آموزشکده توانا
54.9K subscribers
32.5K photos
37.9K videos
2.55K files
19.4K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر عادل، امین و آزیتا کیان‌پور در ایذه بر سر مزار میلادسعیدیان‌جو حاضر شد و با خانواده‌اش دیدار کرد

زهرا، خواهر میلاد چنین نوشت:

«حضور گرم و پر از آرامش مادر دادخواه سه فرزند قهرمان
بر مزار میلاد جان

شنیدن صدای مادر دادخواهی که سه فرزند خودش را تقدیم وطن کرد.
تمام جسمان برای مظلومیت‌شان اندوهگین شد.
غمگینم برای مادری که دیگر نای صحبت هم نداره.

چه فرزندان شجاع دلی
را از ما ناجوانمردانه گرفته‌اند.»

zahra_saeidianjou1996

#میلاد_سعیدیان_جو
#عادل_کیانپور
#آزیتا_کیانپور
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرچه زخم‌خورده‌ایم، گرچه جان‌های عزیزی از دست داده‌ایم، گرچه رنج برده‌ایم، اما ایمان داریم که اینهمه ایستادگی بی‌ثمر نخواهد بود، مردم یکپارچه و متحد خواهند شد و بساط حکومت جهل و ظلم را بخواهند چید.

نور بر تاریکی پیروز است.

.ادیت: #کمپانی_فرکانس #زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی #فرزندان_ایران #هنر_اعتراض #پاینده_ایران #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
پدر جاویدنام سپهر اعظمی، یکی از جان‌باختگان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، این روزها در بستر بیماری است. در نخستین روزهای سال نو، خانواده‌های دادخواه جاویدنامان عرفان خزائی، امیرمهدی فرخی‌پور، یلدا آقافضلی و متین نادرخانی، به رسم دیدار نوروزی و همدلی، به منزل ایشان رفتند و از او عیادت کردند.

این دیدار، نشانه‌ای از پیوند عمیق میان خانواده‌های دادخواه و تداوم راهی‌ست که فرزندان‌شان برای آن جان دادند: راه آزادی، کرامت و عدالت.

پدر سپهر، همچنان با داغ فرزند و رنج بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کند.
راه دادخواهی تنها به پیگیری حقوقی محدود نمی‌شود؛ بلکه در همدلی، در همراهی، و در زنده نگه‌داشتن یاد فرزندان آزادی‌خواه این سرزمین نیز تداوم دارد.


#دادخواهی #سپهر_اعظمی #عرفان_خزایی #امیرمهدی_فرخی_پور #یلدا_آقافضلی #متین_نادرخانی #نوروز #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
ابوالفضل عابدینی نصر، روزنامه‌نگار، فعال حقوق بشر، عضو حزب پان‌ایرانیست و زندانی سیاسی سابق، به‌طور ناگهانی و در سن ۴۲ سالگی درگذشت؛ خبری که جامعه‌ی کنشگران سیاسی، فعالان رسانه‌ای و مدافعان حقوق بشر را در بهت و اندوه فرو برد. او از جمله چهره‌هایی بود که بدون سر و صدا، اما با جدیت، سال‌ها برای آگاهی‌بخشی، افشای حقیقت، و پایداری در برابر سرکوب ایستاد.

زندگی‌اش با خطر، فشار، زندان و شکنجه گره خورد، اما روحیه‌ی مقاوم و فروتنش هرگز نشکست. هنوز علت دقیق مرگش اعلام نشده، اما برخی از نزدیکانش گفته‌اند پس از یک تصادف شدید، نهادهای امنیتی خوزستان مانع درمان کامل او شدند.

ابوالفضل از اواسط دهه ۸۰ خورشیدی به عنوان خبرنگار در حوزه حقوق بشر و مسائل کارگری فعالیت می‌کرد و به‌ویژه در بازتاب اعتراضات کارگران نیشکر هفت‌تپه نقش کلیدی داشت. روزبه بوالهری، خبرنگار رادیو فردا، درباره آشنایی‌اش با ابوالفضل نوشت: «کمک‌های او برای انعکاس صدای کارگران معترض هفت‌تپه مثال‌زدنی بود. شعار مشهور 'کارگر هفته‌ایم، گرسنه‌ایم گرسنه‌ایم' توسط او به دستم رسید.»

او به دلیل تهیه گزارش از اعتصاب کارگران، مصاحبه با رادیو فردا و اطلاع‌رسانی درباره وضعیت زندانیان سیاسی، بازداشت و به اتهاماتی چون «تبلیغ علیه نظام» و «همکاری با دولت‌های متخاصم» به ۱۱ سال زندان محکوم شد. در جریان پرونده‌اش، عمادالدین باقی با استعلام از وزارت خارجه و اداره حقوقی قوه قضائیه توانست نشان دهد که «مصاحبه با رادیو فردا» اساساً جرم نیست، و آمریکا نیز طبق نظر رسمی، دولت متخاصم تلقی نمی‌شود. این استعلام‌ها بعدها در چند پرونده مشابه هم مؤثر واقع شد.

ابوالفضل سال‌ها در زندان‌های اهواز و اوین محبوس بود. هم‌بندی‌هایش از او به عنوان یکی از اصلی‌ترین منابع اطلاع‌رسانی از درون زندان یاد می‌کنند. سیامک قادری، روزنامه‌نگار، نوشت: «شاید نام بسیاری از نام‌آوران زندان در سال‌های ۸۸ تا ۹۵ زنده نمی‌ماند اگر ابوالفضل نبود... شاید بیش از نیمی از اخبار ارسالی از زندان در آن سال‌ها کار او بود.»

او بی‌چشمداشت و بدون آن‌که نامی از خود مطرح کند، گزارش می‌نوشت، اخبار جمع می‌کرد و می‌فرستاد. قادری اضافه کرد: «فروتنی‌اش آن‌قدر زیاد بود که حتی بعد از آزادی هم حاضر نشد اعتبار آن اطلاع‌رسانی بزرگ را بپذیرد.»
«از بسیاری از جلسات و رخدادهای داخل زندان، بصورت مخفیانه فیلم و عکس گرفته بود و همان‌ها می‌توانست و یا می‌تواند برخی از نقاط مبهم آن سال‌ها را مستندا شفاف کند.
.
چندین بار به علت ایستادگی در مقابل گارد و مدیریت زندان مقاومت منجر به جرح داشت و بارها به انفرادی منتقل شد.»

ابوالفضل تنها خبرنویس نبود. به گفته‌ی محمد اولیائی‌فر، وکیل و دوست نزدیکش، او نقشی کلیدی در بین زندانیان داشت: «یا برای دیگران تلفن و رادیو فراهم می‌کرد، یا اخبارشان را به بیرون می‌رساند. پرونده‌ی کارگران نیشکر هفت‌تپه را به تنهایی به عرصه بین‌المللی رساند.»

کوهیار گودرزی نوشت: «با ضیا نبوی در زندان کارون اهواز هم‌بندی بود و نقش مهمی در انتقال دست‌نوشته‌ها داشت. در پرونده ستار بهشتی نیز درباره آثار جراحت او شهادت داد و در نتیجه به اهواز تبعید شد.»

ابوالفضل در دوره‌ای کوتاه با ستار بهشتی در یک بند بود و به روایت عمادالدین باقی، «نقش اصلی را در مستندسازی آنچه بر سر ستار آمد ایفا کرد؛ اجازه نداد فاجعه‌ای انسانی در سکوت دفن شود.»

اما او فقط خبرنگار و فعال نبود. در بند زندان، با ساده‌ترین ابزارها، وسایل الکترونیکی مانند تلویزیون یا تلفن همراه را تعمیر می‌کرد. خوش‌رو بود، اهل شوخی، و منبع امید و انرژی برای دیگران. باقی نوشت: «به شوخی به او می‌گفتم خبرگزاری بند... او با همان رادیوهای کوچک، تازه‌ترین اخبار را به دیگران منتقل می‌کرد.»

عبدالله مؤمنی نوشت: «سال‌ها در کنار هم در زندان اوین بودیم و شاهد شجاعت، صداقت و پایبندی‌اش به آرمان‌های انسانی و ملی بودیم.»

حسین رونقی هم از همراهی و همدلی‌اش گفت: «در کنار هم رنج کشیدیم، خندیدیم، اشک ریختیم، مقاومت کردیم و امید را زنده نگه داشتیم.»

شاهزاده رضا پهلوی در پیامی نوشت: «ابوالفضل تا آخرین لحظات زندگی کوتاه اما با افتخار خود، با تمام وجود به رهایی ایران از اهریمن جمهوری اسلامی باور داشت. راه او تا تحقق خواست و باورش ادامه خواهد یافت.»

عمادالدین باقی همچنین نوشت: «اهل بهره‌برداری از سابقه‌اش نبود. در خدمت رسانه‌ها و گروه‌هایی که به‌دنبال چهره‌سازی بودند قرار نگرفت. امروز ایران به این قبیل انسان‌ها بسیار نیاز دارد و هزاران افسوس که او ناگهان پر کشید.»

ابوالفضل عابدینی در آخرین توییتش نوشت:
«به یاری مردم بزرگ ایران، بساط حکومت ظلم و فساد را امسال برمی‌اندازیم و ایران را آزاد خواهیم کرد.»

یادش گرامی و نامش ماندگار

#ابوالفضل_عابدینی_نصر #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
اگر جمهوری اسلامی به جای تخاصم با آمریکا و اسرائیل، با این کشورها روابط متقابل و محترمانه داشت، وضعیت اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی ایران چقدر متفاوت می‌بود؟
شما چه فکر می‌کنید؟

جمهوری اسلامی از ابتدای تأسیس، سیاست خارجی خودش را بر پایه دشمن‌تراشی تعریف کرد. دشمنی با آمریکا و اسرائیل، هزینه‌های سنگینی به مردم ایران تحمیل کرده؛ از تحریم‌های گسترده گرفته تا انزوای جهانی و فرصت‌های اقتصادی از‌دست‌رفته. آیا مسیر دیگری ممکن بود؟
یک لحظه تصور کنید که روابط دوستانه‌ای با این کشورها داشتیم، زندگی مردم ایران چقدر تفاوت پیدا می‌کرد؟


#جمهوری_اسلامی #ایران #آمریکاستیزی #اسرائیل_ستیزی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیکر جاوید نام سارا تبریزی، زندانی سیاسی سابق، روز پنجم فروردین ماه ۱۴۰۳ در منزل پدری‌اش در تهران پیدا شد. این زن ۲۰ ساله در هفته‌های پایانی زندگی‌ از سوی ماموران امنیتی زیر فشار روانی سنگین قرار گرفته بود. او چهارم فروردین به وزارت اطلاعات احضار شده بود.

پیکر این زندانی سیاسی سابق روز دوشنبه ششم فروردین ۱۴۰۳ در شهرک اسکمان در استان تهران تشییع و به خاک سپرده شد.

سارا تبریزی روز ۲۵ آبان ۱۴۰۲ در حالی‌ که قصد سفر به انگلیس داشت، همراه یک شهروند دیگر به دست ماموران امنیتی در فرودگاه بین‌المللی «امام خمینی» تهران بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

تبریزی پس از حدود ۱۰ روز و با پایان بازجویی‌ها، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان اوین آزاد شد.

تبریزی سه روز ابتدایی بازداشت خود را در سلول انفرادی به‌سر برد و پس از آن‌که به دلیل استرس تنها بودن در انفرادی، دچار ضربان قلب بالا و فشار خون بالا شد، ابتدا به بهداری بند ۲۰۹ اوین و پس از آن به سلولی سه نفره در بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شد.

ویدیو از پوریا افضلی


#سارا_تبریزی #علیه_فراموشی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیامک بابا، جوانی از کرج، در روز ششم فروردین به دنیا آمده بود. او تنها پسر خانواده، فرزند حمیدرضا و رباب، و تکیه‌گاه پدر و مادرش بود؛ به‌ویژه مادرش که درگیر بیماری سرطان بود و سیامک همیشه در کنارش، یار و پرستارش بود.

در میانه خیزش مردمی پس از قتل مهسا امینی، سیامک در زندان قزل‌حصار کرج زندانی شد. همان دوران زندان، پدرش بر اثر اندوه سکته کرد و در شبی که قرار بود برای ملاقات با او برود، چشم از جهان بست. این ضایعه، در کنار شکنجه‌هایی که سیامک در زندان دیده بود و رد شلاق‌هایی که هنوز بر کمرش مانده بود، حال روحی‌اش را به شدت تیره کرده بود.

او در آخرین مرخصی‌اش از زندان، در صبح دوشنبه‌ای که باید بازمی‌گشت، حس غریبی داشت. گویی دلش به رفتن نبود. نان و حلیم خرید و با لبخند تلخی به مادر گفت: «بیا آخرین صبحانه‌مون رو با هم بخوریم.» در آغوش مادر گریست و هنگام رفتن، شعر «سپیده‌دم اومد و وقت رفتن» را خواند. مادر اما به امید آزادی‌اش در آینده‌ای نزدیک، با خیالی راحت بدرقه‌اش کرد.

سیامک در روز ۲۶ آذرماه ۱۴۰۱، تنها چند روز پیش از کشته شدن، به همراه دیگر زندانیان در برابر انتقال یک جوان ۲۰ ساله محکوم به اعدام به انفرادی، اعتراض کرد. صدای فریادهای آزادی‌خواهانه زندانیان در بند چهار قزل‌حصار بالا گرفت. اما پاسخ مأموران، گلوله و گاز اشک‌آور بود. در آن حمله، سیامک از نواحی سر، گردن، سینه و شکم هدف گلوله قرار گرفت. او را در پتو پیچیدند و با چند زخمی دیگر به بیمارستان مدنی کرج منتقل کردند.

دو روز بعد، در حالی که تشنه‌لب بود، سیامک بابا، این جوان تنها، مهربان، معترض و عاشق زندگی، در بیمارستان جان باخت.

او زنده نماند تا رهایی وطنش را ببیند؛ اما نام و خونش، در حافظه جمعی این سرزمین ماندگار شد.

#سیامک_بابا
#علیه_فراموشی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقری‌نیا، تحلیل‌گر اجتماعی و استاد دانشگاه اخراج‌شده، در این ویدیو با معرفی فیلم سینمایی «موج» (The Wave)، به واکاوی بازتولید استبداد در محیط‌های آموزشی می‌پردازد.

او می‌گوید: «اگر شما هم مثل من در یک نظام آموزشی استبدادی درس خوانده باشید، با جملاتی مثل "دست‌به‌سینه بنشینید، بدون اجازه حرف نزنید، معلم را با اسم کوچک صدا نزنید" بیگانه نیستید.»

او اضافه می‌کند: «در این فیلم، معلمی برای اثبات این‌که جامعه همیشه مستعد بازگشت به دیکتاتوری‌ست، یک آزمایش یک‌هفته‌ای روی دانش‌آموزان انجام می‌دهد. ابتدا با انضباط سخت شروع می‌کند، سپس با ایجاد هویت گروهی، تعصب، دشمن‌سازی و سرکوب فردیت، کلاس را به یک پادگان ایدئولوژیک تبدیل می‌کند.»

در انتها، دکتر باقری‌نیا تأکید می‌کند که پایان فیلم، تلخ و هشداردهنده است: «قرار بود این فقط یک تمرین درسی باشد، اما دانش‌آموزان دیگر نمی‌توانند از نقش خود بیرون بیایند. ما هم در زندگی واقعی، چنین تجربه‌هایی را از سر گذرانده‌ایم؛ از صبحگاه‌های اجباری تا شعارهای تکراری…»


فیلم را با زیرنویس فارسی در کانال خانه آگاهی ببینید:
https://t.me/Khaneh_Agahi6/75


دکتر باقری‌نیا به زودی در صفحه اینستاگرام زیر درباره این فیلم با دکتر واعظ برنامه لایو خواهند داشت:
@diverse_secular_education

مرتبط:

دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/

دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/

تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/

دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/

آموزش مردم‌سالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/

#معلم #مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #فاشیسم #تعصب #فرقه #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کوتاه هفت سین خونین
نویسنده و کارگردان :پوریا افضلی
puoria.afzali
تهیه کنندگان :پوریا و پارسا افضلی
از هنرمندان مستقل خارج از کشور تقدیم به جاوید نامان انقلاب زن زندگی آزادی و خانواده‌های داغدارشان


پوریا افضلی، هنرمند ایرانی، این ویدیو را بازنشر کرد و نوشت:

🎬هفت سین خونین🔰

سه سال پیش، این فیلم کوتاه را با قلبی پر از اندوه و همدلی برای مردم سرزمینم ساختم. سال گذشته، در جشنواره جهانی فیلم لوتوس چهارم شد، اما هدفش چیزی فراتر از افتخارات جشنواره‌ای بود: زنده نگه داشتن یاد جاویدنامان وطن.

امروز، دوباره این اثر را منتشر می‌کنم، نه فقط به یاد آن‌هایی که از دست دادیم، بلکه برای اینکه فراموش نکنیم و فراموش نشویم.

سپاس از همه عزیزانی که با عشق، همراهی، و ایستادگی‌شان این فیلم را ممکن کردند. بازیگران و عوامل فیلم با قلب‌هایشان کنار مردم ایستادند، برای میهن.
❤️🤍💚

#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی #هنر_اعتراض #مهسا_امینی‌ #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
عبدالله محمودی، فعال مدنی اهل شهرستان کوهدشت، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد

یکی از نزدیکان ایشان گفته است، این شهروند ۶۴ ساله که عکاس حرفه‌ای است، در چند روز گذشته به اداره اطلاعات احضار شده بود.
او دیروز پس از طی چند مرحله مراجعه نیروهای اطلاعاتی به محل کار و منزلش بازداشت شده است.
آقای محمودی هم در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بازداشت شده و مشمول عفو شده بود. پسر آقای محمودی نیز در سال ۱۴۰۱ وقتی که به بازداشت پدرش اعتراض کرده بود، مدتی بازداشت شده بود.

آقای محمودی، مواضع سیاسی خود را با صراحت در صفحه اینستاگرامش بیان می‌کرد و گفته می‌شود بابت ویدیویی که به مناسبت تبریک سال نو منتشر کرده بود، از اداره اطلاعات با او تماس گرفته بودند و تحت فشار آن‌ها ویدیو را حذف کرده است.

جمهوری اسلامی، که ادعای اقتدار دارد، از یک شهروند عادی در شهرستان کوهدشت که صفحه اینستاگرام پر بازدیدی هم نداشته، واهمه دارد.

#عبدالله_محمودی #کوهدشت #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
«به‌نظرم ما وقتی از «اختلاف» می‌ترسیم، یعنی هنوز بلد نیستیم چطور توی جامعه‌ای زندگی کنیم که قراره آزاد باشه. چون توی دموکراسی، همه مثل هم فکر نمی‌کنن. حتی توی یه خانواده هم همه یه جور تصمیم نمی‌گیرن. پس چرا فکر می‌کنیم توی جامعه باید همه یک‌رنگ باشن تا بشه متحد شد؟

اگه واقعاً قراره آینده‌ای بهتر بسازیم، باید تمرین کنیم که صدای متفاوت رو نه فقط تحمل، بلکه درک کنیم. باید بدونیم که می‌شه با هم اختلاف داشت، ولی کنار هم ایستاد. همون‌طور که اقوام مختلف ایران، با زبان‌ها و فرهنگ‌های متفاوت، می‌تونن زیر سقف ایران آزاد زندگی کنن، گروه‌های سیاسی هم می‌تونن با دیدگاه‌های مختلف، برای یه هدف مشترک تلاش کنن: پایان دادن به استبداد.

به‌جای گیر کردن به گذشته‌ی همدیگه، باید به امروز و فردا نگاه کنیم. نه برای فراموش کردن، بلکه برای ساختن. رسانه‌ها هم اینجا نقش بزرگی دارن؛ اگه به‌جای دامن زدن به نفرت، روی نقاط مشترک تاکید کنن و فرهنگ گفت‌وگو رو جا بندازن، خیلی چیزها تغییر می‌کنه.
تغییر، با تمرین هم‌پذیری شروع می‌شه. با گفتن «می‌شنومت» حتی وقتی موافق نیستیم.»

ـ شما چطور فکر می‌کنید؟ آیا می‌توانیم با وجود تفاوت‌ها، کنار هم باشیم؟
تجربه‌های‌تان را برای ما بفرستید.

#گفتگو #تنوع_فکر
#گفتگو_به_جای_تحقیر
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#همبستگی
#یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
یکی از همراهان توانا این تصاویر را برای ما ارسال کرده و نوشته:
«آقای خامنه‌ای! خوب یه این زنان نگاه کنید! کنار هم و با آرامش ایستاده‌اند.
این‌ها حقیر هستند یا شما که با زور می‌ خواهید عقیده خود را به بخش بزرگی از زنان ایران تحمیل کنید؟
حقیر آن آخوندی است که از زنی که نوزادش را در آغوش می‌فشرد عکس گرفت.»

یادآور می‌شویم خامنه‌ای اسفندماه ۱۳۹۶ در یک سخنرانی میان مداحان، زنان خواستار آزادی پوشش را «حقیر» خوانده بود.‌
همچنین تصویر و متن مورداشاره همراه توانا از مزاحمت یک آخوند برای مادری بود که در یک درمانگاه در شهر قم نوزادش را در آغوش می‌فشرد. این آخوند مزاحم از این مادر عکس و فیلم گرفته بود و ادعا کرده بود به دلیل عدم رعایت حجاب این کار را کرده است.

#خامنه_ای
#خمینی #زنان
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مراسم خاکسپاری جاویدنام ابوالفضل عابدینی، امروز در رامهرمز برگزار شد

ابوالفضل عابدینی نصر، خبرنگار پادشاهی خواه، فعال حقوق بشر اهوازی و زندانی سیاسی سابق، در سن جهل و دو سالگی به طور ناگهانی درگذشت. هنوز علت مرگ آقای عابدینی مشخص نشده اما به گفته یکی از نزدیکانش، نهادهای امنیتی خوزستان بعد از یک تصادف شدید مانع درمان کامل او شده‌اند.
ابوالفضل عابدینی به عنوان خبرنگار مستقل فعالیت می‌کرد و در رسانه‌ای شدن پرونده اعتراضات کارگران نیشکر نقشی اساسی داشت. آقای عابدینی به دلیل اطلاع رسانی از وضعیت زندانی‌ها، گزارش اعتصاب کارگران و مصاحبه با رادیو فردا به اتهام تبلیغ علیه نظام و همکاری با دول متخاصم به دوازده سال زندان محکوم شد و سال‌های زیادی در زندان اوین و کارون اهواز محبوس بود. وی که با ستار بهشتی مدتی کوتاه هم بند بود، در مورد آثار شکنجه آقای بهشتی بعد از انتقال به بند شهادت داد و در نتیجه به زندان اهواز تبعید شد.

سیامک قادری، روزنامه‌نگار، نوشت: «شاید نام بسیاری از نام‌آوران زندان در سال‌های ۸۸ تا ۹۵ زنده نمی‌ماند اگر ابوالفضل نبود... شاید بیش از نیمی از اخبار ارسالی از زندان در آن سال‌ها کار او بود.»

او بی‌چشمداشت و بدون آن‌که نامی از خود مطرح کند، گزارش می‌نوشت، اخبار جمع می‌کرد و می‌فرستاد. قادری اضافه کرد: «فروتنی‌اش آن‌قدر زیاد بود که حتی بعد از آزادی هم حاضر نشد اعتبار آن اطلاع‌رسانی بزرگ را بپذیرد.»
«از بسیاری از جلسات و رخدادهای داخل زندان، بصورت مخفیانه فیلم و عکس گرفته بود و همان‌ها می‌توانست و یا می‌تواند برخی از نقاط مبهم آن سال‌ها را مستندا شفاف کند.
.
چندین بار به علت ایستادگی در مقابل گارد و مدیریت زندان مقاومت منجر به جرح داشت و بارها به انفرادی منتقل شد.»

ابوالفضل تنها خبرنویس نبود. به گفته‌ی محمد اولیائی‌فر، وکیل و دوست نزدیکش، او نقشی کلیدی در بین زندانیان داشت: «یا برای دیگران تلفن و رادیو فراهم می‌کرد، یا اخبارشان را به بیرون می‌رساند. پرونده‌ی کارگران نیشکر هفت‌تپه را به تنهایی به عرصه بین‌المللی رساند.»

کوهیار گودرزی نوشت: «با ضیا نبوی در زندان کارون اهواز هم‌بندی بود و نقش مهمی در انتقال دست‌نوشته‌ها داشت.»

ابوالفضل عابدینی نصر‌ یکشنبه سوم فروردین ۱۴۰۴ در آخرین پست خود در ایکس نوشت: «به یاری مردم بزرگ ایران بساط حکومت ظلم وفساد را امسال بر می اندازیم و ایران را آزاد خواهیم کرد.»

#ابوالفضل_عابدینی_نصر
#ابوالفضل_عابدینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریده خانم، مادر زنده‌یادان عادل، امین و آزیتا کیان‌پور است، سه فرزندش را حکومت جمهوری اسلامی از او گرفته است. او با وجود بیماری به ایذه رفته و بر مزار جاویدنامان ایذه گل گذاشته است.
البته ایذه، جان‌باختگانی هم دارد که هنوز محل دفن پیکرشان را به خانواده‌‌ها نگفته‌اند...

دادخواهی، پیوند دهنده مردم داغدیده ایران است، پل‌هایی که به واسطه دردی مشترک نزدیک می‌شوند و پست‌هایی که با هم یکی و همبسته می‌شوند و اتحادی که خاری در چشم قاتلان است.

#ایذه #آرتین_رحمانی #میلاد_سعیدیان_جو #حامد_سلحشور #کیان_پیرفلک #صائب_سرقلی #دنیا_فرهادی #عادا_کیانپور #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
گزارش کمیته ویژه درباره انقلاب ۱۴۰۱ منتشر شد. از نکات حائز اهمیت این گزارش می‌توان به
«انکار سرکوب و شکنجه معترضان همراه با سلب کامل مسئولیت از حاکمیت» اشاره کرد.

کمیته ویژه ریاست جمهوری جمهوری اسلامی، برای بررسی انقلاب زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ در دومین گزارش خود، با انکار سرکوب خشونت‌بار معترضان توسط نیروهای امنیتی، حاکمیت را در برابر هرگونه مسئولیت و پاسخگویی مبری دانسته است.
نویسندگان این گزارش در حالی مدعی همکاری جمهوری اسلامی با کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل شده‌اند که این کمیته در هر دو گزارش خود، صراحتا هرگونه همکاری حاکمیت در ایران را رد کرده و از عدم پاسخگویی نظام به شدت انتقاد کرده است.

این گزارش همچنین ادعا کرده که حاکمیت در ایران در برابر آسیب‌دیدگان و مجروحان اعتراضات مسئول بوده و اقدام به جبران خسارت و پرداخت غرامت کرده است. حال آنکه در واقعیت بسیاری از مجروحان اعتراضات صراحتا شهادت داده‌اند نه تنها هیچ تلاشی برای کمک به آنها صورت نگرفته بلکه بارها از سوی نهادهای امنیتی و انتظامی نیز تهدید و مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند.

انکار اعمال هرگونه شکنجه، آزار و اذیت و ضرب و شتم معترضان و زندانیان، انکار نقض ماموران در قتل مهسا امینی، منتسب کردن دلیل اعتراضات به فعالیت کشورها خارجی، انکار نسبتا کامل نقش ماموران امنیتی و انتظامی در کشتار معترضان و در نتیجه سلب کامل مسئولیت در قتل و سرکوب خشونت‌بار معترضان از ادعاهایی است که در این گزارش به صراحت عنوان شده است.
یادآور می‌شویم بر اساس گزارش «سازمان عدالت برای ایران» که برای کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل هم ارسال شده است، در حداقل ۱۳ استان کشور، نیروهای امنیتی سلاح‌های نظامی کشنده، از جمله سلاح‌های جنگی خودکار (مانند AK-47 یا AKM) و اسلحه‌های کمری کشنده (مانند SIG Sauer P226، P225s و Zoaf) را به کار گرفته‌اند.

#زن_زندگی_آزادی #اعتراضات۱۴۰۱ #مهسا_امینی
#نه_به_جمهوری_اسلامی

#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
ششم فروردین ماه، زادروز جاویدنام مجید طوس‌پرور بود، خانواده‌اش بر سر مزار او حضور یافتند و یادش را گرامی داشتند.

🥀مجید طوس‌پرور، ساکن اسلامشهر بود که بر اثر شکنجه نیروهای رژیم در بهمن ماه ۱۴۰۱ جان باخت.

مجید جوانی شجاع و ورزشکار بود، او در اوایل آذرماه ۱۴۰۱ خشم و اعتراض خود نسبت به جنایت‌های جمهوری اسلامی و کشتن مهسا امینی را با انتشار ویدیویی از آتش‌زدن بنر خامنه‌ای که مسبب همه این قتل‌هاست، اعلام کرد.

گفته می‌شود، سربازان خامنه‌ای او را شناسایی و دستگیر کردند و در نخستین روزهای بهمن ماه طی تماس تلفنی با خانواده مجید از آن‌ها خواستند برای شناسایی جسد مراجعه کنند.

خانواده مجید را مانند سایر خانواده کشته‌شدگان تهدید کردند و سعی کردند روی این جنایت هم با صحنه‌سازی کشته‌شدن در تصادف، سرپوش بگذارند، اما موفق نشدند.
به گزارش یک منبع نزدیک به خانواده مجید، این جوان توسط نیروهای حکومتی ربوده و شکنجه شد و زیر شکنجه جان داد.

مجید پدرش را از دست داده بود و نان‌آور خانواده بود.

#مجید_طوس_پرور #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام ابوالفضل عابدینی امروز در رامهرمز به خاک سپرده شد

او عاشق ایران بود و به نوشته روشنک آستارکی، «یاران و همرزمان ابوالفضل ساعتی پیش با وجود جو امنیتی، پایداری کردند و او را با سرود «ای ایران» به آغوش میهن سپردند.
قصد داشتند پیکر عزیز ابوالفضل را هم با پرچم شیروخورشید به خاک بسپارند که مأموران جمهوری اسلامی پرچم را با توسل به زور گرفتند و بردند.»

ابوالفضل عابدینی نصر، خبرنگار پادشاهی خواه، فعال حقوق بشر اهوازی و زندانی سیاسی سابق، در سن جهل و دو سالگی به طور ناگهانی درگذشت. هنوز علت مرگ آقای عابدینی مشخص نشده اما به گفته یکی از نزدیکانش، نهادهای امنیتی خوزستان بعد از یک تصادف شدید مانع درمان کامل او شده‌اند.
ابوالفضل عابدینی به عنوان خبرنگار مستقل فعالیت می‌کرد و در رسانه‌ای شدن پرونده اعتراضات کارگران نیشکر نقشی اساسی داشت. آقای عابدینی به دلیل اطلاع رسانی از وضعیت زندانی‌ها، گزارش اعتصاب کارگران و مصاحبه با رادیو فردا به اتهام تبلیغ علیه نظام و همکاری با دول متخاصم به دوازده سال زندان محکوم شد و سال‌های زیادی در زندان اوین و کارون اهواز محبوس بود. وی که با ستار بهشتی مدتی کوتاه هم بند بود، در مورد آثار شکنجه آقای بهشتی بعد از انتقال به بند شهادت داد و در نتیجه به زندان اهواز تبعید شد.

سیامک قادری، روزنامه‌نگار، نوشت: «شاید نام بسیاری از نام‌آوران زندان در سال‌های ۸۸ تا ۹۵ زنده نمی‌ماند اگر ابوالفضل نبود... شاید بیش از نیمی از اخبار ارسالی از زندان در آن سال‌ها کار او بود.»

او بی‌چشمداشت و بدون آن‌که نامی از خود مطرح کند، گزارش می‌نوشت، اخبار جمع می‌کرد و می‌فرستاد. قادری اضافه کرد: «فروتنی‌اش آن‌قدر زیاد بود که حتی بعد از آزادی هم حاضر نشد اعتبار آن اطلاع‌رسانی بزرگ را بپذیرد.»
«از بسیاری از جلسات و رخدادهای داخل زندان، بصورت مخفیانه فیلم و عکس گرفته بود و همان‌ها می‌توانست و یا می‌تواند برخی از نقاط مبهم آن سال‌ها را مستندا شفاف کند.
.
چندین بار به علت ایستادگی در مقابل گارد و مدیریت زندان مقاومت منجر به جرح داشت و بارها به انفرادی منتقل شد.»

ابوالفضل تنها خبرنویس نبود. به گفته‌ی محمد اولیائی‌فر، وکیل و دوست نزدیکش، او نقشی کلیدی در بین زندانیان داشت: «یا برای دیگران تلفن و رادیو فراهم می‌کرد، یا اخبارشان را به بیرون می‌رساند. پرونده‌ی کارگران نیشکر هفت‌تپه را به تنهایی به عرصه بین‌المللی رساند.»

کوهیار گودرزی نوشت: «با ضیا نبوی در زندان کارون اهواز هم‌بندی بود و نقش مهمی در انتقال دست‌نوشته‌ها داشت.»

ابوالفضل عابدینی نصر‌ یکشنبه سوم فروردین ۱۴۰۴ در آخرین پست خود در ایکس نوشت: «به یاری مردم بزرگ ایران بساط حکومت ظلم وفساد را امسال بر می اندازیم و ایران را آزاد خواهیم کرد.»

#ابوالفضل_عابدینی_نصر
#ابوالفضل_عابدینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech

۱۲ سال و ۶ ماه زندان برای یک فعال سیاسی اهوازی

ریما شیرمحمدی، فعال حقوق بشر، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«دادگاه انقلاب اهواز ماجد ساری، شهروند ۳۳ ساله اهوازی، را به ۱۲ سال و ۶ ماه حبس محکوم کرد. پس از صدور حکم، اجرای احکام او را به بند ۵ زندان مرکزی اهواز (شیبان) منتقل کرد.

ماجد ساری، معروف به ابو اسماعیل سواری، از ساکنان کوی علوی اهواز است که پیش‌تر، در سال ۲۰۲۲، به دلیل فعالیت‌های سیاسی بازداشت شده بود. دادگاه انقلاب او را به اجتماع و تبانی علیه نظام، عضویت در گروه‌های مخالف نظام، و تبلیغ علیه نظام متهم کرده است.

به چه سادگی سال‌ها حکم می‌دهند…
اینها عدد نیستند؛ روزها، ماه‌ها و سال‌های زندگی یک انسان هستند که با اتهاماتی واهی از او گرفته می‌شوند.»

آرش صادقی، زندانی سیاسی سابق نیز نوشت:

«اعدادی که روی کاغذ می‌آیند، اما پشت هر عدد، سال‌هایی از زندگی ست که با احکام بی‌رحمانه از انسان ها ستانده می‌شود.
آقای ماجد ساری، یک جوان ۳۳ ساله از کوی علوی اهواز، حالا باید بیش از یک دهه از زندگی خود را پشت میله‌های زندان شیبان بگذراند، تنها به جرم اندیشیدن، اعتراض کردن، و خواستن حق و حقوق اولیه خود.
اتهام‌های کلیشه‌ ایِ اجتماع و تبانی، عضویت در گروه‌های مخالف، تبلیغ علیه نظام و...واژه‌هایی هستند که سال‌هاست بهانه‌ای برای خاموش کردن صداهای مخالف شده‌اند.»

#ماجد_ساری #اهواز #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
راحله راحمی‌پور، فعال مدنی و از خانواده‌های دادخواه است که با ۷۲ سال سن در زندان اوین به سر می‌برد او از حق درمان محروم مانده است.

این فعال مدنی ۷۲ ساله به تومور مغزی، بیماری قلبی، درد مفاصل، آب‌مروارید، فشار خون، دیابت و تالاسمی مینور مبتلا ست و نیاز به رسیدگی و درمان فوری دارد و با وجود تایید پزشکی قانونی در خصوص وخامت وضعیت جسمانی او و تاکید بر نیاز فوری به درمان در خارج از زندان، وی همچنان از اعزام به مراکز درمانی محروم مانده است.

اسفندماه ۱۴۰۳، دادگاه تجدیدنظر راحله راحمی‌پور را به ۴ سال و دو ماه حبس محکوم کرد.
راحله راحمی‌پور در آبان‌ماه ۱۴۰۲ پس از مراجعه به دادسرای اوین بازداشت شد و برای اجرای حکم حبس به زندان اوین منتقل شد.

راحله راحمی‌پور بارها با شجاعت گفته است:
«تا محاکمه این جانیان دست از دادخواهی نمی‌کشیم.»

برادر راحله راحمی‌پور، حسین راحمی‌پور، از جان‌باختگان کشتار دهه ۶۰ است. دردناک‌تر این‌که نوزاد او هم که در زندان بود، هرگز به خانواده‌اش تحویل داده نشد. با این حال راحله در تمام این سال‌ها دست از دادخواهی نکشیده است و حتی نزد سازمان ملل از جمهوری اسلامی شکایت کرد تا حکومت را وادار به پاسخ‌گویی کند.
صدای او را بشنوید:

https://youtu.be/WHc2R_63r5Y

#دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#راحله_راحمی_پور
@Tavaana_TavaanaTech
در این روزهای نوروزی به یاد زندانیان در بند ضحاک باشیم

ضیا نبوی، مریم اکبری‌منفرد، علی یونسی، امیرحسین مرادی، بچه‌های اکباتان میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوش‌اقبال، مهدی ایمانی، نوید نجاران، علیرضا برمرزپورناک، عباس دریس
و هزاران عزیز دیگر که سال‌ها ست در زندان به سر می‌برند.

به امید آزادی ایران و ایرانی و در آغوش‌کشیدن نور پیروزی و آزادی
طرح از شاهرخ حیدری

https://tavaana.org/prisoner_mohammadnazari/

#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زندانی_سیاسی
#زندان
@Tavaana_TavaanaTech