This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن روز که آمد، نه نوری در چشمانش بود، نه عشقی به این خاک. آمد با وعدههایی که بوی دروغ میداد، با نگاهی که آزادی را در زنجیر میدید، با دستانی که تقدیر یک ملت را به خون نوشت.
آمد، و سیاهترین فصل ایران آغاز شد. اعدام، شکنجه، جنگ، ویرانی، خیانت… وطن را ویرانه کردند، امید را به دار آویختند، عشق را در سلولهای تاریک خفه کردند. ایران، همان روزی که پایش را بر این خاک گذاشت، به گروگان گرفته شد.
و هنوز شب ادامه دارد…
شب اعدام رفیقان، گل و نور و صداست…
متن و ویدیو ارسالی مخاطبان
#خمینی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب۵۷ #شکنجه #اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آمد، و سیاهترین فصل ایران آغاز شد. اعدام، شکنجه، جنگ، ویرانی، خیانت… وطن را ویرانه کردند، امید را به دار آویختند، عشق را در سلولهای تاریک خفه کردند. ایران، همان روزی که پایش را بر این خاک گذاشت، به گروگان گرفته شد.
و هنوز شب ادامه دارد…
شب اعدام رفیقان، گل و نور و صداست…
متن و ویدیو ارسالی مخاطبان
#خمینی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب۵۷ #شکنجه #اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💢 شکنجه سفید
✍اصغر امیرزادگان فعال صنفی معلمان فارس
یادتان هست آقای خمینی گفت ما شما را به مقام انسانیت میرسانیم مدیونید که باور نکنید رسانده !؟ من به مقام انسانیت رسیدنم را در بازداشتگاه انفرادی وزارت اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ دیدم ! با خواندن این خاطره شما هم میفهمید چقدر به مقام انسانیت رسیدید ولی از درکش عاجز بودید!
🔸حدود ۱۷ روزی از بازداشتم میگذشت درب سلول باز شد. مامورچشمبند را به طرفم دراز کرد. اتومات میفهمیدم که باید چشم بند بزنم و روانه اتاق بازجویی شوم. بعد از چند دقیقه راهپیمایی گفت : بهت احترام گذاشتیم و اجازه دادیم دخترت بیاد ملاقاتی. وارد اتاق کابین تلفن شدم دخترم اون وضع و قیافه من رو که دیده بود گریه امانش نمیداد. توی اتاق کابین تلفن، اجازه داری چشم بند رو برداری صورت سرخ شده دخترم و گریه بیامانش موجیم کرد مثل دیوانه ها تک تک گوشی ها رو بر میداشتم وصل نبود تا اینکه اجازه دادند همانجا در اتاق نگهبانی حضوری ببینمش. تذکر پشت تذکر که ما لطف بهت کردیم و نباید یک کلمه ترکی صحبت کنی فقط فارسی! گونه های سرخ شده دخترم و گریه بی امانش از درون مرا داغون کرده بود ولی خودم را کنترل کردم تا دخترم گریهام را نبیند( یادتون هست زمانی که صدام حسین رو از دخمهها کشیدن بیرون!؟ قشنگ مبتونید قیافه من را در آن زمان تجسم کنید) ،سر دخترم را درآغوش کشیدم. بابا جونم چرا ترسیدی؟ چرا گریه میکنی؟ تو باید دست به آسمان شاکر خمینی باشی که ما را به مقام انسانیت رسانده!
دخترم فقط التماس میکرد بابا دست از حقطلبی بردار هیچی نمیخوایم من و برادرم قول میدیم هیچ توقعی ازت نداشته باشیم!
من و دخترم را از هم جدا کردند که وقت ملاقات تمام شده. محافظم چشمبند را زد و من را به سلول منتقل کردند چشم بند که روی چشمم رفته بیامان گریه من شروع شد. در بین راه گفت دخترت گناه داره بخاطر دخترت هم شده بیا قول بده دیگه اعتراض نمیکنی برو دنبال زندگیت!
سه روز صحنه ملاقات و حالت روحی دخترم جلو چشمم میومد و دائم گونههای سرخ شده دخترم، لب لرزانش و گریه همراه با هق هقش چون اره برقی کشیده میشد روی مغز و اعصابم.
سیستم روحی و روانیم مختل شده بود ،اختیار از دستم خارج شده بود، هر چه بازجوها میگفتند انگار وحی منزل بوده و ما در اشتباه بودیم، تا اینکه روز چهارم وضعیت روحیم عادی شد و مقاومت شروع شد.....
و همچنان هستیم بر آن عهدی که بستیم.
از صفحه اینستاگرام آقای امیرزادگان
مرتبط:
تاملی کوتاه بر پدیده شکنجه سفید
https://tavaana.org/white_torture/
اصغر امیرزادگان؛ معلمی محبوب و معترضی بیباک
https://tavaana.org/asghar-amirzadegan/
#اصغر_امیرزادگان #شکنجه_سفید #سلول_انفرادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍اصغر امیرزادگان فعال صنفی معلمان فارس
یادتان هست آقای خمینی گفت ما شما را به مقام انسانیت میرسانیم مدیونید که باور نکنید رسانده !؟ من به مقام انسانیت رسیدنم را در بازداشتگاه انفرادی وزارت اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ دیدم ! با خواندن این خاطره شما هم میفهمید چقدر به مقام انسانیت رسیدید ولی از درکش عاجز بودید!
🔸حدود ۱۷ روزی از بازداشتم میگذشت درب سلول باز شد. مامورچشمبند را به طرفم دراز کرد. اتومات میفهمیدم که باید چشم بند بزنم و روانه اتاق بازجویی شوم. بعد از چند دقیقه راهپیمایی گفت : بهت احترام گذاشتیم و اجازه دادیم دخترت بیاد ملاقاتی. وارد اتاق کابین تلفن شدم دخترم اون وضع و قیافه من رو که دیده بود گریه امانش نمیداد. توی اتاق کابین تلفن، اجازه داری چشم بند رو برداری صورت سرخ شده دخترم و گریه بیامانش موجیم کرد مثل دیوانه ها تک تک گوشی ها رو بر میداشتم وصل نبود تا اینکه اجازه دادند همانجا در اتاق نگهبانی حضوری ببینمش. تذکر پشت تذکر که ما لطف بهت کردیم و نباید یک کلمه ترکی صحبت کنی فقط فارسی! گونه های سرخ شده دخترم و گریه بی امانش از درون مرا داغون کرده بود ولی خودم را کنترل کردم تا دخترم گریهام را نبیند( یادتون هست زمانی که صدام حسین رو از دخمهها کشیدن بیرون!؟ قشنگ مبتونید قیافه من را در آن زمان تجسم کنید) ،سر دخترم را درآغوش کشیدم. بابا جونم چرا ترسیدی؟ چرا گریه میکنی؟ تو باید دست به آسمان شاکر خمینی باشی که ما را به مقام انسانیت رسانده!
دخترم فقط التماس میکرد بابا دست از حقطلبی بردار هیچی نمیخوایم من و برادرم قول میدیم هیچ توقعی ازت نداشته باشیم!
من و دخترم را از هم جدا کردند که وقت ملاقات تمام شده. محافظم چشمبند را زد و من را به سلول منتقل کردند چشم بند که روی چشمم رفته بیامان گریه من شروع شد. در بین راه گفت دخترت گناه داره بخاطر دخترت هم شده بیا قول بده دیگه اعتراض نمیکنی برو دنبال زندگیت!
سه روز صحنه ملاقات و حالت روحی دخترم جلو چشمم میومد و دائم گونههای سرخ شده دخترم، لب لرزانش و گریه همراه با هق هقش چون اره برقی کشیده میشد روی مغز و اعصابم.
سیستم روحی و روانیم مختل شده بود ،اختیار از دستم خارج شده بود، هر چه بازجوها میگفتند انگار وحی منزل بوده و ما در اشتباه بودیم، تا اینکه روز چهارم وضعیت روحیم عادی شد و مقاومت شروع شد.....
و همچنان هستیم بر آن عهدی که بستیم.
از صفحه اینستاگرام آقای امیرزادگان
مرتبط:
تاملی کوتاه بر پدیده شکنجه سفید
https://tavaana.org/white_torture/
اصغر امیرزادگان؛ معلمی محبوب و معترضی بیباک
https://tavaana.org/asghar-amirzadegan/
#اصغر_امیرزادگان #شکنجه_سفید #سلول_انفرادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نگاهی کوتاه به شکنجهای بزرگ؛ اعدام مصنوعی
«دو بار طناب دار گردنم انداختند. حکم وحشت اعدام! در بازجوییهای روزهای اول چون ورزشکار بودم، بدن قوی و روی فرم و ۱۲۷ کیلو وزن داشتم و دور بازوی من ۵۳ سانتیمتر بود، اینها از حرصی که داشتند به من رحم نکردند و مرا تا حد مرگ شکنجه میکردند.»
«خالد پیرزاده» که از جمله زندانیانی است که به دلایل سیاسی در زندان به سر میبرد راوی شکنجهای است که از خلال تهدید به اعدام روی زندانی اعمال میشود. این چیزی است که از آن بعضا به عنوان «حکم وحشت» یاد میشود.
البته مسئله این است که در قانون و بنا به تصریح حقوقدانان چیزی به عنوان حکم وحشت وجود ندارد. چنانکه در وبسایت «بنیاد وکلا»، وکیل پایهیک دادگستری «عبدالصمد محمدی مقدم» در پاسخ به مخاطبی که پرسیده بود: «در چه مواردی حکم وحشت صادر میشود؟» گفته بود:
«شاید منظورتان ایجاد وحشت موجب قتل است، باید بیشتر توضیح دهید».
در همانجا یک کارشناس حقوقی دیگر نیز پاسخ داد: «در قانون چیزی به عنوان حکم وحشت وجود ندارد.»
با اینحال این مسئله، به مثابه یک شکنجه در زندانهای ایران حضور پررنگی دارد. چنانکه در مطلبی که در وبسایت «تریبون زمانه» منعکس شده است، نویسنده که گویا خود آگاه است مخاطبان چیزی درباره حکم وحشت نشنیدهاند، تلاش میکند این شکنجه را توصیف کند و از آن به مثابه مسئلهای یاد کند که «روح و روان زندانیان اعدامی را متلاشی میکند».
نویسنده اجرای این شکنجه را در راستای کنترل زندانیان میداند و از آن به عنوان «بدترین شکنجهها» یاد میکند. در ادامه نویسنده در توصیف آن، مینویسد: «مسئولان زندان به عمد، برای ترساندن دیگر زندانیان و جلوگیری از شورشهای احتمالی حکم وحشت را اجرا میکنند. بدین صورت که زندانی را برای اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل میکنند و برخی اوقات او را ۲ تا ۳ روز در انفرادی نگه میدارند و سپس به سالن برمیگردانند. برخی از زندانیان را حتی تا پای چوبهدار هم میبرند و برمیگردانند. این شاید یکی از بدترین نوع شکنجهها باشد. زندانی محکوم به "وحشت" ثانیهها برایش به اندازه سال میگذرد.»
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/execution
#گزارش #شکنجه #اعدام_نمایشی #اعدام #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«دو بار طناب دار گردنم انداختند. حکم وحشت اعدام! در بازجوییهای روزهای اول چون ورزشکار بودم، بدن قوی و روی فرم و ۱۲۷ کیلو وزن داشتم و دور بازوی من ۵۳ سانتیمتر بود، اینها از حرصی که داشتند به من رحم نکردند و مرا تا حد مرگ شکنجه میکردند.»
«خالد پیرزاده» که از جمله زندانیانی است که به دلایل سیاسی در زندان به سر میبرد راوی شکنجهای است که از خلال تهدید به اعدام روی زندانی اعمال میشود. این چیزی است که از آن بعضا به عنوان «حکم وحشت» یاد میشود.
البته مسئله این است که در قانون و بنا به تصریح حقوقدانان چیزی به عنوان حکم وحشت وجود ندارد. چنانکه در وبسایت «بنیاد وکلا»، وکیل پایهیک دادگستری «عبدالصمد محمدی مقدم» در پاسخ به مخاطبی که پرسیده بود: «در چه مواردی حکم وحشت صادر میشود؟» گفته بود:
«شاید منظورتان ایجاد وحشت موجب قتل است، باید بیشتر توضیح دهید».
در همانجا یک کارشناس حقوقی دیگر نیز پاسخ داد: «در قانون چیزی به عنوان حکم وحشت وجود ندارد.»
با اینحال این مسئله، به مثابه یک شکنجه در زندانهای ایران حضور پررنگی دارد. چنانکه در مطلبی که در وبسایت «تریبون زمانه» منعکس شده است، نویسنده که گویا خود آگاه است مخاطبان چیزی درباره حکم وحشت نشنیدهاند، تلاش میکند این شکنجه را توصیف کند و از آن به مثابه مسئلهای یاد کند که «روح و روان زندانیان اعدامی را متلاشی میکند».
نویسنده اجرای این شکنجه را در راستای کنترل زندانیان میداند و از آن به عنوان «بدترین شکنجهها» یاد میکند. در ادامه نویسنده در توصیف آن، مینویسد: «مسئولان زندان به عمد، برای ترساندن دیگر زندانیان و جلوگیری از شورشهای احتمالی حکم وحشت را اجرا میکنند. بدین صورت که زندانی را برای اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل میکنند و برخی اوقات او را ۲ تا ۳ روز در انفرادی نگه میدارند و سپس به سالن برمیگردانند. برخی از زندانیان را حتی تا پای چوبهدار هم میبرند و برمیگردانند. این شاید یکی از بدترین نوع شکنجهها باشد. زندانی محکوم به "وحشت" ثانیهها برایش به اندازه سال میگذرد.»
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/execution
#گزارش #شکنجه #اعدام_نمایشی #اعدام #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکنجه «تخت معجزه» چیست؟
تا کنون درباره «تخت معجزه» شنیدهاید؟ یکی از شکنجههایی است که در زندانهای جمهوری اسلامی انجام می شود. چرا چنین اسمی را بر یک شکنجه گذاشتهاند؟ شیراحمد شیرانی، زندانی سیاسی سابق، درباره این شکنجه و اثر آن بر زندانیان توضیح میدهد و میگوید منجر به کشتهشدن زندانیهایی شده است.
این بخشی است از برنامه «زندان در ایران در هفتهای که گذشت» که دی ۱۴۰۰ در اتاق آموزشکده توانا در کلابهاوس برگزار شد.
https://youtu.be/MMKc9eBZDgg
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/club-t-parts2-takht-mojeze
#تخت_معجزه #شکنجه #حقیقت_زندان #صابر_ملک_رئیسی #شیراحمد_شیرانی #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تا کنون درباره «تخت معجزه» شنیدهاید؟ یکی از شکنجههایی است که در زندانهای جمهوری اسلامی انجام می شود. چرا چنین اسمی را بر یک شکنجه گذاشتهاند؟ شیراحمد شیرانی، زندانی سیاسی سابق، درباره این شکنجه و اثر آن بر زندانیان توضیح میدهد و میگوید منجر به کشتهشدن زندانیهایی شده است.
این بخشی است از برنامه «زندان در ایران در هفتهای که گذشت» که دی ۱۴۰۰ در اتاق آموزشکده توانا در کلابهاوس برگزار شد.
https://youtu.be/MMKc9eBZDgg
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/club-t-parts2-takht-mojeze
#تخت_معجزه #شکنجه #حقیقت_زندان #صابر_ملک_رئیسی #شیراحمد_شیرانی #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نامههایی از زندان: شکنجه؛ جرمی قانونی در زندانهای ایران- ۱
پس از انقلاب اسلامی تا کنون، شکنجه فیزیکی و روحی زندانیان عقیدتی و سیاسی با قساوت تمام در زندانهای ایران انجام شده است و تا جمهوری اسلامی هست، پایانی ندارد.
چه بسیار از زندانیان که هنگام شکنجه در اتاقهای بازجویی جان خود را از دست دادهاند و در سکوت کامل و تحت رعب و وحشت و تهدید تحویل خانوادههایشان شدهاند و یا اگر هم زنده ماندهاند و آزاد شدهاند، هرگز نتوانستند به زندگی عادی و روزمره قبل از زندان بازگردند و کابوس شکنجه را فراموش کنند.
حتی بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی، اعمال هر گونه شکنجه ممنوع است؛ اصلی که در زندانهای جمهوری اسلامی به صراحت تمام، خلاف آن اجرا میشود.
در این بخش از مجموعه «نامههایی از زندان» به سراغ بخش نخست نامههای زندانیانی رفتهایم که از شکنجه و آزار در زندان گفتهاند. نامههایی است از: نورالدین کیانوری، مرتضی کرباسیزاده و صدرالدین مشکاتی، محمدحسین رفیعی و عزتالله سحابی.
این بخش تقدیم میشود به تمام آنان که جان شیرینشان را در زندانهای جمهوری اسلامی از دست دادند و دیگر در میان ما نیستند.
https://tavaana.org/letters_prison4/
در یوتیوب:
https://youtu.be/HWJByRGbK4Q
در کستباکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586401671
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-4-vid
#پادکست #کتاب_صوتی #شکنجه #یاری_مدنی_توانا #نامه_های_زندان
@Tavaana_TavaanaTech
پس از انقلاب اسلامی تا کنون، شکنجه فیزیکی و روحی زندانیان عقیدتی و سیاسی با قساوت تمام در زندانهای ایران انجام شده است و تا جمهوری اسلامی هست، پایانی ندارد.
چه بسیار از زندانیان که هنگام شکنجه در اتاقهای بازجویی جان خود را از دست دادهاند و در سکوت کامل و تحت رعب و وحشت و تهدید تحویل خانوادههایشان شدهاند و یا اگر هم زنده ماندهاند و آزاد شدهاند، هرگز نتوانستند به زندگی عادی و روزمره قبل از زندان بازگردند و کابوس شکنجه را فراموش کنند.
حتی بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی، اعمال هر گونه شکنجه ممنوع است؛ اصلی که در زندانهای جمهوری اسلامی به صراحت تمام، خلاف آن اجرا میشود.
در این بخش از مجموعه «نامههایی از زندان» به سراغ بخش نخست نامههای زندانیانی رفتهایم که از شکنجه و آزار در زندان گفتهاند. نامههایی است از: نورالدین کیانوری، مرتضی کرباسیزاده و صدرالدین مشکاتی، محمدحسین رفیعی و عزتالله سحابی.
این بخش تقدیم میشود به تمام آنان که جان شیرینشان را در زندانهای جمهوری اسلامی از دست دادند و دیگر در میان ما نیستند.
https://tavaana.org/letters_prison4/
در یوتیوب:
https://youtu.be/HWJByRGbK4Q
در کستباکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586401671
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-4-vid
#پادکست #کتاب_صوتی #شکنجه #یاری_مدنی_توانا #نامه_های_زندان
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نامههایی از زندان: شکنجه؛ جرمی قانونی در زندانهای ایران- ۲
پس از انقلاب اسلامی تا کنون، شکنجه فیزیکی و روحی زندانیان عقیدتی و سیاسی با قساوت تمام در زندانهای ایران انجام شده است و تا جمهوری اسلامی هست، پایانی ندارد.
چه بسیار از زندانیان که هنگام شکنجه در اتاقهای بازجویی جان خود را از دست دادهاند و در سکوت کامل و تحت رعب و وحشت و تهدید تحویل خانوادههایشان شدهاند و یا اگر هم زنده ماندهاند و آزاد شدهاند، هرگز نتوانستند به زندگی عادی و روزمره قبل از زندان بازگردند و کابوس شکنجه را فراموش کنند.
حتی بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی، اعمال هر گونه شکنجه ممنوع است؛ اصلی که در زندانهای جمهوری اسلامی به صراحت تمام، خلاف آن اجرا میشود.
در این بخش از مجموعه «نامههایی از زندان» به سراغ بخش دوم نامههای زندانیانی رفتهایم که از شکنجه و آزار در زندان گفتهاند. نامههایی است از: نورالدین کیانوری، مرتضی کرباسیزاده و صدرالدین مشکاتی، محمدحسین رفیعی و عزتالله سحابی.
این بخش تقدیم میشود به تمام آنان که جان شیرینشان را در زندانهای جمهوری اسلامی از دست دادند و دیگر در میان ما نیستند.
https://tavaana.org/letters_prison5/
در یوتیوب:
https://youtu.be/602duoyqVNo
در کستباکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586404003
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-5-vid
#پادکست #کتاب_صوتی #شکنجه #یاری_مدنی_توانا #نامه_های_زندان
@Tavaana_TavaanaTech
پس از انقلاب اسلامی تا کنون، شکنجه فیزیکی و روحی زندانیان عقیدتی و سیاسی با قساوت تمام در زندانهای ایران انجام شده است و تا جمهوری اسلامی هست، پایانی ندارد.
چه بسیار از زندانیان که هنگام شکنجه در اتاقهای بازجویی جان خود را از دست دادهاند و در سکوت کامل و تحت رعب و وحشت و تهدید تحویل خانوادههایشان شدهاند و یا اگر هم زنده ماندهاند و آزاد شدهاند، هرگز نتوانستند به زندگی عادی و روزمره قبل از زندان بازگردند و کابوس شکنجه را فراموش کنند.
حتی بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی، اعمال هر گونه شکنجه ممنوع است؛ اصلی که در زندانهای جمهوری اسلامی به صراحت تمام، خلاف آن اجرا میشود.
در این بخش از مجموعه «نامههایی از زندان» به سراغ بخش دوم نامههای زندانیانی رفتهایم که از شکنجه و آزار در زندان گفتهاند. نامههایی است از: نورالدین کیانوری، مرتضی کرباسیزاده و صدرالدین مشکاتی، محمدحسین رفیعی و عزتالله سحابی.
این بخش تقدیم میشود به تمام آنان که جان شیرینشان را در زندانهای جمهوری اسلامی از دست دادند و دیگر در میان ما نیستند.
https://tavaana.org/letters_prison5/
در یوتیوب:
https://youtu.be/602duoyqVNo
در کستباکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586404003
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-5-vid
#پادکست #کتاب_صوتی #شکنجه #یاری_مدنی_توانا #نامه_های_زندان
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انواع شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی، کامران ساختمانگر
کامران ساختمانگر، از فعالان کارگری است که چندین بار به دلیل فعالیتهایش بازداشت و محبوس شده است.
او هماکنون هم در بازداشت اطلاعات سنندج است بدون آنکه دلایل بازداشت ایشان اعلام شود.
او در این برنامه از تجریبات و مشاهدات خودش میگوید. همچنین معتقد است: «شکنجه در زندانهای ایران امری سیستماتیک است و در ۴۲ سال گذشته بوده و هست.»
این بخشی است از برنامهای که شهریور۱۴۰۰ در کلابهاوس آموزشکده توانا برگزار شده است.
سایت:
https://tavaana.org/clubhouse_prison_sakhtemangar/
یوتیوب:
https://youtu.be/mZY2jrSmduU
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/sakhtmangar?si=732868a173db407d972c5009067ff144
#شکنجه #حقیقت_رندان #لایو_ایونت #کامران_ساختمانگر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کامران ساختمانگر، از فعالان کارگری است که چندین بار به دلیل فعالیتهایش بازداشت و محبوس شده است.
او هماکنون هم در بازداشت اطلاعات سنندج است بدون آنکه دلایل بازداشت ایشان اعلام شود.
او در این برنامه از تجریبات و مشاهدات خودش میگوید. همچنین معتقد است: «شکنجه در زندانهای ایران امری سیستماتیک است و در ۴۲ سال گذشته بوده و هست.»
این بخشی است از برنامهای که شهریور۱۴۰۰ در کلابهاوس آموزشکده توانا برگزار شده است.
سایت:
https://tavaana.org/clubhouse_prison_sakhtemangar/
یوتیوب:
https://youtu.be/mZY2jrSmduU
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/sakhtmangar?si=732868a173db407d972c5009067ff144
#شکنجه #حقیقت_رندان #لایو_ایونت #کامران_ساختمانگر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«حکم شلاق، دستور شکنجه قانونیه»
«کسانی که به اسلام و احکام بدویش اعتقاد دارن نه میتونن خودشون رو مخالف شکنجه جا بزنن، نه طرفدار حقوق بشر
شما به دینی اعتقاد دارید که انسانها رو در قرن ۲۱ در جایی از تاریخ که شکنجه نکوهیده و محکومه، شکنجه میکنه»
طرح و متن از قلمفرسا
نظر شما چیست؟
ـ دوست معتقد و باورمند به دین اسلام، آیا با زدن شلاق بر بدن یک انسان موافقی؟ امروز این حکم به نام دین تو زده میشود و باعث میشود مردم از دین رانده شوند، نمیخواهی سکوتت را بشکنی و در برابر این حکم غیرانسانی واکنشی نشان دهی؟ امروز دفاع تو از حقوق انسان، با هر باور و اعتقادی میتواند آینده بهتری برای میهنمان رقم بزند.
#مهدی_یراحی #شلاق #شکنجه #حقوق_بشر #کارتون #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«کسانی که به اسلام و احکام بدویش اعتقاد دارن نه میتونن خودشون رو مخالف شکنجه جا بزنن، نه طرفدار حقوق بشر
شما به دینی اعتقاد دارید که انسانها رو در قرن ۲۱ در جایی از تاریخ که شکنجه نکوهیده و محکومه، شکنجه میکنه»
طرح و متن از قلمفرسا
نظر شما چیست؟
ـ دوست معتقد و باورمند به دین اسلام، آیا با زدن شلاق بر بدن یک انسان موافقی؟ امروز این حکم به نام دین تو زده میشود و باعث میشود مردم از دین رانده شوند، نمیخواهی سکوتت را بشکنی و در برابر این حکم غیرانسانی واکنشی نشان دهی؟ امروز دفاع تو از حقوق انسان، با هر باور و اعتقادی میتواند آینده بهتری برای میهنمان رقم بزند.
#مهدی_یراحی #شلاق #شکنجه #حقوق_بشر #کارتون #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
شلاق با هیچ منطق و معیاری به عنوان یک «مجازات» در دنیای امروز پذیرفته شده نیست.
اما در قانون مجازات اسلامی در جمهوری اسلامی وجود دارد و بسیاری از ایرانیان به بهانه نقض «احکام شریعت» طعم شلاق را بر بدن خود چشیدهاند.
وجود مجازات شلاق نتیجه نگاه تبعیضآمیز به جامعه و کشور را یک موجودیت یکدست مذهبی - معرفتی پنداشتن است.
ایرانیان همه مسلمان نیستند و همه مسلمانان ایرانی، شیعه نیستند و همه شیعیان به احکام فقهی فقها باور ندارد و همه باورمندان به فقه، به اجرای آن توسط یک حکومت اسلامی باور ندارند.
بر اساس قوانین فعلی، در ایران دو نوع مجازات شلاق اعمال میشود: «شلاق حدی» و «شلاق تعزیری»
شلاق حدی، مجازاتی است که میزان و کیفیت آن توسط احکام کیفری شرعی تعیین میشود و قاضی اختیار هر گونه تغییر از نوع کاهش یا افزایش میزان آن را ندارد، مانند شلاق حدی مصرف مشروبات الکلی که در شرع و قانون ۸۰ ضربه تعیینشده است.
اما شلاق تعزیری، مجازاتی است که میزان و کیفیت آن توسط قانونگذار تعیین و قاضی نیز برای تغییر میزان آن اختیار دارد، مانند شلاق تعزیری جرم «اخلال در نظم عمومی» که میزان آن تا حداکثر ۷۴ ضربه توسط قاضی تعیین میشود.
آن چه که در عرف عمومی با عنوان خرید شلاق شناخته میشود، تنها معطوف به شلاق تعزیری است و بنا بر قانون امکان تبدیل مجازات شلاق حدی به جریمه نقدی وجود ندارد.
شرایط تبدیل مجازات شلاق تعزیری به جریمه نقدی تابع همان شرایط عمومی جهات تخفیف در مجازاتها (ماده ۳۸ قانون مجازات اسلامی) است و دادگاه در پذیرش آن مخیر بوده و الزامی در تبدیل مجازات ندارد.
صدور رای مجازات شلاق در ایران به تبعیت از احکام کیفری اسلامی، در حالی انجام میشود که امروزه در قریب به اتفاق همه کشورها صدور و اجرای مجازاتهای بدنی مانند شلاق منسوخ شده است.
بنا بر قوانین بینالمللی حقوق بشری، اعمال مجازاتهای بدنی مانند شلاق مصداق اعمال شکنجه بوده و ممنوع است».
#گفتگو_توانا #مجازات_اسلامی #جمهوری_اسلامی #شکنجه #حکومت_فقهی #مهدی_یراحی #شلاق
@Dialogue1402
شلاق با هیچ منطق و معیاری به عنوان یک «مجازات» در دنیای امروز پذیرفته شده نیست.
اما در قانون مجازات اسلامی در جمهوری اسلامی وجود دارد و بسیاری از ایرانیان به بهانه نقض «احکام شریعت» طعم شلاق را بر بدن خود چشیدهاند.
وجود مجازات شلاق نتیجه نگاه تبعیضآمیز به جامعه و کشور را یک موجودیت یکدست مذهبی - معرفتی پنداشتن است.
ایرانیان همه مسلمان نیستند و همه مسلمانان ایرانی، شیعه نیستند و همه شیعیان به احکام فقهی فقها باور ندارد و همه باورمندان به فقه، به اجرای آن توسط یک حکومت اسلامی باور ندارند.
بر اساس قوانین فعلی، در ایران دو نوع مجازات شلاق اعمال میشود: «شلاق حدی» و «شلاق تعزیری»
شلاق حدی، مجازاتی است که میزان و کیفیت آن توسط احکام کیفری شرعی تعیین میشود و قاضی اختیار هر گونه تغییر از نوع کاهش یا افزایش میزان آن را ندارد، مانند شلاق حدی مصرف مشروبات الکلی که در شرع و قانون ۸۰ ضربه تعیینشده است.
اما شلاق تعزیری، مجازاتی است که میزان و کیفیت آن توسط قانونگذار تعیین و قاضی نیز برای تغییر میزان آن اختیار دارد، مانند شلاق تعزیری جرم «اخلال در نظم عمومی» که میزان آن تا حداکثر ۷۴ ضربه توسط قاضی تعیین میشود.
آن چه که در عرف عمومی با عنوان خرید شلاق شناخته میشود، تنها معطوف به شلاق تعزیری است و بنا بر قانون امکان تبدیل مجازات شلاق حدی به جریمه نقدی وجود ندارد.
شرایط تبدیل مجازات شلاق تعزیری به جریمه نقدی تابع همان شرایط عمومی جهات تخفیف در مجازاتها (ماده ۳۸ قانون مجازات اسلامی) است و دادگاه در پذیرش آن مخیر بوده و الزامی در تبدیل مجازات ندارد.
صدور رای مجازات شلاق در ایران به تبعیت از احکام کیفری اسلامی، در حالی انجام میشود که امروزه در قریب به اتفاق همه کشورها صدور و اجرای مجازاتهای بدنی مانند شلاق منسوخ شده است.
بنا بر قوانین بینالمللی حقوق بشری، اعمال مجازاتهای بدنی مانند شلاق مصداق اعمال شکنجه بوده و ممنوع است».
#گفتگو_توانا #مجازات_اسلامی #جمهوری_اسلامی #شکنجه #حکومت_فقهی #مهدی_یراحی #شلاق
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
مهدی یراحی، خوانندهٔ سرشناس ایرانی، با صدایی گرم و دلنشین، همواره صدای مردم سرزمینش بوده و با آثارش، دردها و امیدهای آنان را به تصویر کشیده است.
او در حمایت از جنبش «زن، زندگی، آزادی» ترانهٔ اعتراضی «روسریتو» را منتشر کرد که بهدلیل آن، در شهریور ۱۴۰۲ بازداشت شد و به ۲ سال و ۸ ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم گردید.
پس از گذراندن یک سال حبس که به پابند الکترونیکی تبدیل شده بود، در دی ۱۴۰۳ آزاد شد، اما حکم شلاق همچنان باقی ماند.
در اسفند ۱۴۰۳، این حکم اجرا شد که واکنشهای گستردهای را در میان هنرمندان، نویسندگان و فعالان سیاسی برانگیخت.
#مهدی_یراحی #شلاق #شکنجه #آزادی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مهدی یراحی، خوانندهٔ سرشناس ایرانی، با صدایی گرم و دلنشین، همواره صدای مردم سرزمینش بوده و با آثارش، دردها و امیدهای آنان را به تصویر کشیده است.
او در حمایت از جنبش «زن، زندگی، آزادی» ترانهٔ اعتراضی «روسریتو» را منتشر کرد که بهدلیل آن، در شهریور ۱۴۰۲ بازداشت شد و به ۲ سال و ۸ ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم گردید.
پس از گذراندن یک سال حبس که به پابند الکترونیکی تبدیل شده بود، در دی ۱۴۰۳ آزاد شد، اما حکم شلاق همچنان باقی ماند.
در اسفند ۱۴۰۳، این حکم اجرا شد که واکنشهای گستردهای را در میان هنرمندان، نویسندگان و فعالان سیاسی برانگیخت.
#مهدی_یراحی #شلاق #شکنجه #آزادی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یلدا دهقانی از جوانان فعال میدانی در استان گیلان بود که در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بازداشت شد و مورد تعرض جنسی قرار گرفت. او پس از شنیدن روایت حمیده زراعی درباره زندان لاکان رشت، این ویدیو را منتشر کرد و روایتش از یک زندانی تبعه کشور آذربایجان را گفت که به شدت مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بود.
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«من شاهد زنده جنایتم، لحظهای که دستان خونین حقیقت، در برابر چشمانم کشیده شد…
هنوز در ذهنم صدای نفسهای بریدهشده، و سکوت سردی که پس از فریادها پدید آمد، پژواک دارد. نگاهها به من دوخته شد، اما انگار هیچکس نمیبیند. من تنها شدم، نه توانستم فریاد بزنم، نه میتوانم فراموش کنم. این جنایت، با تمام عمق دردش، همچنان در جانم باقی است. به من نگاه میکنند، ولی من در دل هر لحظه، همچنان در دام آن شبحهای بیصدا اسیرم.»
#یلدا_دهقانی #زندان_لاکان_رشت #شکنجه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«من شاهد زنده جنایتم، لحظهای که دستان خونین حقیقت، در برابر چشمانم کشیده شد…
هنوز در ذهنم صدای نفسهای بریدهشده، و سکوت سردی که پس از فریادها پدید آمد، پژواک دارد. نگاهها به من دوخته شد، اما انگار هیچکس نمیبیند. من تنها شدم، نه توانستم فریاد بزنم، نه میتوانم فراموش کنم. این جنایت، با تمام عمق دردش، همچنان در جانم باقی است. به من نگاه میکنند، ولی من در دل هر لحظه، همچنان در دام آن شبحهای بیصدا اسیرم.»
#یلدا_دهقانی #زندان_لاکان_رشت #شکنجه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نگهداری آرشام رضایی و زرتشت احمدیراغب در انفرادی، ظلمی مضاعف است
در آستانهی تحویل سال و نوروز، زمانی که همه در کنار عزیزان خود به استقبال بهار میروند، آرشام رضایی و زرتشت احمدی راغب همچنان در سلول انفرادی محبوساند—تنهاییای که خود نوعی شکنجهی روحی و روانی است. این رفتار ظالمانه، آن هم در روزهایی که به سنت و فرهنگ ایرانی نماد امید و نو شدن است، بیش از پیش نشان از بیرحمی و سرکوبی دارد که بر این عزیزان روا داشته میشود.
آرشام رضایی بیش از ۳۵ روز است که در انفرادی است، زرتشت احمدیراغب عمدا در سالن شعار داد تا او را هم به انفرادی ببرند و آرشام در آنجا تنها نباشد.
این زندانیان سیاسی اصولاً نباید در زندان باشند، اما حتی در همین شرایط هم استمرار نگهداری آنها در سلولهای انفرادی بهویژه در لحظهی تحویل سال، غیرانسانی و بیرحمانه است. هیچ توجیهی برای این رفتار سرکوبگرانه وجود ندارد و لازم است که مسئولان فوراً آنها را از انفرادی خارج کنند و حداقل ابتداییترین حقوق انسانی آنها را رعایت نمایند.
این ظلم مضاعف، باعث میشود که باور کنیم ادعای پایان دادن به حصر رهبران جنبش سبز، چیزی جز یک فریب و تاکتیک برای انحراف افکار عمومی نیست. چگونه میتوان به اصلاحات ادعایی باور داشت، وقتی زندانیان سیاسی را در بدترین شرایط ممکن نگه میدارند و حتی در لحظات آغازین سال نو هم برایشان شکنجهی مضاعف در نظر میگیرند؟
خواست ما روشن است: آزادی همهی زندانیان سیاسی و پایان دادن به این رفتارهای سرکوبگرانه و غیرانسانی!
#آرشام_رضایی #زرتشت_احمدی_راغب #سلول_انفرادی #شکنجه_سفید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در آستانهی تحویل سال و نوروز، زمانی که همه در کنار عزیزان خود به استقبال بهار میروند، آرشام رضایی و زرتشت احمدی راغب همچنان در سلول انفرادی محبوساند—تنهاییای که خود نوعی شکنجهی روحی و روانی است. این رفتار ظالمانه، آن هم در روزهایی که به سنت و فرهنگ ایرانی نماد امید و نو شدن است، بیش از پیش نشان از بیرحمی و سرکوبی دارد که بر این عزیزان روا داشته میشود.
آرشام رضایی بیش از ۳۵ روز است که در انفرادی است، زرتشت احمدیراغب عمدا در سالن شعار داد تا او را هم به انفرادی ببرند و آرشام در آنجا تنها نباشد.
این زندانیان سیاسی اصولاً نباید در زندان باشند، اما حتی در همین شرایط هم استمرار نگهداری آنها در سلولهای انفرادی بهویژه در لحظهی تحویل سال، غیرانسانی و بیرحمانه است. هیچ توجیهی برای این رفتار سرکوبگرانه وجود ندارد و لازم است که مسئولان فوراً آنها را از انفرادی خارج کنند و حداقل ابتداییترین حقوق انسانی آنها را رعایت نمایند.
این ظلم مضاعف، باعث میشود که باور کنیم ادعای پایان دادن به حصر رهبران جنبش سبز، چیزی جز یک فریب و تاکتیک برای انحراف افکار عمومی نیست. چگونه میتوان به اصلاحات ادعایی باور داشت، وقتی زندانیان سیاسی را در بدترین شرایط ممکن نگه میدارند و حتی در لحظات آغازین سال نو هم برایشان شکنجهی مضاعف در نظر میگیرند؟
خواست ما روشن است: آزادی همهی زندانیان سیاسی و پایان دادن به این رفتارهای سرکوبگرانه و غیرانسانی!
#آرشام_رضایی #زرتشت_احمدی_راغب #سلول_انفرادی #شکنجه_سفید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظه تحویل سال نو بر سر مزار جاویدنام حامد سلحشور از جاویدنامان ایذه
ارسالی یکی از مخاطبان توانا از ایذه
حامد سلحشور جوانی که از مبارزان ایذه بود، مثل میلاد سعیدیانجو، محمود احمدی، حسین سعیدی، مجاهد کورکور، کمر طهماسبی، مهدی الماسی، ابول کورکور، سهراب احمدی و ...
او با پرایدش از اصفهان به ایذه مسافر جابجا میکرد، تا اینکه در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در روز ۴ آذرماه بازداشت شد، ۵ روز گذشت و خانواده از او خبری نداشت، روز ۹ آذرماه ۱۴۰۱ به پدر او زنگ زدند و او را نیمهشب در تاریکی محض در روستای قلعه تل در ۳۰ کیلومتری ایذه دفن کردند، بیآنکه پدر و مادر فرزندشان را ببینند و برای آخرینبار با او وداع کنند.
یک روز بعد، دهم آذر، خانواده این جانباخته به سر مزارش رفتند، با کمک چند تن از جوانان مبارز، پیکر او را از خاک بیرون آوردند و سوار بر صندلی عقب پراید حامد کردند و در زادگاهش با رعایت تشریفات و رسم و رسوم معمول به خاک سپردند.
به روایت چند تن از اعضای این خانواده، پیکر حامد سلحشور پاره پاره بود: «جای کلیهها بخیه و از زیر گلو تا شکم دوخته شده بود» و «سر و صورتش کاملا له شده بود.» بهگفته همین منابع «او را با لباس و کفش و پیچیده در پلاستیک» دفن کرده بودند.
حامد ۲۳ ساله که تجربه سالها کار سخت در پروژههای جنوب ایران را داشت، به درخواست مادرش و بهعلت سختی کار به مسافرکشی روی آورده بود.
حامد نامزد داشت و قصد داشت با او ازدواج کند. مهسا (معصومه) احمدی، نامزد حامد سلحشور دو سال پیش پس از برگزاری جشن تولد حامد سلحشور هنگام رفتن به مزار رضا شریعتی، از دیگر کشتهشدگان ایذه بازداشت شد و یک ماه و نیم بعد آزاد شد.
#ایذه #دادخواهی #حامد_سلحشور #شکنجه #نوروز #نوروز۱۴۰۴ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ارسالی یکی از مخاطبان توانا از ایذه
حامد سلحشور جوانی که از مبارزان ایذه بود، مثل میلاد سعیدیانجو، محمود احمدی، حسین سعیدی، مجاهد کورکور، کمر طهماسبی، مهدی الماسی، ابول کورکور، سهراب احمدی و ...
او با پرایدش از اصفهان به ایذه مسافر جابجا میکرد، تا اینکه در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در روز ۴ آذرماه بازداشت شد، ۵ روز گذشت و خانواده از او خبری نداشت، روز ۹ آذرماه ۱۴۰۱ به پدر او زنگ زدند و او را نیمهشب در تاریکی محض در روستای قلعه تل در ۳۰ کیلومتری ایذه دفن کردند، بیآنکه پدر و مادر فرزندشان را ببینند و برای آخرینبار با او وداع کنند.
یک روز بعد، دهم آذر، خانواده این جانباخته به سر مزارش رفتند، با کمک چند تن از جوانان مبارز، پیکر او را از خاک بیرون آوردند و سوار بر صندلی عقب پراید حامد کردند و در زادگاهش با رعایت تشریفات و رسم و رسوم معمول به خاک سپردند.
به روایت چند تن از اعضای این خانواده، پیکر حامد سلحشور پاره پاره بود: «جای کلیهها بخیه و از زیر گلو تا شکم دوخته شده بود» و «سر و صورتش کاملا له شده بود.» بهگفته همین منابع «او را با لباس و کفش و پیچیده در پلاستیک» دفن کرده بودند.
حامد ۲۳ ساله که تجربه سالها کار سخت در پروژههای جنوب ایران را داشت، به درخواست مادرش و بهعلت سختی کار به مسافرکشی روی آورده بود.
حامد نامزد داشت و قصد داشت با او ازدواج کند. مهسا (معصومه) احمدی، نامزد حامد سلحشور دو سال پیش پس از برگزاری جشن تولد حامد سلحشور هنگام رفتن به مزار رضا شریعتی، از دیگر کشتهشدگان ایذه بازداشت شد و یک ماه و نیم بعد آزاد شد.
#ایذه #دادخواهی #حامد_سلحشور #شکنجه #نوروز #نوروز۱۴۰۴ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بتول حسینی، مادر جاویدنام بهنام محجوبی در این ویدیو میگوید «عید دیگه بدون تو عید نمیشه برام، نوروز دیگه بدون تو نوروز نیست. .... لعنت به اونی که تو رو شکنجه داد لعنت به اونی که تو رو از من گرفت... دادخواهتم بهنامم تا وقتی که نفس میکشم.»
#بهنام_محجوبی #شکنجه #دادخواهی #نوروز۱۴۰۴ #نوروز #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#بهنام_محجوبی #شکنجه #دادخواهی #نوروز۱۴۰۴ #نوروز #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نامهای از رضا محمد حسینی در حمایت از آرشام رضایی
آرشام رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، از ۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۳ در سلول انفرادی است و حالا به دستور مقامات زندان، باید سه هفته دیگر را هم به صورت تنبیهی در سلول انفرادی بگذراند. سلول انفرادی که به مثابه شکنجه سفید شناخته میشود.
همبندی او رضا محمدحسینی، در اعتراض به این وضعیت و در حمایت از آرشام رضایی، نامهای به شرح زیر نوشته است:
«بهنام ایران، بهنام آزادی و کرامت انسانی،
دوستان، همراهان و مدافعان حقوق بشر،
در روزهایی که مردم ایران، همراه با میلیونها انسان در سراسر جهان، فرارسیدن نوروز را جشن میگیرند و از جان و دل برای بهاری نو دعا میکنند، یکی از همبندیهایم و یکی از فرزندان رنجکشیده این سرزمین، آرشام رضایی، در سلول انفرادی زندان قزلحصار روز و شب را بیهیچ امکان تماس یا ملاقاتی، در تنهایی و تحت شکنجه سفید سپری میکند.
از ۲۱ بهمنماه تاکنون، آرشام نه فقط از حقوق اولیهی انسانی، بلکه از ابتداییترین حق زیستن در جمع محروم شده است.
جرم او چیست؟ اعتراض. فریاد زدن حقیقت در سالگرد انقلابی که ۴۶ سال است آزادی و عدالت را به اسارت کشیده. همراهی با خانوادههای داغداری که فرزندانشان بیگناه جان باختند. نه تروریست است، نه مجرم. فقط انسانیست با وجدانی بیدار و صدایی رساتر از سکوت.
به دستور مقامات زندان، آرشام بهدلیل انتشار یک پیام صوتی انتقادی، باید سه هفتهی دیگر نیز در انفرادی بماند؛ آن هم در بندی که به "کشتارگاه" شهرت دارد — جایی که شبها، صدای نجواهای آخر محکومان به اعدام، روان زندانیان را میفرساید. این، شکنجه است. شکنجهی سفید، اما نه بیصدا و نه بیاثر.
و در این میان، شاید دردناکترین تصویر، مادری رنجکشیده و سالخورده است؛ زنی که جان خود را در کف گرفته، ناله و تهدید کرده، شاید فرزند مظلومش را از سیاهی انفرادی به روشنی بند عمومی بازگردانند. اما گوش شنوایی نیست. پاسخ، فقط سکوت و بیرحمی بوده است.
بیپرده بپرسم: شما که این سرزمین را به قهقرا کشاندهاید، که نسلها را به فقر، ترس و خاموشی واداشتهاید، حالا از فرزندان همین خاک توقع سکوت دارید؟ این فرزندان اگر فریاد نزنند، اگر اعتراض نکنند، پس چهکسی باید مرهم زخمهای این ملت باشد؟
از اینجا، بهعنوان یک شهروند، و بهنام وجدان جمعی، از همهی نهادهای حقوق بشری، فعالان مدنی، رسانهها و انسانهای آگاه در سراسر جهان میخواهم صدای آرشام رضایی را بشنوند. نگذارید او را در تاریکی تنها بگذارند. نگذارید ظلم، با سکوت ما، مشروعیت بگیرد.
آرشام تنها نیست. صدای او، صدای ماست. و ما، در کنار او، برای آزادیاش خواهیم ایستاد.
با احترام و امید،
رضا محمد حسینی
اول فروردین ۱۴۰۴»
#رضا_محمدحسینی #آرشام_رضایی #سلول_انفرادی #شکنجه_سفید #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آرشام رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، از ۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۳ در سلول انفرادی است و حالا به دستور مقامات زندان، باید سه هفته دیگر را هم به صورت تنبیهی در سلول انفرادی بگذراند. سلول انفرادی که به مثابه شکنجه سفید شناخته میشود.
همبندی او رضا محمدحسینی، در اعتراض به این وضعیت و در حمایت از آرشام رضایی، نامهای به شرح زیر نوشته است:
«بهنام ایران، بهنام آزادی و کرامت انسانی،
دوستان، همراهان و مدافعان حقوق بشر،
در روزهایی که مردم ایران، همراه با میلیونها انسان در سراسر جهان، فرارسیدن نوروز را جشن میگیرند و از جان و دل برای بهاری نو دعا میکنند، یکی از همبندیهایم و یکی از فرزندان رنجکشیده این سرزمین، آرشام رضایی، در سلول انفرادی زندان قزلحصار روز و شب را بیهیچ امکان تماس یا ملاقاتی، در تنهایی و تحت شکنجه سفید سپری میکند.
از ۲۱ بهمنماه تاکنون، آرشام نه فقط از حقوق اولیهی انسانی، بلکه از ابتداییترین حق زیستن در جمع محروم شده است.
جرم او چیست؟ اعتراض. فریاد زدن حقیقت در سالگرد انقلابی که ۴۶ سال است آزادی و عدالت را به اسارت کشیده. همراهی با خانوادههای داغداری که فرزندانشان بیگناه جان باختند. نه تروریست است، نه مجرم. فقط انسانیست با وجدانی بیدار و صدایی رساتر از سکوت.
به دستور مقامات زندان، آرشام بهدلیل انتشار یک پیام صوتی انتقادی، باید سه هفتهی دیگر نیز در انفرادی بماند؛ آن هم در بندی که به "کشتارگاه" شهرت دارد — جایی که شبها، صدای نجواهای آخر محکومان به اعدام، روان زندانیان را میفرساید. این، شکنجه است. شکنجهی سفید، اما نه بیصدا و نه بیاثر.
و در این میان، شاید دردناکترین تصویر، مادری رنجکشیده و سالخورده است؛ زنی که جان خود را در کف گرفته، ناله و تهدید کرده، شاید فرزند مظلومش را از سیاهی انفرادی به روشنی بند عمومی بازگردانند. اما گوش شنوایی نیست. پاسخ، فقط سکوت و بیرحمی بوده است.
بیپرده بپرسم: شما که این سرزمین را به قهقرا کشاندهاید، که نسلها را به فقر، ترس و خاموشی واداشتهاید، حالا از فرزندان همین خاک توقع سکوت دارید؟ این فرزندان اگر فریاد نزنند، اگر اعتراض نکنند، پس چهکسی باید مرهم زخمهای این ملت باشد؟
از اینجا، بهعنوان یک شهروند، و بهنام وجدان جمعی، از همهی نهادهای حقوق بشری، فعالان مدنی، رسانهها و انسانهای آگاه در سراسر جهان میخواهم صدای آرشام رضایی را بشنوند. نگذارید او را در تاریکی تنها بگذارند. نگذارید ظلم، با سکوت ما، مشروعیت بگیرد.
آرشام تنها نیست. صدای او، صدای ماست. و ما، در کنار او، برای آزادیاش خواهیم ایستاد.
با احترام و امید،
رضا محمد حسینی
اول فروردین ۱۴۰۴»
#رضا_محمدحسینی #آرشام_رضایی #سلول_انفرادی #شکنجه_سفید #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم آثار ضربوشتم و شکنجهی محمدباقر بختیار، مؤسس نیروی دریایی سپاه و تیپ امیرالمؤمنین ایلام در زمان جنگ، توسط نیروهای وزارت اطلاعات
محمدباقر بختیار، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، بود که پس از پایان جنگ ۸ ساله، با استعفای سیاسی در سال ۱۳۶۸ به جمع منتقدان جدی نظام پیوست.
این سالها، قشری از کهنهسربازان که تنها راه پیشِرو را رفراندوم، عبور از کلیت نظام، و تشکیل حکومتی سکولار و دموکراتیک میدانند، اعلام موجودیت کردهاند.
بسیاری، نام محمدباقر بختیار را با افشای جزئیات قتل مهسا امینی شنیدهاند. اما شاید مهمتر از آن، پیامی بود که در فایل صوتیاش خطاب به علی خامنهای بیان کرد و توجه بسیاری را جلب نمود:
«مردم شما را نمیخواهند! گوش بدهید!» (اشاره به شعارهای مردم در جنبش مهسا).
نام او بار دیگر با افشای پشتپردهی انتخابات پزشکیان، و صحبتها و افشاگریهای تندش علیه علی خامنهای، از جمله افشای فراری بودن مجتبی و مصطفی خامنهای از جنگ، به تیتر خبرها بازگشت.
اما اینبار، تمرکز انتقادات خود را متوجه "روزنهگشایان" و بهویژه شخص محمد خاتمی کرد.
در یکی از فایلهای صوتی، بختیار افشاگریهایی علیه خاتمی انجام داد؛ از جمله بخشهایی از رزومهی محمد خاتمی در دههی ۶۰ و ۷۰ که پیشتر از دید عموم پنهان مانده بود.
از دو ماه گذشته، فعالیتهای او وارد مرحلهی تازهای شد.
اعلام پیوستن به فراخوان اعتراضی ۲۵ بهمن و حضور در این تجمع اعتراضی، نقطهی عطفی بود؛ چرا که وی ارشدترین فرماندهی سپاهیای بود که تاکنون، بهصورت علنی در اعتراضات خیابانی علیه حاکمیت شرکت کرده است.
تنها دو روز پیش از این تجمع، محمدباقر بختیار با انتشار دو بیانیه در شبکههای اجتماعی، بار دیگر تأکید کرد که
تنها راه پیشرو، عبور کامل از نظام، برگزاری رفراندوم، و تشکیل حکومتی سکولار و دموکراتیک است.
گزارشهای منتشرشده توسط آزادشدگان تجمع ۲۵ بهمن، نشان میدهد که وی از امضای تعهدنامه و ندامتنامه به درخواست نیروهای امنیتی خودداری کرده و ایستادگی کرده است.
وی چهار روز پیش، با حکم ۶ ماه حبس تعزیری و ۱.۵ سال حبس تعلیقی، به قید وثیقه و تا زمان دادگاه تجدیدنظر آزاد شد.
این فیلم کوتاه، بخشی از آثار باقیمانده از ضربوشتم و شکنجهی وی توسط نیروهای وزارت اطلاعات را به تصویر میکشد.
لازم به ذکر است، آقای بختیار در افشای جنایت کشتار زندانیان در تابستان ۶۷ هم نقش داشتهاند و ویدیوی سخنان ایشان در یوتیوب موجود است.
ـ متن و ویدیو ارسالی نزدیکان آقای بختیار
ـ جمهوری اسلامی وقتی با فرماندهان جنگ، رزمندگان و اعضای شناخته شده سابق سپاه چنین برخوردی میکند، طبیعی است که با معترضان گمنام برخورد خشنتری انجام میدهد.
اعمال شکنجه و خشونت به هر شکلی و برای هر انسانی اقدامیضد حقوق بشری و محکوم است.
#محمدباقر_بختیار #شکنجه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محمدباقر بختیار، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، بود که پس از پایان جنگ ۸ ساله، با استعفای سیاسی در سال ۱۳۶۸ به جمع منتقدان جدی نظام پیوست.
این سالها، قشری از کهنهسربازان که تنها راه پیشِرو را رفراندوم، عبور از کلیت نظام، و تشکیل حکومتی سکولار و دموکراتیک میدانند، اعلام موجودیت کردهاند.
بسیاری، نام محمدباقر بختیار را با افشای جزئیات قتل مهسا امینی شنیدهاند. اما شاید مهمتر از آن، پیامی بود که در فایل صوتیاش خطاب به علی خامنهای بیان کرد و توجه بسیاری را جلب نمود:
«مردم شما را نمیخواهند! گوش بدهید!» (اشاره به شعارهای مردم در جنبش مهسا).
نام او بار دیگر با افشای پشتپردهی انتخابات پزشکیان، و صحبتها و افشاگریهای تندش علیه علی خامنهای، از جمله افشای فراری بودن مجتبی و مصطفی خامنهای از جنگ، به تیتر خبرها بازگشت.
اما اینبار، تمرکز انتقادات خود را متوجه "روزنهگشایان" و بهویژه شخص محمد خاتمی کرد.
در یکی از فایلهای صوتی، بختیار افشاگریهایی علیه خاتمی انجام داد؛ از جمله بخشهایی از رزومهی محمد خاتمی در دههی ۶۰ و ۷۰ که پیشتر از دید عموم پنهان مانده بود.
از دو ماه گذشته، فعالیتهای او وارد مرحلهی تازهای شد.
اعلام پیوستن به فراخوان اعتراضی ۲۵ بهمن و حضور در این تجمع اعتراضی، نقطهی عطفی بود؛ چرا که وی ارشدترین فرماندهی سپاهیای بود که تاکنون، بهصورت علنی در اعتراضات خیابانی علیه حاکمیت شرکت کرده است.
تنها دو روز پیش از این تجمع، محمدباقر بختیار با انتشار دو بیانیه در شبکههای اجتماعی، بار دیگر تأکید کرد که
تنها راه پیشرو، عبور کامل از نظام، برگزاری رفراندوم، و تشکیل حکومتی سکولار و دموکراتیک است.
گزارشهای منتشرشده توسط آزادشدگان تجمع ۲۵ بهمن، نشان میدهد که وی از امضای تعهدنامه و ندامتنامه به درخواست نیروهای امنیتی خودداری کرده و ایستادگی کرده است.
وی چهار روز پیش، با حکم ۶ ماه حبس تعزیری و ۱.۵ سال حبس تعلیقی، به قید وثیقه و تا زمان دادگاه تجدیدنظر آزاد شد.
این فیلم کوتاه، بخشی از آثار باقیمانده از ضربوشتم و شکنجهی وی توسط نیروهای وزارت اطلاعات را به تصویر میکشد.
لازم به ذکر است، آقای بختیار در افشای جنایت کشتار زندانیان در تابستان ۶۷ هم نقش داشتهاند و ویدیوی سخنان ایشان در یوتیوب موجود است.
ـ متن و ویدیو ارسالی نزدیکان آقای بختیار
ـ جمهوری اسلامی وقتی با فرماندهان جنگ، رزمندگان و اعضای شناخته شده سابق سپاه چنین برخوردی میکند، طبیعی است که با معترضان گمنام برخورد خشنتری انجام میدهد.
اعمال شکنجه و خشونت به هر شکلی و برای هر انسانی اقدامیضد حقوق بشری و محکوم است.
#محمدباقر_بختیار #شکنجه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پادکست کارگزاران زندان: مسئول کار خویش یا مامور و معذور؟
ساختار قدرت در کشورهایی که از اصول حاکمیت قانون و آزادی پیروی نمیکنند، به گونهای است که نه تنها شهروندان عادی تحت فشار سران رژیم برای تبعیت از خواستههای آنان و سکوت در برابر فشارهای تحمیلی هستند بلکه این فشار به کارمندان ردههای متفاوت از دستگاههای حکومتی نیز وارد میشود.
اما عملکرد کارگزاران زندان بر اساس اصول اخلاقی ست یا «مامور و معذور»؟
سایت:
https://tavaana.org/jail-authorities/
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/lracb9krqexs
کستباکس:
https://castbox.fm/vb/727332068
نسخه نوشتاری:
https://tavaana.org/prison-authorities/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#شکنجه
#زندان
#زندانی
@Tavaana_TavaanaTech
ساختار قدرت در کشورهایی که از اصول حاکمیت قانون و آزادی پیروی نمیکنند، به گونهای است که نه تنها شهروندان عادی تحت فشار سران رژیم برای تبعیت از خواستههای آنان و سکوت در برابر فشارهای تحمیلی هستند بلکه این فشار به کارمندان ردههای متفاوت از دستگاههای حکومتی نیز وارد میشود.
اما عملکرد کارگزاران زندان بر اساس اصول اخلاقی ست یا «مامور و معذور»؟
سایت:
https://tavaana.org/jail-authorities/
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/lracb9krqexs
کستباکس:
https://castbox.fm/vb/727332068
نسخه نوشتاری:
https://tavaana.org/prison-authorities/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#شکنجه
#زندان
#زندانی
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وفا احمدپور، هنرمند معترض، در این ترانه به پارهشدن پردهگوش خود در بازجویی اشاره کرده است.
او پیشتر گفته بود که توسط بازجو در شیراز مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفته و از ناحیه گوش آسیب دیده است.
او ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
«"هنر"💐
هنر، زبان فهمیدن است…
زبان لمس جان انسان، بینیاز از سلطه و داوری.
هیچ شاهکار اصیلی، بر بستر نفرت و تحقیر نمیروید.
او نه قاضیست، نه سیاستپیشه.
هنرمند صدای همیشگی انسان زنده و حتی رفتگان است
برای جنبش خواندم و ایستادم. و به عنوان یک هنرمند، حتی وقتی پردهی گوشم را گرفتند باز الان برای آنچه جان دارد، برای آنچه باید شنیده شود میخوانم حتی در سکوتی تحمیلشده.
زنده باد ایران ❤️🩹🤍💚»
#وفادار #وفا_احمدپور #شکنجه #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او پیشتر گفته بود که توسط بازجو در شیراز مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفته و از ناحیه گوش آسیب دیده است.
او ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
«"هنر"💐
هنر، زبان فهمیدن است…
زبان لمس جان انسان، بینیاز از سلطه و داوری.
هیچ شاهکار اصیلی، بر بستر نفرت و تحقیر نمیروید.
او نه قاضیست، نه سیاستپیشه.
هنرمند صدای همیشگی انسان زنده و حتی رفتگان است
برای جنبش خواندم و ایستادم. و به عنوان یک هنرمند، حتی وقتی پردهی گوشم را گرفتند باز الان برای آنچه جان دارد، برای آنچه باید شنیده شود میخوانم حتی در سکوتی تحمیلشده.
زنده باد ایران ❤️🩹🤍💚»
#وفادار #وفا_احمدپور #شکنجه #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مبارزان ایذه، بر سر مزار جاویدنام حامد سلحشور در ایذه حاضر شده و میگوید وقتی یارانش اوول کورکور، حسین سعیدی، محمود احمدی و مصطفی احمدپور، متوجه شدند که اعضای داخلی بدن حامد را از بدن خارج کرده بودند. او میگوید صحنه جدال با اهرمن اینگونه است، همینقدر سخت و نفسگیر.
حامد سلحشور جوانی که از مبارزان ایذه بود، مثل میلاد، محمود احمدی، حسین سعیدی، مجاهد کورکور، کمر طهماسبی، مهدی الماسی و ...
او با پرایدش از اصفهان به ایذه مسافر جابجا میکرد، تا اینکه در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در روز ۴ آذرماه بازداشت شد، ۵ روز گذشت و خانواده از او خبری نداشت، روز ۹ آذرماه ۱۴۰۱ به پدر او زنگ زدند و او را نیمهشب در تاریکی محض در روستای قلعه تل در ۳۰ کیلومتری ایذه دفن کردند، بیآنکه پدر و مادر فرزندشان را ببینند و برای آخرینبار با او وداع کنند.
یک روز بعد، دهم آذر، خانواده این جانباخته به سر مزارش رفتند، با کمک چند تن از جوانان مبارز، پیکر او را از خاک بیرون آوردند و سوار بر صندلی عقب پراید حامد کردند و در زادگاهش با رعایت تشریفات و رسم و رسوم معمول به خاک سپردند.
به روایت چند تن از اعضای این خانواده، پیکر حامد سلحشور پاره پاره بود: «جای کلیهها بخیه و از زیر گلو تا شکم دوخته شده بود» و «سر و صورتش کاملا له شده بود.» بهگفته همین منابع «او را با لباس و کفش و پیچیده در پلاستیک» دفن کرده بودند.
حامد ۲۳ ساله که تجربه سالها کار سخت در پروژههای جنوب ایران را داشت، به درخواست مادرش و بهعلت سختی کار به مسافرکشی روی آورده بود.
حامد نامزد داشت و قصد داشت با او ازدواج کند. مهسا (معصومه) احمدی، نامزد حامد سلحشور دو سال پیش پس از برگزاری جشن تولد حامد سلحشور هنگام رفتن به مزار رضا شریعتی، از دیگر کشتهشدگان ایذه بازداشت شد و یک ماه و نیم بعد آزاد شد.
#از_شما_بیزاریم #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #حامد_سلحشور #شکنجه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حامد سلحشور جوانی که از مبارزان ایذه بود، مثل میلاد، محمود احمدی، حسین سعیدی، مجاهد کورکور، کمر طهماسبی، مهدی الماسی و ...
او با پرایدش از اصفهان به ایذه مسافر جابجا میکرد، تا اینکه در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در روز ۴ آذرماه بازداشت شد، ۵ روز گذشت و خانواده از او خبری نداشت، روز ۹ آذرماه ۱۴۰۱ به پدر او زنگ زدند و او را نیمهشب در تاریکی محض در روستای قلعه تل در ۳۰ کیلومتری ایذه دفن کردند، بیآنکه پدر و مادر فرزندشان را ببینند و برای آخرینبار با او وداع کنند.
یک روز بعد، دهم آذر، خانواده این جانباخته به سر مزارش رفتند، با کمک چند تن از جوانان مبارز، پیکر او را از خاک بیرون آوردند و سوار بر صندلی عقب پراید حامد کردند و در زادگاهش با رعایت تشریفات و رسم و رسوم معمول به خاک سپردند.
به روایت چند تن از اعضای این خانواده، پیکر حامد سلحشور پاره پاره بود: «جای کلیهها بخیه و از زیر گلو تا شکم دوخته شده بود» و «سر و صورتش کاملا له شده بود.» بهگفته همین منابع «او را با لباس و کفش و پیچیده در پلاستیک» دفن کرده بودند.
حامد ۲۳ ساله که تجربه سالها کار سخت در پروژههای جنوب ایران را داشت، به درخواست مادرش و بهعلت سختی کار به مسافرکشی روی آورده بود.
حامد نامزد داشت و قصد داشت با او ازدواج کند. مهسا (معصومه) احمدی، نامزد حامد سلحشور دو سال پیش پس از برگزاری جشن تولد حامد سلحشور هنگام رفتن به مزار رضا شریعتی، از دیگر کشتهشدگان ایذه بازداشت شد و یک ماه و نیم بعد آزاد شد.
#از_شما_بیزاریم #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #حامد_سلحشور #شکنجه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech