نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
⬛️ وقتی انگلستان نیز به نقش کشورش در کودتا اعتراف می‌کند
— رضا پهلوی کی از خودارضایی دست می‌کشد؟ (۱)

◾️وزیر خارجه بریتانیا در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، در گفتگویی تازه که در آستانه سالگرد کودتای ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق انجام شده، می‌گوید در زمان ناآرامی‌های منجر به انقلاب ایران در پاییز ۱۳۵۷، نسبت به عواقب سرنگونی حکومت پهلوی هشدار داده است.

◾️لرد دیوید اوئن، که پست وزارت خارجه بریتانیا را در سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹ بر عهده داشت، به نشریه گاردین گفت: «من در پاییز ۱۹۷۸، در تلویزیون به شیوه‌ای بسیار علنی هشدار دادم که حکومت آخوندها، از نظر حقوق بشر و سعادت شخصی افراد، بسیار بدتر از حکومت شاه خواهد بود. متأسفانه ثابت شد که چنین هشداری درست بود».

◾️حکومت محمدرضا شاه پهلوی در ایران که به عنوان متحد غرب شناخته می‌شد در دوران مسئولیت آقای اوئن در بریتانیا سقوط کرد و اسلام‌گرایان در تهران به‌قدرت رسیدند. دیوید اوئن در آن هنگام مقام وزیر خارجه را در دولت جیمز کالاهان، نخست وزیر بریتانیا، بر عهده داشت.

◾️وزیر خارجه اسبق بریتانیا اضافه کرد: «من برای شاه روشن کردم که شکل حکومت او باید راه را برای اصلاحات دموکراتیک باز کند، اما‌ ای کاش از بیماری جدی او اطلاع داشتم و می‌توانستم خیلی زودتر از سال ۱۹۷۸ او را تحت فشار قرار دهم تا برای معالجه در سوئیس بماند و به این نحو حکومت دموکراتیک‌تری در ایران بر سر کار می‌آمد».

◾️محمدرضا پهلوی در سال‌های پایانی حکومت خود از نوع نادری از سرطان رنج می‌برد، با این حال این موضوع تا زمان سقوط او از همگان پنهان نگه داشته شد.

◾️دیوید اوئن پیشتر در کتاب خود با عنوان «در بیماری و در قدرت؛ بیماری سران دولتها در طول ۱۰۰ سال گذشته» گفته بود که وزارت خارجه بریتانیا نیز در آن زمان از بیماری شاه خبر نداشته‌است.

◾️آقای اوئن در مصاحبه تازه خود همچنین گفته است که بریتانیا باید نقش رهبری خود در سرنگونی دولت محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ را بپذیرد. امروزه شماری از مورخان، انقلاب ۱۳۵۷ در ایران را پیامد حوادث سیاسی سال ۱۳۳۲، و یکدست و متمرکز شدن قدرت و به محاق رفتن دست‌آوردهای انقلاب مشروطه و قانون آن می‌دانند.

◾️آقای اوئن با اشاره به این مطلب گفت: «دلایل خوبی برای اذعان به نقش بریتانیا با آمریکا در سال ۱۹۵۳ در سرنگون کردن تحولات دموکراتیک ایران وجود دارد. اکنون با اعتراف به این مسئله که اشتباه کردیم و به گام‌هایی که ایران برای حرکت به سمت توسعه برمی‌داشت، آسیب زدیم، می توانیم اصلاحات را کمی محتمل‌تر کنیم».

◾️وزیر خارجه سابق بریتانیا درباره اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ در ایران گفت: «امروز استدلال‌های قدرتمند زنان برای تغییر در ایران شنیده می‌شود و مورد احترام قرار می‌گیرد، زیرا آنها به روح سیاسی موجود، که سابقه طولانی در ایران دارد، وفادار هستند. اگر دولت بریتانیا امروز اشتباهات گذشته خود در سال ۱۹۵۳ را بپذیرد، همانطور که من به اشتباهات سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹ خود اعتراف کرده‌ام، به آرمان زنان در ایران کمک می‌کند و احتمال موفقیت آنها را بیشتر می‌سازد».

◾️ایالات متحده ۱۰ سال پیش، رسماً به نقش خود در سرنگونی حکومت دکتر محمد مصدق اذعان کرد و حجم وسیعی از اسناد اطلاعاتی را از حالت طبقه‌بندی خارج کرد که نشان می‌داد، برکناری نخست وزیر وقت در مرداد ماه ۷۰ سال پیش، یک تلاش مشترک اطلاعاتی بین سازمان سیا و سازمان‌ ام آی ۶ بوده‌است. با این حال، بریتانیا تا کنون از تایید رسمی چنین نقشی خودداری کرده و موضع رسمی دولت این کشور همچنان امتناع از اظهار نظر در این خصوص است.

◾️ریچارد نورتون تیلور، نویسنده کتاب «وضعیت محرمانه» درباره نهادهای اطلاعاتی و رسانه‌های بریتانیا، در این باره می‌گوید: «این غم‌انگیز، پوچ و در واقع غیرسازنده است که دولت بریتانیا، همچنان در پشت شعار قدیمی خود، یعنی نه تایید و نه رد پنهان می‌شود و از اعتراف به نقش اصلی‌ ام آی ۶ در سرنگونی مصدق امتناع می‌ورزد. در حالی که سال‌هاست موارد زیادی از جمله اسناد رسمی سیا در مورد آن افشا شده‌است».

به نقل از یورونیوز، امروز ۱۵ آگوست

◾️باید افزود غم‌انگیز، پوچ و مضحک و غیرسازنده است که رضا پهلوی، با وجود اذعان آمریکا و انگلیس به نقش اصلی‌شان در کودتا و پیاده‌نظام بودن محمدرضا شاه و نیروهای وفادار به او، همچنان نفس «کودتا» را انکار می‌کند و تصور می‌کند با دروغ پشت دروغ و انکار واقعیت‌ها و اسناد (آن هم وقتی هنوز به قدرتی نرسیده) در عصر شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند جایگاهی موروثی را بدون لکه‌‌های ننگش حفظ کند و بلاخره بتواند آن تصویر روتوش‌شده را پله‌ای برای قدرت خود کند.


🗄پست مرتبط
📺 مستند کودتای ۵۳

#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد

➖➖➖

🌾@Naqdagin
⬛️ انکار جایگاه مصدق و کودتا
— رضا پهلوی کی از خودارضایی دست می‌کشد؟ (۲)

✍🏻#حمیدرضا_عابدیانی

◼️ویدیوی پیوست بخشی از سخنرانی رضا پهلوی در اندیشکده‌ی هادسن است. رضا پهلوی به پرسشی در مورد کودتای ۱۳۳۲ پاسخی می‌دهد که واقعا حیرت‌آور است.

◼️او هجده ساله بود که ایران را ترک کرد. این فرصتی مناسب بود که رژیم حقیقی مشروطه را در کشورهای دموکراتیک، مطالعه کند تا در قیاس با آنچه که بنام مشروطه در دوران پدر و پدر بزرگش در ایران رواج داشت، به یک خوانش انتقادی مناسب دست پیدا کند، اما گویا فهم او از قانون اساسی مشروطیت ایران، کماکان منطبق بر فهم پدرانش از این قانون است.

◼️رضا پهلوی در حالیکه سعی می‌کند خونسرد باشد، «کودتا خواندن» عزل نخست وزیر را با این عبارت که "معمولا کودتا از پایین به بالا صورت می‌گیرد نه از بالا به پایین"، بذله‌گویانه به چالش می‌کشد.

◼️تو گویی در نظر او، پادشاه در سلسله‌مراتب قدرت، در رأس هرم قرار داشته و نخست‌وزیر، ذیل او تعریف می‌شود.

◼️با گذشت این همه سال، اینکه رضا پهلوی هنوز نمی‌تواند «نهاد تشریفاتی سلطنت» را از «نهاد مسئول حکمرانی» تفکیک کند، واقعا غم‌انگیز است؛ طرفه آنکه شنوندگان حاضر نیز برای یک‌چنین دریافت وارونه‌ای از مشروطیت، دین‌خویانه دست می‌زنند.

◼️رضا پهلوی در این ویدئو، از اینکه برخی دولت دکتر محمد مصدق را «دولت منتخب دموکراتیک» می‌خوانند، بر‌می‌آشوبد و سعی می‌کند تا با توضیح «مکانیسم انتخاب نخست وزیر» در دوره ی مربوطه، چنین دریافتی را به چالش بکشد.

◼️او ابتداء یک معنای خاص برای «دولت منتخب دموکراتیک» دست‌و‌پا می‌کند و بعد، با نشان دادن مغایرت این تعریف با نحوه‌ی انتخاب نخست‌وزیر در ایران، کاربرد چنین تعبیری را برای دولت مصدق به پرسش می‌گیرد.

◼️تعریف او از «دولت منتخب دموکراتیک»، دولتی‌ست که در یک فراآیند انتخاباتی، با رأی مستقیم مردم مستقر شده باشد.

◼️در این صورت باید از او پرسید که آیا معتقد است که «نظام‌های پارلمانی»، عموما نمی‌توانند دولت‌های منتخب دموکراتیک داشته باشند یا اینکه «ذیل سلسله پهلوی»، استقرار چنین دولتی در ایران آن روزگار ممتنع بود؟

◼️اما در مورد دولت دکتر محمد مصدق، همگان می‌دانند که ایشان، دست کم از سی تیر ۱۳۳۱ به بعد، «نخست وزیر قیام ملی» بوده‌است، به همین سبب بود که وی پس از این تاریخ، برای تاکید بر وجهه‌ی مردمی دولت، خود را «نخست وزیر ملت» می‌نامید.

◼️رضا پهلوی در این ویدئو، با بیانی مغشوش در مورد انتخاب نخست وزیر در ایران عصر مشروطیت می‌گوید که، نخست وزیر یا توسط شاه منصوب می‌شد و صلاحیتش مورد تایید پارلمان قرار می‌گرفت و یا اینکه توسط پارلمان پیشنهاد و توسط شاه پذیرفته می‌شد.

◼️ این هم تفسیر غلطی از «قانون اساسی مشروطیت ایران» است و هم بیانی غیرواقعی از «تاریخ ایران».

◼️ آیا رضا پهلوی نمی‌دانند که وقتی احمدشاه از اروپا به مجلس تلگراف زد که پدربزرگشان را از ریاست‌الوزرایی خلع و مستوفی‌الممالک را را به این مقام نصب کنند، مجلس علاوه بر این که «عزل و نصب وزراء» را از «حقوق پادشاه» ندانست و فرمان را نپذیرفت، هیئتی از نمایندگان مجلس را هم نزد سردار سپه که به حالت قهر به بومهن رفته بود، فرستاد تا از او دلجویی کند و او را بازگرداند؟ هیئتی که مصدق هم در میان آنان بود.

◼️این که رضا پالانی، شاه بعدی، بی‌اعتناء به این سابقه، رأسا به عزل و نصب وزراء می‌پرداخت، احیای «حکومت استبدادی» بود که «اختیار مجلس و دولت» را در کف قدرت پادشاه قرار می‌داد و نه الگوی شایسته‌ای از «قانون اساسی مشروطیت ایران» که بتوان به آن استناد کرد!

◼️او در این ویدئو بدرستی تاکید می‌کند، غیرممکن است که بتوانیم بگوییم هم شاه و هم مصدق، همزمان هر دو درست یا نادرست عمل کرده‌اند، لیکن در ایران آن روزگار، یک نهاد داوری که می‌بایست به این امور رسیدگی کند [مکانیسم تعیین‌کننده] وجود نداشت.

◼️معلوم نیست که ایشان، تجاهل می‌کنند و یا این که واقعا از وجود «هیئت هشت نفره‌ای» که از میان همه‌ی جناح‌های مجلس برای داوری درباره‌ی اختلاف نظر دولت و دربار در مورد «حقوق پادشاه» و «حدود اختیارات او» در اسفند ۱۳۳۱ تشکیل شده بود، اطلاعی ندارند؟ هیئتی که پس از رسیدگی در بیانیه‌ای رسمی، «تفسیر دموکراتیک دولت از قانون اساسی» را پذیرفت و پادشاه را «مقام غیرمسئولی شناخت که حق مداخله در امور دولت را ندارد».

◼️ آیا ایشان نمی‌دانند که وفق اصل ۲۷ متمم قانون اساسی، «شرح و تفسیر قوانین» از وظایف مختصه «مجلس شورای ملی» بوده‌است؟ آیا او نمی‌داند که سه فوریت این تفسیر، در قالب یک ماده واحده از تصویب مجلس هفدهم گذشته بود؟


🗄پست مرتبط
📻 تفسیر مهمّ هیئت هشت‌نفره مجلس شورای ملی از قانون مشروطه
📺 مستند کودتای ۵۳

#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📅 بیست و چهارم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 بیست و چهارم امرداد ماه، به‌ویژه با رخدادهایی در تاریخ فتوحات مسلمانان پیوند خورده‌است.

🗓 طبق تاریخ‌نگاری اسلامی، #در_چنین_روزی به سال پانزدهم عربی (به‌اصطلاح ه.خ)، سپاهیان اسلام به رهبری خالد بن ولید در نبرد یرموک[1] با قوای بیزانس (هر طرف به استعداد حدود پانزده هزار نفر) جنگیدند و پیروز شدند و آسورستان را تصرف کردند. تلفات بیزانسی‌ها را بیش از ۵۰ هزار تن برآورد کرده‌اند.

🗓 در ۳۰۶ سپاهیان اسلام تارانتو [2] در جنوب ایتالیا را فتح کردند و به باد غارت دادند.

🗓 نیم قرن بعد مسیحیان پاتکی نافرجام زدند و در ۳۶۱ اوتوی دوم[3] (فرمانروای امپراتوری مقدس روم) از سپاهیان مسلمان که زیر فرمان ابوالقاسم امیر سیسیل می‌جنگیدند، در نبرد کاپو کولونا[4] (در منطقه‌ی کالابریا[5]) شکست خورد.

🗓 در۸۴۰ هم دولت ترابوزان[6] تسلیم سلطان محمد دوم عثمانی شد و امپراتوری روم شرقی در عمل از میان رفت.

🗓 رخدادهای دینی این روز هم بسیار جالب توجه هستند.

🗓
روز شنبه بیست و چهارم امرداد سال ۵۴۳ (۱۷ رمضان ۵۵۹ ق.) امام حسن دوم نزاری (پیشوای اسماعیلیان) اعلام قیامت کرد و گفت که روز قیامت رسیده و شریعت پس از این منسوخ شده‌است!

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Pezechgpour, Mohsen. Tape 9
🎧 تجزیه بحرین
—
از وعده‌ها تا تهدیدهای دولت و محمدرضا پهلوی تا روز نطق در مجلس

🎙مصاحبهٔ ارزشمند #محسن_پزشک‌پور با تاریخ شفاهی هاروارد (نوار نهم)


#آینه_تاریخ

➖➖➖

🌾 @tarikh_shafahi_iran_project
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"فتوشاپه، نواره و..."، بحرین هم حتمن فتوشاپی بوده که به #ایران افزوده شده و شاه، ایران را از شرّ آن جزیره کوچک لم‌یزرع پرضرر رهاند، یا بحرین را از شرّ ارتش اشغال‌گر ایران رهاند!

سخنان شاه مملکت درباره ایران در دهلی‌ نو، نظیر چنین سخنانی بوده و اگر مشروطه بمعنای حداقلی کلمه زنده بود، باید به‌سرعت بعد از بازگشت از هند، مثل احمدشاه از شاهی خلع و بابت چنین سخنان خیانت‌باری، محاکمه‌ علنی‌اش می‌کردند؛ بی‌شک اگر چنین می‌شد، انقلاب ۵۷ نیز رخ نمی‌داد؛ چون مشروطه زنده بود و نمایندگان واقعی مردم و ملی‌گرایان، حقّ بیان آزادانه نظر خود و حفاظت از منافع ملی را داشتند و مقامی نمی‌توانست به این و آن باج دهد و اسم باج‌دهی‌اش را لطف و سیاست (از نوع قاجاری) بگذارد.

در این میان، بازی صوری امنیتی‌ها (حسین دهباشی) با خران حزب‌اللهی، خوراکی برای صل‌علی‌پهلوی‌ها درست می‌کند تا موضوعی به این مهمی پیرامون «امر ملی و تجزیه‌‌‌» به حاشیه رود. مشخص است که در آن دوره اختناق، رسانه آزاد نبوده که بسیاری سخنان را بازتاب دهد؛ وقتی نماینده ملی‌گرای مجلس، تهدید می‌شده که نطقی نکند و بعد هم تهدید، عملی می‌شده‌است.

#آینه_تاریخ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 بیست و پنجم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۳۰۲ هجری خورشیدی، ابوطاهر سلیمان جنابی (رهبر قرمطی‌های بحرین) با چهارصد سوار و پانصد پیاده به بصره حمله کرد و در جنگی سبک، مفلحی (والی بصره) را کشت وهمه‌ی مردم شهر را که به خلیفه وفادار بودند، از دم تیغ گذراند.

🗓 نزدیک به هزار سال بعد، در ۱۲۸۸ پس از جنگی دیگر که مقیاسی بزرگ‌تر و خونریزی‌ای بسیار کمتر داشت، مشروطه‌خواهان بر مستبدان چیره شدند و تهران را فتح کردند.

🗓 بعد هم در چنین روزی، انتخابات مجلس را برگزار کردند و به‌دنبال آن، نامدارانی مانند وثوق‌الدوله، مستشارالدوله، ذکاءالملک فروغی، صنیع‌الدوله، احتشام‌ السلطنه، مؤتمن‌الملک و سید حسن تقی‌زاده به نمایندگی مردم برگزیده شدند.

🗓 یازده سال بعد (۱۲۹۹)، در چنین روزی یکی از ایشان، یعنی وثوق‌الدوله، صدراعظم ایران بود که به خاطر ناکامی‌اش در مهار پیشروی جنگلی‌ها استعفا دارد. رضاخان که در این هنگام سرداری گمنام بود، در این روز به او پیشنهاد کرد که با هم دست به کودتا بزنند، اما وثوق‌الدوله که به «اصول مشروطه» پایبند بود قبول نکرد.

🗓
یک سال بعد، کنگره‌ی حزب کمونیست بخارا با پشتیبانی ارتش سرخ تشکیل شد و برای انقلاب بلشویکی فراخوانی صادر کرد. مردم بخارا که هوادار عالم خانِ فراری -آخرین حاکم بخارا- بودند، تا بیست سال بعد در برابر نیروهای اشغالگر کمونیست مقاومت کردند.

🗓 چندی بعد، استالین[1] پس از چیرگی کامل بر منطقه‌ی بخارا، تقریباً همه‌ی رهبران حزب کمونیست باقی مانده را از میان برد. دست‌اندازی کمونیست‌های روسی به بخارا و ایران شرقی بخشی از یک الگوی عمومی‌ترِ جهانی بود که با تلاش خشونت‌بار نیروهای استعماری برای استیلا بر سرزمین‌های مرزی ایران‌زمین همراه بود و واکنش مردم را به دنبال داشت.

🗓 در بیست و پنجم امرداد ۱۳۲۵ غوغای کلکته آغاز شد و طی سه روز، به کشته شدن ۷ - ۱۰ هزار نفر و بی‌خانمان شدن ۱۰۰ هزار تن منتهی شد. این فاجعه در آنجا ریشه داشت که انگلیسی‌ها که پس از جنگ جهانی اول در هند موقعیتی لرزان پیدا کرده بودند، سیاست نفرت‌پراکنی میان جمعیت هندو و مسلمان را در پیش گرفته بودند. با همین تدبیر بود که دو حزب بزرگ مخالف انگلیس در هند (مسلم لیگ از طرف مسلمانان و کنگره‌ی ملی هند از طرف هندوها)، نتوانستند با هم توافق کنند و هند و پاکستان از هم جدا شدند.

🗓 غوغای کلکته با حمله‌ی هندوها به مسلمانان در بامداد آغاز شد که پراکنده، اما سازمان‌یافته بود. مسلمانان در مقام پاسخ، ساعت ۲ بعد از ظهر تظاهراتی برپا کردند که شمار شرکت‌کنندگان در آن را بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار تن گزارش کرده‌اند. در این گردهمایی، خواجه نظام‌الدین (رهبر دینی مسلمانان کلکته) و سهروردی وزیر سخنرانی کردند و بر صلح و آشتی تأکید کردند و کشمکش‌های فرقه‌ای را دسیسه‌ی استعمارگران دانستند.

🗓 این در حالی بود که تا ساعت ۱۱ آن روز همه‌ی زخمیان و کشتگان و مغازه‌های غارت‌شده از مسلمانان بودند و پلیس کلکته هم از مهاجمان جلوگیری نمی‌کرد. سهروردی که وزیر کلکته بود، در سخنرانی‌اش به این نکته اشاره کرد و همدستی ضمنی پلیس با هندوها را محکوم کرد.

🗓 عصرگاه آن روز اما، درگیری‌ها ادامه یافت و فردای آن روز با حمله‌ی مجدد هندوها و سیک‌ها به مسلمانان و مقابله به مثل ایشان ادامه یافت. بخش عمده‌ی چند هزار کشته‌ی این درگیری مسلمان بودند و در نهایت بخش بزرگی از مسلمانان که در کلکته یک سوم جمعیت را تشکیل می‌دادند، از خانه‌هایشان رانده شدند.

🗓 فرماندار انگلیسی کلکته و سربازانش و پلیس زیر فرمانش، هیچ کاری برای مهار خشونت‌ها انجام ندادند. شواهدی هم هست که برانگیختن نفرت‌های قومی از آغاز، با مدیریت و پشتیبانی مقامات انگلیسی انجام می‌پذیرفته‌است.

🗓 این سیاست، کمابیش با موفقیت هم روبرو شد؛ چون هندیان که از نظر سیاسی میراث‌دار دولت گورکانی و سیاست ایرانشهری بودند، به‌دنبال این کشمکش‌ها، عنصر مسلمان خود را کمابیش از میدان سیاست طرد کردند و چون جایگزینی برایش نداشتند، ناگزیر ساختار دولت استعماری و زبان انگلیسی و وابستگی به انگلستان را پذیرفتند که تا به امروز ادامه یافته‌است.

🗓 درگیری کلکته به نفرت دوجانبه‌ی مسلمانان و هندوها در سراسر هند دامن زد و استقلال هند را چند سالی به تعویق انداخت و در نهایت، با جدایی پاکستان از هند از تشکیل دولتی متمرکز و یگانه در این ناحیه جلوگیری کرد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین

🔗 در یوتیوب ببینید؛ هر لایک و کامنت‌، ۳ حوری، یا ۱.۵ غلمان، یا ۰.۵ شتر ثواب داره:

👉 https://youtu.be/UKQaqyFo7U4

🍂 #احمد_قبانچی -روحانی نواندیش مسلمان و شیعه- از نبوت و اساس تصدیق وحی توسط محمد بن عبدالله پرسش می‌کند.

🍂 این سومین کلیپ از اوست که توسط همیاران نقدآگین ترجمه شده.

🍂 آخوند احمد قبانچی از روحانیون نواندیش و تجدیدنظرطلب مشهور جهان عرب محسوب می‌شود. او که روزگاری در حوزه‌های علمیه ایران نیز درس خوانده، مباحث روشنفکران مسلمانان ایرانی (چون دکتر سروش و مجتهد شبستری و...) را نیز دنبال می‌کرده‌است و طعم بازداشت و بازجویی #حکومت_اسلامی را نیز چشیده‌است.

🍂 بخاطر آزادی نسبی‌ای که در عراق دارد، برخلاف آیت‌الله #کمال_حیدری که تحت انواع فشار و محدودیت تا سر حد تکفیر و حصر قرار گرفته، می‌تواند آزادانه‌تر مباحث نواندیشانه خود را با مخاطبان عرب‌زبان طرح کند.

🍂 جامعه عرب‌زبان در زمینه #نقد_اسلام بشکل روش‌مند و رادیکال، و بهره‌گیری از #تفکر_انتقادی در #نقد_ادیان و تولید محتوای غنی در این زمینه‌، صدها قدم از جامعه ما جلوتر است.

➖➖➖

🌾 نقدآگین
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین

🔗 ویدئو در یوتیوب 👉
🔗 ویدئو در اینستاگرام 👉

🍂 #احمد_قبانچی -روحانی نواندیش مسلمان و شیعه- از نبوت و اساس تصدیق وحی توسط محمد بن عبدالله پرسش می‌کند.

🍂 این سومین کلیپ از اوست که توسط همیاران نقدآگین ترجمه شده.

🍂 آخوند احمد قبانچی از روحانیون نواندیش و تجدیدنظرطلب مشهور جهان عرب محسوب می‌شود. او که روزگاری در حوزه‌های علمیه ایران نیز درس خوانده، مباحث روشنفکران مسلمانان ایرانی (چون دکتر سروش و مجتهد شبستری و...) را نیز دنبال می‌کرده‌است و طعم بازداشت و بازجویی #حکومت_اسلامی را نیز چشیده‌است.

🍂 بخاطر آزادی نسبی‌ای که در عراق دارد، برخلاف آیت‌الله #کمال_حیدری که تحت انواع فشار و محدودیت تا سر حد تکفیر و حصر قرار گرفته، می‌تواند آزادانه‌تر مباحث نواندیشانه خود را با مخاطبان عرب‌زبان طرح کند.

🍂 جامعه عرب‌زبان در زمینه #نقد_اسلام بشکل روش‌مند و رادیکال، و بهره‌گیری از #تفکر_انتقادی در #نقد_ادیان و تولید محتوای غنی در این زمینه‌، صدها قدم از جامعه ما جلوتر است.

➖➖➖

🌾 نقدآگین
📅 بیست و ششم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۷۱ هجری خورشیدی (۲۲ محرم ۱۳۱۰ ق.)، قحطی تهران باعث شد ۲۰ هزار تن از مردم شهر برای خواندن دعا و ندبه به شاه عبدالعظیم بروند.

🗓 شانزده سال بعد، مشروطه در کشور جایگیر شده بود و مردم در برابر بلاهایی از این دست، فعال‌تر واکنش نشان می‌دادند؛ نمونه‌اش آن که دوشنبه ۲۶ امرداد سال ۱۲۸۷، مجاهدان مشروطه‌خواه به سرکرده‌های عشیره‌ای راهزن که با مستبدان دست به یکی کرده بودند حمله کردند و نایب علی و نایب محمد اهرابی را در جنگ کشتند.

🗓 ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ اولین گروه اسرای ایرانی، حاصل از جنگ ایران و عراق به ایران بازگشتند. در ادامه توافق آزادسازی اسرا، اسرای عراقی نیز به کشور خود بازگشتند.

🗓 عکس، زن جوانی را نشان می‌دهد که در هنگام بازگشت آزادگان، آخرین امیدهای او در حال از دست رفتن است. فکر می‌کرد آخرین اسیری که بر می‌گردد، لابد همسر اوست، اما غمگین است، بسان همان مادری که آخرین سرباز بازگشته از جنگ، فرزند او نیست.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📘عبدالکریمی و مسئلهٔ «امتناع تفکر در فرهنگ دینی»

✍🏻
#علیرضا_موثق

🍂 انحطاط یک فرهنگ، نشانه‌های متنوعی دارد. یکی از نشانه‌های مهمِ انحطاط، ابتذال «مفاهیم و زبان» است. در یک فرهنگ منحط، روح الله خمینی می‌تواند نام «بربریت و بلاهت و ظلم» را «مدنیت و حکمت و عدالت» بگذارد و توأم با دفاع از احکام داعشی اسلام مبنی بر «جواز سکس با دختربچهٔ شیرخواره و شلاق و سنگسار و قطع دست و قصاص و تبعیض علیه زنان/کافران و امثالهم»، جهانیان را به «عدالت و اخلاق» دعوت کند، و سودای خامِ ارشاد و هدایتِ جهانیان را در خیال خویش بپرورد و با اعتماد به نفسی کاذب و ناسالم، و ناشی از «جهالت مرکب و توهم و تفرعن»، ادعا کند که اسلام، الگویی جهان‌شمول و آلترناتیو برای مدرنیسم است. در یک فرهنگ منحط، مفاهیم، مبتذل و پوچ می‌شوند و از این رو افرادی عامی و نامتفکر چون «مرتضی مطهری و محمدحسین طباطبایی و مصباح یزدی»، استاد و علامه و فیلسوف نام می‌گیرند و این پدیده برای هاضمهٔ فکری جامعه، ثقیل جلوه نمی‌کند. به نظرم فیلسوف نام گرفتن فردی چون دکتر #بیژن_عبدالکریمی نیز در همین سیاق باید فهم شود.

🍂 دکتر عبدالکریمی، غرب‌ستیزیِ هیستریک و خردستیز و مخرب و کورِ «فردید و آل‌احمد و دکتر شریعتی» را حمل می‌کند و می‌کوشد تا به امری که با عقلانیت و عدالت و اخلاق تعارض دارد و به بیان دیگر، به «خطابه‌های خام دکتر شریعتی»، صبغه‌ای فلسفی دهد.

🍂 انسان دین‌خو به تعبیر کانت، هنوز «صغیر» است و از طفولیت خارج نشده‌است و لذا «جرأت اندیشیدن» و «شهامت مواجهه با واقعیات» را ندارد. انسان دین‌خو شبیه به کودکی‌ست که نمی‌تواند بر پای خویش بایستد و بدون وابستگی به شیرِ پستانِ مادر زندگی کند. انسان دین‌خو آرزو دارد تا به زهدان تنگ و تاریک مادر برگردد و از جهان واقع گسسته شود تا به امنیت برسد و از رنجِ «مرگ و تنهایی و معنایابی و کوچکی و آزادی و فردیت و مسئولیت» رها شود. «دین» برای انسان دین‌خو، نقش زهدان مادر را دارد و او را با یکسری «خرافات و اباطیل» از رنج مواجهه با حقایقِ تلخ و مردافکنِ زندگی رها می‌کند و با پوشاندنِ واقعیاتِ تلخ به وسیلهٔ گزاره‌های موهوم و دروغین، به محیطی امن وارد می‌سازد.

🍂 نظریات «به‌اصطلاح» فلسفیِ دکتر عبدالکریمی، معلل و نامدلل است. دکتر عبدالکریمی فی‌الواقع، متکلم است و نه متفکر و فیلسوف. ایشان همواره با تمسک جستن به لفظ «پدیدارشناسی» از اقامهٔ دلیل برای مدعیات متنوع‌اش طفره می‌رود.

🍂 دکتر عبدالکریمی ادعا می‌کند که مدرنیسم و لیبرالیسم و غربِ فرهنگی-فلسفی، گرفتارِ بحرانی تحت عنوان «نیهیلیسم» است و کشور ایران نیز به اقتفای روند تحولات جهانی، دچار بحران نیهلیسم است.

🍂 دکتر عبدالکریمی، روشنفکران و اپوزیسیون را «دن‌کیشوت و مبتذل»، و نسل جدید را «مصرف‌گرا و سطحی» می‌نامد و بدون توجه به مبانی و مبادیِ «کثرت در سبک زندگی» و «تکثر فرهنگی»، و مآلاً متأثر از «روح و سرشتِ توتالیتر و انحصارگرای اسلام»، پروین اعتصامی را الگویی مناسب برای زنان ایرانی معرفی می‌کند و نه فروغ فرخزاد را.

🍂 دکتر عبدالکریمی شعار «زن، زندگی، آزادی» را بی‌ریشه می‌داند؛ گویا سوژهٔ مدرن برای «ریشه‌دار شدن»، ضرورتاً می‌بایست تفکرات و ارزش‌ها و آرمان‌هایش را با اسلامِ «فاشیستی و خردستیز و اخلاق‌ستیز» و نیز با سنتِ «استبدادی و منحط و فاسدِ» گذشتگان سازگار کند و گویا بنیان نهادنِ جهان و پارادایمی از اساس دگرگون و جدید و یا استفاده از فرهنگ مدرن و مقولاتِ فرهنگی و فلسفیِ غرب، نامطلوب یا مذموم است و گویا برای طراحی جهان‌بینی و هویت، نمی‌توان از دینِ میراثی و اجدادی تغذیه نکرد.

🍂 دکتر عبدالکریمی معنویت «اُشو» را متأثر از انسان‌شناسی لیبرالیسم می‌داند که سرکوب غرایز جنسی را (البته ضمن ممنوعیتِ کودک‌همسری و مذمومیتِ خیانت در زندگی زناشویی) توصیه نمی‌کند و این نوع معنویت را نااصیل و نامطلوب می‌نامد، اما وضعیت پیامبر اسلام (یا مؤلف قرآن) در جهان سنت را فراموش می‌کند که خداوند را به استخدامِ «ارادهٔ قدرت و شهوت» درآورد و از الله امتیازاتِ ویژه و انحصاری در امر جنسی گرفت (قبول هبهٔ زنان، عدم رعایت عدالت در سکس با زنان متعددش و نیز جواز ازدواج دائم با بیش از چهار زن)، و با کودکان و کنیزان سکس داشت، و در دینش اجارهٔ کنیز برای سکس و یا کودک‌همسری مجاز بود، و یا قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر و «سکس با زن شوهرداری که اسیر جنگی شده‌است» را روا می‌دانست.

🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل در «مشاهده فوری» یا «سایت گویانیوز»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۵۴۰ واژه


#نقد_روشنفکران #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘«فیلسوف خرافاتی» و پارادوکس «آبغورهٔ فلزی»
(۱/۲)
✍️
#علیرضاموثق

1️⃣ اگر بپذیریم که «زبان» و «فرهنگ» در سرشت و سرنوشت ما، نقشی اساسی و تعیین کننده دارد و برخلاف رأی مارکس، امری روبنایی نیست و نیز اگر بپذیریم که زبان و فرهنگ از یک طرف، در تولید استبداد سیاسی مؤثر است و از طرف دیگر، استبداد سیاسی در آشفتگیِ زبان و فرهنگ نقش ایفا می‌کند، آنگاه اهمیتِ افزایش دادنِ وضوح و دقت نسبت به مفاهیمی که در عالم ذهن و زبان از آنها استفاده می‌کنیم بیشتر برایمان نمود می‌یابد. مفهومِ «فیلسوف» و «متفکر» و «روشنفکر» در شکل عام و «روشنفکر دینی» در شکل خاص، از جمله مفاهیمی است که نیازمند تأملات جدی به آنها هستیم.

🍂 در این راستا:

اولاً) دکتر بیژن عبدالکریمی در مراسم پاسداشت دکتر رضا داوری اردکانی و رونمایی از کتاب «گاه خرد» در دی ماه سال ۱۳۹۵، پاسخ به این پرسش را برای تعیین سرنوشت فردی و اجتماعی ما با اهمیت اعلام می‌کند که «آیا می‌توان به شخصیتی چون دکتر داوری اردکانی، لقبِ فیلسوف یا متفکر داد یا خیر؟»؛

ثانیاً) دکتر داوری اردکانی برای نشان دادنِ غیر قابل جمع و پارادوکسیکال بودنِ مفهوم «روشنفکر دینی»، به تمثیل «آبغورهٔ فلزی» توسل جسته‌است؛

ثالثاً) در نگاه #مصطفی_ملکیانِ پنجم از آنجا که قائمهٔ روشنفکری، عقلانیت (موزون کردنِ میزان دلبستگی به یک باور با میزان قوتِ دلایلِ و شواهدِ مؤید آن باور) و بعد، قائمهٔ دین تعبد (تصدیق یک مدعا به اعتبار شخصیتِ مدعی و نه قوت دلایلش) می‌باشد، جمع مفهوم روشنفکری با مفهوم دین، منطقاً ناممکن می‌شود؛

رابعاً) دکتر #بیژن_عبدالکریمی ضمن پارادوکسیال دانستن مفهوم روشنفکر دینی، دکتر #داوری_اردکانی را اگر حضور ذهنم اشتباه نکند، در جایی برجسته‌ترین متفکر اصیل و فیلسوف و یا یکی از معدود متفکرین و فلاسفهٔ برجسته و اصیلِ معاصر ایران اعلام می‌کند و می‌دانیم که دکتر داوری اردکانی، مناصب مهمی در حوزهٔ فرهنگ در نظام ولایت مطلقهٔ فقیه داشته‌است و بعید به نظر می‌رسد که در ساز و کار گزینشِ حکومت نایب امام زمان، اگر شخصی به خرافهٔ وجود امام زمان و غیب شدنِ ۱۲۰۰ سالهٔ یک انسان باور نداشته‌باشد، بتواند به مناصب مورد نظر دست یابد (جالب است که فردید نیز که توسط دکتر عبدالکریمی، دیگر فیلسوف برجستهٔ کشورمان قلمداد می‌شود، از توسل به این خرافهٔ مذهبی در عین دفاع از تفکر و فلسفهٔ اصیل ابای معرفتی نکرد).

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾@Naqdagin