نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗اختفای الهی و عدالت الهی

✍️#علیرضاموثق

🍂 دکتر #آرامش_دوستدار در نظریه‌ای می‌گوید که در «فرهنگ دینی» و در «انسان دین‌خو»، تفکر در مفهومی طیفی در لایه‌های عمیق جهان‌بینی و هستی‌شناسی ممتنع است، اما من از منظری دیگر با شیوه‌ای تحلیلی و استدلالی، تعارض اسلام با «عقلانیت و عدالت و اخلاق» را نشان داده‌ام و نظریهٔ دکتر دوستدار را از موضعی متفاوت مدلل کرده‌ام. کسی که متفکر باشد، تابع استدلال است و «خدای قرآن و نبوت و بهشت و جهنم و خاصه معاد جسمانی در قرآن و نیز فقه و اخلاق اسلامی» با «عقلانیت و عدالت» تعارض دارند.

🍂 دکتر #احمد_زیدآبادی پس از مرگ دکتر دوستدار و نیز پس از اعلام تسلیت توسط رضا پهلوی بابت درگذشتِ ایشان، واکنش نشان داد و در یکی از مواضعش، به فیلسوف یا فیلسوف بزرگ نامیدنِ دکتر دوستدار انتقاد کرد. جالب است که دکتر زیدآبادی به فیلسوف نامیدن دکتر #عبدالکریم_سروش انتقاد ندارد که به نوعی مشتی خرافات و اباطیل و احکام داعشی را سخن خداوند می‌داند یا تازه در این سن و سال، به نقش مؤلفهٔ قدرت در شخصیت محمد بن عبدالله و انعکاسش در ساختار قرآن متفطن شده‌است. من وقتی شخصی تحصیلکرده، چون دکتر زیدآبادی را می‌بینم که خودش را مسلمان می‌نامد و متوجه نمی‌شود که خدای قرآن، یعنی خدای «متشخص و انسانوار» (عادل و مهربان و...) وجود ندارد، واقعاً متأسف می‌شوم و به نظرم مدعای دکتر دوستدار در خصوص امتناع تفکر در انسان دین‌خو اثبات می‌شود.

🍂 دکتر زیدآبادی از خودش نمی‌پرسد که در راستای ایراد شرور به خدای قرآن، حداقل فعلی که اندکی عدالت و مهربانی اقتضا می‌کرد تا الله انجام دهد این بود که وجود خودش را به انسان‌ها اثبات کند تا رنج‌های اگزیستانسیل و رنجِ «مرگ و تنهایی و معنایابی» نکشند؛ بگذریم که به راحتی می‌توانست جهانی خلق کند که کثیری از حیوانات با دریدن و خوردن یکدیگر تغذیه نکنند و گیاه‌خوار باشند و یا از نور خورشید تأمین انرژی کنند.

🍂 خود ادعای قرآن مبنی بر نبوت، و نیز کامل و هادی بودن اسلام، قرینه‌ای مبنی بر ظالم بودن الله است؛ زیرا ارسال پیامبر در عصر حجر-حجاز برای هدایت هشت میلیارد انسان در جهانِ متکثرِ مدرن، یعنی در پارادایم و در شبکهٔ «مفهومی و تصوری و تصدیقی و ارزشیِ» به نحو انقلابی، متفاوت و بل، متعارض با جهان سنت، خلاف عدالت و مهربانی است. الله به سادگی می‌توانست وجود خودش را به یکایک انسان‌ها اثبات کند و برایشان پیام‌های لازم جهت اثبات وجود «روح و معاد و بهشت و جهنم» را ارسال نماید. همچنین می‌توانست یا طاعون و سرطان را درست نکند و یا وقتی خلقشان کرد، راه درمانشان را نیز به انسان‌ها بیاموزد. هرچند تخفیف می‌دهم و به همان اثبات وجود خودش و نیز وجود روح و معاد اکتفا می‌کنم تا انسان‌ها حداقل رنج‌های اگزیستانسیلِ مذکور را متحمل نشوند یا از آن رنج‌ها کاسته شود.

🍂 باری، خداوند دستگاه عصبی ندارد تا اراده و هیجان و عواطف و «خشم و مهر» داشته‌باشد. خداوند اگر وجود داشته باشد (یعنی شعوری مرموز)، قطعاً ناانسانوار است و وفق ادعای قرآن، «عدالت و مهر و خشم و مکر» ندارد و نظر به دلایل دیگری که اشاره کرده‌ام، بی‌گمان نامتشخص نیز می‌باشد، یعنی با طبیعت و موجودات وحدتِ تام دارد و موجودی مستقل از طبیعت نیست و تمام هستی را پُر کرده‌است. خدای نامتشخص یا «خدا-طبیعت» تحت جبر ناشی از مقتضیات وجودی‌اش، فقط در صیرورت است. در قالب تمثیل و جهت تقریب به ذهن، دریا با اراده، موج را خلق نمی‌کند، بلکه تحت جبر ناشی از مقتضیات وجودی‌اش، «موجیده» می‌شود. موج، حصه‌ و حالتی از دریاست و نه مخلوق دریا. نسبت موجودات متکثر در عالم فنومنال که از حیث نومنال وحدت دارند با «خدا-طبیعت» نیز شبیه به نسبت موج با دریاست.

🍂 الله حسب ادعا با علم مطلق و سابق و حاکم بر خلقت، انسان‌ها را می‌آفریند و مقرر می‌کند که آنها افعالی مشخص را طبق طرح الهی انجام دهند. پس، انسان‌ها نمی‌توانند علم الهی و سرنوشت محتوم‌شان را نقض کنند و بعضاً به جهنم نروند. قرآن در آیهٔ ۱۷۹ از سورهٔ اعراف تصریح می‌نماید که برخی از انسان‌ها و جن‌ها را برای جهنم خلق کرده‌است و این قضیه تعارض ساختاری میان الله با مقولهٔ عدالت را نشان می‌دهد. الله انسان‌ها را با هزار و یک نقص و ضعف در «رنج» خلق می‌کند (بلد: ۴) و یک شیطان رجیم نیز به جانشان می‌اندازد و در گام بعد، به رنج این دنیا اکتفا نمی‌کند و جهنم نیز برای آن دنیا تدارک می‌بیند و گوشت و پوست منکران اسلام (ولو اگر مؤمن و اخلاقی و دانشمند باشند) را می‌سوزاند و در چرخه‌ای ابدی، گوشت و پوست جدید برای سوزانده شدن بر استخوان‌هایشان می‌رویاند (نساء: ۵۶). تصدیقِ چنین خدایی با «عقلانیت و عدالت» تعارض دارد.

پی‌نوشت
لطفاً این یادداشت را نیز به دست دکتر زیدآبادی برسانید تا شاید متوجه شود که خدای قرآن قطعاً وجود ندارد.


#تقد_روشنفکران #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 پانزدهم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۶، اولین شماره از روزنامه‌ نسیم شمال و در ۱۲۹۵ روزنامه کاوۀ سید حسن تقی‌زاده به چاپ رسید.

🗓 در ۱۲۹۰ اردشدالدوله از سرداران هوادار استبداد که همراه محمدعلی‌شاه سر به شورش برداشته و شکست خورده بود و در دادگاه نظامی محكوم به مرگ شده بود، اعدام شد. آنگاه نعش وی را قريب يك هفته در توپخانه به معرض نمايش گذاردند. قوای سالارالدوله که یکی از همدستان او بود اما همچنان می‌جنگید و در این روز به دولت‌آباد ملاير رسيد و اميرافخم حاكم ملاير را پس از مختصر دفاعي شكست داد، اما در نهایت او نیز شکست خورد و فرجام به کام مشروطه‌خواهان شد.

🗓 در گرماگرم جنگ جهانی اول، انگلستان که جنوب ایران را اشغال کرده بود، با خرید اجباری غله و مواد غذایی، قحطی بزرگی در ایران ایجاد کرد که به مرگ میلیون‌ها تن انجامید. تنها در همین روز پانزدهم شهریور ۱۲۹۷، کارگزاران انگلیسی با سپاهی دو هزار نفره که رهبری‌اش را سرتیپی انگلیسی بر عهده داشت، در عراق، نیم میلیون تن غله‌ را به زور خریدند و برای خوراک سپاه خود مصادره کردند. این خوراکی بود که در حالت عادی می‌بایست به ایران صادر می‌شد و قحطی را مهار می‌کرد.

🗓 در آوریل ۱۹۱۸ (فروردین ۱۲۹۷)، فرانسیس وایت دبیر سفارت آمریکا از بغداد به تهران سفر می‌کند. کالدول می‌نویسد: «مفتخراً به ضمیمه، یادداشت دبیر سفارت را که حاوی اطلاعاتی‌ست که نامبرده طی سفر خود از بغداد به تهران گردآوری کرده و ممکن است مورد علاقه آن وزارتخانه قرار گیرد، ارسال می‌کنم». و وضع گرسنگی را چنین تشریح می‌کند: «در سرتاسر جاده‌ها کودکان لخت دیده می‌شوند که فقط پوست و استخوان‌اند. قطر ساقهایشان بیش از سه اینچ نیست و صورتشان مانند پیرمردان و پیرزنان هشتاد ساله تکیده و چروکیده است. همه جا کمبود دیده می‌شود و مردم ناگزیرند علف و یونجه بخورند و حتی دانه‌ها را از سرگین سطح جاده جمع می‌کنند تا نان درست کنند. در همدان چندین مورد دیده شد که گوشت انسان می‌خورند و دیدن صحنه درگیری کودکان و سگ‌ها بر سر جسد یا به دست آوردن زباله‌هایی که به خیابان‌ها ریخته می‌شود عجیب نیست».

🗓 نهضت جنگل مقارن با قحطی در ایران بود. در این مقطع در جغرافیای حکومت میرزا کوچک خان آثار قحطی کمتر دیده می‌شد و جنگلی‌ها با مدیریت منابع طبیعی و کشاورزی گیلان توانسته بودند این قحطی بزرگ را در محدودهٔ سرزمینی خود کنترل کنند.

🗓 همزمان با شرایط سخت قحطی بزرگ در ایران، نهضت جنگل توانست علاوه بر کنترل قحطی در گیلان، پناهگاهی برای بسیاری از ایرانیان باشد. جنگلی‌ها مقرری مشخصی از برنج برای مردم تهران، همدان و چند شهر و آبادی دیگر در نظر گرفته بودند. عملکرد کمیته تحت ریاست کوچک خان در خصوص مدیریت قحطی باعث شد هیئت‌های مذهبی آمریکایی حقوق بشری در رشت پول امداد را پس فرستند و بگویند به دلیل تدابیر مؤثری که جنگلی‌ها به کار گرفته‌اند به کمک ایشان نیازی نیست. همچنین پدر موری سرپرست هیئت مذکور، موفقیت جنگلی‌ها را بدین گونه ستود: «جنگلی‌ها ماهانه ۱۰ هزار دلار صرف مراقبت از پناهندگان قحطی زده‌ای می‌کنند که به رشت می‌آیند». به گفته یکی از پزشکان بیمارستان آمریکایی تهران با نام جی دی فریم، جنگلی‌ها با فراهم آوردن سرپناه برای مردم بی‌پناه و کنترل ورود و خروج برنج از شهر رشت عملیات امداد ترتیب دادند. این عملیات امداد، شگفتی این پزشک را برانگیخته بود.

🗓 گزارش‌هایی در مورد کمک‌های انسان‌دوستانهٔ سازمان‌های غیردولتی آمریکایی به ایران در زمان قحطی وجود دارد. به علاوه گفته شده که پس از درخواست وام یک میلیون تومانی ایران از آمریکا، آمریکا وامی بلاعوض به ایران داد. در یکی از نامه‌های موجود در اسناد وزارت امور خارجه آمریکا گفته شده که مردم آمریکا بالغ بر دو میلیون دلار کمک برای مردم قحطی‌زدهٔ ایران فرستاده‌اند [مطالعه بیشتر: قحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ ایران].

🗓 دومین قحطی‌ای که انگلستان به ایران تحمیل کرد در ۱۹۴۲ م (۱۳۲۲) بود که متفقین به بهانه حمایت رضا شاه از آلمان، ولی برای بهره بردن از خط راه‌آهن اشتباهی که رضا شاه از جنوب به شمال کشیده بود و در راستای منافع نظامی انگلستان بود و نه توسعه اقتصادی ایران، ایران را اشغال کردند و در نتیجه، ایران به پل پیروزی و کرویدور اصلی ارسال تسلیحات و مایحتاج ارتش سرخ از سوی آمریکا و انگلستان تبدیل شد و متفقین در این مدت، کنترل کامل تمامی راه‌ها و وسایل ارتباطی از جمله کامیون‌ها و قطار شمال-جنوب را در دست گرفتند که به فلج‌ شدن شبکه توزیع مواد غذایی ما منجر شد. بنا بر مطالعات محمدقلی مجد، ۳-۴ میلیون ایرانی کشته شدند [بنگرید به مستند تاریخی ارزشمندِ «قحطی‌‌ تحمیلی‌ای که جهان از یاد برد»].

🗓 در ۱۳۳۰ انگلستان اعلام کرد که هرکس از ایران نفت بخواهد تحت تعقیب قرار خواهد گرفت.

🌐 مطالعهٔ «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📖 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه هشتم)
— خوانش همدلانهٔ نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی

🔶 جلسه اولِ نقدی بر آرای دکتر #آرش_نراقی در مقالۀ «سنت‌گرایی انتقادی در قلمرو دین» در کتاب «سنت و افق‌های گشوده»


🗄پست مرتبط
📻 عقلانیت و دینداری
(جلسه یکم) - (جلسه دوم) - (جلسه سوم) - (جلسه چهارم) - (جلسه پنجم) - (جلسه ششم) (جلسه هفتم)
📻 ده پرسش مصطفی ملکیان از روشنفکری دینی
📻
آرش نراقی و دوزخ به‌مثابه «تبعید خودخواسته»
📺 قبانچی و اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
📕زبان [و فرهنگ] قرآن
📓عدم امکان اثبات وثاقت قرآن و نقد دلایل عدم تحریف‌ آن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
عقلانیت و دینداری ۸
@Naqdagin
🎧 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه هشتم)
— خوانش همدلانهٔ نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی

🔶 جلسه اولِ نقدی بر آرای دکتر #آرش_نراقی در مقالۀ «سنت‌گرایی انتقادی در قلمرو دین» در کتاب «سنت و افق‌های گشوده»


#فلسفیدن #تفکر_انتقادی #نقد_روشنفکران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #آدونیس، اسلام و سرکوب شعرا

🍂 گفته‌ام که اسلام یک «ایدئولوژی سیاسیِ توتالیتر» است که دال مرکزی و محور اصلی‌اش، بسط ارادهٔ «قدرت و سلطه» است و نه «حقیقت و عدالت و اخلاق و ایمان و معنویت».

🍂 قرآن و مؤلف/مؤلفینش قلع و قمع را از خدایان دیگر در آسمان شروع کردند و در گام بعد، بر روی زمین به سرکوب ادیان دیگر پرداختند.

🍂 در قرآن، قتل و غارت و به بردگی گرفتن اهل کتاب و مشرکان غیرحربی، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی مجاز است (توبه: ۵ و ۲۹). در اسلام، مرتد ولو اگر انسانی دانشمند و اخلاقی و مؤمن باشد، تا ابد به جهنم می‌رود و تمام اعمال نیکش ضایع می‌گردد (بقره: ۲۱۷).

🍂 قرآن اما، سرکوب را به پیروان ادیان دیگر و مخالفانش محدود نکرد و حتی شعرا را نیز منکوب نمود. نوع مواجههٔ قرآن با شعرا را می‌توان در ذیل روحیۀ «فاشیستی و توتالیتر» قرآن و سنت نبوی، فهم کرد. قرآن در آیۀ ۲۲۴ از سورۀ شعرا می‌گوید: «شاعران را جاهلان گمراه پیروی کنند». اسلام به خاطر خودشیفتگی و توهم و تفرعن و ادعای کمال، می‌خواهد تمامیت وجود فرد و جامعه را تسخیر کند و هیچ منبعی، از جمله شعر برای مراجعۀ مردم وجود نداشته‌باشد.

#نقد_قرآن #ترجمه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Voice message
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘شکست چالدران، اشغال تبریز و درس‌های آن

✍️ استاد #علی_مرادی مراغه‌ای

🍂 وقتی در تابستان ۱۵۱۴ م. قشون ۴۰ هزار نفری صفوی در دشتِ چالدران با قشون ۱۰۰ هزار نفری سلطان سليم عثمانی روبرو شد، این اولین جنگ ایرانِ کهنه با دنیای مدرن بود، دنیای مدرنی که با توپ و سلاح‌های گرم، چون شبحی بر آستانهِ در نشسته بود و ایرانیان آن را ندیدند و شکست سهمگینی خوردند.

🍂 از شکست‌های بزرگ باید عبرت‌های بزرگ گرفته شود؛بقول جوزف کمبل: «...و دلیلی ندارد که این نغمه‌ها همچنان در آینده ساز نشود...از سوی مردم عاقل، برای مقاصد عاقلانه و یا از سوی افراد نابخرد و دیوانه، در راه بیهودگی و فاجعه».

🍂 قشونِ عثمانی بیش از دو برابر قشون ایرانی و مجهز به ارابه‌ها و توپخانه آتشین بود، اما قشونِ ایرانی، نيزه، شمشیر، تير، تبر، طپانچه، گرز و خنجر داشتند و البته «غیرت»! اما علت اصلی شکست ایرانیان، افکار کهنه و خشک‌مغزی بود که به غرور و تکبر نیز آلوده بود؛ بطوریکه سربازان ایرانی بجای تکیه بر فنون نظامی و تکنیک، به شکست‌ناپذیری مرشد کاملشان (ظل‌الله) اسماعیل صفوی ایمان داشتند؛ چون در هیچ جنگی تاکنون شکست نخورده بود! صف‌آرایی دو لشکر در دشت چالدران، مرا یادِ صف‌آرایی ژاپن نو و سنتی در فیلم آخرین سامورایی به کارگردانی ادوارد زوئیک می‌اندازد.

🍂 عجیب اینکه، وقتی قشون سلطان سلیم شروع به آرایش جنگی می‌کند و ارّابه‌‌ها و توپ‌های عثمانی، قشون ایرانی را به صورت نیم‌دایره احاطه می‌کنند، دو تن از سردارانِ ایرانی پیشنهاد می‌کنند که قبل از اینکه دشمن به آرایش جنگی بپردازد، بر آنان بتازیم و مانع شویم، اما دورمش خان پیشنهاد می‌کند که چون شاه اسماعیل رسالت غیبی دارد و شکست‌ناپذیر است پس «ما مكث می‌كنيم تا آنچه مقدور ايشان است از قوّت به فعل آورند...» و شاه اسماعیل پیشنهاد دورمش خان را قبول می‌کند (تاریخ عالم آرا، ج ۱ ص ۴۲).

🍂 در نتیجه، سلطان سليم كه در طراحى جنگ، يكى از سرداران معروف دنيا بود. به‌راحتی به آرایش جنگی پرداخت، بنحوی که بقول حسن بيگ روملو، عثمانی‌ها در استفاده از توپخانه، چنان ماهر بودند كه حتى از يك فرسنگ مسافت، می‌توانستند هدف را بزنند (احس التواریخ، ص ۱۴۴) و در مقابل، قزلباشان صفوی نیز مست بودند و شب تا صباح شراب خوردند (فارسنامه ناصری، ص ۱ و۳۹۲).

🍂 سرانجام، همین تعصبات وهم‌آلود، سرنوشت جنگ را رقم زد و دشت چالدران مشحون از اجساد قزلباش گشت. آنان با تمام توان پیکار کردند. خود شاه اسماعیل جانفشانی‌ها کرد و سرانجام از دوش و از پا زخمى شده و بى‌حال در روى زمين گل و لاى آلود افتاده؛ چیزی نمانده بود حتی دستگیر شود که یکی از قزلباشان خود را به اسم شاه اسماعيل معرفى كرد تا شاه نجات یابد!

🍂 روایت است که به جز ۸۵ نفر، تمام سربازان و فرماندهان ایرانی کشته شدند، چون سرنوشت این جنگ را زور و بازو و جانفشانی رقم نمی‌زد، بلکه فکر نو و تکنیک نو تعیین می‌کرد! تبریز، ارومیه، کردستان و همدان امروزی، به دست عثمانی افتاد. قزلباشان اندکی که زنده مانده بودند، شاه زخمی‌شان را برداشته باخود بردند.

🍂 افسانه شکست‌ناپذیری «مرشد کامل»، نقش بر آب گشت. طرفداران جان برکفش سرخورده شده، شاه صفوی متزلزل شد و هرج و مرج در کشور شدت یافت و شاه، دیگر از این شکست و تحقیر کمر راست نکرد. شاه ماتم گرفت، دست از جنگ كشید و لباس سياه پوشيده به گوشه‌ای خزیده و مدام در كاسه سر شيبك خان شراب می‌نوشید و جوانمرگ شد.

🍂 البته تاریخ‌نگاری رسمی، صفوی نیز بجای اینکه شکست چالدران را تحلیل خردمندانه کند تا چراغ راه آیندگان گردد به بافتن جفنگیاتی پرداخته و علت شکست را «حکمت بالغه الهی» دانسته که «اگر در این جنگ هم پیروز می‌شد، ارادت قزلباشان به او به چنان درجه می‌رسید که از دین گمراه می‌شدند» (جهانگشای خاقان، ص ۵۰۶).

🍂 وهمیات و خشک‌مغزی، همیشه منشأ خودفریبی‌ست و باعث می‌شود که بجای توجه و عبرت از داده‌های عینی، به تصورات ثابت و منجمد ذهنی پناه ببریم. در این‌صورت، هیچکدام از تجارب تاریخی و بیرونی، کوچکترین تاثیر و تزلزلی در ایمان ما بوجود نمی‌آورند و این یعنی، دوباره بسوی فاجعه‌ای جدید گام برداشتن.

تصویر پیوست: گورهای هزاران قزلباش کشته شده چالدران


#آینه_تاریخ #ایران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
📅 شانزدهم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۵۷۰ هجری خورشیدی در جریان جنگ‌های صلیبی سوم ریچارد اول انگلیسی[1] در نبرد اَرصوف[2] بر قوای صلاح‌الدین ایوبی چیره شد.

🗓 در ۱۰۷۴ یک دزد دریایی انگلیسی به نام هنری اِوِری[3] به کشتی «گنج سوایی[4]» و کشتی نگهبانش «محمد فاتح» حمله کرد و آن‌ها را گرفت و در گنج سوایی گنجینه‌ای بزرگ به چنگ آورد. این کشتی‌ها به دولت گورکانی هند تعلق داشت و از المُخا در یمن به بندر سورات می‌رفت. از آنجا که در این تاریخ نیروی دریایی انگلستان و راهزنان دریایی انگلیسی هنوز از هم تفکیک نشده بودند، اورنگ زیب فرمان داد ترابری کل کشتی‌های انگلیسی در آب‌های اطراف هند منع شود.

🗓 روز شانزدهم شهریور سال ۱۲۸۶ پس از آن که مجلس مشروطه به صدراعظمی ناصرالملک ابراز تمایل کرد، محمدعلی‌میرزا که صدراعظمی مطیع و مخالف آزادیخواهان را می‌پسندید، میرزا احمدخان مشیرالسلطنه را به جای او به صدارت برکشید. مشیرالسلطنه در این روز کابینه‌ی خود را به مجلس معرفی کرد و کوشید با گنجاندن مشروطه‌خواهان در هیئت دولت دل مشروطه‌خواهان را به دست آورد. اعضای این کابینه عبارت بودند از میرزا حسن‌خان مستوفی‌الممالک، میرزا محمدعلی‌خان قوام‌الدوله، میرزا حسن‌خان مشیرالملک، نظام‌الدین‌خان مهندس‌الممالک، میرزا جوادخان سعدالدوله، جعفرقلی‌خان نیرالملک، محمدتقی‌خان مجدالملک. با این همه تقی‌زاده، رهبر اکثریت مجلس، ضمن مخالفت با صلاحیت اکثر وزیران از دولت پروگرام خواست. دعوای میان مستبدین و مشروطه‌خواهان تا سال بعد بالا گرفت و در همین روز به سال ۱۲۸۷ سواران قره‌داغی هوادار محمدعلی‌شاه، به غارت دو روزه‌ آنها در بازار خرازان (که کانون مشروطه‌خواهان بود) در تبریز خاتمه دادند.

🗓 در شانزدهم شهریور ۱۳۶۷ عبدالاحد محمد افغانی پس از ۹ روز اقامت در ایستگاه فضایی میر با فضاپیمای سویوز-تی‌ام ۶[5] به زمین بازگشت. این خلبان پشتون از مردم غزنی بود و فرستادنش به فضا تا حدودی با هدف تبلیغ به نفع روس‌ها در جنگ با مجاهدین افغان انجام شده بود. او چهارمین فضانورد مسلمان بود و پیش از او سلطان بن سلمان سعودی، موسی پسر خیرامان مناری (موسا خیرامانوویچ ماناروف!) و محمد احمد فارِس خلبان سوریه به فضا رفته بودند.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📻 چرا محمد پیامبر خداست؟ (جلسه یکم) 👥 گفتگوی دکتر #عبدالله_مصباحی و استاد #حجت‌الله_نیکویی پیرامون «نقد مبانی نظری نبوت» 🗄پست مرتبط 📻 انسان خدا نیست؛ اسلام و ذات دین (سروش در ترازو) 📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری» (روشنفکران دینی روبروی صدیقه وسمقی) 📕عقل و…
📻 چرا محمد پیامبر خداست؟ (جلسه دوم)
👥 گفتگوی دکتر #عبدالله_مصباحی و استاد #حجت‌الله_نیکویی پیرامون «نقد مبانی نظری نبوت»

❓چرا هیچ نوع اثباتی برای ادعای نبوت هیچ مدعیِ وحی‌‌ای ممکن نیست؟
🔸بررسی تناقضات درونی قرآن بعنوان ناقض مدعای نبوت محمد


🗄پست مرتبط
📻 چرا محمد پیامبر خداست؟
(جلسه یکم)
📻 انسان خدا نیست؛ اسلام و ذات دین (سروش در ترازو)
📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری» (روشنفکران دینی روبروی صدیقه وسمقی)
📕عقل و وحی
📕در نقد نبوت عامه
📕زوال عقل توسط وحی
📕سمپتوم پیامبری؛ سروش در ترازو
📓جلد یکم کتاب «مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش» (مناظرات علیرضا موثق)
📓عدم امکان اثبات وثاقت قرآن و نقد دلایل عدم تحریف‌ آن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
چرا محمد پیامبر خداست؟ ج۲
@Naqdagin
🎧 چرا محمد پیامبر خداست؟ (جلسه دوم)
👥 گفتگوی دکتر #عبدالله_مصباحی و استاد #حجت‌الله_نیکویی پیرامون «نقد مبانی نظری نبوت»

❓چرا هیچ نوع اثباتی برای ادعای نبوت هیچ مدعیِ وحی‌‌ای ممکن نیست؟
🔸بررسی تناقضات درونی قرآن بعنوان ناقض مدعای نبوت محمد


#تفکر_انتقادی #نقد_اسلام #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ارجاع به خدا یا خود-ارجاعی؟

✍🏻
#علیرضاموثق

🌐 مطالعۀ متن کامل در «سایت تریبون زمانه» یا «مشاهده فوری»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۷۹ واژه


🗄 پست مرتبط
چرا محمد پیامبر خداست؟ (جلسه یکم) (جلسه دوم)
📕خدای قرآن، قطعاً وجود ندارد
📕اختفای الهی و عدالت الهی
📻 ترسا؛ ترسنده از خدا یا محمد؟

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ارجاع به خدا یا خود-ارجاعی؟

✍🏻
#علیرضاموثق

🍂 استاد حجت الله نیکویی و دکتر عبدالله مصباحی تا این لحظه، در گروهی تلگرامی، دو جلسه مناظره با یکدیگر پیرامون موضوع «نبوت و الله (یعنی خدای قرآن)» انجام داده‌اند (فایل شنیداری در اینجا) که راجع به محتوای گفتگوی این دو دوست عزیز ملاحظاتی انتقادی را مطرح می‌کنم:

۱) استاد نیکویی می‌گوید که در بحث حاضر و در این مقام، در صدد نیست که خدای «متشخص و انسانوار» (خالق و مهربان و نیز عالم و عادل و قادر مطلق) را انکار کند، بلکه استدلالش این است که آیاتی در قرآن آمده‌است و ویژگی‌هایی را به خداوند نسبت می‌دهد که با «علم، عدل، قدرت و مهر مطلق الهی» تعارض دارد. منتها راقم این سطور، استدلال کرده‌است که خدای مذکور، صرفنظر از تناقضات آیات قرآن و تعارضاتش با چنین خدایی، اساساً وجود ندارد. اگر خدایی وجود داشته‌ باشد، بی‌گمان و یقیناً نامتشخص و ناانسانوار است؛ یعنی اولاً) با طبیعت و موجودات، وحدت تام دارد، ثانیاً) دستگاه عصبی و اوصافی انسانوار مثل «خشم و مهر و مکر» ندارد.

🍂 آنچه می‌توان نسبت به آن موضع لاادری گرفت، خدای فلسفی (از قبیل خدای نامتشخص و یا علت‌العلل) است. خدای متشخص و انسانوار، استدلال‌های نقیضِ قاطع و محکم و استواری دارد، مثل ایراد شرور (خاصه شرور گزاف و ساختاری)، غیریت داشتن خداوند و لاجرم، محدود شدنش به غیر خودش (یعنی به مخلوقات، طبیعت و موجودات) و لذا خارج شدنِ خداوند از اطلاق وجودی، عدم امکانِ ساختنِ چیزی با ماده توسط نقیض ماده و جوهر غیرمادی و نیز عدم امکان تصور کردنِ منبع برای تهیهٔ مواد جهت خلق طبیعت و عدم امکان خلق هستی از عدم (که نقیضش می‌باشد).

۲) محمد بن عبدالله یا مؤلف قرآن، ابتدا از وجود «خدا و روح و معاد و بهشت و جهنم» سخن می‌گوید و مخاطبان (از جمله پیروان ادیان دیگر) را دعوت می‌کند تا به چنین خدایی ایمان بیاورند (البته روح در قرآن، هنگام خواب، علاوه بر مرگ، از بدن قبض می‌شود و معاد نیز جسمانی‌ست و لذا خردستیزی‌اش مضاعف)، لکن مگر یهودیان و مسیحیان به خداوند ایمان نداشتند؟ چرا اسلام آنها را سرکوب کرد؟ چرا در آیهٔ ۵ و ۲۹ از سورهٔ توبه، قتل و غارت و به بردگی گرفتن اهل کتاب و مشرکان و کافران غیرحربی، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان و مذاهب دیگر، مجاز اعلام شده‌است؟

🍂 با دقت در محتویات قرآن، می‌بینیم که محمد بن عبدالله پس از دعوت مردم به ایمان آوردن به خداوند، توقع داشته که انسان‌ها در ذیل «سلطه و ارادهٔ قدرتِ» او قرار بگیرند و تسلیم محضِ «اتوریته، حکومت و قدرت سیاسیِ»‌اش شوند. در واقع دعوت محمد به الله، «خودارجاعی»ست.

🍂 وقتی می‌گوییم که خداوند چه گفته تا از منویاتش اطاعت کنیم؟ قرآن یکسری خرافات و اباطیل و احکام داعشی در مقابل ما می‌گذارد، در جهت بسطِ «قدرت و سلطهٔ محمد» و با انتظارِ فدا کردن جان و مال خویش و جهاد در راه بسط حکومت محمد و «نه ایمان آوردن به خدا و التزام به زیست عادلانه و اخلاقی».

🍂 اگر دغدغهٔ قرآن، ایمان و اخلاق بود، مرتد، ولو اگر مؤمن و اخلاقی و دانشمند باشد، تا ابد در جهنم شکنجه نمی‌شد و اعمال نیکش ضایع نمی‌گشت (بقره: ۲۱۷) یا قتل عام و سرکوب مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر و یا حتی قتل عام ملحدان و مرتدان اخلاقی، نباید مجاز شمرده می‌شد و باید حقوق برابر با مسلمانان داشتند.

🍂 در نتیجه، دغدغهٔ قرآن، ایمان به خدا و اخلاق نیست، بلکه تسلیم سلطه و ارادهٔ قدرتِ محمد شدن و پذیرش نبوت و حقانیت و برتری و سروری «محمد و قرآن» نسبت به ادیان دیگر است. پیروان ادیان دیگر نیز مؤمن به خداوند بودند و حتی بت‌پرست‌ها مؤمن به خداوند بودند و بت‌ها نماد نیروهای قدسی محسوب می‌شدند و لذا نباید سرکوب می‌گشتند. در الهیاتِ قرآن با کمی دقت، دُم خروس «ارادهٔ قدرت و خودشیفتگی و سلطه‌جویی و برتری‌جویی سیاسیِ محمد» از زیر عبای «دعوت به ایمان» بیرون می‌زند.

۳) مسلمانان نه تنها دلیلی برای اثبات وجود خدای قرآن و نبوت و معاد ندارند و به همین جهت، نباید مدعیات اسلام را تصدیق کنند، بلکه...

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت تریبون زمانه» یا «مشاهده فوری»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۷۹ واژه


#نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖

🌾 @Naqdagin