نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🎧مواجهۀ #حکومت_اسلامی با #زنان

🎙#بیژن_عبدالکریمی و #مهدی_جمشیدی


🔸 یک برش جالب


عبدالکریمی
: حجاب حکمی تاریخی‌ست.

جمشیدی: حکم تاریخی نیست، نصّ محکم (غیرتفسیر-بردار) قرآن است.

ع: متون مقدس در نفسِ خودشون تاریخی‌اند

ج: این نظر شماست و نظر من نیست.

ع: نه! این نظر هر کسی‌ست که با الفبای انسان‌شناسی آشنا باشد. قرآن کتابی عربی‌ست و عربی یک زبان تاریخی.

ج: مگه هرمونوتیک، یک «اصل مسلم اثبات‌شده است؟»

گادامر: پ ن پ! «کلام خدا» بودنِ قرآن و وجود داشتنِ «اللهِ متشخصِ انسان‌وار قرآن» و نبی بودن محمد بن عبدالله و «امام زمان ۱۲۰۰ ساله»، یک اصلِ مسلمِ اثبات شده‌است!

ع: تا حدود زیادی بله!

ج: اون یک رویکرد توی فهم متنه! مگه تنها رویکرده؟

🔸در یک جا پرسش ارزشمند و درستی را جمشیدی طرح می‌کند:
دین در نگاه شما ژله‌ای و بی‌هویت و بی‌نقطۀ اتکا می‌شه. وقتی نص را هم تاریخی می‌دانی، پس این دین به چه دردی می‌خوره؟ چه خدایی بوده که دینی رو آورده که به هیچ نقطه‌اش نمی‌توان تکیه کرد؟

🔺منتها مشکل یک انسان دین‌خو اینه که نمی‌تونه در پرسش درنگ کنه و جوابی سریع و کلیشه‌ای بهش می‌ده.

🔸عبدالکریمی: احمقانه‌ترین حرف این است که اسلام از برده‌داری دفاع کرده‌! اسلام برده‌داری را تأیید نکرد و به اقتضای زمان عمل کرد. در تاریخ منِ مسلمان برده‌داری نبود(!) و به‌تدریج و زودتر از غرب که دم از حقوق بشر می‌زند، بدون شمشیر(!)، برچیده شد(!). در جهان اسلام بواسطۀ محمدِ من برده‌داری از بین رفت(؟!)، اما آرام آرام.

نقد: احتمالاً منظور گوینده این است که از جانبِ الله فقط آیاتی «فروارد» شده که گفته، برده و آزاد یکسان نیستند و این امری طبیعی‌ست:
خداوند مثالی زده: برده مملوکی را که قادر بر هیچ چیز نیست؛ و انسان آزادی را که از جانب خود، رزقی نیکو به او بخشیده‌ایم و او پنهان و آشکار از آنچه خدا به او داده، انفاق می کند. آیا این دو نفر یکسانند؟! (نحل ۷۵).

و با دعوت به جهاد و غارت نامسلمانان، بر تعداد بردگان و کنیزها (از جمله خود محمد و صحابی معنوی و نوادگان برگزیده‌اش که از بزرگ‌برده‌داران قوم بوده‌اند) افزوده و سکس (تجاوز) با زن شوهردار کنیز‌شده را نیز مجاز کرده و در این موضوع، به اقتضای فرهنگ آن زمان نیز عمل نکرده‌! اما این گزاره که برده‌داری در جهان اسلام، بسیار زودتر از غرب برچیده شد، یک سخن کاذب شاخ‌دار است و با دیتاهای اولیۀ نیز تطابق ندارد:

برده‌داری در اسلام، ویکی‌پدیا
افول برده‌داری در جهان اسلام، در سدهٔ نوزدهم و بیستم میلادی به‌طور تدریجی با فشار قدرت‌ها به ویژه بریتانیا و فرانسه که بخش‌های بزرگی از جهان اسلام را به تسلط خود درآورده بودند، اتفاق افتاد. اکثریت روحانیون مسلمان معاصر نسبت به این پدیده سکوت اختیار نموده و حتی گروهی از ایشان، به صراحت از برده‌داری دفاع می‌کنند. برای مثال مصباح یزدی می‌گوید: «مسئله بردگی فی‌الجمله در اسلام پذیرفته شده‌است و ما از آن دفاع می‌کنیم».


تاریخ برده‌داری در جهان اسلام، ویکی‌پدیا
تجارت عربی برده بیش از همه غرب آسیا، شمال آفریقا و جنوب شرق آفریقا رواج داشت. عثمانی‌ها در تجارت برده از منابع انسانی شرق و مرکز اروپا و قفقاز استفاده می‌کردند. تاجران بردگان بربر به سواحل مدیترانه در اروپا حمله‌ور شده و حتی به خاک جزایر بریتانیا و ایسلند رسیدند.

در اوایل قرن بیستم، مقامات دولتی به‌تدریج دست به سرکوب و غیرقانونی‌کردن برده‌داری در سرزمین‌های مسلمان زدند که دلیل عمده آن، فشارهای وارده از جانب کشورهای غربی مانند بریتانیا و فرانسه بود. در امپراتوری عثمانی، برده‌داری در سال ۱۹۲۴ لغو شد یعنی هنگامی که قانون اساسی جدید، حرمسرای پادشاهی را منحل و آخرین همخوابگان و خواجگان را شهروندان آزاد جمهوری جدید اعلام کرد. برده‌داری در ایران در سال ۱۹۲۹ لغو شد. موریتانی آخرین کشوری بود که برده‌داری را در سال ۱۹۰۵، سپس ۱۹۸۱ و مجدداً در ۲۰۰۷ لغو کرد. عمان برده‌داری را در سال ۱۹۷۰ برچید و عربستان سعودی و یمن، در سال ۱۹۶۲ و تحت فشار بریتانیا، دست به لغو برده‌داری زدند. با وجود این، برده‌داری با استناد به اسلام در حال حاضر در برخی کشورهای عمدتاً مسلمان‌نشین در منطقهٔ ساحل صحرا ثبت شده‌است.


🔸جمشیدی: فقط ۱۰ درصد جامعه کشف حجاب کرده‌اند، برای این ۱۰ درصد نباید گذاشت جامعه به لجن و ابتذال و استمناع کشیده شود! باید با حجاب‌بان‌ و انواع برخوردهای جهادی-تبشیری محمدی، جلویشان ایستاد؛ چرا که این سنگر اول است که اگر از دست رود، سنگرهای مهمتری را نیز از دست خواهیم داد.

🔸جمشیدی: دانشگاه فاحشه‌خانه نیست که! ببینید کف دانشگاه چی ریخته! مهسا امینی را با اون «وضع افتضاح»ش بردند کلاس آموزشی که «اتفاق وجودی» برایش رقم بزنند؛ باید در مورد این «وضع افتضاح» مهسا امینی سخن بگه پلیس و نگفتنش، «نجابت» نیست، تخریب خودشه!


#فلسفیدن
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 دربارۀ پوشش #زنان هنگام ادای نماز

🎙دکتر #صدیقه_وسمقی

🍂 با عرض ادب، برخی مخاطبان، برای عدم لزوم پوشاندن موی سر هنگام نماز خواندن (برای زنان) طلب شاهد و مدرک از سنت نموده‌اند. شواهد بر آنچه که عرض کرده‌ام فراوان است که در اینجا به ذکر دو روایت بسنده می‌کنم. ترجیح می‌دهم به پاس تحقیقات گرانقدر محقق ارجمند جناب آقای #امیرحسین_ترکاشوند، در باب حجاب، این دو روایت را از کتاب ایشان، «حجاب شرعی در عصر پیامبر» صفحۀ ۷۱۲، نقل کنم:
۱- «... عن ابی ‏عبدالله قال: لا بأس بالمرأة المسلمة الحرّة أن‏تصلّی و هی مکشوفة الرأس؛ امام صادق: اشکالی ندارد که زنان آزادِ مسلمان، سربرهنه نماز بخوانند».

۲- «عن أبی‏ عبدالله قال: لا بأس أن‏تصلّی المرأة المسلمة و لیس علی رأسها قناع»: ایرادی ندارد که زن مسلمان، بدون این‏که مقنعه بر سرش باشد، نماز بخواند.


🔺مجلسی در ملاذالاخیار و فیض ‏کاشانی در مفاتیح ‏الشرایع، حدیث اول را موثق می‌‏دانند. منبع حدیث: تهذیب شیخ‌طوسی به ترتیب ح ۸۵۷ و ح ۸۵۸


🗄 پست مرتبط
📕صورتحسابِ جریمه‌های لایحه عفاف و حجاب برای عائلۀ امام هفتم
📕زنِ آوازخوانی که در قرن نخستِ اسلام می‌زیست

#بازاندیشی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
🍂 سیزده سال پیش، #در_چنین_روزی، شهلا جاهد اعدام شد.

🍂 یادم می‌آید وقتی خبر اعدام او آمد که بسیاری توقعش را نداشتند. سال‌ها بود حکم او نقض و تایید می‌شد و یکی از آیکونیک‌ترین پرونده‌های جنایی ایران، مدام ابعاد بیش‌تری می‌یافت. بعد اعدام او تا سال‌ها، بحث بر «قاتل بودن» یا «قانل‌نبودن» او بالا بود و البته هست.

🍂 ماجرای شهلا جاهد و ناصر محمدخانی، ماجرایی بود آکنده از عشق، راز، جوانی و درنهایت مرگ. یک درام کامل که هیچ‌کس، چندان توجهی به آن نکرد در حیطۀ نوشتن.

🍂 من عکس‌های بسیاری از این زن دیدم. از جمله شاه‌قابِ حجت سپهوند (تصویر دوم) و قاب درخشان مهدی قاسمی (تصویر اول). عکاسان بسیاری از شهلا عکاسی کردند و هر کدام تلاش کردند به شکلی وضعیتِ «شهلابودن» را روایت کنند. جاهد نیز این وضعیت را پذیرفت. او روایت عاشقانه‌‌ی خود را پرو‌بال داد. گزارش‌هایی که از مراسم اعدام او در آذر ۱۳۸۹ وجود دارد، حاکی از حضور ناصر محمدخانی و دیگر صاحبانِ خون لاله سحرخیزان است.

🍂 به روایت دوستی، شهلا تا آخرین لحظه‌ها باور نمی‌کرد او را «اعدام» کنند و وقتی فهمید، انگار مبهوت شده‌بود و چهارپایه را برادر مقتول از زیر پای‌ او کشید. گاه از او به‌عنوان «قربانی» یاد می‌کنند؛ گاه «زنی که زن دیگری را کشت» و این همان چیزی‌ست که همان فراموش شد.

🍂 زیبایی او مقابل دوربین‌ها و انفعال ناصر محمدخانی او را قهرمان‌تر کرد و در عین‌حال، برخی نوشتند عشق چه قدر می‌تواند کشنده و کُشاننده باشد. داستایوفسکی در «شب‌های روشن» عملن «مرضِ عشق» را تصویر می‌کند. عشقی که از بیخ بیماری‌ست و محکوم به فقدان و فنا. شهلا جاهد چنان این عشق را بر عهده گرفت که آن ماجرای جنایی زیر سایه‌اش رفت.

🍂 نمی‌دانم، اما انگار جامعه عاشق را می‌بخشد، یا حداقل با او مهربان‌تر است. در تمام این سال‌ها، شهلا جاهد زنی بوده که با رازداری در گور شد. حتا اگر رازی هم در کار نبوده باشد، باز هم چنین خوانشی از او وجود دارد. از گپ خصوصی او در حیاط زندان با عشقش که منجر به پذیرفتن قتل از سوی او شد و بعد، با وجود انکار، دیگر فایده‌ای نداشت. عشق و جنایت راز می‌سازند. راوی داستایوفسکی در نهایت شکست، از «خوش‌بختی چند روزه‌اش» می‌گوید بابت عاشقی، اما هم‌اوست که عملن، از پا در آمده و تبدیل به انسان زیرزمینی می‌شود.

🍂 شهلا جاهد شکلی از عشق را به رخ کشید که همه دوست دارند تماشایش کنند، ولی خود دچارش نشوند. وقتی اعدام شد یکی گفت «قصه کامل شد»، اما من می‌گویم این قصه هیچ‌وقت کامل نمی‌شود؛ چون پای خون وسط است. خون دو زن. این داستان لاله و شهلاست که هر دو حالا مُرده‌اند.

✍🏻 #مهدی_یزدانی‌خرم

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اراده‌گراییِ مضاعف یا توهمِ مضاعفِ نیروهای انقلاب (امثال مهدی جمشیدی) به‌زبانِ ساده

1️⃣ سکانسِ اول، از انقلاب ۵۷

🔻ما اراده می‌کنیم و قد فکری‌مان بلند می‌شود و طرح کلیِ خلقت و افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و برنامه‌ها و عواطفِ خدا و سعادتِ مطلق بشر و اسلامِ نابِ محمدی را پیدا می‌کنیم؛

🔻ما اراده می‌کنیم و این طرحِ کلیِ خلقت و برنامۀ خدا برای بشر را به نظام قانونی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برای جهانِ مدرن تبدیل می‌کنیم؛

🔻ما اراده می‌کنیم و تمدنِ اسلامی را احیاء می‌کنیم و علومِ تجربیِ اسلامی خلق می‌کنیم؛

🔻ما اراده می‌کنیم و نظام‌سرمایه‌داری و مدرنیسم را واژگون می‌کنیم و انقلاب را اسلامی می‌کنیم و بعد، صادر می‌کنیم و کاخ سفید را به حسینیه تبدیل می کنیم. راه قدس از کربلا می‌گذرد؛ ما اراده می‌کنیم و کربلا را فتح می‌کنیم و سپس اسرائیل را محو می‌کنیم؛

🔻ما اراده می‌کنیم و بعد از تلف کردنِ اموال ملت در سازمانِ عریض و طویل و بی‌ خاصیت و مخاطب صداوسیما که بودجه‌ای چند برابر رسانه‌های درجۀ یک غرب را می‌بلعد و همچنین برایِ دستگاه عریض و طویلِ گشتِ داعشیِ ارشاد و سازمان‌دهیِ گشتاپوهای حجاب‌بان (که می‌خواستیم مردم را با ابزار ترساندن و کلاس اجباری برگزار کردن، دچار «تحول وجودی» و «عاشق حجاب و اسلام و ولایت فقیه شدن» کنیم)، با «ساخت ۲ سریال»، چنین می‌کنیم!


2️⃣ سکانسِ دوم، بعد از چهل و چهار سال اراده کردن و زور زدن

🔻ما ۲۰ میلیون حاشیه‌نشین و ۱۷ میلیون پروندۀ جاریِ قضایی و سالانه ۱۵ میلیون ثبت پروندۀ قضایی و برابری تخلفات رانندگی تنها در شهر تهران با یک سالِ اتحادیه اروپا (یک قاره)، و نیز بحرانِ محیط زیست و رکورد در فساد اداری و بیکاری و تورم و رکود و فقر و طلاق و اعتیاد و ... داریم!

🔻آمار فرارِ (مهاجرت) پرستاران و پزشکان و مهندسان و دانشجویان ما، هر روز بیشتر از دیروز و در صدر آمار مهاجرت جهان است؛ در حالی که هیچ جنگی نیز در میان نیست.

🔻آمار افرادی که از هرگونه حجاب و هر چه دین و نماد دینی‌ و آخوند معمم و کراواتی متنفر شده‌اند، به‌شکل تصاعدی و هر روزه رشد می‌کند؛ رجوع شود به آمارِ حاضران در مساجد و مساجدِ خالی و تعطیل شده و نظرسنجیِ گمان و...

✍🏻 #علیرضاموثق


#حکومت_اسلامی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
1️⃣ علیرضا پناهیان، آذرِ ۱۴۰۲

👳🏿‍♂️در حال حاضر که غرب نتیجۀ بی‌بندو‌باری را دیده‌است، مسئلۀ حجاب را می‌شود با «ساخت دو سریال»(!) یکی در داخل و یکی در خارج از ایران حل کرد، مسائل مهم دیگر را هم می‌شود با «ساخت ۴ سریال» حل کرد(!)، اما هیچ احدی در جمهوری اسلامی عرضۀ ساخت این سریال‌ها را ندارد!

2️⃣ روح‌الله خمینی، قبل از انقلاب


👳🏿‍♂️از این رادیو... دو سه ساعتش را هم دست ما بدهید اما آزادمان بگذارید، نه این‌که برنامه‌اش را هم خودتان بنویسید... من قول می‌دهم که نه با سلطنت شما مخالفت داشته باشد... فقط اگر وزارت فرهنگ و دستگاه‌های فرستنده یک مقداری دست ما باشد ما مردم را آشنا می‌کنیم؛ دنیا را آشنا می‌کنیم به احکام اسلام و اسلام‌مان.

👳🏿‍♂️ما در این مملکت یک وزارتخانه نداشته باشیم؟ همه وزرا از آمریکا؟ خب یکی‌اش هم از ما. خب بدهید این فرهنگ را دست ما... اگر از شما بهتر اداره نکردیم، بعد از ده پانزده سال ما را بیرون کنید... اگر ما گفتیم که شما تحصیل نکنید... اگر ما گفتیم شما به اعماق آسمان نروید. شما عرضه‌اش را ندارید... عرضه‌اش را ندارند می‌گویند روحانیون نمی‌گذارند... بفرمایید کارخانه ذوب آهن بیاورید، کدام روحانی گفته نیاورید... بفرمایید طیاره‌سازی کنید، اتومبیل‌سازی کنید؛ آقا عرضه‌اش را ندارید!

👳🏿‍♂️دست خبیث استعمار نخواهد گذاشت که وزارت فرهنگ را دست ما بدهند؛ و الّا حق با ماست؛ فرهنگ باید ما باشیم. وزارت اوقاف می‌خواهید درست کنید، باید وزارت اوقاف از ما باشد، نه اینکه شما تعیین کنید. تعیین شما قبول نیست؛ شما ارزش ندارید که تعیین کنید؛ ما باید تعیین کنیم. بگذارید تعیین کنیم ما یک نفر را، یک آقایی را رئیس فرهنگش کنیم، یک نفر هم وزیر اوقافش بکنیم؛ اوقاف را، آن وقت ببینید که اینطوری که الآن دارد «لوطی‌خور» می‌شود نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسید. دست ما بدهید تا ببینید چه خواهد شد. آن وقت ببینید که ما با همین اوقاف این فقرا را غنی‌شان می‌کنیم؛ با همین اوقاف، با همین اوقاف، ما فقرا را غنی می‌کنیم. شما خاضع بشوید برای چند تا حکم اسلام، شما ما را اجازه بدهید که مالیات اسلامی را به آنطوری که اسلام با شمشیر می‌گرفت بگیریم از مردم، آن وقت ببینید که دیگر یک فقیر باقی می‌ماند؟ من برای شما راه هم می‌سازم؛ من برای شما کشتی هم می‌خرم. بگذارید. شما نخواهید گذاشت.

3️⃣ مرتضی مطهری، قبل از انقلاب


👳🏿‍♂️شگفت‌انگیز و دردآور است که حتی نوادرِ این قوم چون مطهری، خام‌اندیشانه گمان می‌کردند که برای مثال، «اگر دنیا در هر شبانه‌روز، نیم‌ساعت وقت در یک رادیو به ما بدهد، با منطق، کل دنیا را مسلمان می‌کنیم» و مآلا «یدخلون فی دین الله افواجا»؛ البته این ادعا علاوه بر توهم، بر تفرعن ایشان نیز دلالت دارد.

👳🏿‍♂️بعد از ۴۵ سال آزمونِ این حجم از ادعاهای گزاف و مالامال از توهمِ قریب به جنون و اسکیزوفرنی، آیا این انگل‌های نفرت‌انگیز، دست از جیب این مردمِ مستضعفِ به خاک سیاه کشیده‌شده، خواهند کشید؟ یا مردم و سرنوشت‌شان برای‌شان چیزی بیش از اسباب‌بازی و موضوع آزمایشِ مکرر باورهای خرافی‌شان (با توجیه و در پوششِ «آزمون‌های الله») نخواهد بود؟ نهیلیسم و جنون سادیستیکی که در آخوندها و قشرِ تئولوژیک‌اندیش جولان می‌دهد، با هیچ فرد و دسته‌ای در تاریخ قابلِ قیاس نیست.


#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
1️⃣ #سیامک_قاسمی

ابرفسادها و نقشِ سیاستِ تحریم‌طلب و انحصارمدار #حکومت_اسلامی

2️⃣ جمع همۀ این موارد میشه ۳ میلیارد دلار:

‏با حدود ۳ میلیارد دلار فساد در واردات چایی میشه چه کارهایی کرد؟

۱-خرید ۱۰ تا ایرباس ۳۱۹ روز
۲-خرید حدود۵ هزار تا تریلی بنز ۲۰۲۳
۳-خرید۱۵۰ کشتی کانتینری نو
۴-خرید ۱۲۰۰۰ تاکسی تویوتا کمری ۲۰۲۳ برای کل کشور
۵-خرید ۲۰ تا قطار با ۶ تا واگن
۶-خرید ۳۸۰۰ اتوبوس برقی درجه یک روز دنیا

3️⃣ روحِ الله چندین سال قبل از ۱۳۵۷

بگذارید تعیین کنیم ما یک نفر را وزیر اوقافش بکنیم؛ آن وقت ببینید که اینطوری که الآن دارد «لوطی‌خور» می‌شود، نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسید. دست ما بدهید تا ببینید چه خواهد شد. آن وقت ببینید که ما با همین اوقاف این فقرا را غنی‌شان می‌کنیم؛ با همین اوقاف، با همین اوقاف، ما فقرا را غنی می‌کنیم. شما خاضع بشوید برای چند تا حکم اسلام، شما ما را اجازه بدهید که مالیات اسلامی را به آنطوری که اسلام با شمشیر می‌گرفت بگیریم از مردم، آن وقت ببینید که دیگر یک فقیر باقی می‌ماند؟

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘غرب و اسلام میانه
— پیرامون بن‌بست اروپا در مواجهه با مهاجران مسلمان

✍🏻 #آرمین_لنگرودی

🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۳۰۰ واژه

#نقد_اسلام #روشنفکری_دینی #نقد_روشنفکران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘غرب و اسلام میانه
— پیرامون بن‌بست اروپا در مواجهه با مهاجران مسلمان
✂️ دو برش از متن
(۱/۲)
✍🏻 #آرمین_لنگرودی

🍂 نیاز اروپا به یک اسلام «صلح‌جو» به نظر آنقدر فوری است، که اختراع آن ناگزیر تبدیل به یک راه حل عملی شده‌است. در همین راستا نیز دستگاه‌های روابط عمومی رسمی بی‌عمل نمانده و برای نجات از غرق شدن، به هر جسم شناوری چنگ می‌یازند. اینگونه است، که در این بلبشو، افرادی چون پرفسور احمد نوفل[۴] در مصاحبه با روزنامه «فرانکفورتر آلگماینه تزایتونگ (فاز)»[۵] فرصت یافته تا در برابر جامعه لیبرال و از همه جا بی‌خبر اروپا، افکار خود را به عنوان «اسلام میانه‌رو» بفروش رسانند.

اجازه دهید که ما در اینجا برای خاتمه دادن به بحث «همزیستی مسالمت‌آمیز» اسلام و جایگاه زنان در این دین موضع اسلام را در این زمینه روشن نماییم:

اساساً از دیدگاه اسلام، وابستگان مذاهب دیگر (اینجا گفتگو در باره «اهل کتاب» مانند مسیحیان، زرتشتیان و یهودیان است و نه طرفداران مذاهب دیگر، که فاقد هر گونه حقوقی هستند) بعنوان «ذمی»، شهروندان درجه دوم بشمار می‌آیند، که اجازه دخالت در امور سیاسی، اجتماعی و داشتن برخی از مشاغل را نداشته و در حالت طبیعی محکوم به پرداخت «جزیه» می‌باشند. این مردم در یک رده بعد از بردگان قرار دارند. توجه داشته باشیم که برده‌داری در اسلام، مردود نیست و حتی در قوانین جزایی اسلامی، از «برده» نام برده می‌شود.

در رده چهارم پس از مسلمانان، بردگان و ذمی‌ها، زنان قرار دارند، چرا که مکان اجتماعی ذمی‌ها، از طریق گرویدن به اسلام و بردگان، از طریق خرید آزادی‌شان، می‌تواند بهتر شود، ولی مکان زنان بدلیل خلقت آنها بعنوان زن تغییرناپذیر می‌باشد.


نوفل دراینجا اراجیفی را ردیف می‌کند، که امروزه تمامی روحانیون مسلمان در مصاحبه با یک روزنامه «غربی» مطرح می‌کنند، گویی که آنها در اروپا با جماعتی احمق سر و کار دارند.

مسئله اصلی در مصاحبه با نوفل اما، شرایط سیاسی در کشورهای عربی است. او در این گفتگو از«حاکمان فاسد» بعنوان مشکل اصلی نام می‌برد. آنها را مسئول «فساد اقتصادی» و «بی‌عدالتی» می‌داند؛ چرا که آنها اجازه «انتخابات آزاد» را از عربها گرفته‌اند. این حاکمان «آیندۀ جوانان را از آنها ربوده» و آنها را به سوی «بربریت و هرج‌ومرج» سوق می‌دهند؛ امری که متعاقباً به «کشتن مردم بی‌گناه در آلمان» منجر می‌گردد!

اینکه یک «بحران داخلی بین حاکمان عرب و جوانان این کشورها» چگونه به «کشتن مردم در آلمان» و در بیشتر موارد، توسط جوانانی که خود در اروپا بدنیا آمده‌اند می‌انجامد، از همان مباحث «باد مقعد و شقیقه» است، که به آن خواهیم پرداخت.

او می‌گوید که این حاکمان، بجای مبارزه با «بنیادگرایان»، با اسلام «میانه» (وسطیه) می‌جنگند. این امر البته با آنچه که جهان از صدام‌ها، قذافی‌ها و مبارک‌ها می‌شناسد، ناخوانایی دارد. ما در اینجا باید این پرسش را مطرح کنیم، که نوفل اساساً از چه کسانی حرف می‌زند؟ این بازیگران سناریوی اسلامی کیستند؟ اصلاً این «اسلام میانه» چیست؟ و این «ما»یی که در تیتر مصاحبه از آن سخن می‌رود چه کسی است؟

آشنایی با تمامی بازیگران اجتماعی در سناریو اسلامی نوفل، امری کاملاً بی‌نتیجه است، چرا که در انتها، این «دیگران» هستند که مسئول تمامی نابسامانی‌های جهان اسلام می‌باشند.

این ادعا البته در نزد برخی از روشنفکران اروپایی نیز طرفداران خود را می‌یابد، که گویا جهان غرب، عامل تمامی بدبختی کشورهای اسلامی است. نوفل همچون سایر مسلمانان مؤمن هرگز نخواهد گفت که اسلام هم در این میان، یک نقش اساسی بازی می‌کند؛ اگرچه تیتر مصاحبه او یک چنین امیدی را به ما می‌داد. این «ما»ی تیتر مصاحبه، «ما»ی عرب و «ما»ی مسلمان نیست، بلکه «ما در اروپا» است! نتیجه منطقی این گفته آنست که، گناه کشتار بی‌گناهان در آلمان، به عهده خود آلمانی‌ها است!
در اینجا و با این منطق، دایره افکار نوفل خود را می‌بندد.

🍂 مشکل جهان اسلام نبود آزادی نیست، بلکه نبود فرهنگ دمکراسی است، که خود نتیجه مستقیم فرهنگ اسلامی است. در زیر یوغ اسلام «ژان ژاک روسوها» و «ولترها» هم توسط شاهان و هم توسط خمینی‌ها حلق‌آویز می‌گردند. آزادی انتخابات، برای اسلامگرایان تنها یک وسیله برای رسیدن به هدفشان است. همینکه این اشباح فراخوانده شوند، دیگر از دستشان رهایی نیست: نگاه کنید به حکومت اسلامی ایران! نگاه کنید به اردوغان در ترکیه! دلیل اصلی این فاجعه همان «اسلام» است:

در سنت اسلامی، دولت یک «سازمان منسجم‌کننده امت» است در زیر فرمان یک رهبر، امام و یا خلیفه و بر علیه جهان کفر (غیر مسلمان). «شراکت»، «مدنیّت» و «فردیّت» در جهان اسلام برابر است با «محاربه با خدا». در فقه اسلامی، شرع تنها قانون کامل و رسمی است، که موجب رستگاری می‌گردد. این قانون خداست، که تصحیح و تغییر آن از سوی هیچ‌کس و هیچ قانون ساختۀ دست بشر جایز نیست.

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘غرب و اسلام میانه
— پیرامون بن‌بست اروپا در مواجهه با مهاجران مسلمان
✂️ دو برش از متن
(۲/۲)
✍🏻 #آرمین_لنگرودی

براستی منظور اسلام از آزادی چیست؟ در یک جامعه اسلامی حق انتخاب رهبر، امام و یا خلیفه وجود ندارد. اینها مشروعیت خود را نه از جامعه، بلکه از دین و خدا می‌گیرند. در یک چنین سیستمی، تنها می‌توان با رهبر و یا خلیفه بیعت کرد! همچنان که همه این کار را با خامنه‌ای و یا البغدادی می‌کنند. در اسلام حتی آزادی انتخاب مذهب هم وجود ندارد. «لا اکراه فی‌الدین» تنها یک خطای مفهومی است: کافی است در این زمینه آیات ماقبل و مابعد آن نیز خوانده شوند. در این آیه سخن از آن نیست، که «در انتخاب دین اجباری نیست»، بلکه معنی آن این است، که «در تابعیت از دین شک راهی ندارد» (ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَا). این شک آنچیزی است، که مردم را مشرک می‌کند و جزای این کار همانا مرگ است! به همین ترتیب، ترکیب نام «اسلام» با واژه «جمهوری» است، که تنها مسخره کردن و سوءاستفاده از جمهوریت است. دلیل آنرا ما در ایران امروزی شاهد هستیم!

واژه «آزاد» در اسلام نه به معنی آزادی فردی و اجتماعی، بلکه به عنوان متضاد با «برده‌داری» آمده است. واقعیت این است، که برده‌داری هم در اسلام ممنوع نیست!
این همان چیزی‌ست که در کشورهای خلیج تحت نام «کنیزکان و کارگران خارجی» و یا در نقاط تحت نفوذ داعش، به شکل خرید و فروش اسرا مشاهده می‌کنیم.

محدودیت آزادی فردی مترادف است با تأمین «مصلحت اُمت اسلامی»؛ این مصلحت در مطابقت با آزادی‌های مدنی تعریف نمی‌شود؛ حتی تشخیص مصلحت اُمت اسلامی نیز در اختیار خود اُمت نیست، بلکه برعهده روحانیت و فقها است.


نوفل می‌گوید «عربستان سعودی اسلام سلفی خود را در مقابله با اسلام میانه ترویج کرده است». این گفته با توجه به اختلافات سیاسی اخیر بین عربستان و قطر نشان می‌دهد، که منظور او از «اسلام میانه» چیست: اسلام اخوان‌المسلمین، که از جانب قطر و ترکیه پشتیبانی می‌شود. برای همین هم او نمی‌خواهد در این مصاحبه از آن انتقاد کند. او در پاسخ به یک سئوال مشخص در این زمینه می‌گوید «اگر مردم این جنبش را انتخاب کنند، ما باید آنرا بپذیریم!». آیا پاسخی از این دمکراتیک‌تر شنیده‌اید؟

طرز تفکر نوفل و اعتقاد او بر وجود تنها یک اسلام، در ارتباط با موضع او در مقابل این پرسش که «آیا صلحی بین تشیع و تسنن برقرار خواهد شد؟» افشاگر این امر است که او به مسلمان بودن شیعیان اعتقادی ندارد. او در این باره می‌گوید: «ایران یک کشور پارسی است و این تنها یک سیاست است و ربطی به اسلام ندارد!». او در واکنش به همین سئوال (این بار به طریق دیگری جمله‌بندی شده: آیا تنش بین عربها و ایرانی‌ها قابل حل است؟) می‌گوید: «تنها زمانی که ما (سنی‌ها) به اندازه کافی نیرومند شویم!». اینکه چه منظوری در پس این جمله نهفته است را می‌توان از حاجی یحیی خلیل استاقوف شنید: «ایران یک کشور شیعه است. برای همین از نظر سیاسی برای عربستان کافی‌ست که بگوید که شیعیان کافرند. حال اگر ما تمامی مؤمنین غیرسنی را به یکجا کافر کنیم، که باید نابود گردند، طبیعتاً باید از شیعیان هم انتظار داشت که به این امر پاسخ دهند».[۱۲] در حالی که نوفل در این مصاحبه اصرار به نشان دادن انزجار خود از «تنفر در بین بشریت» را دارد، نمی‌تواند حتی تا پایان مصاحبه تنفر خود از شیعیان را مخفی کند!

برای نوفل «اسلام میانه» یک شعار تبلیغاتی است، که در حال حاضر در بین مجامع سیاسی و رسمی اروپا خریداران زیادی دارد. همزمان او از بن‌بست موجود در اروپا در مورد اسلام و مهاجران مسلمان، و اینکه همه جریانات رسمی بدنبال تفاوت گذاشتن بین اسلام و تروریسم هستند، اطلاع دارد. زمان برای او و به منظور تبلیغ عقایدش، بهتر از این نمی‌تواند باشد. اما آنچه که مشهود است، این است که او به اسلام و هسته خشونت‌مدار آن وفادار می‌ماند و هیچ آلترناتیوی در مقابل داعش ارائه نمی‌کند! و آنجا که او اقدام به خوب جلوه دادن اسلام می‌کند، فقط دروغ است که از دهان او جاری می‌گردد. تا زمانی که اروپا چشمان خود را بر واقعیات در باره اسلام ببندد، زمینه برای ظهور امثال نوفل همچنان مهیا است.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۳۰۰ واژه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin