Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مقایسۀ اقتدارگرایی با مشارکتگرایی (+)
— جایگزینی برای چپگرا و راستگرا در مباحث سیاسی
🎙#فرید_کامیاب (مدرسۀ سیاست)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جایگزینی برای چپگرا و راستگرا در مباحث سیاسی
🎙#فرید_کامیاب (مدرسۀ سیاست)
.
#سیاست#اندیشه_سیاسی #فلسفه_سیاسی #علوم_سیاسی #سیاسی #سیاست #اقتدارگرا #اقتدارگرایی #ولایت_فقیه #ولایت_مطلقه_فقیه #جمهوری_اسلامی #حکومت_اسلامی #کارآمدی #محافظهکار #محافظهکاری #سوسیالیسم #کمونیسم #چپگرا #سوسیالیست #مشارکت_سیاسی #آزادی_بیان #احزاب #فیترینگ #فیلترینگ_اینترنت #اقتصاد_دستوری #گشت_ارشاد #حجاب_اجباری #توسعه #اینترنت #آزادی_عقیده #ولی_فقیه #تفکر_انتقادی #تفکر_نقاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘بازداشت پاول دوروف: حادثهای جنجالی در فرانسه
✍🏻 #علیرضا_مجیدی
✂️ برشی از متن
پاول دوروف: نابغه روسی و خالق تلگرام
🍂 پاول دوروف، یکی از کارآفرینان برجسته دنیای تکنولوژی، در سال 1984 در سنپترزبورگ، روسیه متولد شد. او از کودکی به تکنولوژی و برنامهنویسی علاقهمند بود و در نهایت تحصیلات خود را در دانشگاه دولتی سنپترزبورگ در رشته زبانشناسی به پایان رساند. با این حال، علاقه شدید او به دنیای دیجیتال و فناوری اطلاعات مسیر زندگی او را به سمت ایجاد یک شبکه اجتماعی سوق داد که بعدها به یکی از موفقترین پلتفرمهای اجتماعی روسیه تبدیل شد.
🍂 در سال 2006، پاول دوروف شبکه اجتماعی ویکی (VKontakte) را تأسیس کرد که به سرعت محبوبیت زیادی به دست آورد. این پلتفرم که شبیه به فیسبوک طراحی شده بود، به کاربران امکان میداد تا پروفایلهای شخصی ایجاد کرده و با دوستان و خانواده خود ارتباط برقرار کنند. ویکی به سرعت رشد کرد و به عنوان اصلیترین شبکه اجتماعی در روسیه و بسیاری از کشورهای مستقل همسود (CIS) شناخته شد. با این حال، رویکرد دوروف به حریم خصوصی کاربران و مقاومت در برابر فشارهای دولت برای سانسور محتوا و نظارت بر کاربران، او را در معرض تقابل با مقامات روسیه قرار داد.
🍂 این تقابلها در سال 2014 به اوج خود رسید، زمانی که دوروف از ارائه اطلاعات کاربران به سرویسهای امنیتی روسیه و همچنین حذف جوامع مخالف سیاسی در ویکی امتناع کرد. این مقاومت او را مجبور به ترک روسیه کرد و در نهایت منجر به فروش ویکی و خروج او از این کشور شد. پس از خروج از روسیه، دوروف به یک چهره شناختهشده بینالمللی در زمینه دفاع از آزادی بیان و حریم خصوصی دیجیتال تبدیل شد. او به کشورهای مختلفی مانند آلمان، بریتانیا، سنگاپور و ایالات متحده سفر کرد تا مکانی مناسب برای تأسیس مجدد شرکت خود پیدا کند.
🍂 در سال 2013، دوروف به همراه برادرش نیکولای، پیامرسان تلگرام را بنیانگذاری کرد. تلگرام به سرعت به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد خود مانند پیامرسانی رمزنگاریشده، سرعت بالا، و امکان ایجاد کانالهای خبری، به یکی از محبوبترین اپلیکیشنهای پیامرسانی در جهان تبدیل شد. این اپلیکیشن به کاربران اجازه میدهد تا به راحتی و با اطمینان از امنیت اطلاعات خود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. تلگرام به ویژه در روسیه، اوکراین و دیگر کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق محبوبیت فراوانی پیدا کرده است. تا سال 2023، این پلتفرم نزدیک به 900 میلیون کاربر فعال داشت و به یکی از اصلیترین ابزارهای ارتباطی در بسیاری از کشورها تبدیل شده بود.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۰۰ واژه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #علیرضا_مجیدی
✂️ برشی از متن
پاول دوروف: نابغه روسی و خالق تلگرام
🍂 پاول دوروف، یکی از کارآفرینان برجسته دنیای تکنولوژی، در سال 1984 در سنپترزبورگ، روسیه متولد شد. او از کودکی به تکنولوژی و برنامهنویسی علاقهمند بود و در نهایت تحصیلات خود را در دانشگاه دولتی سنپترزبورگ در رشته زبانشناسی به پایان رساند. با این حال، علاقه شدید او به دنیای دیجیتال و فناوری اطلاعات مسیر زندگی او را به سمت ایجاد یک شبکه اجتماعی سوق داد که بعدها به یکی از موفقترین پلتفرمهای اجتماعی روسیه تبدیل شد.
🍂 در سال 2006، پاول دوروف شبکه اجتماعی ویکی (VKontakte) را تأسیس کرد که به سرعت محبوبیت زیادی به دست آورد. این پلتفرم که شبیه به فیسبوک طراحی شده بود، به کاربران امکان میداد تا پروفایلهای شخصی ایجاد کرده و با دوستان و خانواده خود ارتباط برقرار کنند. ویکی به سرعت رشد کرد و به عنوان اصلیترین شبکه اجتماعی در روسیه و بسیاری از کشورهای مستقل همسود (CIS) شناخته شد. با این حال، رویکرد دوروف به حریم خصوصی کاربران و مقاومت در برابر فشارهای دولت برای سانسور محتوا و نظارت بر کاربران، او را در معرض تقابل با مقامات روسیه قرار داد.
🍂 این تقابلها در سال 2014 به اوج خود رسید، زمانی که دوروف از ارائه اطلاعات کاربران به سرویسهای امنیتی روسیه و همچنین حذف جوامع مخالف سیاسی در ویکی امتناع کرد. این مقاومت او را مجبور به ترک روسیه کرد و در نهایت منجر به فروش ویکی و خروج او از این کشور شد. پس از خروج از روسیه، دوروف به یک چهره شناختهشده بینالمللی در زمینه دفاع از آزادی بیان و حریم خصوصی دیجیتال تبدیل شد. او به کشورهای مختلفی مانند آلمان، بریتانیا، سنگاپور و ایالات متحده سفر کرد تا مکانی مناسب برای تأسیس مجدد شرکت خود پیدا کند.
🍂 در سال 2013، دوروف به همراه برادرش نیکولای، پیامرسان تلگرام را بنیانگذاری کرد. تلگرام به سرعت به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد خود مانند پیامرسانی رمزنگاریشده، سرعت بالا، و امکان ایجاد کانالهای خبری، به یکی از محبوبترین اپلیکیشنهای پیامرسانی در جهان تبدیل شد. این اپلیکیشن به کاربران اجازه میدهد تا به راحتی و با اطمینان از امنیت اطلاعات خود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. تلگرام به ویژه در روسیه، اوکراین و دیگر کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق محبوبیت فراوانی پیدا کرده است. تا سال 2023، این پلتفرم نزدیک به 900 میلیون کاربر فعال داشت و به یکی از اصلیترین ابزارهای ارتباطی در بسیاری از کشورها تبدیل شده بود.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۰۰ واژه
.
#تکنولوژی #سیاست #فرانسه #روسیه #پاول_دوروف #تلگرام #آزادی_بیان #برنامهنویسی #زبانشناسی #رمزارز #حریم_خصوصی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
بازداشت پاول دوروف: حادثهای جنجالی در فرانسه
| آیا این بازداشت بر فعالیت اپلیکیشن تلگرام تاثیر میگذارد؟ علت بازداشت چه بوده است؟ علیرضا مجیدی پاول دوروف: نابغه روسی و خالق تلگرام پاول دوروف، یکی از کارآفرینان برجسته دنیای تکنولوژی، در سال 1984 در سنپترزبورگ، روسیه متولد شد. او از کودکی به تکنولوژی…
Telegram
نقدآگین
📘خمینی و پاول دورف
✍🏻 #زهرا_عبدی
🍂 یکی از این دو نفر تحت حمایت فرانسه برای آزادی بیان قرار گرفت و دیگری به جرمِ تن ندادن به سانسور تلگرام در فرانسه دستگیر شد.
🍂 به یکی از این دو بهترین خانه را در قلب نوفللوشاتو دادند و تمام خبرنگاران جهان را دعوت کردند تا صدایش را به جهان مخابره کنند و دیگری که تا دیروز آزادانه در امارت زندگی میکرد، بهمحض پاگذاشتن به فرانسه دستگیر شد.
🍂 یکی از این دو با وجود سابقهی اعتراض و سخنرانی علیه اعطای «حق رای به زنان» در سال ۴۲، بعنوان رهبری آزادیخواه(!) با شعار حمایت از دموکراسی و آزادی بیان، توسط دولت فرانسه حمایت شد و دیگری به جرم تلاش برای رفع سانسور در فرانسه دستگیر شد.
🍂 یکی از این دو با هواپیمای فرانسه تا ایران اسکورت شد. هنگام پیادهشدن از هواپیما زیر بازویش را جاسوس رسمی فرانسه گرفت که ملبّس به لباس خلبانی بود! و اینگونه او را به خاک ایران نزول اجلال کردند و دیگری را بهخاطر فراهم آوردن امکانات رفع سانسور، به محض ورود به خاک فرانسه دستگیر کرد.
🍂 پاول دورف، مجبور شد از کشورش روسیه برود چون حاضر نشد دیتابیس و اطلاعات کاربران را در اختیار پوتین قرار دهد.
🍂 باید اعتراف کنم خوشحالم از ویروسی که بر تن فرانسه و انگلیس افتاده. همان ویروسی که سال ۵۷ بر جان ما روانهاش کردند. خوشحالم از درازای صفهای نمازجماعت در پاریس و لندن.
🍂 در تمام این سالهایی که به جهت شغل نویسندگی، جریانات اجتماعی و سیاسی جهان را در حد بضاعتِ فهم خویش، موشکافانه دنبال کردم، هیچ چیزی را به اندازهی «استاندارد دوگانه» داشتن، نشانهی رفتار سالوس و کثیف حکومتها و افراد نمیدانم.
🍂 از نظر من برخورد دوگانه با موضوع واحد، آن هم درست در برابر چشمها و افکار عمومی، نتیجهی قطعیاش، سقوط اخلاق و فضیلت است و بس.
🍂 در تمام این سالهایی که سعی کردم انواع جریانهای فکری را واکاوی کنم، هیچ جریان فکریای را به اندازهی فضیلتفروشان کثیف نیافتم.
🍂 فضیلتفروشان غوغاسالارانی هستند که کارشان تجارتِ شعارها و تئوریها، دمیدن در بوق اخلاق، دموکراسی و آزادی بیان است؛ در حالی که وقتی پای عمل در میان باشد، هرگز توان زیستن تئوریهای خویش را ندارند. به نظر من دموکراسی در اروپا در شرف در غلتیدن به چاه فاضلاب است. در چنین روزگاری که «همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم»، امیدوارم ایلان ماسک بههنگام کوچ از زمین به مریخ، جایی هم داشتهباشد برای کسانی که از دنیای بوقسالار خستهشدهاند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #زهرا_عبدی
🍂 یکی از این دو نفر تحت حمایت فرانسه برای آزادی بیان قرار گرفت و دیگری به جرمِ تن ندادن به سانسور تلگرام در فرانسه دستگیر شد.
🍂 به یکی از این دو بهترین خانه را در قلب نوفللوشاتو دادند و تمام خبرنگاران جهان را دعوت کردند تا صدایش را به جهان مخابره کنند و دیگری که تا دیروز آزادانه در امارت زندگی میکرد، بهمحض پاگذاشتن به فرانسه دستگیر شد.
🍂 یکی از این دو با وجود سابقهی اعتراض و سخنرانی علیه اعطای «حق رای به زنان» در سال ۴۲، بعنوان رهبری آزادیخواه(!) با شعار حمایت از دموکراسی و آزادی بیان، توسط دولت فرانسه حمایت شد و دیگری به جرم تلاش برای رفع سانسور در فرانسه دستگیر شد.
🍂 یکی از این دو با هواپیمای فرانسه تا ایران اسکورت شد. هنگام پیادهشدن از هواپیما زیر بازویش را جاسوس رسمی فرانسه گرفت که ملبّس به لباس خلبانی بود! و اینگونه او را به خاک ایران نزول اجلال کردند و دیگری را بهخاطر فراهم آوردن امکانات رفع سانسور، به محض ورود به خاک فرانسه دستگیر کرد.
🍂 پاول دورف، مجبور شد از کشورش روسیه برود چون حاضر نشد دیتابیس و اطلاعات کاربران را در اختیار پوتین قرار دهد.
🍂 باید اعتراف کنم خوشحالم از ویروسی که بر تن فرانسه و انگلیس افتاده. همان ویروسی که سال ۵۷ بر جان ما روانهاش کردند. خوشحالم از درازای صفهای نمازجماعت در پاریس و لندن.
🍂 در تمام این سالهایی که به جهت شغل نویسندگی، جریانات اجتماعی و سیاسی جهان را در حد بضاعتِ فهم خویش، موشکافانه دنبال کردم، هیچ چیزی را به اندازهی «استاندارد دوگانه» داشتن، نشانهی رفتار سالوس و کثیف حکومتها و افراد نمیدانم.
🍂 از نظر من برخورد دوگانه با موضوع واحد، آن هم درست در برابر چشمها و افکار عمومی، نتیجهی قطعیاش، سقوط اخلاق و فضیلت است و بس.
🍂 در تمام این سالهایی که سعی کردم انواع جریانهای فکری را واکاوی کنم، هیچ جریان فکریای را به اندازهی فضیلتفروشان کثیف نیافتم.
🍂 فضیلتفروشان غوغاسالارانی هستند که کارشان تجارتِ شعارها و تئوریها، دمیدن در بوق اخلاق، دموکراسی و آزادی بیان است؛ در حالی که وقتی پای عمل در میان باشد، هرگز توان زیستن تئوریهای خویش را ندارند. به نظر من دموکراسی در اروپا در شرف در غلتیدن به چاه فاضلاب است. در چنین روزگاری که «همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم»، امیدوارم ایلان ماسک بههنگام کوچ از زمین به مریخ، جایی هم داشتهباشد برای کسانی که از دنیای بوقسالار خستهشدهاند.
.
#سیاست#فرانسه #مکرون #روسیه #پاول_دوروف #تلگرام #آزادی_بیان #روحالله_خمینی #خمینی #پاریس #رمزارز #دموکراسی #سانسور #انقلاب_اسلامی #پوتین #حریم_خصوصی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘راهی برای مبارزه با آزادی اینترنت
🍂 دیشب که خبر دستگیری دوروف تازه منتشر شده بود، رسانهها میگفتند او به اتهام «فراهم کردن بستری برای کلاهبرداری، پولشویی، قاچاق مواد مخدر و کودکآزاری» بازداشت شدهاست. اما حالا در اروپا یک روز کاری گذشته و همین رسانهها فرصت کردهاند کاملتر به موضوع بپردازند؛ مثلاً گاردین چند ساعت پیش یک مقالهی نسبتاً مفصلتر دربارهی دوروف منتشر کردهاست. اینجا هم در یک خط گفته که برخی افراد از تلگرام برای مقاصد مجرمانهای مانند کلاهبرداریها و کودکآزاریها استفاده میکنند. اما سپس جهت نوشته کاملاً عوض میشود و ما در ادامهی مقاله فقط میخوانیم که تلگرام شبکهی اجتماعی اصلی علاقمندان به نظریههای توطئه، disinformation، و—درست حدس زدید—راستهای افراطی شده است!
🍂 جالب این که در جایی اشاره میشود که گروهی به اسم Hope Not Hate به این نتیجه رسیده که تلگرام تبدیل شده به اپ منتخب نژادپرستان (کلمهی رمز ووکها برای مخالفان خود) و افراطیها و «فاضلاب محتوای یهودستیزانه» و تلگرام نیز هیچ تلاشی برای محدودسازی محتوای افراطی نمیکند. این Hope Not Hate، که ادعا میکند گروه پیشرو مبارزه با فاشیسم در انگلیس است، ۳۳ هزار دنبالکننده در اینستاگرام و ۱۲۰ هزار دنبالکننده در توییتر دارد. از این موارد فراوان هستند؛ اما چرا یک سازمان اقلیت به این نتیجه میرسد که میتواند برای محدودسازی یک پلتفرم خصوصی با حدوداً یک میلیارد کاربر تصمیمگیری کند؟
🍂 چون چیزی که این مبارزان فاشیسم با آن مبارزه میکنند، دقیقاً آزادی همان یک میلیارد نفر است، نه سوءاستفادهی یک مشت پدوفیل و یهودستیز یا هر گروهی که به آن اشاره میشود. در تمام تاریخ همیشه اقلیتی بودند که شَر یک اقلیت دیگر را بهانهای برای محدود کردن آزادی تمام انسانها میدانستند. این موضوع بر آزادیخواهان گذشته هم پوشیده نبود و در بسیاری از نوشتههای کلاسیک دفاع از آزادی بیان همیشه با این نکته برخورد میکنیم که اقلیتی همواره از آزادی رسانهها سوءاستفاده میکنند، اما این نمیتواند و نباید بهانهی مشروعی برای محدود کردن یکی دیگر از آزادیهای مردم باشد.
🍂 کسی مثل جان استوارت میل حتی چنان پیش میرود که میگوید آزاد بودن این افراد در بیان عقایدشان بهترین راه برای مبارزه با آنهاست؛ برعکس، محدود کردن آزادی بیان آنها باعث میشود تا مردم آمادگی ذهنی خود را برای مقابله با آنها از دست بدهند.
🍂 اگر هدف مبارزه با نژادپرستی و کودکآزاری است، شنیدن مداوم حرفها و استدلالهای این گروهها و برنامههایشان باعث میشود تا همیشه و هرجا که کوچکترین نشانهای ازشان ببینیم متوجه شده و مقابله کنیم. در مقابل، ساکت کردنشان، حذفشان از همهی پلتفرمها، نهتنها مانعی برای ارتکاب جرم نیست، بلکه حتی باعث میشود تا بتوانند در سکوت و بدون این که کسی متوجه شود مقدمات جنایات خود را فراهم کنند.
🍂 مردم زمانی متوجه اینها خواهند شد که دیگر کار از کار گذشته، درحالیکه اگر واقعاً میدانستند یک نژادپرست، یا زنستیز، یا کودکآزار چه عقایدی دارد، سادهتر او را شناسایی میکردند. یا حداقل اگر میدیدند که این افراد چنان فراوانند که مثلاً در تلگرام بهصورت سازمانیافته فعالیت دارند، بیشتر خود را آماده میکردند.
🍂 در هر صورت، فقط خود را فریب میدهیم اگر فکر کنیم که مشکل اصلی دولتها با افرادی که در راستای آزادی اینترنت کار میکنند، مبارزه با شرهایی مثل نژادپرستی و کودکآزاری باشد. خیلیها از قبل بهروشنی نشان دادهاند (مثلاً این اقدام سال گذشتهی دولت فرانسه در رابطه با تلگرام) که مشکل اصلیشان دقیقاً آزادی اینترنت هست، نه چیزی دیگر.
🍂 البته خوشبینانه میتوان گفت اتهاماتی که رسانهها میگویند دوروف بهخاطرشان دستگیر شده بسیار بیپایهتر از آن هستند که در یک دادگاه درستحسابی بتوان با اتکا به آنها انسانی را محکوم کرد. اما این دستگیری مطمئناً آغاز یک راه بسیار نگرانکنندهتر برای مبارزه با آزادی بیان در اینترنت خواهد بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @austro_libertarian
🍂 دیشب که خبر دستگیری دوروف تازه منتشر شده بود، رسانهها میگفتند او به اتهام «فراهم کردن بستری برای کلاهبرداری، پولشویی، قاچاق مواد مخدر و کودکآزاری» بازداشت شدهاست. اما حالا در اروپا یک روز کاری گذشته و همین رسانهها فرصت کردهاند کاملتر به موضوع بپردازند؛ مثلاً گاردین چند ساعت پیش یک مقالهی نسبتاً مفصلتر دربارهی دوروف منتشر کردهاست. اینجا هم در یک خط گفته که برخی افراد از تلگرام برای مقاصد مجرمانهای مانند کلاهبرداریها و کودکآزاریها استفاده میکنند. اما سپس جهت نوشته کاملاً عوض میشود و ما در ادامهی مقاله فقط میخوانیم که تلگرام شبکهی اجتماعی اصلی علاقمندان به نظریههای توطئه، disinformation، و—درست حدس زدید—راستهای افراطی شده است!
🍂 جالب این که در جایی اشاره میشود که گروهی به اسم Hope Not Hate به این نتیجه رسیده که تلگرام تبدیل شده به اپ منتخب نژادپرستان (کلمهی رمز ووکها برای مخالفان خود) و افراطیها و «فاضلاب محتوای یهودستیزانه» و تلگرام نیز هیچ تلاشی برای محدودسازی محتوای افراطی نمیکند. این Hope Not Hate، که ادعا میکند گروه پیشرو مبارزه با فاشیسم در انگلیس است، ۳۳ هزار دنبالکننده در اینستاگرام و ۱۲۰ هزار دنبالکننده در توییتر دارد. از این موارد فراوان هستند؛ اما چرا یک سازمان اقلیت به این نتیجه میرسد که میتواند برای محدودسازی یک پلتفرم خصوصی با حدوداً یک میلیارد کاربر تصمیمگیری کند؟
🍂 چون چیزی که این مبارزان فاشیسم با آن مبارزه میکنند، دقیقاً آزادی همان یک میلیارد نفر است، نه سوءاستفادهی یک مشت پدوفیل و یهودستیز یا هر گروهی که به آن اشاره میشود. در تمام تاریخ همیشه اقلیتی بودند که شَر یک اقلیت دیگر را بهانهای برای محدود کردن آزادی تمام انسانها میدانستند. این موضوع بر آزادیخواهان گذشته هم پوشیده نبود و در بسیاری از نوشتههای کلاسیک دفاع از آزادی بیان همیشه با این نکته برخورد میکنیم که اقلیتی همواره از آزادی رسانهها سوءاستفاده میکنند، اما این نمیتواند و نباید بهانهی مشروعی برای محدود کردن یکی دیگر از آزادیهای مردم باشد.
🍂 کسی مثل جان استوارت میل حتی چنان پیش میرود که میگوید آزاد بودن این افراد در بیان عقایدشان بهترین راه برای مبارزه با آنهاست؛ برعکس، محدود کردن آزادی بیان آنها باعث میشود تا مردم آمادگی ذهنی خود را برای مقابله با آنها از دست بدهند.
🍂 اگر هدف مبارزه با نژادپرستی و کودکآزاری است، شنیدن مداوم حرفها و استدلالهای این گروهها و برنامههایشان باعث میشود تا همیشه و هرجا که کوچکترین نشانهای ازشان ببینیم متوجه شده و مقابله کنیم. در مقابل، ساکت کردنشان، حذفشان از همهی پلتفرمها، نهتنها مانعی برای ارتکاب جرم نیست، بلکه حتی باعث میشود تا بتوانند در سکوت و بدون این که کسی متوجه شود مقدمات جنایات خود را فراهم کنند.
🍂 مردم زمانی متوجه اینها خواهند شد که دیگر کار از کار گذشته، درحالیکه اگر واقعاً میدانستند یک نژادپرست، یا زنستیز، یا کودکآزار چه عقایدی دارد، سادهتر او را شناسایی میکردند. یا حداقل اگر میدیدند که این افراد چنان فراوانند که مثلاً در تلگرام بهصورت سازمانیافته فعالیت دارند، بیشتر خود را آماده میکردند.
🍂 در هر صورت، فقط خود را فریب میدهیم اگر فکر کنیم که مشکل اصلی دولتها با افرادی که در راستای آزادی اینترنت کار میکنند، مبارزه با شرهایی مثل نژادپرستی و کودکآزاری باشد. خیلیها از قبل بهروشنی نشان دادهاند (مثلاً این اقدام سال گذشتهی دولت فرانسه در رابطه با تلگرام) که مشکل اصلیشان دقیقاً آزادی اینترنت هست، نه چیزی دیگر.
🍂 البته خوشبینانه میتوان گفت اتهاماتی که رسانهها میگویند دوروف بهخاطرشان دستگیر شده بسیار بیپایهتر از آن هستند که در یک دادگاه درستحسابی بتوان با اتکا به آنها انسانی را محکوم کرد. اما این دستگیری مطمئناً آغاز یک راه بسیار نگرانکنندهتر برای مبارزه با آزادی بیان در اینترنت خواهد بود.
.
🗄پست مرتبط
📕خمینی و پاول دورف
📕بازداشت پاول دوروف: حادثهای جنجالی در فرانسه
.
#سیاست #نقد_چپ#فرانسه #راست_افراطی #نژادپرستی #فاشیسم #فلسفه_سیاست #مکرون #روسیه #پاول_دوروف #تلگرام #آزادی_بیان #پاریس #رمزارز #دموکراسی #نظریه_توطئه #سانسور #حریم_خصوصی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @austro_libertarian
the Guardian
Authorities extend detention of Telegram app founder Pavel Durov after Paris arrest
Russian-born billionaire said to have ‘miscalculated’ by visiting France during inquiry into crime on his platform
📘آیا حافظ شراب میخورد؟
— سوالات مهمل اما خطرناک در نقد ادبی
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 یکی سری سوالات اخلاقی- کلامی در نقد ادبی سنتی وجود دارد که شبیه به سوالات عقیدتی - سیاسیِ قبل از استخدام در ایران معاصر اسلامی است. تبار این سوالات بر میگردد به عصر قرون وسطا و گفتمان انگیزاسیون و تفتیش عقاید، با این فرض که گاهی عقیدهی فرد، میتواند برای دیگران خطرناک باشد؛ بنابراین آزادی بیان همیشه مشروط به سانسور حکومتی است. چنانکه سقراط با همین گفتمان به مرگ محکوم شدِ؛ بنابراین این نوع سوالات ماهیتا سوالات قرون وسطاییایند.
🍂 اینکه منظور حافظ از «می»، می «الهی» است یا «انگوری» است؟ چیزی از متن شعر حافظ را رمزگشایی نمیکند. چنانکه هنوز هم این سوالات را طرح میکنند و به پاسخهای متناقض میرسند. این سوالات را حتی در عصرِ حافظ هم هرگز هیچ شاعرِ عارفی دوست نداشت که طرح شود، چه رسد به حافظ که به صنعت کردنِ «فرمالیستی - زیباییشناختی» معتقد بود.
🍂 اساسا زیباییشناسی شعر حافظ بر اساس همین مفروضات دوگانه یا تقابلهای دوگانه است. نقد ادبی قدمایی معطوف به «مولف» این بود که میخواستند بدانند که آیا فلان شاعر «شیعه» است یا «قرمطی». ماجرای قرمطی بودنِ حسنک و اعدام او، مثال معروفیست یا شرح زندگی آواره یمگان (ناصر خسرو)، معرف حضور منتقدان ادبی هست.
🍂 از سوی دیگر، سوالات مهمل عقیدتی، سوالات حکومتهای ایدئولوژیک هم هست. و اصلا کار ممیزی و سانسور حکومتی این است که فلان شعر «له ماست یا علیه ما»؟ اگر علیه ماست پس باید حذف شود. سوالات عقیدتی اساسا سوالات ادبی هنری و زیباییشناختی نیستند و اساسا ربطی به نقد ادبی ندارند؛ بنابراین، هرگاه توسط کسی طرح شود، او را تبدیل به یک مامور سیاسی و ایدئولوژیک میکند، نه منتقد ادبی.
🍂 یکی از مهمترین عواملی که سبب شد تا در قرن بیستم نقد ادبی از رویکرد مولفمحور به سمت رویکردهای متنمحور و خوانندهمحور گرایش پیدا کند، نجات هنر از یکسری سوالات افلاطونی خطرناک بود تا نقد به دموکراسی نزدیک شود؛ زیرا رویکرد مولفمحور، مدام با زندگی خصوصی مولف کار داشت و با این فرض که اثر هنری همان عقیدۀ هنرمند یا شاعر است، به تفتیش عقاید مولف میپرداخت.
🍂 اکنون دیگر عصر این نوع سوالات خطرناک نیست؛ زیرا این نوع سوالات از هر کسی صادر شود، ثابت میکند که او هنوز در جستجوی نشانههایی برای تفتیش عقاید دیگران است.
🗄پست مرتبط
📕من و انکارِ شراب! این چه حکایت باشد؟
📻 سرزمین شراب، طرب و قربانی
📺 جرعههایی از شراب هزارسالۀ خیام
📺 حرمت شراب و هویت مؤلفان قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @tabarshenasi_ketab
— سوالات مهمل اما خطرناک در نقد ادبی
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 یکی سری سوالات اخلاقی- کلامی در نقد ادبی سنتی وجود دارد که شبیه به سوالات عقیدتی - سیاسیِ قبل از استخدام در ایران معاصر اسلامی است. تبار این سوالات بر میگردد به عصر قرون وسطا و گفتمان انگیزاسیون و تفتیش عقاید، با این فرض که گاهی عقیدهی فرد، میتواند برای دیگران خطرناک باشد؛ بنابراین آزادی بیان همیشه مشروط به سانسور حکومتی است. چنانکه سقراط با همین گفتمان به مرگ محکوم شدِ؛ بنابراین این نوع سوالات ماهیتا سوالات قرون وسطاییایند.
🍂 اینکه منظور حافظ از «می»، می «الهی» است یا «انگوری» است؟ چیزی از متن شعر حافظ را رمزگشایی نمیکند. چنانکه هنوز هم این سوالات را طرح میکنند و به پاسخهای متناقض میرسند. این سوالات را حتی در عصرِ حافظ هم هرگز هیچ شاعرِ عارفی دوست نداشت که طرح شود، چه رسد به حافظ که به صنعت کردنِ «فرمالیستی - زیباییشناختی» معتقد بود.
🍂 اساسا زیباییشناسی شعر حافظ بر اساس همین مفروضات دوگانه یا تقابلهای دوگانه است. نقد ادبی قدمایی معطوف به «مولف» این بود که میخواستند بدانند که آیا فلان شاعر «شیعه» است یا «قرمطی». ماجرای قرمطی بودنِ حسنک و اعدام او، مثال معروفیست یا شرح زندگی آواره یمگان (ناصر خسرو)، معرف حضور منتقدان ادبی هست.
🍂 از سوی دیگر، سوالات مهمل عقیدتی، سوالات حکومتهای ایدئولوژیک هم هست. و اصلا کار ممیزی و سانسور حکومتی این است که فلان شعر «له ماست یا علیه ما»؟ اگر علیه ماست پس باید حذف شود. سوالات عقیدتی اساسا سوالات ادبی هنری و زیباییشناختی نیستند و اساسا ربطی به نقد ادبی ندارند؛ بنابراین، هرگاه توسط کسی طرح شود، او را تبدیل به یک مامور سیاسی و ایدئولوژیک میکند، نه منتقد ادبی.
🍂 یکی از مهمترین عواملی که سبب شد تا در قرن بیستم نقد ادبی از رویکرد مولفمحور به سمت رویکردهای متنمحور و خوانندهمحور گرایش پیدا کند، نجات هنر از یکسری سوالات افلاطونی خطرناک بود تا نقد به دموکراسی نزدیک شود؛ زیرا رویکرد مولفمحور، مدام با زندگی خصوصی مولف کار داشت و با این فرض که اثر هنری همان عقیدۀ هنرمند یا شاعر است، به تفتیش عقاید مولف میپرداخت.
🍂 اکنون دیگر عصر این نوع سوالات خطرناک نیست؛ زیرا این نوع سوالات از هر کسی صادر شود، ثابت میکند که او هنوز در جستجوی نشانههایی برای تفتیش عقاید دیگران است.
🗄پست مرتبط
📕من و انکارِ شراب! این چه حکایت باشد؟
📻 سرزمین شراب، طرب و قربانی
📺 جرعههایی از شراب هزارسالۀ خیام
📺 حرمت شراب و هویت مؤلفان قرآن
.
#نقد_ادبی #حافظ#شراب #شراب_حافظ #دیوان_حافظ #تفتیش_عقیده #آزادی_بیان
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @tabarshenasi_ketab
Telegram
نقدآگین
من و انکارِ شراب! این چه حکایت باشد؟
غالباً این قَدَرَم عقل و کِفایت باشد
تا به غایت رهِ میخانه نمیدانستم
ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد
زاهد و عُجب و نماز و من و مستی و نیاز
تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد
زاهد ار راه به رندی نَبَرَد معذور است…
غالباً این قَدَرَم عقل و کِفایت باشد
تا به غایت رهِ میخانه نمیدانستم
ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد
زاهد و عُجب و نماز و من و مستی و نیاز
تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد
زاهد ار راه به رندی نَبَرَد معذور است…
Telegram
نقدآگین
📘ذهن بچهشیعه، غرقه در دریایی از فانتزیها
— فاصله کیهانیِ ایتا/صداوسیما با واقعیتهای میدانی
✍🏻 #بهروز_ساداتینژاد
🔸به بهانۀ این کلیپ، مناسب دانستم که به فاجعۀ شکافِ عمیقِ میانِ فضای ایتا و صداوسیما و مابقی هممنقلیهای روزنامۀ کیهان با واقعیاتِ میدانی بپردازم! اگر توزیع و فروشِ مواد مخدر جرم است، پس بیشک آن سوپر-مخدراتِ ایدئولوژیک که ذهن یک ملت را تا مرزِ جنون و مالیخولیا و جلقزدن مداوم سیاسی مسموم کرده، باید هزاربار جرم بزرگتری دانست.
❓اما راه علاج چیست؟ همان چیزی که جان استوارتمیل در قرن نوزدهم فریاد زد و هابرماس در قرن بیستویکم روی آن پافشاری کرد: آزادی.
🔸آزادیِ بیان و آزادیِ رسانه، تنها پادزهرِ این دامنزنندگان به خلسۀ خطرناکِ جمعیست. هر متوهمی وقتی مجبور شود صداهای متفاوت را بشنود، ناچار است در توهماتش شک کند؛ وگرنه در غیابِ بازار آزادِ اندیشه، حتی مردهریگِ عقل هم در این خاکِ لعنتی میپوسد.
🔸اما فاجعه و دردی که بدان مبتلائیم فقط سانسورِ رسانهای نیست، فاجعۀ بزرگتر این است که فرهنگِ مذهبی غالب (شیعه)، خودش بدل به یک «ماشینِ قدرتمندِ تخدیر جمعی» شدهاست. در سنت شیعه، شکست و تحقیر تاریخی نه با تحلیل عقلانی و صادقانه و بیرحمانه و برنامهریزی جدی برای آینده، بلکه با اسطورهسازی از مظلومیت و پناه بردن به تخیلاتِ آخرالزمانی پاسخ داده میشود. حسین و عاشورا برای مردم این خاک، نه یک هشدار برای عبرتگیری و تاملاتِ جدیِ سیاسی با بهرهگیری از دانش روز سیاست، که تریاکیست تا با آن خود را از تلخیِ واقعیت جدا کنند. ظهور مهدی و انتقامِ او هم همان وعدۀ کاذب پوچکنندهایست که اجازه میدهد هر خطا و فسادی را تحمل کنند، به امید آنکه «او روزی خواهد آمد و همهچیز را درست خواهد کرد».
🔸اما در سوی دیگر، یهودیان قرار دارند؛ قومی که بارها و بارها دچار ویرانی، تبعید و قتلعام شدهاند. با این حال، هر بار بهجای فرار به سوی توهمات آخرالزمانی، شکستهای خود را تحلیل کرده و از دل همین شکستها، فلسفهای برای بقا و بازسازی بنا کردهاند.
🔸مانند شیعه که عاشورا را بهعنوان یک نقطه عطف و امر هویتبخش در نظر میگیرد، یهودیت هم ویرانی معبد را بعنوان یک آموزه برای تجدید ساخت تمدن و هویت جمعی خود در نظر گرفتهاست. یکی در عاطفه و مرثیه غرق میشود، و دیگری در تدبیر عقلانی و برنامهریزی برای آینده. شاید تفاوت در این است که در حالیکه یکی در مراسم عزاداری محرم، خود را قربانی تاریخ میبیند و با قمه و زنجیر و و دست و گِل بر سر و روی خود میکوبد و چون کمخردترین کودکان ناله میزند، دیگری در تلآویو برای صد سال بعد برنامهریزی میکند؛ همانطور که برای نبرد امروز بیش از ۲۰ سال است که در حال برنامهریزیِ دقیق و واقعگرایانه بودهاست.
🔸این وارونگی عقل، این فرار دائمی از مواجهه با واقعیتهای تلخ، همان چیزیست که نیچه آن را «اخلاق بردگان» مینامید: ستایش ضعف، مظلومنمایی، و توهمِ پیروزی در جهانی خیالی.
🔸نئویِ ساندیسیِ ما، در واقعیت، چیزی جز همان شاهِ لختِ اندرسن نیست که مریدانِ بیچاره و در اسارتِ ایتا و کیهان و صداوسیما، جامههای زرینِ شجاعت را بر او تصور کردهاند. اما چون هیچ رسانۀ آزادی نیست که از دل بوقهای رسمی و پر خرج حکومتی، برهنگیاش را جار بزند، جماعتِ مسخشده هنوز خیال میکنند قهرمانی بیبدیل دارند و یکسوم اسرائیل را شخم زدهاند؛ و بزودیِ زود، امام زمان هم از رختکن تاریخی و دلِ چاه بستهشدۀ جمکران، به «تیم برنده»شان میپیوندد، و همۀ اسرائیل را تصرف میکنند و یهودیان را به دریا میریزند و بنا بر تصور غلط و توهمآلودشان از آیهای از قرآن، بنا بر حدیثی تفسیرگونه، زیر سنگ هم که باشند، پیدایشان میکنند!
🔸جان لاک میگفت «آزادی فردی» شرطِ لازمِ «عقلانیت جمعی»ست؛ اما در ذیل حکومت دینی، آزادی چون دزدِ مفلوکیست که از همان ابتدا حلقآویز میشود. نتیجه چه میشود؟ در کلیپهای صداوسیما میشود گلولهها با دست الاهی یک رهبرِ خیلی شجاع متوقف شود؛ چون در غیابِ آزادی، هر دروغی را میتوان فروخت.
🔸راه نجات تنها از همان چیزی میگذرد که فیلسوفان لیبرال یکصدا هشدار دادهاند: باید بازارِ آزادِ افکار برقرار شود. باید فریاد مخالفان از بوقهای سانسور بلندتر شود. فقط در چنین فضاییست که مرید مغزشسته شاید جرأت کند بپرسد: «شاید قهرمانم، فقط مترسکی پوشالی بود که به یمن فضای بستۀ رسانهای به من غالب کردهبودند؟» و همان روز است که کارخانۀ خودفریبی بطور اساسی از حرکت بازمیایستد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فاصله کیهانیِ ایتا/صداوسیما با واقعیتهای میدانی
✍🏻 #بهروز_ساداتینژاد
🔸به بهانۀ این کلیپ، مناسب دانستم که به فاجعۀ شکافِ عمیقِ میانِ فضای ایتا و صداوسیما و مابقی هممنقلیهای روزنامۀ کیهان با واقعیاتِ میدانی بپردازم! اگر توزیع و فروشِ مواد مخدر جرم است، پس بیشک آن سوپر-مخدراتِ ایدئولوژیک که ذهن یک ملت را تا مرزِ جنون و مالیخولیا و جلقزدن مداوم سیاسی مسموم کرده، باید هزاربار جرم بزرگتری دانست.
❓اما راه علاج چیست؟ همان چیزی که جان استوارتمیل در قرن نوزدهم فریاد زد و هابرماس در قرن بیستویکم روی آن پافشاری کرد: آزادی.
🔸آزادیِ بیان و آزادیِ رسانه، تنها پادزهرِ این دامنزنندگان به خلسۀ خطرناکِ جمعیست. هر متوهمی وقتی مجبور شود صداهای متفاوت را بشنود، ناچار است در توهماتش شک کند؛ وگرنه در غیابِ بازار آزادِ اندیشه، حتی مردهریگِ عقل هم در این خاکِ لعنتی میپوسد.
🔸اما فاجعه و دردی که بدان مبتلائیم فقط سانسورِ رسانهای نیست، فاجعۀ بزرگتر این است که فرهنگِ مذهبی غالب (شیعه)، خودش بدل به یک «ماشینِ قدرتمندِ تخدیر جمعی» شدهاست. در سنت شیعه، شکست و تحقیر تاریخی نه با تحلیل عقلانی و صادقانه و بیرحمانه و برنامهریزی جدی برای آینده، بلکه با اسطورهسازی از مظلومیت و پناه بردن به تخیلاتِ آخرالزمانی پاسخ داده میشود. حسین و عاشورا برای مردم این خاک، نه یک هشدار برای عبرتگیری و تاملاتِ جدیِ سیاسی با بهرهگیری از دانش روز سیاست، که تریاکیست تا با آن خود را از تلخیِ واقعیت جدا کنند. ظهور مهدی و انتقامِ او هم همان وعدۀ کاذب پوچکنندهایست که اجازه میدهد هر خطا و فسادی را تحمل کنند، به امید آنکه «او روزی خواهد آمد و همهچیز را درست خواهد کرد».
🔸اما در سوی دیگر، یهودیان قرار دارند؛ قومی که بارها و بارها دچار ویرانی، تبعید و قتلعام شدهاند. با این حال، هر بار بهجای فرار به سوی توهمات آخرالزمانی، شکستهای خود را تحلیل کرده و از دل همین شکستها، فلسفهای برای بقا و بازسازی بنا کردهاند.
🔸مانند شیعه که عاشورا را بهعنوان یک نقطه عطف و امر هویتبخش در نظر میگیرد، یهودیت هم ویرانی معبد را بعنوان یک آموزه برای تجدید ساخت تمدن و هویت جمعی خود در نظر گرفتهاست. یکی در عاطفه و مرثیه غرق میشود، و دیگری در تدبیر عقلانی و برنامهریزی برای آینده. شاید تفاوت در این است که در حالیکه یکی در مراسم عزاداری محرم، خود را قربانی تاریخ میبیند و با قمه و زنجیر و و دست و گِل بر سر و روی خود میکوبد و چون کمخردترین کودکان ناله میزند، دیگری در تلآویو برای صد سال بعد برنامهریزی میکند؛ همانطور که برای نبرد امروز بیش از ۲۰ سال است که در حال برنامهریزیِ دقیق و واقعگرایانه بودهاست.
🔸این وارونگی عقل، این فرار دائمی از مواجهه با واقعیتهای تلخ، همان چیزیست که نیچه آن را «اخلاق بردگان» مینامید: ستایش ضعف، مظلومنمایی، و توهمِ پیروزی در جهانی خیالی.
🔸نئویِ ساندیسیِ ما، در واقعیت، چیزی جز همان شاهِ لختِ اندرسن نیست که مریدانِ بیچاره و در اسارتِ ایتا و کیهان و صداوسیما، جامههای زرینِ شجاعت را بر او تصور کردهاند. اما چون هیچ رسانۀ آزادی نیست که از دل بوقهای رسمی و پر خرج حکومتی، برهنگیاش را جار بزند، جماعتِ مسخشده هنوز خیال میکنند قهرمانی بیبدیل دارند و یکسوم اسرائیل را شخم زدهاند؛ و بزودیِ زود، امام زمان هم از رختکن تاریخی و دلِ چاه بستهشدۀ جمکران، به «تیم برنده»شان میپیوندد، و همۀ اسرائیل را تصرف میکنند و یهودیان را به دریا میریزند و بنا بر تصور غلط و توهمآلودشان از آیهای از قرآن، بنا بر حدیثی تفسیرگونه، زیر سنگ هم که باشند، پیدایشان میکنند!
قیامت بر پا نمیشود تا زمانی که مسلمانان با یهودیان جنگ کنند و آنها را بکشند، تا جایی که یهودیها حتی اگر زیر سنگ یا درختی پنهان شوند، سنگ یا درخت به مسلمان خواهد گفت: ای مسلمان، این یهودی در پشت من است، او را بکش.
🔸جان لاک میگفت «آزادی فردی» شرطِ لازمِ «عقلانیت جمعی»ست؛ اما در ذیل حکومت دینی، آزادی چون دزدِ مفلوکیست که از همان ابتدا حلقآویز میشود. نتیجه چه میشود؟ در کلیپهای صداوسیما میشود گلولهها با دست الاهی یک رهبرِ خیلی شجاع متوقف شود؛ چون در غیابِ آزادی، هر دروغی را میتوان فروخت.
🔸راه نجات تنها از همان چیزی میگذرد که فیلسوفان لیبرال یکصدا هشدار دادهاند: باید بازارِ آزادِ افکار برقرار شود. باید فریاد مخالفان از بوقهای سانسور بلندتر شود. فقط در چنین فضاییست که مرید مغزشسته شاید جرأت کند بپرسد: «شاید قهرمانم، فقط مترسکی پوشالی بود که به یمن فضای بستۀ رسانهای به من غالب کردهبودند؟» و همان روز است که کارخانۀ خودفریبی بطور اساسی از حرکت بازمیایستد.
.
#حکومت_اسلامی #لیبرالیسم #آزادی_اینترنت #آزادی_بیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘خطراتِ ایتا در مقایسه با تلگرام
✍🏻#هدی_محمدی
🍂 ترمهای اول دانشگاه با پدیده فارغ التحصیلان فلان مدرسه مهم تهران آشنا شدیم. بچههایی که در یک فضای محصور فکر میکردند بناست دنیا را تغییر دهند، هیچ فکر و ایدهای جز خودشان را ندیده بودند با آرزوی تشکیل تمدن اسلامی پایشان را به دانشگاه گذاشته بودند! همین رهایی از قید و بند مدرسه کارشان را به جایی رسانده بود که ترم دوم یا درگیر و دار یک رابطه عاشقانه بودند، یا مشغول دود کردن کملهای سفید در حیاط پشتی دانشگاه!
🔺چرا این بلا سرشان آمده بود؟ پاسخی جز رهایی از حبابی که مدرسه صدایش میزدند به ذهنم نمیرسد!
🍂 از داخل یک حباب هیچ چیز به اندازه واقعیاش نیست، بعضی چیزها را کوچکتر میبینی، بعضی چیزها را بزرگتر، بعضی را هم اصلا نمیبینی! بدتر از همه آنکه گمان میکنی در چارچوب امن حبابت قرار داری در حالی که با اولین ضربه «هر آنچه سخت و استوار است دود میشود و به هوا میرود»
🍂 زیست در حباب چه بر سر آدمها میآورد؟ پاسخ به این سوال همان پاسخ به سوال «چرا فیلترینگ ایتا از تلگرام مهمتر است، است».
🔻ایتا بدلایل زیر از تلگرام برای ایران خطرناکتر است:
۱. انباشت فیکنیوز
🍂 ایتا دریای فیکنیوز است، دریایی که کسی به سراغ پاکسازیاش نمیرود. فیکنیوز آنقدر منطبق بر ذائقه مخاطب ایتا طراحی شده که مخاطب احساس نیاز به راستی آزمایی نمیکند:
۲. انباشت توهم دانایی
🍂 شب آتشبس را یادتان هست؟ اهل ایتا دلخور بودند که چرا آتش بس؟ چیزی به تمام شدن کار رژیم نمانده! عده دیگری نگران که آتشبس را قبول نکنید و گرنه تا چند ساعت دیگر رهبری را میزنند! کاربران ایتا عموماً خود را «مطلعترین قشر جامعه» میدانند، در حالی که بیشتر آنها در معرض محتوایی گزینشی، تکراری، هیجانی و تحریفشدهاند. این توهم باعث افزایش رادیکالیسم در هسته حامیان نظام میشود. در واقع افرادی که بنا بود جز پایگاههای فکری نظام باشند، دچار افراط و تحلیلهای غیر واقعی میشوند و به حاکمیت فشارهایی میآورند که علیه عقلانیت محسوب میشود.
۳. نبود تضارب آرا
🍂 در ایتا هیچ صدای منتقدی شنیده نمیشود. نه به دلیل پذیرش جمعی و نه حتی مشکلات تکنولوژیکی که سبب شود منتقدین به این پلتفرم گرایش نداشته باشند. بلکه به دلیل سرکوب، حذف، برچسب زنی، اتهام زنی و...توسط بومیان این پلتفرم.
۴. تضعیف عقلانیت حامیان نظام
🍂 حاکمیت مدتهاست با چالش کم عمق شدن حامیان دست و پنجه نرم میکند. این بحران عمق دلایل متعددی دارد، از سطحی شدن اپوزیسیون تا وراثتی شدن حمایت از نظام و... که پرداخت به آن در این یادداشت نمیگنجد. اما پلتفرمهایی چون ایتا، نقش بسزایی در این تداوم ضعف و تضعیف عقلانیت دارند. چرا که تحلیلهای دم دستی، شبه علمی و غلط در این پلتفرمها جای تحلیلهای علمی و عمیق را گرفتهاند. به این ترتیب مخاطب دچار این خطا میشود که چون محتوا به ظاهر مذهبی و انقلابی است پس حتما درست و علمی است. این چرخه در نهایت به همان افراط و خطاهای فاحش تحلیلی منجر میشود.
۵. ایجاد نسخه جعلی از «مردم»
🍂 دوستی میگفت
در تلگرام یا توییتر، کاربران با اقشار مختلفی از جامعه مواجهاند. اما در ایتا، یک تصویر غیرواقعی از «مردم ایران» بازنمایی میشه؛ مردمی یکدست، انقلابی، و همیشه در حال فریاد علیه دشمن. بگذریم دایره این مردم هر روز کوچکتر و دایره دشمنان هر روز بزرگتر میشود. این تصویر سازی غلط فاصلههای اجتماعی را نادیده میگیرد و تحلیل افراد درباره رفتار جامعه با رخدادهای مختلف را دچار خطا میکند.
🔺در نهایت این پلتفرم حباب گونه به خاطر جو حاکم بر آن در وهله اول به کاربران و در گامهای بعدی به جامعه و حاکمیت آسیب میزند. در داخل پلتفرم ما هر روز پیروزیم و جامعه یک دست است، چیزی به ظهور نمانده و تمدن اسلامی ما هر روز قدرتمندتر میشود. اما آنچه ما را نگران میکند فرداست، فردا که حباب میترکد و فاجعه خیلی دیگر داستان عاشقانه یک جوان ۱۸ ساله یا سیگار کشیدنش در حیاط پشتی دانشگاه تهران نیست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#هدی_محمدی
🍂 ترمهای اول دانشگاه با پدیده فارغ التحصیلان فلان مدرسه مهم تهران آشنا شدیم. بچههایی که در یک فضای محصور فکر میکردند بناست دنیا را تغییر دهند، هیچ فکر و ایدهای جز خودشان را ندیده بودند با آرزوی تشکیل تمدن اسلامی پایشان را به دانشگاه گذاشته بودند! همین رهایی از قید و بند مدرسه کارشان را به جایی رسانده بود که ترم دوم یا درگیر و دار یک رابطه عاشقانه بودند، یا مشغول دود کردن کملهای سفید در حیاط پشتی دانشگاه!
🔺چرا این بلا سرشان آمده بود؟ پاسخی جز رهایی از حبابی که مدرسه صدایش میزدند به ذهنم نمیرسد!
🍂 از داخل یک حباب هیچ چیز به اندازه واقعیاش نیست، بعضی چیزها را کوچکتر میبینی، بعضی چیزها را بزرگتر، بعضی را هم اصلا نمیبینی! بدتر از همه آنکه گمان میکنی در چارچوب امن حبابت قرار داری در حالی که با اولین ضربه «هر آنچه سخت و استوار است دود میشود و به هوا میرود»
🍂 زیست در حباب چه بر سر آدمها میآورد؟ پاسخ به این سوال همان پاسخ به سوال «چرا فیلترینگ ایتا از تلگرام مهمتر است، است».
🔻ایتا بدلایل زیر از تلگرام برای ایران خطرناکتر است:
۱. انباشت فیکنیوز
🍂 ایتا دریای فیکنیوز است، دریایی که کسی به سراغ پاکسازیاش نمیرود. فیکنیوز آنقدر منطبق بر ذائقه مخاطب ایتا طراحی شده که مخاطب احساس نیاز به راستی آزمایی نمیکند:
یکروز عکس دومگا پیکسلی f۳۵ ردیابی شده در آن وایرال میشود. فردا ایران موفق به ساخت f۳۵ رادار گریز میشود و کاربران به ایرانی بودن خود افتخار میکنند!
۲. انباشت توهم دانایی
🍂 شب آتشبس را یادتان هست؟ اهل ایتا دلخور بودند که چرا آتش بس؟ چیزی به تمام شدن کار رژیم نمانده! عده دیگری نگران که آتشبس را قبول نکنید و گرنه تا چند ساعت دیگر رهبری را میزنند! کاربران ایتا عموماً خود را «مطلعترین قشر جامعه» میدانند، در حالی که بیشتر آنها در معرض محتوایی گزینشی، تکراری، هیجانی و تحریفشدهاند. این توهم باعث افزایش رادیکالیسم در هسته حامیان نظام میشود. در واقع افرادی که بنا بود جز پایگاههای فکری نظام باشند، دچار افراط و تحلیلهای غیر واقعی میشوند و به حاکمیت فشارهایی میآورند که علیه عقلانیت محسوب میشود.
۳. نبود تضارب آرا
🍂 در ایتا هیچ صدای منتقدی شنیده نمیشود. نه به دلیل پذیرش جمعی و نه حتی مشکلات تکنولوژیکی که سبب شود منتقدین به این پلتفرم گرایش نداشته باشند. بلکه به دلیل سرکوب، حذف، برچسب زنی، اتهام زنی و...توسط بومیان این پلتفرم.
۴. تضعیف عقلانیت حامیان نظام
🍂 حاکمیت مدتهاست با چالش کم عمق شدن حامیان دست و پنجه نرم میکند. این بحران عمق دلایل متعددی دارد، از سطحی شدن اپوزیسیون تا وراثتی شدن حمایت از نظام و... که پرداخت به آن در این یادداشت نمیگنجد. اما پلتفرمهایی چون ایتا، نقش بسزایی در این تداوم ضعف و تضعیف عقلانیت دارند. چرا که تحلیلهای دم دستی، شبه علمی و غلط در این پلتفرمها جای تحلیلهای علمی و عمیق را گرفتهاند. به این ترتیب مخاطب دچار این خطا میشود که چون محتوا به ظاهر مذهبی و انقلابی است پس حتما درست و علمی است. این چرخه در نهایت به همان افراط و خطاهای فاحش تحلیلی منجر میشود.
۵. ایجاد نسخه جعلی از «مردم»
🍂 دوستی میگفت
ایتا تنها پلتفرمی است که امام زمان در آن ظهور کرده!
در تلگرام یا توییتر، کاربران با اقشار مختلفی از جامعه مواجهاند. اما در ایتا، یک تصویر غیرواقعی از «مردم ایران» بازنمایی میشه؛ مردمی یکدست، انقلابی، و همیشه در حال فریاد علیه دشمن. بگذریم دایره این مردم هر روز کوچکتر و دایره دشمنان هر روز بزرگتر میشود. این تصویر سازی غلط فاصلههای اجتماعی را نادیده میگیرد و تحلیل افراد درباره رفتار جامعه با رخدادهای مختلف را دچار خطا میکند.
🔺در نهایت این پلتفرم حباب گونه به خاطر جو حاکم بر آن در وهله اول به کاربران و در گامهای بعدی به جامعه و حاکمیت آسیب میزند. در داخل پلتفرم ما هر روز پیروزیم و جامعه یک دست است، چیزی به ظهور نمانده و تمدن اسلامی ما هر روز قدرتمندتر میشود. اما آنچه ما را نگران میکند فرداست، فردا که حباب میترکد و فاجعه خیلی دیگر داستان عاشقانه یک جوان ۱۸ ساله یا سیگار کشیدنش در حیاط پشتی دانشگاه تهران نیست.
📕ذهن بچهشیعه، غرقه در دریایی از فانتزیها؛ فاصله کیهانیِ ایتا/صداوسیما با واقعیتهای میدانی
.
#نقد_رسانه #لیبرالیسم #آزادی_اینترنت #آزادی_بیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin