Forwarded from گفتوشنود
«خدا؟ آری؛ دین؟ نه»
خداباوران بدون دین چه میگویند؟
پژوهشها و نظرسنجیهای سالهای اخیر نشان میدهند که گروه بزرگی از ایرانیان، در حالی که هنوز به خدا، آفریدگار یا نوعی نیروی برتر از انسان باور دارند، دیگر خود را پیرو اسلام یا هیچ دین و مذهب مشخصی نمیدانند. بسیاری از ایرانیان نیز گفتهاند که در طول زندگی باور مذهبی پیشین خود را کنار گذاشتهاند. در نظرسنجیها، میزان باور به خدا همچنان بالاتر از میزان تعلق به یک دین مشخص گزارش شده است. این افراد را میتوان «خداباوران بدون دین» نامید. این افراد چه گفتمان، پرسشها، تردیدها و استدلالهایی ممکن است داشته باشند؟
«خدا هست، اما دین ساخته بشر است»
برای برخی، باور به آفریدگار به معنای پذیرش دین، به ویژه دینهای مسلط و رایج نیست. ممکن است کسی معتقد باشد جهان خالقی دارد، اما در عین حال دین را پدیدهای انسانی و تاریخی بداند. از این دیدگاه، دینهای بزرگ در مسیر تاریخی خود توسط انسانهایی با توان گفتاری یا رهبری نسبتا بالا ساخته و پرداخته شده، کپی و تقلید شده، تفسیر شده و شاخه شاخه شدهاند.
«دین نتایج تاریکی به همراه داشته است»
برخی دین را مانند درختی میبینند که باید آن را بر اساس میوهها و ثمراتش سنجید، نه ادعاهای سنگینی که دارد. بعضی ادیان ادعاهای بزرگی دارند. اما نتایج عملی کردار و گفتار پیروان ادیان، عملکرد روحانیان و نهادهای مذهبی، نوع مواجهه آنان با مخالفان، زنان، و دگراندیشان، و همچنین تجربه جوامعی که دین در آنها قدرت سیاسی پیدا کرده است، میتواند بخشی از این ارزیابی باشد.
«تجربه زندگی اخلاقی بدون نیاز به دین»
آیا برای اخلاق به دین نیاز داریم؟ آیا راستگویی، همدلی، عدالت، کمک به دیگران و پرهیز از خشونت حتما به پاداش بهشت یا ترس از جهنم نیاز دارند؟ یا اخلاق میتواند بر وجدان، عقل، همدلی و تجربه زندگی اجتماعی استوار باشد؟ پاسخ افراد بدون دین این است که زندگی اخلاقی به دین ارتباط زیادی ندارد. افراد بدون دین نیز میتوانند زندگی شایسته و غنی داشته باشند، و متدینین نیز میتوانند دست به جنایات بزرگ بزنند.
«دین و سلامت روان»
دین برای برخی افراد منبع آرامش، امید و معناست. اما برای دیگران ممکن است ترس از گناه، عذاب، جهنم، احساس دائمی تقصیر یا اضطراب درباره رعایت احکام مذهبی ایجاد کند. بنابراین پرسش شاید این نباشد که «دین خوب است یا بد»، بلکه این باشد که باور مذهبی در زندگی واقعی هر فرد چه اثری بر آزادی، آرامش و سلامت روان او میگذارد؟
«اجباری بودن دین، دلیل بیاساس بودن آن است»
برای بسیاری از ایرانیان، دین تنها یک مسئله شخصی و ذهنی نبوده است. آنان نتایج عملی حکومت دینی را در زندگی روزمره تجربه کردهاند: دین مسلح، خشونت دینی، حجاب اجباری، محدودیت سبک زندگی، سانسور، تبعیض مذهبی، غصب نهادهای اقتصادی و اجتماعی و مجازات رفتارهایی که «گناه» محسوب میشوند. این تجربه میتواند پرسشی اساسی ایجاد کند: اگر یک دین واقعا حقیقت دارد، آیا برای پذیرفتهشدن به اجبار، مجازات و قدرت حکومت نیاز دارد؟
«احکام غیر انسانی و تفسیرهای بیپایان»
بعضی افراد همچنان خدا را باور دارند، اما با بخشهایی از متون یا احکام دینی کنار نمیآیند. احکامی درباره خداناباوران، ازدینبرگشتگان، زنان، غیر مسلمانان، مجازاتها، بردهداری، قتل عام، جنگ، ارتداد یا روابط انسانی میتواند آنان را به این پرسش برساند که آیا همه آنچه در سنتهای دینی آمده، واقعا میتواند فرمان تغییرناپذیر یک خدای دانا و عادل باشد؟
«خرافه و افسونزدگی دینی نشان توهم بودن آن است»
ممکن است کسی به نوعی پروردگار یا خرد برتر باور داشته باشد، اما داستانهای معجزه، جن، شیطان، افسون، چشمزخم، شفاعت، کرامت یا دیگر ادعاهای فراطبیعی ادیان را نپذیرد. در این نگاه، خرافهزدگی دین و انبوه پاسخهای جعلی که رهبران دینی به سوالات مردم دادهاند (که هرگز شامل «نمیدانم» نبوده است) نشان وهمآلود بودن دین است.
«آگاهی تاریخی از نقش دین در فساد و ستم»
آگاهی بیشتر از تاریخ ادیان نیز میتواند باورهای پیشین را تغییر دهد.جنگهای مذهبی، آزار دگراندیشان، تبعیض علیه اقلیتها، محاکمه مرتدان و بدعتگذاران، بهرهبرداری سیاسی از ایمان و توجیه خشونت به نام خدا، برای برخی این پرسش را ایجاد میکند که چه مقدار از آنچه «خواست خدا» نامیده شده، در واقع نقشه و برنامه سلطهجویانی بوده که از رویکرد دینی برای همراه کردن مردم با خود بهره جستهاند.
#خداناباور #خداباور #دین_ناباور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خداباوران بدون دین چه میگویند؟
پژوهشها و نظرسنجیهای سالهای اخیر نشان میدهند که گروه بزرگی از ایرانیان، در حالی که هنوز به خدا، آفریدگار یا نوعی نیروی برتر از انسان باور دارند، دیگر خود را پیرو اسلام یا هیچ دین و مذهب مشخصی نمیدانند. بسیاری از ایرانیان نیز گفتهاند که در طول زندگی باور مذهبی پیشین خود را کنار گذاشتهاند. در نظرسنجیها، میزان باور به خدا همچنان بالاتر از میزان تعلق به یک دین مشخص گزارش شده است. این افراد را میتوان «خداباوران بدون دین» نامید. این افراد چه گفتمان، پرسشها، تردیدها و استدلالهایی ممکن است داشته باشند؟
«خدا هست، اما دین ساخته بشر است»
برای برخی، باور به آفریدگار به معنای پذیرش دین، به ویژه دینهای مسلط و رایج نیست. ممکن است کسی معتقد باشد جهان خالقی دارد، اما در عین حال دین را پدیدهای انسانی و تاریخی بداند. از این دیدگاه، دینهای بزرگ در مسیر تاریخی خود توسط انسانهایی با توان گفتاری یا رهبری نسبتا بالا ساخته و پرداخته شده، کپی و تقلید شده، تفسیر شده و شاخه شاخه شدهاند.
«دین نتایج تاریکی به همراه داشته است»
برخی دین را مانند درختی میبینند که باید آن را بر اساس میوهها و ثمراتش سنجید، نه ادعاهای سنگینی که دارد. بعضی ادیان ادعاهای بزرگی دارند. اما نتایج عملی کردار و گفتار پیروان ادیان، عملکرد روحانیان و نهادهای مذهبی، نوع مواجهه آنان با مخالفان، زنان، و دگراندیشان، و همچنین تجربه جوامعی که دین در آنها قدرت سیاسی پیدا کرده است، میتواند بخشی از این ارزیابی باشد.
«تجربه زندگی اخلاقی بدون نیاز به دین»
آیا برای اخلاق به دین نیاز داریم؟ آیا راستگویی، همدلی، عدالت، کمک به دیگران و پرهیز از خشونت حتما به پاداش بهشت یا ترس از جهنم نیاز دارند؟ یا اخلاق میتواند بر وجدان، عقل، همدلی و تجربه زندگی اجتماعی استوار باشد؟ پاسخ افراد بدون دین این است که زندگی اخلاقی به دین ارتباط زیادی ندارد. افراد بدون دین نیز میتوانند زندگی شایسته و غنی داشته باشند، و متدینین نیز میتوانند دست به جنایات بزرگ بزنند.
«دین و سلامت روان»
دین برای برخی افراد منبع آرامش، امید و معناست. اما برای دیگران ممکن است ترس از گناه، عذاب، جهنم، احساس دائمی تقصیر یا اضطراب درباره رعایت احکام مذهبی ایجاد کند. بنابراین پرسش شاید این نباشد که «دین خوب است یا بد»، بلکه این باشد که باور مذهبی در زندگی واقعی هر فرد چه اثری بر آزادی، آرامش و سلامت روان او میگذارد؟
«اجباری بودن دین، دلیل بیاساس بودن آن است»
برای بسیاری از ایرانیان، دین تنها یک مسئله شخصی و ذهنی نبوده است. آنان نتایج عملی حکومت دینی را در زندگی روزمره تجربه کردهاند: دین مسلح، خشونت دینی، حجاب اجباری، محدودیت سبک زندگی، سانسور، تبعیض مذهبی، غصب نهادهای اقتصادی و اجتماعی و مجازات رفتارهایی که «گناه» محسوب میشوند. این تجربه میتواند پرسشی اساسی ایجاد کند: اگر یک دین واقعا حقیقت دارد، آیا برای پذیرفتهشدن به اجبار، مجازات و قدرت حکومت نیاز دارد؟
«احکام غیر انسانی و تفسیرهای بیپایان»
بعضی افراد همچنان خدا را باور دارند، اما با بخشهایی از متون یا احکام دینی کنار نمیآیند. احکامی درباره خداناباوران، ازدینبرگشتگان، زنان، غیر مسلمانان، مجازاتها، بردهداری، قتل عام، جنگ، ارتداد یا روابط انسانی میتواند آنان را به این پرسش برساند که آیا همه آنچه در سنتهای دینی آمده، واقعا میتواند فرمان تغییرناپذیر یک خدای دانا و عادل باشد؟
«خرافه و افسونزدگی دینی نشان توهم بودن آن است»
ممکن است کسی به نوعی پروردگار یا خرد برتر باور داشته باشد، اما داستانهای معجزه، جن، شیطان، افسون، چشمزخم، شفاعت، کرامت یا دیگر ادعاهای فراطبیعی ادیان را نپذیرد. در این نگاه، خرافهزدگی دین و انبوه پاسخهای جعلی که رهبران دینی به سوالات مردم دادهاند (که هرگز شامل «نمیدانم» نبوده است) نشان وهمآلود بودن دین است.
«آگاهی تاریخی از نقش دین در فساد و ستم»
آگاهی بیشتر از تاریخ ادیان نیز میتواند باورهای پیشین را تغییر دهد.جنگهای مذهبی، آزار دگراندیشان، تبعیض علیه اقلیتها، محاکمه مرتدان و بدعتگذاران، بهرهبرداری سیاسی از ایمان و توجیه خشونت به نام خدا، برای برخی این پرسش را ایجاد میکند که چه مقدار از آنچه «خواست خدا» نامیده شده، در واقع نقشه و برنامه سلطهجویانی بوده که از رویکرد دینی برای همراه کردن مردم با خود بهره جستهاند.
#خداناباور #خداباور #دین_ناباور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10❤1👌1💯1💔1
وحید علیزاده رزازی برای تحمل ۷۵ روز حبس به زندان تهران بزرگ میرود
وحید علیزاده رزازی اعلام کرد که برای تحمل ۷۵ روز حبس تعزیری باید خود را به زندان تهران بزرگ معرفی کند. او پیشتر بازداشت شده و حدود یک ماه را تحت بازجویی و در سلول انفرادی گذرانده بود.
علیزاده رزازی روز ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ در ویدیویی گفت که پس از مراجعه به اجرای احکام، دستور معرفی خود به زندان تهران بزرگ برای اجرای حکم ۷۵ روز حبس به او ابلاغ شده است.
او در بخش دیگری از سخنانش از اتهامزنی به فعالان داخل ایران و استفاده از تعابیری مانند «از خودشان است» انتقاد کرد و گفت اختلاف دیدگاههای سیاسی نباید به متهمکردن افراد و نادیدهگرفتن فشارهایی منجر شود که فعالان مدنی و اهل قلم در داخل کشور با آن روبهرو هستند.
علیزاده رزازی همچنین با اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران، ابراز امیدواری کرد که «سایه جنگ» از سر کشور برداشته شود و فشار ناشی از تحریمها و انسداد اقتصادی بر زندگی مردم کاهش یابد.
آقای علیزاده رزازی در بحبوحهی جنگ و قطع اینترنت، روز سوم فروردین ماه جاری، بازداشت شده و حدود یک ماه را در سلول انفرادی گذرانده بود.
#وحید_علیزاده_رزازی
@Tavaana_TavaanaTech
وحید علیزاده رزازی برای تحمل ۷۵ روز حبس به زندان تهران بزرگ میرود
وحید علیزاده رزازی اعلام کرد که برای تحمل ۷۵ روز حبس تعزیری باید خود را به زندان تهران بزرگ معرفی کند. او پیشتر بازداشت شده و حدود یک ماه را تحت بازجویی و در سلول انفرادی گذرانده بود.
علیزاده رزازی روز ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ در ویدیویی گفت که پس از مراجعه به اجرای احکام، دستور معرفی خود به زندان تهران بزرگ برای اجرای حکم ۷۵ روز حبس به او ابلاغ شده است.
او در بخش دیگری از سخنانش از اتهامزنی به فعالان داخل ایران و استفاده از تعابیری مانند «از خودشان است» انتقاد کرد و گفت اختلاف دیدگاههای سیاسی نباید به متهمکردن افراد و نادیدهگرفتن فشارهایی منجر شود که فعالان مدنی و اهل قلم در داخل کشور با آن روبهرو هستند.
علیزاده رزازی همچنین با اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران، ابراز امیدواری کرد که «سایه جنگ» از سر کشور برداشته شود و فشار ناشی از تحریمها و انسداد اقتصادی بر زندگی مردم کاهش یابد.
آقای علیزاده رزازی در بحبوحهی جنگ و قطع اینترنت، روز سوم فروردین ماه جاری، بازداشت شده و حدود یک ماه را در سلول انفرادی گذرانده بود.
#وحید_علیزاده_رزازی
@Tavaana_TavaanaTech
💔8🕊4❤1
افزایش دو برابری نرخ سوم بنزین در ایران؛ سهمیه مازاد ۱۰ هزار تومان شد
سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ایران از تغییر در نظام سهمیهبندی و افزایش صددرصدی قیمت نرخ سوم بنزین خبر داد.
بر این اساس، قیمت بنزین مازاد بر سهمیه و کارتهای اضطراری جایگاهها از بامداد سهشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان در هر لیتر افزایش مییابد.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، با تایید این خبر اعلام کرد که تغییرات جدید صرفاً شامل نرخ سوم (کارت جایگاهها و مازاد مصرف) میشود و قیمت سهمیههای اول و دوم خودروها هیچ تغییری نخواهد کرد.
به گفته مقامات دولتی، خودروهای لوکس خارجی، خودروهای نوشماره و همچنین خودروهای فعال در مناطق آزاد تجاری از این پس تمامی سوخت خود را مشمول نرخ سوم (۱۰ هزار تومانی) خواهند دید.
افزایش صددرصدی قیمت نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان، آن هم در شرایطی که تورم خوراکیها از ۱۲۸ درصد فراتر رفته و دلار کانالهای بحرانی را پشت سر گذاشته، تیر تازهای بر پیکر نیمهجان اقتصاد و معیشت مردم است. دولت اگرچه مدعی است سهمیههای اول و دوم تغییر نمیکند، اما اثر روانی و موج تورمی ناشی از جهش قیمت سوخت مازاد و کارت جایگاهها، به سرعت به تمام کالاها و خدمات تزریق خواهد شد؛ ترکش این تصمیم پیش از هر چیز به سفره خالی مزدبگیران، اقشار آسیبپذیر و طبقه متوسطی اصابت میکند که زیر بار سنگین تورم لحظهای، دیگر توانی برای تحمل هزینههای سرسامآور جدید ندارند.
#بنزین #تورم #فقر #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ایران از تغییر در نظام سهمیهبندی و افزایش صددرصدی قیمت نرخ سوم بنزین خبر داد.
بر این اساس، قیمت بنزین مازاد بر سهمیه و کارتهای اضطراری جایگاهها از بامداد سهشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان در هر لیتر افزایش مییابد.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، با تایید این خبر اعلام کرد که تغییرات جدید صرفاً شامل نرخ سوم (کارت جایگاهها و مازاد مصرف) میشود و قیمت سهمیههای اول و دوم خودروها هیچ تغییری نخواهد کرد.
به گفته مقامات دولتی، خودروهای لوکس خارجی، خودروهای نوشماره و همچنین خودروهای فعال در مناطق آزاد تجاری از این پس تمامی سوخت خود را مشمول نرخ سوم (۱۰ هزار تومانی) خواهند دید.
افزایش صددرصدی قیمت نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان، آن هم در شرایطی که تورم خوراکیها از ۱۲۸ درصد فراتر رفته و دلار کانالهای بحرانی را پشت سر گذاشته، تیر تازهای بر پیکر نیمهجان اقتصاد و معیشت مردم است. دولت اگرچه مدعی است سهمیههای اول و دوم تغییر نمیکند، اما اثر روانی و موج تورمی ناشی از جهش قیمت سوخت مازاد و کارت جایگاهها، به سرعت به تمام کالاها و خدمات تزریق خواهد شد؛ ترکش این تصمیم پیش از هر چیز به سفره خالی مزدبگیران، اقشار آسیبپذیر و طبقه متوسطی اصابت میکند که زیر بار سنگین تورم لحظهای، دیگر توانی برای تحمل هزینههای سرسامآور جدید ندارند.
#بنزین #تورم #فقر #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9💔1
کمال جعفری یزدی خطاب به جمهوری اسلامی: پیش از آنکه دیر شود، قدرت را به مردم واگذار کنید
کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی سابق و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، در پیامی خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی، با اشاره به وضعیت اقتصادی و نارضایتی گسترده مردم، از آنان خواست برای جلوگیری از خشونت و آسیب بیشتر به کشور، انتقال مسالمتآمیز قدرت به مردم را بپذیرند.
کمال جعفری یزدی در این پیام که روز ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ منتشر شده است، نوشته که تلاشهایی مانند «اصلاحات، رفرم و پوستاندازی» یا بازگرداندن چهرههای پیشین جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند راهی برای ادامه وضع موجود باشد.
او با اشاره به بحران اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی هشدار داده است که ادامه سیاستهای کنونی میتواند پیامدهای سنگینی برای کشور داشته باشد و نوشته است: «انفجار قریبالوقوع خشم عمومی، در شرایطی که کارد به استخوان مردم رسیده، و چشمانداز تحولات سیاسی، شما را در تاریخ روسیاهتر از آنچه هستید خواهد کرد.»
جعفری یزدی از مقامها و نیروهای جمهوری اسلامی خواسته است پیش از تشدید بحران، انتقال مسالمتآمیز قدرت را بپذیرند. او نوشته است کسانی که «دستشان به خون مردم و دزدی از اموال ملت آلوده نیست» نباید از چنین انتقالی نگران باشند و افزوده است: «اگر درست عمل کنید، به شما امان خواهند داد.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین تأکید کرده است که برای اداره دوران گذار میتوان شورایی متشکل از افراد شایسته و متخصص تشکیل داد و از ظرفیت ایرانیان داخل و خارج از کشور بهره گرفت. به نوشته او، چنین ساختاری باید زمینه برگزاری همهپرسی و تحقق خواست مردم را فراهم کند و پاسداری از آزادی، دموکراسی، عدالت، حاکمیت قانون، امنیت، معیشت مردم و تمامیت ارضی ایران را در اولویت قرار دهد.
جعفری یزدی همچنین بر استقلال ایران، عدم مداخله قدرتهای خارجی و رعایت منافع ملی تأکید کرده و هشدار داده است که از دست رفتن فرصت انتقال مسالمتآمیز قدرت میتواند کشور را با مخاطرات بیشتری روبهرو کند.
او در پایان خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی نوشته است: «فرصت را از دست ندهید» و تأکید کرده که سالها زندان و فشار بر منتقدان نتوانسته است آنان را از پیگیری مطالبات خود منصرف کند.
کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، از زندانیان سیاسی منتقد جمهوری اسلامی است و سابقه بازداشت و محکومیت بهدلیل فعالیتها و مواضع سیاسی خود را دارد.
#بیانیه #کمال_جعفری_یزدی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی سابق و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، در پیامی خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی، با اشاره به وضعیت اقتصادی و نارضایتی گسترده مردم، از آنان خواست برای جلوگیری از خشونت و آسیب بیشتر به کشور، انتقال مسالمتآمیز قدرت به مردم را بپذیرند.
کمال جعفری یزدی در این پیام که روز ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ منتشر شده است، نوشته که تلاشهایی مانند «اصلاحات، رفرم و پوستاندازی» یا بازگرداندن چهرههای پیشین جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند راهی برای ادامه وضع موجود باشد.
او با اشاره به بحران اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی هشدار داده است که ادامه سیاستهای کنونی میتواند پیامدهای سنگینی برای کشور داشته باشد و نوشته است: «انفجار قریبالوقوع خشم عمومی، در شرایطی که کارد به استخوان مردم رسیده، و چشمانداز تحولات سیاسی، شما را در تاریخ روسیاهتر از آنچه هستید خواهد کرد.»
جعفری یزدی از مقامها و نیروهای جمهوری اسلامی خواسته است پیش از تشدید بحران، انتقال مسالمتآمیز قدرت را بپذیرند. او نوشته است کسانی که «دستشان به خون مردم و دزدی از اموال ملت آلوده نیست» نباید از چنین انتقالی نگران باشند و افزوده است: «اگر درست عمل کنید، به شما امان خواهند داد.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین تأکید کرده است که برای اداره دوران گذار میتوان شورایی متشکل از افراد شایسته و متخصص تشکیل داد و از ظرفیت ایرانیان داخل و خارج از کشور بهره گرفت. به نوشته او، چنین ساختاری باید زمینه برگزاری همهپرسی و تحقق خواست مردم را فراهم کند و پاسداری از آزادی، دموکراسی، عدالت، حاکمیت قانون، امنیت، معیشت مردم و تمامیت ارضی ایران را در اولویت قرار دهد.
جعفری یزدی همچنین بر استقلال ایران، عدم مداخله قدرتهای خارجی و رعایت منافع ملی تأکید کرده و هشدار داده است که از دست رفتن فرصت انتقال مسالمتآمیز قدرت میتواند کشور را با مخاطرات بیشتری روبهرو کند.
او در پایان خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی نوشته است: «فرصت را از دست ندهید» و تأکید کرده که سالها زندان و فشار بر منتقدان نتوانسته است آنان را از پیگیری مطالبات خود منصرف کند.
کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، از زندانیان سیاسی منتقد جمهوری اسلامی است و سابقه بازداشت و محکومیت بهدلیل فعالیتها و مواضع سیاسی خود را دارد.
#بیانیه #کمال_جعفری_یزدی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👌18❤6👍3💯1
Forwarded from گفتوشنود
توماس پین (۱۸۰۹-۱۷۳۷)، متفکر، نویسنده بریتانیاییتبار و از پدران بنیانگذار ایالات متحده امریکا، یکی از درخشانترین چهرههای عصر روشنگری بود که با قلم قدرتمند و ایدههای رادیکال خود، مسیر تاریخ را تغییر داد. او با انتقال اندیشههای فلسفی از محافل بسته نخبگان به میان تودههای مردم، نشان داد که خرد و آزادی، ارثی همگانی است.
پین با انتشار رساله سرنوشتساز «عقل سلیم» در سال ۱۷۷۶ زمینهساز استقلال ایالات متحده شد. او نخستین کسی بود که به شکلی صریح استقلال آمریکا و برپایی نظامی جمهوری مبتنی بر اراده مردم را به عنوان یک ضرورت تاریخی مطرح کرد.
پین همچنین در کتاب «عصر خرد» به نقد جدی دگمهای مذهبی پرداخت و با تکیه بر خردگرایی و الهیات طبیعی، بر آزادی وجدان و تفکر انتقادی تأکید کرد.
توماس پین نویسندهای بود که جهان را وطن خود و نیککرداری را دین خود میدانست؛ اندیشمندی که ثابت کرد کلمات چگونه میتوانند زنجیرهای استبداد را پاره کنند و چراغ راه آزادی و عدالت باشند.
#توماس_پین #خردگرایی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
توماس پین (۱۸۰۹-۱۷۳۷)، متفکر، نویسنده بریتانیاییتبار و از پدران بنیانگذار ایالات متحده امریکا، یکی از درخشانترین چهرههای عصر روشنگری بود که با قلم قدرتمند و ایدههای رادیکال خود، مسیر تاریخ را تغییر داد. او با انتقال اندیشههای فلسفی از محافل بسته نخبگان به میان تودههای مردم، نشان داد که خرد و آزادی، ارثی همگانی است.
پین با انتشار رساله سرنوشتساز «عقل سلیم» در سال ۱۷۷۶ زمینهساز استقلال ایالات متحده شد. او نخستین کسی بود که به شکلی صریح استقلال آمریکا و برپایی نظامی جمهوری مبتنی بر اراده مردم را به عنوان یک ضرورت تاریخی مطرح کرد.
پین همچنین در کتاب «عصر خرد» به نقد جدی دگمهای مذهبی پرداخت و با تکیه بر خردگرایی و الهیات طبیعی، بر آزادی وجدان و تفکر انتقادی تأکید کرد.
توماس پین نویسندهای بود که جهان را وطن خود و نیککرداری را دین خود میدانست؛ اندیشمندی که ثابت کرد کلمات چگونه میتوانند زنجیرهای استبداد را پاره کنند و چراغ راه آزادی و عدالت باشند.
#توماس_پین #خردگرایی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌7💯1
Forwarded from گفتوشنود
سندروم آسیب دینی
وقتی شک، گناه تعریف میشود
تصور کنید کسی از کودکی به شما گفته: «اگر درباره خدا شک کنی، ممکن است مجازات شوی، همینجا یا بعد از مرگ». حالا هر بار که یک سوال کوچک به ذهنتان میرسد، بلافاصله یک هشدار درونی روشن میشود: «این فکر خطرناک است، متوقفش کن». این دقیقا همان مکانیزمی است که روانشناسان به آن «شرطیسازی ترس» میگویند.
روانشناس آمریکایی مارلین وینل، که سالها روی افرادی که از محیطهای دینی سختگیر بیرون آمده بودند پژوهش کرد، پدیدهای را با عنوان «سندروم آسیب دینی» (Religious Trauma Syndrome) توصیف کرد. به گفته او، در برخی نظامهای تربیتی، شک نه یک مرحله طبیعی رشد فکری، بلکه نشانه «وسوسهی شیطانی» یا «ضعف ایمان» معرفی میشود. نتیجه؟ مغز، خود عمل «پرسیدن» را با اضطراب و گناه پیوند میزند، نه با کنجکاوی.
از زاویه دیگر، روانشناس اجتماعی لئون فستینگر با نظریه «ناهماهنگی شناختی» توضیح میدهد چرا کنار گذاشتن یک باور قدیمی اینقدر دردناک است: وقتی باوری با هویت، خانواده و حس امنیت گره خورده، به چالش کشیدنش شبیه به تهدید علیه کل دنیای درونی فرد احساس میشود نه یک بحث فکری ساده.
مثالی ملموس: کودکی که یاد گرفته دست زدن به اجاق داغ، درد دارد، دیگر لازم نیست هر بار امتحان کند؛ بهمحض نزدیک شدن، دستش را پس میکشد. برای بسیاری، سوال درباره خدا هم دقیقا همین بازتاب را پیدا کرده: نه چون واقعا فکر کردهاند و به خطرناک بودنش رسیدهاند، بلکه چون یاد گرفتهاند حتی نزدیک شدن به آن، «میسوزاند».
اما نکته اینجاست: ترس آموختهشده، با حقیقت اثباتشده فرق دارد. صرف ترسیدن از یک سوال، دلیلی بر خطرناک بودن آن سوال نیست.
شاید سوال واقعی این باشد: از خود «خدا» میترسیم، یا از عواقبی که دیگران برای پرسیدن دربارهاش تعریف کردهاند؟
#شک #ایمان #گناه #ترس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی شک، گناه تعریف میشود
تصور کنید کسی از کودکی به شما گفته: «اگر درباره خدا شک کنی، ممکن است مجازات شوی، همینجا یا بعد از مرگ». حالا هر بار که یک سوال کوچک به ذهنتان میرسد، بلافاصله یک هشدار درونی روشن میشود: «این فکر خطرناک است، متوقفش کن». این دقیقا همان مکانیزمی است که روانشناسان به آن «شرطیسازی ترس» میگویند.
روانشناس آمریکایی مارلین وینل، که سالها روی افرادی که از محیطهای دینی سختگیر بیرون آمده بودند پژوهش کرد، پدیدهای را با عنوان «سندروم آسیب دینی» (Religious Trauma Syndrome) توصیف کرد. به گفته او، در برخی نظامهای تربیتی، شک نه یک مرحله طبیعی رشد فکری، بلکه نشانه «وسوسهی شیطانی» یا «ضعف ایمان» معرفی میشود. نتیجه؟ مغز، خود عمل «پرسیدن» را با اضطراب و گناه پیوند میزند، نه با کنجکاوی.
از زاویه دیگر، روانشناس اجتماعی لئون فستینگر با نظریه «ناهماهنگی شناختی» توضیح میدهد چرا کنار گذاشتن یک باور قدیمی اینقدر دردناک است: وقتی باوری با هویت، خانواده و حس امنیت گره خورده، به چالش کشیدنش شبیه به تهدید علیه کل دنیای درونی فرد احساس میشود نه یک بحث فکری ساده.
مثالی ملموس: کودکی که یاد گرفته دست زدن به اجاق داغ، درد دارد، دیگر لازم نیست هر بار امتحان کند؛ بهمحض نزدیک شدن، دستش را پس میکشد. برای بسیاری، سوال درباره خدا هم دقیقا همین بازتاب را پیدا کرده: نه چون واقعا فکر کردهاند و به خطرناک بودنش رسیدهاند، بلکه چون یاد گرفتهاند حتی نزدیک شدن به آن، «میسوزاند».
اما نکته اینجاست: ترس آموختهشده، با حقیقت اثباتشده فرق دارد. صرف ترسیدن از یک سوال، دلیلی بر خطرناک بودن آن سوال نیست.
شاید سوال واقعی این باشد: از خود «خدا» میترسیم، یا از عواقبی که دیگران برای پرسیدن دربارهاش تعریف کردهاند؟
#شک #ایمان #گناه #ترس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌13💯1
علی احمدی، معلم بازنشسته اهل نورآباد ممسنی، بیش از شش ماه پس از بازداشت همچنان در قرنطینه زندان عادلآباد شیراز نگهداری میشود. او روز ۱۵ اسفند در پی ورود ماموران امنیتی به منزلش بازداشت و از آن زمان از آزادی محروم شده است.
به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، پرونده این معلم پیشکسوت با گذشت بیش از شش ماه هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده است. گفته شده در تمام این مدت، بازپرس پرونده تنها یک بار و آن هم از طریق ویدئوکنفرانس با او گفتوگو کرده و وضعیت قضایی او همچنان بلاتکلیف است.
همچنین گزارش شده است که علی احمدی در دوران بازداشت بارها با فشار و آزار روحی و جسمی مواجه شده است. ادامه نگهداری طولانیمدت او در قرنطینه، با توجه به سن بالا و وضعیت نامناسب سلامتیاش، نگرانیها درباره شرایط نگهداری او را افزایش داده است.
این معلم بازنشسته از مشکلات قلبی و کلیوی رنج میبرد و بنا بر گزارش موجود، پزشک در ۱۰ شهریور انتقال او برای مداوا را ضروری تشخیص داده است. با وجود این توصیه پزشکی و اطلاع مسئولان زندان از وضعیت جسمانی او، از انتقال وی برای دریافت درمان مورد نیاز جلوگیری شده است.
#علی_احمدی #سرکوب_معلمان
به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، پرونده این معلم پیشکسوت با گذشت بیش از شش ماه هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده است. گفته شده در تمام این مدت، بازپرس پرونده تنها یک بار و آن هم از طریق ویدئوکنفرانس با او گفتوگو کرده و وضعیت قضایی او همچنان بلاتکلیف است.
همچنین گزارش شده است که علی احمدی در دوران بازداشت بارها با فشار و آزار روحی و جسمی مواجه شده است. ادامه نگهداری طولانیمدت او در قرنطینه، با توجه به سن بالا و وضعیت نامناسب سلامتیاش، نگرانیها درباره شرایط نگهداری او را افزایش داده است.
این معلم بازنشسته از مشکلات قلبی و کلیوی رنج میبرد و بنا بر گزارش موجود، پزشک در ۱۰ شهریور انتقال او برای مداوا را ضروری تشخیص داده است. با وجود این توصیه پزشکی و اطلاع مسئولان زندان از وضعیت جسمانی او، از انتقال وی برای دریافت درمان مورد نیاز جلوگیری شده است.
#علی_احمدی #سرکوب_معلمان
🕊12❤8💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا پس از سالها غارت و ویرانی اقتصاد، حالا مردم باید به فکر خودشان باشند؟
وحید سراوند، دبیر انجمن «سیانجی» تهران، در برنامه «کامنت فرارو» با اشاره به بحران و کمبود سوخت در کشور گفت: «مردم ایران به فکر خودتان باشید. مسئولین در نوعی از بیچارگی گیر کردهاند. دولت یک مقدار بنزین دارد و یکه مقدار توان تولید.» او در ادامه به تفاوت بحران بنزین با کمبود آب اشاره کرد و گفت: «مشکل بنزین مثل مشکل آب نیست. سال گذشته همین موقع در تهران مشکل آب داشتیم، در پاییز باران بارید سدها پر شد، اما از آسمان بنزین نمیبارد که مخازن ذخیره و استراتژیک بنزین کشور پر شود. پس مردم ایران باید به فکر خودشان باشید.»
حالا یک مقام رسمی بیشرمانه به مردم میگوید: «به فکر خودتان باشید!»؛ انگار نه انگار که این جمهوری اسلامی و وابستگان غارتگرش بودهاند که دهههاست سرمایههای این سرزمین را به تاراج بردهاند.
این نظام فاسد با ایجاد انحصار آهنین در صنعت خودروسازی، دست ملت را از دسترسی به خودروهای کممصرف و استاندارد کوتاه کرده و با تولید خودروهای بی کیفیتی پر مصرف، کشور را به کوره سوزاندن سوخت تبدیل کرده است.
مسبب این ویرانی، باندهایی هستند که خودشان بحران آفریدهاند، اما طبق روال همیشگی، فرافکنی کرده و ریشه همه مصیبتها را در جیب و جان مردم جستوجو میکنیم.
صندلیهای قدرت را قبضه کردهاید تا با بیکفایتی مفرط، کشور را به لبه پرتگاه برسانید و حالا طلبکارانه به ملت میگویید به فکر خود باشید؟!
#بنزین #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
وحید سراوند، دبیر انجمن «سیانجی» تهران، در برنامه «کامنت فرارو» با اشاره به بحران و کمبود سوخت در کشور گفت: «مردم ایران به فکر خودتان باشید. مسئولین در نوعی از بیچارگی گیر کردهاند. دولت یک مقدار بنزین دارد و یکه مقدار توان تولید.» او در ادامه به تفاوت بحران بنزین با کمبود آب اشاره کرد و گفت: «مشکل بنزین مثل مشکل آب نیست. سال گذشته همین موقع در تهران مشکل آب داشتیم، در پاییز باران بارید سدها پر شد، اما از آسمان بنزین نمیبارد که مخازن ذخیره و استراتژیک بنزین کشور پر شود. پس مردم ایران باید به فکر خودشان باشید.»
حالا یک مقام رسمی بیشرمانه به مردم میگوید: «به فکر خودتان باشید!»؛ انگار نه انگار که این جمهوری اسلامی و وابستگان غارتگرش بودهاند که دهههاست سرمایههای این سرزمین را به تاراج بردهاند.
این نظام فاسد با ایجاد انحصار آهنین در صنعت خودروسازی، دست ملت را از دسترسی به خودروهای کممصرف و استاندارد کوتاه کرده و با تولید خودروهای بی کیفیتی پر مصرف، کشور را به کوره سوزاندن سوخت تبدیل کرده است.
مسبب این ویرانی، باندهایی هستند که خودشان بحران آفریدهاند، اما طبق روال همیشگی، فرافکنی کرده و ریشه همه مصیبتها را در جیب و جان مردم جستوجو میکنیم.
صندلیهای قدرت را قبضه کردهاید تا با بیکفایتی مفرط، کشور را به لبه پرتگاه برسانید و حالا طلبکارانه به ملت میگویید به فکر خود باشید؟!
#بنزین #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍7💯4❤1👌1💔1
Forwarded from گفتوشنود
آیزایا برلین
آزادی از چه، یا آزادی برای چه؟
سال ۱۹۵۸، آیزایا برلین، فیلسوف بریتانیایی-لتونیاییتبار، در دانشگاه آکسفورد سخنرانیای ایراد کرد که به یکی از تاثیرگذارترین متون فلسفه سیاسی قرن بیستم تبدیل شد: «دو مفهوم آزادی». پرسش او ساده اما بنیانکن بود: وقتی میگوییم «آزادم»، دقیقا از چه چیزی سخن میگوییم؟
برلین آزادی را به دو نوع تقسیم کرد.
نخست، «آزادی منفی»: نبود مانع بیرونی برای کنش فرد ، یعنی فضایی که در آن دیگران در کار من دخالت نکنند. او نوشت هرچه این فضا وسیعتر باشد، آزادی من بیشتر است.
دوم، «آزادی مثبت»: توانایی فرد برای خودفرمانی، تحقق «خویشتن حقیقی»اش. این مفهوم در ظاهر الهامبخش است، اما برلین هشدار داد دقیقا همینجا خطر پنهان است.
استدلال او این بود: اگر کسی ادعا کند میداند «خویشتن حقیقی» یا «منافع واقعی» تو چیست، حتی اگر خودت آن را نخواهی، میتواند سرکوبت را به نام آزادسازی توجیه کند.
برلین این را ریشه فکری توتالیتاریسمهای قرن بیستم دانست.
او مستقیما به مارکسیسم و ایدئولوژیهای انقلابی اشاره کرد که به نام رساندن انسان به «آزادی حقیقی»، آزادی واقعی افراد را از بین میبردند؛ به گفته او، «این بدترین سوءاستفاده از مفهوم آزادی در تاریخ اندیشه» بود.
برلین با این تحلیل، مدافع سرسخت لیبرالیسم کثرتگرا شد، او باور داشت جامعه آزاد باید فضایی خصوصی برای فرد تضمین کند، بدون اینکه کسی مدعی شود میداند «راه درست زندگی» برای دیگران چیست.
میراث او امروز در نقد دولتهای پدرسالار توتالیتر و ایدئولوژیهای رهاییبخش سرکوبگر، همچنان زنده و پرکاربرد است.
#آیزایا_برلین #آزادی #توتالیتریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آزادی از چه، یا آزادی برای چه؟
سال ۱۹۵۸، آیزایا برلین، فیلسوف بریتانیایی-لتونیاییتبار، در دانشگاه آکسفورد سخنرانیای ایراد کرد که به یکی از تاثیرگذارترین متون فلسفه سیاسی قرن بیستم تبدیل شد: «دو مفهوم آزادی». پرسش او ساده اما بنیانکن بود: وقتی میگوییم «آزادم»، دقیقا از چه چیزی سخن میگوییم؟
برلین آزادی را به دو نوع تقسیم کرد.
نخست، «آزادی منفی»: نبود مانع بیرونی برای کنش فرد ، یعنی فضایی که در آن دیگران در کار من دخالت نکنند. او نوشت هرچه این فضا وسیعتر باشد، آزادی من بیشتر است.
دوم، «آزادی مثبت»: توانایی فرد برای خودفرمانی، تحقق «خویشتن حقیقی»اش. این مفهوم در ظاهر الهامبخش است، اما برلین هشدار داد دقیقا همینجا خطر پنهان است.
استدلال او این بود: اگر کسی ادعا کند میداند «خویشتن حقیقی» یا «منافع واقعی» تو چیست، حتی اگر خودت آن را نخواهی، میتواند سرکوبت را به نام آزادسازی توجیه کند.
برلین این را ریشه فکری توتالیتاریسمهای قرن بیستم دانست.
او مستقیما به مارکسیسم و ایدئولوژیهای انقلابی اشاره کرد که به نام رساندن انسان به «آزادی حقیقی»، آزادی واقعی افراد را از بین میبردند؛ به گفته او، «این بدترین سوءاستفاده از مفهوم آزادی در تاریخ اندیشه» بود.
برلین با این تحلیل، مدافع سرسخت لیبرالیسم کثرتگرا شد، او باور داشت جامعه آزاد باید فضایی خصوصی برای فرد تضمین کند، بدون اینکه کسی مدعی شود میداند «راه درست زندگی» برای دیگران چیست.
میراث او امروز در نقد دولتهای پدرسالار توتالیتر و ایدئولوژیهای رهاییبخش سرکوبگر، همچنان زنده و پرکاربرد است.
#آیزایا_برلین #آزادی #توتالیتریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12👌1