آموزشکده توانا
49.6K subscribers
41.2K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

علیه فراموشی؛
جاویدنام دانیال مرادی‌زاده، معروف به «کمان‌گیر»

جاویدنام دانیال مرادی‌زاده، معروف به «کمانگیر»، جوانی ۲۲ ساله و نان‌آور خانواده، در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهران کشته شد.
او پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه در منطقه نارمک، در پی شلیک مستقیم گلوله‌های جنگی از سوی مأموران امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. بنا بر گزارش‌ها، دانیال با اصابت سه گلوله کشته شده است.
پیکر او پس از شش روز به خانواده‌اش تحویل داده شد. دانیال کابینت‌ساز بود و سرپرستی مالی مادر و خواهرش را بر عهده داشت.
در مراسم چهلم این جوان جان‌باخته، مادرش بر سر مزار او در حال سوگواری، فرزندش را «همه دار و ندارم» خواند.

#دانیال_مرادی_زاده #علیه_فراموشی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت


@Tavaana_TavaanaTech
💔112
سیاست‌های ظالمانه و ضد حقوق بشری حاکمیت ذیل عنوان «آرایش جنگی» را محکوم می‌کنیم.

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ۵۶ زندان مختلف در هفته صدوهجدهم

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در صدوهجدهمین هفته با خانواده زندانیان اعدام‌های اخیر ابراز همدردی می‌کند و به جان‌باختگان راه آزادی و برابری درود می‌فرستد.

طی هفته گذشته سه زندانی سیاسی قیام دی ماه ۴۰۴ با اسامی امیرعلی میرجعفری از تهران، عرفان کیانی از اصفهان و عامر رامش اهل سیستان و بلوچستان در روند قضایی ناعادلانه اعدام شدند و پیکر دو تن از آنان به خانواده‌هایشان تحویل داده نشد. بی‌شک  سیاست ناپدیدسازی قهری که حکومت در پیش گرفته مصداق جنایت علیه بشریت است.

در اقدام ضد انسانی دیگر حکومت دو زندانی دیگر را به اتهام جاسوسی به نام‌های مهدی فرید و سلطان‌علی شیرزادی به دار آویخت.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» اخیراً مطلع شده است که در زندان‌های مختلف، زندانیان سیاسی و بازداشتی‌های اخیر را بی‌پروا مورد ضرب‌ و جرح و شکنجه و هتک حرمت قرار می‌دهند. شکنجه‌گران با تراشیدن‌ موی سر، فحاشی و هتاکی می‌کوشند زندانیان را تحقیر کنند این رفتار وقیحانه غیر انسانی حتی هنگام بردن زندانیان به پای چوبه‌ی دار به مراتب بدتر است.

ما آگاهیم که دستور مقامات ارشد استبداد دینی حاکم مبتنی بر «آرایش جنگی» دست دستگاه قضائی را برای تضییع حقوق بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه و جنگ اخیر بیشتر باز گذاشته است و این به معنای نادیده گرفتن تمامی حقوق قانونی آنان و صدور احکام سنگین بدون دادرسی عادلانه و منصفانه زندانیان است.

حکومت نامشروع ولایت فقیه از ترس قیام و اعتراضات مردمی با مصادره کوچه و خیابان‌های شهر‌ها و ایجاد رعب و وحشت در جامعه و همچنین اعدام‌های روزانه در زندان‌ها نشان داده که در حقیقت دشمن اصلی خود را مردم می‌داند نه هیچ کشور خارجی دیگر. بنابراین بسیار مهم و ضروری است که در این روزهای پر التهاب و سرنوشت‌ساز مردم آزادی‌خواه ایران و تمامی فعالان و مدافعان «نه به اعدام» در مقابله با سرکوب‌های حکومت سکوت نکنند و صدای اسیران در زندان و محکومان به اعدام باشند و در خاموشی اینترنت در ایران، جامعه بین‌الملل و سازمان‌ها و نهاد‌های حقوق بشری نیز بیش از همیشه به موضوع سرکوب و اعدام باید توجه نمایند و به هر شکل ممکن حکومت ایران را تحت فشار قرار دهند و کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل نسبت به بازدید از بازداشت‌گاه‌ها و زندانیان و زندان‌های ایران اقدام جدی به عمل آورند.

کارزار‌ «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» ضمن محکومیت این سیاست‌های ضد مردمی مستبدانه در هفته صدوهجدهم روز سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین ، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز ، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبد کاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.

هفته ۱۱۸
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام


#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
💔5
Forwarded from گفت‌وشنود
تداوم بازداشت زوج بهائی، بهزاد یزدانی و رومینا خزعلی

رومینا خزعلی و همسرش بهزاد یزدانی، شهروندان بهائی با گذشت بیش از یک ماه از زمان بازداشت، کماکان در زندان عادل‌آباد شیراز در بلاتکلیفی به‌سر می‌برند. تاکنون هیچ جلسهٔ بازجویی برای آن‌ها برگزار نشده و علت بازداشت نیز اعلام نشده است.

به گفتۀ یک منبع آگاه، در محل نگهداری رومینا خزعلی در زندان عادل‌آباد، ویروس گوارشی میان زندانیان شیوع یافته و بسیاری از آنان را دچار اسهال و استفراغ شدید کرده است. در نبود پزشک بهداری، وضعیت جسمی زندانیان بدون رسیدگی مناسب رو به وخامت گذاشته است. همچنین خانم خزعلی در تماس کوتاهی با خانواده‌اش اعلام کرده که داروهای ضروری‌اش به پایان رسیده است. با وجود این، داروهای ارسالی از سوی خانواده نیز پذیرفته نشده است؛ موضوعی که نگرانی‌ها دربارۀ وضعیت سلامت او را افزایش داده است. او پیش از بازداشت تحت عمل جراحی معده قرار گرفته بود و از مشکلاتی چون میگرن شدید، فشار چشم و کمردرد نیز رنج می‌برد.
 
گزارش‌ها حاکی است که به خانم خزعلی امکان برقراری تماس با خانواده تنها برای ۳۰ ثانیه در هفته‌ داده شده است. او هنوز کارت تلفن ندارد و امکان خرید برایش فراهم نشده است.
 
رومینا خزعلی پیش از بازداشت، مسئولیت نگهداری از پدر و مادر سالمند خود را بر عهده داشت. در غیاب او، این مسئولیت به فرزندان دوقلوی این زوج واگذار شده است؛ کودکانی که در سنین نوجوانی قرار داشته و بازداشت همزمان پدر و مادرشان فشار روحی قابل توجهی بر آن‌ها وارد کرده است.
 
بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار، و همسرش رومینا خزعلی، نقاش، به ترتیب در تاریخ‌های ۸ و ۹ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران اطلاعات سپاه در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شدند.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔5
یک دقیقه اینستاگرام، اندازه یک رویا؛ روایت تلخ نسل جدید در عصر قطع اینترنت

جای تاسف دارد که در سال ۲۰۲۶، ذوق‌زده شدن برای وصل شدن به ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین امکانات ارتباطی دنیا، تبدیل به رویای بچه‌های ما شده است.
این فقط یک روایت ساده نیست؛ یک هشدار جدی و تلخ است. وقتی یک نوجوان بعد از دو ماه قطعی اینترنت، با دیدن چند پست در اینستاگرام ذوق می‌کند، یعنی ما داریم یک نسل را از ابتدایی‌ترین حقش محروم می‌کنیم: شناختن جهان و مقایسه آن!

اینترنت فقط سرگرمی نیست، راهی است برای یاد گرفتن، دیدن، مقایسه کردن و فهمیدن اینکه بیرون از این مرزها چه خبر است. وقتی این پنجره را می‌بندید، در واقع افق دید یک نسل را با نابود کردن کنجکاوی و آگاهی شان کوچک می‌کنید.

بزرگ‌ترین آسیب این وضعیت شاید اقتصادی یا حتی سیاسی نباشد؛نوجوانی که دنیا را فقط از کلاس درس و خیابان شهرش می‌شناسد، فرصت مقایسه، رویاپردازی را از دست می‌دهد.

واقعا بسیار ترسناک است که دنیای این بچه‌ها را انقدر کوچک کنیم که یک اتصال ساده به اینترنت برایشان معجزه به نظر برسد. این محرومیت، حق طبیعی آن‌هاست که به راحتی ازشان گرفته شده و هیچ توجیهی هم برایش وجود ندارد.

- متن ارسالی از همراهان

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7💔2
قطع اینترنت ایران وارد روز ۶۰ شد

نت‌بلاکس:
«بر اساس داده‌ها، این خاموشی اکنون با گذشت ۱۴۱۶ ساعت وارد شصتمین روز خود شده است؛ آن هم در حالی که تلاش‌هایی برای اجرای دسترسی طبقاتی و محدود برای گروه‌های خاص در جریان است.»


این اختلال گسترده در ادامه روندی است که طبق گزارش نهادهای پایش اینترنت، ارتباط ایران با شبکه جهانی را برای هفته‌ها به‌شدت محدود کرده و بخش بزرگی از کاربران را عملا از اینترنت بین‌الملل جدا کرده است.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5💔3😍1
‏شصت روز از قطع #اینترنت و تعلیقِ زندگی نود میلیون ایرانی گذشت

انگار کسی دکمه مکث را روی یک جامعه زده باشد…
جنگی که حاکمیت با مردم برقرار کرده و یک سکوتِ تحمیلی که همه‌چیز را از کار انداخته.

شصت روز است که ارتباط، ساده‌ترین و بدیهی‌ترین حقِ انسان، تبدیل شده به امتیازی نایاب.
پیام‌ها قطع شدند، جریانِ فکر، جریانِ روایت و حتی حقِ دیده شدن رانتی و طبقاتی شده

از ریلزهای تکراری و کامنتهای مامان خسته بودم😢
اما شصت روز کافی بود تا عذاب وجدان بی توجهی به روزی صد پیامش له‌ام کند
تا درک کنم اینترنت، اصلی‌ترین ستونِ نامرئیِ زندگی مدرن حتی برای مامان خانه دارم است؛
جایی که کار می‌کنیم،حرف می‌زنیم،خودمان را تعریف می‌کنیم و حتی وجود داشتن را ثابت می‌کنیم.

شصت روز است که اقتصادهای کوچک بی‌رحمانه، دفن شده‌اند.. آنلاین‌شاپ‌هایی که نه سرمایه داشتند، نه پشتوانه، فقط عشق و امید داشتند از بین رفته اند

شصت روز است که آدم‌ها درآمد و شأنِ کاری‌شان را از دست داده‌اند.

و در لایه‌ای عمیق‌تر، شصت روز است که روایتگری از واقعیت و حقیقت مصادره شده و داستان زندگی ما را کیف‌کشان مینویسند… در حقیقت این خاموشی همزمان با فشار کشنده بر فعالین داخل کشور یک جور بازنویسیِ واقعیت است.

شصت روز است که
گروه‌های خانوادگی خاموش‌اند، خنده‌های ساده و بحث‌های بی‌اهمیت و چشم‌وهم‌چشمی‌های کوچک…
همه‌شان بخشی از یک بافت اجتماعی بودند که حالا نخ‌به‌نخ دارد از هم باز می‌شود.

شصت روز است که
این نخ‌ها را بیرحمانه بریده‌اند و خطرناک‌ترین بخش ماجرا هم همین است که انسان به سکوت و نبودن صدا و امکان و واقعیت و دروغ پردازی هم عادت می‌کند.

شاید شصت روزِ قطع اینترنت، فقط یک بحرانِ فنی یا امنیتی نباشد ممکن است تمرینی باشد برای دیدن این‌که جامعه تا کجا می‌تواند بدون صدا دوام بیاورد تمرین آستانه خفگی…

اما زیر این سکوت دلتنگی ما زنده تر است

و همین دلتنگی،شاید آخرین نشانه این باشد که زندگی هنوز کامل خاموش نشده…

#DigitalBlackOutIran‌ #internet #جنگ

ـ متن از حساب کاربری گلشن فتحی در ایکس

@Tavaana_TavaanaTech
💔4👍3
Death Sentence for Mohammad Abbasi and 25-Year Term for Daughter Fatemeh Abbasi Confirmed

Branch 39 of the Supreme Court has upheld the death sentence for Mohammad Abbasi and a 25-year prison term for his daughter, Fatemeh Abbasi. The two were arrested in connection with the January 2026 protests following the death of a military officer in Malard. Fatemeh is currently detained in the women’s ward of Evin Prison.
Initially sentenced by the notorious Judge Abolghasem Salavati on charges of “Moharebe” (enmity against God), the defendants were denied the right to independent legal representation throughout the appeal process. Their lawyer revealed that the Supreme Court refused to recognize the family’s chosen counsel. This final ruling exemplifies the Islamic Republic regime’s pattern of utilizing opaque, extrajudicial trials to suppress dissent through lethal and long-term punitive measures targeting both protesters and their families.
#HumanRights
#StopExecutionsInIran


@Tavaana_TavaanaTech
💔71
فریبرز کهن‌زاد، دانشجوی دانشگاه شریف، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد

فریبرز کهن‌زاد، دانشجوی کارشناسی مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
به گزارش کانال تلگرامی «دانشجویان متحد»، این دانشجو به‌تازگی بازداشت شده، اما تا زمان انتشار این خبر، اطلاعاتی درباره زمان و محل دقیق بازداشت او منتشر نشده است.
بر اساس این گزارش، همچنین هیچ‌گونه اطلاعی از دلایل بازداشت یا اتهامات احتمالی مطرح‌شده علیه فریبرز کهن‌زاد در دست نیست.
گفتنی است، این دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف پیش‌تر نیز به‌دلیل فعالیت‌های خود با بازداشت و برخوردهای قضایی مواجه شده بود.

#از_بازداشتیها_بگو #فریبرز_کهنزاد


@Tavaana_TavaanaTech
1💔63🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرزند ایران و جان فدای میهن ، جاویدنام محسن روح الامینی

محسن روح‌الامینی؛ روایت جوانی که راه آسان را نرفت ، از نام پدرش عبور کرد و بهای آزادگی را با جان پرداخت.

محسن روح‌الامینی، جوانی شجاع و سربلند.
می‌توانست نام پدرش را بگوید…
می‌توانست از جایگاه و اعتبار او سپر بسازد…
می‌توانست همان روز آزاد شود. اما نخواست.
نخواست آزادیِ شخصی‌اش را با امتیاز معامله کند.
ایستاد؛ مثل یک انسان برابر با دیگران.
او از نام پدرش سوءاستفاده نکرد،
نامش را خرج نجات خود نکرد،
جانش را خرج باورش کرد.
و مظلومانه، در راه آزادی وطن، کشته شد.

سومین شب حضورمان در جهنم کهریزک،
زخم‌هایم بخاطر شکنجه های وحشیانه
آن‌قدر عفونت کرده بودند که تب شدید،
بدنم را در شعله‌ای خاموش می‌سوزاند،
و گرمای خفه‌کننده قرنطینه،
هر لحظه مرا ذره‌ذره از پا در می‌آورد.

محسن پیراهنش را درآورد و بی‌وقفه مرا باد میزد؛  چهره‌اش خسته و بی‌جان، اما دست‌هایش پر از مهربانی بود. چند بار گفتم بس است، اما گوش نکرد و همچنان مرا باد می‌زد. در آن لحظه، در عمق چشم‌هایش انسانیّت را دیدم؛

مظلومتی که نه با شکنجه، نه با درد و نه با زمان محو نمی‌شود. تصویری که هنوز، بعد از گذشت سالها ، بی‌رحمانه در ذهنم زنده است و روح مرا می‌لرزاند.

این روایت را می‌گوییم تا فراموشی عادی نشود. تا شرافت خاموش نماند.
محسن روح‌الامینی نامی برای ایستادگی. بر علیه فراموشی.

روایت، گویندگی و ساخت این ویدیو:
مسعود علیزاده ، قربانی پیشین بازداشتگاه مخوف کهریزک.


#محسن_روح‌الامینی #کهریزک #فراموش_نمی‌کنیم #یاد_قهرمانان

@Tavaana_TavaanaTech
💔273🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
شیخ محمود حلبی، بنیان‌گذار «انجمن حجتیه»، یکی از چهره‌های شاخص تعصب مذهبی و دگماتیسم دینی در سده‌ معاصر ایران بود.
او در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ خورشیدی با ظاهری زاهدانه و لحنی پرشور، بر منبرهایی می‌نشست که در آن‌ها نه دعوت به خرد بود و نه تساهل، بلکه ترس، تکفیر و انتظار آخرالزمانی.
حلبی از طلبه‌ای ساده در مشهد به رهبری جریان گسترده‌ای بدل شد که با شعار «مبارزه با بهائیت» شکل گرفت، اما در عمل به ترویج تفکری ضد عقل، ضد مدرن و ضد هر گونه گفت‌وگو با دیگری انجامید.

در روایت تاریخ معاصر، انجمن حجتیه به‌زودی از یک حلقه‌ مذهبی به شبکه‌ای پرنفوذ بدل شد که بر ذهن هزاران جوان اثر گذاشت.
آنان می‌آموختند که دنیا را جز از دریچه‌ تقابل حق و باطل نبینند، که هر صدای متفاوت، نشانه‌ نفوذ شیطان است و هر تلاش برای اصلاح اجتماعی، تعجیل در کاری است که فقط «امام زمان» باید انجام دهد.

حلبی و پیروانش با فلسفه، عرفان، آزادی اندیشه و حتی فعالیت سیاسی مخالفت می‌کردند؛ چراکه باور داشتند حکومت در عصر غیبت، نامشروع است و باید در انتظار «ظهور» بود، نه در پی تغییر جامعه.

حلبی در جهان ذهن و ایمان شاگردانش، یک ویرانی را رقم زد: ویرانی گفت‌وگو و اندیشه.

او در برابر نوگرایی فرهنگی و فلسفی، دیوارهایی از ترس و تردید کشید و نسلی را پرورش داد که به‌جای پرسیدن، می‌ترسید.

میراث فکری‌اش، سال‌ها بعد، در لایه‌هایی از نظام دینی و آموزشی ایران بازتاب یافت، میراثی که همچنان میان ایمان و خرد، فاصله می‌افکند.

انجمن حجتیه، که در آغاز به‌ظاهر نهادی مذهبی و غیرسیاسی معرفی می‌شد، به‌تدریج چنان گسترش یافت که به یکی از شبکه‌های پنهان قدرت در ایران بدل شد.

بسیاری از اعضا و شاگردان حلبی، پس از انقلاب ۱۳۵۷، در دستگاه‌های مختلف نظام نفوذ کردند و در آموزش، امنیت، قضا و نهادهای مذهبی نقش‌های کلیدی گرفتند.
هرچند انجمن بعدها فعالیت رسمی‌اش را «محدود» اعلام کرد، اما حضور فکری و تشکیلاتی آن همچنان در لایه‌لایه‌ ساختار قدرت محسوس است.

تفکر بسته و آخرالزمانی حلبی، در بسیاری از مدیران و تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی ردّی پررنگ بر جای گذاشته است؛ ردی از همان ایمان آمیخته به ترس و تعصب، که گفت‌وگو را گناه می‌داند و انتظار را بر مسئولیت ترجیح می‌دهد.

#انجمن_حجتیه #بهائی_ستیزی #مهدویت #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
5👍3
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در روزهای اخیر، ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده است که در آن دختری را با پوشش اختیاری و در حال نوشیدن الکل، به سلامتی مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی نشان‌میدهد. این ویدیو، فراتر از یک رفتار فردی، نمادی از یک تناقض ساختاری در قلب پروپاگاندای سیاسی است.

در حالی که دستگاه‌های اجرایی و قضایی، دهه‌هاست شهروندان عادی را به دلیل «نوشیدن الکل» یا «کشف حجاب» با مجازات‌هایی نظیر شلاق، جریمه و زندان روبرو می‌کنند، استفاده تبلیغاتی از چنین تصاویری نشان‌دهنده یک تغییر فاز در استراتژی بقاست. اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که مفهوم «اوجب واجبات» بودن حفظ نظام، خود را نشان می‌دهد.

تحلیل این تضاد بدون ارجاع به مبانی فکری بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ناقص است. روح‌الله خمینی در ۲۷ مرداد ۱۳۶۰ صراحتا بیان کرده بود:

«برای حفظ اسلام و برای حفظ نفوس مسلمین... دروغ گفتن هم واجب است، شرب خمر هم واجب است.»

این دیدگاه، دین را از یک نظام ارزشی ثابت به یک ابزار سیاسی انعطاف‌پذیر تبدیل می‌کند. در این منطق؛ شریعت برای مردم، ابزار کنترل، ارعاب و جداسازی جامعه از سبک زندگی مدرن است.
و همان شریعت برای نظام؛ در صورت نیاز به پروپاگاندای «تکثرگرا» یا جذب لایه‌های خاکستری، حتی سخت‌ترین خط قرمزها (مثل الکل و حجاب) نه تنها مجاز، بلکه برای «حفظ نظام» واجب می‌شوند.

انتشار این ویدیو توسط جریان‌های حامی نظام، تلاشی است برای القای این پیام که «هواداران ما از همه قشری هستند». اما این فرم از تبلیغات، عملا استاندارد دوگانه حاکمیت را افشا می‌کند. رژیمی که مشروعیت خود را از اجرای احکام الهی می‌گیرد، برای تضمین بقای سیاسی و انتقال قدرت، حاضر است از همان احکام به عنوان «هزینه تبلیغاتی» بگذرد. این ویدیو بیش از آنکه نشان‌دهنده آزادی باشد، نشان‌دهنده سقوط اخلاقی ایدئولوژی در پای میز قدرت است.

#پروپاگاندا #محرمات #الکل #گفتگو_توانا #حفظ_نظام

@Dialogue1402
👌5💯4
استفاده از پیک موتوری و تحویل دستی خبر در رسانه‌های داخلی!

بیش از ۶۰ روز از قطع سراسری اینترنت گذشته و حالا دیگر همه می‌دانند ماجرا فقط قطع یک سرویس نیست؛ محروم‌کردن مردم از چیزی که به بخشی از زندگی، کار و حتی بقا تبدیل شده. اینترنت نان خیلی‌هاست.

حتی روزنامه‌نگاری هم به شکل عجیبی به عقب برگشته. باشگاه روزنامه‌نگاران ایران نوشته:
«دورانی تاریخی را در روزنامه‌نگاری ایران شاهد هستیم. ویدئو را روی فلش می‌ریزیم. با گوشی تحویل پیک میدهیم تا برسد به دست دوستی که در دفتر یک رسانه اینترنت دارد. پست را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام از طریق گوشی ارسال شده، بارگذاری می‌کند!»


🔸این وضعیت که به بهانه‌ای مضحک به نام «مدیریت زمان بحران و حفظ امنیت» است در واقع یک عقب‌گرد تمام‌عیار است. کشوری که باید در قرن بیست‌ویکم به سمت اینترنت ماهواره‌ای، هوش مصنوعی در شبکه‌ها و دسترسی لحظه‌ای و بدون مرز حرکت کند؛ آگاهانه مسیری کاملا برعکس را برگزیده است، به طوری که بسیاری از کاربران ایرانی از سر ناچاری به تست شیوه‌های قدیمی مانند اینترنت دیال‌اپ روی آورده‌اند و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا این باشد که این عقب‌گرد، تصادفی نیست؛ دارد به‌صورت آگاهانه و قدم‌به‌قدم اتفاق می‌افتد. مسیری که نه‌تنها امروز را از بین می‌برد، بلکه آینده را هم از مردم می‌گیرد.

در این میان، پیامهای شهروندان از هر تحلیلی دقیق‌تر است. یکی از کاربران در توئیتر نوشته:
"اینترنت حق منه و حق خانواده‌م و حق اونی که کارآفرینه و حق اونی که کارمنده و حق اونی که از روستا سبد حصیری می‌فروشه و حق اونی که بیکاره. اینترنت حقمونه. حق همه‌مون. چطور می‌شه این‌طور ما رو از حقمون محروم کنن و «پرو» بفروشن و کک‌شون هم نگزه و از دست هیچکس هم کاری بر نیاد؟"


بخش تلخ و دردناک ماجرا این است که حقی را از همه گرفته‌اند و بعد همان حق را با قیمت، شرط، امتیاز و حتی تعهد، به بعضی‌ها می‌فروشند!

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
5💔3
شصت روز از قطع اینترنت در ایران توسط جمهوری اسلامی می‌گذرد

در این خلأ خبری، روند اعدام مخالفان سیاسی در زندان‌ها با شتابی نگران‌کننده ادامه دارد.
خانواده‌ها در بی‌خبری و اضطرابی عمیق به سر می‌برند و صدای بسیاری از قربانیان به گوش جهان نمی‌رسد.
این وضعیت، مستلزم توجه فوری و واکنش مسئولانه جامعه جهانی است.

کارتونیست: اسد بیناخواهی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔71
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با تأیید حکم اعدام ناصر بکرزاده، زندانی متهم به «جاسوسی»، در دیوان عالی کشور، نگرانی‌ها درباره اجرای قریب‌الوقوع این حکم در شرایط تشدید روند اعدام‌ها در ایران افزایش یافته است.

دیوان عالی کشور حکم اعدام ناصر بکرزاده، زندانی ۲۶ ساله، را که پیش‌تر از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» صادر شده بود، عیناً تأیید کرده است.
به گزارش «شبکه حقوق بشر کردستان»، این زندانی روز شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به دفتر اجرای احکام زندان مرکزی ارومیه احضار و تأیید حکم اعدام به‌طور رسمی به او ابلاغ شده است.
بر اساس این گزارش، یکی از مسئولان اجرای احکام زندان مرکزی ارومیه هنگام ابلاغ حکم، او را به اجرای قریب‌الوقوع اعدام تهدید کرده است. گفته می‌شود این موضوع با اعتراض بکرزاده مواجه شده و در پی آن، وی مورد بی‌احترامی و ضرب‌وشتم قرار گرفته است.
تأیید حکم تنها ۱۰ روز پس از ارجاع پرونده به دیوان عالی کشور انجام شده؛ این در حالی است که حکم اعدام این زندانی پیش‌تر دو بار از سوی دیوان عالی نقض شده بود.

ناصر بکرزاده پس از ابلاغ حکم اعدام، با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری، خواستار حمایت بین‌المللی برای لغو این حکم شده است.

این فایل صوتی، صدای ناصر بکرزاده است.
او در بخشی از این پیام می‌گوید:
«شنیدن حکم اعدام شاید برای بیشتر مردم قابل درک نباشد، اما این حکم طوری است که هیچ کس و هیچ چیزی نمی‌تواند آن را تحمل کند.
اعدام مرا کشت، متلاشی کرد و هر لحظه مُردن خودم را می‌بینم و خانواده‌ام را هم از پای درآورده است. از کنار این نامه اعدام راحت رد نشوید، امروز نوبت من است و فردا نوبت فرد دیگری.»


#ناصر_بکرزاده #نه_به_اعدام #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
💔19
مریم ابراهیم‌وند، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، در متنی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، با نگاهی فراتر از لحظه حمله، به تصمیم‌هایی پرداخت که پیش از آغاز جنگ گرفته شد؛ تصمیم‌هایی که به گفته او، با وجود پیش‌بینی خطر و انتقال برخی وابستگان به مکان‌های امن، کودکان، از جمله نوه‌های علی خامنه‌ای، را در موقعیتی ناامن باقی گذاشت و آن‌ها را به قربانیانی بی‌دفاع بدل کرد؛ کودکانی که هیچ نقشی در این تصمیم‌ها نداشتند اما بهای آن را با جان خود پرداختند.

متن خانم ابراهیم‌وند با کمی ویرایش به شرح زیر است:

«‏جنایتی که قبل از جنگ در بیت علی خامنه‌ای اتفاق افتاد:

جنگ باعث شده که برخی در مورد کودکان کشته‌شده در جنگ [بی توجه به حق حیات کودکان] موضع سیاسی بگیرند؛ [برخی اینگونه تعبیر کردند که اگر کسانی] از کشته‌شدن کودکان میناب بنویسند یعنی در راستای روایت جمهوری اسلامی حرکت می‌کنند و اگر حمایت نکنند، باعث می‌شود برچسبی نخورند.
خیلی‌ها هم با [وجود] دسترسی به اینترنت در داخل، سکوت را انتخاب کرده‌اند تا مورد قضاوت سیاسی قرار نگیرند. عده‌ای هم فقط یک بخشی از حقیقت را می‌نویسند اما اشاره‌ای به ریشه این جنایت نمی‌کنند. من تا به امروز در مورد کودکان کشته‌شده میناب و جنگ، نظری ندادم و سعی کردم تمام زوایا را ببینم، بعد از آن نقد یا محکوم کنم.
اما می‌خواهم از یک جنایت سخن بگویم؛
شاید ریشه کشته‌شدن کودکان میناب را بتوانیم در این جنایت پیدا کنیم.
قبل از اینکه آمریکا و اسرائیل حمله کنند، نهادهای نظامی و امنیتی می‌دانستند که قرار است در روزهای بسیار نزدیک جنگ رخ دهد.
[شواهدی نشان می‌دهد که] از مدتی قبل از جنگ، مسئولان سیاسی که در بیت رهبری و حومه آن زندگی و [فعالیت] می‌کردند، به لحاظ امنیتی از آنجا خارج و به مکان‌های دیگری از جمله قم منتقل شدند. [زنده ماندن اصغر حجازی و محمد محمدی گلپایگانی، وحید و ... شاید به همین دلیل باشد]
اما اجازه دادند کودک سه ساله، نوه علی خامنه‌ای، در بیت حضور داشته باشد. چرا در چنین شرایطی، کودکان مشمول این جابه‌جایی و حفاظت نشدند؟
زمانی که فردی مانند علی خامنه‌ای جنگ، ایثار و ملحق‌شدن به خدا را در چنین چارچوبی معنا می‌کند و کودک سه ساله را جلوی موشک‌های آمریکا و اسراییل قرار می‌دهد. حالا دیگر نباید فقط موشک‌های آمریکایی را [در خصوص کشته شدن کودکان] محکوم کنیم.
گرچه باید کشته‌شدن همه کودکان، از کودک سه‌ساله تا کودکان میناب، محکوم شود؛ کودکانی که روشن است پیش از هر چیز در نتیجه تصمیم‌هایی در بیت در معرض خطر قرار گرفتند، آن‌جا که کودک سه‌ساله را با وجود شرایط ناامن جابه‌جا نکردند و در موقعیتی پرخطر نگه داشتند.

اینجا کشته‌شدن کودک خردسال ناشی از تصمیمات علی خامنه‌ای «کودک کُش» است یا موشک‌های آمریکایی؟
من نمی‌توانم کشته‌شدن «کودکان میناب » را صرفاً محکوم کنم و بگویم با موشک‌های آمریکا کشته شدند، وقتی پیش از آن، در سطح تصمیم‌گیری، امکان پیش‌بینی و حفاظت وجود داشته اما به‌طور کامل اعمال نشده است. در چنین شرایطی، مسئولیت را نمی‌توان فقط متوجه عاملان حمله دانست. برای من، پیش از موشک‌های آمریکایی، سطحی از مسئولیت متوجه ساختار تصمیم‌گیری داخلی است؛ آیا این روند، به‌نوعی، زمینه‌ساز یک فاجعه و نوعی جنایت علیه کودکان نبوده است؟
کودکان، فراتر از هر روایت سیاسی، قربانیان بی‌دفاع‌اند و هر تصمیم یا عدم‌تصمیمی که منجر به به‌خطر افتادن جان آن‌ها شود چه در داخل و چه در خارج باید مورد پرسش و پاسخ‌گویی قرار گیرد.»

ـ متن برگرفته از حساب کاربری خانم ابراهیم‌وند

لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در شرایطی کشور را به ورطه جنگ کشاند، که نه پناهگاه درست کرده بود و نه سیستم هشدار داشت، نه رادار داشت و نه پدافند مؤثر برای دفاع از جان مردم به ویژه کودکان!

گرچه این موضوع هم نافی مسئولیت نیروهای مهاجم در مورد هدف قرار دادن مدرسه و اهداف غیرنظامی نیست.

در مورد قربانیانی همچون نوه‌های خامنه‌ای یا فرزندان برخی مسئولان حکومتی، افراد غیرنظامی کشته شده، مسئولیت مرگ در اثر نگهداری کودکان در محل پرخطر و عدم توجه به حفاظت جان شهروندان در شرایط جنگی بر عهده ساختار تصمیم‌گیری حکومت است. کما اینکه در طرف مقابل جنگ یعنی اسرائیل، تعداد کشته‌شدگان (به دلیل وجود سیستم هشدار و پدافند پیشرفته و پناهگاه) بسیار کمتر گزارش شده است.

ـ عکس: نوه‌های خامنه‌ای که در جنگ کشته شدند
#جنگ #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
💔84
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا گسترش نیکوکاری نیازمند باور مشترک است؟
در جهان امروز و در حالی که شاهدیم که باورها، و دیدگاه‌های مذهبی و غیرمذهبی تنوع بی‌سابقه‌ای یافته‌اند، یک پرسش همیشه خودنمایی می‌کند و آن این‌که: آیا عمل به نیکوکاری و گسترش آن نیازمند باور مشترک است؟

برخی بر این باور هستند که بنیان‌های اخلاقی و اساسا اخلاق بدون وجود یک مرجع مطلق مانند خداوند یا پیامبر یا یک کتاب مقدس، هیچ الزامی پدید نمی‌آورد. به باور آنان حتما بهشت و دوزخی بایستی در میان باشد تا پشتوانه‌ای الزام‌آور برای نیکوکاری شکل بگیرد.

اما کسانی هم استدلال می‌کنند که نیکوکاری و اساسا اخلاق فرامذهبی است و مذهب نهایتا نقش تقویت‌کننده دارد. چه بسیار غیرمذهبی‌هایی که نیکوکارانی بزرگ بوده‌اند. به باور آنان، همدلی انسانی و تجربه‌ی زیسته‌ی مشترک انسان‌ها، می‌تواند در گسترش نیکوکاری موثر باشد. اتفاقا بسیاری از کسانی که حامی این استدلال هستند خود مذهبی هستند. به باور آنان به صرف اینکه انسانی رنج می‌کشد، در افراد احساس لازم برای کمک و نیکوکاری ایجاد می‌شود.

واقعیت این است که عملا نشان داده شده که دسته‌ی دوم درست می‌گویند. تجربه‌ی زندگی انسان روی زمین نشان داده که افراد با جهان‌بینی‌های کاملا متفاوت در سختی‌ها - از زلزله گرفته تا بیماری‌های فراگیر - به یاری یکدیگر شتافته‌اند بی‌آنکه از نگاه و باور و مذهب یکدیگر بپرسند.

در لحظه‌ای که انسانی به یاری یک انسان زلزله‌زده می‌شتابد تا او را از زیر آوار نجات دهد، از او نمی‌پرسد باورت چیست که اگر مسلمان هستی یا شیعه هستی یا مسیحی هستی یا خداناباور هستی تو را نجات دهم. بلکه فقط تمام تلاش خود را می‌کند او را از رنج آوار نجات دهد.
حتما شما هم در چنین موقعیتی بنا به ندای وجدان خود عمل می‌کنید و به تنها چیزی که فکر نمی‌کنید باور و مذهب فرد رنج‌دیده است.

آیا این، بزرگ‌ترین حجت بر بی‌نیازی نیکوکاری از الزام به باور مشترک نیست؟

آیا چنین رویکردی را نمی‌توان گسترش داد و آن را از کمک در موقعیت رنج، به همدلی در همه‌ی موقعیت‌های زیستی گستراند؟ قطعا می‌شود؛ اگر به جای اصرار بر هویت مشترک اعتقادی به اشتراک در مسئولیت‌های انسانی بیاندیشیم.

مطالعه بیشتر

https://dialog.tavaana.org/beneficence/

#نیکوکاری #باور #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌3
تداوم بازداشت جواد علیکردی، حدود ۱۴۰ روز پس از مراسم هفتم زنده‌یاد خسرو علیکردی

نزدیک به ۱۴۰ روز است که از بازداشت جواد علیکردی در مراسم هفتم برادرش زنده یاد خسرو علی‌کردی می‌گذرد. او حالا چند وقتی است که در بند عمومی زندان وکیل‌آباد مشهد به سر می‌برد. حدود ۱۰ روز پیش جلسه دادگاه او بدون داشتن حق استفاده از وکیل، برگزار شد. هنوز از اتهامات انتسابی اطلاع دقیقی در دست نیست. اما مگر آقای جواد علیکردی چه کار کرد جز سوگواری برای برادرش. برادری که به شکل بسیار مشکوکی جانش را از دست داد.

خانواده‌ای که عزادار بود چند ماه است که عزیزی دیگر را در زندان دارد. جواد فرزند یکی از جانباختگان جنگ است و امید مادرش، همسر و فرزندانش و خانواده برادرش به اوست. حالا که دادگاه بدوی او برگزار شده، می‌توانند جواد علی‌کردی را با وثیقه دست‌کم تا پایان مراحل دادرسی آزاد کنند، اما او را بدون هیچ حکمی همچنان در زندان نگه داشته‌اند.

او حالا در کنار زندانیانی است که برخی از آنها موکلین خودش یا برادرش بوده‌اند.

نوع برخوردی که با سوگواران خسرو علی‌کردی انجام شد بیش از پیش به شائبه قتل او دامن می‌زند.

#جواد_علیکردی #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔7
Forwarded from گفت‌وشنود
تداوم بازداشت و بلاتکلیفی سارا سپهری، شهروند بهائی ساکن شیراز

با گذشت ۲۱ روز از زمان بازداشت سارا سپهری، شهروند ۴۱ سالۀ بهائی، او همچنان در وضعیت بلاتکلیف در زندان عادل‌آباد شیراز نگهداری می‌شود. خانم سپهری روز پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شد.

به گفتۀ یک منبع آگاه، سارا سپهری طی سه هفتۀ گذشته چندین‌بار به‌صورت تلفنی با مادر خود تماس داشته است. مادر او دارای معلولیت است و مسئولیت رسیدگی به امور او بر عهدۀ خانم سپهری بوده است. افزون بر این، خود خانم سپهری نیز پیش‌تر تحت مراقبت پزشکی قرار داشته و فشارهای ناشی از بازداشت و استرس‌های مرتبط می‌تواند سلامت او را به‌طور جدی به خطر اندازد.

بهائیان، به‌عنوان بزرگ‌ترین اقلیت غیرمسلمان در ایران، طی نزدیک به پنج دهۀ گذشته صرفاً به دلیل باورهای دینی خود با اشکال گوناگونی از نقض حقوق بشر مواجه بوده‌اند؛ از جمله بازداشت و حبس خودسرانه، آزارهای جسمی و روحی، ناپدیدسازی قهری، مصادره و تخریب اموال، تعطیلی اجباری کسب‌وکارها، یورش به منازل، و نفرت‌پراکنی از سوی مقامات، روحانیون و رسانه‌های حکومتی.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا #سارا_سپهری

@Dialogue1402
6💔2
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در اظهار نظری در شبکه تروت‌سوشال با انتشار تصویری از خود، به مقام‌های جمهوری اسلامی هشدار داد که «بهتر است هر چه زودتر سر عقل بیابند.»

او در این اظهار نظر گفت که «ایران نمی‌تواند اوضاعش را سامان دهد. آن‌ها نمی‌دانند چگونه یک توافق غیرهسته‌ای امضا کنند. بهتر است هرچه زودتر عاقل شوند!»

تصویری که به همراه این اظهار نظر دونالد ترامپ منتشر شده، او را اسلحه به دست در میدان جنگ نشان می‌دهد و روی تصویر درج شده «دیگر از آن مرد خوش‌اخلاق خبری نیست»؛ اشاره‌ای به اظهار نظر ۱۰ روز پیش او که با هشدار به جمهوری اسلامی برای پذیرش یک توافق منطقی و منصفانه، گفته بود که او هشدار داد که «دیگر از "آقای خوش‌اخلاق" خبری نیست. آن‌ها سریع و راحت فرو می‌ریزند و اگر توافق را قبول نکنند، برای من افتخاری خواهد بود کاری را انجام دهم که باید انجام شود.»

#دونالد_ترامپ #جنگ

@Tavaana_TavaanaTech