#نظرسنجی ۲۴
دربارهٔ مداخلهٔ دولت در ماه رمضان، نظر شما چیست؟
دربارهٔ مداخلهٔ دولت در ماه رمضان، نظر شما چیست؟
Anonymous Poll
5%
۱. مسلمانم. باید جلوی خوردن و نوشیدن علنی در خیابانها، رستورانها، کافهها و فستفودها را بگیرد
39%
۲. مسلمانم. نباید/حق ندارد جلوی خوردن علنی در خیابانها، رستورانها، کافهها و فستفودها را بگیرد
56%
۳. نامسلمانم. نباید/حق ندارد جلوی خوردن علنی در خیابانها، رستورانها، کافهها و فستفودها را بگیرد
نقدآگین
📺 «آنچه در چهارشنبهسوری نهفته، مقاومت در برابر دین تحمیلشده به ایرانیان است» 🍂 در نبود نهاد رسمی برای اعلام زمان جشن چهارشنبهسوری امسال، در برخی رسانهها و شبکههای اجتماعی نظرات متفاوتی برای برگزاری آن مطرح شده است. چهارشنبه سوری امسال دقیقا چه روزی است،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 آتش فرزندِ خداست. خدا خوشۀ همۀ جانهاست؛ پس آتش، نماد همۀ جانهاست. ایرانی در آتش، جان و زندگی را میدید؛ از اینرو، او «جانپرست» بود و نه آتشپرست.
🍂 ایرانی در آتش، «فرازمندی و بزرگی و زیبایی و رنگارنگی و گرمای پایدارِ همۀ جانها» را میدید. «ایر» در پارۀ نخست واژۀ ایران، همان «هیر» به چَم «آتش» است. ایرانزمین، سرزمینِ مهرِ تابان و آتش جاودان و بالندگی همۀ جانها بود.
🍂 «پرستش» همانا در نزد ایرانیان، برپایی سور و جشن بود. پرستش، «پرستاری و پاسداری از جشن» بود. پرستش «عبد» و «عبید» شدن نبود، بلکه «همکاری و همبستگی و همراهی و تمرین آزادگی و جوانمردی» بود.
🍂 هم واژۀ «یزدان» (خدا) و هم «جشن»، از ریشۀ «یز» به چمِ «ستایش و سرور» هستند؛ پس خدای ایرانیان، هم «جشنساز» بود و هم «خودِ جشن» بود. چرا؟ چونکه همۀ جانها در جشن بود که خوشه (یا سیمرغ گستردهپر) و یا خدا میشدند. سورِ آتش، جشن ارجمندیِ جانها، بر همۀ کسانیکه دلشان برای فرهنگ ژرف ایران میتپد، خجسته و همایون باد.
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
#ایران #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 ایرانی در آتش، «فرازمندی و بزرگی و زیبایی و رنگارنگی و گرمای پایدارِ همۀ جانها» را میدید. «ایر» در پارۀ نخست واژۀ ایران، همان «هیر» به چَم «آتش» است. ایرانزمین، سرزمینِ مهرِ تابان و آتش جاودان و بالندگی همۀ جانها بود.
🍂 «پرستش» همانا در نزد ایرانیان، برپایی سور و جشن بود. پرستش، «پرستاری و پاسداری از جشن» بود. پرستش «عبد» و «عبید» شدن نبود، بلکه «همکاری و همبستگی و همراهی و تمرین آزادگی و جوانمردی» بود.
🍂 هم واژۀ «یزدان» (خدا) و هم «جشن»، از ریشۀ «یز» به چمِ «ستایش و سرور» هستند؛ پس خدای ایرانیان، هم «جشنساز» بود و هم «خودِ جشن» بود. چرا؟ چونکه همۀ جانها در جشن بود که خوشه (یا سیمرغ گستردهپر) و یا خدا میشدند. سورِ آتش، جشن ارجمندیِ جانها، بر همۀ کسانیکه دلشان برای فرهنگ ژرف ایران میتپد، خجسته و همایون باد.
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
#ایران #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پاسخ دو پرسش
(۱/۲)
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
پرسش نخست: آیا واژۀ «سوری» از «گل سوری» یا «گل سرخ» گرفته شدهاست و خاستگاه راستینِ «چهارشنبهسوری» چه بودهاست؟
🍂 «سور» معنیهای گوناگونی چون بزم و جشن و مهمانی و عروسی و رنگ سرخ و رنگ خاکستری رو به سیاهی و نام مرغی را داشتهاست. انسانها در جشن گرفتن و گردهم آمدن و سور و شادی کردن و خوشهشدن، خدا میشدند. شادی همان عروسی و یا «پیوند و جفت شدنِ انسان با گیتی» بودهاست.
🍂 «سور» که هم به رنگ سرخ باشد و هم به رنگ خاکستریِ رو به سیاهی، رنگِ «سیمرغ» است؛ چراکه سیمرغ بر اساس شاهنامه، در آسمانِ پر از ابرهای سیاه و پر از آذرخش نمایان میشد.
🍂 ایرانیان در گذشتههای بسیار دور، ماههای ۳۰ روزه داشتند، برای همین، سالهای آنها ۳۶۰ روزه میشد. از اینرو، در پایان سال، ۵ روز به آن میافزودند. این را «پنجک» یا «پنجه دزدیدهشده» یا «بهیزک» میگفتند. این ۵ روز، در آغاز به باور آنها، ۵ تخمی بودند که باهم، سال نو و زمان از آنها میرویید. نامهای این ۵ روز: «آفرین»، «فرخ»، «فیروز» ( پیروز= هما = هوما= سیمرغ خدا ) «رامشت» (رام) و «درود» (بهرام) بود.
🍂 «رام» خدای زندگی، عشق ، شناخت و موسیقی و رقص، و «بهرام» خدای پدافندکنندۀ جانها و خدای جهانگرد، از «فیروز» یا «سیمرغ» پیدایش مییافتند. این «حاجیفیروز» هم که تن پوشی به رنگِ سرخ (سور) میپوشد و چهرۀ خود را سیاه میکند، اینهمانی با «سیمرغ» دارد.
🍂 از گفتار دور نشویم، به باور کهن نیاکانی، «رام» و «بهرام» با هم عروسی میکردند و میآمیختند و جهان از آنها پیدایش مییافت. جهان از «عشق خدایان» و «همآغوشی خدایان» پیدایش مییافت. خدا بعنوان بن نخستین، از جهان «جدا» نبود، بلکه این خدا بود که با گستردن و جهیدنش، جهان میشد؛ از اینرو در هر چیزِ خُرد یا کلانی، بُنِ خدایی وجود داشت.
🍂 دربارۀ گل سرخ (سوری) باید بگویم که بر پایۀ کتاب «بندهش» که ملا-موبدهای زرتشتی در آن دستبری بسیاری بردهاند، گل سوری (در لری «سرخ سور») گلِ روزِ شانزدهم هر ماه بود که «مِهر »نام داشتهاست. رُستنی این روز، باید «مهرگیا» باشد که انسان بر فرازش، پیدایش مییابد، ولی در روایت زرتشتی، آن را «گل سرخ» کردهاند.
🍂 واژۀ «سور» همچنین در زبان سانسکریت، به چمِ «خورشید» است که در زبان فارسی، همان «خور» یا «هور» است و در زبان عربی، واژۀ «نور» از همین خانواده ساخته شدهاست. خورشید نامهای بسیاری دارد که در واژهنامۀ ارزشمند «برهان قاطع» آمدهاست؛ از جمله: «گل سرخ ، خاتون آسمان، دختر خم، خاتون جهان، بانوی خاور ، عروس فلک ، عروس خاوری». خورشید (یا چراغ آسمان) همان «سیمرغ در روز» است که در شب ماه ( =سین= سئنا) میگردد.
🍂 ایرانیان جشنی داشتند که «هفتهفته» نام داشت که «هفتهفته» به درازا میکشید. این جشن همان جشن «سده» است که از دهم بهمن آغاز میشد و تا نوروز دنبال میگردید که ایرانیان بهجز دستافشانی و پایکوبی و شادی و میگساری، آتش نیز میافروختند. واژۀ «سده» یا «سته» یا «ستی»، سه تخم یا سه بن یا سه «زنخدا» یا سه آغاز بودند که با هم یکی میشدند. این همان فلسفۀ «سه گانه -یگانه» است که نگرش چیره بر اندیشههای ایرانیان، پیش از پیدایش «دوتاگرایی زرتشتی» بودهاست.
🍂 «هفتهفته» را حتا در دوران امویان و عباسیان نیز جشن میگرفتند که کمکم از زمان آن کاسته شد و به دو روز (یکی «جشن سده» و دیگری «چهارشنبهسوری») کاهش یافت. جشن سده را در دهم بهمن میگرفتند و جشن چهارشنبهسوری، در فرجامین سهشنبۀ هر سال برپا میشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
پرسش نخست: آیا واژۀ «سوری» از «گل سوری» یا «گل سرخ» گرفته شدهاست و خاستگاه راستینِ «چهارشنبهسوری» چه بودهاست؟
🍂 «سور» معنیهای گوناگونی چون بزم و جشن و مهمانی و عروسی و رنگ سرخ و رنگ خاکستری رو به سیاهی و نام مرغی را داشتهاست. انسانها در جشن گرفتن و گردهم آمدن و سور و شادی کردن و خوشهشدن، خدا میشدند. شادی همان عروسی و یا «پیوند و جفت شدنِ انسان با گیتی» بودهاست.
🍂 «سور» که هم به رنگ سرخ باشد و هم به رنگ خاکستریِ رو به سیاهی، رنگِ «سیمرغ» است؛ چراکه سیمرغ بر اساس شاهنامه، در آسمانِ پر از ابرهای سیاه و پر از آذرخش نمایان میشد.
🍂 ایرانیان در گذشتههای بسیار دور، ماههای ۳۰ روزه داشتند، برای همین، سالهای آنها ۳۶۰ روزه میشد. از اینرو، در پایان سال، ۵ روز به آن میافزودند. این را «پنجک» یا «پنجه دزدیدهشده» یا «بهیزک» میگفتند. این ۵ روز، در آغاز به باور آنها، ۵ تخمی بودند که باهم، سال نو و زمان از آنها میرویید. نامهای این ۵ روز: «آفرین»، «فرخ»، «فیروز» ( پیروز= هما = هوما= سیمرغ خدا ) «رامشت» (رام) و «درود» (بهرام) بود.
🍂 «رام» خدای زندگی، عشق ، شناخت و موسیقی و رقص، و «بهرام» خدای پدافندکنندۀ جانها و خدای جهانگرد، از «فیروز» یا «سیمرغ» پیدایش مییافتند. این «حاجیفیروز» هم که تن پوشی به رنگِ سرخ (سور) میپوشد و چهرۀ خود را سیاه میکند، اینهمانی با «سیمرغ» دارد.
🍂 از گفتار دور نشویم، به باور کهن نیاکانی، «رام» و «بهرام» با هم عروسی میکردند و میآمیختند و جهان از آنها پیدایش مییافت. جهان از «عشق خدایان» و «همآغوشی خدایان» پیدایش مییافت. خدا بعنوان بن نخستین، از جهان «جدا» نبود، بلکه این خدا بود که با گستردن و جهیدنش، جهان میشد؛ از اینرو در هر چیزِ خُرد یا کلانی، بُنِ خدایی وجود داشت.
🍂 دربارۀ گل سرخ (سوری) باید بگویم که بر پایۀ کتاب «بندهش» که ملا-موبدهای زرتشتی در آن دستبری بسیاری بردهاند، گل سوری (در لری «سرخ سور») گلِ روزِ شانزدهم هر ماه بود که «مِهر »نام داشتهاست. رُستنی این روز، باید «مهرگیا» باشد که انسان بر فرازش، پیدایش مییابد، ولی در روایت زرتشتی، آن را «گل سرخ» کردهاند.
🍂 واژۀ «سور» همچنین در زبان سانسکریت، به چمِ «خورشید» است که در زبان فارسی، همان «خور» یا «هور» است و در زبان عربی، واژۀ «نور» از همین خانواده ساخته شدهاست. خورشید نامهای بسیاری دارد که در واژهنامۀ ارزشمند «برهان قاطع» آمدهاست؛ از جمله: «گل سرخ ، خاتون آسمان، دختر خم، خاتون جهان، بانوی خاور ، عروس فلک ، عروس خاوری». خورشید (یا چراغ آسمان) همان «سیمرغ در روز» است که در شب ماه ( =سین= سئنا) میگردد.
🍂 ایرانیان جشنی داشتند که «هفتهفته» نام داشت که «هفتهفته» به درازا میکشید. این جشن همان جشن «سده» است که از دهم بهمن آغاز میشد و تا نوروز دنبال میگردید که ایرانیان بهجز دستافشانی و پایکوبی و شادی و میگساری، آتش نیز میافروختند. واژۀ «سده» یا «سته» یا «ستی»، سه تخم یا سه بن یا سه «زنخدا» یا سه آغاز بودند که با هم یکی میشدند. این همان فلسفۀ «سه گانه -یگانه» است که نگرش چیره بر اندیشههای ایرانیان، پیش از پیدایش «دوتاگرایی زرتشتی» بودهاست.
🍂 «هفتهفته» را حتا در دوران امویان و عباسیان نیز جشن میگرفتند که کمکم از زمان آن کاسته شد و به دو روز (یکی «جشن سده» و دیگری «چهارشنبهسوری») کاهش یافت. جشن سده را در دهم بهمن میگرفتند و جشن چهارشنبهسوری، در فرجامین سهشنبۀ هر سال برپا میشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پاسخ دو پرسش
(۲/۲)
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
پرسش دوم: آیا چهارشنبهسوری با «بازگشت فروهرها» پیوند دارد؟
🍂 فرود و بازگشت فروهر به زمین، ساخته-و-پرداختۀ «یزدانشناسی زرتشتی»ست و بسیار با اندیشههای فرهنگ ایران دربارۀ «فروهر»، دگرسان (متفاوت) است. در بخشِ نخست کتاب «بندهش»، در بند هشتم که بازتابدهندۀ اندیشههای زرتشتی دربارۀ فروهرهاست، آمدهاست که «اهورامزدا، جهان مینوی را بیافرید و همۀ چیزها چون انسان و جانور و گیاه و دیگر چیزها را، پیش از آنکه بهگونۀ مادی بیافریند، به گونۀ فَروَشی یا مینُوی آفرید. این جهان مینُوی، ۳۰۰۰ سال به درازا کشید و سپس اهورامزدا از شکلهای مینوی، گونههای مادی و اینجهانی را آفرید. خویشکاری «فروهر» این است که از هنگامیکه نطفه بسته میشود تا دم مرگ، آدمی را پاسداری میکند. فروهر چیزی بهجز «روان» [نفس در اصطلاح اسلامی] است. «روان» سرپرستِ کردارِ انسان است و کیفرپذیر است، ولی «فروهر» همیشه پاک و سره است. فروهرِ آدمی پس از مرگ، دوباره به جهان مینُوی باز-میگردد، ولی بازماندگانِ درگذشتگان را فراموش نمیکند و در آغازِ سال، دوباره به دیدار آنها میرود».
🔻ردپای بخشی از اندیشههای ایرانیان پیش از پیدایش «یزدانشناسی زرتشتی»، در کتاب «بندهش» آمدهاست. ایرانیان بر این باور بودند که انسان، دارای دو بخش تنتنانی (جسمی) و مینُوی (روحی) است. بخش تنتنانی همان «تن» است که از جنس «آرمیتی» (مادر زمین) است که در فرجام، دوباره به آن باز-میگردد و بخش مینُوی، از ۴ گوهر بههمپیوسته ساختهشده که مولانا در شعرهایش، از آنها با نام «چهار پر» [سیمرغ] یاد کردهاست:
نخستینِ آنها، «گوشورون» ( =مینوی جان) است که به «باد» که همان «دم» یا «واد» یا «وات» یا «وای» یا «سیمرغ» است دگرگون میشود؛
دوم، «رام» است که به بوی (حسها) دگرگون میشود؛ چیزی که برای شناخت جهان، به آن نیاز است؛
سوم، «ماه» (یا دین) است که به خورشید دگرگون میشود. دین «بینش زَهشی و جوششی از گوهر انسان» است و «ماه» بینشِ در تاریکی و «خورشید» بینشِ در روشناییست؛
چهارم، «بهمن» ( =وهومن=خرد) است که به «فروهر» که همان «فرهوشی» یا «ارتافرود» (خوشۀ جانهاست) دگرگون میشود. هر جانی که از خوشۀ خدا یا هستی جدا میشود، دوباره به آن میپیوندد و با آن میآمیزد.
#اسطورهشناسی #نقد_ادیان #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
پرسش دوم: آیا چهارشنبهسوری با «بازگشت فروهرها» پیوند دارد؟
🍂 فرود و بازگشت فروهر به زمین، ساخته-و-پرداختۀ «یزدانشناسی زرتشتی»ست و بسیار با اندیشههای فرهنگ ایران دربارۀ «فروهر»، دگرسان (متفاوت) است. در بخشِ نخست کتاب «بندهش»، در بند هشتم که بازتابدهندۀ اندیشههای زرتشتی دربارۀ فروهرهاست، آمدهاست که «اهورامزدا، جهان مینوی را بیافرید و همۀ چیزها چون انسان و جانور و گیاه و دیگر چیزها را، پیش از آنکه بهگونۀ مادی بیافریند، به گونۀ فَروَشی یا مینُوی آفرید. این جهان مینُوی، ۳۰۰۰ سال به درازا کشید و سپس اهورامزدا از شکلهای مینوی، گونههای مادی و اینجهانی را آفرید. خویشکاری «فروهر» این است که از هنگامیکه نطفه بسته میشود تا دم مرگ، آدمی را پاسداری میکند. فروهر چیزی بهجز «روان» [نفس در اصطلاح اسلامی] است. «روان» سرپرستِ کردارِ انسان است و کیفرپذیر است، ولی «فروهر» همیشه پاک و سره است. فروهرِ آدمی پس از مرگ، دوباره به جهان مینُوی باز-میگردد، ولی بازماندگانِ درگذشتگان را فراموش نمیکند و در آغازِ سال، دوباره به دیدار آنها میرود».
🔻ردپای بخشی از اندیشههای ایرانیان پیش از پیدایش «یزدانشناسی زرتشتی»، در کتاب «بندهش» آمدهاست. ایرانیان بر این باور بودند که انسان، دارای دو بخش تنتنانی (جسمی) و مینُوی (روحی) است. بخش تنتنانی همان «تن» است که از جنس «آرمیتی» (مادر زمین) است که در فرجام، دوباره به آن باز-میگردد و بخش مینُوی، از ۴ گوهر بههمپیوسته ساختهشده که مولانا در شعرهایش، از آنها با نام «چهار پر» [سیمرغ] یاد کردهاست:
نخستینِ آنها، «گوشورون» ( =مینوی جان) است که به «باد» که همان «دم» یا «واد» یا «وات» یا «وای» یا «سیمرغ» است دگرگون میشود؛
دوم، «رام» است که به بوی (حسها) دگرگون میشود؛ چیزی که برای شناخت جهان، به آن نیاز است؛
سوم، «ماه» (یا دین) است که به خورشید دگرگون میشود. دین «بینش زَهشی و جوششی از گوهر انسان» است و «ماه» بینشِ در تاریکی و «خورشید» بینشِ در روشناییست؛
چهارم، «بهمن» ( =وهومن=خرد) است که به «فروهر» که همان «فرهوشی» یا «ارتافرود» (خوشۀ جانهاست) دگرگون میشود. هر جانی که از خوشۀ خدا یا هستی جدا میشود، دوباره به آن میپیوندد و با آن میآمیزد.
#اسطورهشناسی #نقد_ادیان #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘مقصر ماجرای مادر قمی جریانیست که این عکاسیها را تئوریزه کرد ✍🏻 #محمد_رهبری 🍂 پس از اعتراضات تابستان و پاییز ۱۴۰۱، گشت ارشاد جای خودش را به «جریمه» داد. لایحه حجاب که محصول مشترک دولت و مجلس انقلابی بود، عملا برای نداشتن روسری جریمههایی را تعیین و آن…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نقدآگین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 انتقاد از مادر بهخاطر شیر دادن به نوزادش در ملاء عام
— شما چه خواهید کرد؟
🖋#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #فریدون_فرخ
🍂 مادری بهخاطر شیر دادن به نوزادش در یک غذاخوری، مورد انتقاد زن دیگری قرار میگیرد. سایرین چگونه واکنش نشان خواهند داد؟ اگر زن شاکی را به مرد تبدیل کنیم، چه اتفاقی میافتد؟
#زنان #آمریکا #نقد_فرهنگ #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— شما چه خواهید کرد؟
🖋#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #فریدون_فرخ
🍂 مادری بهخاطر شیر دادن به نوزادش در یک غذاخوری، مورد انتقاد زن دیگری قرار میگیرد. سایرین چگونه واکنش نشان خواهند داد؟ اگر زن شاکی را به مرد تبدیل کنیم، چه اتفاقی میافتد؟
#زنان #آمریکا #نقد_فرهنگ #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘«من سلیطهام»: زبانی رادیکال و عملی محافظهکارانه
✍🏻 #امین_بزرگیان
🍂 ارجاعاتِ کمپین «من سلیطهام» بهنوعی از مقاومت مدنی حائز توجه است. کمپین را میتوان اینگونه خلاصه کرد: متلک انداختن به زنی که در برابر تعرض سکوت نکرد، پاسخی جمعی پیدا کرد. او سلیطه خطاب شد و در مقابل، در یک همراهی جمعی، خود آن متلک معنای تازهای یافت و به نمادی از مقاومت در برابر سازوکاری مبدل شد که به شکلهای مختلف آلوده به زنستیزی است.
🍂 اما این سازوکار لیبرال و قدرتمندِ مواجهه با قدرت، علاوه بر تمامی معناهایی که با خود حمل میکند، واجد نشانهایست که به شناخت جامعۀ ایران (بهخصوص طبقات میانی) کمک میکند. در واقع، ما میتوانیم از این کمپین به فهم هژمونی مسلط (به معنای گرامشی آن) در نزد جامعۀ مدنی نزدیک شویم. به جز اینکه این کمپین نشان میدهد که مکانیزمهای زبانیِ کنترل جامعه (در این مورد، زنان)، تا چه حد فرسوده شده و توان خود را از دست دادهاند، نوع پاسخ به این تعرض هم مهم است.
🍂 جامعه در قبال تصویری که از یک تعرض دیده، کمپین خود را حول و حوش پاسخی زبانی، سامان میدهد و پا فراتر از آن نمیگذارد. افراد، آخوند متعرض را جستجو نمیکنند و این رویداد را میانجی یک «اقدام عملی» نمیکنند، بلکه خشم خود را ترجیح میدهند از طریق «معنابخشی تازه به کلمات» نشان دهند. در یک وضعیت بدیل، در قبال این اتفاقات، گروههایی را میتوان مفروض گرفت که سازماندهیشده، متعرض را پیدا کرده و او را تنبیه میکنند، و سپس این تنبیه را سعی میکنند بهتمامی ارکان طبقهی حاکم گسترش دهند. این وضعیت فرضی، که پا فراتر از نزاع گفتمانی میگذارد، به اِعمال خشونت در قبال ستمکاران گشودهاست و کنش سیاسی را نوعی مبارزۀ مستقیم، تنانه و سازماندهیشده ادراک میکند، «وضعیت انقلابی» میگویند.
🍂 سوژۀ سیاسی اما با کمپین «من سلیطهام»، همزمان با اینکه مخالفت خود را با نظام موجود نشان میدهد، اما آن را در سطحِ مبارزۀ هژمونیک نگه میدارد، به فراسوی آن نمیرود و به ابراز عقیده بسنده میکند. بهواقع، همبستگی را در همراهی نظرگاهها در-مییابد. در این جا، ما شاهد برجسته شدن نوعی از «انقلاب اجتماعی» هستیم که عمق پیدا کرده، اما از «انقلاب سیاسی» مدام دوری میکند. این سرشت سیاسی را در همۀ این سالها و در طبقات میانی دیدهایم، و کمپین حاضر هم بخشی از آن است. در واقع، هژمونی حاکم بر کنش طبقۀ متوسط، همچنان «اصلاحی» است و نه «انقلابی». هرچند در ساحت نظر، افراد بیشتری به تغییر بنیادین نظام باور پیدا کردهاند، اما در ساحت عمل، همچنان از شیوههایی استقبال میکنند که پا فراتر از ابراز نظر نمیگذارد.
#زنان #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امین_بزرگیان
🍂 ارجاعاتِ کمپین «من سلیطهام» بهنوعی از مقاومت مدنی حائز توجه است. کمپین را میتوان اینگونه خلاصه کرد: متلک انداختن به زنی که در برابر تعرض سکوت نکرد، پاسخی جمعی پیدا کرد. او سلیطه خطاب شد و در مقابل، در یک همراهی جمعی، خود آن متلک معنای تازهای یافت و به نمادی از مقاومت در برابر سازوکاری مبدل شد که به شکلهای مختلف آلوده به زنستیزی است.
🍂 اما این سازوکار لیبرال و قدرتمندِ مواجهه با قدرت، علاوه بر تمامی معناهایی که با خود حمل میکند، واجد نشانهایست که به شناخت جامعۀ ایران (بهخصوص طبقات میانی) کمک میکند. در واقع، ما میتوانیم از این کمپین به فهم هژمونی مسلط (به معنای گرامشی آن) در نزد جامعۀ مدنی نزدیک شویم. به جز اینکه این کمپین نشان میدهد که مکانیزمهای زبانیِ کنترل جامعه (در این مورد، زنان)، تا چه حد فرسوده شده و توان خود را از دست دادهاند، نوع پاسخ به این تعرض هم مهم است.
🍂 جامعه در قبال تصویری که از یک تعرض دیده، کمپین خود را حول و حوش پاسخی زبانی، سامان میدهد و پا فراتر از آن نمیگذارد. افراد، آخوند متعرض را جستجو نمیکنند و این رویداد را میانجی یک «اقدام عملی» نمیکنند، بلکه خشم خود را ترجیح میدهند از طریق «معنابخشی تازه به کلمات» نشان دهند. در یک وضعیت بدیل، در قبال این اتفاقات، گروههایی را میتوان مفروض گرفت که سازماندهیشده، متعرض را پیدا کرده و او را تنبیه میکنند، و سپس این تنبیه را سعی میکنند بهتمامی ارکان طبقهی حاکم گسترش دهند. این وضعیت فرضی، که پا فراتر از نزاع گفتمانی میگذارد، به اِعمال خشونت در قبال ستمکاران گشودهاست و کنش سیاسی را نوعی مبارزۀ مستقیم، تنانه و سازماندهیشده ادراک میکند، «وضعیت انقلابی» میگویند.
🍂 سوژۀ سیاسی اما با کمپین «من سلیطهام»، همزمان با اینکه مخالفت خود را با نظام موجود نشان میدهد، اما آن را در سطحِ مبارزۀ هژمونیک نگه میدارد، به فراسوی آن نمیرود و به ابراز عقیده بسنده میکند. بهواقع، همبستگی را در همراهی نظرگاهها در-مییابد. در این جا، ما شاهد برجسته شدن نوعی از «انقلاب اجتماعی» هستیم که عمق پیدا کرده، اما از «انقلاب سیاسی» مدام دوری میکند. این سرشت سیاسی را در همۀ این سالها و در طبقات میانی دیدهایم، و کمپین حاضر هم بخشی از آن است. در واقع، هژمونی حاکم بر کنش طبقۀ متوسط، همچنان «اصلاحی» است و نه «انقلابی». هرچند در ساحت نظر، افراد بیشتری به تغییر بنیادین نظام باور پیدا کردهاند، اما در ساحت عمل، همچنان از شیوههایی استقبال میکنند که پا فراتر از ابراز نظر نمیگذارد.
#زنان #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام»
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام» ⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام»
✍🏻 #مانا_نیستانی
🍂 هر از گاهی در جریان خیزش مردمی ملت ما، مسالهای پیش میآید که مخالفان حکومت را به یقهگیریِ همدیگر وا میدارد؛ معمولا الگوی یکسانی بر این دعواهای عمدتا مجازی حاکم است، گفتم به بهانه تازهترین آنها، کاری انجام بدهم و نظرم را دربارۀ این که کجای این برخوردها میلنگد، با شما مخاطبان بهاشتراک بگذارم.
🍂 اسم این شش هفت تصویر پیاپی را «کارتون و کاریکاتور» نمیگذارم، چرا که تاکیدی بر طنز ماجرا نداشتهام؛ بیشتر «نظر مصور» من است به این امید که سادگی تصاویر، ارتباط را با موضوع آسانتر کند.
🍂 کسانی که از گردآلود کردن فضا، بهنحوی منفعت میبرند بهکنار، سایبریهایی که وظیفۀ انگشت توی سوراخ اختلافات کردن و سوق دادن ملت را به سمت یقهگیری و تفرقه بر عهده دارند هم به کنار. مخاطب اصلی من، شهروندان عادی و سهیم در مبارزۀ ملی هستند که گاهی مردد دربارۀ اتفاقی در فضای مجازی میچرخند، نظر قطعی ندارند، کامنت زیر پستها و بعضی نوشتهها را میخوانند و بدونِ آزمودنِ آنها در بوتۀ منطق و عقلانیت، جَو سُوقشان میدهد بهسمت سمتگیری، یا تماشای واکنش «همتیمی»ها برایشان میشود ملاکِ واکنش و رفتاری که باید نشان بدهند؛ خلاصه، ناخواسته تبدیل میشویم به «جمعیت هیاهوکن و بیهویتِ» یک اتفاق، مشغول فحاشی و انگزنی به همدیگر، و آنچه صدمه میبیند، روند مبارزه ما برای کسب آزادی و پس گرفتن کشور است از متحجران.
🍂 خواهش میکنم با خویشتنداری، نگاهی به تمام اسلایدشوها بیندازید و اندکی دربارهشان فکر کنید. تفکر شما ایدههای ناپختۀ این چند تصویر را پختهتر و منطقیتر خواهد ساخت.
#نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #مانا_نیستانی
🍂 هر از گاهی در جریان خیزش مردمی ملت ما، مسالهای پیش میآید که مخالفان حکومت را به یقهگیریِ همدیگر وا میدارد؛ معمولا الگوی یکسانی بر این دعواهای عمدتا مجازی حاکم است، گفتم به بهانه تازهترین آنها، کاری انجام بدهم و نظرم را دربارۀ این که کجای این برخوردها میلنگد، با شما مخاطبان بهاشتراک بگذارم.
🍂 اسم این شش هفت تصویر پیاپی را «کارتون و کاریکاتور» نمیگذارم، چرا که تاکیدی بر طنز ماجرا نداشتهام؛ بیشتر «نظر مصور» من است به این امید که سادگی تصاویر، ارتباط را با موضوع آسانتر کند.
🍂 کسانی که از گردآلود کردن فضا، بهنحوی منفعت میبرند بهکنار، سایبریهایی که وظیفۀ انگشت توی سوراخ اختلافات کردن و سوق دادن ملت را به سمت یقهگیری و تفرقه بر عهده دارند هم به کنار. مخاطب اصلی من، شهروندان عادی و سهیم در مبارزۀ ملی هستند که گاهی مردد دربارۀ اتفاقی در فضای مجازی میچرخند، نظر قطعی ندارند، کامنت زیر پستها و بعضی نوشتهها را میخوانند و بدونِ آزمودنِ آنها در بوتۀ منطق و عقلانیت، جَو سُوقشان میدهد بهسمت سمتگیری، یا تماشای واکنش «همتیمی»ها برایشان میشود ملاکِ واکنش و رفتاری که باید نشان بدهند؛ خلاصه، ناخواسته تبدیل میشویم به «جمعیت هیاهوکن و بیهویتِ» یک اتفاق، مشغول فحاشی و انگزنی به همدیگر، و آنچه صدمه میبیند، روند مبارزه ما برای کسب آزادی و پس گرفتن کشور است از متحجران.
🍂 خواهش میکنم با خویشتنداری، نگاهی به تمام اسلایدشوها بیندازید و اندکی دربارهشان فکر کنید. تفکر شما ایدههای ناپختۀ این چند تصویر را پختهتر و منطقیتر خواهد ساخت.
#نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پیرامون نوع مواجهۀ عقلانی با حوادث مشابهِ «من سلیطهام»
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⬇️ حاشیهای توضیحی بر تصاویر، بهقلم #مانا_نیستانی در پست بعد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘چرا فمینیست نیستم، ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟
✍🏻 #مهرپویا_علا
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘چرا فمینیست نیستم، ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 بهنظرم در هر موضوعی، بهجای برچسبزنی متقابل، بهتر است هر جریانی، یا اصلاً هر فردی، سعی کند نظرش را کمی مفصلتر و با «عبارات شفاف» بنویسد و توضیح دهد، چرا با فلان چیز مخالف یا موافق است. این کارِ آدمهاییست که دکان باز نکردهاند و واقعاً دغدغۀ چیزی را دارند و اکثر آدمها چنیناند. اینگونه، «محل اختلاف» روشنتر شده و فضا از دست آن «اقلیت فرقهباز» گرفته میشود. من معتقدم که در اکثر مواقع، روشن شدن محل اختلاف، اتفاقاً تنش را کاهش میدهد و افرادی را که تنها مهارتشان هوچیگریست، به حاشیه میراند.
🍂 میخواهم به طور بسیار مختصر توضیح دهم که چرا با فمینیسم، بعنوان یک «پلتفرم سیاسی» مخالفم و آن را «ضد آزادی» میدانم؛ گرچه این را هم باید تأکید کرد که در جامعۀ ایران و خاورمیانه - برخلاف اروپا و آمریکا و شاید شرق آسیا - بهخاطر شرایط خاصی که زنان در اینجا دارند، بسیاری از کسانی که خود را «فمینیست» مینامند، «ضد آزادی» نیستند و در «چهارچوب آزادیخواهی» حرکت میکنند؛ و بطور معکوس، بسیاری از کسانی که با فمینیسم مخالفت میکنند، در اصل مشکلشان «آزادی» است و «مخالفت با فمینیسم» را بعنوان پوششی برای «تعصبات سنتی» یا «مردانگی» خود بهکار میبرند.
🍂 برای توضیح این مسئله، مثل خیلی از مسائل مشابه، لازم است تعدادی مقدمه ذکر شوند که در ظاهر، ربطی به موضوع ندارند، ولی در آخر مشخص میشود که اتفاقاً همینکه مخاطب فکر میکند که این مقدمهها، ربطی به موضوع ندارند، ناشی از یک رشته-پیشفرضهای غلط است.
تاریخچۀ فمینیسم
🍂 فمینیسم از کجا آمد؟ تقریباً بدیهیست که از اروپا و نیمۀ دوم قرن هجدهم و نیمۀ اول نوزدهم؛ مثل هر ایسم تازه یا «مدرن» دیگر، اما این را باید گفت که «فمینیسم» از ابتدا، ملازم جریان «سوسیالیسم» نبود؛ مگر اینکه بخواهیم سوسیالیسم را دقیقاً معادلِ «برابریخواهی» به کار ببریم، که چندان کاربرد صحیحی نیست. مثلاً یکی از مواردِ «کیفرخواست» سوسیالیستها علیه سرمایهداری، این بود که این کارخانهداران بیمروت، «زنها و کودکان» را از خانه بیرون کشیدهاند و آوردهاند سر کار و پشت ماشین نشاندهاند - البته حرف بیربطی هم بود، که حالا خارج از موضوع ماست.
🍂 یکی دیگر از مطالبات تعدادی از سوسیالیستها در قرن نوزدهم - یعنی آن بخشی از آنها که به «دمکراسی» اعتقاد داشتند و دنبال «انحلال کامل دولت» نبودند - «حق رأی عمومی» بود. به این معنی که، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، بر مبنای «حداقلی از مالکیت و پرداخت مالیات» نباشد. در فرانسه اولین انتخاباتِ واقعاً عمومی که «همه» در آن حقّ رأی داشتند، در نتیجۀ انقلاب ۱۸۴۸ حاصل شد. قبل از آن، در انگلیس و فرانسه و چند کشور دیگر، انتخابات وجود داشت، ولی برای مثال، باید ۳۰ هزار فرانک درآمد میداشتید که بتوانید رأی دهید. برای انتخاب شدن، باز هم باید درآمد بالاتری میداشتید و اینها را از میزان مالیاتی که فرد میپرداخت، تشخیص میدادند. اساس استدلال این بود که وقتی مالیاتی نمیدهی، سهمی در ادارۀ «امر عمومی» و politic نداری؛ وقتی سهمی نداری، چرا باید حق رأی داشته باشی؟ البته در ممالک متحد آمریکا، چون زمین فراوان و جمعیت اندک بود، این شرط تقریباً موضوعیت خود را از دست دادهبود، ولی باز هم محدودیت بهشکل دیگری وجود داشت؛ مثلاً سیاهان بهندرت حق رأی پیدا میکردند.
🔻نویسنده پس از ادامۀ شرح مختصرش از تاریخچۀ فمینیسم، به سه سؤال پاسخ میدهد:
۱) چرا در تاریخ، حیطۀ عمومی مختص مردان بود؟
۲) علتِ جایگاه نازل زنان چه بود؟
۳) عامل تغییر انقلابیِ جایگاه زنان در جهان مدرن چه بود؟
سپس به سنجشِ ادعایِ رایجِ «استفاده ابزاری از زنان» در جهانِ سرمایهداری میپردازد و در ادامه، به بیان «تضاد فمینیسم با آزادی» میپردازد. او همچنین تفکیکی میان «مطالباتِ حداقلی و اساسیِ زنان در ایران و خاورمیانه» با «جنبش فمینیسم در جهان» قائل میشود و نقد اصلی را بر مواضع غیرعقلانی دومی، که آن را یک «ایدئولوژی آزادیستیز» فهم میکند، وارد میداند.
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
#نقد_چپ #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 بهنظرم در هر موضوعی، بهجای برچسبزنی متقابل، بهتر است هر جریانی، یا اصلاً هر فردی، سعی کند نظرش را کمی مفصلتر و با «عبارات شفاف» بنویسد و توضیح دهد، چرا با فلان چیز مخالف یا موافق است. این کارِ آدمهاییست که دکان باز نکردهاند و واقعاً دغدغۀ چیزی را دارند و اکثر آدمها چنیناند. اینگونه، «محل اختلاف» روشنتر شده و فضا از دست آن «اقلیت فرقهباز» گرفته میشود. من معتقدم که در اکثر مواقع، روشن شدن محل اختلاف، اتفاقاً تنش را کاهش میدهد و افرادی را که تنها مهارتشان هوچیگریست، به حاشیه میراند.
🍂 میخواهم به طور بسیار مختصر توضیح دهم که چرا با فمینیسم، بعنوان یک «پلتفرم سیاسی» مخالفم و آن را «ضد آزادی» میدانم؛ گرچه این را هم باید تأکید کرد که در جامعۀ ایران و خاورمیانه - برخلاف اروپا و آمریکا و شاید شرق آسیا - بهخاطر شرایط خاصی که زنان در اینجا دارند، بسیاری از کسانی که خود را «فمینیست» مینامند، «ضد آزادی» نیستند و در «چهارچوب آزادیخواهی» حرکت میکنند؛ و بطور معکوس، بسیاری از کسانی که با فمینیسم مخالفت میکنند، در اصل مشکلشان «آزادی» است و «مخالفت با فمینیسم» را بعنوان پوششی برای «تعصبات سنتی» یا «مردانگی» خود بهکار میبرند.
🍂 برای توضیح این مسئله، مثل خیلی از مسائل مشابه، لازم است تعدادی مقدمه ذکر شوند که در ظاهر، ربطی به موضوع ندارند، ولی در آخر مشخص میشود که اتفاقاً همینکه مخاطب فکر میکند که این مقدمهها، ربطی به موضوع ندارند، ناشی از یک رشته-پیشفرضهای غلط است.
تاریخچۀ فمینیسم
🍂 فمینیسم از کجا آمد؟ تقریباً بدیهیست که از اروپا و نیمۀ دوم قرن هجدهم و نیمۀ اول نوزدهم؛ مثل هر ایسم تازه یا «مدرن» دیگر، اما این را باید گفت که «فمینیسم» از ابتدا، ملازم جریان «سوسیالیسم» نبود؛ مگر اینکه بخواهیم سوسیالیسم را دقیقاً معادلِ «برابریخواهی» به کار ببریم، که چندان کاربرد صحیحی نیست. مثلاً یکی از مواردِ «کیفرخواست» سوسیالیستها علیه سرمایهداری، این بود که این کارخانهداران بیمروت، «زنها و کودکان» را از خانه بیرون کشیدهاند و آوردهاند سر کار و پشت ماشین نشاندهاند - البته حرف بیربطی هم بود، که حالا خارج از موضوع ماست.
🍂 یکی دیگر از مطالبات تعدادی از سوسیالیستها در قرن نوزدهم - یعنی آن بخشی از آنها که به «دمکراسی» اعتقاد داشتند و دنبال «انحلال کامل دولت» نبودند - «حق رأی عمومی» بود. به این معنی که، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، بر مبنای «حداقلی از مالکیت و پرداخت مالیات» نباشد. در فرانسه اولین انتخاباتِ واقعاً عمومی که «همه» در آن حقّ رأی داشتند، در نتیجۀ انقلاب ۱۸۴۸ حاصل شد. قبل از آن، در انگلیس و فرانسه و چند کشور دیگر، انتخابات وجود داشت، ولی برای مثال، باید ۳۰ هزار فرانک درآمد میداشتید که بتوانید رأی دهید. برای انتخاب شدن، باز هم باید درآمد بالاتری میداشتید و اینها را از میزان مالیاتی که فرد میپرداخت، تشخیص میدادند. اساس استدلال این بود که وقتی مالیاتی نمیدهی، سهمی در ادارۀ «امر عمومی» و politic نداری؛ وقتی سهمی نداری، چرا باید حق رأی داشته باشی؟ البته در ممالک متحد آمریکا، چون زمین فراوان و جمعیت اندک بود، این شرط تقریباً موضوعیت خود را از دست دادهبود، ولی باز هم محدودیت بهشکل دیگری وجود داشت؛ مثلاً سیاهان بهندرت حق رأی پیدا میکردند.
🔻نویسنده پس از ادامۀ شرح مختصرش از تاریخچۀ فمینیسم، به سه سؤال پاسخ میدهد:
۱) چرا در تاریخ، حیطۀ عمومی مختص مردان بود؟
۲) علتِ جایگاه نازل زنان چه بود؟
۳) عامل تغییر انقلابیِ جایگاه زنان در جهان مدرن چه بود؟
سپس به سنجشِ ادعایِ رایجِ «استفاده ابزاری از زنان» در جهانِ سرمایهداری میپردازد و در ادامه، به بیان «تضاد فمینیسم با آزادی» میپردازد. او همچنین تفکیکی میان «مطالباتِ حداقلی و اساسیِ زنان در ایران و خاورمیانه» با «جنبش فمینیسم در جهان» قائل میشود و نقد اصلی را بر مواضع غیرعقلانی دومی، که آن را یک «ایدئولوژی آزادیستیز» فهم میکند، وارد میداند.
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۱۶ واژه
#نقد_چپ #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
Telegraph
چرا فمینیست نیستم ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟
مهرپویا علا به نظرم در هر موضوعی، بهجای برچسبزنی متقابل، بهتر است هر جریانی، یا اصلاً هر فردی، سعی کند نظرش را کمی مفصلتر و با «عبارات شفاف» بنویسد و توضیح دهد، چرا با فلان چیز مخالف یا موافق است. این کارِ آدمهاییست که دکان باز نکردهاند و واقعاً دغدغۀ…
نقدآگین
📘جامعۀ دوقطبی: پروپاگاندای نظام توتالیتر ✍🏻 #مجتبا_نجفی 🍂 این «جنگِ مردم با مردم» نیست، این صورتبندی، غلطترین صورتبندی ممکن است. این تصویر، تصویر مقاومت مدنی شهروندی در برابر سیستم زور است و این روحانی، نمایندۀ سیستم زور است و خانم قمی، نمایندۀ یک اکثریت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM