آموزشکده توانا
50.4K subscribers
37.8K photos
40.3K videos
2.56K files
21K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
«[یکی] از جان‌باختگان آبان اسمش مظفر بود و متاهل و پدر دو فرزند خردسال! فاميليش يادم نيست. از اين دكه‌های آبی مجله‌فروشی داشت. دكه‌ش نزديک مسجد اميرالمومنين شهرک دولت‌آباد كرمانشاه بود. دكه‌ش رو قفل كرد و خواست از خيابون رد بشه که يه موتورسوار با اسلحه كمری در يک‌ قدمیش به سرش شليک كرد. جسد ايشان رو به شرطی دادن كه خانواده‌ش قضيه رو رسانه‌ای نكنن و شكايتی از هيچ جا نكنن!!
به قول شيخ اجل سعدي:
پنداشت ستمگر كه جفا بر ما كرد / در گردن او بماند و بر ما بگذشت.»


ـ متن بالا یکی از ده‌ها روایتی است که از مخاطبان توانا دریافت کرده‌ایم. هنوز آبان ۹۸ ناگفته‌های بسیاری دارد. صحنه های بسیاری جنایت‌های حکومت و رشادت و شهامت مردم هنوز ثبت و مستند نشده است.

شما هم اگر خاطره‌ای از آبان ۹۸ دارید با ما در میان بگذارید.


#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #از_آبان_بگو #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
35💔12🕊7
جاویدنام محمدامین الله‌قلی جوانی ۲۷ ساله، اهل و ساکن فردیس کرج بود. روز ۲۵ آبان ۹۸ همراه با سایر مردم در اعتراضات علیه گرانی بنزین شرکت کرد.

بعد از ظهر شنبه ۲۵ آبان، در فلکه پنجم فردیس از بالای ساختمان درمانگاه رسالت، تک تیرانداز‌ها به سوی او شلیک کردند و او را کشتند. پیکرش را مخفیانه برای خانواده‌اش که دفنش کنند.
پدر محمد امبن جانباز جنگ بود.

جمهوری اسلامی از ساختمان درمانگاهی که باید محلی برای درمان مردم باشد، محلی که مردم اعتماد کنند، برای استقرار تک تیرانداز استفاده کرد. همانطور که در جوانرود از ساختمان دادگستری شهر، چنین استفاده‌ای کرد.

آنچه این حکومت کشت، فقط مردم مظلوم بی دفاع نبودند، این حکومت اعتماد را کشت، اعتماد به همه نهادها را. به مدرسه، به آمبولانس، به درمانگاه، به دادگستری، به پلیس، به قاضی، به روان‌شناس، به ون یخچال‌دار!، به کارخانه میهن ...

#آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #از_آبان_بگو #محمدامین_الله_قلی #محمدامین_الله‌قلی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔456🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی حسینی، معروف به علی همدانی، جوانی ۲۲ ساله اهل و ساکن کرج بود. او به دلیل شرایط سخت اقتصادی، در مترو دستفروشی می‌کرد و تلاش داشت تا زندگی خود را تأمین کند. 

در آبان ۱۳۹۸، همزمان با اعتراضات سراسری علیه گرانی بنزین و سهمیه‌بندی سوخت، علی به صف مردم معترض پیوست.

علی در روز ۲۵ آبان۹۸ در مشکین‌شهر کرج، در جریان این اعتراضات، با اصابت گلوله نیروهای سپاه پاسداران به پهلویش جان باخت.
مأموران امنیتی پیکر او را ربودند و از خانواده‌اش در ازای تحویل جنازه درخواست پول کردند. اما خانواده علی توان پرداخت این هزینه را نداشتند و تا چندین روز، پیکر بی‌جان او در گروگان نیروهای امنیتی باقی ماند. 

سرانجام، با پیگیری‌های مداوم خانواده، پیکر علی به آنان تحویل داده شد و در آرامستان مشکین‌شهر، در فضایی امنیتی و با حضور نیروهای لباس‌شخصی، به خاک سپرده شد. با این حال، نیروهای امنیتی برای چندین ماه اجازه نصب سنگ قبر بر مزار او را ندادند.

#سیدعلی_حسینی #علی_حسینی #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊33💔155
«درود برشما ما در محله سرآسیاب دولاب تهران زندگی میکنم,صبح روز شنبه برای رفتن به سرکار آماده شدم و جعبه ابزار خود را به ترک موتور بستم و راهی امام علی شدم,ترافیک عجیبی بود سابقه نداشت اینقدر قفل باشه که موتور به زور بتونه از بین ماشینا رد بشه,خلاصه رسیدم به جلوی خروجی صفا دیدم مردم خسته و ستمدیده ماشینای خودشونو خاموش کردن و بدون شعار و اغتشاشی به نشانه اعتراض ماشینای خودشونو خاموش و کنار ماشینای خودشون ایستادن,بعد از مدت کوتاهی ماموران نیروی انتظامی وارد شدن و خودروهای جلویی رو مجبور کردن که حرکت کنند راه باز شد ولی کمی جلوتر مجددا توقف کردن,دیدم تعدادی از بچه میخان گارد ریل اتوبان رو باز کنند و به وسط اتوبان بکشند که کسی دیگه نتونه ماشینهارو حرکت بده,من که دیدم به زور و لگر دارن عرق میریزن و فایده ای نداره,از داخل جعبه ابزارم دوتا آچار فرانسه در آوردم و با کمک یکی دیگه پیچ ومهره های گاردریل رو باز کردیم و خیلی راحت به وسط اتوبان آوردیم یادش بخیر همه برام دست زدن و دمت گرم داداش میگفتند باسپاس🙏 »

ــ متن بالا یکی از ده‌ها روایتی است که از مخاطبان توانا دریافت کرده‌ایم. هنوز آبان ۹۸ ناگفته‌های بسیاری دارد. صحنه های بسیاری جنایت‌های حکومت و رشادت و شهامت مردم هنوز ثبت و مستند نشده است.

شما هم اگر خاطره‌ای از آبان ۹۸ دارید با ما در میان بگذارید.


#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #از_آبان_بگو #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
38🕊4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی گلوله پاسخ اعتراض شد

آبان ۱۳۹۸ علی خامنه‌ای دستور شلیک به قلب و سر شهروندان معترض را صادر کرد. دست‌کم ۱۵۰۰ هم‌وطن کشته شدند، از جمله شمار زیادی کودک؛ کودکانی با هزار رویا و آرزو، کودکانی که طعم تلخ زندگی زیر سایه یک حکومت تمامیت‌خواه را چشیدند و نماندند تا فردای آزادی را ببینند، کودکانی که چهره‌های معصوم‌شان از خاطر ما نمی‌رود.
یادشان گرامی!

https://tavaana.org/fa/Killed_Aban98

این ویدیو در سال ۱۳۹۹ درست شد. آموزشکده توانا کتابچه‌ای از اسامی و مشخصات جان‌باختگان آبان ۹۸ در آن زمان آماده کرده بود.

قاصدان روزان ابری
https://tavaana.org/people_killed_in_november2019_iranprotests/

برخی اطلاعات این کتابچه دقیق نیست. به ما کمک کنید تا اطلاعات را اصلاح و تکمیل کنیم.

هنوز بسیاری از جان‌باختگان آبان گمنام مانده‌اند.

#آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #آبان۹۸ #از_آبان_بگو #اسلایدشو #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔308🕊4
Forwarded from گفت‌وشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به ماندن و جاودانگی می‌تواند آزادی انسان را محدود کند.

پیام همراهان

میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه می‌شود، به دنبال راه‌هایی برای «ماندن» می‌گردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، می‌تواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش می‌کنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.

راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، می‌توان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مرده‌ایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.

پروژهٔ جاودانگی می‌تواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگان‌بخشانه همه راه‌هایی هستند که انسان می‌تواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم می‌کند.

کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او می‌تواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأمل‌برانگیز باقی می‌ماند:

اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانه‌ای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟

«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم»

#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊10👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر رنج‌دیده طاهر نقوی و خواهران و برادرش با پیوستن به اعتصاب غذا از مردم خواسته‌اند از حقوق قانونی این وکیل محبوس در زندان اوین حمایت کنند.
مادر طاهر نقوی می‌گوید: «سلام بر ملت عزیزمان. سه سال است که فرزندم را بی گناه در زندان نگهداری می کنند. او را گرسنه و تشنه در انفرادی‌ها در سرما نگهداری می کنند. از شما خواهش می کنم از فرزندم حمایت کنید.»

طاهر نقوی، وکیل دادگستری مجبوس در زندان اوین تهران که از ۵ آبان به همزاه ودود اسدی، فعال مدنی زندانی، در اعتراض به عدم دسترسی به درمان و وضعیت نامناسب در روند رسیدگی به خواسته‌هایشان در اعتصاب غذا به سر می‌برند، با انتشار نامه‌ای اعلام کرده که به اعتصاب غذا «تا پای جان» ادامه خواهد داد.

این وکیل محبوس با قدردانی از کسانی که نگران حال او هستند، نوشته:
«قطعا قصد جان کردن و دست شستن از زندگی و فراموشی عزیزان و ترک حیات کاری بس دشوار است، اما زمانی که کل وجودت و زبان گویایت و کلام و قلم و منطقت نمی‌تواند "دردت و دادت " را بیان کند، و کل خواسته‌های قانونی و انسانیت به دیوار سنگی و غیر قابل عبوری از بی‌توجهی بر می‌خورد؛ دیواری که به بلندای چند نسل کشیده شده است؛ آن زمان است که انسان با جسم بی‌جانش با صاحبان قدرت سخن می‌گوید. چنان‌که در چند هفته اخیر چندین جوان این وطن از جمله احمد بالدی در اهواز، فواد شمس در کرج و شاهو صفری آتش‌نشان سنندجی، در میان شعله‌ها فریاد زدند تا شاید وجدان‌هایی را که عمری خفته است، بیدار کنند.

خودسوزی و دست از جان شستن یک شهروند، یعنی قطع امید از عملکرد و شعار دولت و حکومت؛ و بسته دیدن راه‌هایی که یک شهروند برای زیستن باید داشته باشد؛ و مسدود بودن مسیرهایی که برای ستاندن حق می‌شد رفت؛ و همچنین ناامیدی از نظام قضایی و دادستانی که "داد" شهروندان در آن‌جا "ستانده" نمی‌شود و به‌جای شنیدن صدای دادخواهی مظلوم، سخن صاحبان قدرت و ثروت و و اراده نیروهای امنیتی بر آن حاکم می‌گردد.

زمانی‌که چکش عدالت قاضی محکمه، برای ساکت کردن و خفه نمودن انسان‌ها بر میز قضاوت کوبیده می‌شود؛ نه فقط جان که روح انسان نیز به آتش کشیده می‌شود.

تنها راه نجات این سرزمین و فرزندان آن، پایان دادن به ظلم‌ها و تبعیض پیدا و پنهان از هر شکل و جنس و اعطای حقوق برابر جنسیتی، دینی، مذهبی، قومی نژادی و زبانی و حذف نگاه امنیتی از زندگی عادی شهروندان و پایان دادن به پرونده‌سازی‌های ساختگی و صوری و در نهایت گسترش چتر عدالت سیاسی اقتصادی اجتماعی در سراسر کشور است.

با عرض پوزش از عزیزانی که نگران ما هستند، من این اعتصاب غذا را تا پای جان ادامه خواهم داد، باشد که سخنان حقی که از زبانم شنیده نشد از جسم بی‌جانم شنیده شود.»

طاهر نقوی و ودود اسدی علیرغم وضعیت نامناسب جسمانی و نیاز به درمان، از دسترسی به خدمات پزشکی و درمانی محروم هستند.

#طاهر_نقوی
#وکلای_در_معرض_خطر #اعتصاب_غذا #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
19🕊7💔3
«محمدمهدی سلیمانی»؛ از بازداشت‌شدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ که به اعدام محکوم شد

شهرام سدیدی، فعال مدنی خراسانی، در ویدئویی که به‌تازگی منتشر کرده، با اشاره به نبودِ شفافیت درباره پرونده یکی از متهمان مشهدی، از مردم خراسان، به‌ویژه شهروندان مشهد، خواست تا برای شکستن سکوت و یافتن اطلاعات درباره او کمک کنند.

سدیدی می‌گوید پرونده‌ای که اکنون آشکار شده، شباهت‌های نگران‌کننده‌ای با سرنوشت مجیدرضا رهنورد دارد؛ جوانی مشهدی که در آذر ۱۴۰۱ با روندی شتاب‌زده و در فضایی امنیتی اعدام شد.

به‌گفته او، روایت رسمی جمهوری اسلامی این است که ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات خیابان آبکوه مشهد، یک نیروی امنیتی به نام رسول دوست‌محمدی کشته می‌شود. دو روز بعد، فرماندار مشهد اعلام می‌کند ضارب بازداشت شده است، اما نام و هویت متهم هیچ‌گاه رسانه‌ای نمی‌شود.

طبق گفته‌های سدیدی، تا حدود دو سال بعد نیز هیچ اطلاعاتی درباره این فرد وجود نداشت تا اینکه ۲۷ آبان ۱۴۰۳ روزنامه خراسان تیتر زد که «قاتل رسول دوست‌محمدی به اعدام محکوم شد.»

در گزارش آن روزنامه آمده بود که شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی به ریاست قاضی محمد شجاع‌پورفدکی فردی با نام اختصاری «میم.ه. سلیمانی» را به اعدام محکوم کرده و او به اتهام «نگهداری مواد آتش‌زا» نیز به دو سال و نیم زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

براساس اطلاعات «قطره‌چکانی» که به دست سدیدی رسیده، نام این فرد محمدمهدی سلیمانی است؛ تصویری که از او منتشر شده در زندان گرفته شده و به دست سدیدی رسیده است.

او می‌گوید:

سن دقیق سلیمانی مشخص نیست، اما احتمالاً دهه هشتادی است.
احتمال می‌رود ساکن آبکوه، کلاهدوز یا سناباد مشهد باشد.
معلوم نیست وکیل داشته یا نه و روند پرونده چگونه طی شده است.

یکی از هم‌بندیان سابقش گفته است که سلیمانی ادعا کرده «چاقوی خونی را در خیابان پیدا کرده» و همین باعث بازداشتش شده است.

به‌گفته سدیدی، روشن نیست بازجویی‌ها، فشارها و اعترافات احتمالی تحت چه شرایطی بوده و آیا حکم اعدام در دیوان عالی تأیید شده است یا خیر.

سدیدی تأکید می‌کند که در صورت تأیید حکم در دیوان عالی، «بسیاری از روزنه‌های امید» بسته خواهد شد و خطر اجرای حکم در سکوت، بسیار جدی است. او با اشاره به تجربه‌های پیشین می‌گوید:
«جمهوری اسلامی در سکوت سلاخی می‌کند.»


این فعال سیاسی، از شهروندان مشهد می‌خواهد که برای شکستن سد سکوت و یافتن اطلاعات درباره هویت و وضعیت محمدمهدی سلیمانی کمک کنند:

«شاید یک فامیلی، یک دوستی، یک بچه‌محلی او را بشناسد. اگر دیر بجنبیم، سرنوشتش می‌تواند مانند مجیدرضا رهنورد باشد؛ بالای دار، و فقط حسرتش برای ما بماند.»

#محمدمهدی_سلیمانی #مشهد #نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊52👍2
Forwarded from گفت‌وشنود
بازداشت امین‌الله کوشکباغی، شهروند بهائی در گنبدکاووس؛ بی‌خبری کامل پس از پنج روز

به‌گزارش منابع حقوق بشری، امین‌الله کوشکباغی، شهروند ۶۹ ساله بهائی ساکن گنبدکاووس، روز چهارشنبه ۲۱ آبان‌ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

بر اساس این گزارش‌ها، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی روشن، این شهروند بهائی را در محل سکونتش بازداشت کرده‌اند. پس از گذشت پنج روز از زمان بازداشت، پیگیری‌های مستمر خانواده و نزدیکان کوشکباغی برای اطلاع از وضعیت، محل نگهداری و نهاد بازداشت‌کننده او، همچنان بی‌نتیجه مانده است.

منابع مطلع می‌گویند تاکنون هیچ اطلاعات رسمی درباره دلایل بازداشت، اتهامات احتمالی، یا وضعیت حقوقی این شهروند ارائه نشده و مقامات امنیتی از پاسخ‌گویی به خانواده خودداری کرده‌اند.

همزمان با این بازداشت، آروین عوض‌پور، دیگر شهروند بهائی ساکن گنبدکاووس نیز در همین روز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است؛ موضوعی که موجب نگرانی خانواده‌های این دو شهروند و فعالان حقوق بشر نسبت به فشارهای سیستماتیک بر جامعه بهائی در این منطقه شده است.

گفتنی است امین‌الله کوشکباغی ۶۹ ساله از شهروندان شناخته‌شده بهائی در گنبدکاووس است و طی سال‌های گذشته بارها با محدودیت‌های مذهبی و مدنی مواجه بوده است.


چرا بابت یک باور دینی که امری شخصی محسوب می‌شود، کسی باید بازداشت و زندانی شود و از حقوق اجتماعی محروم گردد؟
تا کی جامعه ایران باید شاهد سرکوب شهروندان به خاطر اعتقاداتشان باشد؟

#امین_الله_کوشکباغی #داستان_ما_یکیست #رواداری #آزادی_دینی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔13🕊63
حمید رسولی، ۳۲ ساله، از جان‌باختگان آبان خونین ۹۸، ده سال پیش از کشته شدن، در جریان اعتراضات ۱۳۸۸ فعال بود. عکس ندا آقاسلطان را روی دیوار اتاقش زده بود. این تصویر سال ۱۳۸۸ است.

حمید ۲۶ آبان ۱۳۹۸ با اصابت دو گلوله به کمر و قلبش، در گلشهر کرج با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.

حمید رسولی پیش‌تر در قزوین در شرکتی کار می‌کرد که چند ماه به چند ماه حقوق نمی‌دادند. آنجا را رها کرد و درکرج راننده اسنپ شد. پدر حمید جانباز جنگ بود. وقتی حمید کشته شد، حکومت برای تحویل جنازه‌اش ۵۰ میلیون تومان پول مطالبه کرد.

حکومت می‌گوید اگر پول ندهند جنازه را خودشان در جایی دفن می‌کند. التماس خانواده و تاکید بر پول‌نداشتن‌شان جواب نمی‌دهد و حکومت جنازه را تحویل نمی‌دهد.

پس از ارائه مدارک جانبازی و سابقه جبهه پدر حمید، در نهایت حکومت راضی شد که در ازای سپردن ۱۰۰ میلیون وثیقه جنازه را تحویل بدهند به این شرط که بگویند فرزندشان در تصادف مرده و مراسم هم در نهایت سکوت برگزار بشود.
عده قلیلی در خاکسپاری شرکت کردند و در مراسم کوچکشان هم آخوندی از طرف حکومت مراسم را با لعن و نفرین «اغتشاش‌گران» برگزار کرد.

#حمید_رسولی #از_آبان_بگو #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊6
قسم به آبان
صحبتی با مردم و نیروهای نظامی و انتظامی

📝 مهدی سلیمی

همان آبانی که برف می‌بارید و سرخی خون جوانان میهن بر صفحات سفیدش دو رنگ از رنگ های پرچم میهن را به شکلی تراژدیک نمایش دادند

آبان کشتار دسته جمعی طبقه فرودست جامعه توسط سپاه در نیزارهای ماهشهر و وزارت کشور دولت تکنوکرات‌های رانتی در قلعه حسن‌خان

آبانی که عیار شرافت شد و ثابت کرد آنکه کسی و پسر کسی است کدام است و ناکس کدام.

آبانی که رژیم برای شهروندان خود گلوله‌های جنگی و ادوات سنگین نظامی به کار برد.

پس از آبان ۹۸ دیگر هیچ چیز به شکل سابق برنگشت. مردم فاتحه اصلاحات را پس از خنده‌های روحانیش خواندند و مرز اصلاح‌طلب و اصولگرا در هم شکست و مرزبندی جدید با شرف و بی شرف شکل گرفت.

شلیک گلوله به مستضعفان پیش دیده همگان چشم‌های بسیاری را باز کرد و برگشتند از راهی که در آن بودند، جز آنانی که چشم فروبستند و به رهبر نامه نوشتند مردمی که داغدار کرده را ببخشد!!!

هنوز هم صف‌بندی پس از آبان همان است که بود  یک سمت مردمی ایستاده‌اند با دست‌های خالی، دل‌های شکسته و ایمان به عبور از شب و طرف دیگر آنانی که یا خون می‌ریزند یا خون می‌شویند یا بر خون پا می‌گذارند برای رسیدن به هدف خود.

امروز شش سال پس از آن آبان خونین مردم بیش از پیش به ستوه آمده‌اند.  عده‌ای از نیروهای نظامی و انتظامی که شرافت دارند سمت مردم ایستاده و تعدادی از جوانان تصمیم دارند برای ایران باز هم برخیزند.

بنده مرجعیت اجتماعی پیرامون دعوت مردم به حضور در خیابان ندارم و هرگز این کار را نکرده‌ام اما همواره از این حق طبیعی ملت در حد توان دفاع می‌کنم و از نیروهای نظامی و انتظامی خواهش می‌کنم به هیچ وجه روی به سرکوب جوانان این مرز و بوم که هم میهنان خود آن‌ها هستند، نیاورند و باز هم خود را در برابر خواهران و برادرانشان قرار ندهند. می‌دانم که خود این افراد هم چون همه ما با حقوق اندک در سختی روزگار می‌گذرانند پس لطفا وسیله سرکوب برای بقای آنانی که ثروت ملت را به غارت برده و هزینه هر مهمانی‌شان بیش از چند سال حقوق اینان است نکنند.

سوگند به آبان، به خون پویا، به خون‌های ریخته شده در نیزارهای ماهشهر، به پیکر جوانان دست بسته‌ای که در آب سدها غرق شدند و به خون نیکا و امید این جوانان جان بر کف دارند برای فردای بهتر شما و فرزندانتان هم مبارزه می‌کنند. پس کنارشان باشید نه روبرویشان و از سر آمدن صبر مردم و خشم ملی انباشته شده بترسید نه از حکم فاسدان و باندهای مافیایی ولی فقیه

#آبان_ادامه_دارد
#ایران_داغدار_سیاوشان_است #آبان۹۸ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
13👍7
Forwarded from گفت‌وشنود
کی خدا ازش راضی میشه؟

روایتی از یک جامعه خسته!

پیامی از همراهان

در اجتماع محلی ما در خراسان، تعبیری هست برای وقتی که فردی سالخورده در بستر بیماری، در رفت‌وآمد میان مرگ و زندگی مانده اما نمی‌میرد. اطرافیان امیدی به بهبود او ندارند؛ زمان بهبودش گذشته و نشانه‌ها از برگشت‌ناپذیری حکایت می‌کنند. مراقبت‌های طولانی، خانواده را خسته و فرسوده کرده و زنده‌ماندنِ بیمار، یا بهتر بگوییم نمردنش، جز تحلیل‌رفتن رمق زندگان و فرسایش زندگی نتیجه‌ای ندارد. در چنین وضعی، آرام‌آرام این عبارت میان اطرافیان زمزمه می‌شود: «ان‌شاءالله خدا ازش زودتر راضی بشه». و بعد، شکوه‌آمیزتر و با آهی سنگین‌تر می‌گویند: «کی خدا ازش راضی میشه؟!».

در فرهنگی که این عبارت در آن به کار می‌رود، چند معنا نهفته است:
نخست اینکه مرگ و زندگی در دستان خداست و تا او اراده نکند، بیمار از دنیا نمی‌رود؛
دیگر اینکه انسان‌ها—سالخوردگان و بیماران—عزیز و محترمند و حرمتشان باید پاس داشته شود؛
سوم اینکه وظیفه داریم در بیماری و ناتوانی کنارشان بمانیم، و محبت گاه اقتضا می‌کند از خود نیز بگذریم؛
و چهارم، هرچند نباید ساده‌دلانه آرزوی مرگ کسی را کرد، اما اگر بودنِ او اساس زندگی دیگران را مختل کند، چنین آرزویی گریزناپذیر می‌شود.

در یکی از مراسم تعزیه، طنازی با اشاره‌ای تلخ گفت: «راستی کی خدا از مسؤولان جمهوری اسلامی راضی میشه؟». این جمله، بازتاب همان زمزمه‌ای است که مدتی‌ست از زبان مردم شنیده می‌شود؛ اما این روزها که فشارهای زندگی و تنگنای معیشت جان مردم را به لب رسانده، بسیار بلندتر شنیده می‌شود. مردم ایران مردمانی نجیب و خوددارند؛ از مال و جان و آبرو برای کشورشان دریغ نکرده‌اند، اما دیگر نمی‌خواهند زندگی را قربانی توهمات کنند.

امیل دورکیم، جامعه‌شناس بزرگ فرانسوی، در پژوهش «صور بنیادین حیات دینی» به این نتیجه رسیده بود که «خدا»، صورتِ متعالیِ «جامعه» است؛ نیرویی که در لحظات جوشش احساسات جمعی و خروش مناسکی، رنگ تقدس می‌گیرد و در تعالیم دینی تجلی می‌یابد. از نگاه او، انقلاب کبیر فرانسه نمونه روشنِ ظهور خدایِ جامعه در روزگار جدید بود.

به‌راستی صدای پای خدا را نمی‌شنوید؟
آبان ۱۴۰۴

#کی_خدا_ازش_راضی_میشه #جامعه_خسته #ایران_خسته #صدای_مردم #بحران_معیشتی #فقر #گرانی #فساد #تقدس #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
17🕊1
⚠️ هشدار در مورد پروژه appen assent group ltd و کلاهبرداری از کاربران ایرانی

به گزارش ایران هشدار؛ این پروژه با ادعای سرمایه گذاری در بازار رمزارز، سهام، طلا و املاک اقدام به جذب سرمایه کاربران با وعده پرداخت سودهای تضمینی نموده و پس از سرمایه گذاری کاربران ایرانی حساب آنان را با بهانه واهی تخلف و سرپیچی از قوانین کشور میزبان (استرالیا) مسدود نموده است و اجازه برداشت وجوه سرمایه گذاری شده را نمی دهد.

🔹براساس بررسی‌های صورت گرفته این پروژه از نام شرکتی با نام appen فعال در زمینه داده‌های آموزشی و هوش مصنوعی در کشور استرالیا سوءاستفاده نموده و با عنوان فریبکارانه شرکت فعال بین المللی در حال فریب کاربران ایرانی است.

نام این پروژه در فهرست هشدار نهادهای نظارتی قرار داشته و در سایت‌های رتبه‌بندی نیز در دسته طرح‌های پرریسک سرمایه‌گذاری با اعتبار پایین دسته‌بندی شده است.

🔹تعدادی از کاربران ایرانی مالباخته این پروژه هستند و به دلیل نامعلوم بودن هویت مالکان و گردانندگان پروژه دچار مشکلاتی در برداشت سرمایه و احقاق حقوق خود شده‌اند.

⛔️ فریب نخورید!
وعده پرداخت سود تضمینی و بازدهی بالا، ادعای فعالیت بین المللی، سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی به ویژه بازارهای رمزارز و سهام و .... و استفاده از عناوینی فریبنده همانند قرارداد هوشمند و فعالیت بلاک‌چین از حربه‌های تکراری مورد استفاده طرح‌های پانزی است.

💰 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6👍1🕊1