📗خدای قرآن، قطعاً وجود ندارد
✍️#علیرضاموثق
🍂 حدود یک سال قبل، جوانی به «سلمان رشدی» به قصد قتل حمله کرد و او را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد. #سلمان_رشدی از این اقداد «تروریستی-اسلامی» جان سالم به در برد، اما آسیبی جبرانناپذیر دید و یکی از چشمانش کور شد و میدانیم که در اسلام محمدی، مجازات ارتداد و یا سبالنبی مرگ است. مجلهٔ فرانسوی «لو پوئن» به مناسبت انتشار رمان جدید سلمان رشدی به نام «شهر پیروزی»، مصاحبهای با سلمان رشدی انجام دادهاست و سلمان رشدی در متن گفتگو گفتهاست: «در واقع، هیچ خدایی وجود ندارد».
🍂 در وهلهٔ بعد، دکتر #احمد_زیدآبادی در یادداشتی به این موضع تئوریکِ سلمان رشدی انتقاد میکند و آن را ناسازگار با علم و فلسفه میداند و در ادامه نقل به مضمون میگوید: «سلمان رشدی بهتر است شبیه به برتراند راسل از این جهت که دلایل کافی برای اثبات یا ابطال خداوند وجود ندارد، موضع لاادری اتخاذ کند و به نظر میرسد که نوعی لجبازی در موضع سلمان رشدی وجود دارد و کتاب آیات شیطانی نیز مبتنی بر همین خصلت روانشناختی نگاشته شدهاست».
🍂 من گفتگویی قلمی با دکتر زیدآبادی کردهام راجع به وجوه شباهت بین «چهره و شخصیتِ الله و محمد بن الله و نیز آموزهها و احکام اسلام» با «حکومت ولایت مطلقهٔ فقیه و قوانین و رفتار حکومت اسلامی-آخوندی در ایران» [ر.ک. جلد اول کتاب «مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش»، فصل هشتم] و گفتهام که کثیری از احکام اسلامی و برخی از افعال پیامبر اسلام (با مفروض گرفتن هستی تاریخی محمد و وثاقت تاریخی قرآن و سیره)، خلاف «عقلانیت و عدالت و اخلاق» است. البته دکتر زیدآبادی در پاسخ به چند صفحه سخن مدلل و منقحام، در یادداشتی کوتاه، هیچ کدام از دلایل مرا نقض نکرد و نیز از وجه ایجابی، دلایلی برای اثبات وجود الله (یعنی خدای قرآن) و سازگاری اسلام با «عقلانیت و عدالت و اخلاق» نیاورد و به بیان چند مغالطه اکتفا کرد که جناب ابوذر شریعتی، مغالطات دکتر زیدآبادی را تقریر نمودهاست.
🍂 در این یادداشت میخواهم به دکتر زیدآبادی اطمینان بدهم که خدای قرآن وجود ندارد. تا جایی که میدانم، راسل نیز نسبت به خدای فلسفی لاادری بود، اما نسبت به خدای ادیان، منکر بود. خداوند اگر وجود داشته باشد، بیگمان نامتشخص و به تبع آن، ناانسانوار است و به دلایل متعدد، در ذیل خدای نامتشخص، مقولاتی چون «خلقت و نبوت و معجزه و معاد و روح متشخص و ارادهٔ الهی و عدالت الهی و مهر الهی» متصور نیست. خداوند دستگاه عصبی ندارد تا اراده و هیجاناتی مثل «خشم و مهر» داشته باشد. خداوند به حصر عقلی، اگر وجود داشته باشد، یا نامتشخص است و یا متشخص. خدای متشخص نیز به دو نوع «متشخصِ انسانوار» و «متشخصِ ناانسانوار» تقسیم میشود. خدای قرآن «متشخص و خالق و انسانوار و مهربان و نیز عالم و قادر و عادل مطلق» است.
🍂 دلایل قاطع و محکم و استواری علیه خدای متشخص، خاصه خدای متشخصِ انسانوار وجود دارند، از جمله:
۱) شرور در جهان، خصوصاً «گزاف و ساختاری» با وجود خدای قرآن در تعارض است. کودکان معصومِ «پروانهای یا سرطانی» و نیز دریدن و خوردن کثیری از حیوانات توسط یکدیگر برای تغذیه و بقاء با هیچ مغالطهای با خدای «عادل و مهربان»، آنهم «مطلق»، جمع نمیشود.
۲) خدای متشخص، خالق، و موجودی مستقل و علاوه بر n موجودِ متصور در دایرهٔ هستی است و خداوند در این چهره، با طبیعت و موجودات، وحدت تام ندارد و غیریت دارد و چون خداوند با غیرخودش جمع نمیشود، پس محدود به موجودات و طبیعت است و از اطلاق خارج میگردد.
۳) منبع لازم به منظور تهیهٔ مواد جهت خلق طبیعت برای خدای متشخص متصور نیست. از عدم که نقیض هستی است نمیتوان چیزی ساخت.
۴) جوهر غیر مادی و نقیض ماده، به حکم عقل نمیتواند با ماده چیزی بسازد. به همان قیاس که ارواح (بر فرض وجود) نمیتوانند اشیاء را جابجا کنند.
پینوشت
مخاطبان محترمی که به دکتر زیدآبادی دسترسی دارند، لطفاً این یادداشت را به دست ایشان برسانند.
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
🍂 حدود یک سال قبل، جوانی به «سلمان رشدی» به قصد قتل حمله کرد و او را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد. #سلمان_رشدی از این اقداد «تروریستی-اسلامی» جان سالم به در برد، اما آسیبی جبرانناپذیر دید و یکی از چشمانش کور شد و میدانیم که در اسلام محمدی، مجازات ارتداد و یا سبالنبی مرگ است. مجلهٔ فرانسوی «لو پوئن» به مناسبت انتشار رمان جدید سلمان رشدی به نام «شهر پیروزی»، مصاحبهای با سلمان رشدی انجام دادهاست و سلمان رشدی در متن گفتگو گفتهاست: «در واقع، هیچ خدایی وجود ندارد».
🍂 در وهلهٔ بعد، دکتر #احمد_زیدآبادی در یادداشتی به این موضع تئوریکِ سلمان رشدی انتقاد میکند و آن را ناسازگار با علم و فلسفه میداند و در ادامه نقل به مضمون میگوید: «سلمان رشدی بهتر است شبیه به برتراند راسل از این جهت که دلایل کافی برای اثبات یا ابطال خداوند وجود ندارد، موضع لاادری اتخاذ کند و به نظر میرسد که نوعی لجبازی در موضع سلمان رشدی وجود دارد و کتاب آیات شیطانی نیز مبتنی بر همین خصلت روانشناختی نگاشته شدهاست».
🍂 من گفتگویی قلمی با دکتر زیدآبادی کردهام راجع به وجوه شباهت بین «چهره و شخصیتِ الله و محمد بن الله و نیز آموزهها و احکام اسلام» با «حکومت ولایت مطلقهٔ فقیه و قوانین و رفتار حکومت اسلامی-آخوندی در ایران» [ر.ک. جلد اول کتاب «مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش»، فصل هشتم] و گفتهام که کثیری از احکام اسلامی و برخی از افعال پیامبر اسلام (با مفروض گرفتن هستی تاریخی محمد و وثاقت تاریخی قرآن و سیره)، خلاف «عقلانیت و عدالت و اخلاق» است. البته دکتر زیدآبادی در پاسخ به چند صفحه سخن مدلل و منقحام، در یادداشتی کوتاه، هیچ کدام از دلایل مرا نقض نکرد و نیز از وجه ایجابی، دلایلی برای اثبات وجود الله (یعنی خدای قرآن) و سازگاری اسلام با «عقلانیت و عدالت و اخلاق» نیاورد و به بیان چند مغالطه اکتفا کرد که جناب ابوذر شریعتی، مغالطات دکتر زیدآبادی را تقریر نمودهاست.
🍂 در این یادداشت میخواهم به دکتر زیدآبادی اطمینان بدهم که خدای قرآن وجود ندارد. تا جایی که میدانم، راسل نیز نسبت به خدای فلسفی لاادری بود، اما نسبت به خدای ادیان، منکر بود. خداوند اگر وجود داشته باشد، بیگمان نامتشخص و به تبع آن، ناانسانوار است و به دلایل متعدد، در ذیل خدای نامتشخص، مقولاتی چون «خلقت و نبوت و معجزه و معاد و روح متشخص و ارادهٔ الهی و عدالت الهی و مهر الهی» متصور نیست. خداوند دستگاه عصبی ندارد تا اراده و هیجاناتی مثل «خشم و مهر» داشته باشد. خداوند به حصر عقلی، اگر وجود داشته باشد، یا نامتشخص است و یا متشخص. خدای متشخص نیز به دو نوع «متشخصِ انسانوار» و «متشخصِ ناانسانوار» تقسیم میشود. خدای قرآن «متشخص و خالق و انسانوار و مهربان و نیز عالم و قادر و عادل مطلق» است.
🍂 دلایل قاطع و محکم و استواری علیه خدای متشخص، خاصه خدای متشخصِ انسانوار وجود دارند، از جمله:
۱) شرور در جهان، خصوصاً «گزاف و ساختاری» با وجود خدای قرآن در تعارض است. کودکان معصومِ «پروانهای یا سرطانی» و نیز دریدن و خوردن کثیری از حیوانات توسط یکدیگر برای تغذیه و بقاء با هیچ مغالطهای با خدای «عادل و مهربان»، آنهم «مطلق»، جمع نمیشود.
۲) خدای متشخص، خالق، و موجودی مستقل و علاوه بر n موجودِ متصور در دایرهٔ هستی است و خداوند در این چهره، با طبیعت و موجودات، وحدت تام ندارد و غیریت دارد و چون خداوند با غیرخودش جمع نمیشود، پس محدود به موجودات و طبیعت است و از اطلاق خارج میگردد.
۳) منبع لازم به منظور تهیهٔ مواد جهت خلق طبیعت برای خدای متشخص متصور نیست. از عدم که نقیض هستی است نمیتوان چیزی ساخت.
۴) جوهر غیر مادی و نقیض ماده، به حکم عقل نمیتواند با ماده چیزی بسازد. به همان قیاس که ارواح (بر فرض وجود) نمیتوانند اشیاء را جابجا کنند.
پینوشت
مخاطبان محترمی که به دکتر زیدآبادی دسترسی دارند، لطفاً این یادداشت را به دست ایشان برسانند.
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
👥 سلمان رشدی: در واقع هیچ خدایی وجود ندارد
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۸۳۰ واژه
🗄 پست مرتبط
📺 مواجههٔ غیرفلسفی عوام با محدودیت ادراک
📺 مروری بر آثار گرانقدر سلمان رشدی
📺 سلمان رشدی و پاسخ به مغلطهای رایج
📕سلمان رشدی بین مرگ و…
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۸۳۰ واژه
🗄 پست مرتبط
📺 مواجههٔ غیرفلسفی عوام با محدودیت ادراک
📺 مروری بر آثار گرانقدر سلمان رشدی
📺 سلمان رشدی و پاسخ به مغلطهای رایج
📕سلمان رشدی بین مرگ و…
⚜️حقِّ بیحقّان
— نگاهی به «حقوق حیوانات» و «بحرانهای زیستمحیطی»
🎙ارائهدهنده: #پیتر_سینگر، فیلسوف و استاد اخلاق زیستشناختی
📆 تاریخ: پنجشنبه ۱۶ شهریورماه
⏰ ساعت: ۱۹
📌 مکان: گوگلمیت (آنلاین)
✔️ جهت ثبت نام، میتوانید با آیدی زیر در تلگرام در ارتباط باشید؛ هزینه ثبتنام، رایگان میباشد:
@praxispress
#خبر_نقدآگین #فلسفیدن #حیواندوستی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @praxispublication
— نگاهی به «حقوق حیوانات» و «بحرانهای زیستمحیطی»
🎙ارائهدهنده: #پیتر_سینگر، فیلسوف و استاد اخلاق زیستشناختی
📆 تاریخ: پنجشنبه ۱۶ شهریورماه
⏰ ساعت: ۱۹
📌 مکان: گوگلمیت (آنلاین)
✔️ جهت ثبت نام، میتوانید با آیدی زیر در تلگرام در ارتباط باشید؛ هزینه ثبتنام، رایگان میباشد:
@praxispress
#خبر_نقدآگین #فلسفیدن #حیواندوستی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @praxispublication
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❓ آیا اسلام یک دین الهیست؟
👥 گفتگوی #محمدعلی_ایزدی و استاد #حجتالله_نیکویی
📆 تاریخ: چهارشنبه ۱۴۰۲/۶/۱۵
⏰ ساعت: ۲۰ به وقت ایران
🔗 مکان: این اتاق کلابهاوس
#خبر_نقدآگین #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @The_circle_of_truth_lovers
👥 گفتگوی #محمدعلی_ایزدی و استاد #حجتالله_نیکویی
📆 تاریخ: چهارشنبه ۱۴۰۲/۶/۱۵
⏰ ساعت: ۲۰ به وقت ایران
🔗 مکان: این اتاق کلابهاوس
#خبر_نقدآگین #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @The_circle_of_truth_lovers
نقدآگین
📺 هویت مؤلفان قرآن؟ (۲/۵) — چرا قرآن یک معجزه نیست؟ (+) 🗄پست مرتبط 📺 قرآن اصلی دست ما نیست رفقا! 📺 «عیسی» و «انجیل» و افشای هویت مؤلفان قرآن 📺 حرمت شراب؛ سرنخی از هویت مؤلفان قرآن 📺 ذوالقرنینِ قرآن یا «رمانس اسکندر»؟ 📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد! 📺 معجزهٔ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 هویت مؤلفان قرآن؟ (۳/۵)
— کپیکاری مؤلف/مؤلفان قرآن از شاعر ایرانی عصر ساسانی (+)
🍂 ویلیام سنت کلر تیزدال، از کشیشهای وابسته به کلیسای بریتانیا بود که بخش عمدهای فعالیتهای تبلیغی خود برای آیین مسیحیت را در هند دنبال میکرد و همزمان، برای آن که از عهده بحث با مسلمانان برآید، به چندین زبان رایج در محدوده خاورمیانه، از جمله عربی، مسلط شده بود.
🍂 او در بخشی از بررسیهای خود، به قطعه شعری از شاعری به اسم امروالقیس رسید که بیش از صد سال پیش از دوره پیامبر مسلمانان زندگی میکرد. بخشهایی از این شعر، شباهت زیادی دارند به آیههایی از سوره قمر و بر همین اساس، اینطور بحث شدهاست که مولف قرآن، بخشی از سورههای آن را از شعرهای شاعران آن زمان کپی میکرد.
🗄پست مرتبط
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📺 چگونه محمد به شیوهٔ ادبی قرآن رسید؟
📺 قرآن اصلی دست ما نیست رفقا!
📺 «عیسی» و «انجیل» و افشای هویت مؤلفان قرآن
📺 ذوالقرنینِ قرآن یا «رمانس اسکندر»؟
📺 معجزهٔ قرآن؟! آرای لوکزنبرگ به زبان ساده
#بازاندیشی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— کپیکاری مؤلف/مؤلفان قرآن از شاعر ایرانی عصر ساسانی (+)
🍂 ویلیام سنت کلر تیزدال، از کشیشهای وابسته به کلیسای بریتانیا بود که بخش عمدهای فعالیتهای تبلیغی خود برای آیین مسیحیت را در هند دنبال میکرد و همزمان، برای آن که از عهده بحث با مسلمانان برآید، به چندین زبان رایج در محدوده خاورمیانه، از جمله عربی، مسلط شده بود.
🍂 او در بخشی از بررسیهای خود، به قطعه شعری از شاعری به اسم امروالقیس رسید که بیش از صد سال پیش از دوره پیامبر مسلمانان زندگی میکرد. بخشهایی از این شعر، شباهت زیادی دارند به آیههایی از سوره قمر و بر همین اساس، اینطور بحث شدهاست که مولف قرآن، بخشی از سورههای آن را از شعرهای شاعران آن زمان کپی میکرد.
🗄پست مرتبط
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📺 چگونه محمد به شیوهٔ ادبی قرآن رسید؟
📺 قرآن اصلی دست ما نیست رفقا!
📺 «عیسی» و «انجیل» و افشای هویت مؤلفان قرآن
📺 ذوالقرنینِ قرآن یا «رمانس اسکندر»؟
📺 معجزهٔ قرآن؟! آرای لوکزنبرگ به زبان ساده
#بازاندیشی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📅 سیزدهم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۴۶۹ هجری خورشیدی (۶ رجب ۴۸۳ ق.) رئیس مظفر حاکم دامغان شد.
🗓 حدود هشتصد سال بعد، جنبش تنباکو با کوتاه آمدن ناصرالدینشاه به پیروزی رسید و تلگراف شاه که الغای امتیاز تنباکو را اعلام میکرد در چنین روزی به سال ۱۲۷۰ به شهرهای مختلف رسید و شورشها را آرام ساخت.
🗓 پانزده سال بعد در ۱۲۸۵، نظامنامهی انتخابات مجلس شورای ملی که توسط هیئت پنجنفری تهیه شده بود، از طرف مظفرالدینشاه توشیح شد.
🗓 یک سال بعد در ۱۲۸۶ پس از به قدرت رسیدن محمدعلیشاه، اولین شمارهی روزنامهی تندرو هتاک روحالقدس به مدیریت سلطانالعلمای خراسانی در تهران منتشر شد.
🗓 در همین روز نمایندگان مجلس شورای ملی میرزا محمودخان احتشامالسلطنه را به ریاست خود برگزیدند.
🗓 در ۱۳۱۳ محمدعلی فروغی دانشکدهی فنی دانشگاه تهران را افتتاح کرد.
🗓 در ۱۳۲۲ سرکنسول روسیهی شوروی در تبریز، یوسف افتخاری (سندیکالیست مستقل و ضدشوروی نامدار) را به تهران تبعید کرد و از فعالیتش در قلمرو تحت اشغال روسها جلوگیری کرد.
🗓 در ۱۳۳۸ دولت برای تأسیس دانشگاه شیراز پنج میلیارد ریال اعتبار تأمین کرد.
🗓 در ۱۳۳۹ بنا به دعوت سران جبهه ملی گردهمایی بزرگی در جلالیه تشکیل شد ولی دولت از اجرای برنامه جلوگیری کرد و در نتیجه بین مردم و پلیس زد و خورد درگرفت.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۴۶۹ هجری خورشیدی (۶ رجب ۴۸۳ ق.) رئیس مظفر حاکم دامغان شد.
🗓 حدود هشتصد سال بعد، جنبش تنباکو با کوتاه آمدن ناصرالدینشاه به پیروزی رسید و تلگراف شاه که الغای امتیاز تنباکو را اعلام میکرد در چنین روزی به سال ۱۲۷۰ به شهرهای مختلف رسید و شورشها را آرام ساخت.
🗓 پانزده سال بعد در ۱۲۸۵، نظامنامهی انتخابات مجلس شورای ملی که توسط هیئت پنجنفری تهیه شده بود، از طرف مظفرالدینشاه توشیح شد.
🗓 یک سال بعد در ۱۲۸۶ پس از به قدرت رسیدن محمدعلیشاه، اولین شمارهی روزنامهی تندرو هتاک روحالقدس به مدیریت سلطانالعلمای خراسانی در تهران منتشر شد.
🗓 در همین روز نمایندگان مجلس شورای ملی میرزا محمودخان احتشامالسلطنه را به ریاست خود برگزیدند.
🗓 در ۱۳۱۳ محمدعلی فروغی دانشکدهی فنی دانشگاه تهران را افتتاح کرد.
🗓 در ۱۳۲۲ سرکنسول روسیهی شوروی در تبریز، یوسف افتخاری (سندیکالیست مستقل و ضدشوروی نامدار) را به تهران تبعید کرد و از فعالیتش در قلمرو تحت اشغال روسها جلوگیری کرد.
🗓 در ۱۳۳۸ دولت برای تأسیس دانشگاه شیراز پنج میلیارد ریال اعتبار تأمین کرد.
🗓 در ۱۳۳۹ بنا به دعوت سران جبهه ملی گردهمایی بزرگی در جلالیه تشکیل شد ولی دولت از اجرای برنامه جلوگیری کرد و در نتیجه بین مردم و پلیس زد و خورد درگرفت.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
سیزدهم شهریور
— رام: روزشمار ایرانی معنادار روز سیزدهم شهریور سال ۴۶۹ هجری خورشیدی (۶ رجب ۴۸۳ ق.) رئیس مظفر حاکم دامغان شد. حدود هشتصد سال بعد، جنبش تنباکو با کوتاه آمدن ناصرالدینشاه به پیروزی رسید و تلگراف شاه که الغای امتیاز تنباکو را اعلام میکرد در چنین روزی به سال…
نقدآگین
🍂 بهمناسبت سالمرگ #محمود_درویش در ۹ آگوست، به طرح این پرسش غسان شربل در الشرقالاوسط بسنده میکنم که، همهی سردمدارانِ شعر باید به این پرسش اندیشیده و پاسخ دهند که در زمانهی «سیطرهی رمان و انحطاط شعر» (چه شعر فارسی، چه شعر عربی)، چطور هنوز فروش سالانهی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلیطه شیک شده در لباسِ یک استاد
سرِ کلاس نشستهست با دهانِ گشاد
و بحثِ علمیِ این هفته گوشوارهی اوست
که در اثاثکشی گم شد و کجا افتاد
و بحثِ هفتهی قبل ازدواج و مهریه بود
که بهتر است کجا... کی... چقدر باید داد
موادِ درسیِ ما در «تصوّف و عرفان»
همین موارد و... ایضاً قیافهی داماد
که در عروسیِ دخترعمو، چه اخمو بود
ـ پر است کلّهی «استاد» از اینهمه «اَسناد» ـ
چه قدرتیست در این لاشههای بیهمهچیز
که هیچ مسئلهای را نمیبرند از یاد؟
و من که «جاهلِ بالفطره»ام حواسم نیست
در این «تصوّف و عرفان» ندارم استعداد
✍️#مریم_جعفری_آذرمانی
#شعرانه #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @Maryam_Jafari_Azarmani
سرِ کلاس نشستهست با دهانِ گشاد
و بحثِ علمیِ این هفته گوشوارهی اوست
که در اثاثکشی گم شد و کجا افتاد
و بحثِ هفتهی قبل ازدواج و مهریه بود
که بهتر است کجا... کی... چقدر باید داد
موادِ درسیِ ما در «تصوّف و عرفان»
همین موارد و... ایضاً قیافهی داماد
که در عروسیِ دخترعمو، چه اخمو بود
ـ پر است کلّهی «استاد» از اینهمه «اَسناد» ـ
چه قدرتیست در این لاشههای بیهمهچیز
که هیچ مسئلهای را نمیبرند از یاد؟
و من که «جاهلِ بالفطره»ام حواسم نیست
در این «تصوّف و عرفان» ندارم استعداد
✍️#مریم_جعفری_آذرمانی
#شعرانه #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @Maryam_Jafari_Azarmani
دو حرف خواندهام از دینتان و دیگر هیچ
همینکه نیست جهان بیحساب و بیصاحب
دگر، هرآنچه بوَد مفت هم نمیارزد
خروجیاش همه ملا و مفتی و طالب!
✍️#حامد_احمدی
#آخوندیسم #شعرانه
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @sokhanshahi
همینکه نیست جهان بیحساب و بیصاحب
دگر، هرآنچه بوَد مفت هم نمیارزد
خروجیاش همه ملا و مفتی و طالب!
✍️#حامد_احمدی
#آخوندیسم #شعرانه
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @sokhanshahi
نقدآگین
@Naqdagin – بیحجابی عامل فروپاشی خانواده؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📻 چرا محمد پیامبر خداست؟ (جلسه یکم) 👥 گفتگوی دکتر #عبدالله_مصباحی و استاد #حجتالله_نیکویی پیرامون «نقد مبانی نظری نبوت» 🗄پست مرتبط 📻 انسان خدا نیست؛ اسلام و ذات دین (سروش در ترازو) 📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری» (روشنفکران دینی روبروی صدیقه وسمقی) 📕عقل و…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 موسا به خدای ذهن خود گفت، واقعن چه کسی از من حکیمتر است؟ خدای ذهنش به او گفت که حتمن خضر، آن فرد گوشهگیرِ مرموز.
🍂 موسا گمان میکرد که حکمت و دانایی در «خواندن نشانهها»ست و «تاویل و فهم آینده و تقدیر»، و گمان میکرد که خضر «ابر-خوانشگر» است؛ کسی که «آینده را میخواند».
🍂 موسا به سراغ خضر رفت و از او خواست تا «خواندن» را یادش بدهد. خضر دیوار مردم را خراب کرد، کشتیای پر مسافر را سوراخ کرد و کودکی بیگناه را کشت. او بعدتر، همۀ این گوهکاریها و جنایات را با چند بُلوف بزرگ دربابِ «خواندن تقدیر»، توجیه کرد:
«کشتی برای این سوراخ شد که سفرش به تعویق افتد و از شرّ پادشاه دزد و غارتگر در امان بماند؛ کودک برای این کشته شد، چون در آینده کافر یا جنایتکار بزرگی از کار در میآمد؛ دیوار برای این خراب شد که یافتن گنج تا بلوغ صاحبانزمین به تعویق افتد» و...
🍂 خضر همۀ این دروغها و چرندیات را از خود درآورد؛ چون خوب میدانست که موسا «گمان میکند که حکمت، در خواندن است» و «گمان میکند که او پیری مافوق انسان است»، اما خضر این چرندیات را «بافته بود»؛ چراکه خضر خوب میدانست که در مقابل فرد سرسپرده و شیدا، «حکمت در بافتن است». آن زمان که موسا گمان میکرد خضر «میخوانَد»، در واقع او «مینوشت/میبافت».
🍂 این طور است که یک بافنده، خواننده و شنونده را گول میزند تا او را از شرّ حقیقت رها سازد. حقیقتِ چه؟ پوچی خودش و پوچی تمامی دانش و حکمت ادعاییاش. آنچه میبافی، هرقدر غیرممکنتر بهنظر رسد، ایمان آوردن به آن، برای تودهها راحتتر است. درست از همین رو، خضر با خیالی آسوده، به بدترین کارها و توجیههات قابل تصور، دست زد؛ بیآنکه از مجازات مظالم و توجیهتراشیهای بدتر از جنایتش، ترسی به دل راه دهد.
🍂 در تاریخ ایران و جهان، داستان حکمتبافی خضرهای ذهن عامه و عوامفریبی و خودفریبی با واژۀ «حکمت و دانش سرّی الاهی»، بارها توسط اولیای دین تکرار شدهاست؛ برای نمونه بنگرید به این نقاشی ملهم از داستانی از ژان دو لا فونتن.
#تفکر_انتقادی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 موسا گمان میکرد که حکمت و دانایی در «خواندن نشانهها»ست و «تاویل و فهم آینده و تقدیر»، و گمان میکرد که خضر «ابر-خوانشگر» است؛ کسی که «آینده را میخواند».
🍂 موسا به سراغ خضر رفت و از او خواست تا «خواندن» را یادش بدهد. خضر دیوار مردم را خراب کرد، کشتیای پر مسافر را سوراخ کرد و کودکی بیگناه را کشت. او بعدتر، همۀ این گوهکاریها و جنایات را با چند بُلوف بزرگ دربابِ «خواندن تقدیر»، توجیه کرد:
«کشتی برای این سوراخ شد که سفرش به تعویق افتد و از شرّ پادشاه دزد و غارتگر در امان بماند؛ کودک برای این کشته شد، چون در آینده کافر یا جنایتکار بزرگی از کار در میآمد؛ دیوار برای این خراب شد که یافتن گنج تا بلوغ صاحبانزمین به تعویق افتد» و...
🍂 خضر همۀ این دروغها و چرندیات را از خود درآورد؛ چون خوب میدانست که موسا «گمان میکند که حکمت، در خواندن است» و «گمان میکند که او پیری مافوق انسان است»، اما خضر این چرندیات را «بافته بود»؛ چراکه خضر خوب میدانست که در مقابل فرد سرسپرده و شیدا، «حکمت در بافتن است». آن زمان که موسا گمان میکرد خضر «میخوانَد»، در واقع او «مینوشت/میبافت».
🍂 این طور است که یک بافنده، خواننده و شنونده را گول میزند تا او را از شرّ حقیقت رها سازد. حقیقتِ چه؟ پوچی خودش و پوچی تمامی دانش و حکمت ادعاییاش. آنچه میبافی، هرقدر غیرممکنتر بهنظر رسد، ایمان آوردن به آن، برای تودهها راحتتر است. درست از همین رو، خضر با خیالی آسوده، به بدترین کارها و توجیههات قابل تصور، دست زد؛ بیآنکه از مجازات مظالم و توجیهتراشیهای بدتر از جنایتش، ترسی به دل راه دهد.
🍂 در تاریخ ایران و جهان، داستان حکمتبافی خضرهای ذهن عامه و عوامفریبی و خودفریبی با واژۀ «حکمت و دانش سرّی الاهی»، بارها توسط اولیای دین تکرار شدهاست؛ برای نمونه بنگرید به این نقاشی ملهم از داستانی از ژان دو لا فونتن.
#تفکر_انتقادی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#آخوندیسم
👳🏿♂️ بخشیدن کلید قدرت (سلطنت مطلقه) و ثروت (خمس و نفت و معادن) به نائبان خودخواندۀ امام زمان ۱۲۰۰ساله(!) بهروایت تصویر
◾️نقاشی ملهم از داستانی از ژان دو لا فونتن است که سادهلوحی، زودباوری و جاهطلبی انسان را بهتصویر میکشد.
◾️قصه قصه پدر…
👳🏿♂️ بخشیدن کلید قدرت (سلطنت مطلقه) و ثروت (خمس و نفت و معادن) به نائبان خودخواندۀ امام زمان ۱۲۰۰ساله(!) بهروایت تصویر
◾️نقاشی ملهم از داستانی از ژان دو لا فونتن است که سادهلوحی، زودباوری و جاهطلبی انسان را بهتصویر میکشد.
◾️قصه قصه پدر…
نقدآگین
📺 «خبط بزرگ» «در جلسه مجلس شورا گفتم برای ایجاد راه، دو خط بیشتر نیست: آنکه ترانزیت بینالمللی دارد، ما را به بهشت میبرد و راهی که به منظور سوقالجیشی ساخته شود ما را به جهنم؛ علت بدبختیهای ما هم در جنگ جهانی همین بود. اکنون آنچه از این راهآهن عاید…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘 این نابغه اهریمنی، معلم و استادِ محمدعلی شاه بود!
— پیرامون داربیشایر [عامل انگلیسی کودتای ۲۸ مرداد] روسیِ دورانِ قاجار
✍️ استاد #علی_مرادی مراغهای
🍂 هیچکس به اندازۀ شاپشال، بر محمدعلیشاه نفوذ نداشت. تمام اعمال زشتی که از شاه سر زد با تشویق او بودهاست، حتی به توپ بستن مجلس مشروطه. در منابع فارسی، اطلاعات دقیقی از این مردِ پلید (بقول یحیی دولت آبادی دارای «روح اهريمنى») نیست، اما به زبان روسی، پرونده و صندوقی بهنام «مأموریت در تهران»، در آرشیو سیاست خارجی امپراتوری روسیه، زیر نظر وزارت امور خارجه نگهداری میشود که پر از اسناد و اطلاعات در بارۀ او و اوضاع ایران است.
🍂 در اینجا میکوشم در حد مقدور، اطلاعاتی از این صندوق بیاورم، به این آدرس:
“Миссия в Тегеране” AВПРИ, фонд 144, опись 488, дела 503 и 604…
🍂 سرگئی مارکوویچ شاپشال، از یهودیان اهل کریمه، زادۀ ۱۸۷۳م، فارغالتحصیل دانشکده شرقشناسی پطرزبورگ که تسلط کامل به زبانهایی چون ترکی، فارسی، عربی، تاتاری، فرانسوی و روسی داشت. وقتی در ژانویه ۱۹۰۱، بهعنوان معلم ولیعهد (محمدعلی میرزا) وارد تبریز شد، ولیعهد ایرانی را در این زمان چنین معرفی می کند: «مردی ۲۸ ساله، قد کوتاه و چاق و دارای دو پسر (احمد دو ساله و محمد یک ساله)، فردی بخیل و قدرتطلب که در میان تبریزیها محبوبیتی ندارد. قبل از این، مشغول آموزش فرانسه بود، اما هیچ موفقیتی نداشتهاست...» (منبع روسی).
🍂 شاپشال به محض ورود، در خاطراتش مینویسد که تبریزیها، با کنجکاوی زندگی شخصی او را پیگیری میکردند؛ حتی اینکه: «در زمان رفتن به دستشویی، آیا با خودش کاغذ میبرد یا کوزه آب؟». شاپشال در تبریز به جمعآوری فولکلور آذربایجانی پرداخته که بعدها در ۱۹۳۵ در کراکوف منتشر شد.
🍂 شاپشال ذهن محمدعلیشاه را تسخیر کرد و چون دارای نبوغی سرشار، حیلهگری، شجاعت و ویژگیهای ذاتی بوده، تأثیر هیپنوتیزمگونهای بر شاه داشته و بسرعت، لقب «خان» گرفته و «شاپشال خان» میگردد!
🍂 در ۲۸ فوریه ۱۹۰۸ در ترور محمدعلی شاه، ۲ بمب دستی بسوی شاه انداختند؛ تعدادی کشته و زخمی شدند، اما شاه آسیبی ندید؛ چراکه شاپشال، شجاعانه شاه را از محل حمله دور کرده و جانش را نجات داد! وی بلافاصله، جزئیات حمله را با تلگراف محرمانه، به سن پترزبورگ اطلاع داد. بخاطر شجاعتش در حفظ جانِ شاه، نشان سنت آنای درجه ۲ گرفته و خود محمدعلیشاه نیز، بالاترین نشان ایرانی، یعنی تیمثال درجه ۱، با تزئینات الماس به او داد و حقوقش را هم دو برابر کرد.
🍂 نفوذش در ولیعهد چنان بود که تمام اقدامات او را رهبری کرده و این شاپشال بود که بر آذربایجان حکومت میکرد! رشدیه نیز اشاره کرده «اسما «معلم روسى» محمدعلیشاه بود، اما فعال مايشاء و عامل مهم سياسى روسها در ايران بود و سفير روس تحت امرش» ( سوانح عمر، ص۱۰۶).
🍂 مشروطهخواهان در اوج اختلافشان با شاه، تبعیدِ ۶ نفر، از جمله شاپشال را از شاه خواستند، اما بیهوده نبوده که روسها گفته بودند: «ما حاضريم يك بريگارد سرباز از ايران ببريم، اما شاپشال بماند!». پانوف خطاب به شاپشال مینویسد: «آقای شاپشال! شما هشت سال معلم سرخانۀ شاه بوديد و سالانه ۱۶ هزار روبل دريافت نمودهايد، اما وى دو كلمه روسى هم نمىداند، اما شما روز و شب تلاش داشتيد كه او مشروطيت را از ریشه براندازد! (براون، انقلاب مشروطیت، ص۳۵۱).
🍂 «در ظرف دو سال، صاحب باغ و چندین خانه شد و در مرند، دو دِه خريد» (خاطرات و اسناد حسین قلی خان نظام السلطنه مافی، ج ۳، ص۷۳۴).
🍂 سندی نشان میدهد که به دارو دستۀ شیخ فضل الله نوری در واقعۀ توپخانه برای براندازی مشروطیت، پول و کمک میرساندهاست! هنگامیکه شاه با قزاقها عازم باغشاه بوده، تا مجلس را به توپ بندد، مردم شاپشال خان را دیده بودند که شمشير بدست، در كنار محمدعلیشاه حركت مىكردهاست (براون، ص ۱۹۲) [مشابه نقش داربیشایر، عامل انگلیسی کودتای ۲۸ مرداد]
🍂 این «نابغۀ اهريمنى»، حتی پس از فرار محمدعلی شاه، باز براحتی دست از سر ایران برنداشت! در زمان اخراج، بهانه آورده که باید حقوق سالهای بعد را هم بدهند؛ چون بر طبق قرارداد، اگر ایران قراردادش را یکطرفه فسخ کند، باید بپردازد. البته همه را گرفت و یک دنیا هم تصاویر، سکههای باستانی و اشیای کمیاب را جمع آوری کرده و برد که اینک، این مجموعه، در موزۀ دولتی ارمیتاژ در لنینگراد نگهداری میشود.
🍂 او در طول ۷ سالی که در خدمت شاه ایران بود، بزرگترین خیانتها را به ایران و بزرگترین خدمتها را به روسیه کرد و سرانجام با عنوانِ پرفسور زبانشناسی در ۱۹۶۱ در ۸۹ سالگی ریغ رحمت را سر کشید!
🍂 ۱۰ سال پس از آن، ژنرال آیرونساید با دیدن اوضاع آشفته ایران نوشته بود: «برای من هميشه راز بوده كه اين كشور، چگونه توانسته استقلال خود را حفظ كند!» (خاطرات، ص ۵۱).
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
— پیرامون داربیشایر [عامل انگلیسی کودتای ۲۸ مرداد] روسیِ دورانِ قاجار
✍️ استاد #علی_مرادی مراغهای
🍂 هیچکس به اندازۀ شاپشال، بر محمدعلیشاه نفوذ نداشت. تمام اعمال زشتی که از شاه سر زد با تشویق او بودهاست، حتی به توپ بستن مجلس مشروطه. در منابع فارسی، اطلاعات دقیقی از این مردِ پلید (بقول یحیی دولت آبادی دارای «روح اهريمنى») نیست، اما به زبان روسی، پرونده و صندوقی بهنام «مأموریت در تهران»، در آرشیو سیاست خارجی امپراتوری روسیه، زیر نظر وزارت امور خارجه نگهداری میشود که پر از اسناد و اطلاعات در بارۀ او و اوضاع ایران است.
🍂 در اینجا میکوشم در حد مقدور، اطلاعاتی از این صندوق بیاورم، به این آدرس:
“Миссия в Тегеране” AВПРИ, фонд 144, опись 488, дела 503 и 604…
🍂 سرگئی مارکوویچ شاپشال، از یهودیان اهل کریمه، زادۀ ۱۸۷۳م، فارغالتحصیل دانشکده شرقشناسی پطرزبورگ که تسلط کامل به زبانهایی چون ترکی، فارسی، عربی، تاتاری، فرانسوی و روسی داشت. وقتی در ژانویه ۱۹۰۱، بهعنوان معلم ولیعهد (محمدعلی میرزا) وارد تبریز شد، ولیعهد ایرانی را در این زمان چنین معرفی می کند: «مردی ۲۸ ساله، قد کوتاه و چاق و دارای دو پسر (احمد دو ساله و محمد یک ساله)، فردی بخیل و قدرتطلب که در میان تبریزیها محبوبیتی ندارد. قبل از این، مشغول آموزش فرانسه بود، اما هیچ موفقیتی نداشتهاست...» (منبع روسی).
🍂 شاپشال به محض ورود، در خاطراتش مینویسد که تبریزیها، با کنجکاوی زندگی شخصی او را پیگیری میکردند؛ حتی اینکه: «در زمان رفتن به دستشویی، آیا با خودش کاغذ میبرد یا کوزه آب؟». شاپشال در تبریز به جمعآوری فولکلور آذربایجانی پرداخته که بعدها در ۱۹۳۵ در کراکوف منتشر شد.
🍂 شاپشال ذهن محمدعلیشاه را تسخیر کرد و چون دارای نبوغی سرشار، حیلهگری، شجاعت و ویژگیهای ذاتی بوده، تأثیر هیپنوتیزمگونهای بر شاه داشته و بسرعت، لقب «خان» گرفته و «شاپشال خان» میگردد!
🍂 در ۲۸ فوریه ۱۹۰۸ در ترور محمدعلی شاه، ۲ بمب دستی بسوی شاه انداختند؛ تعدادی کشته و زخمی شدند، اما شاه آسیبی ندید؛ چراکه شاپشال، شجاعانه شاه را از محل حمله دور کرده و جانش را نجات داد! وی بلافاصله، جزئیات حمله را با تلگراف محرمانه، به سن پترزبورگ اطلاع داد. بخاطر شجاعتش در حفظ جانِ شاه، نشان سنت آنای درجه ۲ گرفته و خود محمدعلیشاه نیز، بالاترین نشان ایرانی، یعنی تیمثال درجه ۱، با تزئینات الماس به او داد و حقوقش را هم دو برابر کرد.
🍂 نفوذش در ولیعهد چنان بود که تمام اقدامات او را رهبری کرده و این شاپشال بود که بر آذربایجان حکومت میکرد! رشدیه نیز اشاره کرده «اسما «معلم روسى» محمدعلیشاه بود، اما فعال مايشاء و عامل مهم سياسى روسها در ايران بود و سفير روس تحت امرش» ( سوانح عمر، ص۱۰۶).
🍂 مشروطهخواهان در اوج اختلافشان با شاه، تبعیدِ ۶ نفر، از جمله شاپشال را از شاه خواستند، اما بیهوده نبوده که روسها گفته بودند: «ما حاضريم يك بريگارد سرباز از ايران ببريم، اما شاپشال بماند!». پانوف خطاب به شاپشال مینویسد: «آقای شاپشال! شما هشت سال معلم سرخانۀ شاه بوديد و سالانه ۱۶ هزار روبل دريافت نمودهايد، اما وى دو كلمه روسى هم نمىداند، اما شما روز و شب تلاش داشتيد كه او مشروطيت را از ریشه براندازد! (براون، انقلاب مشروطیت، ص۳۵۱).
🍂 «در ظرف دو سال، صاحب باغ و چندین خانه شد و در مرند، دو دِه خريد» (خاطرات و اسناد حسین قلی خان نظام السلطنه مافی، ج ۳، ص۷۳۴).
🍂 سندی نشان میدهد که به دارو دستۀ شیخ فضل الله نوری در واقعۀ توپخانه برای براندازی مشروطیت، پول و کمک میرساندهاست! هنگامیکه شاه با قزاقها عازم باغشاه بوده، تا مجلس را به توپ بندد، مردم شاپشال خان را دیده بودند که شمشير بدست، در كنار محمدعلیشاه حركت مىكردهاست (براون، ص ۱۹۲) [مشابه نقش داربیشایر، عامل انگلیسی کودتای ۲۸ مرداد]
🍂 این «نابغۀ اهريمنى»، حتی پس از فرار محمدعلی شاه، باز براحتی دست از سر ایران برنداشت! در زمان اخراج، بهانه آورده که باید حقوق سالهای بعد را هم بدهند؛ چون بر طبق قرارداد، اگر ایران قراردادش را یکطرفه فسخ کند، باید بپردازد. البته همه را گرفت و یک دنیا هم تصاویر، سکههای باستانی و اشیای کمیاب را جمع آوری کرده و برد که اینک، این مجموعه، در موزۀ دولتی ارمیتاژ در لنینگراد نگهداری میشود.
🍂 او در طول ۷ سالی که در خدمت شاه ایران بود، بزرگترین خیانتها را به ایران و بزرگترین خدمتها را به روسیه کرد و سرانجام با عنوانِ پرفسور زبانشناسی در ۱۹۶۱ در ۸۹ سالگی ریغ رحمت را سر کشید!
🍂 ۱۰ سال پس از آن، ژنرال آیرونساید با دیدن اوضاع آشفته ایران نوشته بود: «برای من هميشه راز بوده كه اين كشور، چگونه توانسته استقلال خود را حفظ كند!» (خاطرات، ص ۵۱).
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
Telegram
نقدآگین
🎧 چرا مربی ولیعهد قاجاری از بین روسها انتخاب شد؟
— پیرامون سرگئی شاپشال و محمدعلی شاه
🎙استاد #علی_مرادی مراغهای
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
— پیرامون سرگئی شاپشال و محمدعلی شاه
🎙استاد #علی_مرادی مراغهای
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie