This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دین چیست؟ (۱)
🎙#عبدالله_هاشم («قائمِ آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام در وصیتش، بنا به ادعای خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-)
🔸اگر گزیدهای از سخنان دکتر حاتم قادری (استاد علوم سیاسی ایرانی دانشگاه تربیت مدرس) دربارۀ «امر ولایی و نسبتش با عقبافتادگی و استبداد» را ندیدهاید، ببینید.
🔸سپس به تعریفی که عبدالله هاشم از دین ارائه میدهد، بنگرید. تعریفی که مبتنی بر جهانبینی حاکم بر انسان سنتی و کتب دینی قرار دارد که بر محور «اطاعت از مدعیان وصل به امر قدسی و صاحبان اتوریته» (انبیا و امامان) و روحانیت منتسب به آن مدعیان، بعنوان مفسران کتب، میباشد، و البته بر محور تفسیر خاص مذهبِ شیعه از امر دینی؛ چرا که تشیع برخلاف اسلام سنتی، امر دینی را با امر سیاسی پیوند میزند و نوعی از اطاعت مطلق و پرستش مطلقِ صاحباتوریته، بعنوان خدایی زمینی (معصوم در همۀ ساحتها و دارای علم مطلق) را میطلبد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عبدالله_هاشم («قائمِ آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام در وصیتش، بنا به ادعای خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-)
🔸اگر گزیدهای از سخنان دکتر حاتم قادری (استاد علوم سیاسی ایرانی دانشگاه تربیت مدرس) دربارۀ «امر ولایی و نسبتش با عقبافتادگی و استبداد» را ندیدهاید، ببینید.
🔸سپس به تعریفی که عبدالله هاشم از دین ارائه میدهد، بنگرید. تعریفی که مبتنی بر جهانبینی حاکم بر انسان سنتی و کتب دینی قرار دارد که بر محور «اطاعت از مدعیان وصل به امر قدسی و صاحبان اتوریته» (انبیا و امامان) و روحانیت منتسب به آن مدعیان، بعنوان مفسران کتب، میباشد، و البته بر محور تفسیر خاص مذهبِ شیعه از امر دینی؛ چرا که تشیع برخلاف اسلام سنتی، امر دینی را با امر سیاسی پیوند میزند و نوعی از اطاعت مطلق و پرستش مطلقِ صاحباتوریته، بعنوان خدایی زمینی (معصوم در همۀ ساحتها و دارای علم مطلق) را میطلبد.
🗄پست مرتبط
📕از ولایت تشیع و عرفان تا خداگونگی
📺 غیرشیعه حیوان و شیعۀ شبهانسان
📺 «الوهیم» یا «العالین»
📺 چرا آتن بر بیتالمقدس-مکه ارجح است؟
📕مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
.
#نقد_شیعه #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دین چیست؟ (۲)
— امام، شاه و خدا در آفرینش است: آیا پیامبر و مهدی و امام هر زمان، یک رهبر معنویست یا پادشاه و رهبر سیاسی نیز هست؟
🎙#عبدالله_هاشم («قائمِ آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام در وصیتش، بنا به ادعای خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-)
🔸اگر گزیدهای از سخنان دکتر حاتم قادری (استاد علوم سیاسی) دربارۀ «امر ولایی و نسبتش با عقبافتادگی و استبداد» را ندیدهاید، ببینید.
🔸سپس به تعریفی که عبدالله هاشم از دین ارائه میدهد، بنگرید. تعریفی که مبتنی بر جهانبینی حاکم بر انسان سنتی و کتب دینی قرار دارد که بر محور «اطاعت از مدعیان وصل به امر قدسی و صاحبان اتوریته» (انبیا و امامان) و روحانیت منتسب به آن مدعیان، بعنوان مفسران کتب، میباشد، و البته بر محور تفسیر خاص مذهبِ شیعه از امر دینی؛ چرا که تشیع برخلاف اسلام سنتی، امر دینی را با امر سیاسی پیوند میزند و نوعی از اطاعت مطلق و پرستش مطلقِ صاحباتوریته، بعنوان خدایی زمینی (معصوم در همۀ ساحتها و دارای علم مطلق) را میطلبد.
🌾 @Naqdagin
— امام، شاه و خدا در آفرینش است: آیا پیامبر و مهدی و امام هر زمان، یک رهبر معنویست یا پادشاه و رهبر سیاسی نیز هست؟
🎙#عبدالله_هاشم («قائمِ آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام در وصیتش، بنا به ادعای خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-)
🔸اگر گزیدهای از سخنان دکتر حاتم قادری (استاد علوم سیاسی) دربارۀ «امر ولایی و نسبتش با عقبافتادگی و استبداد» را ندیدهاید، ببینید.
🔸سپس به تعریفی که عبدالله هاشم از دین ارائه میدهد، بنگرید. تعریفی که مبتنی بر جهانبینی حاکم بر انسان سنتی و کتب دینی قرار دارد که بر محور «اطاعت از مدعیان وصل به امر قدسی و صاحبان اتوریته» (انبیا و امامان) و روحانیت منتسب به آن مدعیان، بعنوان مفسران کتب، میباشد، و البته بر محور تفسیر خاص مذهبِ شیعه از امر دینی؛ چرا که تشیع برخلاف اسلام سنتی، امر دینی را با امر سیاسی پیوند میزند و نوعی از اطاعت مطلق و پرستش مطلقِ صاحباتوریته، بعنوان خدایی زمینی (معصوم در همۀ ساحتها و دارای علم مطلق) را میطلبد.
🗄پست مرتبط
📕از ولایت تشیع و عرفان تا خداگونگی
📕مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
.➖➖➖
#نقد_شیعه #نقد_ادیان
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 عدالت از نظر شیعه چیست؟
🎙#عبدالله_هاشم («قائمِ آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام در وصیتش، بنا به ادعای خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-)
🔸به تعریفی که عبدالله هاشم بر مبنای معارف شیعی از عدالت ارائه میدهد، بنگرید.
🔸در آن جمع حتی یک نفر انسان با عقل نیست که بر این مدعی ایرادی جدی بگیرد و بگوید چرا این همه مغلطه میکنی و ادعاهای کلی و بزرگ، بدون شواهد متناسب طرح میکنی؟ برای مثال، تعریف تو از جهان جدید و ناعدالتیها و خشونتهای آن، در قیاس با جهان سنت، آشکار پروپاگاندا و دروغ است و خلاف آمارها و فکتها. اینکه در جهان جدید، گرسنگی و جنگ و مشکلات جدی اقتصادی نیز وجود دارد، و رسانههای شبانهروزی جهان مدرن هم مکرر از آنها گزارش تهیه میکنند (برخلاف جهان سنت که هر کس عمدتا در بیقوله و محلۀ خود بود و بیخبر از وضعیتِ بخش بزرگی از مردم زمین، و حتی مردم شهر خودش)، چه ربطی به این دارد که جهان جدید، از همان حکومتِ زیر ۵ سالۀ علی و حکومت ۱۰ ساله محمد، یا حکومت موسی و سلیمان و داوود (که گزارشِ خشونتهای افسارگسیخته و جنگها و ناعدالتیهای هر کدام در دسترس ماست)، نیز وضعی فاجعهبارتر از جهت بیعدالتی و جنگ و خشونت دارد؟!
🔸عوامانهتر و کارتونیتر از این تفسیر حدیثگرایانۀ شیعه از عدالت و مکانیزم دستیابی به آن پیدا نخواهید کرد:
🔺چه خدای ناحکیم و ناتوان و البته بیرحمی! اما مساله این است که عدالت ارزشی مطلوب انسان است، و برای آن تلاش میکند، علیرغم آنکه طبیعتِ بهاصطلاح مخلوق خدا (در نظر متدینان) اصلا عادلانه و اخلاقی و مهربانانه نیست، و هیچ جامعهای نیز بر محور عدالتِ مطلق و اخلاق مطلق نبوده و پیش نرفته، و همیشه عدالت بهمثابه راهنما و آرمان بوده و میماند، و باعث حرکتِ تدریجیِ افراد به سوی اخلاقیتر شدنِ خودشان و محیطشان شدهاست.
🔸پیشنهاد میکنم که برای مطالعۀ نقد دقیقتر بر عدالت از منظر مهدوی، یادداشت و پست بعدی با موضوعِ «مهدویت علیه عدالت» را بخوانید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«جهان امروز تحت تسلط کامل شیطان است!»
🎙#عبدالله_هاشم («قائمِ آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام در وصیتش، بنا به ادعای خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-)
🔸به تعریفی که عبدالله هاشم بر مبنای معارف شیعی از عدالت ارائه میدهد، بنگرید.
🔸در آن جمع حتی یک نفر انسان با عقل نیست که بر این مدعی ایرادی جدی بگیرد و بگوید چرا این همه مغلطه میکنی و ادعاهای کلی و بزرگ، بدون شواهد متناسب طرح میکنی؟ برای مثال، تعریف تو از جهان جدید و ناعدالتیها و خشونتهای آن، در قیاس با جهان سنت، آشکار پروپاگاندا و دروغ است و خلاف آمارها و فکتها. اینکه در جهان جدید، گرسنگی و جنگ و مشکلات جدی اقتصادی نیز وجود دارد، و رسانههای شبانهروزی جهان مدرن هم مکرر از آنها گزارش تهیه میکنند (برخلاف جهان سنت که هر کس عمدتا در بیقوله و محلۀ خود بود و بیخبر از وضعیتِ بخش بزرگی از مردم زمین، و حتی مردم شهر خودش)، چه ربطی به این دارد که جهان جدید، از همان حکومتِ زیر ۵ سالۀ علی و حکومت ۱۰ ساله محمد، یا حکومت موسی و سلیمان و داوود (که گزارشِ خشونتهای افسارگسیخته و جنگها و ناعدالتیهای هر کدام در دسترس ماست)، نیز وضعی فاجعهبارتر از جهت بیعدالتی و جنگ و خشونت دارد؟!
🔸عوامانهتر و کارتونیتر از این تفسیر حدیثگرایانۀ شیعه از عدالت و مکانیزم دستیابی به آن پیدا نخواهید کرد:
عدالت یعنی آدمی که خدا در هر زمان انتخاب کرده (قبلتر، به اینکه با هیچ مکانیزمی نمیتوان صدق ادعای این مدعیان متعدد را یافت، پرداختهایم)، صاحب قدرت جهان شود، و همه را هم مسلمان و شیعه و مطیعِ خود کند؛ آنگاه عدالت جاری میشود! جز این، در همۀ تاریخِ کرۀ زمین، تمام حکومتها جورند و اکثریتِ قاطعِ تاریخ، خلاف مشیت خدا و بنا به ارادۀ شیطان پیش رفتهاست!
🔺چه خدای ناحکیم و ناتوان و البته بیرحمی! اما مساله این است که عدالت ارزشی مطلوب انسان است، و برای آن تلاش میکند، علیرغم آنکه طبیعتِ بهاصطلاح مخلوق خدا (در نظر متدینان) اصلا عادلانه و اخلاقی و مهربانانه نیست، و هیچ جامعهای نیز بر محور عدالتِ مطلق و اخلاق مطلق نبوده و پیش نرفته، و همیشه عدالت بهمثابه راهنما و آرمان بوده و میماند، و باعث حرکتِ تدریجیِ افراد به سوی اخلاقیتر شدنِ خودشان و محیطشان شدهاست.
🔸پیشنهاد میکنم که برای مطالعۀ نقد دقیقتر بر عدالت از منظر مهدوی، یادداشت و پست بعدی با موضوعِ «مهدویت علیه عدالت» را بخوانید.
.
#نقد_شیعه #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مهدویت علیه عدالت
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مهدویت، فارغ از حق و ناحقّ تاریخی، وفق ادعای شیعهگری، موعودِ عدالتِ جهانیست. در بهترین تقریر، مهدیِ موعود خواهد آمد تا عدل و داد را در عالم مستقر و ساکن کند. ظهورِ امامِ غائب، در تعبیر شیعی، طلوع عدالتِ جهانیست. بسیاری از روایات شیعه، وعدۀ تحققِ عدالت را دادهاست؛ یعنی عالمی پُر از داد، فارغ از جور. این اعتقاد، علیالظاهر موجه و معقول مینماید، فارغ از امکان تاریخی؛ اما مسئله در همین «عدالتِ شیعی»، بهتعبیر دیگر «عدالتِ مهدوی» است.
🍂 شیعهگری، چه در شکلِ مذهب رسمی و تاریخی، و چه در شکلِ ایدئولوژی سیاسی و حزبی، هیچ ایدۀ روشن و معقولی در باب «عدالت»، و بالاخص «عدالتِ جهانی»، ندارد؛ در واقع، شیعهگری درحالی وعدۀ عدالت در جامعۀ مهدوی را میدهد که در ایدۀ عدالت، پادرهوا و معوّق است. تاریخِ تشیع، نشان میدهد که شیعهگری در مجموع، بهقول رالز «ایدهای معقول در باب عدالت ندارد». فراتر از این، ایدۀ مهدویت که ایدۀ نهایی شیعه است، علیه عدالت است.
🔻ایدۀ معقولِ عدالت:
اولاً، ایدهایست «همگانی و عمومی» که متعلق به کامیابیِ همگان، فارغ از تبعیض و تفاوت است؛
ثانیاً، «مشارکتی و اجتماعی»ست و قائم بهکوشش و جهدِ جمعی و همگانی؛
ثالثاً، «اینجایی-اکنونی»ست؛
رابعاً، «تکثرگرا و پذیرنده» است، یعنی «پلورالیستی»ست.
🍂 شیعهگری، نه در دیروز و نه امروز، هیچکدام از شاخصهای معقولیتِ عدالت را ندارد. عدالتِ شیعی، عدالتِ «قومی، امامتی، انحصاری و موعودی» است.
🍂 عدالتِ مهدوی، عدالتِ «قومی و قبیلهای»ست، نه «همگانی و عمومی»؛ یعنی عدالت را در نجات و سعادتِ قوم و قبیلۀ شیعه معنا میکند. عدالتِ شیعی، محدود و محصور به توهمِ «قوم برگزیده» است که شکنندۀ عمومیت است و همگان را متعلق به شیعیان میبیند، و حتی در برابر برادر دینی خود، گشوده نیست.
🍂 همین درک از عدالت باعث شده تا فکرِ مهدویت، به قول عبدالکریم سروش، «محلی و فرقهای» باشد، نه جهانی و عمومی*. عدالتِ مهدوی، نه مشارکتی و اجتماعی، که قائم بر امامِ عصر است، یعنی امامتی-پیشواییست و در نتیجه، اطاعتی-تسلیمی. معنای «انتظارِ فرج»، دقیقاً انتظار برای «ظهور امامی که عدالت را اقامه کند» است، نه مشارکت و کوششِ جمعی برای تحققِ عدالت؛ بههمین دلایل، عدالتِ مهدوی همچنین «انحصاری و وحدتی»ست نه «تکثّری»، یعنی کثرتِ ایدهها از عدالت را نمیپذیرد.
🍂 و در نهایت، عدالتِ مهدوی عدالتِ موعودی-غائبی است نه امروزی و حاضری، عدالت را در موعودِ غائب وعده میدهد، نه در اکنونِ حاضر. این است که مهدویت، در تزاحم با عدالتِ معقول است.
🍂 بههمین دلیل، ایدۀ مهدویت نمیتواند بهلحاظ «عدالتِ جهانی»، ایدهای معقول و مقبول برای همگان و غیرشیعیان باشد؛ نه معقولیتِ عادلانه دارد، نه مقبولیتِ عام.
🍂 خصلتِ «شیعهگری» در همین «برگزیده دیدنِ خویشتن» است. روایات بسیاری در کتب اساسی شیعه وجود دارد که نجات را «منحصر به پذیرشِ ولایتِ امامان» میداند. این است که حتی مسلمانان غیرشیعه را (که مؤمن به اسلام اند) شایستۀ نجات نمیبیند. نهایتِ عمومیتِ شیعهگری، پذیرش اهل تسنن بعنوان «برادرِ مسلمان» است که آن هم اغلب بهمصلحت است، نه عقیده.
🍂 حقیقت امر این است که تمام ایدههای «موعودگرا و منجیباور»، چه شیعی چه غیرشیعی، بهسبب آنکه در پی موعودِ غائباند و از اکنونِ حاضر غافلاند، با عدالت تضاد دارند و دستکم نمیتوانند به عدالت، خدمتی کنند.
🍂 اما آنچه ایدۀ مهدویت را برای ما متمایز میکند، نقش و دخالت آن در «قدرتِ سیاسیِ» ایران است؛ یعنی با حکومتی طرف هستیم که رسماً حکومتِ مهدویست که میخواهد جامعه را برای جامعۀ مهدوی آماده کند. و این حکومت البته، ضدّ عدالت است.
🍂 شیعهگری در شکل امروزی خودش، که صاحبِ قدرت سیاسیست، و همچنین عدالتی که باور دارد، «قومی و قبیلهای و امامتی و اطاعتی و انحصاری و وحدتی و موعودی و غائبی»ست. قدرتِ سیاسی به دست شیعه، توانِ بازاندیشی و بازخوانی معقول در باورهای اساسی را از شیعیان گرفتهاست. آنچه میتواند برای شیعیان نجاتبخش باشد و آنان را با عدالت آشتی دهد، خصوصی شدن مذهب و عمومی شدن اخلاق است.
* عبدالکریم سروش در سخنرانی «اقبال و مهدویّت» خود به شجاعت و نیکی آورد:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مهدویت، فارغ از حق و ناحقّ تاریخی، وفق ادعای شیعهگری، موعودِ عدالتِ جهانیست. در بهترین تقریر، مهدیِ موعود خواهد آمد تا عدل و داد را در عالم مستقر و ساکن کند. ظهورِ امامِ غائب، در تعبیر شیعی، طلوع عدالتِ جهانیست. بسیاری از روایات شیعه، وعدۀ تحققِ عدالت را دادهاست؛ یعنی عالمی پُر از داد، فارغ از جور. این اعتقاد، علیالظاهر موجه و معقول مینماید، فارغ از امکان تاریخی؛ اما مسئله در همین «عدالتِ شیعی»، بهتعبیر دیگر «عدالتِ مهدوی» است.
🍂 شیعهگری، چه در شکلِ مذهب رسمی و تاریخی، و چه در شکلِ ایدئولوژی سیاسی و حزبی، هیچ ایدۀ روشن و معقولی در باب «عدالت»، و بالاخص «عدالتِ جهانی»، ندارد؛ در واقع، شیعهگری درحالی وعدۀ عدالت در جامعۀ مهدوی را میدهد که در ایدۀ عدالت، پادرهوا و معوّق است. تاریخِ تشیع، نشان میدهد که شیعهگری در مجموع، بهقول رالز «ایدهای معقول در باب عدالت ندارد». فراتر از این، ایدۀ مهدویت که ایدۀ نهایی شیعه است، علیه عدالت است.
🔻ایدۀ معقولِ عدالت:
اولاً، ایدهایست «همگانی و عمومی» که متعلق به کامیابیِ همگان، فارغ از تبعیض و تفاوت است؛
ثانیاً، «مشارکتی و اجتماعی»ست و قائم بهکوشش و جهدِ جمعی و همگانی؛
ثالثاً، «اینجایی-اکنونی»ست؛
رابعاً، «تکثرگرا و پذیرنده» است، یعنی «پلورالیستی»ست.
🍂 شیعهگری، نه در دیروز و نه امروز، هیچکدام از شاخصهای معقولیتِ عدالت را ندارد. عدالتِ شیعی، عدالتِ «قومی، امامتی، انحصاری و موعودی» است.
🍂 عدالتِ مهدوی، عدالتِ «قومی و قبیلهای»ست، نه «همگانی و عمومی»؛ یعنی عدالت را در نجات و سعادتِ قوم و قبیلۀ شیعه معنا میکند. عدالتِ شیعی، محدود و محصور به توهمِ «قوم برگزیده» است که شکنندۀ عمومیت است و همگان را متعلق به شیعیان میبیند، و حتی در برابر برادر دینی خود، گشوده نیست.
🍂 همین درک از عدالت باعث شده تا فکرِ مهدویت، به قول عبدالکریم سروش، «محلی و فرقهای» باشد، نه جهانی و عمومی*. عدالتِ مهدوی، نه مشارکتی و اجتماعی، که قائم بر امامِ عصر است، یعنی امامتی-پیشواییست و در نتیجه، اطاعتی-تسلیمی. معنای «انتظارِ فرج»، دقیقاً انتظار برای «ظهور امامی که عدالت را اقامه کند» است، نه مشارکت و کوششِ جمعی برای تحققِ عدالت؛ بههمین دلایل، عدالتِ مهدوی همچنین «انحصاری و وحدتی»ست نه «تکثّری»، یعنی کثرتِ ایدهها از عدالت را نمیپذیرد.
🍂 و در نهایت، عدالتِ مهدوی عدالتِ موعودی-غائبی است نه امروزی و حاضری، عدالت را در موعودِ غائب وعده میدهد، نه در اکنونِ حاضر. این است که مهدویت، در تزاحم با عدالتِ معقول است.
🍂 بههمین دلیل، ایدۀ مهدویت نمیتواند بهلحاظ «عدالتِ جهانی»، ایدهای معقول و مقبول برای همگان و غیرشیعیان باشد؛ نه معقولیتِ عادلانه دارد، نه مقبولیتِ عام.
🍂 خصلتِ «شیعهگری» در همین «برگزیده دیدنِ خویشتن» است. روایات بسیاری در کتب اساسی شیعه وجود دارد که نجات را «منحصر به پذیرشِ ولایتِ امامان» میداند. این است که حتی مسلمانان غیرشیعه را (که مؤمن به اسلام اند) شایستۀ نجات نمیبیند. نهایتِ عمومیتِ شیعهگری، پذیرش اهل تسنن بعنوان «برادرِ مسلمان» است که آن هم اغلب بهمصلحت است، نه عقیده.
🍂 حقیقت امر این است که تمام ایدههای «موعودگرا و منجیباور»، چه شیعی چه غیرشیعی، بهسبب آنکه در پی موعودِ غائباند و از اکنونِ حاضر غافلاند، با عدالت تضاد دارند و دستکم نمیتوانند به عدالت، خدمتی کنند.
🍂 اما آنچه ایدۀ مهدویت را برای ما متمایز میکند، نقش و دخالت آن در «قدرتِ سیاسیِ» ایران است؛ یعنی با حکومتی طرف هستیم که رسماً حکومتِ مهدویست که میخواهد جامعه را برای جامعۀ مهدوی آماده کند. و این حکومت البته، ضدّ عدالت است.
🍂 شیعهگری در شکل امروزی خودش، که صاحبِ قدرت سیاسیست، و همچنین عدالتی که باور دارد، «قومی و قبیلهای و امامتی و اطاعتی و انحصاری و وحدتی و موعودی و غائبی»ست. قدرتِ سیاسی به دست شیعه، توانِ بازاندیشی و بازخوانی معقول در باورهای اساسی را از شیعیان گرفتهاست. آنچه میتواند برای شیعیان نجاتبخش باشد و آنان را با عدالت آشتی دهد، خصوصی شدن مذهب و عمومی شدن اخلاق است.
* عبدالکریم سروش در سخنرانی «اقبال و مهدویّت» خود به شجاعت و نیکی آورد:
«از وقتی که این فکر [مهدویت] ظاهر شد، همیشه یک فکر لوکال بود؛ یک فکر محلی، یک فکر فرقهای. متأسفانه در میان شیعیان، هیچ وقت امام زمان یک شخصیّت جهانی تلقی نشد؛ مالِ شیعیان، برای شیعیان، نجاتدهندۀ شیعیان، حلکنندۀ مسائل داخلی شیعیان، و برآورندۀ حسرتهای شیعیان».
.
#نقد_شیعه #سیاست #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 دین چیست؟ (۳)
— هر فرد چند تناسخ بر روی زمین دارد؟
🎙#عبدالله_هاشم («قائمِ آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام در وصیتش، بنا به ادعای خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-)
🔻مُریدِ عبدالله هاشم، قبل از اینکه پرسش فردی دربارۀ «تناسخ» را طرح کند، سمی عجیب را بازگو میکند، اما هرکسی هم حق داشتهباشد به این بیان بخندد، یک فرد شیعه مطلقا حق ندارد؛ چرا که این دقیقا افکار و عقاید او و اجداد او بودهاست، و نهایتا در «تعیین مصداق» با مریدان عبدالله هاشم اختلاف دارند. مگر اینکه بگوییم کلا شیعه «امامی که نباشد و نیاید» را میپرستد و همهاش لقلقۀ زبان است و اعتقادی صوری، ولی حتی اگر چنین باشد، تصور شیعه از جایگاه امامان، و بطور خاص امام زمان، در تاریخ و جهان همین بوده و است:
🔸این عطشِ «کسب قدرت»، شیعیان (که اقلیتی اکثرا تحت سرکوب، یا در حاشیه، در تاریخ اسلام بودهاند) را کشت، و چنان موضوع معنویت و دیانت را سطحی کرد و به حاشیه برد، که اگر یک شخص دانا در حوزههایی از معرفت، به قدرت سیاسی نرسد، گویا جامعه را نمیتواند در حد خود هدایت و اصلاح کند؛ و کل تاریخ بشر، تاریخ جهالت و ستم بوده، چون مدعیان نبوت و امامت و معنویت، صاحبِ قدرت نبودهاند!
🔸ولایت فقیه
🌾 @Naqdagin
— هر فرد چند تناسخ بر روی زمین دارد؟
🎙#عبدالله_هاشم («قائمِ آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام در وصیتش، بنا به ادعای خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-)
🔻مُریدِ عبدالله هاشم، قبل از اینکه پرسش فردی دربارۀ «تناسخ» را طرح کند، سمی عجیب را بازگو میکند، اما هرکسی هم حق داشتهباشد به این بیان بخندد، یک فرد شیعه مطلقا حق ندارد؛ چرا که این دقیقا افکار و عقاید او و اجداد او بودهاست، و نهایتا در «تعیین مصداق» با مریدان عبدالله هاشم اختلاف دارند. مگر اینکه بگوییم کلا شیعه «امامی که نباشد و نیاید» را میپرستد و همهاش لقلقۀ زبان است و اعتقادی صوری، ولی حتی اگر چنین باشد، تصور شیعه از جایگاه امامان، و بطور خاص امام زمان، در تاریخ و جهان همین بوده و است:
تشکر میکنم از شما بهخاطر معرفی چشماندازی از پادشاهی خداوند که پیش روی ماست، و ما میدانیم که آن را تحت حکومت شما و پرچم شما خواهیم دید!
تشکر میکنم برای اینکه بعد از قرنها و هزارهها، ما فرزندان خداوند را دوباره به نزد خداوند برمیگردانید و رابطه ما با خداوند که از آن محروم بودیم را دوباره بهبود میدهید!
و ما هرگز حقیقتا فرصتی نداشتیم که خدا را به حق معرفتش بشناسیم، زیرا که به شما و اجداد شما هرگز فرصتی برای حکومت داده نشدهبود!
🔸این عطشِ «کسب قدرت»، شیعیان (که اقلیتی اکثرا تحت سرکوب، یا در حاشیه، در تاریخ اسلام بودهاند) را کشت، و چنان موضوع معنویت و دیانت را سطحی کرد و به حاشیه برد، که اگر یک شخص دانا در حوزههایی از معرفت، به قدرت سیاسی نرسد، گویا جامعه را نمیتواند در حد خود هدایت و اصلاح کند؛ و کل تاریخ بشر، تاریخ جهالت و ستم بوده، چون مدعیان نبوت و امامت و معنویت، صاحبِ قدرت نبودهاند!
🔸ولایت فقیه
(هرچند بدعتگونه، چونان که خود شیعه و امامیه نیز سلسلهبدعتی در آیین توحیدمحور اسلام بود، یا اسلام، حاصلِ سلسله بدعتی در مسیحیت، و مسیحیت سلسله بدعتی در یهودیت)از بستر چنین تصوراتی (در میان شیعیان) از تاریخ زاییدهشد، و اگر نمیشد، باید تعجب میکردیم. تصوری که پر از اسطورهاندیشی و تناقض و عوامزدگی و سطحیت دربارۀ انسان و قدرت و معنویت و عدالت و... بودهاست، و بیشتر حاصلِ تقلایی برای ساختِ «سلاحی ایدئولوژیک» برای توجیهِ مبارزه با حکومتهای خلافتی زمان، یا در هنگام دستیابی به قدرت، ایستادن مقابلِ مسلمانانِ در ذیل خلافتِ عثمانی، بودهاست.
🗄پست مرتبط
📺 رجعت و تناسخ پیامبران، فرشتگان و شهیدان
📕از ولایت تشیع و عرفان تا خداگونگی
📕مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
📕دربارۀ «تناسخ، مسیحیت و فلاسفۀ یونان»
.➖➖➖
#نقد_شیعه #خواب_عمیق #نقد_ادیان
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
از ۳۰ فیل، یک فیلِ سفیدِ خری(!) که حرامزاده(!) بود، از علی پیروی نکرد و به عربی"یا علی" نگفت! و علی [که نهجالبلاغه هم همین آخوندها با این سطح از هوش و توان تحلیل و تسلط به روش تحقیق علمی، به او نسبت میدهند] گردنش را با ذولفقار از تن جداکرد!
🔸این داستان تخیلی، شاید حتی تا دهۀ شصت نیز اکثر مردمِ شیعهزادۀ ایران را مجاب میکرد و چون گزارشی صادق از واقعیتی تاریخی فهم میشد و بر ایمانشان و عشق و خشیتشان به مقام امام، و روحانیت منتسب به او، میافزود. این است تاریخِ مشعشعِ تشیع و عقلانیتِ دینی که برخی بدان افتخار میکنند؛ تاریخِ فروبستگیِ کاملِ خرد و محوشدگی در مقابل اتوریتۀ خداگونهای که از امامان، بطور تدریجی اما کاملا هدفمند و سیاسی، ساختهشدهبود.
🔸و اسلامی که هستۀ اولیۀ شکلگیریاش وفق قرآن و تحقیقات پژوهشگرانِ تاریخ انتقادی، مقابله با تفسیرِ مسیحیتِ رومی از عیسی، بعنوانِ تجسمِ «کلمۀ خدا»، بود، از دلش فرقهای سیاسی بر محورِ باور به بیش از چند «مسیح» و «خدای زمینی» زاییدهشد.
🔻هزاران داستانِ فوقِ فانتزی از این دست در کتب حدیث وجود دارد، که مولفانش هدفی جز وارد کردن یک اصل در ذهن مخاطب نداشتهاند:
🔸امام جایگاهی خدایی دارد که از حیوانات و موجودات مخفی تا ملائکه در زیر فرمان و تحت تسخیر اویند، و تُویِ بچهشیعه نیز کاری جز اطاعت بیچونوچرا از او و عالمان به احادیث و علومِ گسترده و بیپایانِ امامان و مذهبِ امامیه نداری! وگرنه در دنیا بدبخت میشوی و سقط (هر که با آل علی درافتاد، ورافتاد!)، یا در برزخ و قیامت و معاد به شکنجههای ویرانگر دچار میشوی؛ ولو عابدترین و اخلاقیترین انسانِ روی زمین باشی، و به کل شریعت محمدی پایبند باشی، و در تمام عمرت، واجبات و مستحبات را بهطور کامل انجام بدهی، و از حرام و مکروه پرهیز کنی، و جز به احسان و خدمت خلق و جهاد برای اسلام نپردازی.
🔸حالا اینکه علی با درآوردنِ چه صداهای عجیبی، با امکانات آن زمان، با فیلها سخن گفته؟ و چگونه فیلها نیز توانستند معجزهای قویتر نشان بدهند و بهزبان عربیِ فصیح فریاد بزنند «یا علی»، و بعد هم «فیلفروشی» کنند و از «علم و ایمانِ» خود به پیامبر اسلام و پیامبران قبل از او بگویند؟ و چگونه فیلها هم حلالزاده و حرامزاده دارند و حرامزادگانشان از ولایت دور میشوند؟ نیازمند بحثِ تخصصیِ میان "علما"ست که به علومِ نورانیِ اسلامی مجهزند، و فهمشان در توانِ عوام کالانعام نیست! و آیهای مبنی بر اینکه دلارِ بالای ۱۰۰ هزار تومان نیز حق ملتیست که مجنونوار، قدرت را، آن هم از نوعِ مطلقه، به چنین یاجوج و ماجوجهایی تقدیم کردند!
🗄پست مرتبط
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟
📕بررسیِ خطبۀ همام
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
.
#سم_هفته #نقد_شیعه #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«هیچ پاکسازی قومیای بدون شعر، یا چیزی شبیه به شعر، نظیر متون مقدس، نمیتواند رخ دهد».
🎙برشهایی از گفتوگوی #اسلاوی_ژیژک و جک مایلز در کتابخانهٔ عمومی لسآنجلس، آوریل ۲۰۱۲
◾️#ترجمه: حسین متقی
@philosophyinthetoilet
.
#فلسفیدن #زیستروان #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘نقد بهمثابه روشنگری (۲۹) — نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو 7️⃣ اتهام هفتم: علمپرستی و خلط ماوراءالطبیعه با مابعدالطبیعه 🍂 یکی از مسائل بنیادین فلسفه، تفکیک دقیق میان مفاهیم "ماوراءالطبیعه" و "مابعدالطبیعه" است. این دو مفهوم، اگرچه بهظاهر مشابه به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘نقد بهمثابه روشنگری (۳۵)
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
2️⃣1️⃣ اتهام دهم: درغلتیدن در شبهعلم
🍂 در ابتدا شایسته است که فایل صوتیِ «مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم» که دکتر محسن بنائی بنا به درخواست کانال نقدآگین به این اتهام پرداختهاست، با دقت شنیده شود.
🍂 «شبهعلم» به ادعاهایی گفته میشود که خود را علمی مینامند، اما در عمل، از ویژگیهای بنیادی علم، نظیرِ «آزمونپذیری، قابلیت ابطال و اتکا به شواهد تجربی»، بیبهرهاند. این مفاهیم، اصول بنیادین علم را به چالش میکشند و در عوض، به دستاویزهایی متوسل میشوند که بیشتر شبیه به فرافکنیهای بیپایه هستند.
🍂 در دنیای علمی، هر ادعایی باید بطور شفاف و دقیق «آزمایشپذیر یا رسیدگیپذیر» باشد و نتایج آن باید بهراحتی «بازبینی و اصلاح» شود؛ در غیر این صورت، آن ادعا نمیتواند در محدودۀ علم قرار گیرد.
🍂 نکتۀ جالبتوجه این است که کانال مدرسه که دیگران را به شبهعلم متهم کرده، خود از مفاهیم و تفسیرهایی استفاده میکند که هیچگونه پایۀ علمی ندارند و بهطور گستردهای با معیارهای علمی در تضاد هستند. بهعنوان مثال، کانال مدرسه وفقِ نقدی که نقدآگین بر یکی از متون آن وارد کرده، به تفسیری مانند "عذاب الهی" اشاره میکند که در هیچیک از پارامترهای علمی تعریف نمیشود. در پستهای قبلی در این باره بسیار سخن گفتهایم. چگونه میتوان فردی را که از مفاهیمی همچون "عذاب الهی" سخن میگوید، که اساساً بر مبنای باورهای دینی و اسطورهایست، از اتهام "شبهعلم" مبرا دانست؟ این مفاهیم نهتنها قابل آزمون و اثبات نیستند، بلکه اساساً خارج از دامنۀ علم قرار دارند.
🍂 این تناقض نشان میدهد که اتهام "شبهعلم" به مکتب اناره و دیگر جریانهای پژوهشی تاریخی-انتقادیِ مدرن، احتمالا بیشتر از آنکه مبتنی بر معیارهای دقیقِ علمیِ پژوهشِ تاریخی باشد، ماحصلِ «اسلامدوستی، آسانگیری، و تمایل به حفظ روایتهای کهنه و سنتی» است.
🍂 در حقیقت، اتهام «شبهعلم» علیه پژوهشگران با گرایشِ بازانگرانه و تجدیدنظرطلب، بیشتر بهعنوان یک ابزار سیاسی و ایدئولوژیک برای بیاعتبار کردنِ دیدگاههای نوین و چالشبرانگیز استفاده میشود تا یک نقد علمی-منطقی؛ این درحالیست که طیف گستردۀ پژوهشگرانِ تاریخی-انتقادیِ، بدنبال سنجش شکاکانه و دقیق گزارشهای تاریخی هستند و هیچگونه تکیهگاهی بر مفاهیم غیرعلمی ندارند و اکثرا بر مبنای شواهد و تحلیلهای تجربی و رسیدگیپذیر، به تشکیک در روایتهای رسمی میپردازند، و با زبانی غیرجزمی، برخی امکانهای محتمل و گمانهزنیها را طرح میکنند.
🍂 اگر به روششناسی مکتب اناره دقت کنیم، میبینیم که هیچیک از اصول بنیادین این مکتب، بطور قطعی قابل تقلیل به «شبهعلم» نیست، اما در عین حال، برخی از روشهای آن میتوانند با استانداردهای علمی رایج در برخی رشتهها متفاوت یا حتی بحثبرانگیز باشند.
🍂 مکتب اناره، بویژه با استناد به آثار #کریستف_لوکزنبرگ و تحلیلهای زبانشناسی آرامی-سریانی، تلاشی دارد تا رویکردی انتقادی به تاریخ اسلام و قرآن ارائه دهد که تفاسیر سنتی را به چالش میکشد. این نوع رویکرد، ممکن است به نظر برخی پژوهشگران، بویژه کسانی که بر تحقیق علمی مبتنی بر مستندات/شواهد عینی تأکید دارند، شبهعلمی بیاید؛ چراکه این مکتب تأکید زیادی بر روابط زبانی بین عربی و زبانهای سریانی و آرامی دارد. تحلیلهایی که بویژه توسط لوکزنبرگ انجام شدهاند، ممکن است بعضا بدلیل استفاده از قیاسهای زبانشناسی گسترده برای تفسیر قرآن، منجر به برخی استنباطهای نادقیق شوند.
🍂 همچنین مکتب اناره اغلب بهدنبال ارائۀ تفسیری از تاریخ اسلام است که آن را بطور عمده بهعنوان یک پدیدۀ اجتماعی، فرهنگی و زبانی میبیند و بهطور واضح از هرگونه نگاه الهیاتی فاصله میگیرد. این رویکرد، ممکن است به گمانهزنیهای علمی بیشتر از آنچه که مستندات اثباتی در دست باشد، منتهی شود.
🍂 با این حال، انتقاد از این روشها نباید بهطور کلی به منزلۀ رد کلی مکتب اناره باشد، بلکه باید آن را بهعنوان یک رویکرد پژوهشی خاص در نظر گرفت که میتواند برای نخبگان و پژوهشگران مفید باشد.
🍂 محققان متکثری به مکتب اناره و تاریخ انتقادی تعلق دارند، مثل کارل هاینس اولیگ، گراد پوین، پاتریشیا کرون، مایکل کوک، مارکوس گروس و فولکر پوپ و...، هر یک از این افراد، دیدگاه خاص خودشان را دربارۀ تاریخ اسلام دارند، و حتی گاهی روایتهایشان میتواند متناقض بنماید.
🍂 توجه به منابع تاریخی بکر و دستنخورده، نظیر مخطوطات، سنگنگارهها و مسکوکات و بناهای اسلامی مثل نقشونگارها و نوشتههای قبةالصخره، توسط محققان، و تحلیل آنها که افقهای بس متفاوتی از کلیشههای غالب پیش روی ما گذاشته، برای کسانی که به تاریخنویسی سیاسی-دستوری اسلام، چون وحیای منزل باور دارند، غریب مینماید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
2️⃣1️⃣ اتهام دهم: درغلتیدن در شبهعلم
🍂 در ابتدا شایسته است که فایل صوتیِ «مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم» که دکتر محسن بنائی بنا به درخواست کانال نقدآگین به این اتهام پرداختهاست، با دقت شنیده شود.
🍂 «شبهعلم» به ادعاهایی گفته میشود که خود را علمی مینامند، اما در عمل، از ویژگیهای بنیادی علم، نظیرِ «آزمونپذیری، قابلیت ابطال و اتکا به شواهد تجربی»، بیبهرهاند. این مفاهیم، اصول بنیادین علم را به چالش میکشند و در عوض، به دستاویزهایی متوسل میشوند که بیشتر شبیه به فرافکنیهای بیپایه هستند.
🍂 در دنیای علمی، هر ادعایی باید بطور شفاف و دقیق «آزمایشپذیر یا رسیدگیپذیر» باشد و نتایج آن باید بهراحتی «بازبینی و اصلاح» شود؛ در غیر این صورت، آن ادعا نمیتواند در محدودۀ علم قرار گیرد.
🍂 نکتۀ جالبتوجه این است که کانال مدرسه که دیگران را به شبهعلم متهم کرده، خود از مفاهیم و تفسیرهایی استفاده میکند که هیچگونه پایۀ علمی ندارند و بهطور گستردهای با معیارهای علمی در تضاد هستند. بهعنوان مثال، کانال مدرسه وفقِ نقدی که نقدآگین بر یکی از متون آن وارد کرده، به تفسیری مانند "عذاب الهی" اشاره میکند که در هیچیک از پارامترهای علمی تعریف نمیشود. در پستهای قبلی در این باره بسیار سخن گفتهایم. چگونه میتوان فردی را که از مفاهیمی همچون "عذاب الهی" سخن میگوید، که اساساً بر مبنای باورهای دینی و اسطورهایست، از اتهام "شبهعلم" مبرا دانست؟ این مفاهیم نهتنها قابل آزمون و اثبات نیستند، بلکه اساساً خارج از دامنۀ علم قرار دارند.
🍂 این تناقض نشان میدهد که اتهام "شبهعلم" به مکتب اناره و دیگر جریانهای پژوهشی تاریخی-انتقادیِ مدرن، احتمالا بیشتر از آنکه مبتنی بر معیارهای دقیقِ علمیِ پژوهشِ تاریخی باشد، ماحصلِ «اسلامدوستی، آسانگیری، و تمایل به حفظ روایتهای کهنه و سنتی» است.
🍂 در حقیقت، اتهام «شبهعلم» علیه پژوهشگران با گرایشِ بازانگرانه و تجدیدنظرطلب، بیشتر بهعنوان یک ابزار سیاسی و ایدئولوژیک برای بیاعتبار کردنِ دیدگاههای نوین و چالشبرانگیز استفاده میشود تا یک نقد علمی-منطقی؛ این درحالیست که طیف گستردۀ پژوهشگرانِ تاریخی-انتقادیِ، بدنبال سنجش شکاکانه و دقیق گزارشهای تاریخی هستند و هیچگونه تکیهگاهی بر مفاهیم غیرعلمی ندارند و اکثرا بر مبنای شواهد و تحلیلهای تجربی و رسیدگیپذیر، به تشکیک در روایتهای رسمی میپردازند، و با زبانی غیرجزمی، برخی امکانهای محتمل و گمانهزنیها را طرح میکنند.
🍂 اگر به روششناسی مکتب اناره دقت کنیم، میبینیم که هیچیک از اصول بنیادین این مکتب، بطور قطعی قابل تقلیل به «شبهعلم» نیست، اما در عین حال، برخی از روشهای آن میتوانند با استانداردهای علمی رایج در برخی رشتهها متفاوت یا حتی بحثبرانگیز باشند.
🍂 مکتب اناره، بویژه با استناد به آثار #کریستف_لوکزنبرگ و تحلیلهای زبانشناسی آرامی-سریانی، تلاشی دارد تا رویکردی انتقادی به تاریخ اسلام و قرآن ارائه دهد که تفاسیر سنتی را به چالش میکشد. این نوع رویکرد، ممکن است به نظر برخی پژوهشگران، بویژه کسانی که بر تحقیق علمی مبتنی بر مستندات/شواهد عینی تأکید دارند، شبهعلمی بیاید؛ چراکه این مکتب تأکید زیادی بر روابط زبانی بین عربی و زبانهای سریانی و آرامی دارد. تحلیلهایی که بویژه توسط لوکزنبرگ انجام شدهاند، ممکن است بعضا بدلیل استفاده از قیاسهای زبانشناسی گسترده برای تفسیر قرآن، منجر به برخی استنباطهای نادقیق شوند.
🍂 همچنین مکتب اناره اغلب بهدنبال ارائۀ تفسیری از تاریخ اسلام است که آن را بطور عمده بهعنوان یک پدیدۀ اجتماعی، فرهنگی و زبانی میبیند و بهطور واضح از هرگونه نگاه الهیاتی فاصله میگیرد. این رویکرد، ممکن است به گمانهزنیهای علمی بیشتر از آنچه که مستندات اثباتی در دست باشد، منتهی شود.
🍂 با این حال، انتقاد از این روشها نباید بهطور کلی به منزلۀ رد کلی مکتب اناره باشد، بلکه باید آن را بهعنوان یک رویکرد پژوهشی خاص در نظر گرفت که میتواند برای نخبگان و پژوهشگران مفید باشد.
🍂 محققان متکثری به مکتب اناره و تاریخ انتقادی تعلق دارند، مثل کارل هاینس اولیگ، گراد پوین، پاتریشیا کرون، مایکل کوک، مارکوس گروس و فولکر پوپ و...، هر یک از این افراد، دیدگاه خاص خودشان را دربارۀ تاریخ اسلام دارند، و حتی گاهی روایتهایشان میتواند متناقض بنماید.
🍂 توجه به منابع تاریخی بکر و دستنخورده، نظیر مخطوطات، سنگنگارهها و مسکوکات و بناهای اسلامی مثل نقشونگارها و نوشتههای قبةالصخره، توسط محققان، و تحلیل آنها که افقهای بس متفاوتی از کلیشههای غالب پیش روی ما گذاشته، برای کسانی که به تاریخنویسی سیاسی-دستوری اسلام، چون وحیای منزل باور دارند، غریب مینماید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
@Naqdagin
🎧 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
— شبهعلم: پژوهشکدۀ اناره یا اتکای غیرانتقادی به تاریخ اسلام؟
🎙دکتر #محسن_بنائی
🔸برخی افراد در چندین نوبت مواجهۀ تاریخی-انتقادی با اسلام را از مصادیق ابتلا به شبهعلم دانستهبودند؛ ضروری دانستیم این موضوع را با دکتر بنائی طرح کرده و پاسخشان را بشنویم.
🌐 مطالعۀ مقالات مرتبط در «سایت کندوکاو»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— شبهعلم: پژوهشکدۀ اناره یا اتکای غیرانتقادی به تاریخ اسلام؟
🎙دکتر #محسن_بنائی
🔸برخی افراد در چندین نوبت مواجهۀ تاریخی-انتقادی با اسلام را از مصادیق ابتلا به شبهعلم دانستهبودند؛ ضروری دانستیم این موضوع را با دکتر بنائی طرح کرده و پاسخشان را بشنویم.
🌐 مطالعۀ مقالات مرتبط در «سایت کندوکاو»
🗄پست مرتبط
📕تاریخ انتقادی: علمی یا شبهعلم؟
📺 مصاحبهٔ دکتر بنائی با نقدآگین| سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ یکم: قسمت یکم، قسمت دوم| جلسه دوم: قسمت یکم، قسمت دوم)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📺 دروغها و فریبها در تاریخ
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 کدام محمد؟ با استاد محمدالمسیح
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📻 علی انسانی تاریخی یا برساخته؟
(قسمت یکم - قسمت دوم)
📕نقد بهمثابه روشنگری :(۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴)
📕نقدی بر «برگی از الهیات تاریکی» (اول) (دوم) (سوم) (چهارم) (پنجم) (ششم) (هفتم) (هشتم) (نهم) (دهم) (یازدهم)
📕 محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
.
#بازنگری #فلسفیدن #نقد_اسلام#تاریخ #تاریخ_اسلام #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
(۱/۴)
✍🏻 #محمود_کریمی
🔻ابتدا واکنش دکتر حسن محدثی (جامعهشناس با گرایش چپ) و بیژن عبدالکریمی (فیلسوف با گرایش چپ محور مقاومتی) در مواجهه با یک شخصیت واحد را مقایسه کنیم:
2️⃣ بیژن عبدالکریمی: چرا به رئیسجمهور اوکراین گفتم دلقک؟
🔺عبدالکریمی ادعای فیلسوف بودن دارد، آن هم از آن نوعی که اکثریتِ جامعۀ روشنفکری ایران را شبهروشنفکرانی غربزده و پرت از درک واقعیت تاریخی ایران و مسائل اصلی آن میداند، اما در پاسخ به یک پرسش ساده، نزدیک به ۲ دقیقه یاوۀ محض میبافد.
🔻یک فیلسوف اولین نشانهاش این است که تمایز واژگان بظاهر نزدیک در نزد عوام را خوب میداند و در تعریف واژگان بسیار حساس است، اما عبدالکریمی بارها ثابت کرده که واژگان و گزارهها را بهشکل هرزهوار و احساسی و ژورنالیستپسند استفاده میکند و در توصیفاتش، نه مفروضات مناقشهبرانگیز، بلکه پدیدارشناسی را به اپوخه میگذارد و عباراتی را پرتاب میکند که برد رسانهای داشتهباشد، و اکثرا هم مطلوب حاکمیتِ ایدئولوژیک و بخش رسانهای آن باشد:
از مواجهه خصمانه با فروغ و مقایسۀ آن با پروین و زنتر دانستنِ پروین، تا نسل جدید را نسلِ پفکنمکی دانستن، تا بذلکردن لفظِ «روشنفکر» برای افرادی که در مجازی توییت میزنند، مینویسند و کامنت میگذارند، و سپس بنا به مطلوب حاکمیتِ روشنفکرستیز، به این پهلوانپنبۀ خودساخته از واژۀ روشنفکران، یورش بردن، و سپس این عبارت خندهدار را گفتن «من روشنفکران را نمیبخشم!» تا این ادعای شاخدار که «اگر ج.ا سقوط کند، روسیه و چین سقوط میکنند، پس پشتش خواهند ماند».
🍂 در موضوع رئیسجمهور منتخب ملت اوکراین نیز، عبدالکریمی در بند اولِ توضیح تکرار سرواژۀ تحقیرآمیزِ حزباللهیها و چپهای حزبتودهای (روسگرا)، به کمدین بودنِ او اشاره میکند!
🍂 فقط یک انسان کوتاهقامت است که وقتی گندی زد، بجای معذرتخواهی به توجیههای رسواتر و بدتر از آن گند متوسل میشود.
🍂 کمدین یا بازیگر کمدی هیچربطی به دلقک ندارد. کمدی بر محور نگاه انتقادی به جامعه و وضعیتِ بشری پیش میرود و نوعی عمق و تامل محوریت آن است نه خنده محض، اما یک دلقک، هیچ کاری جز خدمت به صاحبقدرت و خنداندنش ندارد، با هر وسیلهای از لودگی و خودتمسخرگری هم که بتواند. دلقک ابدا به عمق نگاه نقادانه نزدیک هم نمیشود، چراکه اصحاب قدرت از او صرفا برای حس خوشی، مستی و خندیدن بهره میبردند، نه تعمق به مشکلات فردی یا مشکلات اجتماعیشان!
🍂 هیچکس که اندک درک و شعور متعارفی داشتهباشد، ولو بقال و چقال (بهزبان عبدالکریمی) باشد، کسی مثل مهران مدیری را یک «دلقک» خطاب نمیکند؛ چرا که میداند چه ذهن هوشمندی لازم است تا یک فرد کمدینویس و کارگردان کمدی و بازیگر کمدی باشد و نقد اجتماعی را با زبانی کمدی به درک عمومی برساند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۴)
✍🏻 #محمود_کریمی
🔻ابتدا واکنش دکتر حسن محدثی (جامعهشناس با گرایش چپ) و بیژن عبدالکریمی (فیلسوف با گرایش چپ محور مقاومتی) در مواجهه با یک شخصیت واحد را مقایسه کنیم:
1️⃣ نقش تاریخی زلنسکی برای اوکراین
— در ستایش رهبر اوکراین
✍🏻 دکتر #حسن_محدثی گیلوایی
🔸وسط جنگ چندساله با دومین قدرت جهان باشی و مردانه ایستاده باشی و در مذاکره با رئیس جمهور زورگوی نخستین ابر قدرت جهان چنین محکم بایستی و در برابر تزویر ترامپ (که در لوای سخن از صلح در حال زورگویی است) از حقوق کشورت اینچنین محکم و مردانه دفاع کنی، بسیار ستایشبرانگیز است.
🔸ولادیمیر زلنسکی برای کشور و ملتش بر سر میز مذاکره و چانهزنی حاضر میشود و برای استیفای حقوق ملتش استوار میایستد و پابهپای ترامپ وقیح، با او چانه میزند. او بدون شک قهرمان بزرگ ملت خویش است. کمدینی که زمانی مردم اش را میخنداند، اکنون سمبل غرور آنان شده است. او وسط میدان نبرد ایستاده است: مردی چنین میانهی میدانم آرزوست!
🔸ترامپ هرگز امروز را فراموش نخواهد کرد و جهان این صحنه را به یاد خواهد سپرد.
2️⃣ بیژن عبدالکریمی: چرا به رئیسجمهور اوکراین گفتم دلقک؟
۱. زلنسکی یک کمدین و برنامهساز تلویزیونی بود که به قدرت رسید
۲. زلنسکی غربزدهای بود که تصور میکرد اگر دنبال قدرتهایی اروپایی بیافته و عضوی از ناتو بشه، میتونه به یکی از کشورهای توسعهیافتۀ آمریکایی تبدیل بشه
۳. همان موقع هم، هر کسی کمی با مسائل ژئوپلوتیک آشنا بود، میدانست اگر اوکراین اجازه بدهد موشکهای ناتو در کشورش قرار بگیرد، امنیت روسیه تهدید خواهد شد، و روسیه و پوتین به هیچ وجه اجازه نخواهد داد؛ چنانکه سالها پیش هم کسینجر این تذکر را دادهبود که بعد از سقوط دیوار برلین، ناتو تعهد کردهبود، یک اینچ به خاک روسیه نزدیک نشود، و این تلاش زلنسکی، همسو با تلاشهای ناتو، زیر پا گذاشتنِ این قرارداد بود، و زلنسکی به این نکته به هیچ وجه توجه نداشت
۴. تجربه زلنسکی میتواند تجربه عبرتآموزی میتواند باشد که امید بستن به قدرتهای غربی، میتونه چه فجایعی رو برای ما ایجاد کنه، آنچنان که زلنسکی با یک کشور ویران، اسیر جنگ، با آسیبهای بسیار سنگین، و با یک تحقیر تاریخی از سوی آمریکا روبرو شدهاست
🔺عبدالکریمی ادعای فیلسوف بودن دارد، آن هم از آن نوعی که اکثریتِ جامعۀ روشنفکری ایران را شبهروشنفکرانی غربزده و پرت از درک واقعیت تاریخی ایران و مسائل اصلی آن میداند، اما در پاسخ به یک پرسش ساده، نزدیک به ۲ دقیقه یاوۀ محض میبافد.
🔻یک فیلسوف اولین نشانهاش این است که تمایز واژگان بظاهر نزدیک در نزد عوام را خوب میداند و در تعریف واژگان بسیار حساس است، اما عبدالکریمی بارها ثابت کرده که واژگان و گزارهها را بهشکل هرزهوار و احساسی و ژورنالیستپسند استفاده میکند و در توصیفاتش، نه مفروضات مناقشهبرانگیز، بلکه پدیدارشناسی را به اپوخه میگذارد و عباراتی را پرتاب میکند که برد رسانهای داشتهباشد، و اکثرا هم مطلوب حاکمیتِ ایدئولوژیک و بخش رسانهای آن باشد:
از مواجهه خصمانه با فروغ و مقایسۀ آن با پروین و زنتر دانستنِ پروین، تا نسل جدید را نسلِ پفکنمکی دانستن، تا بذلکردن لفظِ «روشنفکر» برای افرادی که در مجازی توییت میزنند، مینویسند و کامنت میگذارند، و سپس بنا به مطلوب حاکمیتِ روشنفکرستیز، به این پهلوانپنبۀ خودساخته از واژۀ روشنفکران، یورش بردن، و سپس این عبارت خندهدار را گفتن «من روشنفکران را نمیبخشم!» تا این ادعای شاخدار که «اگر ج.ا سقوط کند، روسیه و چین سقوط میکنند، پس پشتش خواهند ماند».
🍂 در موضوع رئیسجمهور منتخب ملت اوکراین نیز، عبدالکریمی در بند اولِ توضیح تکرار سرواژۀ تحقیرآمیزِ حزباللهیها و چپهای حزبتودهای (روسگرا)، به کمدین بودنِ او اشاره میکند!
🍂 فقط یک انسان کوتاهقامت است که وقتی گندی زد، بجای معذرتخواهی به توجیههای رسواتر و بدتر از آن گند متوسل میشود.
🍂 کمدین یا بازیگر کمدی هیچربطی به دلقک ندارد. کمدی بر محور نگاه انتقادی به جامعه و وضعیتِ بشری پیش میرود و نوعی عمق و تامل محوریت آن است نه خنده محض، اما یک دلقک، هیچ کاری جز خدمت به صاحبقدرت و خنداندنش ندارد، با هر وسیلهای از لودگی و خودتمسخرگری هم که بتواند. دلقک ابدا به عمق نگاه نقادانه نزدیک هم نمیشود، چراکه اصحاب قدرت از او صرفا برای حس خوشی، مستی و خندیدن بهره میبردند، نه تعمق به مشکلات فردی یا مشکلات اجتماعیشان!
🍂 هیچکس که اندک درک و شعور متعارفی داشتهباشد، ولو بقال و چقال (بهزبان عبدالکریمی) باشد، کسی مثل مهران مدیری را یک «دلقک» خطاب نمیکند؛ چرا که میداند چه ذهن هوشمندی لازم است تا یک فرد کمدینویس و کارگردان کمدی و بازیگر کمدی باشد و نقد اجتماعی را با زبانی کمدی به درک عمومی برساند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
(۲/۴)
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 در نتیجه، بیشک مشخص است که اگر نظرسنجیای صورت بگیرد که میانِ خامنهایِ روضهخوان، پزشکیان نهجالبلاغهباز و مهران مدیری، چه کسی را شایستۀ مقام رهبری ۵ سال آیندۀ ایران میدانید، بهاحتمال بالا، مدیری در جامعۀ ایران، حتی میان نخبگان و روشنفکران، رای بیاورد؛ چرا که سطح فهم و هوش و واقعبینی او در مورد مشکلات جامعۀ ایران، بسی بیشتر از آن دو، و فرقهگرایی، مذهبزدگی، ایدئولوژیزدگی و شعارزدگی او، بسی کمتر از آن دو بهنظر میرسد.
🍂 اینکه استاد فلسفۀ مملکت، این بدیهیات را نفهمد، و از نظامی به رهبریِ یک «روضهخوانِ» گرفتارِ انواع اوهام و خرافات و ایدئولوژیِ «ستیز و گریز» از آمریکا و غرب حمایت کند، و یک کمدین سابق را که فهم و جسارت و شجاعت و موقعیتشناسیای بس بیشتر از روضهخوانِ حاکم بر ایران نشان داده را، یک دلقک بخواند، بیشتر از فقدان روحیۀ شجاعت و شرافت حاصل میشود؛ وگرنه اینها مباحث پایهای و بیسیکیست که حتی یک بقال و چقال هم میفهمد و به این چنین اشتباهات رسواکنندهای مبتلا نمیشود که مکرر هم در توجیه آن اشتباهات، اشتباهات مهلکتری را رقم بزند.
🍂 اشتباهِ دومی که عبدالکریمی بدان دچار میشود، بازتولیدِ رذالتِ رایج میان فردیدیها و حزبتودهایها و بسیجیهای جبهۀ انقلاب است. آن هم اینکه غربگرایی و هراس از روسیۀ تزاری در جهان جدید را معادلِ غربزدگی قرار داده و بهعنوان نوعی ناسزا و بهتان بکار میگیرد.
🍂 آیا ترکیه بهعنوان یک عضو ناتو، که هم روابط نرمالی با روسیه و چین دارد، هم با آمریکا و اروپا، یک کشور غربزده است و از این روابط نرمال، بیبهره مانده؟ امارات و عربستان چطور؟ آیا تمایل برای ایجاد نوعی توازن قدرت، خصوصا وقتی در مقابل قدرتی استعماری و متجاوز و با ایدئولوژیای آخرالزمانی چون روسیه طرفید، چرا که برای دهها سال و بهصورت رو در رو، ماهیت و روانشناسی روسها و قدرت روسیه را چشیدهاید، معادلِ غربزدگیست؟
🍂 کدام غربزدهای میتواند وقتی آمریکا در آغاز یوروش یک ارتش مدعی چون روسیه، زیر پایش را خالی کرد و گفت برو و مثل کرزای فرار کن، بماند و بجنگد؟ و بعد هم در مقابل شخصیت خودشیفتۀ حادی چون ترامپ، در خود کاخ سفید، محکم از مواضع ملتش دفاع کند و سخنان یاوه قویترین قدرت دنیا و معاون اولش را با قدرت و بدون لکنت به چالش بکشد و نقد کند؟
🍂 واقعا این حد از دنائت قرار است تا کی قربانی بگیرد که هر کس روابط دنیا را مشابه غربستیزان/آمریکاستیزان فهم نکرد، یک انگِ غربزدگی به او بزنیم و جبونی خود و ناتوانیمان از ایجاد رابطۀ نرمال با دنیا را پشت این انگها پنهان کنیم؟
🍂 اینکه مردم ایران، و حتی چپهای غربستیز که صبح و شام در حال مبارزه با امپریالیسم آمریکا هستند، هدف اول تا دهم خود برای مهاجرت را آمریکا و کشورهای اروپایی میدانند، و نه روسیه و چین و اقمارشان، از غربزدگی است یا از واقعبینی؟ و اگر ملت اوکراین هم میخواستند و میخواهند با همین منطق، با کمک غرب، مقابل تعرضات یک دیکتاتوریِ مافیایی متعرض به سرزمینهای اطرافش، که علنا از دیکتاتورهای وابسته به روس حمایت میکرده و میکند و در انتخاباتهای اوکراین مداخله کرده، و از جعلیبودن ملت اوکراین و ضرورتِ محو ملت مستقلِ اوکراین میگوید، و از جریانهای تجزیهطلب در خاک اوکراین حمایت زبانی و عملیِ آشکار کرده، بایستند، یعنی غربزده بودند؟!
🍂 اشتباه سوم عبدالکریمی، تبدیلشدن به وکیل مدافع شیطان است، درحالیکه کمترین اطلاعی از تاریخ پیچیده روابط اوکراین و روسیه ندارد، روایت تکخطی و کاریکاتوریای که تنها مطلوب و مقبول روسیه و چپهای روسمدار است، تکرار میکند.
🔻خواندنِ برشی از مقالۀ «آنچه شما در مورد اوکراین میدانید، احتمالا اشتباه است»، منتشره در بلومبرگ، برای دیدن میزانِ سوگیریِ ایدئولوژیک و رسانهزدگی (از نوع روسگرا) و عدم دانش فیلسوف پرادعا در موضوعی تاریخی و پیچیده، کفایت میکند:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۴)
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 در نتیجه، بیشک مشخص است که اگر نظرسنجیای صورت بگیرد که میانِ خامنهایِ روضهخوان، پزشکیان نهجالبلاغهباز و مهران مدیری، چه کسی را شایستۀ مقام رهبری ۵ سال آیندۀ ایران میدانید، بهاحتمال بالا، مدیری در جامعۀ ایران، حتی میان نخبگان و روشنفکران، رای بیاورد؛ چرا که سطح فهم و هوش و واقعبینی او در مورد مشکلات جامعۀ ایران، بسی بیشتر از آن دو، و فرقهگرایی، مذهبزدگی، ایدئولوژیزدگی و شعارزدگی او، بسی کمتر از آن دو بهنظر میرسد.
🍂 اینکه استاد فلسفۀ مملکت، این بدیهیات را نفهمد، و از نظامی به رهبریِ یک «روضهخوانِ» گرفتارِ انواع اوهام و خرافات و ایدئولوژیِ «ستیز و گریز» از آمریکا و غرب حمایت کند، و یک کمدین سابق را که فهم و جسارت و شجاعت و موقعیتشناسیای بس بیشتر از روضهخوانِ حاکم بر ایران نشان داده را، یک دلقک بخواند، بیشتر از فقدان روحیۀ شجاعت و شرافت حاصل میشود؛ وگرنه اینها مباحث پایهای و بیسیکیست که حتی یک بقال و چقال هم میفهمد و به این چنین اشتباهات رسواکنندهای مبتلا نمیشود که مکرر هم در توجیه آن اشتباهات، اشتباهات مهلکتری را رقم بزند.
🍂 اشتباهِ دومی که عبدالکریمی بدان دچار میشود، بازتولیدِ رذالتِ رایج میان فردیدیها و حزبتودهایها و بسیجیهای جبهۀ انقلاب است. آن هم اینکه غربگرایی و هراس از روسیۀ تزاری در جهان جدید را معادلِ غربزدگی قرار داده و بهعنوان نوعی ناسزا و بهتان بکار میگیرد.
🍂 آیا ترکیه بهعنوان یک عضو ناتو، که هم روابط نرمالی با روسیه و چین دارد، هم با آمریکا و اروپا، یک کشور غربزده است و از این روابط نرمال، بیبهره مانده؟ امارات و عربستان چطور؟ آیا تمایل برای ایجاد نوعی توازن قدرت، خصوصا وقتی در مقابل قدرتی استعماری و متجاوز و با ایدئولوژیای آخرالزمانی چون روسیه طرفید، چرا که برای دهها سال و بهصورت رو در رو، ماهیت و روانشناسی روسها و قدرت روسیه را چشیدهاید، معادلِ غربزدگیست؟
🍂 کدام غربزدهای میتواند وقتی آمریکا در آغاز یوروش یک ارتش مدعی چون روسیه، زیر پایش را خالی کرد و گفت برو و مثل کرزای فرار کن، بماند و بجنگد؟ و بعد هم در مقابل شخصیت خودشیفتۀ حادی چون ترامپ، در خود کاخ سفید، محکم از مواضع ملتش دفاع کند و سخنان یاوه قویترین قدرت دنیا و معاون اولش را با قدرت و بدون لکنت به چالش بکشد و نقد کند؟
🍂 واقعا این حد از دنائت قرار است تا کی قربانی بگیرد که هر کس روابط دنیا را مشابه غربستیزان/آمریکاستیزان فهم نکرد، یک انگِ غربزدگی به او بزنیم و جبونی خود و ناتوانیمان از ایجاد رابطۀ نرمال با دنیا را پشت این انگها پنهان کنیم؟
🍂 اینکه مردم ایران، و حتی چپهای غربستیز که صبح و شام در حال مبارزه با امپریالیسم آمریکا هستند، هدف اول تا دهم خود برای مهاجرت را آمریکا و کشورهای اروپایی میدانند، و نه روسیه و چین و اقمارشان، از غربزدگی است یا از واقعبینی؟ و اگر ملت اوکراین هم میخواستند و میخواهند با همین منطق، با کمک غرب، مقابل تعرضات یک دیکتاتوریِ مافیایی متعرض به سرزمینهای اطرافش، که علنا از دیکتاتورهای وابسته به روس حمایت میکرده و میکند و در انتخاباتهای اوکراین مداخله کرده، و از جعلیبودن ملت اوکراین و ضرورتِ محو ملت مستقلِ اوکراین میگوید، و از جریانهای تجزیهطلب در خاک اوکراین حمایت زبانی و عملیِ آشکار کرده، بایستند، یعنی غربزده بودند؟!
🍂 اشتباه سوم عبدالکریمی، تبدیلشدن به وکیل مدافع شیطان است، درحالیکه کمترین اطلاعی از تاریخ پیچیده روابط اوکراین و روسیه ندارد، روایت تکخطی و کاریکاتوریای که تنها مطلوب و مقبول روسیه و چپهای روسمدار است، تکرار میکند.
🔻خواندنِ برشی از مقالۀ «آنچه شما در مورد اوکراین میدانید، احتمالا اشتباه است»، منتشره در بلومبرگ، برای دیدن میزانِ سوگیریِ ایدئولوژیک و رسانهزدگی (از نوع روسگرا) و عدم دانش فیلسوف پرادعا در موضوعی تاریخی و پیچیده، کفایت میکند:
با توجه به اینکه انتظار میرود دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب، به سرعت تلاش کند تا پس از تصدی ریاست جمهوری به جنگ در اوکراین پایان دهد، میخواهم به رایجترین افسانه بپردازم: همه این تقصیر غربِ متجاوز است.
طبق این روایت که به ویژه در کشورهای جنوب جهان طرفدارانی پیدا کرده است، روسیه نیز قربانی استعمار غرب است و دو تحریک ناروا، آن را به حمله به اوکراین سوق داد: گسترش خصمانه سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به سمت شرق و در سال ۲۰۱۴، کودتایی که توسط سیا در کییف طراحی شد و اقلیت قومی روس در این کشور را با «انقراض» تهدید میکرد.
این موضوع اهمیت دارد زیرا اگر این ادعا درست باشد، برای پایان دادن به خونریزی کافی است که غرب درِ ناتو را به روی اوکراین ببندد و ارسال سلاح به اوکراین را متوقف کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
(۳/۴)
✍🏻 #محمود_کریمی
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۴)
✍🏻 #محمود_کریمی
در غیر این صورت، این تصمیمات صرفا به کرملین در دستیابی به اهدافش در زمینه فتح ارضی کمک خواهد کرد و شعاعی گستردهتر برای بیثباتی را نوید میدهد.
روسیه قربانی قدرتهای استعماری غربی است
وقتی صحبت از استعمار میشود، روسیه به اندازه کافی غربی است. تاریخ آن سرشار از گسترش امپریالیستی بیامان و فوقالعاده موفقی بوده است که با وقفههای کوتاهی از شکست نظامی و فروپاشی امپراتوری همراه بوده است. به همین دلیل است که اتحاد جماهیر شوروی یک ششم مساحت خشکی زمین را در اختیار داشت. این همان طریقی است که روسیه منطقهای به وسعت مصر را در «معاهدات نابرابر» غرب با چین تصرف کرد (بریتانیا هنگ کنگ را به دست آورد).
این یک مشکل واقعی ایجاد میکند. از آنجا که امپراتوریهای روسیه و شوروی پیوسته بودند – برخلاف امپراتوری بریتانیا، بعنوان مثال – اکثر روسها واقعا مطمئن نیستند که مرزهای کشورشان باید در کجا باشد. همچنین برای آنها مشخص نیست که چرا افرادی که زبان روسی را به عنوان زبان اول خود صحبت میکنند میتوانند چیزی غیر از روس باشند. در صورت شک، لطفاً مقاله طولانی را که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور، در سال ۲۰۲۱ در مورد اوکراین نوشت و سپس در سال بعد به افسرانی که برای حمله فرستاد، ابلاغ کرد، بخوانید.
آنچه مردم گرجستان، مولداوی و اوکراین و همچنین کشورهای بالتیک و (به طور پنهانی) قزاقستان را نگران میکند این است که استقلال آنها که سرانجام در سال ۱۹۹۱ به دست آوردند، ممکن است فقط یک وقفه دیگر در این داستان توسعهطلبی روسیه باشد. داراییهای سابق که برای پیوستن به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی تلاش میکردند، این کار را برای محافظت در برابر واکنش مسکو انجام دادند که میترسیدند در نهایت اتفاق بیفتد، و این اتفاق افتاده است.
گسترش ناتو پوتین را مجبور به واکنش کرد
درست است که هنگامیکه شوروی در حال مذاکره با واشنگتن دربارۀ اینکه آیا آلمان متحد میتواند در ناتو باقی بماند یا خیر بود، اطمینانهای شفاهی داده شد که از این امر برای گسترش پیمان به سمت شرق به ضرر مسکو استفاده نخواهد شد.
🔻این تعهدات به اتحاد جماهیر شوروی داده شد، نه به روسیه. چرا این تمایز مهم است؟ (مسکو همان مسکو است). زیرا زمانی که مرزها تا ۱۳۰۰ کیلومتر (۸۰۸ مایل) جابجا میشوند، انتظارات امنیتی معقول نیز تغییر میکنند، و از آنجایی که وقتی مقامات آمریکایی و اروپایی این اطمینانهای کتبی را به میخائیل گورباچف، رئیسجمهور سابق شوروی، میدادند، استونی، گرجستان، مولداوی یا اوکراین مستقلی با نگرانیهای امنیتی خاص خود وجود نداشت. وقتی امپراتوریها در هم میشکنند، نقشهها و شرایط تغییر میکنند.
از بین رفتن اتحاد جماهیر شوروی، نیازمند پیمانها و توافقنامههای جدیدی برای تطبیق با ظهور ۱۵ کشور جدید بود. یکی از آنها یادداشت تفاهم بوداپست در سال۱۹۹۴ بود که در آن فرانسه، روسیه، ایالات متحده و انگلیس حاکمیت و مرزهای موجود اوکراین (و به طور جداگانه بلاروس و قزاقستان) را در ازای تسلیم شدن کییف از زرادخانه هستهای خود تضمین کردند.
ترتیب جدید دیگر، قانون تاسیس ۱۹۹۶ در مورد روابط متقابل، همکاری و امنیت بین ناتو و فدراسیون روسیه بود. در این توافق، ناتو متعهد شد – از جمله موارد دیگر – که اعضای جدید بلوک سابق شوروی را با ایجاد زیرساختهای لازم برای تقویت متعارف در مواقع اضطراری، «به جای استقرار دائمی نیروهای رزمی قابل توجه اضافی»، ادغام کند. انباشت نیروها تحریکآمیز تلقی میشد؛ گسترش حمایتهای ماده ۵، بدون تغییر وضعیت نیروهای ناتو، یک اقدام بازدارنده بود.
اینها «قوانین توافقشده» بین ناتو و روسیه بودند – نه اطمینانهای شفاهی که به گورباچف، رهبر کشوری متفاوت، داده شده بود. ناتو تا زمانی که روسیه این کار را نکرد، به تعهدات خود پایبند بود. این پیمان تا قبل از الحاق کریمه توسط روسیه در سال ۲۰۱۴، هیچ پایگاهی در قلمرو اعضای جدید شرقی خود ایجاد نکرد، زمانی که نیروهای کوچک موسوم به «سیم خاردار» را در آنها چرخش داد. و نه، این کار را نکرد و هنوز هم هیچ پایگاه نظامی در اوکراین نساخته است. وقتی مقامات کرملین برای ارائه شواهد برای این ادعا زحمت میکشند، به مراکز آموزشی اشاره میکنند – مراکز آموزشی پایگاههای نظامی نیستند؛ سعی کنید از یکی از آنها حملهای را آغاز کنید تا متوجه شوید چرا.
بله، رزمایشهای مشترک ناتو وجود داشت (هرچند در مقیاسی بسیار کوچکتر از روسیه) و عناصر یک سیستم دفاع موشکی بالستیک در لهستان و رومانی مستقر شدند. با این حال، هیچ تهدید امنیتی واقعی برای قلمرو روسیه وجود نداشت که بتواند به هیچ وجه حمله به همسایه را توجیه کند.
پوتین فقط میخواهد اوکراین بیطرف باشد
[...]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
(۴/۴)
✍🏻 #محمود_کریمی
🔻جنابِ بیژنخان عبدالکریمی میگوید:
🍂 او حتی یک بار و برای حفظ ظاهری از پدیدارشناسی و فیلسوفی مستقل بودن نیز نمیگوید «امید بستن به قدرتهای خارجی، اعم از شرق یا غربی» فجایع مختلفی را سبب میشود. آیا این بیدقتی و گیر-کردنِ سوزن بر روی غرب اتفاقیست؟ آیا اتفاقیست که عبدالکریمی هیچوقت دربارۀ جنایات روسیه و چین و اقمارشان چون نظام بعثی خاندان اسد، و تاریخ خونین و استعماری و استثماری انها سخن نمیگوید؟ آیا اتفاقیست که عبدالکریمی به خسارات روابط یکسویۀ ایران با چین در وارداتِ انحصاری کالا و صادرات نفت (با تخفیفهای غیرعادی)، و روسیه در سیاست خارجه، اشارهای نمیکند و به نقش جدی روسیه در تمدید روابط تنشآلود و ویرانگر ایران و آمریکا و حتی کشتهشدن سرداران سپاه توسط اسرائیل در سوریه اشارهای نمیکند؟
🍂 سوال دیگر اینجاست، اگر ملاکِ ارزشداوری یک سیاستمدار، تا سر حد دلقکِ بیدانش دانستن او، خسارات حاصل از دفاع در مقابل متجاوز است، آنگاه چطور عبدالکریمی بر روان سنوارِ و اسماعیل هنیه و حسن نصرالله درود میفرستد و حتی به توجیه جنایات هفت اکتبر که زمینهساز ویرانی بینظیر غزه و آن کشتار بزرگ شد، میپردازد؟ آیا فقط فلسطین مظلوم است و تاریخ ستم فلسطینیان را به هر عملکرد جنایتآمیز و تروریستی و وحشیانهای بکشاند، قابل فهم و توجیه است توسط فیلسوف؟ ولی اوکراین هیچ سابقهای از ستمها و تجاوزات و تعرضات و مداخلات روسیه نداشت، و یکهو یک بازیگر غربزدۀ خام توسط ملتی دیوانه انتخاب شد، و خلاف امنیت روسیه حرکت کرد و سربازانِ ارتش رهاییبخش روسیه نیز ناچار به «عملیات ویژه»(!) شدند و کاملا موجه به خاک یک کشور عضو سازمان ملل حملهور شدند تا شر احتمالی ناتو را با پیشدستی خود برطرف کنند؟ آن هم با شعار و مقالاتی در نفیِ ملتبودن اوکراین و ضرورتِ بازگشت و ادغامِ اوکراین به خاک اولیۀ خودش؟ آیا امپریالیسم آمریکا در تاریخ خود، در مسائلی مشابه، چنین عملکردی داشته و ادعا کرده باید خاک کشوری که بلوک شرق از آن حمایت نظامی کرده، به آمریکا متصل کند و استقلال ملتی را بهکل نفی کردهاست؟
🔺این حد از عوامزدگی و روسزدگی و گرفتاری به استاندارد دوگانه و برای قدرت مستقر خوشرقصیکردن، با هیچ معیار اخلاقیای نمیخواند، و این را حتی مخاطب عام متوجه میشود. بهنظر میرسد که با توجه به نکاتی که تا اینجا ذکر شد، اگر بخواهیم با معیارهایی که عبدالکریمی برای دلقکنامیدن فردی محترم و شجاع و منتخب یک ملت برشمرده، داوری کنیم، او یک دلقک تمامعیار است، چرا که با نوعی بیمبالاتی قابل توجه، وارد اظهار نظر در عرصههایی میشود که کمترین احاطهای بدانها ندارد و توان تحلیل انتقادی و اندیشیدن به زوایای گوناگون موضوع را هم ندارد، و نتیجتا بدل به مضحکۀ هر کس که اندک خرد و دانشی دارد، و حقیقت و جستجوی دائمی آن برایش ملاک است، میشود. و همین است که دقیقا اعتبار جامعۀ روشنفکری و آکادمی در ایران را، نزد عامه مخدوش میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۴/۴)
✍🏻 #محمود_کریمی
🔻جنابِ بیژنخان عبدالکریمی میگوید:
۴. تجربه زلنسکی میتواند تجربه عبرتآموزی میتواند باشد که امید بستن به قدرتهای غربی، میتونه چه فجایعی رو برای ما ایجاد کنه، آنچنان که زلنسکی با یک کشور ویران، اسیر جنگ، با آسیبهای بسیار سنگین، و با یک تحقیر تاریخی از سوی آمریکا روبرو شدهاست.
🍂 او حتی یک بار و برای حفظ ظاهری از پدیدارشناسی و فیلسوفی مستقل بودن نیز نمیگوید «امید بستن به قدرتهای خارجی، اعم از شرق یا غربی» فجایع مختلفی را سبب میشود. آیا این بیدقتی و گیر-کردنِ سوزن بر روی غرب اتفاقیست؟ آیا اتفاقیست که عبدالکریمی هیچوقت دربارۀ جنایات روسیه و چین و اقمارشان چون نظام بعثی خاندان اسد، و تاریخ خونین و استعماری و استثماری انها سخن نمیگوید؟ آیا اتفاقیست که عبدالکریمی به خسارات روابط یکسویۀ ایران با چین در وارداتِ انحصاری کالا و صادرات نفت (با تخفیفهای غیرعادی)، و روسیه در سیاست خارجه، اشارهای نمیکند و به نقش جدی روسیه در تمدید روابط تنشآلود و ویرانگر ایران و آمریکا و حتی کشتهشدن سرداران سپاه توسط اسرائیل در سوریه اشارهای نمیکند؟
🍂 سوال دیگر اینجاست، اگر ملاکِ ارزشداوری یک سیاستمدار، تا سر حد دلقکِ بیدانش دانستن او، خسارات حاصل از دفاع در مقابل متجاوز است، آنگاه چطور عبدالکریمی بر روان سنوارِ و اسماعیل هنیه و حسن نصرالله درود میفرستد و حتی به توجیه جنایات هفت اکتبر که زمینهساز ویرانی بینظیر غزه و آن کشتار بزرگ شد، میپردازد؟ آیا فقط فلسطین مظلوم است و تاریخ ستم فلسطینیان را به هر عملکرد جنایتآمیز و تروریستی و وحشیانهای بکشاند، قابل فهم و توجیه است توسط فیلسوف؟ ولی اوکراین هیچ سابقهای از ستمها و تجاوزات و تعرضات و مداخلات روسیه نداشت، و یکهو یک بازیگر غربزدۀ خام توسط ملتی دیوانه انتخاب شد، و خلاف امنیت روسیه حرکت کرد و سربازانِ ارتش رهاییبخش روسیه نیز ناچار به «عملیات ویژه»(!) شدند و کاملا موجه به خاک یک کشور عضو سازمان ملل حملهور شدند تا شر احتمالی ناتو را با پیشدستی خود برطرف کنند؟ آن هم با شعار و مقالاتی در نفیِ ملتبودن اوکراین و ضرورتِ بازگشت و ادغامِ اوکراین به خاک اولیۀ خودش؟ آیا امپریالیسم آمریکا در تاریخ خود، در مسائلی مشابه، چنین عملکردی داشته و ادعا کرده باید خاک کشوری که بلوک شرق از آن حمایت نظامی کرده، به آمریکا متصل کند و استقلال ملتی را بهکل نفی کردهاست؟
🔺این حد از عوامزدگی و روسزدگی و گرفتاری به استاندارد دوگانه و برای قدرت مستقر خوشرقصیکردن، با هیچ معیار اخلاقیای نمیخواند، و این را حتی مخاطب عام متوجه میشود. بهنظر میرسد که با توجه به نکاتی که تا اینجا ذکر شد، اگر بخواهیم با معیارهایی که عبدالکریمی برای دلقکنامیدن فردی محترم و شجاع و منتخب یک ملت برشمرده، داوری کنیم، او یک دلقک تمامعیار است، چرا که با نوعی بیمبالاتی قابل توجه، وارد اظهار نظر در عرصههایی میشود که کمترین احاطهای بدانها ندارد و توان تحلیل انتقادی و اندیشیدن به زوایای گوناگون موضوع را هم ندارد، و نتیجتا بدل به مضحکۀ هر کس که اندک خرد و دانشی دارد، و حقیقت و جستجوی دائمی آن برایش ملاک است، میشود. و همین است که دقیقا اعتبار جامعۀ روشنفکری و آکادمی در ایران را، نزد عامه مخدوش میکند.
🗄پست مرتبط
📻 آرایِ بیژن عبدالکریمی در ترازو
📺 بانمکترین حرف عبدالکریمی در مناظره
📕سقوط ج.ا سقوط روسیه و چین؟!
📕وقتی فیلسوف دچار ابتذال رسانه شود
📕عبدالکریمی را چه شده؟!
📕چپ محور مقاومتی و آرمانشهرش
📕زیستجهان یا برگشت به غار افلاطون؟
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!🥲
📕نظریهپرداز استبداد و ارتجاع
📕روشنفکر و خُلق و زبانی بسیجیوار؟!
📻 عبدالکریمی و چپزدگی
📻 در ستایش سلحشوری
📻 حکمرانی بد و ۱۱ نقدِ جدید (نقد شمارۀ ۱۱ تا ۲۱) دکتر حسن محدثی
📻 حکمرانی بد و ۱۰ نقد دکتر حسن محدثی
📺 چرا عبدالکریمی رد داده؟
.
#نقد_روشنفکران #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin