نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘موجودی حساب رضاشاه هنگام ترک ایران چقدر بود؟
(۲/۲)
✍🏻#مهرداد_خدیر

۹. همین نماینده مجلس قبل از آن در جلسه ۱۶ بهمن ۱۳۲۰ به موارد دیگر هم اشاره کرده و گفته بود:

«در ماده اول این قانون (‌استرداد املاک پس از سقوط رضاشاه) تصریح شود که تمام معاملات اعلی‌حضرت رضاشاه پهلوی لغو و باطل است. املاکی که به ضرب کتک و چوب و شکنجه و به قیمت خون از مردم گرفته و آنان را آزار داده‌اند و مالکان غالبا در تبعید اجباری مرده‌اند. اگر اعلی‌حضرت همایونی رضاشاه پهلوی از ایران نمی‌رفتند شاید تا چهار پنج سال دیگر اصلا ملکی برای کسی در ایران باقی نمی‌ماند!».

دشتی در همین جلسه که کلمه به کلمه آن ثبت شده از شکایت زنی می‌گوید که ملک او را با فشار یکی از همسران رضاشاه گرفتند: در خیابان استخر به قیمت متری ۳ تومان در حالی که ارزش آن متری ۸۰ تومان بوده است.

۱۰. در نتیجه بر اساس مذاکرات مجلس، موجودی حساب های بانکی رضاشاه هنگام ترک ایران ۶۸ میلیون تومان بوده است. (پایان توضیحات آقای مرادی). این توضیح هم لازم است که رضاشاه در 25 شهریور ۱۳۲۰ بلافاصله بعد از استعفای اجباری نرفت بلکه در مهر ماه از ایران خارج شد.

🔺نویسنده این سطور این نکته را می‌افزاید با مدیریت و پیشنهاد فروغی، رضاشاه املاک را با فرزندش - پادشاه جدید- صلح می‌کند و امکان برداشت پول را هم پیدا نمی‌کند.

🍂 فروغی بعدتر از پادشاه جوان می‌خواهد کل املاک را برگرداند و هیچ یک از آنان نزد او باقی نماند. بر اساس آنچه نقل شد قرار می‌شود از محل همان موجودی اجرت‌المثل بپردازند ولی نمی‌دانیم سرنوشت آنها چه شد و پرداختند یا نه.

🍂 با این اوصاف در این که رضاشاه در سال‌های آخر به غصب ملک روی آورده بود جای هیچ شک و شبهه نیست و ستایندگان رضاشاه نمی‌توانند انکار کنند.

🍂 در عین حال این که محمد رضاشاه هم املاک را برگردانده درست است چندان که در خاطرات ثریا اسفندیاری ملکه وقت ایران در زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آمده که شاه هم در کلاردشت و هم در رم به او گفته پولی برای خرید مزرعه در آمریکا ندارد.

🍂 خاطره غصب املاک مردم آن قدر تلخ و زشت بوده که سال ها بعد وقتی اسدالله علم اقدام به خرید زمین در جزیره کیش و اهدای آنها به محمد رضاشاه می‌کند از علم می‌خواهد به جای این کار جزیره کیش آباد شود.

🍂 محمدرضا شاه در ۱۲سال اول ( از ۲۰ تا ۳۲) برای آن که خاطره تلخ رفتارهای پدرش در اذهان مردم تکرار نشود مال‌اندوزی نکرد، اما تحقیر پس از کودتا او را هم به مال‌اندوزی کشاند، اما باز نه از طریق املاک مردم، بلکه احتمالا از محل پورسانت‌های نفت یا خرید تجهیزات نظامی. حتی برای آن که کابوس املاک را دور کند و به توصیه جان. اف. کندی رییس جمهوری آمریکا برای جلوگیری از قیام دهقانی هم عمل کرده باشد، دست به اصلاحات اراضی و واگذاری زمین به کشاورزان زد که خود داستانی‌ست دیگر...

🗄پست مرتبط
📺 بحرینِ ایران [تجزیه بحرین در دوران پهلوی زیر ذره‌بین]
📺 ایران‌بخشی‌های دو پهلوی
📕دلتنگی برای رضا شاه؟

#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
📗ولایت مطلقهٔ فقیه و حکومت تک‌حزبی
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 تئوری «امت و امامت» از #علی_شریعتی و نظریهٔ «ولایت مطلقهٔ فقیه» از روح الله خمینی وجوه شباهت‌شان، خصوصاً در خصومت با «دموکراسی و حقوق بشر و عدالت و آزادی» در حدی زیاد است که می‌توان با کمی مسامحه، آن دو را نظریه‌ای واحد نامید؛ به طوری که گویا یک روح در دو بدن هستند.

🍂 اسلام از آغاز و ماهیتاً یک ایدئولوژی سیاسیِ توتالیتر بود که مفهوم «خداوند» را به استخدام ارادهٔ قدرت و حکومت و سلطه درآورد. در ادامه و در روند تاریخیِ بسطِ اسلام، هر فرقه و شعبه، در مفهومی طیفی، هرچه بیشتر اسلامی بود، بیشتر «مستبد و توتالیتر و سلطه‌گر و دیگری‌ستیز و قدرت‌طلب» بود و لذا تعارضش با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی» بیشتر بود. وفق تاریخ اسلام، اختلاف بر سر «قدرت سیاسی و حکومت»، از لحظهٔ فوت محمد بن عبدالله آغاز شد و شیعیان با برساختن مفهوم «امامت و ولایت»، قدرت سیاسی و حکومت را حق خود می‌دیدند؛ حقی که در «غدیر خم» و از مجرای «ژن خوب الهی»، از جانب الله و توسط محمد بن عبدالله به آنها به ارث رسیده‌بود.

🍂 نهاد دین، نوعی قدرت در سپهر جامعه است و قدرت، میل به توسعه و تسخیرِ سایر منابع قدرت دارد. بی‌جهت نیست که سودای تولید «علوم تجربی اسلامی» مطرح می‌شود. نهاد دین، پس از تسخیر نهادِ «سیاست و حکومت» در ایران، حتی نهاد علم را نیز می‌خواهد اشغال کند و از فردای انقلاب ۵۷، سودای «اسلامی کردن دانشگاه‌ها» مطرح شد.

🍂علی شریعتی و روح الله خمینی، هر دو ماهیتِ سیاسی و «قدرت معطوف به حکومت» در اسلام (به شکل عام) و در تشیع (به شکل خاص) را با برساختن یکسری مفاهیم مذهبی تئوریزه کردند و برای بسط اجتماعی و تحقق عینی‌اش نیز تلاش عملی نمودند. از طرف دیگر، بستر اجتماعی هم به واسطهٔ «مقولهٔ تقلید از مرجع دینی» و مذهبی بودن عموم مردم ایران در آن زمان، برای پذیرش ایدهٔ شریعتی و خمینی مناسب بود و در نهایت، علل دیگر از قبیل نارضایتی عمومی با مقصود شریعتی و خمینی قرین شد، و انقلاب ۵۷ شکل گرفت و پیروز گشت.

🍂 نکته اما این است که در انقلاب ۵۷، یک ایدهٔ «خردگرا و اخلاقی و لیبرال و دموکرات و آزادی‌خواه» پیروز نشد، بلکه ایدئولوژیِ شریعتی و خمینی، آشکارا «فاشیستی و توتالیتر و استبدادی و خردستیز و خرافه‌بنیان و ارتجاعی» و در تعارض با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی و فردیت» بود و البته این ویژگی‌ها با فرهنگ عمومی در کانتکستِ مربوطه نیز به شدت سازگار بود، والا تحقق اجتماعی نمی‌یافت. از این رو، با تشکیل حکومت اسلامی-آخوندی در قالب تئوری «ولایت مطلقهٔ فقیه» یا همان «امت و امامت» که شریعتی بیان می‌کرد، به سرعت «حقوق بشر و آزادی» به محاق رفت و در هر دو ساحتِ «اجتماع و سیاست»، سرکوبِ «دیگری‌ها» و «اقلیت‌ها» آغاز شد.

🍂 در حوزهٔ اجتماعی، می‌توان به حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی و برپایی نماز در ادارات دولتی اشاره کرد و در حوزهٔ سیاست، می‌توان سرکوبِ نهضت آزادی که مسلمانانی مسالمت‌جو بودند و حتی سرکوبِ محمدکاظم شریعتمداری و حسینعلی منتظری که مرجع تقلید بودند را یادآوری نمود. به عبارت دیگر، حتی به نهضت آزادی و شریعتمداری و منتظری که شیعه بودند رحم نشد، چه رسد به فرقه‌های دیگر اسلامی و یا به پیروان ادیان دیگر و لامذهب‌ها.

🍂 روح توتالیتر و مستبدِ اسلام با فاشیسم و هیتلر سازگار است و نه با لیبرال‌دموکراسی و گاندی. به همین جهت، مسلمانانی که به شکل «کلاژگون و صوری و نااصیل»، بین اسلام با آزادی و عدالت، کمی سازگاری ایجاد کرده‌بودند نیز در هجومِ طوفانِ اسلامِ راستین، منکوب و دفن شدند.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ولایت مطلقهٔ فقیه و حکومت تک‌حزبی
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 علی شریعتی، شیعه را «حزب تمام عیار» می‌نامید و فی‌الواقع، آخوندها از طریق شبکهٔ مساجد و هیأت‌های مذهبی، عظیم‌ترین حزب در خاورمیانه را قبل از پیروزی انقلاب ۵۷ تأسیس کرده‌بودند و از طریق وجوهات شرعی و «سهم امام غائب» تأمین مالی می‌شدند. پس از تأسیس حکومت اسلامی، این حزب به «چاه‌های نفت و تمام رسانه‌های رسمی و بازوی نظامی-امنیتی در قالب بسیج و سپاه» نیز مجهز شد و علاوه بر تسلط بر حوزه‌های علمیه که به تولید آخوندهای حکومتی می‌پرداختند، به تأسیس دانشگاه‌های اختصاصی و انحصاری (مثل دانشگاه امام صادق) هم اقدام کرد.

🍂 محمدجواد ظریف -وزیر امور خارجهٔ دولت حسن روحانی- در فایلی صوتی و جنجالی گفت: «همه‌چیز دست میدان [بخوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی] است»، لکن توصیف دقیق ماجرا این است که «همه‌چیز دست حزب ولایت مطلقهٔ فقیه به رهبری علی خامنه‌ای است» و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جزء بازوی نظامی-امنیتی این حزب تمام عیار است.

🍂 مخالفانِ حکومتِ اسلامی-آخوندی، اگر چه از حیث کمیت، پرشمار هستند، اما به جهت اختناق و استبدادِ حاکم و سرکوب شدید، اتمیزه می‌باشند و امکان تشکل و تحزب، و «کادرسازی» ندارند. در دوران حکومت محمدرضا پهلوی، اختناق و استبداد سیاسی و سرکوبِ مخالفان وجود داشت، منتها میزانش آنچنان نبود که امکانِ تأسیسِ تشکل‌های مخالفِ حکومت و به اصطلاح «اپوزیسیون» به صفر رسیده باشد؛ از این رو احزاب متعددی به طور مخفی و معطوف به «براندازی حکومت و کسب قدرت سیاسی» فعالیت می‌کردند؛ خصوصاً حزب روح الله خمینی در شبکهٔ مساجد. چنین امکانی، اما در ذیل استبداد دینی به صفر رسیده‌است و مجالی برای تحزب و کادرسازی توسط اپوزیسیون در داخل کشور وجود ندارد.

🍂 حکومت اسلامی-آخوندی، به طور غیررسمی، حکومتی تک‌حزبی‌ست که نام حزبش را می‌توان «ولایت مطلقهٔ فقیه» گذاشت. حزبی تمام عیار که علاوه بر ایدئولوژی و منابع مالی و رسانه، نیروی نظامی-امنیتیِ قدرتمندی دارد و عموم اعضای آن، ذوب در ایدئولوژی حزب و رهبری آن هستند.

🍂 احزابی چون «حزب کارگزاران سازندگی ایران»، گروهک‌هایی چندنفره و دکورهایی نمایشی و نیز تدارکاتچی‌هایِ غیررسمیِ حزب حاکم می‌باشند. اعضای حزبِ «ولایت مطلقهٔ فقیه»، اگرچه در مقام قیاس با خیل عظیمِ مردم مخالف، پرشمار نیستند، اما عموم اعضای آن چنان مرید و مطیعِ ایدئولوژی و رهبری حزب، و به عبارت دیگر «جان بر کف» هستند که حاضرند مثل ابراهیم، حتی سر فرزند خود را جهت ابراز بندگی در مقابل پیشوا ببرند.

🍂 در اعتراضات موسوم به جنبش «زن، زندگی، آزادی»، یکی از اعضای حزبِ «ولایت مطلقهٔ فقیه» صریحاً در بلندگو اعلام کرد که عندالاقتضاء سر ناموس خودش را از بدن جدا می‌کند. این عبارت به نحو تلویحی دلالت می‌کند بر آمادگی لازم برای قتل عامِ تمام معترضانِ حکومت اسلامی-آخوندی، ولو اگر تعدادشان به میلیون‌ها انسان برسد.

🍂 ایدئولوژی حزبِ «ولایت مطلقهٔ فقیه» را می‌توان «فاشیسم مذهبی» نامید. ایده‌ای که متوهمانه و متفرعنانه، حقیقت مطلق و نیز تعریف و راه سعادتِ تمام جهانیان در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها را نزد خویش می‌داند و کلان‌روایت است.

🍂 ایدئولوژی «ولایت مطلقهٔ فقیه»، خصم «عقلانیت و عدالت و حقوق بشر و آزادی و دموکراسی» می‌باشد و اِعمال هر میزان از خشونت را برای حفظ قدرت سیاسی مجاز می‌داند؛ شبیه به چهره و شخصیت الله، توتالیتر و تمامیت‌خواه است و می‌خواهد تمام شئون جامعه و انسان‌های انضمامی را تسخیر کند و از این روست که حجاب اسلامی را اجباری می‌داند. عقلانیت و فردیت و پلورالیسم در ایدئولوژی مذکور تعطیل است و اعضای حزب، ذوب در رهبری حزب هستند که ایدئولوگ حزب و به قول قاسم سلیمانی، «قرآن ناطق» است.

🍂 ایدئولوژی «ولایت مطلقهٔ فقیه»، صریحاً و رسماً حفظ قدرت سیاسی را «اوجب واجبات» می‌داند و به هیچ قیدی، اعم از اخلاق و عدالت مقید نیست. قرآن به طور غیررسمی، خداوند را به خدمت ارادهٔ قدرت درآورد، لکن ایدئولوژی «ولایت مطلقهٔ فقیه»، رسماً و صریحاً اعلام می‌کند که برای حفظ قدرت سیاسی، حتی اصول دین و توحید را نیز تعطیل می‌کند. مشروعیت در نگاه ولی فقیه، از الله است و نه از «مردم و عدالت و کارآمدی». حدود اختیارات ولی فقیه، در حد خداست.

🍂 در این ایدئولوژی، الله، مالک جان و مال تمام جهانیان است و این حق از جانب الله به نماینده‌اش بر روی زمین، یعنی به محمد بن عبدالله تفویض شده و در وهلهٔ بعد، از مجرای «امام زمانِ غائبِ ۱۲٠٠ ساله» به ولی فقیه و به رهبری حزب «ولایت مطلقهٔ فقیه» منتقل گشته‌است. با این وصف و نظر به واقعیات میدانی، مخالفان فاشیسم مذهبی برای تغییر حکومت اسلامی-آخوندی، راهی طولانی و بسی صعب را فراروی خویش دارند.


#حکومت_اسلامی #نقد_اسلام
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 پنجم شهرویر ماه [دیروز]
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 این روز به خاطر زاده شدن دو پهلوان نامدار و وطن‌دوست اهمیت دارد.

🗓 نخست آن که روز چهارشنبه پنجم شهریور سال ۱۱۶۸ (۴ ذیحجه ۱۲۰۳ ق.) عباس‌میرزا در قصبه‌ی نوا (آمل) از توابع بخش لاریجان شهرستان آمل زاده شد. حدود صد و چهل سال بعد در ۱۳۰۹ هم غلامرضا تختی به دنیا آمد.

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۹ (۲۱ شعبان ۱۳۲۸ ق.) پس از سقوط مستبدین و استقرار دوباره‌ی مشروطه، حاجی امام جمعه خویی در مقام یکی از پنج مجتهد ناظر بر امور شرعی به مجلس رفت و کار خود را آغاز کرد.

🗓 درست یک سال بعد در دوشنبه پنجم شهریور ۱۲۹۰ (۳ رمضان ۱۳۲۹ ق.) محمدعلی‌شاه که برای پس گرفتن تاج و تخت خود، عهد و پیمانش را زیر پا گذاشته و دوباره به ایران تاخته بود، در قصبه ایوان کیف، بر چند دسته از سربازان دولتی غلبه کرد، اما در نهایت شکست خورد و تا یک دهه بعد هم مشروطه در ایران نهادینه شده بود و هم سلسله‌ی قاجار کم کم از قدرت کنار گذاشته شدند. با این همه دودمان نوآمده‌ی پهلوی هم با حمله‌ی خارجی روبرو شد و در پنجم شهریور سال ۱۳۲۰ محمدعلی فروغی که به صدارت رسیده بود با بولارد[1] انگلیسی و اسمیرنوف[2] روسی که نمایندگان متفقینِ اشغالگر ایران بودند مذاکره کرد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 قحطی‌‌ تحمیلی‌ای که جهان از یاد برد (منبع)

🖌
#ترجمه: #حنیف_یزدانی

🍂 ایران به پل پیروزی و کرویدور اصلی تسلیحات و مایحتاج ارتش سرخ از سوی آمریکا و انگلستان تبدیل شد و متفقین در این مدت، کنترل کامل تمامی راه‌ها و وسایل ارتباطی از جمله کامیون‌ها و قطار شمال-جنوب را در دست گرفتند که به فلج‌ شدن شبکه توزیع مواد غذایی ما منجر شد. بنابر مطالعات محمدقلی مجد، ۳-۴ میلیون ایرانی کشته شدند.

🍂 همانگونه که یهودیان، بدرستی به بررسی تک تک پرونده‌های قربانیان جنگ جهانی پرداخته‌اند و جهان را وادار به یادبود، احترام و عذرخواهی کرده‌اند، ما نیز باید به احترام هموطنانی که مظلومانه و در سکوت، جان باختند، به بررسی این فاجعه بپردازیم.

🍂 راه آهن شمال-جنوب که از پول مالیات قند و چای ایرانیان ساخته شد، از هیچ شهر بزرگی عبور نمی‌کرد و جنوب را به شمال می‌رساند. خواست بریتانیا از زمان امتیازنامه رویتر تحقق همین مسیر بود.

🍂 مصدق بارها در مجلس، به «نظامی بودن» کارکرد این راه اشاره کرده و آن را «منتهی به جهنم»، و راه شرق-غرب (راه ابریشم) را مناسب «ترانزیت بین‌المللی» و «منتهی به بهشت» دانسته‌بود.


#آینه_تاریخ #مستند
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘راه‌آهن‌ و رضا شاه

✍🏻
#خسرو_معتضد

🍂 اولین بار در زمان امیرکبیر راه‌آهن در دنیا اختراع شده بود. در ۱۸۲۲ اولین راه‌آهن بین دو شهر انگلستان کشیده شد و تا اواخر قرن ۱۹، دنیا زیر شبکه‌ای از راه‌آهن قرار گرفت. در ایران از زمان امیر کبیر صحبت راه‌آهن بود و علاقه داشتند راه‌آهن بکشند. افراد مختلفی داوطلب شدند منتهی دو عامل مخالف بودند:

یکی دولت روسیه که می‌گفت اگر شما راه‌آهن بکشید ممکن است در مرز روسیه انگلیسی‌ها و ارتش هند که در اختیار انگلستان بود به روسیه حمله کند. زیرا روسیه در قرن ۱۹ در حال جنگ با آنها بود. در زمان نیکولای اول جنگ کلینه اتفاق افتاد و به‌خاطر عثمانی، روس‌ها می‌خواستند عثمانی را بگیرند و دولت انگلیس، روس‌ها را شکست داد. بعد هم که نیکلای اول به وضع عجیبی مُرد؛ یعنی همان کسی‌که قرارداد ترکمانچای را بر ما تحمیل کرد.

دوم انگلیسی‌ها که آنها هم مخالف بودند. می‌گفتند اگر راه‌آهن کشیده شود روس‌ها به خلیج‌فارس می‌رسند و نزدیک شدن آنها به هندوستان از راه دریایی محتمل است.

🍂 این دو دولت نمی‌گذاشتند ایران راه‌آهن بکشد. شخصی به‌نام مرتضی قلی‌خان ثمین‌الدوله هدایت، تحصیل‌کرده و مهندس آلمانی و از اولین مهندسان ایرانی، طرحی به‌نام "راه نجات" یا "کلید نجات" تهیه کرد و می‌گفت باید راه‌آهن از شرق به غرب کشیده شود؛ یعنی از عراق به هندوستان کشیده شود که اگر انجام شود، راه‌آهن سراسری بسیار خوبی می‌شد. شما مثلا از آلمان به استانبول می‌آمدید و از انجا به مرز ایران و ترکیه می‌آمدید و وارد ایران شده و از ایران به مرز هندوستان می‌رسیدید.

🍂 البته این احتمال هم بود که یک خط فرعی به خانقین برود و ایرانی‌ها بتوانند از آنجا به کربلا و نجف و شهرهای مذهبی بروند. طرح خوبی بود و این طرحی که زمان رضاشاه کشیده شد، غلط بود. این را یک سرهنگ مهندس روسی به‌نام آناتول ترسکینسکی -همان کسی‌که راه‌آهن جلفای تبریز را کشیده بود و بعد از انقلاب تابعه ایران شد و در ایران ماند- طرحی داد که دنباله همان طرح روسیه تزاری بود. با این طرح نیروهای روسیه تزاری با راه‌آهن می‌توانستند به خلیج‌فارس برسند.

دلایل بی‌فایده بودن راه‌آهن شمال به جنوب
🍂 در آن زمان مهندسان ورزیده‌ای نداشتیم و رضاشاه هم سوادی نداشت. به او گفتند ما دریای خزر را به خلیج‌فارس وصل می‌کنیم به شرطی که ارزش داشته باشد؛ چون راه‌آهن خرج دارد و گران تمام می‌شود. فرض کنید از بندر شاه خلیج‌فارس (بندر امام‌خمینی) به بندر ترکمن (بندر شاه) می‌رسید. به محض اینکه روس‌ها فهمیدند از شمال به جنوب می‌آید، کشتی‌های خود را منع کردند و حتی یک کشتی به بندر شاه نیامد. الان هم متروکه است.

🍂 ما راه‌آهنی بی‌فایده درست کردیم از ناکجاآباد به ناکجا آباد و هیچ‌کس جرأت نکرد بگوید این راه‌آهنی که با این هزینه سنگین درست می‌کنید، به کجا می‌رود؟ دریای شمال، دریای بسته‌ای است که مال روسیه بود و تنها طرف معامله تجاری روس‌ها بودند.

🍂 ای کاش این راه‌آهن را از خانقین وارد می‌کردید و به مرز هندوستان می‌رسید؛ کما اینکه هنوز هم نرسیده است. شما فکر کنید راه‌آهن تهران تا رشت چقدر ارزش داشت؟ رشت جایی است که هزار جور کالا از قبیل چوب و ماهی و... می‌توانست به تهران صادر کند؛ الان ۱۳۴سال است که رشتی‌ها منتظر راه‌آهن هستند.

🍂 راه‌آهن شمال به جنوب، راه‌آهن نظامی و ارتشی بود؛ انگلیسی‌ها هم آن را مسخره می‌کردند. این راه‌آهن، یک راه‌آهن نظامی و ارتشی بود؛ نه این که رضاشاه بخواهد کاری کند که ایران را بگیرند. چون تعقل نمی‌کرد و دیکتاتور بود، حرف یک سرهنگ روسی را گوش داد و راه‌آهنی بی‌فایده کشیده شد. خود انگلیسی‌ها هم این راه‌آهن را مسخره می‌کردند. ساتن نویسنده انگلیسی در کتابی به‌نام «رضاشاه یا ایران مدرن» نوشته که این راه‌آهن بیشتر به درد سربازگیری می‌خورد و اگر یک موقع جنگی در لرستان شود با این راه‌آهن می‌توان سرباز فرستاد یا مشمولین نظام‌وظیفه را از مازندران به تهران آورد.

🍂 آن راه‌آهنی که با آن هزینه گزاف کشیده شد هیچ فایده‌ای برای ایران نداشت. خود محمدرضا شاه به صراحت گفته بود که این یک اسباب‌بازی خنده‌آوری است. خبرنگاری با شاه مصاحبه کرده و نظر او را درباره راه‌آهن پرسیده بود و او گفته بود که این اسباب‌بازی پدرم بود.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۳۶ واژه


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 ششم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۵ اتابک امین‌السلطان (صدراعظم عزل‌شده‌ی ایرانی) که در حال سفر به دور دنیا بود با میرزا ملکم‌خان (دشمن قدیمی‌اش) دیدار کرد و با او رفاقتی پیدا کرد و تعهد کرد که از این به بعد، به مشروطه‌خواهی پایبند باشد. او به ویژه هنگام بازدید از ژاپن، به اهمیت مدرنیته پی برده بود و بی‌سرانجام بودن مقاومت مستبدین در برابر اصلاحات را دریافته بود.

🗓 دوازده سال بعد (۱۲۹۷) در گرماگرم جنگ جهانی اول، یکی از مشروطه‌خواهان پرشور قدیمی به نام عبدالرحمن سیف‌آزاد که به متحدین پیوسته بود و مأمور فعال آلمانی‌ها در شرق بود، از برلین به تهران آمد و با رضاخان که قصد داشت کودتا کند، رایزنی کرد.

🗓 در ششم شهریور سال ۱۳۰۴، آتاتورک برای اولین بار با لباس غربی به بخش‌های سنتی آناتولی رفت و در پافلاگونیه سخنرانی کرد.

🗓 دو سال بعد در ۱۳۰۶، حزب ایران نو اعلام موجودیت کرد و اولین میتینگ خود را برگزار کرد.

🗓 در راستای سیاست‌های دلجویی از قشر فرودست، در همین روز به سال ۱۳۵۷ دولت پهلوی در آستانه‌ی انقلاب اسلامی اعلام کرد که حلبی‌نشین‌ها را در محدوده‌ی شهری به رسمیت می‌شناسد و آب و برقشان را تأمین خواهد کرد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 «خبط بزرگ»

«در جلسه مجلس شورا گفتم برای ایجاد راه، دو خط بیشتر نیست: آنکه ترانزیت بین‌المللی دارد، ما را به بهشت می‌برد و راهی که به منظور سوق‌الجیشی ساخته شود ما را به جهنم؛ علت بدبختی‌های ما هم در جنگ جهانی همین بود.

اکنون آنچه از این راه‌آهن عاید می‌شود، حدود ۲۸۰ میلیون تومان است که ۵۵ درصدش را در هزینه‌های اداری‌ صرف می‌کنند و ۴۵ درصد بقیه، به مصرف تعمیرات رسیده و از بابت سود سرمایه و استهلاک، دیناری عاید دولت نشده. این خط هیچ دلیلی نداشت جز اینکه می‌خواستند از آن، استفاده سوق‌الجیشی کنند و انگلیس هم در هرسال، مقدار زیادی آهن به ایران بفروشد...».

🍂 مصدق همچنین در خاطراتش به این نکته اشاره می‌کند که دولت از ذخایر مالی‌اش استفاده کرده؛ پول‌هایی که می‌توانست صرف ایجاد کارخانه قند شود که جزو اقلام وارداتی بود. برای همین است که او صراحتا ساخت راه‌آهن را خیانت می‌داند:
«هر چه کرده‌اند، خیانت است و خیانت! با اینکه همگان به سودمندی خط شرق-غرب، چه از لحاظ تجاری، و چه از لحاظ نظامی آگاه بوده و اعتقاد داشتند که این مسیر کاربردهای فراوانی دارد، ولی رضاشاه آن را نپذیرفت».


#آینه_تاریخ #مستند
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روزی، روزگاری....در فرانسه اشغالی توسط نازی‌ها
— فصل یکمِ فیلم «حرام‌زاده‌های لعنتی»

🍂 فیلمی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی کوئنتین تارانتینو است. حوادث فیلم در زمان جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد. کارگردان در این فیلم، پایان جنگ جهانی دوم و رایش سوم را در یک ماجرای کاملاً خیالی به تصویر کشیده‌است. تارانتینو که خود نویسندگی فیلم را هم بر عهده داشته گفته‌است که ایدهٔ ساخت این فیلم را از مدت‌ها پیش در سر داشته‌است.

🍂 حرام‌زاده‌های لعنتی ابتدا در شصت و دومین جشنوارهٔ فیلم کن نمایش داده شد و برنده یک جایزه شد و امتیازات بسیار خوبی هم کسب کرد. سپس در ۲۱ اوت ۲۰۰۹ در آمریکا اکران شد.

⬇️ حاشیه‌ای بر این برش از فیلم، با عنوان «آن دیگری‌ها» را در ادامه (اینجا) بخوانید.


#گزیده‌فیلم
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘آن دیگری‌ها
— حاشیه‌ای بر فصل اول فیلم «حرام‌زاده‌های لعنتی»

✍🏻 #الف_هامان

🍂 آنها که پنهان می‌شوند، آنها که از چنگ گلوله‌های درنده‌ای که خانه در قلب آنها دارند، می‌گریزند.

🍂 آنها، آنهایی که پنهان‌اند؛ پشت دیوارها، پشت بن‌بست‌های خونینی که پناهگاه آنان است.

🍂 آنهایی که خبری از نام‌هایشان نیست و گمنام‌اند، همچون بدن‌هایی مازاد؛ که نه به درد تاریخ می‌خورند، نه در آینده جایی دارند.

🍂 آنهایی که به تنهایی، به انزوا، به مرگ، به چوبه‌های دار، به زندان، به نام‌هایی که از آن‌شان نیست، به وطن‌های کوپنی، به برگه های خاک‌خورده و فراموش شده‌ی تاریخ، پناه می‌برند.

🍂 آنهاهایی که هیچ‌گاه در برابر چشم‌ها پدیدار نمی‌شوند، مگر آویخته بر چوبه‌های دار.

🍂 آنهایی که نباید باشند، آنهایی که تنها زمانی صدایی برای شنیده شدن دارند که یا غرق در خون‌اند، یا در حال جان کندن در زندان‌ها و شکنجه‌گاه‌ها.

🍂 آنها، همان‌هایی که نیستند و نباید باشند؛ همان‌هایی که با زنگ در خانه می‌میرند؛ همان‌هایی که با هر بار به لرزه در آمدن در خانه، می‌میرند و باز زنده می‌شوند؛ همان‌هایی که در حاشیه‌ی قوانینی که با خونشان مهر و موم شده‌است، جان‌ می‌کنند؛ همان‌هایی که هر روز، نام جدیدی برای خود، از میان سطور سرب‌آلود روزنامه‌ها پیدا می‌کنند: «مطرود، هنجارشکن، فریب‌خورده، ضعیف، رعیت، معاند، اغتشاشگر، خائن، جاهل، ضعیف، اقلیت، محارب، مانع، منحرف و ...».

🍂 همان‌هایی که آواره‌ی شناسه‌های قلابی، خانواده‌های قلابی، گذشته‌های قلابی و وطن‌های قلابی هستند‌؛ همان‌هایی که هر روز خود را درون خویش می‌کشند و در بدن‌هایی متولد می‌شوند که برای آنها، به بسیاری غریب است.

🍂 همان‌ها، همان‌هایی که با نامی زیسته‌اند که از آن‌شان نیست؛ همان‌‌ آدم‌هایی که تکه‌هایی از آنها در میان احضاریه‌ها، روی صندلی‌های خاک‌گرفتۀ دادگاه‌ها، در گورهای دسته‌جمعی، در اتاق‌های بازجویی، بر لباس‌های مندرس و مثله‌شده‌ی زندان، در یاد زندانبانان و زندانیان باقی مانده‌است.

🍂 همان‌ها که هر لحظه در میان ما، با ترس، با وحشت، با رنج، نفس می‌کشند و اگر شانس یارشان باشد، ما تنها از نفس‌های پایانی‌شان با خبر می‌شویم.

🍂 همان‌هایی که مثل ما می‌پوشند، می‌نویسند، فکر می‌کنند، اما از ما نیستند؛ همان "ما"هایی که "من"های پراکنده و خویش‌گم‌کرده‌ای هستند که هیچ‌گاه، حقّ "ما شدن" را ندارند.

🍂 همان آدم‌هایی که به برگه‌های تاریک و خاک‌خورده تاریخ، پناه می‌برند و تنها سهمی که از این جهان دارند، فراموشی و فراموشی و فراموشی‌ و فراموشی‌ست!


#نقد_فیلم #خیالپرسه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗خدای قرآن، متشخص یا نامتشخص؟
(۱/۲
)
✍️#علیرضاموثق

🍂 خداوند بر فرض وجود، به حصر عقلی، یا متشخص است و یا نامتشخص. خدای متشخص بدین معنی می‌باشد که خداوند موجودی غیر از طبیعت و علاوه بر n موجودِ ممکن و متصور است و خدای نامتشخص، نامی بر تمامیت هستی-هستومندهاست و در این معنی، خداوند (یعنی نوعی شعور مرموز و ناانسانوار) با طبیعت و موجودات، در مقام «نومن» وحدت و یگانگیِ تام دارد و کثرت موجود در عالَم، فنومنال است. البته خدای قرآن، انسانوار نیز می‌باشد و اوصافی چون خشم و مهر و مکر و اراده و عدالت دارد.

🍂 برخی از مسلمانان پس از آشنایی با فلسفهٔ یونانی و عرفان هندی، متوجه شدند که خدای قرآن، خردستیز است؛ زیرا صرفنظر از ایراد شرور به خدای متشخص و انسانوار در ادیان، از یک طرف، در خدای متشخص، موجودات و طبیعت، غیر از خداوند هستند و از آنجا که خداوند با غیر خودش جمع نمی‌شود و غیریت دارد، محدود به موجودات و طبیعت می‌شود و از طرف دیگر، اگر طبیعت حادث باشد، منبع لازم برای تهیهٔ مواد متصور نیست و خلق هستی، از نقیضش، یعنی از عدم، محال عقلی است. ضمن اینکه جوهر غیرمادی نمی‌تواند با نقیض خودش و با ماده چیزی بسازد.

🍂 خداوند آشکارا در قرآن، خالق و لذا متشخص است. منتها برخی از مسلمانان بعد از تفطن به خردستیز بودن چنین خدایی، کوشیدند تا با توسل به چند آیهٔ معدود در قرآن، تصویر الله را نامتشخص جلوه دهند. در آیهٔ ۱۱۵ از سورهٔ بقره آمده‌است: وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ «مشرق و مغرب هر دو ملک خداست، پس به هر طرف روی کنید به سوی خدا روی آورده‌اید، که خدا (به همه جا) محیط و (به هر چیز) داناست». در قرآن، الله «رب-ارباب-مالکِ» جهان است و خالقِ موجودات و طبیعت است و مراد آیه، به قرینهٔ اشاره به مالکیت الله بر مشرق و مغرب، این است که به دلالت مشاهدهٔ مملوک و مخلوقاتِ الله و با مشاهدهٔ جهان، الله برایمان تداعی می‌شود؛ به همان قیاس که با مشاهدهٔ دود، با واسطه، آتش در ذهن ما حاضر می‌شود. از منظر دیگر، در قالب تمثیل از نگاه قرآن، طبیعت یک ارزن در دست الله است و الله به تمام موجودات احاطه دارد و از رگ گردن به انسان‌ها نزدیک‌تر است و لذا به هر طرف نگاه کنیم، الله حاضر است.

🍂 همچنین در آیهٔ سوم از سورهٔ حدید می‌خوانیم: هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ «او اوّل و آخر و ظاهر و باطن است و به همهٔ امورِ عالَم و به تمام چیزها داناست». در تفسیر المیزان به قلم محمدحسین طباطبایی در خصوص آیهٔ مذکور آمده است: «از ملک و قدرت مطلقهٔ خدا نتیجه‌گیری می‌شود که وجود او بر هر چیز، از هر جهت محیط است؛ پس هر چیزی که فرض شود اول باشد، خدا قبل از آن چیز بوده، یعنی او نسبت به همهٔ ماسوای خود اول است و همچنین هر چیزی که ما آن را آخرین فرض کنیم، خدای تعالی بعد از آنهم خواهد بود؛ چون گفتیم که او بر همه چیز احاطه دارد، هم به ما قبل آن و هم به ما بعد آن، پس آخر هم خداست و نیز هر چیز که ما آن را ظاهر فرض کنیم، خدا از آن ظاهرتر است به جهت احاطه‌ای که قدرتش بر آن چیز دارد و چون محیط بر اوست. پس از جهت ظهور هم مافوق آنست، لذا خداست که ظاهر است نه آنچه ما آن را ظاهر فرض کردیم و همچنین هر چیزی که باطن فرض شود، خداوند به جهت احاطهٔ قدرتش در ماورای آن قرار دارد؛ چون اوست که آن چیز را مخفی نموده، پس باطن هم خداست، نه آنچه ما آن را باطن فرض کردیم، لذا از احاطه او بر هر چیز نتیجه می شود که هیچ چیز قبل از خدا و بعد از او و فوق او و غیر او وجود ندارد و صفات اول و آخر و ظاهر و باطن بطور مطلق از آن اوست و در غیر خدا اگر این صفات هست، بطور نسبی است و اوعنایت کرده‌است. پس همهٔ این اسماء چهارگانه شاخه‌هایی از احاطهٔ قدرت یا احاطهٔ وجود خدا هستند و همچنین به نوعی هر کدام از آنها بر علم مطلق خدای تعالی نیز بستگی و تفرع دارند؛ چون خداوند قبل از ایجاد و بعد از فناء هر چیز به آن احاطه علمی دارد؛ به همین دلیل هم در انتها می فرماید: او بر هر چیز داناست. پس هیچ چیز بر او مخفی نیست و به ظاهر و باطن همه چیز احاطهٔ علمی دارد و ظهور همه چیز از آن اوست و در عین حال عقول در فهم باطن و کنه وجود او عاجزند، پس اوست که اول و آخر و ظاهر و باطن است». به عبارت دیگر و به نحو خلاصه، الله قبل و بعد از موجودات وجود داشته‌است و نیز علم و قدرتش به ظاهر و باطنِ همهٔ اشیاء احاطه دارد و از این حیث و به واسطهٔ علم و قدرتش، در پیدا و پنهانِ پدیده‌ها حاضر است و به هیچ وجه، وحدت تام بین خداوند با طبیعت و موجودات، مدنظر قرآن نیست.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗خدای قرآن، متشخص یا نامتشخص؟
(۲/۲
)
✍️#علیرضاموثق

🍂 آیهٔ دیگری که برخی از مسلمانان برای تحریفِ چهره و شخصیت الله و رفع تعارضش با عقل به آن متوسل می‌شوند، آیهٔ ۱۱ از سورهٔ شوری است: فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ «خدا آفرینندهٔ آسمان‌ها و زمین است، برای شما آدمیان از جنس خودتان زنان را هم جفت شما قرار داد و نیز چهار پایان را جفت (نر و ماده) آفرید، و به این تدبیر (ازدواج) شما را خلق بی‌شمار کند. آن خدای یکتا را هیچ مثل و مانندی نیست و او شنوا و بیناست». در این آیه نیز آشکارا، مراد قرآن از «لیس کمثله شیء» این است که الله از حیث عظمت و علم و قدرت و خالقیت و حیات، همتا ندارد؛ زیرا همهٔ موجودات، مخلوق الله هستند و الله قبل و بعد از آنها وجود داشته‌است و وجود دارد، و حیات موجودات زنده مدیون الله است. منتها این آیه، اوصاف انسانوار الله که در کثیری از آیات قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌است را نفی نمی‌کند. مراد متن این است که اوصاف الله و خشم و مهر و مکر الله، از فرط عظمت، همتا و مشابه ندارد.

🍂 در آیهٔ ۳۵ از سورهٔ نور نیز الله، به واسطهٔ خلق خورشید و ماه و ستارگان، روشنایی بخش تلقی شده‌است. اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ «خدا نور آسمان‌ها و زمین است». به تعبیر دیگر می‌توان الله را آشکارکنندهٔ اشیاء از وجه خلقت و آفریدنِ اشیاء نیز محسوب کرد و باز دلالتی بر خدای نامتشخص و وحدت میان خداوند با طبیعت ندارد.

🍂 نکتهٔ ظریف دیگر البته این است که مسلمانانِ مدنظر به خاطر گسست از «واقعیت و تفکر»، خدای نامتشخص را با تحریف قرآن و با شعبده‌بازیِ تئولوژیک و با ایجاد هرج و مرج در هرمنوتیک به متن حقنه می‌کنند، لکن به تبعات منطقیِ وجودِ خدای نامتشخص تن نمی‌دهند. خدای نامتشخص یا «خدا-طبیعت»، انسانوار نیست. دستگاه عصبی ندارد تا اراده و خشم و مهر و مکر داشته باشد. در ذیل خدای نامتشخص، خلقت که مکرر در قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌است، معنا ندارد. دریا بر اثر جبر حاکم بر مقتضیات وجودی‌اش، بدون اراده «موجیده» می‌شود. موج، مخلوق دریا نیست، بلکه حصه و حالتی از دریاست.

🍂 در این سیاق، معاد، خاصه معاد جسمانی در قرآن نیز قابل تصور نیست و «خدا-طبیعت» نمی‌تواند اراده کند و انسان‌ها که پس از مرگ در کلیت هستی چونان قطره در دریا مستحیل می‌شوند را زنده و محاکمه و مؤاخذه کند. خود «خدا-طبیعت» در سیطرهٔ جبر است، چه رسد به انسان‌ها و حصه‌های او. شعور مرموز و ناانسانواری که با طبیعت وحدت دارد، تعقل به سیاق انسان‌ها ندارد تا پیامبر و «پست‌چی» بفرستد (صرفنظر از خرافات و اباطیل و احکام داعشی بودنِ محتویات قرآن). علوم تجربی و ریاضی بیشتر به زبان «خدا-طبیعت» شبیه است تا یکسری اسطوره و احکام وایکینگی راجع به برده‌داری و یا قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر. عدالت، مفهومی انسانوار و برساخته‌ای اجتماعی است و نمی‌توان آن را به «خدا-طبیعت» نسبت داد. آنچه در مقام فنومنال از منظر بشری «خیر و شر» دیده می‌شود، هر دو جزء ساختار وجودی خدای نامتشخص می‌باشند. همچنین مقولهٔ معجزه و نقض قوانین طبیعت یا دعا و نیایش و عبادت در نسبت با خدای نامتشخص که ناانسانوار است، بی‌معنی است.


#فلسفیدن #نقد_قرآن
➖➖➖

🌾 @Naqdagin