نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📖 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه هشتم)
— خوانش همدلانهٔ نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی

🔶 جلسه اولِ نقدی بر آرای دکتر #آرش_نراقی در مقالۀ «سنت‌گرایی انتقادی در قلمرو دین» در کتاب «سنت و افق‌های گشوده»


🗄پست مرتبط
📻 عقلانیت و دینداری
(جلسه یکم) - (جلسه دوم) - (جلسه سوم) - (جلسه چهارم) - (جلسه پنجم) - (جلسه ششم) (جلسه هفتم)
📻 ده پرسش مصطفی ملکیان از روشنفکری دینی
📻
آرش نراقی و دوزخ به‌مثابه «تبعید خودخواسته»
📺 قبانچی و اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
📕زبان [و فرهنگ] قرآن
📓عدم امکان اثبات وثاقت قرآن و نقد دلایل عدم تحریف‌ آن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
عقلانیت و دینداری ۸
@Naqdagin
🎧 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه هشتم)
— خوانش همدلانهٔ نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی

🔶 جلسه اولِ نقدی بر آرای دکتر #آرش_نراقی در مقالۀ «سنت‌گرایی انتقادی در قلمرو دین» در کتاب «سنت و افق‌های گشوده»


#فلسفیدن #تفکر_انتقادی #نقد_روشنفکران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #آدونیس، اسلام و سرکوب شعرا

🍂 گفته‌ام که اسلام یک «ایدئولوژی سیاسیِ توتالیتر» است که دال مرکزی و محور اصلی‌اش، بسط ارادهٔ «قدرت و سلطه» است و نه «حقیقت و عدالت و اخلاق و ایمان و معنویت».

🍂 قرآن و مؤلف/مؤلفینش قلع و قمع را از خدایان دیگر در آسمان شروع کردند و در گام بعد، بر روی زمین به سرکوب ادیان دیگر پرداختند.

🍂 در قرآن، قتل و غارت و به بردگی گرفتن اهل کتاب و مشرکان غیرحربی، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی مجاز است (توبه: ۵ و ۲۹). در اسلام، مرتد ولو اگر انسانی دانشمند و اخلاقی و مؤمن باشد، تا ابد به جهنم می‌رود و تمام اعمال نیکش ضایع می‌گردد (بقره: ۲۱۷).

🍂 قرآن اما، سرکوب را به پیروان ادیان دیگر و مخالفانش محدود نکرد و حتی شعرا را نیز منکوب نمود. نوع مواجههٔ قرآن با شعرا را می‌توان در ذیل روحیۀ «فاشیستی و توتالیتر» قرآن و سنت نبوی، فهم کرد. قرآن در آیۀ ۲۲۴ از سورۀ شعرا می‌گوید: «شاعران را جاهلان گمراه پیروی کنند». اسلام به خاطر خودشیفتگی و توهم و تفرعن و ادعای کمال، می‌خواهد تمامیت وجود فرد و جامعه را تسخیر کند و هیچ منبعی، از جمله شعر برای مراجعۀ مردم وجود نداشته‌باشد.

#نقد_قرآن #ترجمه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Voice message
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘شکست چالدران، اشغال تبریز و درس‌های آن

✍️ استاد #علی_مرادی مراغه‌ای

🍂 وقتی در تابستان ۱۵۱۴ م. قشون ۴۰ هزار نفری صفوی در دشتِ چالدران با قشون ۱۰۰ هزار نفری سلطان سليم عثمانی روبرو شد، این اولین جنگ ایرانِ کهنه با دنیای مدرن بود، دنیای مدرنی که با توپ و سلاح‌های گرم، چون شبحی بر آستانهِ در نشسته بود و ایرانیان آن را ندیدند و شکست سهمگینی خوردند.

🍂 از شکست‌های بزرگ باید عبرت‌های بزرگ گرفته شود؛بقول جوزف کمبل: «...و دلیلی ندارد که این نغمه‌ها همچنان در آینده ساز نشود...از سوی مردم عاقل، برای مقاصد عاقلانه و یا از سوی افراد نابخرد و دیوانه، در راه بیهودگی و فاجعه».

🍂 قشونِ عثمانی بیش از دو برابر قشون ایرانی و مجهز به ارابه‌ها و توپخانه آتشین بود، اما قشونِ ایرانی، نيزه، شمشیر، تير، تبر، طپانچه، گرز و خنجر داشتند و البته «غیرت»! اما علت اصلی شکست ایرانیان، افکار کهنه و خشک‌مغزی بود که به غرور و تکبر نیز آلوده بود؛ بطوریکه سربازان ایرانی بجای تکیه بر فنون نظامی و تکنیک، به شکست‌ناپذیری مرشد کاملشان (ظل‌الله) اسماعیل صفوی ایمان داشتند؛ چون در هیچ جنگی تاکنون شکست نخورده بود! صف‌آرایی دو لشکر در دشت چالدران، مرا یادِ صف‌آرایی ژاپن نو و سنتی در فیلم آخرین سامورایی به کارگردانی ادوارد زوئیک می‌اندازد.

🍂 عجیب اینکه، وقتی قشون سلطان سلیم شروع به آرایش جنگی می‌کند و ارّابه‌‌ها و توپ‌های عثمانی، قشون ایرانی را به صورت نیم‌دایره احاطه می‌کنند، دو تن از سردارانِ ایرانی پیشنهاد می‌کنند که قبل از اینکه دشمن به آرایش جنگی بپردازد، بر آنان بتازیم و مانع شویم، اما دورمش خان پیشنهاد می‌کند که چون شاه اسماعیل رسالت غیبی دارد و شکست‌ناپذیر است پس «ما مكث می‌كنيم تا آنچه مقدور ايشان است از قوّت به فعل آورند...» و شاه اسماعیل پیشنهاد دورمش خان را قبول می‌کند (تاریخ عالم آرا، ج ۱ ص ۴۲).

🍂 در نتیجه، سلطان سليم كه در طراحى جنگ، يكى از سرداران معروف دنيا بود. به‌راحتی به آرایش جنگی پرداخت، بنحوی که بقول حسن بيگ روملو، عثمانی‌ها در استفاده از توپخانه، چنان ماهر بودند كه حتى از يك فرسنگ مسافت، می‌توانستند هدف را بزنند (احس التواریخ، ص ۱۴۴) و در مقابل، قزلباشان صفوی نیز مست بودند و شب تا صباح شراب خوردند (فارسنامه ناصری، ص ۱ و۳۹۲).

🍂 سرانجام، همین تعصبات وهم‌آلود، سرنوشت جنگ را رقم زد و دشت چالدران مشحون از اجساد قزلباش گشت. آنان با تمام توان پیکار کردند. خود شاه اسماعیل جانفشانی‌ها کرد و سرانجام از دوش و از پا زخمى شده و بى‌حال در روى زمين گل و لاى آلود افتاده؛ چیزی نمانده بود حتی دستگیر شود که یکی از قزلباشان خود را به اسم شاه اسماعيل معرفى كرد تا شاه نجات یابد!

🍂 روایت است که به جز ۸۵ نفر، تمام سربازان و فرماندهان ایرانی کشته شدند، چون سرنوشت این جنگ را زور و بازو و جانفشانی رقم نمی‌زد، بلکه فکر نو و تکنیک نو تعیین می‌کرد! تبریز، ارومیه، کردستان و همدان امروزی، به دست عثمانی افتاد. قزلباشان اندکی که زنده مانده بودند، شاه زخمی‌شان را برداشته باخود بردند.

🍂 افسانه شکست‌ناپذیری «مرشد کامل»، نقش بر آب گشت. طرفداران جان برکفش سرخورده شده، شاه صفوی متزلزل شد و هرج و مرج در کشور شدت یافت و شاه، دیگر از این شکست و تحقیر کمر راست نکرد. شاه ماتم گرفت، دست از جنگ كشید و لباس سياه پوشيده به گوشه‌ای خزیده و مدام در كاسه سر شيبك خان شراب می‌نوشید و جوانمرگ شد.

🍂 البته تاریخ‌نگاری رسمی، صفوی نیز بجای اینکه شکست چالدران را تحلیل خردمندانه کند تا چراغ راه آیندگان گردد به بافتن جفنگیاتی پرداخته و علت شکست را «حکمت بالغه الهی» دانسته که «اگر در این جنگ هم پیروز می‌شد، ارادت قزلباشان به او به چنان درجه می‌رسید که از دین گمراه می‌شدند» (جهانگشای خاقان، ص ۵۰۶).

🍂 وهمیات و خشک‌مغزی، همیشه منشأ خودفریبی‌ست و باعث می‌شود که بجای توجه و عبرت از داده‌های عینی، به تصورات ثابت و منجمد ذهنی پناه ببریم. در این‌صورت، هیچکدام از تجارب تاریخی و بیرونی، کوچکترین تاثیر و تزلزلی در ایمان ما بوجود نمی‌آورند و این یعنی، دوباره بسوی فاجعه‌ای جدید گام برداشتن.

تصویر پیوست: گورهای هزاران قزلباش کشته شده چالدران


#آینه_تاریخ #ایران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
📅 شانزدهم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۵۷۰ هجری خورشیدی در جریان جنگ‌های صلیبی سوم ریچارد اول انگلیسی[1] در نبرد اَرصوف[2] بر قوای صلاح‌الدین ایوبی چیره شد.

🗓 در ۱۰۷۴ یک دزد دریایی انگلیسی به نام هنری اِوِری[3] به کشتی «گنج سوایی[4]» و کشتی نگهبانش «محمد فاتح» حمله کرد و آن‌ها را گرفت و در گنج سوایی گنجینه‌ای بزرگ به چنگ آورد. این کشتی‌ها به دولت گورکانی هند تعلق داشت و از المُخا در یمن به بندر سورات می‌رفت. از آنجا که در این تاریخ نیروی دریایی انگلستان و راهزنان دریایی انگلیسی هنوز از هم تفکیک نشده بودند، اورنگ زیب فرمان داد ترابری کل کشتی‌های انگلیسی در آب‌های اطراف هند منع شود.

🗓 روز شانزدهم شهریور سال ۱۲۸۶ پس از آن که مجلس مشروطه به صدراعظمی ناصرالملک ابراز تمایل کرد، محمدعلی‌میرزا که صدراعظمی مطیع و مخالف آزادیخواهان را می‌پسندید، میرزا احمدخان مشیرالسلطنه را به جای او به صدارت برکشید. مشیرالسلطنه در این روز کابینه‌ی خود را به مجلس معرفی کرد و کوشید با گنجاندن مشروطه‌خواهان در هیئت دولت دل مشروطه‌خواهان را به دست آورد. اعضای این کابینه عبارت بودند از میرزا حسن‌خان مستوفی‌الممالک، میرزا محمدعلی‌خان قوام‌الدوله، میرزا حسن‌خان مشیرالملک، نظام‌الدین‌خان مهندس‌الممالک، میرزا جوادخان سعدالدوله، جعفرقلی‌خان نیرالملک، محمدتقی‌خان مجدالملک. با این همه تقی‌زاده، رهبر اکثریت مجلس، ضمن مخالفت با صلاحیت اکثر وزیران از دولت پروگرام خواست. دعوای میان مستبدین و مشروطه‌خواهان تا سال بعد بالا گرفت و در همین روز به سال ۱۲۸۷ سواران قره‌داغی هوادار محمدعلی‌شاه، به غارت دو روزه‌ آنها در بازار خرازان (که کانون مشروطه‌خواهان بود) در تبریز خاتمه دادند.

🗓 در شانزدهم شهریور ۱۳۶۷ عبدالاحد محمد افغانی پس از ۹ روز اقامت در ایستگاه فضایی میر با فضاپیمای سویوز-تی‌ام ۶[5] به زمین بازگشت. این خلبان پشتون از مردم غزنی بود و فرستادنش به فضا تا حدودی با هدف تبلیغ به نفع روس‌ها در جنگ با مجاهدین افغان انجام شده بود. او چهارمین فضانورد مسلمان بود و پیش از او سلطان بن سلمان سعودی، موسی پسر خیرامان مناری (موسا خیرامانوویچ ماناروف!) و محمد احمد فارِس خلبان سوریه به فضا رفته بودند.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📻 چرا محمد پیامبر خداست؟ (جلسه یکم) 👥 گفتگوی دکتر #عبدالله_مصباحی و استاد #حجت‌الله_نیکویی پیرامون «نقد مبانی نظری نبوت» 🗄پست مرتبط 📻 انسان خدا نیست؛ اسلام و ذات دین (سروش در ترازو) 📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری» (روشنفکران دینی روبروی صدیقه وسمقی) 📕عقل و…
📻 چرا محمد پیامبر خداست؟ (جلسه دوم)
👥 گفتگوی دکتر #عبدالله_مصباحی و استاد #حجت‌الله_نیکویی پیرامون «نقد مبانی نظری نبوت»

❓چرا هیچ نوع اثباتی برای ادعای نبوت هیچ مدعیِ وحی‌‌ای ممکن نیست؟
🔸بررسی تناقضات درونی قرآن بعنوان ناقض مدعای نبوت محمد


🗄پست مرتبط
📻 چرا محمد پیامبر خداست؟
(جلسه یکم)
📻 انسان خدا نیست؛ اسلام و ذات دین (سروش در ترازو)
📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری» (روشنفکران دینی روبروی صدیقه وسمقی)
📕عقل و وحی
📕در نقد نبوت عامه
📕زوال عقل توسط وحی
📕سمپتوم پیامبری؛ سروش در ترازو
📓جلد یکم کتاب «مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش» (مناظرات علیرضا موثق)
📓عدم امکان اثبات وثاقت قرآن و نقد دلایل عدم تحریف‌ آن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
چرا محمد پیامبر خداست؟ ج۲
@Naqdagin
🎧 چرا محمد پیامبر خداست؟ (جلسه دوم)
👥 گفتگوی دکتر #عبدالله_مصباحی و استاد #حجت‌الله_نیکویی پیرامون «نقد مبانی نظری نبوت»

❓چرا هیچ نوع اثباتی برای ادعای نبوت هیچ مدعیِ وحی‌‌ای ممکن نیست؟
🔸بررسی تناقضات درونی قرآن بعنوان ناقض مدعای نبوت محمد


#تفکر_انتقادی #نقد_اسلام #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ارجاع به خدا یا خود-ارجاعی؟

✍🏻
#علیرضاموثق

🌐 مطالعۀ متن کامل در «سایت تریبون زمانه» یا «مشاهده فوری»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۷۹ واژه


🗄 پست مرتبط
چرا محمد پیامبر خداست؟ (جلسه یکم) (جلسه دوم)
📕خدای قرآن، قطعاً وجود ندارد
📕اختفای الهی و عدالت الهی
📻 ترسا؛ ترسنده از خدا یا محمد؟

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ارجاع به خدا یا خود-ارجاعی؟

✍🏻
#علیرضاموثق

🍂 استاد حجت الله نیکویی و دکتر عبدالله مصباحی تا این لحظه، در گروهی تلگرامی، دو جلسه مناظره با یکدیگر پیرامون موضوع «نبوت و الله (یعنی خدای قرآن)» انجام داده‌اند (فایل شنیداری در اینجا) که راجع به محتوای گفتگوی این دو دوست عزیز ملاحظاتی انتقادی را مطرح می‌کنم:

۱) استاد نیکویی می‌گوید که در بحث حاضر و در این مقام، در صدد نیست که خدای «متشخص و انسانوار» (خالق و مهربان و نیز عالم و عادل و قادر مطلق) را انکار کند، بلکه استدلالش این است که آیاتی در قرآن آمده‌است و ویژگی‌هایی را به خداوند نسبت می‌دهد که با «علم، عدل، قدرت و مهر مطلق الهی» تعارض دارد. منتها راقم این سطور، استدلال کرده‌است که خدای مذکور، صرفنظر از تناقضات آیات قرآن و تعارضاتش با چنین خدایی، اساساً وجود ندارد. اگر خدایی وجود داشته‌ باشد، بی‌گمان و یقیناً نامتشخص و ناانسانوار است؛ یعنی اولاً) با طبیعت و موجودات، وحدت تام دارد، ثانیاً) دستگاه عصبی و اوصافی انسانوار مثل «خشم و مهر و مکر» ندارد.

🍂 آنچه می‌توان نسبت به آن موضع لاادری گرفت، خدای فلسفی (از قبیل خدای نامتشخص و یا علت‌العلل) است. خدای متشخص و انسانوار، استدلال‌های نقیضِ قاطع و محکم و استواری دارد، مثل ایراد شرور (خاصه شرور گزاف و ساختاری)، غیریت داشتن خداوند و لاجرم، محدود شدنش به غیر خودش (یعنی به مخلوقات، طبیعت و موجودات) و لذا خارج شدنِ خداوند از اطلاق وجودی، عدم امکانِ ساختنِ چیزی با ماده توسط نقیض ماده و جوهر غیرمادی و نیز عدم امکان تصور کردنِ منبع برای تهیهٔ مواد جهت خلق طبیعت و عدم امکان خلق هستی از عدم (که نقیضش می‌باشد).

۲) محمد بن عبدالله یا مؤلف قرآن، ابتدا از وجود «خدا و روح و معاد و بهشت و جهنم» سخن می‌گوید و مخاطبان (از جمله پیروان ادیان دیگر) را دعوت می‌کند تا به چنین خدایی ایمان بیاورند (البته روح در قرآن، هنگام خواب، علاوه بر مرگ، از بدن قبض می‌شود و معاد نیز جسمانی‌ست و لذا خردستیزی‌اش مضاعف)، لکن مگر یهودیان و مسیحیان به خداوند ایمان نداشتند؟ چرا اسلام آنها را سرکوب کرد؟ چرا در آیهٔ ۵ و ۲۹ از سورهٔ توبه، قتل و غارت و به بردگی گرفتن اهل کتاب و مشرکان و کافران غیرحربی، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان و مذاهب دیگر، مجاز اعلام شده‌است؟

🍂 با دقت در محتویات قرآن، می‌بینیم که محمد بن عبدالله پس از دعوت مردم به ایمان آوردن به خداوند، توقع داشته که انسان‌ها در ذیل «سلطه و ارادهٔ قدرتِ» او قرار بگیرند و تسلیم محضِ «اتوریته، حکومت و قدرت سیاسیِ»‌اش شوند. در واقع دعوت محمد به الله، «خودارجاعی»ست.

🍂 وقتی می‌گوییم که خداوند چه گفته تا از منویاتش اطاعت کنیم؟ قرآن یکسری خرافات و اباطیل و احکام داعشی در مقابل ما می‌گذارد، در جهت بسطِ «قدرت و سلطهٔ محمد» و با انتظارِ فدا کردن جان و مال خویش و جهاد در راه بسط حکومت محمد و «نه ایمان آوردن به خدا و التزام به زیست عادلانه و اخلاقی».

🍂 اگر دغدغهٔ قرآن، ایمان و اخلاق بود، مرتد، ولو اگر مؤمن و اخلاقی و دانشمند باشد، تا ابد در جهنم شکنجه نمی‌شد و اعمال نیکش ضایع نمی‌گشت (بقره: ۲۱۷) یا قتل عام و سرکوب مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر و یا حتی قتل عام ملحدان و مرتدان اخلاقی، نباید مجاز شمرده می‌شد و باید حقوق برابر با مسلمانان داشتند.

🍂 در نتیجه، دغدغهٔ قرآن، ایمان به خدا و اخلاق نیست، بلکه تسلیم سلطه و ارادهٔ قدرتِ محمد شدن و پذیرش نبوت و حقانیت و برتری و سروری «محمد و قرآن» نسبت به ادیان دیگر است. پیروان ادیان دیگر نیز مؤمن به خداوند بودند و حتی بت‌پرست‌ها مؤمن به خداوند بودند و بت‌ها نماد نیروهای قدسی محسوب می‌شدند و لذا نباید سرکوب می‌گشتند. در الهیاتِ قرآن با کمی دقت، دُم خروس «ارادهٔ قدرت و خودشیفتگی و سلطه‌جویی و برتری‌جویی سیاسیِ محمد» از زیر عبای «دعوت به ایمان» بیرون می‌زند.

۳) مسلمانان نه تنها دلیلی برای اثبات وجود خدای قرآن و نبوت و معاد ندارند و به همین جهت، نباید مدعیات اسلام را تصدیق کنند، بلکه...

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت تریبون زمانه» یا «مشاهده فوری»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۷۹ واژه


#نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 هفدهم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۵، مظفرالدین‌شاه قاجار به دنبال اعتراض‌های مردمی، شاهزاده عبدالمجید میرزا عین‌الدوله (صدراعظم سابق) را که از مخالفین سرسخت مشروطه بود، به خراسان تبعید کرد.

🗓 دو سال بعد، پسرش محمدعلی‌شاه، می‌کوشید همین مشروطه‌خواهان را از میان بردارد و روز سه شنبه هفدهم شهریور ۱۲۸۷، سربازان اردوی دولتی که به او وفادار بودند، برای سرکوب آزادی‌خواهان تبریز به باسمنج رفتند و آنجا اردو زدند. یازده سال بعد، پیروزی مشروطه‌خواهان تثبیت شده بود، اما هنوز آشوب و غوغا بر پا بود.

🗓 در ۱۲۹۹ شیخ محمد خیابانی (رهبر قیام آذربایجان) به مخبرالسلطنه (والی جدید)، اجازه‌ی ورود به تبریز را نداد، وی ناگریز در قزاقخانه سکونت کرد.

🗓 درست یک سال بعد (۱۳۰۰) در همین روز، آخرین سرباز روس ایران را ترک کرد.

🗓 هفت سال بعد (۱۳۰۷) بانک ملی ایران رسماً افتتاح شد. در همین روز شارژ دافر هلند، به نمایندگی دانمارک، قرارداد بین دو دولت را در مورد «لغو کاپیتولاسیون» امضاء کرد. در همین روز ساعت کار در وزارتخانه‌های دولتی (۸-۱۲ صبح و ۲:۳۰ تا ۵:۳۰ عصر) تعیین شد و قانون سجل احوال و قاعده‌ی کمک مالی به دانش‌آموزان تهیدست به تصویب رسید.

🗓 در تاریخ سال‌های اخیر هم این روز از آن رو اهمیت دارد که در سال ۱۳۵۷، در جمعه‌ی سیاه، نیروهای پلیس بر تظاهرکنندگان در میدان ژاله آتش گشودند و نزدیک به صد تن را به قتل رساندند و این جرقه‌ای بود که سرنگونی نظام شاهنشاهی را رقم زد.

🗓 در ۱۳۹۱ هم‌ کانادا به خاطر بحث‌های حقوق بشری و هسته‌ای روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد.

🗓 در ۱۳۰۱ جنگ ترک‌ها و یونانی‌ها با پیروزی ترک‌ها در ازمیر پایان یافت و درست یک سال بعدش (۱۳۰۲)، آتاتورک حزب جمهوری خلق را در ترکیه‌ی نوپا تأسیس کرد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 گزارش تلویزیون فرانسه از کشتار ۱۷ شهریور
— شاه نخواست بکشد یا بیشتر از آن نتوانست؟

🖌 #ترجمه: #حنیف_یزدانی

🍂 ‏طبق سندی از دولت ⁧آمریکا⁩، ⁧شاه⁩ رأسا در اوایل مرداد ماه، تصمیم به ⁧کشتار⁩ گرفته بوده‌است. مهربان بودن شاه تنها یک افسانۀ برساختۀ رسانه‌های لس‌آنجلسی و افراد نامستقل است. او تا جایی که می‌توانست و امکانات آن زمان اجازه می‌داد، کُشت.

🍂 مجری ‏می گوید که ۶۰ نفر تا الان کشته شده، ولی فقط در پایتخت، صحبت از ۲۰۰ نفر کشته شده نیز در میان است. ‏از آن روز تا پیروزی⁧ انقلاب ۵۷⁩، شب‌ها تردد ممنوع بوده و اگر کسی بیرون می‌رفته، مورد شلیک قرار می‌گرفته‌است.

🍂 چه کسی تصمیم گرفته بود که مردم را به مسلسل ببندد؟ سندی از دولت آمریکا، از زبان یکی از نزدیکان دربار به اسم هدایت اسلامی‌نیا (رئيس اتاق اصناف تهران که روابط بسیار نزدیکی با روحانیت و سفارت هم داشته) می‌گوید، «بعد از تظاهرات نیمه‌شعبان ۳۰ تیر، در جلسه با فردوست و رئیس ساواک، شاه دستور داد که تظاهرات از این پس با نیروی نظامی در هم شکسته شود و ارتش مجاز به شلیک به تظاهرکنندگان است».


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @esteghlalazadi1
📘کشتار ژاله

✍🏻
#رضا_زمان

🍂 هفده شهریور، به معنای دقیق کلمه یک «کشتار» بود. این درست است که انقلابی‌گران در آمار و ارقام اغراق فراوان کردند، اما عدد واقعی هم حکایت از یک کُشتار دارد.

🍂 بنابر تحقیقات عمادالدین باقی، تعداد کشته‌شدگان در این روز، ۸۸ نفر بودند که ۶۴ تن از آنان فقط در میدان ژاله به قتل رسیدند. به همین جهت، این روز را «کشتار میدان ژاله» هم نامیده‌اند. چنین کشتاری در یک روز و یک میدان، بسیار دهشتناک و تلخ است و از سبعیت و توحش ارتش شاهنشاهی حکایت می‌کند. بی‌سبب نبود که میرحسین موسوی، کشتار ۱۷ شهریور را با کشتار آبان‌ماه تشبیه کرد. این شباهت از هر نظر درست است؛ چه از نگاه خشونت حکومت، و چه یأس از اصلاح.

🍂 کشتار خونین هفده شهریور، اِعمال سرکوب ستمگرانه و جبارانهٔ سلطنت بود بر ضدّ مردم که بدون سلاح از حقّ اعتراض بهره برده بودند. کشتار ژاله، در حقیقت آنی و لحظه‌ای در سلسلهٔ پادشاهی‌ست که پرده از جباریت و خشونتِ استبداد سلطانی و اقتدارگرای پهلوی در صحنهٔ تاریخ برداشت و جوهر سرکوب‌گر نظام را نشان همگان داد، تا مهر ابطال باشد بر افسانهٔ تساهل شاه و احترازش از کشتار.

🍂 کشتار ژاله، به واقع قیامِ آشکارِ سلطنتِ استبدادی و خودکامه بود بر ضدّ حقوق بنیادین بشر که نخستین حق در آن، حقّ حیات و زندگی است. ارتش سلطنت در این روز در واقع حق هشتاد و هشت انسان را به خشونت و قهر ستاند.

🍂 همین روز سیاه کفایت می‌کند برای انزجار لیبرال‌ها از دستگاهِ سرکوبِ سلطنتی. این سرکوبِ خونین، چهرهٔ ضدّ لیبرال سلطنت را نشان داد، برخلاف ادعای لیبرال-فاشیست‌ها که پهلوی را در جبههٔ لیبرالیسم جعل می‌کنند.

🍂 همین کشتار کافی‌ست تا نه از منظر کمونیسم سیاه و اسلامیسم خون‌ریز، که از نظرگاه لیبرالیسمِ اصول‌مندِ حق‌مدار، گریبان سلطنتِ مستبدانهٔ پهلوی را بگیریم و با نگرش و مشی لیبرالیستی به جدال با احیای سلطانیت در ایران برویم.

🍂 کشتار هفده شهریور، بی‌شک یک ترور و جنگ بود، یک ترورِ دولتی و حکومتی و اعلان جنگ علیه مردم، و لیبرالیسم بیش از هر مکتب و ایدئولوژی دیگری، صلاحیت آن را دارد که ضدّ تروریسم دولتی و جنگ داخلی باشد.

🍂 کشتار هفده شهریور، البته هیزم بسیار بر آتشِ انقلاب و شورش ریخت و آفتابی بود که دلیل آفتاب شد. پس از آن، انقلابی‌گری با خون‌خواهی و انتقام درهم آمیخت و عقول و افکار عمومی را اقناع کرد که دادخواهی و دادستانی در برابر استبداد سلطانی، جز با بهره‌گیری از زور و انقلاب ممکن نیست. در واقع، این کشتار، راه انقلاب را بازتر و وسیع‌تر کرد.

🍂 می‌دانیم که پس از رویکرد حقوق بشری دولت کارتر، فضای سیاسی در ایران باز شد و آزادی بیان سیاسی از سال‌ها سرکوب کمی بیرون آمد. پیش از هفده شهریور هم چندین اعتراض بزرگ شکل گرفت، بی‌آنکه کشتاری شود. همان مقدار آزادی سیاسی می‌توانست راه را برای اصلاحات ساختاری بعدی فراهم کند، اما کشتار هفده شهریور، همه‌چیز را عوض کرد و اصلاح‌طلب‌ها را نیز از اصلاح نومید.

🍂 خرداد سال قبل، سه لیبرال اصلاح‌طلب - بختیار، فروهر، سنجابی - با قلم مهدی بازرگان در نامهٔ سه امضایی خواستار اصلاحات اساسی بودند، اما شاه، هرچند وفق سیاست کارتر فضا را باز کرده بود، باز هم در برابر اصلاحات مقاومت کرد.

🍂 هفده شهریور اما، خطایی جبران‌ناشدنی بود. کم‌تر از دو ماه پس از این جنایت، شاه صدای انقلاب را شنید که بسیار دیر شده بود، اما شاید اگر مخالفان لیبرال پهلوی آیندهٔ انقلاب را می‌دیدند، به شاه فرصت می‌دادند؛ مگر چپ رادیکال ایرانی که اصولاً مبارزه و انقلاب برایش هدف بود و به هیچ چیز راضی نمی‌شد، و روحانیت که این آینده خلاف میلش نبود.

🍂 برای تودهٔ انقلابی اما، برای شنیدن صدای انقلاب دیر شده بود، خصوصاً آنان که سوگوار هفده شهریور بودند. آخرین اصلاح‌طلب لیبرال در رژیم پهلوی، بختیار بود که برای دولت او بسیار بسیار دیر شده بود. دولت بختیار شاید حق بود، اما بی‌فایده؛ خصوصاً آن‌که شخص بختیار، همچو شاه، بی‌تدبیر بود و تنها ایمان داشت.

🍂 این‌که شاه کشتار نکرد، ادعایی خلاف واقع است. به جز هفده شهریور، سه هزار نفر به دست حکومت کشته شدند. میدان ژاله نیز نخستین کشتار و ترور نبود. حق این است که شاه «کم‌تر» کشتار کرد، اما قیاس کشتار با کشتار، قياس شر با شر است. شاید گاه لازم باشد، اما هیچ طرف را سفید نمی‌کند؛ همچنان که کشتار جمهوری اسلامی، بسی کم‌تر از کشتار استالین و هیتلر در سدهٔ بیستم است.


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM