Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روانکاویِ آخرالزمانیها
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
.
#زیستروان #نقد_ادیان#روانشناسی #روانکاوی #مکانیسم_دفاعی #حس_حقارت #مسیحیت #یهودیت #شیعه #روایات_ظهور #غیبت #امام_زمان #نقد_مسیحیت #اسرائیل #آخرالزمان #آخرالزمانی #احمدینژاد #محمود_احمدینژاد #خامنهای #آرماگدون #رائفیپور #نهیلیسم #مرگپرستی #زندگیستیزی #زنستیز #زنستیزی #ارتجاع #ارتجاع_سیاه #سنتگرایی #جنگطلبی #مازوخیسم #سادیسم #افسردگی #جنگ_صلیبی #اونجلیست #انتظار_فرج #شاید_این_جمعه_بیاید #حضرت_حجت #میرباقری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
Telegram
نقدآگین
📘منحرفهای بنیادگرا
(۲/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک
🍂 کانودوس جایی بود برایِ پناهگرفتن از پول، مالکیت، مالیات، و ازدواج، و نه بهدلیلِ تنشهایِ درونیاش، بلکه بهدستِ نیروهایِ مسلحِ دولتِ «پیشرفته» و سکولارِ برزیل فروپاشید و نابود شد. کانودوس جایی بود که قربانیانِ پیشرفتِ تاریخی در آن فضایی برایِ خود یافته بودند. در واقع آرمانشهر برایِ لحظهای کوتاه وجود داشت، و این برایِ مدرنیزهکنندگان قابلِ تحمل نبود وگرنه چگونه میتوان کشتارِ همهٔ ساکنانِ کانودوس، از جمله زنان و کودکان، را توضیح داد؟ نفسِ یاد و خاطرهٔ آزادی بایستی محو میشد.
🍂 استدلالِ بدیهیای که در مخالفت با دفاع از کانودوس مطرح میشود این است که با پروژههایِ بنیادگرایِ مذهبیای همچو دولتِ اسلامی تفاوتی ندارد. اما یک تمایزِ روشن میانِ این دو وجود دارد: کانودوس آشکارا پذیرایِ دیگری بود، اما دولتِ اسلامی — مانندِ تمامِ بنیادگرایانِ دینی — چنین عمل نمیکند.
🍂 اگر «بنیادگرایانِ» امروزی صادقانه بر این باورند که راهشان را بهسویِ حقیقت یافتهاند، چرا این اندازه از سمتِ غیرمؤمنان احساسِ خطر میکنند؟ هرچه نباشد، وقتی یک بودایی با لذتپرستانِ غربی روبهرو میشود، نه تحریک میشود و نه نیاز دارد آنها را محکوم کند؛ او فقط سرش را بهنشانهٔ تأسف از جستوجویِ خودویرانگرانهٔ آنها برایِ خوشبختی تکان میدهد.
🍂 اما شبهبنیادگرایان به زندگیِ گناهآلودِ غیرمؤمنان وسواس دارند، چرا که این گناهان بازتابی از وسوسههایِ خودشان است. برخلافِ کسانی که حقیقتاً ایمان دارند، شبهبنیادگرایان بهجایِ اینکه دلشان به حالِ کسانی که امیالِ خود را ارضاء میکنند بسوزد، به آنها حسادت میورزند.
🍂 آنجا که راهبانِ تبتی تبت را «مرکزِ جهان و قلبِ تمدن» میدانند،[3] تمدنِ اروپایی بهطورِ قطع خارج از مرکز قرار گرفته است. اما آرزویِ مرکزیِ ما این است که نوعی حکمتِ نهایی و آگالمایِ[4] پنهانی یا گنجِ روحانی که بسیار پیشتر از دست دادهایم را دوباره بازیابیم. استعمار هیچگاه صرفاً دربارهٔ تحمیلِ ارزشهایِ غربی بر دیگران نبوده است؛ بلکه جستوجویی برایِ بازیابیِ خلوصِ روحانیِ ازدسترفته نیز بوده است. این داستانی بهقدمتِ خودِ تمدنِ غربی است: برایِ یونانیانِ باستان، مصر انبارِ اسطورهایِ حکمتِ باستانی بوده است.
🍂 در جوامعِ خودِ ما، تفاوتِ میانِ بنیادگرایانِ اصیل و بنیادگرایانِ منحرف این است که گروهِ اول (مانندِ آمیشهایِ آمریکایی) با همسایگانِ خود کنار میآیند، چرا که آنها نگرانِ دنیایِ خودشان هستند و نه آنچه که دیگران انجام میدهند. اما بنیادگرایانِ منحرف، برعکس، از احساساتِ دوسویهٔ خود رنج میبرند و بهطورِ همزمان هم از گناهکاران وحشت دارند و هم به آنها حسادت میورزند — ترکیبی ناپاک که آنها را بهسویِ اعمالِ خشونتآمیز سوق میدهد، چه بمبگذاریهایِ تروریستی باشد و چه حملاتِ بیرحمانه.
🍂 رژیمِ پوتین هیچ اشتراکی با یک روحانیتِ اصیلِ روسی که مدرنسازیِ اروپایی را ردّ میکند، ندارد. اوراسیایِ خیالیِ پوتین صرفاً واژهای است برایِ مشروعیتبخشیدن به پروژهٔ مدرنیزاسیونِ نامشروعاش. به همین دلیل است که ما نباید روسیه را کشوری عمیقاً محافظهکار و سنتی بدانیم که الی الابد از مدرنیّت جدا افتاده است. هرچه نباشد، روحانیتِ روسیای که در کهنباوران تجسم یافته است، قدرتِ دولتیِ اقتدارگرا را ردّ میکند. برایِ شکستدادنِ منحرفهایی که اکنون در کرملین حکمرانی میکنند، این روحانیت باید دوباره بیدار شود.
توضیحات
[1] این عبارت به سیاستی اشاره دارد که در آن، مزارع و زمینهایِ خصوصیِ کشاورزان در اتحادِ جماهیرِ شوروی با زور مصادره شد و به مزارعِ اشتراکی یا دولتی تبدیل شد. این اقدام با هدفِ افزایشِ تولیدِ کشاورزی و تأمینِ موادِ غذایی برایِ صنعتیسازیِ کشور انجام شد، اما اجرایِ این سیاست با خشونت و سرکوبِ شدید همراه بود. کشاورزانِ بسیاری که با این سیاست مخالفت کردند، به کارِ اجباری فرستاده شدند، کشته شدند یا از گرسنگی جان باختند. یکی از نتایجِ این سیاست، قحطیِ بزرگِ اوکراین (هولودومور) در سالهایِ ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ بود که میلیونها نفر در اثرِ آن جان باختند. (مترجم)
[2] لینک
[3] Orville Schell, Virtual Tibet: Searching for Shangri-La from the Himalayas to Hollywood (New York: Henry Holt, 2000).
[4] آگالما واژهای یونانی است که بهمعنایِ «گنج» یا «هدیهٔ مقدس» است و در فلسفه و اساطیرِ یونانی به چیزی ارزشمند و پنهان اشاره دارد که معمولاً نمادِ حقیقت یا حکمتِ روحانی است. آگالما در تفکرِ ارسطو بهمعنایِ یک شیءِ مقدس یا گنجینهٔ معنوی است که بهشکلی نمادین به روحِ انسان تعلق دارد، اما ژیژک در معنایِ «ابژهٔ a» بدان اشاره دارد.
🖊#ترجمه: حسین متقی
@philosophyinthetoilet
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک
🍂 کانودوس جایی بود برایِ پناهگرفتن از پول، مالکیت، مالیات، و ازدواج، و نه بهدلیلِ تنشهایِ درونیاش، بلکه بهدستِ نیروهایِ مسلحِ دولتِ «پیشرفته» و سکولارِ برزیل فروپاشید و نابود شد. کانودوس جایی بود که قربانیانِ پیشرفتِ تاریخی در آن فضایی برایِ خود یافته بودند. در واقع آرمانشهر برایِ لحظهای کوتاه وجود داشت، و این برایِ مدرنیزهکنندگان قابلِ تحمل نبود وگرنه چگونه میتوان کشتارِ همهٔ ساکنانِ کانودوس، از جمله زنان و کودکان، را توضیح داد؟ نفسِ یاد و خاطرهٔ آزادی بایستی محو میشد.
🍂 استدلالِ بدیهیای که در مخالفت با دفاع از کانودوس مطرح میشود این است که با پروژههایِ بنیادگرایِ مذهبیای همچو دولتِ اسلامی تفاوتی ندارد. اما یک تمایزِ روشن میانِ این دو وجود دارد: کانودوس آشکارا پذیرایِ دیگری بود، اما دولتِ اسلامی — مانندِ تمامِ بنیادگرایانِ دینی — چنین عمل نمیکند.
🍂 اگر «بنیادگرایانِ» امروزی صادقانه بر این باورند که راهشان را بهسویِ حقیقت یافتهاند، چرا این اندازه از سمتِ غیرمؤمنان احساسِ خطر میکنند؟ هرچه نباشد، وقتی یک بودایی با لذتپرستانِ غربی روبهرو میشود، نه تحریک میشود و نه نیاز دارد آنها را محکوم کند؛ او فقط سرش را بهنشانهٔ تأسف از جستوجویِ خودویرانگرانهٔ آنها برایِ خوشبختی تکان میدهد.
🍂 اما شبهبنیادگرایان به زندگیِ گناهآلودِ غیرمؤمنان وسواس دارند، چرا که این گناهان بازتابی از وسوسههایِ خودشان است. برخلافِ کسانی که حقیقتاً ایمان دارند، شبهبنیادگرایان بهجایِ اینکه دلشان به حالِ کسانی که امیالِ خود را ارضاء میکنند بسوزد، به آنها حسادت میورزند.
🍂 آنجا که راهبانِ تبتی تبت را «مرکزِ جهان و قلبِ تمدن» میدانند،[3] تمدنِ اروپایی بهطورِ قطع خارج از مرکز قرار گرفته است. اما آرزویِ مرکزیِ ما این است که نوعی حکمتِ نهایی و آگالمایِ[4] پنهانی یا گنجِ روحانی که بسیار پیشتر از دست دادهایم را دوباره بازیابیم. استعمار هیچگاه صرفاً دربارهٔ تحمیلِ ارزشهایِ غربی بر دیگران نبوده است؛ بلکه جستوجویی برایِ بازیابیِ خلوصِ روحانیِ ازدسترفته نیز بوده است. این داستانی بهقدمتِ خودِ تمدنِ غربی است: برایِ یونانیانِ باستان، مصر انبارِ اسطورهایِ حکمتِ باستانی بوده است.
🍂 در جوامعِ خودِ ما، تفاوتِ میانِ بنیادگرایانِ اصیل و بنیادگرایانِ منحرف این است که گروهِ اول (مانندِ آمیشهایِ آمریکایی) با همسایگانِ خود کنار میآیند، چرا که آنها نگرانِ دنیایِ خودشان هستند و نه آنچه که دیگران انجام میدهند. اما بنیادگرایانِ منحرف، برعکس، از احساساتِ دوسویهٔ خود رنج میبرند و بهطورِ همزمان هم از گناهکاران وحشت دارند و هم به آنها حسادت میورزند — ترکیبی ناپاک که آنها را بهسویِ اعمالِ خشونتآمیز سوق میدهد، چه بمبگذاریهایِ تروریستی باشد و چه حملاتِ بیرحمانه.
🍂 رژیمِ پوتین هیچ اشتراکی با یک روحانیتِ اصیلِ روسی که مدرنسازیِ اروپایی را ردّ میکند، ندارد. اوراسیایِ خیالیِ پوتین صرفاً واژهای است برایِ مشروعیتبخشیدن به پروژهٔ مدرنیزاسیونِ نامشروعاش. به همین دلیل است که ما نباید روسیه را کشوری عمیقاً محافظهکار و سنتی بدانیم که الی الابد از مدرنیّت جدا افتاده است. هرچه نباشد، روحانیتِ روسیای که در کهنباوران تجسم یافته است، قدرتِ دولتیِ اقتدارگرا را ردّ میکند. برایِ شکستدادنِ منحرفهایی که اکنون در کرملین حکمرانی میکنند، این روحانیت باید دوباره بیدار شود.
توضیحات
[1] این عبارت به سیاستی اشاره دارد که در آن، مزارع و زمینهایِ خصوصیِ کشاورزان در اتحادِ جماهیرِ شوروی با زور مصادره شد و به مزارعِ اشتراکی یا دولتی تبدیل شد. این اقدام با هدفِ افزایشِ تولیدِ کشاورزی و تأمینِ موادِ غذایی برایِ صنعتیسازیِ کشور انجام شد، اما اجرایِ این سیاست با خشونت و سرکوبِ شدید همراه بود. کشاورزانِ بسیاری که با این سیاست مخالفت کردند، به کارِ اجباری فرستاده شدند، کشته شدند یا از گرسنگی جان باختند. یکی از نتایجِ این سیاست، قحطیِ بزرگِ اوکراین (هولودومور) در سالهایِ ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ بود که میلیونها نفر در اثرِ آن جان باختند. (مترجم)
[2] لینک
[3] Orville Schell, Virtual Tibet: Searching for Shangri-La from the Himalayas to Hollywood (New York: Henry Holt, 2000).
[4] آگالما واژهای یونانی است که بهمعنایِ «گنج» یا «هدیهٔ مقدس» است و در فلسفه و اساطیرِ یونانی به چیزی ارزشمند و پنهان اشاره دارد که معمولاً نمادِ حقیقت یا حکمتِ روحانی است. آگالما در تفکرِ ارسطو بهمعنایِ یک شیءِ مقدس یا گنجینهٔ معنوی است که بهشکلی نمادین به روحِ انسان تعلق دارد، اما ژیژک در معنایِ «ابژهٔ a» بدان اشاره دارد.
🖊#ترجمه: حسین متقی
@philosophyinthetoilet
.
#سیاست #نقد_چپ #روسیه #بنیادگرایی #سنتگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘روانکاویِ «صلّ علی سهترکه»
✍🏻 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🍂 کاویدن در اعماقِ ناخودآگاهیِ بخشی از جامعه، که در لایههای محکمِ سنت و باورهای قدیمی گرفتار است، مستلزمِ دانشِ عمیق و ترکیبی از «مردمشناسی، جامعهشناسی، تاریخ و فرهنگ» است، و روانکاوی در نهایت، از همۀ این دادهها برای تبیینِ جنس روان آنها استفاده میکند.
🍂 این زن که در باورِ پنهانِ ناخودآگاهِ کهنۀ "دلهره از چشمزدنِ حسودان" بخاطر زاییدنِ سهترکه یا همان سهقلویِ بز خود، اینگونه به دفعِ شر از طریق وِردی جادویی میپردازد، در قالبی تعمیمیافته، همان ارزش و تصور را به ترامپ، که از نظر او «حسود و خناس و آسیبزننده» است، نسبت میدهد و بدینگونه، اضطراب و ترسِ خود را از او بروز میدهد، و همزمان به دفعِ شر میپردازد و ناخودآگاهانه، در سیستمِ وهمی خود، مکانیسمِ کاهندۀ دلهره را نیز بهکار میاندازد، بلکه با این تخلیۀ هیجانیِ وسواسگونه و پارانوئید، از وحشت خود بکاهد.
🍂 سازمان روانی-هیجانیِ این زن، بهدلیل بافت یکسان، شبیه، همانند و همقوارۀ ساختار قدرت سنتی-ارزشی سیاسیِ فعلیِ جامعۀ ایران، نوعی همراهی و همانندسازی و یکیشدن را با آن بهراحتی انجام میدهد، و تراوشاتِ وهمیِ ذهنی خود را در آن، حل و ممزوج میکند، تاجاییکه اجزای آن، کلام جادوییِ فولکولوریک خود را، با موج سیاسی یکی پنداشته، و ترامپ را بهجای «حسودان» میگذارد، بلکه از دلهرۀ خود و اجزایِ ساختار قدرت سنتی رونمایی کند، و آنرا به نمایش گذارد و همزمان، نوعی تسکین، تخلیه و رهایی را نیز تجربه کند.
🍂 در کالبدشکافیِ اعماقِ ارگانیسم سنتگرایی، تکرار این مکانیسم جایگزینیِ «اجزای وهمی ناخودآگاه» و تبدیلاتِ «نامرتبط و هذیانگونه و جادویی»، عاملِ اصلیِ بقای این ساختارها میباشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🍂 کاویدن در اعماقِ ناخودآگاهیِ بخشی از جامعه، که در لایههای محکمِ سنت و باورهای قدیمی گرفتار است، مستلزمِ دانشِ عمیق و ترکیبی از «مردمشناسی، جامعهشناسی، تاریخ و فرهنگ» است، و روانکاوی در نهایت، از همۀ این دادهها برای تبیینِ جنس روان آنها استفاده میکند.
🍂 این زن که در باورِ پنهانِ ناخودآگاهِ کهنۀ "دلهره از چشمزدنِ حسودان" بخاطر زاییدنِ سهترکه یا همان سهقلویِ بز خود، اینگونه به دفعِ شر از طریق وِردی جادویی میپردازد، در قالبی تعمیمیافته، همان ارزش و تصور را به ترامپ، که از نظر او «حسود و خناس و آسیبزننده» است، نسبت میدهد و بدینگونه، اضطراب و ترسِ خود را از او بروز میدهد، و همزمان به دفعِ شر میپردازد و ناخودآگاهانه، در سیستمِ وهمی خود، مکانیسمِ کاهندۀ دلهره را نیز بهکار میاندازد، بلکه با این تخلیۀ هیجانیِ وسواسگونه و پارانوئید، از وحشت خود بکاهد.
🍂 سازمان روانی-هیجانیِ این زن، بهدلیل بافت یکسان، شبیه، همانند و همقوارۀ ساختار قدرت سنتی-ارزشی سیاسیِ فعلیِ جامعۀ ایران، نوعی همراهی و همانندسازی و یکیشدن را با آن بهراحتی انجام میدهد، و تراوشاتِ وهمیِ ذهنی خود را در آن، حل و ممزوج میکند، تاجاییکه اجزای آن، کلام جادوییِ فولکولوریک خود را، با موج سیاسی یکی پنداشته، و ترامپ را بهجای «حسودان» میگذارد، بلکه از دلهرۀ خود و اجزایِ ساختار قدرت سنتی رونمایی کند، و آنرا به نمایش گذارد و همزمان، نوعی تسکین، تخلیه و رهایی را نیز تجربه کند.
🍂 در کالبدشکافیِ اعماقِ ارگانیسم سنتگرایی، تکرار این مکانیسم جایگزینیِ «اجزای وهمی ناخودآگاه» و تبدیلاتِ «نامرتبط و هذیانگونه و جادویی»، عاملِ اصلیِ بقای این ساختارها میباشد.
🗄پست مرتبط
📺 روانکاویِ «نبرد ترامپ با ایران»
📺 روانکاویِ «دونالد ترامپ»
📺 روانکاوی و رفتارشناسیِ پزشکیان
📺 روانکاویِ «ولادیمیر پوتین»
📺 بازگشت ترامپ
📺 ترامپ، علیز و «سلامِ پایان»گفتنِ مکرر برای نظام!
📺 روانکاویِ «دونالد ترامپ»
📺 آیندۀ روابط ایران با آمریکا (قسمت اول | قسمت دوم)
📻 جنگ اوکراین در دوران ترامپ
📻 یلتسین کیست؟ و سرنوشت ایران
.
#زیستروان#روانکاوی #سنتگرایی #ترامپ #خرافات #چشم_زخم #روانشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘ستیز با جهان مدرن
✍🏻 دکتر #احمد_باستانی
🍂 بالاخره کتاب مهم "ستیز با جهان مدرن" نوشته مارک سجویک به فارسی ترجمه و منتشر شد. من متن انگلیسی کتاب را سالها قبل خوانده بودم و سجویک را هم کمابیش میشناسم و در چند پروژه و کنفرانس علمی با او همکاری داشتهام. سجویک در اصل مورخ دین است و در دانشگاه اکسفورد تاریخ خوانده است. عربی را بسیار خوب میداند و برای مدتهای مدید استاد دانشگاه آمریکایی قاهره بوده و با فرهنگ دینی و صوفیانه شمال آفریقا آشنایی کامل دارد. زندگینامه شیخ محمد عبده به قلم او به نظرم از بهترین نوشتهها درباره عبده محسوب میشود.
📜 تاریخنگاری دقیق و روایت شیرین
🍂 به دلیل وسواسهایی که در تاریخنگاری دارد، کار او درباره سنتگرایی هم اثری فوقالعاده جالب و خواندنی از آب درآمده چون بر حجم عظیمی از مطالعه، مصاحبه و سندپژوهی استوار شده است و درعینحال فوقالعاده بیطرفانه و آکادمیک نوشته شده است. لحن کتاب هم روایی و شیرین است و مانند یک رمان نگاشته شده است.
📖 سنتگرایی در سیاست و جامعه
🍂 چندسال قبل عبدالله شهبازی، شبهمورخ نظریهپرداز توطئه، با کپی کردن جزییاتی از کتاب سجویک که نتیجه سالها زحمت و تلاش این مورخ ارجمند بود، کوشید تا کتابی، به خیال خود، بر علیه سنتگرایی بسازد که البته همانند باقی رطب و یابسهایی که او بهم بافته است، مانند کف روی آب از یادها رفت و نشانی از آن نماند.
🍂 کتاب سجویک چنانکه از عنوان فرعی پرمعنای آن برمیآید، نوعی تاریخ فکری پنهان سده بیستم است. هدف آن پی گرفتن تاریخ سنتگرایی در فراز و نشیبهای آن در سده بیستم است. تاریخچه جریانی نانوشته و حاشیهای در رد مدرنیته که با رنه گنون شروع میشود و با کوماراسوامی، فریتیوف شوان، تیتوس بورکهارت، مارتین لینگز، سید حسین نصر و دیگران تداوم مییابد. جریان سنتگرایی با کار سجویک به یک حوزه مطالعاتی تبدیل شد و خود سجویک در بیست سال اخیر با جدیت تحولات جهانی آن را دنبال میکند و در وبلاگی که دو دهه است در اختیار دارد، ثبت کرده و میکند.
📚 تحولات سیاسی و افشاگریها
🍂 از بخشهای جالب کتاب، نسبت سنتگرایی و سیاست است که سجویک بیتردید مهمترین کسی است که به آن توجه نشان داد و حتی مفهوم سنتگرایی سیاسی را برای نوصیف کار امثال یولیوس اوولا و الکساندر دوگین برای نخستین بار به کار برد. سجویک خودش هم مهمترین کتاب درباره نظریهپردازان راست افراطی را ویرایش کرده است که مهمترین مرجع برای شناسایی ریشههای فکری جریانهای راست جدید، آلت رایت و فاررایت محسوب میشود.
🍂 به علاوه نشان دادن تاثیر سنتگرایی بر جریانهای سیاسی ارتجاعی و فاشیستی هم از مباحث جالب کتاب است. بحث جالب دیگر افشاگریهایی است که سجویک با نکیه بر اسنادی اختصاصی درباره فعالیتهای فریتیوف شوان به ویژه در سالهای آخر زندگیاش در آمریکا و تشکیل یک کالت معنوی انجام داده است که به رسواییهای جنسی و اعمال غیراخلاقی متعددی منجر شده و حتی کار به شکایت حقوقی هم رسیده است (قسمتهای مورد علاقه استاد شهبازی هم بیشتر همین بخشها بوده است).
💡ابهامات و نقدها
🍂 کتاب سجویک به گمان من ابهاماتی هم دارد. نخست اینکه مفهوم سنتگرایی در کتاب همواره معنای دقیقی ندارد. نویسنده کوشیده تا با تفکیک سنتگرایی نرم و سخت مساله را حل کند که به نظرم چندان موفق نبوده است. سنتگرایی مفهومی بسیار گسترده است و اگر به سنتگرایی گنونی هم محدودش کنیم، بخشهای زیادی از کتاب سجویک چندان مرتبط نخواهد بود. مثلا به سختی میتوان میرچا الیاده را سنتگرا به مفهوم گنونی خواند. و یا دوگین هرچند تاثیری از سنتگرایی پذیرفته ولی تاثیرپذیریاش از متفکران غیرسنتگرایی چون هایدگر و اشمیت و کربن و جغرافیدانان سیاسی و دیگران بسی بیشتر بوده است (آندریاس اوملاند و آنتون شخوفتسوف در مقالهای مفصل با تکیه بر منابع روسی دست اول نشان دادهاند چرا دوگین سنتگرا نیست). یا مثلا فعالیتهای انجمن شاهنشاهی فلسفه لزوما در جهت سنتگرایی گنونی نبوده است و تاریخچه سنتگرایی در ایران لزوما با تاریخچه فعالیتهای این انجمن گره نخورده است.
📗ترجمهای خواندنی و پیشنهاد آینده
🍂 به هر روی کتاب سجویک فوقالعاده خواندنی و ارزشمند است و با ترجمه بسیار خوب و چاپی پاکیزه توسط نشر نو منتشر شده است. سجویک به تازگی کتاب دیگری هم در همین موضوع نوشته است تحت عنوان "سنتگرایی: پروژهای رادیکال برای احیای نظم مقدس" که اطلاعات آن به روزتر است، جنبه تاریخنگاریاش کمتر است و به شخصیتهای رسانهای چون جردن پیترسون هم پرداخته است. به گمانم ترجمه و نشر آن کتاب نیز میتواند برای مخاطبان فارسی زبان جالب و جذاب باشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrBostani
✍🏻 دکتر #احمد_باستانی
🍂 بالاخره کتاب مهم "ستیز با جهان مدرن" نوشته مارک سجویک به فارسی ترجمه و منتشر شد. من متن انگلیسی کتاب را سالها قبل خوانده بودم و سجویک را هم کمابیش میشناسم و در چند پروژه و کنفرانس علمی با او همکاری داشتهام. سجویک در اصل مورخ دین است و در دانشگاه اکسفورد تاریخ خوانده است. عربی را بسیار خوب میداند و برای مدتهای مدید استاد دانشگاه آمریکایی قاهره بوده و با فرهنگ دینی و صوفیانه شمال آفریقا آشنایی کامل دارد. زندگینامه شیخ محمد عبده به قلم او به نظرم از بهترین نوشتهها درباره عبده محسوب میشود.
📜 تاریخنگاری دقیق و روایت شیرین
🍂 به دلیل وسواسهایی که در تاریخنگاری دارد، کار او درباره سنتگرایی هم اثری فوقالعاده جالب و خواندنی از آب درآمده چون بر حجم عظیمی از مطالعه، مصاحبه و سندپژوهی استوار شده است و درعینحال فوقالعاده بیطرفانه و آکادمیک نوشته شده است. لحن کتاب هم روایی و شیرین است و مانند یک رمان نگاشته شده است.
📖 سنتگرایی در سیاست و جامعه
🍂 چندسال قبل عبدالله شهبازی، شبهمورخ نظریهپرداز توطئه، با کپی کردن جزییاتی از کتاب سجویک که نتیجه سالها زحمت و تلاش این مورخ ارجمند بود، کوشید تا کتابی، به خیال خود، بر علیه سنتگرایی بسازد که البته همانند باقی رطب و یابسهایی که او بهم بافته است، مانند کف روی آب از یادها رفت و نشانی از آن نماند.
🍂 کتاب سجویک چنانکه از عنوان فرعی پرمعنای آن برمیآید، نوعی تاریخ فکری پنهان سده بیستم است. هدف آن پی گرفتن تاریخ سنتگرایی در فراز و نشیبهای آن در سده بیستم است. تاریخچه جریانی نانوشته و حاشیهای در رد مدرنیته که با رنه گنون شروع میشود و با کوماراسوامی، فریتیوف شوان، تیتوس بورکهارت، مارتین لینگز، سید حسین نصر و دیگران تداوم مییابد. جریان سنتگرایی با کار سجویک به یک حوزه مطالعاتی تبدیل شد و خود سجویک در بیست سال اخیر با جدیت تحولات جهانی آن را دنبال میکند و در وبلاگی که دو دهه است در اختیار دارد، ثبت کرده و میکند.
📚 تحولات سیاسی و افشاگریها
🍂 از بخشهای جالب کتاب، نسبت سنتگرایی و سیاست است که سجویک بیتردید مهمترین کسی است که به آن توجه نشان داد و حتی مفهوم سنتگرایی سیاسی را برای نوصیف کار امثال یولیوس اوولا و الکساندر دوگین برای نخستین بار به کار برد. سجویک خودش هم مهمترین کتاب درباره نظریهپردازان راست افراطی را ویرایش کرده است که مهمترین مرجع برای شناسایی ریشههای فکری جریانهای راست جدید، آلت رایت و فاررایت محسوب میشود.
🍂 به علاوه نشان دادن تاثیر سنتگرایی بر جریانهای سیاسی ارتجاعی و فاشیستی هم از مباحث جالب کتاب است. بحث جالب دیگر افشاگریهایی است که سجویک با نکیه بر اسنادی اختصاصی درباره فعالیتهای فریتیوف شوان به ویژه در سالهای آخر زندگیاش در آمریکا و تشکیل یک کالت معنوی انجام داده است که به رسواییهای جنسی و اعمال غیراخلاقی متعددی منجر شده و حتی کار به شکایت حقوقی هم رسیده است (قسمتهای مورد علاقه استاد شهبازی هم بیشتر همین بخشها بوده است).
💡ابهامات و نقدها
🍂 کتاب سجویک به گمان من ابهاماتی هم دارد. نخست اینکه مفهوم سنتگرایی در کتاب همواره معنای دقیقی ندارد. نویسنده کوشیده تا با تفکیک سنتگرایی نرم و سخت مساله را حل کند که به نظرم چندان موفق نبوده است. سنتگرایی مفهومی بسیار گسترده است و اگر به سنتگرایی گنونی هم محدودش کنیم، بخشهای زیادی از کتاب سجویک چندان مرتبط نخواهد بود. مثلا به سختی میتوان میرچا الیاده را سنتگرا به مفهوم گنونی خواند. و یا دوگین هرچند تاثیری از سنتگرایی پذیرفته ولی تاثیرپذیریاش از متفکران غیرسنتگرایی چون هایدگر و اشمیت و کربن و جغرافیدانان سیاسی و دیگران بسی بیشتر بوده است (آندریاس اوملاند و آنتون شخوفتسوف در مقالهای مفصل با تکیه بر منابع روسی دست اول نشان دادهاند چرا دوگین سنتگرا نیست). یا مثلا فعالیتهای انجمن شاهنشاهی فلسفه لزوما در جهت سنتگرایی گنونی نبوده است و تاریخچه سنتگرایی در ایران لزوما با تاریخچه فعالیتهای این انجمن گره نخورده است.
📗ترجمهای خواندنی و پیشنهاد آینده
🍂 به هر روی کتاب سجویک فوقالعاده خواندنی و ارزشمند است و با ترجمه بسیار خوب و چاپی پاکیزه توسط نشر نو منتشر شده است. سجویک به تازگی کتاب دیگری هم در همین موضوع نوشته است تحت عنوان "سنتگرایی: پروژهای رادیکال برای احیای نظم مقدس" که اطلاعات آن به روزتر است، جنبه تاریخنگاریاش کمتر است و به شخصیتهای رسانهای چون جردن پیترسون هم پرداخته است. به گمانم ترجمه و نشر آن کتاب نیز میتواند برای مخاطبان فارسی زبان جالب و جذاب باشد.
📺 عللِ افولِ سنتگرایان
📺 «غربستیزی سنتگرایان»
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📕روشنفکران قفسساز
.
#معرفی_کتاب #نقد_کتاب #سنتگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrBostani