نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 جشن‌وارۀ «هنر شیراز» و شایعۀ سکس بر صحنۀ یک نمایش: «خوک، بچه و آتش»
— گزیده‌ای از سریال «مسیر سوم»، مجموعه‌ای ۱۲ قسمتی که به تاریخ معاصر ایران می‌پردازد

🖌#ترجمه: #محمود_کریمی

🍂 دکتر هوشنگ اسفندیار شهابی، استاد تاریخ و روابط بین‌الملل در دانشگاه بوستون است. تخصص او در سیاست و تاریخ فرهنگی خاورمیانه، شیعه و قوانین بین‌الملل می‌باشد. هوشنگ شهابی سابقۀ تدریس در دانشگاه‌های هاروارد و دانشگاه کالیفرنیا و لس‌آنجلس را دارد.

.


#آینه_تاریخ #اختصاصی_نقدآگین



🌾@Naqdagin
📘خوک‌ها در خیابان

✍🏻#رضا_نساجی

🍂 در یکی از مشهورترین رخدادهای یازدهمین/آخرین جشن هنر شیراز (۱۳۵۶)، نمایشی در خیابان‌های شهر اجرا شد به‌نام «خوک، بچه، آتش» اثر گروه مجاری اسکوات. نمایشی که در صحنه‌ای از آن، سربازی به‌زور و در ملاء عام، به زنی روسپی در خیابان تجاوز می‌کند، اما مردم تماشا می‌کنند و ‌اعتراض نه.

🍂 نمایش به ضد خود بدل شد، نه بدین جهت که برخلاف آن سرباز آمریکاییِ مستِ از ویتنام برگشته، سرباز برای مردم ایران «قداست» داشت، یا روسپی‌گری در ایران «ممنوع» بود، یا نمایش به «فرهنگ منحط آمریکایی» تعلق داشت و نه فرهنگ اسلامی و ایرانی، و یا اینکه حکومت این نمایش را «تبلیغ» می‌کرد؛ در واقعیت امر، دست‌اندرکاران جشن، نه‌تنها تا حد ممکن آن را سانسور کرده بودند، بلکه ساواک مانع ار تکرار اجرای آن شد. خود دست‌اندرکاران نمایش (که از بلوک شرق بودند) هم، اکت اول با نام «اعترافات استاوروگین» (ملهم از رمانی به همین نام از داستایوفسکی) را جایگزین کرده‌بودند. البته صحنۀ نمایش در شیراز، شباهتی با صحنۀ نیویورک نداشت، اما کل ماجرا چیز دیگری بود.

🍂 قرار بود این نمایش، بی‌تفاوتی «جامعه» نسبت به ظلم را نشان دهد، اما «اجتماع» مذهبی، کاری به «ظلم» نداشت و تنها «گناه» را می‌فهمید. «تجاوز» چونان ظلم به زنان، البته مهم است، اما «گناه» چونان ظلم به خدا مهم‌تر است. اجتماع نباید «ظلم» را تحمل کند، اما بهتر و آسان‌تر این است که اجتماع ظلم را تماشا نکند. چگونه؟ اگر زنان در خانه بمانند، کسی مزاحم‌شان نخواهد شد. تجاوز به زنان بد است، اما روسپی‌گری و عریان بودن بدتر است. البته ممکن است زنان در خانۀ خود روسپی‌گری کنند، اما مهم این است که دیگران این فعل «گناه» را نبینند؛ همچنان که ممکن است زنان بر اثر گرسنگی، تن به تن‌فروشی دهند، اما بهتر است دیگران نه تن‌فروشی آنها را بفهمند، نه گرسنگی‌شان را.

🍂 کلید ماجرا همین است: «تصویر» اجتماع مسلمین نباید خدشه‌دار شود. تصویر «شهر زمینی» که انعکاس «شهر آسمانی»ست. حتی در دورانی که بعدها «دوران طاغوت» خوانده و طرد شد، شهر مسلمین شهر خداست. مهم نیست زیر پوست این شهر چه می‌گذرد، بلکه تصویر ظاهری این شهر اهمیت دارد. تصویری که بهتر است زنان در آن حضور نداشته باشند، یا اگر به‌اجبار حضور دارند، تا حد امکان پوشیده باشند.

🍂 ذهن مسلمانان بیش از آنکه درگیر «واقعیت/بود» باشد، به «تصویر/نمود» التفات دارد. به بیان آلمانی‌ها، Schein بر Sein غالب است. یعنی مهم نیست در واقعیت چه می‌گذارد، مهم نمایش جاری و تصویری‌ست که القا می‌شود؛ برای نمونه، در مسائل اخلاقی، وجود فساد جنسی موضوعیت ندارد، بلکه «علنی شدن فساد یا حتی افشای آن» خطرناک است. مصداقش، زنی‌ست که علیه تجاوز افشاگری کند؛ خودش بایکوت می‌شود، اگر رسماً محکوم نشود؛ زیرا «افشای فساد»، خود مفسدۀ بزرگ‌تری‌ست؛ خاصه آنکه در قبال فساد مردان، بیشتر اغماض می‌شود تا افشاگری زنان از فساد. هر چه باشد، شهر اسلامی شهر «مردانه» است. «شهر زنان» داستان‌‌های دلکشی‌ست که به قلمرو ادبیات تعلق دارد (شهر «هروم» در شاهنامۀ فردوسی و «بردع» در اسکندرنامۀ نظامی)؛ در واقعیت اما، و در بهترین حالت، زنان پرده‌نشینان حرمسراها‌ هستند (در حقیقت، «کلفت مطبخ و رخت‌شورخانه» که پیوسته می‌زاید، شیر می‌دهد و کهنه عوض می‌کند). اجتماع ما مردانه است و زن اگر «عین گناه» نباشد (افسانۀ گناه نخستین حوا)، دستکم «عامل» آن است.

🍂 نمایش «خوک، بچه، آتش» ظاهرا یکی از جرقه‌های آغاز اعتراضات مسلمانان به دستگاه فرهنگی حکومت پهلوی بود که در یک سال زبانه کشید و همه‌چیز آنِ دستگاه سیاسی را خاکستر کرد. اجتماع مسلمین که تحمل دیدن «گناه» در قلمرو خود نداشت، ناگهان اراده کرده بود «ظلم» را هم از آنجا پاک کند، اما باز هم «گناه مهم‌تر از ظلم بود»؛ این بود که چند روز پیش از آنکه پادگان‌ها و کاخ‌های رژیم اشغال شوند، روسپی‌خانۀ «قلعۀ شهر نو» و کارخانۀ «آبجوی شمس» در بالا و پایین یک محله، به آتش کشیده‌شدند؛ زنان قلعه یا اعدام شدند، یا آواره، اما اینکه آیا واقعاً گناه و ظلم از این قلمرو پاک شد، ماجرای دیگری‌ست. شاید گناه از حصار قلعه بیرون آمد و در همه‌جای شهر گسترده شد، همچنان که ظلم از حصار پادگان و کاخ بیرون آمد و در خیابان روان شد.

🍂 نیم‌قرن پس از آن ماجراها، «مدینۀ فاضلۀ» مسلمانان، بیشتر به «فضولاتِ مانده و فاضلابِ روان» می‌ماند، اما مسلمانان از اعتراض خود به برهنگی دست برنداشته‌اند؛ این بار به جای آنا، بازیگر مجارستانی نمایش «خوک، بچه، آتش»، تمام زنان ایرانی باید به میل مردان خود را در علن بپوشانند (و در مقابل میل به تجاوز مردان در خفا، سکوت کنند). تصویر مقدس نباید هرگز ملوث شود؛ بچه‌خوک‌ها که لباس سربازان به تن دارند، در خیابان موظف به اجرای این دستورند و البته در صورت ضرورت، دستور آتش نیز به ایشان داده شده است.



🌾@Naqdagin
📘ایدئولوژی؛ نقطۀ تقاطع سکس و سیاست

✍🏻 #الف_هامان



🌾 @Naqdagin
📘ایدئولوژی؛ نقطۀ تقاطع سکس و سیاست

✍🏻 #الف_هامان

🍂 ارتباط ظریفی میان «سکسوآلیته» و «سیاست» در میان است؛ ارتباطی که یکی از بنیادهای نظریات روانکاوانۀ فروید را ساخته‌است. من بررسی این مسئله را از واکاوی مفهومِ «فتیش» آغاز می‌کنم. فروید هر فتیش را «بازنمودی فرافکنانه» از «یک میلِ تابوشکنانه» می‌دانست. در واقع، میل جنسی که تحت تسلط اخلاق اجتماعی، سرکوب شده‌است، در قالبی تاییدشده توسط آن نظم اخلاقی، بازنمایی می‌شود. در واقع، ابژۀ فتیش، ابژۀ میل ممنوعه‌ای‌ست که به‌دلیلِ «غیرقابل ابراز بودن»، خود را در کالبد یک فتیش نمایش داده‌است. با پذیرش این پیش‌فرض، می‌توانم به سرنخ‌هایی دربارۀ ماهیت فتیشیسم برسیم.

🍂 بستری مسموم به تابوها و قیودی کنترل‌گر موجود است که هدفش، «هماهنگ‌سازی عملکرد سوژه‌ها با هنجارهای خود» می‌باشد. در این بستر، سوژه‌هایی با امیالی فرای امیال تاییدشده توسط هنجارها، زیست می‌کنند؛ بنابراین، می‌توانیم هر فتیشی را حاصل از «دیالکتیک میان هنجارهای اخلاقی و امیال جنسی» بدانیم.

🍂 روند شکل‌گیری این دیالکتیک، بسیار ساده اما ناملموس است: ساختار اجتماعی، مجوز ابراز و مطالبۀ امیالی که مغایر هنجارهای اخلاقی خود باشد را نمی‌دهد؛ بنابراین، میل جنسی سوژه، به‌صورت ناخوداگاه، به‌شکل درک جنسی از ابژۀ غیرجنسی، تکامل پیدا می‌کند. کارکرد این ابژه، مبتنی بر پارادوکسی جذاب است: «ابژۀ فتیش‌شده» وظیفه دارد وجود «میل نامرسوم» را به‌‌بهترین شکل پنهان کند و در عین حال، آن را تحت پوشش «به‌هنجار بودن» دنبال کند. می‌توان گفت که «ابژۀ فتیش»، به‌مثابه یک «ایدئولوژِی سیاسی» عمل می‌کند که دست به پنهان کردن امیال حقیقی سیستم سیاسی و در عین حال، دنبال کردن آنها، تحت پوششِ «شعار‌های جاه‌طلبانه و آرمان‌شهرهای رویایی» می‌زند. اینجا، نقطۀ اغازِ ارتباط میان «سکس» و «سیاست» است.

🍂 در طول تمامی اعصار، تمامی حکومت‌ها، از ویران‌گرترین و خون‌خوارترین‌شان تا آنهایی که اندک‌ ملاحظاتی در حفظ وجهۀ انسانی خود داشتند، مدعی بودند که در راه «آزادی و سعادت» بشریت قدم برمی‌دارند و از هیچ فداکاری‌ای برای رساندن جوامع بشری به نقطۀ اوج رفاه و آزادی و عدالت، دریغ نخواهند کرد، اما اگر نگاهی گذرا به تاریخ، یا حتی به کوچه‌ها و خیابان‌های شهرمان بیندازیم، درمی‌یابیم که آنچه پشت سر گذاشته‌ایم، سیلی‌ست از فقر و ویرانی و جنگ و ستم. این تناقض، حتی خوشبین‌ترین انسان‌ها را نیز به شک وا-می‌دارد؛ به شک دربارۀ ایدئولوژی‌های سیاسی که سالیان سال در حال ترجمۀ امیال قدرت‌طلبانۀ حکومت‌ها، به‌زبان اخلاق، هنر، فلسفه، دین و در مواردی حتی علم بوده‌اند.

🍂 ایدئولوژی، دقیقا همانند یک «فتیش» عمل می‌کند. امیال قدرت‌طلبانۀ سیستم سیاسی، امیالی‌اند که با توجه به هنجارهای اخلاقی، ابراز-ناپذیرند؛ بنابراین، حکومت‌ها برای دنبال‌کردن این امیال، به پوششی فرهنگی نیاز دارند که همواره قصد اصلی انها از اعمال قدرت‌طلبانه‌شان را مخفی نگه دارد و در عین حال، امیال خود را دور از نگاه مردم دنبال کند و حتی از آنها در راستای دست‌یابی به آن امیال، استفاده کند. این پروسه، هر روزه در زیست روزمرۀ ما در جریان است. به‌قولِ اسلاوی ژیژک:
«ایدئولوژِی حتی در جزئی‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین بخش‌های زندگی فردی و جمعی ما نیز نفوذ کرده‌است».

🔺هر لحظه که کالایی را می‌خریم، اخبار جنگ و تورم و تحولات سیاسی در نقاط دوری از جهان، که گویی هیچ‌گاه قرار نیست آنها را در واقعیت ببینیم، از رسانه‌های متفاوت دنبال می‌کنیم، به کاندیدی در انتخابات پارلمان رای می‌دهیم، مالیات پرداخت می‌کنیم و ...، در حال سرگرم‌شدن با دروغ‌های پوشالی هستیم که هدفشان پنهان کردن امیال قدرت‌طلبانۀ سیستم‌های سیاسی و تبدیل‌کردن ما به سیاه‌لشکری در راستای این امیال است. ما هر روزه در حالِ ارضا کردنِ فتیش‌های سیستم‌های سیاسی هستیم! شاید این ایده، کمی اغراق‌شده یا حتی دارای رگه‌هایی ژورنالیستی به‌نظر برسد، اما هر چه باشد، هرآن‌چیزی‌ست که من از بررسی زیست اجتماعی و فردی خود و تامل در تفکرات پیشینیان‌مان، به ان رسیده‌ام.


#فلسفیدن #زیست‌روان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 زن در ادیان سامی: مظهر شرارت و شهوت (+)


#زنان #نقد_ادیان


🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙#زینب_موسوی و #شاکر_بوری 🔞

🍂 کلمات رژه می‌روند: بلک‌ریوارد و جبرئیل، وحی می‌آورند از خبرنگار حزب‌اللهی و اقتصادی در حال اردوی جهادی تک‌نفره برای تقرب شتابانِ مجازی به پشتِ عیونِ الله؛ گماشتگانِ بدلی و بیمار و کودنِ شورای نگهبانِ سلطنت که از فرط انحراف و اعتیاد و مستی، حتی نمی‌توانند محاسبه کنند که چگونه شطحیات‌ِ رگباری‌ و بی‌وقفه‌شان، از آی‌کیوی در حدِ جلبک و وضع حادشان در خلوت‌ها پرده برمی‌دارد و لخت و عور بودگی‌‌‌شان را شهرۀ شهر می‌کند.

🍂 بسا انسان‌های لختِ کاملی (در ساحل‌ها، استخرها و حتی روسپی‌خانه‌ها) که حد هر چیز را می‌دانند و مهمتر از همه، حد خودشان و معنایی که هر عبارت متبادر می‌کند، و بسا انسان‌های انگشتربازِ پیشانی داغ‌کرده‌ای که فکر می‌کنند، چون خود و چند تن مثل خودشان را بسهولت فریب می‌دهند، دیگران در جامعه نیز مثل آن‌ها کودن و معتاد تشریف دارند و پسِ پشتِ هذیان‌هاشان را نمی‌خوانند و لخت‌بودگی و پوچی و ابتذال محض‌شان را کودک‌وار فریاد نمی‌زنند و در صورت‌شان نمی‌کوبند.

🍂 مسخرگی مطلق: کسی که طبق حکم صیغه، بی‌نهایت رابطه را حلال می‌داند، چنین هذیانی را می‌بافد.


#سم_هفته #نقدخند


🌾@Naqdagin
عقده‌های جنسی ایرانیان
@Naqdagin
🎧 عقده‌های جنسی ایرانیان در مقایسه با جامعۀ غربی

🎙 #فرهنگ_هلاکویی


#زیست‌روان #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
👳🏿‍♂️ملاها همراه با روسپیانِ با تجربه، دست در همین کارها (قوادی، دلالی محبت) داشتند؛ زیرا در کاروانسراها پر از صیغه بود و همین روسپیان، منبعِ درآمد اصلی آخوندهای دون‌پایه بودند که این ازدواج‌ها را ترتیب می‌دادند. در مشهد با صدها هزار زوارِ سالانه‌اش، ملاها کار نان‌وآب‌داری دارند و از چندین زن آمادۀ ازدواج در خانه‌های خود نگهداری می‌کنند.

👳🏿‍♂️هر ملایی که کسی را برای یکی از این زن‌ها پیدا کند، بابت قرارداد ازدواج و نیز برای هزینۀ خورد و خوراکی که زن هنگام زندگی در خانۀ او داشته، پول دریافت می‌کند. زن پس از پایانِ مدت ازدواج و دریافت مبلغ موعود از شوهرش، به خانۀ حامی روحانی‌اش برمی‌گردد و بی‌صبرانه منتظر سرآمدن چهار ماهی که می‌باید بگذرد تا او دوباره بتواند ازدواج کند، می‌نشیند. این مدت البته همیشه آن‌طور که باید-و-شاید رعایت نمی‌شود.

👳🏿‍♂️قانونِ شرع به زن اجازه می‌دهد فقط ۳ بار ازدواج کند، ولی «ملاهای مهربان» همواره آماده‌اند چنین موضوعات پیش‌پا‌افتاده‌ای را ندید بگیرند. در واقع، ملاها با «کلاه شرعی» درست‌کردن‌هایشان، شریک جرم صیغه‌ها می شدند و مدت قانونی انتظار برای از نو شوهر کردن را کوتاه می‌کردند و پول در می‌آوردند. به این دلیل و دلایل دیگر بود که مردم، فرق چندانی میان «صیغه» و «روسپی‌گری» نمی‌گذاشتند. به‌عقیدۀ ریچارد هِنتس، که سال‌ها در ایران زندگی و طبابت کرد و از فرق میان «زناشویی موقت» و «روسپی‌گری» آگاه بود، این فرق، گاهی از میان می‌رفت، چنانکه در شهرهای مرزی سنی‌نشین غرب ایران، ملاها میان روسپی‌ها و مشتری‌ها واسطه‌گری می‌کردند.


📓 تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران | نویسنده: ویلم فلور | ترجمه‌: محسن مینوخرد

#گزیده‌کتاب #آخوندیسم #نقد_شیعه




🌾 @Naqdagin@asre_roshangary
📓تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران
👤 #ویلم_فلور
🖋#ترجمه: محسن مینوخرد
📅 تاریخ نشر: سال ۲۰۱۰
📒 تعداد صفحات: ۴۶۵

🍂 یکی از ویژگی‌های کتاب «تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران» نوشتن دربارۀ جزییات پنهان زندگی سکسی عوام و خواص است که اغلب در کتاب‌های تاریخی، سانسور و یا به طور وسیع منتشر نشده‌اند. در این کتاب، انواع روابط جنسی، شیوه‌های ازدواج، فرهنگ اروتیسم و ادبیات پورنوگرافیک، تاریخ روسپی‌گری و تابوهای جنسی در ایران، بخشی از موضوعات مطرح شده‌است.

🍂 ویلم فلور در تشریح و بررسی آداب عشق‌ورزی، به هنجارهای مرسوم فرهنگ مردسالارانه در ایران اشاره دارد. او راه و رسم مردسالارانه در آمیزش زن و مرد را رفتار مسلط و مرسوم در امور جنسی می داند. زندگی سکسی زنان، در فرهنگ ایرانی مد نظر نبوده و ابزار احساسات جنسی از طرف زنان عفیف نکوهش شده‌است. به این معنی، عشق و سکس به مفهوم رضایت جسمی و روحی دو جفت نیست.

🍂 در ادبیات فارسی بارها به یکسان نبودن جایگاه زن و مرد در عشق اشاره می‌شود. از دید مولانا، پروردگار مذکر فعال و آفرینش مونث و پذیرنده است. در هنجار مورد پذیرش جامعۀ ایرانی، مرد عشق می‌ورزد و زن مورد عشق‌ورزی قرار می‌گیرد. مرد شکارچی و زن شکار است. زن زمینی است که باید آن را شخم زد و تخم بر آن افشاند! به این معنی، حتی در خلوتگاه سلطۀ مردان در تصمیم‌گیری در عشق‌بازی، دفعات آن و نوع جلوگیری از بارداری حاکم است.

🍂 یک‌سویه‌گی سکس، اغلب زنان را به «سردمزاجی» سوق می‌دهد و به نقل از یک روانشناس ایرانی، به ارضای سکسی زنان در جامعه‌ی سنتی ایران توجهی نمی‌شود. در این کتاب، بحث مفصلی درباره‌ی تاریخ همجنس‌گرایی در ایران، برخورد سیاست و مذهب با آمیزش دو مرد و نحوۀ برخورد همجنس‌گرایان با سکسوالیتۀ خویش ارایه می‌شود.

🔻فصل‌ها
فصل یکم: ازدواج در ایران: امری خانوادگی
فصل دوم: ازدواج موقت
فصل سوم: روسپی‌گری: امری برون ازدواجی
فصل چهارم: روابط همجنس‌گرایانه: امری عادی
فصل پنجم: بیماری‌های آمیزشی در ایران

#کتاب #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘«کلوچه‌»شدن در بساط «خاله‌»ها، تلخ‌ترین فرجام طرد زنان  
— نگاهی به وضعِ روسپی‌گری در کانال‌های تلگرامی

✍🏻 #سیمین_کاظمی

🍂 در زیر پست یک صفحۀ خبری اینستاگرام، کامنتی را می‌بینم که در آن نوشته شده‌است «خاله هستم، کلوچه دارم در سراسر ایران». کامنت به نظر عجیب می‌رسد و ربط خاله و کلوچه، نامشخص. پروفایلش را نگاه می‌کنم، آدرس یک کانال تلگرام در آن درج شده‌است. بعد از باز کردن کانال، معنای کلوچه و خاله‌ای که کلوچه عرضه می‌کند، روشن می‌شود!

 🍂 این کانال و کانال‌های مشابه، در واقع، ویترین فروشگاه‌های سکس در ایران هستند که در آن‌ها، مشخصات بدن زنان درج شده و آپشن‌ها و امکانات و شرایط فروش سکس اعلام شده‌است. نحوۀ کار این کانال‌ها، حکایت از آن دارد که در جامعه‌ای که پرهیزگاری جنسی در آن یک ارزش مهم به حساب می‌آید، و روابط جنسی فرا-زناشویی ممنوع، و تخطی از آن مستوجب آن مجازات‌های سنگین است، عرضۀ سکس همچون کالاهای دیگر، در حال انجام است و دسترسی به بدن زنان روسپی، از خرید یک کنترل تلویزیون آسان‌تر است.

🍂 روسپی‌گری در ایران مانند بسیاری دیگر از نقاط جهان، پدیدۀ تازه‌ای نیست، و هر چند بعد از انقلاب ۵۷، بساط علنی آن برچیده شد، اما در تمام این سال‌ها به شکل زیرزمینی تداوم داشته‌است؛ گیریم که در سالهای بعد از «شهر نو و خانم‌رئیس‌ها» خبری نباشد، اما خاله‌ها سر برآورده‌اند و گردانندگان مؤسسات به‌ظاهر «همسریابی و ازدواج»، بر صندلی قوادهای سابق تکیه زده‌اند.

🍂 در جامعۀ امروز، بسیاری از پدیده‌ها تغییر کرده‌اند، و روسپی‌گری نیز به عنوان پدیده‌ای اجتماعی، تغییرات قابل توجهی داشته‌است که بیشتر در راستای انطباق با ممنوعیت‌ها و گریز از قوانین بوده‌است. به نظر می‌رسد، سوداگران سکس با در نظر گرفتن و دریافتن تابوها و حساسیت‌هایی که ممکن است به تجارت‌شان آسیب بزند، تغییر استراتژی داده و توانسته‌اند با شرایط اجتماعی بعد از انقلاب کنار بیایند.

🍂 یکی از مهمترین تغییرات، حل مسأله مکان رابطۀ جنسی است که از وضعیتی متمرکز  به وضعیت «منتشر» تغییر یافته و خانه‌های یکی از طرفین رابطه (اغلب زن‌ها)، آنها را از روسپی‌خانه بی‌نیاز می‌کند. علاوه بر این، همچون کسب-و-کارهای دیگر، از ظرفیت فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی برای یافتن فروشندگان و خریداران استفاده می‌شود و زنان به عنوان اشیائی جنسی، در طیفی متنوع از لحاظ شکل و قیمت، در اختیار مشتریان قرار می‌گیرند.

🍂 تغییر دیگر، تلاش برای قبح‌زدایی از روسپی‌گری و عادی‌سازی خرید و فروش سکس بوده‌است، که با استفاده از ادبیاتی متفاوت و به‌کار گرفتن واژگانی خاص که تاکنون به نهاد ازدواج تعلق داشته‌اند، میسر شده‌است. در ادبیات جدید روسپی‌گری، «سکس غیرقانونی و تن‌فروشی زنان» در فضای مجازی، زیر عنوان «همسریابی، صیغه و ازدواج موقت» ترویج و «دستمزد روسپی‌ها» تحت عنوان «مهریه»، پرداخت می‌شود. در واقع، دست‌اندرکاران فروش سکس، مسأله را به‌گونه‌ای پیش می‌برند که تمایز بین «ازدواج» بعنوان امری قانونی و «خرید و فروش سکس» بعنوان عملی غیرقانونی و نیز یک آسیب اجتماعی، محو شود.

🍂 اگر فعالیت کانال‌های تلگرامی مشغول به «تجارت سکس» را بخش آشکار قضیه و به اصطلاح قلۀ کوه یخی در نظر بگیریم که بقیه‌اش قابل رؤیت نیست، می‌توان گفت که اکنون، بازار سکس در ایران، بازار پررونقی است که در سکوت، خفا، رهاشدگی و بدون مانع جدی به حیات خود ادامه می‌دهد و آسیب‌ها و پیامدهایش را نیز می‌گستراند.

🍂 تبعات منفی چنین وضعیتی، تنها به آسیب‌های فردی (مانند ناامنی زنان روسپی و در معرض خشونت و تحقیر قرار گرفتن‌شان) و پیامدهای بهداشتی (همچون شیوع بیماری‌های مقاربتی و ایدز و هپاتیت) محدود نمی‌شود، بلکه رواج روسپی‌گری بعنوان آسیبی که در زمینۀ فرودستی زنان و کالا شدگی بدن‌شان شکل گرفته، به تثبیت و بازتولید این وضعیت نیز منجر می‌شود.

🍂 «کلوچه‌شدن زنان» در بازار تاریک سکس، افشاکنندۀ جامعه‌ای است که در آن، انسانیت زنان لگدمال شده و پایه‌های ساختار اقتصادی و سیاسی‌اش، بر پایمال شدن سهم زنان استوار شده‌است. در چنین جامعه‌ای که شأن انسانی  و حقوق اجتماعی زنان نادیده گرفته می‌شود و  به نیازهای نیمی از جمعیت پاسخ شایسته داده نمی‌شود؛ قابل انتظار است که با افزایش بیکاری و فقر، تنها داشته و سرمایۀ زن، به بدنش منحصر شود که به‌ناگزیر و برای گذران زندگی، و به مانند شیءای که فاقد حرمت و کرامت است، در بازار سکس به فروشش بگذارد. تشبیه تکان‌دهندۀ کلوچه، به‌راستی بیانگر وضعیت این دسته از زنان است که ابتدا از آنها «انسانیت‌زدایی» شده، سپس در قالب کالا به بازار عرضه می‌شوند، آن هم کالایی کم‌ارزش که لذتی گذرا و آسان را به مشتریان ارزانی می‌دارد، کالایی همچون «کلوچه».  


#زنان #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin@drsiminkazemi