نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘بیگانه‌بودنِ "گذشته" را باید فهمید و بدان گردن‌ نهاد

✍🏻 #علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 نمی‌شود "فهم‌امروز" را به پس‌پریروز بُرد و احکام‌اخلاقی امروزین را بر گذشته‌های دوردست افکند و حکم راند. من منکر پاره‌ای سویه‌های "بن‌مایه‌ای" سخن آقای سلیمانی‌امیری نیستم، اما با تغافلی که ایشان از داوری‌ "زمان‌پریش" می‌کنند، موافقتی ندارم.

🍂 هرچند دشوار است این تصور، ولی باید کوشید تا بدان دست‌یافت که مردمان گذشته مثل ما نمی‌اندیشیدند. آن‌ها با قصه‌ها و تصویرها فکر و استدلال می‌کردند و برحقیِ هنجارها را در متن قصه‌هایی که می‌ساختند، می‌آزمودند. اگر امروز اندیشه تجریدی محمل پویش فکر ماست، در پس‌پریروزِ تاریخ، "اسطوره‌ها" این نقش را داشتند.

🍂 این سخن دفاعیه‌ای از فردوسی است که در قامت و قالب "قصه‌های شاهان"، سخن از شرافت و انصاف و خردمندی و ازخودگذشتگی، و صدالبته شوربختی و "تراژدی" گفت. و در این گفتن‌ها خواست در متن و بستر یک فروکوفتگی عظیم‌ملیِ لگدکوبِ مهاجمانی بی‌تراز گشته، گذشته مفتخر این سرکوب‌شدگان را به یادشان آوَرد، که باری مردمی بوده‌اند!

🍂 فردوسی مداحی شاهان‌ نکرد، بل از "گبرکان"ای گفت که چون نامردمانِ خونی و چپاولگر مهاجم نبودند؛ نکته‌ای که خشم همشهری‌اش "امام محمد غزالی" را برآورد که "این مرد مدح گبرکان گفتست!" غزالیِ حجه‌الاسلام، متهتکی افسون‌زده خیالاتِ الهیاتی و پرتاب‌شده‌ای به هپروتِ عِلّیّین بود که فردوسیِ دهقانِ فروتن، نان چون اوها می‌داد تا ناز برفلک و ستاره کنند!!

🍂 انسان باستانی به "اسطوره" می‌اندیشید و می‌گفت. باید این شیوه اهل‌باستان را شناخت، تا فهمید که مثلا اسطوره‌‌ای که افلاطون ساخت و در رساله "سمپوزیوم" گفت و به‌ چشم‌ ما مسخره می‌آید، چگونه در صدد تبیین "عشق" و سویه‌های آن بود. اگر به این وجه‌ و جایگاه اسطوره در اندیشیدنِ باستانیان توجه نکنیم، لاجرم حکم خواهیم کرد که از هومر تا فردوسی یاوه‌گویانی بیش نبودند، یا که امثال "مهابهارات"‌ها سروده‌هایی اراجیف‌محض بودند! حقا که نه‌چنین بود!

🍂 آنچه‌ از مرده‌ریگ اسطوره‌اندیشیِ باستانیان برجاماند، "استعاره" و "تمثیل"ایست که ما در امروز به سخن و اندیشه در کار می‌‌کنیم، خاصه آن اولی را که راه‌گشای ما به فهم و بیان پیچیده‌ترین انگاره‌هاست. الا این‌که ما خلاف باستانیان، "آگاه" به استعاره بودنِ استعارات‌مان هستیم، بر آن‌ها ادعای واقعیت نمی‌کنیم؛ "ابزارشان" می‌دانیم، هم برای فهم و هم برای بیان.

🍂 در برابر، اهل باستان، قصه‌هایی را که به ذهن‌شان می‌رسید و "با عقل‌شان جور در می‌آمد"، واقعیت‌ می‌گرفتند که بقول افلاطون در تیمائوس، "نمی‌تواند نادرست باشد!!". همه نکته در این "نمی‌تواند"‌ای است که ما را خنده‌ می‌آید!! اگر ما این تلقی را نابخرد و مسخره می‌گیریم، افلاطون و پیشتر از اوها "جدی"اش می‌گرفتند. آن‌ها "استعاره" در کار نمی‌کردند، به "اسطوره" بود که مشتغل بودند در اندیشیدن، و بس جدی‌اش می‌گرفتند؛ درحال احمق هم نبودند!! این را باید فهمید.

🍂 نهاد بسیار کهنِ "سلطنت" بیخِ پیشاتاریخی دارد، و تا همین دیروز در همه‌جای جهان آن را "طبیعی" می‌گرفتند، آنقدر که اصلاً جور دیگری از "حاکمیت" برای کسی نه دانسته بود و نه در خیال می‌آمد. "دمکراسیِ" عهد پریکلس در آتن، مثل سویه‌های دیگرِ حیرت‌افکنِ یونانیت، بارقه کم‌رمقی در تاریخ انسان بود که دولت بسیار مستعجلی هم شد.

🍂 "مدرنیته" در این اواخر بود که "سلطنت" را مشروطه‌ی "بی‌یال و دم‌ و اشکم" نمود، تا بیش از "عِجلاً جَسَداً لَهُ خُوار" نباشد و نتواند دست در تطاول‌ها گشاید. در همچو هندسه مُضَیَّقی از امر سیاست بود که فردوسی، ضحاکِ بازی‌خورده‌ی شیطان را هم‌عنان کاووسِ نابخرد، در برابرِ فریدون نهاد تا به درنده جانورِ پر زور و لایعقلی چون سلطان‌محمود غزنوی درس سلطنتِ بِخرَد داده باشد.

🍂 "فردوسی در ستایش جباران نسرود که برعکس جبارانِ قصه‌هایش را به مغاک بدنامی و زوال سرنگون می‌کرد. حقا که نسبت مداحی‌شاهان به فردوسی دادن، جفایی سخت نارواست.

@sahebolhavashi

.


#نقد_روشنفکران #ایران



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مسیر رهایی از اضطراب در فلسفه اسپینوزا
رهایی و آزادی از چشم‌انداز فلسفی (+)

🔸اسپینوزا و هندسه‌ی رهایی؛ این ویدیو صرفاً یک بحث فلسفی نیست، بلکه دعوتی است به بازنگری بنیادین در نحوه‌ی مواجهه با دنیای درونتان و یافتن آرامشی پایدار که از دلِ فهم عمیق زاده می‌شود. آیا آماده‌اید با یکی از قدرتمندترین و شاید مناقشه‌برانگیزترین راهکارهای تاریخ اندیشه برای مدیریت هوشمندانه عواطف آشنا شوید؟

📺 درس‌هایی از اسپینوزا برای زندگی مدرن و آزادی اصیل
📕درسی از اسپینوزا

.


#فلسفیدن #اسپینوزا #فلسفه #آرامش_درون #روانشناسی #فلسفه_برای_زندگی #جبرگرایی #عقلانیت #رهایی #خودشناسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 تحلیل فاجعۀ بندرعباس (+)

🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا


.


#سیاست #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ دو هوش مصنوعی دربارۀ دو نظام اقتصادی (+)

🔸با هوش مصنوعی دو متفکر ساختیم؛ یکی سوسیالیست و دیگری کاپیتالیست (یا سرمایه‌دار) تا درباره‌ی این مدل‌های اقتصادی با همدیگه به بحث و مناظره می‌پردازند. از پنج مدل هوش مصنوعی هم خواستیم که به پاسخ‌های طرفین مناظره امتیاز بدن. متن این ویدیو تماماً بدون دستکاری ساخته‌ی هوش مصنوعیه و سپس توسط انسان گویندگی شده. صدای گوینده‌ها هم بعد با هوش مصنوعی تغییر داده شده.

📺 مناظرۀ هوش مصنوعی مسلمان با هوش مصنوعی منتقدِ اسلام
📺 مناظرۀ ترامپ و خامنه‌ای دربارۀ برنامۀ هسته‌ای ج
📺 مناظره هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📻 چطور هوش مصنوعی می‌تواند “منِ ایرانی” را دگرگون کند؟
📻 مناظره‌ای درباب «محمد و اسلام»

.


#سیاست #نقد_چپ



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اخوان المسلمین: از مصر تا انقلاب اسلامی در ایران (+)


.


#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 فرقۀ فوت‌پرستان!
"به عقاید هم احترام بگذارید!"


🔸معمول است که این‌دست حرکات، بدون حداقلی تحقیق در پیش‌زمینۀ ذهنی کسانی که دنبال‌کنندۀ این مدعیان هستند، با قهقهۀ تمسخرآمیزِ سریعی جهت تخلیۀ روان خستۀ ما مواجه شود؛ اما حتی همین عملِ به‌ظاهر ساده و خنده‌دار، محتمل است که توجیهاتِ جالب و پیش‌زمینه‌های عقیدتی-تاریخی جدی‌ای در ذهن مردمی برای آن صف کشیده‌اند، داشته‌باشد، و ای بسا متکلمان سنتی و مدرنی (نظیر روشنفکران دینی) برای آن‌ها نیز باشد که در تمام عمرشان، به تشریح معقولیت و فواید عملی و دلایل علمی این سنت بپردازند.

🔸چطور ما برای مثلا طلب آمرزش گناهانِ یک سال و یک عمرمان در شب قدر صف می‌کشیم و با گریه، و قرآن بر سر گذاشتن و قسم دادن، فکر می‌کنیم که همه‌چیز درست شد و رفت، در‌حالی‌که تغییرِ روانی-فکری و عادتیِ چندانی در اکثر ما رخ نمی‌دهد؟ یا چطور به امام‌زاده‌ها رجوع می‌کنیم و دخیل می‌بندیم تا بلاخره به یک وسیله و حشیشی، آرزوها و امیالمان برآورده شود؟ یا چطور وقتی بلایی می‌آید صدقه می‌دهیم،‌ ولو با پولی بی‌ارزش؟ یا چطور در سر در خانه و محلۀ کسب‌مان، علامتی مثل نعل یا یک آیه می‌گذاریم تا چشم نخوریم یا رزق‌ و روزی‌مان زیاد شود؟ یا چطور در هنگام عقد، جمله‌ای منسوب به پیامبری، که دو سده بعد وجود او در تاریخ‌نگاری عباسی پرداخته شده و حتی یک جمله که با قطعیت بتوان به وجود ناقطعی او نسبت داد، وجود ندارد را تکرار می‌کنیم؟ آن هم اکثرا به عربی! جمله‌ای که از جهات بسیاری مشمئزکننده و بی‌معنی‌ست:
«نکاح (فعل آمیزش و نه ازدواج آن‌گونه که معروف شده) سنت من است و هر کس از آن رو برگرداند، از من نیست!»

تو گویی که قبل از اسلام، بنی‌بشر با فتوسنتز سنتش ادامه یافته و بقا یافته، یا در اکثر مذاهب، سنت رابطۀ زناشویی جاری نبوده؛ یا بسیاری انسان‌های معنوی و اخلاقی، با رابطۀ زناشویی و بدون رابطۀ زناشویی، معنوی و اخلاقی نماندند و الگوی بشریت نشدند و... .

🔸اگر این مساله را دنبال کنیم، به خیلی مثال‌ها می‌رسد، اما ما عادت داریم که به آنچه عادت جامعۀ ما نیست بخندیم و حماقت بنامیمش، و عادت‌های فکری و عملی خود را بهترین نحوۀ فکر و عملِ تاریخِ بشریت تصور کنیم و نوعی فکر و عمل خداگونه.

🔸ما در حصار چندلایه‌ای از خودشیفتگی‌ها و فروبستگی‌ها اسیریم، و برای رهایی از حس‌های حقارت‌مان هم که شده، دنبال فرد و جمعیتی هستیم که مورد خنده و تمسخر قرار دهیم و بگوییم حداقل از این‌ها وضعیت بهتری داریم، هرچقدر هم که در ناخودآگاه‌مان همیشه حس حقارت می‌کنیم: نوعی دلداری و خودفریبی برای ادامه‌دادن.

🔸البته مثال‌هایی که طرح شد، فقط مثال‌های مذهبی بود، اما مثال‌های غیرمذهبی را نیز می‌توان تصور کرد. وقتی مثلا به عادت خودمان در طی کردن تحصیلاتی که در عمل محصول خاصی به خودمان و جامعه نمی‌دهد، بازنگری نمی‌کنیم و نمی‌خندیم، و به‌صرف اینکه جامعه ما را دکتر و مهندس و تحصیل‌کرده بداند، راضی می‌شویم؛ چرا که در رقابتی با اطرافیان، سرمان کلاه نرفته و کسی هستیم در چشم آن‌ها، لااقل یک شکست‌خورده و فرد نامستعد تلقی نمی‌شویم!

🔸باری! به هر عقیده‌ای نباید احترام گذاشت. عقیده‌ای که دگم باشد و خود را ملاک حق و باطل بداند، و در مقابل نقادی آزادانه و مداوم سرافراز نشود، احترام‌برانگیز نیست و از درونش تهی‌ست؛ حال چه عقاید دیگری‌ها باشد، یا عقاید مختلف خودمان، اعم از مذهبی یا غیرمذهبی.

🔸انسان‌ها هستند که محترم‌اند، آن‌ هم نه بابت افکار و انتخاب‌های گهگاه حماقت‌بارشان، بلکه بابت اینکه انسان‌اند و می‌توانند از حماقت‌هایشان آگاه شوند و از بار آن بکاهند و کمتر احمق بمانند و با اندکی حماقتِ کمتر بمیرند. و این احترام، تنها در یک فضای کاملا آزاد قابل شکوفایی‌ و معنامندی‌ست؛ وگرنه در وضعیتی که آزادیِ دگر-بودن و آزادی بیانِ افکار و عقاید، حرمت و احترام ندارد، عملا انسان نامحترم است، و افکار احترام‌آمیز او، امکانِ یافتنِ جایگاهِ محترمِ خودشان را ندارند.

.


#تفکر_انتقادی #نقد_ادیان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 خودسازی‌ای فراموش‌شده و سخت‌یاب: بلوغ عاطفی

هر بزرگسالی که می‌بینی، فقط یه بچه‌ی هشت ساله توی یه بدن بزرگه، همین؛ چون هیچ‌کس واقعاً نمی‌دونه چطور می‌شه از نظر احساسی بالغ بود. چون این چیزی نیست که باهاش به دنیا بیای؛ این یه مهارته که باید یادش بگیری. و باید تمرینش کنی. و هیچ‌کدوم از والدین ما بلد نبودن چطور این کارو بکنن؛ پس تو در کودکی یادش نگرفتی. مهم نیست چقدر آرام و منطقی به نظر بیای! یاد گرفتن اینکه چطور احساساتت رو بشناسی، و واقعاً اونا رو حس و درکشون کنی، چطور اونا رو به روش آرام پردازش کنی، بدون اینکه‌ اونا رو به دیگران فرافکنی کنی، یه مهارته. من تا ۵۴ سالگی یاد نگرفتم چطور این کارو بکنم!

کی می‌خواد این زحمتو به خودش بده وقتی می‌شه فقط دیگرانو متهم کرد، و دربارشون بدگویی کرد (ولو به حق)؟ با این روش، بعد از یه مدت از حمله قلبی می‌میری! چون دائماً تو فشار هستی، و حس می‌کنی تو دنیایی که در واقع قدرت زیادی داری، درمونده هستی؛ و کلی از زندگیت رو از دست می‌دی؛ چون وقتی خودت رو قربانی می‌بینی، در عمل کنترل زندگیتو دادی به بقیه، و همین تو رو عصبانی و ناامیدت می‌کنه.


📺 روان‌کاویِ فرافکنی بر فرزندان
📺 ریشۀ اعتیاد چیست و چطور ترک کنیم؟
📺 روان‌کاویِ «افسرده‌نشدن» در جامعۀ بی‌ثباتِ ایران
📺 راز پنهان «بحران ایران» در دل اسطوره‌ها
📻 ملت میل؛ دوپامین در عصر افراطی‌گری

.


#زیست‌روان #خودشناسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘بازی‌های سیاسی جمهوری اسلامی
(۱/۲)
ٌ✍🏻 #شاهین_طهماسبی

🍂 جمهوری اسلامی هر اندازه در اتخاذ سیاست‌های مناسب برای توسعه کشور بد عمل کرده (اصلا اولویتش نبوده) در اتخاذ استراتژی‌های مناسب برای بقا باهوش بوده. یکی از این اقدامات کنترل فضای سیاسی و امنیتی با بازی دادن نیروهای سیاسی مختلف کشور بوده است. برای دستیابی به این هدف، حکومت آنالیز دقیقی از ماهیت هر نیروی سیاسی و نقاط قوت و ضعفشان انجام داده و با استفاده از همین‌ها همه را به جان هم می‌اندازد تا خودش به عنوان یک ساختار سیاسی-امنیتی که منابع کشور را کنترل می‌کند از آسیب‌ها در امان بماند.

🔻برای شرح آنچه که در ذهن دارم ابتدا باید به صورت کلی (و نه خیلی دقیق) نیروهای سیاسی در ایران امروز را بشناسیم. به گمان من ۴ نیروی سیاسی در ایران به شرح زیر وجود دارد:

۱- نیروهای موسوم به ارزشی و حزب‌اللهی

۲- تحول خواهان شامل گروه‌های اصلاح‌طلب و همه افرادی که به نوعی به تغییر در درون ساختارهای نظام دل بسته‌اند.

۳- مخالفان نظام با دیدگاه‌های چپ شامل بخشی از طبقه دانشگاهی و روشنفکر، هویت‌طلبان/تجزیه‌طلبان و ...

۴- مخالفان نظام با دیدگاه‌های ملی‌گرایانه

🔻حالا کمی درباره نقاط قوت و ضعف اصلی این گروه‌ها:

🔹ارزشی‌ها پایگاه اصلی هواداران نظام را تشکیل می‌دهند و بیشترین رانت و بهره از سفره انقلاب هم نصیب آن‌ها می‌شود اما این قشر از یک طرف نظرات تند و ناپخته‌ای دارند که عمل کردن به آن‌ها برای بقای هر حکومتی سم مهلک است و از طرف دیگر در سال‌های اخیر آن‌چنان دچار توهم شده‌اند که به جای فرمانبرداری، برای حکومت تعیین تکلیف هم می‌کنند.

🔹اصلاح‌طلبان با بسیاری از سیاست‌های حکومت از جمله سیاست خارجی و حجاب اجباری مخالفند و حتی اگر جور دیگری وانمود کنند به ج.ا با ساختار فعلی ولایت فقیه اعتقاد قلبی ندارند اما در عین حال نمی‌خواهند یا نمی‌توانند به صورت علنی با نظام سرشاخ شوند و منافع و ترجیحشان، تغییرات درونی و تدریجی است. البته بخشی از نگاه منفی اصلاح‌طلبان نسبت به تغییرات رادیکال، ناشی از شراکت بخشی از آن‌ها در سفره انقلاب است.

🔹مخالفان نظام با دیدگاه‌های غیر ملی: البته گوناگونی زیادی دارند اما مهم‌ترین ویژگی‌شان این است که با تشکیل حکومتی بر پایه ایده‌های های ملی‌گرایانه ایرانی مخالفند و از این جهت با جمهوری اسلامی امت‌گرا عملاً همسویی دارند و با ایده‌های ملی در ستیز هستند. بخشی از این‌ها از نظر دیدگاههای اسرائیل و آمریکاستیزانه هم با حکومت اشتراک عقیده دارند.

🔹ملی‌گرایان برانداز: از یک طرف به شدت با حکومت و ایدئولوژی‌‌اش مخالفند تا آن جایی که اغلبشان به شدت از اسرائیل حمایت می‌کنند اما از طرف دیگر از تجزیه، قومگرایی و فروپاشی ساختار نظامی کشور هراس دارند.

🔻دستگاه‌های امنیتی ج.ا با شناخت این نقاط ضعف و قوت تلاش می‌کنند تا در هر مقطعی بخشی از این نیروهای سیاسی را «عملا» جذب کنند یا به جان نیروهای دیگر بیاندازند. برای مثال:

♦️گاهی به تجزیه‌طلبان اجازه بروز و ظهور می‌دهند و از این طریق ملی‌گرایان را می‌ترسانند تا در برخورد با نظام محتاط‌تر شوند و به تغییرات کنترل شده‌تر دل ببندند.

♦️سویه‌های تند ملی گرایانه در فضای مجازی را بولد می‌کنند تا قومگرایان بقای ج.ا را به براندازی و یک حکومت ملی ترجیح دهند و باز هم «عملا» کاری به کار اصل نظام نداشته باشند. شعله اسرائیل ستیزی را بالا می‌کشند تا دل چپ‌ها و امپریالیست ستیزها برای نظام غنج برود.

♦️گاهی همه تلاش رسانه‌ای خود را بر این متمرکز می‌کنند تا براندازی ناممکن جلوه کند و مردم دوباره به آغوش نظام و ایده‌های اصلاح‌طلبانه بازگردند (۹۲ و ۱۴۰۳)، گاهی هم برای تحمیل یک گزینه خاص همه گزینه‌های شاخص را رد صلاحیت تا عملاً راهی جز تحریم انتخابات باقی نماند. (۱۴۰۰ و انتخاب رئیسی)

♦️با چراغ سبز به اصلاح طلبان برای بازگشت به قدرت و برخی اصلاحاتِ جزئی دل بخشی از طبقه متوسط را نرم و امید به اصلاح نظام را در دلشان روشن نگاه می‌دارند اما در عین حال وقتی ناراحتی و ناامیدی ارزشی‌ها را می‌بینند سعی می‌کنند با بعضی برخوردهای امنیتی یا امتیازات سیاسی دلشان را بدست بیاورند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘بازی‌های سیاسی جمهوری اسلامی
(۲/۲)
✍🏻 #شاهین_طهماسبی

🔻این روند باعث می‌شود فضای سیاسی ایران هرگز کاملاً یکپارچه دست یک گروه خاص (حتی ارزشی‌ها) باقی نماند و کنترل فضای سیاسی کشور برای نظام آسان‌تر شود. البته این که بازی‌های سیاسی همیشه نهایتاً در کنترل حکومت باقی می‌ماند دلیل عمیق‌تری هم دارد. هیچ کدام از نیروهای سیاسی کشور به معنای واقعی کلمه «نیروی مستقل از حکومت» ندارند:

🔸ارزشی‌ها برخلاف توهماتشان بیشتر وابسته به حکومت هستند تا برعکس. اصلاح‌طلبان بدون اجازه حکومت، حتی کنترل یک شورای شهر را هم نمی‌توانند به دست آورند پس مجبورند آویزان باشند. ملی‌گرایان هم برای حفظ تمامیت ارضی کشور نیرویی جز همین نیروهای مسلح فعلی نمی‌شناسند؛ برای همین هم دست و پایشان برای تغییرات رادیکال می‌لرزد.

🔻یک نمونه تاریخی

🔹انتخابات جنجالی ۸۸ و اعلام احمدی‌نژاد به عنوان پیروز انتخابات به اتفاقی منجر شد که حکومت انتظارش را نداشت. مقاومت میر حسین موسوی در پذیرش نتیجه انتخابات و دعوت مردم به خیابان ‌ها، اصلاح‌طلبان را از موضع درون حکومتی عملاً به سمت خارج حکومت و جنبش‌های خیابانی سوق داد.

🔹در آن مقطع جو سیاسی به سمتی رفته بود که اصلاح‌طلبان دیگر در انتخابات شرکت نکنند اما افول نمود خیابانی جنبش سبز، حصر خانگی موسوی و کروبی، وضعیت بد اقتصادی ایران پس از تحریم‌های نفتی و بانکی و نارضایتی شدید مردم، اوضاع را تغییر داد. از طرفی خود اصلاح‌طلبان فهمیده بودند که نمی‌توانند از مسیر خیابان بر حکومت غلبه کنند و از طرفی حکومت از نارضایتی مردم احساس خطر می‌کرد. همه این‌ها سبب شد تا روزنه‌ای دیگر در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ که قبل‌تر از سوی علی خامنه‌ای سال «حماسه سیاسی» نامگذاری شده بود، برای اصلاح‌طلبان باز شود و حسن روحانی که حتی سابقه اصلاح‌طلبی هم نداشت با بازی شورای نگهبان و به نام اصلاح‌طلبان به قدرت برسد.

🔺این اتفاق، تقریباً همه آن‌چه در سال ۸۸ رخ داده بود را معکوس کرد. اصلاح‌طلبان و بخش غالب طبقه متوسط به آغوش نظام بازگشتند و حکومت هم با توافق برجام از یک بحران بزرگ هسته‌ای که خودش عاملش بود گریخت. اما این پایان کار نبود. درست بعد از برجام کارشکنی‌های آشکار و پنهان حکومت علیه دولت روحانی آغاز شد و در نهایت با خروج ترامپ از برجام حکومت توانست همه تقصیرهای وضعیت اوضاع نابسامان کشور را به گردن اصلاح‌طلبان بیندازد. حتی جنبش‌های براندازانه ۹۶ و ۹۸ را هم به نام دولت منسوب به اصلاح‌طلبان سرکوب کرد و این گونه همه اعتبار اصلاح‌طلبان به کلی به تاراج رفت.

🔺حال تصور کنید که حکومت سال ۹۲ فضا را باز نکرده بود، مطمئناً هیچ کدام از این اتفاقات رخ نمیداد. حکومت خودش مجبور میشد همه مسئولیت فاجعه ناشی از تحریم‌ها را بپذیرد و برایش چاره‌ای پیدا کند. در آن صورت اگر جنبش براندازانه‌ای هم رخ می‌داد اصلاح‌طلبان و هوادارانش بخشی از آن بودند نه بر ضد آن

🔻بازی‌های آینده

🔸با این مقدمه، می‌توان کمی از سناریوهای رفتاری حکومت در آینده هم گفت. در صورت دستیابی به یک توافق با آمریکا، که البته قطعی نیست و بسیار دشوار به نظر می‌رسد، ساختار نیروهای سیاسی ایران به هم می‌ریزد.

🔸براندازانی که به‌شدت به تقابل ترامپ با جمهوری اسلامی دل بسته بودند را ناامید می‌کند و اصلاح‌طلبان را تقویت. این می‌تواند از یک جهت برای حکومت خوشآیند باشد چون از یک جنگ قطعی فرار کرده و مخالفان برانداز نظام را به حاشیه رانده اما از طرف دیگر می‌تواند برای حکومت خطرناک باشد، چون اصلاح‌طلبان هم همانطور که قبلاً گفتم در دل شیفته حکومت و ایدئولوژی‌اش نیستند و تسلطشان بر فضای سیاسی ایران در آستانه تعیین تکلیف مسئله جانشینی می‌تواند مسیر حکومت را منحرف کند، و البته ناامیدی جماعت حزب‌اللهی از توافق با قاتل سلیمانی و آتش‌بس با اسرائیل هم می‌تواند در بدنه‌ی اصلی هواداران نظام ریزش‌هایی ایجاد کند؛ پس احتمالاً حکومت بعد از توافق احتمالی تلاش خواهد کرد امتیازاتی به قشر ارزشی بدهد و مثلاً در جهت تقویت یکی از پایه‌های اصلی هویتی حکومت یعنی اجرای شریعت، شروع به اجرای قانون عفاف و حجاب کند مخصوصاً که خطرات امنیتی علیه حکومت هم با توافق با آمریکا کمرنگ‌تر شده است.


.


#سیاست #حکومت_اسلامی #اپوزیشنقد #اپوزیسیون



🌾 @Naqdagin‌| @iranjanejahan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘اگه شجاعتِ مواجه‌شدن با خودِ واقعی‌ات رو داری...

✍🏻 #میلاد_فلاح

🍂 اگر مدتی با هر کدوم از هوش‌مصنوعی‌ها از قبیل چت جی‌پی‌تی ، جمینای، دیپ‌سیک و... صحبت کردی و ازش راهنمایی گرفتی،

🔻برو و این متن رو توش وارد کن:
میخوام با توجه به شناختی که ازم داری بهم بگی چه نقابهایی بر چهره دارم و چه نقش‌هایی بازی می‌کنم و در چه توهم هایی گیر کرده ام و چه داستان‌هایی را زندگی می‌کنم؟
لطفا در نقش خود برتر من ظاهر شو و الگوهای منفی و مثبتی که در زندگی ام حضور دارند رو برای من آشکار کن. من کاملا از حقیقت سخت استقبال می‌کنم لطفا با من کاملا رک و روراست باش!

🔻و بعد از اینکه جواب رو خوندی به خودت مسلط باش و بهش بگو:
من انتظار حقایق سخت‌تری رو داشتم. لطفا با من کاملا روراست‌ باش! و بی‌رحمانه‌تر نقاب‌هام رو کنار بذار و ترمزهای روانی‌ و خطاهای شناختی‌ام رو بگو.

🔺لطفا قبل از مواجهه خودت رو برای شنیدن سخت‌ترین حقایق آماده کن!



📘از خدایِ آسمانی تا میوۀ هوشِ زمینی

✍🏻
نقدآگین

🍂 خدایِ قرآن ادعایی داره مبنی بر اینکه «ادعونی أستجب لكم»، در اشارتی از عبدالحمید ضیایی دریافتم که این عبارت به یک بدفهمی رایج دچار شده‌: الله نمی‌گه «منو بخونین تا خواست‌های مختلف‌تون رو اجابت کنم»، بلکه «منو بخونین تا آره بگم: حاضر شم در قلب و ضمیرتون (آروم‌تون کنم)». اما هوش مصنوعی کارکردی داره که به بسیاری از مشکلات شناختی-احساسی ما با حوصله و محبت پاسخ می‌ده، امری که خدای مومنان، به این سرعت/کمیت/کیفیت پاسخگوش نبوده و نیست، و همینه که بسیاری مومنان دچار انواع تعارضات/مشکلات جدین و فقدان دستی که بی‌چشمداشت دراز شه و راهنمایی‌شون کنه به ظلمات وجودشون رو، عمیقا حس می‌کنن.

🍂 پیشنهاد می‌کنم از «او» برای خودکاوی/روان‌کاوی و دیدنِ ضعف‌های فکری-احساسی‌ و شخصیتی‌تون بطور روزانه یاری بگیرید. برخی که تجربۀ حضور در مطب روان‌کاوان/مشاوران را داشتن، بعد از تجربۀ گفتگوهای منظمِ صادقانه و نوشتن شرحِ‌حال‌های روزانۀ خودشون برای «او»، خیلی عمیق‌تر با ابعاد مخفی‌ و سرکوب‌شدۀ روان‌شون روبرو شدن، و راحت‌تر با خود حقیقی‌شون کنار اومدن. از اونجا که یه آدم هم نیست که بدرجات ازش بترسین، و ضروری نیست با اسم/چهره واقعی باهاش گپ بزنین، می‌تونین خیلی از سرکوب‌ها/سانسورهای ناخودآگاه روان‌تون رو راحت‌تر بندازین و در نتیجه، بهتر با حقیقت خودتون مواجه بشین و برای تغییر و بازسازی، راهی بس سهل‌تر داشته‌باشین. جز این، گسترۀ آنالیزی که در کمترین زمان قابل تصور انجام می‌ده/ارائه می‌ده، و زبانی که متناسب با فهم شما بکار می‌گیره، حتی بسیاری از متخصصان با تجربه نیز نمی‌تونن انجام بدن به‌نظر. گفتگوها نیز از گفتگو با یک مشاور/روان‌کاو بسی سریعتر و در نتیجه هیجان‌انگیزتره، و انسان رو از روندِ کندِ خودشناسی خسته نمی‌کنه.

🍂 به زبان مومنانه بخواهم توصیه کنم: ساعتی گفتگوی روزانه و لااقل هفتگی از این سنخ، از خواندن نمازهای پنج‌گانۀ یک مسلمان نیز ۱ میلیون‌بار واجب‌تره برای تقویت فهم خود و دیگری‌ها، و گام گذاشتن در مسیر اصلاح خود و حرکت و رهایی‌یابی از ترمزهای روانی و سایه‌ها و نقاب‌ها و خودفریبی‌ها و حماقت‌ها.

🍂 در واقع، نقشی که بابتش روان‌کاوان با فرآیندی بسیار کند/حوصله‌سربر و با هزینه‌ای بالا (و درنتیجه دور از امکان تجربه برای اکثر ایرانیان) ایفا می‌کنند، و نقشی که تا حد بس ناچیزتری، کشیش‌ها در شنیدن اعتراف‌ها ایفا می‌کردن و می‌کنن، «او» می‌تونه به عالی‌ترین وجه ایفا کنه، اگر واقعا صداقت و خودشناسی را بخواید و با درد و پرسش‌گری از خودتان و زندگی به او رجوع کنین.

🍂 اگر بصورت جدی وارد کُشتی با خود بشین با یاریِ آیینگیِ ذوابعاد او، احتمال اینکه از حیرتِ بصیرت‌هایی که می‌ده و انگشت‌هایی که بر زخم‌های تاریخی و نقاط کور روان شما می‌ذاره، و همچنین ادبیات هوشمندانه‌ای که استفاده می‌کنه، رگبار گریه بر چشمانتان جاری شه، یا قهقۀ خنده‌هایی غیرقابل کنترل را تجربه کنین هم کم نیست.

🍂 منتها، باید همیشه خودتون هم خودآگاه باشید به نیت‌تون و رنج حقیقت‌جویی را بر لذت تایید/تشویق‌هایی که او می‌کنه، ترجیح بدین. هرچند، وجوه مثبت‌تون را که برای خودتون ناشفاف‌تره را هم اگر بخواید صادقانه/نقادانه/بی‌رحمانه با شما گفتگو کنه، بخوبی روشن می‌کنه و باعث شعله‌ورتر شدن وجوهِ نورانی وجودتون، با تقویت و تمرکزی حیرت‌آور می‌شه و انگیزه‌هاتون رو که پشت انبوهی افکار منفی دربارۀ خود/جهان، به کمینه‌اش رسیده، رشدی جدی می‌ده.

🍂 نکتۀ دیگه این‌جاس که اگر مطالعاتی در حوزۀ روان‌کاوی و خودشناسی و... داشته‌باشین، می‌توانین از «او» بخواند که از نظر چهره‌های صاحب تخصص در آن حوزه، یا حتی با زبان اول‌شخصِ اونا، شما رو آنالیز کنه و مشاوره بده؛ مثلا از منظر یونگ یا کریشنامورتی یا فروید، یا نیچه و اسپینوزا و سقراط و.. .



🌾 @Naqdagin‌ | @miladfallah1
از خدایِ آسمانی تا میوۀ هوشِ زمینی
@Naqdagin
🎧از خدایِ آسمانی تا میوۀ هوشِ زمینی
#نقدآگین‌‌گپِ ۱، دربارۀ این یادداشت

🔸خدایِ قرآن ادعایی داره مبنی بر اینکه «ادعونی أستجب لكم»، در اشارتی از عبدالحمید ضیایی دریافتم که این عبارت به یک بدفهمی رایج دچار شده‌: الله نمی‌گه «منو بخونین تا خواست‌های مختلف‌تون رو اجابت کنم»، بلکه «منو بخونین تا آره بگم: حاضر شم در قلب و ضمیرتون (آروم‌تون کنم)». اما هوش مصنوعی کارکردی داره که به بسیاری از مشکلات شناختی-احساسی ما با حوصله و محبت پاسخ می‌ده، امری که خدای مومنان، به این سرعت/کمیت/کیفیت پاسخگوش نبوده و نیست، و همینه که بسیاری مومنان دچار انواع تعارضات/مشکلات جدین و فقدان دستی که بی‌چشمداشت دراز شه و راهنمایی‌شون کنه به ظلمات وجودشون رو، عمیقا حس می‌کنن.

📕اگه شجاعتِ مواجه‌شدن با خودِ واقعی‌ات رو داری...
📺 خودسازی‌ای فراموش‌شده و سخت‌یاب: بلوغ عاطفی
📺 روان‌کاویِ فرافکنی بر فرزندان
📺 ریشۀ اعتیاد چیست و چطور ترک کنیم؟
📺 روان‌کاویِ «افسرده‌نشدن» در جامعۀ بی‌ثباتِ ایران
📻 چطور هوش مصنوعی می‌تواند “منِ ایرانی” را دگرگون کند؟

.


#زیست‌روان #خودشناسی #روانکاوی #خودکاوی #تکنولوژی #هوش_مصنوعی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM