نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘چهرۀ دیگر از بنگلادش و جنبشِ «زبانِ مادری»

✍🏻 #سالار_سیف‌الدینی

🍂 در چند روز گذشته، فیلم‌های هولناک زیادی از جنایت‌های ناشی از به‌اصطلاح "انقلابِ بنگلادش" منتشر شده‌است.

🍂 بنگلادش‌ بهشتِ تجزیه‌طلبان و سرزمینِ آرمانی آنهاست. پاکستان شرقی با حمایت هندوستان از پاکستانِ امروزی، جدا و بنگلادش تأسیس شد.

🍂 چند سال پیش از تجزیه، جنبش موسوم به «زبان مادری» برای رسمیت دادن به زبانِ بنگالی در این منطقه شکل گرفته‌بود. البته نه اینکه پاکستان یک دولتِ «متمرکزِ ناسیونالیست» بوده‌باشد که زبان اردو را تحمیل می‌کرد؛ پاکستان اصلاً دولت نیست و حاکمیّتِ مؤثر ملی بر بخشِ اعظم قلمروش را نداشته و ندارد، تا چه رسد به تحمیلِ زبان! اما نقش هند بعنوانِ دشمنِ ازلی پاکستان در این بازی، بسیار قوی بود.

🍂 پس از استقلال، بنگلادشی‌ها پیشنهاد کردند روز دوم فوریه ازطرف یونسکو بعنوان «روزِ جهانی زبان مادری»، نام‌گذاری شود؛ زیرا یک الگوی موفقِ «جنبشِ چندزبانی» بود!

🍂 اما جالب اینجاست که همین بنگلادشِ پس از استقلال، فقط یک زبانِ رسمی را در قانون اساسی قرار داد، و زبانِ اقلیت‌ها، به‌ویژه هندوها، غیررسمی باقی ماند.

🍂 در هفتۀ گذشته، تصاویر "انقلاب بنگلادش" که ریشۀ آن برای ما فاقدِ اهمیت است، صحنه‌های دلخراشی از هندوکشی را به تصویر کشید. روزی نیست که فیلم زشتی از تعرض و قتل یک هندو توسط گروهی خشمگین از بنگالی‌ها منتشر نشود.

🍂 معلوم می‌شود که سیاست «چندفرهنگی، چند زبانی» و یاوه‌هایی از این دست، نتوانسته اثر خاصی روی فرهنگ و اجتماعِ بنگالی‌ها بگذارد، و یا اصلاً غیر از کتاب‌های جامعه‌شناسی، در عالمِ خارج، وجود نداشته‌است.

🍂 دوم فوریه که بعنوان روز جهانی «زبان مادری» برای برخی در ایران، خیلی مهم شده‌است، نوید همین صحنه‌ها است. تجزیه‌طلبانِ ما که به بهانۀ زبان مادری، سفسطه می‌بافند، شاید همین راه را بروند و  صحنۀ کشیدن یک انسان بر روی زمین، برایشان رؤیا باشد.

🍂 اما آن دسته از افراد که نمی‌دانند مقلّدِ چه کسانی هستند، شاید با دیدن این صحنه‌ها، اندکی به فکر فرو بروند و متوجه شوند که مرجع تقلیدشان، چنین جامعه‌ای است.

🍂 آرزوی توسعه با الگوی سوئیس، آلمان، ژاپن و... شروع شد، اما به‌لطف برخی روشنفکرنماها، به آرزوی خودکشی دسته‌جمعی با الگوی «بنگلادش، عراق، اتیوپی» رسید.

🍂 پرواضح است مردمی که الگویش بنگلادش باشد، به وضعی بدتر از آنها دچار خواهند شد. همۀ این گفتارهای «ضدِّ توسعه» از جمله «چندفرهنگ‌گرایی و چندزبانگی، پسااستعماری، شرق‌شناسی» و... برای جلوگیری از توسعۀ یک جامعۀ رو به رشد است، تا نتوانیم نقشِ واقعی کشورِ خودمان را در صحنۀ جهانی توضیح دهیم.

🍂 پروژۀ «تحقیر ملی» که از طرفِ محافلِ سایبری متعدد دنبال می‌شود، برای همین بود که تصور کنیم شایستگی ما در جهاتِ تقلید از بنگلادش است. دانشگاه ما را هم درست از جایی زده‌اند که نتواند برخلاف این مسیر قهقرایی، رؤیای دیگری بسازد.

🍂 در حال حاضر، بنگلادش بیش از این‌که یک هدف باشد، یک وضع است؛ ابتدا روزِ «زبانِ مادری» یونسکو، سپس «چندفرهنگ‌گرایی موفقِ بنگلادشی‌ها» و ارائۀ یک تصویر غیرواقعی از یک جامعۀ فرومانده بعنوان الگو، و در نهایت بنیادگرایی قومی و خودکشی دسته‌جمعی.


🗄پست مرتبط
📺 دربارۀ انقلاب بنگلادش
📺 جنگی که «بنگلادش» را بوجود آورد

#سیاست #نقد_چپ #چپ_ایرانی


🌾 @Naqdagin | @IranDel_Channel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘بنگلادش؛ شکست دیکتاتوری، یا پیروزی فرومایگان؟!

🍂 صحنه‌های انقلاب بنگلادش مرا به یاد انقلاب شکوهمند خودمان می‌اندازند و خاطرات دردناک «شورش فرومایگان» را در من زنده می‌کنند. کشتار هندوها مرا به یاد کشتار بهائیان می‌اندازد و آتش‌زدن معبدشان یادآور سینما رکس است.

🍂 راستی! ستایشگران فرومایگی ۵۷، توصیه‌ای برای مردم تاجیکستان ندارند؟! بعد از ایران و افغانستان و حالا بنگلادش، ظاهراً تاجیکستان تنها تپه‌ای است که ووکیست‌ها آن را آباد نکرده‌اند!

✍🏻 دکتر #محسن_بنائی


#نقد_چپ


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روانکاویِ «ناخودآگاهی و زن‌ستیزی»

🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی


#زیست‌روان #زنان


🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آلن دوباتن و متاخر بودنِ «عشق رمانتیک»

🍂 در فلسفۀ رواقی، عشق یه چیز کاملاً طبیعیه و به زندگیمون معنی می‌ده، ولی باید باهاش به شکلی منطقی و با خودآگاهی برخورد کنیم.

🍂 فلسفۀ رواقیون بهمون می‌‌آموزه که عشق باید بهمون کمک کنه که انسان بهتری بشیم، و می‌گه که باید عشقمون اندازه داشته‌باشه تا به زندگیمون کمک کنه؛ نه اینکه وابسته و محتاج بشیم. بهمون یاد می‌ده که باید محبوب‌مون رو با دلی پر از مهربانی دوست بداریم، بدون اینکه چشم‌داشت یا انتظاری داشته‌باشیم، و بپذیریم که روابط ممکنه یه جایی تموم بشن و این بخشی از قانون طبیعته.

🍂 اگه از این رویکرد استفاده کنیم، می‌تونیم عمیقاً عشق بورزیم و در عین حال آزاد باشیم؛ از هر لحظه لذت ببریم و برای هر تغییری که تو زندگی‌مون پیش می‌آد آماده باشیم.

🎞 زوئی دیگر، محصول ۲۰۲۳


#گزیده‌فیلم #فلسفیدن


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 قصۀ عشق در نگاه اول برای ازدواج دوم (+)


#تجربه_زیسته


🌾 @Naqdagin
📘سَردَمدارانِ نامدار
— جُستاری در بازشناسیِ اسطوره‌هایِ حُکمرانی
(۱/۳)
✍🏻 #م_م_ش (پژوهشگر فلسفه و دین)

🍂 در درازنای زمان، گاه کسانی رفتاری برجسته انجام می‌دهند که جا دارد آن رفتار، نمایانده‌ شود تا نمادی از کردارِ نیک و ارزشمند باشد، و «اسطوره‌سازیِ ارزنده» چنین است که از بینندگان خواسته‌شود که به الگوگیری از همان رفتار برجسته، بسنده کنند.

🍂 به همین روند، اگر فرمانروایی در زمان حکمرانیِ خود رفتاری برجسته انجام دهد، می‌توان «تنها همان رفتار ستودنی» را نمادی از کردار نیک و ارزشمند در زمینۀ حکمرانی دانست که شایستۀ الگوگیری می‌باشد.

🔺اما «اسطوره‌سازیِ لغزنده» - که خاستگاه پذیرش آن انگیزه‌هایِ ملی یا مذهبی است - به‌معنای نمایاندنِ رفتاری ستودنی از کسی جهت جا-اندازیِ وی بعنوان الگویی در دیگر رفتارها می‌باشد.

🍂 «اسطوره‌سازیِ لغزنده» نسبت به فرمانروایانی در روزگاران گذشته، می‌تواند کسانی را به الگوگیری از آنان در آن چه شایسته نیستند نیز بکشاند.

🍂 از نگاه عقلانی، رفتاری ستودنی از یک انسان، نمی‌تواند وی را در رفتارهای دیگر نیز موضوعِ الگوگیری قرار دهد.

🍂 از سوی دیگر، با بررسی نیز می‌توان مایه‌های «اسطوره‌سازیِ لغزنده» را از میان برداشت؛ زیرا اگر بررسی‌ نشان دهد داستانِ رفتاری ستودنی واقعیت نداشته‌است، یا در کنار رفتار شایسته، از آن انسان رفتاری ناشایسته نیز در نظر گرفته شود، دیگر مایه‌ای برای آن اسطوره‌سازی نخواهد ماند.

🍂 در تاریخ حاکمان مسلمان، برترین جایگاهِ حکمرانی را کسانی داشته‌اند که بعنوان خلیفه و جانشینِ پیامبر اسلام، بر تخت فرمانروایی نشسته‌اند.

🍂 جا دارد تاریخ خلفا - همانند هر تاریخ حکمرانی دیگری در جهان -، با بررسی نقادانه، از «اسطوره‌سازی لغزنده» دربارۀ آن‌ها پیراسته شود.

🍂 نمونه‌ای از این اسطوره‌سازی را دربارۀ روزگار خلیفۀ چهارم (۳۵ - ۴۰ ه.ق) از خلفای نخستین (۱۱ - ۴۰ ه.ق) می‌توان دید.

🍂 در این جستارِ پرسشگرانه، به بررسیِ چند نمونه از مایه‌های این پدیده پرداخته شده‌است.

🍂 پرسش‌ها با پیش‌کشیدن رویه‌های دیگر، در جست‌‌وجوی این امر هستند که هر گزاره، تا چه اندازه سست یا استوار می‌باشد. در این جستار، روایت‌های ویژه یا برجسته به‌کار رفته‌است.

مخفف‌ها:
گ: گزاره.
پ: پرسش.
ر: رویه.
***
گ1️⃣. خلیفه پولی که از بیت‌المال به مسلمانان داده می‌شد را یکسان و برابر در میان آنان پخش می‌کرد.

پ۱. آیا تنها این خلیفه چنین می‌کرده‌است؟

ر۱. در تاریخ آمده‌است: خلیفه یکم نیز همین پول را با برابری در میان مسلمانان پخش می‌کرده‌است.
.
.
.
(تاریخ یعقوبی: و قسم أبوبكر بين الناس بالسوية لم يفضل أحدا على أحد)


پ۲. آیا مسلمانی در زمان خلیفه از این پول بی‌بهره می‌مانده است؟


ر۱. مسلمان بَرده سهمی نداشته‌است.
.
.
.
(امالی طوسی: فقسمه ثلاثة دنانير ثلاثة دنانير بين من حضر من الناس كلهم، فقام سهل بن حنيف فقال: يا أميرالمؤمنين قد أعتقت هذا الغلام، فأعطاه ثلاثة دنانير مثل ما أعطى سهل بن حنيف. شرح ابن‌ابی‌الحدید: إن عندنا مالا نقسمه فيكم و لا يتخلفن أحد منكم ... إذا كان مسلما حرا).


ر۲. خلیفه کسانی که برای نماز جماعت به مسجد نمی‌رفتند را به بریدن سهمیه‌شان از بیت‌المال تهدید کرد.
.
.
.
(امالی طوسی: إن قوما لا يحضرون الصلاة معنا في مساجدنا ... لا يأخذوا من فيئنا شيئا).


ر۳. گروهی در دو جنگ جمل و صفین با خلیفه همراه نشدند؛ پس از آن، خلیفه سهمیه‌شان از بیت‌المال را به آنان نداد.
.
.
.
(صفین نصر بن مزاحم: دخلوا عليه فسألوه أن يعطيهم عطاءهم و قد کانوا تخلفوا عن علي حين خرج إلى صفين و الجمل ... فردهم و لم يعطهم شيئا).


پ۳. آیا بخشش ویژه‌ای در حاکمیت خلیفه وجود داشته‌است؟

ر۱. قاریان قرآن سهمیه‌ای ویژه از بیت‌المال داشته‌اند.
.
.
.
(غارات ثقفی: فرض علي لمن قرأ القرآن ألفين ألفين).


ر۲. بخشش به مردم «کوفه» به‌جز «سُلَمی و خانواده‌اش» که مایۀ دشمنی‌اش با خلیفه شد.
.
.
.
(غارات ثقفى: قال رجل لأبي عبدالرحمن السلمي: بالله هل أبغضت عليا إلا يوم قسم المال في أهل الكوفة فلم يصبك و لا أهل بيتك منه شي‌ء؟ قال: أما إذا أنشدتني بالله فلقد كان ذلك).



گ2️⃣. خلیفه جهت دادخواهی بر سر زرهش به دادگاه می‌رود، قاضی که دست‌نشاندۀ وی بوده، بر پایۀ مدارک در دست، حق را نه به وی، بل به طرف مقابل می‌دهد، آن فرد که نامسلمان بوده، با دیدن این روش، مسلمان می‌شود و اعتراف می‌کند "زره مال خلیفه است"، اما خلیفه زره را به او می‌بخشد.

پ۱. گفته می‌شود داستان دیگری نیز در این باره وجود دارد، آن داستان چیست؟

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘سَردَمدارانِ نامدار
— جُستاری در بازشناسیِ اسطوره‌هایِ حُکمرانی
(۲/۳)
✍🏻 #م_م_ش (پژوهشگر فلسفه و دین)

ر۱. داستانِ دیگر چنین است که خلیفه زرهی را در دست کسی به نام عبدالله می‌بیند و به او می‌گوید: "این زره غنیمت از جنگ جمل است و باید آن را به بیت‌المال بدهی".

عبدالله می‌گوید: پس بیا تا نزد قاضىِ دست‌نشاندۀ خودت برویم. به دادگاه می‌روند.

قاضى بر پایۀ مدارکِ دردست، حق را به عبدالله می‌دهد.خلیفه می‌گوید: زره را از او بگیرید؛ حکمِ قاضى نادرست است!
آن‌گاه چند ایراد بر حکم می‌گیرد، و پس از آن به قاضى می‌گوید: امام مسلمانان در چیزهای بزرگ‌تر از این مورد اعتماد می‌باشد.
.
.
.
(إمام المسلمين يؤمن (يؤتمن) من أمورهم على ما هو أعظم من هذا).


🔺این داستان در سه کتابِ «کافی، فقیه، و تهذیب» با سندِ معتبر از امام پنجم شیعیان به دست رسیده‌است. در این داستان، خلیفه خواهانِ "استثنا دانستنِ خود از قوانین دادگاه بعنوان "حاکم"" می‌باشد.


گ3️⃣. در زمان خلیفه زیور یک زن یهودی را به زور کشیده و به یغما بردند، وی از این رفتار چنان برآشفته شد که چنین گفت: اگر مسلمانی از این غم دق کند و بمیرد شایسته ستایش است.

پ۱. آیا داستان چنین بوده است؟

ر١. داستان زن یهودی در واقع داستان زنی ذِمّى - و نه صِرفًا یهودی یا نامسلمان - است که در یورش شامیان به بخشی از مملکتِ خلیفه، موردِ آزار قرار گرفته‌است، خلیفه پیش از زن ذمى از زن مسلمان یاد می‌کند: "المرأة المسلمة و الأخرى المعاهدة"، پس آن سخن، واکنشی نسبت به یورشِ دشمن به بخشی از کشور، و نیز یورش بر زنان مسلمان و ذمی با هم بوده‌است.

ر۲. ذِمّی نامسلمانی است که با پرداخت مالیات ویژه (جِزیه)، و نیز تعهد به تسلیم در برابر هر فرمان حکومت اسلامی، با آن قرارداد بسته تا امنیت پیدا کند. از نگاه فقهی، اگر ذمی به هر شکلی از عهد ذِمّه سرپیچی کند، حاکمیت می‌تواند نه تنها اموالش، بل خودش را نیز به بردگی بگیرد، بل در مورد ذمیان کلمۀ "ممالیک الإمام: بردگان حاکم شرعی" به‌کار رفته‌است.
.
.
.
(حدیث معتبر در کافی کلینی: إن أهل الكتاب مماليك للإمام لأنهم يؤدون الجزية كما يؤدي العبد الضريبة إلى مولاه).


پ۲. آیا خلیفه در هر حال نسبت به چنین رفتاری چنین واکنشی داشته‌است؟


ر۱. در زمان خلیفه مسیحیانی مسلمان شدند، اما پس از آن به مسیحیت بازگشته و گفتند: «دریافتیم همان مسیحیت بهترین دین است». خلیفه سپاهی را به فرماندهی "معقل بن قیس تمیمی" به‌سویشان فرستاد، معقل آنان را به بازگشت به اسلام فراخواند و چون نپذیرفتند، مردان توانمندشان را کشته و زنان و کودکانشان‌ را به بردگی گرفت.
.
.
.
(حدیث معتبر در تهذیب طوسی: كانوا نصارى فأسلموا ثم رجعوا عن الإسلام ... فبعث أميرالمؤمنين معقل بن قيس التميمي فخرجنا معه ... قالوا نحن كنا نصارى ثم أسلمنا ثم عرفنا أنه لا خير من الدين الذي كنا عليه فرجعنا إليه، فدعاهم إلى الإسلام ثلاث مرات فأبوا، فقتل مقاتليهم و سبى ذراريهم).


ر٢. در زمان خلیفه مردم نیشابور دست به شورش زدند تا سرزمینشان را از حاکمیت اسلامی پس بگیرند و دیگر به آن "خراج" نپردازند. فرماندار خلیفه بر خراسان به نام "خلید" به جنگشان رفت، آنان را سرکوب کرد، و از ایشان بردگان گرفت و برای خلیفه فرستاد.
.
.
.
(صفین نصر بن مزاحم و همانند آن در اخبار دینوری: و بعث خليدا إلى خراسان فسار خليد حتى إذا دنا من نيسابور بلغه أن أهل خراسان قد كفروا و نزعوا يدهم من الطاعة ... فقاتل أهل نيسابور فهزمهم و حصر أهلها و بعث إلى علي بالفتح و السبي).



گ4️⃣. در زمان خلیفه حاکمیت مخالفان را در ابراز مخالفت آزاد می‌گذاشته‌است.

پ۱. آیا یافته‌ای برخلاف این ادعا وجود دارد؟

ر۱. در داستان "اَربد" - مردی که بر سر جنگ با شامیان به خلیفه اعتراض کرد - سرداری به‌نام "مالک اشتر" مردم را به سرکوب وی فرا می‌خواند، و آنان او را کتک‌ می‌زنند تا کشته می‌شود، و خلیفه تنها دیه‌اش را از بیت‌المال می‌دهد؛ بی‌آنکه از برخورد تند سردار (مالک اشتر) و کسانی که آن معترض را کتک زدند بیزاری بجوید یا آنان را سرزنش کند.
.
.
.
(صفین نصر بن مزاحم و همانند آن در اخبار دینوری و انساب بلاذری: ... فقام الأشتر فقال: من لهذا أيها الناس و هرب الفزاري و اشتد الناس على أثره فوطئوه بأرجلهم و ضربوه بأيديهم و نعال سيوفهم حتى قتل ...
).


ر٢. خلیفه پس از جنگ جمل در خطبه‌ای به مردم کوفه می‌گوید: "مردانی از شما مرا در این جنگ یاری نکردند، و من بر آنان خشم گرفته‌ام، پس از آن‌ها روی بگردانید، و آنان را با گفتارتان برنجانید؛ تا با ما همراه شوند".
.
.
.
(صفین نصر بن مزاحم و همانند آن در ارشاد مفید: ألا إنه قد قعد عن نصرتي منكم رجال فأنا عليهم عاتب زار فاهجروهم و أسمعوهم ما يكرهون حتى يعتبوا).


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘سَردَمدارانِ نامدار
— جُستاری در بازشناسیِ اسطوره‌هایِ حُکمرانی
(۳/۳)
✍🏻 #م_م_ش (پژوهشگرِ فلسفه و دین)

ر٣. در زمان جنگ نهروان فرماندار کوفه، به‌نام "هانی بن هوذه"، به خلیفه نامه نوشت که دو قبیله در کوفه فتنه به راه انداخته‌اند؛ زیرا دعا می‌کنند "خدا دشمنت را بر تو پیروز گرداند"، خلیفه به او نامه نوشت: "آنان را از کوفه تبعید کن و هیچ کدامشان را باقی نگذار".
.
.
.
(غارات ثقفی: ... فكتب إليه علي: أجلهم من الكوفة و لا تدع منهم أحدا).


ر۴. آنگاه که زنی از قبیله "بنی‌عبس" از پای منبر به خلیفه اعتراضی کرد، خلیفه در پاسخش گفت: "وای بر تو! سر جایت بنشین؛ که تو زنی بیش نیستی.
.
.
.
(غارات ثقفی: ويحك إنما أنت امرأة انطلقي فاجلسى على ذيلك).


ر۵. آن گاه که مردی به نام "اشعث" از پای منبر به خلیفه اعتراضى کرد؛ خلیفه در پاسخش گفت: "نفرین خدا و نفرین‌کنندگان بر تو باد، بافندۀ پسر بافنده، منافق پسر کافر!".
.
.
.
(نهج‌البلاغه: عليك لعنة الله و لعنة اللاعنين، حائك بن حائك، منافق بن كافر).


ر۶. گروهی از روی مخالفت، دیگر برای نماز جماعت به مسجدی که خلیفه در آن نماز می‌خواند نرفتند؛ پس از آن، خلیفه مردم کوفه را از رفتن به مساجد آنان برای نماز بازداشت.
.
.
.
(خصال صدوق: إن أميرالمؤمنين نهى عن الصلاة في خمسة مساجد بالكوفة: مسجد الأشعث بن قيس الكندي و ... الذين قعدوا عنه لا يصلون معه عداوة له).


ر۷. مردی به نام "حنظله بن ربیع" در مورد جنگ با شامیان به خلیفه گفت: "من نه با توام و نه بر تو". پس از آن به شام رفت، اما در کنار شامیان نجنگید؛ پس خلیفه فرمان داد تا خانه‌اش را خراب کنند.
.
.
.
(صفین نصر بن مزاحم: فلما هرب حنظلة أمر علي بداره فهدمت).


🔻مآخذ (اینجا)

.


#نقد_شیعه #بازنگری #علی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧تکفیر در تشیع (+)
— داعش و طالبان و... را غرب درست کرد؟!

🎙#شبگرد و #فردزیلا

🔻با گوش دادن به این گفتار مهم تحقیقی و مستند، متوجه می‌شوید که چرا هیچ‌وقت اهل سنت (که بخش بزرگی از جامعۀ ایران‌ محسوب می‌شوند) به وزارت و مقامات رده‌بالای حکومت شیعی نرسیده‌اند و نخواهد رسید. امثال اسماعیل هنیه نیز نهایتا برای پیشبردِ اهداف شیعه، تقیه‌وار "شهید" اعلام می‌شوندY وگرنه بنا به باورهای تشیع، جان‌شان کمترین ارزش و احترامی ندارد. به همین جهت نیز به اعمال و سیاست‌هایی که مشخص است به قتل عام فلسطینی‌ها (اهل سنت) منجر می‌شود، کمترین توجهی نمی‌شود. همچنان که در می‌یابید نگاه تکفیری مصباحیون، ریشه‌ای در خارج از احادیث و روایات متعدد تشیع، که احتمالا بخش قابل توجهی از آنها، بنا به مصالح مختلف سیاسی و مبارزاتی، در دوران تسلط اعراب مسلمانان بر ایرانیان (شیعیان)، ساخته شده‌اند، ندارد

چرا کنفرانس تقریب توسط شیعیان یک تقیۀ پوچ است؟

🔸غیرشیعه از نظر شیعه «ولدالزنا» هستند

🔻فیض کاشانی:
هر کس با امامت یکی از امامان ما مخالفت کند، با رسالت پیامبر مخالفت کرده‌است.


🔻مجلسی:
کسی که امامات علی و اولادش باور نداشته‌باشد، کافر، مشرک و خالد در جهنم است


🔻صاحب جواهر:
امامت از اصول دین است و مخالفین امامیه، بدون هیچ اختلافی کافرند و طبق آیات روشن و روا متوالتر، برادران ما نیستند و دشمنی و برائت از آن‌ها با آن‌ها واجب است.


🔻شیخ صدوق و حر عاملی و جزایری، متفقا گفته‌اند:
امام صادق فرموده: «ناصبی مهدورالدم است؛ مراقب باشید طوری آن‌ها را بکشید که شاهدی نباشد!».


🔻امام کاظم:
«خون مخالفان امامیه، باندازۀ خون بز هم ارزش ندارد».


🔻خمینی در مکاسب:
غیبت مخالفین جایز است، مگر در حالت تقیه. شهادتین برای قبل از نصب علی معتبر است و بعد از آن، امامت از ارکان ایمان به الله و رسول شده. برادر بودن مومنان در قرآن، فقط مختص شیعیان دوازده‌امامی‌اند که غیبت آن‌ها جایز نیست. و بر ما واجب است که از آن‌ها و مذهب‌شان و ائمه‌شان برائت جوییم. اگر با انصاف به روایات رجوع کنیم، می‌بینیم که اهل سنت احترامی ندارند و این از ضروریات مذهب ماست؛ همانطور که دیگر علما نیز این را گفته‌اند. بلکه اگر در اخبار بسیاری که در ابواب مختلف وارد شده نظر کنیم، شکی در جواز هتک و بدگویی آن‌ها نیست؛ کما اینکه ائمه نیز بسیار به آن بدگویی و لعنت کرده‌اند و در روایت نیز می‌بینیم که غیرشیعیان، اولاد زنا هستند و این به‌معنای جواز توهین و تهمت به آن‌هاست.



#نقد_شیعه


🌾 @Naqdagin
📘در بابِ جنجال در یک جلسۀ فرهنگی
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان

🍂 حالا که چند روزی از هیجاناتِ اتفاقی که در نشست آقایان اشکان زارع و محدثی گذشته، راحتتر میشه در موردش حرف زد. با وجود اینکه این اتفاق خیلی‌ها رو دچار بهت کرد، اما تا وقتی که به بدعت تبدیل نشه، نمی‌تونیم چیزی بیشتر از تضارب آرا در نظرش بگیریم. به هر حال در چنین محافلی هم اختلاف آرا وجود داره و هم ممکنه عده‌ای برای کارشکنی وارد جلسه شده‌باشند. مسئله زمانی ترسناک میشه که با آغاز یک بدعت روبرو باشیم.

🍂 البته ما که نمیدونیم در آینده چنین اتفاقات مشابهی باز هم به وقوع خواهد پیوست یا نه، با این‌حال، باید پیشاپیش به این مسئله فکر کرد.

🍂 در اینکه چپ همیشه به‌دنبال جنجال و هیاهو بوده و هست که شکی نیست! اثبات این ادعا هم کار سختی نیست. چپ‌ها طرفداران پر و پا قرص انقلاب‌ها بوده‌‌اند، اما وقوع چنین اتفاقی یک حُسن داره؛ اینکه می‌تونیم برگردیم و برای یکبار هم که شده نگاهی نقادانه به خودمون داشته‌باشیم.

🍂 اگر فرض رو بر این بگیریم که این اتفاق باز هم تکرار خواهد شد، باید قبل از هر چیزی به این مسئله فکر کنیم که همیشه هم پشتِ بدعت‌ها یک اتاق فکر ننشسته. در بسیاری مواقع، بدعت‌ها بر اثر هیجانات طرفین مناقشه شکل می‌گیره و هم‌چنان که گفتم، یک سمت این اتفاق خودِ ماییم.

🍂 امروز دیگه مثل گذشته نیست که نویسنده فقط با اثرش شناخته بشه. در دنیای معاصر، انتخاب واژه‌های نویسنده در دنیای مجازی، احساسات و عواطفش، حتی طرز لباس پوشیدن و دیسیپلینش، جلوی چشم همگان قرار داره و همه‌ی اینها بر مخاطبش تاثیر می‌ذاره.

🔻بی‌پرده بگم، وقتی اشکان زارع در صفحه اینستاگرامش برای دعوت به این نشست، مخاطبش رو با جمله‌هایی مثل:
" قرار است چپ‌نوازی کنم؛ چپ ایرونی هم حضور فیزیکی داره.... شدم مشت‌مالچی مشتی چپ و تروریست"

🔺در حقیقت پیشاپیش داره اعلام می‌کنه که می‌خواد فضایی ایجاد کنه که بی‌شباهت به جنگ نیست. در کجای دنیا برای نشست علمی از چنین واژه‌هایی استفاده میشه؟! مگر اینکه پیشاپیش فرض بر این گرفته شده‌باشه که این نشست چندان هم علمی نیست!

🍂 من همیشه گفتم که هر کاری دیسیپلین و روش خاص خودش رو داره، اما مخاطبم همیشه این جمله را با فرضِ کلاس گذاشتن اشتباه گرفته! نخیر آقاجان! نشست علمی واژه‌های مخصوص به‌ خودش رو می‌طلبه و دورهمی با دوستان واژه‌های مخصوص به خود. اگر با جمله‌های جنگی وارد جلسه شدید، دیگه نباید از مشت و لگد دلخور شوید.

🍂 اما مسئله اصلی که میخوام بهش بپردازم چیزیه که همیشه و همواره ازش حرف زدم و اون هم چیزی نیست جز ربط و نسبتِ اهالی جامعه‌شناسی و علوم سیاسی با ادبیات.

🍂 متاسفانه برخی از جامعه‌شناسان و متخصصان علوم سیاسی در ایران، الگوگیریِ اشتباه از ادبیات رو با «بینامتنیت» اشتباه گرفته‌اند. اجازه بدید با مثالی توضیحش بدم که قبلا هم در موردش صحبت کرده‌ام. بعد به شرح مطلبم می‌پردازم.

🍂 مدتها پیش جناب داروین صبوری پستی به اشتراک گذاشت که در آن با زبان ادبی به خاطره‌ی دوره‌ی جوانیش پرداخته بود.

🍂 در اون پست، با آب و تاب از گفتگوی لذت‌بخشی صحبت کرده‌بود که با یک خانم متاهل داشته و حسرت خورده‌بود که چرا این دوستی ادامه پیدا نکرده. خب حملات زیادی به این پست شد، اما جواب صبوری به این نقدها عجیب‌تر از خودِ نوشته بود.

🍂 پاسخ ایشون، جدایِ از اینکه منتقدانش رو عقب‌مانده فرض گرفته‌بود، این بود که شما چرا وقتی رمان می‌خونید نسبت به این موضوعات حساسیت ندارید، اما نسبت به نوشته‌ی من موضع گرفتید؟!! حرف من این بود که " چون ما پیشاپیش میدونیم شما رمان نویس نیستید و نوشته‌ی شما رمان نیست!"

🍂 مسئله اینجاست که جامعه‌شناس ما نمیدونه که باید از ادبیات بعنوان «فهم جامعه» استفاده کنه، نه اینکه از روش‌های ادبی استفاده کنه. ادبیات دارای روش‌های مختلفِ بیان برای شرح روایت‌های جامعه است. این روش‌ها فقط و فقط در کانسپت خودِ ادبیات قابل اجرا هستند.

🍂 داروین بدون اطلاع از این ویژگی ادبیات، خاطره‌ای رو در صفحه‌ش به اشتراک گذاشت که به‌شدت غیراخلاقی بود.

🍂 ببینید عزیزان؛ یک داستان‌نویس پیش از نوشتنِ داستانش، به‌صورت نانوشته به شما اعلام می‌کنه که روایتش برآمده از «تخیل» نویسنده‌ است. برای همینه که خواننده وقتی به «آنا کارنینا» میرسه، اون زن رو «قضاوت» نمی‌کنه، بلکه به «وجوه مختلف داستان» توجه می‌کنه، ولی وقتی داستان داروین رو می‌خونه، از این جهت که میدونه حاصل تخیل نیست، یا با نویسنده دچار زاویه میشه، یا اون رو بعنوان یک فکت رفتاریِ «مورد قبول» می‌پذیره و ذهنش آلوده میشه.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin