رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارت‌های اندیشیدن)
2.57K subscribers
445 photos
92 videos
31 files
376 links
ویژه والدین و تسهیلگران

الهام فخرایی
مدرس- کوچ مهارتهای شناختی- روانشناختی
تفکر، یادگیری و تسهیلگری
دکتری فلسفه تعلیم و تربیت
دانش‌آموخته درمانگری

پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C

برای دریافت لینک خرید اشتراک دوره‌های آفلاین و مشاوره به پشتیبانی پیام دهید.
Download Telegram
🔻متن کاوی
در ستایش گوناگونی


و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.
و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ، این همه سبز.
صبح‌ها نان و پنیرک بخوریم.
و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام.
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت.
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی‌آید
و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست.
و کتابی که در آن یاخته‌ها بی بعدند.

و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد.
و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون.
و بدانیم اگر کرم نبود، زندگی چیزی کم داشت.
و اگر خنج نبود، لطمه می‌خورد به قانون درخت
و اگر مرگ نبود، دست ما در پی چیزی می‌گشت.

و بدانیم اگر نور نبود، منطق زنده پرواز دگرگون می شد.
و بدانیم که پیش از مرجان، خلائی بود در اندیشه دریاها.

و نپرسیم کجائیم،
بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را.
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست؟
و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است.
و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی، چه شبی داشته‌اند.

پشت سر نیست فضایی زنده،
پشت سر مرغ نمی‌خواند.
پشت سر باد نمی‌آید.
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است.
پشت سر روی همه فرفره‌ها خاک نشسته است.
پشت سر خستگی تاریخ است.
پشت سر خاطره موج به ساحل صدف سرد سکون می‌ریزد.
سهراب سپهری

مفاهیم:
جامعه، جامعه رویانی، مدارا، تسامح، تنوع، تکثر، گوناگونی، یکسان سازی، توقف، تهدید، فرصت، رشد، منابع انسانی، گذر، بخشودن، آینده، پویایی، پذیرش، تعصب، تبعیض و ...

می توانید جامعه ایران یا سایر کشورهایی که از موهبت و مهارت تنوع فرهنگی و قومی برخوردار هستند را به بحث بگذارید و همزمان کاوشگری چندجانبه داشته باشید.

برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
👍21
Bella Ciao Farsi ~ Musico.IR
Unknown Artist ~ Musico.IR
🔻کاوشگری چندجانبه درباره برابری
با ترانه "خاک این گندم"

گفتگو و #کاوشگری_هنری یکی از محرک‌های شناختی است که می توانید آن را با انواع کاوشگری ها ترکیب کنید.

قطعه پیشنهادی الهام گرفته از آهنگ مشهور "بلاچو" یا "خداحافظ ای زیبا" است که در زمان جنگ جهانی دوم توسط پارتیزان ها خوانده می‌شد. به تدریج این آهنگ به نماد مبارزه آزادی خواهانه پارتیزان ها تبدیل شد.

بلا چاو در اصل ترانه ای بود که کارگران فصلی مزارع گندم و زنان دهقان شالیزارهای ایتالیا از اواخر قرن نوزدهم با متن‌های مختلفی زمزمه می‌کردند. مضمون این ترانه، جوانی زودگذر و سختی کار در مزارع بود.
آهنگ را بشنوید و درباره حسی که از آن دریافت می کنید، با هم گفتگو کنید.

مفاهیم:
عدالتخواهی، آزادگی، خشونت، بی‌تفاوتی، عدالت، همبستگی، برتری، برابری، #قانون، برتری نژادی، قومی، طبقاتی، جورج فلوید و ...

#الهام_فخرایی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
🔥2
درس های فلسفه سیاسی برای کودکان: چه کسی شهر را نجات می دهد؟

(درباره کتاب "فیل ماکارون")
الهام فخرایی

هر جایی که پای حق و حقوق و مسئولیت وسط می آید، می توان مباحث فلسفه سیاسی را هم چاشنی اش کرد. اما اینکه نویسنده ای تا این اندازه مستقیم و در عین حال درست به مساله شهر، حقوق مدنی، فردی و … و مناسب برای کودکان پرداخته باشد، تحسین برانگیز است.

مشکل شهر
در کتاب” فیل ماکارون” یا noodlephant با فیلی دوست داشتنی آشنا می شویم که عاشق ماکارونی است. غذایی که اغلب بچه ها دوستش دارند و بنابراین خیلی خوب می توانند با شخصیت اصلی داستان همراه شوند.

شهری که “جیکوب کریمر” توصیف می کند، یک مشکل اساسی دارد:

در این شهر فقط و فقط کانگوروها حکومت و قانون وضع می‌کنند. آن هم قانون های عجیب و غریبی که اصلا با عقل جور در نمی‌آید و صرفا منافع کانگوروها را حفظ می کند
مثلا “شنا در دریا فقط مخصوص کانگوروها است” یا “فقط آنها حق بازدید از باغ پروانه ها را دارند”. از همه مهمتر “فقط کانگوروها می توانند قانون وضع کنند”. هر کسی هم که از دستوراتشان سرپیچی کند، بلافاصله دستگیر و به باغ وحش منتقل می شود.

البته در این شهر علاوه بر کانگوروها و فیل ماکارون، انواع و اقسام حیوانات زندگی می کنند و از آنجایی که حریف کانگوروها نمی شوند، با شرایط کنار آمده اند.
مثلا به جای شنا در دریا از شلنگ آب برای خنک شدن استفاده می کنند یا به جای بازدید از باغ پروانه ها، شب پره های دور تیر چراغ برق را تماشا می کنند! همین اندازه طنزآمیز ولی قابل درک.

بله، اهالی شهر جیکوب کریمر در برابر کانگوروها در انفعال کامل هستند
با این حال سعی می کنند با امکانات باقی مانده اوقات خوشی داشته باشند. دور هم جمع می شوند. مهمانی می گیرند و خلاصه خودشان را از تک و تا نمی اندازند.

تا اینکه یکی از کانگوروها فیل را موقع خرید لوازم پخت و پز مهمانی می بیند و قانون جدیدی وضع می کند:

“فیل ها فقط باید خار و خاشاک بخورند”.

جالب نیست؟ انگار تحت هیچ عنوان نباید آب خوش از گلوی فیل ها پایین برود.

خب، حالا فیل داستان ... [ادامه در اینجا]

در همین رابطه بخوانید:
درسهای فلسفه سیاسی: دشمن عزیز
مجله برنامه فلسفه برای کودکان

#فیل_ماکارون
#فلسفه_سیاسی
#کنشگری_مدنی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
🔥2🙏1
🔻 "راست روشن" وزیر
(درس های فلسفه سیاسی برای کودکان و نوجوانان)


به مناسبت روز نظامی 🍃
شاعر چیره‌دست ایران که سرود:
"همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل"


در این جستارها به زبانی ساده به مفاهیم سیاسی و اجتماعی می پردازیم.

گفتگو درباره قطعه های پیشنهادی یکی از انواع محرک های گفتگوی فلسفی است که می توانید با توجه به موضوعات و مسائل روز جهان مورد استفاده قراردهید.

در قطعه زیر برخی از این مفاهیم را بازیابی و ‌معرفی می کنیم:

📌قطعه پیشنهادی: وزارت "راست روشن"

در هفت پیکر می خوانیم که "بهرام گور" مدتی برای استراحت، از اداره مملکت فاصله می گیرد و آن را به وزیرش "راست روشن" می سپارد.

اما وقتی باز می گردد، متحیر می ماند که چه بر سر مردم و مملکت آمده؟!

اما بخوانیم که "راست روشن" با همکاری قاضی چه کرده بود و چه باوری داشت:


دیو باشد، رعیت گستاخ
چون گذاری، نهند پای فراخ

جهد آن کن که از سیاست خویش
نشکنی رونق ریاست خویش

نفریبی به آشنائی کس
کس خود تیغ خودشناسی و بس

شه به امید ماست باده پرست
من قلم دارم و تو تیغ به دست

از تو قهر آید و ز من تدبیر
هر که گویم گرفتنی است، بگیر

محتشم را به مال، مالش کن
بی درم را به خون، سگالش کن

نیک و بد هر دو هست، بر تو حلال
از بدان، جان ستان، ز نیکان، مال


خوار کن خلق را به جاه و به چیز
تا بمانی به چشم خلق عزیز

چون که رعیت، زبون و خوار بود
ملک، پیوسته برقرار بود


تا به حدی، خواری از حد برد
هیچکس را به هیچ کس نشمرد

در ستمکارگی، پی افشردند
می‌گرفتند و خانه می‌بردند

در ده و شهر ، جز نفیر نبود
سخنی جز، گرفت و گیر نبود

تا در آن مملک به اندک سال
هیچکس را نه ملک ماند و نه مال


همه را راست روشن از کم و بیش
راست و روشن ستد به رشوت خویش

از زر و گوهر و غلام و کنیز
در ولایت نماند کس را چیز

اوفتاد از کمی نه از بیشی
محتشم‌تر کسی به درویشی

خانه‌داران ز جور خانه بران
خانه خویش مانده بر دگران

شهری و لشگری ز جان بستوه
همه آواره گشته کوه به کوه

در نواحی نه گاو ماند و نه کشت
دخل را کس فذالکی ننوشت

چون ولایت خراب شد حالی
دخل شاه از خزانه شد خالی

جز وزیری که خانه بودش و گنج
حاصل کس نبود جز غم و رنج

منظومه هفت پیکر 
نظامی گنجوی

این نمونه را می توانید برای نوجوان ها در قالب یک طرح درس پیاده کنید. از آنها بخواهید نمونه های واقعی را در اخبار روز نقاط مختلف جهان با هم مقایسه کنند.

مفاهیم:
اختلاس، عدالت، امانت، وزارت، رعیت، مسئولیت، امتیاز، مقام، رانت، آزادگی، دادخواهی، زنهار خواری، بی تفاوتی، انفعال، خاموشی، عدل، شرع، عرف، قانون مداری، فلسفه سیاسی، دموکراسی، برابری، قانون، قانون مندی، فلسفه اخلاق، درستی، خوب، بد و ...

می توانید درباره تبارشناسی برخی از واژه ها نیز با بچه ها گفتگو کنید.


پرسش از شما
- چرا جای این ادبیات در کتاب های درسی و زندگی روزمره ما خالی است؟ اگر باشد، چه کمکی به ما می کند؟

- به نام وزیر دقت کردید؟

#الهام_فخرایی

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.

#سواد_سیاسی
#فلسفه_سیاسی
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_اجتماعی

#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
👏3👍1
اندکی از همه چیز


هی می‌خواهم از صبح چیزی برای روز دختر بنویسم. برای دخترهای نوجوانم که هربار گپ‌و‌گفت و دیدنشان، شوق دوبارهٔ زندگی به من می‌بخشد، برای سارینا اسماعیل‌زاده و آن آگاهی و فهم غریب و تازه‌اش، برای شور زندگی جاری شده در جان‌ها و خیابان‌ها، برای شجاعت بی‌نظیری که در مشت‌های گره‌کرده‌شان و در صدای رسایشان هویدا شده، برای مادرهای جوانی که عمرشان را گذاشته‌اند پای آگاهی و بالندگی کودکانشان و مخصوصا دخترها. چیزی باید می‌نوشتم و تقدیم می‌کردم به مادر سارینا اسماعیل‌زاده، که چنین دختر آگاه و زنده‌‌ای تربیت کرده بود. متنفرم از این فعل زشت بود. و همین فعل بود نگذاشت بنویسم تا شب شد.

همین‌طور که چند روز است می‌خواهم چیزی برای مرضیه، شاگرد افغانستانی‌ام بنویسم که در بمب‌گذاری دوزخیان در مدرسه‌اش، در حاشیه کابل، پرپر شد. برای مرضیه که عاشق نوشتن است (نمی‌خواهم از فعل بود استفاده کنم) و آرزو داشت روزی یک رمان بنویسد.
ساعت‌های زیادی به این صفحه از دست‌خط مرضیه خیره شدم که در آن لیست آرزوهایش (بعد، خط زده و نوشته اهداف) را نوشته است. مگر می‌توانم دیگر آرزوی سفر به شهرهای جهان دور و نزدیک را داشته باشم؟ مگر می‌توانم دیگر به نوشتن رمان فکر کنم؟ همهٔ رمان‌های جهان فدای آن خندهٔ مهربان تو دخترجان. مگر می‌توانم چیزی بنویسم و مرثیه نشود؟

کاشکی به الیف شافاک دسترسی داشتم و ازش می‌خواستم برای این طرفدار شهیدش، متنی بنویسد؛ اما حالا نه از سر ناچاری که از سر اندوهی صمیمانه، از همهٔ شما دوستان نویسنده‌ای که این صفحه را دنبال می‌کنید، تقاضا می‌کنم به یاد مرضیه و آرزویش که نوشتن رمان است، اگر می‌توانید یک داستان تک صفحه‌ای و بدون استفاده از فعل بود، بنویسید و مرا هم منشن کنید تا با هم یک رمان خلق کنیم و به نام مرضیه، تقدیمش کنیم به او، فقط به او که آفتاب است.

رمان مرضیه می‌تواند این‌گونه آغاز شود:

اندکی از همه چیز

در این عکس همه دارند می‌خندند. معلوم نیست به عکاس یا به حرف بامزه‌ای که یک نفر از توی جمعیت زده. در عکس بعدی چند بچه دارند از تنه یک درخت بالا می‌روند. درخت احتمالا درخت سیبی، چیزی باشد. شاید هم بچه‌ها نه از پی چیدن میوه که می‌روند توپشان را از لای شاخه‌های درخت بیاندازند پایین. در یکی دیگر از عکس‌ها مردی جنازه‌ دخترش را که چه‌قدر سبک شده است، داخل آمبولانس بالا کرده و گریه می‌کند. انگار تازه یادش آمده باشد که فاصله‌ مدرسه تا شفاخانه، که خیلی کوتاه است؛ باید آن شب کل شهر را با آمبولانس می‌رفته تا گریه‌اش بند بیاید...

#مرضیه
#افغانستان
#هزاره
#StopHazaraGenocide


رضا عبدی
آدابِ سرباختن
اندکی از همه چیز هی می‌خواهم از صبح چیزی برای روز دختر بنویسم. برای دخترهای نوجوانم که هربار گپ‌و‌گفت و دیدنشان، شوق دوبارهٔ زندگی به من می‌بخشد، برای سارینا اسماعیل‌زاده و آن آگاهی و فهم غریب و تازه‌اش، برای شور زندگی جاری شده در جان‌ها و خیابان‌ها، برای…
🔻فکرتان هست؟!

برای #مرضیه

نمی‌دانم رمان مرضیه چطور شروع خواهد شد، (فکرتان هست که قرار نیست از "بود" و زمان گذشته استفاده کنم) اما شاید این طور بنویسد:

دخترک همان‌طور که بالای بام نشسته بود، گرهی را که به موهایش زده بود، باز کرد. باد پیچید لابلای موها و  موها پیچیدند به رویش ... عطر هوا را بیشتر حس کرد‌، پوستش خنک شد.

دوباره یادش افتاد که تا باز شدن مکتب چند روز بیشتر نمانده است. زن‌ها  و دخترها باید با برقع بیرون می‌رفتند. سختش بود اما دلش برای مکتب تنگ شده بود.  همه چیز را از پیش آماده کرده بود‌ و دلش می‌شد تا زودتر در کتابچه‌اش بنویسد. در کتاب خط بکشد و داستان‌های تازه در کتابخانه بخواند.

تازه به جز اینها معلمش هم بود که دوباره برایشان از فیلم‌ها، موزیم‌ها، نویسنده‌ها و مشاهیر حرف بزند. تمام تابستان کارش همین بود که دیگرها اینجا بنشیند و خیالبافی کند. هر بار خودش را می‌گذاشت به جای یکی از آنها.

مثلا همین حالا وانمود می‌کرد نوجوانیِ الیف شافاک است که روی پشت بام خانه نشسته و منظره کابل را وقت غروب تماشا می‌کند. از فکرش یک لبخند بزرگ روی لبش نشست.

بعد همه اینها را در کتابچه‌اش نوشت.

از راه زینه که پایین می‌رفت گوش‌هایش تیز شنیدن صدای اخبار شد:
حق رفتن به مکتب از دختران سلب شد!

#الهام_فخرایی

پ.ن
- معادل‌های افغانستانی را دوست نازنینم سرکارخانم زینب بیات پیشنهاد دادند.
فکرتان هست: حواستان هست
رویش: صورتش
دلش می‌شد: دلش می رفت
کتابچه‌اش: دفترش
موزیم: موزه
دیگرها: عصرها
زینه: راه پله



#مرضیه
#افغانستان
#هزاره
#StopHazaraGenocide
شما هم برای مرضیه بنویسید و برای معلمش بفرستید. داستان مرضیه را در صفحه معلمش رضا عبدی بخوانید.

بازنشر: هشت مارس؛ روز جهانی زن


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
👍53
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارت‌های اندیشیدن)
🔻ثبت نام کوچینگ خصوصی پاییز برنامه ریزی برای رشد و توسعه فردی ویژه نوجوان به مدت یک فصل گروه سنی "سیزده تا هجده سال" خصوصی آنلاین + غیر حضوری این دوره یک سرمایه گذاری ویژه برای رشد شخصیت #نوجوان ها است. شروع دوره: ۲۵ شهریور ماه چیزهایی که در مدرسه…
اعلان پایانی #کوچینگ
ویژه نوجوان‌ها

دوره سه ماهه کوچینگ که در تابستان شروع کردیم، امروز تمام شد. ضمن سپاس از همراهی‌تان، لطفا وقت بگذارید و چند خطی درباره دریافتی که از این دوره داشتید، تغییراتی که تجربه کردید و هر نکته‌ای که به عنوان بازخورد لازم می‌دانید، بنویسید و برای اکانت پشتیبانی ارسال کنید. 👇

@Asist_RadioP4C
سپاس
الهام فخرایی

#کوچینگ
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
آینه‌های روبرو

مشغول گوش دادن به فایل صوتی یکی از اساتید هستم، مجری نشست توضیح می‌دهد که ایشان یکی از پژوهشگران برجسته در حوزه آثار فکری فلان فیلسوف هستند.

مشتاقانه منتظرم سخنرانی شروع شود ...
سخنران اینطور شروع می‌کند:
"این فیلسوف یکی از چیزترین چهره‌های فلسفه است!"

(به خودم می‌گویم که خب پیش می‌آيد، یک لحظه احتمالا کلمه مناسب به ذهنش نرسیده)

کمی بعدتر می‌گوید:
"خیلی از متفکرها رو می‌شناسم که آثار این فیلسوف رو به عنوان یه کتابی چیز می‌کنند که عمق داره!"

و بعدتر:
"این فیلسوف در نقد کردن همیشه آداب رو رعایت می‌کنه و اینطور نیست که چیز کنه! می‌دونید که چیز کردن در ایران خیلی رایج هست ..."

احوال من= ؟!
فایل را متوقف می‌کنم.

به نظرم آدمی که خوب فکر می‌کند، می‌تواند خوب حرف بزند و بنویسد

هر سه‌ی اینها روی هم تاثیر دارند و هر کدام آینه دیگری‌اند و ای کاش در مدرسه و دانشگاه به جای خیلی از واحدهای من‌درآوردی و بی‌حاصل، مهارت‌های لازم و اساسی را آموزش می‌دادند.

پ.ن
این متن را گمانم دو سال پیش در کانال یادداشت‌های شخصی‌ام نوشتم، اما با شنیدن برخی نطق‌های رسمی ماه‌ها و هفته‌های اخیر، به نظرم رسید شاید به آن استاد فلسفه که شرحش رفت، زیادی سخت گرفته‌ام. هم به خودش و هم به آنها که شنونده سخنرانی‌اش ماندند.

خودتان مقایسه کنید:
«این منطقه دارای یک تمدنی است که به بلندای تاریخ جلوه‌های تمدنی فرهنگی در این منطقه از جلوه‌های روشن منطقه ماست، لذا ما منطقه‌ی دارای تمدن هستیم.»

#الهام_فخرایی

#یادداشت
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4c
@RadioP4c
👍21👏1
متن کاوی درباره #وطن

آه ایران عزیز!
سرزمین زرخیز!
تو چه زیبا هستی!
چه فریبا هستی!
از دو سر بر دریا
راه خود باز کنی
سر به دریا زده‌ای
پا به دریا کردی
توی دریاهایت
هست نعمت بسیار
توی دریای خزر
یا که در آب خلیج
که بُوَد نام دل‌انگیزش فارس

نام زیبایِ مقدّس
که برازنده‌تر از هر نامی است
تا جهان باقی و دریا و خلیجی باقیست

آه ایران عزیز!

داده‌ای جای در آغوش خود
این مردم خوب
مردمی خوب و صبور
عاشق میهن خود

عاشق کشور ایران عزیز

سرزمین زرخیز!

سرزمینی که به فرهنگ جهان خدمت کرد
به هنر رونق داد علم و دانش گسترد
مولوی، سعدی و حافظ پرورد
زاد فردوسی را
زاد و پرورد به دامن، خیّام
زاد بیرونی را، بوعلی سینا را

این زمین پاکان
زادگاه مردان
خاک پاک #ایران


نهراسیم برای حفظت ز خطر یا مشکل
آه ایران عزیز!


گروه سنی: دبستان

برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی

تکمیلی:
«خلیج فارس» بیش از دو هزار سال است که از زمان امپراتوری هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ پیش از میلاد) مورد استفاده قرار می‌گیرد. نام این خلیج در متون لاتین و یونانی نیز از نام "پارس" گرفته شده؛ امپراتوری‌ بزرگی که ایران امروزی را در بر می‌گرفت.

نام «خلیج فارس» همواره پابرجا خواهد ماند.

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
👍41
آری یا نه؟

من متخصص علوم سیاسی نیستم، اما سعی می کنم مهارت های تفکر را تمرین و تمرین کنم و به عنوان فردی دانش آموخته و علاقه مند به این حوزه، این روزها سعی میکنم با چشمها و گوش های بازتری اطرافم را تحلیل کنم.

به نظرم این روزها، شاهد یکی از بهترین دوران هایی هستیم که "خردپذیری ارتباطی" در جامعه بیشتر نمود پیدا کرده، هر چند هنوز نمی توانم با قطعیت بگویم که در کجای شیب رو به قله قرار داریم.

هابرماس بحثی دارد که هر وقت یک گروه یا دقیق‌تر، جامعه به فهم متقابل برسند، می‌توانند عمل متقابل هم داشته باشند و با گفتگو در حوزه‌های مهم اجتماعی و سیاسی تغییر و کنش ایجاد کنند و اوضاعی که در آن واقع شده‌اند را به چالش بکشند.

اما این توانایی لزوما از دل رخدادهای بزرگ درنمی آید، ما بارها و بارها در طول زندگی روزمره فرصت نه گفتن و نقد داریم و اگر درست عمل و تمرین کرده باشیم، مهارت خودتاملی را کسب می‌کنیم و آن وقت، در بزنگاه‌ها درست تر تصمیم می‌گیریم. نه اینکه تصمیم‌های دیگری و دیگران را نیازموده، بپذیریم و اجرا کنیم.

مثال بزنم: آخرین بار که شاهد نادیده گرفتن حقوق دیگری بودید، چه واکنشی نشان دادید؟ اعتراض کردید؟ نقد کردید؟ کنش یا واکنشی داشتید؟ یا نه، نقد، اعتراض، کنش و واکنش شما فقط محدود به مواردی بوده که منافع شما مستقیما تهدید شده؟ یا حتی در این موارد هم نه؟

خودتاملی و تمرین مداوم کمک می‌کند تا در بزنگاه‌ها تصمیم درست بگیریم و توانایی تولید و بازتولید دیدگاه های بدیل را داشته باشیم و تسلیم روابط قدرت نشویم؛ حالا این روابط قدرت می‌خواهد رئیس اداره باشد، معلم مدرسه باشد، فلان اندیشمند، سلبریتی یا حتی یک آزارگر خیابانی یا... باشد و آن که سرکوب می‌شود، ما باشیم یا دیگری. اگر درست تمرین کرده باشیم، تسلیم نمی‌شویم و دیدگاه‌های بدیل می‌سازیم.

اینجاست که گوش به زنگ و دنباله رو جریان غالب نمی شویم، غالبی که برای هر کسی می تواند متفاوت باشد، مثلا من دلبسته فلان هستم و تو دلبسته بهمان و گاهی حتی بدون اینکه بخواهیم یا بدانیم و بدون آزمودن، با هم برخورد می کنیم، حذف می کنیم، دور می شویم یا به شکل دو خط موازی، امکان ارتباط و گفتگو را از دست می دهیم.

به جای اینها بهتراست معیارها را جستجو کنیم. معیار بخواهیم و تا می توانیم سوال مطرح کنیم و شرایط دیگر، گزینه های دیگر و جواب های ممکن دیگر را مطرح و بررسی کنیم و به این ترتیب به سلامت یا با آسیب کمتر به مطلوب برسیم.

#الهام_فخرایی

پ.ن
متن را از آرشیو سال گذشته کانال یادداشت‌های شخصی ام برداشتم. اما از قرار هنوز تاریخ انقضای متن نرسیده است!

#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4c
@RadioP4c
👍11
به درک که ...

گاهی واقعا متحیر می شوم که بعضی از ما تا چه حد در اخلاق، تقسیم بندی های خودی و غیرخودی داریم.

یعنی تا وقتی ماجرا یک جوری به ما ربطی پیدا می کند، اخلاق موضوعیت دارد، اما اگر مثلا پای مخالف ما یا از آن بدتر و رقت انگیزتر، جناح سیاسی مقابل ما در میان باشد به درک ... !

مثالی که یک موردش هم زیاد است!

به درک که به زندان افتاد، به درک که به زندگی خصوصی اش سرک کشیده شد، به درک که روی زمین کشانده شد، به درک که به جای نقد حرفی که زده بود، شخصیت و شرافتش را زیر سوال بردیم، آخيش! دلمان خنک شد ...

به نظرم در این بحث، اغلب یک مغالطه اتفاق میفتد، انسان ها به عنوان یک انسان، موجود و یک شهروند، حقوق برابر و قابل احترام دارند، ولی عقاید لزوما محترم نیست.

به عبارتی اساسا عقاید من مساوی من نیست. فهم همین موضوع به ظاهر ساده، کمک می‌کند در نقد ایده ها و افکار به انسان حمله نکنیم، حقوق انسانی را نفی نکنیم، به دنبال حذفش نباشیم، گاهی تا حدی که حتی حق حیات را بخواهیم ازش سلب کنیم یا با این خط کشی های حقیرانه خودمان را توجیه کنیم!

بعضی به اصطلاح پویش ها، اخبار، کنش و کامنت ها را که میبینم، واقعا نگران می شوم. نگران "به درک ..." هایی که حواسمان هست و نیست!

اخلاق‌مداری و نفی خشونت را به نرخ روز ترجمه نکنیم، همین!

#الهام_فخرایی

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4c
@RadioP4c
👍101
🔻 ثبت نام کوچینگ نوجوان
ویژه "سیزده تا نوزده سال"

آنلاین
با طراحی اختصاصی ویژه هر نوجوان
برنامه‌ای برای رشد و توسعه فردی
ویژه نوجوان‌ها


یک سرمایه‌گذاری ویژه برای شخصیت سالم #نوجوان ها

چیزهایی که در مدرسه یاد نمی‌دهند، ولی زندگی نوجوان‌ها را می‌سازد!


برای اطلاعات بیشتر درباره رزومه راهنما و ثبت نام پیام دهید به:
@Asist_RadioP4C



📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
این دوره را به والدین معرفی و به نوجوان‌ها هدیه کنید. ساختن نیاز به زمان دارد، زودتر شروع کنیم!



#کوچینگ
#نوجوان_توانمند
#کوچینگ_نوجوان
#نقشه_راه_زندگی_من
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
👍5
Forwarded from هشت دقیقه
جای خالی دخترک در عکس دسته جمعی کلاس!

این یادداشت را برای این می نویسم که از معلم کلاس چهارم برای درس امروز قدردانی کنم. شما امروز مقنعه تک تک بچه ها را به شکلی روی سرشان تا زدید که حتی یک تار مو بیرون نباشد تا بعدش به عنوان جایزه یک عکس دسته جمعی از بچه‌ها بگیرید.

نمی دانم چقدر این کار وقت شما و کلاس را گرفت، اما ارزشش را داشت. می دانید چرا؟

چون از کلاس سی نفری، یک دانش‌آموز اجازه این کار را به شما نداد و از بودن در عکس محروم شد. امروز وقتی با گریه ماجرا را تعریف کرد، پرسیدم: "اگر دوباره این اتفاق تکرار بشه، اجازه میدی تا مقنعه ات رو به اون شکل تا بزنند تا بتونی توی عکس باشی؟" با چشم های اشک آلود جواب داد: "نه"

راستش وقتی ازش می خواستیم که بدون فکر کردن و تا دلیل درستی کاری برایش مشخص نشده، انجامش ندهد، فکرش را هم نمی کردیم که در چنین موقعیتی، این قدر شجاعانه فکر کند، تصمیم بگیرد و پای انتخابش بایستد.

سقراط قرن ها پیش گفته بود: " زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد." و دخترک تمرین می‌کند تا زندگی اش را بررسی کند.

از شما سپاسگزاریم. امیدوارم این یادداشت به دست شما و آنها که شبیه شما فکر می‌کنند، برسد.

#زندگی_در_سایه_دانایی
#مدرسه_نوشت
#هزاروچهارصدویک

@Sayeyedanaee
👍14👏8🕊1
آبانگان (جشن‌هاي ایرانی برای کودکان)
الهام فخرایی

آبانگان برابر با روز دهم آبان برگزار می شود. قدمت این جشن به دو هزار سال قبل و الهه آناهید برمی‌گردد که در ایران باستان نگهبان آب‌های روان بوده است. طبق افسانه‌های ایرانی، آناهید یا آناهیتا، فرشته آب های جهان، گوشواره ای چهارگوش به گوش‌هایش آويزان می‌کند. تاجی با ستاره‌ی هشت گوش بر سر، كفش‌هایی درخشان در پا و بالاپوشی زرین بر دوش می اندازد و با ارابه ای که چهار اسب سفید آن را حمل می کنند، از آبها محافظت می کند. اسب‌ها نماد ابر، باران، برف و تگرگ هستند.

چرا آبانگان؟
برخی شروع جشن آبانگان را به پیروزی ایرانی ها در جنگ با توران و افراسیاب نسبت می دهند. “زو” (پسر تهماسب) دستور داد کاریزها و نهرهایی که در جنگ ویران شده بود، را لایروبى کنند. با جاری شدن دوباره رودها، مردم آمدن آب را جشن گرفتند...

هنوز هم آب در فرهنگ ایرانی، جایگاه ویژه ای دارد؛ مثلا اگر ناخواسته آبى بریزد، مى‌گویند آب روشنایى است یا برای بدرقه مسافر آب به زمین مى‌پاشند تا به سلامت و زود از سفر برگردد، همین‌طور موقع استقبال از عزیزان، زمین را آب پاشی می‌کنند. حتی باور به اینکه آب ناخواسته و یا نطلبیده، مراد است، همه نشانگر احترام و ارزشى است که ایرانی ها از دیرباز برای آب قائل بودند.

فعالیت‌ها و آیین‌ها:
ابتدا با کودکان درباره ... [ادامه مطلب را در این لینک بخوانید؛ ویژه کاربران دوره "طرح‌درسهای جشن‌های ایرانی برای کودکان و نوجوانان"]

برای لینک اشتراک دوره به پشتیبانی پیام دهید.
@Asist_RadioP4C



#الهام_فخرایی

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.


#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
👍5
با سلام
کانال به مدت سه روز فعالیت، به روز رسانی و پشتیبانی نخواهد داشت.
سپاس
مانا باشید
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
👍84👎2🙏1
🔻یکی داستانست، پر آب چشم!

در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که پیکر سهراب جوان تشییع شد:

پس آنگه سوی زابلستان کشید
چو آگاهی از وی به دستان رسید

همه سیستان پیش باز آمدند
به رنج و به درد و گداز آمدند

چو تابوت را دید دستان سام
فرود آمد از اسپ زرین ستام

تهمتن پیاده همی رفت پیش
دریده همه جامه دل کرده ریش

گشادند گردان سراسر کمر
همه پیش تابوت بر خاک سر

همی گفت زال اینت کاری شگفت
که سهراب گرز گران برگرفت

نشانی شد اندر میان مهان
نزاید چنو مادر اندر جهان

همی گفت و مژگان پر از آب کرد
زبان پر ز گفتار سهراب کرد

چو آمد تهمتن به ایوان خویش
خروشید و تابوت بنهاد پیش

ازو میخ برکند و بگشاد سر
کفن زو جدا کرد پیش پدر

تنش را بدان نامداران نمود
تو گفتی که از چرخ برخاست دود

مهان جهان جامه کردند چاک
به ابر اندر آمد سر گرد و خاک

همه کاخ تابوت بد سر به سر
غنوده به صندوق در، شیر نر...

بپوشید بازش به دیبای زرد
سر تنگ تابوت را سخت کرد

همی گفت اگر دخمه زرین کنم
ز مشک سیه گردش آگین کنم

چو من رفته باشم نماند بجای
وگرنه مرا خود جزین نیست رای

یکی دخمه کردش ز سم ستور
جهانی ز زاری همی گشت کور...

#شاهنامه_بخوانیم

مفاهیم: سوگ، پیوند، جان، زندگی، جوان، راستی، آزادگی ...

برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.

#الهام_فخرایی

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
💔2
🔻استعاره متاستاز اجتماعی

می خواهم از یک اصطلاح پزشکی کمک بگیرم و درباره یک پدیده اجتماعی بنویسم.

همه ما در طول زندگی فقط فرصت استفاده از یک بدن را داریم، بدنی که تک تک اعضایش آنقدر حیاتی و ارزشمند هستند که تا حدامکان نمی‌شود و نباید آن‌ها را از دست داد. البته گاهی بیماری تا حدی یک عضو را درگیر می‌کند که ناچاریم با آن عضو خاص خداحافظی کنیم. اما اگر این بیماری عضوهای مجاور را هم درگیر کرده باشد، چطور؟ آنوقت در اصطلاح پزشکی ما با متاستاز روبروییم!

حالا برگردیم به جامعه؛ جامعه هم حکم یک پیکر را دارد، همه نهادها و اعضای حقوقی و حقیقی آن هم در حکم اندام‌های این پیکرند.

اگر یک عضو کارش را درست انجام ندهد، هنوز راهی هست، اما اگر شبکه به هم پیوسته‌ای از ناکارآمدی و بدکارکردی ساخته باشیم، چطور؟! آن‌وقت امیدی هست؟!

البته همیشه امیدی هست، اما این متن برای من به منزله یک هشدار است. به گمان من سلامت پیکره جامعه ما در خطر است؛ در خطر فروپاشی کالبد!

نشانه‌ها البته فراوانند. برای من یکی از مهمترین نشانه‌ها، غیبت "امید" است و اینکه خلاف همه این سالها انگیزه‌ای برای "تغییر" از طریق رای دادن در خودم نمی‌بینم.

شاید این پست خوبی برای روز شنبه نباشد. شاید هم بتواند مقدمه‌ای برای شروع شنبه‌ای جدید باشد. راهکار شما برای مقابله با پدیده متاستاز اجتماعی چیست؟

پ.ن
این یادداشت را سه سال قبل نوشتم، با این تفاوت که حالا می‌توانم دو نکته را به آن اضافه و اصلاح کنم:

۱. متاستازی که درباره‌اش نوشته بودم، نه در پیکره جامعه که در پوسته اتفاق افتاده بود، پیکره یکپارچه و پویاست و می‌تواند (هر چند نه به آسانی) پوسته را از تن بیفکند و پوست‌اندازی کند.

۲. "امید" غایب نیست.

#الهام_فخرایی
#شخصی_نوشت

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
👍52👌2👎1
🔻نه به خشونت علیه زنان، چرا؟

#25نوامبر_روز‌جهانی‌منع‌خشونت‌علیه‌زنان است. سازمان ملل هر سال تصویری را برای این روز انتخاب می‌کند؛ روزی که به "روز نارنجی" مشهور است و با شعار "جهان را نارنجی کن" معرفی می‌شود.

اما آیا برای نارنجی‌کردن جهان انگیزه‌ای داریم؟ آیا لازم است حتما زن باشیم یا زنی که مورد خشونت واقع‌شده تا خشونت را نقد کنیم؟ اصلا حمایت از چنین روزی، چه فایده ای دارد؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها کمی به عقب برمی‌گردیم: تجربهٔ عضوی از این جهان بودن و متولد شدن.

تجربه‌ای که قطعا خاطره‌ای از آن نداریم، اما می‌دانیم که نقطهٔ آغازین پیوند هر کودکی با جهان، مادر است؛ به‌طور مشخص دورهٔ جنینی و در بهترین حالت ۳ سال آغاز زندگی؛ دوره‌ای که طبق یافته‌های علمی اساس شخصیت کودک در آن شکل می‌گیرد.

با این توضیح بیایید زنی را در نظر بگیریم که در معرض خشونت بوده یا هست، زنی که بخاطر جنسیتش جدی گرفته نمی‌شود، از حقوق انسانی محروم می‌شود، از امکانات کافی برای زیست برخوردار نیست، زنی که نیازها و ویژگی‌های ناشی از زن بودنش طرد و تحقیر می‌شود، زنی که مورد آزار جسمی قرار می‌گیرد، زنی که به رسمیت شناخته نمی شود، زنی که در بدن خلاصه می شود یا به بدن تقلیل داده می شود؛ زنی که فقط در نقش ها و چارچوب های از پیش تعریف شده مطلوب است و...

زنی که در چنین جهانی زیسته چطور می‌تواند فضایی امن برای بالیدن کودکان فراهم کند؟ چنین کودکی چطور می‌تواند از سلامت روانی و چه بسا جسمانی برخوردار باشد؟! آیا تامین امنیت در راس نیازهای انسان و حقوق کودک قرار ندارد؟ و آیا چنین کودکی چه دختر و چه پسر می‌تواند ضامن حفظ صلح در آینده و پرورش کودکانی خواهان و عامل به صلح باشد؟

البته قرار نیست همه زنان مادر باشند یا خشونت را فقط برای مادران نفی کنیم، اما قطعا زنان نیروی اصلی پرورش دهندهٔ و مراقبت اند؛ به طور خاص چون کودک با مادر و مراقبت گره خورده است.

نه به خشونت علیه زنان، در واقع پاسخ مثبتی به صلح برای کودکان است؛ کودک دختر و پسر امروز و بزرگسالان فردا

حمایت از زنان، حمایت از زندگی است و به پیشواز صلح برای جهان رفتن.

پس برای صلح، جهان را نارنجی کن!
#الهام_فخرایی

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
4👍1
🔻فوتبال و فلسفه ورزی درباره مشاهیر

این روزها جام جهانی فوتبال به عنوان یک رویداد ورزشی در سطح جهانی در حال برگزاری است. در این رویداد نمایندگان ملت ها در فوتبال روبه‌روی هم قرار می‌گیرند و رقابت می‌کنند.

شاید برخی‌ کشورها بعد از نیم قرن امکان حضور در این رقابت‌ها را پیدا کرده باشند. شاید برخی همیشه در صدر بودند و ناگهان در ورزش غافلگیرانه فوتبال، جایگاه این نماینده‌ها تغییر کند، یکی صعود کند و دیگری حذف شود. اما همانطور که می‌دانید این فقط یک رویداد ورزشی نیست. بلکه به این ترتیب هر کشوری این فرصت را دارد تا در قالب یک تیم، حضورش را به نمایش بگذارد.

حس میهن دوستی و تعلق به یک جغرافیای خاص هم به موازات این رقابت، قابل ردیابی است؛ چون میهن دوستی فقط ناشی از متولد شدن در مختصات جغرافیایی خاص نیست. همه ما با مجموعه‌ای از آنچه در یک فرهنگ خاص شکل می‌گیرد، متولد شده و رشد می‌کنیم. هیچکدام از ما امکان زیستن در یک بستر تهی و خنثی را نداریم، همه ما تاثیر می‌گذاریم و تأثیر می‌پذیریم. این جریان به خصوص از کوچکترین امور روزمره تا وضعیت‌های مرزی و کلیدی را پوشش می‌دهد؛ نه یا بله گفتن به مرگ و زندگی، شکست یا پیروزی، حقیقت یا دروغ، شرمندگی یا افتخار، رو به میهن یا رو به دشمن و ...

چرا درباره این موضوع گفتگو کنیم؟
به دو دلیل:
۱. ما نیازمند تمرکز زدایی هستیم؛ تمرکززدایی به معنای فاصله گرفتن از عواطف و احساسات تکانشی و کنش‌های شخصی شده خود و همزمان به بحث گذاشتن پرسش‌هایی در مورد اینکه چه چیزی درست یا نادرست است؟ هر جوابی که ما به این سوال‌ها می‌دهیم باید در برابر یک مخاطب شایسته‌تر و بزرگتر و مخالفت‌های جدید محک زده شود.

۲. این روزها تیم فوتبال به عنوان نماینده ملی ما در جام جهانی حضور دارد و هنوز بسیاری از ما نوعی سردرگمی را تجربه می‌کنیم:

پرسش ها:
آیا می‌توانم از این تیم حمایت کنم؟ آیا حضور آنها برای ما و برای وطن است؟ آیا عملکرد فردی و جمعی تیم قابل تفکیک است؟ آیا خواسته‌هاي من تحت تأثیر بازی رسانه، قدرت یا ایدئولوژی قرار گرفته؟ آیا باور من پیشاپیش مصادره و تلقین شده یا بعد از روندی که در بالا تعریف شد، انتخابش کرده‌ام؟ چطور می‌توانم در طرف ارزش‌هایم بایستم و همزمان جایی برای این افتخار پیدا کنم؟ آیا می‌توانم از نمایندگی بازیکن ملی بودن و هواداری در برابر مصادره شدن، مراقبت کنم؟ چگونه می‌توانم بدون احساس گناه، شادی و سوگواری را در کنار هم داشته باشم؟ آیا می‌توانم ظرفیت‌های متفاوت روانی و اجتماعی را برای کنش افراد به رسمیت بشناسم؟ چطور می‌توانم از پیروزی تیم خوشحال باشم و همزمان ارزش‌ها را نمایندگی کنم؟ این تیم چه پیشینه‌ای دارد؟ چه پیام‌هایی را به من منتقل کرده؟ پیام‌های ضمنی و صریح؟ چه امکاناتی برای انتقال پیام و نمایندگی وطنش دارد؟ نه فقط امکاناتی که من تصور میکنم، بلکه امکاناتی که در توان اعضا است؟ آیا می‌توانم این فرصت را به خودم و قهرمان‌های ملی بدهم؟ چه کسی از وضعیت فعلی منتفع می‌شود؟ آیا قهرمان‌ها همه شبیه به هم هستند؟ آیا #سرمایه‌های_اجتماعی را می‌شود به سادگی بی‌ارزش کرد؟ چگونه قهرمان‌ها به‌عنوان ‌بازیگران اجتماعی می‌توانند در برابر استعمار اندیشه و عملشان توسط سیستم‌هایی که با پول یا قدرت هدایت می‌شوند، مقاومت کنند؟ آیا اخذ نگرش اخلاقی کمکی می‌کند؟...

قهرمان ملی
گفتگو درباره قهرمان‌های ملی از موضوعاتی است که در اجتماع پژوهشی کاربرد دارد، گفتگو درباره چهره‌های ماندگار که برای یک ملت خاطره سازی می‌کنند. همینطور می‌توانید مفاهیم مقابل آن را هم بررسی و روند قرار گرفتن در دو سر طیف را به بحث بگذارید.

برای این منظور می‌توانید از جملات، آثار، حوادث مهم، فعالیت‌ها، موضع‌گیری‌ها و اندیشه‌های و... منسوب به این افراد یا نمونه‌های تاریخی جهانی که ورزش در خدمت اهداف یا افراد غیراخلاقی قرار گرفته است (مانند تیم فوتبال شالکه، المپیک و آلمان نازی) استفاده کنید. [قطعه پیشنهادی را در سایت ببینید.]

این تمرین علاوه بر اینکه مجموعه‌ای از اهداف فبک نظیر تفکر نقادانه، خلاق، مراقبتی، مهارت های گفتگو و ... را پوشش می‌دهد، همزمان کارکرد مثبتی در هویت سازی و آشنایی با فرهنگ اصیل و ادای احترام به چهره‌های ماندگار میهن خواهد داشت.

با #طرح_درس_مشاهیر، سرمایه‌های اجتماعی را به بچه‌ها معرفی و سهمی کوچک به اندازه خودمان به میهن ادا کنیم.


#الهام_فخرایی
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر

پ.ن
این یادداشت لزوما برای آموزش یک طرح درس نیست، بلکه برای در میان گذاشتن ایده و پرسش‌هایی است که به خصوص در این روزها به دفعات با آن مواجهم، گرچه می‌توانید و پیشنهاد می‌کنم حتما یک جلسه را به این موضوع اختصاص دهید.


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر


@Radiop4C
@RadioP4C
2👏2