ووکیسم
@Naqdagin
🎧 ووکیسم چیست؟ ووکها در سینما دنبال چه هستند؟ (+)
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و دیگران
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، به ریشههای فکری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ووکیسم پرداخته میشود و اثرات آن در سینما و فرهنگ نقد میشود.
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و دیگران
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، به ریشههای فکری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ووکیسم پرداخته میشود و اثرات آن در سینما و فرهنگ نقد میشود.
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ووکیسم چیست؟ ووکها چه کسانی هستند؟ (+)
🍂 ووکیسم به رفتار و نگرش افرادی که نسبت به بیعدالتیهای اجتماعی و سیاسی حساس هستند گفته میشه. ووکیسم از کلمه woke، به معنای «بیدار» گرفته شدهاست. این لفظ پیش از اینکه به طور گسترده توسط گروههای مختلف در جامعه آمریکایی مورد استفاده قرار بگیره، توسط سیاهپوستان آمریکایی به شکل دستوریStay woke استفاده میشد. Stay woke به معنای بیدار ماندن، و یا آگاهی مستمره، و مبارزان سیاهپوست آمریکایی، برای اینکه همیشه نسبت به تبعیضهای نژادپرستانه سفید پوستها آگاه بمونن از این لفظ استفاده میکردند.
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 ووکیسم به رفتار و نگرش افرادی که نسبت به بیعدالتیهای اجتماعی و سیاسی حساس هستند گفته میشه. ووکیسم از کلمه woke، به معنای «بیدار» گرفته شدهاست. این لفظ پیش از اینکه به طور گسترده توسط گروههای مختلف در جامعه آمریکایی مورد استفاده قرار بگیره، توسط سیاهپوستان آمریکایی به شکل دستوریStay woke استفاده میشد. Stay woke به معنای بیدار ماندن، و یا آگاهی مستمره، و مبارزان سیاهپوست آمریکایی، برای اینکه همیشه نسبت به تبعیضهای نژادپرستانه سفید پوستها آگاه بمونن از این لفظ استفاده میکردند.
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘راستِ افراطی، یا "چپِ" نیرنگباز؟
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
پیشگفتار (۱/۲)
🍂 یکی از ویرانگرترین دستآوردهای انقلاب ۵۷ تجاوز به واژگان و رخدادها بود. از سویی مانند نمونۀ "لیبرال" به یک واژۀ نیک درونمایهای زشت بخشیده میشد (۱) و از دیگر سو، پدیدههایی که در نهادِ خود زشت و نکوهیده بودند، با نامی مردمپسند نامیده میشدند. آغاز این نیرنگبازی سیاسی و فروختن زشتترین اندیشهها با بستهبندی نیکو، به پیدایش حزب «توده» بر سپهر سیاسی ایران بازمیگشت، به روزی که احسان طبری برای شوروی، درخواست امتیاز نفت شمال را کرد و نام آن را "موازنۀ منفی" گذاشت (۲).
🍂 اندکی دیرتر، استالین در پیروی از آدولف هیتلر که در فرانسۀ اشغالی یک حکومت دستنشانده پدید آورده و قهرمان جنگ اول جهانی - مارشال پتن - را بر سر آن نشانده بود، در استان آذربایجان دو حکومت دستنشانده برپا کرد و میر جعفر پیشهوری و قاضی محمد را بر تخت فرمانروائی آنها نشاند.
🍂 اگرچه بنیانگذاری یک جمهوری (مهاباد) در درون مرزهای یک کشور پادشاهی، چیزی جز تجزیه نیست و اگرچه پیشهوری و قاضی محمد و حکومتهایشان را تنها با رژیم دستنشانده ویشی در فرانسه میتوان همانند دانست، و اگرچه امروزه همگان میدانند که پیشهوری و قاضی محمد، چیزی بیش از دو سرسپرده و فرمانبردار استالین و باقراُف نبودهاند، حزب توده توانستهاست از همان روزها تا کنون، به ایرانیان بباوراند که آن دو، تنها به دنبال «حقوق شهروندی آذربایجانیها و کُردها» و «برپائی انجمنهای ایالتی و ولایتی» بودهاند، چیزی که در واژهشناسی نئومارکسیستهای ایرانی به آن "حقوق اتنیکی" گفته میشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
پیشگفتار (۱/۲)
🍂 یکی از ویرانگرترین دستآوردهای انقلاب ۵۷ تجاوز به واژگان و رخدادها بود. از سویی مانند نمونۀ "لیبرال" به یک واژۀ نیک درونمایهای زشت بخشیده میشد (۱) و از دیگر سو، پدیدههایی که در نهادِ خود زشت و نکوهیده بودند، با نامی مردمپسند نامیده میشدند. آغاز این نیرنگبازی سیاسی و فروختن زشتترین اندیشهها با بستهبندی نیکو، به پیدایش حزب «توده» بر سپهر سیاسی ایران بازمیگشت، به روزی که احسان طبری برای شوروی، درخواست امتیاز نفت شمال را کرد و نام آن را "موازنۀ منفی" گذاشت (۲).
🍂 اندکی دیرتر، استالین در پیروی از آدولف هیتلر که در فرانسۀ اشغالی یک حکومت دستنشانده پدید آورده و قهرمان جنگ اول جهانی - مارشال پتن - را بر سر آن نشانده بود، در استان آذربایجان دو حکومت دستنشانده برپا کرد و میر جعفر پیشهوری و قاضی محمد را بر تخت فرمانروائی آنها نشاند.
🍂 اگرچه بنیانگذاری یک جمهوری (مهاباد) در درون مرزهای یک کشور پادشاهی، چیزی جز تجزیه نیست و اگرچه پیشهوری و قاضی محمد و حکومتهایشان را تنها با رژیم دستنشانده ویشی در فرانسه میتوان همانند دانست، و اگرچه امروزه همگان میدانند که پیشهوری و قاضی محمد، چیزی بیش از دو سرسپرده و فرمانبردار استالین و باقراُف نبودهاند، حزب توده توانستهاست از همان روزها تا کنون، به ایرانیان بباوراند که آن دو، تنها به دنبال «حقوق شهروندی آذربایجانیها و کُردها» و «برپائی انجمنهای ایالتی و ولایتی» بودهاند، چیزی که در واژهشناسی نئومارکسیستهای ایرانی به آن "حقوق اتنیکی" گفته میشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘راستِ افراطی، یا "چپِ" نیرنگباز؟
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
پیشگفتار (۲/۲)
🍂 حزب توده و همپیمانان پیدا و پنهانش، پس از انقلاب نیز خزیدن در زیر عبای خمینی و همکاری با نهادهای سرکوب را "مبارزه ضدامپریالیستی" نامیدند.
🍂 اینچنین بود که رژیم برآمده از همکاری مارکسیسم و اسلامیسم، هم به جان واژگان افتاد و مزدورانی که کاری جز سرکوب و خوارشماری زنان این آبوخاک نداشتند، نام "گشت ارشاد" را بر خود نهادند، که از ریشهٔ "رُشد" است، تو گویی که آنان هرگز آماجی جز «بالِش و برآیش زنان ایرانی» را در سر نداشتهاند.
🍂 این روزها و در خاموشی خیابان، بار دیگر واژهپردازان گفتمانِ ۵۷ به میدان آمدهاند، تا به مانند همیشهی یکسد سال گذشته، بز بلاگردانی بیابند و گناه همه کژکاریها و تباهکاریهای خود را به گردن او بیفکنند. یکی از واژههایی که در این رهگذر، با بسآمد بسیار به گوش میرسد، دشناموارۀ "راست افراطی" است؛ واژهای که بهدرستی دانسته نیست در کدام راستا و با کدام آماج به کار گرفته میشود.
🍂 از آنجا که نئومارکسیستهای ایرانی، یا همان گرایشهایی که من آنان را "ووکیست" مینامم، همواره مقلد همتایان اروپائی/امریکائی خود بودهاند، گمان میبرم اینبار نیز در پیرویِ کورکورانه از همانان دست به این واژهپردازی زدهباشند (۳).
🍂 در زبانهای اروپائی، ما با دو فنواژه افراطگرائی (extremism) و بنیانگرایی (۴) (radicalism) سروکار داریم. بر من دانسته نیست واژهٔ "راست افراطی" که اکنون بر سر زبانهاست، برگردان کدامیک از آن دو است، چرا که واژهشناسی سیاسی-اجتماعی، دستکم در آلمان، این دو پدیده را یکی نمیپندارد.
🍂 در جایی که بنیانگرایان به ریشهٔ (radix) پدیدههای اجتماعی میپردازند، افراطگرایان میتوانند خشونت، زور و قانونشکنی را ابزارهایی برای پیشبرد سیاستهای خود بدانند. افراطگرایان به حکومت قانون، دموکراسی و برابری شهروندان باوری ندارند، ولی بنیانگرایان میتوانند در چارچوب سازوکارهای دموکراتیک کنشگری کنند (۵).
🍂 بدینگونه پیش از اینکه بتوان نیروهایی یا کسانی را "راست افراطی" نامید، باید نخست تعریفی دانشگاهی از این واژه بهدست داد، ویژگیهای آن را برشمرد و آن گاه آن نیروها و ویژگیهایشان را با این تعریف برسنجید. تا جایی که من میبینم، در این ستیزهجوییها، نهتنها راست و چپ در جایگاه دو فنواژۀ دانش جامعهشناسی تعریف نمیشوند، که افراطگرائی و بنیانگرائی نیز یکی گرفته میشوند (۶).
🍂 آیا ما در سپهر سیاست ایرانی، راست افراطی و راست بنیانگرا داریم؟ بیبروبرگرد! کسانی که در بینش و کنش، شهروندان را برابر نمیدانند، کسانی که بنیانهای ساختاری یک همزیستی دموکراتیک را به چالش میگیرند، کسانی که به حکومتهای اقتدارگرا باور دارند، کسانی که نیازی به انتخابات نمیبینند و از همین امروز هم شکل و هم درونمایۀ حکومت آینده ایران را تعیین کردهاند، همگی "افراطگرا" به شمار میآیند، اینکه آیا میتوان همۀ آنان را "راست" یا "چپ" نامید، پرسشی دیگر است که برای پاسخ به آن باید نخست یک تعریف دانشگاهی از دو فنواژه چپ و راست به دست داد.
🍂 پس تا اینجا دانسته شد که "راست افراطی" پیش از آنکه یک فنواژه برای نامیدن گروهی یکپارچه، همگن و همگون باشد، دشناموارهای سیاسی، در راستای از میدان به در کردن هماوردان و سرپوش نهادن بر کاستیهای خودیها است؛ چرا که اگر نیک به کنش و منش کسانی بنگریم که این واژه را به کار میبرند، آنگاه خواهیم دید که بسیاری از آنان خود بیشتر سزاوار این واژهاند. پیش از آن ولی گذری در تاریخ جهان و ایران تُهی از هوده نخواهد بود:
🍂 به وارونۀ آنچه که بسیاری از ما میپنداشتیم و برخی از ما هنوز هم میپنداریم، "افراطگری یا اکسترمیسم" در سدۀ بیستم از دل گرایشهای چپ بیرون آمد، یا اگر ریشهایتر به تاریخ بنگریم، این سوسیالیستها بودند که هم به افراطگرائی و هم به بنیانگرائی دامن زدند. سوسیالیستهای اروپا، با بخش شدن به دو دسته ناسیونالست و انترناسیونالیست، سرتاسر سده بیستم را به خون و آتش و ویرانی آغشتند؛ از دل سوسیالیسم ملی، موسولینی و هیتلر به در آمدند و از دل سوسیالیسم جهانمیهن، استالین و مائو و پولپوت. حزب ناسیونال سوسیالیسم کارگران آلمان (NSDAP) دنباله حزب کارگران آلمان (DAP) بود که همۀ بنیانگذارانش کارگران راهآهن بودند. موسولینی هم از سال ۱۹۱۲ سردبیر روزنامه به پیش! (۷) (Avanti!) ارگان حزب سوسیالیست ایتالیا (Partito Socialista Italiano) بود.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۵۱ واژه
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
پیشگفتار (۲/۲)
🍂 حزب توده و همپیمانان پیدا و پنهانش، پس از انقلاب نیز خزیدن در زیر عبای خمینی و همکاری با نهادهای سرکوب را "مبارزه ضدامپریالیستی" نامیدند.
🍂 اینچنین بود که رژیم برآمده از همکاری مارکسیسم و اسلامیسم، هم به جان واژگان افتاد و مزدورانی که کاری جز سرکوب و خوارشماری زنان این آبوخاک نداشتند، نام "گشت ارشاد" را بر خود نهادند، که از ریشهٔ "رُشد" است، تو گویی که آنان هرگز آماجی جز «بالِش و برآیش زنان ایرانی» را در سر نداشتهاند.
🍂 این روزها و در خاموشی خیابان، بار دیگر واژهپردازان گفتمانِ ۵۷ به میدان آمدهاند، تا به مانند همیشهی یکسد سال گذشته، بز بلاگردانی بیابند و گناه همه کژکاریها و تباهکاریهای خود را به گردن او بیفکنند. یکی از واژههایی که در این رهگذر، با بسآمد بسیار به گوش میرسد، دشناموارۀ "راست افراطی" است؛ واژهای که بهدرستی دانسته نیست در کدام راستا و با کدام آماج به کار گرفته میشود.
🍂 از آنجا که نئومارکسیستهای ایرانی، یا همان گرایشهایی که من آنان را "ووکیست" مینامم، همواره مقلد همتایان اروپائی/امریکائی خود بودهاند، گمان میبرم اینبار نیز در پیرویِ کورکورانه از همانان دست به این واژهپردازی زدهباشند (۳).
🍂 در زبانهای اروپائی، ما با دو فنواژه افراطگرائی (extremism) و بنیانگرایی (۴) (radicalism) سروکار داریم. بر من دانسته نیست واژهٔ "راست افراطی" که اکنون بر سر زبانهاست، برگردان کدامیک از آن دو است، چرا که واژهشناسی سیاسی-اجتماعی، دستکم در آلمان، این دو پدیده را یکی نمیپندارد.
🍂 در جایی که بنیانگرایان به ریشهٔ (radix) پدیدههای اجتماعی میپردازند، افراطگرایان میتوانند خشونت، زور و قانونشکنی را ابزارهایی برای پیشبرد سیاستهای خود بدانند. افراطگرایان به حکومت قانون، دموکراسی و برابری شهروندان باوری ندارند، ولی بنیانگرایان میتوانند در چارچوب سازوکارهای دموکراتیک کنشگری کنند (۵).
🍂 بدینگونه پیش از اینکه بتوان نیروهایی یا کسانی را "راست افراطی" نامید، باید نخست تعریفی دانشگاهی از این واژه بهدست داد، ویژگیهای آن را برشمرد و آن گاه آن نیروها و ویژگیهایشان را با این تعریف برسنجید. تا جایی که من میبینم، در این ستیزهجوییها، نهتنها راست و چپ در جایگاه دو فنواژۀ دانش جامعهشناسی تعریف نمیشوند، که افراطگرائی و بنیانگرائی نیز یکی گرفته میشوند (۶).
🍂 آیا ما در سپهر سیاست ایرانی، راست افراطی و راست بنیانگرا داریم؟ بیبروبرگرد! کسانی که در بینش و کنش، شهروندان را برابر نمیدانند، کسانی که بنیانهای ساختاری یک همزیستی دموکراتیک را به چالش میگیرند، کسانی که به حکومتهای اقتدارگرا باور دارند، کسانی که نیازی به انتخابات نمیبینند و از همین امروز هم شکل و هم درونمایۀ حکومت آینده ایران را تعیین کردهاند، همگی "افراطگرا" به شمار میآیند، اینکه آیا میتوان همۀ آنان را "راست" یا "چپ" نامید، پرسشی دیگر است که برای پاسخ به آن باید نخست یک تعریف دانشگاهی از دو فنواژه چپ و راست به دست داد.
🍂 پس تا اینجا دانسته شد که "راست افراطی" پیش از آنکه یک فنواژه برای نامیدن گروهی یکپارچه، همگن و همگون باشد، دشناموارهای سیاسی، در راستای از میدان به در کردن هماوردان و سرپوش نهادن بر کاستیهای خودیها است؛ چرا که اگر نیک به کنش و منش کسانی بنگریم که این واژه را به کار میبرند، آنگاه خواهیم دید که بسیاری از آنان خود بیشتر سزاوار این واژهاند. پیش از آن ولی گذری در تاریخ جهان و ایران تُهی از هوده نخواهد بود:
🍂 به وارونۀ آنچه که بسیاری از ما میپنداشتیم و برخی از ما هنوز هم میپنداریم، "افراطگری یا اکسترمیسم" در سدۀ بیستم از دل گرایشهای چپ بیرون آمد، یا اگر ریشهایتر به تاریخ بنگریم، این سوسیالیستها بودند که هم به افراطگرائی و هم به بنیانگرائی دامن زدند. سوسیالیستهای اروپا، با بخش شدن به دو دسته ناسیونالست و انترناسیونالیست، سرتاسر سده بیستم را به خون و آتش و ویرانی آغشتند؛ از دل سوسیالیسم ملی، موسولینی و هیتلر به در آمدند و از دل سوسیالیسم جهانمیهن، استالین و مائو و پولپوت. حزب ناسیونال سوسیالیسم کارگران آلمان (NSDAP) دنباله حزب کارگران آلمان (DAP) بود که همۀ بنیانگذارانش کارگران راهآهن بودند. موسولینی هم از سال ۱۹۱۲ سردبیر روزنامه به پیش! (۷) (Avanti!) ارگان حزب سوسیالیست ایتالیا (Partito Socialista Italiano) بود.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۵۱ واژه
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
راست افراطی، یا "چپ" نیرنگباز؟
دکتر محسن بنائی 🍂 یکی از ویرانگرترین دستآوردهای انقلاب ۵۷ تجاوز به واژگان و رخدادها بود. از سویی مانند نمونۀ "لیبرال" به یک واژۀ نیک درونمایهای زشت بخشیده میشد (۱) و از دیگر سو، پدیدههایی که در نهادِ خود زشت و نکوهیده بودند، با نامی مردمپسند نامیده میشدند.…
📘وُوک ما را بيدار میکند تا به خوابيدن ادامه دهيم!
— اسلاوی ژیژک: جنبش ووک همچون نوعی «جزماندیشی سکولار»
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۶ دقیقه
🔖 ۳۱۲۶ واژه
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسلاوی ژیژک: جنبش ووک همچون نوعی «جزماندیشی سکولار»
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۶ دقیقه
🔖 ۳۱۲۶ واژه
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘وُوک ما را بيدار میکند تا به خوابيدن ادامه دهيم!
— #اسلاوی_ژیژک: جنبش ووک همچون نوعی «جزماندیشی سکولار»
🖌 #ترجمه: اردلان لقائی
🍂 وینسنت لوید، استاد سیاهپوست مشهوری است که سالها دربارۀ نژادپرستی و ستمهایی که بر سیاهپوستان رفته تحقیق کرده و نوشته است. سال ۲۰۲۲، یک انجمن فرهنگی از او درخواست کرد تا با ۱۲ نوجوان ۱۷ سالۀ سیاهپوست سمیناری با موضوع «نژاد و محدودیتهای قانون در آمریکا» برگزار کند، اما چند جلسه بعد از شروع سمینار، با رأیگیری آن نوجوانان، خودِ او به اتهام نژادپرستی از دوره اخراج شد. اسلاوی ژیژک در این مقاله، با آوردن چند مثال دیگر از این قبیل، میپرسد: چطور جنبش ووک به اینجا رسید؟
***
🍂 اسلاوی ژیژک| برخی ادعا میکنند که وُوک ۱ رو به افول است، اما در حقیقت، بهتدریج در حال عادیشدن است، حتی افرادی که در باطن به آن شک دارند، از آن پیروی میکنند و بیشترِ دانشگاهیان، شرکتها و نهادهای دولتی، آن را به کار میگیرند. ازاینرو، وُوک همراه با آنچه در مقابلش قرار میگیرد، یعنی شرمآوربودنِ «پوپولیسم جدید و بنیادگرایی دینی»، بیشازپیش سزاوار نقد ماست.
🍂 برای بررسی این مسئله، با اسکاتلند شروع میکنیم، جایی که دولت نیکولا استورجن، آرمانهای وُوکیسم و الجیبیتی را (تقریباً) در اولویت قرار داد. پس از آنکه قانونگذاران اسکاتلندی، طرحی را تصویب کردند که بهموجب آن، افراد میتوانستند جنسیت خود را به لحاظ قانونی، راحتتر تغییر دهند و ۱۶ تا ۱۷ سالهها نیز مشمول نظام جدید هویتیابی جنسی شدند، دولت اسکاتلند، در دسامبر ۲۰۲۲، آن روز را «روز تاریخیِ برابری» نامید. اساساً فرد آنچه را که احساس میکند هویت جنسیاش است را اعلام میکند و این هویت، همانطور که میخواهد ثبت میشود، اما مشکلی قابل پیشبینی پدید آمد: آیلا برایسون، فردی که بهلحاظ بیولوژیکی «مرد» محسوب میشد و به تجاوز محکوم شدهبود، به زندان زنان در شهر استیرلینگ فرستاده شد!
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۶ دقیقه
🔖 ۳۱۲۶ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— #اسلاوی_ژیژک: جنبش ووک همچون نوعی «جزماندیشی سکولار»
🖌 #ترجمه: اردلان لقائی
🍂 وینسنت لوید، استاد سیاهپوست مشهوری است که سالها دربارۀ نژادپرستی و ستمهایی که بر سیاهپوستان رفته تحقیق کرده و نوشته است. سال ۲۰۲۲، یک انجمن فرهنگی از او درخواست کرد تا با ۱۲ نوجوان ۱۷ سالۀ سیاهپوست سمیناری با موضوع «نژاد و محدودیتهای قانون در آمریکا» برگزار کند، اما چند جلسه بعد از شروع سمینار، با رأیگیری آن نوجوانان، خودِ او به اتهام نژادپرستی از دوره اخراج شد. اسلاوی ژیژک در این مقاله، با آوردن چند مثال دیگر از این قبیل، میپرسد: چطور جنبش ووک به اینجا رسید؟
***
🍂 اسلاوی ژیژک| برخی ادعا میکنند که وُوک ۱ رو به افول است، اما در حقیقت، بهتدریج در حال عادیشدن است، حتی افرادی که در باطن به آن شک دارند، از آن پیروی میکنند و بیشترِ دانشگاهیان، شرکتها و نهادهای دولتی، آن را به کار میگیرند. ازاینرو، وُوک همراه با آنچه در مقابلش قرار میگیرد، یعنی شرمآوربودنِ «پوپولیسم جدید و بنیادگرایی دینی»، بیشازپیش سزاوار نقد ماست.
🍂 برای بررسی این مسئله، با اسکاتلند شروع میکنیم، جایی که دولت نیکولا استورجن، آرمانهای وُوکیسم و الجیبیتی را (تقریباً) در اولویت قرار داد. پس از آنکه قانونگذاران اسکاتلندی، طرحی را تصویب کردند که بهموجب آن، افراد میتوانستند جنسیت خود را به لحاظ قانونی، راحتتر تغییر دهند و ۱۶ تا ۱۷ سالهها نیز مشمول نظام جدید هویتیابی جنسی شدند، دولت اسکاتلند، در دسامبر ۲۰۲۲، آن روز را «روز تاریخیِ برابری» نامید. اساساً فرد آنچه را که احساس میکند هویت جنسیاش است را اعلام میکند و این هویت، همانطور که میخواهد ثبت میشود، اما مشکلی قابل پیشبینی پدید آمد: آیلا برایسون، فردی که بهلحاظ بیولوژیکی «مرد» محسوب میشد و به تجاوز محکوم شدهبود، به زندان زنان در شهر استیرلینگ فرستاده شد!
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۶ دقیقه
🔖 ۳۱۲۶ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
وُوک ما را بيدار میکند تا به خوابيدن ادامه دهيم!
— اسلاوی ژیژک: جنبش ووک همچون نوعی «جزماندیشی سکولار» وینسنت لوید، استاد سیاهپوست مشهوری است که سالها دربارۀ نژادپرستی و ستمهایی که بر سیاهپوستان رفته تحقیق کرده و نوشته است. سال ۲۰۲۲، یک انجمن فرهنگی از او درخواست کرد تا با ۱۲ نوجوان ۱۷ سالۀ سیاهپوست…
چپگرایی و ووکیسم
@Naqdagin
🎧چپگرایی و ووکیسم (+)
— اسب تروایِ اسلامگرایی در حمله به تمدن غربی
🎙دکتر #مجید_محمدی (جامعهشناس)
#نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسب تروایِ اسلامگرایی در حمله به تمدن غربی
🎙دکتر #مجید_محمدی (جامعهشناس)
«اما خطر اسلامگرایی برای بنیادهای تمدن غربی، فراتر از حملۀ چین به تایوان یا حملۀ روسیه به اوکراین است. در روسیه و چین امروز، زنان را ختنه نمیکنند، کشتن برای غیرت مردانه رواج ندارد، حجاب قرار نیست اجباری شود، دست سارق را قطع نمیکنند، و به زنان یهودی تجاوز نمیکنند».
#نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 قربانیپنداری (+)
🍂 شرایط مادی، لطمات مادی و قابل اندازهگیری همانند نقض حقوق طبیعی هر انسان و هر شهروندی میتوانند به درستی اشخاص را در موقعیت قربانی قرار دهند. با این وجود، ذهن ما انسانها همواره در معرض تعمیمها، قضاوتها و پیشفرضهایی قرار دارد که منجر به نادیده گرفتن ضرورت برای وارسی دائمی واقعیتهای اولیه میشود.
🍂 این ویدئو بخشی از مصاحبه کنستانتین کیسین، طنزپرداز، نویسنده و مفسر سیاسی با جان اندرسون، معاون سابق نخستوزیر استرالیا (۱۹۹۹-۲۰۰۵) است که کیسین در آن از فرهنگ وُک و تأثیرش در تقویت ذهنیت خودقربانیپنداری انتقاد میکند. کیسین و اندرسون، هر دو از حامیان ارزشهای محافظهکاری نظیر آزادیهای فردی، ارزشهای خانواده و حکومت محدود هستند.
🖌#ترجمه: نوشین دیلمی
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 شرایط مادی، لطمات مادی و قابل اندازهگیری همانند نقض حقوق طبیعی هر انسان و هر شهروندی میتوانند به درستی اشخاص را در موقعیت قربانی قرار دهند. با این وجود، ذهن ما انسانها همواره در معرض تعمیمها، قضاوتها و پیشفرضهایی قرار دارد که منجر به نادیده گرفتن ضرورت برای وارسی دائمی واقعیتهای اولیه میشود.
🍂 این ویدئو بخشی از مصاحبه کنستانتین کیسین، طنزپرداز، نویسنده و مفسر سیاسی با جان اندرسون، معاون سابق نخستوزیر استرالیا (۱۹۹۹-۲۰۰۵) است که کیسین در آن از فرهنگ وُک و تأثیرش در تقویت ذهنیت خودقربانیپنداری انتقاد میکند. کیسین و اندرسون، هر دو از حامیان ارزشهای محافظهکاری نظیر آزادیهای فردی، ارزشهای خانواده و حکومت محدود هستند.
🖌#ترجمه: نوشین دیلمی
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 کنسلکالچر و مشکلاتش (تعمق)
— ووک و چپِ نو در نقش کشیشهای تکهتکهساز
🎙#اسلاوی_ژیژک
🍂 شاید بپرسید چه ارتباطیست میان ووکیسم و گفتمان غالبِ بخشی از چپ ایرانی با سوگیریهای ایرانستیزانه؟ و چرا باید به این امر بپردازیم و از نقدهای جدی وارد بر آن، حتی از سوی برخی متفکران چپ، مطلع باشیم؟ از آنجا که ما بهاقتضای انحطاط تاریخیمان، کمتر با تفکر خودانگیخته و ریشهمند در بستر تاریخی ایران طرفیم و بیشتر بر سبیلِ ترجمه و تقلید گام برمیداریم، وضعیت مشابهی توسط بخشی از چپهای ایرانی، از فعالین گمنام تا چهرههای مشهور، در حال رقم خوردن است. وضعیتی که در آن، بجای دعوت به وفاق و اتحاد حول امر مشترکِ تاریخی-فرهنگی و تبعا جمعیتساز (و نتیجتا تحولآفرین با کمترین هزینۀ زمان و عمر) و قدرتساز، یعنی «ایران» (بهمثابه خانۀ مشترکِ اجدادی و بستر امکان تحققِ منافع مشترک و ایدههای مشترک و مستقلِ هر فرد ساکن این سرزمین) و مطالبۀ «حکومت قانون، احیای دولتی ملی و دموکراتیک بر محورِ حقوق بشر/شهروندی فرد فردِ ایرانیان»، اصل را گفتمانهای جمعگرای چپ با محوریتِ «قومگراییِ ستیزهجو» قرار دادهاند که در آن، مسالۀ اصلی، نه کنار زدن «اسلامگرایی-بنیادگرایی» که در حال رقمزدنِ فلاکت همهجانبه و سرکوبِ ابتداییترین حقوق آحاد ایرانیان است (از جمله حقِ داشتنِ دولتی فراگیر و ملی و لائیک و ملتزم به حقوق بشر)، بلکه دمیدنِ هر روزه بر حس «سرفکندگندگی و شرمساری و حس گناه» از نفسِ ایرانی زادهشدن / بودن، با کوبیدن و تخریبِ ایران و ایرانی و زبان فارسی و هر امرِ مشترک است: از زبان تا پرچم تا تاریخ و اساطیر و شاعران بزرگ و اهل فکرِ آن.
🍂 ایرانیان و ایراندوستان، با قومی خیالی و خودساخته بهنام «فارس» بازتعریف میشوند، و بهمثابه «قومی ستمگر و اشغالگر»، با تاریخی «سراسر دروغ و جعل و فریب» تبلیغ میشوند، درحالیکه اقوام ایرانی، هر یک، «ملت/ تمدنی جدا» و با تاریخی حتی چند هزار ساله از «تحت ستم بودگیِ هدفمند» جا زده میشوند، و هر کس، به فرهنگ ایران یا زبان فارسی، کمترین خدمتی کردهباشد و کمترین تعلقی به تاریخ و نمادهای ایران (امر مشترک) داشتهباشد، با انواع روشها و با انواع بهانهها، بهمثابه فردی فاشیست/ایدئولوژیک/ سرشار از رذائل/ وابسته به حکومتِ آخوندی و... نشان دادهمیشود که باید شرمسار و رسوا و مطرودش ساخت.
🍂 در چنین فضاسازی سمگستری بود که جنبش تاریخی و ملیِ ایرانیان (مهسا) که سرشار از اتحاد و همدلی خیرهکننده و فداکاریِ ایرانیان برای همدیگر، بهمثابه شهروندانِ همسرنوشتِ یک کشورِ تاریخی بود، بدل به جنگِ ۷۲ ملت و حرکتی عقیمشده و از-هم-گسیخته شد. هر قومی، «ملتی جداگانه» و «تحت ستمِ ویژه» (توسط قومِ جعلیِ «فارس») دانستهشد که باید پرچم جداگانهای حمل کند و پرچم ایران، به پرچم «نظام سیاسیِ پادشاهی»، آن هم منحصر به «خاندانِ پهلوی»، تقلیل یافت (که باید با تقویت «حسِ شرمساری» یا «ممنوعیتهای بیرونی» در تجمعات، حذف شود تا مثلا جلوی بازگشتِ سلطنت و سلطنتطلبان گرفتهشود)؛ یعنی پرچم به چیزی در حد یک «نقاشی کودکانه» که میتوان و ضروریست نفی و طردش کرد و هر چند مدت یک بار، تغییرش داد، بدل شد (نگاهی مشترک با خمینی و امتیهای متنفر، یا در بهترین حالت بیحس و بیتفاوت، به موضوعِ ایران و نمادها و تاریخش). «پادشاهی» هم در نظر این نگاهِ عمیقا ایدئولوژیک و متاثر از انگارههای مارکسیستی (که عمدتا از «ایدئولوژی» بشکلی خطا، بعنوان «فحش و ناسزا» استفاده میکند، نه بهمثابه یک وجه «توصیفی»؛ چراکه ضرورتا و قبل از تبیین، «بار ارزشی منفی» ندارد و برای مثال میدانیم، «لیبرالیسم» هم یک ایدئولوژیست و کسی که از منظر یک لیبرال، نگاه چپگرا یا قومگرا یا ناسیونال سوسیالیسم را نقد میکند، ایدئولوژی خاصی را، بهدرست یا غلط، دارای ارجحیت نسبی دانسته)، با یک تاریخِ «سراسر ظالمانه و ظلمانی و استبدادی و خونین» درک و توصیف میشود، نه اینکه پادشاهی نیز مثل «خانواده» و «روحانیت»، یک نهادِ غالب در تاریخِ جهان، تا همین چند وقت اخیر، دیدهشود، که نقاط مثبت و منفی خود را (مثل هر نهاد تاریخی دیگری) داشته، و اگر تماما و در وجه غالب، قابل تقلیل به «سرکوبگری و سلطه و خونریزیِ کور» بود، چنین بقای بلندمدتی نمییافت و چنین کارآمدیای نشان نمیداد. فقط مقایسهای گذرا میان حکومت کمونیستی شوروی (از مراکز رواجِ چنین انگارههای ایدئولوژیکی از تاریخ) و حکومت جمهوری پادشاهیستیزِ اسلامی، با حکومتهای سابقشان، در آمارِ کمی و کیفیِ کشتار و شکنجه و سرکوبی که رقم زدند، برای فهم ناروایی چنین داوریای دربارۀ نهادهای تاریخی بسنده است؛ بدون آنکه بخواهیم، حکم به برتری و یا ضرورتِ پادشاهی در هر شکلش (بلکه امکان احیایش)، بر هر شکلِ جمهوری بدهیم.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی
#ایران #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ووک و چپِ نو در نقش کشیشهای تکهتکهساز
🎙#اسلاوی_ژیژک
🍂 شاید بپرسید چه ارتباطیست میان ووکیسم و گفتمان غالبِ بخشی از چپ ایرانی با سوگیریهای ایرانستیزانه؟ و چرا باید به این امر بپردازیم و از نقدهای جدی وارد بر آن، حتی از سوی برخی متفکران چپ، مطلع باشیم؟ از آنجا که ما بهاقتضای انحطاط تاریخیمان، کمتر با تفکر خودانگیخته و ریشهمند در بستر تاریخی ایران طرفیم و بیشتر بر سبیلِ ترجمه و تقلید گام برمیداریم، وضعیت مشابهی توسط بخشی از چپهای ایرانی، از فعالین گمنام تا چهرههای مشهور، در حال رقم خوردن است. وضعیتی که در آن، بجای دعوت به وفاق و اتحاد حول امر مشترکِ تاریخی-فرهنگی و تبعا جمعیتساز (و نتیجتا تحولآفرین با کمترین هزینۀ زمان و عمر) و قدرتساز، یعنی «ایران» (بهمثابه خانۀ مشترکِ اجدادی و بستر امکان تحققِ منافع مشترک و ایدههای مشترک و مستقلِ هر فرد ساکن این سرزمین) و مطالبۀ «حکومت قانون، احیای دولتی ملی و دموکراتیک بر محورِ حقوق بشر/شهروندی فرد فردِ ایرانیان»، اصل را گفتمانهای جمعگرای چپ با محوریتِ «قومگراییِ ستیزهجو» قرار دادهاند که در آن، مسالۀ اصلی، نه کنار زدن «اسلامگرایی-بنیادگرایی» که در حال رقمزدنِ فلاکت همهجانبه و سرکوبِ ابتداییترین حقوق آحاد ایرانیان است (از جمله حقِ داشتنِ دولتی فراگیر و ملی و لائیک و ملتزم به حقوق بشر)، بلکه دمیدنِ هر روزه بر حس «سرفکندگندگی و شرمساری و حس گناه» از نفسِ ایرانی زادهشدن / بودن، با کوبیدن و تخریبِ ایران و ایرانی و زبان فارسی و هر امرِ مشترک است: از زبان تا پرچم تا تاریخ و اساطیر و شاعران بزرگ و اهل فکرِ آن.
🍂 ایرانیان و ایراندوستان، با قومی خیالی و خودساخته بهنام «فارس» بازتعریف میشوند، و بهمثابه «قومی ستمگر و اشغالگر»، با تاریخی «سراسر دروغ و جعل و فریب» تبلیغ میشوند، درحالیکه اقوام ایرانی، هر یک، «ملت/ تمدنی جدا» و با تاریخی حتی چند هزار ساله از «تحت ستم بودگیِ هدفمند» جا زده میشوند، و هر کس، به فرهنگ ایران یا زبان فارسی، کمترین خدمتی کردهباشد و کمترین تعلقی به تاریخ و نمادهای ایران (امر مشترک) داشتهباشد، با انواع روشها و با انواع بهانهها، بهمثابه فردی فاشیست/ایدئولوژیک/ سرشار از رذائل/ وابسته به حکومتِ آخوندی و... نشان دادهمیشود که باید شرمسار و رسوا و مطرودش ساخت.
🍂 در چنین فضاسازی سمگستری بود که جنبش تاریخی و ملیِ ایرانیان (مهسا) که سرشار از اتحاد و همدلی خیرهکننده و فداکاریِ ایرانیان برای همدیگر، بهمثابه شهروندانِ همسرنوشتِ یک کشورِ تاریخی بود، بدل به جنگِ ۷۲ ملت و حرکتی عقیمشده و از-هم-گسیخته شد. هر قومی، «ملتی جداگانه» و «تحت ستمِ ویژه» (توسط قومِ جعلیِ «فارس») دانستهشد که باید پرچم جداگانهای حمل کند و پرچم ایران، به پرچم «نظام سیاسیِ پادشاهی»، آن هم منحصر به «خاندانِ پهلوی»، تقلیل یافت (که باید با تقویت «حسِ شرمساری» یا «ممنوعیتهای بیرونی» در تجمعات، حذف شود تا مثلا جلوی بازگشتِ سلطنت و سلطنتطلبان گرفتهشود)؛ یعنی پرچم به چیزی در حد یک «نقاشی کودکانه» که میتوان و ضروریست نفی و طردش کرد و هر چند مدت یک بار، تغییرش داد، بدل شد (نگاهی مشترک با خمینی و امتیهای متنفر، یا در بهترین حالت بیحس و بیتفاوت، به موضوعِ ایران و نمادها و تاریخش). «پادشاهی» هم در نظر این نگاهِ عمیقا ایدئولوژیک و متاثر از انگارههای مارکسیستی (که عمدتا از «ایدئولوژی» بشکلی خطا، بعنوان «فحش و ناسزا» استفاده میکند، نه بهمثابه یک وجه «توصیفی»؛ چراکه ضرورتا و قبل از تبیین، «بار ارزشی منفی» ندارد و برای مثال میدانیم، «لیبرالیسم» هم یک ایدئولوژیست و کسی که از منظر یک لیبرال، نگاه چپگرا یا قومگرا یا ناسیونال سوسیالیسم را نقد میکند، ایدئولوژی خاصی را، بهدرست یا غلط، دارای ارجحیت نسبی دانسته)، با یک تاریخِ «سراسر ظالمانه و ظلمانی و استبدادی و خونین» درک و توصیف میشود، نه اینکه پادشاهی نیز مثل «خانواده» و «روحانیت»، یک نهادِ غالب در تاریخِ جهان، تا همین چند وقت اخیر، دیدهشود، که نقاط مثبت و منفی خود را (مثل هر نهاد تاریخی دیگری) داشته، و اگر تماما و در وجه غالب، قابل تقلیل به «سرکوبگری و سلطه و خونریزیِ کور» بود، چنین بقای بلندمدتی نمییافت و چنین کارآمدیای نشان نمیداد. فقط مقایسهای گذرا میان حکومت کمونیستی شوروی (از مراکز رواجِ چنین انگارههای ایدئولوژیکی از تاریخ) و حکومت جمهوری پادشاهیستیزِ اسلامی، با حکومتهای سابقشان، در آمارِ کمی و کیفیِ کشتار و شکنجه و سرکوبی که رقم زدند، برای فهم ناروایی چنین داوریای دربارۀ نهادهای تاریخی بسنده است؛ بدون آنکه بخواهیم، حکم به برتری و یا ضرورتِ پادشاهی در هر شکلش (بلکه امکان احیایش)، بر هر شکلِ جمهوری بدهیم.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی
#ایران #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
👳🏿♂️ امروز که خبر حضورِ مجدد شیخ کاظم صدیقیِ ولایتمعاش و ولایتپناه در نماز جمعه، در کسوت خطیب و سخنران، پس از رسوایی مالیِ اسفند ماه گذشته که به «ازگل گیت» موسوم گشته را خواندم، قصۀ تلخی که نقل هر محفل و نُقل هر مجلسیست، ابیاتی چند از #حافظ شیرازی فرا…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترجمه: بیحجابها نیازمند یادگیری امضایی هستند که بسهولت جعل شود و زبانی که مثل بلبل دروغ بگوید و مالهکشی کند با این توهم که حجابِ اعمالِ آنها و خلق شود و وقاحتی که سنگِ پای قزوین جلویش ذوب شود؛ این حقیر فقیرِ سراسر تقصیر، صرفا برای جلبِ رضایِ قلبِ امام زمان و کوریِ چشمِ حسودان به مقامات معنویام، این علوم خفیه را بهرایگان آموزش خواهم داد.
#آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
#آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ممنوعیت شعرخوانی در حافظیه
— ۱۴۰۳ سال پس از تشکیلِ اولین #حکومت_اسلامی (بنا به تاریخنگاری(؟) عباسی)
#ایران #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ۱۴۰۳ سال پس از تشکیلِ اولین #حکومت_اسلامی (بنا به تاریخنگاری(؟) عباسی)
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگار دراز
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز (#شاهنامه #فردوسی)
#ایران #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘پاسخ ۱۰ پرسش پیرامون ایران (۱/۲) ✍🏻 #شهرام_مهرافروز پرسش نخست- «مزدا» به چه معناست؟ معنی راستین واژۀ «مزدا» به چم «خدای ماه» است. واژۀ «مزدا» از دو پاره ساخته شدهاست. پارۀ نخست «مز» به چمِ «ماه» است که در زبان پارسی باستان، این معنا بهجا مانده و پارۀ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📻 ضحاک که بود؟ (+)
— بررسی شخصیتِ اسطورهای ضحاک در #شاهنامه و فرهنگ ایرانی
🎙مهرداد فرهمند با #تامار_گیندین (متخصص در زبانهای ایران باستان)
🗄 پست مرتبط
📻 تاریخ اسلام زیر ذرهبین
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📻 جنگهای ساسانیان و اعراب پیش از اسلام
📻 سیاهچالۀ تاریخ اسلام
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه و دین نو
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی با دکتر محسن بنائی:
جلسهٔ یکم: قسمت یکم| قسمت دوم
جلسهٔ دوم: قسمت یکم| قسمت دوم
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی شخصیتِ اسطورهای ضحاک در #شاهنامه و فرهنگ ایرانی
🎙مهرداد فرهمند با #تامار_گیندین (متخصص در زبانهای ایران باستان)
🗄 پست مرتبط
📻 تاریخ اسلام زیر ذرهبین
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📻 جنگهای ساسانیان و اعراب پیش از اسلام
📻 سیاهچالۀ تاریخ اسلام
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه و دین نو
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی با دکتر محسن بنائی:
جلسهٔ یکم: قسمت یکم| قسمت دوم
جلسهٔ دوم: قسمت یکم| قسمت دوم
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اسطوره فریدون و ضحاک
@Naqdagin
🎧 ضحاک که بود؟
— بررسی شخصیتِ اسطورهای ضحاک در فرهنگ ایرانی
🎙مهرداد فرهمند با #تامار_گیندین (متخصص در زبانهای ایران باستان)
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی شخصیتِ اسطورهای ضحاک در فرهنگ ایرانی
🎙مهرداد فرهمند با #تامار_گیندین (متخصص در زبانهای ایران باستان)
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin