This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسین معروفی، معاون هماهنگکننده سازمان بسیج، یکشنبه ۲۵ آبان گفت: «شعار زن زندگی آزادی را از ما دزدیدند. مفسران واقعی این شعار، شهدای زنان و دختران در طول ۴۷ سال انقلاب اسلامی هستند که هم به زن معنا بخشیدند، هم زندگی را مفهوم بخشیدند و هم آزادی را تفسیر کردند.»
از نظر مقامات جمهوری اسلامی، زن نمونه، زنی است که شعارهای حکومت را دنبال کند و پیرو سیاستهای و ایدئولوژی حکومت باشد. زنی است که خانهدار، فرمانبر و مطیع باشد. زنی که چون و چرا نکند.
وگرنه اگر زن حتی «همسر شهید» و «محجبه» باشد مثل فاطمه سپهری، ولی منتقد، زندانی میشود و آزار میبیند.
نمونهای از زن مورد نظر معاون سازمان بسیج را در ویدیو میبینید!
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
از نظر مقامات جمهوری اسلامی، زن نمونه، زنی است که شعارهای حکومت را دنبال کند و پیرو سیاستهای و ایدئولوژی حکومت باشد. زنی است که خانهدار، فرمانبر و مطیع باشد. زنی که چون و چرا نکند.
وگرنه اگر زن حتی «همسر شهید» و «محجبه» باشد مثل فاطمه سپهری، ولی منتقد، زندانی میشود و آزار میبیند.
نمونهای از زن مورد نظر معاون سازمان بسیج را در ویدیو میبینید!
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👎28❤4👍4
جمعی از زندانیان سیاسی اوین، به یاد جانباختگان وطن و با خواست همبستگی مردم آزادیخواه ایران سه روز اعتصاب غذا میکنند
آنها در بیانیهای ضمن اشاره به شایعاتی که در مورد پیدا شدن اجسادی در پشت سد کرج پخش شده، نوشتند:
«ما جمعی از زندانیان آزادی خواه و دادخواه سیاسی محبوس در زندان اوین فارغ از هر جناح و عقیده شخصی اعلام میکنیم که به یاد و خاطره آن جاویدنامان وطن و همچنین درخواست اتحاد و همگرایی از تمام مردم شریف آزادی خواه و وطن دوست ایران زمین ۳ روز اعتصاب غذا خواهیم کرد باشد که همگان در این بزنگاه تاریخی سکوت را بشکنند و آینده کشور عزیزمان را با عشق و اتحاد بدست خود ترسیم کنند
بر پیکر تو من خون جگر میبندم عهد با دیده تر
من بغض تورا با حنجرهام فریاد کنم ققنوس تورا در خاک وطن آزاد کنم
جمعی از زندانبان سیاسی محبوس در زندان اوین»
سجاد حبیبی، علی اصغر حسنی راد (ماتادور)،مازیار رضایی،حسن عمیدی ،حسین شهسواری ،حمیدرضا مکی،شهریار بیات
پرویز اکبری، مهدی حمتی، دانیال مقدم، علیرضا نجاری، کاظم علی نژاد، فریبرزباباخانی، کلنل متیو اچ، میثم غلامی، محمد حیات، مصطفی حمیدی، اکبر شاه ملکی، حجت الله رافعی، بختیار ساسانی، صالح خاموشی، معید سالاری، محمد دریکوند، امیر ظهوریان، حمید رضایی، امین سخن ور، حسین استاجی آریان، حسین سهرابی راد، حسین رستم زاده ،مرسل کتابی، آزاد پیکری فر، قدرت کهریزی
#آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آنها در بیانیهای ضمن اشاره به شایعاتی که در مورد پیدا شدن اجسادی در پشت سد کرج پخش شده، نوشتند:
«ما جمعی از زندانیان آزادی خواه و دادخواه سیاسی محبوس در زندان اوین فارغ از هر جناح و عقیده شخصی اعلام میکنیم که به یاد و خاطره آن جاویدنامان وطن و همچنین درخواست اتحاد و همگرایی از تمام مردم شریف آزادی خواه و وطن دوست ایران زمین ۳ روز اعتصاب غذا خواهیم کرد باشد که همگان در این بزنگاه تاریخی سکوت را بشکنند و آینده کشور عزیزمان را با عشق و اتحاد بدست خود ترسیم کنند
بر پیکر تو من خون جگر میبندم عهد با دیده تر
من بغض تورا با حنجرهام فریاد کنم ققنوس تورا در خاک وطن آزاد کنم
جمعی از زندانبان سیاسی محبوس در زندان اوین»
سجاد حبیبی، علی اصغر حسنی راد (ماتادور)،مازیار رضایی،حسن عمیدی ،حسین شهسواری ،حمیدرضا مکی،شهریار بیات
پرویز اکبری، مهدی حمتی، دانیال مقدم، علیرضا نجاری، کاظم علی نژاد، فریبرزباباخانی، کلنل متیو اچ، میثم غلامی، محمد حیات، مصطفی حمیدی، اکبر شاه ملکی، حجت الله رافعی، بختیار ساسانی، صالح خاموشی، معید سالاری، محمد دریکوند، امیر ظهوریان، حمید رضایی، امین سخن ور، حسین استاجی آریان، حسین سهرابی راد، حسین رستم زاده ،مرسل کتابی، آزاد پیکری فر، قدرت کهریزی
#آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍30❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی
امروز ۲۵ آبانماه سالگرد قتل پویا بختیاری ست. جوانی که آبان ۹۸ در حالیکه در اعتراضات مسالمتآمیز شرکت کرده بود توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی به قتل رسید.
جمهوری اسلامی پس از قتل پویا مادر دادخواه او ناهید شیرپیشه را سالها به زندان انداخت پدر دادخواه پویا منوچهر بختیاری هم سالها زندانی بود و اکنون هم در تبعید به سر میبرد عموی پویا را به حبس محکوم کردند و دست به آزار و اذیت دیگر اعضای خانواده پویا هم زدند.
ایرانیان اما هماره در کنار این خانواده دادخواه هستند.
به امید طلوعی بهتر برای سرزمینمان
#یاری_مدنی_توانا #آبان_ادامه_دارد #نه_به_جمهوری_اسلامی #پویا_بختیاری
@Tavaana_TavaanaTech
امروز ۲۵ آبانماه سالگرد قتل پویا بختیاری ست. جوانی که آبان ۹۸ در حالیکه در اعتراضات مسالمتآمیز شرکت کرده بود توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی به قتل رسید.
جمهوری اسلامی پس از قتل پویا مادر دادخواه او ناهید شیرپیشه را سالها به زندان انداخت پدر دادخواه پویا منوچهر بختیاری هم سالها زندانی بود و اکنون هم در تبعید به سر میبرد عموی پویا را به حبس محکوم کردند و دست به آزار و اذیت دیگر اعضای خانواده پویا هم زدند.
ایرانیان اما هماره در کنار این خانواده دادخواه هستند.
به امید طلوعی بهتر برای سرزمینمان
#یاری_مدنی_توانا #آبان_ادامه_دارد #نه_به_جمهوری_اسلامی #پویا_بختیاری
@Tavaana_TavaanaTech
💔48🕊5
حسین راغفر، اقتصاددان، در گفتوگو با «اطلاعات آنلاین» گفت:
«مطالعات ما نشان میدهد ۴۲ درصد جمعیت کشور دچار فقر مطلق هستند و از حداقلهای یک زندگی انسانی محروماند.»
جامعه ایران با فقر و عدم دسترسی به حداقلهای زندگی دستوپنجه نرم میکند. این اقتصاددان در ادامه هم گفت:
« حدود ۷ میلیون نفر هم زیر خط گرسنگی هستند و مخارجشان سبد غذایی حداقل کالری را تامین نمیکند.»
از یاد نبریم در روزهای اخیر جمهوری اسلامی به گروه تروریستی حزبالله، یک میلیارد دلار ارز قاچاق کرده است.
ایران کشور ثروتمندی ست ۷ میلیون ایرانی به جای برخورداری از مواهب زندگی در ایران، درگیر فقر هستند و حتی نمیتوانند حداقل کالری روزانه را دریافت کنند.
دلیل شما برای گفتن نه به جمهوری اسلامی چیست؟
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«مطالعات ما نشان میدهد ۴۲ درصد جمعیت کشور دچار فقر مطلق هستند و از حداقلهای یک زندگی انسانی محروماند.»
جامعه ایران با فقر و عدم دسترسی به حداقلهای زندگی دستوپنجه نرم میکند. این اقتصاددان در ادامه هم گفت:
« حدود ۷ میلیون نفر هم زیر خط گرسنگی هستند و مخارجشان سبد غذایی حداقل کالری را تامین نمیکند.»
از یاد نبریم در روزهای اخیر جمهوری اسلامی به گروه تروریستی حزبالله، یک میلیارد دلار ارز قاچاق کرده است.
ایران کشور ثروتمندی ست ۷ میلیون ایرانی به جای برخورداری از مواهب زندگی در ایران، درگیر فقر هستند و حتی نمیتوانند حداقل کالری روزانه را دریافت کنند.
دلیل شما برای گفتن نه به جمهوری اسلامی چیست؟
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍18💔7❤3🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محسن پریش، زندانی سیاسی در زندان مرکزی کرج: «ما را در سالن ۱۶ زیر شدیدترین شکنجههای جسمی و روانی قرار میدهند»
محسن پریش، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، در یک پیام صوتی که از داخل زندان منتشر کرده، از ضربوشتم، توهین، فحاشی، شکنجه و پروندهسازیهای جدید علیه خود و دیگر زندانیان سالن ۱۶ این زندان پرده برداشته است. این فایل صوتی، حاوی شهادت او درباره برخوردهای خشونتآمیز مأموران قضایی و کارکنان زندان است.
او در این پیام خطاب به رئیس قوه قضائیه میگوید که در جلسه رسیدگی به پروندهاش، بهجای بررسی اتهامات، چندین بار توسط مأموران مورد ضربوجرح قرار گرفته و تا مرز خفگی فشار داده شده است. به گفتهی پریش، مأموران با استناد به «ارادت او به پادشاهان ایرانزمین، بهویژه خاندان پهلوی» او را هدف توهینهای رکیک و خشونت قرار دادهاند.
محسن پریش توضیح میدهد که معاون دادگستری و چند تن از همکارانش در حضور یکدیگر، با الفاظ ناموسی و اهانتهای جنسی او را تحقیر کردهاند. او میگوید که به دلیل شدت آسیبدیدگی ناشی از فشار بر گردن، پس از گذشت چندین هفته همچنان قادر به بلع کامل غذا نیست.
پریش مدعی است که یکی از مسئولان قضایی در پی مقاومت او در برابر تحقیر و فشار، اقدام به پروندهسازی جدید کرده و یک سرباز وظیفه را مجبور کرده است که علیه او شکایت کند. بنا بر روایت او، مأموران سپس «یک صورتجلسه جعلی» تنظیم کرده و اتهامات جدیدی مانند «تمرد» و «توهین به مقامات» به پرونده او افزودهاند.
او در ادامه میگوید پس از این ماجرا به سالن ۱۶ بند امنیتی زندان کرج منتقل شده؛ سالنی که به گفته او، زندانیان از ابتداییترین حقوق خود محروماند. پریش از «شکنجههای جسمی روزانه در حیاط خلوت پشتی» این بند خبر میدهد و میگوید:
«زندانیان این سالن را بیوقفه زیر بدترین شکنجههای روحی، روانی و جسمی قرار میدهند و هیچ مقام قضایی یا مسئول زندان برای سرکشی به این بند مراجعه نمیکند.»
محسن پریش، شهروند اهل مشکیندشت کرج، سهشنبه ۲۹ مهرماه توسط نیروهای امنیتی در مقابل منزل خود بازداشت و به زندان مرکزی کرج منتقل شد.
پس از بازداشت این شهروند، ماموران مانع حضور خانواده وی در محل دادسرا شدند. هنگام انتقال آقای پریش به زندان، آثار جراحت از ناحیه آرنج و گردن در بدن او مشهود بوده و تلفن همراه وی نیز توسط ماموران اداره اطلاعات ضبط شده است. همچنین بازپرس پرونده آقای پریش، قرار وثیقه ۷۵۰ میلیون تومانی برای وی صادر کرده است.
اتهامت مطروحه علیه این شهروند، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و تمرد از ماموران عنوان شده است.
محسن پریش پیش از این نیز از بابت فعالیتهای خود سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است. وی از آسیبدیدگان اعتراضات آبانماه ۹۸ است که در سال ۹۹ بازداشت شده بود. آقای پریش در یک پرونده دو بخشی از بابت اتهاماتی همچون «سب النبی، توهین به مقدسات، توهین به رهبری، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی از طریق دعوت به تظاهرات علیه نظام»، به حبس و شلاق محکوم شده بود. وی نهایتا اواخر سال ۱۴۰۱ مشمول عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شده بود.
#محسن_پریش #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محسن پریش، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، در یک پیام صوتی که از داخل زندان منتشر کرده، از ضربوشتم، توهین، فحاشی، شکنجه و پروندهسازیهای جدید علیه خود و دیگر زندانیان سالن ۱۶ این زندان پرده برداشته است. این فایل صوتی، حاوی شهادت او درباره برخوردهای خشونتآمیز مأموران قضایی و کارکنان زندان است.
او در این پیام خطاب به رئیس قوه قضائیه میگوید که در جلسه رسیدگی به پروندهاش، بهجای بررسی اتهامات، چندین بار توسط مأموران مورد ضربوجرح قرار گرفته و تا مرز خفگی فشار داده شده است. به گفتهی پریش، مأموران با استناد به «ارادت او به پادشاهان ایرانزمین، بهویژه خاندان پهلوی» او را هدف توهینهای رکیک و خشونت قرار دادهاند.
محسن پریش توضیح میدهد که معاون دادگستری و چند تن از همکارانش در حضور یکدیگر، با الفاظ ناموسی و اهانتهای جنسی او را تحقیر کردهاند. او میگوید که به دلیل شدت آسیبدیدگی ناشی از فشار بر گردن، پس از گذشت چندین هفته همچنان قادر به بلع کامل غذا نیست.
پریش مدعی است که یکی از مسئولان قضایی در پی مقاومت او در برابر تحقیر و فشار، اقدام به پروندهسازی جدید کرده و یک سرباز وظیفه را مجبور کرده است که علیه او شکایت کند. بنا بر روایت او، مأموران سپس «یک صورتجلسه جعلی» تنظیم کرده و اتهامات جدیدی مانند «تمرد» و «توهین به مقامات» به پرونده او افزودهاند.
او در ادامه میگوید پس از این ماجرا به سالن ۱۶ بند امنیتی زندان کرج منتقل شده؛ سالنی که به گفته او، زندانیان از ابتداییترین حقوق خود محروماند. پریش از «شکنجههای جسمی روزانه در حیاط خلوت پشتی» این بند خبر میدهد و میگوید:
«زندانیان این سالن را بیوقفه زیر بدترین شکنجههای روحی، روانی و جسمی قرار میدهند و هیچ مقام قضایی یا مسئول زندان برای سرکشی به این بند مراجعه نمیکند.»
محسن پریش، شهروند اهل مشکیندشت کرج، سهشنبه ۲۹ مهرماه توسط نیروهای امنیتی در مقابل منزل خود بازداشت و به زندان مرکزی کرج منتقل شد.
پس از بازداشت این شهروند، ماموران مانع حضور خانواده وی در محل دادسرا شدند. هنگام انتقال آقای پریش به زندان، آثار جراحت از ناحیه آرنج و گردن در بدن او مشهود بوده و تلفن همراه وی نیز توسط ماموران اداره اطلاعات ضبط شده است. همچنین بازپرس پرونده آقای پریش، قرار وثیقه ۷۵۰ میلیون تومانی برای وی صادر کرده است.
اتهامت مطروحه علیه این شهروند، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و تمرد از ماموران عنوان شده است.
محسن پریش پیش از این نیز از بابت فعالیتهای خود سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است. وی از آسیبدیدگان اعتراضات آبانماه ۹۸ است که در سال ۹۹ بازداشت شده بود. آقای پریش در یک پرونده دو بخشی از بابت اتهاماتی همچون «سب النبی، توهین به مقدسات، توهین به رهبری، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی از طریق دعوت به تظاهرات علیه نظام»، به حبس و شلاق محکوم شده بود. وی نهایتا اواخر سال ۱۴۰۱ مشمول عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شده بود.
#محسن_پریش #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔26❤6🕊3
قتل یک کودک ۱۶ ساله توسط همسرش
دختری ۱۶ ساله که قربانی کودکهمسری شده بود توسط همسر ۲۷ سالهاش با ضربات متعدد چوبدستی به قتل رسید.
به گفته فرمانده انتظامی شهرستان عجبشیر، واقع در استان آذربایجان شرقی، «در پی اعلام مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰، مبنی بر مرگ مشکوک دختری ۱۶ ساله در بیمارستان عجبشیر، ماموران انتظامی شهرستان جهت بررسی در محل حاضر شدند. در تحقیقات ماموران پلیس آگاهی مشخص شد مقتول توسط همسر ۲۷ ساله خود به قتل رسیده.»
حمایت ساختاری جمهوری اسلامی از خشونت خانگی در ایران، دلیل اصلی چنین قتلهایی ست. کودکی ۱۶ ساله که در شرایط عادی نگران درس و امتحان و به امید پیشرفت باشد، قربانی کودکهمسری شده و تلختر اینکه توسط همسری که ۱۱ سال از او بزرگتر بوده با ضربات سنگین چوبدستی به قتل رسیده است.
از یاد نبریم آمار واقعی قتل زنان و دختران در ایران مشخص نیست و چه بسیار قتلهایی که حتی رسانهای هم نمیشود.
صدای ایران باشیم
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #زن_کشی #دختر_کشی
@Tavaana_TavaanaTech
دختری ۱۶ ساله که قربانی کودکهمسری شده بود توسط همسر ۲۷ سالهاش با ضربات متعدد چوبدستی به قتل رسید.
به گفته فرمانده انتظامی شهرستان عجبشیر، واقع در استان آذربایجان شرقی، «در پی اعلام مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰، مبنی بر مرگ مشکوک دختری ۱۶ ساله در بیمارستان عجبشیر، ماموران انتظامی شهرستان جهت بررسی در محل حاضر شدند. در تحقیقات ماموران پلیس آگاهی مشخص شد مقتول توسط همسر ۲۷ ساله خود به قتل رسیده.»
حمایت ساختاری جمهوری اسلامی از خشونت خانگی در ایران، دلیل اصلی چنین قتلهایی ست. کودکی ۱۶ ساله که در شرایط عادی نگران درس و امتحان و به امید پیشرفت باشد، قربانی کودکهمسری شده و تلختر اینکه توسط همسری که ۱۱ سال از او بزرگتر بوده با ضربات سنگین چوبدستی به قتل رسیده است.
از یاد نبریم آمار واقعی قتل زنان و دختران در ایران مشخص نیست و چه بسیار قتلهایی که حتی رسانهای هم نمیشود.
صدای ایران باشیم
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #زن_کشی #دختر_کشی
@Tavaana_TavaanaTech
💔50❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر آیلار حقی به مناسبت سومین سالگرد قتل آیلار این ویدئو را منتشر کرده است.
آیلار دانشجوی سال چهارم پزشکی و اهل تبریز بود، که در روز ۲۵ آبان ۱۴۰۱ کشته شد.
نهادهای امنیتی سناریوهای مختلفی درباره علت مرگ او مانند مصرف مشروبات الکلی ارائه دادند، اما همه ما میدانیم حقیقت چیز دیگری است و آیلار نیز مانند بسیاری دیگر از معترضان به صورت خصمانه و بیرحمانه کشته شد. یک منبع نزدیک به خانواده حقی میگوید: «۲۵ آبان ۱۴۰۱، آیلار ساعت ۷ عصر برای حضور در خیابان و شرکت در اعتراضات خیزش زن_زندگی_آزاذی از خانه خارج شد.
در همان ساعات در حالی که میدوید به دوستانش زنگ زد و گفت که ماموران در حال تعقیب او هستند. در ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه در اینستاگرام خود در خواست کمک کرد و پس از آن دیگر خبری از آیلار نشد. خانواده در اورژانس بیمارستان در تبریز متوجه کشتهشدن او شدند و پیکر آیلار را در حالی که بدنش پر از آثار ضرب و جرح بود و پشت سرش بخیه داشت و با موهایی خیس به خانواده تحویل داده شد که نشان میداد خون موهای او شسته شده بود.»
#آیلار_حقی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آیلار دانشجوی سال چهارم پزشکی و اهل تبریز بود، که در روز ۲۵ آبان ۱۴۰۱ کشته شد.
نهادهای امنیتی سناریوهای مختلفی درباره علت مرگ او مانند مصرف مشروبات الکلی ارائه دادند، اما همه ما میدانیم حقیقت چیز دیگری است و آیلار نیز مانند بسیاری دیگر از معترضان به صورت خصمانه و بیرحمانه کشته شد. یک منبع نزدیک به خانواده حقی میگوید: «۲۵ آبان ۱۴۰۱، آیلار ساعت ۷ عصر برای حضور در خیابان و شرکت در اعتراضات خیزش زن_زندگی_آزاذی از خانه خارج شد.
در همان ساعات در حالی که میدوید به دوستانش زنگ زد و گفت که ماموران در حال تعقیب او هستند. در ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه در اینستاگرام خود در خواست کمک کرد و پس از آن دیگر خبری از آیلار نشد. خانواده در اورژانس بیمارستان در تبریز متوجه کشتهشدن او شدند و پیکر آیلار را در حالی که بدنش پر از آثار ضرب و جرح بود و پشت سرش بخیه داشت و با موهایی خیس به خانواده تحویل داده شد که نشان میداد خون موهای او شسته شده بود.»
#آیلار_حقی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نام خدای رنگینکمان
بیست و پنجم آبان روزی است که ایذه قلبش شکست.
در تقویم این سرزمین روزهایی هست که فقط یک تاریخ نیستند؛ زخمیاند که زمان هم نمیتواند از عمقشان کم کند.
بیست و پنجم آبان ایذه یکی از همان روزهاست؛ شبی که صدای مردم به آسمان رفت، اما زمین با خون بیگناهانی که بر آن افتادند تاریکتر شد.
آن شب هفت نفر از فرزندان این خاک پر کشیدند؛ از میانشان کودکی نهساله که هنوز جهان را تازه میفهمید و آرزوهایش از قامت کوتاهش بزرگتر بود.
او و دیگر جانباختگان تنها نامهایی در یک فهرست نیستند؛ لحظههایی ناتماماند، زندگیهایی که باید ادامه مییافتند، نفسهایی که هرگز نباید خاموش میشدند.
ایذه آن شب فقط شاهد نبود؛ سوخت، گریست و در سکوت تلخش داستانی نوشت که نسلهای بعد نیز باید آن را بشنوند. داستان انسانهایی که تنها برای حق شنیدهشدن ایستادند و بهایی سنگین پرداختند.
بیست و پنجم آبان یادآور این حقیقت است که هر قطره خون بیگناه نه فراموش میشود و نه بیصدا میماند؛ یادآور این است که پشت هر نام، خانوادهای در سوگ است، شهری در اندوه و مردمی که تلاش میکنند درد را به امید تبدیل کنند.
امروز، در سالگرد آن شب سیاه، به احترام نام و یادشان میایستیم:
برای کودک نهسالهای که رویاهایش نارس ماند؛
برای جوانانی که آیندهشان بریده شد؛
و برای ایذهای که هنوز جای آن زخم را بر سینه دارد.
یادشان روشن، راهشان ماندگار.
بیست و پنجم آبان شبی بود که ایذه نفسش را با گریه برید.
گاهی یک شهر در یک شب پیر میشود؛
گاهی یک تاریخ آنقدر سنگین است که بر شانههای یک ملت مینشیند.
آن شب، تاریکی پیش از غروب بر خیابانها فرود آمد و صدای زندگی در میان هراس شکست.
هفت چراغ خاموش شد، هفت تپش از ریتم این سرزمین جدا شد و میان آنها کودکی نهساله بود؛ کودکی که هنوز نمیدانست دنیا چقدر میتواند بیرحم باشد، کودکی که کف دستهای کوچکش برای گرفتن آینده باز بود، نه برای وداع.
ایذه آن شب فقط عزادار نشد؛ ترک برداشت.
ترکی که هنوز سالها بعد، بارانهای جنوب هم نتوانستهاند بشویند.
مردمش دویدند، فریاد زدند، گریستند و جهان برای لحظهای کوتاه باید میایستاد تا بفهمد چگونه ممکن است صدای حقخواهی با سکوتی سنگین و خاموشی پاسخ داده شود.
بیست و پنجم آبان زخمی است که نه بسته میشود، نه خاک میخورد و نه از یاد میرود.
هر نام آن هفت نفر آینهای است روبهروی ما تا فراموش نکنیم امید چقدر گران است و انسان چقدر بیدفاع.
امروز در سالگرد آن شب چراغی در دلها روشن میکنیم؛ نه برای گریه، بلکه برای اینکه بگوییم:
هیچ کودکی نباید چنین از جهان جدا شود،
هیچ شهری نباید چنین عزادار شود،
و هیچ حقیقتی نباید اینگونه تنها بماند.
یادشان جاودانه، غمشان بر دل.
و نام بیست و پنجم آبان نالهای است که هنوز در بادهای ایذه میپیچد؛
شبی که ایذه فرو ریخت و ایران صدای شکستن قلبش را شنید.
شبهایی در تاریخ هستند که نه فقط تاریکاند، بلکه تاریکی را از نو تعریف میکنند.
بیست و پنجم آبان یکی از همان شبهاست؛ شبی که زمان ایستاد، هوا سنگینتر از سوگ شد و خاک شاهد خاموش رنجی بود که هنوز زمین زیر پایش میلرزد.
هفت جان بیاجازه زندگی خاموش شدند؛ هفت ستاره که میتوانستند تا آسمان بروند، اما در میانه پرواز چیزی آنها را از آسمان کند.
و میانشان کودکی نهساله بود؛ کودکی که نه دشمنی داشت و نه سلاحی جز قلب کوچکی که به زندگی امید داشت.
او رفت و با رفتنش چیزی در ایذه مُرد که هنوز زنده نشده است.
ایذه تنها عزادار نشد؛ شکست.
زیرا هیچ شهری مرگ کودک خود را تاب نمیآورد و همان شهر پیشین باقی نمیماند.
بیست و پنجم آبان فقط یک تاریخ نیست؛
یک فریاد بریده است، یک سؤال بیپاسخ، یک عدالت گمشده.
نام آن هفت نفر بر شانه ماست:
سنگین، بیصدا، اما جاودانه.
سه سال گذشت؛ اما نه خونشان خشک شده و نه زخم شهر التیام یافته.
باد که از کوههای ایذه پایین میآید، صدای آن شب را با خود میآورد؛ صدای دویدنها، گریهها، فرو ریختنها و خاموششدن کودکی که جهان بیاو جای کوچکتری شد.
یادشان نه خاک میشود و نه خاموش.
بیست و پنجم آبان نه فقط سوگ، که عهدی است؛
عهدی برای زنده نگهداشتن نام و ادامه دادن راهشان.
اما آبان زخمی بود که در طول سالها تکرار شده بود و در آن شب به عمیقترین شکل خود نمایان شد.
کوکب بداغی — پگاه، معلم و فعال صنفی ایذه.
#ایذه #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بیست و پنجم آبان روزی است که ایذه قلبش شکست.
در تقویم این سرزمین روزهایی هست که فقط یک تاریخ نیستند؛ زخمیاند که زمان هم نمیتواند از عمقشان کم کند.
بیست و پنجم آبان ایذه یکی از همان روزهاست؛ شبی که صدای مردم به آسمان رفت، اما زمین با خون بیگناهانی که بر آن افتادند تاریکتر شد.
آن شب هفت نفر از فرزندان این خاک پر کشیدند؛ از میانشان کودکی نهساله که هنوز جهان را تازه میفهمید و آرزوهایش از قامت کوتاهش بزرگتر بود.
او و دیگر جانباختگان تنها نامهایی در یک فهرست نیستند؛ لحظههایی ناتماماند، زندگیهایی که باید ادامه مییافتند، نفسهایی که هرگز نباید خاموش میشدند.
ایذه آن شب فقط شاهد نبود؛ سوخت، گریست و در سکوت تلخش داستانی نوشت که نسلهای بعد نیز باید آن را بشنوند. داستان انسانهایی که تنها برای حق شنیدهشدن ایستادند و بهایی سنگین پرداختند.
بیست و پنجم آبان یادآور این حقیقت است که هر قطره خون بیگناه نه فراموش میشود و نه بیصدا میماند؛ یادآور این است که پشت هر نام، خانوادهای در سوگ است، شهری در اندوه و مردمی که تلاش میکنند درد را به امید تبدیل کنند.
امروز، در سالگرد آن شب سیاه، به احترام نام و یادشان میایستیم:
برای کودک نهسالهای که رویاهایش نارس ماند؛
برای جوانانی که آیندهشان بریده شد؛
و برای ایذهای که هنوز جای آن زخم را بر سینه دارد.
یادشان روشن، راهشان ماندگار.
بیست و پنجم آبان شبی بود که ایذه نفسش را با گریه برید.
گاهی یک شهر در یک شب پیر میشود؛
گاهی یک تاریخ آنقدر سنگین است که بر شانههای یک ملت مینشیند.
آن شب، تاریکی پیش از غروب بر خیابانها فرود آمد و صدای زندگی در میان هراس شکست.
هفت چراغ خاموش شد، هفت تپش از ریتم این سرزمین جدا شد و میان آنها کودکی نهساله بود؛ کودکی که هنوز نمیدانست دنیا چقدر میتواند بیرحم باشد، کودکی که کف دستهای کوچکش برای گرفتن آینده باز بود، نه برای وداع.
ایذه آن شب فقط عزادار نشد؛ ترک برداشت.
ترکی که هنوز سالها بعد، بارانهای جنوب هم نتوانستهاند بشویند.
مردمش دویدند، فریاد زدند، گریستند و جهان برای لحظهای کوتاه باید میایستاد تا بفهمد چگونه ممکن است صدای حقخواهی با سکوتی سنگین و خاموشی پاسخ داده شود.
بیست و پنجم آبان زخمی است که نه بسته میشود، نه خاک میخورد و نه از یاد میرود.
هر نام آن هفت نفر آینهای است روبهروی ما تا فراموش نکنیم امید چقدر گران است و انسان چقدر بیدفاع.
امروز در سالگرد آن شب چراغی در دلها روشن میکنیم؛ نه برای گریه، بلکه برای اینکه بگوییم:
هیچ کودکی نباید چنین از جهان جدا شود،
هیچ شهری نباید چنین عزادار شود،
و هیچ حقیقتی نباید اینگونه تنها بماند.
یادشان جاودانه، غمشان بر دل.
و نام بیست و پنجم آبان نالهای است که هنوز در بادهای ایذه میپیچد؛
شبی که ایذه فرو ریخت و ایران صدای شکستن قلبش را شنید.
شبهایی در تاریخ هستند که نه فقط تاریکاند، بلکه تاریکی را از نو تعریف میکنند.
بیست و پنجم آبان یکی از همان شبهاست؛ شبی که زمان ایستاد، هوا سنگینتر از سوگ شد و خاک شاهد خاموش رنجی بود که هنوز زمین زیر پایش میلرزد.
هفت جان بیاجازه زندگی خاموش شدند؛ هفت ستاره که میتوانستند تا آسمان بروند، اما در میانه پرواز چیزی آنها را از آسمان کند.
و میانشان کودکی نهساله بود؛ کودکی که نه دشمنی داشت و نه سلاحی جز قلب کوچکی که به زندگی امید داشت.
او رفت و با رفتنش چیزی در ایذه مُرد که هنوز زنده نشده است.
ایذه تنها عزادار نشد؛ شکست.
زیرا هیچ شهری مرگ کودک خود را تاب نمیآورد و همان شهر پیشین باقی نمیماند.
بیست و پنجم آبان فقط یک تاریخ نیست؛
یک فریاد بریده است، یک سؤال بیپاسخ، یک عدالت گمشده.
نام آن هفت نفر بر شانه ماست:
سنگین، بیصدا، اما جاودانه.
سه سال گذشت؛ اما نه خونشان خشک شده و نه زخم شهر التیام یافته.
باد که از کوههای ایذه پایین میآید، صدای آن شب را با خود میآورد؛ صدای دویدنها، گریهها، فرو ریختنها و خاموششدن کودکی که جهان بیاو جای کوچکتری شد.
یادشان نه خاک میشود و نه خاموش.
بیست و پنجم آبان نه فقط سوگ، که عهدی است؛
عهدی برای زنده نگهداشتن نام و ادامه دادن راهشان.
اما آبان زخمی بود که در طول سالها تکرار شده بود و در آن شب به عمیقترین شکل خود نمایان شد.
کوکب بداغی — پگاه، معلم و فعال صنفی ایذه.
#ایذه #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔53❤9
«[یکی] از جانباختگان آبان اسمش مظفر بود و متاهل و پدر دو فرزند خردسال! فاميليش يادم نيست. از اين دكههای آبی مجلهفروشی داشت. دكهش نزديک مسجد اميرالمومنين شهرک دولتآباد كرمانشاه بود. دكهش رو قفل كرد و خواست از خيابون رد بشه که يه موتورسوار با اسلحه كمری در يک قدمیش به سرش شليک كرد. جسد ايشان رو به شرطی دادن كه خانوادهش قضيه رو رسانهای نكنن و شكايتی از هيچ جا نكنن!!
به قول شيخ اجل سعدي:
پنداشت ستمگر كه جفا بر ما كرد / در گردن او بماند و بر ما بگذشت.»
ـ متن بالا یکی از دهها روایتی است که از مخاطبان توانا دریافت کردهایم. هنوز آبان ۹۸ ناگفتههای بسیاری دارد. صحنه های بسیاری جنایتهای حکومت و رشادت و شهامت مردم هنوز ثبت و مستند نشده است.
شما هم اگر خاطرهای از آبان ۹۸ دارید با ما در میان بگذارید.
#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #از_آبان_بگو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به قول شيخ اجل سعدي:
پنداشت ستمگر كه جفا بر ما كرد / در گردن او بماند و بر ما بگذشت.»
ـ متن بالا یکی از دهها روایتی است که از مخاطبان توانا دریافت کردهایم. هنوز آبان ۹۸ ناگفتههای بسیاری دارد. صحنه های بسیاری جنایتهای حکومت و رشادت و شهامت مردم هنوز ثبت و مستند نشده است.
شما هم اگر خاطرهای از آبان ۹۸ دارید با ما در میان بگذارید.
#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #از_آبان_بگو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤35💔12🕊7
جاویدنام محمدامین اللهقلی جوانی ۲۷ ساله، اهل و ساکن فردیس کرج بود. روز ۲۵ آبان ۹۸ همراه با سایر مردم در اعتراضات علیه گرانی بنزین شرکت کرد.
بعد از ظهر شنبه ۲۵ آبان، در فلکه پنجم فردیس از بالای ساختمان درمانگاه رسالت، تک تیراندازها به سوی او شلیک کردند و او را کشتند. پیکرش را مخفیانه برای خانوادهاش که دفنش کنند.
پدر محمد امبن جانباز جنگ بود.
جمهوری اسلامی از ساختمان درمانگاهی که باید محلی برای درمان مردم باشد، محلی که مردم اعتماد کنند، برای استقرار تک تیرانداز استفاده کرد. همانطور که در جوانرود از ساختمان دادگستری شهر، چنین استفادهای کرد.
آنچه این حکومت کشت، فقط مردم مظلوم بی دفاع نبودند، این حکومت اعتماد را کشت، اعتماد به همه نهادها را. به مدرسه، به آمبولانس، به درمانگاه، به دادگستری، به پلیس، به قاضی، به روانشناس، به ون یخچالدار!، به کارخانه میهن ...
#آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #از_آبان_بگو #محمدامین_الله_قلی #محمدامین_اللهقلی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بعد از ظهر شنبه ۲۵ آبان، در فلکه پنجم فردیس از بالای ساختمان درمانگاه رسالت، تک تیراندازها به سوی او شلیک کردند و او را کشتند. پیکرش را مخفیانه برای خانوادهاش که دفنش کنند.
پدر محمد امبن جانباز جنگ بود.
جمهوری اسلامی از ساختمان درمانگاهی که باید محلی برای درمان مردم باشد، محلی که مردم اعتماد کنند، برای استقرار تک تیرانداز استفاده کرد. همانطور که در جوانرود از ساختمان دادگستری شهر، چنین استفادهای کرد.
آنچه این حکومت کشت، فقط مردم مظلوم بی دفاع نبودند، این حکومت اعتماد را کشت، اعتماد به همه نهادها را. به مدرسه، به آمبولانس، به درمانگاه، به دادگستری، به پلیس، به قاضی، به روانشناس، به ون یخچالدار!، به کارخانه میهن ...
#آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #از_آبان_بگو #محمدامین_الله_قلی #محمدامین_اللهقلی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔45❤6🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی حسینی، معروف به علی همدانی، جوانی ۲۲ ساله اهل و ساکن کرج بود. او به دلیل شرایط سخت اقتصادی، در مترو دستفروشی میکرد و تلاش داشت تا زندگی خود را تأمین کند.
در آبان ۱۳۹۸، همزمان با اعتراضات سراسری علیه گرانی بنزین و سهمیهبندی سوخت، علی به صف مردم معترض پیوست.
علی در روز ۲۵ آبان۹۸ در مشکینشهر کرج، در جریان این اعتراضات، با اصابت گلوله نیروهای سپاه پاسداران به پهلویش جان باخت.
مأموران امنیتی پیکر او را ربودند و از خانوادهاش در ازای تحویل جنازه درخواست پول کردند. اما خانواده علی توان پرداخت این هزینه را نداشتند و تا چندین روز، پیکر بیجان او در گروگان نیروهای امنیتی باقی ماند.
سرانجام، با پیگیریهای مداوم خانواده، پیکر علی به آنان تحویل داده شد و در آرامستان مشکینشهر، در فضایی امنیتی و با حضور نیروهای لباسشخصی، به خاک سپرده شد. با این حال، نیروهای امنیتی برای چندین ماه اجازه نصب سنگ قبر بر مزار او را ندادند.
#سیدعلی_حسینی #علی_حسینی #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در آبان ۱۳۹۸، همزمان با اعتراضات سراسری علیه گرانی بنزین و سهمیهبندی سوخت، علی به صف مردم معترض پیوست.
علی در روز ۲۵ آبان۹۸ در مشکینشهر کرج، در جریان این اعتراضات، با اصابت گلوله نیروهای سپاه پاسداران به پهلویش جان باخت.
مأموران امنیتی پیکر او را ربودند و از خانوادهاش در ازای تحویل جنازه درخواست پول کردند. اما خانواده علی توان پرداخت این هزینه را نداشتند و تا چندین روز، پیکر بیجان او در گروگان نیروهای امنیتی باقی ماند.
سرانجام، با پیگیریهای مداوم خانواده، پیکر علی به آنان تحویل داده شد و در آرامستان مشکینشهر، در فضایی امنیتی و با حضور نیروهای لباسشخصی، به خاک سپرده شد. با این حال، نیروهای امنیتی برای چندین ماه اجازه نصب سنگ قبر بر مزار او را ندادند.
#سیدعلی_حسینی #علی_حسینی #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊33💔15❤5
«درود برشما ما در محله سرآسیاب دولاب تهران زندگی میکنم,صبح روز شنبه برای رفتن به سرکار آماده شدم و جعبه ابزار خود را به ترک موتور بستم و راهی امام علی شدم,ترافیک عجیبی بود سابقه نداشت اینقدر قفل باشه که موتور به زور بتونه از بین ماشینا رد بشه,خلاصه رسیدم به جلوی خروجی صفا دیدم مردم خسته و ستمدیده ماشینای خودشونو خاموش کردن و بدون شعار و اغتشاشی به نشانه اعتراض ماشینای خودشونو خاموش و کنار ماشینای خودشون ایستادن,بعد از مدت کوتاهی ماموران نیروی انتظامی وارد شدن و خودروهای جلویی رو مجبور کردن که حرکت کنند راه باز شد ولی کمی جلوتر مجددا توقف کردن,دیدم تعدادی از بچه میخان گارد ریل اتوبان رو باز کنند و به وسط اتوبان بکشند که کسی دیگه نتونه ماشینهارو حرکت بده,من که دیدم به زور و لگر دارن عرق میریزن و فایده ای نداره,از داخل جعبه ابزارم دوتا آچار فرانسه در آوردم و با کمک یکی دیگه پیچ ومهره های گاردریل رو باز کردیم و خیلی راحت به وسط اتوبان آوردیم یادش بخیر همه برام دست زدن و دمت گرم داداش میگفتند باسپاس🙏 »
ــ متن بالا یکی از دهها روایتی است که از مخاطبان توانا دریافت کردهایم. هنوز آبان ۹۸ ناگفتههای بسیاری دارد. صحنه های بسیاری جنایتهای حکومت و رشادت و شهامت مردم هنوز ثبت و مستند نشده است.
شما هم اگر خاطرهای از آبان ۹۸ دارید با ما در میان بگذارید.
#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #از_آبان_بگو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ــ متن بالا یکی از دهها روایتی است که از مخاطبان توانا دریافت کردهایم. هنوز آبان ۹۸ ناگفتههای بسیاری دارد. صحنه های بسیاری جنایتهای حکومت و رشادت و شهامت مردم هنوز ثبت و مستند نشده است.
شما هم اگر خاطرهای از آبان ۹۸ دارید با ما در میان بگذارید.
#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #از_آبان_بگو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤38🕊4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی گلوله پاسخ اعتراض شد
آبان ۱۳۹۸ علی خامنهای دستور شلیک به قلب و سر شهروندان معترض را صادر کرد. دستکم ۱۵۰۰ هموطن کشته شدند، از جمله شمار زیادی کودک؛ کودکانی با هزار رویا و آرزو، کودکانی که طعم تلخ زندگی زیر سایه یک حکومت تمامیتخواه را چشیدند و نماندند تا فردای آزادی را ببینند، کودکانی که چهرههای معصومشان از خاطر ما نمیرود.
یادشان گرامی!
https://tavaana.org/fa/Killed_Aban98
این ویدیو در سال ۱۳۹۹ درست شد. آموزشکده توانا کتابچهای از اسامی و مشخصات جانباختگان آبان ۹۸ در آن زمان آماده کرده بود.
قاصدان روزان ابری
https://tavaana.org/people_killed_in_november2019_iranprotests/
برخی اطلاعات این کتابچه دقیق نیست. به ما کمک کنید تا اطلاعات را اصلاح و تکمیل کنیم.
هنوز بسیاری از جانباختگان آبان گمنام ماندهاند.
#آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #آبان۹۸ #از_آبان_بگو #اسلایدشو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آبان ۱۳۹۸ علی خامنهای دستور شلیک به قلب و سر شهروندان معترض را صادر کرد. دستکم ۱۵۰۰ هموطن کشته شدند، از جمله شمار زیادی کودک؛ کودکانی با هزار رویا و آرزو، کودکانی که طعم تلخ زندگی زیر سایه یک حکومت تمامیتخواه را چشیدند و نماندند تا فردای آزادی را ببینند، کودکانی که چهرههای معصومشان از خاطر ما نمیرود.
یادشان گرامی!
https://tavaana.org/fa/Killed_Aban98
این ویدیو در سال ۱۳۹۹ درست شد. آموزشکده توانا کتابچهای از اسامی و مشخصات جانباختگان آبان ۹۸ در آن زمان آماده کرده بود.
قاصدان روزان ابری
https://tavaana.org/people_killed_in_november2019_iranprotests/
برخی اطلاعات این کتابچه دقیق نیست. به ما کمک کنید تا اطلاعات را اصلاح و تکمیل کنیم.
هنوز بسیاری از جانباختگان آبان گمنام ماندهاند.
#آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #آبان۹۸ #از_آبان_بگو #اسلایدشو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔30❤8🕊4
Forwarded from گفتوشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به ماندن و جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند.
پیام همراهان
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه میل به ماندن و جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند.
پیام همراهان
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊10👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر رنجدیده طاهر نقوی و خواهران و برادرش با پیوستن به اعتصاب غذا از مردم خواستهاند از حقوق قانونی این وکیل محبوس در زندان اوین حمایت کنند.
مادر طاهر نقوی میگوید: «سلام بر ملت عزیزمان. سه سال است که فرزندم را بی گناه در زندان نگهداری می کنند. او را گرسنه و تشنه در انفرادیها در سرما نگهداری می کنند. از شما خواهش می کنم از فرزندم حمایت کنید.»
طاهر نقوی، وکیل دادگستری مجبوس در زندان اوین تهران که از ۵ آبان به همزاه ودود اسدی، فعال مدنی زندانی، در اعتراض به عدم دسترسی به درمان و وضعیت نامناسب در روند رسیدگی به خواستههایشان در اعتصاب غذا به سر میبرند، با انتشار نامهای اعلام کرده که به اعتصاب غذا «تا پای جان» ادامه خواهد داد.
این وکیل محبوس با قدردانی از کسانی که نگران حال او هستند، نوشته:
«قطعا قصد جان کردن و دست شستن از زندگی و فراموشی عزیزان و ترک حیات کاری بس دشوار است، اما زمانی که کل وجودت و زبان گویایت و کلام و قلم و منطقت نمیتواند "دردت و دادت " را بیان کند، و کل خواستههای قانونی و انسانیت به دیوار سنگی و غیر قابل عبوری از بیتوجهی بر میخورد؛ دیواری که به بلندای چند نسل کشیده شده است؛ آن زمان است که انسان با جسم بیجانش با صاحبان قدرت سخن میگوید. چنانکه در چند هفته اخیر چندین جوان این وطن از جمله احمد بالدی در اهواز، فواد شمس در کرج و شاهو صفری آتشنشان سنندجی، در میان شعلهها فریاد زدند تا شاید وجدانهایی را که عمری خفته است، بیدار کنند.
خودسوزی و دست از جان شستن یک شهروند، یعنی قطع امید از عملکرد و شعار دولت و حکومت؛ و بسته دیدن راههایی که یک شهروند برای زیستن باید داشته باشد؛ و مسدود بودن مسیرهایی که برای ستاندن حق میشد رفت؛ و همچنین ناامیدی از نظام قضایی و دادستانی که "داد" شهروندان در آنجا "ستانده" نمیشود و بهجای شنیدن صدای دادخواهی مظلوم، سخن صاحبان قدرت و ثروت و و اراده نیروهای امنیتی بر آن حاکم میگردد.
زمانیکه چکش عدالت قاضی محکمه، برای ساکت کردن و خفه نمودن انسانها بر میز قضاوت کوبیده میشود؛ نه فقط جان که روح انسان نیز به آتش کشیده میشود.
تنها راه نجات این سرزمین و فرزندان آن، پایان دادن به ظلمها و تبعیض پیدا و پنهان از هر شکل و جنس و اعطای حقوق برابر جنسیتی، دینی، مذهبی، قومی نژادی و زبانی و حذف نگاه امنیتی از زندگی عادی شهروندان و پایان دادن به پروندهسازیهای ساختگی و صوری و در نهایت گسترش چتر عدالت سیاسی اقتصادی اجتماعی در سراسر کشور است.
با عرض پوزش از عزیزانی که نگران ما هستند، من این اعتصاب غذا را تا پای جان ادامه خواهم داد، باشد که سخنان حقی که از زبانم شنیده نشد از جسم بیجانم شنیده شود.»
طاهر نقوی و ودود اسدی علیرغم وضعیت نامناسب جسمانی و نیاز به درمان، از دسترسی به خدمات پزشکی و درمانی محروم هستند.
#طاهر_نقوی
#وکلای_در_معرض_خطر #اعتصاب_غذا #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادر طاهر نقوی میگوید: «سلام بر ملت عزیزمان. سه سال است که فرزندم را بی گناه در زندان نگهداری می کنند. او را گرسنه و تشنه در انفرادیها در سرما نگهداری می کنند. از شما خواهش می کنم از فرزندم حمایت کنید.»
طاهر نقوی، وکیل دادگستری مجبوس در زندان اوین تهران که از ۵ آبان به همزاه ودود اسدی، فعال مدنی زندانی، در اعتراض به عدم دسترسی به درمان و وضعیت نامناسب در روند رسیدگی به خواستههایشان در اعتصاب غذا به سر میبرند، با انتشار نامهای اعلام کرده که به اعتصاب غذا «تا پای جان» ادامه خواهد داد.
این وکیل محبوس با قدردانی از کسانی که نگران حال او هستند، نوشته:
«قطعا قصد جان کردن و دست شستن از زندگی و فراموشی عزیزان و ترک حیات کاری بس دشوار است، اما زمانی که کل وجودت و زبان گویایت و کلام و قلم و منطقت نمیتواند "دردت و دادت " را بیان کند، و کل خواستههای قانونی و انسانیت به دیوار سنگی و غیر قابل عبوری از بیتوجهی بر میخورد؛ دیواری که به بلندای چند نسل کشیده شده است؛ آن زمان است که انسان با جسم بیجانش با صاحبان قدرت سخن میگوید. چنانکه در چند هفته اخیر چندین جوان این وطن از جمله احمد بالدی در اهواز، فواد شمس در کرج و شاهو صفری آتشنشان سنندجی، در میان شعلهها فریاد زدند تا شاید وجدانهایی را که عمری خفته است، بیدار کنند.
خودسوزی و دست از جان شستن یک شهروند، یعنی قطع امید از عملکرد و شعار دولت و حکومت؛ و بسته دیدن راههایی که یک شهروند برای زیستن باید داشته باشد؛ و مسدود بودن مسیرهایی که برای ستاندن حق میشد رفت؛ و همچنین ناامیدی از نظام قضایی و دادستانی که "داد" شهروندان در آنجا "ستانده" نمیشود و بهجای شنیدن صدای دادخواهی مظلوم، سخن صاحبان قدرت و ثروت و و اراده نیروهای امنیتی بر آن حاکم میگردد.
زمانیکه چکش عدالت قاضی محکمه، برای ساکت کردن و خفه نمودن انسانها بر میز قضاوت کوبیده میشود؛ نه فقط جان که روح انسان نیز به آتش کشیده میشود.
تنها راه نجات این سرزمین و فرزندان آن، پایان دادن به ظلمها و تبعیض پیدا و پنهان از هر شکل و جنس و اعطای حقوق برابر جنسیتی، دینی، مذهبی، قومی نژادی و زبانی و حذف نگاه امنیتی از زندگی عادی شهروندان و پایان دادن به پروندهسازیهای ساختگی و صوری و در نهایت گسترش چتر عدالت سیاسی اقتصادی اجتماعی در سراسر کشور است.
با عرض پوزش از عزیزانی که نگران ما هستند، من این اعتصاب غذا را تا پای جان ادامه خواهم داد، باشد که سخنان حقی که از زبانم شنیده نشد از جسم بیجانم شنیده شود.»
طاهر نقوی و ودود اسدی علیرغم وضعیت نامناسب جسمانی و نیاز به درمان، از دسترسی به خدمات پزشکی و درمانی محروم هستند.
#طاهر_نقوی
#وکلای_در_معرض_خطر #اعتصاب_غذا #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤19🕊7💔3
«محمدمهدی سلیمانی»؛ از بازداشتشدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ که به اعدام محکوم شد
شهرام سدیدی، فعال مدنی خراسانی، در ویدئویی که بهتازگی منتشر کرده، با اشاره به نبودِ شفافیت درباره پرونده یکی از متهمان مشهدی، از مردم خراسان، بهویژه شهروندان مشهد، خواست تا برای شکستن سکوت و یافتن اطلاعات درباره او کمک کنند.
سدیدی میگوید پروندهای که اکنون آشکار شده، شباهتهای نگرانکنندهای با سرنوشت مجیدرضا رهنورد دارد؛ جوانی مشهدی که در آذر ۱۴۰۱ با روندی شتابزده و در فضایی امنیتی اعدام شد.
بهگفته او، روایت رسمی جمهوری اسلامی این است که ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات خیابان آبکوه مشهد، یک نیروی امنیتی به نام رسول دوستمحمدی کشته میشود. دو روز بعد، فرماندار مشهد اعلام میکند ضارب بازداشت شده است، اما نام و هویت متهم هیچگاه رسانهای نمیشود.
طبق گفتههای سدیدی، تا حدود دو سال بعد نیز هیچ اطلاعاتی درباره این فرد وجود نداشت تا اینکه ۲۷ آبان ۱۴۰۳ روزنامه خراسان تیتر زد که «قاتل رسول دوستمحمدی به اعدام محکوم شد.»
در گزارش آن روزنامه آمده بود که شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی به ریاست قاضی محمد شجاعپورفدکی فردی با نام اختصاری «میم.ه. سلیمانی» را به اعدام محکوم کرده و او به اتهام «نگهداری مواد آتشزا» نیز به دو سال و نیم زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.
براساس اطلاعات «قطرهچکانی» که به دست سدیدی رسیده، نام این فرد محمدمهدی سلیمانی است؛ تصویری که از او منتشر شده در زندان گرفته شده و به دست سدیدی رسیده است.
او میگوید:
سن دقیق سلیمانی مشخص نیست، اما احتمالاً دهه هشتادی است.
احتمال میرود ساکن آبکوه، کلاهدوز یا سناباد مشهد باشد.
معلوم نیست وکیل داشته یا نه و روند پرونده چگونه طی شده است.
یکی از همبندیان سابقش گفته است که سلیمانی ادعا کرده «چاقوی خونی را در خیابان پیدا کرده» و همین باعث بازداشتش شده است.
بهگفته سدیدی، روشن نیست بازجوییها، فشارها و اعترافات احتمالی تحت چه شرایطی بوده و آیا حکم اعدام در دیوان عالی تأیید شده است یا خیر.
سدیدی تأکید میکند که در صورت تأیید حکم در دیوان عالی، «بسیاری از روزنههای امید» بسته خواهد شد و خطر اجرای حکم در سکوت، بسیار جدی است. او با اشاره به تجربههای پیشین میگوید:
«جمهوری اسلامی در سکوت سلاخی میکند.»
این فعال سیاسی، از شهروندان مشهد میخواهد که برای شکستن سد سکوت و یافتن اطلاعات درباره هویت و وضعیت محمدمهدی سلیمانی کمک کنند:
«شاید یک فامیلی، یک دوستی، یک بچهمحلی او را بشناسد. اگر دیر بجنبیم، سرنوشتش میتواند مانند مجیدرضا رهنورد باشد؛ بالای دار، و فقط حسرتش برای ما بماند.»
#محمدمهدی_سلیمانی #مشهد #نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شهرام سدیدی، فعال مدنی خراسانی، در ویدئویی که بهتازگی منتشر کرده، با اشاره به نبودِ شفافیت درباره پرونده یکی از متهمان مشهدی، از مردم خراسان، بهویژه شهروندان مشهد، خواست تا برای شکستن سکوت و یافتن اطلاعات درباره او کمک کنند.
سدیدی میگوید پروندهای که اکنون آشکار شده، شباهتهای نگرانکنندهای با سرنوشت مجیدرضا رهنورد دارد؛ جوانی مشهدی که در آذر ۱۴۰۱ با روندی شتابزده و در فضایی امنیتی اعدام شد.
بهگفته او، روایت رسمی جمهوری اسلامی این است که ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات خیابان آبکوه مشهد، یک نیروی امنیتی به نام رسول دوستمحمدی کشته میشود. دو روز بعد، فرماندار مشهد اعلام میکند ضارب بازداشت شده است، اما نام و هویت متهم هیچگاه رسانهای نمیشود.
طبق گفتههای سدیدی، تا حدود دو سال بعد نیز هیچ اطلاعاتی درباره این فرد وجود نداشت تا اینکه ۲۷ آبان ۱۴۰۳ روزنامه خراسان تیتر زد که «قاتل رسول دوستمحمدی به اعدام محکوم شد.»
در گزارش آن روزنامه آمده بود که شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی به ریاست قاضی محمد شجاعپورفدکی فردی با نام اختصاری «میم.ه. سلیمانی» را به اعدام محکوم کرده و او به اتهام «نگهداری مواد آتشزا» نیز به دو سال و نیم زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.
براساس اطلاعات «قطرهچکانی» که به دست سدیدی رسیده، نام این فرد محمدمهدی سلیمانی است؛ تصویری که از او منتشر شده در زندان گرفته شده و به دست سدیدی رسیده است.
او میگوید:
سن دقیق سلیمانی مشخص نیست، اما احتمالاً دهه هشتادی است.
احتمال میرود ساکن آبکوه، کلاهدوز یا سناباد مشهد باشد.
معلوم نیست وکیل داشته یا نه و روند پرونده چگونه طی شده است.
یکی از همبندیان سابقش گفته است که سلیمانی ادعا کرده «چاقوی خونی را در خیابان پیدا کرده» و همین باعث بازداشتش شده است.
بهگفته سدیدی، روشن نیست بازجوییها، فشارها و اعترافات احتمالی تحت چه شرایطی بوده و آیا حکم اعدام در دیوان عالی تأیید شده است یا خیر.
سدیدی تأکید میکند که در صورت تأیید حکم در دیوان عالی، «بسیاری از روزنههای امید» بسته خواهد شد و خطر اجرای حکم در سکوت، بسیار جدی است. او با اشاره به تجربههای پیشین میگوید:
«جمهوری اسلامی در سکوت سلاخی میکند.»
این فعال سیاسی، از شهروندان مشهد میخواهد که برای شکستن سد سکوت و یافتن اطلاعات درباره هویت و وضعیت محمدمهدی سلیمانی کمک کنند:
«شاید یک فامیلی، یک دوستی، یک بچهمحلی او را بشناسد. اگر دیر بجنبیم، سرنوشتش میتواند مانند مجیدرضا رهنورد باشد؛ بالای دار، و فقط حسرتش برای ما بماند.»
#محمدمهدی_سلیمانی #مشهد #نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊5❤2👍2
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت امینالله کوشکباغی، شهروند بهائی در گنبدکاووس؛ بیخبری کامل پس از پنج روز
بهگزارش منابع حقوق بشری، امینالله کوشکباغی، شهروند ۶۹ ساله بهائی ساکن گنبدکاووس، روز چهارشنبه ۲۱ آبانماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
بر اساس این گزارشها، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی روشن، این شهروند بهائی را در محل سکونتش بازداشت کردهاند. پس از گذشت پنج روز از زمان بازداشت، پیگیریهای مستمر خانواده و نزدیکان کوشکباغی برای اطلاع از وضعیت، محل نگهداری و نهاد بازداشتکننده او، همچنان بینتیجه مانده است.
منابع مطلع میگویند تاکنون هیچ اطلاعات رسمی درباره دلایل بازداشت، اتهامات احتمالی، یا وضعیت حقوقی این شهروند ارائه نشده و مقامات امنیتی از پاسخگویی به خانواده خودداری کردهاند.
همزمان با این بازداشت، آروین عوضپور، دیگر شهروند بهائی ساکن گنبدکاووس نیز در همین روز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است؛ موضوعی که موجب نگرانی خانوادههای این دو شهروند و فعالان حقوق بشر نسبت به فشارهای سیستماتیک بر جامعه بهائی در این منطقه شده است.
گفتنی است امینالله کوشکباغی ۶۹ ساله از شهروندان شناختهشده بهائی در گنبدکاووس است و طی سالهای گذشته بارها با محدودیتهای مذهبی و مدنی مواجه بوده است.
چرا بابت یک باور دینی که امری شخصی محسوب میشود، کسی باید بازداشت و زندانی شود و از حقوق اجتماعی محروم گردد؟
تا کی جامعه ایران باید شاهد سرکوب شهروندان به خاطر اعتقاداتشان باشد؟
#امین_الله_کوشکباغی #داستان_ما_یکیست #رواداری #آزادی_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بهگزارش منابع حقوق بشری، امینالله کوشکباغی، شهروند ۶۹ ساله بهائی ساکن گنبدکاووس، روز چهارشنبه ۲۱ آبانماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
بر اساس این گزارشها، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی روشن، این شهروند بهائی را در محل سکونتش بازداشت کردهاند. پس از گذشت پنج روز از زمان بازداشت، پیگیریهای مستمر خانواده و نزدیکان کوشکباغی برای اطلاع از وضعیت، محل نگهداری و نهاد بازداشتکننده او، همچنان بینتیجه مانده است.
منابع مطلع میگویند تاکنون هیچ اطلاعات رسمی درباره دلایل بازداشت، اتهامات احتمالی، یا وضعیت حقوقی این شهروند ارائه نشده و مقامات امنیتی از پاسخگویی به خانواده خودداری کردهاند.
همزمان با این بازداشت، آروین عوضپور، دیگر شهروند بهائی ساکن گنبدکاووس نیز در همین روز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است؛ موضوعی که موجب نگرانی خانوادههای این دو شهروند و فعالان حقوق بشر نسبت به فشارهای سیستماتیک بر جامعه بهائی در این منطقه شده است.
گفتنی است امینالله کوشکباغی ۶۹ ساله از شهروندان شناختهشده بهائی در گنبدکاووس است و طی سالهای گذشته بارها با محدودیتهای مذهبی و مدنی مواجه بوده است.
چرا بابت یک باور دینی که امری شخصی محسوب میشود، کسی باید بازداشت و زندانی شود و از حقوق اجتماعی محروم گردد؟
تا کی جامعه ایران باید شاهد سرکوب شهروندان به خاطر اعتقاداتشان باشد؟
#امین_الله_کوشکباغی #داستان_ما_یکیست #رواداری #آزادی_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔13🕊6❤3
حمید رسولی، ۳۲ ساله، از جانباختگان آبان خونین ۹۸، ده سال پیش از کشته شدن، در جریان اعتراضات ۱۳۸۸ فعال بود. عکس ندا آقاسلطان را روی دیوار اتاقش زده بود. این تصویر سال ۱۳۸۸ است.
حمید ۲۶ آبان ۱۳۹۸ با اصابت دو گلوله به کمر و قلبش، در گلشهر کرج با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.
حمید رسولی پیشتر در قزوین در شرکتی کار میکرد که چند ماه به چند ماه حقوق نمیدادند. آنجا را رها کرد و درکرج راننده اسنپ شد. پدر حمید جانباز جنگ بود. وقتی حمید کشته شد، حکومت برای تحویل جنازهاش ۵۰ میلیون تومان پول مطالبه کرد.
حکومت میگوید اگر پول ندهند جنازه را خودشان در جایی دفن میکند. التماس خانواده و تاکید بر پولنداشتنشان جواب نمیدهد و حکومت جنازه را تحویل نمیدهد.
پس از ارائه مدارک جانبازی و سابقه جبهه پدر حمید، در نهایت حکومت راضی شد که در ازای سپردن ۱۰۰ میلیون وثیقه جنازه را تحویل بدهند به این شرط که بگویند فرزندشان در تصادف مرده و مراسم هم در نهایت سکوت برگزار بشود.
عده قلیلی در خاکسپاری شرکت کردند و در مراسم کوچکشان هم آخوندی از طرف حکومت مراسم را با لعن و نفرین «اغتشاشگران» برگزار کرد.
#حمید_رسولی #از_آبان_بگو #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حمید ۲۶ آبان ۱۳۹۸ با اصابت دو گلوله به کمر و قلبش، در گلشهر کرج با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.
حمید رسولی پیشتر در قزوین در شرکتی کار میکرد که چند ماه به چند ماه حقوق نمیدادند. آنجا را رها کرد و درکرج راننده اسنپ شد. پدر حمید جانباز جنگ بود. وقتی حمید کشته شد، حکومت برای تحویل جنازهاش ۵۰ میلیون تومان پول مطالبه کرد.
حکومت میگوید اگر پول ندهند جنازه را خودشان در جایی دفن میکند. التماس خانواده و تاکید بر پولنداشتنشان جواب نمیدهد و حکومت جنازه را تحویل نمیدهد.
پس از ارائه مدارک جانبازی و سابقه جبهه پدر حمید، در نهایت حکومت راضی شد که در ازای سپردن ۱۰۰ میلیون وثیقه جنازه را تحویل بدهند به این شرط که بگویند فرزندشان در تصادف مرده و مراسم هم در نهایت سکوت برگزار بشود.
عده قلیلی در خاکسپاری شرکت کردند و در مراسم کوچکشان هم آخوندی از طرف حکومت مراسم را با لعن و نفرین «اغتشاشگران» برگزار کرد.
#حمید_رسولی #از_آبان_بگو #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊6