نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗سعدی، خویشاوندِ خودمانی

✍🏻 #رضا_زمان
در اقصای عالم بگشتم بسی
به سر بردم ایّام با هر کسی
تمتّع به هر گوشه‌ای یافتم
ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم

🍂 سعدی، شاعر و متفکر و حکیمِ «خودی و خودمانیِ» ایرانیان است. معرفت و بینش و نگاهِ او نیز، بس محرم و آشنا برای ایرانی‌جماعت است. آن هم نه فقط در ساحتِ شخصی و خصوصی، باطنی و درونی، بل در قلمروی «اجتماعی و عمومی». خودمانی بودنِ شیخِ اجل، از زمینی‌بودن، این‌جایی و این‌جهانی بودنِ سعدی برآمد. با آنکه مردی دینی بود، و تسلیمِ تقدیرِ پروردگار، اما نه فقط از «اینجا» غافل نشد، که تماماً در جهان حیّ و حاضر بود. به‌یقین، سعدی «خودمانی» و به تعبیر دیگر، «زمینی و این‌جایی» بود نه «آسمانی و ناکجایی». همین بود که معرفتِ سعدی، معرفتِ «خودمانی و زمینی» بود همچنان که «اخلاقِ سعدی، دیانتِ سعدی، عاشقیِ سعدی، و حتی سیاستِ سعدی» نیز خودمانی و زمینی بود. و این‌ها را همه با زبان و ادبِ خودی و آشنا به میان گذاشت. و میراث خود را، از معرفت و اخلاق تا دیانت و عرفان، از سیاست و حکومت تا هنر و ادب، در اعتدالِ خردمندانۀ خویش، به هم‌پوشانی و هم‌زیستی رساند.

🍂 درست به دلیلِ محرمیت، سعدی نقشِ معلمی و خداوندگاری خود را ایفا کرد. سعدی البته معلم و ناصح است، اما در معلمی و نصح نیز خودمانی و زمینی‌ست. سعدی، خداوندی از خدایانِ ایرانیان است، اما خداوندی او نیز «خودمانی و زمینی»ست. این است که او منزلت و شأن ویژه و بلندی یافت، بی‌آنکه بالاتر نشیند و ارتفاع بگیرد. این از هنر او بود که «همچنانکه بر بلندا ایستاده بود، اما پایین نشست». این بود که سعدی، در معلمی و خداوندی نیز چونان خویشاوندِ خودی و خودمانی رخ نمود. به‌قول دکتر سروش، سعدی چون جویبارِ آرام در سبزه‌زار و گلستان است (شرح بوستان).

🍂 سعدی، به‌دلیل همین خودی بودن، شاعر و حکیمی «اجتماعی» بود و «اجتماع‌اندیش». او نه عزلت گزیده بود و گوشه نشسته‌بود، نه در عرفانیات و الهیات غرق بود، که از اجتماع بگریزد. اتفاقاً در جامعه زیست و کنار مردمِ کوچه و بازار نشست و با عرف و فرهنگِ عامه انس گرفت. آموزه‌های اخلاقیِ سعدی، به‌همین دلیل کاربستِ اجتماعی دارد و در اجتماعِ انسانی به کار گرفته می‌شود. آموزه‌هایی چون «مُدارا، سازش، تعامل، خدمت و مصلحت».

🍂 مرحوم داریوش شایگان، به‌درستی و ظرافت می‌گفت که رویارویی با سعدی در اصل، رویارویی با «مُدارای حکیمانۀ انسانِ اجتماعی» است که دغدغۀ «تربیتِ اجتماعی» دارد (پنج اقلیم حضور). این بود که سعدی، دردِ اجتماعی داشت، به‌خلاف بسیاری از عارفان و سالکان. حکیم، صادقانه به آن‌چه باور داشت، وفادار بود.


#خیالپرسه #سعدی #ایران



🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
🎧او می‌کشد قلاب را!

🎙#همایون_شجریان

ز اندازه بیرون تشنه‌ام، ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن، وآنگه بده اصحاب را

من نیز چشم از خوابِ خوش، برمی‌نکردم پیش ازین
روز فراق دوستان، شب‌خوش بِگُفتم خواب را

هر پارسا را کان صنم، در پیش مسجد بُگذرد
چشمش بر ابرو افکند، باطل کند محراب را!

من صیدِ وحشی نیستم، در بندِ جانِ خویشتن
گر وی به تیرم می‌زند، اِستاده‌ام نُشّاب را

مقدار یار هم‌نفس، چون من نداند هیچ‌کس
ماهی که بر خشک اوفتد، قیمت بداند آب را

وقتی در آبی تا میان، دستی و پایی می‌زدم
اکنون همان پنداشتم، دریای بی‌پایاب را

امروز حالی غرقه‌ام، تا با کناری اوفتم
آنگه حکایت گویمت، دردِ دل غرقاب را

گر بی‌وفایی کردمی، یَرغو بقاآن بردمی
کآن کافر اعدا می کُشد ، وِاین سنگ دلِ احباب را

فریاد می‌دارد رقیب، از دست مشتاقان او
آوازِ مطرب در سرا، زَحمت بُوََد بَوّاب را

سعدی چو جورش می‌بری، نزدیک او دیگر مرو
ای بی‌بصر ، من می‌روم؟ او می‌کشد قُلّاب را!


#سعدی، غزل شمارۀ ۸


#بوقت_آواز #شعرانه


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جنگِ #حکومت_اسلامی علیه زنان چه نسبتی با اسلام دارد؟

🎙گفتگوی #رضا_علیجانی و دکتر #محسن_بنائی


#زنان #نقد_اسلام #روشنفکری_دینی



🌾 @Naqdagin
▪️مامور گشت ارشادی که پشت روبنده و ماسک پنهان می‌شود هیچ اعتقادی به حجاب دین و ایدئولوژی ندارد. ماموری که پست ماسک و‌ روبنده‌ی داعشی پنهان می‌شود برای پول سرویس می‌‌دهد. پول بیشتر بدهند، کار دیگر هم می‌کند.

▪️خواندن نماز باران بعد از اعلام احتمال بارش توسط هواشناسی، کلاهبرداری است. فقط کسی که در تابستان، وسط کویر، برای نماز باران می‌رود و با خودش چتر می‌برد، به کاری که می‌کند اعتقاد دارد. مامور گشت ارشادی که پشت ماسک و روبنده پنهان می‌شود، مبارزه را شروع نشده باخته‌است.

✍🏻#عابد_توانچه


#حکومت_اسلامی #زنان


🌾 @Naqdagin
🍂 امر به معروف جایی مؤثر است که طرف مقابل، «به تو مؤمن باشد» و «تو را قبول داشته‌باشد» و «دوست داشته‌باشد». هرجا قرآن فرمود: مؤمنین را چنین و چنان بکن، مقصود «مُؤمِنین بِکَ» است، یعنی کسانی که «به تو ایمان دارند».

🍂 جوانان این زمان، «تحریک» را دوست ندارند. نمی‎خواهد آنها را خیلی امر به معروف و نهی از منکر بکنید، آنها «فطرتاً در راه هستند». با «اخلاق» و «صفات شایسته» و با «نیت خوب» و «دعای خیر» در حقّ آنها کار کنید و آنها را به سمت کمالات ببرید. کار بعضی‎ها «بی‌‎نماز کردن مردم» است. آنها با «امر و نهی زیاد» و «مردم‌‌آزاری»، جوان‎ها را «تارک‌الصّلاة» می‎کنند؛ «مقدس‎مآب‎ها و افراد سختگیر» کارها را «خراب‎تر» می‎کنند.

🍂 اینکه در احادیث آمده‌است که در آخرالزمان «امر به منکر» و «نهی از معروف» می‎کنند، معنی‌اش این است که امر به معروف و نهی از منکر که می‎کنند، «اثر عکس» دارد؛ چون «دائم» به افراد «سیخ می‎زنند» و آنها را «از دین بیزار می‎کنند». به زور می‎شود کسی را «مسلم» کرد و مجبور نمود شهادتین بگوید، ولی «ایمان به زور نمی‎شود». نکند بچه‎ات را به زور به نماز وادار کنی!

اسماعیل دولابی


#بازاندیشی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘نفی سرکوب یا تغییر روش سرکوب؟

✍🏻 #مجتبا_نجفی

🍂 نمی‌دانم این تصویر چه زمانی منتشر شده و منبعش کجاست، اما از دل آن، شاید یک گزارۀ غلط بیرون بیاید که اصل تذکر برای حجاب خوب است، اما خشونت نه‌. این همان نگاه از بالا به پایینی‌ست که بی حجاب را «مجرم نادان» می‌نامد و نیازمند ارشاد؛در نتیجه، تصویر حجاب‌بان و پلیس را در کنار دو خانم بی‌حجاب و کم‌حجاب قرار داده‌است.

🍂 آیا تصویر اینجا برای آشتی‌ست؟ نه! چون آشتی از «شناسایی» می‌آید و شناسایی هم پذیرفتنِ شهروند به‌مثابه آنچه که هست و بر مبنای کیفیت‌های ویژه‌اش است. مسأله اینجاست، با «دو روش سرکوب» روبرو هستیم: یکی با چماق و اخم، و دیگری با شیرینی و لبخند.

🍂 درست است که هر دو کیفیت‌های متفاوتی دارند و زشتی نخستین، به میزان زشتی دومین نیست، اما هر دو روش، زشتند؛ چون هر دو، دخالت در آزادی‌های اساسی شهروندند و این تعرض به حوزۀ خصوصی و عمومی شهروند، آنقدر ظلم بزرگی‌ست که نه لبخند، نه شیرینی و نه پلیس مهربان، نمی‌توانند از بلاهت رویکردهایی اینچنینی بکاهند.

🍂 یک بار دیگر جا دارد تاکید شود که حجاب یا بی‌حجابی مسألۀ اصلی نیست؛ مسأله اصلی، «آزادی شهروند بعنوان مالک و صاحب عرصۀ عمومی» است؛ حتی «آزادی پوشش» و «سبک زندگی»، تنها یکی از وجوهِ «آزادی شهروند» است. گاهی می‌بینم جریان‌های ارتجاعی، آزادی حجاب را دستمایۀ توجیه دیکتاتوری و سفیدنمایی آن می‌کنند، اما مسألۀ اساسی این است خویشتن به‌مثابه انسان، در زمینۀ دیکتاتوری نمی‌تواند شکوفا شود؛ چون مسأله، فراتر از این است چه لباسی دوست دارم بپوشم یا نه، مسأله این است که ما علاوه بر آزادی پوشش، حق اجتماع، اعتراض، انتخاب کردن و انتخاب شدن و ایجاد تشکل و انجمن و حزب داریم و این حقوق یک بستۀ جامع هستند که دیکتاتوری به بهانه‌های مختلف، از شهروند سلب می‌کند و آخر سر با ایجاد مانع در برابر توسعۀ انسانی، می‌گوید «اینها گوسفندند و لیاقت دموکراسی ندارند و به چوب چوپان سخت نیازمندند».

🍂 اما جامعه‌ای که بخواهد آینده خود را روشن تصویرسازی کند، باید به‌دنبال همۀ حقوق اساسی خود در یک فرهنگ شهروندمدار باشد. در نتیجه، آزادی پوشش تنها یک حق در کنار سایر حقوق است و لبخند حجاب‌بان و پلیس مهربان، جای این حق را نمی‌گیرند و مهم‌تر از حق حجاب، این مسأله است که من شهروند، صاحب این خاک‌ هستم و باید در یک مساعی جمعی، این کشور را اداره کنم و حاکم «وکیل و مستاجر» است، نه «چوپان و صاحب‌خانه».

🍂 پس طبیعی‌ست که «تغییرِ روش سرکوب»، جایگزینِ اعطای «حق طبیعی آزادی پوشش» نمی‌شود. هر چند معتقدم با پلیس خوب یا بد، با اخم‌ یا لبخند، بی گشت ارشاد یا با ون ارشاد، شهرهای ما رنگارنگ شده، شهرهای ما زیر پای زنانی‌ست که تسلیم دیکتاتوری نمی‌شوند.


#زنان #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
قانونِ این مملکته


✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 قانون را «دولت» بوجود نمی‌آورد. قانون «چند جمله با ادبیات ثقیل روی کاغذ» نیست. قانون ورای دولت است و قبل از دولت وجود دارد. دولت قانون را وضع نمی‌کند، بلکه خودِ دستورهای دولت را با محک قانون می‌سنجند. در نتیجه، دستورهای دولت هم که بنا بر عادتی نادرست، نام قانون را روی آن می‌گذارند، ممکن است غیرقانونی باشند؛ و در عمل، اغلب چنین‌اند. فرقی نمی‌کند که این دولت، یک «دمکراسیِ منتخب اکثریت» باشد یا حکومت یک «اقلیت مسلحِ ۱۰ درصدی». گرچه دمکراسی تاکنون بهترین شیوه برای منحرف نشدن از قانون بوده‌‌است، ولی حتی احکام مجالس منتخب اکثریت هم اگر مغایر با قانون باشند، مشروعیت ندارند.

🍂 ممکن است اینکه در اینجا از امر کلی به‌ نام «قانون» صحبت می‌کنیم، بدون آنکه صحبتی از مرجعِ وضع و تصویب آن قانون به میان آوریم و حتی خودِ «مجلس قانون‌گذاری» را با محک قانون می‌سنجیم، شگفت‌انگیز و متناقض بنظر برسد، ولی اگر منطقی بیاندیشیم، اتفاقاً این حرف که دولت/state (به‌معنای کلیِ واژه، که شاملِ مجلس و دادگاه و حکومت‌های محلی هم می‌شود) قانون را وضع نمی‌کند و برعکس، خود دولت باید مقید به قانون باشد، باید برای ما بدیهی باشد. اگر غیر از این فکر می‌کنید، در واقع، این شما هستید که دچار تناقض شده‌اید.

🍂 به این پرسش بیاندیشید که قانون برای چیست؟ برای این است که رفتار ما را در نسبت با دیگر انسان‌ها تنظیم کند، اما مگر دولت غیر از تعدادی از انسان‌هاست؟ دولت که یک موجود جاندار و دارای ذهن و ارادۀ مستقل نیست. تعدادی از انسان‌ها، کارکردهایی را بر عهده می‌گیرند که مجموعِ آن‌ها را با عنوان «دولت» می‌شناسیم.

🍂 مگر نمایندگان یک «مجلس قانون‌گذاریِ» منتخب یا وزرا یا قضات یا شهرداران یا کارمندانِ ادارات یا نظامیان، غیر از تعدادی انسان هستند؟ حالا دوباره به همان تعریف قانون بیاندیشید. قانون قرار است روابطِ میان انسان‌ها را تنظیم کند. تنظیم رابطه هم به این معنی‌ست که ما را از انجام رفتارهایی نهی می‌کند. اکنون بگویید ما که جزوی از پرسنل دولت نیستیم، یا آن‌ها که جزوی از پرسنل دولت هستند، کدام‌مان انسان نیستیم؟! آیا دولتی‌ها قدری بیشتر از غیردولتی‌ها انسان هستند؟! اگر پاسخ منفی‌ست و هر دو دسته انسانیم و از لحاظ انسان بودن، تمایزی میان‌مان نیست، پس قاعدتاً باید قانونی باشد که روابط میان این انسان‌ها را تنظیم کند؛ صرف‌نظر از اینکه فلان انسان، جزوی از پرسنل جایی به نام دولت باشد، یا نباشد.

🍂 پس عضو مجلس «قانون‌گذاری» بودن یا نبودن، اصلاً ربطی به بحثِ قانون نمی‌تواند داشته‌باشد. فراتر از این، حتی خود عبارت «قانون‌گذاری» بی‌معنا و متناقض است. اگر قرار باشد که بخشی از انسان‌ها قانون «بگذارند»، این دیگر نامش «تنظیم رابطه» میان انسان‌ها نیست، نامش «دستور» تعدادی از انسان‌ها به انسان‌های دیگر است. کسانی که چنین قدرتی را داشته‌باشند، چه چیزی مانع می‌شود که هرگاه به نفع خود تشخیص دهند، «قانون» را «عوض» نکنند و نگویند از این پس، این «قانون» است؟

🍂 برای آنکه بحث روشن‌تر شود، فرض کنید دسته‌ای گردن‌کلفت، منطقه‌ای را تصرف کرده‌اند و از رهگذران، پول زور دریافت می‌کنند، اما آن دسته، این حرف را که دارند پول «زور» دریافت می‌کنند، نه‌تنها قبول ندارند، بلکه حتی توهین‌آمیز می‌دانند و اگر بشنوند رهگذری چنین حرفی را گفته‌است، «جریمه‌اش» می‌کنند! آنان وقتی جلوی رهگذران را می‌گیرند، یک تکه‌کاغذ را نشان می‌دهند و می‌گویند:
ما از شما زورگیری نمی‌کنیم، ما صرفاً داریم قانون این منطقه را اجرا می‌کنیم! قانون این منطقه می‌گوید هر کس که از اینجا رد می‌شود، باید ۶۰ درصد مال خود را به ما واگذار کند و کلیۀ مردها مطابق قانون این منطقه، موظف‌اند با شلوارک از اینجا عبور کنند؛ لذا از رهگذران محترم انتظار می‌رود به قانون این گردنه احترام بگذارند!

🍂 اینجا بحثِ «قانون» است، ولی مشابه همین بحث را در رابطه با «پول» و «زبان» هم می‌توان مطرح کرد. پول را دولت به وجود نمی‌آورد. پول - به‌معنیِ درست کلمه - «چند تکه کاغذ با امضای فلان وزیر» نیست؛ دولت نه می‌تواند «پول» به‌وجود آورد، نه «زبان» و نه «قانون». دولت تنها می‌تواند «زور» به‌وجود آورد. حالا اگر بخواهد از این «زور» سؤ استفاده کند و بکوشد «پول و قانون» را بابِ میل عده‌ای شکل دهد که دولت را به هر شیوه‌ای - حتی با انتخاباتِ کاملاً آزاد که در تمام تاریخ ایران سابقه ندارد - تصاحب کرده‌اند، در واقع، دولت را به «ابزاری در دست راهزنان» فرو می‌کاهد.

🍂 ارزشِ «احکام حکومت» را با محکِ «قانون» می‌سنجند. چنانکه ارزش اوراق منتشر شده توسط دولت را با «پول» می‌سنجند. معتبرترین پول هم تا امروز طلا بوده‌است و شاید در آینده، بیت‌کوین جای آن را بگیرد. خلاصه اگر سی‌دی «لوح فشرده» شد، اگر قیمت دلار ۴۲۰۰ تومان شد، حجاب هم «قانون» می‌شود.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سرودِ نافرمانی
— کاری از #ادیب_قربانی با اجرای جمعی از دانشجویان موسیقی



#بوقت_آواز #ایران #زنان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘نقدی بر دیدگاه عبدالعلیِ بازرگان دربارۀ حجاب

✍🏻 #بهروز_مرادی

🍂 استاد گرانقدر مهندس عبدالعلی بازرگان که خدمت ایشان ارادت دارم، در پاسخ به پرسشی در خصوص وجوب حجاب، با استناد به آیه‌ی ٣١ از سوره‌ی نور، موی سر زنان را از مصادیق زینت‌هایی دانسته‌اند که این آیه از زنان مؤمنه خواسته تا آنها را نمایان نکنند.

🔻ابتدا ترجمه‌ی آیه:
«و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را [از چشم‌چرانی] برگیرند و پاکدامنی کنند و زینت‌های خود را جز آنچه که خود نمایان است، آشکار نسازند و پوشش خود را بر گریبان خویش فرواندازند و زینت‌های خود را آشکار نسازند جز برای شوهر خویش یا پدر خویش یا پدرشوهر خویش یا فرزندان خویش یا فرزندان شوهر خویش یا....».


🔻اما به نظر بنده، موی سر در این آیه نمی‌تواند جزئی از زینت‌هایی باشد که این آیه بر آشکارنساختن آنها تأکيد نموده است، به این دلایل:

١. در این آیه، مصداق اصلی پوشاندن را بیان نموده که "گریبان" است و به‌نظر می‌رسد اگر موی سر را از مصادیق زینت تلقی می‌نمود، همچون گریبان، در نامیدن آن شفاف عمل می‌کرد و پوشاندن آن را نیز تجویز می‌نمود. این آیه مشخص می‌کند که اولویت و دغدغه‌ی قرآن؛ پوشاندن عریانی بدن است و نه پوشاندن موی سر.

٢. موی سر چون طبیعی است و خود نمایان است، جزئی از "آنچه خود آشکار است"، (اِلّا ما ظَهَرَ مِنْها) می‌باشد که در این آیه مشمول پوشاندن نمی‌باشد.

٣. "زینت" در ادبیات عربی بر افزودن چیزهای آراستنی و آرایشی و تزئینی به خود دلالت دارد و شامل چیزهایی که ذاتاً و به صورتی عینی عیان هستند، نمی‌شود. قابل توجه اینکه "زینت" شامل آرایش و تزئین همه‌ی اجزای بدن شامل مو و صورت و ناخن و افزودنی‌ها به پا و دست و گردن و... می‌شود، همان افزودنی‌هایی که موجب جلوه‌گری می‌شوند.

🔻دانستن این معانی در این بحث کلیدی است:
الزِیْنَة یعنی: آراستن و تزیین کردن،
زائِن: زن آرایش‌کرده،
اَلمُزیِّن: تزئین کننده،
و این مشتقات بر این امر تأکيد می‌ورزند که "زینت" حالت طبیعی چیزی را شامل نمی‌شود، بلکه در خود، آرایش و آراستن و تزیین‌کردن و افزودن چیزهایی زینتی برای جلوه‌گری و زیباترشدن به خود را مستتر دارد. پس، موی سر بدون آنکه تزئین شود و یا آرایش و زینتی به آن افزوده گردد، خود آشکار است و تا زمانی که چیزی تزئینی در راستای جلوه‌گری به آن افزوده نشود، زینت محسوب نمی‌شود، مگر آنکه به تزئین آن پرداخته شود که در آن‌صورت مشمول این نهی قرآن (برای زنان مؤمنه) قرار می‌گیرد.

🍂 آنچه قرآن (بویژه در این آیه و همچنین در سایر موارد) از آن نهی نموده، آشکار ساختن موی سر طبیعی زنان نیست، بلکه عرضه‌کردن سر و موی تزئین‌شده و صورت آرایش‌کرده‌ی زنان مؤمنه به چشم‌های خیابان یا فروختن اجزای بدن به دیدگان نامحرمان است.

🍂 اما از آنجا که "موی طبیعی و آرایش‌نشده‌ی زنان" جزئی از زینت‌های زنان به‌حساب نمی‌آید و خود آشکار است، هم طبق این آیه و هم بر اساس سایر آیات مربوطه، مشمول آشکارنساختن نمی‌باشد و یعنی اینکه وجوبی بر پوشاندن آن در قرآن وجود ندارد.


#بازاندیشی #نقد_قرآن #زنان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘پرولماتیکِ حجاب: کاشفِ حجاب از «سوادِ فقها»

✍🏻 #علی‌نجات_غلامی

🍂 پروبلماتیک حجاب، عملا انسدادِ نه فقط نظام سیاسی، بلکه کلیت فقه شیعه جاری را نشان می‌دهد. فقهی که نتوانست دینامیسمی متناسب داشته‌باشد و بنا به اقتضائات روح زمانه، خود را نظر به اصول استنباط و بازاستنباط بازآرایی کند.

🍂 نسل منزوی‌ای از فقهای جوان که به "فقه پویا" باور داشتند، نتوانستند نقشی داشته‌باشند. حتی اگر کلیت مباحث فلسفی و انسانی جدید را در نظر نگیریم و فقط و فقط به خود دستگاه استنباط احکام فقهی بنگریم، باز هم امکان حل کمابیش مناسبی از این مسئله وجود داشت. اما اینکه چرا دستگاه فقهی از استفاده از منابع خودش هم عاجز ماند، دیگر صرفا یک بحث سیاسی نیست، صحبت به سادگی بر سر مسئله "سواد" است.

🍂 پیچیده‌شدن مسئلۀ حجاب، نه صرف دیکتاتوری جمهوری اسلامی، بلکه بیش از آن، "کم‌‌سوادی" حوزۀ علمیه قم را نشان می‌دهد؛ آن‌هم نه در علوم فلسفی و انسانی جدید، بلکه در خود فقه و اصول استنباط و متن قرآن. مثلا اینکه طبق اصل «عدم تکلیف مالایطاق» و «صلاح عمومی جامعه» که از منشی بیم فساد نظر به خیر اوسط نمی‌رود و صرفا موضوعی از تغییر فرهنگ بنا به پیچیده‌تر شدن روابط انسانی‌ست، به‌راحتی می‌شد پای احکام ثانویه و مباحث «نسخ و فسخ» را پیش کشید؛ مصداق جمله قرآن که خداوند هیچ حکمی را فسخ نمی کند، مگر اینکه بهترش را بیاورد. که ناظر به این است که همواره بهتری در کار است.

🍂 طبعا من که نظام‌های حقوقی جدید را ترجیح می‌دهم، اما اگر اینها اصرار دارند بر نظام حقوقی سنتی خودشان، دست‌کم در امکان‌های خودشان باید خبره باشند، و اساس هر اصل حقوقی‌ای در هر نظامی، چنانکه قرآن نیز این را عملا در سیاق فسخ و نسخش می‌پذیرد، این است که بنا به قول ارسطو، کلیت حکم حقوقی بنا به موارد و مصادیق تازه، ساقط نمی‌شود، بلکه کلیت بازآرایی می شود تا آن مورد نو را شامل شود.

🍂 بنابراین، دینامیسم یک نظام حقوقی معارض با کلیت و ضرورت احکامش نیست. زیرا احکام حقوقی، نه از سنخ احکام علوم ریاضی‌اند که مثال نقض کلیت را باطل کند، نه احکام طبیعی که استقرایی باشند و استثنا بر قاعده بخورند، بلکه استلزامات مورد نو به طور عمودی تا کلی‌ترین احکام تجویزی بالا می‌رود و آن را بازنگاری می‌کند که در آن بگنجد.


#آخوندیسم #زنان



🌾 @Naqdagin | @madrasefalsafe