Telegram
نقدآگین
📘دربارۀ کتابِ «غائلۀ هایدگر»
✍🏻#فرهاد_سلیماننژاد (مترجمِ این کتاب)
🍂 با استناد به مطالب این کتاب، مارتین هایدگر یک نازیِ تمامعیار بود و یک نازیِ تمامعیار هم باقی ماند. تعهدش به نازیسم چنان بنیادی بود که تا آخر عمر، کارت عضویتش در حزب نازی را نگه داشت و هیچوقت هم، بهرغم اصرار دو شاگرد یهودیِ پرآوازهاش، هانا آرنت و هربرت مارکوزه، هرگز حاضر نشد بهسبب همراهیاش با نازیسم، در ملاءعام از وجدان عمومی عذرخواهی کند.
🍂 در واقع، همراهیِ هایدگر با نازیسم چنان ریشه در مبانیِ بهاصطلاح "هستیشناسیِ بنیادینِ" او داشت که اساساً هیچگاه نسبت به "حقیقت و عظمتِ درونیِ جنبشِ ناسیونال سوسیالیستیِ" آلمانِ هیتلری تردیدی روا نداشت، و این چیزی است که کارل لوویت، یکی دیگر از شاگردان یهودیِ به همان اندازه پرآوازهی هایدگر، به آن اذعان کرده و در تحلیلش مقالهای عالمانه نوشته است. نقطهی آغاز "غائلهی هایدگر" هم، در واقع، انتشار همین مقاله است که متن آن در این کتاب آمده است.
🍂 بهرغم این واقعیتهای هولناک دربارهی نازیسمِ تزلزلناپذیرِ هایدگر، او و فلسفهاش طی دستکم دو دههی گذشته بر فضای بهاصطلاح روشنفکریِ ایران سیطره داشت. از فعل ماضی استفاده کردم، چون شواهد و قرائنِ بسیاری از افول این سیطرهی بلامنازع حکایت دارند، و این رخداد مبارکی است.
🍂 برای فهمِ دلیلِ مبارک بودنِ این واقعه، کافی است در این درنگ کنید که پسماندهای جریان مبلغ فلسفهی هایدگر در ایران، که تمایل ندارم در اینجا نامی از ایشان ببرم، همچنان سفتوسخت از آرمانهای ایرانسوز انفجار نور دفاع میکنند. باری، افول سیطرهی هایدگر در ایران، با افول آرمانهای انفجار نور بستگیِ معنادار دارد و این واقعاً نویدبخش است.
🍂 امیدوارم این کتاب، که حاویِ مطالب فوقالعاده مهم دربارهی ریشههای فلسفیِ حمایت هایدگر از نازیسم است، در تسریعِ به فرجام رسیدنِ این روندِ افول مفید باشد.
❓ نازیسم در کجای دفترچههای سیاه هایدگر است؟
🍂 این دفترچهها پرده از این واقعیت برمیدارند که در طول دهۀ ۱۹۳۰ و دهۀ ۱۹۴۰، ذهن و فکر هایدگر عمیقاً درگیر بلشویسم، ناسیونالسوسیالیسم، و اَعمالِ بهزعم او ننگین «یهودیت جهانی» بود. آنچه «دفترچههای سیاه» امکانپذیر ساخته، دسترسی به خصوصیترین اندیشههای هایدگر است: جزئیات «دکترین مخفیانۀ» جامعی که فیلسوف در عزلتگاه کلبهاش در جنگل سیاه پرورش داده بود.
🍂 اعتقاد راسخ هایدگر به برتریِ هستیشناختیِ ملت آلمان متضمن این دیدگاه سیاسیِ او است که ملتهای پست و فرومایه را، به نام نامیِ «تاریخ هستی»، عادلانه میتوان تحت ستم قرار داد، و این نکتهای است که ویراستار «دفترچههای سیاه»، پیتر تراونی، در کتاب موجزش «هایدگر و اسطورۀ توطئۀ جهانی یهود»، با قوت تمام به آن پرداخته است.
🍂 در «دفترچههای سیاه»، او بهندرت در حمایت خود از هیتلر دچار تردید میشود و تأکید میکند که این «نهایت خوشاقبالی» است که «پیشوا به واقعیت جدیدی وقوف یافته که اندیشۀ ما را دوباره در مسیر راستین قرار داده و نیروی تازهای در آن دمیده است.» حتی پس از جنگ و بهرغم خواهشهای برخی شاگردانش، هایدگر همچنان از محکوم کردن رژیم امتناع ورزید. هایدگر در یکی از نامههایش به مارکوزه، ادعا کرد که جنایتهای متفقین درست همان اندازه هولناک بودند که جنایتهای متحدین. ضمن اینکه جنایتهای نازیها از مردم آلمان پنهان نگاه داشته شده بود.
🍂 بمبارانهای درسدن و توکیو هر چقدر هم که دهشتناک بوده باشند، در مقایسه با جنایات نازیها در آشویتس، تربلینکا و بابییار ناچیز جلوه میکنند. و اگرچه عموم مردم آلمان از «راهحل نهایی» اطلاع نداشتند، اما ابعاد وسیع مظالم و تبعیدهای نازیها بر همگان آشکار بود. و سرانجام اینکه آیا هایدگر به این فکر نمیکرد که پانصدهزار یهودیِ آلمانی به کجا برده شدند؟
#نقد_کتاب #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#فرهاد_سلیماننژاد (مترجمِ این کتاب)
🍂 با استناد به مطالب این کتاب، مارتین هایدگر یک نازیِ تمامعیار بود و یک نازیِ تمامعیار هم باقی ماند. تعهدش به نازیسم چنان بنیادی بود که تا آخر عمر، کارت عضویتش در حزب نازی را نگه داشت و هیچوقت هم، بهرغم اصرار دو شاگرد یهودیِ پرآوازهاش، هانا آرنت و هربرت مارکوزه، هرگز حاضر نشد بهسبب همراهیاش با نازیسم، در ملاءعام از وجدان عمومی عذرخواهی کند.
🍂 در واقع، همراهیِ هایدگر با نازیسم چنان ریشه در مبانیِ بهاصطلاح "هستیشناسیِ بنیادینِ" او داشت که اساساً هیچگاه نسبت به "حقیقت و عظمتِ درونیِ جنبشِ ناسیونال سوسیالیستیِ" آلمانِ هیتلری تردیدی روا نداشت، و این چیزی است که کارل لوویت، یکی دیگر از شاگردان یهودیِ به همان اندازه پرآوازهی هایدگر، به آن اذعان کرده و در تحلیلش مقالهای عالمانه نوشته است. نقطهی آغاز "غائلهی هایدگر" هم، در واقع، انتشار همین مقاله است که متن آن در این کتاب آمده است.
🍂 بهرغم این واقعیتهای هولناک دربارهی نازیسمِ تزلزلناپذیرِ هایدگر، او و فلسفهاش طی دستکم دو دههی گذشته بر فضای بهاصطلاح روشنفکریِ ایران سیطره داشت. از فعل ماضی استفاده کردم، چون شواهد و قرائنِ بسیاری از افول این سیطرهی بلامنازع حکایت دارند، و این رخداد مبارکی است.
🍂 برای فهمِ دلیلِ مبارک بودنِ این واقعه، کافی است در این درنگ کنید که پسماندهای جریان مبلغ فلسفهی هایدگر در ایران، که تمایل ندارم در اینجا نامی از ایشان ببرم، همچنان سفتوسخت از آرمانهای ایرانسوز انفجار نور دفاع میکنند. باری، افول سیطرهی هایدگر در ایران، با افول آرمانهای انفجار نور بستگیِ معنادار دارد و این واقعاً نویدبخش است.
🍂 امیدوارم این کتاب، که حاویِ مطالب فوقالعاده مهم دربارهی ریشههای فلسفیِ حمایت هایدگر از نازیسم است، در تسریعِ به فرجام رسیدنِ این روندِ افول مفید باشد.
❓ نازیسم در کجای دفترچههای سیاه هایدگر است؟
🍂 این دفترچهها پرده از این واقعیت برمیدارند که در طول دهۀ ۱۹۳۰ و دهۀ ۱۹۴۰، ذهن و فکر هایدگر عمیقاً درگیر بلشویسم، ناسیونالسوسیالیسم، و اَعمالِ بهزعم او ننگین «یهودیت جهانی» بود. آنچه «دفترچههای سیاه» امکانپذیر ساخته، دسترسی به خصوصیترین اندیشههای هایدگر است: جزئیات «دکترین مخفیانۀ» جامعی که فیلسوف در عزلتگاه کلبهاش در جنگل سیاه پرورش داده بود.
🍂 اعتقاد راسخ هایدگر به برتریِ هستیشناختیِ ملت آلمان متضمن این دیدگاه سیاسیِ او است که ملتهای پست و فرومایه را، به نام نامیِ «تاریخ هستی»، عادلانه میتوان تحت ستم قرار داد، و این نکتهای است که ویراستار «دفترچههای سیاه»، پیتر تراونی، در کتاب موجزش «هایدگر و اسطورۀ توطئۀ جهانی یهود»، با قوت تمام به آن پرداخته است.
🍂 در «دفترچههای سیاه»، او بهندرت در حمایت خود از هیتلر دچار تردید میشود و تأکید میکند که این «نهایت خوشاقبالی» است که «پیشوا به واقعیت جدیدی وقوف یافته که اندیشۀ ما را دوباره در مسیر راستین قرار داده و نیروی تازهای در آن دمیده است.» حتی پس از جنگ و بهرغم خواهشهای برخی شاگردانش، هایدگر همچنان از محکوم کردن رژیم امتناع ورزید. هایدگر در یکی از نامههایش به مارکوزه، ادعا کرد که جنایتهای متفقین درست همان اندازه هولناک بودند که جنایتهای متحدین. ضمن اینکه جنایتهای نازیها از مردم آلمان پنهان نگاه داشته شده بود.
🍂 بمبارانهای درسدن و توکیو هر چقدر هم که دهشتناک بوده باشند، در مقایسه با جنایات نازیها در آشویتس، تربلینکا و بابییار ناچیز جلوه میکنند. و اگرچه عموم مردم آلمان از «راهحل نهایی» اطلاع نداشتند، اما ابعاد وسیع مظالم و تبعیدهای نازیها بر همگان آشکار بود. و سرانجام اینکه آیا هایدگر به این فکر نمیکرد که پانصدهزار یهودیِ آلمانی به کجا برده شدند؟
#نقد_کتاب #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دستنوشتههای اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴
✍🏻 #کارل_مارکس
🖊مترجم: حسن مرتضوی
📒تعداد صفحات: ۲۶۲
🔻فهرست
▪️دیباچه
▪️مزد کار
▪️سود سرمایه
▪️اجارهبهای زمین
▪️کار بیگانهشده
▪️برابرنهاد سرمایه و کار؛ مالکیت ارضی و سرمایه
▪️مالکیت خصوصی و کار
▪️در معنای نیازهای انسانی
▪️قدرت پول در جامعۀ بورژوازی
▪️نقدی بر کلیت دیالیکتیک و فلسفۀ هگلی
🍂 دستنوشتههای اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴ یا دستنوشتههای پاریس، مجموعه یادداشتهاییاند که بین آوریل و اوت ۱۸۴۴ توسط کارل مارکس نوشته شدهاند. این یادداشتها در زمان زندگی مارکس و مدتها پس از مرگش منتشر نشد و برای اولین بار در سال ۱۹۳۲ توسط محققان اتحاد شوروی یافته شد و به چاپ رسید.
🍂 کارل مارکس از نوابغ کمنظیریست که جهان ما به خود دیدهاست. تیزبینی، عمق فهم، تشخیصهای فوقالعاده و بصیرتهای درخشانی در آثار مارکس دیده میشود. هرچند بهگمانم تجویزهایش برعکس تشخیصهایش ضعیف، سست، ناپخته و گاه فاجعهبار است.
🍂 دستکم دو بار آثار مارکس را خواندهام و اگر بخواهم کتابی از مارکس را بهترین بدانم آن کتاب قطعا "سرمایه/Das Kapital" نیست، بلکه کتاب "دستنوشتههای اقتصادی و فلسفی" است. هرچند هیچگاه کلانروایت مارکس از تاریخ و جوامع انسانی را قانعکننده نیافتهام، اما بیانصافیست اگر به بسیاری از دغدغههای لطیف انسانی در آثار او توجهی نشان ندهم.
🍂 مارکس در جامعۀ ما به ویژه زیر آوار مارکسیسم آن هم از نوع روسیاش در ببشتر اوقات به صورت کج و معوج تصویر و تصور شدهاست. دوقطبی شیدایی و طرد/انکار دربارهی شخصیتهای بزرگ تاریخی و فکری و فلسفی، البته یکی از آسیبهای جامعۀ ایرانی تا به اکنون است.
✍🏻 #فرهاد
🗄پست مرتبط
📺 تاثیر پول؛ از مقالۀ «در معنای نیازهای انسانی»
#کتاب #نقد_چپ #فلسفیدن #اقتصاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #کارل_مارکس
🖊مترجم: حسن مرتضوی
📒تعداد صفحات: ۲۶۲
🔻فهرست
▪️دیباچه
▪️مزد کار
▪️سود سرمایه
▪️اجارهبهای زمین
▪️کار بیگانهشده
▪️برابرنهاد سرمایه و کار؛ مالکیت ارضی و سرمایه
▪️مالکیت خصوصی و کار
▪️در معنای نیازهای انسانی
▪️قدرت پول در جامعۀ بورژوازی
▪️نقدی بر کلیت دیالیکتیک و فلسفۀ هگلی
🍂 دستنوشتههای اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴ یا دستنوشتههای پاریس، مجموعه یادداشتهاییاند که بین آوریل و اوت ۱۸۴۴ توسط کارل مارکس نوشته شدهاند. این یادداشتها در زمان زندگی مارکس و مدتها پس از مرگش منتشر نشد و برای اولین بار در سال ۱۹۳۲ توسط محققان اتحاد شوروی یافته شد و به چاپ رسید.
🍂 کارل مارکس از نوابغ کمنظیریست که جهان ما به خود دیدهاست. تیزبینی، عمق فهم، تشخیصهای فوقالعاده و بصیرتهای درخشانی در آثار مارکس دیده میشود. هرچند بهگمانم تجویزهایش برعکس تشخیصهایش ضعیف، سست، ناپخته و گاه فاجعهبار است.
🍂 دستکم دو بار آثار مارکس را خواندهام و اگر بخواهم کتابی از مارکس را بهترین بدانم آن کتاب قطعا "سرمایه/Das Kapital" نیست، بلکه کتاب "دستنوشتههای اقتصادی و فلسفی" است. هرچند هیچگاه کلانروایت مارکس از تاریخ و جوامع انسانی را قانعکننده نیافتهام، اما بیانصافیست اگر به بسیاری از دغدغههای لطیف انسانی در آثار او توجهی نشان ندهم.
🍂 مارکس در جامعۀ ما به ویژه زیر آوار مارکسیسم آن هم از نوع روسیاش در ببشتر اوقات به صورت کج و معوج تصویر و تصور شدهاست. دوقطبی شیدایی و طرد/انکار دربارهی شخصیتهای بزرگ تاریخی و فکری و فلسفی، البته یکی از آسیبهای جامعۀ ایرانی تا به اکنون است.
✍🏻 #فرهاد
🗄پست مرتبط
📺 تاثیر پول؛ از مقالۀ «در معنای نیازهای انسانی»
#کتاب #نقد_چپ #فلسفیدن #اقتصاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘حشرهٔ یکروزه و گمانههای آخرالزمانی
✍🏻 #فرهاد_شفتی
🍂 خوانده ام حشراتی هستند که عمری بسیار کوتاه دارند. مثلا حشرهای است با نام علمی Ephemeroptera و نوع خاصی از آن تنها یک روز یا کمتر عمر میکند. بنا بر جستجویی که کردم در فارسی به این نوع، «حشرهٔ یکروزه» میگویند (عنوانی نه چندان نوآورانه اما رسا!). تصور کنیم که این حشرهٔ یکروزه از عقل انسانی بهره برده بود و نیز اخباری از چگونگی پایان جهان در دست داشت. احتمالا وقایع همان یکروزه عمرش را بر این اخبار تطبیق میداد و پایان جهان را نزدیک میدانست. اگر بارانی پرهای نازک او را میآزرد و یا آتشی شاخ برگی را که بر آن آرمیده بود میسوزاند او آنها را از علائم آخر زمان میپنداشت، غافل از اینکه برکهای که در آن زندگی میکند قرنهاست که بارانی از این دست بلکه شدیدتر، و آتشی اینگونه بلکه شعلهورتر دیده است و زندگی ادامه داشته و قریب به یقین روزها و سالها و قرنها بلکه هزاران سال پس از او نیز ادامه خواهد داشت.
🍂 از کجا میدانم که اگر حشرهٔ یکروزه عقل آدمی داشت به چنین سادهاندیشیها دچار میشد؟ چون همین رویکرد را ما آدمیان داریم. وقایع و حوادثی که در این روزگار میبینیم بیگمان بسیار پراهمیتاند. کشته شدن مظلومانهٔ هر فردی مصیبتبار است چه رسد به کشتار انبوه و پیوستهٔ انسانهای بیدفاع. با این حال اگر کمی مطالعه کنیم و بیندیشیم خواهیم دید که آنچه شاهد آنیم یا مشابه آن بارها در تاریخ اتفاق افتاده است و حتی بسیار شدیدتر. مردمان آن روزگاران نیز به فراخور اخبار آخرالزمانیِ دین و مذهب خود، ترکیب حکومت دینی زمان (یا نبود آن) و حوادث ایام را نشانۀ ظهور منجی یا پایان جهان میدانستند. تصور کنیم کسی که ظلم و کشتار و نابسامانیهای امروز او را وا میدارد که تصور کند قیام منجی یا پایان جهان نزدیک است، اگر مثلا در زمان حملۀ مغول یا جنگ جهانی دوم زندگی میکرد چه میگفت!
🍂 انتظارِ یک نجاتبخش میتواند انتظار سازنده و پویایی باشد، اما گمانهزنیها برای تطبیق اخبار و پیشبینی ظهور از یک سو باورها را خدشهدار میکند و از سویی دیگر تعقل و مصلحت و اخلاق را فدای نتیجهگیریها و تصمیمهای نابخردانه میکند. معمولا هم آنها که چنین گمانهزنیهایی میکنند عمرشان کفاف نمیدهد که به نسل پس از خود پاسخگو باشند. جملهای میگویند، مخاطب را به گریه میاندازند، و به رحمت الهی میروند، و پیشگوییشان یا فراموش میشود و یا توسط مریدانشان توجیه میشود.
🍂 عمر انسان بسیار کوتاه است و اگر با عمر جهان مقایسهاش کنیم ما نیز در گروه حشرات یکروزه قرار خواهیم گرفت. با این حال ما انسانها اگرچه معصومیت یک حشره را نداریم (و این خود بخشی از مشکل است) اما امتیاز تعقل داریم و راهی را میشناسیم که میتواند عمر ما را به درازای عمر تاریخ کند تا نگاهمان به روزگاری که در آن هستیم محدود به مقطع کوتاهی از عمرمان نشود و به جای دیدی حشرهوار به این روزگار، دیدی به گسترۀ تاریخ داشته باشیم. آن راهی که میتواند ما را از نگاه حشرهوار نجات دهد مطالعۀ تاریخ است و عبرتگیری از این مطالعه.
🍂 به عنوان نمونه و برای شروع نگاهی کنیم به مقالۀ «زمینهسازیِ ظهور امام زمان(عج) در تاریخ و پیامدهایِ آن» از محمدتقی سهرابی. نویسنده در این مقالۀ خواندنی نشان میدهد که مسلمانان و به خصوص شیعیان در مقاطع متفاوت تاریخی از آغاز اسلام تا دوران معاصر سوانح ایّام را نشانۀ ظهور عنقریب امام زمان یا پایان دنیا میدانستند و در انتها برخی پیامدهای پندارِ نزدیک بودنِ ظهور را توضیح میدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @farhadshafti
✍🏻 #فرهاد_شفتی
🍂 خوانده ام حشراتی هستند که عمری بسیار کوتاه دارند. مثلا حشرهای است با نام علمی Ephemeroptera و نوع خاصی از آن تنها یک روز یا کمتر عمر میکند. بنا بر جستجویی که کردم در فارسی به این نوع، «حشرهٔ یکروزه» میگویند (عنوانی نه چندان نوآورانه اما رسا!). تصور کنیم که این حشرهٔ یکروزه از عقل انسانی بهره برده بود و نیز اخباری از چگونگی پایان جهان در دست داشت. احتمالا وقایع همان یکروزه عمرش را بر این اخبار تطبیق میداد و پایان جهان را نزدیک میدانست. اگر بارانی پرهای نازک او را میآزرد و یا آتشی شاخ برگی را که بر آن آرمیده بود میسوزاند او آنها را از علائم آخر زمان میپنداشت، غافل از اینکه برکهای که در آن زندگی میکند قرنهاست که بارانی از این دست بلکه شدیدتر، و آتشی اینگونه بلکه شعلهورتر دیده است و زندگی ادامه داشته و قریب به یقین روزها و سالها و قرنها بلکه هزاران سال پس از او نیز ادامه خواهد داشت.
🍂 از کجا میدانم که اگر حشرهٔ یکروزه عقل آدمی داشت به چنین سادهاندیشیها دچار میشد؟ چون همین رویکرد را ما آدمیان داریم. وقایع و حوادثی که در این روزگار میبینیم بیگمان بسیار پراهمیتاند. کشته شدن مظلومانهٔ هر فردی مصیبتبار است چه رسد به کشتار انبوه و پیوستهٔ انسانهای بیدفاع. با این حال اگر کمی مطالعه کنیم و بیندیشیم خواهیم دید که آنچه شاهد آنیم یا مشابه آن بارها در تاریخ اتفاق افتاده است و حتی بسیار شدیدتر. مردمان آن روزگاران نیز به فراخور اخبار آخرالزمانیِ دین و مذهب خود، ترکیب حکومت دینی زمان (یا نبود آن) و حوادث ایام را نشانۀ ظهور منجی یا پایان جهان میدانستند. تصور کنیم کسی که ظلم و کشتار و نابسامانیهای امروز او را وا میدارد که تصور کند قیام منجی یا پایان جهان نزدیک است، اگر مثلا در زمان حملۀ مغول یا جنگ جهانی دوم زندگی میکرد چه میگفت!
🍂 انتظارِ یک نجاتبخش میتواند انتظار سازنده و پویایی باشد، اما گمانهزنیها برای تطبیق اخبار و پیشبینی ظهور از یک سو باورها را خدشهدار میکند و از سویی دیگر تعقل و مصلحت و اخلاق را فدای نتیجهگیریها و تصمیمهای نابخردانه میکند. معمولا هم آنها که چنین گمانهزنیهایی میکنند عمرشان کفاف نمیدهد که به نسل پس از خود پاسخگو باشند. جملهای میگویند، مخاطب را به گریه میاندازند، و به رحمت الهی میروند، و پیشگوییشان یا فراموش میشود و یا توسط مریدانشان توجیه میشود.
🍂 عمر انسان بسیار کوتاه است و اگر با عمر جهان مقایسهاش کنیم ما نیز در گروه حشرات یکروزه قرار خواهیم گرفت. با این حال ما انسانها اگرچه معصومیت یک حشره را نداریم (و این خود بخشی از مشکل است) اما امتیاز تعقل داریم و راهی را میشناسیم که میتواند عمر ما را به درازای عمر تاریخ کند تا نگاهمان به روزگاری که در آن هستیم محدود به مقطع کوتاهی از عمرمان نشود و به جای دیدی حشرهوار به این روزگار، دیدی به گسترۀ تاریخ داشته باشیم. آن راهی که میتواند ما را از نگاه حشرهوار نجات دهد مطالعۀ تاریخ است و عبرتگیری از این مطالعه.
🍂 به عنوان نمونه و برای شروع نگاهی کنیم به مقالۀ «زمینهسازیِ ظهور امام زمان(عج) در تاریخ و پیامدهایِ آن» از محمدتقی سهرابی. نویسنده در این مقالۀ خواندنی نشان میدهد که مسلمانان و به خصوص شیعیان در مقاطع متفاوت تاریخی از آغاز اسلام تا دوران معاصر سوانح ایّام را نشانۀ ظهور عنقریب امام زمان یا پایان دنیا میدانستند و در انتها برخی پیامدهای پندارِ نزدیک بودنِ ظهور را توضیح میدهد.
.
#نقد_شیعه #نقد_ادیان#آخرالزمان #امام_زمان #علائم_ظهور #آقا_بیا #ظهور_نزدیک_است
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @farhadshafti
دینآنلاین
زمینهسازیِ ظهور امام زمان(عج) در تاریخ و پیامدهایِ آن| محمدتقی سهرابی
تعجیل در برپاییِ دولت حقّه و تعجیل در ظهور امام زمان (ع) از صدر اسلام تاکنون رواج داشته است. پیشگوییِ ظهور، ادعای نیابت از امام زمان (عج)، ادعای زمینه سازیِ ظهور، از جمله راههایی است که گاه مؤمنان و گاه فریبکاران برای رسیدن به اهداف صحیح یا ناصحیحِ خود از…
نه سر پیاز نه ته پیاز- 1 .pdf
697.7 KB
📓نه سر پیاز ، نه ته پیاز
— در دفاع از ملکیان و ضد «دینداریِ گزینشی»
📌خلاصۀ متن در اپیزود چهلوهشتم نقدآگینگپ
✍🏻 #اشکان_مهر_روشن
🔸مدتی پیش، در کانال #یاسر_میردامادی، مختصری صوتی را شنیدم که اشاره به مخالفت ملکیان با دینداری گزینشی بود و در ادامۀ آن نگرشی در دفاع از نگرش گزینگشگر توسط #فرهاد_شفتی، قرآنپژوه خوش ذوق ایرانی آمده بود.
🔸از آنجایی که درحال نوشتن دربارۀ اثر معقولیت دینداری انتخابی ناظر برنقد عملی ادیان هستم، لازم است که با برخی ملاحظات مرتبط با دینداری انتخابی نیز دست و پنجه نرم کرد.
🔸البته در این بحث نه سر پیازم نه ته پیاز – بیشتر خود را به این مباحثه پرت کردهام. در این مختصر، تلاش میکنم نقدی بر دیدگاه سنتی ارائه داده و نشان دهم که نقد محوری به دیدگاه سنتی، گریبان دیدگاه دینداری گزیشنی را نیز خواهد گرفت و آن را با چالشهای بسیار جدی ای روبرو خواهد کرد که از احتمال صدق آن به طور چشمگیری میکاهد.
🔸در پایان، به واسطه یک دوراهی منتج شده از ملاحظات مطرح شده، برضد هر دو نگرش دینی و خداباوری ابراهیمی نتیجهگیری میکنم.
@Negahehandisheh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در دفاع از ملکیان و ضد «دینداریِ گزینشی»
📌خلاصۀ متن در اپیزود چهلوهشتم نقدآگینگپ
✍🏻 #اشکان_مهر_روشن
🔸مدتی پیش، در کانال #یاسر_میردامادی، مختصری صوتی را شنیدم که اشاره به مخالفت ملکیان با دینداری گزینشی بود و در ادامۀ آن نگرشی در دفاع از نگرش گزینگشگر توسط #فرهاد_شفتی، قرآنپژوه خوش ذوق ایرانی آمده بود.
🔸از آنجایی که درحال نوشتن دربارۀ اثر معقولیت دینداری انتخابی ناظر برنقد عملی ادیان هستم، لازم است که با برخی ملاحظات مرتبط با دینداری انتخابی نیز دست و پنجه نرم کرد.
🔸البته در این بحث نه سر پیازم نه ته پیاز – بیشتر خود را به این مباحثه پرت کردهام. در این مختصر، تلاش میکنم نقدی بر دیدگاه سنتی ارائه داده و نشان دهم که نقد محوری به دیدگاه سنتی، گریبان دیدگاه دینداری گزیشنی را نیز خواهد گرفت و آن را با چالشهای بسیار جدی ای روبرو خواهد کرد که از احتمال صدق آن به طور چشمگیری میکاهد.
🔸در پایان، به واسطه یک دوراهی منتج شده از ملاحظات مطرح شده، برضد هر دو نگرش دینی و خداباوری ابراهیمی نتیجهگیری میکنم.
@Negahehandisheh
.
#روشنفکری_دینی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🤲🏻🧎🏻♀️پرسشی و پاسخی: نماز پس از خداناباوری!
✍🏻 دکتر #فرهاد_شفتی
پرسش: نوشتهاید «اگر روزی خداناباور شوم، گمانم این است که همچنان نماز خواهم خواند.» چرا؟
پاسخ: توضیحی در این فایل صوتی دادهام. در اینجا سعی میکنم پس از چهار مقدمه به چرایی این جمله بپردازم:
▫️مقدمۀ اول: پیش از این سعی کردهام توضیح دهم (مثلا به اختصار اینجا) که من باور به حقیقتی ورای طبیعت (که ما خدایش میخوانیم) را به صورت صفر یا یک نمیبینم. یعنی اینگونه نمیبینم که این باور یا به تمامی هست و یا به تمامی نیست. به نظرم باور به حقیقتی ورای طبیعت در یک دامنه قرار دارد. در این دامنه هر انسانی در جایی قرار گرفته است. کمتر کسی در جایگاه یک قرار دارد (حتی ابراهیم، پدر توحید نیز برای اطمینان قلبی از خداوند یاری خواست؛ بقره ۲۶۰). همچنین کمتر کسی در جایگاه صفر قرار دارد. در ادامۀ این نوشته منظور من از باورمند کسی است که خود خویش را باورمند به حقیقتی ورای طبیعت (که معادل همان است که خدایش میخوانیم) میداند و منظورم از ناباور کسی است که خود خویش را ناباور به چنین حقیقتی میداند.
▫️مقدّمۀ دوم: من انسان را (و در واقع تمامی موجودات را، حتی سنگی را) وجودی مستعدّ معنویت میدانم. یعنی اینگونه میبینم که انسان، به طور بالقوه موجودی معنوی است. چرا و امّایش بماند برای فرصتی دیگر.
▫️مقدّمۀ سوم: بر مبنای مقدّمه دوم، و نیز بر مبنای مشاهدات تجربی خود و دیگران، احوال معنوی مانند رضا، توکّل، اطمینان قلب، صبر، آرامش (سکینه)، نجابت، خاکساری، لذت بردن از لحظهها، محبتورزی بیکران، ...، محدود به انسانهای باورمند نیستند. چه بسا ناباورانی که بعضی از این احوال را بیش از برخی از باورمندان دارند.
▫️مقدّمۀ چهارم: اعمال عبادی بسیاری ادیان از جمله نماز بناست که شاخکهای معنوی ما را بیدار کرده و تقویت کنند تا به کمک آنها انسانی معنوی و معنویتر شویم.
🍃 از مجموع مقدّمههای بالا به این میرسم که اگر انسانی عمری را نماز خوانده باشد و به هر علت و دلیلی در میانسالی یا کهنسالی ناباور شود، اما کماکان نماز بگزارد لزوما دچار تضادّ نیست. این امکان هست که او یاد گرفته و خو کرده است که با نماز حسّ و حال شیرین، گوارا و پربهرهای را در خود بپروراند که به خصوص در زندگی شلوغ و پیچدرپیچ امروز به کارش آید. او در طول درازی از عمرش نماز خوانده است. این نماز برای او به صورت نوعی حافظۀ حسّی و دریافتی درآمده است. او ممکن است چنین بیابد که اگرچه نمازش از باورِ پیشین گسیخته است، کماکان برای او کار میکند، و همچنان آن حسّ و حالی را که دوست دارد به او میدهد و در فراز و نشیب زندگی یاریش میکند.
▫️موخّره: البته که انسانِ ناباور هنگام خواندن نماز نمیتواند از جملات نماز همان تلقی و معنی انسان باورمند را داشته باشد. با این حال کلمات و جملات آبستن معانی هستند. جملات نماز را دارای معنی فرادینی میدانم (مثلا نگاه کنید به اینجا). هیچ جملهای از نماز را سراغ ندارم که قابل تاویل به حقیقتی از منظری ناباور نباشد (خاطرۀ سَلی فریتشه در این فایل صوتی را بشنوید). تمام جملات نماز را چه با تاویلی باورمند و چه با تاویلی ناباورمند دریچهای برای تأملی عملگرا در انسان، اخلاق، و هستی میبینم. بر اینم که باور داشتن امکان بیشترین استفاده از این جملات را فراهم میکند. اما اگر ناباور شوم، بر مبنای آنچه نوشتم، گمان نمیکنم خود را از ادامۀ بهره بردن از این جملات، ولو شاید کمتر از گذشته، محروم کنم.
🍂 این البته گمان اکنون من است. اگر روزی ناباور شوم حال و روزم را خواهم دید و با دوستان علاقمند انجام کار را در میان خواهم گذاشت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #فرهاد_شفتی
پرسش: نوشتهاید «اگر روزی خداناباور شوم، گمانم این است که همچنان نماز خواهم خواند.» چرا؟
پاسخ: توضیحی در این فایل صوتی دادهام. در اینجا سعی میکنم پس از چهار مقدمه به چرایی این جمله بپردازم:
▫️مقدمۀ اول: پیش از این سعی کردهام توضیح دهم (مثلا به اختصار اینجا) که من باور به حقیقتی ورای طبیعت (که ما خدایش میخوانیم) را به صورت صفر یا یک نمیبینم. یعنی اینگونه نمیبینم که این باور یا به تمامی هست و یا به تمامی نیست. به نظرم باور به حقیقتی ورای طبیعت در یک دامنه قرار دارد. در این دامنه هر انسانی در جایی قرار گرفته است. کمتر کسی در جایگاه یک قرار دارد (حتی ابراهیم، پدر توحید نیز برای اطمینان قلبی از خداوند یاری خواست؛ بقره ۲۶۰). همچنین کمتر کسی در جایگاه صفر قرار دارد. در ادامۀ این نوشته منظور من از باورمند کسی است که خود خویش را باورمند به حقیقتی ورای طبیعت (که معادل همان است که خدایش میخوانیم) میداند و منظورم از ناباور کسی است که خود خویش را ناباور به چنین حقیقتی میداند.
▫️مقدّمۀ دوم: من انسان را (و در واقع تمامی موجودات را، حتی سنگی را) وجودی مستعدّ معنویت میدانم. یعنی اینگونه میبینم که انسان، به طور بالقوه موجودی معنوی است. چرا و امّایش بماند برای فرصتی دیگر.
▫️مقدّمۀ سوم: بر مبنای مقدّمه دوم، و نیز بر مبنای مشاهدات تجربی خود و دیگران، احوال معنوی مانند رضا، توکّل، اطمینان قلب، صبر، آرامش (سکینه)، نجابت، خاکساری، لذت بردن از لحظهها، محبتورزی بیکران، ...، محدود به انسانهای باورمند نیستند. چه بسا ناباورانی که بعضی از این احوال را بیش از برخی از باورمندان دارند.
▫️مقدّمۀ چهارم: اعمال عبادی بسیاری ادیان از جمله نماز بناست که شاخکهای معنوی ما را بیدار کرده و تقویت کنند تا به کمک آنها انسانی معنوی و معنویتر شویم.
🍃 از مجموع مقدّمههای بالا به این میرسم که اگر انسانی عمری را نماز خوانده باشد و به هر علت و دلیلی در میانسالی یا کهنسالی ناباور شود، اما کماکان نماز بگزارد لزوما دچار تضادّ نیست. این امکان هست که او یاد گرفته و خو کرده است که با نماز حسّ و حال شیرین، گوارا و پربهرهای را در خود بپروراند که به خصوص در زندگی شلوغ و پیچدرپیچ امروز به کارش آید. او در طول درازی از عمرش نماز خوانده است. این نماز برای او به صورت نوعی حافظۀ حسّی و دریافتی درآمده است. او ممکن است چنین بیابد که اگرچه نمازش از باورِ پیشین گسیخته است، کماکان برای او کار میکند، و همچنان آن حسّ و حالی را که دوست دارد به او میدهد و در فراز و نشیب زندگی یاریش میکند.
▫️موخّره: البته که انسانِ ناباور هنگام خواندن نماز نمیتواند از جملات نماز همان تلقی و معنی انسان باورمند را داشته باشد. با این حال کلمات و جملات آبستن معانی هستند. جملات نماز را دارای معنی فرادینی میدانم (مثلا نگاه کنید به اینجا). هیچ جملهای از نماز را سراغ ندارم که قابل تاویل به حقیقتی از منظری ناباور نباشد (خاطرۀ سَلی فریتشه در این فایل صوتی را بشنوید). تمام جملات نماز را چه با تاویلی باورمند و چه با تاویلی ناباورمند دریچهای برای تأملی عملگرا در انسان، اخلاق، و هستی میبینم. بر اینم که باور داشتن امکان بیشترین استفاده از این جملات را فراهم میکند. اما اگر ناباور شوم، بر مبنای آنچه نوشتم، گمان نمیکنم خود را از ادامۀ بهره بردن از این جملات، ولو شاید کمتر از گذشته، محروم کنم.
🍂 این البته گمان اکنون من است. اگر روزی ناباور شوم حال و روزم را خواهم دید و با دوستان علاقمند انجام کار را در میان خواهم گذاشت.
📺 عقل و دین
— چه اتفاقی میافتد وقتی عقل شروع به پرسش از خودش میکند؟
🔻اخلاق و دین
📺 اخلاق پس از ترک دین
📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📕بنیادیترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕آیا ادیان ابراهیمی "صلحجو" بودهاند؟!
.
#نواندیشی_دینی #نواندیشی #معنویت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
1️⃣ متاسفم که این ویدیو را دیدم. تا همین اواخر پیرامون سکوت شاهزاده رضا پهلوی دربارۀ مدرسۀ میناب به برخی دوستان گفتم که این سکوت فاجعهبار است. محکوم کردنِ خطا و جنایت از جانب هر کسی، و همدردی با قربانیان بیگناهِ هموطن، وقتی برای کشتهشدن نظامیانِ آمریکایی یا حتی سربازان مرزی ایران (چند سال قبل) پیام صادر میکنیم، وظیفۀ اولیۀ چنین جایگاهیست.
2️⃣ اما شاهزاده رضا پهلوی در این گفتگو، چندین خطای مهلک در داوری اخلاقی مرتکب میشود، و این تاییدیست مبنی بر اینکه ایشان علاوه بر اینکه معیار داوری درستی ندارند، فاقد مشاورانی آگاه هستند که نقصهای ایشان در داوری را پوشش دهند، و مانع از شکلگیری چنین مصاحبههای فاجعهباری شوند.
3️⃣ مجری:
پاسخ:
4️⃣ آیا شاهزاده بعد از این اتفاق، اگر حس عزاداری به او دست داد، نباید مشابه سربازان آمریکایی که رژیم کشت، واکنشی نشان میداد؟ جان ۱۵۰ کودک بیگناهِ ایرانی بیشک کمارزشتر از ۳ سرباز آمریکایی نبود.
چرا هیچ واکنشی از او شاهد نبودیم که نشان دهد برای آنها عزادار است و به خانوادۀ آنها تسلیتی گفتهاست و با درد آنها همدرد است؟
آیا همۀ دهها هزار کشتۀ فلسطینی و لبنانی و...، قربانیِ «سپر انسانی» قرار دادهشدن توسط حماس/حزبالله بودهاند؟ یا اسرائیل نیز در نظر ناظران بیطرف، و حتی شخصِ دونالد ترامپ (متهم جنایت میناب: به نتانیاهو گفتم با لبنان ملایمتر باشه و یه ساختمان رو فقط به خاطر اینکه یه نفر حزباللهی داخلش هست، خراب نکند) به جنایتهای جنگی جدی متهم نشدهاست؟
چرا کسی که خود را «رهبرِ احتمالیِ یک کشور مستقل» میداند باید در گفتگو دربارۀ ایرانیان، بنحوی سخن بگویید که «سخنگوی وزارت جنگ اسرائیل» دیدهشود؟
همینطور میتوان پرسید چرا شاهزاه رضا پهلوی که در ماجرای هفت اکتبر بدرستی واکنش نشان داد، اما وقتی در یک معادلۀ نابرابر، انبوهی جنایتِ جنگی توسط ارتش اسرائیل رقم خورد و بسیاری از فلسطینیهای بیگناه قتلعام شدند و غزه با خاک یکسان شد، حتی یک خط در نقدِ چنین رویکردی از او نوشته نشد؟ یا حتی با اهالی غزه ابراز همدری نکرد؟
حمله به مدرسۀ میناب در آغاز جنگ انجام شد و جزو اولین اهداف بود، که البته بنا به تحقیقات و بنا بر مستند ترجمهشدهای که در این باره در ماهواره دیدم، از قطع بودجۀ نهادی مرتبط در ارتش آمریکا در همین حوزه، و در نتیجه، بروزرسانینشدنِ نقشهها، و با گمانِ مرکز نظامی بودنِ جایی بود که چند سال مدرسه شده بود.
پس، برخلاف تبلیغات ج.ا و چپ آمریکاستیز، حاصلِ آدمکشیِ ذاتیِ آمریکاییها یا نشاندادنِ ضربشصت از توحش و یا اجرای مراسمِ مذهبیِ قربانی برای خدای یهودیان نبودهاست،
بلکه حاصلِ رفتار غیرمسئولانۀ ترامپِ تاجرمسلک در قطع بودجۀ نهادی بوده که از همین فجایع پیشگیری میکرده،
همان رفتاری که او را وارد جنگی کرد که هیچ برنامۀ روشنی در آن نداشت، و با هزینهکردنِ اعتبار آمریکا و ارتشش، بدون حاضر شدن برای هزینهدادنِ متناسب با این اهداف، به نقطۀ رقتانگیز کنونی رساند، که برای باز کردنِ تنگهای که بسته نبود، انواع امتیازها را به ج.ا بدهد؛ امروز نیز گفته که مسالهاش هرگز تغییر رژیم و حتی موشکی (+) نبودهاست!
در واقع، اگر منصفانه بنگریم، ضعف شاهزاده در اینجاست که نمیتواند ذهنیتِ یک ایرانیِ مستقل و آزاده را به نمایش بگذارد، و چنان سخن نگوید که گویی کارمندِ دولت ترامپ یا اسرائیل است، و نقد صریحِ جنایتها و فجایعِ انسانی که رقم میزنند، باعثِ اخراج او از دولتیست که سرنوشتِ خود را بدان وابسته میپندارد، میشود.
عجیب نیست دقیقا همین منطق را ج.ا و معلومالحالی چون بیژن عبدالکریمی در بحث امنیت ملی بکار میگیرد؟ وقتی میگویند:
کشتار دی ماه دقیقا با همین منطق رخ نداد؟
دقیقا فرق آلترناتیو با آنچه علیه آن شوریده چیست وقتی بجای محکوم کردنِ جنایت از طرفِ یک قدرتِ بظاهر همسو و مشترکالمنافع، جنایت را توجیه میکند، و مقصر را صرفا طرف مقابل که باید شرش برطرف شود، میداند؟ اگر در میناب ج.ا سوای زماننشناسیِ ذاتیاش که به مرگ رهبر و سران نظامیاش نیز انجامید، عمدی داشت -سپر-، مدارس و دانشگاهها را تا امروز میبست؟
✍🏻 #فرهاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
2️⃣ اما شاهزاده رضا پهلوی در این گفتگو، چندین خطای مهلک در داوری اخلاقی مرتکب میشود، و این تاییدیست مبنی بر اینکه ایشان علاوه بر اینکه معیار داوری درستی ندارند، فاقد مشاورانی آگاه هستند که نقصهای ایشان در داوری را پوشش دهند، و مانع از شکلگیری چنین مصاحبههای فاجعهباری شوند.
3️⃣ مجری:
شما آنقدر با دولت ترامپ همسو بودید که وقتی در حمله به مدرسۀ میناب ۱۵۰ نفر کشته شدن، باز هم از نقد مستقیم طفره رفتید، آیا پشیماناید؟
پاسخ:
«نه [پشیمان نیستم]. از بین رفتنِ جان حتی یک انسان هم زیاده! البته که برای آنها عزاداریم! اما برای همۀ اینها باید چه کسی را سرزنش کنیم؟
این رژیمه که عملا مثل حماس پشت مردم قایم میشه و از آنها سپر انسانی درست میکنه»
4️⃣ آیا شاهزاده بعد از این اتفاق، اگر حس عزاداری به او دست داد، نباید مشابه سربازان آمریکایی که رژیم کشت، واکنشی نشان میداد؟ جان ۱۵۰ کودک بیگناهِ ایرانی بیشک کمارزشتر از ۳ سرباز آمریکایی نبود.
چرا هیچ واکنشی از او شاهد نبودیم که نشان دهد برای آنها عزادار است و به خانوادۀ آنها تسلیتی گفتهاست و با درد آنها همدرد است؟
آیا همۀ دهها هزار کشتۀ فلسطینی و لبنانی و...، قربانیِ «سپر انسانی» قرار دادهشدن توسط حماس/حزبالله بودهاند؟ یا اسرائیل نیز در نظر ناظران بیطرف، و حتی شخصِ دونالد ترامپ (متهم جنایت میناب: به نتانیاهو گفتم با لبنان ملایمتر باشه و یه ساختمان رو فقط به خاطر اینکه یه نفر حزباللهی داخلش هست، خراب نکند) به جنایتهای جنگی جدی متهم نشدهاست؟
چرا کسی که خود را «رهبرِ احتمالیِ یک کشور مستقل» میداند باید در گفتگو دربارۀ ایرانیان، بنحوی سخن بگویید که «سخنگوی وزارت جنگ اسرائیل» دیدهشود؟
همینطور میتوان پرسید چرا شاهزاه رضا پهلوی که در ماجرای هفت اکتبر بدرستی واکنش نشان داد، اما وقتی در یک معادلۀ نابرابر، انبوهی جنایتِ جنگی توسط ارتش اسرائیل رقم خورد و بسیاری از فلسطینیهای بیگناه قتلعام شدند و غزه با خاک یکسان شد، حتی یک خط در نقدِ چنین رویکردی از او نوشته نشد؟ یا حتی با اهالی غزه ابراز همدری نکرد؟
حمله به مدرسۀ میناب در آغاز جنگ انجام شد و جزو اولین اهداف بود، که البته بنا به تحقیقات و بنا بر مستند ترجمهشدهای که در این باره در ماهواره دیدم، از قطع بودجۀ نهادی مرتبط در ارتش آمریکا در همین حوزه، و در نتیجه، بروزرسانینشدنِ نقشهها، و با گمانِ مرکز نظامی بودنِ جایی بود که چند سال مدرسه شده بود.
پس، برخلاف تبلیغات ج.ا و چپ آمریکاستیز، حاصلِ آدمکشیِ ذاتیِ آمریکاییها یا نشاندادنِ ضربشصت از توحش و یا اجرای مراسمِ مذهبیِ قربانی برای خدای یهودیان نبودهاست،
بلکه حاصلِ رفتار غیرمسئولانۀ ترامپِ تاجرمسلک در قطع بودجۀ نهادی بوده که از همین فجایع پیشگیری میکرده،
همان رفتاری که او را وارد جنگی کرد که هیچ برنامۀ روشنی در آن نداشت، و با هزینهکردنِ اعتبار آمریکا و ارتشش، بدون حاضر شدن برای هزینهدادنِ متناسب با این اهداف، به نقطۀ رقتانگیز کنونی رساند، که برای باز کردنِ تنگهای که بسته نبود، انواع امتیازها را به ج.ا بدهد؛ امروز نیز گفته که مسالهاش هرگز تغییر رژیم و حتی موشکی (+) نبودهاست!
در واقع، اگر منصفانه بنگریم، ضعف شاهزاده در اینجاست که نمیتواند ذهنیتِ یک ایرانیِ مستقل و آزاده را به نمایش بگذارد، و چنان سخن نگوید که گویی کارمندِ دولت ترامپ یا اسرائیل است، و نقد صریحِ جنایتها و فجایعِ انسانی که رقم میزنند، باعثِ اخراج او از دولتیست که سرنوشتِ خود را بدان وابسته میپندارد، میشود.
عجیب نیست دقیقا همین منطق را ج.ا و معلومالحالی چون بیژن عبدالکریمی در بحث امنیت ملی بکار میگیرد؟ وقتی میگویند:
ما برای دفع یک شر بزرگ (تصرف ایران توسط بیگانه و مستعمرۀ آمریکا شدن، یا تجزیۀ کشور، یا مقابله با ماموران موساد در تجمعات) اگر چند هزار تا چند دههزار ایرانی را -که سپر انسانی قرار داده دشمن- نیز بکشیم، مسئول نیستیم
کشتار دی ماه دقیقا با همین منطق رخ نداد؟
دقیقا فرق آلترناتیو با آنچه علیه آن شوریده چیست وقتی بجای محکوم کردنِ جنایت از طرفِ یک قدرتِ بظاهر همسو و مشترکالمنافع، جنایت را توجیه میکند، و مقصر را صرفا طرف مقابل که باید شرش برطرف شود، میداند؟ اگر در میناب ج.ا سوای زماننشناسیِ ذاتیاش که به مرگ رهبر و سران نظامیاش نیز انجامید، عمدی داشت -سپر-، مدارس و دانشگاهها را تا امروز میبست؟
✍🏻 #فرهاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻نقد این یاوهگوییهای وقیحانه در ادامه🔻
📘فراخوان از بالا، کشتار در خیابان، و مردمِ مقصرشده
(۱/۳)
✍🏻 #فرهاد
🔺این ویدیو بهنظر من یک فاجعۀ تمامعیار است و برای عزلِ همیشگیِ این فرد از مقام مشاوره کفایت میکند. در این مدت نخواستم چندان وارد نقد خطاهای راهبردی و فاجعهبارِ تیم شاهزاده رضا پهلوی در جریان کشتار دیماه شوم؛ چون بهاندازهٔ کافی جریانهایی هستند که محور فعالیتشان نقد شبانهروزی یک فرد و یک جریان است و در چنین فضایی، نقد منصفانهای که بهانهٔ سوءاستفادهٔ جریانهای غرضورز نشود، بسیار دشوار است.
🔺اما اینکه مشاور یا چهرهٔ نزدیک به رهبر سیاسی اپوزیسیون، تا این حد بیمحابا و مسئولیتگریزانه سخن بگوید و، بهجای پرداختن به خطاهای راهبردیِ امثالِ خودش در تیمِ مشاوران، و خودِ رهبری، انگشت اتهام را بهسوی مردمی بگیرد که بر اساس فراخوانها و وعدههای مطرحشده به خیابان آمدند، امری بینظیر و فاجعهوار در جنبشهای انقلابی و اعتراضیست.
🔸در پیامهای رسمی آن دوره، از جمله از «گارد جاویدان ایران»، پیوستن نیروهای مسلح و امنیتی، ادامهٔ حضور در خیابان و حتی آمادگی برای «تسخیر مراکز شهرها و حفظ آنها» سخن گفته شد؛
🔸حتی در ۱۸ دی، رضا پهلوی در پیامی دربارهٔ احتمال قطع اینترنت اعلام کرد که ارتباطات قطع نخواهد شد و از «صدها هزار دستگاه استارلینک در ایران» و شبکههایی مانند ایراناینترنشنال و منوتو بهعنوان مسیرهای ارتباطی نام برد. او قطع اینترنت را نیز «فراخوانی دیگر برای ادامهٔ حضور و تسخیر خیابانها» توصیف کرد. (Reza Pahlavi) همزمان، دربارهٔ استفاده از استارلینک و ارتباطات امن نیز گزارشهایی منتشر شده بود. بنابراین اگر بعداً گفته شود که بهدلیل قطع اینترنت امکان انتقال اطلاعات و هشدار وجود نداشته، این توجیه بیمعنا میشود. وقتی پیشاپیش بر وجود زیرساختهای ارتباطی جایگزین تأکید شده بود، پرسش طبیعی این است که
🔻 مسئله فقط خطای راهبردی نبود؛ مسئله جان مردم بود
اینجا به یک مسئلهٔ بسیار مهمتر میرسیم.
🔻اگر پاسخ مثبت است، باید نشان داده شود
❌ زیرا آنچه در پیامهای در دسترس میبینیم، نه توقف یا هشدار جدی دربارهٔ خطر ادامهٔ حضور، بلکه ادامهٔ فراخوان است.
🔻در ساعات آغازین ۱۹ دی، پس از حضور گستردهٔ مردم در شب ۱۸ دی، از مردم خواسته شد
🔻همان پیام
🔻چند ساعت بعد نیز در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفته شد:
و بر ادامهٔ حضور و سازمانیافتگی بیشتر مردم تأکید شد. (Iran International | Iran International)
🔻این مسئله، یک پرسش اخلاقی و سیاسی بسیار جدی ایجاد میکند:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۳)
✍🏻 #فرهاد
درسهایی که باید از خیزش دیماه در جریان «انقلاب شیر و خورشید» بیاموزیم؛ تفاوتِ دوران مبارزه و فردای پیروزی از نگاه ایرج مصداقی
🔺این ویدیو بهنظر من یک فاجعۀ تمامعیار است و برای عزلِ همیشگیِ این فرد از مقام مشاوره کفایت میکند. در این مدت نخواستم چندان وارد نقد خطاهای راهبردی و فاجعهبارِ تیم شاهزاده رضا پهلوی در جریان کشتار دیماه شوم؛ چون بهاندازهٔ کافی جریانهایی هستند که محور فعالیتشان نقد شبانهروزی یک فرد و یک جریان است و در چنین فضایی، نقد منصفانهای که بهانهٔ سوءاستفادهٔ جریانهای غرضورز نشود، بسیار دشوار است.
🔺اما اینکه مشاور یا چهرهٔ نزدیک به رهبر سیاسی اپوزیسیون، تا این حد بیمحابا و مسئولیتگریزانه سخن بگوید و، بهجای پرداختن به خطاهای راهبردیِ امثالِ خودش در تیمِ مشاوران، و خودِ رهبری، انگشت اتهام را بهسوی مردمی بگیرد که بر اساس فراخوانها و وعدههای مطرحشده به خیابان آمدند، امری بینظیر و فاجعهوار در جنبشهای انقلابی و اعتراضیست.
🔸در پیامهای رسمی آن دوره، از جمله از «گارد جاویدان ایران»، پیوستن نیروهای مسلح و امنیتی، ادامهٔ حضور در خیابان و حتی آمادگی برای «تسخیر مراکز شهرها و حفظ آنها» سخن گفته شد؛
🔸حتی در ۱۸ دی، رضا پهلوی در پیامی دربارهٔ احتمال قطع اینترنت اعلام کرد که ارتباطات قطع نخواهد شد و از «صدها هزار دستگاه استارلینک در ایران» و شبکههایی مانند ایراناینترنشنال و منوتو بهعنوان مسیرهای ارتباطی نام برد. او قطع اینترنت را نیز «فراخوانی دیگر برای ادامهٔ حضور و تسخیر خیابانها» توصیف کرد. (Reza Pahlavi) همزمان، دربارهٔ استفاده از استارلینک و ارتباطات امن نیز گزارشهایی منتشر شده بود. بنابراین اگر بعداً گفته شود که بهدلیل قطع اینترنت امکان انتقال اطلاعات و هشدار وجود نداشته، این توجیه بیمعنا میشود. وقتی پیشاپیش بر وجود زیرساختهای ارتباطی جایگزین تأکید شده بود، پرسش طبیعی این است که
این زیرساختها در حساسترین لحظه برای انتقال اطلاعات حیاتی و هشدار به مردم چگونه و تا چه اندازه مورد استفاده قرار گرفتند؟
🔻 مسئله فقط خطای راهبردی نبود؛ مسئله جان مردم بود
اینجا به یک مسئلهٔ بسیار مهمتر میرسیم.
❓پس از آشکارشدن کشتار در ۱۸ دی، آیا مردم بهطور روشن و صریح دربارهٔ شدت خطر ادامهٔ حضور خیابانی هشدار داده شدند؟
🔻اگر پاسخ مثبت است، باید نشان داده شود
چه زمانی، از چه کانالی و با چه محتوایی.
❌ زیرا آنچه در پیامهای در دسترس میبینیم، نه توقف یا هشدار جدی دربارهٔ خطر ادامهٔ حضور، بلکه ادامهٔ فراخوان است.
🔻در ساعات آغازین ۱۹ دی، پس از حضور گستردهٔ مردم در شب ۱۸ دی، از مردم خواسته شد
کسانی که شب قبل تردید داشتند، جمعهشب به دیگران بپیوندند.
🔻همان پیام
بر نقش «انبوهشدن جمعیت» تأکید میکرد و میگفت با افزایش جمعیت، امکان سرکوب کاهش مییابد. (Iran International | Iran International)
🔻چند ساعت بعد نیز در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفته شد:
«تا سرنگونی این نظام خیابانها باید حفظ شود.»
و بر ادامهٔ حضور و سازمانیافتگی بیشتر مردم تأکید شد. (Iran International | Iran International)
🔻این مسئله، یک پرسش اخلاقی و سیاسی بسیار جدی ایجاد میکند:
❓وقتی گزارشهای مربوط به کشتار در حال انتشار است و مردم در آستانهٔ تصمیم برای بازگشت دوباره به خیابان هستند، مسئولیت یک رهبری سیاسی در قبال اطلاعرسانی دربارهٔ خطرات پیشِ رو چیست؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻نقد این یاوهگوییهای وقیحانه در ادامه🔻
📘فراخوان از بالا، کشتار در خیابان، و مردمِ مقصرشده
(۲/۳)
✍🏻 #فرهاد
📌 مردم ابزار تحقق یک استراتژی سیاسی نیستند. آنها انسانهایی هستند که باید بتوانند با اطلاعات واقعی دربارۀ جان خود و خانوادهشان تصمیم بگیرند.
📌 اگر رهبری سیاسی مردم را به حضور گسترده دعوت میکند، مسئولیتش فقط اعلام هدف و وعدهٔ پیروزی نیست. مسئولیت اوست که دربارهٔ خطرات، توان سرکوب دشمن، احتمال شکست و سناریوهای فاجعهبار نیز صریح باشد.
🔻 «استارلینک نداشتیم» پاسخ کافی نیست
اینجا یک تناقض جدی نیز وجود دارد.
از یک طرف، پیش از فراخوان ۱۸ دی، بر این تأکید شده بود که ارتباطات قطع نخواهد شد و حتی از صدها هزار دستگاه استارلینک سخن گفته شده بود. (Reza Pahlavi)
🔻از طرف دیگر، اگر پس از آغاز کشتار گفته شود که بهدلیل قطع اینترنت امکان اطلاعرسانی به مردم وجود نداشت، باید پرسید:
🔺اگر استارلینک و شبکههای ارتباطی امن برای شرایط عادی بود، ارزش راهبردی چندانی نداشت. ارزش واقعی چنین ابزارهایی دقیقاً در لحظهای است که حکومت اینترنت را قطع میکند، ارتباطات را مختل میکند و جان مردم در معرض خطر قرار میگیرد.
⚠️ خطر کشتار، خطر ناشناختهای نبود
🔻نکتۀ مهم دیگر این است که تصور خطر سرکوب خونین، چیزی نبود که فقط بعد از ۱۸ دی برای همه آشکار شده باشد. دونالد ترامپ در ۲ ژانویه، چند روز پیش از ۱۸ دی، هشدار داده بود که
🔻در ۸ ژانویه نیز، در همان روز آغاز فراخوان بزرگ، یک مقام کاخ سفید گفت
🔻و خود ترامپ نیز همان روز در مصاحبهای گفت
🔺بنابراین نمیتوان بهسادگی گفت هیچ نشانهای از احتمال سرکوب خونین وجود نداشت. جمهوری اسلامی نیز سابقهٔ سرکوب خونین اعتراضات در ایران (آخرین موردش جنبشِ مهسا) و خصوصا کشتار گستردهی مردمِ انقلابیِ سوریه را داشت، و در همان مقطع، هشدارهای علنی دربارۀ احتمال استفاده از خشونت در صداوسیما و توسط سامانهی پیامک مطرح شده بود.
🔻این البته ثابت نمیکند که رهبر اپوزیسیون از ابعاد واقعی کشتار آینده خبر داشته است. چنین ادعایی نیازمند شواهد جدیست. اما یک چیز را میتوان با اطمینان گفت:
❌ و درست به همین دلیل، مسئلۀ مدیریت ریسک اهمیت پیدا میکند. رهبری سیاسی نمیتواند صرفا بر سناریوی مطلوب خود حساب کند:
🔻باید سناریوی دیگر را هم روی میز گذاشت:
🎯 رهبری سیاسی دقیقا برای همین لحظههاست که باید سناریوی بدترین حالت داشته باشد.
🔺درست مشابهِ همان رویکردی که دونالد ترامپ برای حفظ جان نیروهای متخصص و آموزشدیدهی نظامیاش در مقابل جمهوری اسلامی به کار میگیرد، تا حتی جانِ یک سرباز نیز در یک جنگِ جدی، بیهوده از بین نرود؛ چراکه میداند بابتِ جانِ تکتکِ سربازانش و آمار کشتههای سرباز(نه مردم!) باید به ملتِ آمریکا و نمایندگانِ احزابِ مختلف پاسخگو باشد.
🔻پرسش اصلی چیست؟
پرسش این نیست که مردمی که به خیابان آمدند چرا مراکز نظامی را تسخیر نکردند! پرسش این است که چه اطلاعاتی در اختیار آنان گذاشته شد تا دربارۀ آمدن یا نیامدن تصمیم بگیرند؟
🔻اما یک پرسش اساسیتر هم وجود دارد:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
✍🏻 #فرهاد
📌 مردم ابزار تحقق یک استراتژی سیاسی نیستند. آنها انسانهایی هستند که باید بتوانند با اطلاعات واقعی دربارۀ جان خود و خانوادهشان تصمیم بگیرند.
📌 اگر رهبری سیاسی مردم را به حضور گسترده دعوت میکند، مسئولیتش فقط اعلام هدف و وعدهٔ پیروزی نیست. مسئولیت اوست که دربارهٔ خطرات، توان سرکوب دشمن، احتمال شکست و سناریوهای فاجعهبار نیز صریح باشد.
🔻 «استارلینک نداشتیم» پاسخ کافی نیست
اینجا یک تناقض جدی نیز وجود دارد.
از یک طرف، پیش از فراخوان ۱۸ دی، بر این تأکید شده بود که ارتباطات قطع نخواهد شد و حتی از صدها هزار دستگاه استارلینک سخن گفته شده بود. (Reza Pahlavi)
🔻از طرف دیگر، اگر پس از آغاز کشتار گفته شود که بهدلیل قطع اینترنت امکان اطلاعرسانی به مردم وجود نداشت، باید پرسید:
پس آن زیرساختهای ارتباطی که قرار بود در شرایط قطع اینترنت به کار بیایند، دقیقاً برای چه لحظهای طراحی شده بودند؟
🔺اگر استارلینک و شبکههای ارتباطی امن برای شرایط عادی بود، ارزش راهبردی چندانی نداشت. ارزش واقعی چنین ابزارهایی دقیقاً در لحظهای است که حکومت اینترنت را قطع میکند، ارتباطات را مختل میکند و جان مردم در معرض خطر قرار میگیرد.
⚠️ خطر کشتار، خطر ناشناختهای نبود
🔻نکتۀ مهم دیگر این است که تصور خطر سرکوب خونین، چیزی نبود که فقط بعد از ۱۸ دی برای همه آشکار شده باشد. دونالد ترامپ در ۲ ژانویه، چند روز پیش از ۱۸ دی، هشدار داده بود که
اگر نیروهای جمهوری اسلامی معترضان را با خشونت بکشند، آمریکا واکنش نشان خواهد داد و از آمادگی آمریکا سخن گفته بود. (Iran International | Iran International)
🔻در ۸ ژانویه نیز، در همان روز آغاز فراخوان بزرگ، یک مقام کاخ سفید گفت
اگر جمهوری اسلامی معترضان مسالمتآمیز را بهطور خشونتآمیز بکشد، آمریکا واکنش سختی نشان خواهد داد. (Iran International | Iran International)
🔻و خود ترامپ نیز همان روز در مصاحبهای گفت
حکومت ایران دربارۀ کشتن معترضان هشدار جدی دریافت کرده است. (Iran International | Iran International)
🔺بنابراین نمیتوان بهسادگی گفت هیچ نشانهای از احتمال سرکوب خونین وجود نداشت. جمهوری اسلامی نیز سابقهٔ سرکوب خونین اعتراضات در ایران (آخرین موردش جنبشِ مهسا) و خصوصا کشتار گستردهی مردمِ انقلابیِ سوریه را داشت، و در همان مقطع، هشدارهای علنی دربارۀ احتمال استفاده از خشونت در صداوسیما و توسط سامانهی پیامک مطرح شده بود.
🔻این البته ثابت نمیکند که رهبر اپوزیسیون از ابعاد واقعی کشتار آینده خبر داشته است. چنین ادعایی نیازمند شواهد جدیست. اما یک چیز را میتوان با اطمینان گفت:
خطر سرکوب خشن، قابل تصور و بسیار محتمل بود؛ نه امری بعید و نامحتمل!
❌ و درست به همین دلیل، مسئلۀ مدیریت ریسک اهمیت پیدا میکند. رهبری سیاسی نمیتواند صرفا بر سناریوی مطلوب خود حساب کند:
📢 مردم میآیند، جمعیت زیاد میشود، نیروها عقب مینشینند، بخشی از نیروهای امنیتی جدا میشوند، حکومت سقوط میکند.
🔻باید سناریوی دیگر را هم روی میز گذاشت:
❓اگر نیامدند چه؟ اگر نیروها نریختند چه؟ اگر اینترنت قطع شد چه؟ اگر ارتش و سپاه نپیوستند چه؟ اگر حکومت به کشتار گسترده دست زد چه؟
🎯 رهبری سیاسی دقیقا برای همین لحظههاست که باید سناریوی بدترین حالت داشته باشد.
🔺درست مشابهِ همان رویکردی که دونالد ترامپ برای حفظ جان نیروهای متخصص و آموزشدیدهی نظامیاش در مقابل جمهوری اسلامی به کار میگیرد، تا حتی جانِ یک سرباز نیز در یک جنگِ جدی، بیهوده از بین نرود؛ چراکه میداند بابتِ جانِ تکتکِ سربازانش و آمار کشتههای سرباز(نه مردم!) باید به ملتِ آمریکا و نمایندگانِ احزابِ مختلف پاسخگو باشد.
🔻پرسش اصلی چیست؟
پرسش این نیست که مردمی که به خیابان آمدند چرا مراکز نظامی را تسخیر نکردند! پرسش این است که چه اطلاعاتی در اختیار آنان گذاشته شد تا دربارۀ آمدن یا نیامدن تصمیم بگیرند؟
❓چه کسی دربارۀ توان سرکوب حکومت هشدار داد؟
❓چه کسی دربارۀ احتمال کشتار گسترده هشدار داد؟
❓چه کسی مسئول وعدههای مربوط به ریزشِ گستردۀ نیروهای نظامی، آمادگیِ «گارد جاویدان»، استارلینک، ارتباطات امن و نزدیکبودن سقوط حکومت بود؟
❓و پس از آشکارشدن خطاهای راهبردی، چه کسی مسئولیتی را پذیرفت و عذرخواهی کرد و استعفا داد؟
🔻اما یک پرسش اساسیتر هم وجود دارد:
❓❓پیش از آنکه چنین فراخوان گستردهای داده شود، آیا به گروههای حساس، بهویژه پدر و مادرهایی که فرزند خردسال یا نوجوان داشتند و خودِ جوانان زیر ۱۸ سال، دربارهٔ خطر احتمالی کشتار هشدار داده شد؟
❓❓آیا به این خانوادهها گفته شد که احتمال اینکه حکومت دست به سرکوب خونین میزند کم نیست، کودکان و نوجوانان را با خود به خیابان نیاورند و جان آنان را در معرض خطر قرار ندهند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻نقد این یاوهگوییهای وقیحانه در ادامه🔻
📘فراخوان از بالا، کشتار در خیابان، و مردمِ مقصرشده
(۳/۳)
✍🏻 #فرهاد
🔻اگر امروز قرار است مردم بهخاطر حضورِ غیر-گاردِ-جاویدانوارشان(!) مورد سرزنش قرار بگیرند، چرا پیش از فراخوان، هیچ هشدارِ متناسب و صریحی دربارهٔ چنین خطراتی که ذکرشان رفت به آنان داده نشد؟ و درست اینجاست که نقد به سخنان مشاور مطرح میشود:
📌📌 اما مسئله این است که
📌📌📌 این دقیقا همان کاری بود که قرار بود «گارد جاویدان» و نیروهای سازمانیافته و مدعیِ پیوستن به جنبش انجام دهند، نه مردم و نوجوانان و جوانانِ آموزشندیده و غیرمسلح و پدر و مادری که با فرزند خردسال یا نوجوان خود به خیابان آمده بودند!
📌📌 از مردم عادی که با دست خالی به خیابان آمدهاند نمیتوان انتظار داشت مراکز امنیتی و نظامی یک حکومت را تسخیر کنند، خود را مسلح کنند و همزمان از خانواده و فرزندانشان محافظت کنند! این نه یک راهبرد عملی برای شهروند عادیست و نه میتوان شکست چنین راهبردی را بعدا به حساب همان مردم گذاشت.
❓اگر قرار بود مردم عادی خودشان را برای چنین سناریویی آماده کنند، مراکز سرکوب را تسخیر کنند، مسلح شوند و از خود و خانوادههایشان دفاع کنند، پس «گارد جاویدان»، ریزش نیروهای نظامی و آن ساختار سازمانیافتهای که بارها دربارهاش سخن رفتهبود، دقیقا برای چه بود؟
⁉️ آیا مشاور شاهزاده از این «گارد جاویدان» بیاطلاع ماندهاست؟! همان نیرویی که دربارهاش بارها در ایراناینترنشنال، تبلیغ پشت تبلیغ شد و خودِ شاهزاده نیز آن را نیرویی معرفی کرد که
❓اگر چنین نیرویی قرار نبود در لحظۀ بحران از مردم حفاظت کند و دستگاه سرکوب را تضعیف کند، پس اساسا چرا از وجود و نقش آن سخن گفته میشد؟
❓و اگر قرار بود چنین مسئولیتی بر عهدۀ آن باشد، چرا امروز هزینۀ ناکامی یک استراتژی سازمانیافته باید بر دوش مردمی گذاشته شود که با دست خالی به خیابان آمده بودند؟
🔻نمیتوان مسئولیتِ شکست یک ساختار سازمانیافته را به دوش مردم غیرمسلح انداخت و بعد خانوادهای را که با فرزندش به خیابان آمده، متهم کرد که چرا خودش مراکز سرکوب را نگرفت و مسلح نشد! و این دقیقا همان نقطهای است که باید پرسید:
🔺اگر راهبرد اشتباه بوده، راهبرد باید نقد شود. اگر اطلاعات غلط بوده، منبع اطلاعات باید بررسی شود. اگر مشاوران تحلیل نادرست دادهاند، مسئولیت آنان باید بررسی شود. و اگر وعدههایی داده شده که با واقعیت میدان سازگار نبوده، باید دربارهٔ همان وعدهها پاسخ خواست.
❌❌ مردم نباید هم هزینۀ یک تصمیم سیاسی را با جان خود بپردازند و هم پس از کشتار، بهجای تصمیمگیرندگان، در جایگاه متهم بنشینند!
⚖️ مسئولیتپذیری رهبران
خانوادهای که به خیابان آمده، لزوما بر اساس یک تصمیم مستقل و در خلأ اطلاعاتی تصمیم نگرفته است. او در یک میدان سیاسی قرار داشته که رهبران و رسانههای سیاسی دربارهٔ ظرفیت پیروزی، ریزش نیروها، امکان ارتباط و میزان خطر به او پیام دادهاند. نمیتوان فقط لحظۀ حضور شهروند را دید و تمام زنجیرهٔ تصمیمگیری پیش از آن را حذف کرد.
🔍 آزمون تفاوت با جمهوری اسلامی
🔻جمهوری اسلامی سالهاست الگویی آشنا دارد:
🔻اگر یک بدیل سیاسی نیز پس از شکست، بهجای بررسی تصمیمهای بالا و مسئولیت رهبران و مشاوران، به سراغ سرزنش قربانیان برود، پرسش بسیار جدیای دربارهٔ فرهنگ سیاسی آن بدیل شکل میگیرد.
🔺مسئله فقط ایرج مصداقی نیست. مسئله، فرهنگ سیاسیای است که میتواند رهبر و تیم مشاورانش را از خطاهای بزرگ و کوچک مبرا کند و در عوض، با کمال وقاحت، مردمی را که هزینهٔ آن خطاها را با جان خود پرداختهاند، مسئول معرفی کند.
🔺اگر در دوران مبارزه، قدرت پاسخگویی نداشته باشد، خطاها به گردن مردم انداخته شود، مشاوران از پاسخگویی خطاهای فاجعهبارشان مصون بمانند و رهبر از نقد تصمیمهایش مستثنا شود، چرا باید انتظار داشته باشیم همین فرهنگ پس از پیروزی ناگهان ناپدید شود؟ بدیل جمهوری اسلامی قرار است فقط حکومت دیگری باشد، یا قرار است فرهنگ دیگری از قدرت، مسئولیت و پاسخگویی را نیز نمایندگی کند؟ این پرسش، بسیار فراتر از یک مشاور یا یک ویدیو است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
✍🏻 #فرهاد
🔻اگر امروز قرار است مردم بهخاطر حضورِ غیر-گاردِ-جاویدانوارشان(!) مورد سرزنش قرار بگیرند، چرا پیش از فراخوان، هیچ هشدارِ متناسب و صریحی دربارهٔ چنین خطراتی که ذکرشان رفت به آنان داده نشد؟ و درست اینجاست که نقد به سخنان مشاور مطرح میشود:
❗️مشاور رهبر اپوزیسیون امروز به مردم میگوید اشتباه کردید که مراکز سرکوب و پادگانها را نگرفتید، مسلح نشدید و شهر را با خشونت تسخیر نکردید!
📌📌 اما مسئله این است که
حفظ جان مردم، شناسایی و خنثیکردن مراکز سرکوب و تأمین امنیت جمعیت غیرمسلح، وظیفۀ مردم عادی نبود و نیست.
📌📌📌 این دقیقا همان کاری بود که قرار بود «گارد جاویدان» و نیروهای سازمانیافته و مدعیِ پیوستن به جنبش انجام دهند، نه مردم و نوجوانان و جوانانِ آموزشندیده و غیرمسلح و پدر و مادری که با فرزند خردسال یا نوجوان خود به خیابان آمده بودند!
📌📌 از مردم عادی که با دست خالی به خیابان آمدهاند نمیتوان انتظار داشت مراکز امنیتی و نظامی یک حکومت را تسخیر کنند، خود را مسلح کنند و همزمان از خانواده و فرزندانشان محافظت کنند! این نه یک راهبرد عملی برای شهروند عادیست و نه میتوان شکست چنین راهبردی را بعدا به حساب همان مردم گذاشت.
❓اگر قرار بود مردم عادی خودشان را برای چنین سناریویی آماده کنند، مراکز سرکوب را تسخیر کنند، مسلح شوند و از خود و خانوادههایشان دفاع کنند، پس «گارد جاویدان»، ریزش نیروهای نظامی و آن ساختار سازمانیافتهای که بارها دربارهاش سخن رفتهبود، دقیقا برای چه بود؟
⁉️ آیا مشاور شاهزاده از این «گارد جاویدان» بیاطلاع ماندهاست؟! همان نیرویی که دربارهاش بارها در ایراناینترنشنال، تبلیغ پشت تبلیغ شد و خودِ شاهزاده نیز آن را نیرویی معرفی کرد که
فعالیتهای سازمانیافتهاش «فراتر از توان شهروندان عادی و غیرمسلح» است و حتی برای حفاظت از جان مردم نقش دارد.
❓اگر چنین نیرویی قرار نبود در لحظۀ بحران از مردم حفاظت کند و دستگاه سرکوب را تضعیف کند، پس اساسا چرا از وجود و نقش آن سخن گفته میشد؟
❓و اگر قرار بود چنین مسئولیتی بر عهدۀ آن باشد، چرا امروز هزینۀ ناکامی یک استراتژی سازمانیافته باید بر دوش مردمی گذاشته شود که با دست خالی به خیابان آمده بودند؟
🔻نمیتوان مسئولیتِ شکست یک ساختار سازمانیافته را به دوش مردم غیرمسلح انداخت و بعد خانوادهای را که با فرزندش به خیابان آمده، متهم کرد که چرا خودش مراکز سرکوب را نگرفت و مسلح نشد! و این دقیقا همان نقطهای است که باید پرسید:
❓چرا بهجای بازخواست کسانی که مسئول طراحی و اجرای این بخش از راهبرد بودند، مردم عادی مورد مؤاخذه قرار میگیرند؟
🔺اگر راهبرد اشتباه بوده، راهبرد باید نقد شود. اگر اطلاعات غلط بوده، منبع اطلاعات باید بررسی شود. اگر مشاوران تحلیل نادرست دادهاند، مسئولیت آنان باید بررسی شود. و اگر وعدههایی داده شده که با واقعیت میدان سازگار نبوده، باید دربارهٔ همان وعدهها پاسخ خواست.
❌❌ مردم نباید هم هزینۀ یک تصمیم سیاسی را با جان خود بپردازند و هم پس از کشتار، بهجای تصمیمگیرندگان، در جایگاه متهم بنشینند!
⚖️ مسئولیتپذیری رهبران
خانوادهای که به خیابان آمده، لزوما بر اساس یک تصمیم مستقل و در خلأ اطلاعاتی تصمیم نگرفته است. او در یک میدان سیاسی قرار داشته که رهبران و رسانههای سیاسی دربارهٔ ظرفیت پیروزی، ریزش نیروها، امکان ارتباط و میزان خطر به او پیام دادهاند. نمیتوان فقط لحظۀ حضور شهروند را دید و تمام زنجیرهٔ تصمیمگیری پیش از آن را حذف کرد.
🔍 آزمون تفاوت با جمهوری اسلامی
🔻جمهوری اسلامی سالهاست الگویی آشنا دارد:
تصمیم از بالا؛ هزینه از پایین؛ قدرت نامسئول و ناپاسخگو؛ و در نهایت، مردم مقصر.
🔻اگر یک بدیل سیاسی نیز پس از شکست، بهجای بررسی تصمیمهای بالا و مسئولیت رهبران و مشاوران، به سراغ سرزنش قربانیان برود، پرسش بسیار جدیای دربارهٔ فرهنگ سیاسی آن بدیل شکل میگیرد.
🔺مسئله فقط ایرج مصداقی نیست. مسئله، فرهنگ سیاسیای است که میتواند رهبر و تیم مشاورانش را از خطاهای بزرگ و کوچک مبرا کند و در عوض، با کمال وقاحت، مردمی را که هزینهٔ آن خطاها را با جان خود پرداختهاند، مسئول معرفی کند.
🔺اگر در دوران مبارزه، قدرت پاسخگویی نداشته باشد، خطاها به گردن مردم انداخته شود، مشاوران از پاسخگویی خطاهای فاجعهبارشان مصون بمانند و رهبر از نقد تصمیمهایش مستثنا شود، چرا باید انتظار داشته باشیم همین فرهنگ پس از پیروزی ناگهان ناپدید شود؟ بدیل جمهوری اسلامی قرار است فقط حکومت دیگری باشد، یا قرار است فرهنگ دیگری از قدرت، مسئولیت و پاسخگویی را نیز نمایندگی کند؟ این پرسش، بسیار فراتر از یک مشاور یا یک ویدیو است.
⚖️ شاهزاده در محکِ مدرسۀ میناب
📻 مدرسۀ میناب قربانیِ «تاجرمسلکیِ دونالد ترامپ»
.
#اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin