جاویدنام حسین بهشتی، جوان ۲۳ ساله در افسریه تهران با شلیک مستقیم به سر جان باخت
حسین بهشتی، متولد سال ۱۳۸۱ و ۲۳ ساله، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در منطقه افسریه تهران بر اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی به سر جان خود را از دست داد.
او که به شغل کسبوکار فروش لوازم تزئینی و برقی خودرو در افسریه مشغول بود، پس از کشتهشدن پیکرش به شهرستان شیروان منتقل و در همانجا به خاک سپرده شد.
کشتهشدن این جوان در جریان وقایع آن شب، بر نگرانیها درباره استفاده از سلاح جنگی علیه شهروندان افزوده است.
نزدیکان او با اندوهی سنگین، حسین بهشتی را بهعنوان جوانی تلاشگر و زحمتکش یاد میکنند که در ۲۳ سالگی جان خود را از دست داد.
#حسین_بهشتی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علبه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
حسین بهشتی، متولد سال ۱۳۸۱ و ۲۳ ساله، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در منطقه افسریه تهران بر اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی به سر جان خود را از دست داد.
او که به شغل کسبوکار فروش لوازم تزئینی و برقی خودرو در افسریه مشغول بود، پس از کشتهشدن پیکرش به شهرستان شیروان منتقل و در همانجا به خاک سپرده شد.
کشتهشدن این جوان در جریان وقایع آن شب، بر نگرانیها درباره استفاده از سلاح جنگی علیه شهروندان افزوده است.
نزدیکان او با اندوهی سنگین، حسین بهشتی را بهعنوان جوانی تلاشگر و زحمتکش یاد میکنند که در ۲۳ سالگی جان خود را از دست داد.
#حسین_بهشتی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علبه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدیو، جاویدنام نگار عجم ترانه «رویای آزادی» را همخوانی میکند؛
آری، او رویای آزادی داشت…
«رویایی دارم، رویای آزادی.»
نگار عجم، ۲۹ ساله و دانشآموخته رشته حقوق بود. آرزوی او حاکمیت قانون، دموکراسی، آزادی، عدالت، کرامت انسان و حقوق بشر بود. او جان خود را در راه این آرمانها نثار کرد؛ روز ۱۸ دی هنگامی که در جریان اعتراضات در شهر مشهد با سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور، زنده باد آزادی» هدف شلیک گلوله از پشت سر قرار گرفت و با گلولهای سوزان جان باخت تا صدایش خاموش شود و رویایش نابود گردد.
اما هرچقدر این ستارگان را بر زمین بکشند، آسمان ایران باز هم پرستاره خواهد ماند. خون این فرزندان زیبا و شجاع بیپاسخ نمیماند و رویای ایران آزاد، دموکراسی و حقوق ملت امروز بیش از هر زمان دیگری دستیافتنی شده است. حکومتی که بر جهل و خشونت تکیه دارد دیگر نمیتواند همچون گذشته رؤیاهای جوانان را نابود کند. مردم ایران دیکتاتوری را به زبالهدان تاریخ خواهند فرستاد تا آرزویی که از انقلاب مشروطه در دل این سرزمین زنده مانده، تحقق یابد.
در اسلاید پایانی، تصویر سنگ مزار نگار عجم و جاویدنام حسین عجم دیده میشود؛ دو خویشاوند که از سوی مادر و پدر با یکدیگر نسبت داشتند.
حسین عجم، ۲۲ ساله و دانشجو بود که در ۱۸ دی ماه در گناباد با رگبار کلاشینکف توسط یک بسیجی کشته شد. پدر او معلمی بازنشسته، مردمی و خدمتگزار است. هر دو در زادگاهشان، زیبد، روستایی کهن و تاریخی، در میان جمعیت انبوهی از سوگواران و شعاردهندگان علیه خامنهای به خاک سپرده شدند.
پدر نگار در سخنانی تأکید کرد که مسئول اصلی کشتهشدن مظلومانه نگار و دیگر جانباختگان، شخص علی خامنهای است.
#نگار_عجم #حسین_عجم #مشهد #گناباد #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
آری، او رویای آزادی داشت…
«رویایی دارم، رویای آزادی.»
نگار عجم، ۲۹ ساله و دانشآموخته رشته حقوق بود. آرزوی او حاکمیت قانون، دموکراسی، آزادی، عدالت، کرامت انسان و حقوق بشر بود. او جان خود را در راه این آرمانها نثار کرد؛ روز ۱۸ دی هنگامی که در جریان اعتراضات در شهر مشهد با سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور، زنده باد آزادی» هدف شلیک گلوله از پشت سر قرار گرفت و با گلولهای سوزان جان باخت تا صدایش خاموش شود و رویایش نابود گردد.
اما هرچقدر این ستارگان را بر زمین بکشند، آسمان ایران باز هم پرستاره خواهد ماند. خون این فرزندان زیبا و شجاع بیپاسخ نمیماند و رویای ایران آزاد، دموکراسی و حقوق ملت امروز بیش از هر زمان دیگری دستیافتنی شده است. حکومتی که بر جهل و خشونت تکیه دارد دیگر نمیتواند همچون گذشته رؤیاهای جوانان را نابود کند. مردم ایران دیکتاتوری را به زبالهدان تاریخ خواهند فرستاد تا آرزویی که از انقلاب مشروطه در دل این سرزمین زنده مانده، تحقق یابد.
در اسلاید پایانی، تصویر سنگ مزار نگار عجم و جاویدنام حسین عجم دیده میشود؛ دو خویشاوند که از سوی مادر و پدر با یکدیگر نسبت داشتند.
حسین عجم، ۲۲ ساله و دانشجو بود که در ۱۸ دی ماه در گناباد با رگبار کلاشینکف توسط یک بسیجی کشته شد. پدر او معلمی بازنشسته، مردمی و خدمتگزار است. هر دو در زادگاهشان، زیبد، روستایی کهن و تاریخی، در میان جمعیت انبوهی از سوگواران و شعاردهندگان علیه خامنهای به خاک سپرده شدند.
پدر نگار در سخنانی تأکید کرد که مسئول اصلی کشتهشدن مظلومانه نگار و دیگر جانباختگان، شخص علی خامنهای است.
#نگار_عجم #حسین_عجم #مشهد #گناباد #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔47🕊7❤3👍1
حسین باقری و مسعود مرادی، دو شهروند اهل ایذه، بازداشت شدند
طبق گزارش دریافتی، دو روز پیش حسین باقری، مسعود مرادی و مهدی مرادی سه. شهروند اهل ایذه که از ماهشهر به ایذه میرفتند در یک پمپ بنزین با هجوم بیست نفر مامور، بازداشت شدند. مهدی مرادی آزاد شد.
طبق این گزارش، مسعود مرادی از سال ۱۴۰۱ در فضای مجازی فعال بود و نیروهای حکومتی بارها تلاش کرده بودند که او را بازداشت کنند.
#مسعود_مرادی #حسین_باقری #ایذه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
طبق گزارش دریافتی، دو روز پیش حسین باقری، مسعود مرادی و مهدی مرادی سه. شهروند اهل ایذه که از ماهشهر به ایذه میرفتند در یک پمپ بنزین با هجوم بیست نفر مامور، بازداشت شدند. مهدی مرادی آزاد شد.
طبق این گزارش، مسعود مرادی از سال ۱۴۰۱ در فضای مجازی فعال بود و نیروهای حکومتی بارها تلاش کرده بودند که او را بازداشت کنند.
#مسعود_مرادی #حسین_باقری #ایذه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤14🕊13
Forwarded from MEHDI YARRAHI | مهدی یراحی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من از آشوئیتس شب انتقال
من از قتلگاه جوونی میام
من از آخر یادگار امام
من از اول سرنگونی میام
زمستان خونبار ۱۴۰۴
#Auschwitz
#آشوئیتس
#حسین_شنبهزاده
من از قتلگاه جوونی میام
من از آخر یادگار امام
من از اول سرنگونی میام
زمستان خونبار ۱۴۰۴
#Auschwitz
#آشوئیتس
#حسین_شنبهزاده
👍24🕊7💔4
برسد به دست ضحاک
نقطه آخر خط
تو از یک نقطه میترسی
تو از هر شنبه میترسی
تو از هجده تو از نوزده
تو از هر لحظه میترسی
تو از موی زنان میترسی
از رنگین کمان میترسی
از آن کودک دنبال نان
از رقص سوگ مادران میترسی
تو از باران و یادم داد
تو از آواز میترسی
تو از آوای یک دختر
تو از یک ساز میترسی
تو از ژینا٫ سپهر٫ نیکا
تو از هر نام میترسی
تو از فریاد مرگ بر تو
به روی بام میترسی
تو از هر پنجره هر حنجره
بسیار میترسی
تو از اسم خودت هم
روی هر دیوار میترسی
تو از مشت گره کرده
تو از فریاد میترسی
تو از یک پشه ی کوچک
چنان پهباد میترسی
تو از آن مرد تنها پشت در
با دستهای خالی میترسی
تو از بیت خودت
آن هیبت پوشالی میترسی
تو از هر شیر ایرانی
تو از خورشید میترسی
تو از هر وارث کوروش
ز هر امید میترسی
تو ای بی اصل و بی بته
تو از هر ریشه میترسی
تو از فرهاد و از کاوه
تو از هر تیشه میترسی
تو از هر ببر در زندان
تو از هر زخم میترسی
تو از هر دادخواه خون
سراسر خشم میترسی
تو حتی از بدنهایی
که بی جانند میترسی
تو از خون جوانانی چنین
پر شور و بی مانند میترسی
تفنگ و تیر در دستت
ولی چون موش میترسی
درون چاه دژخیمان
تو افعی دوش میترسی
بزن ضجه تو ای ضحاک
بخوان این جمله،میترسی؟
رسیده آخر خط و...
تو از یک نقطه میترسی
- شاعر: گمنام تا فردای آزادی
تقدیم به همه کسانی که عشق به آزادی را از جان دوست تر دارند…
شعر از مخاطبان توانا
طرح از مانا نیستانی
@mananey
منتشر شده در ایرانوایر
iranwire
#خامنه_ای_ضحاک #نه_به_جمهورى_اسلامى #نقطه #حسین_شنبه_زاده
@Tavaana_TavaanaTech
برسد به دست ضحاک
نقطه آخر خط
تو از یک نقطه میترسی
تو از هر شنبه میترسی
تو از هجده تو از نوزده
تو از هر لحظه میترسی
تو از موی زنان میترسی
از رنگین کمان میترسی
از آن کودک دنبال نان
از رقص سوگ مادران میترسی
تو از باران و یادم داد
تو از آواز میترسی
تو از آوای یک دختر
تو از یک ساز میترسی
تو از ژینا٫ سپهر٫ نیکا
تو از هر نام میترسی
تو از فریاد مرگ بر تو
به روی بام میترسی
تو از هر پنجره هر حنجره
بسیار میترسی
تو از اسم خودت هم
روی هر دیوار میترسی
تو از مشت گره کرده
تو از فریاد میترسی
تو از یک پشه ی کوچک
چنان پهباد میترسی
تو از آن مرد تنها پشت در
با دستهای خالی میترسی
تو از بیت خودت
آن هیبت پوشالی میترسی
تو از هر شیر ایرانی
تو از خورشید میترسی
تو از هر وارث کوروش
ز هر امید میترسی
تو ای بی اصل و بی بته
تو از هر ریشه میترسی
تو از فرهاد و از کاوه
تو از هر تیشه میترسی
تو از هر ببر در زندان
تو از هر زخم میترسی
تو از هر دادخواه خون
سراسر خشم میترسی
تو حتی از بدنهایی
که بی جانند میترسی
تو از خون جوانانی چنین
پر شور و بی مانند میترسی
تفنگ و تیر در دستت
ولی چون موش میترسی
درون چاه دژخیمان
تو افعی دوش میترسی
بزن ضجه تو ای ضحاک
بخوان این جمله،میترسی؟
رسیده آخر خط و...
تو از یک نقطه میترسی
- شاعر: گمنام تا فردای آزادی
تقدیم به همه کسانی که عشق به آزادی را از جان دوست تر دارند…
شعر از مخاطبان توانا
طرح از مانا نیستانی
@mananey
منتشر شده در ایرانوایر
iranwire
#خامنه_ای_ضحاک #نه_به_جمهورى_اسلامى #نقطه #حسین_شنبه_زاده
@Tavaana_TavaanaTech
👍42❤12🕊4👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چهلم جاویدنام حسین فرضعلی در روستای آلونک برگزار شد
کشتهشدن حسین فرضعلی، پدر سه فرزند، با شلیک ساچمه از فاصله نزدیک و ضربات چاقو در قزوین
جاویدنام حسین فرضعلی، ۴۰ ساله و اصالتاً اهل روستای الونک، روز ۱۸ دیماه در خیابان دانشگاه قزوین به شکل فجیعی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، حسین فرضعلی ابتدا با شلیک تفنگ ساچمهای از فاصله نزدیک هدف قرار گرفت. ساچمهها هم از ناحیه پشت سر و هم از جلوی سر به او اصابت کردهاند. پس از آنکه بر اثر این تیراندازی کشته شد، مهاجمان با چاقو نیز به سر و پهلوی او ضربه وارد کردهاند.
او پدر سه فرزند بود و جانباختنش ضربهای سنگین و جبرانناپذیر بر خانوادهاش وارد کرده است.
نحوه قتل حسین فرضعلی، که شامل شلیک مستقیم از فاصله نزدیک و سپس وارد آوردن ضربات چاقو به پیکر بیجان اوست، نشاندهنده سطحی از خشونت عریان و بیرحمانه است که در جریان سرکوب اعتراضات مردمی به کار گرفته شده است.
#حسین_فرضعلی #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
کشتهشدن حسین فرضعلی، پدر سه فرزند، با شلیک ساچمه از فاصله نزدیک و ضربات چاقو در قزوین
جاویدنام حسین فرضعلی، ۴۰ ساله و اصالتاً اهل روستای الونک، روز ۱۸ دیماه در خیابان دانشگاه قزوین به شکل فجیعی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، حسین فرضعلی ابتدا با شلیک تفنگ ساچمهای از فاصله نزدیک هدف قرار گرفت. ساچمهها هم از ناحیه پشت سر و هم از جلوی سر به او اصابت کردهاند. پس از آنکه بر اثر این تیراندازی کشته شد، مهاجمان با چاقو نیز به سر و پهلوی او ضربه وارد کردهاند.
او پدر سه فرزند بود و جانباختنش ضربهای سنگین و جبرانناپذیر بر خانوادهاش وارد کرده است.
نحوه قتل حسین فرضعلی، که شامل شلیک مستقیم از فاصله نزدیک و سپس وارد آوردن ضربات چاقو به پیکر بیجان اوست، نشاندهنده سطحی از خشونت عریان و بیرحمانه است که در جریان سرکوب اعتراضات مردمی به کار گرفته شده است.
#حسین_فرضعلی #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔24❤3🕊3
بازداشت «حسین افراسیاب» رپر معترض در شاهینشهر؛ انتقال به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در زندان دستگرد
حسین افراسیاب، رپر معترض، روز شنبه در شهر شاهینشهر استان اصفهان توسط نیروهای امنیتی لباسشخصی بازداشت شد.
بر اساس گزارش منتشرشده دریافتی، مأموران امنیتی این هنرمند معترض را همراه با ضربوشتم بازداشت کرده و سپس او را به بازداشتگاه «الفطا» وابسته به اطلاعات سپاه در زندان دستگرد اصفهان منتقل کردهاند.
تا زمان تنظیم این خبر، اطلاعاتی درباره دلیل بازداشت، اتهامات احتمالی یا وضعیت پرونده حسین افراسیاب منتشر نشده است.
افراسیاب در اثر «بازمانده» و «نه به اعدام» و چند کار دیگر با توماج صالحی همکاری داشت.
در سالهای اخیر شماری از هنرمندان، بهویژه خوانندگان رپ و موسیقی اعتراضی، به دلیل فعالیتهای هنری و مواضع انتقادی خود با فشارهای امنیتی، بازداشت یا تشکیل پرونده قضایی روبهرو شدهاند.
#حسین_افراسیاب #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
حسین افراسیاب، رپر معترض، روز شنبه در شهر شاهینشهر استان اصفهان توسط نیروهای امنیتی لباسشخصی بازداشت شد.
بر اساس گزارش منتشرشده دریافتی، مأموران امنیتی این هنرمند معترض را همراه با ضربوشتم بازداشت کرده و سپس او را به بازداشتگاه «الفطا» وابسته به اطلاعات سپاه در زندان دستگرد اصفهان منتقل کردهاند.
تا زمان تنظیم این خبر، اطلاعاتی درباره دلیل بازداشت، اتهامات احتمالی یا وضعیت پرونده حسین افراسیاب منتشر نشده است.
افراسیاب در اثر «بازمانده» و «نه به اعدام» و چند کار دیگر با توماج صالحی همکاری داشت.
در سالهای اخیر شماری از هنرمندان، بهویژه خوانندگان رپ و موسیقی اعتراضی، به دلیل فعالیتهای هنری و مواضع انتقادی خود با فشارهای امنیتی، بازداشت یا تشکیل پرونده قضایی روبهرو شدهاند.
#حسین_افراسیاب #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊3❤2💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازداشت «حسین افراسیاب» رپر معترض در شاهینشهر؛ انتقال به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در زندان دستگرد
حسین افراسیاب، رپر معترض، روز شنبه در شهر شاهینشهر استان اصفهان توسط نیروهای امنیتی لباسشخصی بازداشت شد.
بر اساس گزارش منتشرشده دریافتی، مأموران امنیتی این هنرمند معترض را همراه با ضربوشتم بازداشت کرده و سپس او را به بازداشتگاه «الفطا» وابسته به اطلاعات سپاه در زندان دستگرد اصفهان منتقل کردهاند.
تا زمان تنظیم این خبر، اطلاعاتی درباره دلیل بازداشت، اتهامات احتمالی یا وضعیت پرونده حسین افراسیاب منتشر نشده است.
افراسیاب در اثر «بازمانده» و «نه به اعدام» و چند کار دیگر با توماج صالحی همکاری داشت.
در سالهای اخیر شماری از هنرمندان، بهویژه خوانندگان رپ و موسیقی اعتراضی، به دلیل فعالیتهای هنری و مواضع انتقادی خود با فشارهای امنیتی، بازداشت یا تشکیل پرونده قضایی روبهرو شدهاند.
#حسین_افراسیاب #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
حسین افراسیاب، رپر معترض، روز شنبه در شهر شاهینشهر استان اصفهان توسط نیروهای امنیتی لباسشخصی بازداشت شد.
بر اساس گزارش منتشرشده دریافتی، مأموران امنیتی این هنرمند معترض را همراه با ضربوشتم بازداشت کرده و سپس او را به بازداشتگاه «الفطا» وابسته به اطلاعات سپاه در زندان دستگرد اصفهان منتقل کردهاند.
تا زمان تنظیم این خبر، اطلاعاتی درباره دلیل بازداشت، اتهامات احتمالی یا وضعیت پرونده حسین افراسیاب منتشر نشده است.
افراسیاب در اثر «بازمانده» و «نه به اعدام» و چند کار دیگر با توماج صالحی همکاری داشت.
در سالهای اخیر شماری از هنرمندان، بهویژه خوانندگان رپ و موسیقی اعتراضی، به دلیل فعالیتهای هنری و مواضع انتقادی خود با فشارهای امنیتی، بازداشت یا تشکیل پرونده قضایی روبهرو شدهاند.
#حسین_افراسیاب #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔10❤1👍1
تداوم بازداشت و بیخبری مطلق از وضعیت حسین افراسیاب، رپر منتقد
خواهر حسین افراسیاب، خواننده رپ اعتراضی که حدود هشت روز پیش بازداشت شده است، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از بیاطلاعی کامل خانواده از وضعیت او خبر داد و خواستار اطلاعرسانی فوری درباره شرایط برادرش شد.
او در این متن با اشاره به همزمانی بازداشت برادرش با نوروز نوشت که حسین باید در کنار خانواده و بر سر سفره هفتسین میبود، اما اکنون در بازداشت بهسر میبرد و خانوادهاش هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی و روحی او ندارند.
به گفته او، از زمان بازداشت تاکنون هیچ تماس یا خبری از حسین افراسیاب دریافت نشده و پیگیریهای خانواده از مراجع مسئول نیز بینتیجه مانده است. بهگفته این منبع، تنها پاسخی که در این مدت به خانواده داده شده، جمله «با شما تماس خواهیم گرفت» بوده که بدون ارائه هیچ توضیح مشخصی تکرار شده است.
خواهر این خواننده رپ اعتراضی همچنین با ابراز نگرانی عمیق، ادامه این بیخبری را «غیرقابلتحمل» توصیف کرده و خواستار اعلام فوری وضعیت برادرش، برقراری امکان تماس و رعایت حقوق قانونی و انسانی او شده است.
او در بخش دیگری از این متن به وضعیت دیگر زندانیان نیز اشاره کرده و نوشته است که بسیاری از جوانان ایرانی، مانند حسین افراسیاب، نوروز را پشت میلههای زندان و دور از خانوادههای خود سپری میکنند.
در پایان، وی از مخاطبان خواسته است که صدای حسین افراسیاب و دیگر زندانیان باشند؛ کسانی که به گفته او «همیشه صدای دیگران بودند و برای آزادی تلاش کردند.»
#حسین_افراسیاب #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
خواهر حسین افراسیاب، خواننده رپ اعتراضی که حدود هشت روز پیش بازداشت شده است، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از بیاطلاعی کامل خانواده از وضعیت او خبر داد و خواستار اطلاعرسانی فوری درباره شرایط برادرش شد.
او در این متن با اشاره به همزمانی بازداشت برادرش با نوروز نوشت که حسین باید در کنار خانواده و بر سر سفره هفتسین میبود، اما اکنون در بازداشت بهسر میبرد و خانوادهاش هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی و روحی او ندارند.
به گفته او، از زمان بازداشت تاکنون هیچ تماس یا خبری از حسین افراسیاب دریافت نشده و پیگیریهای خانواده از مراجع مسئول نیز بینتیجه مانده است. بهگفته این منبع، تنها پاسخی که در این مدت به خانواده داده شده، جمله «با شما تماس خواهیم گرفت» بوده که بدون ارائه هیچ توضیح مشخصی تکرار شده است.
خواهر این خواننده رپ اعتراضی همچنین با ابراز نگرانی عمیق، ادامه این بیخبری را «غیرقابلتحمل» توصیف کرده و خواستار اعلام فوری وضعیت برادرش، برقراری امکان تماس و رعایت حقوق قانونی و انسانی او شده است.
او در بخش دیگری از این متن به وضعیت دیگر زندانیان نیز اشاره کرده و نوشته است که بسیاری از جوانان ایرانی، مانند حسین افراسیاب، نوروز را پشت میلههای زندان و دور از خانوادههای خود سپری میکنند.
در پایان، وی از مخاطبان خواسته است که صدای حسین افراسیاب و دیگر زندانیان باشند؛ کسانی که به گفته او «همیشه صدای دیگران بودند و برای آزادی تلاش کردند.»
#حسین_افراسیاب #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔9
حسین غاوی (سیلاوی)، از شهروندان ساکن منطقه زرگان اهواز، که به عنوان دکهدار امرار معاش میکرد و سرپرستی مادر و پنج خواهر خود را بر عهده داشت، پس از بازداشت توسط نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، زیر شکنجه جان خود را از دست داده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این شهروند به اتهام «فیلمبرداری از مناطق بمبارانشده» و «ارتباط با گروههای اپوزیسیون» بازداشت شده بود. گزارشها حاکی از آن است که وی در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته و در نهایت جان باخته است.
حسین غاوی به عنوان تنها نانآور خانواده، نقش اصلی در تأمین معیشت اعضای خانواده خود را ایفا میکرد. با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش، جزئیات بیشتری درباره روند بازداشت، محل نگهداری و شرایط دقیق مرگ او منتشر نشده است.
مقامات رسمی جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی نسبت به این گزارشها نشان ندادهاند.
#حسین_غاوی #حسین_سیلاوی
@Tavaana_TavaanaTech
حسین غاوی (سیلاوی)، از شهروندان ساکن منطقه زرگان اهواز، که به عنوان دکهدار امرار معاش میکرد و سرپرستی مادر و پنج خواهر خود را بر عهده داشت، پس از بازداشت توسط نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، زیر شکنجه جان خود را از دست داده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این شهروند به اتهام «فیلمبرداری از مناطق بمبارانشده» و «ارتباط با گروههای اپوزیسیون» بازداشت شده بود. گزارشها حاکی از آن است که وی در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته و در نهایت جان باخته است.
حسین غاوی به عنوان تنها نانآور خانواده، نقش اصلی در تأمین معیشت اعضای خانواده خود را ایفا میکرد. با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش، جزئیات بیشتری درباره روند بازداشت، محل نگهداری و شرایط دقیق مرگ او منتشر نشده است.
مقامات رسمی جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی نسبت به این گزارشها نشان ندادهاند.
#حسین_غاوی #حسین_سیلاوی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسین موسوی تبریزی؛ معتمد خمینی و از عاملان اصلی آتشزدن سینما رکس
رسانههای حکومتی از مرگ سیدحسین موسوی تبریزی، از ناقضان حقوق بشر (به ویژه در دهه شصت)، خبر دادند. به نوشته این رسانهها او پس از تحمل دوره طولانی بیماری درگذشت.
حسین پورمیرغفاری، مشهور به سیدحسین موسوی تبریزی، از ناقضان حقوق بشر در ایران است. در دهه ۶۰ . متولد ۱۳۲۶ در تبریز بود اما پس از انقلاب ۵۷، به عنوان قاضی در خوزستان بهکارگیری شد. سال ۱۳۵۸ به سمت ریاست کل دادگاههای انقلاب در آذربایجان غربی و شرقی رسید. او از عوامل اصلی نقض سیستماتیک حقوق شهروندان بود و به بیرحمی مشهور. گفته شده او به صدور حکم اعدام و حبسهای طولانی زندانیان اکتفا نمیکرد وشخصا در بازجویی، شکنجه و مراسم اعدام حاضر میشد.
سال ۱۳۶۰ به پست دادستان کل انقلاب منصوب شد. در این سمت به بیرحمی خود و نقض حقوق بشر شدت بیشتری داد.
او درباره مخالفان جمهوری اسلامی میگوید: هر کس در برابر نظام بایستد، کشتن او واجب است، اسیرش را باید کشت و زخمیاش را زخمیتر کرد تا کشته شود. در سمت دادستان کل انقلاب، فساد اخلاقی گستردهای داشت اما خمینی باز هم مدافع او بود.
سال ۱۳۶۳ به بهانه برچیدن دادستانی کل انقلاب، از کار برکنار شد. او از متهمان اصلی فاجعه سینما رکس آبادان بود اما خود، مسئول «جمع وجور»کردن این پرونده شد. او به آبادان رفت و عوامل درجه دوم این فاجعه – و پنج تن دیگر را به جوخه اعدام سپرد.
موسوی تبریزی، داماد نوری همدانی، مرجع تقلید شیعه، بود.
علی رازینی، از مقامهای پرسابقه اطلاعاتی و قضایی ایران (که دو سال پیش کشته شد)، گفته آقای موسویتبریزی به این دلیل از دادستانی انقلاب رفت که «با یک اتهام بسیار ناجوری» روبرو بود. رازینی در توضیح این مسئله گفته بود: «این که یک نفر در رأس مسائل قضایی بیاید از یک متهمی که محکوم به زندان است بخواهد با آن ازدواج کند این چیز مناسبی نیست و از آن بدتر این که محکوم به زندان باشد و به خاطر این که جواب مثبت داده حکم زندان اجرا نشود»
https://tavaana.org/mousavi_tabrizi/
در یوتیوب:
https://youtu.be/y4MYVRzyEMw
#سینما_رکس #دهه_شصت #اعدام #حقوق_بشر #حسین_موسوی_تبریزی
@Tavaana_TavaanaTech
رسانههای حکومتی از مرگ سیدحسین موسوی تبریزی، از ناقضان حقوق بشر (به ویژه در دهه شصت)، خبر دادند. به نوشته این رسانهها او پس از تحمل دوره طولانی بیماری درگذشت.
حسین پورمیرغفاری، مشهور به سیدحسین موسوی تبریزی، از ناقضان حقوق بشر در ایران است. در دهه ۶۰ . متولد ۱۳۲۶ در تبریز بود اما پس از انقلاب ۵۷، به عنوان قاضی در خوزستان بهکارگیری شد. سال ۱۳۵۸ به سمت ریاست کل دادگاههای انقلاب در آذربایجان غربی و شرقی رسید. او از عوامل اصلی نقض سیستماتیک حقوق شهروندان بود و به بیرحمی مشهور. گفته شده او به صدور حکم اعدام و حبسهای طولانی زندانیان اکتفا نمیکرد وشخصا در بازجویی، شکنجه و مراسم اعدام حاضر میشد.
سال ۱۳۶۰ به پست دادستان کل انقلاب منصوب شد. در این سمت به بیرحمی خود و نقض حقوق بشر شدت بیشتری داد.
او درباره مخالفان جمهوری اسلامی میگوید: هر کس در برابر نظام بایستد، کشتن او واجب است، اسیرش را باید کشت و زخمیاش را زخمیتر کرد تا کشته شود. در سمت دادستان کل انقلاب، فساد اخلاقی گستردهای داشت اما خمینی باز هم مدافع او بود.
سال ۱۳۶۳ به بهانه برچیدن دادستانی کل انقلاب، از کار برکنار شد. او از متهمان اصلی فاجعه سینما رکس آبادان بود اما خود، مسئول «جمع وجور»کردن این پرونده شد. او به آبادان رفت و عوامل درجه دوم این فاجعه – و پنج تن دیگر را به جوخه اعدام سپرد.
موسوی تبریزی، داماد نوری همدانی، مرجع تقلید شیعه، بود.
علی رازینی، از مقامهای پرسابقه اطلاعاتی و قضایی ایران (که دو سال پیش کشته شد)، گفته آقای موسویتبریزی به این دلیل از دادستانی انقلاب رفت که «با یک اتهام بسیار ناجوری» روبرو بود. رازینی در توضیح این مسئله گفته بود: «این که یک نفر در رأس مسائل قضایی بیاید از یک متهمی که محکوم به زندان است بخواهد با آن ازدواج کند این چیز مناسبی نیست و از آن بدتر این که محکوم به زندان باشد و به خاطر این که جواب مثبت داده حکم زندان اجرا نشود»
https://tavaana.org/mousavi_tabrizi/
در یوتیوب:
https://youtu.be/y4MYVRzyEMw
#سینما_رکس #دهه_شصت #اعدام #حقوق_بشر #حسین_موسوی_تبریزی
@Tavaana_TavaanaTech
❤5👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«بعدها هرکس ناگفتههایی از دی ماه خواهد داشت. بعدهای دورتر شاید ذهنمان بیشتر یاری کند که چه شد و چه گذشت. داستان دی ماه برای من ولی هنوز در ذهن شکل نگرفته. هنوز کلمهها کنار هم جوری نمینشینند که معنای درستی بدهند. مکافاتش در حال حاضر زبان و مغزم را طوری آشفته میکند که سررشتهی شروع و پایانِ نیمهکاره ماجرا به کلی از دستم در میرود.
ولی به هر حال که باید از آن گفت و نوشت. باید. حداقل در این میان میتوانم از کلماتش یک کلاژ درهم و برهم بسازم؛ مراسم عقد- لباس سیاه- لباس سپید- صورت شکسته عمو- بلاتکلیفی- رنج- اعلامیه روی تیر چراغ برق- دیدارهای پر اشک- دسته گل سفید- خداحافظی- آشنایی- عکسهای غیر قابل باور- عشق در میان ناامیدی- قاب عکس حسین- بهشت زهرا- سیل جمعیت داغدیده- و غبار در هوا…غبار در هوا از افسریه تا بهشت زهرا…غبار سنگین و دود و کینه، معلق در هوا.
یادت جاویدان حسین عزیز. داستان تو تا همیشه شجاعت را به یادمان خواهد آورد.»
متن و ویدیو از پروین هویدا، از بستگان جاویدنام حسین هویدا
حسین هویدا، ۲۶ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات در محله افسریه تهران با اصابت گلوله جنگی از ناحیه زیر چشم چپ به شدت مجروح شد. بر اساس اطلاعات رسیده، دوستان او بلافاصله وی را به بیمارستان بعثت منتقل کردند. همزمان یکی از همراهان برای اطلاع دادن به خانواده، نزد مادر حسین رفت.
اما زمانی که خانواده و همراهان به بیمارستان بازگشتند، حسین هویدا دیگر در آنجا حضور نداشت و هیچ توضیحی درباره وضعیت یا محل انتقال او به خانواده ارائه نشد.
دو روز بعد، خانواده حسین هویدا، پیکر او را در کهریزک و در میان هزاران جسد دیگر شناسایی کردند. این در حالی است که تصویری از حسین هویدا در حالی که در بیمارستان بستری بوده، توسط کادر درمان گرفته شده و منتشر شده بود؛ تصویری که نشان میداد او زنده به بیمارستان منتقل شده و تحت مراقبت پزشکی قرار داشته است.
#حسین_هویدا #علیه_فراموشی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
ولی به هر حال که باید از آن گفت و نوشت. باید. حداقل در این میان میتوانم از کلماتش یک کلاژ درهم و برهم بسازم؛ مراسم عقد- لباس سیاه- لباس سپید- صورت شکسته عمو- بلاتکلیفی- رنج- اعلامیه روی تیر چراغ برق- دیدارهای پر اشک- دسته گل سفید- خداحافظی- آشنایی- عکسهای غیر قابل باور- عشق در میان ناامیدی- قاب عکس حسین- بهشت زهرا- سیل جمعیت داغدیده- و غبار در هوا…غبار در هوا از افسریه تا بهشت زهرا…غبار سنگین و دود و کینه، معلق در هوا.
یادت جاویدان حسین عزیز. داستان تو تا همیشه شجاعت را به یادمان خواهد آورد.»
متن و ویدیو از پروین هویدا، از بستگان جاویدنام حسین هویدا
حسین هویدا، ۲۶ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات در محله افسریه تهران با اصابت گلوله جنگی از ناحیه زیر چشم چپ به شدت مجروح شد. بر اساس اطلاعات رسیده، دوستان او بلافاصله وی را به بیمارستان بعثت منتقل کردند. همزمان یکی از همراهان برای اطلاع دادن به خانواده، نزد مادر حسین رفت.
اما زمانی که خانواده و همراهان به بیمارستان بازگشتند، حسین هویدا دیگر در آنجا حضور نداشت و هیچ توضیحی درباره وضعیت یا محل انتقال او به خانواده ارائه نشد.
دو روز بعد، خانواده حسین هویدا، پیکر او را در کهریزک و در میان هزاران جسد دیگر شناسایی کردند. این در حالی است که تصویری از حسین هویدا در حالی که در بیمارستان بستری بوده، توسط کادر درمان گرفته شده و منتشر شده بود؛ تصویری که نشان میداد او زنده به بیمارستان منتقل شده و تحت مراقبت پزشکی قرار داشته است.
#حسین_هویدا #علیه_فراموشی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13💔4
خشایار سفیدی، زندانی سیاسی سابق و از دوستان حسین شنبهزاده، ویراستار زندانی، در حساب کاربری خود از تماس تلفنی با او خبر داده و نوشته است:
«تلفنی با #حسین_شنبه_زاده صحبت کردم. به همه سلام رسوند. گفت دستم کوتاهه ولی خیلی به یادتونم و این بیت فروغی بسطامی رو تقدیم کرد:
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی»
حسین شنبهزاده، ویراستار و فعال فضای مجازی، در مجموع به ۱۲ سال حبس محکوم شده که ۵ سال آن بهعنوان مجازات اشد قابل اجراست.
اتهاماتی که به او نسبت داده شده، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده؛ اتهاماتی که خود او با طنزی تلخ به آن پاسخ داده و میگوید «زندانیِ نقطه» است، نقطهای که زیر یکی از پستهای حساب کاربری علی خامنهای گذاشت و واکنش کاربران به آن، حتی از خود پست هم بیشتر شد.
شنبهزاده پیشتر در نامهای مفصل از درون زندان، از شکنجهها، فشارها و تهدیدهایی که در بازداشت متحمل شده، پرده برداشته بود؛ روایتی که بار دیگر نشان میدهد چگونه حتی سادهترین کنشهای مجازی در جمهوری اسلامی میتواند به پروندهسازی، زندان و سرکوب ختم شود.
@Tavaana_TavaanaTech
«تلفنی با #حسین_شنبه_زاده صحبت کردم. به همه سلام رسوند. گفت دستم کوتاهه ولی خیلی به یادتونم و این بیت فروغی بسطامی رو تقدیم کرد:
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی»
حسین شنبهزاده، ویراستار و فعال فضای مجازی، در مجموع به ۱۲ سال حبس محکوم شده که ۵ سال آن بهعنوان مجازات اشد قابل اجراست.
اتهاماتی که به او نسبت داده شده، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده؛ اتهاماتی که خود او با طنزی تلخ به آن پاسخ داده و میگوید «زندانیِ نقطه» است، نقطهای که زیر یکی از پستهای حساب کاربری علی خامنهای گذاشت و واکنش کاربران به آن، حتی از خود پست هم بیشتر شد.
شنبهزاده پیشتر در نامهای مفصل از درون زندان، از شکنجهها، فشارها و تهدیدهایی که در بازداشت متحمل شده، پرده برداشته بود؛ روایتی که بار دیگر نشان میدهد چگونه حتی سادهترین کنشهای مجازی در جمهوری اسلامی میتواند به پروندهسازی، زندان و سرکوب ختم شود.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊7❤2💔1
در برابر سکوت و فراموشی، یاد حسین اخترزند را زنده نگه میداریم
سالها از خرداد پرآشوب اعتراضات سال ۱۳۸۸ گذشته است؛ از روزهایی که خیابانهای ایران بوی خون میداد و زیر سایهی التهاب، امید و هراس نفس میکشیدند. زمان گذشت اما نامهایی در غبار سالها گم شدند؛ نامهایی که هرکدام زخمی بر حافظهی یک ملتاند. یکی از این نامهای فراموششده جاویدنام حسین اخترزند است؛ جوانی شریف و زحمتکش از اصفهان که زندگیاش در سکوت گذشت و مرگش را نیز در سکوتی سنگینتر پنهان کردند.
حسین از نوجوانی بار نبودن پدر را بر دوش گرفت و همراه مادر ستون خانواده شد. کارگری آرام و بیادعا بود؛ مردی که با زحمت و تلاش خویش، آسودگی برادرانش را بر زندگی خود ترجیح داد. در اعتراضات خونین سال ۸۸ دلش با مردم بود؛ نگران فردا، آزرده از بیعدالتی، و جستجوگر کرامت سادهی انسانی.
به روایت شاهدان، عصر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، هنگام بازگشت از کار، حسین به نزدیکی دروازه شیراز اصفهان رسید و همراه مردم در اعتراضات شرکت کرد. نیروهای بسیجی و لباسشخصی به جمعیت معترض یورش بردند. حدود پانزده نفر از ترس جان خود به پارکینگ یک ساختمان پزشکان در بنبست هاله پناه بردند. حسین نیز همراه آنان وارد شد. اما دقایقی بعد، بر بام طبقهی سوم، در محاصرهی نیروهای امنیتی گرفتار شد؛ بیسلاح، بیپناه، تنها.
شاهدان میگویند حسین بیدفاع زیر ضربات سنگین باتوم، مشت و لگد فرو افتاد؛ ضربههایی که نه قانون آن را توجیه میکند و نه وجدان آدمی. سپس او را از طبقهی سوم به پایین انداختند.
پیکر نیمهجانش با تلاش مردم به بیمارستان شریعتی رسید، اما جراحات چنان عمیق و سهمگین بود که ساعتی بعد، در برابر چشمان اشکبار مادر، خواهر و برادرانش، آخرین نفسهایش را سپرد.
اما از خود این قتل حکومتی دردناکتر، فراموشی و انکار او از سوی حاکمیت بود؛ گویی که میخواستند حسین را نه تنها از زندگی، بلکه از حافظه و یاد مردم نیز پاک کنند.
اما ما نمیگذاریم چنین شود.
یاد حسین اخترزند، یاد یک انسان تنها نیست؛ یاد همهی کسانی است که بیسلاح، بیدفاع و تنها با امید و حق انسانی خود در روبروی ضحاک ایستادند و قربانی شدند. کشته شدن هیچ انسان بیگناهی به دست مزدوران حکومتی نباید در تاریکی دفن شود.
روحش آرام، و نامش در دل ما ماندگار.
✍️مسعود علیزاده
#۲۵_خرداد_۸۸
#حسین_اخترزند
#علیه_فراموشی
@Tavaana_TavaanaTech
سالها از خرداد پرآشوب اعتراضات سال ۱۳۸۸ گذشته است؛ از روزهایی که خیابانهای ایران بوی خون میداد و زیر سایهی التهاب، امید و هراس نفس میکشیدند. زمان گذشت اما نامهایی در غبار سالها گم شدند؛ نامهایی که هرکدام زخمی بر حافظهی یک ملتاند. یکی از این نامهای فراموششده جاویدنام حسین اخترزند است؛ جوانی شریف و زحمتکش از اصفهان که زندگیاش در سکوت گذشت و مرگش را نیز در سکوتی سنگینتر پنهان کردند.
حسین از نوجوانی بار نبودن پدر را بر دوش گرفت و همراه مادر ستون خانواده شد. کارگری آرام و بیادعا بود؛ مردی که با زحمت و تلاش خویش، آسودگی برادرانش را بر زندگی خود ترجیح داد. در اعتراضات خونین سال ۸۸ دلش با مردم بود؛ نگران فردا، آزرده از بیعدالتی، و جستجوگر کرامت سادهی انسانی.
به روایت شاهدان، عصر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، هنگام بازگشت از کار، حسین به نزدیکی دروازه شیراز اصفهان رسید و همراه مردم در اعتراضات شرکت کرد. نیروهای بسیجی و لباسشخصی به جمعیت معترض یورش بردند. حدود پانزده نفر از ترس جان خود به پارکینگ یک ساختمان پزشکان در بنبست هاله پناه بردند. حسین نیز همراه آنان وارد شد. اما دقایقی بعد، بر بام طبقهی سوم، در محاصرهی نیروهای امنیتی گرفتار شد؛ بیسلاح، بیپناه، تنها.
شاهدان میگویند حسین بیدفاع زیر ضربات سنگین باتوم، مشت و لگد فرو افتاد؛ ضربههایی که نه قانون آن را توجیه میکند و نه وجدان آدمی. سپس او را از طبقهی سوم به پایین انداختند.
پیکر نیمهجانش با تلاش مردم به بیمارستان شریعتی رسید، اما جراحات چنان عمیق و سهمگین بود که ساعتی بعد، در برابر چشمان اشکبار مادر، خواهر و برادرانش، آخرین نفسهایش را سپرد.
اما از خود این قتل حکومتی دردناکتر، فراموشی و انکار او از سوی حاکمیت بود؛ گویی که میخواستند حسین را نه تنها از زندگی، بلکه از حافظه و یاد مردم نیز پاک کنند.
اما ما نمیگذاریم چنین شود.
یاد حسین اخترزند، یاد یک انسان تنها نیست؛ یاد همهی کسانی است که بیسلاح، بیدفاع و تنها با امید و حق انسانی خود در روبروی ضحاک ایستادند و قربانی شدند. کشته شدن هیچ انسان بیگناهی به دست مزدوران حکومتی نباید در تاریکی دفن شود.
روحش آرام، و نامش در دل ما ماندگار.
✍️مسعود علیزاده
#۲۵_خرداد_۸۸
#حسین_اخترزند
#علیه_فراموشی
@Tavaana_TavaanaTech
❤28💔17
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
واکنش تند حسین علیزاده به حکم شلاق عوامل «کاروانسرا»: عصر حجر مقابل چشمان ماست
استاد حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده برجسته ایرانی، در مراسم بزرگداشت استیون بلام که به همت مجله بخارا برگزار شد، ضمن محکوم کردن صدور حکم شلاق برای دستاندرکاران کنسرت مجازی «کاروانسرا»، این حکم را نشانهای از تداوم رویکردهای سرکوبگرانه علیه هنرمندان دانست.
او در بخشی از سخنان خود با اشاره به محکومیت جمعی از هنرمندان و موسیقیدانان گفت: «الان متأسفم که در روزی صحبت میکنم که تعدادی از هنرمندان ما به شلاق محکوم شدهاند؛ یعنی عصر حجر جلوی چشم ماست. همه این دوستان را میشناسم؛ بسیار بااستعداد و موسیقیدانان بسیار خوبی هستند.»
علیزاده با تأکید بر نقش هنر در پرورش شجاعت و آزادگی افزود: «شجاعت یکی از چیزهایی است که هنر به آدم میدهد. وقتی ذهن و دلت پر از عشق باشد، آدم شجاعی میشی. من اول به شجاعت این دوستان تبریک میگویم و در عین حال این تصمیم را که گرفته شده، محکوم میکنم.»
او سپس با لحنی تلخ و کنایهآمیز اظهار داشت: «پیشنهاد میکنم تعداد شلاقها را بین ما تقسیم کنند. من هفتاد تا شلاق را قبول میکنم. البته موضوع شوخیبردار نیست، اما این طنز تلخی است که میگویم.»
کنسرت مجازی «کاروانسرا» سال گذشته با خوانندگی پرستو احمدی و همراهی گروهی از نوازندگان برگزار شد. چند روز پیش احکام صادرشده برای عوامل این برنامه رسانهای شد و بر اساس آن، تمامی دستاندرکاران از جمله پرستو احمدی به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند.
انتشار این احکام با واکنش گسترده هنرمندان، فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده است. همزمان، کمپینی با این مطالبه شکل گرفته که خوانندگان و هنرمندان مرد در حمایت از پرستو احمدی و دیگر محکومان این پرونده موضعگیری کرده و صدای اعتراض خود را بلندتر کنند.
#پرستو_احمدی #کاروانسرا #حسین_علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
استاد حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده برجسته ایرانی، در مراسم بزرگداشت استیون بلام که به همت مجله بخارا برگزار شد، ضمن محکوم کردن صدور حکم شلاق برای دستاندرکاران کنسرت مجازی «کاروانسرا»، این حکم را نشانهای از تداوم رویکردهای سرکوبگرانه علیه هنرمندان دانست.
او در بخشی از سخنان خود با اشاره به محکومیت جمعی از هنرمندان و موسیقیدانان گفت: «الان متأسفم که در روزی صحبت میکنم که تعدادی از هنرمندان ما به شلاق محکوم شدهاند؛ یعنی عصر حجر جلوی چشم ماست. همه این دوستان را میشناسم؛ بسیار بااستعداد و موسیقیدانان بسیار خوبی هستند.»
علیزاده با تأکید بر نقش هنر در پرورش شجاعت و آزادگی افزود: «شجاعت یکی از چیزهایی است که هنر به آدم میدهد. وقتی ذهن و دلت پر از عشق باشد، آدم شجاعی میشی. من اول به شجاعت این دوستان تبریک میگویم و در عین حال این تصمیم را که گرفته شده، محکوم میکنم.»
او سپس با لحنی تلخ و کنایهآمیز اظهار داشت: «پیشنهاد میکنم تعداد شلاقها را بین ما تقسیم کنند. من هفتاد تا شلاق را قبول میکنم. البته موضوع شوخیبردار نیست، اما این طنز تلخی است که میگویم.»
کنسرت مجازی «کاروانسرا» سال گذشته با خوانندگی پرستو احمدی و همراهی گروهی از نوازندگان برگزار شد. چند روز پیش احکام صادرشده برای عوامل این برنامه رسانهای شد و بر اساس آن، تمامی دستاندرکاران از جمله پرستو احمدی به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند.
انتشار این احکام با واکنش گسترده هنرمندان، فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده است. همزمان، کمپینی با این مطالبه شکل گرفته که خوانندگان و هنرمندان مرد در حمایت از پرستو احمدی و دیگر محکومان این پرونده موضعگیری کرده و صدای اعتراض خود را بلندتر کنند.
#پرستو_احمدی #کاروانسرا #حسین_علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
👌39❤20👍4🕊2
نه به اعدام: نامه حسین افراسیاب، رپر زندانی از زندان دستگرد اصفهان
حسین افراسیاب، رپر زندانی در زندان دستگرد اصفهان، در نامهای تکاندهنده با عنوان «نه به اعدام» از هماتاقیها و دوستان محکوم به مرگش مینویسد؛ از عرفان کیانی که ناگهان برای اجرای حکم برده شد و از مهنام نوابصفوی و شروین باقریان که هر لحظه را با تصویر طناب دار در ذهنشان زندگی میکنند، تا نشان دهد پشت هر حکم اعدام، امیدهای ناتمام، زندگیهای بدهکار و انسانهایی ایستادهاند که هیچکس حق گرفتن جانشان را ندارد.
متن این نامه به شرح زیر است:
نه به اعدام
برای هماتاقی عزیزم مهنام نوابصفوی
برای شروین باقریان و تمام اسرای محکوم به اعدام
خیلی از عزیزامون لحظهبهلحظهشون رو با تصویر لحظهای که طناب دار دور گردنشونه میگذرونن،
اما بازم هر طور که شده روحیهشون رو حفظ میکنن و سعی میکنن خودشونو سرپا نگه دارن چون هنوز امیدوارن، هنوز کلی کار نکرده دارن، هنوز یه زندگی خوب به خودشون بدهکارن.
«فراموش نکنیم بودن ما کنارشون بیشک تأثیرگذار و امیدبخشه، صداشون باشیم».
به یاد عرفان کیانى
لحظهای که برده بودنش انفرادی برای اجرای حکم، خواب بودم و نشد که برای آخرین بار ببینمش. وقتی از خواب بیدار شدم، یکی از بچهها بهم گفت یه نفر رو بردن برای اجرا (اعدام)، اسمش رو نمیدونست، مشخصاتش رو که پرسیدم گفت: قدش بلنده و یه ۱۳ روی گردنش تتو داره.
فهمیدم که عرفان رو میگه. همون موقع بلند شدم و دویدم سمت اتاقش و دیدم که بله…
همه هماتاقیهاش مات و مبهوت…
و رفیقهای صمیمیش بیتاب و گریون…
فردای اون روز عرفان اعدام شد…
دو سه روز قبل از اجرای حکمش درباره پروندهاش باهم صحبت کردیم، سرشار از امید بود این پسر…
هیچ دلیل، توجیه یا استدلالی نمیتونه این کار کثیف و غیرانسانی رو مشروع جلوه بده. هیچکس حق گرفتن جون یه انسان دیگه رو نداره، چون زندگی آدمها ارزشمنده و هیچکس حق گرفتن زندگی رو نداره.
این حکم باید متوقف بشه.
تا ابد نه به اعدام
حسین افراسیاب - زندان دستگرد اصفهان ۵ / ۴ / ۱۴۰۵
#حسین_افراسیاب #بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
حسین افراسیاب، رپر زندانی در زندان دستگرد اصفهان، در نامهای تکاندهنده با عنوان «نه به اعدام» از هماتاقیها و دوستان محکوم به مرگش مینویسد؛ از عرفان کیانی که ناگهان برای اجرای حکم برده شد و از مهنام نوابصفوی و شروین باقریان که هر لحظه را با تصویر طناب دار در ذهنشان زندگی میکنند، تا نشان دهد پشت هر حکم اعدام، امیدهای ناتمام، زندگیهای بدهکار و انسانهایی ایستادهاند که هیچکس حق گرفتن جانشان را ندارد.
متن این نامه به شرح زیر است:
نه به اعدام
برای هماتاقی عزیزم مهنام نوابصفوی
برای شروین باقریان و تمام اسرای محکوم به اعدام
خیلی از عزیزامون لحظهبهلحظهشون رو با تصویر لحظهای که طناب دار دور گردنشونه میگذرونن،
اما بازم هر طور که شده روحیهشون رو حفظ میکنن و سعی میکنن خودشونو سرپا نگه دارن چون هنوز امیدوارن، هنوز کلی کار نکرده دارن، هنوز یه زندگی خوب به خودشون بدهکارن.
«فراموش نکنیم بودن ما کنارشون بیشک تأثیرگذار و امیدبخشه، صداشون باشیم».
به یاد عرفان کیانى
لحظهای که برده بودنش انفرادی برای اجرای حکم، خواب بودم و نشد که برای آخرین بار ببینمش. وقتی از خواب بیدار شدم، یکی از بچهها بهم گفت یه نفر رو بردن برای اجرا (اعدام)، اسمش رو نمیدونست، مشخصاتش رو که پرسیدم گفت: قدش بلنده و یه ۱۳ روی گردنش تتو داره.
فهمیدم که عرفان رو میگه. همون موقع بلند شدم و دویدم سمت اتاقش و دیدم که بله…
همه هماتاقیهاش مات و مبهوت…
و رفیقهای صمیمیش بیتاب و گریون…
فردای اون روز عرفان اعدام شد…
دو سه روز قبل از اجرای حکمش درباره پروندهاش باهم صحبت کردیم، سرشار از امید بود این پسر…
هیچ دلیل، توجیه یا استدلالی نمیتونه این کار کثیف و غیرانسانی رو مشروع جلوه بده. هیچکس حق گرفتن جون یه انسان دیگه رو نداره، چون زندگی آدمها ارزشمنده و هیچکس حق گرفتن زندگی رو نداره.
این حکم باید متوقف بشه.
تا ابد نه به اعدام
حسین افراسیاب - زندان دستگرد اصفهان ۵ / ۴ / ۱۴۰۵
#حسین_افراسیاب #بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔38❤8🕊5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام، محمود احمدی، این ویدیو را به مناسبت زادروز برادرش منتشر کرد و نوشت:
«محمود جان… 🖤
امروز تولد توست…
اما مادر به جای اینکه کنار مزارت بنشیند و برایت فاتحه بخواند، با دلی شکسته چشم به راه یک نشانه از توست…
سختترین درد برای یک مادر فقط از دست دادن فرزند نیست…
این است که نداند کجا با تو حرف بزند، کجا برایت گل بگذارد، کجا اشکهایش را روی خاکت بریزد…
محمود…
۲۱ ساله بودی؛ با هزار آرزو و هزار راه نرفته…
اما حتی فرصت آخرین دیدار، آخرین بوسه و آخرین خداحافظی هم از ما گرفته شد…
خواهرت هنوز دلتنگ توست…
مادرت هنوز تو را در خانه جستوجو میکند…
و قلب ما هنوز دنبال جایی است که بگوییم:
«اینجا محمود آرام گرفته…»
بیمزار ماندی…
اما بیخاطره نه.
جایت شاید روی خاک معلوم نباشد،
اما جای تو همیشه در قلب ماست. 🖤»
پس از کشتهشدن #کیان_پیرفلک ، سرکوبگران این سناریو را ساختند که این جوانان مبارز ایذه بودند که به ماشین پدر کیان تیراندازی کردهاند، ادعایی که همه خانوادههای دادخواه و شاهدان رد کردهاند. به تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۱ نیروهای حکومتی به روستای پرسوراخ حمله کرده؛ #محمود_احمدی و #حسین_سعیدی را به رگبار بستند. پیکر آنها را با خود برده و تا کنون به خانوادههای ایشان تحویل ندادهاند.
محمود و حسین، همان جوانمردانی بودند که پیکر جاویدنام #حامد_سلحشور را از خاک بیرون کشیده و به خانواده وی تحویل دادند و اینگونه خانواده توانستند حامد را در زادگاهش با رعایت رسم و رسوم معمول به خاک بسپارند.
خانواده محمود اما، لباسهای جگرگوشهاشان را به جای پیکرش، دفن کردهاند.
ربودن پیکر کشتهشدگان و اجازه ندادن ساخت آرامگاه و عزاداری برای کشتهشدگان، ستم مضاعفی است که رژیم بر خانوادههای کشته شدهها روا میدارد
#محمود_احمدی #دادخواهی #ایذه
@Tavaana_TavaanaTech
«محمود جان… 🖤
امروز تولد توست…
اما مادر به جای اینکه کنار مزارت بنشیند و برایت فاتحه بخواند، با دلی شکسته چشم به راه یک نشانه از توست…
سختترین درد برای یک مادر فقط از دست دادن فرزند نیست…
این است که نداند کجا با تو حرف بزند، کجا برایت گل بگذارد، کجا اشکهایش را روی خاکت بریزد…
محمود…
۲۱ ساله بودی؛ با هزار آرزو و هزار راه نرفته…
اما حتی فرصت آخرین دیدار، آخرین بوسه و آخرین خداحافظی هم از ما گرفته شد…
خواهرت هنوز دلتنگ توست…
مادرت هنوز تو را در خانه جستوجو میکند…
و قلب ما هنوز دنبال جایی است که بگوییم:
«اینجا محمود آرام گرفته…»
بیمزار ماندی…
اما بیخاطره نه.
جایت شاید روی خاک معلوم نباشد،
اما جای تو همیشه در قلب ماست. 🖤»
پس از کشتهشدن #کیان_پیرفلک ، سرکوبگران این سناریو را ساختند که این جوانان مبارز ایذه بودند که به ماشین پدر کیان تیراندازی کردهاند، ادعایی که همه خانوادههای دادخواه و شاهدان رد کردهاند. به تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۱ نیروهای حکومتی به روستای پرسوراخ حمله کرده؛ #محمود_احمدی و #حسین_سعیدی را به رگبار بستند. پیکر آنها را با خود برده و تا کنون به خانوادههای ایشان تحویل ندادهاند.
محمود و حسین، همان جوانمردانی بودند که پیکر جاویدنام #حامد_سلحشور را از خاک بیرون کشیده و به خانواده وی تحویل دادند و اینگونه خانواده توانستند حامد را در زادگاهش با رعایت رسم و رسوم معمول به خاک بسپارند.
خانواده محمود اما، لباسهای جگرگوشهاشان را به جای پیکرش، دفن کردهاند.
ربودن پیکر کشتهشدگان و اجازه ندادن ساخت آرامگاه و عزاداری برای کشتهشدگان، ستم مضاعفی است که رژیم بر خانوادههای کشته شدهها روا میدارد
#محمود_احمدی #دادخواهی #ایذه
@Tavaana_TavaanaTech
💔43❤5
دلاوران تیپ ۶۵ نوهد ارتش در گمنامی و لب تیغ بیدادگاه نظامی
جان سرهنگ حمیدرضا خلیلی و حسین مجیدی با اتهام «بغی» و «کودتا» در خطر است.
روایتی که پیش رو دارید، بر پایه مشاهدات و اطلاعات یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ تنظیم شده است. این روایت از وضعیت شماری از نیروهای تیپ ۶۵ نوهد ارتش حکایت دارد که پس از بازداشت، بنا بر این گزارش با شکنجه، محرومیت از حقوق دادرسی و طرح اتهام «بغی» روبهرو شدهاند؛ اتهامی که در صورت اثبات، میتواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد.
«در اواخر فروردینماه، موقتاً شماری از نظامیها را به دلایلی از زندان نظامی به زندان تهران بزرگ، تیپ ۶، منتقل کردند. وقتی وارد زندان شدند، هنوز آثار شکنجه بر بدنشان، از جمله شکستگی دندهها و آثار کابل، مشهود بود.
داستان این بود که شماری از افسران تیپ ۶۵ نیروهای ویژه، با توجه به آشنایی قبلی، به یکدیگر اعتماد کرده و همپیمان میشوند تا در صورت قیام مردم علیه رژیم، وارد عمل شده و با خلع سلاح مأموران و تصرف و تخلیه چند پاسگاه، از خونریزیها بکاهند و از مردم در تهران دفاع کنند.
با توجه به اینکه این نیروها آموزشهای بسیار سخت و حرفهای دیده بودند، از نظر توان عملیاتی میتوانستند کمک بزرگی برای مردم و در عین حال، خطری جدی برای حکومت باشند.
شب هجدهم دیماه و پیش از هر اقدامی، هنگامی که در محل قرار حاضر میشوند، خود را در دام اطلاعاتی نیروهای اطلاعات سپاه میبینند و دستگیر میشوند.
هماکنون، با توجه به اینکه رسیدگی به پرونده آنان در صلاحیت محاکم نظامی است، از حق داشتن وکیل دادگستری، مطالعه پرونده، علنی بودن دادگاه و اطلاع از روند و محتویات پرونده خود محروم هستند.
آنان در زندان تهران بزرگ از حق ملاقات نیز محروم بودند و به گفته خانوادههایشان، پس از بازگشت به زندان نظامی، از حق تماس نیز محروم شدهاند و از اردیبهشتماه تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان در دست نیست.
بازپرس دادسرای نظامی به آنان گفته است: «از نظامیها انتظار دیگری میرود و برخورد ما با شما، با توجه به توقعی که از ولایتمداری نظامیها داریم، بسیار متفاوت از افراد عادی جامعه خواهد بود. شما باغی و کودتاگر هستید و سزای شما مرگ است.»
توضیح اینکه در قانون مجازات اسلامی، «بغی» به معنای شورش مسلحانه علیه حاکم اسلامی است و «باغی» نیز به فرد مرتکب جرم بغی گفته میشود. مجازات جرم بغی، اعدام است.»
#حمیدرضا_خلیلی #حسین_مجیدی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جان سرهنگ حمیدرضا خلیلی و حسین مجیدی با اتهام «بغی» و «کودتا» در خطر است.
روایتی که پیش رو دارید، بر پایه مشاهدات و اطلاعات یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ تنظیم شده است. این روایت از وضعیت شماری از نیروهای تیپ ۶۵ نوهد ارتش حکایت دارد که پس از بازداشت، بنا بر این گزارش با شکنجه، محرومیت از حقوق دادرسی و طرح اتهام «بغی» روبهرو شدهاند؛ اتهامی که در صورت اثبات، میتواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد.
«در اواخر فروردینماه، موقتاً شماری از نظامیها را به دلایلی از زندان نظامی به زندان تهران بزرگ، تیپ ۶، منتقل کردند. وقتی وارد زندان شدند، هنوز آثار شکنجه بر بدنشان، از جمله شکستگی دندهها و آثار کابل، مشهود بود.
داستان این بود که شماری از افسران تیپ ۶۵ نیروهای ویژه، با توجه به آشنایی قبلی، به یکدیگر اعتماد کرده و همپیمان میشوند تا در صورت قیام مردم علیه رژیم، وارد عمل شده و با خلع سلاح مأموران و تصرف و تخلیه چند پاسگاه، از خونریزیها بکاهند و از مردم در تهران دفاع کنند.
با توجه به اینکه این نیروها آموزشهای بسیار سخت و حرفهای دیده بودند، از نظر توان عملیاتی میتوانستند کمک بزرگی برای مردم و در عین حال، خطری جدی برای حکومت باشند.
شب هجدهم دیماه و پیش از هر اقدامی، هنگامی که در محل قرار حاضر میشوند، خود را در دام اطلاعاتی نیروهای اطلاعات سپاه میبینند و دستگیر میشوند.
هماکنون، با توجه به اینکه رسیدگی به پرونده آنان در صلاحیت محاکم نظامی است، از حق داشتن وکیل دادگستری، مطالعه پرونده، علنی بودن دادگاه و اطلاع از روند و محتویات پرونده خود محروم هستند.
آنان در زندان تهران بزرگ از حق ملاقات نیز محروم بودند و به گفته خانوادههایشان، پس از بازگشت به زندان نظامی، از حق تماس نیز محروم شدهاند و از اردیبهشتماه تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان در دست نیست.
بازپرس دادسرای نظامی به آنان گفته است: «از نظامیها انتظار دیگری میرود و برخورد ما با شما، با توجه به توقعی که از ولایتمداری نظامیها داریم، بسیار متفاوت از افراد عادی جامعه خواهد بود. شما باغی و کودتاگر هستید و سزای شما مرگ است.»
توضیح اینکه در قانون مجازات اسلامی، «بغی» به معنای شورش مسلحانه علیه حاکم اسلامی است و «باغی» نیز به فرد مرتکب جرم بغی گفته میشود. مجازات جرم بغی، اعدام است.»
#حمیدرضا_خلیلی #حسین_مجیدی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤29💔26🕊7
بازداشت حسین علیزاده در اسلامشهر
حسین علیزاده، ۳۸ ساله و مهندس نقشهبردار، روز شنبه ۱۳ تیرماه، مقابل منزل خود در اسلامشهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، او پس از بازداشت تنها در یک تماس کوتاه خانواده خود را از دستگیریاش مطلع کرده و از محل نگهداری و نهاد بازداشتکننده او تاکنون اطلاعی در دست نیست.
حسین علیزاده پیشتر نیز در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ به اتهامهایی از جمله «نشر اکاذیب»، «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» بازداشت شده بود.
#حسین_علیزاده #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
حسین علیزاده، ۳۸ ساله و مهندس نقشهبردار، روز شنبه ۱۳ تیرماه، مقابل منزل خود در اسلامشهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، او پس از بازداشت تنها در یک تماس کوتاه خانواده خود را از دستگیریاش مطلع کرده و از محل نگهداری و نهاد بازداشتکننده او تاکنون اطلاعی در دست نیست.
حسین علیزاده پیشتر نیز در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ به اتهامهایی از جمله «نشر اکاذیب»، «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» بازداشت شده بود.
#حسین_علیزاده #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊8❤4
Forwarded from گفتوشنود
اتهام «سبالنبی» علیه حسین علیزاده آذر بهدلیل «توهین به آدم و حوا»
حسین (شاهان) علیزاده آذر، زندانی سیاسی، مهندس نقشهبردار و ۳۸ ساله، در جریان موج جدید سرکوبها با اتهامات سنگینی از جمله «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام» و «سبالنبی» (توهین به پیامبران) به دلیل آنچه «توهین به آدم و حوا» عنوان شده، مواجه است.
او پیشتر در دیماه سال گذشته نیز بازداشت و با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبهرو شده بود که پس از مدتی با قرار وثیقه موقتا آزاد شد. با این حال، نیروهای امنیتی در ۱۳ تیرماه بار دیگر او را مقابل منزل مسکونیاش در اسلامشهر بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل کردند. طرح اتهام سبالنبی، زنگ خطری جدی برای جان این شهروند به شمار میرود.
▪️احکام مرگ به جرم اندیشه و روایتهایی از اعدام
اقدام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در طرح اتهام «سبالنبی» برای روایتها یا انتقادات عقیدتی، یادآور پروندههای هولناکی است که طی سالیان گذشته به قیمت جان شهروندان تمام شده است:
▪️محسن امیر اصلانی: او در سالهای گذشته با اتهاماتی مشابه و تحت عنوان «توهین به یونس نبی» و بدعت در دین بازداشت و در نهایت پس از سالها حبس و شکنجه، اعدام شد. پرونده او یکی از بارزترین نمونههای مجازات مرگ برای تفاسیر و نظرات انتقادی درباره داستانهای مذهبی پیامبران بود.
▪️یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع: این دو زندانی عقیدتی در اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام آنچه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «سبالنبی» و اداره کانالهای انتقادی نامید، دار آویخته شدند؛ اتهامی ساختگی که صرفا بهانهای برای حذف فیزیکی منتقدان مذهبی و عقیدتی بود.
▪️توجیه حکومتی قتل منتقدان؛ دفاع آشکار از خونریزی
پس از اجرای احکام اعدام و قتل حکومتی یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع، علی مطهری، از چهرههای سیاسی مطرح جمهوری اسلامی، در اظهاراتی تکاندهنده به دفاع از این اعدامها برخاست و گفت:
«حکمی که داده شده، آثارش مثبت است… این کار را کردهاند که باب سب و توهین به پیامبر اسلام باز نشود.»
این موضعگیری عریان، به روشنی نشان میدهد که حاکمیت چگونه از احکام سنگین و اعدام به عنوان ابزاری عریان برای ایجاد رعب و وحشت، بستن دهان هرگونه اندیشه آزاد، پژوهش تاریخی یا نقد روایات سنتی استفاده میکند.
▪️ابزار «سبالنبی»؛ پتکی برای سرکوب آزادی بیان و تفکر
اتهاماتی نظیر «سبالنبی» و «توهین به مقدسات» در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به ابزاری مبهم، سلیقهای و کاملا سیاسی تبدیل شده است تا هرگونه پرسشگری، تحلیل تاریخی، یا حتی نگاه انتقادی به متون و اسطورههای مذهبی را به جرم کیفری تبدیل کند.
تعمیم دادن مفاهیمی چون توهین به پیامبران به داستانهایی درباره «آدم و حوا» در پرونده حسین علیزاده آذر، گویای این حقیقت تلخ است که دایره اتهامات عقیدتی روزبهروز تنگتر شده و خط کشیهای امنیتی، حتی حریم تفکر آزاد و روایتهای علمی را نیز جرمانگاری میکنند. حکومتی که توان پاسخگویی منطقی به نقدها و پرسشهای شهروندان را ندارد، ناچار است برای بقای خود، به قاضی، طناب دار و اتهامتراشیهای قرونوسطایی پناه بیاورد.
#سب_النبی #توهین_به_مقدسات #حسین_علیزاده_آذر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حسین (شاهان) علیزاده آذر، زندانی سیاسی، مهندس نقشهبردار و ۳۸ ساله، در جریان موج جدید سرکوبها با اتهامات سنگینی از جمله «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام» و «سبالنبی» (توهین به پیامبران) به دلیل آنچه «توهین به آدم و حوا» عنوان شده، مواجه است.
او پیشتر در دیماه سال گذشته نیز بازداشت و با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبهرو شده بود که پس از مدتی با قرار وثیقه موقتا آزاد شد. با این حال، نیروهای امنیتی در ۱۳ تیرماه بار دیگر او را مقابل منزل مسکونیاش در اسلامشهر بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل کردند. طرح اتهام سبالنبی، زنگ خطری جدی برای جان این شهروند به شمار میرود.
▪️احکام مرگ به جرم اندیشه و روایتهایی از اعدام
اقدام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در طرح اتهام «سبالنبی» برای روایتها یا انتقادات عقیدتی، یادآور پروندههای هولناکی است که طی سالیان گذشته به قیمت جان شهروندان تمام شده است:
▪️محسن امیر اصلانی: او در سالهای گذشته با اتهاماتی مشابه و تحت عنوان «توهین به یونس نبی» و بدعت در دین بازداشت و در نهایت پس از سالها حبس و شکنجه، اعدام شد. پرونده او یکی از بارزترین نمونههای مجازات مرگ برای تفاسیر و نظرات انتقادی درباره داستانهای مذهبی پیامبران بود.
▪️یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع: این دو زندانی عقیدتی در اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام آنچه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «سبالنبی» و اداره کانالهای انتقادی نامید، دار آویخته شدند؛ اتهامی ساختگی که صرفا بهانهای برای حذف فیزیکی منتقدان مذهبی و عقیدتی بود.
▪️توجیه حکومتی قتل منتقدان؛ دفاع آشکار از خونریزی
پس از اجرای احکام اعدام و قتل حکومتی یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع، علی مطهری، از چهرههای سیاسی مطرح جمهوری اسلامی، در اظهاراتی تکاندهنده به دفاع از این اعدامها برخاست و گفت:
«حکمی که داده شده، آثارش مثبت است… این کار را کردهاند که باب سب و توهین به پیامبر اسلام باز نشود.»
این موضعگیری عریان، به روشنی نشان میدهد که حاکمیت چگونه از احکام سنگین و اعدام به عنوان ابزاری عریان برای ایجاد رعب و وحشت، بستن دهان هرگونه اندیشه آزاد، پژوهش تاریخی یا نقد روایات سنتی استفاده میکند.
▪️ابزار «سبالنبی»؛ پتکی برای سرکوب آزادی بیان و تفکر
اتهاماتی نظیر «سبالنبی» و «توهین به مقدسات» در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به ابزاری مبهم، سلیقهای و کاملا سیاسی تبدیل شده است تا هرگونه پرسشگری، تحلیل تاریخی، یا حتی نگاه انتقادی به متون و اسطورههای مذهبی را به جرم کیفری تبدیل کند.
تعمیم دادن مفاهیمی چون توهین به پیامبران به داستانهایی درباره «آدم و حوا» در پرونده حسین علیزاده آذر، گویای این حقیقت تلخ است که دایره اتهامات عقیدتی روزبهروز تنگتر شده و خط کشیهای امنیتی، حتی حریم تفکر آزاد و روایتهای علمی را نیز جرمانگاری میکنند. حکومتی که توان پاسخگویی منطقی به نقدها و پرسشهای شهروندان را ندارد، ناچار است برای بقای خود، به قاضی، طناب دار و اتهامتراشیهای قرونوسطایی پناه بیاورد.
#سب_النبی #توهین_به_مقدسات #حسین_علیزاده_آذر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊24❤7💔5