📘نقد بهمثابه روشنگری (۲۹)
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
7️⃣ اتهام هفتم: علمپرستی و خلط ماوراءالطبیعه با مابعدالطبیعه
🍂 یکی از مسائل بنیادین فلسفه، تفکیک دقیق میان مفاهیم "ماوراءالطبیعه" و "مابعدالطبیعه" است. این دو مفهوم، اگرچه بهظاهر مشابه به نظر میرسند، اما در حوزۀ فلسفی و علمی، معنای کاملاً متفاوتی دارند. کانال مدرسه در مواضع اخیر خود، دچار خلط میان این دو شده و نوعی رویکرد "علمینمایانه" یا "علمستیزانه" اتخاذ کردهاست که نیازمند نقدی دقیق و فلسفی است.
🍂 مابعدالطبیعه یا همان متافیزیک، بهمعنای دقیق کلمه، شاخهای از فلسفه است که به پژوهش دربارۀ بنیادهای وجود، حقیقت، علیت و مفاهیمی چون زمان و مکان میپردازد. این حوزه تلاش میکند اصول بنیادینی را بررسی کند که حتی پیش از هرگونه علم تجربی باید برقرار باشند. فیلسوفانی مانند ارسطو، کانت، هوسرل و هایدگر همگی به شیوههای گوناگون به این مسائل پرداختهاند.
🍂 در پدیدارشناسی هوسرل و بهویژه تأملات هایدگر، متافیزیک بهنوعی بنیان فلسفی برای بررسی حضور انسان در جهان تبدیل میشود. در این نگاه، پرسش درباره "چرا بودن" و "چگونه بودن" جایگاهی محوری دارد، و هرگونه تقلیل این پرسشها به تبیینهای تجربی، بهمنزلۀ انحراف از مسیر فلسفه تلقی میشود.
🍂 برخلاف "مابعدالطبیعه"، "ماوراءالطبیعه" به مسائلی اشاره دارد که از جهان مادی و تجربه انسانی فراتر میروند و معمولاً با باورهای دینی یا اسطورهای همراه هستند. این مفهوم، ناظر به موضوعاتی مانند فرشتگان، عذاب الهی، زندگی پس از مرگ یا موجودات فراطبیعی است که معمولاً از راه تجربه و علم قابل اثبات یا ابطال نیستند.
🍂 کانال مدرسه در اظهارنظرهایی که به رویدادهایی مانند آتشسوزی در لسآنجلس بهعنوان عذاب الهی اشاره میکند، نمونهای از این خلط را آشکار میسازد. او بدون تمایزگذاری میان مابعدالطبیعه فلسفی و ماوراءالطبیعه دینی، بهگونهای سخن میگوید که گویی فلسفه موظف است دربارۀ امور فوقطبیعی (مانند عذاب الهی) موضع بگیرد یا آنها را تبیین کند.
🔺🔻این رویکرد از دو جنبه مسئلهساز است:
الف) متافیزیک وظیفه ندارد در قالب توضیحی تجربی یا توصیفی به پدیدههایی بپردازد که در قلمرو دین یا عرفان قرار دارند، اما این بدان معنا نیست که نسبت به آنها بیطرف باشد. فلسفه و بهویژه شاخههای متافیزیک و فلسفه دین، از موضعی تاملی و انتقادی به بررسی بنیادهای مفهومی و عقلانی دین و عرفان میپردازند.
🍂 بهعبارت دیگر، متافیزیک تلاش میکند مفاهیمی چون خدا، جاودانگی، معنا و وحی را از دیدگاه عقلانی تحلیل و نقد کند، اما توضیح رخدادهایی چون "عذاب الهی" یا امور فوقطبیعی در حیطه آن نیست.
ب) فرض اینکه هر پدیده طبیعی باید معنایی فراتجربی (مانند عذاب الهی) داشتهباشد، فلسفه را از مسیر اصلی خود منحرف میکند.
🍂 اتهام علمپرستی به کسانی که به تمایز متافیزیک از ماوراءالطبیعه تأکید میکنند، نادرست است. فلسفه، بهویژه متافیزیک، نهتنها علمیگرا نیست، بلکه فراتر از علم عمل میکند و تلاش دارد بنیادهای معرفت علمی را نیز تحلیل کند. پدیدارشناسی هوسرل نمونهای بارز از این تلاش است که علمگرایی خام را نقد کرده و از ضرورت بازگشت به " خود پدیدارها" سخن میگوید.
🍂 بیان اینکه آتشسوزی در لسآنجلس، ارتباطی به عذاب الهی ندارد، بهمعنای علمپرستی یا حتی انکار امور معنوی نیست، بلکه تأکیدی بر این نکته است که فلسفه نمیتواند تبیینی اسطورهای یا دینی از امور ارائه دهد. این نقد، دعوتیست به بازگشت به تحلیل دقیق پدیدارها و بررسی علیت بر اساس واقعیتهای تجربی و فلسفی، نه تکیه بر باورهای غیرمستند.
🍂 کانال مدرسه باید به این نکته توجه کند که زمانی که به دیگران یا کانالهای فرهنگی اتهام "علمپرستی" یا "خلط مفاهیم" میزند، نباید خود دچار همان خطا شود. اینکه از رویدادهایی طبیعی مانند آتشسوزی در لسآنجلس، بهعنوان "عذاب الهی" یاد کند، دقیقاً نمونهای از همان خلطیست که خود به دیگران نسبت میدهد.
🍂 فلسفه جایگاه تبیینهای اسطورهای و دینی نیست؛ بلکه عرصهایست برای تحلیل بنیادین مفاهیم و بازگشت به پرسشهای اصیل درباره وجود و حقیقت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
7️⃣ اتهام هفتم: علمپرستی و خلط ماوراءالطبیعه با مابعدالطبیعه
🍂 یکی از مسائل بنیادین فلسفه، تفکیک دقیق میان مفاهیم "ماوراءالطبیعه" و "مابعدالطبیعه" است. این دو مفهوم، اگرچه بهظاهر مشابه به نظر میرسند، اما در حوزۀ فلسفی و علمی، معنای کاملاً متفاوتی دارند. کانال مدرسه در مواضع اخیر خود، دچار خلط میان این دو شده و نوعی رویکرد "علمینمایانه" یا "علمستیزانه" اتخاذ کردهاست که نیازمند نقدی دقیق و فلسفی است.
🍂 مابعدالطبیعه یا همان متافیزیک، بهمعنای دقیق کلمه، شاخهای از فلسفه است که به پژوهش دربارۀ بنیادهای وجود، حقیقت، علیت و مفاهیمی چون زمان و مکان میپردازد. این حوزه تلاش میکند اصول بنیادینی را بررسی کند که حتی پیش از هرگونه علم تجربی باید برقرار باشند. فیلسوفانی مانند ارسطو، کانت، هوسرل و هایدگر همگی به شیوههای گوناگون به این مسائل پرداختهاند.
🍂 در پدیدارشناسی هوسرل و بهویژه تأملات هایدگر، متافیزیک بهنوعی بنیان فلسفی برای بررسی حضور انسان در جهان تبدیل میشود. در این نگاه، پرسش درباره "چرا بودن" و "چگونه بودن" جایگاهی محوری دارد، و هرگونه تقلیل این پرسشها به تبیینهای تجربی، بهمنزلۀ انحراف از مسیر فلسفه تلقی میشود.
🍂 برخلاف "مابعدالطبیعه"، "ماوراءالطبیعه" به مسائلی اشاره دارد که از جهان مادی و تجربه انسانی فراتر میروند و معمولاً با باورهای دینی یا اسطورهای همراه هستند. این مفهوم، ناظر به موضوعاتی مانند فرشتگان، عذاب الهی، زندگی پس از مرگ یا موجودات فراطبیعی است که معمولاً از راه تجربه و علم قابل اثبات یا ابطال نیستند.
🍂 کانال مدرسه در اظهارنظرهایی که به رویدادهایی مانند آتشسوزی در لسآنجلس بهعنوان عذاب الهی اشاره میکند، نمونهای از این خلط را آشکار میسازد. او بدون تمایزگذاری میان مابعدالطبیعه فلسفی و ماوراءالطبیعه دینی، بهگونهای سخن میگوید که گویی فلسفه موظف است دربارۀ امور فوقطبیعی (مانند عذاب الهی) موضع بگیرد یا آنها را تبیین کند.
🔺🔻این رویکرد از دو جنبه مسئلهساز است:
الف) متافیزیک وظیفه ندارد در قالب توضیحی تجربی یا توصیفی به پدیدههایی بپردازد که در قلمرو دین یا عرفان قرار دارند، اما این بدان معنا نیست که نسبت به آنها بیطرف باشد. فلسفه و بهویژه شاخههای متافیزیک و فلسفه دین، از موضعی تاملی و انتقادی به بررسی بنیادهای مفهومی و عقلانی دین و عرفان میپردازند.
🍂 بهعبارت دیگر، متافیزیک تلاش میکند مفاهیمی چون خدا، جاودانگی، معنا و وحی را از دیدگاه عقلانی تحلیل و نقد کند، اما توضیح رخدادهایی چون "عذاب الهی" یا امور فوقطبیعی در حیطه آن نیست.
ب) فرض اینکه هر پدیده طبیعی باید معنایی فراتجربی (مانند عذاب الهی) داشتهباشد، فلسفه را از مسیر اصلی خود منحرف میکند.
🍂 اتهام علمپرستی به کسانی که به تمایز متافیزیک از ماوراءالطبیعه تأکید میکنند، نادرست است. فلسفه، بهویژه متافیزیک، نهتنها علمیگرا نیست، بلکه فراتر از علم عمل میکند و تلاش دارد بنیادهای معرفت علمی را نیز تحلیل کند. پدیدارشناسی هوسرل نمونهای بارز از این تلاش است که علمگرایی خام را نقد کرده و از ضرورت بازگشت به " خود پدیدارها" سخن میگوید.
🍂 بیان اینکه آتشسوزی در لسآنجلس، ارتباطی به عذاب الهی ندارد، بهمعنای علمپرستی یا حتی انکار امور معنوی نیست، بلکه تأکیدی بر این نکته است که فلسفه نمیتواند تبیینی اسطورهای یا دینی از امور ارائه دهد. این نقد، دعوتیست به بازگشت به تحلیل دقیق پدیدارها و بررسی علیت بر اساس واقعیتهای تجربی و فلسفی، نه تکیه بر باورهای غیرمستند.
🍂 کانال مدرسه باید به این نکته توجه کند که زمانی که به دیگران یا کانالهای فرهنگی اتهام "علمپرستی" یا "خلط مفاهیم" میزند، نباید خود دچار همان خطا شود. اینکه از رویدادهایی طبیعی مانند آتشسوزی در لسآنجلس، بهعنوان "عذاب الهی" یاد کند، دقیقاً نمونهای از همان خلطیست که خود به دیگران نسبت میدهد.
🍂 فلسفه جایگاه تبیینهای اسطورهای و دینی نیست؛ بلکه عرصهایست برای تحلیل بنیادین مفاهیم و بازگشت به پرسشهای اصیل درباره وجود و حقیقت.
(ادامه دارد)
🗄پست مرتبط
📕نقد بهمثابه روشنگری :(۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸)
📕الهیات تاریکی: عذاب الهی در لسآنجلس
📕نقدی بر «برگی از الهیات تاریکی» (اول) (دوم) (سوم) (چهارم) (پنجم) (ششم) (هفتم) (هشتم) (نهم) (دهم) (یازدهم)
.
#نقد_روشنفکران #فلسفیدن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقد بهمثابه روشنگری (۱)
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
🍂 کانال نقدآگین یکی از برجستهترین کانالهای نقد دین در ایران معاصر است. مدیران این کانال، تا جایی که با مخاطبان خود در تماس بودهاند، دریافتهاند که نقدهای ارائهشده در این فضا، در میانِ اهالی…
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
🍂 کانال نقدآگین یکی از برجستهترین کانالهای نقد دین در ایران معاصر است. مدیران این کانال، تا جایی که با مخاطبان خود در تماس بودهاند، دریافتهاند که نقدهای ارائهشده در این فضا، در میانِ اهالی…
📘نقد بهمثابه روشنگری (۳۰)
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
8️⃣ اتهام هشتم: عدم تدقیق مفاهیم بنیادین
🍂 اتهام "عدم تدقیق مفاهیم بنیادین" که کانال مدرسه به کانال نقدآگین وارد کردهاست، در واقع یکی از همان وارونهسازیهاییست که نهتنها حقیقت را تحریف میکند، بلکه از عدم التزام او به تحلیل امور بر مبنای رهیافت پدیدارشناسانه حکایت دارد.
🍂 این اتهام در واقع، پاسخیست نابجا به نقدهای منتشره در کانال نقدآگین بر ادعاهای او دربارۀ آتشسوزی لسآنجلس؛ در نوشتهای که وی این حادثه را عذابی الهی تفسیر کرد و مدعی شد که آنچه از دید بشر ناعادلانه بهنظر میرسد، نزد خداوند عین عدل و عدالت است.
🍂 اما اجازه بدهید از موضع ادموند هوسرل وارد ماجرا شویم. هوسرل، بنیانگذار پدیدارشناسی، همواره تأکید داشت که باید به "پدیدارها همانگونه که هستند" بازگشت کرد و در این مسیر، هرگونه پیشداوری و تفسیر اسطورهای یا ایدئولوژیک را، بهحالت تعلیق درآورد. حادثۀ آتشسوزی، در گام نخست، یک "پدیدار طبیعی"ست که در تجربۀ زیستۀ ما، بهواسطۀ "مشاهده" و "تحلیل علمی" نمود پیدا میکند. هرگونه تفسیر "متافیزیکی" یا "الهیاتی" از این رویداد، پیشفرضیست که باید در روش پدیدارشناسانه، به حالتِ "اپوخه" یا تعلیق درآید.
🔺کانال مدرسه اما دقیقاً برخلاف این اصل هوسرلی عمل کردهاست،؛یعنی بدون عبور از لایههای پدیداری و بدون کاوش در خود واقعه (بهعنوان آنچه در آگاهی آشکار میشود) مستقیماً به تفسیر اسطورهای و دینی روی آوردهاست. این همان رویکردیست که هوسرل در برابر آن هشدار میدهد؛ یعنی غلتیدن در دام مفروضاتِ از-پیش-درست-انگاشتهشده و غفلت از بررسی دقیق و محض خود پدیدار.
🍂 نقد منتشره در نقدآگین دقیقاً بر این نکته استوار بود: تمایز میان پدیدار طبیعی و تفسیر اسطورهای. این تمایز، نهتنها یک ضرورت علمی و فلسفیست، بلکه از اساس روشنگر مسیر درست تفکر است. حادثۀ آتشسوزی لسآنجلس را میتوان با ابزارهای علمی توضیح داد: عواملی چون تغییرات اقلیمی، خشکسالی و خطاهای انسانی، همگی در بروز این رویداد نقش دارند. نسبتدادن چنین پدیدهای به "عذاب الهی"، نوعی سادهسازی غیرمسئولانه است که نهتنها با روح تفکر پدیدارشناسانه ناسازگار است، بلکه به انحراف معرفتی نیز دامن میزند.
🍂 اما مسئله به همین جا ختم نمیشود. تفسیر کانال مدرسه از "عدل الهی" نیز دچار یک سوءفهم بنیادین است. اگر بنا باشد هر فاجعهای را عین عدالت بدانیم، زیرا گویا معنای پنهانی در نظام الهی دارد که ما انسانها قادر به درک آن نیستیم، در واقع به تعطیلی تفکر و نقد رضایت دادهایم.
🍂 هوسرل به ما میآموزد که تفکر باید همواره بیدار باشد و به جستوجوی معنا ادامه دهد؛ نه آنکه در برابر هر پاسخی که از پیش آماده شدهاست، سر تسلیم فرود آورد.
🍂 اتهام کانال مدرسه مبنی بر "عدم تدقیق مفاهیم بنیادین" دقیقاً وارونه است. یکی از نقاط قوت نقدهای منتشره در نقدآگین بر الاهیات تاریکی، دقیقا تدقیق همین مفاهیم بودهاست؛ از جمله تفکیک دقیق میان پدیدار طبیعی و تفسیرهای اسطورهای یا الهیاتی.
🍂 اگر کانال مدرسه بهجای تکرار این برچسبهای کلیشهای، تلاش میکرد تا از موضع پدیدارشناسی به مسئله نگاه کند، شاید بحث سازندهتری شکل میگرفت.
🍂 در نهایت، اگر نویسندۀ کانال مدرسه واقعاً پدیدارشناس است، که هست، باید بیش از هرکس دیگری بداند که حقیقت باید در تجربۀ محضِ پدیدار جستجو شود، نه در پیشداوریهای اسطورهای یا توجیهات ماوراء طبیعی. این سقوط فکری او، نهتنها حیف است، بلکه هشداریست برای تمام کسانی که بهجای بازگشت به خود چیزها"، به توجیهگری و تحریف روی میآورند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
8️⃣ اتهام هشتم: عدم تدقیق مفاهیم بنیادین
🍂 اتهام "عدم تدقیق مفاهیم بنیادین" که کانال مدرسه به کانال نقدآگین وارد کردهاست، در واقع یکی از همان وارونهسازیهاییست که نهتنها حقیقت را تحریف میکند، بلکه از عدم التزام او به تحلیل امور بر مبنای رهیافت پدیدارشناسانه حکایت دارد.
🍂 این اتهام در واقع، پاسخیست نابجا به نقدهای منتشره در کانال نقدآگین بر ادعاهای او دربارۀ آتشسوزی لسآنجلس؛ در نوشتهای که وی این حادثه را عذابی الهی تفسیر کرد و مدعی شد که آنچه از دید بشر ناعادلانه بهنظر میرسد، نزد خداوند عین عدل و عدالت است.
🍂 اما اجازه بدهید از موضع ادموند هوسرل وارد ماجرا شویم. هوسرل، بنیانگذار پدیدارشناسی، همواره تأکید داشت که باید به "پدیدارها همانگونه که هستند" بازگشت کرد و در این مسیر، هرگونه پیشداوری و تفسیر اسطورهای یا ایدئولوژیک را، بهحالت تعلیق درآورد. حادثۀ آتشسوزی، در گام نخست، یک "پدیدار طبیعی"ست که در تجربۀ زیستۀ ما، بهواسطۀ "مشاهده" و "تحلیل علمی" نمود پیدا میکند. هرگونه تفسیر "متافیزیکی" یا "الهیاتی" از این رویداد، پیشفرضیست که باید در روش پدیدارشناسانه، به حالتِ "اپوخه" یا تعلیق درآید.
🔺کانال مدرسه اما دقیقاً برخلاف این اصل هوسرلی عمل کردهاست،؛یعنی بدون عبور از لایههای پدیداری و بدون کاوش در خود واقعه (بهعنوان آنچه در آگاهی آشکار میشود) مستقیماً به تفسیر اسطورهای و دینی روی آوردهاست. این همان رویکردیست که هوسرل در برابر آن هشدار میدهد؛ یعنی غلتیدن در دام مفروضاتِ از-پیش-درست-انگاشتهشده و غفلت از بررسی دقیق و محض خود پدیدار.
🍂 نقد منتشره در نقدآگین دقیقاً بر این نکته استوار بود: تمایز میان پدیدار طبیعی و تفسیر اسطورهای. این تمایز، نهتنها یک ضرورت علمی و فلسفیست، بلکه از اساس روشنگر مسیر درست تفکر است. حادثۀ آتشسوزی لسآنجلس را میتوان با ابزارهای علمی توضیح داد: عواملی چون تغییرات اقلیمی، خشکسالی و خطاهای انسانی، همگی در بروز این رویداد نقش دارند. نسبتدادن چنین پدیدهای به "عذاب الهی"، نوعی سادهسازی غیرمسئولانه است که نهتنها با روح تفکر پدیدارشناسانه ناسازگار است، بلکه به انحراف معرفتی نیز دامن میزند.
🍂 اما مسئله به همین جا ختم نمیشود. تفسیر کانال مدرسه از "عدل الهی" نیز دچار یک سوءفهم بنیادین است. اگر بنا باشد هر فاجعهای را عین عدالت بدانیم، زیرا گویا معنای پنهانی در نظام الهی دارد که ما انسانها قادر به درک آن نیستیم، در واقع به تعطیلی تفکر و نقد رضایت دادهایم.
🍂 هوسرل به ما میآموزد که تفکر باید همواره بیدار باشد و به جستوجوی معنا ادامه دهد؛ نه آنکه در برابر هر پاسخی که از پیش آماده شدهاست، سر تسلیم فرود آورد.
🍂 اتهام کانال مدرسه مبنی بر "عدم تدقیق مفاهیم بنیادین" دقیقاً وارونه است. یکی از نقاط قوت نقدهای منتشره در نقدآگین بر الاهیات تاریکی، دقیقا تدقیق همین مفاهیم بودهاست؛ از جمله تفکیک دقیق میان پدیدار طبیعی و تفسیرهای اسطورهای یا الهیاتی.
🍂 اگر کانال مدرسه بهجای تکرار این برچسبهای کلیشهای، تلاش میکرد تا از موضع پدیدارشناسی به مسئله نگاه کند، شاید بحث سازندهتری شکل میگرفت.
🍂 در نهایت، اگر نویسندۀ کانال مدرسه واقعاً پدیدارشناس است، که هست، باید بیش از هرکس دیگری بداند که حقیقت باید در تجربۀ محضِ پدیدار جستجو شود، نه در پیشداوریهای اسطورهای یا توجیهات ماوراء طبیعی. این سقوط فکری او، نهتنها حیف است، بلکه هشداریست برای تمام کسانی که بهجای بازگشت به خود چیزها"، به توجیهگری و تحریف روی میآورند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘برگی از الهیات تاریکی
— عذاب الهی در لس آنجلس
✍🏻 #علینجات_غلامی (پژوهشگر فلسفه و پدیدارشناسی)
🍂 بسیجیِ قشنگ! در همین کانتکست دین و آئین خودت هم حرف بزنیم بدان و آگاه باش که اون زئوسه که در جنگ انسانها شرکت میکنه و اون ور رو میزنه اینور براش هورا میکشند!…
— عذاب الهی در لس آنجلس
✍🏻 #علینجات_غلامی (پژوهشگر فلسفه و پدیدارشناسی)
🍂 بسیجیِ قشنگ! در همین کانتکست دین و آئین خودت هم حرف بزنیم بدان و آگاه باش که اون زئوسه که در جنگ انسانها شرکت میکنه و اون ور رو میزنه اینور براش هورا میکشند!…
📘نقد بهمثابه روشنگری (۳۱)
9️⃣ اخلاقزدگی و رمانتیسیسم افراطی
🍂 کانال مدرسه بجای مواجهۀ مستقیم با نقدهای وارده بر متن خود که در نقدآگین منتشر شدهاند، مسیری غیرمنطقی و حاشیهساز را برگزید، و بجای دفاع مستدل از دیدگاههای خود دربارۀ "عذاب الهیبودن آتشسوزی لسآنجلس"، به اتهامپراکنی پرداخته و نقدآگین و بهتبع آن، نویسندگانی که مطالبشان در نقدآگین بازتاب مییابد را، به اخلاقزدگی و رمانتیسیسم افراطی متهم کرد.
🍂 این شیوۀ برخورد نهتنها از موضع فلسفی قابل دفاع نیست، بلکه آشکارا نوعی گریز از گفتوگوی عقلانی و استدلالی به شمار میآید. چنین اتهامی زمانی اعتبار پیدا میکند که فرد مورد نقد بجای ارائۀ استدلالهای منطقی و تحلیل دقیق، صرفاً با احساسات اخلاقی و عاطفی به بحث بپردازد. اما آیا نقدهای ما واقعاً چنین وضعیتی داشتهاست؟
مدرسه ظاهراً واژۀ "اخلاقزدگی" را بگونهای بکار میبرد که هرگونه توجه به مسئولیت انسانی و پایبندی به اصول اخلاقی در تفکر فلسفی را ناپسند جلوه دهد؛ این درحالیست که فلسفه در بهترین معنای خود، دقیقاً به همین تعهدات اخلاقی و جستجوی حقیقت وابسته است. از افلاطون گرفته تا کانت، هیچ فیلسوف بزرگی را نمیتوان یافت که مسئلۀ اخلاق را از حوزۀ تفکر خود کنار گذاشتهباشد.
🍂 کانال نقدآگین نهتنها گرفتار اخلاقزدگی نیست، بلکه در نقدهای خود تلاش کرده است تا مفاهیم فلسفی و اخلاقی را به نحوی دقیق و مستدل مورد بررسی قرار دهد و بجای آنکه صرفاً به "نکوهش" مدرسه بپردازد (کاری که مدرسه مدام مرتکب می شود)، به تفکیک دقیق میان پدیدار طبیعی و تفسیرهای اسطورهای دست زدهاست. اگر این تلاش برای تحلیل واقعیت بهمعنای "اخلاقزدگی" باشد، آنگاه چیست آنچه فلسفه و دیالوگ فلسفی مینامندش؟
🍂 اتهام دیگر مدرسه رمانتیسیسم افراطیست. این اتهام نیز کاملا بیاساس است. رمانتیسیسم در معنای فلسفی خود به بزرگداشت احساسات، خیالپردازی و دوری از واقعیت اشاره دارد. اما نقدهای نقدآگین دقیقاً برپایۀ مشاهده دقیق واقعیت و تحلیل منطقی وقایع شکل گرفتهاند.
برخلاف ادعای مدرسه، رویکرد ما نهتنها رمانتیک نیست، بلکه کاملاً ضد رمانتیسیسم است و با رد تفسیر اسطورهای مدرسه از آتشسوزی لسآنجلس بعنوان "عذاب الهی"، به تحلیل منطقی این واقعه بعنوان یک پدیدار طبیعی پرداختهایم. اگر این تلاش برای تحلیل علمی و فلسفی به معنای "رمانتیسیسم افراطی" باشد، پس باید گفت که مدرسه خود دچار نوعی "سردرگمی مفهومی"ست.
🍂 کانال نقدآگین همواره بر تحلیل منطقی، فلسفی و مستدل تأکید داشته و از هرگونه رویکرد سطحی، عاطفی یا خیالپردازانه، در حد وسع پرهیز کردهاست. نقدهای بازنشر شده نیز در همین راستا قرار داشته و تلاش کرده است تا با بهرهگیری از مفاهیم فلسفی و استدلالهای محکم، به چالشهای فکری پاسخ دهد.
🍂 اتهام مدرسه به نقدآگین، بوضوح نشاندهندۀ نوعی "بحران فکری"ست که آن را از مواجهۀ مستقیم با نقدها بازداشتهاست. بجای آنکه بصورت منطقی و عقلانی به دفاع از دیدگاههای خود بپردازد، به تحقیر و تحریف و تخریب شخصیت منتقدان روی آورده و با استفاده از ابزار اتوریتۀ فلسفی، تلاش کردهاست تا خود را از سطح نقد فراتر نشان دهد. برای نمونه، یکی از تحریفات قابل توجه مدرسه که در متن خود به آن پرداخته و بر آن مانور داده، این ادعاست که نویسنده «سیمرغ شاهنامه را بعنوان خدا معرفی کردهاست». این سخن نهتنها نادرست بلکه کاملاً تحریفآمیز است و موضع حقیقی ویرا را بطور آشکار وارونه جلوه میدهد.
🍂 آنچه ویرا در تحلیلهای خود مطرح کرده، بر پایۀ پژوهشهای معتبر اسطورهشناسانی چون دکتر محمود کویر و دیگران است که به نقش مرغوسئنه (سیمرغ) در باورهای ایرانیان باستان اشاره دارند. بر اساس این پژوهشها، مرغوسئنه در جهان باستان ایزد پزشکی شمرده میشده و احتمال داده میشود که مناسک آیینی خاصی نیز برای این ایزد اساطیری برگزار میشدهاست. ویرا نهتنها ادعایی دربارۀ خدایپنداری سیمرغ نداشته، بلکه هدف او از این اشارهها، فراتر از بحثهای صرفاً تاریخی یا اسطورهای بودهاست. او تلاش داشته تا نشان دهد که در تحلیل آبشخورهای فکری و معنایی شاهنامه، نمیتوان از زمینههای اسطورهشناختی و باورهای فرهنگی پیشازرتشتی و حتی زرتشتی چشمپوشی کرد.
🍂 چنین تحریفاتی نشان میدهد که کانال مدرسه معنای دقیق گفتههای ویرا را درک نکرده یا آگاهانه تلاش کردهاست تا با سادهسازی و تغییر ماهیت این تحلیلها، آنها را بیاعتبار جلوه دهد. در حقیقت، هدف ویرا از این مطالعات و استدلالها، تأکید بر ضرورت جدیگرفتن رویکردهای پژوهشی دقیق و علمی در بررسی پدیدارهای فرهنگی و تاریخ ایران بودهاست. هر ادعای دیگری که موضع او را به خرافاتگرایی یا تحمیل نگرشهای الهیاتی بر شاهنامه پیوند بزند، چیزی نیست جز وارونهسازی آشکار و انحراف از اصل موضوع.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
9️⃣ اخلاقزدگی و رمانتیسیسم افراطی
🍂 کانال مدرسه بجای مواجهۀ مستقیم با نقدهای وارده بر متن خود که در نقدآگین منتشر شدهاند، مسیری غیرمنطقی و حاشیهساز را برگزید، و بجای دفاع مستدل از دیدگاههای خود دربارۀ "عذاب الهیبودن آتشسوزی لسآنجلس"، به اتهامپراکنی پرداخته و نقدآگین و بهتبع آن، نویسندگانی که مطالبشان در نقدآگین بازتاب مییابد را، به اخلاقزدگی و رمانتیسیسم افراطی متهم کرد.
🍂 این شیوۀ برخورد نهتنها از موضع فلسفی قابل دفاع نیست، بلکه آشکارا نوعی گریز از گفتوگوی عقلانی و استدلالی به شمار میآید. چنین اتهامی زمانی اعتبار پیدا میکند که فرد مورد نقد بجای ارائۀ استدلالهای منطقی و تحلیل دقیق، صرفاً با احساسات اخلاقی و عاطفی به بحث بپردازد. اما آیا نقدهای ما واقعاً چنین وضعیتی داشتهاست؟
مدرسه ظاهراً واژۀ "اخلاقزدگی" را بگونهای بکار میبرد که هرگونه توجه به مسئولیت انسانی و پایبندی به اصول اخلاقی در تفکر فلسفی را ناپسند جلوه دهد؛ این درحالیست که فلسفه در بهترین معنای خود، دقیقاً به همین تعهدات اخلاقی و جستجوی حقیقت وابسته است. از افلاطون گرفته تا کانت، هیچ فیلسوف بزرگی را نمیتوان یافت که مسئلۀ اخلاق را از حوزۀ تفکر خود کنار گذاشتهباشد.
🍂 کانال نقدآگین نهتنها گرفتار اخلاقزدگی نیست، بلکه در نقدهای خود تلاش کرده است تا مفاهیم فلسفی و اخلاقی را به نحوی دقیق و مستدل مورد بررسی قرار دهد و بجای آنکه صرفاً به "نکوهش" مدرسه بپردازد (کاری که مدرسه مدام مرتکب می شود)، به تفکیک دقیق میان پدیدار طبیعی و تفسیرهای اسطورهای دست زدهاست. اگر این تلاش برای تحلیل واقعیت بهمعنای "اخلاقزدگی" باشد، آنگاه چیست آنچه فلسفه و دیالوگ فلسفی مینامندش؟
🍂 اتهام دیگر مدرسه رمانتیسیسم افراطیست. این اتهام نیز کاملا بیاساس است. رمانتیسیسم در معنای فلسفی خود به بزرگداشت احساسات، خیالپردازی و دوری از واقعیت اشاره دارد. اما نقدهای نقدآگین دقیقاً برپایۀ مشاهده دقیق واقعیت و تحلیل منطقی وقایع شکل گرفتهاند.
برخلاف ادعای مدرسه، رویکرد ما نهتنها رمانتیک نیست، بلکه کاملاً ضد رمانتیسیسم است و با رد تفسیر اسطورهای مدرسه از آتشسوزی لسآنجلس بعنوان "عذاب الهی"، به تحلیل منطقی این واقعه بعنوان یک پدیدار طبیعی پرداختهایم. اگر این تلاش برای تحلیل علمی و فلسفی به معنای "رمانتیسیسم افراطی" باشد، پس باید گفت که مدرسه خود دچار نوعی "سردرگمی مفهومی"ست.
🍂 کانال نقدآگین همواره بر تحلیل منطقی، فلسفی و مستدل تأکید داشته و از هرگونه رویکرد سطحی، عاطفی یا خیالپردازانه، در حد وسع پرهیز کردهاست. نقدهای بازنشر شده نیز در همین راستا قرار داشته و تلاش کرده است تا با بهرهگیری از مفاهیم فلسفی و استدلالهای محکم، به چالشهای فکری پاسخ دهد.
🍂 اتهام مدرسه به نقدآگین، بوضوح نشاندهندۀ نوعی "بحران فکری"ست که آن را از مواجهۀ مستقیم با نقدها بازداشتهاست. بجای آنکه بصورت منطقی و عقلانی به دفاع از دیدگاههای خود بپردازد، به تحقیر و تحریف و تخریب شخصیت منتقدان روی آورده و با استفاده از ابزار اتوریتۀ فلسفی، تلاش کردهاست تا خود را از سطح نقد فراتر نشان دهد. برای نمونه، یکی از تحریفات قابل توجه مدرسه که در متن خود به آن پرداخته و بر آن مانور داده، این ادعاست که نویسنده «سیمرغ شاهنامه را بعنوان خدا معرفی کردهاست». این سخن نهتنها نادرست بلکه کاملاً تحریفآمیز است و موضع حقیقی ویرا را بطور آشکار وارونه جلوه میدهد.
🍂 آنچه ویرا در تحلیلهای خود مطرح کرده، بر پایۀ پژوهشهای معتبر اسطورهشناسانی چون دکتر محمود کویر و دیگران است که به نقش مرغوسئنه (سیمرغ) در باورهای ایرانیان باستان اشاره دارند. بر اساس این پژوهشها، مرغوسئنه در جهان باستان ایزد پزشکی شمرده میشده و احتمال داده میشود که مناسک آیینی خاصی نیز برای این ایزد اساطیری برگزار میشدهاست. ویرا نهتنها ادعایی دربارۀ خدایپنداری سیمرغ نداشته، بلکه هدف او از این اشارهها، فراتر از بحثهای صرفاً تاریخی یا اسطورهای بودهاست. او تلاش داشته تا نشان دهد که در تحلیل آبشخورهای فکری و معنایی شاهنامه، نمیتوان از زمینههای اسطورهشناختی و باورهای فرهنگی پیشازرتشتی و حتی زرتشتی چشمپوشی کرد.
🍂 چنین تحریفاتی نشان میدهد که کانال مدرسه معنای دقیق گفتههای ویرا را درک نکرده یا آگاهانه تلاش کردهاست تا با سادهسازی و تغییر ماهیت این تحلیلها، آنها را بیاعتبار جلوه دهد. در حقیقت، هدف ویرا از این مطالعات و استدلالها، تأکید بر ضرورت جدیگرفتن رویکردهای پژوهشی دقیق و علمی در بررسی پدیدارهای فرهنگی و تاریخ ایران بودهاست. هر ادعای دیگری که موضع او را به خرافاتگرایی یا تحمیل نگرشهای الهیاتی بر شاهنامه پیوند بزند، چیزی نیست جز وارونهسازی آشکار و انحراف از اصل موضوع.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘نقد بهمثابه روشنگری (۳۲)
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
🍂 این رویکرد تحریفیِ کانال مدرسه، نهتنها به اعتبار نقدهای او لطمه میزند، بلکه فضای گفتوگوی سازنده و علمی را نیز تضعیف میکند؛ چراکه بجای مواجهه با دیدگاهها بر اساس تحلیل منطقی و پژوهشی، به ابزار تحریف و مغالطه روی میآورد.
🍂 فیلسوف کسیست که بهدنبال حقیقت میرود و از مواجهه با نقد هراسی ندارد. اگر نویسندۀ کانال مدرسه واقعاً خود را یک فیلسوف میداند، باید بهجای پناهبردن به اتوریته و اتهامپراکنی، با نقدهای وارده مواجه شود، و از موضعی عقلانی به دفاع از دیدگاههای خود بپردازد.
🍂 اما اینکه او تلاش کردهاست با تحقیر روشنفکران و منتقدان، خود را از سطح نقد فراتر نشان دهد، نشاندهندۀ نوعی سقوط اخلاقی و فکریست که نیاز به بازنگری جدی دارد. بنابراین، اتهام "اخلاقزدگی و رمانتیسیسم افراطی" به نقدآگین و نویسندگان مورد حمایت در آن، نهتنها بیپایه و اساس است، بلکه نشاندهندۀ تلاش کانال مدرسه برای گریز از پاسخگویی به نقدهای جدیِ فلسفیست.
🍂 کانال نقدآگین همواره بر دیالوگ محوری تأکید داشته و از هرگونه رویکرد عاطفی یا سطحی پرهیز کردهاست. چنین اتهامپراکنیهایی هرگز مانع از ادامۀ مسیر تفکر انتقادی و جستجوی حقیقت در این کانال نمی شود.
🍂 فلسفه، در نهایت، چیزی نیست جز جستوجویی پیگیر برای یافتن پاسخهایی منطقی، مستدل و روشمند به پرسشهای بنیادین زندگی؛ تلاشی که کانال نقدآگین با جدیت، استواری و البته در حد وسع خود، در این مسیر ادامه میدهد. این جستوجو، نه محدود به قلمرو باورهای خاص است و نه اسیر تعصبات ایدئولوژیک، بلکه عرصهای باز و آزاد برای گفتوگوهای اندیشهورزانه میان دیدگاههای مختلف بهشمار میآید. نشان روشن این مدعا، انتشار دهها مناظره و مباحثه میان فیلسوفان، متفکران و اندیشمندان خداباور و خداناباور در این کانال است؛ گفتگوهایی که بهدور از هیاهو و شعار-زدگی، به کاوش در مبانی هستیشناختی، اخلاقی و معرفتی میپردازند. نقدآگین همواره بر این باور است که تقابل سازنده میان آراء متضاد، نهتنها به تعمیق اندیشه میانجامد، بلکه به ما کمک میکند تا افقهای تازهای را در جهان معرفت کشف کنیم.
🍂 ما همچنان بر این راه پای میفشاریم؛ راهی که نهتنها در پی اثبات حقیقتی از پیشمفروض نیست، بلکه در پی ایجاد بستری برای اندیشهورزی آزاد و بهچالشکشیدن باورهای کهن و نوین است. این تلاش مداوم، تعهدیست به رسالت فلسفه: جستوجوی بیپایان حقیقت در سایۀ شکورزی خلاق و خردمندی نقادانه.
🍂 مدرسه نه تنها به نقدهای بازنشر شده توسط ما پاسخی نمیدهد، بلکه با ادعای اینکه
تلاش میکند جایگاه خود را فراتر از نقد و گفتوگوی عمومی تعریف کند. اینگونه ادعاها، یادآور همان بحران نخوت فلسفیست که هایدگر از آن با عنوان "خودبزرگبینی متافیزیکی" یاد میکند؛ جایی که فرد بهجای جستجوی حقیقت، به "سنگر اتوریته" پناه میبرد و از گفتوگوی برابر میگریزد. این همان "بسته شدن فضای تفکر" است که هوسرل نیز در نقدهایش بر متافیزیک سنتی به آن اشاره کرده و خواستار بازگشت به "خود پدیدارها" (die Sachen selbst) شدهاست؛ زیرا فلسفه نه از طریق ادعای برتری، بلکه از مسیر گفتوگو، تردید و بازاندیشی رشد میکند.
🍂 ادعای مدرسه در این زمینه نشاندهندۀ نوعی گریز از مسئولیت فلسفیست؛ چرا که مواجهه با نقد و تبیین منطقی دیدگاهها، از بنیانهای اصلی تفکر فلسفیست. مدرسه به جای شفافسازی و دفاع عقلانی از موضع خود، با "برچسبزنی" و استفاده از حربۀ "اتوریته"، تلاش میکند منتقدانش را از میدان خارج کند. اما این روش نهتنها اعتبار یک فیلسوف کاهش میدهد، بلکه نشاندهندۀ بحران مفهومی در اندیشۀ کسیست که بهجای پذیرش "منطق گفتوگو"، به "بازی قدرت در فضای فکری" روی میآورد. فلسفه، به تعبیر سقراط، چیزی نیست جز "پرسش مداوم" و "پاسخگویی مستمر"؛ هر چه از این مسیر فاصله بگیریم، بیشتر به دامان شعارهای توخالی و مدعاهای بیپایه سقوط خواهیم کرد.
🍂 در ترکیب این دو وجه، مشخص میشود که اتهام مدرسه به نقدآگین و ناقدانی که نقدهایشان را بازتاب دادهاست، مبنی بر "اخلاقزدگی و رمانتیسیسم افراطی"، نه از سر دغدغۀ حقیقت، بلکه بهمثابه "گریزگاهی برای گریز از پاسخگویی" مطرح شدهاست؛ چرا که ناقد بهجای ورود به بازیهای احساسی، با استدلال فلسفی و تحلیل دقیق تلاش کردهاست به نقد مبنایی دیدگاههای کانال مدرسه بپردازد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
🍂 این رویکرد تحریفیِ کانال مدرسه، نهتنها به اعتبار نقدهای او لطمه میزند، بلکه فضای گفتوگوی سازنده و علمی را نیز تضعیف میکند؛ چراکه بجای مواجهه با دیدگاهها بر اساس تحلیل منطقی و پژوهشی، به ابزار تحریف و مغالطه روی میآورد.
🍂 فیلسوف کسیست که بهدنبال حقیقت میرود و از مواجهه با نقد هراسی ندارد. اگر نویسندۀ کانال مدرسه واقعاً خود را یک فیلسوف میداند، باید بهجای پناهبردن به اتوریته و اتهامپراکنی، با نقدهای وارده مواجه شود، و از موضعی عقلانی به دفاع از دیدگاههای خود بپردازد.
🍂 اما اینکه او تلاش کردهاست با تحقیر روشنفکران و منتقدان، خود را از سطح نقد فراتر نشان دهد، نشاندهندۀ نوعی سقوط اخلاقی و فکریست که نیاز به بازنگری جدی دارد. بنابراین، اتهام "اخلاقزدگی و رمانتیسیسم افراطی" به نقدآگین و نویسندگان مورد حمایت در آن، نهتنها بیپایه و اساس است، بلکه نشاندهندۀ تلاش کانال مدرسه برای گریز از پاسخگویی به نقدهای جدیِ فلسفیست.
🍂 کانال نقدآگین همواره بر دیالوگ محوری تأکید داشته و از هرگونه رویکرد عاطفی یا سطحی پرهیز کردهاست. چنین اتهامپراکنیهایی هرگز مانع از ادامۀ مسیر تفکر انتقادی و جستجوی حقیقت در این کانال نمی شود.
🍂 فلسفه، در نهایت، چیزی نیست جز جستوجویی پیگیر برای یافتن پاسخهایی منطقی، مستدل و روشمند به پرسشهای بنیادین زندگی؛ تلاشی که کانال نقدآگین با جدیت، استواری و البته در حد وسع خود، در این مسیر ادامه میدهد. این جستوجو، نه محدود به قلمرو باورهای خاص است و نه اسیر تعصبات ایدئولوژیک، بلکه عرصهای باز و آزاد برای گفتوگوهای اندیشهورزانه میان دیدگاههای مختلف بهشمار میآید. نشان روشن این مدعا، انتشار دهها مناظره و مباحثه میان فیلسوفان، متفکران و اندیشمندان خداباور و خداناباور در این کانال است؛ گفتگوهایی که بهدور از هیاهو و شعار-زدگی، به کاوش در مبانی هستیشناختی، اخلاقی و معرفتی میپردازند. نقدآگین همواره بر این باور است که تقابل سازنده میان آراء متضاد، نهتنها به تعمیق اندیشه میانجامد، بلکه به ما کمک میکند تا افقهای تازهای را در جهان معرفت کشف کنیم.
🍂 ما همچنان بر این راه پای میفشاریم؛ راهی که نهتنها در پی اثبات حقیقتی از پیشمفروض نیست، بلکه در پی ایجاد بستری برای اندیشهورزی آزاد و بهچالشکشیدن باورهای کهن و نوین است. این تلاش مداوم، تعهدیست به رسالت فلسفه: جستوجوی بیپایان حقیقت در سایۀ شکورزی خلاق و خردمندی نقادانه.
🍂 مدرسه نه تنها به نقدهای بازنشر شده توسط ما پاسخی نمیدهد، بلکه با ادعای اینکه
"من فیلسوفم، موقف فلسفی دارم و شما "روشنفکران سطحی" در حدی نیستید که من خودم را تا مرتبۀ پاسخ دادن به شما پایین بیاورم"،
تلاش میکند جایگاه خود را فراتر از نقد و گفتوگوی عمومی تعریف کند. اینگونه ادعاها، یادآور همان بحران نخوت فلسفیست که هایدگر از آن با عنوان "خودبزرگبینی متافیزیکی" یاد میکند؛ جایی که فرد بهجای جستجوی حقیقت، به "سنگر اتوریته" پناه میبرد و از گفتوگوی برابر میگریزد. این همان "بسته شدن فضای تفکر" است که هوسرل نیز در نقدهایش بر متافیزیک سنتی به آن اشاره کرده و خواستار بازگشت به "خود پدیدارها" (die Sachen selbst) شدهاست؛ زیرا فلسفه نه از طریق ادعای برتری، بلکه از مسیر گفتوگو، تردید و بازاندیشی رشد میکند.
🍂 ادعای مدرسه در این زمینه نشاندهندۀ نوعی گریز از مسئولیت فلسفیست؛ چرا که مواجهه با نقد و تبیین منطقی دیدگاهها، از بنیانهای اصلی تفکر فلسفیست. مدرسه به جای شفافسازی و دفاع عقلانی از موضع خود، با "برچسبزنی" و استفاده از حربۀ "اتوریته"، تلاش میکند منتقدانش را از میدان خارج کند. اما این روش نهتنها اعتبار یک فیلسوف کاهش میدهد، بلکه نشاندهندۀ بحران مفهومی در اندیشۀ کسیست که بهجای پذیرش "منطق گفتوگو"، به "بازی قدرت در فضای فکری" روی میآورد. فلسفه، به تعبیر سقراط، چیزی نیست جز "پرسش مداوم" و "پاسخگویی مستمر"؛ هر چه از این مسیر فاصله بگیریم، بیشتر به دامان شعارهای توخالی و مدعاهای بیپایه سقوط خواهیم کرد.
🍂 در ترکیب این دو وجه، مشخص میشود که اتهام مدرسه به نقدآگین و ناقدانی که نقدهایشان را بازتاب دادهاست، مبنی بر "اخلاقزدگی و رمانتیسیسم افراطی"، نه از سر دغدغۀ حقیقت، بلکه بهمثابه "گریزگاهی برای گریز از پاسخگویی" مطرح شدهاست؛ چرا که ناقد بهجای ورود به بازیهای احساسی، با استدلال فلسفی و تحلیل دقیق تلاش کردهاست به نقد مبنایی دیدگاههای کانال مدرسه بپردازد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘نقد بهمثابه روشنگری (۳۳)
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
1️⃣1️⃣ اتهام یازدهم: عدم اصالت و انسجام فکری
🍂 مدرسه در ادعایی که بر نقدهای دینپژوهانۀ روشنفکران وارد میکند، معتقد است که هرگونه نقد اسلام بدون داشتنِ "موضع فلسفی" ناروا یا بیمعنا است و حتی میتواند به تقویت جمهوری اسلامی منجر شود. او با این پیشفرض، به کسانی که با روشهای غیرفلسفی یا فلسفی، اما فاقد موقفی خاص، به نقد دین میپردازند، اتهامِ "عدم انسجام فکری" و "عدم صلاحیت" وارد میکند.
🔺این ادعا از چند جهت واجد ضعف و مغالطات فکری آشکار است که با بررسی دقیق آنها، میتوان به روشنشدن ابعاد این اشتباهات پرداخت.
🔻کانال مدرسه آشکارا معتقد است که بدون "موقف فلسفی" نمیتوان نقدی معتبر علیه اسلام (در نتیجه هیچ دین دیگری) ارائه داد. این ادعا به چند دلیل کاملاً نادرست و گمراهکننده است:
الف) گرچه فلسفه به دلیل ماهیت تأملی و عقلانی خود ابزار ارزشمندی برای تحلیل آموزههای دینیست، اما نقد دین تنها به فلسفه محدود نمیشود. نقد دین میتواند از حوزههای مختلف علمی و تجربی و نیز از نظرگاههای جامعهشناسی، روانشناسی، زبانشناسی و حتی تاریخپژوهی صورت بگیرد.
🍂 نمونۀ برجستهای از این تنوع روشها را میتوان در کارهای امیل دورکیم (جامعهشناسی دین)، زیگموند فروید (تحلیل روانکاوانه دین) و جوزف کمپبل (مطالعات اسطورهشناختی) مشاهده کرد. هیچیک از این افراد، موضع فلسفی صریحی نداشتند، اما تحلیلهای آنان تأثیر ماندگاری بر درک ما از دین و اسطورهها گذاشته است.
ب) از قرن هجدهم به بعد، نقد دین بهویژه در اروپا نه از مسیر فلسفه، بلکه از دل رویکردهای تجربی و علمی رشد کرد. شخصیتهایی مانند ولتر و دیدرو که از پایهگذاران روشنگری بودند، هرچند به مسائل فلسفی نیز میپرداختند، اما بخش اعظم نقدهای آنان به دین، برپایۀ تحلیلهای تاریخی، سیاسی و اخلاقی استوار بود.
🍂 به همین ترتیب در قرن بیست و یکم نیز، چهرههایی مانند ریچارد داوکینز و دنیل دنت بدون اینکه به موضع فلسفی پیچیدهای تکیه کنند، نقدهای علمی و منطقی قدرتمندی علیه ادعاهای دینی ارائه کردهاند.
🔺طبق معیار کانال مدرسه، این افراد نیز به دلیل "نداشتن موقف فلسفی" باید متهم به ارائۀ نقدهای ناروا، یا کمک به تقویت گرایشهای متعصبانه دینی شوند! اما واقعیت این است که آثار و ایدههای این افراد، بر افکار عمومی و مباحث فلسفی و علمی تأثیرات عمیق و پیشرو گذاشتهاند.
🍂 یکی از مغالطات آشکار در استدلال کانال مدرسه، حمله به شخصیت منتقدان بهجای بررسی محتوای نقدهای آنان است. مدرسه بهجای تحلیل استدلالهای ارائهشده، صرفاً به این نکته میپردازد که این افراد "موقف فلسفی" ندارند.
🍂 اما حقیقت این است که اعتبار یک نقد به قوت استدلالها و شواهد آن بستگی دارد، نه به ویژگیهای شخصیتی یا سطح دانش فلسفی نقدکننده؛ حتی اگر فردی هیچ دانش فلسفی نداشتهباشد، باز هم ممکن است بتواند نقدهای منطقی و مستدل علیه آموزههای دینی ارائه دهد.
🍂 ادعای کانال مدرسه که نقد دین بدون موضع فلسفی به تقویت جمهوری اسلامی منجر میشود، شکلی از "تعمیم ناروا"ست. این استدلال با نادیده گرفتن پیچیدگیهای اجتماعی و فکری، همۀ منتقدان دین را به یک پیامد سیاسی مشترک متهم میکند.
🍂 از این گذشته، بسیاری از منتقدان دین در ایران و جهان، مخالف سرسخت حکومتهای دینی هستند. نقد دین از منظر تاریخی در بسیاری موارد به شکلگیری جنبشهای فکری آزادیخواهانه کمک کردهاست. مثال بارز این مسئله، نقش روشنفکران عصر روشنگری در تضعیف قدرت کلیسای کاتولیک و پایهریزی نظامهای سکولار در اروپا بود.
🔺بنابراین، این تصور که هر نقدی بدون موضع فلسفی، لزوماً به تقویت حکومتهای دینی منجر میشود، بههیچوجه با واقعیتهای تاریخی سازگار نیست. بسیاری از چهرههای سرشناس جهان که نقدهای تندی علیه دین داشتهاند، نقش مهمی در کاهش نفوذ قدرت دینی داشتهاند.
🍂 ادعای کانال مدرسه که نقد دین بدون موضع فلسفی، معادل کمک به تقویت جمهوری اسلامی است، نوعی مغالطه "همارزی اخلاقی" است. این مغالطه زمانی رخ میدهد که دو موقعیت متفاوت بهطور نادرست برابر دانسته شوند.
🍂 نقد دین در فضای فکری میتواند کاملاً مستقل از مسائل سیاسی مطرح شود. برای مثال، یک پژوهشگر ممکن است نقدهایی اخلاقی یا تاریخی بر دین داشتهباشد، که بههیچوجه به مسائل سیاسی (علیه/یا له حکومتی خاص) مربوط نشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
1️⃣1️⃣ اتهام یازدهم: عدم اصالت و انسجام فکری
🍂 مدرسه در ادعایی که بر نقدهای دینپژوهانۀ روشنفکران وارد میکند، معتقد است که هرگونه نقد اسلام بدون داشتنِ "موضع فلسفی" ناروا یا بیمعنا است و حتی میتواند به تقویت جمهوری اسلامی منجر شود. او با این پیشفرض، به کسانی که با روشهای غیرفلسفی یا فلسفی، اما فاقد موقفی خاص، به نقد دین میپردازند، اتهامِ "عدم انسجام فکری" و "عدم صلاحیت" وارد میکند.
🔺این ادعا از چند جهت واجد ضعف و مغالطات فکری آشکار است که با بررسی دقیق آنها، میتوان به روشنشدن ابعاد این اشتباهات پرداخت.
🔻کانال مدرسه آشکارا معتقد است که بدون "موقف فلسفی" نمیتوان نقدی معتبر علیه اسلام (در نتیجه هیچ دین دیگری) ارائه داد. این ادعا به چند دلیل کاملاً نادرست و گمراهکننده است:
الف) گرچه فلسفه به دلیل ماهیت تأملی و عقلانی خود ابزار ارزشمندی برای تحلیل آموزههای دینیست، اما نقد دین تنها به فلسفه محدود نمیشود. نقد دین میتواند از حوزههای مختلف علمی و تجربی و نیز از نظرگاههای جامعهشناسی، روانشناسی، زبانشناسی و حتی تاریخپژوهی صورت بگیرد.
🍂 نمونۀ برجستهای از این تنوع روشها را میتوان در کارهای امیل دورکیم (جامعهشناسی دین)، زیگموند فروید (تحلیل روانکاوانه دین) و جوزف کمپبل (مطالعات اسطورهشناختی) مشاهده کرد. هیچیک از این افراد، موضع فلسفی صریحی نداشتند، اما تحلیلهای آنان تأثیر ماندگاری بر درک ما از دین و اسطورهها گذاشته است.
ب) از قرن هجدهم به بعد، نقد دین بهویژه در اروپا نه از مسیر فلسفه، بلکه از دل رویکردهای تجربی و علمی رشد کرد. شخصیتهایی مانند ولتر و دیدرو که از پایهگذاران روشنگری بودند، هرچند به مسائل فلسفی نیز میپرداختند، اما بخش اعظم نقدهای آنان به دین، برپایۀ تحلیلهای تاریخی، سیاسی و اخلاقی استوار بود.
🍂 به همین ترتیب در قرن بیست و یکم نیز، چهرههایی مانند ریچارد داوکینز و دنیل دنت بدون اینکه به موضع فلسفی پیچیدهای تکیه کنند، نقدهای علمی و منطقی قدرتمندی علیه ادعاهای دینی ارائه کردهاند.
🔺طبق معیار کانال مدرسه، این افراد نیز به دلیل "نداشتن موقف فلسفی" باید متهم به ارائۀ نقدهای ناروا، یا کمک به تقویت گرایشهای متعصبانه دینی شوند! اما واقعیت این است که آثار و ایدههای این افراد، بر افکار عمومی و مباحث فلسفی و علمی تأثیرات عمیق و پیشرو گذاشتهاند.
🍂 یکی از مغالطات آشکار در استدلال کانال مدرسه، حمله به شخصیت منتقدان بهجای بررسی محتوای نقدهای آنان است. مدرسه بهجای تحلیل استدلالهای ارائهشده، صرفاً به این نکته میپردازد که این افراد "موقف فلسفی" ندارند.
🍂 اما حقیقت این است که اعتبار یک نقد به قوت استدلالها و شواهد آن بستگی دارد، نه به ویژگیهای شخصیتی یا سطح دانش فلسفی نقدکننده؛ حتی اگر فردی هیچ دانش فلسفی نداشتهباشد، باز هم ممکن است بتواند نقدهای منطقی و مستدل علیه آموزههای دینی ارائه دهد.
🍂 ادعای کانال مدرسه که نقد دین بدون موضع فلسفی به تقویت جمهوری اسلامی منجر میشود، شکلی از "تعمیم ناروا"ست. این استدلال با نادیده گرفتن پیچیدگیهای اجتماعی و فکری، همۀ منتقدان دین را به یک پیامد سیاسی مشترک متهم میکند.
🍂 از این گذشته، بسیاری از منتقدان دین در ایران و جهان، مخالف سرسخت حکومتهای دینی هستند. نقد دین از منظر تاریخی در بسیاری موارد به شکلگیری جنبشهای فکری آزادیخواهانه کمک کردهاست. مثال بارز این مسئله، نقش روشنفکران عصر روشنگری در تضعیف قدرت کلیسای کاتولیک و پایهریزی نظامهای سکولار در اروپا بود.
🔺بنابراین، این تصور که هر نقدی بدون موضع فلسفی، لزوماً به تقویت حکومتهای دینی منجر میشود، بههیچوجه با واقعیتهای تاریخی سازگار نیست. بسیاری از چهرههای سرشناس جهان که نقدهای تندی علیه دین داشتهاند، نقش مهمی در کاهش نفوذ قدرت دینی داشتهاند.
🍂 ادعای کانال مدرسه که نقد دین بدون موضع فلسفی، معادل کمک به تقویت جمهوری اسلامی است، نوعی مغالطه "همارزی اخلاقی" است. این مغالطه زمانی رخ میدهد که دو موقعیت متفاوت بهطور نادرست برابر دانسته شوند.
🍂 نقد دین در فضای فکری میتواند کاملاً مستقل از مسائل سیاسی مطرح شود. برای مثال، یک پژوهشگر ممکن است نقدهایی اخلاقی یا تاریخی بر دین داشتهباشد، که بههیچوجه به مسائل سیاسی (علیه/یا له حکومتی خاص) مربوط نشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘نقد بهمثابه روشنگری (۳۴)
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
🍂 ادعای مدرسه مبنی بر اینکه "من موقف فلسفی دارم ولی روشنفکران سطحی ندارند"، خود از منظر فلسفی دچار تناقض است. فلسفه بهویژه در سنتهایی مانند فلسفۀ انتقادی کانت یا فلسفۀ تحلیلی، بر اصل "عدم قطعیت" و "پذیرش گشودگی" استوار است. این ادعای مطلقگرایانه که تنها موضع فلسفی او معتبر است و دیگران فاقد این موضعاند، با ذات بازاندیشی فلسفی که پذیرای دیدگاههای گوناگون است در تضاد قرار دارد.
🍂 تلاش برای محدود کردن نقد دین به چارچوبهای خاص (مانند لزوم برخورداری از موضع فلسفی) بهمعنای محدود کردن آزادی اندیشه است. نقد دین بخشی از فضای آزاد گفتوگوست و هیچ پیششرطی نمیتوان بر آن تحمیل کرد. حتی اگر منتقدی صرفاً بهواسطه تجربههای شخصی یا تحلیلهای اخلاقی به نقد دین بپردازد، این نقد همچنان میتواند معتبر و ارزشمند باشد.
🔺ادعای کانال مدرسه نشاندهندۀ دیدگاهی تقلیلگرایانه و انحصاریست که بهجای گشودن فضای فکری، آن را محدود میکند. نقد دین میتواند از زوایای مختلفی صورت گیرد و محدود-کردن آن به یک چارچوب خاص، نهتنها فاقد انسجام منطقیست، بلکه به تقویت فضای بسته و غیرانتقادی کمک میکند. بنابراین، استدلال کانال مدرسه مبنی بر ضرورت موضع فلسفی برای نقد دین و متهمکردن منتقدان به تقویت جمهوری اسلامی، از چندین منظر دچار مغالطه و اشتباه است. نقد دین بهعنوان بخشی از جستوجوی آزاد حقیقت، باید بهصورت چندوجهی و بدون محدودیتهای تحمیلی ادامه یابد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
🍂 ادعای مدرسه مبنی بر اینکه "من موقف فلسفی دارم ولی روشنفکران سطحی ندارند"، خود از منظر فلسفی دچار تناقض است. فلسفه بهویژه در سنتهایی مانند فلسفۀ انتقادی کانت یا فلسفۀ تحلیلی، بر اصل "عدم قطعیت" و "پذیرش گشودگی" استوار است. این ادعای مطلقگرایانه که تنها موضع فلسفی او معتبر است و دیگران فاقد این موضعاند، با ذات بازاندیشی فلسفی که پذیرای دیدگاههای گوناگون است در تضاد قرار دارد.
🍂 تلاش برای محدود کردن نقد دین به چارچوبهای خاص (مانند لزوم برخورداری از موضع فلسفی) بهمعنای محدود کردن آزادی اندیشه است. نقد دین بخشی از فضای آزاد گفتوگوست و هیچ پیششرطی نمیتوان بر آن تحمیل کرد. حتی اگر منتقدی صرفاً بهواسطه تجربههای شخصی یا تحلیلهای اخلاقی به نقد دین بپردازد، این نقد همچنان میتواند معتبر و ارزشمند باشد.
🔺ادعای کانال مدرسه نشاندهندۀ دیدگاهی تقلیلگرایانه و انحصاریست که بهجای گشودن فضای فکری، آن را محدود میکند. نقد دین میتواند از زوایای مختلفی صورت گیرد و محدود-کردن آن به یک چارچوب خاص، نهتنها فاقد انسجام منطقیست، بلکه به تقویت فضای بسته و غیرانتقادی کمک میکند. بنابراین، استدلال کانال مدرسه مبنی بر ضرورت موضع فلسفی برای نقد دین و متهمکردن منتقدان به تقویت جمهوری اسلامی، از چندین منظر دچار مغالطه و اشتباه است. نقد دین بهعنوان بخشی از جستوجوی آزاد حقیقت، باید بهصورت چندوجهی و بدون محدودیتهای تحمیلی ادامه یابد.
(ادامه دارد)
🗄پست مرتبط
📕نقد بهمثابه روشنگری :(۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸)
📕الهیات تاریکی: عذاب الهی در لسآنجلس
📕نقدی بر «برگی از الهیات تاریکی» (اول) (دوم) (سوم) (چهارم) (پنجم) (ششم) (هفتم) (هشتم) (نهم) (دهم) (یازدهم)
.
#نقد_روشنفکران #فلسفیدن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقد بهمثابه روشنگری (۱)
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
🍂 کانال نقدآگین یکی از برجستهترین کانالهای نقد دین در ایران معاصر است. مدیران این کانال، تا جایی که با مخاطبان خود در تماس بودهاند، دریافتهاند که نقدهای ارائهشده در این فضا، در میانِ اهالی…
— نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
🍂 کانال نقدآگین یکی از برجستهترین کانالهای نقد دین در ایران معاصر است. مدیران این کانال، تا جایی که با مخاطبان خود در تماس بودهاند، دریافتهاند که نقدهای ارائهشده در این فضا، در میانِ اهالی…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خفقان ایران و مردم به کجا خواهد رسید؟ (+)
🎙گفتگو با دکتر #سجاد_فتاحی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙گفتگو با دکتر #سجاد_فتاحی
.
#ایران #سیاست #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پیشبینیِ برنامۀ آمریکا برای ایران بر اساس دانشِ «جغرافیای سیاسی» (+)
🔸در این ویدیو سعی شده با تکیه بر نظریههای هارتلند و ریملند و دانش ژئوپلیتیک (جغرافیای سیاسی)، به نقشِ ایران در آیندۀ معادلات سیاسی جهان پرداخته شود.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸در این ویدیو سعی شده با تکیه بر نظریههای هارتلند و ریملند و دانش ژئوپلیتیک (جغرافیای سیاسی)، به نقشِ ایران در آیندۀ معادلات سیاسی جهان پرداخته شود.
منابع:
The geographical pivot of history - by Halford Mackinder
- Rimland: The Strategic Shield Against Heartland and the Key to Global Dominance by Nicholas J. Spykman
🗄پست مرتبط
📺 آیندۀ روابط ایران با آمریکا (اول | دوم)
📺 آیندۀ حکمرانی و حکمرانی آینده
📺 تبدیلِ «جنگِ هیبت و حیثیت» به «جنگِ شرافت»
📺 سیاستهای حکومت اسلامی در منطقه (قسمت اول، قسمت دوم، قسمت سوم)
📻 شکستِ محورِ مقاومت
📻جنگ پیشدستانه با آمریکا، تکلیف چیست؟ وقت زیادی نمانده
📻 فرجامِ حکومت اسلامی
📻 یلتسین کیست؟ و سرنوشت ایران چه خواهد شد؟
.
#سیاست #بینالملل #ایران #آمریکا
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺 روانکاویِ «نبرد ترامپ با ایران» 🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی 🗄پست مرتبط 📺 روانکاویِ «دونالد ترامپ» 📺 روانکاوی و رفتارشناسیِ پزشکیان 📺 روانکاویِ «ولادیمیر پوتین» 📺 بازگشت ترامپ 📺 ترامپ، علیز و «سلامِ پایان»گفتنِ مکرر برای نظام! 📺 روانکاویِ «دونالد ترامپ»…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘روانکاویِ «صلّ علی سهترکه»
✍🏻 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🍂 کاویدن در اعماقِ ناخودآگاهیِ بخشی از جامعه، که در لایههای محکمِ سنت و باورهای قدیمی گرفتار است، مستلزمِ دانشِ عمیق و ترکیبی از «مردمشناسی، جامعهشناسی، تاریخ و فرهنگ» است، و روانکاوی در نهایت، از همۀ این دادهها برای تبیینِ جنس روان آنها استفاده میکند.
🍂 این زن که در باورِ پنهانِ ناخودآگاهِ کهنۀ "دلهره از چشمزدنِ حسودان" بخاطر زاییدنِ سهترکه یا همان سهقلویِ بز خود، اینگونه به دفعِ شر از طریق وِردی جادویی میپردازد، در قالبی تعمیمیافته، همان ارزش و تصور را به ترامپ، که از نظر او «حسود و خناس و آسیبزننده» است، نسبت میدهد و بدینگونه، اضطراب و ترسِ خود را از او بروز میدهد، و همزمان به دفعِ شر میپردازد و ناخودآگاهانه، در سیستمِ وهمی خود، مکانیسمِ کاهندۀ دلهره را نیز بهکار میاندازد، بلکه با این تخلیۀ هیجانیِ وسواسگونه و پارانوئید، از وحشت خود بکاهد.
🍂 سازمان روانی-هیجانیِ این زن، بهدلیل بافت یکسان، شبیه، همانند و همقوارۀ ساختار قدرت سنتی-ارزشی سیاسیِ فعلیِ جامعۀ ایران، نوعی همراهی و همانندسازی و یکیشدن را با آن بهراحتی انجام میدهد، و تراوشاتِ وهمیِ ذهنی خود را در آن، حل و ممزوج میکند، تاجاییکه اجزای آن، کلام جادوییِ فولکولوریک خود را، با موج سیاسی یکی پنداشته، و ترامپ را بهجای «حسودان» میگذارد، بلکه از دلهرۀ خود و اجزایِ ساختار قدرت سنتی رونمایی کند، و آنرا به نمایش گذارد و همزمان، نوعی تسکین، تخلیه و رهایی را نیز تجربه کند.
🍂 در کالبدشکافیِ اعماقِ ارگانیسم سنتگرایی، تکرار این مکانیسم جایگزینیِ «اجزای وهمی ناخودآگاه» و تبدیلاتِ «نامرتبط و هذیانگونه و جادویی»، عاملِ اصلیِ بقای این ساختارها میباشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🍂 کاویدن در اعماقِ ناخودآگاهیِ بخشی از جامعه، که در لایههای محکمِ سنت و باورهای قدیمی گرفتار است، مستلزمِ دانشِ عمیق و ترکیبی از «مردمشناسی، جامعهشناسی، تاریخ و فرهنگ» است، و روانکاوی در نهایت، از همۀ این دادهها برای تبیینِ جنس روان آنها استفاده میکند.
🍂 این زن که در باورِ پنهانِ ناخودآگاهِ کهنۀ "دلهره از چشمزدنِ حسودان" بخاطر زاییدنِ سهترکه یا همان سهقلویِ بز خود، اینگونه به دفعِ شر از طریق وِردی جادویی میپردازد، در قالبی تعمیمیافته، همان ارزش و تصور را به ترامپ، که از نظر او «حسود و خناس و آسیبزننده» است، نسبت میدهد و بدینگونه، اضطراب و ترسِ خود را از او بروز میدهد، و همزمان به دفعِ شر میپردازد و ناخودآگاهانه، در سیستمِ وهمی خود، مکانیسمِ کاهندۀ دلهره را نیز بهکار میاندازد، بلکه با این تخلیۀ هیجانیِ وسواسگونه و پارانوئید، از وحشت خود بکاهد.
🍂 سازمان روانی-هیجانیِ این زن، بهدلیل بافت یکسان، شبیه، همانند و همقوارۀ ساختار قدرت سنتی-ارزشی سیاسیِ فعلیِ جامعۀ ایران، نوعی همراهی و همانندسازی و یکیشدن را با آن بهراحتی انجام میدهد، و تراوشاتِ وهمیِ ذهنی خود را در آن، حل و ممزوج میکند، تاجاییکه اجزای آن، کلام جادوییِ فولکولوریک خود را، با موج سیاسی یکی پنداشته، و ترامپ را بهجای «حسودان» میگذارد، بلکه از دلهرۀ خود و اجزایِ ساختار قدرت سنتی رونمایی کند، و آنرا به نمایش گذارد و همزمان، نوعی تسکین، تخلیه و رهایی را نیز تجربه کند.
🍂 در کالبدشکافیِ اعماقِ ارگانیسم سنتگرایی، تکرار این مکانیسم جایگزینیِ «اجزای وهمی ناخودآگاه» و تبدیلاتِ «نامرتبط و هذیانگونه و جادویی»، عاملِ اصلیِ بقای این ساختارها میباشد.
🗄پست مرتبط
📺 روانکاویِ «نبرد ترامپ با ایران»
📺 روانکاویِ «دونالد ترامپ»
📺 روانکاوی و رفتارشناسیِ پزشکیان
📺 روانکاویِ «ولادیمیر پوتین»
📺 بازگشت ترامپ
📺 ترامپ، علیز و «سلامِ پایان»گفتنِ مکرر برای نظام!
📺 روانکاویِ «دونالد ترامپ»
📺 آیندۀ روابط ایران با آمریکا (قسمت اول | قسمت دوم)
📻 جنگ اوکراین در دوران ترامپ
📻 یلتسین کیست؟ و سرنوشت ایران
.
#زیستروان#روانکاوی #سنتگرایی #ترامپ #خرافات #چشم_زخم #روانشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 در فواید پول (+)
— فواید پول و انگیزه های انسان در بدست آوردن آن
🎙 #مرتضی_مردیها
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فواید پول و انگیزه های انسان در بدست آوردن آن
🎙 #مرتضی_مردیها
.
#زیستروان #جامعه #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ملت میل - دوپامین
@Naqdagin
🎧 ملت میل؛ دوپامین در عصر افراطیگری (+)
— در این نشست مجموعه پانوراما و رسانه آثاروما به بررسی کتاب ملت میل به نویسندگی آنا لمبکی پرداخته است.
🎙#محمدمهدی_اردبیلی (فیلسوف)
🎙#جواد_حاتمی (استاد گروه روانشناسی دانشگاه تهران)
🎙#بهناز_دهکردی (مترجم کتاب)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در این نشست مجموعه پانوراما و رسانه آثاروما به بررسی کتاب ملت میل به نویسندگی آنا لمبکی پرداخته است.
🎙#محمدمهدی_اردبیلی (فیلسوف)
🎙#جواد_حاتمی (استاد گروه روانشناسی دانشگاه تهران)
🎙#بهناز_دهکردی (مترجم کتاب)
🗄پست مرتبط
📕گزیدههایی از کتابِ «ملت دوپامین»
📺 ریشۀ اعتیاد چیست و چطور ترک کنیم؟
📻مسئولیتِ «روشنفکر رادیکال»
📓اصول مبارزه در زمانهٔ نهیلیسم
.
#نقد_کتاب #نقد_فرهنگ#زیستروان #معرفی_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ایران چه دارد؟
@Naqdagin
🎧 ایران دیگر چه چیزی برای مذاکره با آمریکا دارد؟
🎙#مهدی_مطهرنیا و #فرج_سرکوهی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مهدی_مطهرنیا و #فرج_سرکوهی
.
#سیاست #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin