ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
نگارگری #میرمصور_ارژنگی از پیروزی "شاپور یکم ساسانی" و زانو زدن "والرین" پادشاه روم در برابر او در روز هفتم نوامبر(شانزدهم آبان) سال ۲۶۰ ترسایی.

فرستنده: #هما_ارژنگی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
نگارگری #رسام_ارژنگی از پیروزی "شاپور یکم ساسانی" و زانو زدن "والرین" پادشاه روم در برابر او در روز هفتم نوامبر(شانزدهم آبان) سال ۲۶۰ ترسایی.

فرستنده: #هما_ارژنگی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻مشاهده = دید، دیدن، دیدار، نگاه، نگاه‌کردن، نگریستن، هم‌بینی، بَرنِگری
🔻مشاهده‌شدن = دیده‌شدن
🔻مشاهده‌کردن = دیدن، نگریستن، دَرنگریستن
🔻مشاهدات = دیدها، دیده‌ها
🔻تکرار مشاهده = بازدید

نمونه:
🔺مشاهدات خود را ضبط کنید =
دیده‌های خود را بایگانی کنید

🔺پلنگ ایرانی در لرستان مشاهده شد =
پلنگ ایرانی در لرستان دیده شد

🔺از آن به بعد هیچوقت مسرور مشاهده نشد =
از آن پس هرگز شادمان دیده نشد

🔺پُستها را به ترتیب مشاهده کنید و لذت ببرید =
پیام‌ها را دَهنادین بنگرید و خوشی بیابید
پیام‌ها را پشت سر هم دَرنِگرید و بهره ببرید

🔺دل بر مجاهده نهادن آسان‌تر است که چشم از مشاهده برگرفتن (گلستان ) =
دل بر کوشیدن نهادن آسان‌تر است که چشم از نگریستن برگرفتن

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مشاهده #مشاهدات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍂🍂🌻🍃🍂🌾
🍂 @AdabSar

🍂🍂 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🍂🍂 جشن پاییزانه

🍁🍁 در گذشته‌های دور، ایرانیان برای بخش‌بندی سال، یک سال را به چهار موسم(فصل) بخش می‌کردند و هر موسم را با برگزاری جشنی در میانه‌ی آن به دو بخش می‌کردند و این بخش‌بندی، راهکاری ساده ولی باریک‌بینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود.

🌾🌾 "جشن پاییزانه" یا "جشن میانه پاییز" که گفته می‌شود دیرینگی آن به زمان جمشید، پادشاه پیشدادی می‌رسد، یکی از این جشن‌ها است. در میانه‌ی پاییز دام‌ها(گاو و گوسپند) از چراگاه‌های تابستانی بازمی‌گشتند.
امروز نیز در سلطانیه‌ی زنجان دامداران و کشاورزان در آغاز سال با چوپانان پیمان می‌بندند و چوپانان در برابر دستمزد یا گندم، دام‌ها را به چرا می‌برند و هنگام نخستین برف که هم‌زمان با نیمه‌های پاییز است، دام را بازمی‌گردانند. ابوریحان بیرونی در "آثارالباقیه" نوشته است که ایرانیان نیمه‌ی هر موسم(فصل) را بسیار مَهَند(مهم) می‌شمردند و در خوارزم به آن "اجغار" می‌گفتند.

🎍🎍گفته می‌شود جشن‌های گاهنباری(گاه+بار) یا گاهانباری همان جشن‌های آغاز-پایان و میانه‌ی موسم بودند. چنانچه این دیدگاه درست باشد، جشن‌های گاهنباری، به‌جامانده از کهن‌ترین گاهشماری(تقویم) ایرانی، در ایران باستان هشت جشن بودند که ما اکنون تنها شش جشن از آن‌ها را می‌شناسیم. پژوهشگران داویده‌اند(ادعا کرده‌اند) که موبدان ساسانی با دستبَری(تحریف) آیین‌های کهن، دو جشن را زدوده‌اند تا جشن‌های گاهنباری شش‌گانه شود و با شش گام آفرینش در باورهای مزدیسنایی هماهنگ گردد. با زدوده‌شدن دو جشن و دگرگونی‌های گاهشماری(تقویم) ایران، زمان جشن "گاهنبار ایاسرم" در پیوند با میانه‌ی پاییز به دهه‌ی سوم مهر جابجا شده است. به باور ایرانیان "گاهنبار ایاسرم"، زمان آفرینش گیاهان بوده و به مانَـک(معنی) "آغاز سرما" است. هرچند که به باوری هم دیدگاه‌های آفرینش شش‌گانه زمین، آسمان، جانوران، گیاهان، آدمی و آب، پیوندی با گاهنبارها ندارد و موبدان ساسانی این باور را به جشن‌های گاهنباری افزوده‌اند.
برای آشنایی با گاهنبار ایاسرم بخوانید:
T.me/AdabSar/8840

🍂🍂 همچنین بیشتر جشن‌های ایرانی، زنجیره‌ی پیوسته‌ای بودند و زمان‌بندی روشنی داشتند که به گاهشماری و شناخت زمان دگرگونی‌های آب‌وهوایی و زمان کشت‌وکار یاری می‌رساند. چنانکه برخی کارشناسان گاهشماری کهن ایرانی جشن میانه‌ی پاییز را ۲۱۰ روز پس از نوروز می‌دانند و شماری آن را درست در میانه‌ی پاییز می‌پندارند.

🌻🌻 ویژگی جشن‌های گاهانباری، دستگیری از نیازمندان و برابری در بزم و مهمانی‌ها بود. در این جشن‌ها هرکس به اندازه‌ی توانایی‌اش در برگزاری جشن و آماده‌کردن خوراک می‌کوشید، همه‌ی باشندگان(حاضران) فرمانروا، مردم، تهیدست، دارا، زن، مرد و کودک بر یک خوان(سفره) می‌نشستند، از یک خوراک می‌خوردند و این را نشانه‌ی همبستگی می‌دانستند. بخشی از خوراک مهمانی نیز به سوی خانه‌ی نیازمندان روانه می‌شد.

🍁🍁 از آیین‌های دیگر این جشن دست‌به‌دست‌هم‌دادن و نیایش‌کردن و سپاسگزاری از ایزد بود. دست‌به‌دست‌هم‌دادن نشانه‌ی هم‌پیمان شدن بود. زیرا ایستادگی در برابر رویدادهایی چون تندآبه(سیل) و زمین‌لرزه با پشتیبانی یکدیگر شدنی بود.

🎍🎍جشن‌های گاهنباری پنج روز بودند و واپسین روز آن جشن بزرگی برگزار می‌شد و بر پایه‌ی باورها، آن گام آفرینش در روز پنجم به پایان می‌رسید.

🌾🌾 اکنون آیینی در میانه‌ی پاییز میان "اهل حق" کرمانشاه برگزار می‌شود که گفته می‌شود به‌جا‌مانده از جشن پاییزانه است.
آن‌ها در این آیین نیایش می‌کنند و به شمار فرزندان خانواده خروس می‌پزند.

گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
________________
برگرفته از:
۱- زمستان
نویسنده: #انجوی_شیرازی
۲- جشن‌های ایرانی
نویسنده: #پرویز_رجبی
۳- جشن‌های ایران باستان
نویسنده: #محمدحسین_موسوی
________________
آشنایی با جشن‌های میانه موسم:
میانه زمستان
t.me/AdabSar/5978
میانه بهار
t.me/AdabSar/6969
میانه تابستان
t.me/AdabSar/8008

آشنایی با جشن‌های گاهنباری:
t.me/AdabSar/8501
t.me/AdabSar/8008
t.me/AdabSar/6969
t.me/AdabSar/6564
________________
#فرهنگ_ایران #جشن_پاییزانه #آبانگان #جشن_میانه_پاییز

🍂 @AdabSar
🍂🌾🍂🌺🍂🍁
@AdabSar

به رسم صبر، باید مرد آهش را نگه دارد
اگر مرد است، بغض گاه‌گاهش را نگه دارد

پریشان است گیسویی در این باد و پریشان‌تر
مسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد

عصای دست من عشق است، عقل سنگدل بگذار
که این دیوانه تنها تکیه‌گاهش را نگه دارد

به‌روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم
خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد

دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد، تسلیمم
بگویید آن کمان‌ابرو سپاهش را نگه دارد!


#سجاد_سامانی
@AdabSar
💫

صبح است، بيا تا كه غزل نوش كنيم
آواى خـوش چـكـاوكـان گـوش كنيم

برخيز كه خورشيد طلوع كرد به‌مهر
هر نكته به جز عشق فراموش كنيم

#طاهره_داورى
@AdabSar
🌺🍀🌸🍀🌺
🍀🌸🍀🌺
🍀🌸🍀
🌺🍀
🌸
«به فرهنگ یازد کسی
کِش خرد
بود روشن و
مردمی پَروَرد

سَرِ مردمی
بردباری بود
چو تندی کند تن
به خواری بود

هرآن‌کس که گشت ایمن او
شاد شد
غم و رنج با ایمنی
باد شد

توانگرتر آن کو دلی
راد داشت
دِرم گِردکردن به دل
باد داشت»
#فردوسی

با آرزوی هفته‌ای شاد و راد

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
🌺
🍀🌸
🌺🍀🌸
🍀🌺🌸🍀
🌸🍀🌺🌸🍀
Forwarded from ادب‌سار
💠🔷💠🔷
@AdabSar

چه خوش است به پیشوازِ "فرهنگ" رفتن،
آن را به خانه فراخواندن
در نهادِ دل و جان جای دادن
و به سرشتِ خویش آمیختن!

آن را زیستن
دوست داشتن
و آن را همدم جاودانه‌ی خود برگزیدن!

چه خوش است به سان گُل آن را بوییدن،
به سان رود آن را روان ساختن
و همچون باد بهار
بوی جانفَزای آن را در جهان پراکندن!


#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
یادداشت به پارسی پاک

@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar

زبان پارسی مانند بسیاری از زبان‌های جهان کالبدینه نیست؛ بدینسان که پیمانه‌ها و ریخت‌های از پیش نهاده برای واژه‌سازی در این زبان نمی‌بینیم. زبان پارسی بسیار نرمش‌پذیر است؛ به موم می‌ماند. هرچه مایه و توان و دانش شما در زبان پارسی بیشتر باشد، این زبان را آسان‌تر و مایه‌ورتر می‌توانید به کار بگیرید.

#میرجلال_الدین_کزازی
بریده‌ای از یادداشت "اندر چرایی سره‌گویی و سره‌نویسی"

@AdabSar
@AdabSar

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم
از همین دور ولــی روی تو را می‌بوسم

گر چــه در سبزترین باغ، ولی خاموشم
گر چه در بازترین دشت، ولی محبوسم

خلوتِ ساکتِ یک جوی حقیرم بی تو
با تــو گستردگی پهنـــه‌ی اقیانوسم

ای به‌راهت لب هر پنجره یک جفت نگاه
من چــــرا اینقــدَر از آمدنت مایـــوسم؟

این غزل حامل پیغام خصوصی من است
مهـــربان باشی با قاصدک مخصوصـــم

گـــرچــــه تکرار نبـــاید بکنـم قافیــــه را
به‌خصوص آن غلط فاحش نامحسوسم

بـار دیگــر مـی‌گویـــــم تا یادت نرود
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم


#بهـروز_یاسمی
@AdabSar
@AdabSar

به حرفت گوش نمی‌کنم
می‌خواهی چه کنی؟
من یاغی‌ام
می‌خواهی چه کنی؟
دستانم را نگیر، بغلم نکن
فروغ می‌دانست
پرواز آموختنی‌ست و پرنده
مسافری در کوچ دسته‌جمعی پرندگان!
به من نزدیک نشو
چشمانم را نگه ندار
آغوشت را به من نده
فصول گرما دارند، سرما دارند
من سردم است!
اینجا آسمان به جای اکسیژن دود می‌دهد
چگونه چشمانم در برابر چشمانت ایست بزنند
وقتی ماشین‌ها بالاتر از خط افق چشمانم راه می‌روند؟
راستی، چگونه آدمی پای کسی پیر می‌شود؟
یا بهتر بگویم، چگونه پای کسی راه می‌رود؟
چگونه برای کسی بال می‌زند؟
به من نزدیک نشو
من تنها دویدن را سال‌هاست آموخته‌ام!

#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
💫

احوال دل آن زلف دوتا داند و من
راز دل غنچه را صبا داند و من

بی من تو چگونه‌ای، ندانم! اما
من بی تو در آتشم، خدا داند و من


#رهی_معیری
@AdabSar
@AdabSar

زبان پارسی، زبانی است توانمند و بی‌نیاز. این توانمندی در زبان پارسی، برمی‌گردد به سامانه و دستگاه واژه‌سازی در این زبان که بسیار نیرومند و کارآمد و آفرینش‌گرایانه و بی‌کرانه است. ما می‌توانیم بی‌شمار در پارسی، واژه بسازیم.

#میرجلال_الدین_کزازی
بریده‌هایی از یادداشت "اندر چرایی سره‌گویی و سره‌نویسی"

@AdabSar
📚@AdabSar

من دلم سخت گرفته‌ست
از این میهمان‌خانه‌ی مهمان‌کش
روزش تاریک
که به جان هم نشناخته انداخته است
چند تن خواب‌آلود
چند تن ناهموار
چند تن ناهشیار...

از پارسی‌سرودگان #نیما_یوشیج
#چکامه_پارسی

۲۱ آبان، زادروز "نیما یوشیج"، پدر چامه‌ی نوین پارسی گرامی باد.

📚 @AdabSar
📚 @AdabSar

تورا من چشم در راهم
شباهنگام
که می‌گیرند در شاخ تَلاجَن سایه‌ها رنگ سیاهی
وزان دل‌خستگانت راست اندوهی فراهم
تورا من چشم در راهم!

#نیما_یوشیج
#چکامه_پارسی

📚 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«داتیس»
نام پسرانه‌ی "داتیس" یکی از نام‌های زیبا و خوش‌آوای کهن و ایرانی است.

🎁🎁 "داتیس"، نام آمیخته از "دا"(کوتاه شده‌ی دادار به چم خداوند)+تایس(بخشنده) بوده و این نام به چمار(معنی) پیشکش خدا یا خداداد است.
برای آشنایی با نام "دادار" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4813

🥋🥋 "داتیس" همچنین به مانَـک(معنی) توانا، زورمند و پاک‌اندیش است.
در بسیاری از نام‌های کهن، چمار یک نام، برآمده از ویژگی‌هایی است که دارنده‌ی نام با آن ویژگی‌ها پرآوازه شده بود. برای نمونه بسیاری از نام‌های کهن پسرانه به مانی(معنی) دلیر هستند زیرا کسی که این نام بر او بود دلیر و توانمند بود.

🤺🤺 "داتیس"، نام یکی از سرداران دلیر داریوش هخامنشی و از تبار "ماد" بود.
حسن پیرنیا در نیپیک(کتاب) "ایران باستان" نوشته است که "داتیس" بر پایه‌ی باورهای خود و سفارش داریوش، در نبردها به فرهنگ، کیش و آیین مردم دیگر سرزمین‌ها ارج می‌نهاد، نمادهای فرهنگی را ویران نمی‌کرد، ابزارهای ارزشمند را نمی‌ربود و ماتیکان‌ها(کتاب‌ها) را به آتش نمی‌کشید.

🏆🏆 هرودوت نوشته بود که در یکی از نبردها او در کشتی فنیغی‌ها تندیس زرین آپولون را که یکی از سربازان ربوده بود، یافت. این تندیس از آن پرستگاه دلیوم در شهر تِب بود. "داتیس" آن را به مردمان تب بازگرداند.
گفته می‌شود او در نبرد ماراتن کشته شد.
پسرش "هرمامیتر" یا "هرماتیس" نیز از سرداران لشگر سواره‌ی خشایارشاه بود.

🇮🇷🇮🇷 شماری از نام‌های پسرانه و دخترانه‌ی ایرانی و هم‌آوا:
👧🏻 آرتمیس، آمتیس، پردیس، مهدیس، هوردیس، شبدیس، زردیس، دیانا، دانوش و...
👦🏻 داتام، داریو، دارا، دانا، دادور، دادار، دادبه، دادمس، دارمان، دادنام، دادمهر و...

برای فرزاندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#داتیس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻طغیان = نافرمانی، گردنکشی، سَرکشی، خودسَری، گستاخی، شورش، سَرپیچی، خروش
🔻طغیان آب = کوهه، خیزاب، آشوب شدن دریا و رود و مانند آن
🔻طغیان عواطف = بَرجوشیدن مهربانی‌ها، جوشِش مهر
🔻طغیان قلم = سَرکشی کِلک
🔻طغیان‌کردن = بَرجوشیدن، جوشِش، آشوب‌شدن
🔻طغیانی = سرکش، نافرمان

نمونه:
🔺ظلم حاکم به طغیان مردم منجر شد =
ستم فرمانروا به خروش مردم انجامید

🔺صبر مردم لبریز شده و سر به طغیان برداشتند =
شکیبایی مردم لبریز شده و سر به شورش برداشتند
یردباری مردم به پایان رسید و شوریدند

🔺بارش بی‌وقفه‌ی باران موجب طغیان رودخانه شد =
بارش بی‌ایست باران مایه‌ی آشوب‌شدن رودخانه شد
بارش یکریز باران مایه‌ی بَرجوشیدن رودخانه شد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#طغیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

ﺩﯾﺪﻣﺖ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺟﺎ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ‌ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ
ﺁﺗﺸــﯽ ﯾﮏ ﻟﺤــﻈﻪ ﺁﻣﺪ ﺩﺭ ﺩﻟـــﻢ ﺩﺍﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿـــﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔــﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐـــﻪ
ﺍﯾﻦ ﮔﻨﺎﻩ ﺗﺎﺯه‌ی ﻣﻦ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﺩﻥ ﮔﺮﻓﺖ

ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻓﺮﻭ ﻣﯽ‌ﺭﯾﺰﺩ، ﺁﯾﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﮐــــﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﺍﻡِ ﻣﻦ ﺍﻣـــﺮﻭﺯ ﺑﺎﺭﯾﺪﻥ ﮔﺮﻓﺖ!

ﻣﻦ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﻢ؟ ﺍﻭ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ‌ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ
ﺭﻓﺖ ﺯﯾــﺮ ﺳﺎﯾﻪ‌ﯼ ﯾﮏ "ﻣﺮﺩ " ﻭ ﻧــﺎﻡ " ﺯﻥ " ﮔﺮﻓﺖ

ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺗﯿـﺮه ﻭ ﺗﺎﺭﯼ ﮐـــﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻢ
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﻌﻨﯽ ﺁﯾﻨﺪه‌ای ﺭﻭﺷﻦ ﮔﺮﻓﺖ

ﺯﻧﺪه‌ام ﺗﺎ ﺩﺭ ﺗﻨﻢ ﻫﺮﻡ ﻧﻔﺲ‌ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻫﺴﺖ
ﻣﺮﮒ ﻣﯽ‌ﺩﺍﻧﺪ ﻓﻘـﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﺗـﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ!

#ﻧـﺠﻤـﻪ_ﺯﺍﺭﻉ
@AdabSar
💫

بود آیا که ز دیوانه‌ی خود یاد کند

آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت؟


#هوشنگ_ابتهاج
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

در دیده به‌جای خواب آب است مرا
زیرا که به دیدنت شتاب است مرا

گویند بخواب تا به خوابش بینی
ای بی‌خبران، چه جای خواب است مرا!

#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸