نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.06K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕"مگر پدران ما «ولیّ» ما هستند؟"

(بررسی سخن «درست» خمینی با آمار
)

✍️#میلاد_خوشکار
(۲/۲)

👈حال آیا می توان بر این اساس نتیجه رفراندوم گذشته را استصحاب کرد؟ و یا خرد حکم می کند با تغییر نسل و غلبه کسانی که امکان حضور در رفراندوم را نداشته‌اند باری دیگر همه پرسی برگزار شود تا نسل نو با انتخاب پدران و پدر بزرگان، تاریخ خود را رقم نزنند، نسلی که خود را در شکل گیری وضع موجود دخیل نمی دانند و اراده گذشتگان را بر امورات کلان اجتماعی و سیاسی خویش مسلط می بینند.


پی‌نوشت:

بر این سخنان باید افزود که آقای خمینی در بیش از ۴۰ سال قبل، از رحیم پور ازغدی (اینجا را نگاه کنید) بسیار آپ‌تو‌دیت‌تر بوده و استدلال‌های عقلانی صحیح‌تری مبتنی بر حقوق اولیه بشر را ارائه داده است.

در آن کانتکست، و با آن دیتای محدودش از دموکراسی غرب، یک عدد حدودی ۵۰ سال را برای لزوم تجدید نظر در قانون اساسی و نظام سیاسی و رفراندوم را طرح کرده است.

اگر همان آقای خمینی که از لحاظ هوشی به نظر من از امثال رحیم‌پور ازغدی، خامنه‌ای و مصباح بسی بالاتر بوده است، امروز زنده بود و مساله منافع قدرت مطلقه و تفسیر داعشی-سنتی از اسلام، مثل برخی مسخش نکرده بود؛ با توجه به آپدیت‌های روزانه و هفتگی اپلیکیشن‌ها و شتاب بالای تحولات فکری، اجتماعی و نسلی، عدد بسیار کوتاه‌تری را (خصوصاً برای تجدید نظر در قانون اساسی‌ای با مختصات کنونی که سرشار از سیاه‌چاله است و یکی از مهم‌ترین عوامل انسداد سیاسی-اقتصادی و تنش مداوم میان مردم و حاکمیت تا حد تقویت هر چه بیشتر جریان‌های استقلال‌طلب یا یأس عمومی از زیستی معمولی و شرافتمندانه در جغرافیای بی افق ایران امروز است) طرح می‌کرد و همانطور که آن روز ارجاع مکرر زبانی‌اش جمهوری فرانسه بود، به احتمال زیاد ارجاع مکرر زبانی‌اش حکمرانی دموکراتیک سوئیس و لزوم تشکیل #ادارات_رفراندوم برای تصمیم‌گیری مستقیم درباره موضوعات مختلف ملی-ایالتی می‌شد.

در جهان آنلاین شده‌‌ای که امکان نظرسنجی و رأی‌گیری مردمی بسیار سهل‌تر و کم‌هزینه‌تر از هر زمان تاریخ شده است، باید مکرراً از لزوم ادارات و موسسات نظرسنجی و رفراندوم سرتاسری گفت، و مشارکت مردمی در تصمیمات کلیدی استانی و ملی را بیشتر و بیشتر کرد.

و در آخر باید گفت، این چهار دهه‌ی پر از تبعیض و تحقیر، برای یادگیری یک درس مهمّ تاریخی کافی بود که دموکراسی مساوی وجودِ یکسری صندوق نیست (تلقّی‌ِ آشکارا ضد حقّی که اصلاح‌طلبان حکومت‌ساخته نیز به آن دامن می‌زنند و با معیار آن حتی نظام‌های نازیستی و استالینیستی هم می‌توانستند خود را دموکراتیک و جمهوری جا بزنند)؛ بلکه حضور هر چه مستقیم‌تر مردم و نخبگان (سوای جنسیت و عقیده‌ی دینی-سیاسی) در تعیین تصمیمات و سرنوشت خود در سایه‌ی وجود یک قانونِ اساسی مبتنی بر حقوقِ بشر است که حقّ فرد فرد ایرانیان مقیم این خاک را بدون استثنا تضمین می‌کند.



🌾@Naqdagin
نقدآگین
🗄 پرونده‌ای پیرامون معجزات محمد ۱- شق القمر در ترازو ✍️#محمد_بهرامی ۲- سوره قمر دلالتی بر معجزه‌ی شق القمر ندارد ۳- ضعف استدلالی قرآن در علت نیاوردن معجزه! #پرونده #نقد_اسلام #نقد_قرآن #محمدبن_عبدالله نقدآگین را دنبال کنید: 📽 یوتیوب 📸 اینستاگرام…
📕ما مرغان عروسی و عزا

رعیتِ شهیدپرور و بردگانِ همیشه غریبهٔ آقا

✍️#رحیم_قمیشی

وقتی خرمشهر آزاد شد و اعلام کردند دوباره آماده شویم عملیاتی در پیش است، با آنکه عراق رسما اعلام کرده بود به مرزها عقب نشینی کرده، برایمان سؤال بود، چرا دوباره عملیات؟

گفتند اولا عراق باید غرامت بدهد، دوما او هر آن ممکن است دوباره حمله کند. و مهمتر از همه اینها عراق هنوز "نفت‌شهر" را خالی نکرده و همچنان آنجاست! و نفت‌شهر در ذهن ما یک شهر همچون خرمشهر زیبا و بزرگ و چند صد هزار نفری ترسیم می‌شد.

همین شد که در میانه گرمای تابستان عملیاتی سراسری و سنگینی توأم با شکست تقریبا کامل و تلفات سنگین اجرا شد؛ چند هزار شهید و مجروح دادیم، نه غرامت را گرفتیم، نه نفت‌شهر آزاد شد!

حکایت نفت‌شهر با گذشت ده‌ها سال هنوز رنجم می‌دهد، امروز سرچ می‌کردم مردم نفت‌شهر به آنجا بازگشتند؟

برایم جالب بود، دیدم آنجا روستایی است از توابع سومار که طبق آخرین سرشماری ۱۸۵ نفر جمعیت دارد، یعنی آنجا نفت‌شهر نبوده، روستای کوچکی بوده و هنوز هم هست به اسم نفت‌شهر!

🔻سال‌ها بعد و در همان زمان جنگ، از یکی از فرماندهان جنگ پرسیدم برای آزادی نفت شهر چقدر نیرو لازم است؟ گفت «شاید دو گردان (ششصد نفر) کافی باشد، اما سیاست این است که آنجا فعلا آزاد نشود تا بتوانیم برای حمله‌هایمان در جنوب و غرب از آن بهانه استفاده کنیم!»

این یک واقعیت جنگ بود، دشمن را باید فریب می‌دادیم، سازمان‌های بین‌المللی را باید فریب می‌دادیم و متاسفانه خودمان را هم باید فریب می‌دادیم تا اهداف‌مان را برآورده کنیم.

دشمن و جهان غریبه بودند، اما هنوز به حال غریبه بودن خودمان در جنگ حسرت می‌خورم! برای هزاران شهید و‌ جانباز و اسیری که هرگز ندانستند نفت‌شهر و غرامت تنها یک بهانه بود برای آنهایی که نمی‌خواستند به صراحت بگویند در پشت آن پنهان شده‌اند...
و ما هم غریبه بودیم!

امروز دیدم مشاور رئیس جمهور در رابطه با گرانی‌های شب عید و بازار عجیب نبود مرغ توئیت کرده که؛
"خروس‌ها کجا بودند که بعد از تسلیم کردن دولت در برابر افزایش قیمت، سر از تخم درآورده، دوران جوجه بودن را با سرعت طی کرده و روانه بازار شدند تا صف‌ها را بشکنند؟ ‏آیا گرانی‌ ماموریت داشت ⁧نوروز ⁩را به کام مردم تلخ کند؟ ‏آیا ⁧گرانی⁩، محصول اتحادیه قدرت‌ و‌ ثروت⁩ و ⁧کشتارگاه امید⁩ نیست؟"

من که هیچ چیز از این توئیت نفهمیدم. فقط متوجه شدم دولت ناتوان بوده از جلوگیری از دسیسه‌ای که گرانی را دارد تحمیل می‌کند تا به اهداف نامشروعش برسد!

اما آنها چه کسانی هستند؟ چه قدرتی دارند، به چه کسانی وصل هستند، چه برخوردی با آنها می‌شود، به مقام‌های بالا گزارش داده‌اند، آنها چه گفتند؟
و چه کردند...
یا همه‌اش یک شوخی است؟
یک بازی سیاسی است!
به بهای رنج و عذاب ملت بیچاره و افزایش بیماری‌ها با ایستادن در صف‌‌های طولانی و بدبینی به زندگی؟

من که می‌دانم ما هنوز غریبه‌ایم و فقط با یک توئیت بی‌نشانه باید متوجه شویم در میانه یک جنگ قدرتیم، جنگ قدرتی میان بی‌رحم‌ها، بی‌وجدان‌ها، بی‌عرضه‌ها، بی‌منطق‌ها..‌.

🔻آخر من روز ۲۸ خرداد کفش بپوشم، شناسنامه و‌ کارت ملی بردارم، بروم در صف رأی‌گیری، کسی را انتخاب کنم که نه قدرت تنظیم بازار مرغ را دارد، نه جرأت و صداقت بازگو کردن حقایق را، نه توان برخورد با نهادهای مداخله‌گر را، نه قدرت واردات واکسن را، نه قدرت تصویب و اجرای قوانین قرنطینه‌ای علمی که دنبال جیب‌زنی ملّی از جریمه‌ی اکثریت نباشد(!) که مساجد و هیئت‌ها را آزاد بگذارد و حمل و نقل عمومی (مترو و اتوبوس‌های شلوغ) را آزاد بگذارد ولی حمل و نقل شخصی را ممنوع کند(!) تا به شیوع هر چه بیشترِ کرونا یاری رساند! که چه شود؟!

تا باز هم بشنوم دست‌های مرموزی هست که نمی‌گذارد خدمت کنیم! دست‌های مرموزی هست که نمی‌گذارد برجام به ثمر بنشیند، FATF و ۲۰۳۰ تصویب شود و مذاکراتی شفاف، عادی و بدون رجزخوانی‌های پوچ برقرار باشد؛ دست‌های مرموزی هست که نمی‌گذارد با کشورهای همسایه و دنیا روابط عادی و متعادل داشته باشیم و سفارتشان مورد هجوم وحشیانه اجنّه‌ای آتش به اختیار و مصون از برخورد قضایی قرار نگیرند؛ که چه شود؟!

ما هنوز غریبه‌ایم!
ما نمی‌دانیم آن بالا چه می‌گذرد!
ما نمی‌دانیم اهداف پشت پرده چیست؟
ما حمله کنیم، شهید بدهیم!
صف بگیریم، رأی بدهیم!
سختی بکشیم و ندانیم چرا؟
تا عده‌ای به اهداف‌شان برسند؟

چقدر خوبست که امروز خیلی بیشتر از آن روزها می‌فهمیم. چقدر خوبست اینترنت داریم، ماهواره داریم، چقدر خوبست امروز دیگر با قسم و آیه گول نمی‌خوریم!

ما که غریبه‌ایم؛
آشناها بجنگند!
آشناها رأی بدهند!
آشناها موانع را بردارند!

ما ملت ساده‌ و صادقی بودیم و هستیم؛ و به سادگی و صداقت‌مان افتخار می‌کنیم؛
و امروز بسیار با هوش‌تر و داناتر از قدیم هستیم!
اگر چه هنوز غریبه‌ایم...



📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕پیرامون دین‌گریزی با سرعت نور ایرانیان +

✍️#جناب_گاو

دوستی دارم از خانواده‌ای مذهبی؛ چند سال است کانادا زندگی می‌کند. این تابستان بعد از سه سال آمده بود ایران. می‌گفت از میزان تغییری که از لحاظ فرهنگی در این سه سال در ایران اتفاق افتاده مبهوت و متحیر شده است. می‌گفت که تعداد آدم‌هایی که می‌بیند که در این فاصله دین را کنار گذاشته‌اند و حتی ضددین شده‌اند متحیرش کرده. آدم‌هایی را می‌شناخت که قبلاً اهل نماز و روزه بودند و الان نه تنها دین و ایمان را کنار گذاشته‌اند، بلکه علناً به مقدسات قبلی خود فحش می‌دهند.

بگذریم از اینکه بسیاری از این دینداران پیشین از انواع و اقسام‌ ایدئولوژی‌ها، این شرک‌های جدید، چون سوسیالیسم و ملی‌گرایی بسیار متاثر بودند. و بگذریم از این‌که خیلی‌شان از بسیاری از بی‌اخلاقی‌های اول انقلاب (مصادره‌ها...) شادی‌ها داشتند و هیچ گاه توبه نکردند، که اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ!

ولی به هر حال، دینداران روزگار سختی در پیش رو خواهند داشت، حتی اگر (چون من) هیچ گونه عُلقه‌ی ایدئولوژیک و یا منفعتی در نظام حاکم الان نداشته باشند و یا حتی از آن آسیب دیده باشند. نه تنها متن جامعه بیدین و حتی ضددین شده، بلکه تقریباً تمام نهادهای سنتی (مسجد و بازار سنتی و خانواده و ...) که محافظ دین و ایمان و جامعه بوده‌اند نیز در زیر بار مدرنیته و حکومت فعلی ویران شده، یا از درون خالی شده، پوسیده‌اند.

ولی آن چه برای انسان غیرممکن است برای خدا آسان است. خجسته و مبارک روزی خواهد بود آن روز که در دیندار بودن نه تنها منفعتی ظاهری و مادی نباشد، بلکه دیندار بودن موجب طرد شدن شود! آن روز شاید، شاید، شاید، شاید مومنین واقعی بتوانند بدون حضور ریاکاران و منفعت‌طلبان و مداحان، بدون آن که بخواهند در ساختارِ قدرتِ دولت‌ِ مدرن شراکت جویند (ساختاری که لاجرم ساختاری سکولار است، حتی اگر نام اسلامی یدک‌ کشد)، بدون آن که دینشان را از ابتذالات تلویزیونی و ایدئولوژی‌های جدید یاد گیرند، شاید آن موقع بتوانند روزگاری جدید از خداپرستی مخلصانه را پایه نهند! به کمک‌ خداوند، البته.

اول از همه، اما، باید از دینداریمان توبه کنیم. وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.


🌾@Naqdagin
#گزارش #نقد_ادیان

📊رشد فزاینده دین‌گریزی در انگلیس

بیش از نیمی از انگلیسی‌ها خود را بی‌دین می‌دانند

(این گزارش تازه برای ۵ سال قبل است، به نقل از ایسنا)

یک مطالعه در کشور انگلیس مشخص کرده تعداد مردمی که در این کشور اصلا خود را مقید به هیچ مذهبی نمی‌دانند از تعداد مسیحیان فراتر رفته و انگلیسی‌ها در حال رویگردانی از مذهب هستند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نقل از روزنامه دیلی میل، در یک مطالعه که در سال ۲۰۱۴ صورت گرفت مشخص شد تقریبا نیمی از مردم انگلیس و ولز هیچ مذهبی ندارند که این تعداد دو برابر رقم ۲۵ درصدی است که در سرشماری سه سال قبل از آن ثبت شده بود.

همچنین در این مطالعه افرادی که خود را به عنوان مسیحی اعم از فرقه‌های کاتولیک، آنگلیکان و غیره معرفی کرده‌اند معادل ۴۳.۸ درصد است که کمتر از رقم ثبت شده برای لائیک‌های انگلیسی یعنی ۴۸.۸ درصد است.

این افول ناگوار در مطالعه‌ای به نام "کاتولیسیسم معاصر در انگلیس و ولز" به تالیف استفن بولیوان، محقق دانشگاه کاتولیک "سنت مری" واقع در "توییکنهام" فاش شده است.

این سند که قرار است امروز (سه شنبه)‌ در مجلس عوام انگلیس مطرح شود عنوان می‌کند که هر دو کلیسای مسیحی کاتولیک و آنگلیکن انگلیس به سختی تلاش می‌کنند مردمی را که مسیحی هستند مقید به خود نگه دارند.

همچنین کلیسای انگلیس انتظار دارد که حضور مردم در مراسم‌های مذهبی تا ۳۰ سال آینده به کاهش ادامه دهد؛ چرا که شرکت کنندگان در این مراسم‌ها در حال مسن تر شدن هستند و نسل جوان نیز مذهب را بیشتر کنار می‌گذارند.

همچنین کلیساهای مسیحیت در تلاش زیادی برای جذب پیروان بیشتر از میان "خداناباوران" و "خدامنکران" هستند.

با این حال اکثریت زیادی از افرادی که به یک فرقه مسیحیت گرویده‌اند، پیروان فرقه دیگری از مسیحیت بوده‌اند تا این که غیر مسیحی یا بی مذهب باشند.

بر طبق این گزارش از هر ۱۰ بزرگسال که به عنوان مسیحی آنگلیکن بزرگ شده، چهار تن و همچنین تعداد مشابهی نیز از میان کسانی که به عنوان کاتولیک بزرگ شده‌اند، اکنون خود را به عنوان فرد بی مذهب معرفی می‌کنند.

لندن به عنوان مذهبی ترین منطقه انگلیس مطرح است چرا که کم ترین میزان از کسانی که خود را لائیک می‌دانند معادل ۴۰ درصد متعلق به این شهر بوده است.

این در حالی است که در ولز تقریبا ۶۰ درصد از مردم می گویند که مذهبی ندارند.


🗄 پست مرتبط:
📕دین‌گریزی با سرعت نور ايرانيان
📊نگرش ایرانیان به دین (نظرسنجی گمان)



🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺 چگونه محمد به شیوهٔ ادبی قرآن رسید؟ 🖌#ترجمه: #جیم_حا این اولین قسمت از مجموعۀ «#اعجاز_ادبی؟!» است که در آن به نقد ادعای بزرگ اعجاز ادبی می‌پردازیم. در این #مستند انتقادی، #سراج_حیانی به ادعای «اعجاز ادبی» قرآن می‌پردازد و با بیان اجمالی ملاک‌ها، و خواندن…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ببینید
#ارسالی_مخاطبان

✍️📺 ویدیو و متن این پست: #جعفر_ح

این کلیپ یک نکته دارد: «جواز مسلح بودن»، این اجازه در اسلام یکی از «حقوق انسان‌ها» است. مرد مسلمان حق دارد و به او امر شده که مسلح باشد. آن‌وقت اخلاق مسلح بودن را باید در اسلام کاوید.

اگر ریگی که به اتوبوسها حمله می‌کرد و فاجعه می‌آفرید با مردان مسلح روبرو می‌شد، آنوقت آن فجایع رخ نمی‌داد.

مسلح بودن در آمریکا، اشاره به آن دارد که هر وقت دولت خواست به توی شهروند آمریکا زور بگوید و حقوق اساسی شما را پایمال کند، توی شهروند مجازی از حق فرد خودت و جامعهٔ آمریکایی دفاع کنی! برای امام زمان هم که یاری‌اش کنیم امر شده که مسلح باشیم.

⬇️ در ادامه (اینجا) «خرافه‌‌گریزی؛ خوب یا بد؟» #یادداشت #بهرام_بسطامی پیرامون سخنان طرح شده در #پرونده «#دین‌گریزی» (اینجا) را بخوانید.



نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📻 پادكست
📸 اینستاگرام

🌾@Naqdagin
🔍 اسلام‌پژوهی نوین و پژوهشکدۀ اِناره

✍️ #ب_بی‌نیاز (داریوش)
(۱/۳)

هیچ پدیده‌ای خلق‌الساعه بوجود نمی‌آید، خواه یک ایدۀ سیاسی باشد، خواه یک دین باشد و خواه رادیو یا موشک قاره‌پیما باشد. بدون شناخت از گذشتۀ یک پدیده، نمی‌توان فهمید که چرا این یا آن پدیده چنین است و چنین باید باشد.[۱]

بسیاری از خوانندگان ایرانی که هیچ‌گاه خود را با موضوع برایش (Evolution) درگیر نکرده‌اند هنوز بر این پنداشت هستند که «ازهیچ می‌تواند چیزی بوجود آید». بهترین نمونۀ این پنداشتِ غیرعلمی، باور به برآمدِ ناگهانی اسلام است: زیرا مسلمانان بر این پنداشت هستند که الله ناگهان بر آن شد که مردی بیسواد در شبه جزیرۀ عربستان را از طریق وحی یا رویا با کتابی به نام قرآن مجهز کند تا دینی بوجود بیاورد به نام اسلام و پیروان این دین توانستند در مدتی بسیار کوتاه امپراتوری خود را بگسترانند. طبعاً کسی که چنین «می‌اندیشد»، در واقع نمی‌اندیشد. از سوی دیگر، بسیاری از خوانندگان ایرانی بر این پنداشت هستند [پنداشتی که انگیزه‌های سیاسی آن را تولید کرده‌اند] که «یک عده مسیحی متعصب» در گروه اناره گرد آمده‌اند تا ریشه اسلام را بسوزانند![۲]

برای این که خواننده دریابد که پژوهشکدۀ اناره محصول توطئه تعدادی «مسیحی متعصب» به رهبری کارل-هاینتس اولیگ نیست، بر آن شدم تا به گذشتۀ اندیشۀ تاریخی-انتقادی در این حوزۀ علوم انسانی بپردازم. شاید کمکی باشد تا بتوانیم بفهمیم چگونه گذشته به اشکالِ گوناگون و با ظرایف مرئی و نامرئی در «حال» عرض‌اندام می‌کند.

پیشینۀ زمانی گروه اِناره چندان طولانی نیست ولی گنجنیۀ علمی‌ای که پشت سر دارد بیش از یک سده را در بر می‌گیرد. پژوهشکدۀ اناره که به مکتب زاربروکن یا رویزیونیست‌ها نیز شهرت دارد، عملاً با انتشار کتاب «خوانش سُریانی-آرامی قرآن» نوشتۀ کریستوف لوکزنبرگ در سال ۲۰۰۰ آغاز به شکل‌گیری کرد و سرانجام به عنوان یک نهاد [انجمن] رسمی در سال ۲۰۰۷ به ثبت رسید. بنابراین همانگونه که آشکار است این گروه هم اکنون در حال گذراندن دورۀ «خُردسالی»‌اش است و حتا هنوز به مرحلۀ بلوغ خود نرسیده است.

ولی پژوهشکدۀ اناره پیامدِ چه روند اندیشگری است؟

بسیاری از خوانندگان فکر می‌کنند که گروه اناره نخستین گروه یا کسانی هستند که به نقد تاریخی -انتقادی پرداختند و تاریخ‌نگاری اسلامی و قرآن را مورد نقد قرار داده‌اند.

خاستگاه متدلوژی تاریخی-انتقادی به عصرِ روشنگری باز می‌گردد که دانشمندان روشنگر اروپا به نقد آرای کلیسا در همۀ زمینه‌ها به ویژه علوم طبیعی پرداختند. از مهم‌ترین چهره‌های روشنگر علیه کلیسای کاتولیک، آیزاک نیوتن بود.

شیوۀ تاریخی-انتقادی در برخورد با منابع اسلامی از سدۀ ۱۹ آغاز گردید. در اینجا تلاش می‌کنم به تعدادی از این پژوهشگران بپردازم که توانستند طی بیش از یک سده راه را برای پژوهشکدۀ اناره هموار کنند. شاید لازم باشد که خواننده به تاریخ هستیِ این پژوهشگران توجه بیشتری مبذول دارد.

آبراهام گایگر (Abraham Geiger) (۱۸۱۰-۱۸۷۴) کتابی نوشت به نام «محمد چه چیزهایی از یهودیت برگرفته است؟» (شهر بُن، ۱۸۳۳). در واقع این پایان‌نامۀ دکترای او در دانشگاه بود. به عبارتی از نظر گایگر، اسلام یک دین نوین نبود بلکه شدیداً متأثر از یهودیت بوده است. او برای اثبات نظراتش در این کتاب به اندازۀ کافی نمونه ذکر کرده است.

تئودور نولکدکه (Theodor Nöldeke) (۱۸۳۶-۱۹۳۰). از مهم‌ترین آثار این پژوهشگر، «تاریخ قرآن» (گوتینگن ۱۸۶۰) که یک کتاب پژوهشی استاندارد به شمار می‌رود. این کتاب از سه بخش است «دربارۀ منشأ قرآن»، «گردآوری قرآن» و بخش سوم «تاریخ متن قرآن».

کارل فولرز (Karl Vollers) (۱۸۳۵-۱۹۰۹). فولرز با کتابش «زبان شفاهی و زبان نوشتاری در عربستان کهن» (استراسبورگ ۱۹۰۶) طی یک تحلیل دقیق زبان‌شناختی نشان داد که قرآن در اصل یک لهجۀ عربی غربی (از مکه و مدینه) نگارش شده و تازه بعدها در نیمۀ دوم سدۀ دوم هجری توسط زبان‌شناسان عربی مورد بازبینی قرار گرفته است.

یاکوب بارت (Jacob Barth) (۱۸۵۱-۱۹۱۴). او نیز به قرآن و زبان قرآن می‌پردازد و بر این نظر است که قرآن یک زبان مخلوط است و عربی ناب نیست. او این نظر را در مقاله‌ای با نام «مطالعاتی دربارۀ نقد و تأویل قران» در نشریۀ تخصصی «اسلام»، شماره ۶، سال ۱۹۱۶ منتشر می‌کند.

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
🔍 اسلام‌پژوهی نوین و پژوهشکدۀ اِناره

✍️ #ب_بی‌نیاز (داریوش)
(۲/۳)

ایگناز گلدزیهر (Ignaz Goldziher)(۱۸۵۰-۱۹۲۱). گلدزیهر را می‌توان به عنوان نمایندۀ بلافصل جریان تاریخی-انتقادی معرفی کرد. نخستین کار او پرداختن به خوانش‌های گوناگون قرآن در میان مسلمانان بود که در کتاب «گرایشات تفسیر قرآن در اسلام» بازتاب یافته است. از سوی دیگر، او نخستین کسی بود که اعلام کرد «روایات اسلامی را نباید به عنوان منابع تاریخی» ارزیابی کرد بلکه این روایات اساساً بیانگر تاریخ نجات یا تاریخ رستگاری هستند. او رسالات گوناگونی مانند «اسلام و ایرانیت» و یا «تأثیر بودیسم بر اسلام» نیز نوشته است.

زیگموند فرنکل (Siegmund Fraenkel) (۱۸۵۵-۱۹۰۹). فرنکل شاگرد نولدکه بود و یک لیست از وام‌واژه‌های قرآن از آرامی را عرضه کرده است که سرانجام آن را در یک کتاب به نام «واژه‌های بیگانۀ آرامی در زبان عربی» (لایدن ۱۸۸۶) بیرون داد. فرنکل در این کتاب نشان داد که «زبان مبین قرآن» که مسلمانان ادعا می‌کنند «عربی ناب» است، اساساً ناب نیست و متأثر از بسیاری از زبانها بویژه «آرامی» است.

آلفونس مینگانا (Alphons Mingana)(۱۸۸۱-۱۹۳۷). مینگانا به دلیل تسلطش بر زبان سُریانی [سریانی شرقی] توانست از این زاویه به متون قرآن بپردازد و آن را در مقاله‌ای به نام «تأثیر سُریانی بر سبکِ قرآن» (۱۹۲۷منچستر) ارایه دهد. به هر رو، او با نشان دادن نمونه‌هایی اثبات کرد که زبان سُریانی یکی از گره‌گاه‌های زبان قرآن است و بدون این زبان، رازگشایی از زبان قرآن ناممکن است.

هاینریش اشپایر (Heinrich Speyer)(۱۸۹۷-۱۹۳۵). او در «داستان‌های انجیلی در قرآن» (برسلاو ۱۹۳۱) توانست نشان بدهد که بخش‌هایی از انجیل نه فقط از انجیل ترازمند [رسمی] بلکه انجیل‌های آپوکریفا [تباهی‌نامه‌ها] یهودی و مسیحی در قرآن بازنویسی شده است. او از طریق زبان‌شناسی نشان داد که مفاهیم انجیلی چگونه وارد قران شده‌اند.

آرتور جفری (Arthur Jeffery)(۱۸۹۳-۱۹۵۹). او توانست با اتکا به پژوهشگران پیشین خود و همچنین مطالعات جدید، سرانجام کتاب «واژه‌های بیگانه در قرآن» (بارودا ۱۹۳۸) را تدوین کند. او توانست ۳۰۰ واژه که حدود ۵۰ فقرۀ آنها نام‌های خاص‌اند از قرآن بیرون بکشد.

همواره میان مسلمانان این بحث وجود داشت که آیا قرآن «قدیم» است یا «حادث». نمایندگان نظریۀ حادث بودن قرآن «معتزله» بودند. آنانکه که به قدیم بودن قرآن اعتقاد داشتند استدلال می‌کردند که قرآن پیش از تشکیل جهان بوده و نمی‌تواند «ناخالص» باشد. طبری نیز که بزرگترین تفسیر قرآن را عرضه کرده نیز به «قدیم» بودن قرآن باور داشت. البته در سدۀ ۱۵ میلادی جلال‌الدین سیوطی (۱۴۴۵-۱۵۰۵ م.) که شافعی مذهب بود توانست بیش از ۱۰۰ واژۀ غیرعربی از قرآن استخراج کند. ولی این حرکت او به آنجا منجر نشد که مسلمانان زاویۀ دید خود را تغییر دهند. در مجموع نظریۀ «قدیم» بودن قرآن، خود را میان مسلمانان جا انداخت و هنوز بسیاری از مسلمانان می‌پندارند که زبان قرآن، زبان ناب عربی است.

شوربختانه پس از جنگ جهانی دوم و بالا رفتن اهمیت نفت در جهان و تبدیل کشورهای اسلامی به عرضه‌کنندۀ اصلی انرژیِ جهانی و در همین راستا به دلیل مصلحت‌های اقتصادی و سیاسی، نگرش تاریخی-انتقادی در اسلام‌پژوهی که بخشی از تدریس در دانشگاه‌ها بود برای سالیان طولانی از دانشگاه‌های اروپا و آمریکای شمالی پاکسازی شدند و جای آن را تدریس تاریخ سنتی اسلام که میراثِ ابن اسحاق، ابن هشام و طبری است قرار گرفت. به سخن دیگر، اسلام‌شناسی رسمی که در واقع همان اسلام‌شناسی سنتی مسلمانان باشد عملاً تمامی دانشگاه‌ها را اشغال کرد و به یک «صنعت» درآمدزایی برای استادان و استادیاران نسل جدیدِ پس از جنگ جهانی دوم تبدیل گردید. هزاران استاد و استادیار از قَبَل اسلام‌شناسی سنتی که چترِ مالی‌اش را بالای همۀ دانشگاه‌های جهان باز کرده بود زندگی «علمی» خود را آغاز کردند: حالا دیگر هر گونه نگاه انتقادی به اسلام و تاریخ آن «گناه» شمرده می‌شد.

با این وجود، بودند پژوهشگرانی که علیرغم این محدودیت‌های مالی و آموزشی به کار خود پرداختند. از میان آنها می‌توان گونتر لولینگ (Günter Lüling) (۱۹۲۸-۲۰۱۴) را نام برد. او بر این نظر بود که قرآن بر دو بخش است، یک بخش اصلی یا اولیه و یک بخش که بعدها بدان اضافه شد. او این نظر را در کتابش به نام «دربارۀ قرآن اصلی، تلاش‌هایی برای بازسازی سروده‌های مسیحی پیشااسلامی در قرآن» (اِرلانگن ۱۹۷۴) منتشر کرد. البته دانشگاه‌های آلمان همه او را طرد کردند، هر گونه شغلی در آموزش اسلام‌شناسی برای او ممنوع شد و سرانجام در فقر و فلاکت از جهان رفت.[۳]

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
🔍 اسلام‌پژوهی نوین و پژوهشکدۀ اِناره

✍️ #ب_بی‌نیاز (داریوش)
(۳/۳)

ولی از آنجا که نمی‌توان برای همیشه جلوی پیشرفت علم را گرفت، پژوهشگران دیگری با درک تاریخی-انتقادی سر برآوردند، مانند جان ونزبرو (John Wansbrough) (۱۹۲۸-۲۰۰۲) و یا پاتریشا کرون (Patricia Crone) (۱۹۴۵-۲۰۱۵). ونزبرو دو کتابِ بسیار مهم نوشته است: مطالعات قرآنی و محیط فرقه‌ای. این دو کتاب هم قرآن و هم احادیث و سیره‌ها را از «آسمان» به زمین می‌آورد و بنحوی بسیار هوشمندانه روند رشد این دو حوزه را در مسیر تاریخی نشان می‌دهد. پاتریشا کرون به همراه همکارش مایکل کوک کتابی نوشته به نام «هاجریسم: مطالعاتی دربارۀ شکل‌گیری اسلام» که خاستگاه اسلام را در مکۀ عربستان نمی‌داند. صرف‌نظر از این که تا چه اندازه آرای کرون و کوک درست یا نادرست بوده‌اند آنها توانستند زوایای نوینی برای پژوهش‌های بعدی بگشایند.

این نوشتۀ کوتاه نشان می‌دهد که گروه اناره پیامد و نتیجۀ بیش از یک سد سال پژوهش‌های تاریخی-انتقادی از تاریخ اسلام است که در اروپا رایج بوده است. گسست اساسی در متدلوژی تاریخی-انتقادی پس از جنگ جهانی دوم توأم با رشد اهمیت کشورهای اسلامی تولیدکنندۀ نفت رخ داد. تحولات جهانی پس از سال ۱۹۹۱ و سرانجام رشد اسلام‌گرایی در ایران شیعه و بعدها جریانات سنی [داعش] باعث شد که سرانجام فشارهای روی جریانات فکری تاریخی-انتقادی در اروپا کمتر و به آنها اجازه نفس‌کشیدن داده شود. شکل‌گیری گروه اناره از یک سو محصول بیش از سد سال پیشینۀ کار پژوهشی و از سوی دیگر کمتر شدن فشارهای سیاسی بر این پژوهشگران مستقل در دورۀ اخیر می‌باشد.

البته گفتنی است که گروه اِناره برای نخستین بار سنگِ بنایی را برای اسلام‌پژوهی گذاشت که با کارهای انفرادی و پراکندۀ پژوهشگران گذشته متفاوت است. این نهادِ علمی تحتِ تأثیر علوم طبیعی و به‌ویژه فناوری‌های نوین به این نکته پی برده که در اسلام‌شناسی نیز باید به طور میان‌رشته‌ای (Interdisziplinär) کار کرد. به همین دلیل این گروه توانسته یک مجموعه از پژوهشگران از رشته‌های گوناگون، مانند عرب‌شناسان، ایران‌شناسان، سکه‌شناسان، نسخه‌خوانان، کارشناسان زبان‌های کهن مانند آرامی، سُریانی، عبری کهن و ... را در زیر یک چتر گِرد هم آورد تا بتوانند نتایج پژوهش‌های خود را با نتایجی دیگر رشته‌ها مطابقت و بر ترازوی آزمون قرار دهند.

بنابراین همانگونه که گفته شد پژوهشکدۀ اناره هنوز دروۀ «خردسالی» خود را تجربه می‌کند ولی در همین مدت کوتاه توانسته اسلام‌پژوهی را از یک رشتۀ منزوی و درخود به یک مجموعۀ میان‌رشته‌ای گسترده تبدیل نماید. این که خود این گروه تا چه زمانی می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد کسی نمی‌داند ولی دستاوردِ آن که تبدیل اسلام‌پژوهی به یک مجموعۀ میان‌رشته‌ای است باقی خواهد ماند.


———————————————
[۱] این مقاله در ادامه سلسله گفتگویی‌هایی است که همکاران، محسن بنایی و آرمین لنگرودی در تلویزیون اینترنتی «مانی» انجام داده‌اند (اینجا تا اینجا).
[۲] چندی پیش در تلویزیون اینترنتی «میهن» مسئول آن، سعید بهبهانی، در مصاحبه با اسماعیل وفا یغمایی اشاره‌ای به گروه اناره می‌کند و می‌گوید که در شهر کلن دو نفر «توده‌ای» به نام‌های «مهدی فروغ» و «بیت‌الله بی‌نیا(ز)، چنین ایده‌هایی را رواج می‌دهند و بی‌نیا(ز) در همین رابطه به اسرائیل رفته و پس از بازگشتش برای خود نام «کوروش» را انتخاب کرده است. به هر رو، از نظر این آقایان دو توده‌ای که از اسرائیل پول می‌گیرند ایده‌های اناره را برای ایرانیان گسترش می‌دهند. آشکارا نه بهبهانی و نه یغمایی تاکنون کتاب و یا مقاله‌ای از من دیده یا خوانده‌اند. زیرا دست کم متوجه می‌شد که نام من نه کوروش بلکه داریوش است.(لینک این شاهکار بسیار روشنگرانه-افشاگرانه)
[۳] آخرین قربانی این «اسلام شناسی رسمی» پروفسور سون کالیش در دانشگاه مونستر بود. او مسئول اسلام‌شناسی در این دانشگاه بود ولی به دلیل نگاه تاریخی-انتقادی‌اش از سوی فدراسیون مسلمانان آلمان مورد شکایت قرار گرفت و دادگاه حکم اخراج کالیش از پروفسوری را صادر کرد و او را به بخش دیگری که البته مرتبۀ پایین‌تری است انتقال دادند.



نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
🔍 حفرهٔ سیاهِ چهل‌ساله

👥 #گفتگو و پاسخ به برخی‌ پرسش‌ها از سوی مخاطب ارجمند و پژوهشگر نقدآگین، جناب «هِر دِنکِر» پیرامون یادداشت زیر، به قلمِ نویسنده و پژوهشگر نزدیک به گروه اسلام‌پژوهی اِناره جناب آقای #ب_بی‌نیاز
(۱/۳)

✍️ آیا ما تاکنون از خود پرسیده‌ایم که چرا هیچ یافته و مدرک باستان‌شناختی از محمد، ابوبکر، عمر، عثمان و علی نداریم؟ تنها چیزی که وجود این افراد را «تأیید» می‌کند، قصه‌های اسلامی هستند. چرا در طی این چهل سال یعنی از سال ۶۲۱ تا ۶۶۱ میلادی هیچ نشان باستان‌شناختی از محمد و خلفای راشدین در دست نداریم؟

اگر مسلمانان در این دوره‌ی چهل ساله به یک اقلیت سرکوب‌شده تعلق می‌داشتند، می‌توانستیم گمان کنیم که سرکوب‌کنندگان تمامی آثار این اقلیت دینی را نابود کرده باشند، ولی آن‌ها خود صاحبان قدرت بودند و قادر بودند که از میراث دینی و فرهنگی خود محافظت کنند. خوب توجه داشته باشیم که موضوع بر سر چهار دهه است، نه یک هفته یا چند ماه!

حال ممکن است گفته شود که بسیاری از دین‌پژوهان و اسلام‌شناسان غربی نیز وجود تاریخی محمد را تأیید کرده‌اند، آیا «همه‌ی» این پژوهشگران در خطا بوده‌اند؟ پاسخ مثبت است، آری همه در خطا بوده‌اند.

هر پژوهشگری که قصه‌ها را بدون مدارک باستان‌شناختی یا منابع هم زمان دیگر بپذیرد، از مسیر علمی خود خارج شده است و پژوهش‌های او فاقد اعتبار و استواری هستند.

سده‌های متوالی انسان‌ها بر این باور بودند که زمین نه یک کره بلکه پهنه‌ی سینی‌مانند است؛ یا تا همین چند دهه‌ی گذشته هنوز نمی‌دانستیم که عمر زمین بیش از ۴.۵ میلیارد سال است، ابتدا تصورمان این بود که عمر زمین چیزی حدود شش هزار سال است (تصور انجیلی) و در زمان مرگ داروین حداکثر عمر زمین به ۲۰ میلیون سال تخمین زده شد. علم بر خلاف دین، از این که خود را نفی کند شرمنده نمی‌شود، این در گوهر علم نهفته است.

یا تا سال ۱۰۲۰ میلادی نظریه‌ی نور یونانیان بر علم نور و هندسه حاکم بود. طبق این نظریه، نور از چشم انسان خارج می‌شود و به اشیا برخورد می‌کند و ما از این طریق قادر به دیدن اشیاء می‌شویم. سرانجام ابن هیثم (۹۶۵ تا ۱۰۴۰ میلادی) این دگم را شکست و با نگارش هفت جلد کتاب درباره‌ی علم نور، مسیر این شاخه‌ی علمی را دگرگون ساخت. از این رو، صرف تأیید قصه‌های اسلامی توسط اسلام‌پژوهان غربی یا شرقی به خودی خود هیچ ارزش و اعتباری ندارد.

🔹🔹🔹

پرسش اول: چرا عدم گزارش روشن و مشخص و عدم وجود اسنادی نظیر سکه، سنگ‌نبشته و ... از پنج شخصیت اسلام (محمد، ابوبکر، عمر، عثمان و علی)، یک مسألهٔ طبیعی و رایج در جهان نیست و ما گزارش‌های مشخصی از شخصیت‌های مشابه در آن زمان و یا زمان‌هایی عقب‌تر و سکه‌ها و اسنادی از شخصیت‌های مشابه داشته‌ایم؟

پاسخ: مسلمانان صدر اسلام نه متعلق به یک اقلیت سرکوب شده، بلکه خود صاحب قدرت بودند و می توانستند از میراث خود محافظت کنند. بنابراین نبود اسناد تاریخی و باستان‌شناختی از دو قرن اول اسلام نحوهٔ شکل‌گیری این دین را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. با نگاهی به تاریخ گذشته می توان به جنبش‌های دینی اشاره کرد که دوام چندانی نداشته‌اند، اما با این حال از خود اثر و نشانه‌ای آزمون‌پذیر به جا گذاشته‌اند.

به عنوان مثال حدود ۶۰۰ سال قبل از اسلام در بین یهودیان جنبشی به اسم «جنبش زیکاریا (خنجر داران)» وجود داشت و با این که این جنبش یک حرکت بسیار کوچک بود و دوام زیادی هم نداشت (حدود ۶۶ تا ۷۴ میلادی) اما هم اکنون سکه‌هایی از این جنبش در دسترس است. [نقش سکه‌ها در تاریخ‌پژوهی نوین اسلام - با حضور محسن بنایی (مزدک بامدادان) و آرمین لنگرودی]

@inarah_channel
(ادامه دارد)

#اناره
#گفتگو


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
🔍 حفرهٔ سیاهِ چهل‌ساله

👥 گفتگو و پاسخ به برخی‌ پرسش‌ها از سوی مخاطب ارجمند و پژوهشگر نقدآگین، جناب «هِر دِنکِر» پیرامون این یادداشت آغازين، به قلمِ نویسنده و پژوهشگر نزدیک به گروه اسلام‌پژوهی اِناره جناب آقای #ب_بی‌نیاز
(۲/۳)

پرسش دوم: در صورتی که شخصیت‌های شیعی مثلاً حسن، #حسین_بن_علی و سجاد و ... وجود تاریخی داشته باشند، آیا اقوال و گزارش‌هایشان نمی‌تواند یک شاهد حداقلی برای وجود تاریخی محمد به حساب بیاید؟

پاسخ: باید بگویم ما از دو قرن اول اسلام هیچ سند تاریخی در دست نداریم تا نشان دهد اسلام چگونه شکل گرفته‌است؛ بنابراین هرآنچه میدانیم بر اساس روایات شفاهی (تاریخ شفاهی) است که در زمان عباسیان (حدود ۲۰۰ سال بعد از تاریخ فرضی مرگ محمد در سال ۶۳۲ میلادی) به نگارش درآمده‌اند [منابع شیعی، تاریخی بسیار متاخرتر دارند]. این نبود اسناد معتبر تاریخی شامل شخصیت‌های حسن، حسین، سجاد، محمد باقر و جعفر صادق نیز می‌شود.
[در این زمینه می توان به کتاب «آغاز ستایش علی و جهان بینی عباسیان» از ریموند دکوین مراجعه کرد. همچنین به مصاحبۀ «پنج تن آل عبا و زمینه‌های اسطوره‌ای آن‌ها - با حضور دکتر محسن بنایی (مزدک بامدادان) و آرمین لنگرودی»]


پرسش سوم: در مواجهه با مثلاً قبر محمد و علی و سه خلیفه، آیا امکانی نیست که به واقعیت‌سنجی دست زد و از همان‌ها به حداقل‌هایی در حد وجود تاریخی‌شان رسید؟ یعنی قبر در پژوهش‌های تاریخی، هیچ درجه‌ای از اعتبار را ندارد؟

پاسخ: اول اینکه این مقبره‌ها تنها منسوب شده‌اند؛ مانند قبر محمد و یا قبر علی و حتی مقبره مسیح در اورشلیم. همچنین باید گفت که مقابر در پژوهش‌های تاریخی از اهمیت پایینی برخوردارند. مثلاً هیچ کسی با اطمینان کامل نمی‌تواند بگوید که در قبرهای منسوب به محمد و علی و ... واقعاً چه کسی دفن شده‌است؟ و آیا اصلا کسی دفن شده‌است؟!


پرسش چهارم: یک نکته هم که برخی حتی منتقدان مسیحی بر محققان ناباور به تاریخیت محمد و خلفا طرح کرده‌اند این است که گزارشات تاریخی از محمد، فاجعه‌های اخلاقی قابل توجهی را از او ذکر می‌کنند و لذا این امر، با این که ما با شخصیتی افسانه‌ای و ساختگی برای ساخت يك دين نو مواجه باشیم، چندان نمی‌خواند؛ چرا که برای دین‌سازی و پیامبرسازی، مؤلفان، چنین امور قبیحی را نمی‌توانند به پیامبر و صحابی و شاگردان درجهٔ یکش نسبت دهند؛ نتیجتا این امور قبیح را شاهدی بر تاریخی بودن حداقلی این شخصیت‌ها می‌گیرند.

پاسخ: در باب انتصاب امور غیر اخلاقی به محمد تذکر چند نکته لازم و ضروری‌ست:
اول اینکه، هر آنچه که در قرآن و سنت مطرح شده است، خاصّ منطقه جغرافیایی‌ست که اسلام در آن شکل گرفته است و بسیاری از اموری که نزد ما (انسان‌های قرن بیست و یکم) غیراخلاقی محسوب می‌شود، برای اعراب آن روزگار، نه تنها غیراخلاقی نبوده، بلکه اخلاقی نیز محسوب می‌شده است؛ بعنوان مثال، جنگ‌ها، کشتارها و خون‌ریزی‌هایی که در سیره نقل شده است، بر اساس الگوهای تورات و جنگ‌های موسی نوشته شده‌است (هر چند از بسیاری از جنگ‌هایی که کتاب مقدس از آن ها خبر داده نیز هیچ شاهد تاریخی و باستان‌شناسی پیدا نشده است).
دوم اینکه، گاه در قرآن «رسول» یا «نبیِ» ناشناسی به «دروغگو بودن و مجنون بودن» و ... متهم می‌شود، اما ما هیچ دلیلی نداریم که منظور محمد پیامبر اسلام بوده باشد.
@inarah_channel

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
🔍 حفرهٔ سیاهِ چهل‌ساله

👥 گفتگو و پاسخ به برخی‌ پرسش‌ها از سوی مخاطب ارجمند و پژوهشگر نقدآگین، جناب «هِر دِنکِر» پیرامون این یادداشت آغازين، به قلمِ نویسنده و پژوهشگر نزدیک به گروه اسلام‌پژوهی اِناره جناب آقای #ب_بی‌نیاز
(۳/۳)

پرسش پنجم: چرا هیچ‌ نوع گزارشی از این که محمد وجود نداشته، کعبه جایی دیگر بوده و توسط فلان حکومت جابجا شده، خلفا وجود نداشته‌اند و ... در ميان مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان و...ساكن يا همسايه با امپراتوري اسلامی که به هر حال دید خوش‌بینانه‌ای به دین جدید نداشتند و ناظران مستقل‌تری بودند، و خود مسلمانان خارج از دستگاه نویسندگان کارمند خلافت عباسی و ... نمی‌بینیم؟

پاسخ: اول اینکه، در زمانی اسلام مورد نقد قرار گرفت که شخصیت‌های عرفانی مانند «محمد» و «علی» به چهره‌های تاریخی تبدیل شده بودند (یعنی حدوداً دویست سال بعد از زمان حیات ادعایی آن‌ها) و غالباً هم، منتقدان برای نقد اسلام از منابع تاریخی خود مسلمانان بهره می‌گرفتند [این موضوع در مسیحیت نیز وجود دارد چرا که منتقدان اولیه مذهب مسیح حدوداً دو قرن بعد از حیات ادعایی مسیح به نقد مسیحیت پرداختند].

علاوه بر این، در تاریخ نمونه‌های فراوانی وجود دارد که هیچ‌کس منکر وجود تاریخی آن‌ها نشده بود، اما امروزه همهٔ محققان و پژوهشگران تاریخ متفق القول‌اند که آن ها چهره های اساطیری و افسانه‌ای هستند؛ مانند اوزیریس، ایزیس و یا هوروس و ... در اساطیر مصری.
امروزه هزاران سند، کتیبه، مجسمه و تصویر و ... از این چهره‌ها در تاریخ مصر پیدا شده‌است، اما هیچ محققی با این وجود قائل نیست که این شخصیت‌ها واقعی هستند.

اما در رابطه با مکان #کعبه، باید بگویم از همان ابتدا بین جریانات مختلف دینی بر سر این موضوع اختلافاتی وجود داشت؛ از جمله «قرمطیان» و «فاطمیان» با مکان فعلی مکه مخالفت می کردند، اما این جنبش‌ها راه به جایی نبردند، چرا که عباسیان با تشکیل «دیوان زنادقه» و «بیت الحکمه» توانستند مخالفان خود را سرکوب کنند.


پرسش ششم: بسیاری از دین‌پژوهان و اسلام‌شناسان غربی نیز وجود تاریخی محمد را تأیید کرده‌اند؛ آیا «همه‌ٔ» این پژوهشگران در خطا بوده‌اند؟

پاسخ: پاسخ مثبت است، آری همه در خطا بوده‌اند. هر پژوهشگری که قصه‌ها را بدون مدارک باستان‌شناختی یا منابع هم زمان دیگر بپذیرد، از مسیر علمی خود خارج شده‌است و پژوهش‌های او فاقد اعتبار و استواری هستند.

«سده‌های متوالی انسان‌ها بر این باور بودند که زمین نه یک کره بلکه پهنه‌ی سینی‌مانند است؛ یا تا همین چند دهه‌ی گذشته هنوز نمی‌دانستیم که عمر زمین بیش از ۴.۵ میلیارد سال است، ابتدا تصورمان این بود که عمر زمین چیزی حدود شش هزار سال است (تصور انجیلی) و در زمان مرگ داروین حداکثر عمر زمین به ۲۰ میلیون سال تخمین زده شد. علم بر خلاف دین، از این که خود را نفی کند شرمنده نمی‌شود، این در گوهر علم نهفته است. یا تا سال ۱۰۲۰ میلادی نظریه‌ی نور یونانیان بر علم نور و هندسه حاکم بود. طبق این نظریه، نور از چشم انسان خارج می‌شود و به اشیا برخورد می‌کند و ما از این طریق قادر به دیدن اشیاء می‌شویم. سرانجام ابن هیثم (۹۶۵ تا ۱۰۴۰ میلادی) این دگم را شکست و با نگارش هفت جلد کتاب درباره‌ی علم نور، مسیر این شاخه‌ی علمی را دگرگون ساخت. از این رو، صرف تأیید قصه‌های اسلامی توسط اسلام‌پژوهان غربی یا شرقی به خودی خود هیچ ارزش و اعتباری ندارد».


پرسش هفتم: بسیاری از محققان و دین‌شناسان معتقدند که سیره‌ها و روایات اسلامی بر بسترهای تاریخی شکل گرفته‌اند. آیا وجود شخصیت‌ها و یا مکان‌های تاریخی در این نوشته‌ها می تواند نشان دهد خود «محمد» نیز وجود خارجی داشته‌است؟

پاسخ: به هیچ عنوان! سیره‌ها «تاریخ رستگاری» هستند و شخصیت محمد بر اساس الگوهای پیامبران عهد عتیق خلق شده است. شاید از خود بپرسید با پذیرش این شباهت‌ها با تفاوت‌های زیادی که بین افسانه‌های عهدین و کتب سیره وجود دارد، چه کنیم؟ در پاسخ باید گفت همهٔ ادیان در طول زمان عوامل اقتباس شده را به رنگ خاص خود درآورده‌اند؛ چرا که فقط در این حال است که دین مشخصی می‌تواند هویت یابد؛ اسلام نیز این الگوها را به رنگ خاص عربی-اسلامی خود درآورده است.
بنابراین وجود چند مکان تاریخی و یا اشخاص تاریخی به خودی خود از افسانه بودن (تاریخ رستگاری بودن) این متون نمی‌کاهد. به عنوان مثال در داستان «مرد عنکبوتی» یا ... نیز ممکن است با مکان‌ها یا شخصیت‌های واقعی روبرو شویم، اما هیچ‌کدام از آن ها به شخصیت محوری داستان (مرد عنکبوتی) هویت واقعی نمی‌دهند.
@inarah_channel


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
🗄 پست‌های مرتبط با ۱۳ خرداد (سالمرگ روح‌الله خمینی) نقدآگین

📕موسی صدر: «خمینی مردی خطرناک و دیوانه است»
📕مقاله تاریخی مایکل لدین دربارهٔ ماهیت بی‌وطنی و فاشیسم آشکارا «آزادی‌-غرب و مدرنیسم-زن-یهودی‌»ستیز خمینی در ۱۵ دی ۱۳۵۷
📕داریوش مهرجویی و حکومت اسلامی برآمده از انقلاب ۵۷
📕پیرامون خمینیاک، آخوندیسم و احمقان پر از پهن گاو
📕شکنجه و کشتار همچون عبادت و طبابت
📕شاه یا خمینی؟ دکتر سروش و یک انتخاب خطیر
📕انقلابِ ۱۳۵۷ در ایران، به مثابهٔ شورش علیه تحقیر
📕خریت اعظم؛ خرهای زِبَردست و خرهای زیردست
📕آنکه عمامه برنمی‌دارد
📕سلطنت‌ و اسلام‌-آخوندپناهی
📕پیامِ «دلار-تورم» به آخوندها چیست؟
📕از فرهنگ قبیله‌ای، تا قبیلهٔ فرهنگی
📕خوانشِ «نیمهٔ شعبان» به مثابه نماد انحطاط
📕روح‌الله خمینی پدرِ استبدادِ اسلامی و ذبح‌گر عدالت به پای شریعت
📕دکتر سروش زیرک‌تر و باهوش‌تر از آن است که....
📕سخنی کوتاه با محمد خاتمی
📕اندر حکایت اصلاح‌طلبان حکومتی
📕قلعهٔ سلطان عِمارت می‌کند/ لیک دعویِ اِمارت می‌کند
📕 دن‌کیشوتیسم و بازی با کلمات «جهاد» و «تبیین»
📕عکسِ همسر امام
📕پایان قرآن: فروریختن آیت‌الله باوجدان
📕فرقه‌ی شیعه‌ در «وضع اقلیت»
📕زایمانِ «ولایت فقیه» از دل «بابیت و بهاییت»
📺 آخوند «دانشمند» و «گرگ» نامیدن سنیان و بهاییان
📺 اسلاوی ژیژک از خمینی و صنعت چوبه‌های دار او می‌گوید
📺
موسی صدر هشدار داد: «این رساله عصاره‌ی یک عقل بیمار است»
📺 خمینی به روشنفکران: منافق نباشید! مرد باشید و راستش را بگویید که احکام اسلام را منقضی‌شده می‌دانید!
📺 تاجزاده: خامنه‌ای دنباله‌روی خمینی نبود
📺 روح‌‌الله از قتل و محبت می‌گوید
📺 مکتب خمینی
📺 سوراخی که آخوند از آن به جهان می‌نگرد
📺 پیرِ ذوب‌ و منجمد شده در اسلام
📺 شعر «خدایا غلط کردیم!»
📺 ایشان شفاف گفت ولی ملت🥱
📺 روح‌الله خمینی و حکم قتل تمسخرگران جماعت حزب‌اللهی و اسلام
📻 نظام را چگونه بفهمیم؟
📻 تقابل سنت و مدرنیته یا تمایز تمدن ایرانی و اروپایی؟
📻 حکومت دهاتی‌ها
📻 پیرامون علل نفرتِ کثیری از مردم از آخوندها (سخنی با حجت الاسلام عابدینی)


#فهرست #پرونده #حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سخنان ازغدی علیه رفراندوم
#پرونده‌ ای پیرامون #رانت‌خوار_فرهنگ

#حسن_رحیم‌پور_ازغدی به رد #رفراندوم بنا بر نگرش دموکراتیک و اسلامی می‌پردازد، و مثل یک ملای خودخداپندار، در جنگ با دشمنان فرضی و پوشالی، باور پیشینی خود را با دو تا صغرا کبرا اثبات می‌کند(!)

در ادامه، به بررسی سخنان او با طرح برخی اسناد تصویری و نشرِ پاسخ برخی اهالی فرهنگ به مدعیات او می‌پردازیم تا ببینیم او چگونه، به مدد مشمئزکننده‌ترین رانت (یعنی رانت رسانه‌ای و حضور در شورای انقلاب فرهنگی)، به تباهی و انحطاط فکری-فرهنگی مخاطبش مدد می‌رساند؛ درحالی‌که در یک کشور آزاد، سهم او نهایتاً شومن‌شدن در یک پادکست خصوصی از پول برخی بنیادگرایانِ داعشی بود، نه بیشتر.


#حکومت_اسلامی #مغلطجات


🌾@Naqdagin*
📘فریب‌کاری در لباس متفکر
— ذهنی در زنجیر قیاس مع‌الفارق

✍🏻 دکتر #احمد_فعال

🍂 رحیم‌پور ازغدی در این ویدیو توجیه می‌کند که «چرا رفراندوم در جمهوری اسلامی ضرورت ندارد؟ چون «کشورهای دموکراسی قانون اساسی‌ها را به رفراندوم نمی‌گذارند»، اما اگر انسان حقایق را آنچنان که هست بازنگوید، دست به فریب‌کاری زده‌است.

🍂 این نقد را کسی می‌نویسد که یکی از منتقدان جدی نظام‌های دموکراسی لیبرال است. اما حقیقت چیست؟ واقعیت این است که در کشورهای لیبرال دموکرات، چیزی بعنوان «نظام سیاسی بسته» مثل ایران، روسیه، چین، کوبا و کشورهای سابق سوسیالیستی، و مثل نظام شاهنشاهی وجود ندارد. نظام سیاسی با تعریفی که در ذهن ما هست، خاصّ کشورهای غیر دموکراسی است.

🍂 نظام سیاسی (در جامعۀ بسته) نوعی «عبا و‌ ردای» دوخته شده‌ای‌است که هر دولت (به معنای قوه مجریه) سرکار بیاید، باید آن را به تن بپوشاند؛ اگر آن «عبا و ردا» به تن او نخورد، اگر همه هم بخواهند، نمی‌تواند دولت شود. همچنین «عبا و ردای» از پیش دوخته‌ای در جوامع دموکراتیک وجود ندارد؛ در نتیجه، رفراندوم کلیت نظام سیاسی موضوعیتی ندارد. در این کشورها، هر فردی می‌تواند، با هر مرام و آئینی رئیس دولت باشد، و هر گروه و حزبی، می‌تواند دولت تشکیل دهد؛ خواه مسلمان باشند، یا کمونیست و سوسیالیستِ دو آتشه، و یا بودایی.

🍂 در بسیاری از کشورهای دموکراتیک، کافی‌ست یک نفر تأیید چند استاد معتبر دانشگاه را همراه داشته باشد، تا بتواند کاندید شود. حالا اینکه به این دموکراسی‌ها انتقاداتی هست که فهرست این انتقادها را در جاهای دیگر آوردم، ربطی به این بحث‌ ما ندارد.

🔻اینکه می‌گویند، کشورهای دموکراتیک، دارای «نظام سرمایه‌داری» هستند، نامیدن نظام، یک «مشابهت لفظی» است. «سرمایه‌داری» یک «فرماسیون» است؛ یک فرماسیون اقتصادی و اجتماعی، ربطی به «نظام سیاسی»، به ترتیبی که ما تعریف می‌کنیم، ندارد.

🍂 فرماسیون اقتصادی یک صورت‌بندی و دوره بندی اقتصادی است. در دوره‌ای بشر در عصر کشاورزی و فئودالیته بود، و امروز در دوره دیگری است. ربطی به انتخاب من و شما و دیگری و هیچ جامعه‌ای ندارد.

🍂 تا قبل از سقوط نظام‌های بلوک شرق، تصور این بود که دو نظام کاپیتالیستی و سوسیالیستی با یکدیگر در غرب و شرق رقابت دارند، اما کاپیتالیسم در نظام بودن، مثل سوسیالیسم نبود. سوسیالیسم همان «عبا و ردای» از پیش تعین شده بود، مثل جمهوری اسلامی؛ اما کاپیتالیسم نظام اقتصادی و اجتماعی بود.

🍂 البته که دولت‌ها از این نظام تا حدی نمایندگی می‌کردند. اما در همان کشورها دولتی می‌توانست سر کار بیاید، که ضد آن باشد، مثل دولت فرانسوا میتران در فرانسه؛ یا اگر در آمریکا سندرز که یک سوسیالیست است، موفق می‌شد در انتخابات پیروز شود؛ در کشورهای دموکراتیک، فردی یا نهادی (انتصابی و مادام‌العمر)، وکیل و وصی نظام سیاسی نیست.

🍂 رحیم‌پور ازغدی دربارۀ قانون اساسی هم دست به فریب‌کاری می‌زند؛ چرا که می‌دانیم قوانین اساسی‌ها دو گونه‌اند؛ یکی قوانین باز، دوم قوانین بسته. قوانین باز، مثل حقوق برابر زن و مرد. مثل حقوق برابر همۀ اقوام و اقلیت‌ها.

🍂 اما اگر بحث سقط جنین یا بحث ازدواجِ همجنس‌گرایان، یا بحث حق انتخاب‌شدن و یا انتخاب‌نشدن زنان به فلان سمت سیاسی و قضایی به میان بیاید، اینها قوانین بسته هستند.

🍂 قوانین باز زمان‌دار و مکان‌دار نیستند، اما قوانین بسته هم زمان‌دار و هم مکان‌دار هستند. از این نظر کشورهای دموکراتیک سعی کرده‌اند، نوعی از قانون اساسی ارائه دهند، که مشتمل بر قوانین باز باشند؛ مثلا در آمریکا قانونی وجود دارد که بر طبق آن، هیچ قانونی نمی‌تواند تصویب شود که آزادی‌های جامعه را محدود کند.

🍂 قوانین مربوط به آزادی و حقوق، قوانین تغییرپذیر نیستند. به همین‌ترتیب سایر قوانین اساسی در زمره قوانین باز هستند. سقط جنین آزاد است یا نیست، آن را در قانون اساسی نمی‌آورند. چه کسانی صلاحیت رئیس جمهور شدن دارند و ندارند، آن را در قوانین اساسی نمی‌آورند، تا بعد از بیست سال یا چهل سال، بخواهند آن را عوض کنند.

🍂 اما قانون اساسی ایران تا بخواهید پر است از قوانین بسته. هر ماده‌اش را دست بزنید، باید هم‌جفتِ نری پیدا کند، که از قبل او را به همسری گرفته‌است، مثل اینکه رئیس جمهور باید مرد باشد و مسلمان باشد، مثل اینکه، نمایندگان مجلس باید متعهد به نظام و شخص رهبر باشند، مثل ویژگی‌های رهبری، مجلس خبرگان، رئیس قوه قضائیه و...که باید مجتهد و شیعه دوازده امامی و مرد باشند؛ مثل اعضای شورای نگهبان، مثل حقوق اقلیت‌ها، و مثل ده‌ها مادۀ دیگر.

🍂 اینها همه، قوانین بسته هستند، که فقط دو مادۀ آنها کل سرنوشت جامعه را بدست دارد. اینکه قوانین و نظام‌ سیاسی رفراندوم‌پذیر باشند یا نباشند، توجیهی بر مبنای آنچه که در کشورهای دموکراتیک وجود دارد، نمی‌توان ساخت.


#حکومت_اسلامی #سیاست


🌾@Naqdagin| @bayaneAzadi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خشن‌ترین و بی‌رحم‌ترین قاتل سریالی تاریخ
پروندۀ البرت فیش (+) ⚠️🔞

🔸او رابطۀ عجیبی با دین داشت؛ در این خیال بود که مسیح و رسولانش با او سخن می‌گویند

🔸من می‌دونستم که اگر قتل فرنسیس به صلاحم نباشه، خدای یک فرشته می‌فرسته تا جلوی من رو بگیره؛ دقیقا مثل حضرت ابراهیم و فرزندش اسحاق!


🔸رفتارهای سادومازوخیستی شدید، اغلب از تلاش ناهشیار برای بازآفرینی کنترل در دل فاجعه‌ کودکی‌ست. وقتی کودکی مورد تجاوز، تحقیر، یا رهاشدگی قرار می‌گیرد، گاه تنها راهش برای بازپس‌گیری قدرت، تبدیل شدن به عامل همان رنج است. درک علت، بمعنای رفع مسئولیت نیست. اما اگر می‌خواهیم رنج را درک کنیم، باید پیش از هیولا شدن، کودک بودن را ببینیم. این مرد، پیش از آنکه آدم‌کش شود، توسط محیط، دین، ساختار خانواده و سیستم تربیتی، کشته شده‌بود.

▪️متکلم سنتی/مدرن:
حکمتی مخفی در این دست شرورِ حاصل از اختیار (بخوانید: شکل‌گیریِ انواع روان‌نژندِ حاصل از ژنتیک و تربیت و جامعه) هست که بعد از مرگ مشخص می‌شود! جانی مجنون به جهنم ابد می‌رود و آن کودکان نیز به بهشت ابد می‌روند و مساله بسادگی حل می‌شود.

.


#پرونده_جنایی #مستند_جنایی #زیست‌روان



🌾 @Naqdagin