه ايران را در یاد داشته باشند و خوراییان(شرقیها) خود را وامدار توان ارتش ایران بدانند، شاپور یکم دستور داد بهزانونشستن "والرين" در برابرش را در چند جای ايران بر روی سنگ بتراشند تا برای همیشه ماندگار شود.
🔷💠 داستان این پیروزی را "مارسلیوس" كه از باشندگان(حاضران) این رویداد بود، نگاشت. به نوشتهی "ادوارد گيبون"، این شکست رومیان شيرازهی فرمانروایی روم را از هم گسیخت و سرزمین روم چندپاره(تجزیه) شد. شاپور یکم در سال ۲۴۶ ترسایی نیز "گرديانوس سوم" روم را که به ايران لشگر کشیده بود، شکست داد. این شکست چنان بر افسران رومی گران آمده بود که هنگام گریز بر سر "گرديانوس سوم" ریختند، او را کشتند و "فیلیپ" را بر جای او نشاندند. "فیلیپ" با پرداخت پانسد(پانصد) هزار دانگ(سکه) زر به ايران، رای شاپور را برای آتشبس به دست آورد و نیروهای روم را به اروپا بازگرداند. پیش از آن "گردیانوس" در واکنش به شکست نیروهای روم از اردشیر پاپکان (پدر شاپور یکم) در جنگ سال ۲۳۸ ترسایی با شاپور که به جای پدر نشسته بود، جنگید.
🔷💠 مِهِستان(مجلس) روم برای فروکاستن از میهنپرستی ایرانی که با بپاخیزی اردشیر ساسانی نمایان شده بود، برنامهریزی میکرد ولی کامیاب نشد و این میهنگرایی تا پایان پادشاهی ساسانیان پایدار بود.
بیشتر کهننگاران(مورخان) سدههای آغازین ترسایی نوشتهاند که میهنپرستی ایرانیان، مایهی پیروزی جنگهای ساسانیان شد و هنر بزرگ شاهان ساسانی این بود كه نگذارند کیستی میهنی(هویت ملی) در میان ایرانیان فروکش کند.
✍🏼 برگرفته از تارنمای "امروز در تاریخ"
نویسنده: #انوشیروان_کیهانی_زاده
فرستنده: #هما_ارژنگی
ویرایش و برگردان به پارسی: #ادبسار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹