نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مقاومت می‌کنیم حتی اگر شکست بخوریم!
— نقد #بیژن_عبدالکریمی و پاسخ #مهدی_مطهرنیا

🔸در این ویدئو، دو دیدگاه متفاوت در مورد رویکرد ایران به مسائل داخلی و بین‌المللی مطرح می‌شود. یک دیدگاه بر اهمیت مقاومت و باور در برابر قدرت‌های جهانی تأکید دارد، در حالی که دیدگاه دیگر بر لزوم خردورزی، استراتژی‌سازی و فهم "آیین قدرت" برای پیشرفت و جایگاه ایران در جهان اصرار می‌ورزد. همچنین به نقد تئوری‌های جنگ نامتعادل و لزوم اولویت دادن به مسائل داخلی کشور پرداخته می‌شود.

📻 برنامۀ کامل:
«آیین قدرت» و آیندۀ ایران

📺 آیا این پایان کار است؟
📺 آیندۀ نزدیک مولود چه حوادثی‌ست؟
📺 چشمانِ ترامپ و دیدنِ آیند‌‌ه‌ای چندوجهی
📻 سرنوشت ایران بانو در هفته‌های آینده

.


#سیاست #بین‌الملل #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روایت ‌پرتکرار و عجیب حمایتِ خارجی و رهبرسازی برای مردم
— انحرافی تلخ در گفتمان ‌و عمل (+)

🔸دکتر #مهدی_مطهرنیا به نارضایتی مردم از شعارهای بی‌عمل، بحران اقتصادی و ناکارآمدی مسئولین اشاره می‌کند. وی بر لزوم شجاعت در تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی صحیح و درک تحولات جهانی تأکید دارد. همچنین، او به کمرنگ شدن مرزهای ملی و نقش "آیین قدرت" در تعیین سرنوشت کشورها اشاره می‌کند و بر اهمیت درک صحیح از علم سیاست برای اداره بهتر کشور اصرار می‌ورزد. در پایان، از وضعیتی که منجر به تردید در وفاداری ملی می‌شود، انتقاد می‌کند.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:59 - نقد وضعیت داخلی و نارضایتی مردم
4:38 - عقب‌ماندگی از تحولات جهانی و ناکارآمدی مسئولین
7:09 - تحلیل احساسات ملی و نقش عوامل خارجی: شامل بررسی مخالفت‌ها با دخالت بیگانگان و سابقه حمایت خارجی از رهبران
10:10 - تغییرات در روابط بین‌الملل و مفهوم "آیین قدرت": کمرنگ شدن مرزهای ملی
12:36 - اهمیت علم سیاست و نقد وضعیت فعلی: لزوم درک صحیح از مبانی سیاسی و انتقاد از تردید در وفاداری ملی

📺 برنامۀ کامل:‌ آیندۀ نزدیک مولود چه حوادثی‌ست

.


#سیاست #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
露の世は
露の世ながら
さりながら
این جهان شبنمی‌ست
آری، جهان شبنمی‌ست
و باز هم، آری!


✍🏻 #کوبایاشی_ایسا (Kobayashi Issa - 小林一茶)

🔸توضیح: ایسا اغلب به جنبه‌های فناپذیری و رنج در زندگی اشاره دارد. اینجا، او گذرا بودن جهان را به قطره شبنم تشبیه می‌کند. اما "و باز هم، آری" نشان از پذیرش، تسلیم و شاید نوعی آرامش یا زیبایی در همین فناپذیری است که می‌تواند یک بینش معنوی عمیق باشد.

.


#شعرانه #ژاپن #هایکو #شعر #شعر_ژاپن



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎯 هدف آمریکا: ژاپنی‌سازی ایران

✍🏻 #حسین_جعفری

آمریکا شیطان بزرگ است، اما حاکمان نیز باید بپذیرند که خدا نیستند!


📜 رویکرد تاریخی آمریکا در برابر ژاپن

🌆 در جنگ جهانی دوم، آمریکا در تعامل/تقابل با ژاپن، مدلی خاص را برگزید که به پایان جنگ منتهی شد. ابتدا، آمریکا دعوت به مذاکره‌ای ظاهراً برابر و آبرومندانه کرد، اما هدف، پذیرش بی‌قید و شرط شروط قطعی آمریکا بود.

🚫 ژاپن ابتدا مذاکره را نپذیرفت. پس از پایان مهلت تعیین‌شده، آمریکا با حمله اتمی، ابتدا هیروشیما و سه روز بعد ناگازاکی را به طور کامل نابود کرد. پس از آن، ژاپن تسلیم شد. اما آمریکا اعلام کرد که دیگر نیازی به مذاکره نیست؛ چرا که به اهداف خود رسیده است.

💣 دو راهی ژاپن: حفظ ظاهر یا پذیرش تحقیر

⚖️ آمریکا به ژاپن پیام داد: یا با حفظ آبرو، شروط ما را بپذیر، یا ما آنها را با زور تحمیل می‌کنیم. راه اول، پذیرش صلح تحمیلی بدون تخریب زیرساخت‌ها و تلفات انسانی بود. اما راه دوم، به همان نتیجه منتهی شد، با این تفاوت که همراه با تحقیر علنی و پذیرش شکست بود.

🙇🏻‍♂️ این تحقیر در ملاقات امپراتور ژاپن (هیروهیتو) با افسر ارشد آمریکایی نمود یافت؛ جایی که گفته شد:
«من [دیگر] خدا نیستم».


🧩 استراتژی ترامپ در قبال ایران

📌 به‌نظر می‌رسد دونالد ترامپ در دور دوم ریاست‌جمهوری خود، سیاستی مشابه را در تعامل با جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته است. ابتدا تنها یک شرط مطرح شد: ممنوعیت غنی‌سازی، با مهلت دوماهه و وعده‌های فریبنده‌ای چون رشد اقتصادی، اتصال به اقتصاد جهانی، و زندگی بهتر.

🛑 اما پس از عدم تحقق توافق در مهلت تعیین‌شده، اسرائیل و آمریکا حمله‌ای سنگین انجام دادند. پس از بمباران، ترامپ اعلام کرد که آمریکا به اهدافش دست یافته و ایران باید به میز مذاکره بازگردد. با امتناع ایران، تهدید به عملیات نظامی مجدداً مطرح شد. این‌بار نیز اروپایی‌ها، از جمله ماکرون، شرطی جدید اضافه کردند: ممنوعیت ساخت موشک‌های بالستیک.

⚠️ نقض قوانین بین‌المللی و بی‌اعتنایی به جان انسان‌ها

🩸روشن است که در این استراتژی، زیرپا گذاشتن معاهدات بین‌المللی و بی‌توجهی به ارزش جان غیرنظامیان، بخشی از برنامه آمریکاست. در صورت عدم پذیرش شروط، مسیر دوم یعنی تحمیل شروط با بمباران گسترده، در دستور کار قرار دارد. با هر امتناع ایران از امضای توافق، آسیب جدی به زیرساخت‌ها و جان مردم کشور وارد خواهد شد.

🔥 پایان آبرومند یا ویرانی مطلق؟

🧠 اکنون پرسش مهم مقامات جمهوری اسلامی این است: آیا می‌خواهند با حفظ آبرو و زیرساخت‌های حیاتی کشور، به توافقی اجباری با آمریکا برسند؟ یا پس از ایجاد سرزمین سوخته برای نسل‌های امروز و فردا، ناچار به اعترافی تلخ شوند که: حاکمان خدا نیستند.

☠️ آمریکا شیطان بزرگ است، اما حاکمان نیز باید در برابر عقل و واقعیت، تواضع داشته باشند.


📌 پ.ن ۱: گزینه‌های ترامپ برای ایران


🗣 ترامپ:
«من نگفتم که دنبال آتش‌بس هستم. گزینه اول برای ایران: یک پایان واقعی، و گزینه دوم: تسلیم کامل


💬 ماکرون:
«ایران باید به میز مذاکره بازگردد تا مسائل هسته‌ای و موشکی بررسی شود. بر احترام به آتش‌بس تأکید دارم.»


🧨 پ.ن ۲: تجربه عراق؛ تصمیم دیرهنگام صدام

📖 روش آمریکا در تقابل با ژاپن در حمله به عراق به بهانه وجود سلاح‌های کشتار جمعی نیز تکرار شد، آنجا که علی‌رغم‌ پذیرش شروط آمریکا توسط صدام و اعلام آن توسط طارق عزیز به آمریکا، اینگونه پاسخ شنید که:
"خانم رایس حرفم را قطع کرد و گفت:
از دلایل سفر شما آگاهم و خوشحالم صدام چنین تصمیم عاقلانه‌ای گرفت، اما باید بگویم که متاسفانه این تصمیم را دیر گرفتید.

🔻طارق عزیز می‌نویسد: از این سخن رایس یکه خوردم و گفتم،
هنوز دیر نشده و ما آماده هستیم این پروژه را اجرا کنیم

🔻اما رایس بلافاصله و دوباره تاکید کرد:
متاسفم، صدام باید زودتر این تصمیم را می‌گرفت... تصمیم به حمله نظامی به کشور شما گرفتیم و روز ۲۰مارچ راس ساعت ۱۹ به وقت محلی به شما حمله خواهیم کرد."( اینجا، گرچه این نقل در منابع معتبر دیده نشده)


🧠 پ.ن ۳: پیروزی با مظلومیت نسبتی ندارد

🔍به باور من، حقانیت و مظلومیت بدون تدبیر عقلایی، هرگز تضمین‌کننده پیروزی نخواهد بود.

📺 تبدیلِ «جنگِ هیبت و حیثیت» به «جنگِ شرافت»
📺 مقاومت می‌کنیم حتی اگر شکست بخوریم!
📺 آیندۀ نزدیک مولود چه حوادثی‌ست
📺 آیا این پایان کار است؟
📺 چشمانِ ترامپ و دیدنِ آیند‌‌ه‌ای چندوجهی
📻 سرنوشت ایران بانو در هفته‌های آینده

.


#حکومت_اسلامی #سیاست #آمریکا #ژاپن



🌾 @Naqdagin | @TahlilZamane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘در میانۀ وطن و امت
— مداحی‌های سیاسی اصلاح‌طلبان، تلاشی جهت تصاحبِ سرمایۀ اجتماعی
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان

🍂 باز هم محرم آغاز شد و با مداحی‌هایی مواجه شدیم که ترکیبی از شعارهای وطن‌پرستانه و عدالتِ جهانشمول را در خود حمل می‌کنند؛ گروه منظمی که اشعار بلند را پیش از مراسم سینه‌زنی در ذهن‌شان سپرده‌اند و یا اشعار سفارش شده را از مانیتورهای بزرگ می‌خوانند و چیزی را اجرا می‌کنند که بیشتر به سرودهای ایدئولوژیک شبیه است تا مداحی و عزاداری!

🍂 پرسش این است که این دسته‌های عزاداری دقیقاً به دنبال چه چیزی هستند؟! آیا واقعاً عزاداری برای حسین است یا تلاشی‌ست برای تحکیم ایدئولوژی سیاسی در جهتِ دل‌خواسته‌‌های این گروه؟! آیا هدف‌شان عدالت‌خواهی دینی است یا وطن‌پرستی؟ اگر مورد دوم مد نظرشان باشد، آیا می‌توان عدالتِ دینی و وطن‌پرستیِ سکولار شده را با یکدیگر‌ جمع بست؟!

🍂 برای رسیدن به پاسخ، ابتدا باید تناقضی که در ترکیب شعارهای وطن‌پرستانه و آزادیِ دینی و عاشورایی این دسته قرار دارد بیرون کشیده شود تا به فهم موقعیتی برسیم که این گروه از عزاداران در آن ایستاده‌اند.

🍂 در شعارهای این دسته از عزاداران، دو نوع تفکر متناقض در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند که اساسا با یکدیگر جمع بسته نمی‌شوند: از یک‌سو شعارهای‌شان پر است از وطن‌پرستی، مرز، خاک و پرچم، که ذاتاً مفاهیمی ملی و جغرافیامحورند، و از سوی دیگر، سخن از آزادی دینی، عدالت عاشورایی، و امت اسلامی می‌شود که ذاتاً فراملی و جهان‌شمول است و به مرزِ هیچ سرزمینی تن نمی‌دهد.

🍂 اکنون پرسش بعدی خودبه‌خود به میدان می‌آید: چرا این دو نوع تفکر (وطن‌پرستی و آزادی دینی/عاشورایی) با یکدیگر جمع نمی‌شوند؟

🍂 در سطح مفهومی، وطن‌پرستی یعنی وفاداری به خاک، مرز، قوم و دولت‌ملت، در حالی‌که امت اسلامی یعنی وفاداری به ایمان، عدالت الهی، و جماعت مؤمنان فراتر از مرز. این دو شکل از وفاداری، جهت‌گیری‌های کاملاً متفاوتی دارند و نمی‌توانند همزمان در مرکز یک تفکر واحد قرار بگیرند.

🍂 در سطح تاریخی نیز، در اسلام، دین از سیاست جدا نیست و حکومت به‌صورت بنیادی، امری دینی است، اما وطن‌پرستی مفهومی مدرن است که در چارچوب دولت‌ملت شکل گرفته، نه امت. در حقیقت، عاشورا علیه حکومت ظلم است، و اگر "حکومت خودی" ظالم باشد، باید تادیب شود. این‌جا معیار مبارزه، ظلم بر علیه مردمِ من، یا مرزهای من نیست، بلکه ظلم به ماهو است و اگر حکومتی ظالم باشد باید براندازی شود تا حکومتِ دینیِ دیگری جایگزین آن شود. اما در وطن‌پرستی، معیارها بر اساس مردم سرزمینِ مشخص، با مرزهای مشخص است، و اگر دولتی بر مردم خود ظلم روا دارد، باید پاسخگو باشد و یا کنار برود تا دولت جدید، با مشروعیتِ مدرنِ سیاسی بر سر کار بیاید.

🍂 مسئله این‌جاست که اسلام از آغاز، بر محور امت شکل گرفت؛ امتی که بر پایه ایمان به یک خدا و یک پیامبر، و نه وابستگی به یک خاک، معنا پیدا می‌کرد. آیه‌ی مرتبط با " امت واحده" نه یک شعار عرفانی بلکه بیانیه‌ای سیاسی بود علیه هرگونه مرزبندی‌ها و معیارهای جغرافیایی. تشیع نیز، تا پیش از دولت صفوی، بیشتر یک هویت حق‌طلبِ در حاشیه بود که در تقابل با قدرت‌های مستقر قرار داشت. ایده‌ی امامت، تأکید بر عدالت و رهبری مشروع داشت، نه بر وحدت ملی یا دفاع از وطن. اما امروز، در هیئت‌های عزاداری و سخنرانی‌های رسمی، آن‌چه می‌شنویم اغلب نوعی حسینِ وطنی است، نه حسینِ جهانی؛ حسینی که برای میهن شهید شد، نه برای آرمان‌های فراگیر انسانی و الهی.

🍂 این جابه‌جایی مفهومی اتفاقی نیست. وقتی سخن از "ملت شهیدپرور ایران" می‌شود، نمی‌توان شهادت دینی و ملت را به یک اندازه در سنجه قرار داد. یکی از این دو واژه بناچار باید به نفع دیگری، کمرنگ شود. بنابراین وقتی سخن از ملت می‌آید، منظور، ملتی است که گویی از ازل شیعه بوده و برای دفاع از "خاک اسلام" جنگیده است؛ تا خاکِ جغرافیایی وطن. در چنین فضایی، آن شکل از مداحی که بر وطن تاکید می‌کند، همان ابزار دینی است که می‌خواهد به نفع ایدئولوژی خود، دو امر ناقض را در یک کتگوری جمع کند، و به اصطلاح، از ماست کره بگیرد!

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘در میانۀ وطن و امت (۲/۲)
— مداحی‌های سیاسی اصلاح‌طلبان، تلاشی جهت تصاحبِ سرمایۀ اجتماعی

✍🏻 #ناهید_زمانیان

🍂 این یک فریب است اگر بخواهیم این تلاش‌ها را در جهتِ رسیدن به شکلی از سکولاریسمِ سیاسی و دینی در نظر بگیریم. تفاوت مهمی که میان اسلام و مسیحیت وجود دارد، این‌جا خودش را نشان می‌دهد. مسیحیت توانست در دل مدرنیته تجزیه شود، لوتریسم و پروتستانیسم از دل کاتولیسیسم زاده شدند، و نهایتاً راه برای سکولاریسم گشوده شد. اما اسلام، خصوصاً تشیع، در برابر این تجزیه مقاومت می‌کند. اسلام، نه مانند مسیحیت نهاد کلیسایی‌ دارد که بشکند، و نه آموزه‌هایش محدود به روحانیت و نجات اخروی بوده؛ بلکه تا اعماق زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی نفوذ داشته است.

🍂 از همین‌رو، تلاش‌ها برای "اصلاح دینی" اغلب یا به جنبش‌های بنیادگرا ختم شده‌اند، یا به روشنفکری‌هایی که پایگاه اجتماعی نیافته‌ و در نهایت خود، به عامل سلطه تبدیل شده‌اند. در نتیجه، ما نه پروتستانیسم اسلامی داریم، نه سکولاریسم دینی، بلکه آمیزه‌ای متناقض داریم از دین و ملی‌گرایی و قدرت سیاسی، که هربار، بنا بر صلاح یکی از گروه‌های دینی، یکی از آنها پررنگ شده، و مداحی‌های امروز یکی از تجلیات آن‌ است.

🍂 در نهایت، مداحی‌های وطن‌پرستانه که منشاء اصلاح‌طلبی نیز دارند، عملاً یک «ابزار ایدئولوژیک» هستند که می‌خواهند وفاداری دینی را به وفاداری ملی گره می‌زنند. می‌حواهند "حسین" را تبدیل به نماد دفاع از خاک و مرز، و نه دفاع از عدالت جهانی
[حاشیۀ نقدآگین بر کلماتِ نویسنده:
البته حسین تاریخی ادعای دفاع از «عدالت جهانی» و «مفاهیم عام اخلاقی و انسانی» نداشت و موضوع درگیری او، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، عدالت در کانتکست اسلامی بود که مبتنی بر «حقَ انحصاریِ خاندان محمد برای حکومت» بود و ظلم، چیزی جز گرفتن این «حقّ انحصاری حکومت خاندان محمد» نبوده‌است؛ حسین می‌خواست حکومتی اسلامی با احکام جهاد و کشورگشایی و صلیب کشیدن مخالف و شلاق زدن و قطع دست و پا و قتل مرتدِ اسلام را تشکیل دهد، که خودش خلیفۀ آن باشد، نه کسی از خاندانِ غیرخودی و پست‌تر. موضوعِ درگیریِ حسین مثلا مالیات‌های مضاعف بنی‌امیه، یا ظلم و برده‌گیری و خون‌ریزی بسیار از مردمانی چون ایرانیانِ تحت ولایتِ خلافتِ تازه‌تاسیسِ عربی نبوده‌است.

تشیع حسینی، برساختی تئولوژیک - ایدئولوژیک از آل بویه به بعد، بر محور کارناوال‌سازی از لعن و عزا و ساختِ نوعی جنگِ اهورا - اهریمنی کیهانی از مقطعی از تاریخ اسلام، بیشتر نوعی بهره‌برداری سیاسی ایرانی از اختلافِ داخلی قدرت میان سیاست‌مداران عرب-مسلمان بود تا نامشروع بودنِ خلافت عربی-اسلامی را برجسته کند و از این طریق، ماهی خود را صید کند و مبارزات خود علیه بخش غالب جهان اسلام و نظام خلافت را مشروعیت ببخشد؛ چرا که بدون چنین توجیهات مذهبی‌ای، ایستادن و قیام بر خلفای پیامبر، طبق نصوص صریحِ نبوی و آرای غالب فقها، مصداق «بغی و خروج آشکار از اسلام» تلقی می‌شد که با اشد مجازات دنیوی و اخروی روبرو می‌شد. پایان حاشیۀ نقدآگین]

کنند؛ در حالی‌که آزادی‌های فردی و تکثر دینی را نادیده می‌گیرند، زیرا هم‌چنان چارچوب "حکومت دینی عادل" را اصل می‌دانند.

🍂 ما خوب می‌دانیم که اگر واقعا بخواهیم از آموزه‌های عاشورا حرف بزنیم، عدالتِ دینی، آزادیِ مبتنی بر دین، و حتی ایستادگی در مقابل قدرت ناعادل با پیش‌فرض‌های دینی، همگی، نه ارزش‌های ملی، بلکه ارزش‌های فراملی هستند. اما خب… اصلاح‌طلب به این چیزها علاقه‌ای ندارد، چون مداحی ملی‌گرایانه، ابزار خوبی برای کنترل احساسات مردم است.

🔻ناهید زمانیان
📻 از «انکار و ستیز با ایران» تا «بازی در نقشِ وطن‌دوستی»
📻 از سعدی تا وایکینگ‌ها
📕مارکسیسم به‌مثابه دین
📕میانمایگی؛ دام روشنفکری
📕محسن رنانی؛ عذرخواهی یا نمایش!
📺 نقدی بر «تصور روحانیون از آزادی»

📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار!
📕وقتی 'شاهنامه' قانون اساسی می‌شود!
📕‏آسیب‌شناسی جریانِ ملّی در جنگ ۱۲روزه

.


#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی #روشنفکری_دینی



🌾 @Naqdagin | @nahidestan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خامنه‌ای: من تا حدودی شبیه خدا (در بی‌رحمی) هستم؛ مردم وزنِ جایگاه‌ من را درک نمی‌کنند

— مصاحبۀ جنجالی جدید با کاترین پرز شکدم (+)

🔗 ✍🏻 نقد این مصاحبه (اینجا)

🔸کاترین پرز-شکدم توضیح می‌دهد که چگونه ورودش به رسانه‌های ایران با مقاله‌ای دربارۀ مناقشه یمن آغاز شد، که توسط رژیم به اشتباه تفسیر و بعنوان حمایتی از دیدگاه‌های آن‌ها تلقی شد. او سپس توسط #نادر_طالب‌زاده برای نوشتن در وب‌سایت خامنه‌ای دعوت شد، فرصتی که او برای درک بهتر رژیم از آن استفاده کرد. ازدواج او با یک مسلمان سنی و زندگی در یمن پوششی برای او فراهم کرد، زیرا هیچ کس گمان نمی‌کرد که او یهودی است. او اعتراف می‌کند که برای دسترسی و درک اینکه چرا رژیم اینقدر مصمم به آسیب رساندن به مردمش (یهودیان) بود، در مورد باورهای خود دروغ گفته‌است. او معتقد است که زن‌ستیزی رژیم مانع از درک این موضوع شد که یک زن می‌تواند برای مردم خود مبارزه کند.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
1:17 - نفوذ به رسانه‌ها و دولت ایران
6:52 - ملاقات با مقامات ارشد در ایران: شکدم ملاقات خود را با مقامات ارشد ایران، از جمله دعوت به کنفرانس فلسطین در تهران و استقبال توسط اعضای سپاه پاسداران، شرح می‌دهد.
9:07 - ملاقات با خامنه‌ای
18:22 - مصاحبه با رئیسی و بینش‌هایی درباره رژیم: شکدم همچنین با رئیسی مصاحبه کرد، که او نیز احساسات خامنه‌ای را در مورد "مرگ بر اسرائیل" به معنای یهودیان تکرار کرد
27:20 - تمایز بین جمهوری اسلامی و ایران: او بر تمایز بین ج.ا و ایران تأکید می‌کند و بیان می‌کند که اکثر ایرانیان رژیم را گروگان‌گیر کشور می‌دانند.

📌 بخش جنجالی‌تر گفتگو:

🗡خامنه‌ای و مقایسۀ خود با خدا: کشتن در راه انقلاب مثلِ بی‌رحمی و کشتار خدا

🔻🔻🔻در این مصاحبه، کاترین پرز-شکدم به جزئیات ملاقات خود با علی خامنه‌ای اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که:
در این دیدار، خامنه‌ای سؤالی را درباره بی‌رحمی و نسل‌کشی خداوند مطرح کرده و به شکل تکان‌دهنده‌ای خود را با خداوند مقایسه کرده است. وی اظهار داشته که مرگ افراد در برابر هدف انقلابی و آرمان‌های بلندمدت نظام ناچیز است.
نکتۀ مهم دیگری که پرز-شکدم از زبان خامنه‌ای نقل می‌کند، تفسیر "مرگ بر اسرائیل" است. به گفته وی، خامنه‌ای تصریح کرده که
منظور از "مرگ بر اسرائیل" تنها کشور اسرائیل نیست، بلکه این شعار به معنای "اسرائیل" در مفهوم کتاب مقدس، یعنی یعقوب و قوم یهود است.

🔺این اظهارات، اگر صادق باشد، نشان‌دهندۀ عمق دیدگاه‌های رادیکال و ایدئولوژیک است، هرچند احتمال اینکه در بخش مربوط به اسرائیل، دروغ و اغراق توسط چنین شخصیتی در نقل‌قول‌ها وارد شده‌باشد، کم نیست.

کاترین شکدم: ...او در واقع یک سؤال جالب از من پرسید، چون از من می‌پرسید که
آیا فکر می‌کنید خدا بی‌رحم و نسل‌کش است؟

و من فقط گفتم:
چی؟ نه.

البته ما مترجم داشتیم چون من فارسی صحبت نمی‌کنم و او انگلیسی صحبت نمی‌کند. و من گفتم: خب، نه. او به من می‌گفت:
خب، می‌دانید، خدا هر روز انسان‌ها را می‌کشد. آن‌ها از سرطان می‌میرند، از انواع بیماری‌ها و فجایع یا هر چیز دیگری می‌میرند، اما هیچ‌کس خدا را به خاطر مرگ قضاوت نمی‌کند!
و من گفتم:
اما نه، چون او خداست.

و بعد او گفت:
می‌بینید، من تا حدودی شبیه خدا هستم!

و من گفتم:
درسته!!

او گفت: من تا حدودی شبیه خدا هستم."

مصاحبه‌گر: او گفت: "من تا حدودی شبیه خدا هستم"؟

کاترین پرز-شکدم: بله. چون او می‌گفت که:
اساسا مردم وزن جایگاه او را درک نمی‌کنند
و اینکه مردن مردم در برابر این هدف انقلابی که او داشت، چیزی نیست
و انقلاب اسلامی ارزش هر نسل‌کشی و هر فداکاری را داشت،
زیرا مردم البته می‌میرند و او فقط به آن‌ها در این فرآیند کمک می‌کند
و من گفتم: خب! این دوستانه است!! (کنایه)

🔺در این قسمت از گفتگو، کاترین شکدم بطور مستقیم نقل می‌کند که خامنه‌ای از او پرسیده است:
آیا "خدا بی‌رحم و نسل‌کش است؟"

و سپس، با تأکید بر عدم قضاوت خدا به دلیل مرگ و میرها، خود را در جایگاهی مشابه قرار داده و گفته است:
"من تا حدودی شبیه خدا هستم."


🔺🔺🔺این عبارت نشان می‌دهد که خامنه‌ای، بر اساس روایت پرز-شکدم، مرگ انسان‌ها را در راه اهداف "انقلابی" خود، ناچیز و قابل توجیه، شبیه به قدرت مطلق خداوند در برابر مرگ و میر‌ها، می‌دانسته است.

🔺مصاحبه‌گر نیز با تکرار این جمله، تعجبش را از این مقایسه ابراز می‌کند و شکدم توضیح می‌دهد که خامنه‌ای این دیدگاه را با توجیه اینکه
"مردم وزن جایگاه او را درک نمی‌کنند" و "انقلاب اسلامی ارزش هر نسل‌کشی و هر فداکاری را دارد"

بیان کرده‌است.

▪️شکدم (۱): بازبینی یک موج
▪️شکدم (۲): «اربعین ناب‌ترین شکل مقاومت است»
📺 كاترين پرز شكدم: ارتداد اسلام گروگانگیری است
📺 دمی با کاترین پرز شکدم
📺 حجاب بر سر، قرآن در دست و شکوهِ انقلاب اسلامی بر چهره‌اش!
.


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
📘وقتی "احساس" بر "حقیقت" می‌تازد (۱/۳)
— چگونه ژورنالیسمِ غیرحرفه‌ای، سطحی‌نگری را ترویج می‌دهد

⬛️ نقدهایی بر مصاحبۀ اختصاصی اخیر با کاترین پرز-شکدم از منظر ژورنالیسم: چالش‌های نادیده گرفته شده و جانبداریِ آشکار

🔸این مصاحبه، روایتی از تجربیات کاترین پرز-شکدم، تحلیلگر سیاسی، در نفوذ به لایه‌های بالای رسانه‌ای و حکومتی است. پرز-شکدم توضیح می‌دهد که چگونه فعالیت‌های او در تحلیل درگیری یمن و انتقادش از سیاست‌های آمریکا، به اشتباه توسط رژیم ایران به عنوان حمایت تعبیر شد و این سوءتفاهم دریچه‌ای را برای او گشود تا به نوشتن برای وب‌سایت خامنه‌ای دعوت شود.

🔸او با استفاده از پوشش‌هایی چون ازدواج با یک مسلمان سنی و مخفی نگه داشتن هویت یهودی خود، توانست به اهدافش در درک رژیم دست یابد و حتی اذعان می‌کند که برای این منظور در مورد باورهای خود دروغ گفته است. یکی از روزنامه‌نگاران همیار نقدآگین، پیش‌تر در متنی تحقیقی در موضوعِ بررسی مواضع این شخصیت پیچیده، به خصلتِ دروغ‌گویی و بازیگری‌اش پرداخته‌بود: بازبینی یک موج.

🔸او هدف اصلی‌اش از حضور در ایران را تلاش برای درک "میل شدید رژیم به کشتار مردم خود" اعلام می‌کند، که به گفته‌ی خودش، شامل نگرانی از اینکه "فرزندانم هرگز روی خوش زندگی را نخواهند دید" می‌شد.

🔻با بررسی این گفتگو، چندین نقد اساسی از منظر اصول روزنامه‌نگاری حرفه‌ای مطرح می‌شود که عمدتاً بر کیفیت سوالات، نحوه هدایت بحث و رویکرد کلی مصاحبه‌گر متمرکز هستند:

1️⃣ عدم بی‌طرفی و رویکرد جانبدارانه:
🍂 یکی از مهم‌ترین اصول روزنامه‌نگاری، بی‌طرفی و تلاش برای ارائه اطلاعات بدون جهت‌گیری است. در این مصاحبه، مصاحبه‌گر به وضوح موضعی جانبدارانه و همسو با دیدگاه‌های پرز-شکدم اتخاذ می‌کند. این موضوع در چند جا مشهود است:

▪️اظهارات تأییدی و تحسین‌آمیز: مصاحبه‌گر به جای حفظ فاصلۀ حرفه‌ای، مثل یک انسان عامی و شیفته، مکرراً پرز-شکدم را تحسین می‌کند ("ما به کاری که شما کردید افتخار می‌کنیم"، "کلمات زیبایی که گفتید"). این لحن، به‌جای تشویق به تحلیل عمیق‌تر، فضای تأیید و هم‌صدایی ایجاد می‌کند.

▪️تمجید از تمایز قائل شدن اسرائیل بین "ایران" و "جمهوری اسلامی" و عدم اشاره به تناقضات حاد کاترین پرز شکدم


📌یکی از نقاط ضعف بارز در مصاحبه، رویکرد مصاحبه‌گر در قبال تمایز بین "ایران" و "جمهوری اسلامی" است، بویژه در پرتو کوریِ کامل به اظهارات بحث‌برانگیز کاترین پرز-شکدم در مقالات مکتوبش.

💬مصاحبه‌گر از پرز-شکدم می‌پرسد:
آیا مردم اسرائیل بین جمهوری اسلامی و مردم ایران تمایز قائل می‌شوند.

پرز-شکدم در پاسخ، با اشاره به اینکه:
اسرائیلی‌ها اغلب ایران را "پرشیا" می‌نامند (به نشانه احترام به فرهنگ و تاریخ غنی آن) و ارجاع به ریشه‌های تاریخی مشترک از جمله ملکه استر و کوروش کبیر،

به این سؤال پاسخ مثبت و مفصل می‌دهد. مصاحبه‌گر نیز این دیدگاه را کاملاً تأیید و تحسین می‌کند و هیچ‌گونه چالشی در مورد اینکه آیا این تمایز همواره در عمل و سیاست‌گذاری‌های اسرائیل رعایت می‌شود یا خیر، مطرح نمی‌کند.

🔺این رویکرد مصاحبه‌گر در مواجهه با این پاسخ، با توجه به سوابق و نوشته‌های خود پرز-شکدم، موضوع نقدی جدی است. در حالی که پرز-شکدم در این مصاحبه بر تمایز میان مردم ایران و رژیم تأکید می‌کند و از "پرشیا" سخن می‌گوید، اما در مقالاتش در تایمز اسرائیل ادعاهای متفاوتی را مطرح کرده است. او می‌نویسد:
"در طول سال‌ها... شاهد تجلی‌‌ مداوم و گسترده یهودستیزی بوده‌ام، اما فقط در ایران - و در اینجا منظورم مردان و زنانی است که رژیم ایران را در کنار هم نگه می دارند، نه مردم عادی - نوعی از نفرت بدون قید و شرط و کور نسبت به یهودیان را تجربه کرده‌ام."

و در جایی دیگر:
"ایران جامعه‌ای متضاد است که بین خواست‌های لیبرال ملت و رهبری محافظه‌کار در کشمکش است، اما یهودستیزی شیوع دارد و در همه سطوح جامعه یافت می‌شود."

او حتی به نقل از افراد "تحصیل کرده" ایرانی می‌گوید که به او گفته‌اند:
"یهودیان شاخ و دم دارند و مثل دیگران نیستند"؛ این بسیار ترسناک است که نفرت، آدمی را تا کجا بی‌خرد می‌کند."


🔺پرز-شکدم این ادعای بزرگی را مستند به تجربهٔ حضور خود در ایران می‌کند؛ حضوری که برای رد اتهامات وارده (جاسوسی) از سویِ دو طرف (خودش و ج.ا) کمتر از ۱۸ روز اعلام شده‌است، اما گویی برای او، این زمانِ بسیار کوتاه، برای قضاوت و تعمیم این اتهام جدی به بخش‌های بزرگی یک ملت، "بسیار بسنده" بوده‌است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘وقتی "احساس" بر "حقیقت" می‌تازد (۲/۳)
— چگونه ژورنالیسمِ غیرحرفه‌ای، سطحی‌نگری را ترویج می‌دهد

⬛️ نقدهایی بر مصاحبۀ اختصاصی اخیر با کاترین پرز-شکدم از منظر ژورنالیسم: چالش‌های نادیده گرفته شده و جانبداریِ آشکار

🔺🔻عدم طرح این تناقض آشکار از سوی مصاحبه‌گر، یک ضعف بزرگ ژورنالیستی محسوب می‌شود. یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای باید این فرصت را غنیمت می‌شمرد تا:

▪️از پرز-شکدم درباره توجیه این تناقض در دیدگاه‌هایش سؤال کند: چگونه می‌توان از یک سو مردم ایران را از رژیم جدا دانست و به "پرشیا" ادای احترام کرد، و از سوی دیگر، با وجود آنکه در جایی یهودستیزی شدید را به "مردان و زنانی که رژیم ایران را در کنار هم نگه می‌دارند" نسبت می‌دهد، اما در جایی ادامه ادعا کند که یهودستیزی "در همه سطوح جامعه" ایران، حتی در میان افراد تحصیل‌کرده، شایع است؟ این گسترش ادعا به "همه سطوح جامعه"، تمایز اولیه بین مردم عادی و حامیان رژیم را عملاً کمرنگ می‌کند و پرسش از انسجام این دیدگاه را ضروری می‌سازد.

▪️درباره مبنای "تجربه" کمتر از ۱۸ روزه برای چنین قضاوت فراگیری سؤال کند: آیا این مدت زمان برای چنین تحلیل گسترده‌ای از یک جامعه پیچیده کافی است؟

▪️ابعاد مختلف ادعای یهودی‌ستیزی عمومی در ایران را مورد واکاوی قرار دهد و نه صرفاً آن را تأیید کند.

🔺این فقدان پرسشگری انتقادی، در چنین نقطۀ حساسی از گفتگو، آن هم با چنین فرد جنجال‌برانگیزی که شخصیت پیچیده و چندچهره‌ای دارد، از مخاطب این فرصت مهم را دریغ می‌دارد که ابعاد پیچیده و گاه متناقض اظهارات مهمان را درک کند و در نهایت، به روایتی یک‌سویه و ناقص از واقعیت منجر می‌شود. این امر، بار دیگر، اهمیتِ وجودِ ژورنالیسم مستقل و پرسشگر در شبکه‌های رسانه‌ای اپوزیسیون را برجسته می‌کند تا اطلاعات صرفاً بر مبنای جهت‌گیری‌های سیاسی منتقل نشود و برای شعور مخاطب احترامی حداقلی قائل شده و به میل به تحقیق و جستجوگری او پاسخی حداقلی داده‌شود.

▪️اشاره به "نیت نسل‌کشی" رژیم: مصاحبه‌گر در بخشی از گفتگو، خود از عبارت "آن مأموریت بی‌رحمانه نسل‌کشی‌اش که او [رئیسی] به شما گفت" استفاده می‌کند. این نوع عبارت‌پردازی، پیش‌داوری و موضع‌گیری آشکار مصاحبه‌گر را نشان می‌دهد، در حالی که وظیفه یک روزنامه‌نگار طرح سؤال و اجازه دادن به مهمان برای ارائۀ اطلاعات از جانب خود است، نه گذاشتن کلام در دهان مصاحبه‌شونده.

▪️موضع‌گیری علیه رژیم اسلامی: لحن کلی مصاحبه‌گر و واژگانی که به کار می‌برد، بوضوح نشان‌دهندۀ موضع مخالف او با جمهوری اسلامی است. برای مثال، مصاحبه‌گر دیدگاه همسان‌سازی رژیم با کل کشور را "روش رقت‌انگیز نگاه کردن به این موضوع" می‌خواند. این عبارت، چه با آن موافق باشید و چه مخالف، نه‌تنها تند و همراه با ارزش‌-داوری در موضوعی چالش‌برانگیز است، بلکه نشان می‌دهد مصاحبه‌گر به‌جای بی‌طرفی، به صراحت وارد بحث‌های ایدئولوژیک می‌شود و دیدگاه خاصّ بخشی از اپوزیسیون را نمایندگی می‌کند؛ در حالی که ممکن است این موضع‌گیری در رسانه‌های خاص پذیرفته باشد، اما در چارچوب اصول عمومی ژورنالیسم، بی‌طرفی را زیر سوال می‌برد. این تازه بخشِ بسیار نرم عدولِ مصاحبه‌کننده از اصول بی‌طرفی‌ست.

▪️تحسین "اقدامات هوشمندانه" اسرائیل در حملات!


🍂 هنگامی که بحث به حملات اخیر اسرائیل (به گفته مصاحبه‌گر، "حمله به جمهوری اسلامی نه حمله به ایران") می‌رسد، مصاحبه‌گر خود پیش‌قدم شده و اقدامات اسرائیل را "بسیار هوشمندانه" توصیف می‌کند. او می‌گوید:
"من فکر می‌کنم هواپیماهای اسرائیلی و برنامه‌ریزان اسرائیلی برای جنگ ۱۲ روزه، بسیار مراقب بودند که مراکز قدرت، مراکز سرکوب، به ویژه در دو روز آخر را مورد حمله قرار دهند."


🔺او به طور مشخص به هدف قرار دادن زندان اوین، نیروهای سرکوبگر، پایگاه‌های بسیج و سپاه، و افرادی که در سرکوب معترضان دخیل بودند، اشاره می‌کند. این رویکرد مصاحبه‌گر، به جای پرسش درباره صحت و اهدافِ این حملات یا پیامدهای احتمالی آن‌ها (از جمله کشته‌شدن مردم معمولی و خانوادۀ زندانیان که به ملاقات آمده‌بودند)، به‌نوعی تأیید و توجیه از پیش تعیین شده اقدامات نظامی اسرائیل است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘وقتی "احساس" بر "حقیقت" می‌تازد (۳/۳)
— چگونه ژورنالیسمِ غیرحرفه‌ای، سطحی‌نگری را ترویج می‌دهد

⬛️ نقدهایی بر مصاحبۀ اختصاصی اخیر با کاترین پرز-شکدم از منظر ژورنالیسم

▪️تصدیق بدونِ نقد و پرسشِ ادعای نقش اسرائیل در "هموار کردن زمین بازی" برای مردم ایران:

💬 پرز-شکدم توضیح می‌دهد که به باور او:
نتانیاهو با هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی، ایستگاه‌های پلیس، و فرماندهان سپاه پاسداران، قصد داشته "زمین بازی را برای مردم ایران هموار کند" تا بتوانند کشورشان را پس بگیرند.


🔺مصاحبه‌گر این ایدۀ چالش‌برانگیز (که نقدهایی از بخش‌های مختلفِ حتی اپوزیسیون به آن وارد شده) را بدون هیچ‌گونه تردید، سوال چالشی یا پرسش از تبعات و پیچیدگی‌های چنین "هموارسازی" از سوی یک قدرت خارجی می‌پذیرد. او هیچ سوالی دربارۀ مشروعیت چنین مداخله‌ای یا اینکه آیا واقعاً این اقدامات به نفع مردم ایران بوده یا خیر، مطرح نمی‌کند.

▪️ادعای بدون سند محبوبیت نتانیاهو در ایران:


💬در پایان مصاحبه، مصاحبه‌گر با لحنی کاملاً جانبدارانه، ادعا می‌کند که
"امروزه اگر نظرسنجی در تمام کشورهای جهان انجام شود، بنیامین نتانیاهو در ایران محبوب‌ترین خواهد بود."

💬او حتی می‌افزاید:
"حتی محبوب‌تر از اسرائیل، چون در اسرائیل رقبای سیاسی دارد، اما در ایران واقعاً مانند یک قهرمان با او رفتار خواهد شد."

این اظهارنظر، نه تنها یک تحلیل کاملاً جانبدارانه و بدون پشتوانۀ نظرسنجی‌ای معتبر متناسب با سطح ادعاست، بلکه نشان‌دهنده میل شدید مصاحبه‌گر به تقدیس یک چهرۀ سیاسی جنگ‌طلب و نمایش او بعنوان قهرمان مردم ایران، بدون حتی حفظِ ظاهریِ از رویکرد بی‌طرفانه است.

2️⃣ عدم طرح سوالات چالشی و عمیق، بویژه دربارۀ ادعای نسل‌کشی:

🍂 مصاحبه‌گر کمتر به دنبال طرح سوالاتی است که بتوانند اظهارات پرز-شکدم را صحت‌سنجی کنند، به چالش بکشند یا ابعاد پنهان‌تر ماجرا را روشن کنند. این ضعف در مواجهه با موضوع حساسِ "نسل‌کش" و "ظالم" خواندن خدا از سوی خامنه‌ای (به‌عنوان یک مرجع تقلید، آن هم در دیدار با فردی اجنبی) کاملاً مشهود است. ای بسا خامنه‌ای کلماتی دقیق‌تر بکار برده، اما شکدم با سوگیری صهیونیستی‌ای که داشته، عامدانه یا غیرعامدانه، آن عبارات را بصورت اغراق‌شده‌ای در حافظه‌اش نگه داشته‌.

▪️قبول ادعای نسل‌کشی ج.ا بدون چالش: پرز-شکدم به صراحت از "نیت نسل‌کشی" رژیم صحبت می‌کند و اینکه "انقلاب اسلامی ارزش هر نسل‌کشی و هر فداکاری را داشت." مصاحبه‌گر این ادعاهای بسیار جدی را بدون هیچ‌گونه سوال چالشی، درخواست مدرک یا اشاره به تعریف حقوقی و بین‌المللی نسل‌کشی می‌پذیرد. این در حالی است که خود اسرائیل، که پرز-شکدم نیز حامی آن است، در مجامع بین‌المللی مختلف به «نسل‌کشی و جنایات جنگی» متهم است. یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای باید این تناقض یا حداقل این بُعد دیگر مسئله را مطرح می‌کرد تا مخاطب بتواند دیدگاهی جامع‌تر داشته باشد و نه صرفاً روایتی یک‌طرفه. سکوت مصاحبه‌گر در برابر این واقعیت که اتهام نسل‌کشی بارها علیه اسرائیل نیز مطرح شده، خود یک ضعف بزرگ ژورنالیستی و نشانۀ جانبداری آشکار است.

▪️تمرکز بر احساسات بجای تحلیل ساختاری: سوالات بیشتر بر احساسات و تجربیات شخصی پرز-شکدم تمرکز دارند تا تحلیل‌های ساختاری یا اطلاعات تأییدشده. این رویکرد، فرصت بررسی عمیق‌تر چرایی و چگونگی ادعاهای مطرح شده را از بین می‌برد.

▪️عدم پیگیری جزئیات نفوذ و ارتباطات: مصاحبه‌گر به جزئیات مربوط به نحوۀ دقیق نفوذ شکدم، شبکه‌های ارتباطی، و چگونگی دسترسی او به مقامات ارشد، سوالات کافی و عمیق مطرح نمی‌کند.

3️⃣ قطع کلام مهمان و ترجمه مکرر:
🍂 مصاحبه‌گر بارها به بهانۀ ترجمه، سخنان شکدم را قطع می‌کند. این اقدام، جریان فکر مهمان را مختل کرده و به کیفیت پاسخ‌ها لطمه می‌زند. در حالی که نیاز به ترجمه وجود دارد، این کار باید به گونه‌ای مدیریت شود که کمترین تداخل را در روند گفتگو ایجاد کند.

4️⃣ عدم پیگیری نکات مهم و ادعاهای جدی:
🍂 برخی از نکات بسیار مهم و ادعاهای جدی که شکدم مطرح می‌کند، به اندازه کافی پیگیری نمی‌شوند. بعنوان مثال، اشارۀ او به اینکه
افرادی که با او ملاقات کرده، مدت زیادی دوام نیاورده‌اند،

یک ادعای بسیار بزرگ و بالقوه خطرناک است که می‌توانست با سوالات بیشتر درباره نوع بیماری، تحقیقات احتمالی و مدارک موجود پیگیری شود، اما مصاحبه‌گر از آن به سادگی عبور می‌کند.

🔺در مجموع، این مصاحبه نشان می‌دهد که مصاحبه‌گر بیشتر نقش یک مجری تأییدکننده را ایفا می‌کند تا یک روزنامه‌نگار پرسشگر و بی‌طرف. این رویکرد، بویژه در پرداختن به موضوعات حساس و جدل‌برانگیز مانند اتهامات نسل‌کشی و عدم طرح سوالات چالشی درباره تناقضات احتمالی، می‌تواند به اعتبار ژورنالیستی لطمه وارد کرده و مانع از ارائۀ یک تصویر کامل و متوازن به مخاطب شود.

.


#نقد_رسانه #ژورنالیسم



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤥 دربارۀ یک ریاکاری تاریخی (۱/۲)
— تناقض سوسیالیست‌ها: جنگ‌ستیزی و انقلاب‌خواهی

✍🏻#مهرپویا_علا

🍂 یک موضع تاریخی جریان‌های سوسیالیست که می‌توان آن را ریاکارانه نیز توصیف کرد، مخالفت با جنگ و همزمان تمجید و حتی تقدیس انقلاب است. از لحاظ خسارت‌های جانی و مالی و پیامدهای جانبی اگر نگاه کنیم، فرایند سرنگونی ساختار پیشین و جایگزینی و تثبیت ساختار نو بر اثر انقلاب معمولاً به هیچ عنوان خسارت کمتری از یک جنگ تمام‌عیار ندارد.

🍂 این واقعیت به ویژه در مورد انقلاب‌های مد نظر جریان‌های سوسیالیست صدق می‌کند که هدف‌گذاری در آن‌ها نه صرفاً دگرگونی سیاسی بلکه دگرگونی در به قول خودشان مناسبات اجتماعی است. آن‌ها همواره انقلاب‌هایی را که هدفشان تنها دگرگونی سیاسی باشد تحقیر می‌کنند. اما مگر می‌شود چنین تغییر بنیادینی در سطح جامعه بدون مقاومت شدید و فراگیر در سراسر کشور و در نتیجه بدون اعمال خشونت متقابل انجام بگیرد؟ مگر در جریان چنین خشونت‌هایی می‌توان جلوی هرگونه خسارت به کسانی را که درگیر انقلاب نیستند گرفت؟

🍂 این مباحث تازه با این فرض بسیار خوشبینانه طرح می‌شوند که انقلابیون و ضد انقلابیون در جریان درگیری پدیده‌ای به نام «غیرانقلابی» را به رسمیت شناخته باشند. هرچه انقلاب از اهداف صرفاً سیاسی فاصله بگیرد و بیشتر به دنبال اهداف «اجتماعی» مد نظر سوسیالیست‌ها برود، احتمال اینکه جمعیت «غیرانقلابی» به رسمیت شناخته شوند و تا حدی مصون بمانند کمتر خواهد بود - و سوسیالیست‌ها انقلابی را که هدف آن تغییر اجتماعی بنیادین نباشد اساساً انقلاب نمی‌دانند.

🩸 مقایسه خسارات انقلاب و جنگ: نمونه‌های تاریخی

💀 برای مثال انقلاب‌های چین و روسیه در قرن بیستم را در نظر بگیرید. در هر یک از این انقلاب‌ها تا حکومت حزب کمونیست تثبیت شود و اقتدار و ارزش‌های مد نظر خود را در سراسر کشور تثبیت کند میلیون‌ها نفر کشته شدند. به جز جنگ جهانی اول و دوم شاید هیچ جنگ دیگری در تاریخ بشر به اندازۀ این دو انقلاب کشته و خسارت بر جای نگذاشته باشد. از قرن نوزدهم به این طرف ده‌ها انقلاب با خسارت‌های بسیار چشمگیر در سراسر جهان اتفاق افتاده‌اند و سوسیالیست‌های «صلح‌طلب» ستایشگر اغلب آنان بوده‌اند. البته می‌توان تفاوت‌هایی را از لحاظ نوع خسارت‌های ناشی از جنگ با نوع خسارت‌های ناشی از انقلاب بر شمرد.

🍂 در انقلاب شاید به اندازۀ جنگ شاهد بمباران نباشیم. جنگ‌ها معمولاً میان دولت‌ها اتفاق می‌افتند و دولت‌ها توان بسیج نیرو و تجهیزات بسیار بیشتری دارند. در عوض جنگ به اندازۀ انقلاب تخم کینه و نفرت را میان گروه‌هایی از مردم نمی‌پاشد. رفتار انقلابیون و ضد انقلابیون با اسرای یکدیگر معمولاً بسیار غیرانسانی‌تر و کینه‌ورزانه‌تر از رفتار ارتش‌های رقیب با اسرای جنگی طرف مقابل است.

🍂 نظامیان در طول جنگ در بسیاری مواقع نظامیان دشمن را که به اسارت در آمده‌اند هم‌سرنوشت خود می‌دانند. اسیران جنگی برای دولت‌ها ابزاری برای مبادله اسیر در آینده هستند. می‌گویند در جریان جنگ خوی حیوانی انسان خود را بروز می‌دهد. کسانی که چنین می‌گویند احتمالاً دربارۀ خشونت‌های متقابل انقلابیون و ضد انقلابیون کمتر مطالعه کرده‌اند!

🍂 جنگ پس از اعلام آتش‌بس به راستی متوقف می‌شود و کینه‌ای هم اگر از ملت دیگر وجود داشته باشد نمود چندانی در زندگی روزمره پیدا نمی‌کند. در عوض داستان انقلاب با سرنگونی حکومت پیشین تازه آغاز می‌شود!
جنگ گاهی بستری را برای افراد دچار مشکلات روانی فراهم می‌کند که با خیال آسوده دست به جنایت بزنند. اما درگیری میان گروه‌های رقیب در داخل یک کشور گاهی این قابلیت را دارد که افراد از لحاظ روانی کاملاً سالم و معمولی را تبدیل به درنده‌ترین و بی‌رحم‌ترین حیوانات کند. کینه‌ای که میان طرف‌های درگیر در انقلاب اجتماعی بروز پیدا می‌کند در لحظه لحظۀ زندگی روزمره حی و حاضر است. انقلاب اجتماعی کینۀ ریشه‌داری را میان گروه‌هایی از مردم پدید می‌آورد که گاهی برادر را با برادر یا پدر را با فرزند دشمن خونی می‌گرداند (زن‌ها هرچند نه همیشه ولی معمولاً کمتر دچار چنین کینه‌ورزی‌هایی می‌شوند یا دست‌کم تاکنون چنین بوده است).

🔗 افزون بر این موارد، واقعیت دیگری هم که لازم است اشاره‌ای به آن بشود پیوستگی جنگ و انقلاب است. این دو پدیده در بسیاری موارد بلافاصله بدنبال یکدیگر یا همزمان با یکدیگر اتفاق می‌افتند و یکدیگر را تقویت می‌کنند. گاهی حتی تمایز این دو پدیده از یکدیگر ناممکن می‌شود.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
🤥 دربارۀ یک ریاکاری تاریخی (۲/۲)
— تناقض سوسیالیست‌ها: جنگ‌ستیزی و انقلاب‌خواهی

✍🏻#مهرپویا_علا

🔄 پیوستگی جنگ و انقلاب و نقش لنین

🔗 نمونه‌های این اتفاق در طول تاریخ و حتی از پیش از دوران مدرن به حدی فراوان است که نیازی به ذکر آنان نیست. فقط بد نیست اشاره شود که لنین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین اسطوره‌ها و قهرمانان جریان سوسیالیست اتفاقاً یکی از بزرگ‌ترین «خیانت‌کاران» تاریخ بشر هم بود. او و بلشویک‌های همراهش همزمان با جنگ روسیه و آلمان با حمایت آلمان دست به سرنگونی مسلحانۀ دولت کرنسکی زدند و سپس قرارداد بسیار تحقیرآمیز برست-لیتوفسک را با آلمان امضاء کردند که مطابق آن، قلمروهای بسیار استراتژیکی از خاک امپراتوری روسیه به امپراتوری آلمان واگذار شد.

🍂اینکه نظر ما دربارۀ لنین و ایدئولوژی و اهداف او چه باشد جدای از این واقعیت است که لنین موفق به تشکیل حکومتی شد که ۷۰ سال دوام آورد و نیز جدای از این واقعیت است که در طول سدۀ بیستم صدها تندیس بزرگ از این «خائن» را در شهرهای سراسر جهان برپا کردند. قضاوت تاریخ در بلندمدت ممکن است متفاوت از قضاوت ناشی از مناسبات قدرت و پروپاگاندا باشد؛ ولی دست‌کم در کوتاه‌مدت، به نظر می‌رسد «خائن» و «خادم» را کسی تعیین می‌کند که زورش برسد. اگر قرار بر اتخاذ موضع اخلاقی و مستقل از مناسبات قدرت و زور باشد - و به نظر من بسیار لازم است که چنین موضعی داشته باشیم و تن به ماکیاولیسم ندهیم - بهتر است به دنبال معیارهای پیچیده‌تر از دوگانه‌های ساده‌ساز «خائن و خادم» بگردیم. اگر هم هدف در اصل ریاکاری سیاسی و ماکیاولیسم باشد که داستان دیگری‌ست و من در اینجا به دنبال قانع کردن ریاکاران نیستم. صرفاً می‌خواهم از کسانی که نمی‌خواهند ریاکار باشند دعوت کنم تا کمتر دکان ریاکاران را با تکرار سخنان آن‌ها رونق ببخشند.

🎭 ریاکاری سوسیالیست‌ها در محکومیت جنگ‌ها

🤥 ریاکارانه بودن مخالفت تمام‌وکمال با جنگ و همزمان تمجید از انقلابیون و تمجید از انقلاب‌های پرمخاطرۀ اجتماعی یک جنبۀ داستان است. جریان سوسیالیست حتی در مخالفت با جنگ هم چندان مواضع صادقانه‌ای ندارند. چه بسیار جنگ‌هایی که نه تنها محکوم نکرده‌اند، بلکه با تمام قوا دست به توجیه آن‌ها زده‌اند. برای نمونه، ما هرچقدر هم رژیم هیتلر و نازی‌ها را شیطانی بدانیم، باز این هیچ توجیهی بر جنایت‌های جنگی ارتش سرخ در شهرهای آلمانی پس از اشغال آن‌ها، برای مثال تجاوز گروهی به زنان آلمانی توسط نظامیان روس، نمی‌شود.

از زمان «جنگ کبیر میهنی» تا امروز در این ۸۰ سال تا به حال چند بار دیده‌اید که سوسیالیست‌ها ورود ارتش سرخ به آلمان را با این عنوان که تجاوز به خاک کشور دیگر محسوب می‌شود، محکوم کنند؟ گیریم که اشغال آلمان را بعنوان تنبیه متجاوز بپذیریم - تنبیهی با میلیون‌ها کشته و زخمی -، بااین‌همه، کشورهای اروپای شرقی که خود قربانی اشغال‌گری آلمان نازی بودند چه گناهی داشتند که باید حضور ۴۰ سالۀ سربازان ارتش سرخ در خاک کشورشان را تحمل می‌کردند؟ یا ایران که در جنگ موضع بی‌طرف داشت چه گناهی داشت که باید حضور سربازان ارتش سرخ را تحمل می‌کرد؟

و آیا این یک ریاکاری دیگر نیست که همزمان با ادعای صلح‌طلبی و ضدیت با جنگ ستایشگر «پیشه‌وری» و «قاضی محمد» به عنوان دو انقلابی متکی به حضور سربازان ارتش سرخ باشند؟


🌍 مواضع ناسیونالیست‌ها و لیبرال‌ها

⚖️ البته موضع ریاکارانه پیرامون جنگ و انقلاب محدود به سوسیالیست‌ها نمی‌شود. ناسیونالیست‌ها درست وارون همین موضع را اتخاذ می‌کنند که به همان اندازه ریاکارانه است. آنان به بهانه‌های گوناگون از جنگ با ملتی دیگر تمجید می‌کنند و همزمان جنگ داخلی را که پیامد انقلاب است، خیانت می‌خوانند. هر دو این جریان‌ها - به فرض اگر موضع‌گیری خطایشان ناشی از خطای شناختی باشد و نه ریاکاری عامدانه - از ریشه‌یابی علت جنگ و انقلاب ناتوان هستند.

📚 به موضع لیبرالیسم پیرامون جنگ و انقلاب باید در یادداشتی جداگانه پرداخت. اگر از بعضی لیبرتارین‌های ساده‌لوح آمریکایی صرف‌نظر کنیم که جنگ و انقلاب را به طور مطلق نفی می‌کنند - تا آنجا که حتی منتقد حضور ایالات متحد در جنگ دوم جهانی و اعلان جنگ به آلمان هیتلری هستند - اکثر لیبرال‌ها جنگ و انقلاب را هرچند پدیده‌هایی منفی و زیان‌بار می‌دانند، اما به طور مطلق آن‌ها را نفی نمی‌کنند. برای آشنایی با موضع میزس در این رابطه، می‌توانید به آثار گوناگون او برای مثال کتاب ملت، دولت و اقتصاد رجوع کنید.

💼 پراکندگی قدرت در ایالات متحد
📕آزادی در ایالات متحده
📕درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
📕اتهامات نتانیاهو چیست و چه درس‌هایی برای ما دارد؟
📕از "مرگ بر آمریکا" تا "سلام" بر روشنایی‌ای که قرن‌ها با آن فاصله داریم!

.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #سیاست #لیبرالیسم



🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘ذهن بچه‌شیعه، غرقه در دریایی از فانتزی‌ها
— فاصله کیهانیِ ایتا/صداوسیما با واقعیت‌های میدانی

✍🏻 #بهروز_ساداتی‌نژاد

🔸به بهانۀ این کلیپ، مناسب دانستم که به فاجعۀ شکافِ عمیقِ میانِ فضای ایتا و صداوسیما و مابقی هم‌منقلی‌های روزنامۀ کیهان با واقعیاتِ میدانی بپردازم! اگر توزیع و فروشِ مواد مخدر جرم است، پس بی‌شک آن سوپر-مخدراتِ ایدئولوژیک که ذهن یک ملت را تا مرزِ جنون و مالیخولیا و جلق‌زدن مداوم سیاسی مسموم کرده، باید هزاربار جرم‌ بزرگ‌تری دانست.

اما راه علاج چیست؟ همان چیزی که جان استوارت‌میل در قرن نوزدهم فریاد زد و هابرماس در قرن بیست‌ویکم روی آن پافشاری کرد: آزادی.

🔸آزادیِ بیان و آزادیِ رسانه، تنها پادزهرِ این دامن‌زنندگان به خلسۀ خطرناکِ جمعی‌ست. هر متوهمی وقتی مجبور شود صداهای متفاوت را بشنود، ناچار است در توهماتش شک کند؛ وگرنه در غیابِ بازار آزادِ اندیشه، حتی مرده‌ریگِ عقل هم در این خاکِ لعنتی می‌پوسد.

🔸اما فاجعه و دردی که بدان مبتلائیم فقط سانسورِ رسانه‌ای نیست، فاجعۀ بزرگ‌تر این است که فرهنگِ مذهبی غالب (شیعه)، خودش بدل به یک «ماشینِ قدرتمندِ تخدیر جمعی» شده‌است. در سنت شیعه، شکست و تحقیر تاریخی نه با تحلیل عقلانی و صادقانه و بی‌رحمانه و برنامه‌ریزی جدی برای آینده، بلکه با اسطوره‌سازی از مظلومیت و پناه بردن به تخیلاتِ آخرالزمانی پاسخ داده می‌شود. حسین و عاشورا برای مردم این خاک، نه یک هشدار برای عبرت‌گیری و تاملاتِ جدیِ سیاسی با بهره‌گیری از دانش روز سیاست، که تریاکی‌ست تا با آن خود را از تلخیِ واقعیت جدا کنند. ظهور مهدی و انتقامِ او هم همان وعدۀ کاذب پوچ‌کننده‌ای‌ست که اجازه می‌دهد هر خطا و فسادی را تحمل کنند، به امید آنکه «او روزی خواهد آمد و همه‌چیز را درست خواهد کرد».

🔸اما در سوی دیگر، یهودیان قرار دارند؛ قومی که بارها و بارها دچار ویرانی، تبعید و قتل‌عام شده‌اند. با این حال، هر بار به‌جای فرار به سوی توهمات آخرالزمانی، شکست‌های خود را تحلیل کرده و از دل همین شکست‌ها، فلسفه‌ای برای بقا و بازسازی بنا کرده‌اند.

🔸مانند شیعه که عاشورا را به‌عنوان یک نقطه عطف و امر هویت‌بخش در نظر می‌گیرد، یهودیت هم ویرانی معبد را بعنوان یک آموزه برای تجدید ساخت تمدن و هویت جمعی خود در نظر گرفته‌است. یکی در عاطفه و مرثیه غرق می‌شود، و دیگری در تدبیر عقلانی و برنامه‌ریزی برای آینده. شاید تفاوت در این است که در حالی‌که یکی در مراسم عزاداری محرم، خود را قربانی تاریخ می‌بیند و با قمه و زنجیر و و دست و گِل بر سر و روی خود می‌کوبد و چون کم‌خردترین کودکان ناله می‌زند، دیگری در تل‌آویو برای صد سال بعد برنامه‌ریزی می‌کند؛ همان‌طور که برای نبرد امروز بیش از ۲۰ سال است که در حال برنامه‌ریزیِ دقیق و واقع‌گرایانه بوده‌است.

🔸این وارونگی عقل، این فرار دائمی از مواجهه با واقعیت‌های تلخ، همان چیزی‌ست که نیچه آن را «اخلاق بردگان» می‌نامید: ستایش ضعف، مظلوم‌نمایی، و توهمِ پیروزی در جهانی خیالی.

🔸نئویِ ساندیسیِ ما، در واقعیت، چیزی جز همان شاهِ لختِ اندرسن نیست که مریدانِ بیچاره و در اسارتِ ایتا و کیهان و صداوسیما، جامه‌های زرینِ شجاعت را بر او تصور کرده‌اند. اما چون هیچ رسانۀ آزادی نیست که از دل بوق‌های رسمی و پر خرج حکومتی، برهنگی‌اش را جار بزند، جماعتِ مسخ‌شده هنوز خیال می‌کنند قهرمانی بی‌بدیل دارند و یک‌سوم اسرائیل را شخم زده‌اند؛ و بزودیِ زود، امام زمان هم از رخت‌کن تاریخی و دلِ چاه بسته‌شدۀ جمکران، به «تیم برنده»‌شان می‌پیوندد، و همۀ اسرائیل را تصرف می‌کنند و یهودیان را به دریا می‌ریزند و بنا بر تصور غلط و توهم‌آلودشان از آیه‌ای از قرآن، بنا بر حدیثی تفسیرگونه، زیر سنگ هم که باشند، پیدایشان می‌کنند!
قیامت بر پا نمی‌شود تا زمانی که مسلمانان با یهودیان جنگ کنند و آن‌ها را بکشند، تا جایی که یهودی‌ها حتی اگر زیر سنگ یا درختی پنهان شوند، سنگ یا درخت به مسلمان خواهد گفت: ای مسلمان، این یهودی در پشت من است، او را بکش.


🔸جان لاک می‌گفت «آزادی فردی» شرطِ لازمِ «عقلانیت جمعی‌»ست؛ اما در ذیل حکومت دینی، آزادی چون دزدِ مفلوکی‌ست که از همان ابتدا حلق‌آویز می‌شود. نتیجه چه می‌شود؟ در کلیپ‌های صداوسیما می‌شود گلوله‌ها با دست الاهی یک رهبرِ خیلی شجاع متوقف شود؛ چون در غیابِ آزادی، هر دروغی را می‌توان فروخت.

🔸راه نجات تنها از همان چیزی می‌گذرد که فیلسوفان لیبرال یک‌صدا هشدار داده‌اند: باید بازارِ آزادِ افکار برقرار شود. باید فریاد مخالفان از بوق‌های سانسور بلندتر شود. فقط در چنین فضایی‌ست که مرید مغزشسته شاید جرأت کند بپرسد: «شاید قهرمانم، فقط مترسکی پوشالی‌ بود که به یمن فضای بستۀ رسانه‌ای به من غالب کرده‌بودند؟» و همان روز است که کارخانۀ خودفریبی بطور اساسی از حرکت بازمی‌ایستد.

.


#حکومت_اسلامی #لیبرالیسم #آزادی_اینترنت #آزادی_بیان



🌾 @Naqdagin