«اگر کشور اسلامی باشد، دیگر جمهوری نیست»
مصطفی رحیمی، حقوقدان، نویسنده و مترجم برجسته ایرانی، از نخستین روشنفکرانی بود که پیش از استقرار جمهوری اسلامی، با صراحت نسبت به پیامدهای حکومت دینی هشدار داد. او در ۲۵ دیماه ۱۳۵۷، تنها دو هفته پیش از بازگشت روحالله خمینی به ایران، نامهای سرگشاده با عنوان «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم» منتشر کرد؛ نامهای که امروز یکی از مهمترین اسناد تاریخ روشنفکری معاصر ایران به شمار میرود.
در بخشی از این نامه میخوانیم:
«اگر کشور اسلامی باشد، دیگر جمهوری نیست، زیرا مقررات حکومت از پیش تعیین شده است و کسی را در آن قواعد و ضوابط حق چون و چرا نیست.»
رحیمی در این نامه تأکید میکند که حاکمیت باید از آنِ همه مردم باشد، نه یک ایدئولوژی یا یک گروه خاص. او همچنین هشدار میدهد که پیوندزدن جمهوریت با یک مکتب دینی، اصل دموکراسی را از درون تهی میکند و راه را برای حکومت روحانیان میگشاید.
بخوانیم:
https://tavaana.org/mostafa_rahimi/
@Tavaana_TavaanaTech
مصطفی رحیمی، حقوقدان، نویسنده و مترجم برجسته ایرانی، از نخستین روشنفکرانی بود که پیش از استقرار جمهوری اسلامی، با صراحت نسبت به پیامدهای حکومت دینی هشدار داد. او در ۲۵ دیماه ۱۳۵۷، تنها دو هفته پیش از بازگشت روحالله خمینی به ایران، نامهای سرگشاده با عنوان «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم» منتشر کرد؛ نامهای که امروز یکی از مهمترین اسناد تاریخ روشنفکری معاصر ایران به شمار میرود.
در بخشی از این نامه میخوانیم:
«اگر کشور اسلامی باشد، دیگر جمهوری نیست، زیرا مقررات حکومت از پیش تعیین شده است و کسی را در آن قواعد و ضوابط حق چون و چرا نیست.»
رحیمی در این نامه تأکید میکند که حاکمیت باید از آنِ همه مردم باشد، نه یک ایدئولوژی یا یک گروه خاص. او همچنین هشدار میدهد که پیوندزدن جمهوریت با یک مکتب دینی، اصل دموکراسی را از درون تهی میکند و راه را برای حکومت روحانیان میگشاید.
بخوانیم:
https://tavaana.org/mostafa_rahimi/
@Tavaana_TavaanaTech
👍36❤6👌1💯1
علیحسن بهامین، معلم و فعال صنفی فرهنگیان در یاسوج، با حکم هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان آموزشوپرورش استان کهگیلویه و بویراحمد، به بازنشستگی اجباری همراه با تقلیل دو گروه محکوم شد.
بر اساس این حکم، حضور در تجمعات صنفی فرهنگیان در یاسوج و شیراز، حضور در تجمع مقابل استانداری کهگیلویه و بویراحمد، فعالیت در فضای مجازی، بازنشر بیانیههای فعالان صنفی، عضویت و فعالیت در کانون صنفی فرهنگیان، دعوت از همکاران برای حضور در تجمعات صنفی، حمایت از مطالبات فرهنگیان و انتشار مطالب مرتبط با فعالیتهای صنفی، از جمله دلایل صدور این حکم عنوان شده است.
علیحسن بهامین پیشتر در ۱۵ دیماه ۱۴۰۴، هنگام سخنرانی در تجمع اعتراضی مقابل استانداری یاسوج، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. تصاویر منتشر شده نشان میداد که این معلم با ضربوجرح و با خشونت بازداشت شده است. این تجمع در حمایت از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری برگزار شده بود.
حکومتی که از مطالبهگری مسالمتآمیز معلمان هراس دارد، در عمل به دشمنی با آگاهی، آموزش و جامعهای آزاد برخاسته است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این حکم، حضور در تجمعات صنفی فرهنگیان در یاسوج و شیراز، حضور در تجمع مقابل استانداری کهگیلویه و بویراحمد، فعالیت در فضای مجازی، بازنشر بیانیههای فعالان صنفی، عضویت و فعالیت در کانون صنفی فرهنگیان، دعوت از همکاران برای حضور در تجمعات صنفی، حمایت از مطالبات فرهنگیان و انتشار مطالب مرتبط با فعالیتهای صنفی، از جمله دلایل صدور این حکم عنوان شده است.
علیحسن بهامین پیشتر در ۱۵ دیماه ۱۴۰۴، هنگام سخنرانی در تجمع اعتراضی مقابل استانداری یاسوج، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. تصاویر منتشر شده نشان میداد که این معلم با ضربوجرح و با خشونت بازداشت شده است. این تجمع در حمایت از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری برگزار شده بود.
حکومتی که از مطالبهگری مسالمتآمیز معلمان هراس دارد، در عمل به دشمنی با آگاهی، آموزش و جامعهای آزاد برخاسته است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤2👍2
درگذشت قمرالملوک وزیری
قمر نخستین کنسرتش را در سال ۱۳۰۳ در گراندهتل تهران، هجده سال پس از فرمان مشروطه با جسارتی باورنکردنی برگزار کرد. آن هم در روزگاری که خواندن برای مردان امری نکوهیده بود و زنان فقط «مطرب» و مجلس گرمکن بودند. تنها صدای او نبود که خیل جمعیت را به سالن آورده بود. قمر بدون حجاب در این کنسرت حاضر شد و حتی نظمیه روز بعد از او تعهد گرفت که بدون حجاب دیگر کنسرت برگزار نکند.
قمر عواید زیادی از کنسرتها و کارهایش به دست میآورد. ولی هر چه کسب میکرد به فقرا و نیازمندان میبخشید. مردم دوستی، سخاوت و انسانیتش نقل محافل بود. عواید کنسرتی در خراسان را به آرامگاه فردوسی بخشید.
کنسرتی در ۱۳۰۸ به نفع شیر و خوشید سرخ برگزار کرد و باز هم عواید آن را به یتیمان بخشید. او حتی برای تقدیر از «شکرالله قهرمانی» نوازنده قدیمی که از کار افتاده بود، کنسرت داد.
آوازخوانی قمرالملوک وزیری معیار موسیقی ایرانی شد.
ماه بانوی آواز ایران در ۱۴ مرداد سال ۱۳۳۸ چشم از جهان فروبست و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
بخوانید
https://tavaana.org/ghamar_vaziri/
@Tavaana_TavaanaTech
قمر نخستین کنسرتش را در سال ۱۳۰۳ در گراندهتل تهران، هجده سال پس از فرمان مشروطه با جسارتی باورنکردنی برگزار کرد. آن هم در روزگاری که خواندن برای مردان امری نکوهیده بود و زنان فقط «مطرب» و مجلس گرمکن بودند. تنها صدای او نبود که خیل جمعیت را به سالن آورده بود. قمر بدون حجاب در این کنسرت حاضر شد و حتی نظمیه روز بعد از او تعهد گرفت که بدون حجاب دیگر کنسرت برگزار نکند.
قمر عواید زیادی از کنسرتها و کارهایش به دست میآورد. ولی هر چه کسب میکرد به فقرا و نیازمندان میبخشید. مردم دوستی، سخاوت و انسانیتش نقل محافل بود. عواید کنسرتی در خراسان را به آرامگاه فردوسی بخشید.
کنسرتی در ۱۳۰۸ به نفع شیر و خوشید سرخ برگزار کرد و باز هم عواید آن را به یتیمان بخشید. او حتی برای تقدیر از «شکرالله قهرمانی» نوازنده قدیمی که از کار افتاده بود، کنسرت داد.
آوازخوانی قمرالملوک وزیری معیار موسیقی ایرانی شد.
ماه بانوی آواز ایران در ۱۴ مرداد سال ۱۳۳۸ چشم از جهان فروبست و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
بخوانید
https://tavaana.org/ghamar_vaziri/
@Tavaana_TavaanaTech
❤26🥰12🕊2😍1
Forwarded from بشکن Beshkan
ورود دوباره پیامرسان«بله» به اپاستور؛
حضور در فروشگاه اپل بهمعنای امنیت نیست
این روزها پیامرسان «بله» در اپاستور اپل منتشر شده است؛ اما قرارگرفتن یک برنامه در اپاستور، بهتنهایی امنیت و محرمانهبودن پیامهای کاربران را تضمین نمیکند.
🔴 در توضیحات این برنامه ادعا شده است که پیامها بهصورت سرتاسری رمزگذاری میشوند و هیچ دادهای از کاربران جمعآوری نمیشود. بااینحال، اپل در همان صفحه تأکید کرده که اطلاعات مربوط به حریم خصوصی را توسعهدهنده ارائه کرده و این اطلاعات از سوی اپل راستیآزمایی نشدهاند.
🔴 آزمایشگاه امنیتی OTF در دسامبر ۲۰۲۳ و اکتبر ۲۰۲۴، نسخه اندروید پیامرسانهای «بله»، «ایتا» و «روبیکا» را بررسی کرد. نتیجه این بررسی نشان داد که هیچیک از نسخههای آزمایششده از رمزگذاری واقعی سرتاسری استفاده نمیکردند. پیامها فقط در مسیر میان گوشی و سرور رمزگذاری میشدند؛ در نتیجه سرورهای برنامه امکان دسترسی به محتوای گفتوگوها، نام و شماره تلفن کاربران را داشتند.
🔴 کارشناسان همچنین دریافتند وقتی کاربر روی لینکی در این پیامرسانها کلیک میکند، نشانی آن وبسایت ابتدا به سرور برنامه فرستاده میشود. چنین سازوکاری میتواند برای ثبت وبسایتهای بازدیدشده، مسدودکردن لینکها و نظارت بر کاربران به کار رود. در مورد «بله»، ارسال موقعیت مکانی هنگام احراز هویت و استفاده از یک روش رمزگذاری ضعیف برای اطلاعات کارت بانکی نیز گزارش شده بود.
🔴 از طرفی مفاد قوانین و حریم خصوصی «بله» موضوع دیگری است که مورد توجه و هشدار از طرف کارشناسان قرار گرفته است. در این سند بهصراحت نوشته شده است که پیامرسان «بله» در صورت دریافت دستور از مقام قضایی و نهادهای امنیتی موظف به اطاعت است. همچنین آمده که اطلاعات گفتوگوهای خصوصی ممکن است براساس رضایت کاربر، ضرورت فنی یا الزامات قانونی نگهداری، پردازش یا افشا شوند.
◾️نکته و توصیه مهم:
اگر روزنامهنگار، فعال مدنی یا دارای ارتباطات حساس هستید، هرگز از «بله» برای گفتوگوهای محرمانه، فعالیتهای سیاسی و ارسال مدارک شخصی استفاده نکنید. برای چنین ارتباطاتی، از «سیگنال» یا قابلیت «سکرت چت» تلگرام استفاده کنید.
اگر مجبور به استفاده از اپ «بله» شدید…📱
✍ Beshkan
حضور در فروشگاه اپل بهمعنای امنیت نیست
این روزها پیامرسان «بله» در اپاستور اپل منتشر شده است؛ اما قرارگرفتن یک برنامه در اپاستور، بهتنهایی امنیت و محرمانهبودن پیامهای کاربران را تضمین نمیکند.
◾️نکته و توصیه مهم:
اگر روزنامهنگار، فعال مدنی یا دارای ارتباطات حساس هستید، هرگز از «بله» برای گفتوگوهای محرمانه، فعالیتهای سیاسی و ارسال مدارک شخصی استفاده نکنید. برای چنین ارتباطاتی، از «سیگنال» یا قابلیت «سکرت چت» تلگرام استفاده کنید.
اگر مجبور به استفاده از اپ «بله» شدید…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌1
فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، با ابراز نگرانی شدید از افزایش اعدامها در ایران، از جمهوری اسلامی خواست اجرای تمامی احکام اعدام را فورا متوقف کرده و در مسیر لغو کامل مجازات اعدام گام بردارد.
او در بیانیهای که امروز ۱۴ مرداد، ۵ آگوست، منتشر شد، اعلام کرد از ۱۹ مارس ۲۰۲۶ تاکنون دستکم ۵۶ نفر با اتهامهای مرتبط با امنیت ملی اعدام شدهاند؛ ۲۷ نفر از آنان در پروندههایی مرتبط با اعتراضات بودهاند. همچنین بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز با اتهامهای مشابه در معرض خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند.
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل همچنین نسبت به افزایش چشمگیر اعدامها در پروندههای مرتبط با مواد مخدر هشدار داد. بر اساس آمار منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری، شمار این اعدامها در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال پیش از آن افزایش قابلتوجهی داشته و از آغاز سال ۲۰۲۶ نیز دستکم ۱۳۶ نفر با این اتهام اعدام شدهاند.
فولکر تورک تأکید کرد که جمهوری اسلامی از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه و خاموش کردن صداهای معترض استفاده میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
او در بیانیهای که امروز ۱۴ مرداد، ۵ آگوست، منتشر شد، اعلام کرد از ۱۹ مارس ۲۰۲۶ تاکنون دستکم ۵۶ نفر با اتهامهای مرتبط با امنیت ملی اعدام شدهاند؛ ۲۷ نفر از آنان در پروندههایی مرتبط با اعتراضات بودهاند. همچنین بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز با اتهامهای مشابه در معرض خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند.
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل همچنین نسبت به افزایش چشمگیر اعدامها در پروندههای مرتبط با مواد مخدر هشدار داد. بر اساس آمار منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری، شمار این اعدامها در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال پیش از آن افزایش قابلتوجهی داشته و از آغاز سال ۲۰۲۶ نیز دستکم ۱۳۶ نفر با این اتهام اعدام شدهاند.
فولکر تورک تأکید کرد که جمهوری اسلامی از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه و خاموش کردن صداهای معترض استفاده میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
👍14🕊2❤1
Forwarded from گفتوشنود
جغرافیا، تصادف و باور
چرا ایمان ما تا حد زیادی به خاک زادگاهمان بند است؟
ریچارد داوکینز در گفتوگویی معروف با طرح یک پرسش بنیادین یادآور میشود که بسیاری از ما اگر در جغرافیایی دیگر متولد میشدیم، نظامی کاملا متفاوت از باورهای دینی یا عقیدتی را برمیگزیدیم. این گزاره ساده اما عمیق، پرده از حقیقتی پنهان برمیدارد: «عامل تصادف جغرافیایی و خانوادگی» نقش تعیینکنندهای در شکلگیری هویت عقیدتی انسانها دارد.
▪️نقش تصادف در هندسه باورها
انسانها در بستری چند وجهی چشم به جهان میگشایند که از پیش توسط نسلهای پیشین طراحی شده است. زبان، فرهنگ، آدابورسوم و از همه مهمتر «دین و مذهب»، میراثی تحمیلی در نخستین سالهای زندگی است.
اگر کودکی در خانوادهای سنتی در شبهقاره هند متولد شود، احتمال هندو یا مسلمان شدنش بسیار بالاست.
همان کودک اگر در قلب اروپا یا آمریکا متولد شود، احتمالا آیین مسیحیت را بهعنوان حقیقت مطلق خواهد پذیرفت.
این واقعیت نشان میدهد که بخش بزرگی از تعصبات مذهبی یا عقیدتی، محصول انتخاب آگاهانه و آزادانه نیست، بلکه نتیجه تصادف محض مکان تولد و محیط پیرامون است.
▪️فروتنی معرفتشناختی؛ راهی به سوی مدارا
اعتراف به این واقعیت تصادفی بودن، ما را به سوی مفهوم حیاتی «فروتنی در ایمان» رهنمون میشود. هنگامی که بپذیریم دینداری یا حتی خداناباوری ما تا حد زیادی تحت تاثیر جغرافیا و خانواده شکل گرفته است، نگاه ما به دیگران تغییر میکند و دیگر به راحتی مخالفان فکری خود را گمراه یا مستحق سرزنش نمیدانیم، زیرا درک میکنیم که اگر جای آنها بودیم، احتمالا همان باور را داشتیم.
همچنین درک مداراجویانه از ایمان زمانی شکل میگیرد که بدانیم سیستمهای اعتقادی ریشه در تاریخ و جغرافیا دارند، نه لزوما در اثباتهای علمی و قطعی.
پذیرش عامل تصادف در باورمندی به ما میآموزد که به جای پافشاری کورکورانه بر حق مطلق بودن خود، به انسانهای دیگر با تمام تفاوتهای عقیدتیشان احترام بگذاریم و فضایی برای گفتوگو و مدارا فراهم کنیم.
شما چه تجربه و دیدگاهی در این مورد دارید ؟
#باور #ایمان #دین_موروثی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا ایمان ما تا حد زیادی به خاک زادگاهمان بند است؟
ریچارد داوکینز در گفتوگویی معروف با طرح یک پرسش بنیادین یادآور میشود که بسیاری از ما اگر در جغرافیایی دیگر متولد میشدیم، نظامی کاملا متفاوت از باورهای دینی یا عقیدتی را برمیگزیدیم. این گزاره ساده اما عمیق، پرده از حقیقتی پنهان برمیدارد: «عامل تصادف جغرافیایی و خانوادگی» نقش تعیینکنندهای در شکلگیری هویت عقیدتی انسانها دارد.
▪️نقش تصادف در هندسه باورها
انسانها در بستری چند وجهی چشم به جهان میگشایند که از پیش توسط نسلهای پیشین طراحی شده است. زبان، فرهنگ، آدابورسوم و از همه مهمتر «دین و مذهب»، میراثی تحمیلی در نخستین سالهای زندگی است.
اگر کودکی در خانوادهای سنتی در شبهقاره هند متولد شود، احتمال هندو یا مسلمان شدنش بسیار بالاست.
همان کودک اگر در قلب اروپا یا آمریکا متولد شود، احتمالا آیین مسیحیت را بهعنوان حقیقت مطلق خواهد پذیرفت.
این واقعیت نشان میدهد که بخش بزرگی از تعصبات مذهبی یا عقیدتی، محصول انتخاب آگاهانه و آزادانه نیست، بلکه نتیجه تصادف محض مکان تولد و محیط پیرامون است.
▪️فروتنی معرفتشناختی؛ راهی به سوی مدارا
اعتراف به این واقعیت تصادفی بودن، ما را به سوی مفهوم حیاتی «فروتنی در ایمان» رهنمون میشود. هنگامی که بپذیریم دینداری یا حتی خداناباوری ما تا حد زیادی تحت تاثیر جغرافیا و خانواده شکل گرفته است، نگاه ما به دیگران تغییر میکند و دیگر به راحتی مخالفان فکری خود را گمراه یا مستحق سرزنش نمیدانیم، زیرا درک میکنیم که اگر جای آنها بودیم، احتمالا همان باور را داشتیم.
همچنین درک مداراجویانه از ایمان زمانی شکل میگیرد که بدانیم سیستمهای اعتقادی ریشه در تاریخ و جغرافیا دارند، نه لزوما در اثباتهای علمی و قطعی.
پذیرش عامل تصادف در باورمندی به ما میآموزد که به جای پافشاری کورکورانه بر حق مطلق بودن خود، به انسانهای دیگر با تمام تفاوتهای عقیدتیشان احترام بگذاریم و فضایی برای گفتوگو و مدارا فراهم کنیم.
شما چه تجربه و دیدگاهی در این مورد دارید ؟
#باور #ایمان #دین_موروثی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14💯3👌2
Forwarded from گفتوشنود
تیغ تیز تبعیض بر پیکر شهروندی
حکمرانی دوگانهساز در جمهوری اسلامی
بیانیه جهانی حقوق بشر برابری ذاتی انسانها را نوید میدهد، اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، این اصل بنیادین جای خود را به سیستم مهندسیشدهای از تبعیض داده است.
حکومتی که طی دههها با خلق دوگانههای ساختگی نظیر خودی/دیگری، مسلمان/غیرمسلمان، مرد/زن و صاحب «التزام عملی» به ولایت فقیه و…، جامعه را به شهروندان درجهیک و درجهدو تقسیم کرده است. در این چارچوب، حقوق قانونی نه بر اساس کرامت انسانی، بلکه بر مبنای میزان وفاداری به ایدئولوژی حاکم توزیع میشود.
این تبعیض سیستماتیک تنها به حوزه عقیده و جنسیت محدود نمانده، بلکه فراتر رفته و آسیبپذیرترین اقشار جامعه نظیر معلولان، سالمندان و کودکان را نیز در بر گرفته است. افراد دارای معلولیت به جای برخورداری از حمایتهای ویژه و زیرساختهای متناسب برای زندگی برابر، با موانع مضاعف و بیتوجهی ساختاری مواجهاند که آنها را از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میکند.
نهادینه شدن این تبعیض چندلایه، بنیانهای اخلاقی جامعه را فرسوده کرده و رواداری را به شدت کاهش داده است.
جامعهای که در آن تفاوتها بهانهای برای سلب حقوق انسانی شوند، پویایی خود را از دست میدهد. استقرار عدالت اجتماعی و کرامت انسانی نیازمند نفی کامل این شکافها و بازگشت به اصل برابری حقوقی همهی شهروندان است.
راستی، تا زمانی که ساختار حقوقی کشور بر پایه حذف و تبعیض بنا شده است، چگونه میتوان از تحقق عدالت اجتماعی و انسجام ملی سخن گفت؟
#رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حکمرانی دوگانهساز در جمهوری اسلامی
بیانیه جهانی حقوق بشر برابری ذاتی انسانها را نوید میدهد، اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، این اصل بنیادین جای خود را به سیستم مهندسیشدهای از تبعیض داده است.
حکومتی که طی دههها با خلق دوگانههای ساختگی نظیر خودی/دیگری، مسلمان/غیرمسلمان، مرد/زن و صاحب «التزام عملی» به ولایت فقیه و…، جامعه را به شهروندان درجهیک و درجهدو تقسیم کرده است. در این چارچوب، حقوق قانونی نه بر اساس کرامت انسانی، بلکه بر مبنای میزان وفاداری به ایدئولوژی حاکم توزیع میشود.
این تبعیض سیستماتیک تنها به حوزه عقیده و جنسیت محدود نمانده، بلکه فراتر رفته و آسیبپذیرترین اقشار جامعه نظیر معلولان، سالمندان و کودکان را نیز در بر گرفته است. افراد دارای معلولیت به جای برخورداری از حمایتهای ویژه و زیرساختهای متناسب برای زندگی برابر، با موانع مضاعف و بیتوجهی ساختاری مواجهاند که آنها را از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میکند.
نهادینه شدن این تبعیض چندلایه، بنیانهای اخلاقی جامعه را فرسوده کرده و رواداری را به شدت کاهش داده است.
جامعهای که در آن تفاوتها بهانهای برای سلب حقوق انسانی شوند، پویایی خود را از دست میدهد. استقرار عدالت اجتماعی و کرامت انسانی نیازمند نفی کامل این شکافها و بازگشت به اصل برابری حقوقی همهی شهروندان است.
راستی، تا زمانی که ساختار حقوقی کشور بر پایه حذف و تبعیض بنا شده است، چگونه میتوان از تحقق عدالت اجتماعی و انسجام ملی سخن گفت؟
#رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14👌3👍1
مادر حسن رونقی: فرزندم را با وجود وخامت جسمی دوباره به زندان بازگرداندند
مادر حسن رونقی، زندانی سیاسی، با انتشار استوریای در اینستاگرام از وخامت وضعیت جسمانی فرزندش و بازگرداندن او به زندان، با وجود تأکید پزشک قانونی بر ناتوانیاش در تحمل حبس، خبر داد.
او نوشت که روز گذشته برای ملاقات با فرزندش به بیمارستان رفته و حسن را در حالی دیده که به گفته او «آنقدر ضعیف و لاغر شده که فقط پوست و استخوان از او مانده» و با وجود شرایط جسمی نامناسب، دستها و پاهایش با زنجیر به تخت بیمارستان بسته شده بود.
به گفته مادر حسن رونقی، پزشک قانونی در گزارش خود اعلام کرده است که این زندانی سیاسی به دو ماه مرخصی درمانی نیاز دارد و در وضعیت فعلی توان تحمل کیفر را ندارد، اما با این حال، مأموران او را دوباره به زندان منتقل کردهاند.
او همچنین از برخورد با پدر حسن رونقی خبر داد و نوشت که وی صبح امروز برای پیگیری وضعیت فرزندش ابتدا به دفتر اکبر سلمانپور، بازپرس پرونده، مراجعه کرده و سپس به زندان رفته است، اما نه تنها اجازه ملاقات یا کسب اطلاع از وضعیت حسن را نیافته، بلکه به گفته او، مأموران پدر حسن را نیز به بازداشت تهدید کردهاند.
مادر حسن رونقی در پایان با درخواست آزادی فرزندش و دیگر زندانیان سیاسی، خطاب به مسئولان نوشت: «دست از سر پسرم بردارید. حسن را آزاد کنید. زندانیان سیاسی را آزاد کنید.»
#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
مادر حسن رونقی: فرزندم را با وجود وخامت جسمی دوباره به زندان بازگرداندند
مادر حسن رونقی، زندانی سیاسی، با انتشار استوریای در اینستاگرام از وخامت وضعیت جسمانی فرزندش و بازگرداندن او به زندان، با وجود تأکید پزشک قانونی بر ناتوانیاش در تحمل حبس، خبر داد.
او نوشت که روز گذشته برای ملاقات با فرزندش به بیمارستان رفته و حسن را در حالی دیده که به گفته او «آنقدر ضعیف و لاغر شده که فقط پوست و استخوان از او مانده» و با وجود شرایط جسمی نامناسب، دستها و پاهایش با زنجیر به تخت بیمارستان بسته شده بود.
به گفته مادر حسن رونقی، پزشک قانونی در گزارش خود اعلام کرده است که این زندانی سیاسی به دو ماه مرخصی درمانی نیاز دارد و در وضعیت فعلی توان تحمل کیفر را ندارد، اما با این حال، مأموران او را دوباره به زندان منتقل کردهاند.
او همچنین از برخورد با پدر حسن رونقی خبر داد و نوشت که وی صبح امروز برای پیگیری وضعیت فرزندش ابتدا به دفتر اکبر سلمانپور، بازپرس پرونده، مراجعه کرده و سپس به زندان رفته است، اما نه تنها اجازه ملاقات یا کسب اطلاع از وضعیت حسن را نیافته، بلکه به گفته او، مأموران پدر حسن را نیز به بازداشت تهدید کردهاند.
مادر حسن رونقی در پایان با درخواست آزادی فرزندش و دیگر زندانیان سیاسی، خطاب به مسئولان نوشت: «دست از سر پسرم بردارید. حسن را آزاد کنید. زندانیان سیاسی را آزاد کنید.»
#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊4❤1
بیانیه سیامک امینی در نهمین سال حبس؛ اعتراض به تشدید فشار بر زندانیان سیاسی
سیامک امینی، زندانی سیاسی، همزمان با سپری کردن نهمین سال حبس خود، با انتشار بیانیهای از تداوم سرکوب و نقض حقوق زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی انتقاد کرد و نوشت که اگرچه چهار دهه از گذشته میگذرد، اما «سرکوب، فشار، کشتار و بیتوجهی به حقوق اولیه زندانیان سیاسی» همچنان ادامه دارد و تنها شکل آن تغییر کرده است.
او با اشاره به تجربه سالهای زندان، جنگ را بهانهای برای تشدید سرکوب و خاموش کردن صدای معترضان به بیعدالتی، فقر و فساد دانست و نوشت که در چنین شرایطی، فشار بر زندانیان افزایش مییابد.
امینی همچنین به بمباران زندان اوین اشاره کرد و نوشت که پس از این حمله، زندانیان در حالی که در امدادرسانی به پزشکان و آسیبدیدگان مشارکت داشتند، با پابند، دستبند و تحت تدابیر شدید امنیتی به زندانی دیگر منتقل شدند.
این زندانی سیاسی در ادامه، از تشدید محدودیتها و فشارها بر زندانیان خبر داد و مواردی همچون محرومیت از خدمات درمانی و اعزام به بیمارستان، حتی برای بیماران مبتلا به بیماریهای سخت، اجبار به پوشیدن لباس فرم و استفاده از پابند و دستبند هنگام اعزام، افزایش احکام اعدام و صدور احکام سنگین، بازرسیهای بدنی مکرر، ورود پیدرپی گارد به بندها، قطع ملاقاتها، نبود کتابخانه و کارگاههای آموزشی، محدود کردن زندانیان در سالنهای بسته، کاهش کیفیت و کمیت غذای زندان، کمبود اقلام فروشگاه و نبود امکانات ورزشی را از جمله این فشارها برشمرد.
سیامک امینی در پایان تأکید کرد که زندانیان سیاسی و عقیدتی با وجود این محدودیتها، همچنان بر دفاع از حقوق صنفی و سیاسی خود پافشاری میکنند و به مقاومت ادامه خواهند داد.
این بیانیه در مرداد ۱۴۰۵ و همزمان با نهمین سال حبس این زندانی سیاسی منتشر شده است.
- سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ ساله محبوس در بند هفت زندان اوین، در حالی با شرایط جسمی نامناسب در زندان نگهداری میشود که علاوه بر ابتلا به بیماری بهجت و دیگر بیماریهای زمینهای، اخیراً نیز از ناحیه دنده دچار آسیب شده است.
سیامک امینی از مردادماه ۱۴۰۳ در زندان به سر میبرد و به چهار سال حبس و مجازاتهای تکمیلی محکوم شده است. او پیشتر نیز در دهه شصت زندانی سیاسی بوده و در سال ۱۳۶۸ از زندان آزاد شد.
پس از پایان جنگ دوازدهروزه، نهادها و فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی با گرایشهای مختلف بارها خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، بهویژه زندانیان سالمند، بیمار و نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی شدهاند.
آقای امینی مجموعا ۹ سال را در زندان گذراندهاند.
#سیامک_امینی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
سیامک امینی، زندانی سیاسی، همزمان با سپری کردن نهمین سال حبس خود، با انتشار بیانیهای از تداوم سرکوب و نقض حقوق زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی انتقاد کرد و نوشت که اگرچه چهار دهه از گذشته میگذرد، اما «سرکوب، فشار، کشتار و بیتوجهی به حقوق اولیه زندانیان سیاسی» همچنان ادامه دارد و تنها شکل آن تغییر کرده است.
او با اشاره به تجربه سالهای زندان، جنگ را بهانهای برای تشدید سرکوب و خاموش کردن صدای معترضان به بیعدالتی، فقر و فساد دانست و نوشت که در چنین شرایطی، فشار بر زندانیان افزایش مییابد.
امینی همچنین به بمباران زندان اوین اشاره کرد و نوشت که پس از این حمله، زندانیان در حالی که در امدادرسانی به پزشکان و آسیبدیدگان مشارکت داشتند، با پابند، دستبند و تحت تدابیر شدید امنیتی به زندانی دیگر منتقل شدند.
این زندانی سیاسی در ادامه، از تشدید محدودیتها و فشارها بر زندانیان خبر داد و مواردی همچون محرومیت از خدمات درمانی و اعزام به بیمارستان، حتی برای بیماران مبتلا به بیماریهای سخت، اجبار به پوشیدن لباس فرم و استفاده از پابند و دستبند هنگام اعزام، افزایش احکام اعدام و صدور احکام سنگین، بازرسیهای بدنی مکرر، ورود پیدرپی گارد به بندها، قطع ملاقاتها، نبود کتابخانه و کارگاههای آموزشی، محدود کردن زندانیان در سالنهای بسته، کاهش کیفیت و کمیت غذای زندان، کمبود اقلام فروشگاه و نبود امکانات ورزشی را از جمله این فشارها برشمرد.
سیامک امینی در پایان تأکید کرد که زندانیان سیاسی و عقیدتی با وجود این محدودیتها، همچنان بر دفاع از حقوق صنفی و سیاسی خود پافشاری میکنند و به مقاومت ادامه خواهند داد.
این بیانیه در مرداد ۱۴۰۵ و همزمان با نهمین سال حبس این زندانی سیاسی منتشر شده است.
- سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ ساله محبوس در بند هفت زندان اوین، در حالی با شرایط جسمی نامناسب در زندان نگهداری میشود که علاوه بر ابتلا به بیماری بهجت و دیگر بیماریهای زمینهای، اخیراً نیز از ناحیه دنده دچار آسیب شده است.
سیامک امینی از مردادماه ۱۴۰۳ در زندان به سر میبرد و به چهار سال حبس و مجازاتهای تکمیلی محکوم شده است. او پیشتر نیز در دهه شصت زندانی سیاسی بوده و در سال ۱۳۶۸ از زندان آزاد شد.
پس از پایان جنگ دوازدهروزه، نهادها و فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی با گرایشهای مختلف بارها خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، بهویژه زندانیان سالمند، بیمار و نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی شدهاند.
آقای امینی مجموعا ۹ سال را در زندان گذراندهاند.
#سیامک_امینی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
💔19❤5🕊4
تشکیل پرونده قضایی علیه علی پورداراب، روزنامهنگار کرمانشاهی
علی پورداراب، روزنامهنگار اهل کرمانشاه، با اتهام «تبلیغ علیه نظام» با پرونده قضایی جدیدی مواجه شده است.
بر اساس ابلاغیه صادرشده از سوی دادستانی کرمانشاه، روز شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ علیه این روزنامهنگار اعلام جرم شده و پرونده او برای رسیدگی به شعبه ۱۶ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب کرمانشاه ارجاع شده است.
طبق این ابلاغیه، علی پورداراب موظف است ظرف مدت پنج روز از زمان ابلاغ، برای ارائه دفاعیات خود در شعبه مذکور حاضر شود.
جمهوری اسلامی زندان بزرگ روزنامهنگاران است، در طی ۴۷ سال گذشته روزنامههای بسیاری تعطیل شدهاند و روزنامه نگاران بسیاری بازداشت و حتی کشته شدند. رژیمی که از هرگونه آزادی بیان و طرح پرسش گریزان است و ن را خطری برای موجودیت خود میداند، روزنامهنگاران را به خاطر نورافکندن بر زوایای تاریک قدرت و جامعه، با انواع اتهامات مواجه میکند.
#علی_پورداراب #روزنامهنگاری_جرم_نیست
@Tavaana_TavaanaTech
علی پورداراب، روزنامهنگار اهل کرمانشاه، با اتهام «تبلیغ علیه نظام» با پرونده قضایی جدیدی مواجه شده است.
بر اساس ابلاغیه صادرشده از سوی دادستانی کرمانشاه، روز شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ علیه این روزنامهنگار اعلام جرم شده و پرونده او برای رسیدگی به شعبه ۱۶ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب کرمانشاه ارجاع شده است.
طبق این ابلاغیه، علی پورداراب موظف است ظرف مدت پنج روز از زمان ابلاغ، برای ارائه دفاعیات خود در شعبه مذکور حاضر شود.
جمهوری اسلامی زندان بزرگ روزنامهنگاران است، در طی ۴۷ سال گذشته روزنامههای بسیاری تعطیل شدهاند و روزنامه نگاران بسیاری بازداشت و حتی کشته شدند. رژیمی که از هرگونه آزادی بیان و طرح پرسش گریزان است و ن را خطری برای موجودیت خود میداند، روزنامهنگاران را به خاطر نورافکندن بر زوایای تاریک قدرت و جامعه، با انواع اتهامات مواجه میکند.
#علی_پورداراب #روزنامهنگاری_جرم_نیست
@Tavaana_TavaanaTech
💔25❤5🕊4
دستبند و پابند بر عبدالرضا امانیفر هنگام اعزام به مرکز درمانی
به گزارش کانال تلگرام انجمن صنفی معلمان فارس، عبدالرضا امانیفر، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و عضو هیأتمدیره کانون صنفی معلمان بوشهر، در زمان اعزام به مرکز درمانی با دستبند و پابند منتقل شده است.
بر اساس این گزارش، آقای امانیفر از فروردین ۱۴۰۵ در بازداشت به سر میبرد و پزشکان ابتلای او به بیماری کلیوی پلیکیستیک را تأیید کردهاند. با این حال، هنگام انتقال برای دریافت خدمات درمانی، با دستبند و پابند به مرکز پزشکی اعزام شده است.
انجمن صنفی معلمان فارس با انتقاد از این اقدام، آن را مغایر با کرامت انسانی و آییننامه سازمان زندانها دانسته و خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط عبدالرضا امانیفر شده است.
#عبدالرضا_امانی_فر
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش کانال تلگرام انجمن صنفی معلمان فارس، عبدالرضا امانیفر، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و عضو هیأتمدیره کانون صنفی معلمان بوشهر، در زمان اعزام به مرکز درمانی با دستبند و پابند منتقل شده است.
بر اساس این گزارش، آقای امانیفر از فروردین ۱۴۰۵ در بازداشت به سر میبرد و پزشکان ابتلای او به بیماری کلیوی پلیکیستیک را تأیید کردهاند. با این حال، هنگام انتقال برای دریافت خدمات درمانی، با دستبند و پابند به مرکز پزشکی اعزام شده است.
انجمن صنفی معلمان فارس با انتقاد از این اقدام، آن را مغایر با کرامت انسانی و آییننامه سازمان زندانها دانسته و خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط عبدالرضا امانیفر شده است.
#عبدالرضا_امانی_فر
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17💔16
مهدی محمودیان:
سخنگفتن از خون مردم خیانت نیست
مهدی محمودیان، فعال سیاسی، در واکنش به اظهارات مسعود پزشکیان درباره «خائن» و «وطنفروش» خواندن کسانی که آمار بالاتری از قربانیان ۱۸ و ۱۹ دیماه مطرح کردهاند، تأکید کرد که اختلاف بر سر تعداد کشتهشدگان، اصل کشتار و مسئولیت عاملان آن را از میان نمیبرد و خواستار پاسخگویی درباره آمران و عاملان این رخداد شد.
متن این یادداشت که در کانال تلگرام آقای محمودیان منتشر شده است، به شرح زیر است:
✍مهدی محمودیان: رئیسجمهور، کسانی را که شمار قربانیان قتلعام ۱۸ و ۱۹ دیماه را سی یا چهل هزار نفر اعلام کردهاند، «خائن» و «وطنفروش» خوانده است.
بسیار خوب؛ فرض کنیم روایت آنان نادرست و آمار مورد ادعای شما درست است. اگر به رابطه آسمانیتان با رهبر شهیدتان و آقای خامنهای دوم آسیبی وارد نمیشود، لطفاً توضیح دهید آن چند هزار نفری را که خودتان نیز کشتهشدنشان را انکار نمیکنید، چه کسانی به خاک و خون کشیدند و عاملان این جنایت را باید چه نامید؟
مگر وطن فقط نام یک حکومت، یک رهبر یا یک دستگاه سرکوب است؟ مگر آن هزاران انسانی که در خیابانها کشته شدند، مردم همین سرزمین نبودند؟ آیا اعتراض به کشتار مردم خیانت به وطن است، اما فرماندادن، زمینهسازی، توجیهکردن و پنهانکردن آن کشتار، وطندوستی محسوب میشود؟
اختلاف بر سر عدد، اصل جنایت را از میان نمیبرد. حتی اگر آمار رسمی خود شما را بپذیریم، باز هم با کشتهشدن هزاران شهروند روبهرو هستیم؛ انسانهایی که نام، خانواده، زندگی و حق حیات داشتند. نمیتوان با مناقشه بر سر شمار قربانیان، مسئولیت قتل آنان را پاک کرد.
بهجای خائن و وطنفروش خواندن کسانی که از قربانیان سخن میگویند، پاسخ دهید: آن هزاران نفر را چه کسانی کشتند؟ چه کسی فرمان داد؟ چه کسانی شلیک کردند؟ چه کسانی حقیقت را پنهان کردند؟ و چه کسانی امروز نیز بهجای پاسخگویی، طلبکارانه به خانواده قربانیان و معترضان اهانت میکنند؟
اگر سخنگفتن از خون مردم خیانت است، کشتن مردم را چه باید نامید؟
ـ لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در جنایتی بیسابقه هزاران نفر از مردم معترض را در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه به قتل رساند. پس از آن جنایت با تحریف واقعیت در سایه قطع اینترنت تلاش کرد که روایت خود را به جامعه تحمیل کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #مهدی_محمودیان
@Tavaana_TavaanaTech
سخنگفتن از خون مردم خیانت نیست
مهدی محمودیان، فعال سیاسی، در واکنش به اظهارات مسعود پزشکیان درباره «خائن» و «وطنفروش» خواندن کسانی که آمار بالاتری از قربانیان ۱۸ و ۱۹ دیماه مطرح کردهاند، تأکید کرد که اختلاف بر سر تعداد کشتهشدگان، اصل کشتار و مسئولیت عاملان آن را از میان نمیبرد و خواستار پاسخگویی درباره آمران و عاملان این رخداد شد.
متن این یادداشت که در کانال تلگرام آقای محمودیان منتشر شده است، به شرح زیر است:
✍مهدی محمودیان: رئیسجمهور، کسانی را که شمار قربانیان قتلعام ۱۸ و ۱۹ دیماه را سی یا چهل هزار نفر اعلام کردهاند، «خائن» و «وطنفروش» خوانده است.
بسیار خوب؛ فرض کنیم روایت آنان نادرست و آمار مورد ادعای شما درست است. اگر به رابطه آسمانیتان با رهبر شهیدتان و آقای خامنهای دوم آسیبی وارد نمیشود، لطفاً توضیح دهید آن چند هزار نفری را که خودتان نیز کشتهشدنشان را انکار نمیکنید، چه کسانی به خاک و خون کشیدند و عاملان این جنایت را باید چه نامید؟
مگر وطن فقط نام یک حکومت، یک رهبر یا یک دستگاه سرکوب است؟ مگر آن هزاران انسانی که در خیابانها کشته شدند، مردم همین سرزمین نبودند؟ آیا اعتراض به کشتار مردم خیانت به وطن است، اما فرماندادن، زمینهسازی، توجیهکردن و پنهانکردن آن کشتار، وطندوستی محسوب میشود؟
اختلاف بر سر عدد، اصل جنایت را از میان نمیبرد. حتی اگر آمار رسمی خود شما را بپذیریم، باز هم با کشتهشدن هزاران شهروند روبهرو هستیم؛ انسانهایی که نام، خانواده، زندگی و حق حیات داشتند. نمیتوان با مناقشه بر سر شمار قربانیان، مسئولیت قتل آنان را پاک کرد.
بهجای خائن و وطنفروش خواندن کسانی که از قربانیان سخن میگویند، پاسخ دهید: آن هزاران نفر را چه کسانی کشتند؟ چه کسی فرمان داد؟ چه کسانی شلیک کردند؟ چه کسانی حقیقت را پنهان کردند؟ و چه کسانی امروز نیز بهجای پاسخگویی، طلبکارانه به خانواده قربانیان و معترضان اهانت میکنند؟
اگر سخنگفتن از خون مردم خیانت است، کشتن مردم را چه باید نامید؟
ـ لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در جنایتی بیسابقه هزاران نفر از مردم معترض را در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه به قتل رساند. پس از آن جنایت با تحریف واقعیت در سایه قطع اینترنت تلاش کرد که روایت خود را به جامعه تحمیل کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #مهدی_محمودیان
@Tavaana_TavaanaTech
👍38❤8👌1🕊1💯1
Forwarded from گفتوشنود
معین محمدیدهج، شهروند بهائی ساکن یزد، به تحمل ۱۶ سال و ۷ ماه و ۱۸ روز حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد
معین محمدیدهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونتآمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دورههای گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.
احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانوادهاش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصلهای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.
آقای محمدی، پیشتر نیز بهواسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معین محمدیدهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونتآمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دورههای گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.
احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانوادهاش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصلهای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.
آقای محمدی، پیشتر نیز بهواسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊7💔6❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همزمان با تولد جاویدنام احسان ابوالحسنبیگی، جمعی از مردم، همراه با خانواده جاویدنامان احسان ابوالحسنبیگی، شمشاد اخلاصی، محمدمهدی روستا، سعید دهقانی، حجت مرادی و ابراهیم قاسمخانی که همگی درشب ۱۸ دی در فلکه قهرمانان میانرود شیرازکشته شدند، گرد هم آمدند و یاد و خاطره جاویدنامان وطن را گرامی داشته و مکان کشتهشدن آنها را گلباران کردند.
پاسداشت یاد این عزیزان و ثبت روایت جنایتی که در حق آنها شده، از قدمهای مقابله با تحریف واقعیت و دادخواهی است.
جمهوری اسلامی تلاش زیادی کرده تا روایت مطلوب خود را جایگزین واقعیت کند، اما شاهدان بسیارند و امروز یگر نمیتوان همچون دهه ۶۰ جنایت را لاپوشانی کرد.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی، ۴۴ ساله، متولد فیروزآباد و ساکن شیراز، در جریان اعتراضات مردمی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شیراز با شلیک گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. او دارای مدرک دیپلم و صاحب یک واحد تولیدی کیف چرم بود.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی پیش از حضور در اعتراضات، مواضع خود را بهصورت علنی بیان کرده بود. او در یکی از استوریهای اینستاگرامی خود نوشته بود:
«دیگر در خانه ماندن جایز نیست. همه باید به خیابان بیایم. همه باید غیرت به خرج بدهیم.
حتی اگر نمیتوانیم در خیابان به اعتراضات بپیوندیم، جلوی در خانه یا مغازهمان که میتوانیم بیاییم و اعلام حضور کنیم.»
#شیراز #احسان_ابوالحسن_بیگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
پاسداشت یاد این عزیزان و ثبت روایت جنایتی که در حق آنها شده، از قدمهای مقابله با تحریف واقعیت و دادخواهی است.
جمهوری اسلامی تلاش زیادی کرده تا روایت مطلوب خود را جایگزین واقعیت کند، اما شاهدان بسیارند و امروز یگر نمیتوان همچون دهه ۶۰ جنایت را لاپوشانی کرد.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی، ۴۴ ساله، متولد فیروزآباد و ساکن شیراز، در جریان اعتراضات مردمی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شیراز با شلیک گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. او دارای مدرک دیپلم و صاحب یک واحد تولیدی کیف چرم بود.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی پیش از حضور در اعتراضات، مواضع خود را بهصورت علنی بیان کرده بود. او در یکی از استوریهای اینستاگرامی خود نوشته بود:
«دیگر در خانه ماندن جایز نیست. همه باید به خیابان بیایم. همه باید غیرت به خرج بدهیم.
حتی اگر نمیتوانیم در خیابان به اعتراضات بپیوندیم، جلوی در خانه یا مغازهمان که میتوانیم بیاییم و اعلام حضور کنیم.»
#شیراز #احسان_ابوالحسن_بیگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18💔9❤1
«چگونه به "درماندگی" تن ندهیم؟؛
راهکارهایی برای حفظِ عاملیت در عصرِ ناامیدی»
پیام همراهان
در برابر درماندگی آموختهشده چه کنیم؟
این روزها مداوم با اخبار اعدام، زندان سلول انفرادی و.... مواجه هستیم. نتیجه این خشونتهای بیرویه ممکن است این باشد که تلاشهای ما برای رسیدن به یک جامعه آزاد بیفایده است.
درماندگی آموختهشده وقتی رخ میدهد که فرد حس کند «هیچ کنشی» (هر چقدر هم کوچک) بر «نتیجه» تأثیری ندارد. برای مقابله با آن، باید این پیوندِ شکسته شده بین «کنش» و «نتیجه» را در مقیاسهای خرد بازسازی کنیم:
۱. استراتژیِ پیروزیهای کوچک (Micro-Agency):
درماندگی زمانی حاکم میشود که ما فقط به «تغییرات کلان» نگاه میکنیم (مثلاً سقوطِ ساختار). وقتی آن اتفاق نمیافتد، حسِ بیقدرتی میکنیم. عاملیت را در امور روزمره تمرین کنید: انجام یک کارِ اصلاحی در محیطِ کار، یادگیریِ یک مهارتِ نو، یا حتی سازماندهیِ یک گروه کوچک برایِ حلِ یک مشکلِ محلی. اینها «شواهدی» به مغز شما مخابره میکنند که: «من هنوز توانِ تأثیرگذاری دارم.»
۲. نقدِ «منطقِ صفر و یک»:
درماندگی میگوید: «یا همهچیز را تغییر میدهم، یا هیچچیز تغییر نکرده است.» این منطق را به چالش بکشید. در برابرِ این فکر که «چون نمیتوانم کل ساختار را عوض کنم، پس هیچکاری نمیکنم»، این واقعیت را جایگزین کنید که: «هر گامِ کوچک، بخشی از یک حرکتِ بزرگ است.»
۳. پیوند با «دیگری» (خروج از انزوا):
درماندگی در «تنهایی» رشد میکند. وقتی رنجهایمان را با دیگران به اشتراک میگذاریم، میبینیم که رنجِ ما «فردی» نیست، بلکه «ساختاری» است. این درکِ جمعی، قدرتِ سیستم برای «بیارزش کردنِ کنشِ ما» را کاهش میدهد. گفتگو، خود یک کنشِ رهاییبخش است.
۴. مدیریتِ روایتِ ذهنی:
وقتی شکست میخورید، آن را به «نقصِ ذاتیِ خود» نسبت ندهید (مثلاً: «من آدمِ بیعرضهای هستم»). آن را به «موانعِ بیرونی» نسبت دهید (مثلاً: «ساختارِ سرکوبگر بسیار قوی بود، اما من تلاشم را کردم»). این کار باعث میشود عزتنفسِ شما در برابرِ شکستهایِ ساختاری محافظت شود.
۵. تمرکز بر «ارزشها» به جای «نتایج»:
این مهمترین بخش است. در درماندگی آموختهشده، ما روی نتیجه (پیروزیِ سیاسی) متمرکزیم. اگر نتیجه حاصل نشود، تسلیم میشویم. اما اگر روی «ارزشها» (عدالتخواهی، حقیقتگویی، شرافت) متمرکز باشیم، حتی در شرایطِ شکست، باز هم به ارزشِ خود پایبندیم.
#عاملیت
@Tavaana_TavaanaTech
«چگونه به "درماندگی" تن ندهیم؟؛
راهکارهایی برای حفظِ عاملیت در عصرِ ناامیدی»
پیام همراهان
در برابر درماندگی آموختهشده چه کنیم؟
این روزها مداوم با اخبار اعدام، زندان سلول انفرادی و.... مواجه هستیم. نتیجه این خشونتهای بیرویه ممکن است این باشد که تلاشهای ما برای رسیدن به یک جامعه آزاد بیفایده است.
درماندگی آموختهشده وقتی رخ میدهد که فرد حس کند «هیچ کنشی» (هر چقدر هم کوچک) بر «نتیجه» تأثیری ندارد. برای مقابله با آن، باید این پیوندِ شکسته شده بین «کنش» و «نتیجه» را در مقیاسهای خرد بازسازی کنیم:
۱. استراتژیِ پیروزیهای کوچک (Micro-Agency):
درماندگی زمانی حاکم میشود که ما فقط به «تغییرات کلان» نگاه میکنیم (مثلاً سقوطِ ساختار). وقتی آن اتفاق نمیافتد، حسِ بیقدرتی میکنیم. عاملیت را در امور روزمره تمرین کنید: انجام یک کارِ اصلاحی در محیطِ کار، یادگیریِ یک مهارتِ نو، یا حتی سازماندهیِ یک گروه کوچک برایِ حلِ یک مشکلِ محلی. اینها «شواهدی» به مغز شما مخابره میکنند که: «من هنوز توانِ تأثیرگذاری دارم.»
۲. نقدِ «منطقِ صفر و یک»:
درماندگی میگوید: «یا همهچیز را تغییر میدهم، یا هیچچیز تغییر نکرده است.» این منطق را به چالش بکشید. در برابرِ این فکر که «چون نمیتوانم کل ساختار را عوض کنم، پس هیچکاری نمیکنم»، این واقعیت را جایگزین کنید که: «هر گامِ کوچک، بخشی از یک حرکتِ بزرگ است.»
۳. پیوند با «دیگری» (خروج از انزوا):
درماندگی در «تنهایی» رشد میکند. وقتی رنجهایمان را با دیگران به اشتراک میگذاریم، میبینیم که رنجِ ما «فردی» نیست، بلکه «ساختاری» است. این درکِ جمعی، قدرتِ سیستم برای «بیارزش کردنِ کنشِ ما» را کاهش میدهد. گفتگو، خود یک کنشِ رهاییبخش است.
۴. مدیریتِ روایتِ ذهنی:
وقتی شکست میخورید، آن را به «نقصِ ذاتیِ خود» نسبت ندهید (مثلاً: «من آدمِ بیعرضهای هستم»). آن را به «موانعِ بیرونی» نسبت دهید (مثلاً: «ساختارِ سرکوبگر بسیار قوی بود، اما من تلاشم را کردم»). این کار باعث میشود عزتنفسِ شما در برابرِ شکستهایِ ساختاری محافظت شود.
۵. تمرکز بر «ارزشها» به جای «نتایج»:
این مهمترین بخش است. در درماندگی آموختهشده، ما روی نتیجه (پیروزیِ سیاسی) متمرکزیم. اگر نتیجه حاصل نشود، تسلیم میشویم. اما اگر روی «ارزشها» (عدالتخواهی، حقیقتگویی، شرافت) متمرکز باشیم، حتی در شرایطِ شکست، باز هم به ارزشِ خود پایبندیم.
#عاملیت
@Tavaana_TavaanaTech
👍14👌3❤2
Forwarded from گفتوشنود
تزوتان تودوروف
چگونه رنج دیگری را به بنیان همزیستی بدل کنیم؟
تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانهشناس و تاریخدان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالیترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سالها تحت تاثیر جو خفقانآور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجستهترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریکترین دورانها باشند.
▪️نظریه تفاهم بینفرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری
از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
▪️تفاهم بینفرهنگی (Cross-Cultural Understanding)
تودوروف معتقد است هیچکس نمیتواند ادعا کند فرهنگ یا ارزشهایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی میداند که در آن ما با فرهنگهای بیگانه گفتگو میکنیم تا ابعاد ناشناختهی انسان بودن را کشف کنیم.
▪️اخلاق حافظه و سوگواری
تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید میکند. او هشدار میدهد که استفاده ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود میکند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای همزیستی مسالمتآمیز. یادآوری رنج، قطبنمای اخلاقی رواداری است.
▪️نقد بربریت درونی
تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته غربی نیز سر برمیآورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزشهای خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شدهایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.
پذیرش در اندیشه تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسانگرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه روادار از منظر تودوروف، جامعهای است که در آن حافظه تاریخی مانع از تکرار خشونت میشود و افراد میآموزند که تفاوتها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیقتر جهان مشترک انسانی.
#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه رنج دیگری را به بنیان همزیستی بدل کنیم؟
تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانهشناس و تاریخدان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالیترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سالها تحت تاثیر جو خفقانآور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجستهترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریکترین دورانها باشند.
▪️نظریه تفاهم بینفرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری
از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
▪️تفاهم بینفرهنگی (Cross-Cultural Understanding)
تودوروف معتقد است هیچکس نمیتواند ادعا کند فرهنگ یا ارزشهایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی میداند که در آن ما با فرهنگهای بیگانه گفتگو میکنیم تا ابعاد ناشناختهی انسان بودن را کشف کنیم.
▪️اخلاق حافظه و سوگواری
تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید میکند. او هشدار میدهد که استفاده ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود میکند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای همزیستی مسالمتآمیز. یادآوری رنج، قطبنمای اخلاقی رواداری است.
▪️نقد بربریت درونی
تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته غربی نیز سر برمیآورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزشهای خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شدهایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.
پذیرش در اندیشه تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسانگرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه روادار از منظر تودوروف، جامعهای است که در آن حافظه تاریخی مانع از تکرار خشونت میشود و افراد میآموزند که تفاوتها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیقتر جهان مشترک انسانی.
#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌2