نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗عبدالکریمی و مقولهٔ معنویت-معنایابی
— در نقد «معنویت در جهان بی‌معنا»
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق

6️⃣ عبدالکریمی از نسبت زیست اخلاقی با معنویت و الگویی معنوی شدن سخن می‌گوید، اما عنایت ندارد که «توحش و رذیلت و شقاوت و جنایت و جهالت» در جهان سنت، شیوع بیشتری داشت و «برده‌داری، کودک‌همسری، سنگسار، قطع دست، قطع پا، شلاق، قصاص، قتل مرتد، قتل ساب‌النبی، تبعیض علیه زنان و کافران ذمی، قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و مشرکان، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر»، همگی نشان می‌دهد که مؤلف/مؤلفان قرآن، واجد اخلاق آرمانی و متعالی و جهان‌شمول نبوده‌اند و از این حیث نیز الگویی برای انسان مدرن و فرهیخته نیستند.

7️⃣ ما دو نوع تفکر به نام «تفکر مفهومی و استدلالی» و «تفکر وجودی و معنوی» نداریم. آنچه تحت عنوان «تفکر معنوی و شهودی و یا وحی» در ادیان ادعا می‌شود، هذیان و توهم و خرافات و مغالطه و «خردستیزی» است و نه «نوعی از تفکر اصیل» و لذا عبدالکریمی ادعایی کاذب را در این خصوص بیان می‌کند و واقعاً در شأن یک انسان عامی نیز نیست، چه رسد به معلم فلسفه. ما فقط یک نوع تفکر داریم و آن، تفکر مفهومی و استدلالی است.

🍂 علم حضوری و درک بی‌واسطه نیز صرفاً راجع به مصادیقی، سابجکتیو و درونی مثل «درد» مطرح است که بلافاصله، پس از مواجهه و تجربهٔ «خام و فردی و بی‌صورت»، به تفکر حصولی و مفهومی تبدیل می‌شود و جامه‌ای از مفاهیم به تن می‌کند. همچنین در خصوص همان مصادیق سابجکتیو و «درد»، علم حضوری، نه از اشیاء و موجوداتِ خارجی به ما خبر می‌دهد (از جمله از خداوند و جن و فرشته) و نه از علل درد و منشأ درد و نه از راه درمان درد و لذا بسیار محدود است و خودش در ذیل تفکر حصولی و مفهومی قرار دارد.

🍂 انسان متفکر وقتی عاشق می‌شود و احوال اگزیستانسیل خاصی پیدا می‌کند، موضوعاتی که برای تفکر مفهومی در مقام «گردآوری» انتخاب می‌کند و جهت افکارش، از عشق و نحوهٔ بودنش تأثیر می‌گیرد، اما هم از «مفهوم» استفاده می‌کند و هم در مقام توجیه و داوری (نه گردآوری)، باید از استدلال استفاده کند و ما روش و ابزاری جز استدلال برای تمییز صدق از کذب و حقیقت از باطل و نیز «تفکر صحیح و معتبر» در اختیار نداریم. استدلال، یگانه روش برای تفکر است و پیامبران، دچار هذیان بودند و نه نوعی از تفکر، به نام تفکر وجودی. این حقیقت را می‌توان به نحو پسینی از فرآوردهٔ ایشان نیز دریافت. اگر گزارهٔ صحیح و روایی در قرآن یافت شود، محصول عقلانیت مفهومی و استدلالی در مؤلف است و نه محصول «تفکر وجودی و وحی»، مثل توصیه به احسان نسبت به والدین.

8️⃣ در نظرات عبدالکریمی، بعضاً پارادوکس وجود دارد. چند سال قبل از ایشان پرسیدم که ما می‌دانیم، هستی احاطه‌کننده، عظیم و بی‌کران است، اما از کجا بدانیم که واجد نوعی شعور (از جمله شعوری مرموز و ناانسانوار) است؟ عبدالکریمی در پاسخ گفت که مقولهٔ مذکور «راز» است و هیچ وقت، نسبت به آن علم نخواهیم یافت؛ منتها اینک چنان سخن می‌گوید که گویا نه تنها وجود خداوند اثبات شده‌است، بلکه گویا حتی از محتویات ذهن خداوند و از «افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و عواطف خداوند»، مثل قرآن، مطلع است و بدین‌وسیله، به «معنا و معنویت» رسیده‌است.

🔻متأسفم که در بین دین‌خویان، تفکر چنان دچار انحطاط شده‌است که نمی‌توان یک صفحه متن در بین حتی «به اصطلاح» فلاسفهٔ این قوم یافت که در آن، چندین مغالطه یا سخن سخیف یافت نشود.


#نقد_روشنفکران #فلسفیدن #نقد_اسلام

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 بیست و سوم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۹۶ مسلمه بن عبدالملک، با سپاهیان اسلام، به قسطنتنیه حمله بردند و این شهر را در محاصره‌ای گرفتند که تا یک سال بعد باقی بود.

🗓 بنا به یکی از روایات منابع شیعی، روز دوشنبه بیست و سوم امرداد سال ۲۴۷ هجری خورشیدی (به سال ۲۵۴ هجری قمری)، محمد بن حسن عسکری زاده شد که امام زمان شیعیان اثنی عشری است و میلادش بنا بر تقویم قمری، در پانزدهم شعبان جشن گرفته می‌شود.

🗓 نوع ازدواج پدر او (مادر شاهدخت رومی‌اش که خودش از روم، با انواع خواب‌های هالیوودی، سراغ پدرش می‌آید و عربی را با سرعت برق می‌آموزد)، و تولدش (علی رغم کنترل امنیتی کامل پدرش و کنیزها) و نحوه رسیدنش به امامت و سپس غیبت و حیات ۱۱۵۵ ساله‌اش (تا امروز)، یکی از خرافی‌ترین بخش‌های اسلامی شیعی را می‌سازد؛ می‌توان شیعه اثنی عشری را خرافی‌ترین فرقه از فرق مذهب شیعه (شیعه خود بعنوان خرافی‌ترین مذهب از مذاهب اسلامی بود)، دانست. ولایت مطلقه فقیه، فرزند حرامی و جبری این حد از خودفریبی و دیگرفریبی و خرافه‌پرستی بخشی از ایرانیان بود که روزگاری، شعارشان «خدای خرد» بود و شهرتشان، «راستی»

🗓 در دوران معاصر به سال ۱۲۷۹ میرزا ابراهیم خان عکاس‌باشی اولین فیلم ایرانی را از کارناوالی در کوستاند گرفت و این تنها پنج سال پس از اختراع دوربین فیلمبرداری توسط برادران لومیر[1] بود. او در این سفر از ملازمان مظفر‌الدین‌شاه بود که به درخواست او در کنترکسویل[2]، فرمان خرید سینماتوگراف را صادر کرد.

🗓 در سال ۱۳۰۰ «کمیته‌ی انقلاب ایران»، با امضای کوچک جنگلی، حیدر عمواوغلی، خالوقربان، محمدی و سرخوش، اعلامیه‌ای در رشت انتشار داد؛ این اعلامیه تشکیل «حکومت جمهوری شورایی» را بشارت می‌داد، در اعلامیه‌، مشاغل اعضای کمیته به شرح زیر آمده بود: میرزاکوچک‌خان سرکمیسر و کمیسر مالیه، حیدرعمواوغلی کمیسر خارجه، خالوقربان کمیسر جنگ، میرزا محمدی کمیسر داخلیه و سرخوش کمیسر قضائی.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
🐙 ۱۱۵۵ سالگی هیولای اسپاگتی «شیعیان و خمس‌خواران دخمه‌های جهلیه»


🗄 پست‌های مرتبط این روز
:
📕چند پرسش پیرامون امام زمان
📕خوانشِ «نیمهٔ شعبان» به مثابه نماد انحطاط
📕آخرین امپراتور رومی، مهدی و اورشلیم
📕فرقه‌ی شیعه‌ در «وضع اقلیت»
📕زایمانِ «ولایت فقیه» از دل «بابیت و بهاییت»
📕«فیلسوف خرافاتی» و پارادوکس «آبغورهٔ فلزی»
📺 آیت‌الله کمال حیدری، جوادی آملی و امام زمان ۵ میلیون ساله!
📺 آیت‌الله کمال حیدری، خمس و ولایت فقها بر اساس «دروغ مصلحتی» غیبت صغرای امام زمان
📺 آیت‌الله کمال حیدری: امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 دلایل عدم ظهور امام زمانِ ١٢٠٠ ساله از زبان خود ایشان!😳
📺 «تاواریشْ» دوگین و «امامِ» زمان
📻 مجموعه جلسات پیرامون «افسانهٔ امام زمان» -از پیشا-نطفه تا زاده‌شدن از ران راست تا...- (جراحی تاریخ شیعه توسط آخوند یحیازاده خطیر)
📻 ۱۶/۱۶) روند شکل‌گیری منجی در ادیان ابراهیمی و شیعه
📻 ردیابی بازی مهدویت-رجعت از مرگ محمد تا تک‌تک امامان فرق اهل غلو
📊 نظرسنجی شمارهٔ ۷: پیرامون عقیده شیعیان اثنی عشری


#نقد_شیعه #امام_زمان

➖➖➖

🌾@Naqdagin
◾️بحرین در ۲۳ مرداد سال ۱۳۵۰، رسماً از #ایران اعلام استقلال کرد و ساعتی بعد، پهلوی نخستین حاکمی بود که آن را تبریک گفت! انگلیس در ازای بحرین، سه جزیره ایران را که اشغال کرده بود، تخلیه کرد.

◾️به نوع مواجهه و توجیهات محمدرضا برای رها کردن بحرین، دقت کنید و اینکه قاجار هرچه ضعیف بود، در اوج ضعف، سرسوزنی به حقوقی که ایران نسبت به بحرین داشت، خدشه‌ای وارد نکرد؛ عملی که بدون حتا رفراندم پیشنهادی (که این هم خیانت بود و نوعی مسؤلیت را از سر خود باز کردن، مثل سخنان افتضاح رضا درباره تجزیه با رأی! -اینجا و اینجا-) انجام شد و اگر چنین حرکتی از سوی شاه و مجلس تحت امرش نمی‌شد، حداقل راهی برای بازپس‌گیری نظامی در وقت قدرت، یا از طریق حقوق بین‌الملل، باز می‌ماند.

◾️مساله در حکمرانی، شخصی خوب نیست، ساختاری‌ست که یک تن، در فضای بسته و یک‌سویه امنیتی-رسانه‌ای، تصمیماتی مربوط به سرنوشت نسل‌ها را نگیرد. اینکه پهلوی‌پرستان هر خطا و عمل ننگین این خاندان را توجیه کنند و همه تقصیرات را بر گردن دیگران اندازند، جز خودشان را فریب نخواهد داد.

🎙امیرخسرو قاسملو (وزیر خارجه پهلوی)
🖌عکس‌نوشته‌ها ۲۰۱۹


#آینه_تاریخ

➖➖➖

🌾@Naqdagin
⬛️ محمدرضا پهلوی و بحرین

✍️نویسنده: رهام الوندی
#ترجمه: #حنیف_یزدانی

◾️مضمون مذاکرات طولانی ایران و انگلیس برای یافتن فرمولی آبرونگهدار برای شاه جهت تجزیه بحرین متمرکز بود، بی‌آنکه بنظر برسد شاه برای تسلیم خاک با بریتانیا تبانی کرده.

◾️از نظر شاه، بحرین ارزش اقتصادی یا استراتژیک کمی داشت. بیانیه‌اش در هند، نقطه عطفی در مذاکرات بریتانیا بود و به مشاورانش چون زاهدی شوک وارد کرد.

◾️شاه از پزشکپور و پان‌ایرانیست‌ها خشمگین بود. دفاترشان در استان خوزستان بسته و روزنامه‌شان تعطیل و ناشرانش زندانی شدند. طولانی‌ترین حبس داریوش فروهر، به‌دنبال اعتراض به تجزیه و بدون برگزاری دادگاهی بود. [۱۰۳] رسانه‌ها زیر سانسور شدید، این تصمیم را بعنوان پیروزی ایران بر امپریالیسم بریتانیا معرفی کردند.

◾️نه هویدا و نه زاهدی نمی‌خواستند وظیفۀ نفرت‌انگیز اطلاع‌رسانی به مجلس را بپذیرند. شاه در نهایت در اقدام طنزآمیز ظالمانه‌ای به زاهدی، دستور داد تا خبر را به مجلس برساند و از علم پرسید: «بین خودمان باشد، فکر می‌کنی که با ادامه حل و فصل بحرین به #ایران خیانت می‌کنیم؟»

🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان: ۴۵ دقیقه

#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾@Naqdagin
⬛️ نقطه پایان شاه بر حقّ حاکمیت ایران بر بحرین در دهلی‌ نو
— آیا یک پادشاه، نماد واقعی وحدت و حافظ تجزیه‌ناپذیری و تمامیت‌ ارضی‌ یک کشور است؟
(۱/۲)
✍️#محمدعلی_بهمنی‌

◾️در ۱۴ دی‌ماه ۱۳۴۷ محمدرضاشاه پهلوی در ضمن سفری به هند در مصاحبه‌ای مطبوعاتی با مجله بیلتز در دهلی ‌نو برای نخستین‌بار از حق حاکمیت ایران بر بحرین صرف نظر کرد، شاه در این مصاحبه گفت:

«این اولین‌بار است که من رسماً درباره این مسأله سخن می‌گویم و دقیقاً به سؤالاتی در این زمینه پاسخ می‌دهم.

این جزیره [=بحرین] ۱۵۰ سال پیش توسط انگلیس‌ها از وطن ما جدا شده و انگلیس‌ها یک امپراتوری با یک سیاست استعماری برپا کردند. خود شما با گوشه‌ای از این سیاست استعماری در هند، آشنا هستید، ولی اینک موقع آن رسیده است که انگلیس‌ها از این نواحی بروند. باید اعتراف کنم که ما از انگلیس‌ها نخواستیم و یا به آنها نگفتیم که خلیج فارس را تخلیه کنند. آنها داوطلبانه عازم شده‌اند.

حرف ما این است، حال که آنها می‌خواهند بروند، تخلیه نواحی خلیج فارس باید واقعی و اساسی باشد. من می‌خواهم یک‌بار دیگر بیانی را که شخصاً در این زمینه گفته‌ام، تکرار کنم و بگویم که اگر انگلیس‌ها از در جلو خارج می‌شوند، نباید از در عقب وارد شوند و نیز نمی‌توانم بپذیرم، جزیره‌ای که توسط انگلیس‌ها از کشور ما جدا شده، توسط ایشان ولی به حساب ما به کسانی دیگر داده شود. این اصلی است که ایران نمی‌تواند از آن صرف نظر کند.

ایران از سوی دیگر پیوسته به این سیاست خود دلبستگی داشته است که هرگز برای به دست‌آوردن اراضی و امتیازات ارضی، علی‌رغم تمایل مردم آن سامان، به زور متوسل نشود. من می‌خواهم بگویم که اگر مردم بحرین مایل نباشند به کشور ما ملحق شوند، ما هرگز به زور متوسل نخواهیم شد؛ زیرا این خلاف اصول سیاست دولت ما است که برای گرفتن این سرزمین خود، به زور متوسل شود.

دوماً، گرفتن و حفظ ‌کردن سرزمینی که مردم آن با شما ضدیت داشته باشند، چه فایده‌ای خواهد داشت؟ قبل از هر چیز، این عمل، اشغال محسوب می‌شود. در هر اشغالی، شما باید مراقب سلامت و امنیت نیروهای اشغالگر خود باشید و در تمام اوقات، سربازان شما باید در خیابان‌ها پاس بدهند و پیوسته در معرض خطر گلوله، نارنجک و این قبیل مخاطرات باشند.

سیاست و فلسفه ما این است که با اشغال و گرفتن سرزمین‌های دیگر از طریق زور مخالف باشیم. این روشن‌ترین چیزی است که من می‌توانم در این زمینه به شما بگویم. اما نمی‌توانیم تحمل کنیم که چیزی را که به ما متعلق بوده است، به کسان دیگری بدهند».(۱)

شاه در ادامه این مصاحبه در پاسخ به این پرسش که آیا برگزاری یک همه‌پرسی مدنظر است؟ ابراز می‌دارد در این مرحله وارد جزییات نمی‌شود، ولی هر وسیله‌ای که تمایل مردم بحرین را مشخص کند و مقبولیت بین‌المللی کسب کند، راه و روش صحیحی است.

◾️سخنان شاه چرخشی کامل در مواضع ۱۵۰ ساله ایران در مورد بحرین بود. ایران قبل از این [حتا در دوران قاجار] همواره بر حق حاکمیت کامل و غیرقابل چشم‌پوشی خود بر بحرین تأکید کرده بود ولی حال شاهِ ایران صراحتاً اظهار می‌کرد که ایران حاکمیتی بر بحرین ندارد.

◾️از این گذشته به جای این که اِعمال حاکمیت دگرباره ایران بر بخشی از سرزمین خود را «آزادسازی بحرین» توصیف نماید می‌گفت ما قصد «اشغال» بحرین را نداریم. شاه چشم خود را بر حق «حاکمیت تاریخی ایران بر بحرین» و «پیوندهای دیرینه مردم بحرین با سرزمین مادری» بست و گفت و «اعاده حاکمیت ایران را اشغال خواند» و از «مقاومت» مردم بحرین در برابر «اشغالگران» سخن گفت.

◾️شاه به همه «احساسات ایران‌پرستانه مردم بحرین» و تلاشهای آنان برای آزادسازی بحرین پشت کرده و جای «قدرت اشغالگر انگلیس» و «حاکم تاریخی بحرین، یعنی ایران» را، باهم عوض کرده بود. گویی بحرین بخشی از خاک ایران نبود و قرار نبود حاکمیت ایران بر این بخش از کشور که استان چهاردهم تعیین گردیده بود، اِعمال شود.

◾️در مجموع عصاره کلام شاه در مصاحبه دهلی موارد ذیل بود:

۱- ایران حق حاکمیتی بر بحرین ندارد و بحرین ۱۵۰ سال است که از ایران جدا شده‌است.

٢- ایران نمی‌خواهد برای تصرف بحرین به زور متوسل شود.

٣- آینده بحرین، نه به عنوان یک استان ایران، بلکه به‌مثابه یک سرزمین مستقل، با اراده مردم آن تعیین خواهد شد.

۴- اگر ایران بحرین را تصرف نماید چنین اقدامی به منزله اشغال بحرین و نامشروع خواهد بود.

۵- شاه از ایرانی خواندن بحرینی‌ها و حتی اشاره به پیوندهای ناگسستنی بحرینی‌ها با سرزمین مادریشان خودداری کرد.

۶- شاه از ارائه سازوکاری خاص برای تشخیص اراده مردم بحرین نیز خودداری کرد و آن را موکول به آینده نامعلومی کرد [همین امر راه را برای دور زدن همان رفراندم پیشنهادی نیز مهیا کرد، تا بدون نظرخواهی از خود مردم بحرین، این تصمیم مشترک انگلیس و حاکم دست‌نشانده بحرین، اجرایی شود].

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
⬛️ نقطه پایان شاه بر حقّ حاکمیت ایران بر بحرین در دهلی‌ نو
— آیا یک پادشاه، نماد واقعی وحدت و حافظ تجزیه‌ناپذیری و تمامیت‌ ارضی‌ یک کشور است؟
(۲/۲)
✍️#محمدعلی_بهمنی‌

◾️دکتر فریدون زندفرد، دیپلمات ارشد وقت وزارت امور خارجه، درباره مصاحبه مطبوعاتی شاه در دهلی نو می‌نویسد: «بیانات شاه، در واقع نقطه پایانی بود بر ادعای حاکمیت ایران نسبت به بحرین، که بیش از حدود یکصد و پنجاه سال، با تعصبی زایدالوصف دنبال می‌شد و امید دستیابی به آن خطه هرگز از ذهن سیاسی‌اش به دور نمی‌رفت. گرچه در آن زمان، بی‌شک شواهد بسیاری دال بر تغییر موضع سنتی ایران در قبال بحرین مشهود می‌بود، با این وصف، بیانی چنین علنی و بدون زمینه‌سازی قبلی و در قالب مصاحبه مطبوعاتی و آن هم در خارج از کشور، دوست و دشمن، آشنا و غریبه را به تعجب واداشت. خاطره آن لایحه «استان چهاردهم» به نوعی به ذهن می‌آید.»(۲)

◾️سخنان شاه اگرچه تکان‌دهنده و تعجب‌برانگیز به شمار می‌رفت اما این موضع‌گیری شاه، نه حاصل تصمیم‌گیری یک‌شبه، بلکه نتیجه یک سلسله رخدادها بود. شاه، به‌عنوان تنها تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز در این‌گونه موارد، از مدت‌ها قبل برای چنین روزی و چنین موضعی آماده می‌شد.

◾️سر دنیس رایت، کاردار سفارت انگلیس در تهران ابراز می‌کند که شاه از سال ۱۹۵۵ (۱۳۳۴) به «بی‌علاقگی‌اش در مورد بحرین» اذعان کرده بود. رایت در این‌باره می‌نویسد: «گهگاه شاه مسأله بحرین را مطرح می‌کرد. می‌گفت مرواریدها تمام شده و نفت هم در شرف اتمام است و علاقه‌ای به گرفتن جزیره ندارد، ولی به علت «ادعای تاریخی ایران» نسبت به آن خطه نمی‌خواهد «در تاریخ از وی به عنوان پادشاهی یاد شود که ارثیه‌اش را بدون دلیلی موجه بر باد می‌دهد»، به زبان دیگر در پی فرمولی برای «حفظ آبرو» بود»(۳).

◾️جان راسل، یکی دیگر از کارداران سفارت انگلیس در تهران، نیز در نقل قولی دیگر از شاه ابراز می‌دارد: «در اوایل تابستان ۱۹۵۷، [شاه] یک‌بار عملاً نزد من اعتراف کرد که اعتقاد واقعی به انطباق عملی ادعایش در شرایط جدید ندارد، گرچه ممکن است از لحاظ تاریخی هم بسیار موجه باشد، ولی نمی‌تواند از این ادعا در مقابل فشار بی‌امان مطبوعات، پارلمان و افکار عمومی چشم‌پوشی نماید»(۴).

◾️شاه در جریان سفر خود به لندن در سال ۱۹۶۵ (۱۳۴۴) نیز در مورد بحرین موضع نرمی اتخاذ کرده بود. یک سال بعد شاه در مصاحبه با خبرنگار روزنامه گاردین در ۵ شهریور ۱۳۴۵ (۲۷ اوت ۱۹۶۶) در مورد بحرین تصریح کرد: «باتوجه به این که نفت دارد به پایان می‌رسد و مروارید به پایان رسیده‌است، بحرین از نظر ما اهمیتی ندارد»(۵).

❌❓ این استدلال شاه بسیار سخیف* بود. آیا شاه یقین داشت که در آینده ثروتی دیگر در بحرین کشف نخواهد شد؟ آیا هیچ دولتی با این استدلال که در قطعه‌ای از خاکش «هیچ ثروتی» کشف نشده، حاضر به دست‌برداشتن از حاکمیت خود بر آن سرزمین خواهد بود؟ آیا با استدلال شاهانه باید از کویر لوت دست کشید؟ دولت دانمارک حاضر است با همین استدلال از گرینلند دست بردارد؟ آیا اگر روسیه می‌دانست که بعدها در آلاسکا چه ثروتی کشف خواهد شد در برابر ثمن بخس از حاکمیت خود بر آلاسکا دست می‌کشید؟

◾️شاه در فوریه ۱۹۶۸ (اسفند ۱۳۴۷) نیز در دیدار با والت روستو مشاور امنیتی رئیس‌جمهور جانسون نسبت به موضوع بحرین «ابراز بی‌علاقگی» کرده و تأکید می‌کند که برای به‌دست‌آوردن بحرین متوسل به زور نخواهد شد. البته شاه اشاره می‌نماید که ادعای ایران بر بحرین قدمت ۱۵۰ ساله دارد و نمی‌توان بدون توجیه و علتی، یک‌باره از آن دست کشید(۶).

◾️در برنامه‌ای که قدرت‌های غربی برای خلیج فارس تدارک دیده بودند، قرار بود انگلستان از بحرین خارج شود و خلأ قدرت ناشی از خروج انگلیس را با تقویت قدرت ایران پر کنند؛ و این مستلزم آن بود که شاه از بحرین دست بردارد. در حقیقت دست‌برداشتن ایران از بحرین، «برنامه»‌ای غربی بود.

* پی‌نوشت: به مسأله زمان هم باید دقت کرد. محمدرضا پهلوی تا این حد کودن نبود و اگر با اراده بیگانگان، در کودتا همراه نمی‌شد (که بنوعی ابقای او بر تخت و تاج‌بخشی مجددش با اراده انگلیس و آمریکا بود -با عدم خلعش طبق تهدیدها که اگر همراهی نکند، برادرش را جانشین می‌کنند-)، و بعد از کودتا، سیاست سرکوبِ نیروهای ملی، و نظام یک‌دست دو حزب دست‌نشانده (که بعد تک حزب رستاخیز ماند) را پیش نمی‌برد، بی‌شک چنین استدلال‌های سخیفی که یحتمل انگلیس در دهانش گذاشته بود را بیان نمی‌کرد در توجیه تن دادن و مشروعیت‌بخشی به تجزیه ایران؛ چراکه به اندازه کافی نیروهای ملی بودند که جلوی بیان چنین توجیهات سخیفی را بگیرند. اگر ‌بحرین⁩ توسط پهلوی دوم، عروس نشده‌بود، امروز چیزی به نام «میادین مشترک» وجود نداشت و مرزهای دریایی ما تا سواحل عربستان و قطر گسترش داشت و ادعای «خلیج عربی» به‌سادگی بر زبان بسیاری نمی‌چرخید.


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
⬛️ نوع مواجهه‌ٔ «خاندان ایران‌ساز»(!) با «ملی‌‌گرایان مخالف تجزیه ایران»

◾️داریوش فروهر سال ۱۳۴۹ در اعتراض به جدایی بحرین از ایران باز هم به زندان افتاد و دست به اعتصاب غذا زد و تا آستانۀ مرگ پیش رفت، اما باز حدود سه سال در زندان ماند.

◾️بهرام نمازی از اعضای حزب «ملت ایران» می گوید:

«ما به تهران برگشتیم. ورودم را به شادروان داریوش فروهر اطلاع دادم و ایشان بمن گفت که فردا صبح اول وقت بیا منزل من. من فردا صبح به دیدن ایشان رفتم و ایشان «اعلامیه بحرین» را که بسیار شدید بود و در آن اعلام کرده بود که بحرین، جزء جدایی ناپذیر ایران است و همچنین دولت و حکومت را بشدت به باد انتقاد گرفته بود و از تمام مردم و از همه زنان و مردان و گروه‌های سیاسی خواسته بود تا با این قضیه مخالفت کنند.

ما آن موقع که روزنامه ها و چاپخانه ها زیر نظر ساواک بود، با همان ماشین‌های پلی‌کپی که معرف حضورتان است، این اعلامیه را به مقدار زیادی چاپ کردیم و در سطح شهر پخش کردیم و همچنین به نمایندگی‌های سیاسی فرستاده شد؛ به خبرگزاریها فرستادیم و به سازمان ملل فرستادیم.

به هر حال، ما این اعلامیه را به‌شدت پخش کردیم و حزب وارد حرکت‌هایی شد که در پی آن، جنبش‌هایی بوجود آید.

به‌یاد دارم که چهار روز بعدش، به خانه شادروان داریوش فروهر آمده و او را دستگیر کردند. زمانی که اورا می‌بردند، شادروان پروانه فروهر و پرستو فروهر (که آنموقع خردسال بود و فکر میکنم کلاس اول ابتدائی بود) در پشت سر داریوش فروهر شروع کردند به خواندن سرود «ای ایران».

جالب این بود اتهامی که به ما زدند آن زمان، یک ماده ۶۰ بود ..و آن شامل کسانی می‌شد که قصد تجزیه کشور را داشته باشند؛ یعنی که فرقه پیشه‌وری آذربایجان را بموجب همین ماده قانون محاکمه می‌کردند و کسانی که مخالغ با رژیم سلطنت بودند را با همین ماده قانون محاکمه می‌کردند.

برای ما چهار تن همرزمان، مخبر، دکتر جمشیدی ، منصور رسولی و من (بهرام نمازی)، سه تا ده سال حبس تقاضا کرده بودند.

تیمسار خواجه نوری، ریاست دادگاه را داشت. در آنجا ما دفاع مفصلی کردیم ... یکی از ما در آن دادگاه گفت : «من نباید در دادگاه ارتش ایران محاکمه بشوم، من بایستی در دادگاه ارتش انگلیس محاکمه شوم! من که نگفتم قسمتی از ایران باید جدا بشه، من گفتم نباید جدا بشه!».

به هر حال، دادگاهی فرمایشی بود و ما چهار تن را محکوم کردند. هفت سال به من دادند، سه سال به رسولی … تا بعد که به دادگاه تجدید نظر رفتیم.

در این هنگام، دفتر برون‌مرزی حزب ملت ایران که در فرانسه بود، یک اعلامیه‌ای داد که به جدائی بحرین اعتراض کرده بود، به بازداشت فروهر و ما اعتراض کرده بود سازمان‌های برون‌مرزی که آن زمان در اروپا و آمریکا بودند، هم به جدائی بحرین اعتراض کرده بودند و هم به بازداشت ما.

به هر حال، این اعتراض‌ها و فشارها باعث شد که ما در دادگاه تجدید نظر، هرکدام به دو تا دو و نیم سال زندان محکوم شدیم و بعد از آن که زندان تمام شد، از زندان آمدیم بیرون، ولی شادروان داریوش فروهر همچنان در زندان به مدت سه سال و هشت، نه ماه ماند؛ بعدا ایشان از زندان آزاد شدند، بدون محاکمه»…

برگرفته از تارنمای روح بزرگ


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
⬛️ «قدرت مطلقه» علیه «تمامیت ارضی»

✍️ #مجتبا_نجفی

◾️مستند" استان چهاردهم" را در شبکه مستند دیدم که بخش نخست، ارائه مستند است و بخش دوم، نقد مستند توسط آقایان مجید تفرشی و شاهین زینعلی‌ست. مستندی خوب برای کسانی که علاقه‌مند به بازخوانی تاریخ‌اند: اینکه چگونه بخشی از خاک ایران مفت و مجانی جدا شد.

◾️مستند در نظرم خواسته یا ناخواسته، این مشکل وحشتناک «قدرت مطلقه» را به تصویر می‌کشد: «اعلی‌حضرت تصمیم گرفتند بحرین جدا شود؛ چون آنرا در ردیف منافع ملی تعریف کردند». همچنانکه قدرت مطلقه، بنا به تعریف خاصش از منافع ملی، چهل سال است اجازه عادی‌سازی رابطه با آمریکا را نمی‌دهد تا ما زیر ضرب سنگین تحریم، شبح دایمی جنگ و کندی قطار توسعه قرار بگیریم.

◾️شاهنشاه در جدایی بحرین، تمام صداها را خفه کرد. البته بخشی از اپوزیسیون هم بدش نمی‌آمد که جدایی خاک وطن در کارنامه شاه خصمشان ثبت شود. حیرت‌آور است که چگونه «دستگاه مخ‌شویی منو‌تویی»، «جدایی خاک وطن» را «عادی‌سازی» می‌کند و «در ازای حق مالکیت ایران بر جزایر سه‌گانه» تفسیر می‌کند؛ این در حالی‌ست که به خاطر تحقق یک حقّ تاریخی، نمی‌توان چشم بر یک حقّ دیگر پوشاند.

◾️بحرین با سیاست استعماری انگلستان، بدون حتی برگزاری یک رفراندوم در استانداردهای لازم جدا شد. همه این جداسازی بر می‌گردد به «تشخیص عالیجناب» که با حاکمیت تک‌صدایی بر جامعه، کشور را از حقّ تاریخی‌اش محروم می‌کند و بعد، برای کسب یک حقّ دیگر تاریخی، حماسه‌سازی رسانه‌ای می‌کند. حیرت‌آور است «دستگاه مخ‌شویی حاکمیت وقت»، «سکوت یا تایید اپوزیسیون» و «عدم تحرک جامعه» در برابر یک رخداد بزرگ تاریخی.

◾️حالا با تصویرسازی‌های یک‌طرفه، می‌خواهند این جداسازی را به این بهانه که ایران مدتی (بنا به اشغال انگلیس) حاکمیتی بر بحرین نداشته و تنها یک ادعای تاریخی‌ بوده، ماستمالی کنند.

◾️اکنون، بحرین کشوری مستقل است با تبعیض اقلیت بر اکثریت و امروز، ما نیز با سلطه اقلیت‌ بر اکثریت طرف‌ایم، اما داستان بحرین را باید درس کرد تا بدانیم چگونه «من تشخیص می‌دهم [و مردم قوه تشخیص ندارند] حاکم مطلقه» ، سرکوب رسانه‌های آزاد و فقدان بحث‌های عمومی در بستری امن، می‌توانند به نتایج فاجعه‌باری منجر شوند.

◾️این درد تاریخی‌ست: نبود حاکمیت ملی، تداوم قدرت مطلقه، تفسیر قانون به اراده حاکم و تشخیص‌های اشتباه اپوزیسیون، می‌شود «جداسازی مجانی سرزمینی و منت گذاشتن به خاطر احقاق یک حقّ تاریخی» تا بخواست ذلت‌بار پادشاه مملکتی تاریخی از دولت‌های دیگر، «در داخل آبروداری شود».

◾️از لابلای مستند استان چهاردهم به همان درد مزمن تاریخی پی بردم که وقتی اراده ملی حاکم نباشد، منافع عالی ایران می‌شود «منویات و فرمایشات نخستین شخص قدرتمند کشور» و «منافع شخص او». دعوای اصلی، دعوای ولایت مطلقه و سلطنت مطلقه نیست، مساله «نبود آزادی و حاکمیت ملی» است. مساله این است «استبداد، شهروند کنشگر و پرسشگر را خورد و ذلیل می‌کند تا قدرت را صرفن در دستان اسکندر بیرونی یا حاکم مستبد ببیند.


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @modjtabanajafifrance
⬛️ روایت محسن پزشک‌پور از استدلال‌های دولت هویدا برای جدایی بحرین

◾️فکر می‌کنم سال ۱۳۴۹ بود این توطئه جدایی بحرین. آقای هویدا خواهش کردند که در منزل مسکونی ایشان روز ۶ فروردین آن‌جا بیایید که عده‌ی دیگری هم هستند. من حدس می‌زنم که مسئله بحرین را می‌خواهند، مطرح کنند.

◾️آنجا با اشاره آقای هویدا، آقای خلعتبری شروع کرد به بیان دلایل متعددی بر این‌که به چه مناسبت می‌بایست که این برنامه را اجرا بکنند. او البته می‌گفت ما قصد این را نداریم که بحرین را جدا کنیم بلکه توافق کردیم بر این‌که سازمان ملل آن‌جا رفراندومی انجام بدهد. اما حقیقت معلوم بود که این عنوان یک پوششی است فقط برای این‌که این توطئه با این جنایت نسبت به ملت ایران صورت بگیرد.

◾️ایشان شروع کرد به طرح دلایل:

۱) این‌که اصولاً این مجمع الجزایر عنواناً جزو ایران بود درحالی که هیچ‌وقت به طور واقعی جزو ایران نبود؛

۲) ترکیب مردم این جزایر حالا فرق کرده غالباً عرب‌زبان هستند؛

۳) دیگر آن اهمیت نظامی سابق را ندارد، توضیحاتی داد با مسئله قدرت هوایی نیروی هوایی پس دیگر این جزایر از نظر موقعیت سوق‌الجیشی خلیج فارس دارای اهمیت نیست؛

۴) بحرین منابع خودش را از دست داده، دیگر دارای منابع نفتی و اقتصادی نیست و دارای یک موقعیت اقتصادی که به نفع ایران باشد نیست. بنابراین اگر هم به فرض به ایران ملحق بشود جز این‌که ما آن‌جا یک مقدار زیادی هزینه می‌بایست متحمل بشویم نتیجه دیگری ندارد. پس اقتصادی نیست که به ایران ملحق بشود؛

۵) ما هم اگر بخواهیم برویم آن‌جا و به زور متوسل بشویم دچار مشکلاتی می‌شویم و در منطقه زدوخورد پیدا می‌شود و مسائلی از این قبیل. و به همین مناسبت است که ما با رهنمودهای شاهنشاه موافقت کردیم که موضوع احاله بشود به سازمان ملل و دبیرکل سازمان ملل این موضوع را بررسی بکند و آن‌جا رفراندوم بشود… و استدلال دیگرشان هم این بود که ما به این کیفیت خواهیم توانست منادی صلح باشیم در منطقه و بعد هم وقتی عملاً در منطقه قدرت پیدا کردیم به‌هرحال دوباره این را می‌توانیم پس بگیریم، فعلاً از نظر تاکتیک ایجاب می‌کند که این کار را انجام بدهیم؛

◾️بعد من شروع کردم و نظراتم را به طور کامل بیان کردم. اولاً یکایک این دلایلی را که خلعتبری مطرح کرد رد کردم:

۱) این‌که می‌گویید که دیگر دارای اهمیت سوق‌الجیشی نیست در خلیج فارس برعکس. برای این‌که این در دورترین قسمت خلیج فارس قرار گرفته نزدیک به سواحل عربستان. پس این‌که این منطقه جزو ایران باشد این جزایر یا نباشد یا در اختیار هر کس باشد درواقع عبارت است از یک پایگاهی که تسلط او را بر قسمت اعظم از خلیج فارس تأمین می‌کند؛

۲) این‌که تنها جزایری است که در خلیج فارس دارای منابع آب‌شیرین است به همین دلیل است که از هزاران سال پیش تنها مرکزی که در این منطقه، تمدن پیدا کرد و مسکونی شد جزایر بحرین بود در خلیج فارس. و خود این‌که دارای منابع آب‌شیرین هست این یعنی یک قدرت بزرگ اقتصادی و یک موقعیت اقتصادی؛

۳) این‌که منابع نفتش هم این‌طور نیست که ارزشی نداشته باشد؛

۴) این‌که غالب این جزایری با این شیخ‌نشین‌ها هم که می‌گویند دارای منابع نفتی هستند این منابع نفت در خود آن خاک نیست این‌ها منابعی است که در آب‌های اطراف این‌ها هست بنابراین آن منابع است؛

۵) مسئله فلات قاره خلیج فارس است که درواقع وقتی بحرین جزو ایران باشد فلات قاره ما می‌رسد تا آن سوی بحرین. ولی یک‌وقتی جدا از ایران بشود فلات قاره ما آن‌وقت محدود می‌شود یک قسمت اندکی نزدیک این سواحلی از خلیج فارس که آن‌وقت جزو ایران است؛

۶) اما در این‌که بحرین هیچ‌وقت جزو ایران نبوده که این کاملاً کذب بود. استناد کردم به یک کتابی که این کتاب توسط وزارت خارجه ایران انتشار پیدا کرد در زمانی که اردشیر زاهدی وزیرخارجه شد. … یک کتاب سبز، «بحرین جزو تجزیه‌ناپذیر شاهنشاهی ایران» یک‌چنین عنوانی داشت و این کتاب سراپا اسنادی بود که حکایت داشت از نه تنها تعلق بحرین به ایران، نه تنها پیوند مردم بحرین با ایران بلکه دلایلی که به موجب آن طی یک‌صد سال اخیر یعنی از تاریخی که انگلیس‌ها آمدند به زور بر آن‌جا مسلط شدند.

مصاحبه محسن پزشک‌پور با پروژه تاریخ شفاهی #ایران در دانشگاه هاروارد، نوار نهم (+)
‌

#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @tarikh_shafahi_iran_project
🌾 @Naqdagin
Shah-and-the-bahrain-question-19681970.pdf
158.3 KB
◾️اینطور نبوده که در چشم‌پوشی از تجزیه بحرین، شاه نداند که «خیانت» می‌کند؛ به‌وضوح می‌دانسته که تاریخ ایران از او نخواهد گذشت:

Wright recounted that, in their discussions, the Shah insisted on a plebiscite in Bahrain on the grounds that:

◾️it would not be enough to tell his people that Bahrain’s oil was running out and her pearls had already done so. He must be able to say that the majority of Bahrainis had expressed a wish for independence from Iran.

◾️شاه به سفیر انگلستان اصرار بر همه‌پرسی مردم بحرین می‌کند؛ زیرا از نظر او، اینکه فقط به ایرانی‌ها بگوید، مرواریدهای بحرین تمام شده و نفتش زیاد نیست، در نظرشان کفایت نمی‌کند! بلکه باید بتواند بگوید که اکثریت بحرینی‌ها آرزوی استقلال از ایران را دارند.

◾️انگلستان و اعراب مخالف همه‌پرسی بودند و درآخر هم همه‌پرسی انجام نشد، ولی بحرین با عقب‌نشینی اساسی شاه از «پیشنهاد ایران و تاریخ طولانی مشترک ایران و بحرین» در مصاحبه هند، و سپس همراهی مجلس دست‌چین‌شده یکدست بله‌قربانگوی پساکودتای انگلیسی، به‌شکل حقوقی تجزیه شد!

🌐 متن فارسی مقاله


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾@Naqdagin