نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جام‌های جانوری هخامنشی
@Naqdagin
🎧 تاریخچۀ جام‌های جانوری هخامنشی

🎙دکتر #شروین_وکیلی


#آینه_تاریخ #ایران #هنر

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا پیامبر اسلام وجودِ خارجی داشته‌است؟ (+)
— دروغ‌های اسلامی ۹

🍂 دانسته‌های مسلمانان از پیامبرشان، از کجا می‌آید؟ چه کسانی نخستین راویان داستان حیات محمد، از شکل‌گیری نطفه و بدو تولد تا ادعای پیامبری، مهاجرت به مدینه و مرگش بودند؟ پرسش‌هایی که کمتر مسلمانی به سراغ‌شان رفته‌است؛ چرا که دین‌بانان، چنان با جزئیات زیاد، به شرح ماجراهای زندگی محمد پرداخته‌اند که به‌نظر می‌رسد، از قولِ یکسری شاهدِ بسیار نزدیک به محمد روایت می‌کنند. در این ویدیو، به سراغ نویسندگان این روایت‌ها رفتیم تا ببینیم تا چه اندازه به محمدِ پیامبر نزدیک بوده‌اند؟


🗄پست مرتبط
📺
محمد هاجری، رهبری یهودی-نصرانی یا پیامبر دینی نو؟
📻 تاریخ اسلام زیر ذره‌بین با دکتر پروانه پورشریعتی و محسن بنائی
📻 چرا تاریخ‌پردازی عباسی؟
📻 نگاهی به قصص شرم‌آور تاریخ‌تراشی عباسی
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 ابن زبیر هویت‌تراش؛ بنیان‌گذار کعبه و دین نو
📺
کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺
«محمد» نام واقعی پیامبر اسلام نبود
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 «امّی» یعنی بی‌سواد؟
📕 شخصیت محمد و الگوی مانی پیامبر


#بازنگری #نقد_اسلام
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اره‌برقی در مجمع جهانی اقتصاد (+)
— سخنرانی خاویر میلی در مجمع جهانی اقتصاد

🍂 میلی در این سخنرانی از اهمیت «آزادی اقتصادی» سخن گفت و نظرش را دربارۀ سایر دیدگاه‌ها ارائه کرد و گفت هرگونه مداخله در بازار آزاد، باز کردن در به سوی سوسیالیسم و فقر است! او همچنین دربارۀ شکل‌های نوینِ «سوسیالیسم و نئومارکسیست‌ها» هشدار داد و گفت دیدگاه‌های آنان هم لاجرم به فقر منجر می‌شود.


#سیاست #نقد_چپ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘تمنای دوگانهٔ آزادی

✍🏻 #رضا_زمان

🍂 مهندس مهدی بازرگان، چونان دولت‌مردِ لیبرال که لیبرالیسم را «بابِ رحمت» تفسیر می‌کرد، هم در افکار و اندیشه‌ها و هم در عمل و سلوکِ خویش، بیش و پیش از هرچیز، در تمنای یک چیز بود: آزادیِ انسان.

🍂 بازرگان، سیاست و دیانتِ خود را بر گردِ آزادی می‌چرخاند و اجتماع و فرد را در گروی آزادی می‌خواست. او، نظراً و عملاً، ظاهراً و باطناً، مردی آزاد و آزادی‌خواه بود؛ هم سیاستِ آزاد می‌خواست، هم دیانتِ آزاد، هم آزادی عقیده و هم آزادی عمل.

🍂 بازرگان هر دو مفهوم دوگانهٔ آزادی‌‌خواهی را، در دو جهتِ منفی و مُثبت دنبال می‌کرد. و از آزادی‌خواهی، دو مقصد داشت: یکی استبدادستیزی، دوم دموکراسی‌خواهی. بازرگان، به‌راستی در امر آزادی، مردی لیبرال بود؛ آزادی‌خواهی او آزادی‌خواهی لیبرالیستی بود.

🍂 مهدی بازرگان، آزادی را به «آزاد شدن از اسارت» ترجمه می‌کرد، و این آزاد شدن از اسارت را به‌معنای «بیرون آوردن مردم از عبودیت و حاکمیتِ سلاطین»(م.آ ۲۵) می‌گرفت. این آزادی، احتراز از بندگی و بردگی‌ست، به تعبیر خود بازرگان، یعنی «یکدیگر را ارباب و سرور خود نگیریم؛ زیر بار استبداد و بندگیِ آدمیزاد نرویم»(م.آ ۶).

🍂 آزادی چونان رهایی از اسارت و استبداد، در تقریر بازرگان، «سرمایهٔ انسانیّت» است، و «اسبابِ رشد و سعادت» و «لازمهٔ حیثیت و ارزش»(همان). همان‌قدر که آزادی ضامن کرامت و شخصیتِ انسانی است، استبداد شخصیت‌شکن و کرامت‌ستان است.

🍂 مهندس بازرگان، در ابطالِ استبداد آورد «استبداد، هرگونه انسانیت را از تابعین خود سلب می‌کند...استبداد شخصیت‌کُش است...استبداد با محوِ شخصیت، نطفه‌های انسانیت را عقیم می‌سازد»(همان). او از آزادی منفی به استبدادگریزی رسید.

🍂 بازرگان، آزادی‌خواهی را در معنای دیگری هم به کار بست: آزادی به معنای «سپردنِ لگام بشر بر گردنِ خودِ بشر» هرچقدر که «بشر سرکش و نابینا» باشد(همان). به این معنا، انسانِ آزاد، آقابالاسر خود و صاحب‌اختیار خویش است، به تعبیر دینیِ خودِ بازرگان «خدا نخواسته است که انسان غیر از خودش «آقابالاسر» داشته باشد»(همان). آزادی از آقابالاسر به این معناست که انسان خودش «مسئول و مدیر خود» باشد(همان). بازرگان از همین مفهوم آزادی، مردم‌سالاری را نتیجه می‌گیرد، به معنای «مشارکت و حاکمیّتِ مردم» در امر سیاست و حکومت و دخالت و سهم در قدرت(م.آ ۲۴).

🍂 آزادی‌خواهی رو به سوی دموکراسی باز است. آزادیِ انسان، به معنای آزاد شدن از اسارت و به معنای آزاد بودن در لگام خویش به دست داشتن، ضرورتاً به دموکراسیِ آزادمنش (لیبرال)، مبتنی بر جمهوری، می‌رسد. تنها در یک نظم دموکراتیکِ لیبرال، ممکن و میسر است که افراد جامعه، از آزادیِ منفی و آزادی مُثبت برخوردار شوند. یعنی آزاد از بند باشند، و آزاد در صاحب خود بودن. این است که اندیشهٔ بازرگان، دفاع از دموکراسی است. به همین دلیل باور داشت که آزادی‌خواهی و استبدادگریزی دو روی یک سکه‌اند.


#سیاست
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سورپرایزِ شب انتخاب 😂


#نقدخند
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 معجزات علمی و عددی قرآن (۲)
— نقدی بر سخنان آخوند قرائتی

🎙#وریا_امیری


#نقد_قرآن #مغلطجات

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ بیست ترانۀ برتر هایده


#بوقت_آواز
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘آتشی در زمستان

✍🏻 #ف_امیرفرهنگ


➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘آتشی در زمستان

✍🏻 #ف_امیرفرهنگ

🍂 تغاری شکست و ماستی ریخت و دیوانگان به باغ ایران زدند و هرچه هزاردستان و بلبل را پرپر کردند و پراندند و کلاغانِ قیل‌و‌قال‌پرست، قُمریان باغ شدند و قورباغه‌ها ابوعطاخوان، به لطف #حکومت_اسلامی، آب‌شان سربالا رفت و رفت و رفت. مستی از می پرید و در قدح جز دُرد درد چیزی نماند.

🍂 تاریخِ اجتماعی به ما می‌گوید، دهۀ شصت که از منجنیقِ رسانه‌های حکومت اسلامی، جز سرودِ انقلابی و اذان و آهنگران و شجریان چیزی به گوش نمی‌بارید و هرچه بلندگوهای رژیم، این آخری را «دُردانۀ تاریخ آواز ایران» معرفی می‌کردند، ملت اما یک صدا را پناهِ سنگِ فتنه‌ها می‌دانستند؛ صدایی که چون استخوانی در گلوی کلاغانِ ردیف‌خوان، گیر کرده‌بود.

🍂 قیل‌و‌قال‌پرستان شریعت‌گرا اما، تاب همان یک صدا را هم نیاوردند؛ پس دست‌به‌کار شدند برای تخریبش؛ گاه او را به هویدا می‌بستند و گاه می‌گفتند با خواهرش، همۀ شهر را آباد کرده‌اند (که بر فرضِ درستی، مگر بقیه چه می‌کردند؟)؛ زنی که هم آواز بخواند و هم از مستی و می‌ بگوید، حکمش جز این چه خواهد بود؟

🍂 ایرانیان اما، هرگز به‌خاطر مسائل شرعی و دینی، هنرمندان‌ محبوب‌شان را کنار نگذاشته بودند و سده‌ها تبلیغ علیه می و مستی، موجب نشد حافظ را سر سفرۀ هفت‌سین نیاورند و دست‌ِ بالا برای نگهبانی از میراث‌شان، تفسیری عرفانی به تنگ‌شان می‌بستند؛ چنانکه زمانی عامۀ مردم، هایده را عارف می‌دانستند.

🍂 چاره‌ساز که نشد، به کمک چپ-اندر-قیچی‌ها، موسیقی فاخر را مقابل موسیقی مبتذل علم کردند. آنچه به گوش آن‌ها فاخر می‌آمد، مشتی روضه و زوزه و گریه و نوحه و دشتستانی بود. اگر هم گریه نبود، آنقدر جدی و خشک و فاضلانه و پادگانی بود که رقص و بشکن، چیزی جز ابتذال به حساب نمی‌آمد.

🔺همۀ این‌ها را بگذارید کنار این نکته که این صدا، صدای «یک زن» بود که در آن سرمای تاریخی، چون چراغی گرمابخشِ روح یک ملت بود.

🍂 محبوبیت روزافزونش پس از سه دهه از مرگش، نشان داد که در نهایت، «قال» را با هزار ترفندِ ایدئولوژیک، نمی‌توان زنده نگاه داشت و هنر، ماهیتا با «حال» است که نسبت دارد و نه قال! حال هرچه در پستو هم بماند، سرانجام عمر دوباره‌اش را خواهد یافت.


#هنر #نقد_فرهنگ #زنان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin