نقدآگین
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیمکشیِ مغز» — روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب» ✍🏻#علیرضاموثق ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
1️⃣ اینو میخوای؟ اونو بخون!
2️⃣ یوسف اباذری (استادِ «آدرس غلط» دادن)
لعنت به موسیقیِ مبتذلِ پاپ و مرتضی پاشایی! نئولیبرالیسم در حالِ نابود کردن همۀ ارزشهاست و همهچیز را بدل به پول کردهاست.
3️⃣ #علیرضاموثق
🍂 علیالظاهر، روایاتِ بیشماری از این دست، در کتبِ حدیثِ شیعه و سنی موجود است (قرنها قبل از اینکه نطفۀ لیبرالیسم و سرمایهداری و نولیبرالیسم و... بستهشود)؛ منتها گویا این فاطی کماندو، از سیاستِ تبلیغاتیِ عفیفانۀ(!) قرآن و حدیث (وعدۀ خیلِ حوریان و غلمانها در بهشت و توصیفات اغواگرایانه از تن و اندامهای جنسی و تواناییهای محیرالعقولشان) نیز بهره جستهاست.
🍂 قرآن اگر دغدغهاش ایمان و اخلاق بود، منطقاً باید در آن تصریح و تکرار میشد که، عملِ اخلاقی عملیست که بالذات مطلوب است و قرار نیست که بابت رعایتِ حداقلهای زیستِ انسانی که به زیست سعادتمند اجتماعی منجر میشود، تجارتی اضافه با الله نیز صورت بگیرد (ادبیاتی که درست نقیض آن، توسط قرآن استفاده شدهاست؛ برای مثال رجوع کنید به عباراتِ ۱۰ تا ۱۳ سورۀ صف)، و یک مسلمان در ازایِ انجامِ عملِ مقتضیِ «انسانبودن»، بهمثابه موجودی خودآگاه و وجدانمند و دارای تخیل اخلاقی، یکسری زن (توصیفشده بهمثابه موجوداتی تماما سکسی و کالای محض) و باغ و غذا و نوشیدنی دریافت نماید، یا بابتِ عدم پایبندی به حدود اولیۀ اخلاقی، پس از مرگ، مجازاتی فراتر از گرفتار شدن به رذایل و پستیهای وجودی و شقاوت و انحطاطِ اجتماعی، در میان باشد؛ همچنین باید در آن تصریح و تکرار میشد که، مؤمنانِ اخلاقی در ادیان دیگر و نیز ملحدان و مرتدهای اخلاقی، نهتنها سعادتمند میشوند و در دنیا نیز حقوقِ برابر با مسلمین دارند، بلکه ارتداد از هر دینی که فرد، خلافِ وجدان و عقلانیتِ خود یافته، از آنجا که مستلزمِ کسبِ فضایلی چون «صدق» و «حقیقتجویی» و «شجاعت» در اندیشیدن و تفکر برخلاف سنتها و عادتهای جمعیست، بالاترین نوعِ عبادت و تقربجویی به الله است؛ درحالیکه در اسلام، پیروانِ ادیان دیگر، حتی مؤمنانِ اخلاقی، سرکوب میشوند، و وفق آیاتِ ۵ و ٢٩ سورۀ توبه، قتل و غارت و بهبردگیگرفتنِ اهل کتاب، و حتی مؤمنانِ اخلاقی در ادیان دیگر، مجاز شمردهشدهاست، و انسان مرتد، ولو اگر مؤمن و اخلاقی و دانشمند باشد، اعمالِ نیکش ضایع میشود و تا ابد به جهنم میرود (بقره: ٢١٧).
🍂 از مهمترین عواملی که خرافات را در طی تاریخ ساخته و عوام را حولِ یک مشت اباطیل و مهملاتِ محض جمع کردهاست، این سنخ وعدههای مادی بوده و مقولۀ «شفاعت» و «استجابت دعا»، برای مسائلی نظیرِ «فرزندآوری و حاصلخیزیِ زمین و افزایشِ رزقوروزی در کسبوکار و بارشِ باران و جذبِ محبتِ همسر و علاجِ بیماریها» و بطور کلی، «برآوردنِ امیال» بدونِ جهدی اساسی و مستمر برای کشفِ مسیرهای صحیح و عقلانیِ تحقق آنها و طی کردنِ صبورانه و شرافتمندانهشان، بهصرفِ تمسک به نیرویِ جادوییِ پنهانشده در واژگان و توسل به موجوداتِ خیالینِ موجود در ذهن و زبان فرد و جماعتِ باورمند.
🍂 فیالواقع، استفادۀ ابزاری از نیازهای مردم با فروختنِ مجموعهای از وعدهها، با استراتژیِ چماق و هویج، ذهنشان را در طیِ تاریخ، عمیقا تنبل و مسموم کرده و مانع از مواجهۀ عقلانیشان با پدیدارها و موضوعاتِ ذوابعادِ زندگیِ اجتماعی و جهانِ واقع و طبیعت شدهاست و از آنها، گلههایی رام و تحتِ تسلطِ طبقۀ دینبانان و شاهان و اشراف ساختهاست: مردمانی زودباور و سادهلوح و آرزواندیش و بدونِ کمینه مهارتِ تفکر انتقادی و خلاقیت و مآلاً، مطیعِ محضِ فرامین نائبانِ امام زمان و سخنگویان خدا(یان) یا مفسرانِ بهاصطلاح کتب مقدس.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
2️⃣ یوسف اباذری (استادِ «آدرس غلط» دادن)
لعنت به موسیقیِ مبتذلِ پاپ و مرتضی پاشایی! نئولیبرالیسم در حالِ نابود کردن همۀ ارزشهاست و همهچیز را بدل به پول کردهاست.
3️⃣ #علیرضاموثق
🍂 علیالظاهر، روایاتِ بیشماری از این دست، در کتبِ حدیثِ شیعه و سنی موجود است (قرنها قبل از اینکه نطفۀ لیبرالیسم و سرمایهداری و نولیبرالیسم و... بستهشود)؛ منتها گویا این فاطی کماندو، از سیاستِ تبلیغاتیِ عفیفانۀ(!) قرآن و حدیث (وعدۀ خیلِ حوریان و غلمانها در بهشت و توصیفات اغواگرایانه از تن و اندامهای جنسی و تواناییهای محیرالعقولشان) نیز بهره جستهاست.
🍂 قرآن اگر دغدغهاش ایمان و اخلاق بود، منطقاً باید در آن تصریح و تکرار میشد که، عملِ اخلاقی عملیست که بالذات مطلوب است و قرار نیست که بابت رعایتِ حداقلهای زیستِ انسانی که به زیست سعادتمند اجتماعی منجر میشود، تجارتی اضافه با الله نیز صورت بگیرد (ادبیاتی که درست نقیض آن، توسط قرآن استفاده شدهاست؛ برای مثال رجوع کنید به عباراتِ ۱۰ تا ۱۳ سورۀ صف)، و یک مسلمان در ازایِ انجامِ عملِ مقتضیِ «انسانبودن»، بهمثابه موجودی خودآگاه و وجدانمند و دارای تخیل اخلاقی، یکسری زن (توصیفشده بهمثابه موجوداتی تماما سکسی و کالای محض) و باغ و غذا و نوشیدنی دریافت نماید، یا بابتِ عدم پایبندی به حدود اولیۀ اخلاقی، پس از مرگ، مجازاتی فراتر از گرفتار شدن به رذایل و پستیهای وجودی و شقاوت و انحطاطِ اجتماعی، در میان باشد؛ همچنین باید در آن تصریح و تکرار میشد که، مؤمنانِ اخلاقی در ادیان دیگر و نیز ملحدان و مرتدهای اخلاقی، نهتنها سعادتمند میشوند و در دنیا نیز حقوقِ برابر با مسلمین دارند، بلکه ارتداد از هر دینی که فرد، خلافِ وجدان و عقلانیتِ خود یافته، از آنجا که مستلزمِ کسبِ فضایلی چون «صدق» و «حقیقتجویی» و «شجاعت» در اندیشیدن و تفکر برخلاف سنتها و عادتهای جمعیست، بالاترین نوعِ عبادت و تقربجویی به الله است؛ درحالیکه در اسلام، پیروانِ ادیان دیگر، حتی مؤمنانِ اخلاقی، سرکوب میشوند، و وفق آیاتِ ۵ و ٢٩ سورۀ توبه، قتل و غارت و بهبردگیگرفتنِ اهل کتاب، و حتی مؤمنانِ اخلاقی در ادیان دیگر، مجاز شمردهشدهاست، و انسان مرتد، ولو اگر مؤمن و اخلاقی و دانشمند باشد، اعمالِ نیکش ضایع میشود و تا ابد به جهنم میرود (بقره: ٢١٧).
🍂 از مهمترین عواملی که خرافات را در طی تاریخ ساخته و عوام را حولِ یک مشت اباطیل و مهملاتِ محض جمع کردهاست، این سنخ وعدههای مادی بوده و مقولۀ «شفاعت» و «استجابت دعا»، برای مسائلی نظیرِ «فرزندآوری و حاصلخیزیِ زمین و افزایشِ رزقوروزی در کسبوکار و بارشِ باران و جذبِ محبتِ همسر و علاجِ بیماریها» و بطور کلی، «برآوردنِ امیال» بدونِ جهدی اساسی و مستمر برای کشفِ مسیرهای صحیح و عقلانیِ تحقق آنها و طی کردنِ صبورانه و شرافتمندانهشان، بهصرفِ تمسک به نیرویِ جادوییِ پنهانشده در واژگان و توسل به موجوداتِ خیالینِ موجود در ذهن و زبان فرد و جماعتِ باورمند.
🍂 فیالواقع، استفادۀ ابزاری از نیازهای مردم با فروختنِ مجموعهای از وعدهها، با استراتژیِ چماق و هویج، ذهنشان را در طیِ تاریخ، عمیقا تنبل و مسموم کرده و مانع از مواجهۀ عقلانیشان با پدیدارها و موضوعاتِ ذوابعادِ زندگیِ اجتماعی و جهانِ واقع و طبیعت شدهاست و از آنها، گلههایی رام و تحتِ تسلطِ طبقۀ دینبانان و شاهان و اشراف ساختهاست: مردمانی زودباور و سادهلوح و آرزواندیش و بدونِ کمینه مهارتِ تفکر انتقادی و خلاقیت و مآلاً، مطیعِ محضِ فرامین نائبانِ امام زمان و سخنگویان خدا(یان) یا مفسرانِ بهاصطلاح کتب مقدس.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📗چپها و چپسازیِ اسلام به چاهِ ویل «بنیادگرایی» ✍🏻#علیرضاموثق ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘ایدههایی اولیه در باب ناسیونالیسم ایرانی
✍🏻 #حسام_سلامت
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۲۰ واژه
🗄پست مرتبط
📕چپ وطنی و جعل مفاهیم معوج
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #حسام_سلامت
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۲۰ واژه
🗄پست مرتبط
📕چپ وطنی و جعل مفاهیم معوج
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘ایدههایی اولیه در باب ناسیونالیسم ایرانی
✍🏻 #حسام_سلامت
۱. ناسیونالیسم یکسره دلمشغول اسطورهی خاستگاه است و برای حصول به آن نقطهی آغازین (آن نقطهی بنیادگذاری که توگویی هر آنچه از پس از آن حادث شده، صرفاً تداوم بیسکته و بیوقفهی آن بودهاست) باید پیوسته ناگزیر در تاریخ عقب برود و دست به حفاری بزند تا بلکه به آن عمق راستین، به آن ریشهی حقیقی که همهی شاخ و برگها از آن رستهاند دست پیدا کند.
🍂 باور به خاستگاه به ناگزیر، به «توهم پیوستگی و استمرار» دامن میزند و اکنون را به شکلی بیواسطه و بیمیانجی، با پرش از گسستها و انقطاعها، تداوم بی خدشهی آن نقطهی آغازین، آن نقطهی بنیادگذاری جا میزند؛ آنهم، به عنوان مثال، در کسوت مفهوم گنگی چون «ایده»ی ایران.
۲. آنچه ملیگرایان از آن به مثابه قسمی وحدت آغازین «ایران» تعبیر میکنند – که توگویی همواره، بهنوعی، دوام آورده است، گیرم در ساحت چیزی چون یک «ایده» – مسبوق و مشروط به دولتهای مرکزی و محصول آنها بودهاست. هرگاه چیزی چون یک «دولت مرکزی مقتدر» توانسته است در ایران، از راه شکست رقبای سیاسی، شکل بگیرد، چیزی به نام ایران نیز وجود داشتهاست؛ هر زمان هم که دولت مرکزیای در کار نبوده، یا قدرت سیاسی میان رقبا و حریفان دست به دست میشده و پراکندگی و افتراق و تشتت حاکم بوده و طرفین با یکدیگر در ستیزی آشتیناپذیر بودهاند، طبعاً چیزی به نام ایران هم، به مثابه یک تمامیت سیاسی واحد که چیزی چون یک «وحدت-در-کثرت» باشد، نمیتوانسته وجود داشته باشد. به این اعتبار، ایران همواره محصول استقرار یک نظم سیاسی مقتدرانه بوده که کثرتها و تفاوتها را زیر بیرق خود جمع کند و همگان را در یک گسترهی سرزمینی مشخص که طبعاً بسته به هر دورهی تاریخی متغیر بوده، به اصطلاح متحد سازد. ایران در مقام «ممالک محروسه» تنها زمانی میتوانسته وجود داشته باشد که دولت مرکزی وجود داشته باشد.
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۲۰ واژه
#نقد_فرهنگ #چپ_ایرانی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #حسام_سلامت
۱. ناسیونالیسم یکسره دلمشغول اسطورهی خاستگاه است و برای حصول به آن نقطهی آغازین (آن نقطهی بنیادگذاری که توگویی هر آنچه از پس از آن حادث شده، صرفاً تداوم بیسکته و بیوقفهی آن بودهاست) باید پیوسته ناگزیر در تاریخ عقب برود و دست به حفاری بزند تا بلکه به آن عمق راستین، به آن ریشهی حقیقی که همهی شاخ و برگها از آن رستهاند دست پیدا کند.
🍂 باور به خاستگاه به ناگزیر، به «توهم پیوستگی و استمرار» دامن میزند و اکنون را به شکلی بیواسطه و بیمیانجی، با پرش از گسستها و انقطاعها، تداوم بی خدشهی آن نقطهی آغازین، آن نقطهی بنیادگذاری جا میزند؛ آنهم، به عنوان مثال، در کسوت مفهوم گنگی چون «ایده»ی ایران.
۲. آنچه ملیگرایان از آن به مثابه قسمی وحدت آغازین «ایران» تعبیر میکنند – که توگویی همواره، بهنوعی، دوام آورده است، گیرم در ساحت چیزی چون یک «ایده» – مسبوق و مشروط به دولتهای مرکزی و محصول آنها بودهاست. هرگاه چیزی چون یک «دولت مرکزی مقتدر» توانسته است در ایران، از راه شکست رقبای سیاسی، شکل بگیرد، چیزی به نام ایران نیز وجود داشتهاست؛ هر زمان هم که دولت مرکزیای در کار نبوده، یا قدرت سیاسی میان رقبا و حریفان دست به دست میشده و پراکندگی و افتراق و تشتت حاکم بوده و طرفین با یکدیگر در ستیزی آشتیناپذیر بودهاند، طبعاً چیزی به نام ایران هم، به مثابه یک تمامیت سیاسی واحد که چیزی چون یک «وحدت-در-کثرت» باشد، نمیتوانسته وجود داشته باشد. به این اعتبار، ایران همواره محصول استقرار یک نظم سیاسی مقتدرانه بوده که کثرتها و تفاوتها را زیر بیرق خود جمع کند و همگان را در یک گسترهی سرزمینی مشخص که طبعاً بسته به هر دورهی تاریخی متغیر بوده، به اصطلاح متحد سازد. ایران در مقام «ممالک محروسه» تنها زمانی میتوانسته وجود داشته باشد که دولت مرکزی وجود داشته باشد.
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۲۰ واژه
#نقد_فرهنگ #چپ_ایرانی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
ایدههایی اولیه در باب ناسیونالیسم ایرانی
حسام سلامت ۱. ناسیونالیسم یکسره دلمشغول اسطورهی خاستگاه است و برای حصول به آن نقطهی آغازین (آن نقطهی بنیادگذاری که توگویی هر آنچه از پس از آن حادث شده، صرفاً تداوم بیسکته و بیوقفهی آن بودهاست) باید پیوسته ناگزیر در تاریخ عقب برود و دست به حفاری بزند…
ریشههای انقلاب ۵۷
@Naqdagin
🎧 بررسی ریشههای انقلاب ۵۷
— جلسۀ یکم
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلسۀ یکم
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📙قرآن قبل از اسلام (+) 🎙#مدی (مهدی اهرابی)، پژوهشگر ادیان هندو-اروپایی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📙واژگانِ پارسی و عبری در قرآن (+)
🎙#تامار_گیندین (متخصص در زبانهای ایران باستان)
🔸واژگان احبار، جهنم، جناح، فردوس، ابریق، براق، برزخ، صراط، حوری، نبی، شیطان، حکم، دین و...
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#تامار_گیندین (متخصص در زبانهای ایران باستان)
🔸واژگان احبار، جهنم، جناح، فردوس، ابریق، براق، برزخ، صراط، حوری، نبی، شیطان، حکم، دین و...
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
زبانِ قرآن
@Naqdagin
نقدآگین
🍂 در ساختارهای ایدئولوژیک، بتدریج معیارها و اصول ایدئولوژی اولیه درونفکنی شده و آنگاه، مرزی بین امیال و خواستهای وهمی با ذهنیات درونشده، باقی نمیماند؛ چنین میشود که هر عملی، در راستای بقای منافع، درست و لازم تلقی میگردد، حتی اگر مغایر با آن اصول مقدس…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مقایسۀ فقر؛ ایران و آمریکا (+)
🔻علی خامنهای اخیرا با مقایسۀ مردم ایران و دیگر کشورها گفتهاست:
https://iranintl.com/202402055435
❓اما فقر از لحاظ علمی و استاندارد جهانی یعنی چه؟ مردم ایران فقیرترند یا باقی کشورهای غربی و منطقه؟ وضعیت فقر در دنیا چگونه است؟ و آیا این دست مقایسههای رایج میان سرانِ #حکومت_اسلامی که دم از خدا و پیغمبر و قیامت میزنند و بلندگوهای پروپاگانداشان در نماز جمعهها و صداوسیما و افرادِ صاحب تریبونِ متصل در خارج ایران و... چقدر صادقاند؟ چقدر آگاه و مسلط به علم آمار؟ و چقدر جاهل یا در حال تزویر و خودفریبی و مسئولیتگریزی و مردمفریبی؟
#سیاست #مغلطجات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻علی خامنهای اخیرا با مقایسۀ مردم ایران و دیگر کشورها گفتهاست:
«حالا خود بنده نرفتهام، اما گزارشهایی از بعضی کشورهای بزرگ و معروف دنیا میدهند که مردم در کوچه و خیابان که راه میروند ملتفت نیستند حولوحوششان در دنیا چه دارد میگذرد، فقط به فکرند که بروند یک لقمه نان به دست بیاورند».
https://iranintl.com/202402055435
❓اما فقر از لحاظ علمی و استاندارد جهانی یعنی چه؟ مردم ایران فقیرترند یا باقی کشورهای غربی و منطقه؟ وضعیت فقر در دنیا چگونه است؟ و آیا این دست مقایسههای رایج میان سرانِ #حکومت_اسلامی که دم از خدا و پیغمبر و قیامت میزنند و بلندگوهای پروپاگانداشان در نماز جمعهها و صداوسیما و افرادِ صاحب تریبونِ متصل در خارج ایران و... چقدر صادقاند؟ چقدر آگاه و مسلط به علم آمار؟ و چقدر جاهل یا در حال تزویر و خودفریبی و مسئولیتگریزی و مردمفریبی؟
#سیاست #مغلطجات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘انقلابِ اسلامی، انقلابی ارتجاعی بود
🍂 انقلاب یعنی تغییر واقعیت [تغییر در واقعیتِ جهان]؛ منتهی خیلی از انقلابها، بهدنبالِ تغییر تئوری پدید میآیند؛ یعنی اول تئوریتان را عوض میکنید و تئوری تازهای میآورید، بعد واقعیت را عوض میکنید تا به تئوری بخورد، و بعضی وقتها بدون تغییر تئوری، انقلاب میشود و این یعنی انقلابِ بیتئوری. این انقلابِ بیتئوری، همانی بود که در کشور ما اتفاق افتاد[بهمنِ ۵۷].
🍂 مثلاً در مورد انقلاب روسیه میتوان گفت که به هر حال، یک صد سال تئوری انقلاب مارکسیسم پرورده شده بود. بعد لنین آمد و مجری آن شد. تئوریهای انقلاب فرانسه را هم تعداد زیادی از متفکران فرانسه پیشتر پرورده بودند؛ راجع به حقوق، برادری، آزادی، برابری؛ این سه مورد اخیر، شعار انقلاب فرانسه بودند. اینها از قبل پخته و پرداخته شده بود، اما در انقلاب ایران، هیچ تئوری خاصی نبود. فقط میگفتند اسلام. اسلام مقصد و قبله بود و آخر راه بود و میگفتند که میرویم تا به آنجا برسیم: میخواهیم اسلام را پیاده کنیم؛ به قول خودشان میرویم که آن را پیاده کنیم. از چه راهی؟ از راه ویرانگری. به همین دلیل اینها انقلابهای بیتئوری بودند.
🍂 این اسلام چیست؟ اسلامی که آقای خمینی میگفت اسلامِ دستنخورده [اسلامِ تغییرناپذیر] بود؛ به همین دلیل هم بعدها دائماً تکرار میکرد «اسلامِ نابِ محمدی»، یعنی اسلامِ دستنخورده. این بازگشت به اسلام، بازگشت به اسلامِ انقلابی و اسلامی که تئوریپردازیشده، نبود. اسلامِ دستنخورده، اسلامِ نابِ محمدی بود.
🍂 بیجهت نبود که عدهای این را «ارتجاع» مینامیدند، نه «انقلاب». بنده هم موافقم که [انقلاب اسلامی] انقلابی بود ارتجاعی؛ به این معنا که واقعیت را عوض میکرد، برای اینکه این واقعیت مناسب افتد با یک تئوری دستنخوردۀ قدیمی؛ در حالی که اگر واقعیت را عوض کنید، برای اینکه مناسب و مطابق بیافتد با یک تئوریِ تازه-پدید-آمده و پرورده-شده، آنوقت میشود واقعاً انقلاب حقیقی.
🍂 بدیهیست که از این انقلاب [اسلامی]، یک نظام هدایتی [استبدادی] بیرون میآید، نه یک نظام رضایتی [دموکراتیک]. یک نظام آمرانۀ هدایتی از این انقلاب بیرون آمد؛ یعنی ما [انقلابیون] آمدیم برای اینکه شما را هدایت کنیم، نه اینکه رضایت را جلب کنیم و ببینیم چه میخواهید؟ از انقلاب ایران [بهمنِ ۵۷]، محال بود دموکراسی درآید؛ به خاطر اینکه هیچ چیزی در این انقلاب به دموکراسی راهبر نبود.
✍🏻 دکتر #عبدالکریم_سروش، درسگفتار «دین و قدرت»، جلسۀ چهاردهم، با تلخیص.
#حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
🍂 انقلاب یعنی تغییر واقعیت [تغییر در واقعیتِ جهان]؛ منتهی خیلی از انقلابها، بهدنبالِ تغییر تئوری پدید میآیند؛ یعنی اول تئوریتان را عوض میکنید و تئوری تازهای میآورید، بعد واقعیت را عوض میکنید تا به تئوری بخورد، و بعضی وقتها بدون تغییر تئوری، انقلاب میشود و این یعنی انقلابِ بیتئوری. این انقلابِ بیتئوری، همانی بود که در کشور ما اتفاق افتاد[بهمنِ ۵۷].
🍂 مثلاً در مورد انقلاب روسیه میتوان گفت که به هر حال، یک صد سال تئوری انقلاب مارکسیسم پرورده شده بود. بعد لنین آمد و مجری آن شد. تئوریهای انقلاب فرانسه را هم تعداد زیادی از متفکران فرانسه پیشتر پرورده بودند؛ راجع به حقوق، برادری، آزادی، برابری؛ این سه مورد اخیر، شعار انقلاب فرانسه بودند. اینها از قبل پخته و پرداخته شده بود، اما در انقلاب ایران، هیچ تئوری خاصی نبود. فقط میگفتند اسلام. اسلام مقصد و قبله بود و آخر راه بود و میگفتند که میرویم تا به آنجا برسیم: میخواهیم اسلام را پیاده کنیم؛ به قول خودشان میرویم که آن را پیاده کنیم. از چه راهی؟ از راه ویرانگری. به همین دلیل اینها انقلابهای بیتئوری بودند.
🍂 این اسلام چیست؟ اسلامی که آقای خمینی میگفت اسلامِ دستنخورده [اسلامِ تغییرناپذیر] بود؛ به همین دلیل هم بعدها دائماً تکرار میکرد «اسلامِ نابِ محمدی»، یعنی اسلامِ دستنخورده. این بازگشت به اسلام، بازگشت به اسلامِ انقلابی و اسلامی که تئوریپردازیشده، نبود. اسلامِ دستنخورده، اسلامِ نابِ محمدی بود.
🍂 بیجهت نبود که عدهای این را «ارتجاع» مینامیدند، نه «انقلاب». بنده هم موافقم که [انقلاب اسلامی] انقلابی بود ارتجاعی؛ به این معنا که واقعیت را عوض میکرد، برای اینکه این واقعیت مناسب افتد با یک تئوری دستنخوردۀ قدیمی؛ در حالی که اگر واقعیت را عوض کنید، برای اینکه مناسب و مطابق بیافتد با یک تئوریِ تازه-پدید-آمده و پرورده-شده، آنوقت میشود واقعاً انقلاب حقیقی.
🍂 بدیهیست که از این انقلاب [اسلامی]، یک نظام هدایتی [استبدادی] بیرون میآید، نه یک نظام رضایتی [دموکراتیک]. یک نظام آمرانۀ هدایتی از این انقلاب بیرون آمد؛ یعنی ما [انقلابیون] آمدیم برای اینکه شما را هدایت کنیم، نه اینکه رضایت را جلب کنیم و ببینیم چه میخواهید؟ از انقلاب ایران [بهمنِ ۵۷]، محال بود دموکراسی درآید؛ به خاطر اینکه هیچ چیزی در این انقلاب به دموکراسی راهبر نبود.
✍🏻 دکتر #عبدالکریم_سروش، درسگفتار «دین و قدرت»، جلسۀ چهاردهم، با تلخیص.
#حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
مارکسیسم بهمثابه دین
@Naqdagin
🎧مارکسیسم بهمثابه دین
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
🔸تعریفِ ایدئولوژی
🔸دکتر شریعتی و مبنای برتر دانستنِ ابوذر بر بوعلی
#نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
🔸تعریفِ ایدئولوژی
🔸دکتر شریعتی و مبنای برتر دانستنِ ابوذر بر بوعلی
#نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بعثتِ محمد و انقلابِ خمینی
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 خمینی یا با خدعه، یا بهخاطر جهالتِ روشنفکران، موفق به رهبریِ انقلاب ۵٧ شد. البته بهنظر من، در مورد خمینی، خدعهای در کار نبود و او دروغی نگفت؛ زیرا مکرر میگفت حقوق بشر و دموکراسی «آنچنان که موافق با اسلام و در چهارچوب اسلام است». روشنفکران هم چون نه حقوق بشر و دموکراسی و مؤلفهها و لوازمش را میشناختند، و نه اسلام را، و نه اساساً بهخاطر هژمونی چپ (که وفق آن، حقوق بشر، وازلینِ نظامِ سرمایهداری برای سپوختن پرولتاریا فهم میشد)، حقوق بشر و دموکراسی چندان مهم بود، فریب خوردند؛ البته فریب از ناحیۀ توهمات خودشان و نه از ناحیۀ خمینی؛ چون خمینی دروغ نگفت.
🍂 ایرانیان نیز، بهجهتِ تلاش برای دور زدنِ الله و نیز خروج و عدول از اسلام محمدی، به داعش در شکل حداکثریاش گرفتار نشدهاند و نخواهند شد. هرچند «داعشیسم» مفهومی طیفیست و ما بهدرجاتی بدان مبتلا شدهایم؛ که با تشریففرماییِ نسلِ قبل و آخوندهایِ فسیل به قبرستان، و با تعویضِ نسلها و با بزرگ شدنِ کودکانی که در جهانِ جدید تنفس کردهاند و با بسطِ مدرنیسم، همین مقدار از داعشیسم نیز کمتر و کمتر خواهد شد، اما نباید اجازه بدهیم که بعد از نیمقرن تجربۀ سوختنِ چند نسل در کورۀ فرصتسوزیِ انواعِ اسلامها، روشنفکران دینی، مجددا ما را از درکِ علل و عواملِ اصلی ظهور و جولانِ این بختک و طاعون و فلاکتِ جمعیِ فراگیر، بازدارند و همۀ تقصیرات را با کاسهکلکبازیهای رایجِ زبانی و تمسکهای رایج و بیضابطهشان به هرمنوتیک، بر دوشِ فقها و آخوندهایی چون خمینی بیاندازند، و مآلاْ برای درمانِ بحرانهای منشعبشده از اسلام، اسلامی خودساخته و تهی از مسمی عرضهکنند، که بهزبانِ عامیانه، معجونِ معرفتیای از سنخِ روغنبنفشه (با اسانسِ مولوی) در مواجهه با کرونای اسلام است. شاید واکسنِ «اسلام رحمانیِ» خودساختۀ امثالِ دکتر سروش، مثل واکسنِ برکتِ حکومت آخوندی-اسلامی، چندی پاسخگو باشد، اما اسلام محمدی نیز مثل کرونا، بیجهش نخواهد ماند و مآلاً در مقابلۀ نهایی با آن، تنها حقیقت برهنه و لخت است که نجاتبخش خواهد بود.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 خمینی یا با خدعه، یا بهخاطر جهالتِ روشنفکران، موفق به رهبریِ انقلاب ۵٧ شد. البته بهنظر من، در مورد خمینی، خدعهای در کار نبود و او دروغی نگفت؛ زیرا مکرر میگفت حقوق بشر و دموکراسی «آنچنان که موافق با اسلام و در چهارچوب اسلام است». روشنفکران هم چون نه حقوق بشر و دموکراسی و مؤلفهها و لوازمش را میشناختند، و نه اسلام را، و نه اساساً بهخاطر هژمونی چپ (که وفق آن، حقوق بشر، وازلینِ نظامِ سرمایهداری برای سپوختن پرولتاریا فهم میشد)، حقوق بشر و دموکراسی چندان مهم بود، فریب خوردند؛ البته فریب از ناحیۀ توهمات خودشان و نه از ناحیۀ خمینی؛ چون خمینی دروغ نگفت.
🍂 ایرانیان نیز، بهجهتِ تلاش برای دور زدنِ الله و نیز خروج و عدول از اسلام محمدی، به داعش در شکل حداکثریاش گرفتار نشدهاند و نخواهند شد. هرچند «داعشیسم» مفهومی طیفیست و ما بهدرجاتی بدان مبتلا شدهایم؛ که با تشریففرماییِ نسلِ قبل و آخوندهایِ فسیل به قبرستان، و با تعویضِ نسلها و با بزرگ شدنِ کودکانی که در جهانِ جدید تنفس کردهاند و با بسطِ مدرنیسم، همین مقدار از داعشیسم نیز کمتر و کمتر خواهد شد، اما نباید اجازه بدهیم که بعد از نیمقرن تجربۀ سوختنِ چند نسل در کورۀ فرصتسوزیِ انواعِ اسلامها، روشنفکران دینی، مجددا ما را از درکِ علل و عواملِ اصلی ظهور و جولانِ این بختک و طاعون و فلاکتِ جمعیِ فراگیر، بازدارند و همۀ تقصیرات را با کاسهکلکبازیهای رایجِ زبانی و تمسکهای رایج و بیضابطهشان به هرمنوتیک، بر دوشِ فقها و آخوندهایی چون خمینی بیاندازند، و مآلاْ برای درمانِ بحرانهای منشعبشده از اسلام، اسلامی خودساخته و تهی از مسمی عرضهکنند، که بهزبانِ عامیانه، معجونِ معرفتیای از سنخِ روغنبنفشه (با اسانسِ مولوی) در مواجهه با کرونای اسلام است. شاید واکسنِ «اسلام رحمانیِ» خودساختۀ امثالِ دکتر سروش، مثل واکسنِ برکتِ حکومت آخوندی-اسلامی، چندی پاسخگو باشد، اما اسلام محمدی نیز مثل کرونا، بیجهش نخواهد ماند و مآلاً در مقابلۀ نهایی با آن، تنها حقیقت برهنه و لخت است که نجاتبخش خواهد بود.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘دوگانۀ مدعا و نتیجه: گزینشگری از تاریخ دیانت
— نقدی بر دکتر احمد زیدآبادی
✍🏻 دکتر #حسن_محدثی
🍂 یکی از گرایشهای ثابت و پایدار دینداران، این است که تعریفی آرمانی از دین و دینداری دارند و در تاریخ دین، هرچه را با معیارهای دینیشان وفق یابد، دینی تلقی میکنند، و هر چه با معیارهایشان وفق نداشته باشد، غیردینی یا حتا ضددینی میخوانند.
🍂 این نوع تفسیر دلبخواهانه از تاریخ دین، هرگز تمامی ندارد و هر بار بهگونهای تکرار میشود؛ جدیدترین نسخهاش را دکتر احمد زیدآبادی نوشتهاست. او نوشتهاست:
🍂 کسی که اینطور سخن میگوید، انگار که از تاریخ ادیان هیچ نخواندهاست و در بیخبریِ مطلق بهسر میبرد! از این رو، باید نهیب زد که برادر عزیز؛ قدری تاریخ ادیان بشری از جمله، ادیان توحیدی را بخوانید!
🍂 او بهنحوی عامیانه از اخلاق سخن میگوید. لابد اخلاق همان چیزیست که او و امثال او اخلاقی میدانند! اما مگر یکی دو نوع اخلاق داریم؟ اخلاق نزد چه کسی؟ و کدام مکتب و جریان فکری؟ مگر اخلاق امری بدیهی است؟!
🍂 آنها مدام ناگزیرند از باطن آدمیان خبر بدهند و خود را عارف به باطن آدمیان معرفی کنند، تا بدینترتیب، توجیهاتشان موجه گردد. هرکس اینگونه رفتار نکند و آنگونه رفتار بکند، لابد در باطن خود دیندار نیست!
🍂 در دینپژوهی (خواه تاریخشناسی دین، خواه جامعهشناسی دین و ...) هرآنچه در تاریخ یک دین و در رفتار پیروان یک دین روی میدهد، بخشی از آثار همان دین است و نمیتوان گزینشگرانه و دلبخواهانه، با تاریخ دین مواجه شد. دقیقتر بگویم: هر آنچه در تاریخ یک دین و عملکرد پیروان یک دین، برخوردار از توجیهی دینی میشود، یا با انگیزهای دینی صورت میگیرد، عنصری از تاریخ دیانت است؛ چه مطلوب تلقی گردد و چه نامطلوب.
🍂 اینکه هر چیزی را که در تاریخ یک دین نپسندیم، ضددینی تلقی بکنیم و فقط آنچه را که میپسندیم دینی بدانیم، تحریف آشکار تاریخ دین است.
🔻فقط یک فقره از زمان خودمان ذکر کنم:
🍂 چند نفر مسلمان با فکر و انگیزۀ دینی برنامهریزی کردند و هواپیماهایی را ربودند و زدند به برجهای دو قلو. ساعت ده یازده صبح بود که از خواب بیدار شدم و به تلویزیونی که روشن بود، نگریستم.
🍂 تنها بودم. تلویزیون را روشن کرده و رفته بودند دنبال کاری. کسی نبود که توضیح بدهد. خدایا چه میبینم؟! صحنه مثل فیلم سینمایی بود. بر جای نشستم و چشمانم را مالیدم بلکه درست ببینم. صحنه مدام از نو تکرار میشد. با خود گفتم فیلم که تکرار نمیشود. برخاستم و به تلویزیون صدا دادم و تازه فهمیدم واقعیست و بالغ بر سه هزار نفر بیگناه کشته شدهاند و هراس کل جهان را فرا گرفتهاست.
🍂 مغلطۀ بزرگی که اغلب از چشم همه و از جمله خود مدعیان پنهان میماند، این است که بجای اینکه عملکرد ادیان را بر اساس نحوۀ تحقق تاریخی و کلیت تاریخیِ آن ارزیابی کنند، یک یا چند آموزۀ دینی را ملاک ارزیابیِ عملکرد دین میگیرند؛ درست مثل این است که من بگویم آمدهام چنین کنم و بعد، اقدامات فراوانی انجام دهم و دیگران به جای اینکه اقدامات مرا بسنجند و ارزیابی کنند، بگویند ملاک حرفیست که زدهاست؛ خودش گفته که آمدهاست تا چنین کند. حالا اگر چنان شدهاست، حرجی بر او نیست! بهعبارت دیگر، منطق ارزیابیشان این است: عملکرد دین را بر اساس ادعایش میسنجند، نه بر اساس نتایجی که بهبار آوردهاست!
#نقد_روشنفکران #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @NewHasanMohaddesi
— نقدی بر دکتر احمد زیدآبادی
✍🏻 دکتر #حسن_محدثی
🍂 یکی از گرایشهای ثابت و پایدار دینداران، این است که تعریفی آرمانی از دین و دینداری دارند و در تاریخ دین، هرچه را با معیارهای دینیشان وفق یابد، دینی تلقی میکنند، و هر چه با معیارهایشان وفق نداشته باشد، غیردینی یا حتا ضددینی میخوانند.
🍂 این نوع تفسیر دلبخواهانه از تاریخ دین، هرگز تمامی ندارد و هر بار بهگونهای تکرار میشود؛ جدیدترین نسخهاش را دکتر احمد زیدآبادی نوشتهاست. او نوشتهاست:
"اصولاً ادیان برای تتمیم و تکمیل کردن "مکارم اخلاق" ظهور کردهاند. آدم دیندار نمیتواند غیراخلاقی بخصوص بیرحم باشد، اگر بود فقط به ظاهر دیندار است و به باطن "پاددین"!
دین اما در تاریخ به سرنوشتی تراژیک دچار شدهاست. یعنی معمولاً هر گاه پای منازعۀ قدرت در میان بوده، پاددینی لباس دین به تن کرده و انواع بیرحمیها و بیاخلاقیها را تحت لوای دینداری مجاز و مشروع اعلام کرده است."
🍂 کسی که اینطور سخن میگوید، انگار که از تاریخ ادیان هیچ نخواندهاست و در بیخبریِ مطلق بهسر میبرد! از این رو، باید نهیب زد که برادر عزیز؛ قدری تاریخ ادیان بشری از جمله، ادیان توحیدی را بخوانید!
🍂 او بهنحوی عامیانه از اخلاق سخن میگوید. لابد اخلاق همان چیزیست که او و امثال او اخلاقی میدانند! اما مگر یکی دو نوع اخلاق داریم؟ اخلاق نزد چه کسی؟ و کدام مکتب و جریان فکری؟ مگر اخلاق امری بدیهی است؟!
🍂 آنها مدام ناگزیرند از باطن آدمیان خبر بدهند و خود را عارف به باطن آدمیان معرفی کنند، تا بدینترتیب، توجیهاتشان موجه گردد. هرکس اینگونه رفتار نکند و آنگونه رفتار بکند، لابد در باطن خود دیندار نیست!
🍂 در دینپژوهی (خواه تاریخشناسی دین، خواه جامعهشناسی دین و ...) هرآنچه در تاریخ یک دین و در رفتار پیروان یک دین روی میدهد، بخشی از آثار همان دین است و نمیتوان گزینشگرانه و دلبخواهانه، با تاریخ دین مواجه شد. دقیقتر بگویم: هر آنچه در تاریخ یک دین و عملکرد پیروان یک دین، برخوردار از توجیهی دینی میشود، یا با انگیزهای دینی صورت میگیرد، عنصری از تاریخ دیانت است؛ چه مطلوب تلقی گردد و چه نامطلوب.
🍂 اینکه هر چیزی را که در تاریخ یک دین نپسندیم، ضددینی تلقی بکنیم و فقط آنچه را که میپسندیم دینی بدانیم، تحریف آشکار تاریخ دین است.
🔻فقط یک فقره از زمان خودمان ذکر کنم:
🍂 چند نفر مسلمان با فکر و انگیزۀ دینی برنامهریزی کردند و هواپیماهایی را ربودند و زدند به برجهای دو قلو. ساعت ده یازده صبح بود که از خواب بیدار شدم و به تلویزیونی که روشن بود، نگریستم.
🍂 تنها بودم. تلویزیون را روشن کرده و رفته بودند دنبال کاری. کسی نبود که توضیح بدهد. خدایا چه میبینم؟! صحنه مثل فیلم سینمایی بود. بر جای نشستم و چشمانم را مالیدم بلکه درست ببینم. صحنه مدام از نو تکرار میشد. با خود گفتم فیلم که تکرار نمیشود. برخاستم و به تلویزیون صدا دادم و تازه فهمیدم واقعیست و بالغ بر سه هزار نفر بیگناه کشته شدهاند و هراس کل جهان را فرا گرفتهاست.
🍂 مغلطۀ بزرگی که اغلب از چشم همه و از جمله خود مدعیان پنهان میماند، این است که بجای اینکه عملکرد ادیان را بر اساس نحوۀ تحقق تاریخی و کلیت تاریخیِ آن ارزیابی کنند، یک یا چند آموزۀ دینی را ملاک ارزیابیِ عملکرد دین میگیرند؛ درست مثل این است که من بگویم آمدهام چنین کنم و بعد، اقدامات فراوانی انجام دهم و دیگران به جای اینکه اقدامات مرا بسنجند و ارزیابی کنند، بگویند ملاک حرفیست که زدهاست؛ خودش گفته که آمدهاست تا چنین کند. حالا اگر چنان شدهاست، حرجی بر او نیست! بهعبارت دیگر، منطق ارزیابیشان این است: عملکرد دین را بر اساس ادعایش میسنجند، نه بر اساس نتایجی که بهبار آوردهاست!
#نقد_روشنفکران #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @NewHasanMohaddesi