آموزشکده توانا
50.4K subscribers
37.8K photos
40.3K videos
2.56K files
21K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

مراسم سومین سالگرد جان‌باختن جاویدنام امید مؤیدی، بر سر مزارش برگزار شد

امید مویدی دانشجوی ۲۰ ساله رشته تربیت بدنی دانشگاه باهنر شیراز بود که هنگام بازگشت از تمرین در جریان انقلاب ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.

روز ۲۴ آبان ۱۴۰۱، پسر جوان معترضی روی زمین افتاد، تعدادی مأمور مسلح او را مورد ضرب و شتم قرار دادند، مردم قصد کمک داشتند، اما ماموران با شلیک تیرهوایی ایجاد رعب و وحشت کردند.
امید مؤیدی، دانشجوی سال آخر رشته تربیت‌بدنی شیراز جلوتر آمد تا به جوانی که کتک می‌خورد؛ کمک کند، ماموران از پشت امید را هدف گلوله قرار دادند و تیری به کمر او شلیک کردند، امید روی زمین افتاد، سرکوبگران دوباره شلیک کردند و این بار تیر خلاص به پیشانی امید اصابت کرد.


#شیراز #امید_مؤیدی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔321
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادداشت آرش صادقی، به مناسبت اولین سالگرد جان‌باختن کیانوش سنجری

یک سال از مرگ کیانوش سنجری گذشت.
این مرگ نه صرفاً یادآور خاموشی یک انسان، بلکه تداعی‌گر پرسشی بنیادین درباره ماهیت آزادی، رنج و مسئولیت انسانی است. سرگذشت او از نخستین بازداشت در نوجوانی تا تجربه‌های مکرر زندان، انفرادی و بستری‌های اجباری در بیمارستان روانی تنها روایت فردیِ یک معترض نیست؛ بلکه آیینه‌ای است که در آن می‌توان نسبت انسان با حقیقت، عدالت و آزادی را دید.
کیانوش در نوشته‌هایش از این سخن می‌گفت که «هیچ‌کس نباید به‌ خاطر بیان عقایدش زندانی شود» و اینکه اعتراض، حق هر انسان است. این جملات را اگر از سطح رخدادهای سیاسی فراتر ببریم، به گزاره‌هایی فلسفی تبدیل می‌شوند: انسان موجودی است که حقیقت را تنها در آزادی می‌تواند تجربه کند، و هنگامی که آزادی‌اش محدود می‌شود، نه فقط بدن او، بلکه امکانِ بودنِ او در جهان محدود شده است. اعتراض او چه در کلمات و چه در کنش‌هایش تجلی کوشش برای بازپس‌گیری این امکان بود؛ امکانی که برای هر انسانی بنیادی است.
آنچه کیانوش درباره رنج دیگران نوشت، درباره زندانیان و کسانی که آزادی‌شان محدود شده است، نشان می‌دهد که آزادی امری فردی نیست، بلکه شبکه‌ای است از پیوندهای انسانی. هیچ‌کس تنها آزاد نمی‌شود؛ آزادی همواره حرکتی جمعی است، حرکتی که از همبستگی تغذیه می‌کند. او همین را دریافته بود که رنج شخصی‌اش را در سطحی فراتر تفسیر می‌کرد: رنجی که می‌تواند معنا بیافریند، اگر به زبان مشترک تبدیل شود.
او از «عشق به زندگی» و «آرزوی آزادی برای همه» سخن گفت. این دو، در ظاهر متناقض، در عمق، یک حقیقت را آشکار می‌کنند: عشق به زندگی بدون آزادی، به تجربه‌ای ناقص تبدیل می‌شود؛ و آزادی بدون عشق، تهی از ارزش انسانی است. به همین دلیل، تصمیم‌های او را نمی‌توان از سر ضعف دانست، بلکه باید آن‌ها را بازتاب اعتراض به شرایطی دید که امکان زیست انسانی را محدود می‌کنند. در جهانی که مرز میان رنج فردی و رنج جمعی فرو می‌ریزد، کنش او نوعی شهادت فلسفی است: شهادت به اینکه انسان نمی‌تواند نسبت به رنج بی‌تفاوت بماند.
آنچه امروز از یاد او باقی می‌ماند، نه تنها خاطره‌ای تراژیک، بلکه فراخوانی است برای اندیشیدن به معنای مقاومت. مقاومت، در بنیان خود، امری پیشا سیاسی است؛ نوعی پافشاری بر کرامت انسانی. همان‌گونه که نوشته‌های کیانوش نشان می‌دهند، آزادی حاصل جدال یک فرد با یک ساختار نیست؛ بلکه حاصل پیوند صداهایی است که از نقاط مختلف بر یک حقیقت واحد تأکید می‌کنند: اینکه انسان حق دارد خود باشد، بی‌آنکه ترس سایه بر روحش اندازد.
زنده نگه داشتن پیام او، نه تکرار رنج‌هایش، بلکه ادامه دادن آن پرسش بزرگ است: انسان چگونه می‌تواند در جهانی آسیب‌پذیر، همچنان امکان آزادی را حفظ کند؟ پاسخ این پرسش، نه در تمجید گذشته، بلکه در ساختن آینده‌ای است که در آن حرمت انسان، نخستین اصل انسانی باشد.


#کیانوش_سنجری #آزادی #کرامت_انسانی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
17💔16🕊5
بازداشت اکبر دانش سرارودی، فعال سیاسی و از رزمندگان و‌جانباز دوران جنگ، در پی سخنرانی در مراسم یادبود جان‌باختگان آبان ۹۸

گزارش‌ها حاکی است که اکبر دانش سرارودی، فعال سیاسی و جانباز جنگ ایران و عراق، عصر امروز در پی یورش نیروهای لباس‌شخصی به منزلش در اصفهان بازداشت شده است.

به‌گفته منابع نزدیک به خانواده، یک اکیپ امنیتی بدون ارائه هرگونه حکم قضایی وارد منزل شده و با رفتار خشن، از جمله برخورد نامناسب با فرزند ناشنوای این خانواده، آقای دانش سرارودی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده است. این یورش باعث بروز اضطراب عصبی شدید برای همسر او شده؛ که قرار بود فردا برای درمان در بیمارستان بستری شود.

بر اساس اظهارات خانواده که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، تنها پرسشی که مأموران هنگام بازداشت مطرح کرده‌اند این بوده است: «او دیروز کجا بوده؟»
این در حالی است که روز گذشته مراسمی به مناسبت گرامی‌داشت جان‌باختگان آبان ۹۸ برگزار شده بود و آقای دانش سرارودی یکی از سخنرانان این مراسم بود.

به نظر می‌رسد علت اصلی بازداشت، سخنرانی او در حمایت از قربانیان اعتراضات آبان خونین ۹۸ و انتقاد از سرکوب معترضان عنوان شده است.

لازم به ذکر است، بسیاری از کشته‌شده‌های اعتراضات سال‌های اخیر جانباز و رزمنده جنگ با فرزندان جانبازان بوده‌اند.

#اکبر_دانش_سرارودی #آبان_ادامه_دارد
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊86
بیانیه‌ی ‌زندانی سیاسی، رضا محمدحسینی به مناسبت ششمین سالگرد قیام بزرگ و خونین اعتراضات آبان ۱۳۹۸

به نام جان‌هایی که برای امیدشان ایستادند
اینجا، در زندان قزلحصار، هنوز به یاد آن روزهای پر التهاب هستم. جوانانی که خبر کشته شدنشان به ما می‌رسید، مردمی که در بیش از صد شهر کشور به پا خاسته بودند و خشم و انزجار خود از دیکتاتور را فریاد زدند. همان دیکتاتوری که من به خاطر دیوارنویسی علیه او بازداشت شده بودم.

شش سال پیش، مردم ایران، در خیابان‌ها برخاستند، فریاد زدند، نخواستند زندگی‌شان به‌سادگی قربانی شود.
من آن زمان در اوین بودم. خیلی از معترضان را می‌گرفتند و می‌آوردند، یادم هست به دلیل گستردگی تعداد بازداشت‌شدگان آن‌ها را اول آوردند سالن ورزش، بعد بردند بند. آن‌ها تعریف می‌کردند: «خیابان‌ها خیلی شلوغ شده، اکثریت مردم آمده‌اند، میزان سرکوب به شدت وحشیانه‌ بود، تیر جنگی و …»
و ما در آن بند گفتیم: «تمومه دیگه، این‌‌بار نمی‌شه آن‌ها ما را خاموش کنند». ولی رژیم تا بن دندان مسلح، با تمام بی‌رحمی به سوی مردمی که با دستان خالی به خیابان آمده بودند شلیک کرد، زندان‌ها را پر کرد، احکامی ظالمانه صادر کرد و خشونتی عریان و تمام عیار در خیابان و زندان به کار گرفت. خیزش مردم سرکوب شد، اما تبدیل به آتشی زیر خاکستر شد و در سال ۱۴۰۱ دوباره این آتش فروزان شد.

امروز ششمین سالگرد آن قیام است؛ قیامی که زخم بر دل ایران گذاشت.
من به جوانانی که آن‌روزها کف خیابان بودند می‌گویم: شما شجاع بودید؛ شما با لبخندتان، با مشت گره‌کرده‌تان، با فریادهایتان، با حضور در آن لحظه، گفتید که دیگر ظلم، فقر، سرکوب و تحقیر را نمی‌پذیرید، شما چهره وحشی حکومت سرکوبگر را به همه نشان دادید، قطع اینترنت هم نگذاشت که صدایتان شنیده نشود.
و به کسانی که امروز می‌خواهند این خاطره را کمرنگ کنند، می‌گویم: نه، این خاطره نمی‌میرد. این خون نمی‌خشکد. این فریاد نمی‌خوابد و آبان ادامه دارد.

از پشت این دیوارها، همچنان می‌توان پیش‌بینی کرد که روند کنونی جامعه به زودی و بار دیگر خیزش بزرگی را نوید می‌دهد. چرا که ریشه‌های اعتراضات مردمی همچنان وجود دارد.

در آبان ۹۸ خانواده‌های بسیاری داغدار و البته دادخواه شدند، خانواده‌های مظلومی که غالبا  از اقشار محروم جامعه هستند. هرچند فشار حکومت خیلی زیاد بود، اما بسیاری از این خانواده‌ها سکوت نکردند و پرچم دادخواهی را برافراشته نگاه داشتند، تا جایی که حکومت برخی را به جرم دادخواهی بازداشت کرد.

هنوز دامنه جنایت حکومت در سرکوب معترضان، به طور کامل مشخص نشده و هنوز روایت‌های ناگفته زیادی باقی مانده است. خانواده‌های زیادی تحت سرکوب شدید سکوت کرده‌اند، سرکوب در بسیاری از شهرستان‌ها شدیدتر بوده است، شاهدان و خانواده‌های فاجعه جنایت «نیزار ماهشهر» هنوز سخن نگفته‌اند. مردم بی‌گناهی که با دوشکا به رگبار بسته شدند و نیزار ماهشهر خونین شد، هرگز فراموش نمی‌شوند و روزی حقایق و ناگفته‌ها بیان خواهد شد.

درود می‌فرستم به همه خانواده‌های دادخواه و عهد می‌بندم که تا وقتی این نظام سرکوبگر هست، ما چشم بر ظلم نمی‌بندیم.
تا وقتی هر جوانی حقش را نگرفته و هر خانواده‌ای آرامش ندارد، ما به مبارزه ادامه می‌دهیم.
به یاد آن روزها، به یاد آن‌های که رفتند و به یاد آن‌هایی که مانده‌اند. به یاد همه عزیزانی که مجروح شدند و دیده نشدند، به یاد جان‌باختگانی که همچنان ناشناس باقی مانده‌اند.

و آخرین پیامم به شما مردم ایران این است:

امید را از دست ندهید. چون وقتی همگی بخواهیم، وقتی ایستادیم، می‌توانیم تاریخ را تغییر دهیم. وقتی همبستگی داشته باشیم، هیچ قدرتی توان سرکوب ما را نخواهد داشت.

ششمین سالگرد قیام آبان به همه آزادگان کشور مبارک باد.

رضا محمدحسینی
زندان قزل‌حصار
آبان ۱۴۰۴

#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
27🕊7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته، مراسم بیست و هفتمین زادروز جاویدنام محمدرسول مؤمنی‌زاده، با حضور خانواده، دوستان و جمعی از خانواده‌های دادخواه برگزار شد

مادرش بر سر مزار او می‌گوید: پسرم برای نجات هموطن از جانش مایه گذاشت، در رابر ظلم بی‌تفاوت نبود. خیلی بهش افتخار می‌کنم که بی‌تفاوت از جلوی ظلم نگذشت.

محمد رسول مومنی‌زاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادرش می‌گوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خورده ‌اش که غرق خون بود لگد نخورد.»

زهرا کریمی مادر محمدرسول به یکی از رسانه‌ها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمی‌کردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچه‌ام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشان‌کشان می‌بردند.»


#محمدرسول_مومنی_زاده #علیه_فراموشی #دادخواهی #رشت #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔302
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شمه‌ای از فساد سیستماتیک حکومت ولایت فقیه...
وقتی قاضی‌القضات فاسد است

عباس پالیزدار، عضو هیات و تفحص مجلس هفتم از قوه قضاییه:

اندازه پرونده فساد مرحوم آیت الله محمدیزدی به اندازه قد من بود!
پسر محمد یزدی ۳ هزار هکتار از اراضی جنگل‌های شمال را برای خود برداشته بود.
خانواده یزدی لاستیک دنا را برای خودشان برداشتند و هیچ گاه پولش را هم ندادند.
دادگستری هرمزگان لنج‌های مردم را توقیف کرد تا پول خانه یزدی تهیه شود.
کل کارخانه لاستیک دنا را یکجا بالا کشیدند، بعد گفتند در بورس فروختیم!

اینها تنها بخشی از فساد در قوه قضاییه است، که حکومت تصمیم گرفت که افشا کند. گاه درگیری باندهای قدرت در حکومت و حذف یکدیگر باعث می‌شود، بخش‌هایی از فساد سیستماتیک در نظام ولایی فاش شود.
حساب‌های قوه قضاییه که بدون نظارت در اختیار رئیس این قوه بوده، در دوره‌های مختلف زمینه فساد گسترده‌ای را فراهم آورده است.
حکومتی که قاضی‌القضاتش فاسد باشد، دیگر از بقیه ارکان چه انتظاری باید داشت؟

ثمره حکومتی که خمینی بنا نهاد و خامنه‌ای ادامه داد، فساد، جنایت، تروریسم و سرکوب بوده است. حکومتی که برای مشروعیت آن منشأ قدسی قائل هستند و هرگونه نقدی با انواع محرومیت‌ها و زندان و داغ و درفش پاسخ داده می‌شود. سیستم بسته‌ای که نخبگان در آن راه ندارند و تنها افرادی که ریاکار، چاپلوس، فاسد و متظاهر هستند ارتقا می‌یابند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #فقر_فساد_گرونی #فساد_سیستماتیک #محمد_یزدی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍214💔4🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود

«خبر را آقای هاشمی (مهرداد علیخانی) در یک جلسه بازجویی به من داد و گفت: «غفار را هم حذف کردیم.»
فرج سرکوهی
منظور «غفار حسینی» است. نویسنده و روشنفکر چپ‌گرا و تلخ‌کام ایرانی که زندگی‌اش نمادی بود از سرگشتگی روشنفکران - عموما - چپ‌گرای ایرانی.

غفار حسینی در سال ۱۳۱۳ در دهی در لرستان در خانواده‌ای تنگ‌دست به دنیا آمد. فقر غفار را وا می‌دارد از روستا دل بکند و به شهر بزند. در ۱۴ سالگی تصمیم می‌گیرد به آبادان برود و در پالایشگاه مشغول به فعالیت شود.

در محیط انگلیسی‌مآب آبادان، سعی بر یادگیری زبان انگلیسی می‌کند. پیشرفت‌اش در یادگیری این زبان آنچنان است که موفق می‌شود با شرکت در کنکور دانشگاه تهران، در رشته ادبیات انگلیسی قبول شود. سال ۱۳۴۵ تحصیل‌اش به پایان می‌رسد.

در سال ۱۳۴۸ موفق به دریافت فوق لیسانس جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران می‌شود.
او که سخت به دانشگاه و تحصیلات آکادمیک علاقه داشت در سال ۱۳۵۵ برای دریافت دکترای جامعه‌شناسی راهی پاریس می‌شود و پس از پنج سال از دانشگاه سوربن دکترای خود در این در رشته را دریافت می‌کند.

او که سخت چپ‌گرا بود و در همان ایام جوانی و تنگدستی در آبادان به عضویت سازمان جوانان حزب توده در آمده بود، بالطبع هوادار پرشور سقوط محمدرضاشاه نیز بود. اما چرخ انقلاب پس از سقوط مطابق میل او نمی‌گردد و با تعطیلی دانشگاه‌ها از پی انقلاب فرهنگی او دگرباره به پاریس باز می‌‌گردد؛ به شهر محبوب تبعیدی‌ها!

فشار زندگی بر غفار حسینی آنچنان تنگ آمد که تصمیم گرفت به ایران بازگردد.
در سال ۱۳۷۳ بیانیه ۱۳۴ امضایی «ما نویسنده‌ایم» انتشار می‌یابد که فضای ادبی - سیاسی ایران را تکان می‌دهد و دور جدیدی از خشم دستگاه امنیتی علیه نویسندگان و روشنفکران را بر می‌انگیزاند. غفار حسینی یکی از امضاکنندگان این بیانیه بود.
در پاییز ۱۳۷۵ برای دیدار چند هفته‌ای از فرزندان‌اش به پاریس می‌رود. در آنجا نیز سعی می‌کند ملاحظات امنیتی در رفت و آمدها را رعایت کند تا در بازگشت دچار مشکل نشود. اما مشکل از پیش برای تدارک دیده شده بود و ۲۵ روز پس از بازگشت از پاریس و در ۲۰ آبان ۱۳۷۵ ماموران امنیتی به آپارتمان کوچک او یورش آوردند و او را با آمپول پتاسیم به قتل رساندند.

این مطلب را به صورت کامل در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/murder_in_the_fall/

#قتل_های_زنجیره_ای
#غفار_حسینی #کانون_نویسندگان_ایران
#آزادی_بیان #آزادی_اندیشه

@Dialogue1402
15💔10👍1👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شبکه تلویزیونی فرانس ۲۴، پیش‌تر این ویدیوی تحلیلی از چگونگی سرکوب و کشتار شهروندان معترض در اعتراضات سراسری آبان ۹۸ را تولید و منتشر کرده بود.

این برنامه‌ با تحلیل بیش از ۷۵۰ ویدیو و عکس از وقایع آبان ۹۸، تهیه شده و اثبات می‌کند بر خلاف ادعای مسئولین جمهوری اسلامی شلیک‌کنندگان به سوی معترضان، عوامل حکومت بوده‌اند، نه افراد دیگر.

در این ویدیو محل کشته‌شدن افراد در برخی از شهرها چون مریوان، شهریار، ماهشهر و صدرای شیراز  تحلیل شده است.
این ویدیوی تحقیقی  با عنوان «کشتار پنهان ایران» در سال ۱۳۹۹ برنده «جایزه سالانه انجمن نشریات دیپلماتیک فرانسه» شد.

ارشاد علیجانی، روزنامه‌نگار شاغل در رادیو فرانسه و تلویزیون فرانس۲۴، یکی از کارشناسان تحقیق و  ساخت این برنامه است.

#آبان۹۸ #از_آبان_بگو #آبان۹۸ #کدام_آبان #قطع_اینترنت #آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #آبان_زنده_است #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39👍32
ساعتی پیش زرتشت احمدی‌راغب به خارج از زندان قزل‌حصار منتقل شد

پویا جگروند، فعال مدنی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«زرتشت احمدی راغب در بیست و چهارمین روز اعتصاب غذا از زندان قزلحصار خارج کردند هنوز معلوم نیست که قصدشان انتقال به زندان مرکزی کرج هست یا جای دیگری ولی با همراهی همبندی‌هایش تا سوار کردن ایشان به اتومبیل و خارج کردن از زندان خبردار شديم»

لازم به ذکر است، از چند روز پیش خبر احتمال انتقال آقای زرتشت احمدی راغب به زندان مرکزی کرج منتشر شده بود. این موضوع مربوط به حکمی است که از طرف دادگاه انقلاب کرج و به ریاست قاضی آصف‌الحسینی مبنی بر یک سال حبس و دو سال تبعید در پی انتشار یک فایل صوتی و انتساب اتهام تبلیغ علیه نظام برای آقای احمدی راغب صادر شده است.

پویا جگروند، فعال مدنی، از قول زرتشت احمدی راغب نوشت: «همه جای ایران وقتی که آزادی بیان نباشد، وقتی مردم از حقوق قانونی خود محروم باشند، زندان هست و زندان با زندان برای من تفاوت ندارد»

روز گذشته آقای احمدی راغب در یک فایل صوتی ضمن شرح اینکه تا کنون در چهار زندان مختلف جا به جا شده است، اعلام کرد:
«برای ما هیچ تفاوتی ندارد آنجا هم کنش‌گری‌ها را انجام می‌دهیم و فریادمان را بر سر دیکتاتور خواهیم زد.»

ـ انتقال زندانیان از بندی به بند دیگر و از زندانی به زندان دیگر، یکی از آزاردهنده‌ترین رفتارها با آن‌ها است. ضمن آنکه پرونده‌سازی در داخل زندان از روش‌های حکومت برای طولانی‌تر کردن حبس و به سکوت کشاندن معترضان است. مگر آقای زرتشت احمدی راغب چه گفته بود جز اینکه خواستار رعایت حقوق بشر و پایان حبس مخالفان بوده است؟

جان زرتشت احمدی راغب در بیست و چهارمین روز اعتصاب غذا در خطر است و مسئولیت هر اتفاقی برای ایشان بر عهده جمهوری اسلامی است.

#زرتشت_احمدی_راغب
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔34💯32🕊1
اعتراضات آبان ۹۸، «خشم اصیل» به آزادی می‌رسد

مطهره گونه‌ای

مُطهره گونه‌ای، فعال سیاسی، به مناسبت سالگرد آبان خونین ۹۸ در یادداشتی با تأکید بر این‌که جرقه اعتراضات نه فقط گرانی بنزین، بلکه تحقیر شهروندان، انکار فردیت و حذف آزادی اندیشه بود، خاستگاه «خشم اصیل» مردم را بازخوانی می‌کند. او با مقایسه‌ای تاریخی، سرکوب آبان را نتیجه نگاه «امت‌محور» حاکمیت می‌داند که در آن معترضان نه شهروند بلکه اجزای بی‌اختیار یک جمع تلقی می‌شوند؛ نگاهی که از شلیک مستقیم به معترضان تا قطع کامل اینترنت و سرکوب سازمان‌یافته ادامه یافت.

متن یادداشت خانم گونه‌ای به شرح زیر است:‏

۲۴ آبان سال ۱۳۹۸ قیمت بنزین دو برابر شد و این تنها عامل اعتراضات سراسری آبان نبود.
دروغ، تحقیر مردم و حذف «سوژگی و فردیت آنها» ذیل ساحت سیاسی، خشمی «اصیل» را برانگیخت که آگاهانه به تمامیت ج.ا اعتراض می‌کرد.
و حکومت نه فقط به دست و پا که به سر صدها انسان شلیک کرد...
در بحبوحه انقلاب مجارستان، به‌عنوان یکی از کشورهای اقماری شوروی خروشچف، هانا آرنت، به نقل از یکی از دانشجویان موثر در جریانات انقلابی می‌گوید :«مردم از بحران معیشت و فقر بی‌امان به ستوه آمده‌اند. اما آن چیزی که جنبش دانشجویی را به عنوان پیشاهنگ با سندیکاها و کارگران و سایر اقشار مردم جهت اعتراضات خیابانی متحد کرده، "خشم" از سال‌ها پنهان‌کاری حکومت در توضیح حوادث و فجایع و رخدادها و در اصل "فقدان آزادی تفکر و اندیشه" است.»

بنابراین اعتراضات خونین آبان ۹۸ را صرفا نمی‌توان با عباراتی همچون «شورش گرسنگان و پابرهنگان» توصیف کرد و تقلیل داد.
این «توده/امت گرایی»حاکمیت نسبت به ملت، آنان را به خیابان کشانده بود.
اینکه نه «شهروند» و نه انسان و یک فرد ایرانی که صرفا «جز کوچک و بی‌مایه‌ای» از امت اسلامی اند!
امتی که با یک اشارت «رهبر و پیشوا» سرنوشت و زندگی‌شان دستخوش تحولاتی عمیق و سترگ می‌شود، بی آنکه نقشی در تعیین آن داشته باشند.
چرا که کلام رهبر، عاری از هرگونه نقص و نقض است و نباید و نمی‌تواند خطا باشد.
اینگونه است که مردم اگر اعتراض کنند و به جای خود، پمپ بنزین را آتش بزنند، شرور و فتنه‌گر خوانده می‌شوند و مستحق مرگی خون‌بار و فجیع خواهند بود.
سپس ابزارهای ارتباطی را که منجر به شکل گرفتن هرگونه تجمع ثمربخش می‌شود، بطور کامل مسدود می‌کنند. تا جایی که نظیر آن در تاریخ وجود ندارد.
تخطئه هویت شهروندی در تصمیم‌گیری‌های خرد و کلان نیز به وسیله «قطعی کامل اینترنت» و انسداد خطوط ارتباطی برای جلوگیری از روایتگری و تهیه گزارش و تسری اعتراضات به تمام شهرها تکمیل می‌شود و حالا نه تنها معیشت، که «اصل نظام» و حکمرانی، هدف شعارها و اعتراضات است.
خشم جاری در خیابان، اصیل و به هنگام است. بدیهی است که حاکمیت احساس خطر کند و میان بد و بدتر، یعنی میان بازداشت فله‌ای و قتل عام، دومی را انتخاب کند.
پس صدا را خفه می‌کند، معترضان را به گلوله می‌بندد و عوامل اصلی را شناسایی و بازداشت می‌کند.
سرکوبی تمام عیار با مشی اصلاح طلبانه! که نهایتا عنصر خیابان نیز مصادره شود و به خوشامد «پیشوا» به محل تبلیغات حکومتی بدل گردد و امید تخدیری به خوردمان بدهند تا برخون سنگفرش‌ها چشم ببندیم.
اما خشم اصیل به آزادی می‌رسد و روز آزادی نزدیک است...

#آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد #آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی
#مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍272🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر دادخواه حسین میربهاری با انتشار ویدئویی خواهان آزادی فوری این فعال مدنی شد. روز گذشته با توجه به گذشت یک ماه از بازداشت حسین میربهاری، خانواده این فعال حقوق کودکان کار ویدئویی از مادر حسین میربهاری منتشر کردند که در آن این مادر دادخواه به بیماری‌های فرزندش و تعیین وثیقه سنگین برای آزادی موقت برای او اشاره می‌کند.

حسین میربهاری که سابقه چندین بار بازداشت دارد آخرین بار ۲۳ مهرماه ۱۴۰۴ بازداشت شد سرکوبگران جمهوری اسلامی همان روز به منزل خواهر ایشان، نادیا، هم حمله کردند و تمام وسایل الکترونیکی را ضبط کردند، به سرقت بردند. در همان روز هم دفتر جمعیت دفاع از حقوق کودکان کار و خیابان پلمب شد.


یادآور می‌شویم که حسین میربهاری از بیماری‌های کم‌کاری تیروئید، دیابت، سنگ کیسه صفرا و معده، رنج می‌برد.
صفحه این خانواده دادخواه در اینستاگرام
mary_m_bahari


#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #حسین_میربهاری

@Tavaana_TavaanaTech
💔274🕊3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دادخواهی

روز ۲۵ آبان‌ماه ۱۴۰۱، خودروی خانواده پیرفلک در شهر ایذه به گلوله بسته شد و کیان پیرفلک که ۹ سال و پنج ماه بیشتر نداشت، توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی به قتل رسید.

ماه‌منیر مولایی‌راد مادر دادخواه کیان بارها گفته بود: «از زبان خودم بشنوید که در تیراندازی چی شد، نگویند که تروریست‌ها بودند، دروغ می‌گویند.»

این مادر دادخواه در شرح واقعه گفته بود که روز چهارشنبه ۲۵‌ آبان ۱۴۰۱، در حال بازگشت به خانه خود در ایذه بودند که:
«رسیدیم جاده کمربندی و خواستیم از یک طرف دیگر برویم. رسیدیم نزدیک هلال احمر، جلوی هلال احمر همه لباس‌های گاردی داشتند و این سمتش لباس شخصی بودند. صدمتر رد شدیم که یکی‌شان داد زد برگردید. کیان گفت: «بابا این دفعه را به پلیس‌ها اعتماد کن و برگرد، خوبی‌مان را می‌خواهند.»
به گفته ماه‌منیر مولایی‌راد پس از آن «ماشین را به رگبار بستند»

خانواده کیان پیرفلک، در شب اول به دلیل نگرانی از ربوده‌شدن پیکر او به دست نیروهای امنیتی، از انتقال او به سردخانه خودداری کردند و جسد او را در کیسه‌های یخ به خانه منتقل کرده بودند.


#کیان_پیرفلک #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔425
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که ایرانیان محروم از ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی هستند، جمهوری اسلامی یک میلیارد دلار به حزب‌الله ارسال کرده است. قربانی جنگ‌افروزی جمهوری اسلامی ایرانیان هستند و به‌خصوص کودکان چه در ایران، چه در سوریه، چه در غزه، چه در اسرائیل.
به آرزوهای این نوجوان گوش دهید آب برق غذا به گریه‌های‌ش بعد از گفتن آرزوی من؟ یک بار دیگر نگاه کنید. این ویدئو را صفحه اینستاگرامی پهلوان رسول خادم منتشر کرده بود.

ghomaarbaazz

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
💔36👍3🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی
تهران؛ ستارخان، آبان۹۸
انتشار این ویدئو واکنش گسترده کاربران اجتماعی را به دنبال داشت. این ویدئو یادآور روزهای سختی است که جمهوری اسلامی به جنگ با مردم پرداخته بود.
همان زمان جانشین فرمانده سپاه وقت، علی فدوی، درباره اعتراضات آبان ۹۸ و قتل هم‌وطنان‌مان گفته بود: «۴۸ ساعت جنگ کردیم.»
جمهوری اسلامی آبان‌ماه ۱۳۹۸ سه روز تمام اینترنت را قطع کرد و هم‌وطنان‌مان معترضمان را به قتل رساند.
یادشان گرامی و به امید آزادی ایران و روز دادخواهی

#علیه_فراموشی #آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔35🕊12
احکام اعدام مسعود جامعی، علیرضا مرداسی و فرشاد اعتمادی‌فر، زندانیان سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز توسط دیوان عالی کشور تایید شد.
‏این افراد، اواخر تیرماه سال جاری، توسط شعبه یک دادگاه انقلاب اهواز، به ریاست قاضی ادیبی‌مهر از بابت اتهامات «افساد فی‌الارض، عضویت در گروه‌های باغی و تبلیغ علیه نظام»هر یک به دو بار اعدام و یک سال حبس محکوم شده بودند.
‏فرشاد اعتمادی‌فر، متولد ۱۳۷۵ و ساکن روستای پیچاب، ۲۵ خرداد ۱۴۰۲ بازداشت شد و بلافاصله زیر فشار شدید بازجویی‌های امنیتی قرار گرفت.
‏مسعود جامعی، متولد ۱۳۵۶ و نگهبان چاه‌های نفت، ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ بازداشت شد. او که پدر چهار فرزند است، در زمستان ۱۴۰۳ محاکمه شد. جامعی از سرطان بدخیم معده و چند بیماری جدی دیگر رنج می‌برد، اما در زندان از درمان حیاتی محروم مانده.
‏علیرضا مرداسی، معلم باسابقه اهوازی، ۱۲ مرداد ۱۴۰۲ بازداشت شد و پس از بازجویی‌ها به بند ۵ شیبان منتقل شد. او به بیماری‌های تنفسی شدید مبتلا ست و با وجود نیاز فوری به درمان، مقامات زندان از انتقالش به مراکز درمانی جلوگیری می‌کنند.
‏⁧#نه_به_اعدام⁩ ⁧#یاری_مدنی_توانا⁩ ⁩
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech
💔314🕊3👎1
Forwarded from گفت‌وشنود

در سال‌های اخیر، بحث درباره حقوق و آزادی‌های زنان در ایران به‌ویژه در حوزه قوانین و محدودیت‌های مبتنی بر قرائت ایدئولوژیک از دین، بیش از پیش برجسته شده است. در این میان، دیدگاه‌های صدیقه وسمقی، اسلام‌پژوه و حقوقدان، جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا او از دل سنت دینی سخن می‌گوید اما در عین حال بر حقوق بنیادین انسان، آزادی انتخاب و کرامت زن تأکید می‌ورزد.

وسمقی در نقد صریح خود بر محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان در حساب کاربری خود نوشت:

«منع موتورسواری زنان، زورگویی و حق‌کشی‌ست. شریعت فقط برای کسانی معتبر است که به آن اعتقاد دارند و هیچ‌کس را نمی‌توان مجبور به پذیرش و رعایت آن نمود. اجبار به رعایت قوانین ساختگی که برخی آن‌ها را شرعی می‌خوانند، مانند منع موتورسواری زنان، زورگویی و حق‌کشی است که زنان به آن تن نخواهند داد.»

این سخنان بازتاب تجربه‌ای گسترده‌تر است: در جمهوری اسلامی، بسیاری از قوانین و محدودیت‌ها بر اساس خوانشی تنگ‌نظرانه و سیاسی از دین توجیه می‌شوند. این رویکرد، زنان را به عنوان صاحبان اختیار، توانایی و حق انتخاب نادیده می‌گیرد و آنان را به موضوع کنترل ایدئولوژیک بدل می‌کند. از پوشش اجباری تا محدودیت‌های شغلی و اجتماعی و حتی ممنوعیت‌هایی همچون رانندگی یا موتورسواری، مجموعه‌ای از تبعیض ساختاری شکل گرفته است که هدف آن حفظ نظم ایدئولوژیک، نه پاسداشت کرامت انسانی است. در چنین فضایی، زنان نه‌تنها از حقوق برابر محروم می‌مانند، بلکه همواره زیر سایه تفسیرهای مردسالارانه از دین با تبعیض و سرکوب مواجه می‌شوند.

#حقوق_زنان #موتورسواری_زنان #حکومت_ایدولوژیک # گفتگو_گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍195
واشینگتن‌پست: حملات آمریکا برنامه هسته‌ای ایران را متوقف نکرد؛ تنها دیپلماسیِ همراه با تهدید نظامی کارساز است

واشینگتن‌پست در یادداشتی درباره «استراتژی گمشده آمریکا درباره ایران» نوشت که حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی نتوانست برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند و تأکید کرد جنگ دیگری اجتناب‌ناپذیر نیست، اما پیشگیری از آن تنها با دیپلماسی پشتیبانی‌شده از تهدید معتبر به نیروی نظامی ممکن خواهد بود.

در این یادداشت آمده است که رفتار تهاجمی ایران بار دیگر نشان می‌دهد وقایع خاورمیانه در خلاء رخ نمی‌دهند و رقبای آمریکا پیوسته به‌دنبال فرصت‌های جدید برای همکاری هستند. اکنون که روسیه در جنگ اوکراین درگیر شده، چین تلاش کرده روابط خود با تهران را گسترش دهد. به نوشته واشینگتن‌پست، ایران خواهان معامله «نفت در برابر تسلیحات» با چین است؛ از سامانه‌های موشکی پدافندی و رادارهای دوربرد گرفته تا جنگنده‌ها — معاملاتی که می‌تواند دولت متزلزل ایران را تقویت و در عین حال ثبات منطقه را تهدید کند.

این روزنامه افزود پس از پنج دور مذاکره در ابتدای سال، از زمان حمله آمریکا به ایران هیچ گفت‌وگویی میان دو کشور ادامه نیافته است. توافق هسته‌ای قدیمی اکنون منقضی شده و رهبران جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند دیگر به تعهدات آن پایبند نیستند. هم‌زمان، فعال شدن دوباره تحریم‌های ماشه اقتصاد نحیف ایران را بیش از پیش فلج کرده و ریال سقوط آزاد را تجربه می‌کند.

در ادامه، واشینگتن‌پست با اشاره به بحران اقتصادی و زیست‌محیطی در ایران می‌نویسد: کسب‌وکارها یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند و یک‌سوم شرکت‌های زیرنظر اتاق بازرگانی تهران قصد تعدیل نیرو دارند. دهه‌ها سوءمدیریت و خشکسالی بی‌سابقه، تهران را با کمبود شدید آب مواجه کرده و به گفته رئیس‌جمهور ایران، حتی احتمال تخلیه پایتخت نیز مطرح شده است. این وضعیت اسف‌بار می‌تواند بستر شکل‌گیری اعتراضات گسترده شود.

با وجود برخی نرمش‌های اجتماعی مانند چشم‌پوشی از حجاب اجباری یا موتورسواری زنان، یادداشت تأکید می‌کند که این نشانه‌های محدود نمی‌تواند واقعیت سرکوب خونین مخالفان را پنهان کند. نویسنده می‌نویسد: «امید بستن به سقوط یک رژیم فاسد ایرادی ندارد، اما امید که استراتژی نیست.»

واشینگتن‌پست با اشاره به ادعای دونالد ترامپ درباره «نابودی کامل» برنامه هسته‌ای ایران پس از حملات آمریکا، تأکید می‌کند این عملیات تنها زمان خریده و مشکل را حل نکرده است. این روزنامه نتیجه می‌گیرد: «بهترین مسیر، حفظ تهدید معتبر به استفاده از زور، ادامه فشار اقتصادی شدید و اعلام آمادگی برای مذاکره است. چین نیز باید بداند فروش سلاح‌های پیشرفته به ایران، روابطش را با آمریکا، اسرائیل و حتی اعراب خلیج فارس دچار بحران خواهد کرد.»

در پایان این یادداشت آمده است: «جنگ دیگری اجتناب‌ناپذیر نیست، اما جلوگیری از آن مستلزم پذیرش این واقعیت است که مسئله همچنان پابرجاست و تنها با دیپلماسیِ همراه با تهدید معتبر به استفاده از زور می‌توان آن را حل‌وفصل کرد.»

#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سومین سالگرد جان‌باختن میلاد سعیدیان‌جو بر سر مزارش برگزار شد

مادرش می‌گوید پسرش را با تیر جنگی کشته‌اند، فرزندانش را با دسترنج خود و در یتیمی بزرگ کرده است. او می‌گوید قاتل فرزندش مشخص نشده و برای فرزندان دیگرش پرونده‌سازی کرده‌اند.

در ادامه ویدیو عمه میلاد سعیدیان‌جو بر مزار برادرزاده‌اش مویه می‌کند و نوای لری می‌خواند.
امید، برادر جاویدنام میلاد سعیدیان‌جو ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

امسال سومین سالگرد برادر عزیزم، جاویدنام میلاد سعیدیان‌جو
در حالی برگزار شد که دل‌مان هنوز پر از داغ و درد نبودنش است.
به دلایلی که می‌دانید، مراسم سالگرد دو روز زودتر در روز جمعه ۲۳ آبان و در جمعی خانوادگی برگزار شد، تا شاید کمی از فشار و سختی‌ها دور بمانیم.

اما چه فرقی می‌کند؟ چون هر لحظه از این سه سال، دل‌مان همچنان درگیر یاد و خاطره‌های اوست.

از تمام عزیزانی که در این مدت کنار ما بوده‌اند،
که با محبت‌ها و حضورشان در این راه سخت،
به ما قوت قلب دادند، بی‌نهایت سپاسگزاریم.
شما برای ما فرشته‌هایی بودید که در این مسیر تنها نبودیم.

یاد میلاد همیشه در قلب ما زنده است،
و هیچ چیزی نمی‌تواند او را از یاد ببرد.💔🥀»

#میلاد_سعیدیان_جو #ایذه #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊24💔141
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سومین سالگرد جان‌باختن جاویدنام کیان پیرفلک روز ۲۲ آبان ماه ۱۴۰۴ بر سر مزارش برگزار شد

میثم پیرفلک، ضمن انتشار این ویدیو نوشت که مراسم سالگرد کیان «بنا بر دلایلی ۳ روز زودتر و به صورت خانوادگی در روز پنجشنبه ۲۲ آبان برگزار شد.»

۱۳۹۲/۳/۲۱
۱۴۰۱/۸/۲۵

#کیان_پیرفلک
#پویا_مولایی_راد
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔446🕊2
محسن محمدپور، نوجوان ۱۷ساله‌ای که در ۲۵ آبان ۹۸ با ضربات باتون‌ نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد

‏محسن بعد از مدرسه در ساختمانی بنایی می‌کرد. روز قبل از کشته شدنش هم به نزدیکانش گفته بود که می‌خواهد فردا برای اعتراض برود بیرون.

خانوادۀ محسن فقیر بودند و محسن بسیار به فکر خانواده‌اش بود. کار می‌کرد تا کمک‌خرجی برای پدرش باشد و مواقعی که برای مدرسه پول لازم داشت، می‌رفت زباله‌های بازیافتی را جمع می‌کرد و می‌فروخت و می‌گفت نمی‌خوام دستم در جیب بابا باشد.

‏روز فاجعه، او فقط در خیابانِ نزدیکِ خانه‌شان ایستاده بود که ناگهان شلوغ شد و مأموران با باتون حمله کردند و محسن را هم به‌شدت زدند و محسن روی زمین افتاد و باز هم به جانش افتادند و رهایش نکردند و تا می‌توانستند کتکش زدند و خون سراپایش را گرفت.

‏مردم ترسیده بودند و کسی برای کمک جلو نیامد؛ تا این‌که یک خانمِ و دخترش آمدند و از مردم کمک خواستند، اما احدی برای کمک پا پیش نگذاشت.
آن خانم محسن را بلند کرد و روی دوشش گذاشت و بردش کنار خیابان تا برسانندش به بیمارستان؛

‏اما چون سراپای پیکر محسن غرق خون بود ماشین‌ها نمی‌ایستادند. دخترِ آن خانم طلاهایش را درآورده بود و به ماشین‌ها نشان می‌داد تا طلاها را بگیرند و محسنِ نیمه‌جان را سوار کنند.

‏آخر راننده‌ای پیدا شده بود و طلاها را گرفته بود و صدهزار تومان هم کرایه ازشان گرفته بود و محسن را به بیمارستان رسانده بود.

‏محسن به کما رفت. مادرش هر روز در خانه مراسم می‌گرفت و نذری می‌داد تا بچه‌اش دوباره چشم باز کند و به هوش بیاید و همان محسنِ شاد و غیور، باز به خانه برگردد. یازده روز در آی‌سی‌یو بستری مانده بود و ظاهراً در کما بود.

‏عصر روز دهمی که محسن در کما بود، چند خانم پرستار با پدر محسن صحبت کرده بودند که اعضای بدنش را به نیازمندان اهدا کنند.

‏پدرش اجازه نداده و گفته بود:
مادرش هر روز مشغول نذز و دعاست که زودتر پسرِ نوجوانِ رعنایش از بیمارستان سالم دربیاید؛ من چطور به آن زن بگویم رضایت بدهد که اعضای بدن پسرش را اهدا کنیم؟ آن هم وقتی هنوز زنده است!

چند ساعت بعد از آن که پدرش به خانه آمد، زنگ زدند و گفتند پسرتان رفت...
‏محسن مظلوم رفت و مظلوم به خاک سپرده شد.او مظلوم بود.

💰 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔506🕊2