This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر دادخواه حسین میربهاری با انتشار ویدئویی خواهان آزادی فوری این فعال مدنی شد. روز گذشته با توجه به گذشت یک ماه از بازداشت حسین میربهاری، خانواده این فعال حقوق کودکان کار ویدئویی از مادر حسین میربهاری منتشر کردند که در آن این مادر دادخواه به بیماریهای فرزندش و تعیین وثیقه سنگین برای آزادی موقت برای او اشاره میکند.
حسین میربهاری که سابقه چندین بار بازداشت دارد آخرین بار ۲۳ مهرماه ۱۴۰۴ بازداشت شد سرکوبگران جمهوری اسلامی همان روز به منزل خواهر ایشان، نادیا، هم حمله کردند و تمام وسایل الکترونیکی را ضبط کردند، به سرقت بردند. در همان روز هم دفتر جمعیت دفاع از حقوق کودکان کار و خیابان پلمب شد.
یادآور میشویم که حسین میربهاری از بیماریهای کمکاری تیروئید، دیابت، سنگ کیسه صفرا و معده، رنج میبرد.
صفحه این خانواده دادخواه در اینستاگرام
mary_m_bahari
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #حسین_میربهاری
@Tavaana_TavaanaTech
حسین میربهاری که سابقه چندین بار بازداشت دارد آخرین بار ۲۳ مهرماه ۱۴۰۴ بازداشت شد سرکوبگران جمهوری اسلامی همان روز به منزل خواهر ایشان، نادیا، هم حمله کردند و تمام وسایل الکترونیکی را ضبط کردند، به سرقت بردند. در همان روز هم دفتر جمعیت دفاع از حقوق کودکان کار و خیابان پلمب شد.
یادآور میشویم که حسین میربهاری از بیماریهای کمکاری تیروئید، دیابت، سنگ کیسه صفرا و معده، رنج میبرد.
صفحه این خانواده دادخواه در اینستاگرام
mary_m_bahari
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #حسین_میربهاری
@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤4🕊3
بازداشت دوباره حسین سپهری در اجرای احکام مشهد
روز شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴، حسین سپهری، از فعالان مدنی مشهد، پس از احضار به اجرای احکام این شهر بازداشت و به زندان منتقل شد.
بازداشت او در حالی صورت میگیرد که در ۶ مهر ۱۴۰۲، وی به همراه برادرش محمدحسین سپهری در بیمارستان قائم مشهد و هنگام همراهی با خواهرشان فاطمه سپهری برای امور درمانی او بازداشت شده بودند. حسین سپهری پس از سه ماه بازداشت، در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۲ با تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی بهطور موقت آزاد شده بود.
بر اساس رأی صادرشده از سوی حسین یزدانخواه، قاضی شعبه ۵ دادگاه انقلاب مشهد، در ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، احکام زیر برای سه عضو این خانواده صادر شده است:
۱. حسین سپهری
۳ سال و ۷ ماه حبس به اتهام «اجتماع و تبانی»
۱ سال و ۴ ماه به دلیل «توهین به خامنهای»
۷ ماه بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»
از محکومیت ۳ سال و ۷ ماه، ۳ سال به صورت تعلیقی تعیین شده است. او همچنین پیشتر سه ماه از دوران بازداشت را سپری کرده و اکنون باید ۴ ماه از ۷ ماه محکومیت باقیمانده را تحمل کند.
۲. محمدحسین سپهری
۵ سال برای «اجتماع و تبانی»
۲ سال به دلیل «توهین به خامنهای»
۱ سال بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»
محمدحسین سپهری پیش از این نیز از ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ تا ۸ خرداد ۱۴۰۲ نزدیک به چهار سال در زندان بود؛ صرفاً به دلیل امضای بیانیهای که خواستار استعفای علی خامنهای و گذار از جمهوری اسلامی شده بود.
حقوق او از سال ۹۸ قطع شد و در ۲۰ فروردین ۱۴۰۳ نیز حکم اخراج از آموزشوپرورش پس از ۲۶ سال سابقه در زندان به وی ابلاغ شد. او همچنان در بازداشت بهسر میبرد.
۳. فاطمه سپهری
۷ سال حبس به اتهام «حمایت از اسرائیل»
۷ سال حبس بابت «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»
۳ سال به دلیل «توهین به خامنهای»
۱ سال و ۶ ماه بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»
فاطمه سپهری از مهر ۱۴۰۱ تاکنون در بازداشت است. او با بیماریهای متعدد ازجمله مشکلات قلبی، دیابت، فشار خون و ضعف شدید جسمانی دستوپنجه نرم میکند و در مهر ۱۴۰۲ تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت. تنها دو هفته پس از جراحی، هنگامی که هنوز روی تخت بیمارستان بود، در واکنش به حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل این حمله را محکوم کرد. مقامات جمهوری اسلامی همین اظهار نظر را مبنای صدور ۷ سال حبس جدید قرار دادند؛ افزون بر ۱۰ سال حکم قبلی.
او پس از جراحی بدون هیچگونه مرخصی درمانی به زندان بازگردانده شد.
#حسین_سپهری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
روز شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴، حسین سپهری، از فعالان مدنی مشهد، پس از احضار به اجرای احکام این شهر بازداشت و به زندان منتقل شد.
بازداشت او در حالی صورت میگیرد که در ۶ مهر ۱۴۰۲، وی به همراه برادرش محمدحسین سپهری در بیمارستان قائم مشهد و هنگام همراهی با خواهرشان فاطمه سپهری برای امور درمانی او بازداشت شده بودند. حسین سپهری پس از سه ماه بازداشت، در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۲ با تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی بهطور موقت آزاد شده بود.
بر اساس رأی صادرشده از سوی حسین یزدانخواه، قاضی شعبه ۵ دادگاه انقلاب مشهد، در ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، احکام زیر برای سه عضو این خانواده صادر شده است:
۱. حسین سپهری
۳ سال و ۷ ماه حبس به اتهام «اجتماع و تبانی»
۱ سال و ۴ ماه به دلیل «توهین به خامنهای»
۷ ماه بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»
از محکومیت ۳ سال و ۷ ماه، ۳ سال به صورت تعلیقی تعیین شده است. او همچنین پیشتر سه ماه از دوران بازداشت را سپری کرده و اکنون باید ۴ ماه از ۷ ماه محکومیت باقیمانده را تحمل کند.
۲. محمدحسین سپهری
۵ سال برای «اجتماع و تبانی»
۲ سال به دلیل «توهین به خامنهای»
۱ سال بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»
محمدحسین سپهری پیش از این نیز از ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ تا ۸ خرداد ۱۴۰۲ نزدیک به چهار سال در زندان بود؛ صرفاً به دلیل امضای بیانیهای که خواستار استعفای علی خامنهای و گذار از جمهوری اسلامی شده بود.
حقوق او از سال ۹۸ قطع شد و در ۲۰ فروردین ۱۴۰۳ نیز حکم اخراج از آموزشوپرورش پس از ۲۶ سال سابقه در زندان به وی ابلاغ شد. او همچنان در بازداشت بهسر میبرد.
۳. فاطمه سپهری
۷ سال حبس به اتهام «حمایت از اسرائیل»
۷ سال حبس بابت «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»
۳ سال به دلیل «توهین به خامنهای»
۱ سال و ۶ ماه بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»
فاطمه سپهری از مهر ۱۴۰۱ تاکنون در بازداشت است. او با بیماریهای متعدد ازجمله مشکلات قلبی، دیابت، فشار خون و ضعف شدید جسمانی دستوپنجه نرم میکند و در مهر ۱۴۰۲ تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت. تنها دو هفته پس از جراحی، هنگامی که هنوز روی تخت بیمارستان بود، در واکنش به حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل این حمله را محکوم کرد. مقامات جمهوری اسلامی همین اظهار نظر را مبنای صدور ۷ سال حبس جدید قرار دادند؛ افزون بر ۱۰ سال حکم قبلی.
او پس از جراحی بدون هیچگونه مرخصی درمانی به زندان بازگردانده شد.
#حسین_سپهری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔32❤6🕊6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانوادههای جانباختگان راه آزادی، یاد جاویدنام شهریار محمدی را در سالگرد کشته شدن او گرامی داشتند.
دایه مینا، مادر شهریار، دلنوشتهای را به شرح زیر منتشر کرد؛
شهریارم…
من دایهمینایت هستم؛
و قول میدهم همیشه تو را زندگی کنم.
سه سال گذشته، اما نبودنت هنوز مثل روز اول استخوانم را میسوزاند.
امروز دوباره آمدهام به جایی که نفس کشیدی، قدم زدی و خندیدی…
مبارزهات در ما ادامه دارد، نفس میکشد و راه میرود.
پسرم،
نیستی ببینی چقدر مردم دوستت دارند...
شهریارم،
من تو را زندگی میکنم🫂
برای آرزوهای ناتمامت،
که خاموشنشدنیاند.
امروز، همراه خانوادهام و خانوادهی دادخواه،
آمدهام به کوههایی که برایت خانهی نفس و عشق بودند؛
به جایی که کارهای نیمهتمامت را ادامه دهیم.
نبودنت پایان نیست؛ آغاز راهیست که تو روشن کردی.
و در پایان، از مهمانان شهریارم ،
که آمدند و شهریار را در نماد یادبود کوهنوردیاش «زندگی» کردند، سپاسگزارم.
از عزیزانی که عکسهای جاویدنامهایشان را همراه داشتند و یاد شهریار را زنده نگه داشتند،
با تمام قلبم قدردانتان هستم.
و از کوهنوردانی که کنار ما بودند مخصوصا زندهیاد « دکتر گودرزی »و «ما را زندگی کردند»، صمیمانه تشکر میکنم.
همهی ما، تا روز عدالت،
فرزندانمان را زندگی میکنیم.»
#اتحاد_ما_قدرت_دادخواهی_ماست
#زن_زندگی_آزادی
#محمد_جامعه_بزرگ
#عرفان_خزایی
#امیر_مهدی_فرخیپور
#نیما_نوری
#فرزین_معروفی
#ps752
#سپهر_اعظمی
#متین_نادرخانی
#ابوالفضل_آدینه_زاده
#سیاوش_محمودی
#یلدا_آقافضلی
#شهریار_محمدی
#حسین_نادر_بیگی
#علی_طاحونه
#دادخواهی
#همبستگی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دایه مینا، مادر شهریار، دلنوشتهای را به شرح زیر منتشر کرد؛
شهریارم…
من دایهمینایت هستم؛
و قول میدهم همیشه تو را زندگی کنم.
سه سال گذشته، اما نبودنت هنوز مثل روز اول استخوانم را میسوزاند.
امروز دوباره آمدهام به جایی که نفس کشیدی، قدم زدی و خندیدی…
مبارزهات در ما ادامه دارد، نفس میکشد و راه میرود.
پسرم،
نیستی ببینی چقدر مردم دوستت دارند...
شهریارم،
من تو را زندگی میکنم🫂
برای آرزوهای ناتمامت،
که خاموشنشدنیاند.
امروز، همراه خانوادهام و خانوادهی دادخواه،
آمدهام به کوههایی که برایت خانهی نفس و عشق بودند؛
به جایی که کارهای نیمهتمامت را ادامه دهیم.
نبودنت پایان نیست؛ آغاز راهیست که تو روشن کردی.
و در پایان، از مهمانان شهریارم ،
که آمدند و شهریار را در نماد یادبود کوهنوردیاش «زندگی» کردند، سپاسگزارم.
از عزیزانی که عکسهای جاویدنامهایشان را همراه داشتند و یاد شهریار را زنده نگه داشتند،
با تمام قلبم قدردانتان هستم.
و از کوهنوردانی که کنار ما بودند مخصوصا زندهیاد « دکتر گودرزی »و «ما را زندگی کردند»، صمیمانه تشکر میکنم.
همهی ما، تا روز عدالت،
فرزندانمان را زندگی میکنیم.»
#اتحاد_ما_قدرت_دادخواهی_ماست
#زن_زندگی_آزادی
#محمد_جامعه_بزرگ
#عرفان_خزایی
#امیر_مهدی_فرخیپور
#نیما_نوری
#فرزین_معروفی
#ps752
#سپهر_اعظمی
#متین_نادرخانی
#ابوالفضل_آدینه_زاده
#سیاوش_محمودی
#یلدا_آقافضلی
#شهریار_محمدی
#حسین_نادر_بیگی
#علی_طاحونه
#دادخواهی
#همبستگی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔36❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سومین سالگرد جانباختن جاویدنام حسین عبدپناه، از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، در سنندج برگزار شد
حسین عبدپناه، یکی از جانباختگان انقلاب ۱۴۰۱ در شهر سنندج است که نامش را کمتر شنیدهایم. او مردی با شوق و شاد بود. پدری ۷۰ ساله، خونگرم، مهربان، شوخطبع و خوشصدا، ویدئوهای او نشان میدهند که چه انسان دلنشینی بود.
آقای عبدپناه پدر سه دختر و یک پسر و بازنشسته اداره راه و ترابری و در زمان خدمت کارش رانندگی بود. میگویند.آقای عبدپناه در دعوت به همکاری با نهادهای حکومتی گفته بود نان حکومت را نمیخورد چون مزه خون میدهد. او شب ۲۸ آبان همچون شبهای دیگر به خیابان آمده بود تا همراه جوانان در برابر حاکمیت مستبد بایستد. به اطرافیانش گفته بود اگر شهید شوم مهم نیست، مهم این است که جوانها از این ظلم نجات پیدا کنند. آن شب در مسکن مهر شهرک بهاران کاک حسین را با ضربات باتون و و سپس شلیک از فاصله نزدیک با گلولههای کشتند.
پیکرش را از بیمارستان دزدیدند و شبانه تنها با حضور تعداد کمی از اعضای خانواده دفن کردند. اعضای خانوادهاش پس از کشته شدنش تحت فشار بودند.
یادش گرامی و جاودان
#حسین_عبدپناه #سنندج #مهسا_امینی #دادخواهی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مراسم سومین سالگرد جانباختن جاویدنام حسین عبدپناه، از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، در سنندج برگزار شد
حسین عبدپناه، یکی از جانباختگان انقلاب ۱۴۰۱ در شهر سنندج است که نامش را کمتر شنیدهایم. او مردی با شوق و شاد بود. پدری ۷۰ ساله، خونگرم، مهربان، شوخطبع و خوشصدا، ویدئوهای او نشان میدهند که چه انسان دلنشینی بود.
آقای عبدپناه پدر سه دختر و یک پسر و بازنشسته اداره راه و ترابری و در زمان خدمت کارش رانندگی بود. میگویند.آقای عبدپناه در دعوت به همکاری با نهادهای حکومتی گفته بود نان حکومت را نمیخورد چون مزه خون میدهد. او شب ۲۸ آبان همچون شبهای دیگر به خیابان آمده بود تا همراه جوانان در برابر حاکمیت مستبد بایستد. به اطرافیانش گفته بود اگر شهید شوم مهم نیست، مهم این است که جوانها از این ظلم نجات پیدا کنند. آن شب در مسکن مهر شهرک بهاران کاک حسین را با ضربات باتون و و سپس شلیک از فاصله نزدیک با گلولههای کشتند.
پیکرش را از بیمارستان دزدیدند و شبانه تنها با حضور تعداد کمی از اعضای خانواده دفن کردند. اعضای خانوادهاش پس از کشته شدنش تحت فشار بودند.
یادش گرامی و جاودان
#حسین_عبدپناه #سنندج #مهسا_امینی #دادخواهی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤20🕊9👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۶سالگی مبارک🎈🎂🎊🎁
😍✌️🕊️
حسین نادربیگی، از مصدومان چشم (هر دو چشم) در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ۲۶ ساله شد
- ۱۲ آبان در چهلم حدیث نجفی در بهشت سکینه توجه حسین به تجمع مردم جلب میشود. در آن روز او سرما خورده و کسالت داشت و کمی دورتر و با فاصله ایستاده بود.
نیروهای سرکوب با موتور در حال عبور بودند.
یکی از آنها با دو سرنشین که درجه نظامی نداشتند، اما لباسی شبیه بسیج داشتند به حسین نگاه میکند. حسین آرام به راه میفتد اما آنها میایستند و از فاصله حدود ۵ متری به صورت او شلیک میکنند.
حسین همچنان تصویر ضارب رادر ذهن دارد.
«قد او حدود ۱۸۵ با ته ریش و لبخندی بر لب»
وقتی حسین بر زمین میافتد و با دست صورت پر از خون ناشی از اصابت ساچمه را گرفته بود، آنها بالای سر او میآیند و دوباره به صورت و گردن او شلیک میکنند. وقتی بی رحمی آنها را به یاد میآورد، خشم و نفرت حسین برانگیخته میشود. پس از دور شدن سرکوبگران، دو خانم حسین را با ماشین به نزدیکترین درمانگاه و پس از آن توسط خانواده به بیمارستان نور و نوردیدگان کرج میبرند، اما از ترس پذیرش نمیشود.
در نهایت در بیمارستان فارابی پس از دو روز عمل جراحی شده و سه ساچمه از چشم چپ و دو ساچمه از چشم راست خارج میشود.
چشمان حسین همچنان تخلیه نشده است....
#حسین_نادربیگی
#چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۲۶سالگی مبارک🎈🎂🎊🎁
😍✌️🕊️
حسین نادربیگی، از مصدومان چشم (هر دو چشم) در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ۲۶ ساله شد
- ۱۲ آبان در چهلم حدیث نجفی در بهشت سکینه توجه حسین به تجمع مردم جلب میشود. در آن روز او سرما خورده و کسالت داشت و کمی دورتر و با فاصله ایستاده بود.
نیروهای سرکوب با موتور در حال عبور بودند.
یکی از آنها با دو سرنشین که درجه نظامی نداشتند، اما لباسی شبیه بسیج داشتند به حسین نگاه میکند. حسین آرام به راه میفتد اما آنها میایستند و از فاصله حدود ۵ متری به صورت او شلیک میکنند.
حسین همچنان تصویر ضارب رادر ذهن دارد.
«قد او حدود ۱۸۵ با ته ریش و لبخندی بر لب»
وقتی حسین بر زمین میافتد و با دست صورت پر از خون ناشی از اصابت ساچمه را گرفته بود، آنها بالای سر او میآیند و دوباره به صورت و گردن او شلیک میکنند. وقتی بی رحمی آنها را به یاد میآورد، خشم و نفرت حسین برانگیخته میشود. پس از دور شدن سرکوبگران، دو خانم حسین را با ماشین به نزدیکترین درمانگاه و پس از آن توسط خانواده به بیمارستان نور و نوردیدگان کرج میبرند، اما از ترس پذیرش نمیشود.
در نهایت در بیمارستان فارابی پس از دو روز عمل جراحی شده و سه ساچمه از چشم چپ و دو ساچمه از چشم راست خارج میشود.
چشمان حسین همچنان تخلیه نشده است....
#حسین_نادربیگی
#چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤29💔11
در برابر سکوت و فراموشی، یاد حسین اخترزند را زنده نگه میداریم
سالها از خرداد پرآشوب اعتراضات سال ۱۳۸۸ گذشته است؛ از روزهایی که خیابانهای ایران بوی خون میداد و زیر سایهی التهاب، امید و هراس نفس میکشیدند. زمان گذشت اما نامهایی در غبار سالها گم شدند؛ نامهایی که هرکدام زخمی بر حافظهی یک ملتاند. یکی از این نامهای فراموششده جاویدنام حسین اخترزند است؛ جوانی شریف و زحمتکش از اصفهان که زندگیاش در سکوت گذشت و مرگش را نیز در سکوتی سنگینتر پنهان کردند.
حسین از نوجوانی بار نبودن پدر را بر دوش گرفت و همراه مادر ستون خانواده شد. کارگری آرام و بیادعا بود؛ مردی که با زحمت و تلاش خویش، آسودگی برادرانش را بر زندگی خود ترجیح داد. در اعتراضات خونین سال ۸۸ دلش با مردم بود؛ نگران فردا، آزرده از بیعدالتی، و جستجوگر کرامت سادهی انسانی.
به روایت شاهدان، عصر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، هنگام بازگشت از کار، حسین به نزدیکی دروازه شیراز اصفهان رسید و همراه مردم در اعتراضات شرکت کرد. نیروهای بسیجی و لباسشخصی به جمعیت معترض یورش بردند. حدود پانزده نفر از ترس جان خود به پارکینگ یک ساختمان پزشکان در بنبست هاله پناه بردند. حسین نیز همراه آنان وارد شد. اما دقایقی بعد، بر بام طبقهی سوم، در محاصرهی نیروهای امنیتی گرفتار شد؛ بیسلاح، بیپناه، تنها.
شاهدان میگویند حسین بیدفاع زیر ضربات سنگین باتوم، مشت و لگد فرو افتاد؛ ضربههایی که نه قانون آن را توجیه میکند و نه وجدان آدمی. سپس او را از طبقهی سوم به پایین انداختند.
پیکر نیمهجانش با تلاش مردم به بیمارستان شریعتی رسید، اما جراحات چنان عمیق و سهمگین بود که ساعتی بعد، در برابر چشمان اشکبار مادر، خواهر و برادرانش، آخرین نفسهایش را سپرد.
اما از خود این قتل حکومتی دردناکتر، فراموشی و انکار او از سوی حاکمیت بود؛ گویی که میخواستند حسین را نه تنها از زندگی، بلکه از حافظه و یاد مردم نیز پاک کنند.
اما ما نمیگذاریم چنین شود.
یاد حسین اخترزند، یاد یک انسان تنها نیست؛ یاد همهی کسانی است که بیسلاح، بیدفاع و تنها با امید و حق انسانی خود در روبروی ضحاک ایستادند و قربانی شدند. کشته شدن هیچ انسان بیگناهی به دست مزدوران حکومتی نباید در تاریکی دفن شود.
روحش آرام، و نامش در دل ما ماندگار.
✍️مسعود علیزاده
#۲۵_خرداد_۸۸
#حسین_اخترزند
#علیه_فراموشی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سالها از خرداد پرآشوب اعتراضات سال ۱۳۸۸ گذشته است؛ از روزهایی که خیابانهای ایران بوی خون میداد و زیر سایهی التهاب، امید و هراس نفس میکشیدند. زمان گذشت اما نامهایی در غبار سالها گم شدند؛ نامهایی که هرکدام زخمی بر حافظهی یک ملتاند. یکی از این نامهای فراموششده جاویدنام حسین اخترزند است؛ جوانی شریف و زحمتکش از اصفهان که زندگیاش در سکوت گذشت و مرگش را نیز در سکوتی سنگینتر پنهان کردند.
حسین از نوجوانی بار نبودن پدر را بر دوش گرفت و همراه مادر ستون خانواده شد. کارگری آرام و بیادعا بود؛ مردی که با زحمت و تلاش خویش، آسودگی برادرانش را بر زندگی خود ترجیح داد. در اعتراضات خونین سال ۸۸ دلش با مردم بود؛ نگران فردا، آزرده از بیعدالتی، و جستجوگر کرامت سادهی انسانی.
به روایت شاهدان، عصر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، هنگام بازگشت از کار، حسین به نزدیکی دروازه شیراز اصفهان رسید و همراه مردم در اعتراضات شرکت کرد. نیروهای بسیجی و لباسشخصی به جمعیت معترض یورش بردند. حدود پانزده نفر از ترس جان خود به پارکینگ یک ساختمان پزشکان در بنبست هاله پناه بردند. حسین نیز همراه آنان وارد شد. اما دقایقی بعد، بر بام طبقهی سوم، در محاصرهی نیروهای امنیتی گرفتار شد؛ بیسلاح، بیپناه، تنها.
شاهدان میگویند حسین بیدفاع زیر ضربات سنگین باتوم، مشت و لگد فرو افتاد؛ ضربههایی که نه قانون آن را توجیه میکند و نه وجدان آدمی. سپس او را از طبقهی سوم به پایین انداختند.
پیکر نیمهجانش با تلاش مردم به بیمارستان شریعتی رسید، اما جراحات چنان عمیق و سهمگین بود که ساعتی بعد، در برابر چشمان اشکبار مادر، خواهر و برادرانش، آخرین نفسهایش را سپرد.
اما از خود این قتل حکومتی دردناکتر، فراموشی و انکار او از سوی حاکمیت بود؛ گویی که میخواستند حسین را نه تنها از زندگی، بلکه از حافظه و یاد مردم نیز پاک کنند.
اما ما نمیگذاریم چنین شود.
یاد حسین اخترزند، یاد یک انسان تنها نیست؛ یاد همهی کسانی است که بیسلاح، بیدفاع و تنها با امید و حق انسانی خود در روبروی ضحاک ایستادند و قربانی شدند. کشته شدن هیچ انسان بیگناهی به دست مزدوران حکومتی نباید در تاریکی دفن شود.
روحش آرام، و نامش در دل ما ماندگار.
✍️مسعود علیزاده
#۲۵_خرداد_۸۸
#حسین_اخترزند
#علیه_فراموشی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔38❤4👌2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام محمود احمدی این ویدیو را در سومین سالگرد جانباختن برادرش منتشر کرد و نوشت:
«امروز ۲۹ آذر سومین سالی است که برادرم رو کنارمون نداریم و پیکر برادرم رو هنوز ندادن سه ساله که هر وقت میرم رو قبرش دستم رو روی خاک سرد میذارم، میگم دلم برات تنگ شده اما هیچ قبری نیست هیچ جایی برا دیدنش؛ و هیچ مکانی برای بوییدن خاطراتش ندارم هر روزی که میگذره این غمم سنگین میشه، اشکهایم تنها پل ارتباطی بین من و اونه..... درسته قبری در کنار ما و روستامون نداری و نمیدونم کجا خاکت کردن توی کوه دریا کدوم قسمت ایران؛ فرقی نداره چون همه جای ایران سرای من است
#پاینده_ایران»
پس از کشتهشدن #کیان_پیرفلک ، سرکوبگران این سناریو را ساختند که این جوانان مبارز ایذه بودند که به ماشین پدر کیان تیراندازی کردهاند، ادعایی که همه خانوادههای دادخواه و شاهدان رد کردهاند. به تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۱ نیروهای حکومتی به روستای پرسوراخ حمله کرده؛ #محمود_احمدی و #حسین_سعیدی را به رگبار بستند. پیکر آنها را با خود برده و تا کنون به خانوادههای ایشان تحویل ندادهاند.
محمود و حسین، همان جوانمردانی بودند که پیکر جاویدنام #حامد_سلحشور را از خاک بیرون کشیده و به خانواده وی تحویل دادند و اینگونه خانواده توانستند حامد را در زادگاهش با رعایت رسم و رسوم معمول به خاک بسپارند.
خانواده محمود اما، لباسهای جگرگوشهاشان را به جای پیکرش، دفن کردهاند.
ربودن پیکر کشتهشدگان و اجازه ندادن ساخت آرامگاه و عزاداری برای کشتهشدگان، ستم مضاعفی است که رژیم بر خانوادههای کشته شدهها روا میدارد
#پاینده_ایران
#محمود_احمدی #دادخواهی #ایذه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«امروز ۲۹ آذر سومین سالی است که برادرم رو کنارمون نداریم و پیکر برادرم رو هنوز ندادن سه ساله که هر وقت میرم رو قبرش دستم رو روی خاک سرد میذارم، میگم دلم برات تنگ شده اما هیچ قبری نیست هیچ جایی برا دیدنش؛ و هیچ مکانی برای بوییدن خاطراتش ندارم هر روزی که میگذره این غمم سنگین میشه، اشکهایم تنها پل ارتباطی بین من و اونه..... درسته قبری در کنار ما و روستامون نداری و نمیدونم کجا خاکت کردن توی کوه دریا کدوم قسمت ایران؛ فرقی نداره چون همه جای ایران سرای من است
#پاینده_ایران»
پس از کشتهشدن #کیان_پیرفلک ، سرکوبگران این سناریو را ساختند که این جوانان مبارز ایذه بودند که به ماشین پدر کیان تیراندازی کردهاند، ادعایی که همه خانوادههای دادخواه و شاهدان رد کردهاند. به تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۱ نیروهای حکومتی به روستای پرسوراخ حمله کرده؛ #محمود_احمدی و #حسین_سعیدی را به رگبار بستند. پیکر آنها را با خود برده و تا کنون به خانوادههای ایشان تحویل ندادهاند.
محمود و حسین، همان جوانمردانی بودند که پیکر جاویدنام #حامد_سلحشور را از خاک بیرون کشیده و به خانواده وی تحویل دادند و اینگونه خانواده توانستند حامد را در زادگاهش با رعایت رسم و رسوم معمول به خاک بسپارند.
خانواده محمود اما، لباسهای جگرگوشهاشان را به جای پیکرش، دفن کردهاند.
ربودن پیکر کشتهشدگان و اجازه ندادن ساخت آرامگاه و عزاداری برای کشتهشدگان، ستم مضاعفی است که رژیم بر خانوادههای کشته شدهها روا میدارد
#پاینده_ایران
#محمود_احمدی #دادخواهی #ایذه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥🎥🎥
ترانه یلدایی حسین شنبهزاده زندانی سیاسی عقیدتی محبوس در اوین.
🍉یلدا بر همه آزادگان مبارک
یکسال و چند ماه از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
#حسین_شنبهزاده #زندانی_نقطه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ترانه یلدایی حسین شنبهزاده زندانی سیاسی عقیدتی محبوس در اوین.
🍉یلدا بر همه آزادگان مبارک
یکسال و چند ماه از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
#حسین_شنبهزاده #زندانی_نقطه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23❤11🕊8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر مرتضی نعمتی، استاد سابق دانشگاه چمران، شعری که حسین شنبهزاده در زندان سروده را اجرا کرده است.
او ضمن انتشار این اثر، نوشته:
صدای ساده و بیپیرایهی «حسین شنبهزاده» از زندان اوین رو شنیدم، در شب یلدا؛ که شعری از خودش رو دکلمه میکنه و درخواست داره که کسی بر روی ابیاتی از شعرش آهنگی بسازه. شعر حسین زیباست و من به اقتضای چارچوب ملودی که ساختم تنها برخی از ابیات شعر رو انتخاب کردم و یک بیت هم به اون اضافه کردم. بیتی که درست نمیدانم سرودهی کیست اما در امتداد حس و حال حسین و تکمیلکنندهی این آهنگه:
... مگه این خدا خدای همه نیست
مگه خوب و بد برای همه نیست
این آهنگ رو با سهتار و بصورتی ساده و بیآلایش (مثل خود حسین) خوندم و ضبط کردم. تقدیم به او و همهی کسانی که تنها برای نظر و عقیده رنج زندان را متحمل میشوند...
مرتضی نعمتی
.
یکسال و چند ماه از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
حسین شنبهزاده در نامهای مفصل شرحی از شکنجهها و تهدیدهایی که متحمل شده بود را بیان کرده بود.
#حسین_شنبهزاده #زندانی_نقطه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر مرتضی نعمتی، استاد سابق دانشگاه چمران، شعری که حسین شنبهزاده در زندان سروده را اجرا کرده است.
او ضمن انتشار این اثر، نوشته:
صدای ساده و بیپیرایهی «حسین شنبهزاده» از زندان اوین رو شنیدم، در شب یلدا؛ که شعری از خودش رو دکلمه میکنه و درخواست داره که کسی بر روی ابیاتی از شعرش آهنگی بسازه. شعر حسین زیباست و من به اقتضای چارچوب ملودی که ساختم تنها برخی از ابیات شعر رو انتخاب کردم و یک بیت هم به اون اضافه کردم. بیتی که درست نمیدانم سرودهی کیست اما در امتداد حس و حال حسین و تکمیلکنندهی این آهنگه:
... مگه این خدا خدای همه نیست
مگه خوب و بد برای همه نیست
این آهنگ رو با سهتار و بصورتی ساده و بیآلایش (مثل خود حسین) خوندم و ضبط کردم. تقدیم به او و همهی کسانی که تنها برای نظر و عقیده رنج زندان را متحمل میشوند...
مرتضی نعمتی
.
یکسال و چند ماه از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
حسین شنبهزاده در نامهای مفصل شرحی از شکنجهها و تهدیدهایی که متحمل شده بود را بیان کرده بود.
#حسین_شنبهزاده #زندانی_نقطه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤34
زندانیان سیاسی وجدانهای بیدار جامعهاند
✍️حسین رونقی
در ساختارهای امنیتی حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی، زندان تنها یک ابزار تنبیهی نیست، بلکه بخشی از یک فرآیند مستمر برای فرسایش جسم، روان و جایگاه اجتماعی فرد است. اخیرا گفتمانی ترویج میشود که با ادعای «واقعی نبودن» زندانیان آزاد شده، سعی در بیاعتبار کردن مبارزه و مقاومت مدنی دارد. گفتمانی که میگوید «زندانی واقعی رنگ آفتاب را نمیبیند»، نه یک توصیف واقعگرایانه، بلکه ابزاری هدفمند برای مهندسی افکار عمومی است. این روایت که از اتاقفکرهای نهادهای امنیتی برمیخیزد و برخی افراد ناآگاهانه با آنها همراه میشوند، همزمان چند هدف موازی از جمله بیاعتبار کردن مبارزه، شکستن همبستگی اجتماعی، و فرسایش روانی زندانیان آزادشده را دنبال میکند.
این گفتمان با القای این تصور که «زندانی واقعی کسی است که زیر شکنجه کشته شود یا هرگز آزاد نشود»، رنج و هزینهی صدها هزار زندانی سیاسی و عقیدتی را که زندان را تجربه کردهاند و امروز یا در زندان هستند یا آزاد شدهاند، کوچک و بیارزش جلوه میدهد. در چنین روایتی، زنده ماندن نه نشانهی مقاومت، بلکه مایهی تردید و اتهام تلقی میشود. تا نهتنها آنان که آزاد شدند، بلکه آنان که در زندان هستند را نیز با فشار بشکند و له کند.
«زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»
برخلاف تصور عمومی، «زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»، بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند.
برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، زندان یک مقطع زمانی محدود نیست؛ بلکه فرآیندی فرساینده است که آثار آن در چند سطح بروز میکند:
آسیبهای دوران بازداشت و حبس برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، بخشی از یک فشار سیستماتیک و هدفمند است که صرفا به محرومسازی فیزیکی محدود نمیشود، بلکه روان و هویت فرد را نشانه میگیرد. «شکنجه سفید» از طریق نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، قطع کامل ارتباط با جهان بیرون، و استفاده از نور مداوم یا محرومیت از نور طبیعی، به فروپاشی تدریجی ادراک زمان، خودآگاهی و تعادل روانی منجر میشود. همزمان، محرومیت عامدانه از درمان و استفاده ابزاری از سلامت جسمی، از جمله جلوگیری از اعزام به مراکز پزشکی، بهعنوان اهرمی برای فشار، تنبیه یا واداشتن فرد به سکوت به کار گرفته میشود. در کنار اینها، ترور شخصیت از طریق تحقیر، تهدید و اعمال فشار بر خانواده زندانی، تلاشی سازمانیافته برای درهم شکستن اراده فرد و القای احساس بیپناهی و بیارزشی است؛ روندی که هدف نهایی آن، تخریب کامل مقاومت روانی زندانی است.
زندانیان سیاسی پس از آزادی با مرگ مدنی مواجه میشوند.
پس از آزادی، زندان برای زندانی سیاسی یا عقیدتی پایان نمییابد، بلکه به شکلی دیگر ادامه پیدا میکند. بسیاری از آزادشدگان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دستوپنجه نرم میکنند؛ کابوسهای مداوم، اضطراب مزمن، ترس از صداهای ناگهانی مانند زنگ تلفن یا در خانه، و وحشت دائمی از احضار دوباره، زندگی روزمره آنها را مختل میکند. همزمان، فضای امنیتی موجب انزوای اجتماعی میشود؛ اطرافیان از ترس پیامدهای امنیتی فاصله میگیرند و فرد آزادشده به نوعی «تبعید در وطن» دچار میشود. این وضعیت با محرومیت از حقوق شهروندی تکمیل میشود: ممنوعالخروجی، انسداد حسابهای بانکی، محرومیت از اشتغال و حذف تدریجی از حیات اجتماعی و اقتصادی، که میتوان آن را شکلی از مرگ دانست و آن را «مرگ مدنی» نامید.
فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است
آسیبهای ناشی از روایتهای امنیتی و اطلاعاتی (جنگ روانی) عمیق و گاهی کشنده است، هدف سرکوب نه جسم، بلکه روان، اعتبار و سرمایه اجتماعی زندانی است. نهادهای امنیتی با ترویج روایتهایی مانند «اگر مبارز واقعی بود، آزاد نمیشد»، آگاهانه بذر تردید و بیاعتمادی را در جامعه و میان نیروهای منتقد میکارند تا زندانی آزادشده را از حمایت اجتماعی محروم کنند. همزمان، این فضا در فرد نوعی «احساس گناه بازمانده» ایجاد میکند؛ احساسی که بهواسطه زنده ماندن یا آزادی در حالیکه دیگران هنوز در بندند شکل میگیرد و میتواند به عذاب وجدانی مزمن بدل شود. این فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است و کارکرد اصلی آن، خاموشسازی صدا و تخریب امکان بازگشت فعالانه فرد به عرصه عمومی و فعالیت مجدد است.
ادامه مطلب را در اسلایدها یا اینجا بخوانید.
#زندانی_سیاسی #آزادی #همبستگی #حسین_رونقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️حسین رونقی
در ساختارهای امنیتی حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی، زندان تنها یک ابزار تنبیهی نیست، بلکه بخشی از یک فرآیند مستمر برای فرسایش جسم، روان و جایگاه اجتماعی فرد است. اخیرا گفتمانی ترویج میشود که با ادعای «واقعی نبودن» زندانیان آزاد شده، سعی در بیاعتبار کردن مبارزه و مقاومت مدنی دارد. گفتمانی که میگوید «زندانی واقعی رنگ آفتاب را نمیبیند»، نه یک توصیف واقعگرایانه، بلکه ابزاری هدفمند برای مهندسی افکار عمومی است. این روایت که از اتاقفکرهای نهادهای امنیتی برمیخیزد و برخی افراد ناآگاهانه با آنها همراه میشوند، همزمان چند هدف موازی از جمله بیاعتبار کردن مبارزه، شکستن همبستگی اجتماعی، و فرسایش روانی زندانیان آزادشده را دنبال میکند.
این گفتمان با القای این تصور که «زندانی واقعی کسی است که زیر شکنجه کشته شود یا هرگز آزاد نشود»، رنج و هزینهی صدها هزار زندانی سیاسی و عقیدتی را که زندان را تجربه کردهاند و امروز یا در زندان هستند یا آزاد شدهاند، کوچک و بیارزش جلوه میدهد. در چنین روایتی، زنده ماندن نه نشانهی مقاومت، بلکه مایهی تردید و اتهام تلقی میشود. تا نهتنها آنان که آزاد شدند، بلکه آنان که در زندان هستند را نیز با فشار بشکند و له کند.
«زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»
برخلاف تصور عمومی، «زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»، بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند.
برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، زندان یک مقطع زمانی محدود نیست؛ بلکه فرآیندی فرساینده است که آثار آن در چند سطح بروز میکند:
آسیبهای دوران بازداشت و حبس برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، بخشی از یک فشار سیستماتیک و هدفمند است که صرفا به محرومسازی فیزیکی محدود نمیشود، بلکه روان و هویت فرد را نشانه میگیرد. «شکنجه سفید» از طریق نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، قطع کامل ارتباط با جهان بیرون، و استفاده از نور مداوم یا محرومیت از نور طبیعی، به فروپاشی تدریجی ادراک زمان، خودآگاهی و تعادل روانی منجر میشود. همزمان، محرومیت عامدانه از درمان و استفاده ابزاری از سلامت جسمی، از جمله جلوگیری از اعزام به مراکز پزشکی، بهعنوان اهرمی برای فشار، تنبیه یا واداشتن فرد به سکوت به کار گرفته میشود. در کنار اینها، ترور شخصیت از طریق تحقیر، تهدید و اعمال فشار بر خانواده زندانی، تلاشی سازمانیافته برای درهم شکستن اراده فرد و القای احساس بیپناهی و بیارزشی است؛ روندی که هدف نهایی آن، تخریب کامل مقاومت روانی زندانی است.
زندانیان سیاسی پس از آزادی با مرگ مدنی مواجه میشوند.
پس از آزادی، زندان برای زندانی سیاسی یا عقیدتی پایان نمییابد، بلکه به شکلی دیگر ادامه پیدا میکند. بسیاری از آزادشدگان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دستوپنجه نرم میکنند؛ کابوسهای مداوم، اضطراب مزمن، ترس از صداهای ناگهانی مانند زنگ تلفن یا در خانه، و وحشت دائمی از احضار دوباره، زندگی روزمره آنها را مختل میکند. همزمان، فضای امنیتی موجب انزوای اجتماعی میشود؛ اطرافیان از ترس پیامدهای امنیتی فاصله میگیرند و فرد آزادشده به نوعی «تبعید در وطن» دچار میشود. این وضعیت با محرومیت از حقوق شهروندی تکمیل میشود: ممنوعالخروجی، انسداد حسابهای بانکی، محرومیت از اشتغال و حذف تدریجی از حیات اجتماعی و اقتصادی، که میتوان آن را شکلی از مرگ دانست و آن را «مرگ مدنی» نامید.
فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است
آسیبهای ناشی از روایتهای امنیتی و اطلاعاتی (جنگ روانی) عمیق و گاهی کشنده است، هدف سرکوب نه جسم، بلکه روان، اعتبار و سرمایه اجتماعی زندانی است. نهادهای امنیتی با ترویج روایتهایی مانند «اگر مبارز واقعی بود، آزاد نمیشد»، آگاهانه بذر تردید و بیاعتمادی را در جامعه و میان نیروهای منتقد میکارند تا زندانی آزادشده را از حمایت اجتماعی محروم کنند. همزمان، این فضا در فرد نوعی «احساس گناه بازمانده» ایجاد میکند؛ احساسی که بهواسطه زنده ماندن یا آزادی در حالیکه دیگران هنوز در بندند شکل میگیرد و میتواند به عذاب وجدانی مزمن بدل شود. این فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است و کارکرد اصلی آن، خاموشسازی صدا و تخریب امکان بازگشت فعالانه فرد به عرصه عمومی و فعالیت مجدد است.
ادامه مطلب را در اسلایدها یا اینجا بخوانید.
#زندانی_سیاسی #آزادی #همبستگی #حسین_رونقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊16💔7❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسین ماهینی، فوتبالیست، در مضاحبهای با محسن سلمان در یک برنامه اینترنتی، برای نخستین بار روایت خود از بازداشتاش پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی را رسانهای کرد.
ماهینی در جریان این مصاحبه ضمن تقدیر از مردم برای حمایتهایشان پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی توضیح میدهد که اعتراضات ۱۴۰۱ به من نشان داد که محبوبیت نزد مردم تفاوت بسیار جدی با معروفیت دارد.
او در این مصاحبه بدون ورود به جزئیات، به پرونده همسرش انیس مُهمدی هم اشاره میکند که در جریان انقلاب زن زندگی آزادی هم بازداشت شده و هم صفحه اینستاگرامی او بسته شد.
انیس مهمدی در ویدیویی که در استوری اینستاگرامش منتشر کرده بود، عنوان اتهامی را که به او نسبت دادهاند «تهیه، ارسال و انتشار تصاویر و آثار مستهجن و مبتذل» اعلام کرده بود به دلیل انتشار ویدئوهای معترضان.
جمهوری اسلامی از طریق تحت فشار قراردادن خانواده ورزشکاران و فعالانی که از مردم حمایت کردهاند، سعی دارد آنها را تهدید و کنترل کرده و به سکوت وادار کند، رویکردی که در ادبیات حقوق بشر بهعنوان مجازات جمعی شناخته میشود.
#یاری_مدنی_توانا #حسین_ماهینی
@Tavaana_TavaanaTech
ماهینی در جریان این مصاحبه ضمن تقدیر از مردم برای حمایتهایشان پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی توضیح میدهد که اعتراضات ۱۴۰۱ به من نشان داد که محبوبیت نزد مردم تفاوت بسیار جدی با معروفیت دارد.
او در این مصاحبه بدون ورود به جزئیات، به پرونده همسرش انیس مُهمدی هم اشاره میکند که در جریان انقلاب زن زندگی آزادی هم بازداشت شده و هم صفحه اینستاگرامی او بسته شد.
انیس مهمدی در ویدیویی که در استوری اینستاگرامش منتشر کرده بود، عنوان اتهامی را که به او نسبت دادهاند «تهیه، ارسال و انتشار تصاویر و آثار مستهجن و مبتذل» اعلام کرده بود به دلیل انتشار ویدئوهای معترضان.
جمهوری اسلامی از طریق تحت فشار قراردادن خانواده ورزشکاران و فعالانی که از مردم حمایت کردهاند، سعی دارد آنها را تهدید و کنترل کرده و به سکوت وادار کند، رویکردی که در ادبیات حقوق بشر بهعنوان مجازات جمعی شناخته میشود.
#یاری_مدنی_توانا #حسین_ماهینی
@Tavaana_TavaanaTech
❤36🕊1
حمایت از مردم و حق اعتراض آنها، یک انتخاب سیاسی نیست، یک وظیفه اخلاقی و انسانی است
✍️حسین رونقی
حسین رونقی، فعال سیاسی، در یادداشتی که در شبکههای اجتماعی منتشر کرذه تأکید میکند که حمایت از مردم معترض نه یک موضع سیاسی، بلکه یک وظیفه اخلاقی و انسانی است؛ حقی که حکومت نمیتواند آن را ببخشد یا سلب کند و نادیده گرفتن آن، به معنای ایستادن در برابر اراده ملت ایران است.
متن یادداشت به شرح زیر است:
«مردمی که جانشان به لب رسیده، حق دارند فریاد بزنند. اعتراض حق بدیهی مردمی است که سالها زیر بار ظلم، تحقیر و بیعدالتی له شدهاند. حکومت نه این حق را میبخشد و نه میتواند آن را سلب کند. ما در برابر ظلمی که بر جان و روان این ملت میرود، سکوت نمیکنیم.
باید در کنار مردم معترض و در مقابل سرکوبگران ایستاد. خط قرمز همه ما باید کشتار شهروندان و اولویتمان باید نجات ایران باشد. کشتار مردم بیدفاع و سرکوب خیابانها، بیپاسخ نخواهد ماند.
ایران متعلق به ملت ایران است و حق حاکمیت، تنها از آنِ مردم است. حکومتی که این حقیقت را نادیده گرفته است، اساساً مشروعیتی ندارد.
ما در کنار هم و برای ایران و آزادی ایستادهایم.
پاینده ایران»
آقای رونقی دو روز پیش هم در یادداشتی ضمن تاکید بر حق اعتراض مردم نوشته بود:
«مردم سالهاست با صدایی رسا اعلام کردهاند که این حکومت را نمیخواهند و برای بیان همین «نه»، هزینههای سنگین و خونینی پرداخت کردهاند.
وضعیت کنونی ایران قابل تحمل نیست و ادامه این روند، میتواند به قیمت نابودی کشور تمام شود. قدرت و کشور باید به مردم بازگردانده شود.»
#اعتراضات_سراسری #حسین_رونقی #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حمایت از مردم و حق اعتراض آنها، یک انتخاب سیاسی نیست، یک وظیفه اخلاقی و انسانی است
✍️حسین رونقی
حسین رونقی، فعال سیاسی، در یادداشتی که در شبکههای اجتماعی منتشر کرذه تأکید میکند که حمایت از مردم معترض نه یک موضع سیاسی، بلکه یک وظیفه اخلاقی و انسانی است؛ حقی که حکومت نمیتواند آن را ببخشد یا سلب کند و نادیده گرفتن آن، به معنای ایستادن در برابر اراده ملت ایران است.
متن یادداشت به شرح زیر است:
«مردمی که جانشان به لب رسیده، حق دارند فریاد بزنند. اعتراض حق بدیهی مردمی است که سالها زیر بار ظلم، تحقیر و بیعدالتی له شدهاند. حکومت نه این حق را میبخشد و نه میتواند آن را سلب کند. ما در برابر ظلمی که بر جان و روان این ملت میرود، سکوت نمیکنیم.
باید در کنار مردم معترض و در مقابل سرکوبگران ایستاد. خط قرمز همه ما باید کشتار شهروندان و اولویتمان باید نجات ایران باشد. کشتار مردم بیدفاع و سرکوب خیابانها، بیپاسخ نخواهد ماند.
ایران متعلق به ملت ایران است و حق حاکمیت، تنها از آنِ مردم است. حکومتی که این حقیقت را نادیده گرفته است، اساساً مشروعیتی ندارد.
ما در کنار هم و برای ایران و آزادی ایستادهایم.
پاینده ایران»
آقای رونقی دو روز پیش هم در یادداشتی ضمن تاکید بر حق اعتراض مردم نوشته بود:
«مردم سالهاست با صدایی رسا اعلام کردهاند که این حکومت را نمیخواهند و برای بیان همین «نه»، هزینههای سنگین و خونینی پرداخت کردهاند.
وضعیت کنونی ایران قابل تحمل نیست و ادامه این روند، میتواند به قیمت نابودی کشور تمام شود. قدرت و کشور باید به مردم بازگردانده شود.»
#اعتراضات_سراسری #حسین_رونقی #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤49💯11👍4🕊2
جاوید نام حسین ربیعی، جوانی که نیروهای حکومتی با پرتاب نارنجک جانش را گرفتند
در روز جمعه، دوازدهم دیماه ۱۴۰۴، یک جوان به نام حسین ربیعی به دلیل پرتاب نارنجک جنگی توسط نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی نیز این واقعه را تأیید کردند و اعلام کردند که این جوان بر اثر اصابت نارنجک به قفسه سینه و دست راستش به شدت مجروح شده بود. این حادثه به سرعت در شبکههای اجتماعی به عنوان «معترضی که در قم با نارنجک کشته شد» منتشر شد. بررسیهای بعدی نشان داد که ویدیو مربوط به این حادثه در خیابان مالک اشتر و نزدیک میدان توحید قم ضبط شده است.
درباره حسین ربیعی نوشتهاند که:
«توی قم چهار راه غفاری مغازه لوازم یدکی معروفی داره و جلو مغازه اش همیشه کلمن بزرگ آب یخ میذاشت و نوشته «به یاد خدانور» را میچسباند. بارها کلمن را مصادره کردند و بارها احضار شده بود.»
یادش گرامی و راهش جاودان
به امید پیروزی
#حسین_ربیعی
#اعتراضات_سراسری
#نه_به_جمهوری_اسلامی #قم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در روز جمعه، دوازدهم دیماه ۱۴۰۴، یک جوان به نام حسین ربیعی به دلیل پرتاب نارنجک جنگی توسط نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی نیز این واقعه را تأیید کردند و اعلام کردند که این جوان بر اثر اصابت نارنجک به قفسه سینه و دست راستش به شدت مجروح شده بود. این حادثه به سرعت در شبکههای اجتماعی به عنوان «معترضی که در قم با نارنجک کشته شد» منتشر شد. بررسیهای بعدی نشان داد که ویدیو مربوط به این حادثه در خیابان مالک اشتر و نزدیک میدان توحید قم ضبط شده است.
درباره حسین ربیعی نوشتهاند که:
«توی قم چهار راه غفاری مغازه لوازم یدکی معروفی داره و جلو مغازه اش همیشه کلمن بزرگ آب یخ میذاشت و نوشته «به یاد خدانور» را میچسباند. بارها کلمن را مصادره کردند و بارها احضار شده بود.»
یادش گرامی و راهش جاودان
به امید پیروزی
#حسین_ربیعی
#اعتراضات_سراسری
#نه_به_جمهوری_اسلامی #قم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔47🕊17❤2
تیر خلاص به مجروحان در بیمارستان کاشانی اصفهان؛ روایت قتل حسین رحیمی
بر اساس گزارشهای متعدد رسیده از اصفهان، نیروهای حکومتی در اقدامی سازمانیافته، به شمار زیادی از مجروحان تیراندازیهای خیابانی در بیمارستانهای این شهر تیر خلاص زدهاند. یکی از قربانیان این جنایت، حسین رحیمی، ۴۴ ساله، بوده است.
روز پنجشنبه ۱۸ دیماه، هنگام غروب، حسین رحیمی از خودروی خود پیاده میشود تا به جمعیتی که مقابل خانهاش در اصفهان تجمع کرده بودند بپیوندد. او هنوز به جمعیت نرسیده بود که هدف شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و دو گلوله جنگی به پایش اصابت کرد.
حسین در حالی که بهشدت مجروح شده بود، به بیمارستان کاشانی منتقل شد. اما نیمهشب همان روز، در شرایطی بسیار بحرانی، نیروهای حکومتی به بیمارستان حمله کردند. طبق این گزارشها، این حمله با هدف حذف مجروحان صورت گرفت و در جریان آن، به حسین رحیمی و بسیاری دیگر از زخمیها بهطور عمدی تیر خلاص شلیک شد. او در همان شب جان خود را از دست داد.
پس از این جنایت، پیکر حسین رحیمی به باغ رضوان اصفهان منتقل و به خاک سپرده شد. خانواده او تحت شدیدترین فشارهای امنیتی قرار گرفتند و اجازه برگزاری هیچگونه مراسم عزاداری به آنان داده نشد.
این رویداد، نمونهای آشکار از نقض فاحش و سازمانیافته حقوق بشر در ایران است؛ جایی که حتی مجروحان بیدفاع در محیط درمانی نیز از خشونت و کشتار در امان نیستند. تیر خلاص زدن به زخمیها در بیمارستان، مصداق روشن جنایت علیه بشریت و نشانهای از عمق خشونت ساختاری حاکمیت علیه شهروندان معترض است.
یاد حسین رحیمی و دیگر جانباختگان این جنایتها، فریاد خاموشی است برای عدالت، حقیقت و پاسخگویی عاملان این کشتار.
#حسین_رحیمی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای متعدد رسیده از اصفهان، نیروهای حکومتی در اقدامی سازمانیافته، به شمار زیادی از مجروحان تیراندازیهای خیابانی در بیمارستانهای این شهر تیر خلاص زدهاند. یکی از قربانیان این جنایت، حسین رحیمی، ۴۴ ساله، بوده است.
روز پنجشنبه ۱۸ دیماه، هنگام غروب، حسین رحیمی از خودروی خود پیاده میشود تا به جمعیتی که مقابل خانهاش در اصفهان تجمع کرده بودند بپیوندد. او هنوز به جمعیت نرسیده بود که هدف شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و دو گلوله جنگی به پایش اصابت کرد.
حسین در حالی که بهشدت مجروح شده بود، به بیمارستان کاشانی منتقل شد. اما نیمهشب همان روز، در شرایطی بسیار بحرانی، نیروهای حکومتی به بیمارستان حمله کردند. طبق این گزارشها، این حمله با هدف حذف مجروحان صورت گرفت و در جریان آن، به حسین رحیمی و بسیاری دیگر از زخمیها بهطور عمدی تیر خلاص شلیک شد. او در همان شب جان خود را از دست داد.
پس از این جنایت، پیکر حسین رحیمی به باغ رضوان اصفهان منتقل و به خاک سپرده شد. خانواده او تحت شدیدترین فشارهای امنیتی قرار گرفتند و اجازه برگزاری هیچگونه مراسم عزاداری به آنان داده نشد.
این رویداد، نمونهای آشکار از نقض فاحش و سازمانیافته حقوق بشر در ایران است؛ جایی که حتی مجروحان بیدفاع در محیط درمانی نیز از خشونت و کشتار در امان نیستند. تیر خلاص زدن به زخمیها در بیمارستان، مصداق روشن جنایت علیه بشریت و نشانهای از عمق خشونت ساختاری حاکمیت علیه شهروندان معترض است.
یاد حسین رحیمی و دیگر جانباختگان این جنایتها، فریاد خاموشی است برای عدالت، حقیقت و پاسخگویی عاملان این کشتار.
#حسین_رحیمی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔26❤5
جاویدنام حسین هویدا، جوان ۲۶ سالهای که با شلیک مستقیم توسط نیروهای حکومتی در تهران کشته شد
حسین هویدا، ۲۶ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات در محله افسریه تهران با اصابت گلوله جنگی از ناحیه زیر چشم چپ به شدت مجروح شد. بر اساس اطلاعات رسیده، دوستان او بلافاصله وی را به بیمارستان بعثت منتقل کردند. همزمان یکی از همراهان برای اطلاع دادن به خانواده، نزد مادر حسین رفت تا موضوع را به اطلاع خاله خورشید برساند.
اما زمانی که خانواده و همراهان به بیمارستان بازگشتند، حسین هویدا دیگر در آنجا حضور نداشت و هیچ توضیح شفافی درباره وضعیت یا محل انتقال او به خانواده ارائه نشد. از همان لحظه، سرنوشت این جوان در هالهای از ابهام قرار گرفت.
دو روز بعد، خانواده حسین هویدا پیکر او را در کهریزک و در میان هزاران جسد دیگر شناسایی کردند. این در حالی است که تصویری از حسین هویدا در حالی که در بیمارستان بستری بوده، توسط کادر درمان گرفته شده و به طور گسترده منتشر شده است؛ تصویری که نشان میدهد او زنده به بیمارستان منتقل شده و تحت مراقبت پزشکی قرار داشته است.
این پرونده بار دیگر پرسشهای جدی درباره سرنوشت مجروحان اعتراضات، نحوه برخورد با آنان پس از انتقال به مراکز درمانی، ناپدیدسازی و انتقال اجساد به کهریزک مطرح میکند. جانباختن حسین هویدا نمونهای دیگر از مواردی است که ابهام، عدم پاسخگویی و نبود شفافیت در روند رسیدگی به وضعیت مجروحان و کشتهشدگان را برجسته میسازد.
#حسین_هویدا #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
حسین هویدا، ۲۶ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات در محله افسریه تهران با اصابت گلوله جنگی از ناحیه زیر چشم چپ به شدت مجروح شد. بر اساس اطلاعات رسیده، دوستان او بلافاصله وی را به بیمارستان بعثت منتقل کردند. همزمان یکی از همراهان برای اطلاع دادن به خانواده، نزد مادر حسین رفت تا موضوع را به اطلاع خاله خورشید برساند.
اما زمانی که خانواده و همراهان به بیمارستان بازگشتند، حسین هویدا دیگر در آنجا حضور نداشت و هیچ توضیح شفافی درباره وضعیت یا محل انتقال او به خانواده ارائه نشد. از همان لحظه، سرنوشت این جوان در هالهای از ابهام قرار گرفت.
دو روز بعد، خانواده حسین هویدا پیکر او را در کهریزک و در میان هزاران جسد دیگر شناسایی کردند. این در حالی است که تصویری از حسین هویدا در حالی که در بیمارستان بستری بوده، توسط کادر درمان گرفته شده و به طور گسترده منتشر شده است؛ تصویری که نشان میدهد او زنده به بیمارستان منتقل شده و تحت مراقبت پزشکی قرار داشته است.
این پرونده بار دیگر پرسشهای جدی درباره سرنوشت مجروحان اعتراضات، نحوه برخورد با آنان پس از انتقال به مراکز درمانی، ناپدیدسازی و انتقال اجساد به کهریزک مطرح میکند. جانباختن حسین هویدا نمونهای دیگر از مواردی است که ابهام، عدم پاسخگویی و نبود شفافیت در روند رسیدگی به وضعیت مجروحان و کشتهشدگان را برجسته میسازد.
#حسین_هویدا #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
1💔23❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کشتهشدن جاویدنام حسین یغمایی، ورزشکار و مربی بدنسازی، با شلیک مستقیم مقابل منزلش در خرمآباد
حسین یغمایی، ورزشکار و مربی بدنسازی و صاحب یک باشگاه بدنسازی در خیابان شورای خرمآباد، غروب روز ۱۸ دیماه در مقابل درِ منزل خود با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، حسین یغمایی در زمان وقوع حادثه به تعدادی از معترضان پناه داده بود که در خانه او مخفی شده بودند. نیروهای امنیتی با شناسایی محل، مقابل درِ منزل حاضر شده و در همان لحظه با شلیک گلوله به سر او، وی را به قتل رساندند. گفته میشود او در دم جان باخته است.
گزارشها حاکی است که پدر حسین یغمایی که از وکلای سرشناس شهر خرمآباد است، پس از این حادثه تحت فشارهای امنیتی قرار گرفته تا جانباختن فرزندش با عنوان «شهید» ثبت شود.
کشتهشدن حسین یغمایی در حالی رخ داده که او غیرمسلح بوده و صرفاً به معترضان پناه داده بود؛ اقدامی انسانی که به بهای جانش تمام شد. این پرونده بار دیگر موضوع هدف قرار دادن مستقیم شهروندان غیرنظامی و همچنین فشار بر خانوادهها برای تغییر روایت رسمی جانباختن عزیزانشان را برجسته میکند.
#خرمآباد #حسین_یغمایی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
حسین یغمایی، ورزشکار و مربی بدنسازی و صاحب یک باشگاه بدنسازی در خیابان شورای خرمآباد، غروب روز ۱۸ دیماه در مقابل درِ منزل خود با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، حسین یغمایی در زمان وقوع حادثه به تعدادی از معترضان پناه داده بود که در خانه او مخفی شده بودند. نیروهای امنیتی با شناسایی محل، مقابل درِ منزل حاضر شده و در همان لحظه با شلیک گلوله به سر او، وی را به قتل رساندند. گفته میشود او در دم جان باخته است.
گزارشها حاکی است که پدر حسین یغمایی که از وکلای سرشناس شهر خرمآباد است، پس از این حادثه تحت فشارهای امنیتی قرار گرفته تا جانباختن فرزندش با عنوان «شهید» ثبت شود.
کشتهشدن حسین یغمایی در حالی رخ داده که او غیرمسلح بوده و صرفاً به معترضان پناه داده بود؛ اقدامی انسانی که به بهای جانش تمام شد. این پرونده بار دیگر موضوع هدف قرار دادن مستقیم شهروندان غیرنظامی و همچنین فشار بر خانوادهها برای تغییر روایت رسمی جانباختن عزیزانشان را برجسته میکند.
#خرمآباد #حسین_یغمایی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔24
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از مراسم خاکسپاری جاویدنام حسین فرهی به دست ما رسیده است
حاضران شعار میدهند :
این گل پرپر ماست، هدیه به میهن ماست
قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان
مرگ بر. دیکتاتور
مادرش میگوید : ای خدا ریشهشون کنده بشه، نسلشون منقرض یشه، ای خدا بچهام، پاره جگرم، حسین تنهام نذار ...
جاویدنام حسین فرهی، ۳۲ ساله، شامگاه پنجشنبه هجدهم دی ماه ۱۴۰۴ در جریان تیراندازی با شلیک هفت گلوله جان خود را از دست داد. یکی از گلولهها بهصورت مستقیم به قلب او اصابت کرده است.
این تیراندازی در محدوده پیروزی رخ داده و پس از آن، پیکر حسین فرهی به کهریزک منتقل شده و در یکی از سولهها نگهداری شده است. مراسم خاکسپاری او با تأخیر و نهایتاً روز دوشنبه برگزار شد.
در این مدت فشارهایی به خانواده حسین فرهی وارد شده تا علت مرگ او بهعنوان «شهادت» اعلام شود، اما خانواده با این موضوع مخالفت کردهاند و حاضر به پذیرش این عنوان نشدهاند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #حسین_فرهی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
تصاویری از مراسم خاکسپاری جاویدنام حسین فرهی به دست ما رسیده است
حاضران شعار میدهند :
این گل پرپر ماست، هدیه به میهن ماست
قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان
مرگ بر. دیکتاتور
مادرش میگوید : ای خدا ریشهشون کنده بشه، نسلشون منقرض یشه، ای خدا بچهام، پاره جگرم، حسین تنهام نذار ...
جاویدنام حسین فرهی، ۳۲ ساله، شامگاه پنجشنبه هجدهم دی ماه ۱۴۰۴ در جریان تیراندازی با شلیک هفت گلوله جان خود را از دست داد. یکی از گلولهها بهصورت مستقیم به قلب او اصابت کرده است.
این تیراندازی در محدوده پیروزی رخ داده و پس از آن، پیکر حسین فرهی به کهریزک منتقل شده و در یکی از سولهها نگهداری شده است. مراسم خاکسپاری او با تأخیر و نهایتاً روز دوشنبه برگزار شد.
در این مدت فشارهایی به خانواده حسین فرهی وارد شده تا علت مرگ او بهعنوان «شهادت» اعلام شود، اما خانواده با این موضوع مخالفت کردهاند و حاضر به پذیرش این عنوان نشدهاند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #حسین_فرهی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
🕊8❤6💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کشتهشدن حسین فرضعلی، پدر سه فرزند، با شلیک ساچمه از فاصله نزدیک و ضربات چاقو در قزوین
جاویدنام حسین فرضعلی، ۴۰ ساله و اصالتاً اهل روستای الولک، روز ۱۸ دیماه در خیابان دانشگاه قزوین به شکل فجیعی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، حسین فرضعلی ابتدا با شلیک تفنگ ساچمهای از فاصله نزدیک هدف قرار گرفت. ساچمهها هم از ناحیه پشت سر و هم از جلوی سر به او اصابت کردهاند. پس از آنکه بر اثر این تیراندازی کشته شد، مهاجمان با چاقو نیز به سر و پهلوی او ضربه وارد کردهاند.
او پدر سه فرزند بود و جانباختنش ضربهای سنگین و جبرانناپذیر بر خانوادهاش وارد کرده است.
نحوه قتل حسین فرضعلی، که شامل شلیک مستقیم از فاصله نزدیک و سپس وارد آوردن ضربات چاقو به پیکر بیجان اوست، نشاندهنده سطحی از خشونت عریان و بیرحمانه است که در جریان سرکوب اعتراضات مردمی به کار گرفته شده است.
کشتهشدن او نمونهای دیگر از نقض آشکار حق حیات و کرامت انسانی شهروندان غیرنظامی است؛ جنایتی که مستندسازی آن برای جلوگیری از فراموشی و پیگیری دادخواهی خانوادهها و جامعه ضروری است.
#حسین_فرضعلی #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام حسین فرضعلی، ۴۰ ساله و اصالتاً اهل روستای الولک، روز ۱۸ دیماه در خیابان دانشگاه قزوین به شکل فجیعی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، حسین فرضعلی ابتدا با شلیک تفنگ ساچمهای از فاصله نزدیک هدف قرار گرفت. ساچمهها هم از ناحیه پشت سر و هم از جلوی سر به او اصابت کردهاند. پس از آنکه بر اثر این تیراندازی کشته شد، مهاجمان با چاقو نیز به سر و پهلوی او ضربه وارد کردهاند.
او پدر سه فرزند بود و جانباختنش ضربهای سنگین و جبرانناپذیر بر خانوادهاش وارد کرده است.
نحوه قتل حسین فرضعلی، که شامل شلیک مستقیم از فاصله نزدیک و سپس وارد آوردن ضربات چاقو به پیکر بیجان اوست، نشاندهنده سطحی از خشونت عریان و بیرحمانه است که در جریان سرکوب اعتراضات مردمی به کار گرفته شده است.
کشتهشدن او نمونهای دیگر از نقض آشکار حق حیات و کرامت انسانی شهروندان غیرنظامی است؛ جنایتی که مستندسازی آن برای جلوگیری از فراموشی و پیگیری دادخواهی خانوادهها و جامعه ضروری است.
#حسین_فرضعلی #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔25❤7🕊3
بازداشت حسین رمضانپور از ۱۹ دی؛ نگهداری در انفرادی و عدم پاسخگویی به خانواده
حسین رمضانپور، معلم و فعال صنفی، از تاریخ ۱۹ دیماه در خیابانهای بجنورد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و بنا بر پیگیریهای انجامشده، در حال حاضر در سلول انفرادی وابسته به وزارت اطلاعات (واجا) نگهداری میشود.
حسین رمضانپور پیش از این نیز بارها به دلیل فعالیتهای صنفی و مدنی خود بازداشت شده و سابقه محکومیت و تحمل زندان دارد. با وجود گذشت چندین روز از بازداشت او، همچنان هیچ اطلاعات روشنی درباره وضعیت جسمی، حقوقی و محل دقیق نگهداریاش در دست نیست.
یک منبع مطلع به توانا گفته است که آقای رمضانپور در زمان بازداشت با خودروی شخصی در خیابان حضور داشته و هیچگونه فعالیت خشونتآمیز یا غیرقانونی از سوی او گزارش نشده است.
همچنین مادر سالمند او هر روز برای پیگیری وضعیت فرزندش به دادسرا مراجعه میکند، اما تاکنون هیچ پاسخ روشنی از سوی مراجع قضایی و امنیتی دریافت نکرده است.
ادامه بازداشت در انفرادی، عدم دسترسی خانواده به اطلاعات، و بیخبری مطلق از وضعیت این معلم و فعال صنفی، مصداق بارز نقض حقوق اولیه زندانیان و نمونهای دیگر از سرکوب سیستماتیک فعالان مدنی و صنفی در ایران است.
#حسین_رمضانپور #بجنورد
@Tavaana_TavaanaTech
حسین رمضانپور، معلم و فعال صنفی، از تاریخ ۱۹ دیماه در خیابانهای بجنورد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و بنا بر پیگیریهای انجامشده، در حال حاضر در سلول انفرادی وابسته به وزارت اطلاعات (واجا) نگهداری میشود.
حسین رمضانپور پیش از این نیز بارها به دلیل فعالیتهای صنفی و مدنی خود بازداشت شده و سابقه محکومیت و تحمل زندان دارد. با وجود گذشت چندین روز از بازداشت او، همچنان هیچ اطلاعات روشنی درباره وضعیت جسمی، حقوقی و محل دقیق نگهداریاش در دست نیست.
یک منبع مطلع به توانا گفته است که آقای رمضانپور در زمان بازداشت با خودروی شخصی در خیابان حضور داشته و هیچگونه فعالیت خشونتآمیز یا غیرقانونی از سوی او گزارش نشده است.
همچنین مادر سالمند او هر روز برای پیگیری وضعیت فرزندش به دادسرا مراجعه میکند، اما تاکنون هیچ پاسخ روشنی از سوی مراجع قضایی و امنیتی دریافت نکرده است.
ادامه بازداشت در انفرادی، عدم دسترسی خانواده به اطلاعات، و بیخبری مطلق از وضعیت این معلم و فعال صنفی، مصداق بارز نقض حقوق اولیه زندانیان و نمونهای دیگر از سرکوب سیستماتیک فعالان مدنی و صنفی در ایران است.
#حسین_رمضانپور #بجنورد
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊6❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر مزار حسین اکرامی سورکی، با نوای ترانهای مازندرانی، توأمان میرقصند و سوگواری میکنند.
«دله دیگه تنگ بونه
بیهوا دیوانه بونه
جنگ بونه…»
حسین اکرامی سورکی، ۳۸ ساله، کارگر ساختمانی و پدر دو فرزند، از معترضان ساکن سورکِ مازندران بود که در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در ساری با شلیک نیروهای سپاه مجروح شد. گلوله به پای او اصابت کرد و بهدلیل شدت جراحات، پزشکان ناچار به قطع پایش شدند. او پس از ۱۳ روز بستری در بیمارستان، بر اثر عوارض ناشی از تیراندازی جان باخت.
در اعتراض به نظمی ظالمانه که امکان زیستن را از نسل جوان سلب کرده، پیوندهای زندگی را از هم گسسته و آیندهی یک ملت را به تاریکی کشانده است، مردم ایران شیوههای تازهای برای بیان خشم و مقاومت جمعی میآفرینند. رقص بر پیکر و مزار جانباختگان، نه بیحرمتی به مرگ، بلکه کنشی آگاهانه و معنادار علیه حکومتی است که حیات را از معنا تهی کرده و مرگ را به بخشی روزمره از زندگی بدل ساخته است.
این رقص، زبان خشم فروخوردهی جامعهای است که نظم تحمیلی جمهوری اسلامی را برنمیتابد؛ نظمی که زندگی جوانان را بیارزش کرده و سرنوشت آنان را ملعبهی خشونت و سرکوب ساخته است. در این معنا، رقص بر مزار جانباختگان همزمان بزرگداشت شجاعت و ایستادگی آنان است و محکومیتی آشکار علیه ستم، تباهی و خشونت حاکم. از همین منظر بود که مجیدرضا رهنورد، معترض اعدامشده در سال ۱۴۰۱، پیش از مرگ گفت: «برای من عزاداری نکنید، قرآن نخوانید، شادی کنید و برقصید.»
امروز، جامعه ایران در دل یک مبارزهی ملی و آزادیخواهانه، هر موقعیت و هر آیین را به امکانی برای مقاومت بدل میکند. حتی سوگواری و مراسم خاکسپاری، که قرار بود نشانهی سکوت و اندوه باشد، به صحنهای برای اعتراض، یادآوری و بازپسگیری کرامت انسانی تبدیل میشود. در این کنشها، مرگ به ابزار خاموشی بدل نمیشود؛ بلکه به زبانی برای ایستادگی و به چالشی علیه نظمی تبدیل میشود که میکوشد زندگی را از معنا تهی کند.
#حسین_اکرامی_سورکی #ساری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر مزار حسین اکرامی سورکی، با نوای ترانهای مازندرانی، توأمان میرقصند و سوگواری میکنند.
«دله دیگه تنگ بونه
بیهوا دیوانه بونه
جنگ بونه…»
حسین اکرامی سورکی، ۳۸ ساله، کارگر ساختمانی و پدر دو فرزند، از معترضان ساکن سورکِ مازندران بود که در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در ساری با شلیک نیروهای سپاه مجروح شد. گلوله به پای او اصابت کرد و بهدلیل شدت جراحات، پزشکان ناچار به قطع پایش شدند. او پس از ۱۳ روز بستری در بیمارستان، بر اثر عوارض ناشی از تیراندازی جان باخت.
در اعتراض به نظمی ظالمانه که امکان زیستن را از نسل جوان سلب کرده، پیوندهای زندگی را از هم گسسته و آیندهی یک ملت را به تاریکی کشانده است، مردم ایران شیوههای تازهای برای بیان خشم و مقاومت جمعی میآفرینند. رقص بر پیکر و مزار جانباختگان، نه بیحرمتی به مرگ، بلکه کنشی آگاهانه و معنادار علیه حکومتی است که حیات را از معنا تهی کرده و مرگ را به بخشی روزمره از زندگی بدل ساخته است.
این رقص، زبان خشم فروخوردهی جامعهای است که نظم تحمیلی جمهوری اسلامی را برنمیتابد؛ نظمی که زندگی جوانان را بیارزش کرده و سرنوشت آنان را ملعبهی خشونت و سرکوب ساخته است. در این معنا، رقص بر مزار جانباختگان همزمان بزرگداشت شجاعت و ایستادگی آنان است و محکومیتی آشکار علیه ستم، تباهی و خشونت حاکم. از همین منظر بود که مجیدرضا رهنورد، معترض اعدامشده در سال ۱۴۰۱، پیش از مرگ گفت: «برای من عزاداری نکنید، قرآن نخوانید، شادی کنید و برقصید.»
امروز، جامعه ایران در دل یک مبارزهی ملی و آزادیخواهانه، هر موقعیت و هر آیین را به امکانی برای مقاومت بدل میکند. حتی سوگواری و مراسم خاکسپاری، که قرار بود نشانهی سکوت و اندوه باشد، به صحنهای برای اعتراض، یادآوری و بازپسگیری کرامت انسانی تبدیل میشود. در این کنشها، مرگ به ابزار خاموشی بدل نمیشود؛ بلکه به زبانی برای ایستادگی و به چالشی علیه نظمی تبدیل میشود که میکوشد زندگی را از معنا تهی کند.
#حسین_اکرامی_سورکی #ساری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊7❤6