Forwarded from گفتوشنود
گفتوگو با یک متعصب
طرحی از اسد بیناخواهی
لینک وبسایت:
https://tolerance.tavaana.org/fa/conversation-with-a-fanatic
#گفتگو_توانا #تعصب_مذهبی #مدارا #رواداری
@Dialogue1402
طرحی از اسد بیناخواهی
لینک وبسایت:
https://tolerance.tavaana.org/fa/conversation-with-a-fanatic
#گفتگو_توانا #تعصب_مذهبی #مدارا #رواداری
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تعصبهای گروهی چگونه به وجود میآیند؟
دکتر حسن باقرنیا میگوید: وجود ترس در انسان سبب میشود تا او همواره در جستجوی امنیت باشد، آنگاه برای رهایی از ناامنی ممکن است در هر گروه اجتماعی عضو شود تا احساس کند حمایت میشود.
برای رهایی از تعصب باید بیندیشیم که آیا عضویت ما در گروه کورکورانه است یا اینکه مبتنی بر سنجش و ارزیابی است.
مشارکت در گروه با مشایعت گروه متفاوت است؛ در مشارکت الزاماً همه هنجارهای گروه پذیرفته نمیشود اما در مشایعت یک نوع همنوایی و اطاعت صرف وجود دارد که فرد هرگز این جسارت را ندارد که هنجارهای غیر منطقی و غیر اخلاقی گروه را زیر سوال ببرد.
او در نهایت این سوال را میپرسد که؛ مسلمانی شما در کدام دسته قرار میگیرد؟ مشارکت یا مشایعت؟ حل شدن در گروه یا حفظ فردیت؟
#تعصب #مدارا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دکتر حسن باقرنیا میگوید: وجود ترس در انسان سبب میشود تا او همواره در جستجوی امنیت باشد، آنگاه برای رهایی از ناامنی ممکن است در هر گروه اجتماعی عضو شود تا احساس کند حمایت میشود.
برای رهایی از تعصب باید بیندیشیم که آیا عضویت ما در گروه کورکورانه است یا اینکه مبتنی بر سنجش و ارزیابی است.
مشارکت در گروه با مشایعت گروه متفاوت است؛ در مشارکت الزاماً همه هنجارهای گروه پذیرفته نمیشود اما در مشایعت یک نوع همنوایی و اطاعت صرف وجود دارد که فرد هرگز این جسارت را ندارد که هنجارهای غیر منطقی و غیر اخلاقی گروه را زیر سوال ببرد.
او در نهایت این سوال را میپرسد که؛ مسلمانی شما در کدام دسته قرار میگیرد؟ مشارکت یا مشایعت؟ حل شدن در گروه یا حفظ فردیت؟
#تعصب #مدارا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
«چرا هندو نیستید؟ چون تصادفا در آمریکا به دنیا آمدید، نه هند. اگر در هند بزرگ شده بودید، هندو میشدید.»
این جملهای است از ریچارد داوکینز، اندیشمند و دانشمند خداناباور انگلیسی که در یک پرسش و پاسخ با یک زن جوان مسیحی از نقش عامل تصادف و مکان تولد در باورمندی انسانها به ایمان مذهبی میگوید.
تاریخ بشر نشان داده است ایمان مذهبی همواره بخشی از زندگی انسانی بوده است. شاید سخت باشد که حیات انسان را بدون ایمان بتوان تصور کرد.
اما در عین حال انسانها عمیقا نیازمند همزیستی مسالمتآمیز هستند.
به بیان دیگر، اگر بتوان گفت دستکم عدهای از انسانها برای برخورداری از احوال بهتر نیازمند ایمان به امر متعالی هستند، این را نیز میتوان مدعی شد که انسانها برای یک دنیای بهتر نیازمند رواداری و مدارا با یکدیگر هستند.
طبعا رواداری و مدارای مذهبی نیازمند بنمایههای ساختاری و فرهنگی است؛ از دولت حامی حقوق شهروندان گرفته تا گسترش درکی مداراجویانه از ایمان مذهبی.
اما اساسا درک مداراجویانه از ایمان مذهبی را چگونه میتوان ایجاد کرد؟
به نظر میرسد یکی از راههای ایجاد درک مداراجویانه از مذهب، فروتنی در ایمان است.
به همان مکالمه ریچارد داوکینز با زن جوان مومن به آیین مسیحیت برگردیم.
داوکینز خداناباور در پاسخ به پرسش زن جوان، مبنی بر احتمال اشتباهبودن باورهای داوکینز، به او یادآوری میکند احتمال اشتباهبودن باورهای مسیحیت و هر آیین مذهبی دیگری هم وجود دارد.
داوکینز همچنین یادآوری میکند که کاملا ممکن است اگر این زن جوان در یک کشور غیرمسیحی به دنیا آمده بود، باوری غیرمسیحی میداشت.
به این مکالمه نگاه کنیم:
پس اگر امکان اشتباهبودن هر نوع ایمان و باور – چه مذهبی و چه غیرمذهبی – وجود دارد، و پس اگر عامل شانس در نوع ایمان ما این اندازه پررنگ است، چرا بر نوع باور خود تعصب خرج کنیم و تلاش کنیم آن را به زور به دیگران بقبولانیم؟
آیا ما نیازمند فروتنی در ایمان خود نیستیم؟ آیا ما نیازمند درک دیگرانی نیستیم که به دلیل مکان تولد متفاوت، ایمان متفاوتی از ما دارند؟ آیا ما نیازمند این نیستیم که بپذیریم شاید نگاه ما اشتباه باشد؟
آیا چنین درکی خود راهی به سوی پذیرش مدارا و رواداری با دیگری نیست؟
وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/humility-in-faith/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=iXmCeJ0ZlME
#گفتگو_توانا #فروتنی_مذهبی #تعصب_مذهبی #استبداد_مذهبی #حقوق_خداناباوران
این جملهای است از ریچارد داوکینز، اندیشمند و دانشمند خداناباور انگلیسی که در یک پرسش و پاسخ با یک زن جوان مسیحی از نقش عامل تصادف و مکان تولد در باورمندی انسانها به ایمان مذهبی میگوید.
تاریخ بشر نشان داده است ایمان مذهبی همواره بخشی از زندگی انسانی بوده است. شاید سخت باشد که حیات انسان را بدون ایمان بتوان تصور کرد.
اما در عین حال انسانها عمیقا نیازمند همزیستی مسالمتآمیز هستند.
به بیان دیگر، اگر بتوان گفت دستکم عدهای از انسانها برای برخورداری از احوال بهتر نیازمند ایمان به امر متعالی هستند، این را نیز میتوان مدعی شد که انسانها برای یک دنیای بهتر نیازمند رواداری و مدارا با یکدیگر هستند.
طبعا رواداری و مدارای مذهبی نیازمند بنمایههای ساختاری و فرهنگی است؛ از دولت حامی حقوق شهروندان گرفته تا گسترش درکی مداراجویانه از ایمان مذهبی.
اما اساسا درک مداراجویانه از ایمان مذهبی را چگونه میتوان ایجاد کرد؟
به نظر میرسد یکی از راههای ایجاد درک مداراجویانه از مذهب، فروتنی در ایمان است.
به همان مکالمه ریچارد داوکینز با زن جوان مومن به آیین مسیحیت برگردیم.
داوکینز خداناباور در پاسخ به پرسش زن جوان، مبنی بر احتمال اشتباهبودن باورهای داوکینز، به او یادآوری میکند احتمال اشتباهبودن باورهای مسیحیت و هر آیین مذهبی دیگری هم وجود دارد.
داوکینز همچنین یادآوری میکند که کاملا ممکن است اگر این زن جوان در یک کشور غیرمسیحی به دنیا آمده بود، باوری غیرمسیحی میداشت.
به این مکالمه نگاه کنیم:
پس اگر امکان اشتباهبودن هر نوع ایمان و باور – چه مذهبی و چه غیرمذهبی – وجود دارد، و پس اگر عامل شانس در نوع ایمان ما این اندازه پررنگ است، چرا بر نوع باور خود تعصب خرج کنیم و تلاش کنیم آن را به زور به دیگران بقبولانیم؟
آیا ما نیازمند فروتنی در ایمان خود نیستیم؟ آیا ما نیازمند درک دیگرانی نیستیم که به دلیل مکان تولد متفاوت، ایمان متفاوتی از ما دارند؟ آیا ما نیازمند این نیستیم که بپذیریم شاید نگاه ما اشتباه باشد؟
آیا چنین درکی خود راهی به سوی پذیرش مدارا و رواداری با دیگری نیست؟
وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/humility-in-faith/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=iXmCeJ0ZlME
#گفتگو_توانا #فروتنی_مذهبی #تعصب_مذهبی #استبداد_مذهبی #حقوق_خداناباوران
Dialog Project
لزوم فروتنی در ایمان - Dialog Project
«چرا هندو نیستید؟ چون تصادفا در آمریکا به دنیا آمدید، نه هند. اگر در هند بزرگ شده بودید، هندو میشدید.» این جملهای است از ریچارد داوکینز، اندیشمند و دانشمند خداناباور انگلیسی که در یک پرسش و پاسخ با یک زن جوان مسیحی از نقش عامل تصادف و مکان تولد در باورمندی…
👍34👌3💯3
Forwarded from گفتوشنود
افراط گرایی مذهبی؛ زمینهساز تضعیف مشارکت شهروندان در فرایند تصمیمگیری
اعتماد ملی یکی از بزرگترین شاخصههای یک نظام دموکراتیک و پیشرفته است.
بر این اساس است که برخی نویسندگان اعتماد ملی را مرتبط با رشد اقتصادی کشور نیز میدانند. به عنوان نمونه داریوش همایون گفته بود: «اعتماد در زندگی ملی نقش اساسی دارد. اگر کمترینهای از اعتماد در جامعه نباشد نهادهای سیاسی و مدنی لازم برای دمکراسی به قدرت کافی نمیرسد و رشد اقتصاد کند میشود».
در چنین وضعیتی است که ترویج افراط گرایی مذهبی میتواند دقیقا در جهت عکس عمل کند و موجب تضعیف نظام دموکراتیک و مشارکت شهروندان در فرایند تصمیمگیری شود: «به این دلیل که بسیاری از افراد از هراس از خشم نیروهای افراطی است که از بیان عقاید خود به صورت آزادانه پرهیز میکنند».
آیا نمیتوان یکی از دلایل کمشور بودن انتخابات ریاست جمهوری کنونی در ایران را افراط گرایی مذهبی جمهوری اسلامی دانست؟
نظر شما چیست؟
#گفتگو_توانا #افراط_گرایی #تعصب_مذهبی #انتخابات_ریاست_جمهوری
@Dialogue1402
اعتماد ملی یکی از بزرگترین شاخصههای یک نظام دموکراتیک و پیشرفته است.
بر این اساس است که برخی نویسندگان اعتماد ملی را مرتبط با رشد اقتصادی کشور نیز میدانند. به عنوان نمونه داریوش همایون گفته بود: «اعتماد در زندگی ملی نقش اساسی دارد. اگر کمترینهای از اعتماد در جامعه نباشد نهادهای سیاسی و مدنی لازم برای دمکراسی به قدرت کافی نمیرسد و رشد اقتصاد کند میشود».
در چنین وضعیتی است که ترویج افراط گرایی مذهبی میتواند دقیقا در جهت عکس عمل کند و موجب تضعیف نظام دموکراتیک و مشارکت شهروندان در فرایند تصمیمگیری شود: «به این دلیل که بسیاری از افراد از هراس از خشم نیروهای افراطی است که از بیان عقاید خود به صورت آزادانه پرهیز میکنند».
آیا نمیتوان یکی از دلایل کمشور بودن انتخابات ریاست جمهوری کنونی در ایران را افراط گرایی مذهبی جمهوری اسلامی دانست؟
نظر شما چیست؟
#گفتگو_توانا #افراط_گرایی #تعصب_مذهبی #انتخابات_ریاست_جمهوری
@Dialogue1402
👍15
Forwarded from گفتوشنود
صفحه گفتوشنود را دنبال کنید: @dialogue1402
«چرا هندو نیستید؟ چون تصادفا در آمریکا به دنیا آمدید، نه هند. اگر در هند بزرگ شده بودید، هندو میشدید.»
این جملهای است از ریچارد داوکینز، اندیشمند و دانشمند خداناباور انگلیسی که در یک پرسش و پاسخ با یک زن جوان مسیحی از نقش عامل تصادف و مکان تولد در باورمندی انسانها به ایمان مذهبی میگوید.
طبعا رواداری و مدارای مذهبی نیازمند بنمایههای ساختاری و فرهنگی است؛ از دولت حامی حقوق شهروندان گرفته تا گسترش درکی مداراجویانه از ایمان مذهبی.
اما اساسا درک مداراجویانه از ایمان مذهبی را چگونه میتوان ایجاد کرد؟
به نظر میرسد یکی از راههای ایجاد درک مداراجویانه از مذهب، فروتنی در ایمان است.
به همان مکالمه ریچارد داوکینز با زن جوان مومن به آیین مسیحیت برگردیم.
داوکینز خداناباور در پاسخ به پرسش زن جوان، مبنی بر احتمال اشتباهبودن باورهای داوکینز، به او یادآوری میکند احتمال اشتباهبودن باورهای مسیحیت و هر آیین مذهبی دیگری هم وجود دارد.
داوکینز همچنین یادآوری میکند که کاملا ممکن است اگر این زن جوان در یک کشور غیرمسیحی به دنیا آمده بود، باوری غیرمسیحی میداشت.
برای تماشای ویدئو و مشاهده متن کامل موضوع بالا به وبسایت گفتوشنود بروید:
https://dialog.tavaana.org/humility-in-faith/
#گفتگو_توانا #فروتنی_مذهبی #تعصب_مذهبی #استبداد_مذهبی #حقوق_خداناباوران
@dialogue1402
«چرا هندو نیستید؟ چون تصادفا در آمریکا به دنیا آمدید، نه هند. اگر در هند بزرگ شده بودید، هندو میشدید.»
این جملهای است از ریچارد داوکینز، اندیشمند و دانشمند خداناباور انگلیسی که در یک پرسش و پاسخ با یک زن جوان مسیحی از نقش عامل تصادف و مکان تولد در باورمندی انسانها به ایمان مذهبی میگوید.
طبعا رواداری و مدارای مذهبی نیازمند بنمایههای ساختاری و فرهنگی است؛ از دولت حامی حقوق شهروندان گرفته تا گسترش درکی مداراجویانه از ایمان مذهبی.
اما اساسا درک مداراجویانه از ایمان مذهبی را چگونه میتوان ایجاد کرد؟
به نظر میرسد یکی از راههای ایجاد درک مداراجویانه از مذهب، فروتنی در ایمان است.
به همان مکالمه ریچارد داوکینز با زن جوان مومن به آیین مسیحیت برگردیم.
داوکینز خداناباور در پاسخ به پرسش زن جوان، مبنی بر احتمال اشتباهبودن باورهای داوکینز، به او یادآوری میکند احتمال اشتباهبودن باورهای مسیحیت و هر آیین مذهبی دیگری هم وجود دارد.
داوکینز همچنین یادآوری میکند که کاملا ممکن است اگر این زن جوان در یک کشور غیرمسیحی به دنیا آمده بود، باوری غیرمسیحی میداشت.
برای تماشای ویدئو و مشاهده متن کامل موضوع بالا به وبسایت گفتوشنود بروید:
https://dialog.tavaana.org/humility-in-faith/
#گفتگو_توانا #فروتنی_مذهبی #تعصب_مذهبی #استبداد_مذهبی #حقوق_خداناباوران
@dialogue1402
❤24👌5👍3
Forwarded from گفتوشنود
نصرت کریمی میگوید که وقتی انقلاب شد به من گفتند که برای نوشتن سناریوی فیلم «محلل» باید دست راستت قطع شود و برای بازی و کارگردانی این فیلم هم باید خودت اعدام شوی!
نصرت کریمی از هنرمندان سینمای پیش از انقلاب اسلامی که بسیاری از مردم او را برای بازی در سریال محبوب «داییجان ناپلئون» در نقش «آقاجان» (پدر سعید راوی داستان) میشناسند، چند فیلم هم ساخت و کارگردانی کرد که دو تای آنها از دید تماشاگران و هم منتقدان سینما، موفقیت بسیاری کسب کرد. این دو فیلم که خود کریمی در آنها نقش اول را ایفا کرد، یکی «درشکهچی» بود و دیگری فیلم «محلل.» هر دوی این فیلمهای کمدی مایههای نقادانه داشتند و مناسبات اجتماعی و باورهای متعصبانه مذهبی را به بوته نقد میگذاشتند.
در مجموعهای که خانواده نصرت کریمی در کانال یوتیوبی – به همین نام – از او انتشار دادهاند، پیرمرد سینمای ایران که مانند بسیاری از هنرمندان دیگر همه جایگاه خود را با انقلاب اسلامی از دست داد، نشسته و از زندگی حرفهای خود میگوید. هنر قصهگویی این هنرمند فقید را در همین مجموعه هم میتوان دریافت. از نکات بسیار جالب، آموزنده و البته تاسفبار، ماجرای فیلم «محلل» است که هم قبل انقلاب اسلامی و هم بعد آن، دردسرهای فراوانی برای او ایجاد کرد. به ویژه که تهیهکننده این فیلم، مهدی میثاقیه، بهایی بود و همین هر دوی آنها را در معرض حملات بیرحمانه اسلامگرایان قرار داد.
در فقه اسلامی، مردی که زن خود را سه بار طلاق داده باشد، دیگر اجازه بازگشت به او ندارد. این قاعده جایی تخصیص میخورد که زن سابق او، با کس دیگری وصلت کرده باشد و آن وصلت هم – به هر دلیلی – بدفرجام بوده باشد. در این صورت، امکان شرعی زندگی دوباره با آن زن سابق هست. مردی که در زمان فیمابین با آن زن، مدتی در قید ازدواج بوده است، «محلل» نامیده میشود. این واژه که تحتالفظی به معنای «حلکننده مشکل» است، از این حیث به این مرد اطلاق میشود که امکان رجوع دوباره پس از «طلاق ثلاثه» را عملا فراهم میکند. اما – چنانکه کریمی در این مجموعه در دفاع از پیام فیلم خود میگوید – همین امکان فقهی، زمینه را برای فساد دفاتر ازدواج فراهم کرده بوده است: برخی سردفترداران کسی را به عنوان «محلل» معرفی میکردهاند که فقط یک شب به طور صوری با زنی که سه بار طلاق داده شده، ازدواج کند و یک شب هم اجازه همخوابگی داشته باشد، به شرط آنکه فردا زن را طلاق دهد تا شوهر سابق او بتواند شرعا دوباره با او ازدواج نماید!
از اولین کسانی که به فیلم «محلل» (ساخته شده در ۱۳۵۰) واکنش نشان داد و به حکم بهایی بودن مالک استودیوی فیلمسازی میثاقیه، اتهاماتی سنگینی متوجه سازندگان فیلم کرد، مرتضی مطهری بود…
برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتشنود مراجعه کنید:
https://dialogue.tavaana.org/nosrat-karimi/
#رواداری #تعصب #گفتگو
@dialogue1401
نصرت کریمی از هنرمندان سینمای پیش از انقلاب اسلامی که بسیاری از مردم او را برای بازی در سریال محبوب «داییجان ناپلئون» در نقش «آقاجان» (پدر سعید راوی داستان) میشناسند، چند فیلم هم ساخت و کارگردانی کرد که دو تای آنها از دید تماشاگران و هم منتقدان سینما، موفقیت بسیاری کسب کرد. این دو فیلم که خود کریمی در آنها نقش اول را ایفا کرد، یکی «درشکهچی» بود و دیگری فیلم «محلل.» هر دوی این فیلمهای کمدی مایههای نقادانه داشتند و مناسبات اجتماعی و باورهای متعصبانه مذهبی را به بوته نقد میگذاشتند.
در مجموعهای که خانواده نصرت کریمی در کانال یوتیوبی – به همین نام – از او انتشار دادهاند، پیرمرد سینمای ایران که مانند بسیاری از هنرمندان دیگر همه جایگاه خود را با انقلاب اسلامی از دست داد، نشسته و از زندگی حرفهای خود میگوید. هنر قصهگویی این هنرمند فقید را در همین مجموعه هم میتوان دریافت. از نکات بسیار جالب، آموزنده و البته تاسفبار، ماجرای فیلم «محلل» است که هم قبل انقلاب اسلامی و هم بعد آن، دردسرهای فراوانی برای او ایجاد کرد. به ویژه که تهیهکننده این فیلم، مهدی میثاقیه، بهایی بود و همین هر دوی آنها را در معرض حملات بیرحمانه اسلامگرایان قرار داد.
در فقه اسلامی، مردی که زن خود را سه بار طلاق داده باشد، دیگر اجازه بازگشت به او ندارد. این قاعده جایی تخصیص میخورد که زن سابق او، با کس دیگری وصلت کرده باشد و آن وصلت هم – به هر دلیلی – بدفرجام بوده باشد. در این صورت، امکان شرعی زندگی دوباره با آن زن سابق هست. مردی که در زمان فیمابین با آن زن، مدتی در قید ازدواج بوده است، «محلل» نامیده میشود. این واژه که تحتالفظی به معنای «حلکننده مشکل» است، از این حیث به این مرد اطلاق میشود که امکان رجوع دوباره پس از «طلاق ثلاثه» را عملا فراهم میکند. اما – چنانکه کریمی در این مجموعه در دفاع از پیام فیلم خود میگوید – همین امکان فقهی، زمینه را برای فساد دفاتر ازدواج فراهم کرده بوده است: برخی سردفترداران کسی را به عنوان «محلل» معرفی میکردهاند که فقط یک شب به طور صوری با زنی که سه بار طلاق داده شده، ازدواج کند و یک شب هم اجازه همخوابگی داشته باشد، به شرط آنکه فردا زن را طلاق دهد تا شوهر سابق او بتواند شرعا دوباره با او ازدواج نماید!
از اولین کسانی که به فیلم «محلل» (ساخته شده در ۱۳۵۰) واکنش نشان داد و به حکم بهایی بودن مالک استودیوی فیلمسازی میثاقیه، اتهاماتی سنگینی متوجه سازندگان فیلم کرد، مرتضی مطهری بود…
برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتشنود مراجعه کنید:
https://dialogue.tavaana.org/nosrat-karimi/
#رواداری #تعصب #گفتگو
@dialogue1401
❤29👍11💯3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا، تحلیلگر اجتماعی و استاد دانشگاه اخراجشده، در این ویدیو با معرفی فیلم سینمایی «موج» (The Wave)، به واکاوی بازتولید استبداد در محیطهای آموزشی میپردازد.
او میگوید: «اگر شما هم مثل من در یک نظام آموزشی استبدادی درس خوانده باشید، با جملاتی مثل "دستبهسینه بنشینید، بدون اجازه حرف نزنید، معلم را با اسم کوچک صدا نزنید" بیگانه نیستید.»
او اضافه میکند: «در این فیلم، معلمی برای اثبات اینکه جامعه همیشه مستعد بازگشت به دیکتاتوریست، یک آزمایش یکهفتهای روی دانشآموزان انجام میدهد. ابتدا با انضباط سخت شروع میکند، سپس با ایجاد هویت گروهی، تعصب، دشمنسازی و سرکوب فردیت، کلاس را به یک پادگان ایدئولوژیک تبدیل میکند.»
در انتها، دکتر باقرینیا تأکید میکند که پایان فیلم، تلخ و هشداردهنده است: «قرار بود این فقط یک تمرین درسی باشد، اما دانشآموزان دیگر نمیتوانند از نقش خود بیرون بیایند. ما هم در زندگی واقعی، چنین تجربههایی را از سر گذراندهایم؛ از صبحگاههای اجباری تا شعارهای تکراری…»
فیلم را با زیرنویس فارسی در کانال خانه آگاهی ببینید:
https://t.me/Khaneh_Agahi6/75
دکتر باقرینیا به زودی در صفحه اینستاگرام زیر درباره این فیلم با دکتر واعظ برنامه لایو خواهند داشت:
@diverse_secular_education
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#معلم #مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #فاشیسم #تعصب #فرقه #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید: «اگر شما هم مثل من در یک نظام آموزشی استبدادی درس خوانده باشید، با جملاتی مثل "دستبهسینه بنشینید، بدون اجازه حرف نزنید، معلم را با اسم کوچک صدا نزنید" بیگانه نیستید.»
او اضافه میکند: «در این فیلم، معلمی برای اثبات اینکه جامعه همیشه مستعد بازگشت به دیکتاتوریست، یک آزمایش یکهفتهای روی دانشآموزان انجام میدهد. ابتدا با انضباط سخت شروع میکند، سپس با ایجاد هویت گروهی، تعصب، دشمنسازی و سرکوب فردیت، کلاس را به یک پادگان ایدئولوژیک تبدیل میکند.»
در انتها، دکتر باقرینیا تأکید میکند که پایان فیلم، تلخ و هشداردهنده است: «قرار بود این فقط یک تمرین درسی باشد، اما دانشآموزان دیگر نمیتوانند از نقش خود بیرون بیایند. ما هم در زندگی واقعی، چنین تجربههایی را از سر گذراندهایم؛ از صبحگاههای اجباری تا شعارهای تکراری…»
فیلم را با زیرنویس فارسی در کانال خانه آگاهی ببینید:
https://t.me/Khaneh_Agahi6/75
دکتر باقرینیا به زودی در صفحه اینستاگرام زیر درباره این فیلم با دکتر واعظ برنامه لایو خواهند داشت:
@diverse_secular_education
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#معلم #مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #فاشیسم #تعصب #فرقه #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍23💯5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخش دوم معرفی فیلم موج از زاویه تحلیل روانی
کیش شخصیت چگونه به وجود میآید؟
در ناخودآگاه جمعی برخی از جوامع تمایلی به کیش شخصیت وجود دارد، همچنین انسانها گاهی برای غلبه بر ترس و اضطراب با تکیه بر مکانیزمهای دفاع روانی به کیش شخصیت متمایل میشوند رهبران نیز در این میان با دشمن سازی به کیش شخصیت دامن میزنند. ویژگیهای معلم و دانش آموز نیز در قوت گرفتن کیش شخصیت نقش دارد؛ معلمانی که نیاز به تایید دارند و دانش آموزانی که از اعتماد به نفس پایین برخورد دارند باعث پدیدآیی کیش شخصیت میشوند و بالاخره اینکه کیش شخصیت در حالات والد سرزنشگر و بالغ آلوده به والد بیشتر دیده میشود.
دکتر حسن باقرینیا، پیشتر در ویدیویی در معرفی فیلم سینمایی «موج» (The Wave)، به واکاوی بازتولید استبداد در محیطهای آموزشی پرداخته بود.
آن ویدیو را اینجا ببینید:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/91342
فیلم را با زیرنویس فارسی در کانال خانه آگاهی ببینید:
https://t.me/Khaneh_Agahi6/75
@diverse_secular_education
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#معلم #مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #فاشیسم #تعصب #فرقه #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کیش شخصیت چگونه به وجود میآید؟
در ناخودآگاه جمعی برخی از جوامع تمایلی به کیش شخصیت وجود دارد، همچنین انسانها گاهی برای غلبه بر ترس و اضطراب با تکیه بر مکانیزمهای دفاع روانی به کیش شخصیت متمایل میشوند رهبران نیز در این میان با دشمن سازی به کیش شخصیت دامن میزنند. ویژگیهای معلم و دانش آموز نیز در قوت گرفتن کیش شخصیت نقش دارد؛ معلمانی که نیاز به تایید دارند و دانش آموزانی که از اعتماد به نفس پایین برخورد دارند باعث پدیدآیی کیش شخصیت میشوند و بالاخره اینکه کیش شخصیت در حالات والد سرزنشگر و بالغ آلوده به والد بیشتر دیده میشود.
دکتر حسن باقرینیا، پیشتر در ویدیویی در معرفی فیلم سینمایی «موج» (The Wave)، به واکاوی بازتولید استبداد در محیطهای آموزشی پرداخته بود.
آن ویدیو را اینجا ببینید:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/91342
فیلم را با زیرنویس فارسی در کانال خانه آگاهی ببینید:
https://t.me/Khaneh_Agahi6/75
@diverse_secular_education
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#معلم #مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #فاشیسم #تعصب #فرقه #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍14
Forwarded from گفتوشنود
نصرت کریمی میگوید که وقتی انقلاب شد به من گفتند که برای نوشتن سناریوی فیلم «محلل» باید دست راستت قطع شود و برای بازی و کارگردانی این فیلم هم باید خودت اعدام شوی!
نصرت کریمی از هنرمندان سینمای پیش از انقلاب اسلامی که بسیاری از مردم او را برای بازی در سریال محبوب «داییجان ناپلئون» در نقش «آقاجان» (پدر سعید راوی داستان) میشناسند، چند فیلم هم ساخت و کارگردانی کرد که دو تای آنها از دید تماشاگران و هم منتقدان سینما، موفقیت بسیاری کسب کرد. این دو فیلم که خود کریمی در آنها نقش اول را ایفا کرد، یکی «درشکهچی» بود و دیگری فیلم «محلل.» هر دوی این فیلمهای کمدی مایههای نقادانه داشتند و مناسبات اجتماعی و باورهای متعصبانه مذهبی را به بوته نقد میگذاشتند.
در مجموعهای که خانواده نصرت کریمی در کانال یوتیوبی – به همین نام – از او انتشار دادهاند، پیرمرد سینمای ایران که مانند بسیاری از هنرمندان دیگر همه جایگاه خود را با انقلاب اسلامی از دست داد، نشسته و از زندگی حرفهای خود میگوید. هنر قصهگویی این هنرمند فقید را در همین مجموعه هم میتوان دریافت. از نکات بسیار جالب، آموزنده و البته تاسفبار، ماجرای فیلم «محلل» است که هم قبل انقلاب اسلامی و هم بعد آن، دردسرهای فراوانی برای او ایجاد کرد. به ویژه که تهیهکننده این فیلم، مهدی میثاقیه، بهایی بود و همین هر دوی آنها را در معرض حملات بیرحمانه اسلامگرایان قرار داد.
در فقه اسلامی، مردی که زن خود را سه بار طلاق داده باشد، دیگر اجازه بازگشت به او ندارد. این قاعده جایی تخصیص میخورد که زن سابق او، با کس دیگری وصلت کرده باشد و آن وصلت هم – به هر دلیلی – بدفرجام بوده باشد. در این صورت، امکان شرعی زندگی دوباره با آن زن سابق هست. مردی که در زمان فیمابین با آن زن، مدتی در قید ازدواج بوده است، «محلل» نامیده میشود. این واژه که تحتالفظی به معنای «حلکننده مشکل» است، از این حیث به این مرد اطلاق میشود که امکان رجوع دوباره پس از «طلاق ثلاثه» را عملا فراهم میکند. اما – چنانکه کریمی در این مجموعه در دفاع از پیام فیلم خود میگوید – همین امکان فقهی، زمینه را برای فساد دفاتر ازدواج فراهم کرده بوده است: برخی سردفترداران کسی را به عنوان «محلل» معرفی میکردهاند که فقط یک شب به طور صوری با زنی که سه بار طلاق داده شده، ازدواج کند و یک شب هم اجازه همخوابگی داشته باشد، به شرط آنکه فردا زن را طلاق دهد تا شوهر سابق او بتواند شرعا دوباره با او ازدواج نماید!
از اولین کسانی که به فیلم «محلل» (ساخته شده در ۱۳۵۰) واکنش نشان داد و به حکم بهایی بودن مالک استودیوی فیلمسازی میثاقیه، اتهاماتی سنگینی متوجه سازندگان فیلم کرد، مرتضی مطهری بود…
برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتشنود مراجعه کنید:
https://dialogue.tavaana.org/nosrat-karimi/
#رواداری #تعصب #گفتگو
@dialogue1401
نصرت کریمی از هنرمندان سینمای پیش از انقلاب اسلامی که بسیاری از مردم او را برای بازی در سریال محبوب «داییجان ناپلئون» در نقش «آقاجان» (پدر سعید راوی داستان) میشناسند، چند فیلم هم ساخت و کارگردانی کرد که دو تای آنها از دید تماشاگران و هم منتقدان سینما، موفقیت بسیاری کسب کرد. این دو فیلم که خود کریمی در آنها نقش اول را ایفا کرد، یکی «درشکهچی» بود و دیگری فیلم «محلل.» هر دوی این فیلمهای کمدی مایههای نقادانه داشتند و مناسبات اجتماعی و باورهای متعصبانه مذهبی را به بوته نقد میگذاشتند.
در مجموعهای که خانواده نصرت کریمی در کانال یوتیوبی – به همین نام – از او انتشار دادهاند، پیرمرد سینمای ایران که مانند بسیاری از هنرمندان دیگر همه جایگاه خود را با انقلاب اسلامی از دست داد، نشسته و از زندگی حرفهای خود میگوید. هنر قصهگویی این هنرمند فقید را در همین مجموعه هم میتوان دریافت. از نکات بسیار جالب، آموزنده و البته تاسفبار، ماجرای فیلم «محلل» است که هم قبل انقلاب اسلامی و هم بعد آن، دردسرهای فراوانی برای او ایجاد کرد. به ویژه که تهیهکننده این فیلم، مهدی میثاقیه، بهایی بود و همین هر دوی آنها را در معرض حملات بیرحمانه اسلامگرایان قرار داد.
در فقه اسلامی، مردی که زن خود را سه بار طلاق داده باشد، دیگر اجازه بازگشت به او ندارد. این قاعده جایی تخصیص میخورد که زن سابق او، با کس دیگری وصلت کرده باشد و آن وصلت هم – به هر دلیلی – بدفرجام بوده باشد. در این صورت، امکان شرعی زندگی دوباره با آن زن سابق هست. مردی که در زمان فیمابین با آن زن، مدتی در قید ازدواج بوده است، «محلل» نامیده میشود. این واژه که تحتالفظی به معنای «حلکننده مشکل» است، از این حیث به این مرد اطلاق میشود که امکان رجوع دوباره پس از «طلاق ثلاثه» را عملا فراهم میکند. اما – چنانکه کریمی در این مجموعه در دفاع از پیام فیلم خود میگوید – همین امکان فقهی، زمینه را برای فساد دفاتر ازدواج فراهم کرده بوده است: برخی سردفترداران کسی را به عنوان «محلل» معرفی میکردهاند که فقط یک شب به طور صوری با زنی که سه بار طلاق داده شده، ازدواج کند و یک شب هم اجازه همخوابگی داشته باشد، به شرط آنکه فردا زن را طلاق دهد تا شوهر سابق او بتواند شرعا دوباره با او ازدواج نماید!
از اولین کسانی که به فیلم «محلل» (ساخته شده در ۱۳۵۰) واکنش نشان داد و به حکم بهایی بودن مالک استودیوی فیلمسازی میثاقیه، اتهاماتی سنگینی متوجه سازندگان فیلم کرد، مرتضی مطهری بود…
برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتشنود مراجعه کنید:
https://dialogue.tavaana.org/nosrat-karimi/
#رواداری #تعصب #گفتگو
@dialogue1401
💔17👍4❤1
Forwarded from گفتوشنود
دولت بریتانیا اعلام کرد که یک صندوق جدید برای مقابله با نفرت علیه مسلمانان (ضدیت با مسلمانان) راهاندازی شده است تا پروژههای محلی را که به افزایش آگاهی و مبارزه با تعصبات علیه جوامع مسلمان اختصاص دارند، حمایت کند.
این ابتکار که توسط لرد خان، وزیر ایمان (امور دینی)، رونمایی شد، بخشی از تلاش گستردهتر دولت برای تقویت انسجام اجتماعی و محافظت از همه جوامع در برابر نفرت و تبعیض است.
این صندوق به سازمانهای مردمی و گروههای محلی کمک مالی ارائه میدهد تا برنامههایی را اجرا کنند که درک متقابل را ترویج داده و کلیشههای مضر را به چالش بکشند.
لرد خان در این باره گفت: «نفرت علیه مسلمانان در جامعه ما جایی ندارد.
این صندوق به جوامع قدرت میدهد تا علیه تعصب ایستادگی کنند و آیندهای فراگیرتر بسازند که در آن همه بتوانند با عزت و احترام زندگی کنند.»
این اعلامیه تعهد دولت به حمایت از تنوع دینی و فرهنگی در بریتانیا را نشان میدهد. جزئیات بیشتر در مورد نحوه درخواست برای این صندوق در هفتههای آینده منتشر خواهد شد.
#اسلام_هراسی #بریتانیا #تعصب #رواداری #چندفرهنگی #تنوع_دینی #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دولت بریتانیا اعلام کرد که یک صندوق جدید برای مقابله با نفرت علیه مسلمانان (ضدیت با مسلمانان) راهاندازی شده است تا پروژههای محلی را که به افزایش آگاهی و مبارزه با تعصبات علیه جوامع مسلمان اختصاص دارند، حمایت کند.
این ابتکار که توسط لرد خان، وزیر ایمان (امور دینی)، رونمایی شد، بخشی از تلاش گستردهتر دولت برای تقویت انسجام اجتماعی و محافظت از همه جوامع در برابر نفرت و تبعیض است.
این صندوق به سازمانهای مردمی و گروههای محلی کمک مالی ارائه میدهد تا برنامههایی را اجرا کنند که درک متقابل را ترویج داده و کلیشههای مضر را به چالش بکشند.
لرد خان در این باره گفت: «نفرت علیه مسلمانان در جامعه ما جایی ندارد.
این صندوق به جوامع قدرت میدهد تا علیه تعصب ایستادگی کنند و آیندهای فراگیرتر بسازند که در آن همه بتوانند با عزت و احترام زندگی کنند.»
این اعلامیه تعهد دولت به حمایت از تنوع دینی و فرهنگی در بریتانیا را نشان میدهد. جزئیات بیشتر در مورد نحوه درخواست برای این صندوق در هفتههای آینده منتشر خواهد شد.
#اسلام_هراسی #بریتانیا #تعصب #رواداری #چندفرهنگی #تنوع_دینی #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16💔6🕊2
Forwarded from گفتوشنود
مرگ بر ضد ولایت فقیه!
چرا وجود «هواداران متعصب» برای بقای جمهوری اسلامی ضروری است؟
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، تعصب فقط یک ویژگی فرهنگی نیست؛ سوخت موتور بقاست. بدون گروهی از هواداران وفادار و بیچونوچرا، حکومت نمیتواند خود را در برابر موج اعتراضها و بحرانهای سیاسی سرپا نگه دارد.
نهادهایی برای پرورش تعصب
از مدرسه و کتاب درسی گرفته تا صداوسیما و بسیج، همه برای یک هدف کار میکنند: ساختن شهروندانی که «ولایت فقیه» را مقدس بدانند و هر نقدی را خیانت بخوانند. سپاه و بسیج نه تنها نیروی نظامیاند، بلکه کارخانه تولید هویت ایدئولوژیک هستند.
پاداش وفاداری، تنبیه مخالفت
در این نظام، وفاداری سود دارد. شغلهای دولتی، امتیازات اقتصادی و موقعیتهای اجتماعی بیشتر نصیب کسانی میشود که در حلقه هواداری بمانند. در مقابل، منتقدان با محرومیت، سرکوب و حتی زندان روبهرو میشوند. این سازوکار ساده است: «اگر با ما باشی، نان و آب داری؛ اگر نه، حذف میشوی.»
رسانه یکصدا، مردم یکرنگ
صداوسیما و انبوه رسانههای حکومتی، روایت رسمی را شبانهروز تکرار میکنند. اینترنت فیلتر میشود، خبرنگار مستقل سرکوب میشود، و مخالفان به عنوان «دشمن» معرفی میشوند. در چنین فضایی، بخشی از مردم باور میکنند که حقیقت همان چیزی است که حکومت میگوید. اینجاست که هوادار متعصب به بازوی تبلیغاتی نظام بدل میشود.
هواداران بهمثابه سپر انسانی
این پایگاه وفادار فقط در رسانه حضور ندارد؛ در خیابان هم فعال است. از بسیج دانشجویی تا گروههای فشار، هر صدای مخالف را سرکوب میکنند. حکومت در لحظههای بحران، مثل اعتراضهای ۸۸ یا ۱۴۰۱، دقیقاً روی همین هواداران حساب باز میکند تا فضای عمومی را کنترل کند.
جمعبندی
برای جمهوری اسلامی، هوادار متعصب یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. بدون این ستون وفادار، تبلیغات رنگ میبازد، سرکوب پرهزینهتر میشود و بحرانها مهارناپذیر. اما جامعهای که بر پایه تعصب اداره شود، مدارا، آزادی و گفتگو را از دست میدهد و در چرخه خشونت گرفتار میماند.
#حکومت_ایدئولوژیک #تعصب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مرگ بر ضد ولایت فقیه!
چرا وجود «هواداران متعصب» برای بقای جمهوری اسلامی ضروری است؟
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، تعصب فقط یک ویژگی فرهنگی نیست؛ سوخت موتور بقاست. بدون گروهی از هواداران وفادار و بیچونوچرا، حکومت نمیتواند خود را در برابر موج اعتراضها و بحرانهای سیاسی سرپا نگه دارد.
نهادهایی برای پرورش تعصب
از مدرسه و کتاب درسی گرفته تا صداوسیما و بسیج، همه برای یک هدف کار میکنند: ساختن شهروندانی که «ولایت فقیه» را مقدس بدانند و هر نقدی را خیانت بخوانند. سپاه و بسیج نه تنها نیروی نظامیاند، بلکه کارخانه تولید هویت ایدئولوژیک هستند.
پاداش وفاداری، تنبیه مخالفت
در این نظام، وفاداری سود دارد. شغلهای دولتی، امتیازات اقتصادی و موقعیتهای اجتماعی بیشتر نصیب کسانی میشود که در حلقه هواداری بمانند. در مقابل، منتقدان با محرومیت، سرکوب و حتی زندان روبهرو میشوند. این سازوکار ساده است: «اگر با ما باشی، نان و آب داری؛ اگر نه، حذف میشوی.»
رسانه یکصدا، مردم یکرنگ
صداوسیما و انبوه رسانههای حکومتی، روایت رسمی را شبانهروز تکرار میکنند. اینترنت فیلتر میشود، خبرنگار مستقل سرکوب میشود، و مخالفان به عنوان «دشمن» معرفی میشوند. در چنین فضایی، بخشی از مردم باور میکنند که حقیقت همان چیزی است که حکومت میگوید. اینجاست که هوادار متعصب به بازوی تبلیغاتی نظام بدل میشود.
هواداران بهمثابه سپر انسانی
این پایگاه وفادار فقط در رسانه حضور ندارد؛ در خیابان هم فعال است. از بسیج دانشجویی تا گروههای فشار، هر صدای مخالف را سرکوب میکنند. حکومت در لحظههای بحران، مثل اعتراضهای ۸۸ یا ۱۴۰۱، دقیقاً روی همین هواداران حساب باز میکند تا فضای عمومی را کنترل کند.
جمعبندی
برای جمهوری اسلامی، هوادار متعصب یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. بدون این ستون وفادار، تبلیغات رنگ میبازد، سرکوب پرهزینهتر میشود و بحرانها مهارناپذیر. اما جامعهای که بر پایه تعصب اداره شود، مدارا، آزادی و گفتگو را از دست میدهد و در چرخه خشونت گرفتار میماند.
#حکومت_ایدئولوژیک #تعصب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍23❤1
Forwarded from گفتوشنود
داستان نردبانی که نمیشود تکانش داد؛ حساسیتهای ایمانی چطور کارها را پیچیده میکند
یک نردبان چوبی ساده که دهههاست بر دیوار بیرونی کلیسای مقبره مقدس اورشلیم جا خوش کرده، تبدیل به نمادی از اختلافات تاریخی فرقههای مسیحی شده است. این مقاله نشان میدهد چگونه سنتها و حساسیتهای مذهبی میتوانند حتی بر سر کوچکترین چیزها مانع توافق شوند.
📖 خواندنش نگاه تازهای به رابطه دین، قدرت و همزیستی مذهبی به شما میدهد.
این مطلب را در سایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/immovable-ladder-church-holy-sepulchre/
#ایمان #شک #تعصب #مذهب #گفتگو_توانا
داستان نردبانی که نمیشود تکانش داد؛ حساسیتهای ایمانی چطور کارها را پیچیده میکند
یک نردبان چوبی ساده که دهههاست بر دیوار بیرونی کلیسای مقبره مقدس اورشلیم جا خوش کرده، تبدیل به نمادی از اختلافات تاریخی فرقههای مسیحی شده است. این مقاله نشان میدهد چگونه سنتها و حساسیتهای مذهبی میتوانند حتی بر سر کوچکترین چیزها مانع توافق شوند.
📖 خواندنش نگاه تازهای به رابطه دین، قدرت و همزیستی مذهبی به شما میدهد.
این مطلب را در سایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/immovable-ladder-church-holy-sepulchre/
#ایمان #شک #تعصب #مذهب #گفتگو_توانا
Dialog Project
داستان نردبانی که نمیشود تکانش داد؛ حساسیتهای ایمانی چطور کارها را پیچیده میکند - Dialog Project
کلیسای مقبره مقدس (The Church of the Holy Sepulchre) نام یک مکان بسیار مهم مذهبی برای مسیحیان است. بعضی معتقدند که این کلیسا در اورشلیم، همان جایی است که عیسی مسیح دفن شده است. به همین دلیل این کلیسا از اهمیتی بسیار بالا برخوردار است و تعجبی ندارد که حساسیتهای…
👍8❤3
Forwarded from گفتوشنود
علیاکبر فالاسیری، یکی از مجتهدان بانفوذ شیراز در دوران قاجار، نمونهای آشکار از چیرگی دگماتیسم مذهبی و تعصب کور در تاریخ ایران است.
او در زمانی میزیست که روحانیون نه تنها مرجع امور شرعی بودند، بلکه با نفوذ گسترده خود بر آموزش، قضاوت و حتی زندگی فرهنگی مردم سیطره داشتند.
فالاسیری با تکیه بر همین قدرت، به یکی از نمادهای تاریک تفکر ضدفرهنگی بدل شد؛ کسی که از ترس فروپاشی ایمان مردم در برابر شعر و اندیشه حافظ، به تخریب فیزیکی یادگار او دست زد.
در روایتهای تاریخی آمده است که سه بار مردم شیراز، و بهویژه زرتشتیان، با عشق و احترام آرامگاه حافظ را بازسازی کردند، فالاسیری آن را «نشانه شرک و گمراهی» دانست و فرمان ویرانیاش را صادر کرد و حتی زمانی که ناصرالدین شاه دستور باز سازی داد روی منبر گفت: "اگر شاه هزار بار بسازد من خراب میکنم."
این رفتار نه از ایمان، بلکه از هراس ریشهدار روحانیت سنتی نسبت به اندیشه و آزادی برمیخاست.
حافظ برای آنان شاعری نبود که از خدا و عشق سخن گفته بود، بلکه خطری بود برای اقتدار نهاد دینیای که از جمود و خرافه تغذیه میکرد.
تخریب آرامگاه حافظ، تنها ویرانکردن یک بنای سنگی نبود؛ نمادی بود از نزاع دیرینه تفکر بسته با روح آزاد فرهنگ ایرانی.
فالاسیری و همفکرانش در تلاش بودند تا حافظ را از حافظه جمعی مردم پاک کنند، غافل از آنکه شعر و اندیشه را نمیتوان با کلنگ فرو ریخت.
آنچه آنان نتوانستند درک کنند، این بود که صدای حافظ از دل تاریخ برخاسته بود، و هرچند مرقدش را سهبار ویران کردند، اما نام و کلامش در جان مردم ایران جاودانه ماند.
عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسرشت
که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت
#تعصب #دگماتیسم #مرجعیت_شیعه #حافظ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
علیاکبر فالاسیری، یکی از مجتهدان بانفوذ شیراز در دوران قاجار، نمونهای آشکار از چیرگی دگماتیسم مذهبی و تعصب کور در تاریخ ایران است.
او در زمانی میزیست که روحانیون نه تنها مرجع امور شرعی بودند، بلکه با نفوذ گسترده خود بر آموزش، قضاوت و حتی زندگی فرهنگی مردم سیطره داشتند.
فالاسیری با تکیه بر همین قدرت، به یکی از نمادهای تاریک تفکر ضدفرهنگی بدل شد؛ کسی که از ترس فروپاشی ایمان مردم در برابر شعر و اندیشه حافظ، به تخریب فیزیکی یادگار او دست زد.
در روایتهای تاریخی آمده است که سه بار مردم شیراز، و بهویژه زرتشتیان، با عشق و احترام آرامگاه حافظ را بازسازی کردند، فالاسیری آن را «نشانه شرک و گمراهی» دانست و فرمان ویرانیاش را صادر کرد و حتی زمانی که ناصرالدین شاه دستور باز سازی داد روی منبر گفت: "اگر شاه هزار بار بسازد من خراب میکنم."
این رفتار نه از ایمان، بلکه از هراس ریشهدار روحانیت سنتی نسبت به اندیشه و آزادی برمیخاست.
حافظ برای آنان شاعری نبود که از خدا و عشق سخن گفته بود، بلکه خطری بود برای اقتدار نهاد دینیای که از جمود و خرافه تغذیه میکرد.
تخریب آرامگاه حافظ، تنها ویرانکردن یک بنای سنگی نبود؛ نمادی بود از نزاع دیرینه تفکر بسته با روح آزاد فرهنگ ایرانی.
فالاسیری و همفکرانش در تلاش بودند تا حافظ را از حافظه جمعی مردم پاک کنند، غافل از آنکه شعر و اندیشه را نمیتوان با کلنگ فرو ریخت.
آنچه آنان نتوانستند درک کنند، این بود که صدای حافظ از دل تاریخ برخاسته بود، و هرچند مرقدش را سهبار ویران کردند، اما نام و کلامش در جان مردم ایران جاودانه ماند.
عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسرشت
که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت
#تعصب #دگماتیسم #مرجعیت_شیعه #حافظ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊12💯7❤1👎1