نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘اهمیتِ خروج از اسلامِ مصطفی ملکیان
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۳/۳)
✍🏻#علیرضاموثق

🍂 اما در انتها لازم به ذکر است، که هیچ اشکالی ندارد یک نامسلمان، در متونِ ملفوظ و یا مکتوبش، به برخی از آموزه ها و گزاره‌های اسلام با همدلی استشهاد کند و یا به برخی اوصاف و یا رفتارهایِ پیشوایانِ دینی در اسلام (برای مثال علی‌ بن‌ ابی‌طالب) احترام بگذارد و آنها را در زمانه و زمینۀ تاریخیِ خودش، عادلانه و عاقلانه و حکیمانه ببیند، اما صرفاً با استناد به چنین مواردی، نمی‌توان آن شخصِ نامسلمان را مسلمان دید.

🍂 همچنین در این نوشتار، نکتۀ اساسیِ مدنظرم، شخص ملکیان و نسبتش با اسلام است، و نه این موضوع که به‌لحاظِ فقهی، باور به خدای نامتشخص با نماز خواندن جمع نمی‌شود و نیز اشاره شد که ملکیان به تصریح می‌گوید «لاادری» است و وجود همان خدای نامتشخص را هم تصدیق نمی‌کند.

🍂 بررسیِ نسبتِ آرایِ بزرگانِ فکری و اخلاقی و هنریِ جامعۀ ما با اسلام، به‌نوعی بررسیِ نسبتِ عقلانیت و عدالت با اسلام و سنتِ ماست. پس، در مبحثی که راجع به مسلمان نبودنِ مصطفی ملکیان مطرح کردم، مهم خودِ ایشان بعنوانِ یک شخصِ حقیقی نیست، بلکه نکتۀ اساسی این است که «ما که هستیم؟ و اسلام چیست؟ و نسبتِ ما با اسلام، کدام است؟»، و یا به عبارتِ دیگر، ما از این مجرا به «خودشناسی» می‌پردازیم و می‌کوشیم تا هویتِ «شتر-شیر-گاو-پلنگیِ» خویش را ارزیابیِ انتقادی کنیم.

🍂 مهم این است تا اگر کسی، افکار و یا شخصیتِ ملکیان را موجه و مطلوب دید، از خودش بپرسد: «آیا اگر من، نظراتِ ملکیان را تصدیق کردم، تضادی با اسلام پیدا نمی‌کنم؟». از خودش بپرسد: «آیا تمامِ فضایلِ اخلاقی و اوصافِ نیکویِ روانشناختیِ ملکیان، محصولِ اسلام و آموزه‌های قرآن است؟» و به همین سیاق، در مورد دیگران، از جمله در مورد دکتر سروش، از خودش پرسش کند.

🍂 این موضوع که هر چه جهل و ظلم و جنایت و خسارت و زشتی در تاریخِ اسلام مندرج است را با آسمان‌-ریسمان‌-به‌هم‌بافتن، به این‌ و‌ آن نسبت دهیم و در مقابل، تنها خوبی‌ها و زیبایی‌ها را ناشی از اسلام ببینیم، نه خردمندانه به نظر می‌رسد و نه منصفانه.

🍂 حقیقتاً هم وجهی کمیک دارد و هم وجهی تراژیک که برخی از مسلمانانِ خودشیفته (که البته در باطن از حقارت رنج می‌برند)، نشسته‌اند و مدام با توهم و تفرعن، هر امرِ خوب و زیبایی که در جهان یافت می‌شود را با چسب و سریشِ مغالطه، به اسلام‌شان می‌چسبانند و در این راستا، حتی به اینشتین نیز رحم نمی‌کنند و از مسلمان نامیدنِ او فراتر می‌روند و به شیعه بودنش فتوا می‌دهند، اما آنگاه که به داعش می‌رسند، چشم‌شان را بر نسبتِ روشنِ داعش با اسلام و قرآن و آموزه‌ها و فقهِ نبوی می‌بندند.

🍂 مسلمانان لازم است تا به اقتفایِ حقیقت‌جویی و عدالت‌خواهی، از این فرهنگِ قبیله‌ای و از این خودشیفتگی‌شان رها شوند و بپذیرند که در جهان، کثیری انسان‌های بزرگ و فرهیخته و اخلاقی و عالم و عادل وجود دارند که فی‌المجموع، در تضاد با اسلام‌شان هستند و در مقابل، اسلام‌شان از عواملِ مهمِ تولیدِ کثیری انسانِ جاهل و ظالم و فرومایه چون داعش بوده‌است.


#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی


🌾 @Naqdagin
📘ملکیان؛ لیبرالیسمِ جامع، روشنگریِ فراگیر

✍🏻 #رضا_زمان




🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
📘ملکیان؛ لیبرالیسمِ جامع، روشنگریِ فراگیر
(۱/۲)
✍🏻 #رضا_زمان

🍂 مصطفی ملکیان، اندیشمندِ تحلیلی، از بنیادگرایی و سپس سنت‌گرایی به مدرنیسم و تجدد راه یافت (پنج دوره‌ی فکری). این گذار در اصل، فلسفی و معرفتی است. متناسب و سازگار با گذارِ فلسفی، ملکیان راه به «لیبرالیسم» برده و از سنت‌مداری به لیبرال-دموکراسی گذر کرده‌است. به این دلیل می‌توان از ملکیانِ لیبرال-دموکرات سخن گفت، امّا گذار سیاسی ملکیان به لیبرالیسم، در اصل از سیر فلسفی او ریشه می‌گیرد.

🍂 ملکیان، به‌صراحت و صداقت، تعلق خاطر خود را به لیبرالیسم بیان کرده‌است. در «تقدیر ما، تدبیر ما» (۱۳۸۹) ملکیان صادقانه و جسورانه، غایت قصوای سیاسی، یعنی آن نظمِ نهایی را، در «لیبرال-دموکراسی» می‌شناسد (ص ۷۶). به بیان او «آنچه را اقتضای لیبرالیسم و دموکراسی است، می‌خواهیم»(ص ۶۸).

🍂 ملکیان از الزامِ معرفتی و اخلاقیِ لیبرال-دموکراسی سخن می‌گوید: «ما الزام معرفت‌شناختی-اخلاقی داریم که یک نظام دموکراتیکِ لیبرال را بر سر کار آوریم»(ص ۷۴). در نظر ملکیان، الزامِ معرفتی به‌خاطر «حقیقت‌طلبی»، و الزام اخلاقی به‌خاطر «عدالت‌طلبی» از ساختار نهادینه‌ی دموکراتیکِ لیبرال حمایت می‌کند(همان). به بیان دیگر، معرفت استوار بر حقیقت است - آنچه به عقلْ صادق و راست آید، و اخلاق استوار بر عدالت - آنچه حق، سزاواری و مساوات است؛ پس می‌توان گفت، بنابر رأی ملکیان، حقیقت‌طلبی و عدالت‌طلبی اقتضا می‌کند لیبرال-دموکراسی را.

🍂 بنابر نظر و نگاه ملکیان، لیبرال-دموکراسی از آن حیث الزام‌آور است که اوّلاً، مبانی موجّه و صادقی دارد (مثل حقوق بشر)، ثانیاً، عادلانه است. ملکیان اما باور دارد که حرکت به‌سوی ساختار لیبرال-دموکراتیک، لزوماً حرکت از «پایین» از طریق «نیروهای باوراننده» است، به بیان دیگر، یک «حرکتِ فرهنگی» به‌سوی لیبرال-دموکراسی (ص ۷۶). یعنی باید جامعه را از پایین، با مبانی فلسفی و اخلاقی، لیبرال-دموکرات کرد.

🍂 می‌توان دریافت که لیبرالیسم به خوانشِ ملکیان، نحوه‌ای است از «لیبرالیسمِ جامع» یا «لیبرالیسمِ اکثری»؛ به بیان دیگر، ملکیان برداشت و روایتِ جامع و فراگیر از «لیبرال-دموکراسی» دارد، آنچنان که اخلاقاً و معرفتاً الزام‌آور است. لیبرالیسمِ جامع، استوار بر مبانی و مبادیِ جامعِ فلسفی و اخلاقی است که از روشنفکری و روشنگریِ جامع، به‌مانند فلسفه‌ی اسپینوزا، مایه و مادّه می‌گیرد. این جامعیّتِ لیبرالیسم، در روایت ملکیان، ابتنایش بر «اصالتِ فرهنگ» است. در واقع، لیبرالیسمِ جامع با اصلاحِ فرهنگی فراهم می‌آید. به تعبیری، تطبیق فرهنگ جامعه بر آموزه‌های جامع لیبرالیسم روشنگری.

🍂 ایده‌هایی همچو «تناقض‌آمیزی روشنفکری دینی»، تضاد و تناقضِ «روشنفکری و دینداری» - «تجدد و دینداری» - «عقلانیّت و دیانت»، و قوامِ تدین بر «تعبد»، و قوام مدرنیته بر «عقلانیّت»، که ملکیان پنجم آن‌ها را تقریر و بیان کرده‌است، از همان لیبرالیسمِ جامع و روشنگری فراگیر برمی‌خیزد. بر این اساس، لیبرالیسم در روایت ملکیان، با فرهنگِ مسلط جامعه‌ی ایرانی هم ناسازگار است؛ پس باید برای سازگار کردن این فرهنگ با لیبرالیسم تلاش کرد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘ملکیان؛ لیبرالیسمِ جامع، روشنگریِ فراگیر
(۲/۲)
✍🏻 #رضا_زمان

🍂 لیبرالیسمِ جامع، روایتی‌ست است که در برابر «لیبرالیسمِ سیاسی» - نظریه‌ی جان رالز – شرح و تقریر می‌شود. لیبرالیسمِ سیاسی، به‌دست جان رالز، و در بسطِ نظریه‌ی عدالت، در برابر لیبرالیسمِ جامع و اکثری تعریف و تبیین شد. لیبرالیسم سیاسی، برخلاف لیبرالیسم جامع، آن‌چه که از مبانی فلسفی اسپینوزا، میل و کانت استخراج می‌شود، روال و سیاقی از لیبرالیسمِ اقلی یا فروتنانه است که مستقل از برداشتِ جامعِ فلسفی و اخلاقی، از برداشتِ سیاسی برون می‌آید.

🍂 لیبرالیسمِ سیاسی، با برگرفتنِ روشنگریِ اقلی، با کاربست عقل و خردِ عمومی در سیاست‌اندیشیِ خودبُنیاد، می‌کوشد تا به وفاق و اجماعِ عامّ بر سر ضروریاتِ لیبرال دست یابد، بی‌آنکه از آموزه‌های جامعِ فلسفی و اخلاقی، و همچنین دینی، استنتاج شود. البته به بیان خود رالز، لیبرالیسم سیاسی را آموزه‌های جامعِ معقول تأیید می‌کند، امّا محل لیبرالیسم، برداشتِ سیاسیِ خودبُنیاد است نه برداشتِ جامع.

🍂 برداشتِ سیاسی، مستقل از آموزه‌های جامع فلسفی، اخلاقی و دینی است، یعنی از دلایل درون‌فلسفی، درون‌اخلاقی و درون‌‌دینی استقلال دارد. برداشتِ سیاسی، دلایل خود را از عقل عمومی که چارچوب برداشتِ سیاسی را شکل می‌دهد، اخذ می‌کند، نه از دینِ جامع، فلسفه‌ی جامع و اخلاقِ جامع. البته برداشتِ سیاسی، سرشتِ اخلاقی دارد، اما موضوع آن نه اخلاق فردی، که اخلاق ساختاری‌ست. به این معنا، نگاه برداشت سیاسی، تنها معطوف به ساختار اساسی - نهادها، قوانین و رویه‌ها - است. عقلِ عمومی، که انگاره‌ی اساسی دیگر لیبرالیسم سیاسی است، عقلِ فروتنی‌ست که متعلق به همگان است، همه‌ی شهروندانِ دموکراتیک. قلمروی عقل عمومی نیز، عرصه‌ی عمومی است و موضوع آن، خیر همگانی است. لیبرالیسمِ سیاسی، روا نمی‌دارد که در تعقل عمومی بر سر ضروریات اساسی، آموزه‌های جامع را دخالت دهد؛ این آموزه‌ها، اختلاف‌خیزند و نزاع بر سر آن‌ها بی‌پایان است. ضروریات اساسی، در اختلافات و نزاع‌های عقیدتی، به محاق می‌رود.

🍂 تردیدی نیست لیبرالیسمِ سیاسی در برابر لیبرالیسمِ جامع ظهور کرد، اما پیشینه‌ی تاریخی لیبرالیسم سیاسی، در هر حال، به لیبرالیسم جامع و روشنگری بازمی‌گردد. رالز، تز لیبرالیسم سیاسی را در بافت تاریخی-فرهنگیِ مغرب‌زمین، تقریر کرد؛ یعنی لیبرالیسم سیاسی در جامعه و فرهنگی متولّد شد که عموماً لیبرال بود، و از لیبرالیسمِ جامع تغذیه کرده بود.

🍂 پیشینه‌ی معرفتیِ لیبرالیسم سیاسی نیز، به لیبرالیسم روشنگری و به تعبیری، لیبرالیسمِ جامع برمی‌گردد؛ میل، کانت و اسپینوزا؛ امّا در ایران‌زمین، چنین سابقه‌ای را نمی‌توان برای لیبرالیسم و روشنگری یافت، و اصولاً فرهنگ سیاسی ایران، فرهنگی لیبرال نیست و جامعه‌ی ایران هم جامعه‌ای لیبرال نیست. هرچند قدمتِ لیبرالیسم در ایران به نهضتِ مشروطیت بازمی‌گردد، اما هرگز به کمالِ لیبرالیسم غربی نمی‌رسد. از این حیث، هرچند برای ایران و ایرانیان نیز لیبرالیسم سیاسی ره‌گشاست، اما «لیبرالیسم جامع» و «روشنگری فراگیر» می‌تواند خادمِ «لیبرالیسم سیاسی» باشد. به این معنا که رشد و توزیعِ لیبرالیسمِ روشنگریِ جامع، افکار و اذهان را به روی لیبرالیسم سیاسی هم باز می‌کند. لیبرالیسم جامع، هرچند نمی‌تواند جامعه و فرهنگ ایرانی را بر مبنای خود بازسازی کند، اما می‌تواند چالشی فکری برای فرهنگ فکری و فلسفی در ایران باشد. در واقع، با وجود تضاد لیبرالیسم سیاسی و لیبرالیسم جامع، در ممالک نالیبرال مانند ایران، که پیشینه‌ی تاریخی روشنگری لیبرال را ندارند، پخش و نشرِ لیبرالیسمِ جامع می‌تواند مفید و کارگر باشد هرچند که در نهایت، باید به سراغ لیبرالیسمِ سیاسی رفت و سیاست‌اندیشی خودبُنیاد را بنا کرد. آیا ملکیان، با نزدیکی به لیبرالیسم سیاسی، می‌تواند گذر دیگر خود را رقم بزند؟


#نقد_روشنفکران #فلسفیدن


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا هنوز در ایران سینما نداریم؟
— ما کلامی هستیم و نه ملتی تصویری

🍂 #مسعود_فراستی با تشریح چند خصیصۀ سینما، ضعف فیلم‌سازان ایرانی و بخشی از دلایل شکل نگرفتنِ سینما در ایران را توضیح می‌دهد.


#نقد_فیلم #نقد_فرهنگ #هنر


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #فردوسی یا مولوی؟
— بخش دوم: جمشید و فریدون

🎙دکتر #مرتضی_مردیها


🗄پست‌های مرتبط

#نقد_ادبی #شاهنامه


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فروید در ایرانِ امروز
@Naqdagin
🎧اگر فروید زنده بود دربارۀ ایران چه می‌گفت؟
— نگاه روانکاوانه به ساختار سیاسی ایران

🎙 #رضا_احمدی و #علیرضا_طهماسب


#زیست‌روان #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دلایلِ خوابیدنِ مردان با زنانِ روسپی

🎙#مریم_امیدی‌فر

📅 ۲ ژوئن (دیروز) روز جهانی کارگران جنسی بود. این روز برای کاهش خشونت پلیس علیه کارگران‌ جنسی، کاهش تحقیر و توهین عمومی به آن‌ها و همچنین برای آشنایی با حقوق کارگران جنسی نام‌گذاری شده‌‌است و نماد آن «چتر قرمز» است.


🗄پست‌‌های مرتبط

#زیست‌روان #نقد_فرهنگ #در_چنین_روزی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺خیابانِ چراغِ قرمز 🔞

📅 ۲ ژوئن روز جهانی کارگران جنسی بود. این روز برای کاهش خشونت پلیس علیه کارگران‌ جنسی، کاهش تحقیر و توهین عمومی به آن‌ها و همچنین برای آشنایی با حقوق کارگران جنسی نام‌گذاری شده‌‌است و نماد آن چتر قرمز است.

5:57 ماه رمضان که تمام می‌شود، کار ما از رکود در می‌آید؛ چرا که مسلمانان مراکشی و ترک به روسپی‌خانه‌های بلژیک می‌آیند.


#مستند #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘 کارگران جنسی و روزی که به‌راحتی از آن گذشتیم

✍🏻 #کتایون_مصری

🍂 دوم ژوئن هر سال را بنام کارگران جنسی نام‌گذاری کرده‌اند؛ کارگران یا تن‌فروشانی که در بسیاری از نقاط دنیا، منبع تولید درآمد و افزایش درآمد سرانۀ کشورها شده‌اند و بصورت صنعت سازمان‌یافته‌ای فعالیت می‌کنند. کشورها براساس شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با پدیدۀ کارگری جنسی مواجهۀ متفاوتی دارند. مرور کوتاهی بر آمارهای جهانی نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۲ (که بنظر می‌رسد آخرین آمار احصاشده باشد) ۴۰ تا ۴۲ میلیون کارگر جنسی در دنیا فعال بوده و هستند که به‌نسبت جمعیتِ کشورها، برزیل با ۵۵۰ هزار روسپی، جمهوری کنگو با ۲.۹ میلیون، هند با ۶۶۰ هزار، تایلند با ۱۵۰ هزار و کامرون با ۱۱۰ هزار کارگر جنسی، بیشترین آمار را دارند.

🍂 اما در بین کشورهای نام‌آشنای اطراف ما، ترکیه بیش از ۱۰۰ هزار، امارات بیش از ۳۰ هزار، یمن ۵۴ هزار، بحرین ۱۳.۵ هزار، اسرائیل ۱۲ هزار، افغانستان ۱۳ هزار و آذربایجان ۲۵ هزار روسپی فعال دارد. متاسفانه با وجود اعلام این آمارها در سایت‌های معتبر، هنوز میزان کارگران جنسی در بسیاری از کشورها مانند ایران مشخص نیست و به‌بدلیل تابوی شدید اجتماعی، هیچ تحقیق فراگیری برای سرشماری کارگران جنسی انجام نشده‌است. در میان این کشورها، استرالیا، اتریش، بنگلادش، ترکیه، آلمان، یونان، لبنان، هلند، سوییس، تایوان و....تن‌فروشی را در سال‌های اخیر قانونی اعلام کرده‌اند و کارگران جنسی از حقوق مشروع برخوردارند. اما در ایران، براساس سفرنامۀ شاردن از دورۀ قاجاریه، نسبت به حضور روسپیان در جامعه، محدودیت ایجاد شد. قلعۀ شهر نو برای تجمیع روسپی‌های تهران، در زمان محمدعلی شاه قاجار شکل گرفت و تا پایان دوران پهلوی، بیش از ۴۰۰ خانه و حدود ۸۰۰ کارگر جنسی در آن فعال بودند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زنان روسپی، عنوان «زنان خیابانی» را گرفتند که هرازگاهی نیروی انتظامی، خبر از بازداشت و برخورد با جمعی از آنان را منتشر می‌کند.

🍂 نه‌تنها در ایران، که در تمام دنیا، کارگران جنسی، اعم از زن یا مرد، وجود دارند که براساس مقتضیات حقوقی، شرعی و فرهنگی، با آنان برخوردهای متفاوتی می‌شود. در ایران، آنچه تحقیقات پراکنده می‌گوید، مهمترین دلایل گرایش زنان به این کار در ۳۲ پاتوق پایتخت، «فقر، تأمین غذا، تأمین مواد مخدر، داشتن همسر زندانی و تجربۀ جنسی خاص» است. با وجودی که در ایران، هنوز قانون، روسپی‌گری را جرم‌انگاری نکرده و معلوم نیست کارگر جنسی، دقیقا چه مجازاتی دارد، وجود و افزایش این کارگران را نمی‌توان نادیده گرفت. بسیاری از آنان که ۳۰ درصد کارگران آسیایی هستند، به ویروس HIV آلوده‌اند. در ایران هنوز وضعیت سلامت زنان خیابانی، همان زنانی که در خیابان‌ها دیده می‌شوند و با کمتر چانه‌زنی، خدمات جنسی ارائه می‌دهند، بررسی نشده‌است. زنانی که به‌عمد دیده نمی‌شوند و جز مواد ۶۳۷ تا ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی، که در مورد جرایم منافی عفت است، حتی نظام حقوقی کشور نیز آنها را نادیده می‌گیرد.

🍂 با وجودی که تصور می‌کنیم، مناسبت‌هایی مانند «روز کارگران جنسی»، هیچ ارتباطی به ما ندارد و شاید توجه به آن، باعث شیوع بیشتر این پدیده شود (رویه‌ای که ۴۰ سال آن را نسبت به آسیب‌های اجتماعی دنیال کرده‌ایم)، ولی روسپی‌گری با هر نام و صفتی، همچنان به بقا ادامه می‌دهد، وچه بسا عامل اشاعۀ برخی بیماری‌هاست.


#نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘جنگِ گرگ‌ها در جنگلِ آخوندها

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 شروعِ زودهنگام بالماسکۀ دیگری از حکومتِ آخوندیِ ولایت مطلقۀ فقیه، به‌خاطر سانحۀ هلی‌کوپترِ تدارکاتچی و غلامِ حلقه‌به‌گوشِ سابقِ رهبر، پس از  قهر و تحریم حدودِ ۹۳ درصد از مردم تهران و دیگر کلان‌شهرها در دورِ دومِ به‌اصطلاح انتخاباتِ مجلس، سببِ تکرارِ اجرایِ تئاتری پوچ و زائد شده‌است که در آن، شورایِ نگهبانِ نمایندۀ الله، از بین مشتی کوتولۀ فکری و وجودی و غلام و بندۀ ولایت، چند تن را با تاس‌انداختن انتخاب کند و در وهلۀ بعد از این مهندسیِ واضح، گله‌ای از عوامِ خرافاتی و فرومایه که تورم و قیمت‌‌های سرسام‌آورِ حاصل از رای‌شان به امتداد آخوندیسم نیز به مغز چون چُدنشان تکانی وارد نکرده‌است، تحت تاثیر هیاهو و هوچی‌گری‌ها و وعدۀ یارانه و وام و مسکن و...، به صف صندوق‌ها بپیوندند و حماسه‌ای دیگر از سریالِ «خریت درمان‌نشدنی» را رقم بزنند. جا دارد از این اقلیتِ بکلی تعطیل و بی‌وجدان که اکثریت یک کشور را به خاک سیاه می‌نشانند، یک سریال مشابه با سریال «بازیِ تاج و تخت» ساخت، با اسمی نظیرِ «زامبی‌های ولایت».

🍂 احمدی‌نژاد در بهترین حالت، باید بعنوان میمونِ دست‌آموزِ یک سیرک، تحتِ تربیتِ دلقکی چون ترامپ، به شغلی متناسب با وجود پلشت و کرسی‌شعربافش مشغول می‌شد. این احمقِ کریهِ خودشیفتۀ خودباهوش‌پندار، جز زبانی که (در نقش دُم) به‌اقتضای هر جمعیتی می‌جنباند و یا فضله‌ از آن می‌‌پاشد تا خودی نشان دهد و استخوانی برایش بیاندازند، فاقدِ ذره‌ای شرف و شعور و شخصیت است. در دولتِ او که امام زمان‌شان در خواب، سفارشش را کرده‌بود و حدودِ ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشت، تورم‌هایِ نجومی و نیز دزدی‌های نجومی و دکل‌دزدی آغاز شد؛ همانطور که در دورانِ رئیسی، ابر-اختلاسِ لب‌‌سوز چایِ دبش رخ داد.

🍂 احمق‌های مغزفندقی، گمان می‌کنند که فضل الهی(!) می‌تواند اصلِ علیت را مخدوش کند و پس از چهل‌و‌چهار سال سوءمدیریت و شکر خوردن از جیب مردم مستضعف و کاشتنِ باد، به‌جایِ طوفان، گل‌و‌بلبل تحویل دهد. این چند دلقک‌ِ کوتولۀ تکراریِ همیشه حاضر در صحنه، عصارۀ چهل‌وچهار سال یاوه‌‌ای به‌نام «تمدن اسلامی»‌اند؛ تمدن(!)ی که حتی یک شخصیت متوسط‌ جدید و حزبی با برنامه‌ای مشخص از دلش ایجاد نشده و همه، یک‌شبه حسّ مسئولیت کرده‌اند تا در سِمتِ تدارکاتچی و غلامیِ ولایت، نقشی نو ایفا کنند.

🍂 آری! به‌زودی گرگ‌ها در جنگلِ آخوندها به جانِ یکدیگر می‌افتند و با فرار به جلو و فریادِ «آی دزد! آی دزد!»، خودشان را به کوچۀ علی‌چپ می‌زنند تا نتیجۀ ساختارِ استبداد دینی-آخوندی و حکومتِ اسلامِ داعشی را، به این و آن فرد درجه‌چندم تقلیل دهند؛ منتها این بار، یحتمل رئیسِ دولت قبلی که رئیسیِ شش‌کلاسه باشد، بنا به مرگِ حاصل از بی‌کفایتی‌ و بی‌توجهی‌اش به اهمیتِ قوانین علمی و آسیب‌های مترتب از امتدادِ تحریم‌‌های فلج‌کننده، یک هالۀ قدسی نیز بیابد و گند‌های بی‌سابقه‌ای که در کمتر از ۴ سال زد، به‌زور حمد و سوره و صلوات، به‌زیرِ فرش شهادت و... فرستاده‌شود.

طوفان خنده‌ها از این حجمِ بلاهت‌ها!


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
📘برگی از تاریخ روسپیان در عصر آل‌بویه

✍🏻 #مسعود_باب‌الحوائجی

🍂 ابن مسكويه صاحب تاریخ «تجارب الامم» که تاریخ‌نگار بزرگ عصر عباسی در دوران انحطاط این سلسله است؛ از وقایع قرن چهارم هجری و دهم میلادی آورده که «زفت‌الدوله»، مردی تبهکار از آل‌بویه، متولی حکمرانی بغداد شده بود. از جمله پلیدی‌های وی این بود که نه‌تنها رئیس راهزنان را به ریاستِ شهربانی بغداد منصوب کرده‌بود، بلکه دستِ راهزنان را در چپاولِ مردم و راه‌های کاروان باز گذاشت؛ مشروط به اینکه در دستاورد‌های آنان از اموال غارت‌شده، حکومت را شریک سازند.

🍂 بزرگِ راهزنان که «حَمَدی» نام داشت تا مدتی بدین فرمان به‌نام قانون تن داد و اموال یغما شده را با دایره‌ی حاکمان تقسیم می‌کرد. ابن‌مسکویه می‌‌نویسد که فلاکت‌های به‌بار آمده‌ی رییس راهزنان روز به‌روز فزونی می‌گرفت و مصائب و بلایا سخت‌تر می‌شد، اما حاکم آل‌بویه خود را به ندیدن و نشنیدن می‌زد تا اینکه خواهر حاکم آل‌بویه که «لطیفه» نام داشت، روزی در سپیده‌دم، با خادمان و کنیزکانش به‌قصد حمام‌رفتن بیرون می‌روند و تا غروب آفتاب از آنان خبری نمی‌شود، چرا که در راه بازگشت به قصر، راهزنان راه را بر آنان می‌بندند و به قول عرب «نهبوا الجمل بما حمل؛ یعنی شتران را با بار‌هاشان غارت می‌کنند»؛ و خود «لطیفه» (خواهر حاکم آل‌بویه) را هم به‌غنیمت می‌گیرند.

🍂 حاکم آل‌بویه هرچه از هم‌پیمانان راهزنش تقاضای برگرداندن خواهر و کنیزانش را می‌کند، موفق نمی‌شود و سران راهزنان نمی‌پذیرند.

🍂 حاکم بخیل و خسیس آل‌بویه هم به رویکرد و راهکار دیگری روی می‌آورد و اعلام می‌کند که اصلا دزدیدن خواهرش از اساس دروغ است و او ربوده نشده‌است، بلکه از اساس، خواهرش در میان آن جمع نبوده‌است و اینک در منزل خود به سر می‌برد و ایمن است.

🍂 مسکویه می‌‌نویسد: وقتی این رفتار برادر به گوش خواهرش «لطیفه» رسید، بر برادرش سخت خشمناک شد، و با اینکه در دست دزد زناکار و نابکاری گرفتار شده‌بود که بر او بسیار سخت می‌گرفت، «لطیفه» به او اصرار کرد که وی را به خانه‌ی روسپیان شهر بسپارد. خشم «لطیفه» از برادرش که او را در زندگی‌اش بدین شیوه کشیده‌بود، به حدی رسیده بود که وقتی دزدان از او تقاضای همخوابگی می‌کردند، اجابت می‌کرد و خودش را در اختیار تمام مردان می‌گذاشت، و اعلام می‌کرد که من «لطیفه» خواهر زفت‌‌الدوله‌ی بویه‌‌ام! و اهل فسق و فجور نیز بدین‌گونه بیشتر بر او ترغیب می‌شدند و هجوم می‌آوردند. سرپرست خانه‌ی روسپیان نیز دید وجود لطیفه در آنجا، بر رونق روسپی‌کده‌اش بسیار افزوده‌است، برای همین سایر زنان هم خود را به مشتریان‌شان به نام لطیفه عرضه می‌کردند! این‌گونه شد که ابوحامد الغرناطی، صاحب تذکره و تاریخ «تحفة‌الالباب» نوشت:
وقتی که حاکم آل‌بویه تصمیم گرفت تا برای رهیدن از این ننگ، خواهرش را به‌قتل برساند، دیگر برایش ممکن نبود؛ زیرا حالا همه‌ی روسپیان شهر نیز خود را «لطیفه» معرفی می‌کردند. الغرناطی می‌‌نویسد: بدین ترتیب در بغداد آن روز، هیچ یک از اهل دعاره و بغی و فاحشگان نمانده‌بود که چه به نام یا به توهم، به آبروی آن والی حقیر لطمه وارد نکرده‌باشد!


#آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
📘خمینی از نگاه ابوزید

«آیت‌الله خمینی بنیان‌گذار حکومتی دین‌سالار در ایران است. در جهان‌بینیِ او تنها خدا دارای حق است. برخلاف دیدگاه‌های غربی «انسان‌ها صرفاً از آن‌رو که انسان‌اند» دارای حقی نیستند. آن‌ها در مقابل خداوند تکالیفی دارند، اما تنها خدا دارای حق است. خدا - یا نماینده‌ی او بر روی زمین - ممکن است به آدمیان حقوقی عطا کنند، اما کاملاً ممکن است که این حقوق را از آدمیان سلب کنند؛ زیرا حقوقِ آدمیان، ذاتی نیست.

علاوه بر این، خمینی خواستار آن است که هر انسانی باید تابع «خیر عمومی» باشد - یا به تعبیر دقیق‌تر، تابع «خیر امت اسلامی» باشد. این جهان‌بینیِ ضدّ لیبرال [جهان‌بینیِ خمینی] اجازه می‌دهد که حقوق افراد به‌خاطر خیر بالاتری نقض شود؛ زیرا خیر امت همیشه مقدم است. هنگامی‌که مصلحتِ امت اقتضا داشته باشد، سانسور و سرکوب و نقضِ حقوق بشر موجه است: آن‌کس که حاکمِ مسلمانان است، باید همیشه منفعتِ امت را در ذهن داشته‌باشد و از احساساتِ شخصی خود فاصله بگیرد؛ بنابراین، اسلام به منافعِ جمعی امت بر منافعِ فردی اولویت می‌بخشد و گروه‌های مختلفی را که منبعِ فساد و خرابکاری نسبت به امت بشری هستند، نابود می‌کند.

بدین ترتیب، خمینی این فرضِ لیبرالی را که انسان‌ها دارای «حقوقِ فردی در مقابل دولت‌»اند، انکار می‌کند. در نظر او [خمینی] حقوق بشر از «دسائس شیطان» است که یگانه منفعتِ آن «جلوگیری از پیروزی اسلام» است.

امروزه بسیاری از ایرانیان می‌اندیشند که اسلامْ راه‌حل نیست، دست‌کم اسلامی که محافظه‌کاران سوار بر مسندِ قدرت آن را تبلیغ می‌کنند؛ یعنی اسلامی که حقوق بشر را نقض می‌کند و خود را آشکارا غیردموکراتیک معرفی می‌کند، راه‌حل نیست. در نظام ایران، اراده‌ی مردم اهمیّتی ندارد بلکه این اراده‌ی خداست که تحقق می‌یابد، و اراده‌ی خدا، با تفسیر ولی فقیه که در رأس حکومت هم نشسته‌است، به‌دست می‌آید».


🔺#نصر_حامد_ابوزید، کتاب «اصلاح اندیشه‌ی اسلامی؛ تحلیلی تاریخی-انتقادی»، #ترجمه‌: یاسر میردامادی

* نصر حامد ابوزید (۱۹۴۳-۲۰۱۰) متفکر، روشنفکر و نواندیش دینی مصر بود که به دلیل نظریات و نگاه دگراندیشانه‌اش در باب قرآن، تاریخ و امر دینی، از جانب اسلام‌گرایان ارتدوکس مطرود شد و حتی محکوم به ارتداد و مجبور به تبعید شد. نگاه ابوزید، نزدیک به نگاه ارکون، سروش و شبستری بود.


#گزیده‌کتاب #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM