نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
هایده - آلبوم شانه‌هایت
@Naqdagin
🎧 آلبوم شانه‌هایت

🎙بانو #هایده


#بوقت_آواز
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘#اهل_غلو و تبارشناسیِ ادعای «زبانِ خدا»

✍🏻 #ب_بی‌نیاز (داریوش)

🍂 شیعهٔ دوازده امامی، از خرافی‌ترین مذاهبِ جهان است و سخنان غالیانۀ منتسب به امام محمد باقر (به «ام الکتاب» رجوع کنید) و امام جعفر صادق («کتاب الهفت الشریف» یا «الهفت و الأظله»)، چراغ راهنما و قطب‌نمای شیعیانِ دوازده امامی است. با خواندن این دو کتاب، می‌توان شیعۀ دوازده امامی را روی میز تشریح ایدئولوژیکی قرار داد و روح و روان آنها را «کالبد شکافی» کرد. ترجمۀ کتاب «الهفت الشریف» به پایان رسیده و بزودی آن را برای دوست و همکارم #محسن_بنائی می‌فرستم تا بر مبنای این دو کتاب، یک پیشگفتار روشنگرانه در این باره بر ترجمۀ این کتاب بنویسد.

🍂 کتاب «الهفت الشریف» در واقع مصاحبۀ مفضل جُعفی (مفضّل بن عمر) با امام جعفر صادق است.

🍂 چند جمله از کتاب «الهفت الشریف» تا خوانندگان بدانند که باورهای غالیانۀ شیعه دوازده امامی از کجا سرچشمه می‌گیرند و چرا حتا [برخی شیعیان] خود را از پیامبران و فرشتگان برتر می‌دانند؟ با خواندن این دو کتاب، می‌توان به‌گونه‌ای مستند، به درون‌مایۀ این حزبِ [شیعه] دوازده امامی پی برد [شیعه یعنی حزب، دسته و گروه. بارها در کتاب «الهفت» از شیعه نه به عنوان یک مذهب، بلکه به عنوان گروه و دسته نام برده شده‌است].

«ما امامان پرده‌های الله هستیم و براستی که الله از میان ما، رسولان خود را برای آفریدگانش برمی‌گزیند؛ البته تا زمانی که الله این را برای آفرینش خود لازم بداند. و اگر الله قصد کند که آفرینش خود را نابود سازد، آنگاه ما [امامان] را به سوی خود می‌برد و اگر الله شروع به آفرینش دیگر کند، ما نخستین رسولان هستیم که برای پاسداری از این آفرینش فرستاده می‌شویم».

.
«در میان بندگان الله، ما ائمه زبان او هستیم که با آن سخن می‌گوید و دست او در آفرینش او هستیم و ما چهرۀ الله هستیم که بخشش از آن اوست و ما در میان ستایشگران او باقی خواهیم ماند تا زمانی که الله این نیاز تشخیص دهد».

.
«زیرا هر گاه الله یک آفریده نوینی به بار آورد ما به سوی آن آفریده فرود می‌آئیم و آن را آموزش و پرورش می‌دهیم و اگر الله برنامه‌ای برای این آفریده داشته باشد آنگاه ما را به سوی خود فرامی‌خواند. آنگاه هر چه بخواهد انجام می‌دهد».

.
«ما امامان، برگزیدگان الله هستیم و هیچ چیز از دانش الله بر ما پوشیده نیست، چه در روی زمین، و چه در آسمان. ما دست و پهلوی [جنب/ور] الله هستیم، چهرۀ الله هستیم، چشمان الله هستیم و باورمند [مؤمن] به هر کجا که نگاه کند، ما را می‌بیند؛ اگر ما بخواهیم، الله نیز می‌خواهد و به کسی دیگر بجز مردم خودش چیزی نمی‌گوید».


🍂 وقتی کتاب «الهفت الشریف» نیز به اتمام رسید آن را به طور رایگان در اختیار خوانندگان علاقمند قرار خواهم داد.


#نقد_شیعه #نقد_کتاب #حکومت_اسلامی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📓معرفیِ کتابِ «ام الکتاب»

🖍 ویراستار: ولادیمیر ایوانف
🖋 #ترجمه: #ب_بی‌نیاز (داریوش)

🍂 این کتاب، حداکثر به زمان هارون‌الرشید برمی‌گردد، یعنی اواخر سدۀ دوم هجری. این کتاب یکی از منابع باقی‌‌ماندۀ جریان‌های گنوسیِ (عرفانی) میانرودان و ایران است که بعدها به #اهل_غلو شیعه (گزافه‌گویان) شهرت یافتند. بن‌‌مایۀ این کتاب، علیرغم‌ِ ذکر‌ نام‌های اسلامی چون محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین، گنوسی (عرفانی) است.

🍂 قدمت‌ جریان‌های گنوسی (عرفانی) بسیار طولانی‌تر از ادیان یکتاپرستی‌ است. جهان‌بینی‌ عرفانی، در مرتبۀ نخست بر «کیهان‌شناسی» استوار است و خدای آفریننده در ارتباط با «عناصر‌ کیهانی» توضیح داده می‌شود.

🍂 از این رو، بدون درک‌ «بودیسم» و همچنین «دستاوردهای علمی سومریان» در زمینۀ «کیهان‌شناسی»، فهمیدن‌ دستگاه‌ نظری عرفانی که بر میراث‌ سومریان و بودیسم استوار شده، ناممکن است. سومریان (۳۰۰۰ تا ۲۱۱۵ پیش از میلاد) که در بسیاری حوزه‌های تمدن، از جمله کیهان‌شناسی، کارآمد بودند، توانستند با اتکا به دانش خود، سال را به ۱۲ ماه یا ۳۶۰ روز، روز را به دو بخش‌ِ ۱۲ ساعته (شب و روز) تقسیم‌بندی کنند.

🍂 روش محاسبۀ سومری‌ها، در دستگاه‌ محاسباتی‌ شصتگان بود. نظام‌ شصتگانی یا دقیق‌تر گفته شود، عدد ۶۰، حاصل‌ ضرب‌ ۵ و ۱۲ است. همین دو عدد‌ ۵ و ۱۲، بعدها در جریا‌ن‌های گنوسی، به «اعداد مقدس» تبدیل شدند، ولی جالب این است که خود عدد ۱۲ نیز حاصل‌ جمع‌‌ دو عدد‌ اول‌ ۵ و ۷ است. عجیب نیست که گرایش‌های عرفانی، از عدد ۵، ۵ نور‌ الهی سازندۀ جهان را برداشت می‌کنند و جهان را به ۷ طبقه (آسمان) و زمان را به ۷ دور (Cycle time) تقسیم می‌کنند.

🍂 تقسیم کیهان به ۷ طبقه و ۷ دور‌ زمانی (Cycle) نیز یکی دیگر از کشفیات‌ سومریان بود. آنها نخستین کسانی بودند که کشف کردند خورشید در مرکز‌ منظومه شمسی قرار دارد و ۶ سیاره را کشف کرده بودند: سیاره‌ی تیر (Mercury)، ناهید (Venus)، زمین (Earth)، بهرام (Mars)، مشتری یا هرمز (Jupiter) و کیوان (Saturn) و این سیاره‌ها در کنار ماه یا قمری که دور زمین می‌چرخد، یک سامان‌ هفت‌گانه را تشکیل میدادند

🍂 جریان‌های عرفانی در ایران و میانرودان، یک ابتکار دیگر انجام دادند: عدد مقدس‌ ۷ را با عدد مقدس‌ ۱۲ جمع کردند و از آن عدد اول‌ ۱۹ را به دست آوردند. عدد‌ اول‌ ۱۹، عدد مقدس‌ در اسلام، یا بهتر است گفته شود «عرفان‌ اسلامی» است.

🍂 کسی که با قرآن آشنایی داشته باشد، می‌داند که نویسندگان‌ قرآن، تلاش کرده‌اند تا سوره‌ها و آیه‌‌های قرآن را به‌گونه ای با عدد ۱۹ تنظیم کنند. موردی که در بعضی از بخش‌های قرآن تظاهر می‌کند، ولی روی‌هم‌رفته، موفق نبوده‌است؛ برای نمونه، آغاز سوره‌‌های قرآن، همیشه با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز می‌شود که از ۱۹ حرف تشکیل شده‌‌است. موردی که در ام‌الکتاب مورد پرسش قرار می‌گیرد و "باقر‌العلم"، یعنی امام محمد باقر، که خود ظاهرن از گنوسی‌ها بوده، بدان پاسخ می‌دهد.

🍂 «ام‌الکتاب» تفسیر گنوسی از قرآن و جهان است. مانند مابقی‌ آثار گنوسی، در اینجا نیز ۲ خدا وجود دارد، خدای عالم بزرگ و خدای عالم‌ کوچک. در ام‌الکتاب‌، خدای خالق، "ملک‌ تعالی" نام دارد. همچنین جهان از ۵ نور الهی ساخته شده‌است که قالب‌های انسانی این ۵ نور، محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین‌ هستند.

🍂 اگرچه این ۵ تن، شخصیت‌های اسلامی هستند، ولی در «ام‌الکتاب»، اساسا به‌گونه‌ای نمادین معرفی می‌شوند. در کنار‌ این عناصر گنوسی، ما با «حلول روح» یا بهتر بگوئیم «حلول‌ روح‌القدس در امامان» - یا دقیقتر گفته شود «امامان‌ زمان»- روبرو هستیم؛ موردی که تحت تاثیر دین زروان (زروانیسم) ایرانی است که خالق‌ جهان را "زمان بی‌کران" یا "صاحب‌ِ زمان" (زروان) می‌داند. از سوی دیگر، مانند دیگر جریانات عرفانی، «دوآلیسم» (دوگانه گرایی/ ثنویت) مبنای حکمت‌ و جهان بینی آنها را تشکیل می‌دهد: ماده در برابر روح، نور در برابر ظلمت، جسم در برابر روح و ...

📖 تعداد صفحات: ۱۳۸

⬅️ دانلود کتاب (اینجا)


#بازاندیشی #نقد_کتاب #نقد_شیعه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
ام‌‌‌الکتاب. @Naqdagin.pdf
1.3 MB
📓ام الکتاب

🖍 ویراستار: ولادیمیر ایوانف
🖋 #ترجمه: #ب_بی‌نیاز (داریوش)

🍂 این کتاب، حداکثر به زمان هارون‌الرشید برمی‌گردد، یعنی اواخر سدۀ دوم هجری. این کتاب یکی از منابع باقی‌‌ماندۀ جریان‌های گنوسیِ (عرفانی) میانرودان و ایران است که بعدها به #اهل_غلو شیعه (گزافه‌گویان) شهرت یافتند. بن‌‌مایۀ این کتاب، علیرغم‌ِ ذکر‌ نام‌های اسلامی چون محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین، گنوسی (عرفانی) است.

🍂 قدمت‌ جریان‌های گنوسی (عرفانی) بسیار طولانی‌تر از ادیان یکتاپرستی‌ است. جهان‌بینی‌ عرفانی، در مرتبۀ نخست بر «کیهان‌شناسی» استوار است و خدای آفریننده در ارتباط با «عناصر‌ کیهانی» توضیح داده می‌شود.

📖 تعداد صفحات: ۱۳۸

⬅️ ادامۀ معرفی #کتاب (اینجا)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 نورِ ازلیِ علی یا انسان-خداییِ تشیع

🔸دکتر #محمدعلی_امیرمعزی دربارۀ الله و نورِ علی در نگاهِ شیعه سخن می‌گوید

🔸ایمان و فراروی از اسلام در شیعه، یعنی پذیرشِ قلبی و عملیِ تعالیم ائمۀ شیعه و شناخت علی و امامان به‌مثابه نورِ یگانه با الله

🔸نور طبق قرآن، خودِ خداوند است (نه اینکه الله مثل نور باشد، الله خودِ نور است) و در نگاهِ تشیعِ غالی، علی همان نورِ الله است:
هر کس که مرا به نورانیت بشناسد، الله را شناخته و هر کس که الله را بشناسد، من را بعنوان نور می‌شناسد.



#اهل_غلو #نقد_شیعه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
دین علی
@Naqdagin
🎧 دینِ علی؛ گذرگاهِ عرفانِ باستان به عرفان اسلامی

🎙دکتر #محمدعلی_امیرمعزی

❓چرا علی اینقدر مهم است و مرکز ثقل تاریخ اسلام؟

🔸مهمترین رسالت محمد، اعلام «آخرالزمان» در زمانی بس نزدیک بود

🔸برخلاف پروپاگاندای تاریخ‌تراشی عباسی دربارۀ جاهلیت قبل اسلام، قرن‌ها در عربستان، بت‌پرستی‌ای وجود نداشته و هدف محمد متعلق به فرهنگی بایبلی (یهودی-مسیحی) بوده‌، مبنی بر اینکه آخرالزمان و بازگشت مسیح موعود را اعلام کند

🔸علی یگانگی‌اش را با مسیح اعلام می‌کند و محمد می‌گوید:
اگر باک نداشتم که مؤمنان درباره‌ات همان را بگویند که دربارۀ مسیح گفتند، مؤمنان خاک پایت را برای برکت می‌ربودند


🔸عبدالملک مروان بنیان‌گذار «دین امپراتوری»

🔸والله نباء عظیم منم؛ منم سرّ الاسرار؛ منم چشم و صورت خدا؛ منم دست خدا؛ منم شاهد و مشهود؛ منم خالق و مخلوق؛ منم الرحمان و الرحیم


🗄پست مرتبط
📺 پیرامون نسبت شیعه و اهل غلو
📺 نور ازلی علی یا انسان-خداییِ تشیع
📻 مطالعاتی نو دربارۀ ریشه‌های قرآن-اسلام
📻 جنبه‌های باطنی اسلام شیعی
📻 بتان سیره مقابل شرک در قرآن
📓 «افسانۀ اسکندر» در قرآن (معنای "قیامت نزدیک"؟)

.


#بازنگری #نقد_شیعه #اهل_غلو

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘خطبۀ نورانیة؛ شیعه یا #اهل_غلو
(۱/۲)

🍂 در آغاز، #ترجمه کل «خطبۀ نورانیة» آورده شده و در پایان، نظر سایتی اسلامی دربارۀ سندیت این خطبه.

📍خطبۀ نورانیة

🍂 هرکس ظاهر او در ولایت من بیشتر از باطنش باشد، کفۀ ترازویش سبک خواهد بود.

🍂 ای سلمان! ایمان مؤمن کامل نمی‌شود مگر آنکه مرا به نورانیت بشناسد و وقتی مرا به آن شناخت، او مؤمنی است که خداوند قلبش را به ایمان امتحان کرده‌است و سینه‌اش برای اسلام وسعت داده و در دین خود عارف و صاحب بصیرت شده‌است. و هر کس از این معرفت کوتاهی کند، دچار شک و تردید است.

🍂 ای سلمان و ای جندب (ابوذر)، معرفت من با نورانیت معرفت خداوند است و معرفت خداوند معرفت من است و این همان دین خالص است که خداوند در سخن خود می‌گوید: «و ما أُمرِوُا إِلا لَّیِعَبْدُوُا اللهَّ مَُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ حنُفَاءَ و یَقُیموُا الصلَّاةَ و یَُؤتْوُا الزکَّاةَ و ذَلکِ دَینُ القْیَمِّۀ» [در این آیه] «الا لیعبدوا الله مخلصین» همان اخلاص است، و «حنُفَاء» همان اعتراف به نبوت محمد (ص) است که همان دین حنیف است و «و یَقُیموُا الصلَّاةَ» همان ولایت من است؛ پس هرکس ولایت مرا بپذیرد، نماز را اقامه کرده‌است و البته این سخت و دشوار است.

🍂 ای سلمان و ای جندب! مؤمن امتحان‌شده کسی‌ست که چیزی از امر ما بر او وارد نشود، مگر آنکه خداوند سینۀ او را برای پذیرش آن وسعت دهد و در آن شک و تردید نکند، اما کسی که بگوید «چرا و چگونه؟» در این صورت او کافر شده‌است؛ پس تسلیم امر خداوند باشید که ما «امر خداوند» هستیم!

🍂 ای سلمان و ای جندب! خداوند مرا امانت‌دار خودش در بین مخلوقات و خلیفۀ خودش در بین زمین و شهرها و بندگانش قرار داده‌است و چیزی به من عطا کرده است که توصیف‌کنندگان نمی‌توانند آن را توصیف کنند و عارفان نمی‌توانند به آن معرفت پیدا کنند؛ پس وقتی شما با این صفت مرا بشناسید، مؤمن خواهید بود.

🍂 ای سلمان! خداوند متعال می‌گوید: «وَ اسْتَعینوُا بِالصَّبْرِ وَ الصلَّاةِ» پس صبر محمد است و نماز ولایت من است. لذا گفت «و إَِنهَّا لَکَبیرَة» (آن بسیار بزرگ است) و و نگفت «و انهما» (و آن دو)، و در ادامه آیه می فرماید، «الا علی الخاشعین» (مگر بر خاشعان)؛ پس اهل ولایت مرا استثناء کرد؛ همان کسانی که با نور هدایت من دارای بصیرت هستند.

🍂 ای سلمان! ما اسرار خداوند هستیم که نمی‌توان آن را پنهان کرد و نور او هستیم که نمی‌توان آن را خاموش کرد و نعمت او هستیم که جزا داده نمی‌شود.... اول ما محمد وسط ما محمد و آخر ما محمد است؛ پس هرکس ما را بشناسد دین استوار خود را کامل کرده‌است.

🍂 ای سلمان و ای جندب! من و محمد یک نور بودیم که قبل از همه تسبیح می‌گفتیم و قبل از مخلوقات اشراق داشتیم و خداوند آن نور را به ۲ قسمت تقسیم کرد: یک نصف آن پیامبر برگزیده و نصف دیگر وصی مورد رضایت . و خداوند عزوجل به آن نصف فرمود، محمد باش! و به نصف دیگر فرمود، علی باش! و به همین خاطر پیامبر (ص) فرمود: من از علی هستم و علی از من است و کسی نمی‌تواند چیزی را از طرف من بیان کند، مگر خودم یا علی!

🍂 ای سلمان و ای جندب! محمد «صامت» بود و من «ناطق»؛ و باید در هر زمان، یک نفر صامت باشد و دیگری ناطق؛ پس محمد صاحب جمع است و من صاحب نشر هستم؛ محمد انذار‌کننده است و من هدایت‌کننده؛ محمد صاحب حوض است و من صاحب لواء؛ محمد صاحب کلیدهاست و من صاحب بهشت و جهنم؛ محمد صاحب وحی است و من صاحب الهام؛ محمد صاحب دلالت‌هاست و من صاحب معجزات؛ محمد خاتم پیامبران است و من خاتم اوصیاء؛ محمد صاحب دعوت است و من صاحب شمشیر و سطوت؛ محمد پیامبر کریم است و من صراط مستقیم؛ محمد رئوف است و من «علی عظیم».

🍂 ای سلمان! خداوند سبحان می فرماید «یلُْقیِ الروُّح مَنِ أَْمْرِهِ عَلى منَ یْشَاء مُنِ عْبِادهِ»، و این روح را به کسی نمی‌دهند مگر آنکه امر و تقدیر را به او تفویض کرده باشند.

🍂 من مردگان را زنده می‌کنم و می‌دانم در آسمان‌ها و زمین چیست؛ من کتاب مبین هستم. ای سلمان! محمد اقامه‌کنندۀ حجت است و من حجت حق بر مخلوقات و با آن روح بود که او به آسمان به معراج رفت.

🍂 من نوح را در کشتی حمل کردم؛ من در کنار یونس در شکم نهنگ بودم؛ من بودم که موسی را از دریا عبور دادم و ملت‌های اولین را نابود کردم؛ من علم پیامبران و اوصیاء و علم فصل الخطاب را در اختیار دارم و نبوت محمد با من کامل و تمام شد؛ من نهرها و دریاها را جاری کردم؛ من چشمه‌های زمین را جوشاندم من دنیا را بر صورتش واژگون کردم.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘خطبۀ نورانیة؛ شیعه یا #اهل_غلو
(۲/۲)

🍂 منم عذاب روز سایه؛ منم خضر معلم موسی؛ من معلم داود و سلیمان؛ منم ذوالقرنین که به اذن پروردگارم الله عزوجل، سقف دنیا را برپا داشتم و زمین را گستراندم؛ منم که از مکانِ دور ندا شدم؛ من دابۀ الارض هستم؛ من آن‌گونه‌ام که پیامبر (ص) به من فرمود: «تو ای علی! صاحب دو قرن و هر دو طرف بهشت هستی و دنیا و آخرت از آن توست».

🍂 ای سلمان! مردۀ ما نمرده‌است و مقتول ما به قتل نرسیده‌است و غایب ما چون غیبت کند، غایب نشده‌است. ما نزاده و نه از شکم ها زائیده شده‌ایم و احدی از مردم با ما مقایسه نمی‌شود.

🍂 من بودم که با زبان عیسی در گهواره سخن گفتم؛ من نوح و ابراهیم هستم؛ من صاحب ناقه هستم؛ من صاحب «راجفه»ام (لرزش اول قیامت)؛ من صاحب زلزله‌ام؛ من لوح محفوظم و همۀ علوم موجود در آن به من ختم می‌شود؛ منم آنکه در چهره‌ها هرگونه که بخواهم منقلب می‌شوم و هرکس آنها را ببیند، مرا دیده‌است و هرکس مرا ببیند، آنها را دیده‌است؛ ما در حقیقت نور خداوند هستیم که زائل نمی‌شود و تغییر نمی‌کند.

🍂 ای سلمان! همۀ افرادی که مبعوث شدند، با ما به این شرافت رسیدند؛ پس ما را خدایان نخوانید و هرچه خواستید در فضائل ما بگویید؛ که دربارۀ ما هلاك شد آن کس که هلاك شد و به‌خاطر ما نجات یافت آن کس که نجات یافت.

🍂 ای سلمان! هرکس به آنچه گفتم و شرح دادم ایمان بیاورد، مؤمنی‌ست که خداوند قلبش را به ایمان امتحان کرده‌است و از او راضی شده‌است و هرکس شک کند و تردید داشته باشد، «ناصبی» است و اگر ادعای ولایت مرا داشته باشد دروغ‌گو است.

🍂 ای سلمان! من و هدایت‌کنندگان از اهل بیتم، اسرار محرمانۀ خداوند و اولیاء مقرب او هستیم. همۀ ما یکی هستیم و اسرار ما یکی‌ست؛ پس در بین ما جدایی نیندازید که هلاك می‌شوید؛ چراکه ما در هر زمان به آن شکل که خدای رحمن اراده کند، ظاهر می‌شویم؛ پس وای و وای بر کسی که انکار کند، آنچه را گفتم و انکار نمی‌کند، مگر اهل نادانی و کسی که قلب و گوشش قفل شده‌است و بر چشمش پرده‌ای انداخته شده‌است.

🍂 ای سلمان! من پدر هر مرد و زن مؤمنی هستم، ای سلمان! منم «طامهّ کبري» (حادثۀ بزرگ)؛ منم «آزفه» (وقت نزدیک)؛ منم «حاقۀّ»؛ منم «قارعه»؛ منم «غاشیۀ»؛ منم «صاخۀّ»؛ منم رنج نازل شده.

🍂 ما آیات و دلالات و حجاب‌ها و وجه خداوند هستیم. من اسمم بر عرش نوشته شد و استقرار یافت، و بر آسمان‌ها نوشته شد و آنها برپا شدند، و بر زمین نوشته شد و زمین مسطح شد، و بر باد نوشته شد و باد جریان یافت، و بر برق نوشته شد و با آن تابش پیدا کرد، و بر دره‌ها نوشته شد و سیل جاری شد، و بر نور نوشته شد، پس ساطع گردید، و بر ابرها نوشته شد و باران بارید، و بر رعد نوشته شد و خشوع پیدا کرد، و بر شب نوشته شد و تاریک و سیاه شد، و بر روز نوشته شد و روشن و سفید شد.
—————
[به نقل از سایت اسلام‌کوئست (اینجا)]

پرسش
حدیث مقام نورانیت در کجا آمده است و آیا از لحاظ سندی صحیح است؟

پاسخ اجمالی

حدیث مقام نورانیت، روایتی طولانی است که علامه مجلسی در بحار الانوار به نقل از «کتاب عتیق» آورده است.[۱] نویسنده «کتاب عتیق» یا «کتاب کهن»، أبو الحسین یا أبو جعفر محمد بن هارون بن موسى تَلَّعُکْبَری از حدیث‌شناسان قدیمی شیعه می‌باشد که مورد قبول علمای رجال و حدیث است، چنان‌که از این کتاب دعاها و روایاتی نقل می‌کنند.[۲]

به هر حال؛ چون حدیث مقام نورانیت در این کتاب آمده‌است، می‌توان با این نگاه آن‌را از جهت سندی مورد پذیرش قرار داد.
ولی به هر حال، مناسب است که در محتوای آن دقّت و تأمّل شود که بیشتر محتوای آن به سادگی قابل پذیرش بوده، ولی برخی فرازهای آن، نیاز به توضیح و تبیین بیشتری دارد که نمی‌توان در قالب یک پاسخ به تمام آنها پرداخت.

صرف نظر از این روایت، در روایتی مفضل بن عمر درباره مقام نورانیت امیر مؤمنان علی(ع) از امام صادق(ع) می‌پرسد:
ای فرزند رسول خدا! از نورانیت امیر مؤمنان(ع) به من خبر دهید، حضرت صادق(ع) فرمود: «بله چنین است. شناخت او به شناخت خداوند متعال است و شناخت خداوند به شناخت او میسّر می‌شود».[3]


———
[۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 26، ص 1، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.
[۲]. ر. ک: «بررسی سند و متن دعای عهد»، 33408؛ «کامل‌ترین دعا از نگاه امام علی(ع)»، 48722.
[۳]. علوی، محمد بن علی بن الحسین، المناقب، محقق، موسوی بروجردی، حسین، ص 67 و 132، قم، دلیل ما، چاپ اول، 1428ق؛ ر. ک: «معرفت خدا و معرفت امام»، 26963؛ «تقدم معرفت خدا بر معرفت رسول الله(ص)»، 21026؛ «اثر پذیرش یا انکار نبوّت پیامبران و امامت ائمه اطهار(ع)»، 37512.

#نقد_شیعه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ولایت مطلقۀ فقیه در ترازوی علی

✍🏻#علیرضاموثق


➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ولایتِ مطلقۀ فقیه در ترازوی علی

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 در این متن، از برخی مناقشاتِ جدیِ طرح‌شده در نفسِ وجود تاریخیِ علی بن ابی طالب و غلبۀ وجوهِ اسطوره‌ای شخصیتی که از او، بنا بر برخی اغراضِ خاص به ما عرضه کرده‌اند، یا میزان صحت و سقم انتساب برخی سخنان (از جمله نهج‌ البلاغه) به او و همچنین، نقدهای اساسیِ قابل طرح بر افکار و گفتار و کردار و کارنامۀ سیاسی او، می‌گذرم و می‌کوشم از منظر درون‌دینی، به یک مقایسۀ اجمالی بپردازم.

🍂 از علی بن ابی طالب نقل است که:
أعدَلُ النّاسِ مَن أنصَفَ عَن قُوَّةٍ؛ عادل‌ترینِ مردم کسی‌ست که با داشتنِ قدرت، عدالت بورزد.


🍂 اگر روشنفکری چون مرحوم داریوش شایگان، با وجودِ عدمِ مداخله و مشارکت در قدرت سیاسی و فسادها و مظالمِ حاصل از آن، با شجاعت و صداقتِ اخلاقی، به گند زدنِ روشنفکران هم‌نسلش، در سبب‌سازیِ انقلاب بهمن ۵۷ اذعان کرده‌‌است، بی‌شک قبیلۀ آخوندها که از عواملِ اصلی فجایع و گندهای عدیدۀ این ۴۵ ساله بوده‌اند، با معیار قرار دادنِ این سخنِ منسوب به علی بن ابی طالب، در زمینۀ عدالت و اخلاقِ عملی، مردودِ مطلق محسوب می‌شوند و از مسببانِ اصلیِ دین‌گریزیِ غیرقابل احصایِ نسل‌های پس از انقلاب و رسوا شدنِ اسلام و تشیعِ موردِ وعظ‌ و تبلیغ‌شان در طی سده‌ها، در کمتر از نیم‌قرن در قدرت بودن.

🍂 اما در جهانِ مدرن، که دولتِ مدرن و تفکیکِ قوا و مطبوعات آزاد (به‌مثابه چشم‌های دموکراسی) از دستاوردهای آن است، حکمت و هنرِ اساسی در طراحیِ سیستمی‌ست که اجازه ندهد که ظالمان حاکم شوند و نیز بدترین انسان در این سیستم، حتی اگر خواست، عملا نتواند بی‌عدالتی کند؛ ولو در رأسِ هرمِ قدرت باشد.

🍂 علی بن ابی طالب وفقِ اعتقاد شیعیان، مظهر عدالت است و عدالت، مفهومی با حیثیت تاریخی‌ست و در ظرف عدل و عقل زمانۀ ما، بر خلاف دوران محمد بن عبدالله و علی بن ابی طالب، برده‌داری و کنیزداری و ازدواج با دختر بچۀ ۹ ساله و قطع دست و پا و قتل مرتد و امثالهم، عادلانه نیست و رعایت حقوق بشر و دموکراسی، عادلانه است.

🍂 علی بن ابی طالب اگر عادل بود، یعنی در کانتکست و در ظرفِ عدل و عقلِ زمانۀ خودش عادل بود و معنیِ تبعیت از او، این است که پیروان او باید در کانتکست و در ظرفِ عدل و عقلِ زمانۀ ما عادل باشند و لذا، باید به اقتضای عدالت، به حقوق بشر و دموکراسی ملتزم باشند.

🍂 وقتی غالبِ مردم، علی بن ابی طالب را نخواستند، به‌سهولت و بدونِ ایجادِ کمترین تنش و نزاع و جنگ و و خون‌ریزی، رفت به خانه‌اش و غصبِ قدرت سیاسی و قتل و غارت و سرکوب و ترورِ مخالفان را وظیفۀ الهی خود ندانست، بلکه کمالِ حسنِ همکاری و مشورت‌دهی و دلسوزی را در تعاملاتش با خلفا نشان داد؛ یعنی مفهوم عدالت حتی در کانتکستِ ۱۴۰۰ سال قبل نیز چنین نوعی از مواجهه‌ را اقتضاء می‌کرد.

🍂 جمهوری اسلامی به‌خاطر بن‌بست‌های ساختاریِ حاصل از قانون اساسی‌‌ِ سرشار از پارادوکسش، تن به حقوق بشر و دموکراسیِ تمام‌عیار و انتخابات آزاد و منصفانه با امکانِ حضورِ فعالِ مخالفان و شخصیت‌های مستقل نمی‌دهد. وفقِ قوانینِ این رژیم سیاسی، لامذهب‌ها (ولو معتقد به خدا، یعنی افرادی نظیر آلبرت اینشتین) یا باورمندان به ادیانی غیر اسلام، حتی مسلمینِ غیر شیعه، و حتی شیعیانِ مخالفِ تئوری ولایت مطلقۀ فقیه (با وجودِ شاذ بودن ایدۀ ولایت مطلقۀ فقیه نزد فقهای شیعه)، یا حتی مخالفان و منتقدان مصداقِ کنونیِ ولایت فقیه، نمی‌توانند وارد قدرت سیاسی شوند، بلکه اکثرا حتی امکان استخدام در ادارات دولتی و مناصب علمیِ موجود در آموزش و پرورش و آموزش عالی را نیز ندارند. این امر یعنی که اکثریتِ شایستگان و نخبگان و سرمایه‌های انسانیِ یک ملت، در این نظامِ گزینشِ عقیدتی-سیاسیِ داعشی و فاشیستی، حذف می‌شوند و عملا به سوی مهاجرت (یا بهتر است بگوییم فرار) به آمریکا و اروپا سوق داده‌ می‌شوند و پخمگان و چاپلوسان و مزورانی حقیر، به مناصب خُرد و کلانِ سیاسی و مراکز تصمیم‌سازی‌ِ راهبردی می‌رسند. سیر نزولیِ حاکم بر سواد و شعورِ رؤسای جمهور و سیاستمداران در عمرِ نیم‌قرنۀ جمهوری اسلامی، خود مؤیدی بر این امر است؛ سید ابراهیم رئیسی در این زمینه، یک نمونۀ بارز و برجسته است؛ کسی که شخصیتِ وارسته‌ای چون مصطفی ملکیان در مصاحبۀ اخیرش دربارۀ او چنین گفته‌است:
من فکر می‌کنم در کشور ما بیش از ۷۰ میلیون نفر داناتر از ابراهیم رئیسی هستند. در اسلام کسی که می‌داند داناتر از او برای پستی وجود دارد و پست را قبول کند، لعنت شده‌است! برای کسانی که به او رای دادند، متاسفم؛ چون درنظر نگرفتند که یک ملتی با ریاست جمهوری او نابود خواهند شد.


🍂 باری، جمهوری اسلامی و ولایت مطلقۀ فقیه، ذاتا با علی بن ابی طالب و عدالت در موضعِ تضاد و تناقضِ اساسی قرار دارد؛ چراکه بسطِ حقوق بشر و دموکراسی، با بنیان و بقای آن در تضاد است.


#حکومت_اسلامی #نقد_شیعه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پیکر خستۀ لنین را دفن کنید!
(۱/۲)
✍🏻 #خالد_رسول‌پور

🍂 هر سال، چند روز مانده به سالگرد مرگ «ولادیمیر ایلیچ لنین» (رهبر انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه) مومیایی او را به حمام می‌برند تا برای نمایش‌های مکرر حماقت و فریب (که امسال صدمین سالشان را جشن‌ می‌گیرند!) آماده باشد.

🍂 در این سال‌ها چه بسیار که در این باب نوشته‌اند و چه میلیون‌ها که آن وجود سلیمانی را (که این‌بار حتّی موریانه‌ها هم نتوانستند عصایش را بجوند) زیارت کرده‌اند. «لئون تروتسکی» (رهبر دوم انقلاب اکتبر ۱۹۱۷) بعدها در تبعید و در مصاحبه‌ای گفته‌بود که:
«... از همان ابتدا مخالف مصمم مومیایی، آرامگاه، و باقی قضایا بودم، در کنار کروپسکایا، بیوۀ لنین. شکی نیست که اگر لنین در بستر بیماری، یک لحظه تصور می‌کرد که با پیکرش چون یک «فرعون» رفتار خواهد شد، پیشاپیش حزب را مورد غضب قرار می‌داد. من این ایراد را بحث اصلی خود قرار دادم. از جسم لنین نباید در برابر روح لنین استفاده شود...»

و بعدتر ادامه داده بود که:
«... ساختن مقبره به دنبال هدفی سیاسی شکل گرفت: تقویت قدرت مریدان برای همیشه، از رهگذر اقتدار مرشد».


🍂 کمونیسم عقب‌مانده‌ی روسی (مانند هر «دین» دیگری) برای برپا ماندن و اجراء شدن، نیازمند یک «خدا» بود تا مقدس دانسته و پرستیده شود، تا با استناد به «دستورات» او، بتوان هرگونه اندیشه‌ی دیگر و حتی هرگونه پرسش بیرون از چارچوبِ قدرت را، طرد و سرکوب کرد.

🍂 کمونیسم روسی «خدای آسمانی» جامعه‌ی عقب‌مانده‌ی روس‌ را از آن‌ گرفته بود؛ پس باید جای خالی او را با یک «خدای زمینی» پر می‌کرد. مومیایی‌کردن جنازه‌ی «لنین» به همین قصد و نیّت بود. همان‌طور که از تروتسکی نقل شد، همسر لنین (نادژدا کروپسکایا) با شناخت عمیقی که از لنین داشت مخالف این فریب بزرگ بود.

🍂 جالب اینکه از همان سال‌ها (با تایید ضمنی استالینیست‌ها) در خانه‌های روس‌ها، به‌جای محراب‌های متداول قدّیسین مسیحی، «محراب‌های سرخ» با تمثال لنین بر پا شد، و لنین عملاً همچون یک خدای آسمانی پرستیده شد.

🍂 در طول سال‌های بعد از مرگ لنین، رفته‌رفته، هر آن‌چه او نوشته‌ و گفته‌بود، هم‌چون کلام «خدا» و سنّت «پیامبر»ش، مقدّس دانسته شد، و همان‌ها که زمانی مشاجراتی سخت با لنین داشتند و حتی در دوره‌هایی او را منحرف، تندرو و خائن دانسته‌بودند، و حتی در دوران بعد از انقلاب نیز گاه با او سرسختانه مخالفت کرده ‌بودند، ناگهان دریافتند که خدایی که استالین برای‌شان ساخته و پرداخته، همیشه و هر زمان بر حقّ‌ بوده و آنچه گفته و نوشته، فارغ از مرزهای زمان و تاریخ، تا ابد، بر حقّ خواهدبود: این‌ها شامل گل‌های سرسبد بلشویسم روسی بودند که بعدها دقیقاً با استناد به همین خداگونگی لنین نابودشدند!

🍂 امّا خود نابودکننده‌ی بزرگ (یعنی استالین کبیر) نیز از آن‌ها بود. او نیز بارها با لنین مشاجره کرده‌بود، تا جایی که لنین چند هفته پیش از فلج کامل و سکوت یکساله‌ی پیش از مرگش، همه‌ی روابط شخصی‌اش را با او قطع کرده و در دو نامه به کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست، خواهان برکناری او شده‌بود! پس نفس مشاجره‌های پیشین با لنین، یا پیروی‌نکردن از وصایای لنین نبود که نابودی رفقای لنین را فراهم ساخت، وگرنه خود استالین نخستین کسی می‌بود که به همین جرم باید نابود می‌شد!

🍂 در واقع آن‌چه اتفاق افتاد، تبدیل نوشته‌های لنین به مجموعه‌ای از دُگم‌ها بود، با هدف ایجاد جامعه‌ای یک‌دست، یک‌رنگ، مطیع، همیشه‌موافق و مقلّد؛ پس، نفس گفته‌های لنین اصلاً اهمیتی نداشت، چرا که خود لنین از بزرگترین مخالفانِ خودش بود، و در طول بیست‌وچند سال زندگی و مبارزه‌ی تئوریک و سیاسی، بارها در داشته‌ها و دانسته‌های خویش تجدید نظر کرده‌بود، و البته اگر غیر از این بود، آن رهبر یکّه‌ی باهوش همه‌ی اعصار نمی‌بود. لنین همواره آماده‌ی اصلاح نظرات خویش بود و ضمن آن‌که بهترین دوستان و رفقایش را به خاطر اختلاف عقیده و نظر از دست می‌داد، همواره آماده بود که دیرینه‌ترین مخالفانش را، به خاطر درست دانستن نظرات قدیم یا جدیدشان در آغوش بکشد.

🍂 آن‌چه در این میان، برای این متن مهم است، همین است: ساختن خدا از یک انسان یا یک اندیشه، با هدف سلطه بر دیگران. همه‌ی کشتارها و جنایت‌های بزرگ بشر، با نام یا جانشین نام یک «خدا» صورت گرفته‌است. این «خدا» گاه یک انسان است مانند لنین، گاه یک اندیشه است مانند ناسیونالیسم یا برتری نژادی، گاه یک چیز دوست‌داشتنی‌ است مانند وطن، گاه یک آرمان مقدّس است مانند برابری یا آزادی، و البته اغلب، همان خود «خدا» است؛ مانند وقتی که ساکنان منزوی و بدوی شبه جزیره‌ی حجاز، خاورمیانه را به نام خدا و دینش به خاک و خون کشیدند.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پیکر خستۀ لنین را دفن کنید!
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسول‌پور

🍂 «مانس اشپربر» (کمونیست پیشین و مبارز همیشگی و دانشمند اتریشی) در کتابش ( تحلیل استبداد) می‌نویسد:
«هر آرمان و عقیده‌ای که سعی کند انسان خاصی را «مافوق انسان» نشان دهد، اسلحه‌ی خود را بر ضدّ همه‌ی بشریت هدف‌گیری نموده‌است... و یک رهبر هر چند رسالتی مهم و بلندمرتبه بر عهده داشته باشد، باز هم هیچ مرجع و مقامی نیست که بتواند او را از اشتباه و خطا مصون بدارد. اشتباه‌کردن یک امر کاملاً انسانی است».

🍂 بنا به نوشته‌ی زندگی‌نامه‌‌نویس استالین (استالین / راژینسکی / ترجمه‌ی مهوش غلامی / تهران / ۱۳۷۶)، در دهه‌ی سی، استالین از چند نویسنده‌ی غربی دعوت کرده‌بود تا مومیایی «خداوند لنین» را از نزدیک ببینند. یکی از این نویسندگان، بیوگرافی‌نویس لنین (لویی فیشر) بود که بعدها نوشت:
«آن‌چه که ما دیدیم عروسکی مومی نبود: لنین بود! بت‌شکن، خودش بت شده بود!».


🍂 جالب است که حتی همین امروز هم، حزب کمونیست روسیه، و به‌ویژه رهبر آن حزب: «گنادی زیوگانوف»، همچنان مخالف دفن پیکر لنین است. این استالینیست-ناسیونالیستِ دوآتشه، همچنان به دوشیدن لنینیسم امیدوار است.

🍂 لنین نه بت بود و نه خدا. لنین، رفیقِ همه‌ی زحمتکشان و رنجدیدگان بود. رفیق ناب همه‌ی کوفتگان و استثمارشدگان که از اعماق تاریخ فریادبرآورده، در خون و لجن غلتیده، اما شکست نخورده‌ یا شکست را نپذیرفته بودند. لنین بت‌شکن بود و هیچ‌گاه راضی نبود از او بت ساخته‌شود. در زمان حیاتش، اجازه نداد حتی یک کوچه یا بن‌بست به نامش کنند؛ این ذهنیت عقب‌مانده‌ و مذهب‌زده‌ی شرقی-روسی بود که خدای زمینی می‌خواست. لنین خدای روس‌ها را شکسته‌بود: پس در بی‌دادگاه توحش اسطوره‌مدار ارتودوکسی، محکوم به خداشدن بود...

🍂 ... و چه خون‌ها که به نام خداوندگار «لنین» بر زمین نریختند، و چه کشتاری که از یاران و رفیقان جان لنین نکردند، و چه بیراهه‌ها که به نام لنین نرفتند...
نوبتی هم باشد نوبت توست که بیاسایی رفیق لنین!
پیکر خسته‌ی لنین را دفن کنید!


#نقد_چپ #نقد_فرهنگ #آینه_تاریخ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘بانی کُشتار و دیکتاتوری سرخ

✍🏻 #رضا_زمان


➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘بانی کُشتار و دیکتاتوری سرخ

✍🏻 #رضا_زمان

🍂 یک صد سال از مرگ ولادیمیر لنین گذشت. او از رهبرانِ دیکتاتورِ تاریخ‌ساز جهان بود، که چرخشی در تاریخ و سیر تاریخی بشر ایجاد کرد، البته چرخشی ویرانگر و خونین. نظامات کمونیستی، از شوروی که مستقیماً میراث وی بود تا آمریکای لاتین، تا همیشه وام‌دار او هستند. امّا، برخلاف مارکسیست‌-لنینیست‌ها، دست‌کم برای مارکسیست‌های خیرخواه و دموکرات، لنین مایه‌ی شرمساری است. مارکسیست‌های ارجمندی مانند پلخانف بودند که به مخالفت با لنین برخاستند.

🍂 لنین، منشأ شرّ و شرارت در تاریخ چپ بود. گناه لنین این بود که به‌نوعی آغازگر دیکتاتوری ستمگرانه‌ی چپِ کمونیستی شد که قدرت را برای هدایت اجباری جامعه به ناکجاآبادِ کمون، قبضه کردند و با حاکمیّت مطلق و خودکامه، مردم را به دوزخ فرستادند. استالین، این دیکتاتورِ جبّارِ خون‌ریز، به قول خودش سربازِ سپاهِ رفیق لنین بود. خروشچف و برژنف، و حتّی کاسترو، همان راه را طی کردند. لنین با عمل خویش نشان داد جز با دیکتاتوری، حکومتِ تک‌حزبی، جز با سرکوب و اختناق، نمی‌توان قدم در ره ناکجاآبادِ کمونیستی نهاد.

🍂 راهنمای عملی و سیاسی لنین در این گفتهٔ او بود که «بدون شکستن تخم‌مرغ‌ها نمی‌توان املت درست کرد». در پسِ این گفتارِ به‌ظاهر درست، سیاستِ کُشتار و سرکوب بود: هدف، توجیه‌گر وسیله. برداشت لنین این بود که برای دست‌یابی به اتوپیای مارکسی، باید بهای انسانی پرداخت، هرچقدر که این بها سنگین و گزاف باشد.

🍂 کارل پوپر می‌گفت لنین به‌نحوی دستِ مارکس بود، یعنی کارگزارِ عملیِ مارکس. او برای مارکس، همچو روبسپیر برای روسو بود. او فرزند مارکسیسم بود در بافتِ روسی. امّا می‌توان گفت که لنین، دستِ قاهر و خودکامه‌ی مارکس بود.

🍂 به تعبیر و بیانِ دقیقِ آیزایا برلین، لنین «بانیِ واقعی کُشتارها» در تاریخ چپ بود، یعنی کُشتارهای طبقاتی-کمونیستی. برلین درست می‌گوید، مارکس هرچه که بود، هوادار کُشتار نبود. لنین امّا آن دستِ مارکسی را در کُشتار به کار برد. لنین رسماً فرمان کُشتار داد، به غرضِ ارعاب و هراس. به تعبیر برلین، لنینیسم بر وحشت بنا شده بود. از آن قدرتِ متمرکز و مطلق، از آن اقتدار و رهبریِ خودکامه، باید هم کُشتار بیرون می‌آمد.

🍂 گولاگ، که سندِ جنایتِ شوروی است، میراث «چکا»یی بود که لنین ساخته بود. آن نظام و سپاهی که لنین، به قول استالین، سردار و رهبرش بود، میلیون‌ها میلیون انسانِ بی‌گناه را به قربانگاه کمونیستی برد. فقط این نبود، میلیون‌ها تن دیگر به افسون لنینیسم در کشورهای جهان سومی، به فقر و فلاکت افتادند.


🍂 لنین تنها رهبر انقلابی کمونیست در روسیه نبود، تنها مقتدای شوروی نبود. اندیشهٔ لنین برای ملل استعمارزده، برای جوامع تحت فقر و فشار، به‌مثابه منجی رخ نمود و روشنفکران و مبارزان این ملل و جوامع را به دام خود انداخت.

🍂 اعتقاد لنین این بود که سرمایه‌داری، در آخرین مرحله، یعنی امپریالیسم، خود را توسعه داده‌است. امّا همچنان استثمار سرمایه‌داری، این بار از طریق استعمار، به هدایت امپریالیسم، ادامه دارد. از این جهت، انقلاب جهانی علیه سرمایه‌داری، با انقلابِ مستعمرات علیه امپریالیسم آغاز می‌شود. این اندیشه‌ای بود که الگوی مبارزات ضد امپریالیستی و ضد سرمایه‌داری در کشورها و ملل جهان سومی شد. روشنفکران و مبارزان و چریک‌های ساکن این کشورها، با هدایت لنینیسم، دست به این مبارزات بردند، امّا پی‌آمد بیش‌تر این مبارزات و شورش‌ها، دیکتاتوری و فقر و فساد بود، نمونهٔ عينی آن نیز کوبا است.

🍂 شوربختانه اندیشه‌های لنینیستی ذهن و نگرشِ بسیاری از روشنفکرانِ چپ‌گرای ما را نیز مسموم و آلوده کرد. بخت بدِ روشنفکریِ چپ ایران این بود که لنین، پیشوای فکری و عملی بسیاری از روشنفکران چپ‌اندیش ما شد. آن‌ها مارکسیسم را از نیز لنین یاد گرفتند. در میان احزاب رادیکال چپ، حزب توده که حزب شاخص چپ رادیکال بود، اندیشه و مشی و مرام مارکسیستی-لنینیستی بود. اندیشمندان و مبارزان توده‌ای، غالباً لنینیستی بودند. این البته عجیب نبود برای وابستگان شوروی. امّا باید افسوس خورد که چه اذهان و چه نبوغی، به دام لنینیستی افتادند.


#نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
نقدآگین pinned «#نظرسنجی ۱۹
آیا به نظر شما، مفیدتر است که نقدآگین به کدام موضوع یا موضوعات، بیشتر بپردازد؟ [می‌توانید چندین گزینه را نیز انتخاب کنید]
»