🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#ابراهیم_منصوری
"حسن مشحون" نویسنده، مقامدار فرهنگی گوناگون و موسیقیدان ایرانی، در کتاب تاریخ موسیقی ایران آورده است که: «"ابراهیم منصوری" مردی است متواضع و گوشه گیر و باصفا، وی با تاسیسِ کلاس و تعلیمِ ویولن و اشاعه ی خطِ موسیقی جدید و نوشتنِ ردیفِ تنظیمی خود، با داشتنِ تسلط به نت و ضبطِ ردیف کمانچه ی استاد خود "حسین خان اسماعیل زاده"، خدمت گرانبهایی به موسیقی ملی کرده و از خادمینِ واقعیِ این هنر محسوب می شود. دفاتر ردیفی که این هنرمند شیفته ی موسیقی تهیه کرده، همواره برای پژوهندگان موسیقی ملی، یکی از ماخذِ مورد توجه بوده است.»
"ابراهيم منصوری" در تهران متولد شد، از کودکی به موسیقی علاقه داشت، یکروز زمانی که هنوز ۱۲ سال بیشتر نداشت، در راه مکتب خانه به دنبال نوازنده ای دوره گرد رفته و مدرسه نرفت؛ وقتی پدرش از جریان مطلع شد او را به مدرسه نظام فرستاد. وی نیز زیر نظرِ "غلامرضا سالار معزز" و "سرهنگ مصطفی خان" تعلیم یافت و خط موسیقی را فرا گرفت، مدتی بعد که "محمدعلی شاه قاجار" مجلس را به توپ بست، مدرسه یکسال تعطیل شد. پس از این مدت، مدرسه را در اختیار اداره موزیکِ نظام گذاشتند.
وی در ۱۸ سالگی از موزیکِ نظام استعفا کرد و به کارِ آزاد پرداخت و کلاس جهت تدریس موسیقی باز کرد و با زنده نام استاد "علی اکبرخان شهنازی" همکاری نمود، ردیف های ایشان را به خط نت نوشته، سپس به مطالعه ردیف هایی که "موسی خان معروفی" از ساخته های مرحوم "درویش خان" و "میرزا عبدالله" بود، پرداخته و آنها را به نت درآورد و برای چند قطعه از آنها، اشعاری مناسب انتخاب کرد.
یکی از مزیت های زنده یاد "منصوری" این بود که مانند مرحوم استاد "موسی معروفی" هر چه شنیده یا فراگرفته، ثبت کرده و آثار گذشته را محفوظ داشته است و چون به این کار علاقه مند شده، کوشش زیادی به نواختن ساز، آنهم به صورتِ سولو نکرده و اغلب در ارکستر رادیو می نواخته، یا به تعلیم خوانندگان میپرداخته است. گرچه تکنوازی های ویولن و کمانچه اش با خوانندگانی همچون، "اقبال آذر" و "نکسیا تفرشی"، شاهکار بوده و خواهد بود.
"منصوری" آهنگ های زیادی ساخته است که اغلب آن ها از رادیو پخش شده است. همچنین با شرکتِ بعضی از نوازندگان و خوانندگان صفحاتی ضبط کرده است. نام یکی از تصنیف هایش «پیام عشق» است با شعر "حسین مسرور" که یکی از بهترین تصنیف های شور است. همچنین در اثر همکاری با "علی اکبرخان شهنازی" در سال ۱۳۰۶ سه روی صفحه گرامافون را با آواز "نکیسای تفرشی" روی صفحات گرامافون کمپانی بوليقون، به ضبط رساند.
"منصوری" تصنیف دیگری نیز به نام «مهرجاودانه» در پرده ی ابوعطا ساخته که شعر آن هم از "مسرور" است. وی همواره در قسمت موسیقی رادیو سِمَتِ رسیدگی به کارهای فنی یا آزمایش داوطلبان یا عضویت کمیسیون های موسیقی را داشته است.
او در سال ۱۳۴۸ خورشیدی در گذشت، روحش شاد و نامش جاوید باد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#ابراهیم_منصوری
"حسن مشحون" نویسنده، مقامدار فرهنگی گوناگون و موسیقیدان ایرانی، در کتاب تاریخ موسیقی ایران آورده است که: «"ابراهیم منصوری" مردی است متواضع و گوشه گیر و باصفا، وی با تاسیسِ کلاس و تعلیمِ ویولن و اشاعه ی خطِ موسیقی جدید و نوشتنِ ردیفِ تنظیمی خود، با داشتنِ تسلط به نت و ضبطِ ردیف کمانچه ی استاد خود "حسین خان اسماعیل زاده"، خدمت گرانبهایی به موسیقی ملی کرده و از خادمینِ واقعیِ این هنر محسوب می شود. دفاتر ردیفی که این هنرمند شیفته ی موسیقی تهیه کرده، همواره برای پژوهندگان موسیقی ملی، یکی از ماخذِ مورد توجه بوده است.»
"ابراهيم منصوری" در تهران متولد شد، از کودکی به موسیقی علاقه داشت، یکروز زمانی که هنوز ۱۲ سال بیشتر نداشت، در راه مکتب خانه به دنبال نوازنده ای دوره گرد رفته و مدرسه نرفت؛ وقتی پدرش از جریان مطلع شد او را به مدرسه نظام فرستاد. وی نیز زیر نظرِ "غلامرضا سالار معزز" و "سرهنگ مصطفی خان" تعلیم یافت و خط موسیقی را فرا گرفت، مدتی بعد که "محمدعلی شاه قاجار" مجلس را به توپ بست، مدرسه یکسال تعطیل شد. پس از این مدت، مدرسه را در اختیار اداره موزیکِ نظام گذاشتند.
وی در ۱۸ سالگی از موزیکِ نظام استعفا کرد و به کارِ آزاد پرداخت و کلاس جهت تدریس موسیقی باز کرد و با زنده نام استاد "علی اکبرخان شهنازی" همکاری نمود، ردیف های ایشان را به خط نت نوشته، سپس به مطالعه ردیف هایی که "موسی خان معروفی" از ساخته های مرحوم "درویش خان" و "میرزا عبدالله" بود، پرداخته و آنها را به نت درآورد و برای چند قطعه از آنها، اشعاری مناسب انتخاب کرد.
یکی از مزیت های زنده یاد "منصوری" این بود که مانند مرحوم استاد "موسی معروفی" هر چه شنیده یا فراگرفته، ثبت کرده و آثار گذشته را محفوظ داشته است و چون به این کار علاقه مند شده، کوشش زیادی به نواختن ساز، آنهم به صورتِ سولو نکرده و اغلب در ارکستر رادیو می نواخته، یا به تعلیم خوانندگان میپرداخته است. گرچه تکنوازی های ویولن و کمانچه اش با خوانندگانی همچون، "اقبال آذر" و "نکسیا تفرشی"، شاهکار بوده و خواهد بود.
"منصوری" آهنگ های زیادی ساخته است که اغلب آن ها از رادیو پخش شده است. همچنین با شرکتِ بعضی از نوازندگان و خوانندگان صفحاتی ضبط کرده است. نام یکی از تصنیف هایش «پیام عشق» است با شعر "حسین مسرور" که یکی از بهترین تصنیف های شور است. همچنین در اثر همکاری با "علی اکبرخان شهنازی" در سال ۱۳۰۶ سه روی صفحه گرامافون را با آواز "نکیسای تفرشی" روی صفحات گرامافون کمپانی بوليقون، به ضبط رساند.
"منصوری" تصنیف دیگری نیز به نام «مهرجاودانه» در پرده ی ابوعطا ساخته که شعر آن هم از "مسرور" است. وی همواره در قسمت موسیقی رادیو سِمَتِ رسیدگی به کارهای فنی یا آزمایش داوطلبان یا عضویت کمیسیون های موسیقی را داشته است.
او در سال ۱۳۴۸ خورشیدی در گذشت، روحش شاد و نامش جاوید باد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴##موسیقی_ایرانی
#لطف_الله_مجد
هنرِ شادروان استاد"لطف الله مجد" را بیشتر باید از صدای لطیف و شفافِ تک مضراب هایش شناخت. زنده یاد استاد "لطف الله مجد"، همچون مرحوم "رضا ورزنده" و شادروان "مجتبی میرزاده" استعدادی درخشان بود که بر سرزمینی بی بار و بَر رویید، خودرو و خودساخته رشد کرد و گل داد. از این نوازندگان استاد ندیده، اما استاد، در هر نسلی بوده است. فقرِ فرهنگِ عمومی، قحطِ عنایت به موسیقی در جامعه ای هنرمندکش، اینان را به مرگی زودهنگام از بین برده است، اما نتوانسته مانعِ شکوفایی و بارآوری شان شود.
اینان با رنجِ تمام و خودآموزی مدام، آهسته آهسته در کنار هنرمندان و استادانی نشستند، که از جایگاهی فرهیخته تر و زندگانی ای مرفه تر و مطمئن تر برآمده بودند و آموزشهای کاملی را دیده بودند. تاریخِ موسیقی ما و تحلیل های آینده، خود، ارزیابی منصفانه و اندیشیده ای را به این گلهای اصیل و خودرو اختصاص خواهد داد و باز هم نمایان خواهد کرد که حسن عاقبت و ماندگاری، به عنایتی است که از سوی خداوندِ هنرآفرین به برخی جانهای حساس و برگزیده، اعطا می شود.
استاد "مجد"، از جمله هنرمندانی بود كه همكاری اش با راديو، به روزهای آغازِ فعاليت راديو در ايران برمی گردد. آنان كه در اين همه سال، شنونده برنامه های راديو ايران بوده اند، خاصه آنهايی كه به موسيقی ايرانی شيفتگی دارند و برنامه های راديو را پيوسته شنونده بوده اند، بی گمان به ياد دارند كه در طول اين همه سال، چه بسيار صدای سازِ"لطف الله مجد" را شنيده اند و چه بسيار كه دل به طنينِ زخمه هایی سپرده اند كه از سراپرده ی تار"مجد" برمی خاسته است.
وی پيوسته دلخوش از اين بود كه با سازِ خود توانسته است، عالَمی داشته باشد و دلخوش تر، از اين بود كه وقتی سازش را در پناه جانش می گيرد، فرصتی دارد تا فريادهايی از شور و عشق و راز و نياز را با خود و با او زمزمه كند و چنين بود كه اغلب می گفتند، سازِ "مجد" تنها صدای خوش نيست، بلكه مجموعه ای از گفت و شنودهايی است كه دريافتش و دريافتنِ راستينش، مي تواند موجبِ ناب ترين لذتها بشود. بعد از نسلِ قديمِ نوازندگانِ تار در راديو، مانند"علی اكبرخان شهنازی" و"مرتضی خان نی داوود"، او و زنده یاد "جليل شهناز" نسل جديد تار نوازان راديو بودند كه در آن روزگار، محبوبيتِ بسياری يافتند. "لطف الله مجد" يكي از آن نوازندگانی بود كه همه جا ساز نمی زد و صدای سازش را در هر مكاني نمی شد شنيد. او يكی از نوازندگانِ خوب و باارزش برنامه ی گلهای جاويدان بود كه با دعوتِ زنده یاد "داوود پير نيا" از او، يكی از همكاران دائمی آن برنامه شد.
استاد "مجد" از بين نوازندگانِ آن دوران به "ابوالحسن صبا"، "حسين تهرانی" و "مرتضی محجوبی" علاقه ی زیادی داشت. از بين خوانندگان نیز، "اديب خوانساری" و "بنان" دوستانِ مورد توجهش بودند. با "بنان" و "اسماعيل نواب صفا" و "ابوالحسن ورزی"، بسيار دوستی و معاشرت می کرد. سالها در اداره های دولتی با كمال صداقت و پاكی به كار مشغول بود و در كنجِ قناعت، با ساز خويش عالمی داشت. او در نوازندگی تار، چيره دست بود. تكنيكی داشت كه خاصِ خودش بود. نواختنِ تار را اول بار از طريق پسرعمويش شناخته و آموخته بود.
او علاوه بر اينكه خودش اهلِ ذوق بود، و علاوه بر اينكه تكنيك خاصی در نوازندگی داشت، با اين همه تا حدودی هم متأثر از تكنيك نوازندگی مرحوم استاد "عبدالحسين خان شهنازی" بود و تا حدودی هم از روی پنجه استاد "احمدعبادی"، كار مي كرد. ناگفته نماند كه او در نوازندگی خودساخته بود، بی آنكه پيش كسی مشق كند و تعليم ببيند، از سرِ ذوق و علاقه ای كه داشت، توانست به راز نواختن تار دست پيدا كند و بعدها هم به درجه استادی برسد. تكنيكِ او چنان بود كه هر كس صدای سازش را می شنيد، بلافاصله می فهميد كه آنچه می شنود، صدای ساز "لطف الله مجد" است. به طور كلی می توان گفت، كه بسيار شیرین كار می كرد و زيبايی و ظرافت كارش در پنجه و مضرابش بود.
در دفترچه اثر به قلم "محمدرضا شرایلی" آمده است:
"لطفالله مجد" (۱۳۵۷-۱۲۹۶) یکی از این جوانانی بود که چندماه پس از روی کار آمدن "وزیری" در سن حدود ۲۵ سالگی برای نوازندگی تار در آزمون ورودی رادیو شرکت کرد و پس از نواختن چند قطعه در چهارگاه و قبولی در آزمونِ عملی به اجرای تکنوازی در رادیو پرداخت. وی خودآموخته بود و تار را نزد استادی مشق نکرده بود و تنها ذوق سرشار و استعداد خداداد راهنمای آموختن تارنوازیاش بود. او با شنیدن صفحاتِ گرامافونِ قدیمی و تمرین شنیدههایش نوازندهی قابلی شده بود...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴##موسیقی_ایرانی
#لطف_الله_مجد
هنرِ شادروان استاد"لطف الله مجد" را بیشتر باید از صدای لطیف و شفافِ تک مضراب هایش شناخت. زنده یاد استاد "لطف الله مجد"، همچون مرحوم "رضا ورزنده" و شادروان "مجتبی میرزاده" استعدادی درخشان بود که بر سرزمینی بی بار و بَر رویید، خودرو و خودساخته رشد کرد و گل داد. از این نوازندگان استاد ندیده، اما استاد، در هر نسلی بوده است. فقرِ فرهنگِ عمومی، قحطِ عنایت به موسیقی در جامعه ای هنرمندکش، اینان را به مرگی زودهنگام از بین برده است، اما نتوانسته مانعِ شکوفایی و بارآوری شان شود.
اینان با رنجِ تمام و خودآموزی مدام، آهسته آهسته در کنار هنرمندان و استادانی نشستند، که از جایگاهی فرهیخته تر و زندگانی ای مرفه تر و مطمئن تر برآمده بودند و آموزشهای کاملی را دیده بودند. تاریخِ موسیقی ما و تحلیل های آینده، خود، ارزیابی منصفانه و اندیشیده ای را به این گلهای اصیل و خودرو اختصاص خواهد داد و باز هم نمایان خواهد کرد که حسن عاقبت و ماندگاری، به عنایتی است که از سوی خداوندِ هنرآفرین به برخی جانهای حساس و برگزیده، اعطا می شود.
استاد "مجد"، از جمله هنرمندانی بود كه همكاری اش با راديو، به روزهای آغازِ فعاليت راديو در ايران برمی گردد. آنان كه در اين همه سال، شنونده برنامه های راديو ايران بوده اند، خاصه آنهايی كه به موسيقی ايرانی شيفتگی دارند و برنامه های راديو را پيوسته شنونده بوده اند، بی گمان به ياد دارند كه در طول اين همه سال، چه بسيار صدای سازِ"لطف الله مجد" را شنيده اند و چه بسيار كه دل به طنينِ زخمه هایی سپرده اند كه از سراپرده ی تار"مجد" برمی خاسته است.
وی پيوسته دلخوش از اين بود كه با سازِ خود توانسته است، عالَمی داشته باشد و دلخوش تر، از اين بود كه وقتی سازش را در پناه جانش می گيرد، فرصتی دارد تا فريادهايی از شور و عشق و راز و نياز را با خود و با او زمزمه كند و چنين بود كه اغلب می گفتند، سازِ "مجد" تنها صدای خوش نيست، بلكه مجموعه ای از گفت و شنودهايی است كه دريافتش و دريافتنِ راستينش، مي تواند موجبِ ناب ترين لذتها بشود. بعد از نسلِ قديمِ نوازندگانِ تار در راديو، مانند"علی اكبرخان شهنازی" و"مرتضی خان نی داوود"، او و زنده یاد "جليل شهناز" نسل جديد تار نوازان راديو بودند كه در آن روزگار، محبوبيتِ بسياری يافتند. "لطف الله مجد" يكي از آن نوازندگانی بود كه همه جا ساز نمی زد و صدای سازش را در هر مكاني نمی شد شنيد. او يكی از نوازندگانِ خوب و باارزش برنامه ی گلهای جاويدان بود كه با دعوتِ زنده یاد "داوود پير نيا" از او، يكی از همكاران دائمی آن برنامه شد.
استاد "مجد" از بين نوازندگانِ آن دوران به "ابوالحسن صبا"، "حسين تهرانی" و "مرتضی محجوبی" علاقه ی زیادی داشت. از بين خوانندگان نیز، "اديب خوانساری" و "بنان" دوستانِ مورد توجهش بودند. با "بنان" و "اسماعيل نواب صفا" و "ابوالحسن ورزی"، بسيار دوستی و معاشرت می کرد. سالها در اداره های دولتی با كمال صداقت و پاكی به كار مشغول بود و در كنجِ قناعت، با ساز خويش عالمی داشت. او در نوازندگی تار، چيره دست بود. تكنيكی داشت كه خاصِ خودش بود. نواختنِ تار را اول بار از طريق پسرعمويش شناخته و آموخته بود.
او علاوه بر اينكه خودش اهلِ ذوق بود، و علاوه بر اينكه تكنيك خاصی در نوازندگی داشت، با اين همه تا حدودی هم متأثر از تكنيك نوازندگی مرحوم استاد "عبدالحسين خان شهنازی" بود و تا حدودی هم از روی پنجه استاد "احمدعبادی"، كار مي كرد. ناگفته نماند كه او در نوازندگی خودساخته بود، بی آنكه پيش كسی مشق كند و تعليم ببيند، از سرِ ذوق و علاقه ای كه داشت، توانست به راز نواختن تار دست پيدا كند و بعدها هم به درجه استادی برسد. تكنيكِ او چنان بود كه هر كس صدای سازش را می شنيد، بلافاصله می فهميد كه آنچه می شنود، صدای ساز "لطف الله مجد" است. به طور كلی می توان گفت، كه بسيار شیرین كار می كرد و زيبايی و ظرافت كارش در پنجه و مضرابش بود.
در دفترچه اثر به قلم "محمدرضا شرایلی" آمده است:
"لطفالله مجد" (۱۳۵۷-۱۲۹۶) یکی از این جوانانی بود که چندماه پس از روی کار آمدن "وزیری" در سن حدود ۲۵ سالگی برای نوازندگی تار در آزمون ورودی رادیو شرکت کرد و پس از نواختن چند قطعه در چهارگاه و قبولی در آزمونِ عملی به اجرای تکنوازی در رادیو پرداخت. وی خودآموخته بود و تار را نزد استادی مشق نکرده بود و تنها ذوق سرشار و استعداد خداداد راهنمای آموختن تارنوازیاش بود. او با شنیدن صفحاتِ گرامافونِ قدیمی و تمرین شنیدههایش نوازندهی قابلی شده بود...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # مهستی گنجوی از شاعران زن متقدم تاریخ ادبیات فارسی و همدوره با غزنویان بوده است. همسر وی را امیراحمد پسر خطیب گنجه و سال وفات وی را ۵۷۶ یا ۵۷۷ هجری قمری نوشتهاند.
عمر مهستی در آثار ادبی و رباعیات همیشه جوانش ادامه دارد. مهستی در کنار سخنوران نامآور قرن دوازدهم آذربایجان نظیر نظامی گنجوی و خاقانی شیروانی چون ستارهای میدرخشد. اشعاری وی طراوت هشتصدساله خود را حفظ نموده و امروزه نیز مورد استقبال قرار میگیرد. مهستی در تاریخ ادبیات آذربایجان نخستین بانوی شاعر بوده، ولی متأسفانه تمام اشعار او که سراسر عمر خود را صرف سرودن آنها نموده، به دست نیامده و قسمت کوچکی از میراث ادبی او (در زمان نشر این کتاب) که بیش از سیصد رباعی و چند قطعه و غزل از او بر جای مانده است. این کتاب گزیدهای از رباعیات این نابغه بزرگ آذربایجان است.
#مهستی_گنجه ای را از شعرای عهد #غزنویان و برخی نیز از شعرای عهد #سلجوقیان دانسته اند به عبارت دیگر تواریخ با اختلافات قول او را در عهد چهار پادشاه معرفی نموده اند:
ا-سلطان محمود غزنوی
۲- سلطان محمد سلجوقی
۳- سلطان محمود سلجوقی
۴-سلطان سنجر سلجوقی.
قدیمی ترین ماخذاززمان حیات وی"تاریخ گزیده" نوشته ی #حمدالله_مستوفی ست.
جلوس مهستی گنجه ای به سال ٣٨۷ و مرگش ۴۲۱ هجری- قمری بوده است.
(از دفتر معین الدین محرابی)
مهستی گنجوی دلاوری شاعر تبار،متبرک شده بر فارسی برآمده ی ده قرن خاموشی و هبوت بر هیات هیبت زن.
#شجاعت و #برهنگی ی او در شعر شاعران سده ها و دهه های پیش رادراین دوبرهه نه تنهادرایران بل درعرصه ی جهان دستمایه وموجب خنده میسازد.
شایدازاین روست بر بسیارانی شعر او تاکنون پنهان مانده است.
حتی فکر کردن به بود زنی در آن سال ها با این جرات و جُربزه ، مو براندام آدمی سیخ می کند.
طنز و موضوع هائیکه به آن پرداخته سرشار از جنگی رودر رو و خونین با جهان سخت مردانه است، بالایه هایی از عریانی وگاه اُروتیسمی پرطنطنه...
در باره ی او و شعرش چه بسیار سخن می توان گفت . می گذارم برای زمانی دیگر و باز به عهده ی موشکافان نیز.
این رباعی ها را با صدای او در درون خویش بخوانید تا فهم کنید چند قلب نوری طی کرده اند تا درین سده آفتابی شوند و سکوت حنجره ها را خوناخون بدرند.
رباعیات مهستی گنجوی
با اندکی سانسور
🌿🍂
در دل همه شرک روی بر خاک چه سود
زهری که به جان رسید تریاک چه سود
خود را به میان خلق زاهد کردن
با نفس پلید و جامه ی پاک چه سود
🌿🍂
مستش دیدم گرفته راه خانه
خلقی با او ز خویش و از بیگانه
خود را بستم بر او زدم مستانه
زانگونه که با شمع کند پروانه
🌿🍂
ای روی تو ماه را شکست آورده
وی قد تو سرو را به پست آورده
دانم به سر کار تو در خواهد شد
این جان به خون دل به دست آورده
🌿🍂
قاضی چو زنش حامله شد زار گریست
گفتا ز سر کینه که این واقعه چیست
من پیرم و ...من نمی خیزد هیچ
این قحبه نه مریم است این بچه ز کیست
🌿🍂
ما را بدم پیر نگه نتوان داشت
در حجره ی دلگیر نگه نتوان داشت
آن را که سر زلف چو زنجیر بود
در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت
🌿🍂
ای بت به سر مسیح اگر ترسایی
باید که به نزد ما تو بی ترس آیی
یا چشم ترم به آستین خشک کنی
یا بر لب خشک من لب تر سایی
🌿🍂
آن ترک پسر که من ندیدم سیرش
باشد که زبر باشد و باشم زیرش
هان ای پسر خطیب تا صلح کنیم
تو ب.....
🌿🍂
.
در غربت اگر چه بخت همره نبود
باری دشمن ز حالم آگه نبود
دانی که چرا گزیده ام رنج سفر
تا ماتم شیر پیش روبه نبود
🌿🍂
یک دست به مصحفیم یک دست به جام
گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام
ماییم در این گنبد ناپخته ی خام
نه کافر مطلق نه مسلمان تمام
#مهستی_گنجوی
مستش دیدم گرفته راه خانه
خلقی با او ز خویش و از بیگانه
خود را بستم بر او زدم مستانه
زانگونه که با شمع کند پروانه
#مهستی_گنجوی
🌸همه ما باید فمینیست باشیم🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # مهستی گنجوی از شاعران زن متقدم تاریخ ادبیات فارسی و همدوره با غزنویان بوده است. همسر وی را امیراحمد پسر خطیب گنجه و سال وفات وی را ۵۷۶ یا ۵۷۷ هجری قمری نوشتهاند.
عمر مهستی در آثار ادبی و رباعیات همیشه جوانش ادامه دارد. مهستی در کنار سخنوران نامآور قرن دوازدهم آذربایجان نظیر نظامی گنجوی و خاقانی شیروانی چون ستارهای میدرخشد. اشعاری وی طراوت هشتصدساله خود را حفظ نموده و امروزه نیز مورد استقبال قرار میگیرد. مهستی در تاریخ ادبیات آذربایجان نخستین بانوی شاعر بوده، ولی متأسفانه تمام اشعار او که سراسر عمر خود را صرف سرودن آنها نموده، به دست نیامده و قسمت کوچکی از میراث ادبی او (در زمان نشر این کتاب) که بیش از سیصد رباعی و چند قطعه و غزل از او بر جای مانده است. این کتاب گزیدهای از رباعیات این نابغه بزرگ آذربایجان است.
#مهستی_گنجه ای را از شعرای عهد #غزنویان و برخی نیز از شعرای عهد #سلجوقیان دانسته اند به عبارت دیگر تواریخ با اختلافات قول او را در عهد چهار پادشاه معرفی نموده اند:
ا-سلطان محمود غزنوی
۲- سلطان محمد سلجوقی
۳- سلطان محمود سلجوقی
۴-سلطان سنجر سلجوقی.
قدیمی ترین ماخذاززمان حیات وی"تاریخ گزیده" نوشته ی #حمدالله_مستوفی ست.
جلوس مهستی گنجه ای به سال ٣٨۷ و مرگش ۴۲۱ هجری- قمری بوده است.
(از دفتر معین الدین محرابی)
مهستی گنجوی دلاوری شاعر تبار،متبرک شده بر فارسی برآمده ی ده قرن خاموشی و هبوت بر هیات هیبت زن.
#شجاعت و #برهنگی ی او در شعر شاعران سده ها و دهه های پیش رادراین دوبرهه نه تنهادرایران بل درعرصه ی جهان دستمایه وموجب خنده میسازد.
شایدازاین روست بر بسیارانی شعر او تاکنون پنهان مانده است.
حتی فکر کردن به بود زنی در آن سال ها با این جرات و جُربزه ، مو براندام آدمی سیخ می کند.
طنز و موضوع هائیکه به آن پرداخته سرشار از جنگی رودر رو و خونین با جهان سخت مردانه است، بالایه هایی از عریانی وگاه اُروتیسمی پرطنطنه...
در باره ی او و شعرش چه بسیار سخن می توان گفت . می گذارم برای زمانی دیگر و باز به عهده ی موشکافان نیز.
این رباعی ها را با صدای او در درون خویش بخوانید تا فهم کنید چند قلب نوری طی کرده اند تا درین سده آفتابی شوند و سکوت حنجره ها را خوناخون بدرند.
رباعیات مهستی گنجوی
با اندکی سانسور
🌿🍂
در دل همه شرک روی بر خاک چه سود
زهری که به جان رسید تریاک چه سود
خود را به میان خلق زاهد کردن
با نفس پلید و جامه ی پاک چه سود
🌿🍂
مستش دیدم گرفته راه خانه
خلقی با او ز خویش و از بیگانه
خود را بستم بر او زدم مستانه
زانگونه که با شمع کند پروانه
🌿🍂
ای روی تو ماه را شکست آورده
وی قد تو سرو را به پست آورده
دانم به سر کار تو در خواهد شد
این جان به خون دل به دست آورده
🌿🍂
قاضی چو زنش حامله شد زار گریست
گفتا ز سر کینه که این واقعه چیست
من پیرم و ...من نمی خیزد هیچ
این قحبه نه مریم است این بچه ز کیست
🌿🍂
ما را بدم پیر نگه نتوان داشت
در حجره ی دلگیر نگه نتوان داشت
آن را که سر زلف چو زنجیر بود
در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت
🌿🍂
ای بت به سر مسیح اگر ترسایی
باید که به نزد ما تو بی ترس آیی
یا چشم ترم به آستین خشک کنی
یا بر لب خشک من لب تر سایی
🌿🍂
آن ترک پسر که من ندیدم سیرش
باشد که زبر باشد و باشم زیرش
هان ای پسر خطیب تا صلح کنیم
تو ب.....
🌿🍂
.
در غربت اگر چه بخت همره نبود
باری دشمن ز حالم آگه نبود
دانی که چرا گزیده ام رنج سفر
تا ماتم شیر پیش روبه نبود
🌿🍂
یک دست به مصحفیم یک دست به جام
گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام
ماییم در این گنبد ناپخته ی خام
نه کافر مطلق نه مسلمان تمام
#مهستی_گنجوی
مستش دیدم گرفته راه خانه
خلقی با او ز خویش و از بیگانه
خود را بستم بر او زدم مستانه
زانگونه که با شمع کند پروانه
#مهستی_گنجوی
🌸همه ما باید فمینیست باشیم🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_اسدالله_ملک
در میان مشاهیرِ ویولن نوازی رادیو و برنامه ی فاخر گلها، زنده یاد "اسدالله ملک" از همه جوان تر بود. او از آخرین شاگردانِ ویولن استاد "ابوالحسن صبا" بود که در واپسین سال های حیاتِ استاد، از او مشقِ نوازندگی می گرفت. بر این اساس، از نخستین نسلِ شاگردان ویولن "صبا" بین ۲۰ تا ۳۰ سال کوچک تر بود. استاد "اسدالله ملک" در خاندانی اهل هنر پرورده شده و برادر بزرگش "حسین ملک" سنتورنوازی شناخته شده بود. وی به هنرستان موسیقی رفته و از محضرِ اساتیدی چون "روح الله خالقی" بهره مند شده است. اما به نظر می رسد که ویولن نوازی را بیش از همه نزد شادروان "شاپور نیاکان" آموخته باشد، چرا که علاوه بر گواهی برخی آگاهان، نشانه هایی از تاثیر نوازندگی این هنرمند کمتر شناخته شده را در سبک شخصی استاد "ملک" می توان شنید.
مجموعِ این عواملِ او را همچون دیگرِ ویولن نوازانِ آن عصرِ رادیو، به بلوغِ زودرس هنری رسانید؛ چنان که بر اساس گفته ها در ۱۷سالگی با دو ساز ویولن و کمانچه وارد ارکسترهای رادیو شد و در خارج از رادیو هم فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد که از جمله ی آنها، تدریس در هنرستان موسیقی و تشکیل ارکستری کوچک به همراه روانشاد "جلال ذوالفنون" بود. گفته می شود که او در ۱۷سالگی قطعه مشهور «گریه لیلی» را با کوک ابداعی «ر ـ می ـ دو ـ لا» در مایه دشتی ساخت که قطعه ای نسبتاً دشوار به شمار می رود و نواختنِ آن همچنان در دوره عالی ویولن نوازی ایرانی بسیار رایج است. گفتنی ست که پس از قطعه معروف «کاروان»، اثر استاد "صبا" که در مایه دشتی اجرا شده است، «گریه لیلی» تنها قطعه ویولن ایرانی است که در آن از تکنیک پیزیکاتو،_ نواختن ویولن بدون استفاده از آرشه و تنها با انگشتان دست_ استفاده ای مشخص و مستقل شده است؛ چنان که پس از هر بند، یک جمله ی پایه، مرتباً با این تکنیک تکرار می شود.
یادآوری باید کرد که به غیر از استاد "صبا" که قطعاتِ متنوعی شاملِ انواعِ چهارمضراب ها و رِنگ ها و اتودها برای ویولن ساخت و نوشت، دیگر ویولن نوازانِ ایرانی به ندرت به نوشتن قطعه ای مستقل برای ویولن دست زده اند. در این بین شاید بتوان تنها از استاد "علی تجویدی یاد کرد که چند قطعه - از جمله چهارمضراب »رقص پروانه» - برای ویولن نوشت. با این حساب، استاد "ملک" از معدود کسانی است که قطعه هایی مستقل و سر و شکل دار برای ویولن ایرانی نواخت و نوشت.
شادروان "ملک" در اندک مدتی به یکی از ستاره های رادیو تبدیل و همنوازِ بزرگانی همچون "حسین تهرانی"، "احمد عبادی" و "جلیل شهناز" شد که هر یک در نوازندگی به دوره ی قبل از او مربوط می شدند. گفتنی اینکه استاد "حسین تهرانی" جدا از همراهی با ویولن استاد "صبا"، به ندرت در کنار ویولن نواز دیگری ضرب گرفته است و این خود نشان دیگری است از شایستگی های نهفته استاد "اسدالله ملک".
او به آوازِ بسیاری از خوانندگانِ طرازِ اولِ رادیو هم جواب داده که بیش از همه، آثار مشترکش با زنده نام "محمود محمودی خوانساری" زبانزد است و تصنیف «مرغ شباهنگ» در «مایه افشاری» با اجرای این دو هنرمند همچنان شنیدنی است.
استاد "ملک" در تکنوازی ویولن سبکی پرآرایه و پرتزیین - و تا حدی شلوغ - داشت که با تشبیهی بصری می توان آن را به نقاشی های رنگارنگ و پرپیچ و تاب مکتب های باروک و روکوکو در هنر غرب مانند کرد. انگشت های او که گویی به سیم های ساز چسبیده بود و بیش از سه میلیمتر از آنها فاصله نمی گرفت، هیچ از حرکت بازنمی ایستاد و مدام با سرعتی عجیب از سیمی به سیم دیگر می رفت و نغمه هایی لبریز از انواعِ جزییات و ریزه کاری ها به گوش می رساند. وفور استفاده از صدای واخوان از شاخص ترین ویژگی های شیوه اوست. همچنین در تکنوازی ایشان می توان تاثیر جملات بداهه نوازی های "حبیب الله بدیعی" و "پرویز یاحقی" را ردیابی کرد. با این همه، نمی توان منکر استقلال شیوه شخصی او شد؛ چرا که همه این تاثیرات را از صافی ذوق خویش می گذراند و مُهرِ شیوه ی خود را پای آنها می نهاد. در ساز او نه از متانت و صلابت ساز "بدیعی" نشانی هست و نه از طنین و تنوع ساز "یاحقی"؛ "ملک" سازِ سرخوشانه و لغزنده خود را می زد. او حتی در به دست گرفتنِ ساز هم هیچ در بند قواعد کلاسیک و فرنگی نبود. ساز را با نوک چانه روی شانه نگه می داشت و آرشه را هم، قدری بالاتر از پاشنه آن، با شست و سه انگشت بزرگ در دست می گرفت و غالباً با همان نیمه بالایی آرشه کار خود را پیش می برد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_اسدالله_ملک
در میان مشاهیرِ ویولن نوازی رادیو و برنامه ی فاخر گلها، زنده یاد "اسدالله ملک" از همه جوان تر بود. او از آخرین شاگردانِ ویولن استاد "ابوالحسن صبا" بود که در واپسین سال های حیاتِ استاد، از او مشقِ نوازندگی می گرفت. بر این اساس، از نخستین نسلِ شاگردان ویولن "صبا" بین ۲۰ تا ۳۰ سال کوچک تر بود. استاد "اسدالله ملک" در خاندانی اهل هنر پرورده شده و برادر بزرگش "حسین ملک" سنتورنوازی شناخته شده بود. وی به هنرستان موسیقی رفته و از محضرِ اساتیدی چون "روح الله خالقی" بهره مند شده است. اما به نظر می رسد که ویولن نوازی را بیش از همه نزد شادروان "شاپور نیاکان" آموخته باشد، چرا که علاوه بر گواهی برخی آگاهان، نشانه هایی از تاثیر نوازندگی این هنرمند کمتر شناخته شده را در سبک شخصی استاد "ملک" می توان شنید.
مجموعِ این عواملِ او را همچون دیگرِ ویولن نوازانِ آن عصرِ رادیو، به بلوغِ زودرس هنری رسانید؛ چنان که بر اساس گفته ها در ۱۷سالگی با دو ساز ویولن و کمانچه وارد ارکسترهای رادیو شد و در خارج از رادیو هم فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد که از جمله ی آنها، تدریس در هنرستان موسیقی و تشکیل ارکستری کوچک به همراه روانشاد "جلال ذوالفنون" بود. گفته می شود که او در ۱۷سالگی قطعه مشهور «گریه لیلی» را با کوک ابداعی «ر ـ می ـ دو ـ لا» در مایه دشتی ساخت که قطعه ای نسبتاً دشوار به شمار می رود و نواختنِ آن همچنان در دوره عالی ویولن نوازی ایرانی بسیار رایج است. گفتنی ست که پس از قطعه معروف «کاروان»، اثر استاد "صبا" که در مایه دشتی اجرا شده است، «گریه لیلی» تنها قطعه ویولن ایرانی است که در آن از تکنیک پیزیکاتو،_ نواختن ویولن بدون استفاده از آرشه و تنها با انگشتان دست_ استفاده ای مشخص و مستقل شده است؛ چنان که پس از هر بند، یک جمله ی پایه، مرتباً با این تکنیک تکرار می شود.
یادآوری باید کرد که به غیر از استاد "صبا" که قطعاتِ متنوعی شاملِ انواعِ چهارمضراب ها و رِنگ ها و اتودها برای ویولن ساخت و نوشت، دیگر ویولن نوازانِ ایرانی به ندرت به نوشتن قطعه ای مستقل برای ویولن دست زده اند. در این بین شاید بتوان تنها از استاد "علی تجویدی یاد کرد که چند قطعه - از جمله چهارمضراب »رقص پروانه» - برای ویولن نوشت. با این حساب، استاد "ملک" از معدود کسانی است که قطعه هایی مستقل و سر و شکل دار برای ویولن ایرانی نواخت و نوشت.
شادروان "ملک" در اندک مدتی به یکی از ستاره های رادیو تبدیل و همنوازِ بزرگانی همچون "حسین تهرانی"، "احمد عبادی" و "جلیل شهناز" شد که هر یک در نوازندگی به دوره ی قبل از او مربوط می شدند. گفتنی اینکه استاد "حسین تهرانی" جدا از همراهی با ویولن استاد "صبا"، به ندرت در کنار ویولن نواز دیگری ضرب گرفته است و این خود نشان دیگری است از شایستگی های نهفته استاد "اسدالله ملک".
او به آوازِ بسیاری از خوانندگانِ طرازِ اولِ رادیو هم جواب داده که بیش از همه، آثار مشترکش با زنده نام "محمود محمودی خوانساری" زبانزد است و تصنیف «مرغ شباهنگ» در «مایه افشاری» با اجرای این دو هنرمند همچنان شنیدنی است.
استاد "ملک" در تکنوازی ویولن سبکی پرآرایه و پرتزیین - و تا حدی شلوغ - داشت که با تشبیهی بصری می توان آن را به نقاشی های رنگارنگ و پرپیچ و تاب مکتب های باروک و روکوکو در هنر غرب مانند کرد. انگشت های او که گویی به سیم های ساز چسبیده بود و بیش از سه میلیمتر از آنها فاصله نمی گرفت، هیچ از حرکت بازنمی ایستاد و مدام با سرعتی عجیب از سیمی به سیم دیگر می رفت و نغمه هایی لبریز از انواعِ جزییات و ریزه کاری ها به گوش می رساند. وفور استفاده از صدای واخوان از شاخص ترین ویژگی های شیوه اوست. همچنین در تکنوازی ایشان می توان تاثیر جملات بداهه نوازی های "حبیب الله بدیعی" و "پرویز یاحقی" را ردیابی کرد. با این همه، نمی توان منکر استقلال شیوه شخصی او شد؛ چرا که همه این تاثیرات را از صافی ذوق خویش می گذراند و مُهرِ شیوه ی خود را پای آنها می نهاد. در ساز او نه از متانت و صلابت ساز "بدیعی" نشانی هست و نه از طنین و تنوع ساز "یاحقی"؛ "ملک" سازِ سرخوشانه و لغزنده خود را می زد. او حتی در به دست گرفتنِ ساز هم هیچ در بند قواعد کلاسیک و فرنگی نبود. ساز را با نوک چانه روی شانه نگه می داشت و آرشه را هم، قدری بالاتر از پاشنه آن، با شست و سه انگشت بزرگ در دست می گرفت و غالباً با همان نیمه بالایی آرشه کار خود را پیش می برد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#شیر_کو_بیکس
۲ می۱۹۴۰ سلیمانیه - ۴ آگوست ۲۰۱۳ سوئد
#دفتر_شعر_جهان
از میان نوشتهها، سرودهها و داستانهای کردی و از میان شاعران گذشته کردستان چون احمد خانی، نالی، مولوی کرد و مستوره اردلان به شاعری برمیخوریم که همچون معاصرانش عبدالله پشیو، هژار و هیمن نوازشگر روح کردستان و ادبیات جهان است.
شیرکو بیکس شاعر معاصر کرد و برنده جایزه انجمن قلم سوئد(کورت توخولسکی)
کسی که ضرورت تحول و نوگرایی در شعر کردی را درک کرد و با خلق آثاری ناب ادبیات کردی را وارد مرحله نوینی کرد و توانست شعر کردی را به مرزهای تازهای از ادبیات جهانی برساند.
شیرکو در خانوادهای مبارز در سلیمانیه به دنیا آمد و مانند پدر شاعرش فائق، بارها به جمع مبارزان علیه حکومت (صدام) پیوست.
او عضو کانون نویسندگان کردستان و سوئد و نماینده پارلمان کردستان بود.
چندی نیز در مسند وزارت فرهنگ خدمت کرد. اما بخاطر نقض دمکراسی و حقوق بشر تاب نیاورد و استعفا داد و با تشکیل نهادهای مدنی و موسسات انتشاراتی تحول و نوگرایی را در کردستان گسترش داد.
از شیرکو ۳۸ دفتر شعر منتشر شده که به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شده است و در کتابهای آموزشی چند کشور از جمله آمریکا و کانادا برای تدریس گنجانده شده است.
شیرکوه در وصیت نامهاش میخواهد که برای او اشک نریزند و به جای آن موسیقی بنوازند و نیز میخواهد که در جوار یادمان شهدای ۱۹۶۳ سلیمانیه به خاکش بسپارند. او در دفتر شعر «بوسههای شیرین» مرگ خویش را با تولد چند شعر زیبا اینچنین توصیف میکند:
"کبک به هنگامه مردن
چند نغمه به جای میگذارد
بر کوهستان....
زنبور به هنگامه مردن
چند بوسه شیرین
به یادگار
برای باغ
طاووس...
چند پر رنگارنگ
برای گلدان
و آهو....
مُشکی
و آنگاه که من مردم
برای شما و کردستان
چند قطعه شعر ظریف و زیبا
به یادگار خواهم گذاشت"
عربی بنویس
پس از فاجعه حلبچه
شکایتی بلند بالا
نوشتم از برای خدا
آن را پیش از هر کس
نزد درختی خواندم
درخت گریست
در همان حوالی پرندەای نامهبر گفت:
آنکه پیغامت رساند کیست؟
اگر امید در من بستی که ببرم
به عرش خدا نرسم من
شب هنگام
فرشتهی سیاهپوش شعرم گفت:
غمت مباد
من میرسانمش تا بالا تا عرش
اما قولت نمیدهم
که جواب نامه را بگیرم
خدای بزرگ را که میبیند؟
تو خودت میدانی
گفتم : سپاس
حالا تو بپر
فرشته الهام پرید
و با خود برد دادنامهام را
روز دگر که بازگشت
دبیر درجه چهار بارگاه خدا
عبید نام
پایین دادنامهام به عربی نوشته بود:
عربی بنویس احمق
اینجا کسی کُردی نمیداند
به دست خدا نمیرسد
#شیرکو_بیکس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#شیر_کو_بیکس
۲ می۱۹۴۰ سلیمانیه - ۴ آگوست ۲۰۱۳ سوئد
#دفتر_شعر_جهان
از میان نوشتهها، سرودهها و داستانهای کردی و از میان شاعران گذشته کردستان چون احمد خانی، نالی، مولوی کرد و مستوره اردلان به شاعری برمیخوریم که همچون معاصرانش عبدالله پشیو، هژار و هیمن نوازشگر روح کردستان و ادبیات جهان است.
شیرکو بیکس شاعر معاصر کرد و برنده جایزه انجمن قلم سوئد(کورت توخولسکی)
کسی که ضرورت تحول و نوگرایی در شعر کردی را درک کرد و با خلق آثاری ناب ادبیات کردی را وارد مرحله نوینی کرد و توانست شعر کردی را به مرزهای تازهای از ادبیات جهانی برساند.
شیرکو در خانوادهای مبارز در سلیمانیه به دنیا آمد و مانند پدر شاعرش فائق، بارها به جمع مبارزان علیه حکومت (صدام) پیوست.
او عضو کانون نویسندگان کردستان و سوئد و نماینده پارلمان کردستان بود.
چندی نیز در مسند وزارت فرهنگ خدمت کرد. اما بخاطر نقض دمکراسی و حقوق بشر تاب نیاورد و استعفا داد و با تشکیل نهادهای مدنی و موسسات انتشاراتی تحول و نوگرایی را در کردستان گسترش داد.
از شیرکو ۳۸ دفتر شعر منتشر شده که به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شده است و در کتابهای آموزشی چند کشور از جمله آمریکا و کانادا برای تدریس گنجانده شده است.
شیرکوه در وصیت نامهاش میخواهد که برای او اشک نریزند و به جای آن موسیقی بنوازند و نیز میخواهد که در جوار یادمان شهدای ۱۹۶۳ سلیمانیه به خاکش بسپارند. او در دفتر شعر «بوسههای شیرین» مرگ خویش را با تولد چند شعر زیبا اینچنین توصیف میکند:
"کبک به هنگامه مردن
چند نغمه به جای میگذارد
بر کوهستان....
زنبور به هنگامه مردن
چند بوسه شیرین
به یادگار
برای باغ
طاووس...
چند پر رنگارنگ
برای گلدان
و آهو....
مُشکی
و آنگاه که من مردم
برای شما و کردستان
چند قطعه شعر ظریف و زیبا
به یادگار خواهم گذاشت"
عربی بنویس
پس از فاجعه حلبچه
شکایتی بلند بالا
نوشتم از برای خدا
آن را پیش از هر کس
نزد درختی خواندم
درخت گریست
در همان حوالی پرندەای نامهبر گفت:
آنکه پیغامت رساند کیست؟
اگر امید در من بستی که ببرم
به عرش خدا نرسم من
شب هنگام
فرشتهی سیاهپوش شعرم گفت:
غمت مباد
من میرسانمش تا بالا تا عرش
اما قولت نمیدهم
که جواب نامه را بگیرم
خدای بزرگ را که میبیند؟
تو خودت میدانی
گفتم : سپاس
حالا تو بپر
فرشته الهام پرید
و با خود برد دادنامهام را
روز دگر که بازگشت
دبیر درجه چهار بارگاه خدا
عبید نام
پایین دادنامهام به عربی نوشته بود:
عربی بنویس احمق
اینجا کسی کُردی نمیداند
به دست خدا نمیرسد
#شیرکو_بیکس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_اسدالله_ملک
در میان مشاهیرِ ویولن نوازی رادیو و برنامه ی فاخر گلها، زنده یاد "اسدالله ملک" از همه جوان تر بود. او از آخرین شاگردانِ ویولن استاد "ابوالحسن صبا" بود که در واپسین سال های حیاتِ استاد، از او مشقِ نوازندگی می گرفت. بر این اساس، از نخستین نسلِ شاگردان ویولن "صبا" بین ۲۰ تا ۳۰ سال کوچک تر بود. استاد "اسدالله ملک" در خاندانی اهل هنر پرورده شده و برادر بزرگش "حسین ملک" سنتورنوازی شناخته شده بود. وی به هنرستان موسیقی رفته و از محضرِ اساتیدی چون "روح الله خالقی" بهره مند شده است. اما به نظر می رسد که ویولن نوازی را بیش از همه نزد شادروان "شاپور نیاکان" آموخته باشد، چرا که علاوه بر گواهی برخی آگاهان، نشانه هایی از تاثیر نوازندگی این هنرمند کمتر شناخته شده را در سبک شخصی استاد "ملک" می توان شنید.
مجموعِ این عواملِ او را همچون دیگرِ ویولن نوازانِ آن عصرِ رادیو، به بلوغِ زودرس هنری رسانید؛ چنان که بر اساس گفته ها در ۱۷سالگی با دو ساز ویولن و کمانچه وارد ارکسترهای رادیو شد و در خارج از رادیو هم فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد که از جمله ی آنها، تدریس در هنرستان موسیقی و تشکیل ارکستری کوچک به همراه روانشاد "جلال ذوالفنون" بود. گفته می شود که او در ۱۷سالگی قطعه مشهور «گریه لیلی» را با کوک ابداعی «ر ـ می ـ دو ـ لا» در مایه دشتی ساخت که قطعه ای نسبتاً دشوار به شمار می رود و نواختنِ آن همچنان در دوره عالی ویولن نوازی ایرانی بسیار رایج است. گفتنی ست که پس از قطعه معروف «کاروان»، اثر استاد "صبا" که در مایه دشتی اجرا شده است، «گریه لیلی» تنها قطعه ویولن ایرانی است که در آن از تکنیک پیزیکاتو،_ نواختن ویولن بدون استفاده از آرشه و تنها با انگشتان دست_ استفاده ای مشخص و مستقل شده است؛ چنان که پس از هر بند، یک جمله ی پایه، مرتباً با این تکنیک تکرار می شود.
یادآوری باید کرد که به غیر از استاد "صبا" که قطعاتِ متنوعی شاملِ انواعِ چهارمضراب ها و رِنگ ها و اتودها برای ویولن ساخت و نوشت، دیگر ویولن نوازانِ ایرانی به ندرت به نوشتن قطعه ای مستقل برای ویولن دست زده اند. در این بین شاید بتوان تنها از استاد "علی تجویدی یاد کرد که چند قطعه - از جمله چهارمضراب »رقص پروانه» - برای ویولن نوشت. با این حساب، استاد "ملک" از معدود کسانی است که قطعه هایی مستقل و سر و شکل دار برای ویولن ایرانی نواخت و نوشت.
شادروان "ملک" در اندک مدتی به یکی از ستاره های رادیو تبدیل و همنوازِ بزرگانی همچون "حسین تهرانی"، "احمد عبادی" و "جلیل شهناز" شد که هر یک در نوازندگی به دوره ی قبل از او مربوط می شدند. گفتنی اینکه استاد "حسین تهرانی" جدا از همراهی با ویولن استاد "صبا"، به ندرت در کنار ویولن نواز دیگری ضرب گرفته است و این خود نشان دیگری است از شایستگی های نهفته استاد "اسدالله ملک".
او به آوازِ بسیاری از خوانندگانِ طرازِ اولِ رادیو هم جواب داده که بیش از همه، آثار مشترکش با زنده نام "محمود محمودی خوانساری" زبانزد است و تصنیف «مرغ شباهنگ» در «مایه افشاری» با اجرای این دو هنرمند همچنان شنیدنی است.
استاد "ملک" در تکنوازی ویولن سبکی پرآرایه و پرتزیین - و تا حدی شلوغ - داشت که با تشبیهی بصری می توان آن را به نقاشی های رنگارنگ و پرپیچ و تاب مکتب های باروک و روکوکو در هنر غرب مانند کرد. انگشت های او که گویی به سیم های ساز چسبیده بود و بیش از سه میلیمتر از آنها فاصله نمی گرفت، هیچ از حرکت بازنمی ایستاد و مدام با سرعتی عجیب از سیمی به سیم دیگر می رفت و نغمه هایی لبریز از انواعِ جزییات و ریزه کاری ها به گوش می رساند. وفور استفاده از صدای واخوان از شاخص ترین ویژگی های شیوه اوست. همچنین در تکنوازی ایشان می توان تاثیر جملات بداهه نوازی های "حبیب الله بدیعی" و "پرویز یاحقی" را ردیابی کرد. با این همه، نمی توان منکر استقلال شیوه شخصی او شد؛ چرا که همه این تاثیرات را از صافی ذوق خویش می گذراند و مُهرِ شیوه ی خود را پای آنها می نهاد. در ساز او نه از متانت و صلابت ساز "بدیعی" نشانی هست و نه از طنین و تنوع ساز "یاحقی"؛ "ملک" سازِ سرخوشانه و لغزنده خود را می زد. او حتی در به دست گرفتنِ ساز هم هیچ در بند قواعد کلاسیک و فرنگی نبود. ساز را با نوک چانه روی شانه نگه می داشت و آرشه را هم، قدری بالاتر از پاشنه آن، با شست و سه انگشت بزرگ در دست می گرفت و غالباً با همان نیمه بالایی آرشه کار خود را پیش می برد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_اسدالله_ملک
در میان مشاهیرِ ویولن نوازی رادیو و برنامه ی فاخر گلها، زنده یاد "اسدالله ملک" از همه جوان تر بود. او از آخرین شاگردانِ ویولن استاد "ابوالحسن صبا" بود که در واپسین سال های حیاتِ استاد، از او مشقِ نوازندگی می گرفت. بر این اساس، از نخستین نسلِ شاگردان ویولن "صبا" بین ۲۰ تا ۳۰ سال کوچک تر بود. استاد "اسدالله ملک" در خاندانی اهل هنر پرورده شده و برادر بزرگش "حسین ملک" سنتورنوازی شناخته شده بود. وی به هنرستان موسیقی رفته و از محضرِ اساتیدی چون "روح الله خالقی" بهره مند شده است. اما به نظر می رسد که ویولن نوازی را بیش از همه نزد شادروان "شاپور نیاکان" آموخته باشد، چرا که علاوه بر گواهی برخی آگاهان، نشانه هایی از تاثیر نوازندگی این هنرمند کمتر شناخته شده را در سبک شخصی استاد "ملک" می توان شنید.
مجموعِ این عواملِ او را همچون دیگرِ ویولن نوازانِ آن عصرِ رادیو، به بلوغِ زودرس هنری رسانید؛ چنان که بر اساس گفته ها در ۱۷سالگی با دو ساز ویولن و کمانچه وارد ارکسترهای رادیو شد و در خارج از رادیو هم فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد که از جمله ی آنها، تدریس در هنرستان موسیقی و تشکیل ارکستری کوچک به همراه روانشاد "جلال ذوالفنون" بود. گفته می شود که او در ۱۷سالگی قطعه مشهور «گریه لیلی» را با کوک ابداعی «ر ـ می ـ دو ـ لا» در مایه دشتی ساخت که قطعه ای نسبتاً دشوار به شمار می رود و نواختنِ آن همچنان در دوره عالی ویولن نوازی ایرانی بسیار رایج است. گفتنی ست که پس از قطعه معروف «کاروان»، اثر استاد "صبا" که در مایه دشتی اجرا شده است، «گریه لیلی» تنها قطعه ویولن ایرانی است که در آن از تکنیک پیزیکاتو،_ نواختن ویولن بدون استفاده از آرشه و تنها با انگشتان دست_ استفاده ای مشخص و مستقل شده است؛ چنان که پس از هر بند، یک جمله ی پایه، مرتباً با این تکنیک تکرار می شود.
یادآوری باید کرد که به غیر از استاد "صبا" که قطعاتِ متنوعی شاملِ انواعِ چهارمضراب ها و رِنگ ها و اتودها برای ویولن ساخت و نوشت، دیگر ویولن نوازانِ ایرانی به ندرت به نوشتن قطعه ای مستقل برای ویولن دست زده اند. در این بین شاید بتوان تنها از استاد "علی تجویدی یاد کرد که چند قطعه - از جمله چهارمضراب »رقص پروانه» - برای ویولن نوشت. با این حساب، استاد "ملک" از معدود کسانی است که قطعه هایی مستقل و سر و شکل دار برای ویولن ایرانی نواخت و نوشت.
شادروان "ملک" در اندک مدتی به یکی از ستاره های رادیو تبدیل و همنوازِ بزرگانی همچون "حسین تهرانی"، "احمد عبادی" و "جلیل شهناز" شد که هر یک در نوازندگی به دوره ی قبل از او مربوط می شدند. گفتنی اینکه استاد "حسین تهرانی" جدا از همراهی با ویولن استاد "صبا"، به ندرت در کنار ویولن نواز دیگری ضرب گرفته است و این خود نشان دیگری است از شایستگی های نهفته استاد "اسدالله ملک".
او به آوازِ بسیاری از خوانندگانِ طرازِ اولِ رادیو هم جواب داده که بیش از همه، آثار مشترکش با زنده نام "محمود محمودی خوانساری" زبانزد است و تصنیف «مرغ شباهنگ» در «مایه افشاری» با اجرای این دو هنرمند همچنان شنیدنی است.
استاد "ملک" در تکنوازی ویولن سبکی پرآرایه و پرتزیین - و تا حدی شلوغ - داشت که با تشبیهی بصری می توان آن را به نقاشی های رنگارنگ و پرپیچ و تاب مکتب های باروک و روکوکو در هنر غرب مانند کرد. انگشت های او که گویی به سیم های ساز چسبیده بود و بیش از سه میلیمتر از آنها فاصله نمی گرفت، هیچ از حرکت بازنمی ایستاد و مدام با سرعتی عجیب از سیمی به سیم دیگر می رفت و نغمه هایی لبریز از انواعِ جزییات و ریزه کاری ها به گوش می رساند. وفور استفاده از صدای واخوان از شاخص ترین ویژگی های شیوه اوست. همچنین در تکنوازی ایشان می توان تاثیر جملات بداهه نوازی های "حبیب الله بدیعی" و "پرویز یاحقی" را ردیابی کرد. با این همه، نمی توان منکر استقلال شیوه شخصی او شد؛ چرا که همه این تاثیرات را از صافی ذوق خویش می گذراند و مُهرِ شیوه ی خود را پای آنها می نهاد. در ساز او نه از متانت و صلابت ساز "بدیعی" نشانی هست و نه از طنین و تنوع ساز "یاحقی"؛ "ملک" سازِ سرخوشانه و لغزنده خود را می زد. او حتی در به دست گرفتنِ ساز هم هیچ در بند قواعد کلاسیک و فرنگی نبود. ساز را با نوک چانه روی شانه نگه می داشت و آرشه را هم، قدری بالاتر از پاشنه آن، با شست و سه انگشت بزرگ در دست می گرفت و غالباً با همان نیمه بالایی آرشه کار خود را پیش می برد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_نیوایج
#معرفی_آلبوم_پژواکهای_عشق
#عمر_اکرم
"عمر اکرم"، پیانیست و آهنگسازِ افغان_ آمریکایی در سال ۲۰۱۳ میلادی و در پنجاه و پنجمین دوره از مراسمِ معتبرِ «موسیقی گرمی مشهور به گرامافون»، جایزه بهترین آلبوم ( نیوایج ) یا «موسیقی عصر جدید» را برای آلبوم «پژواک های عشق» دریافت نمود. این اولین جایزه از معتبرترین مراسمِ موسیقی غرب برای یک آهنگسازِ فارسی زبان از افغانستان است. اهالی دنیای موسیقی در غرب و مطبوعات آن، از جایزه گرمی به عنوان «اسکار موسیقی» یاد می کنند و آن را حتی مهم تراز اُسکار در سینما می دانند.
«پژواک های عشق»، چهارمین آلبوم موسیقی بی کلام است که به گفته خود "عمر اکرم"، بیش از دو سال روی نت موسیقی و تنظیم آلبومِ آن کار کرده و در سال ۲۰۱۲ کامل شد. سه آلبوم قبلی او بنام های «عقیق آتش » در ۲۰۰۲، «آزاد همچمون پرنده» در ۲۰۰۴ و آلبوم «سفر اسرار آمیز » که در سال ۲۰۰۷ ارائه نموده است. نوازندگانی که با وی در این چهار آلبوم همکاری کرده اند، "رومان استگنارو" گیتاریستِ پرویی که برای "آندری بوچلی" و "جاش گوربن" می نوازد، "پدرو استاچه" فلوت نواز ونزوئلایی که با "یانی" همکاری دارد، "چارلی بشارت" ویلون نوازِ فلسطینی- آمریکایی و "میلاد یوسفی" طبله نواز افغانستانی است.
"پائولو کوئلیو" نویسنده مشهور برزیلی در سال ۲۰۰۷ در مصاحبه ای با مجله کنسرتو، چاپ برزیل از علاقه خودش به موسیقی بی کلام "عمر اکرم" یاد کرده بود و در آنجا گفته بود که کار های این پیانیست، روح آرامش را در آدم زنده می کند.
"عمر اکرم" از روح عاشقانه، آرام و سرشار از شعر و مکاشفه برخورداراست. موسیقی بی کلام او خود شعر عاشقانه ای است که نیاز به هیچ متن شعری و آواز ندارد. موسیقی او شعر و نجوای دل است.
"عمر" در جایی گفته است که: «همیشه تلاش کردم نت موسیقی را از دل و قلبم بنویسم و هر وقت شروع کردم به نوشتن و تنظیم آن، خودش مثل باران جاری شده و سپس با احساس درونم آن را در پیانو نواخته ام.» او در باره «آلبوم پژواک های عشق» می گوید که این آلبوم ثمره عشق به همسرش "مهری طاهری" و دختر خرد سال اش "آریا" است. این آلبوم دارای دوازده قطعه موسیقی بی کلام است که آهنگساز در آن سیر یک عشق و دلداگی را از آغاز تا انجام بیان می کند.
آلبوم «پژواک های عشق» سرشار ازحس تصویری است. آغاز عشق، باور یافتن و وصل و پیوند دو عاشق در این آلبوم همانند تماشای یک فیلم رمانتیک است.
هر مخاطبی می تواند با شنیدن این آلبوم، فضای تصویری خاصی در ذهن خود حس کند، تصاویر خاطره انگیز، جذاب و عاشقانه ای که "عمر اکرم" آن را با ظرافت و حس عمیق روانشناسانه در موسیقی ایجاد کرده است. با بررسی چند قطعه ازآلبوم پژواک های عشق، تلاش آهنگساز برای تصویر سازی در فضای موسیقی را به خوبی می توان حس کرد.
قطعه اول با نام «پژواک عشق» با یک حس کیهانی همراه است و سپس شروع یک رابطه عاشقانه میان عاشق و معشوق. آهنگساز ترکیب بسیار موزون و زیبایی را با پیانو، ویلون ، فلوت و گیتار و طبلا خلق کرده است و در نیمه این قطعه، نجوای عاشقانه با تک نوازی ویلون و پیانو اوج می گیرد و سپس فرودِ آرام و دلنشین با پیانو و فلوت. این قطعه جرقه یک عشق را بیان می کند و یکی از زیبا ترین قطعات آلبوم است.
قطعه سوم «روز دوست داشتنی» نام دارد که با پیانو، طبلا، گیتار، فلوت و ساکسیفون نواخته شده است. «روز دوست داشتنی» همان روز ملاقات دوباره ی دو عاشق است. در آغاز و میانه این قطعه، آوا و زمزمه کوتاه دو عاشق را می شنوید که با زبان اردو با هم همنوایی دارند و سپس "عمر اکرم" با ترکیب سازها، حس سفر، مکاشفه و سوز و گذاز عاشقانه در دشت و صحرا را ایجاد کرده است. این قطعه ترکیبی از موسیقی شرق و غرب است. قطعه پنجم که «سرانجام خانه» نام دارد حس بازگشت دو عاشق از یک سفر را القا می کند. سفری که در آن به درک و باور رسیده اند.
آهنگساز در این قطعه، گفتگو و سرمستی دو عاشق را در قالب تک نوازی پیانو، گیتار و ویلون نواخته است و با اوج گرفتن ویلون و ساز پرکاشن، موسیقی به اوج مستی می رسد. این قطعه یکی از تصویری و سینمایی ترین قطعات این آلبوم است. قطعه هفتم «روح آزاد» با پیانو شروع می شود. این قطعه تلاش کرده است تا حس غواصی و شنا در اقیانوس را ایجاد کند. شنا و غواصی دو روح عاشق. دیگر ترس و واهمه و اضطراب وجود ندارد. آنچه است حس آزادی دو روح است، حس سبکبالی و یگانگی...
#هر_چند_قطعه_موسیقی_از_هنرمند_
#عمر_اکرم_داشتیم_پیشکش_کردیم
#امیدواریم_لذت_ببرید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_نیوایج
#معرفی_آلبوم_پژواکهای_عشق
#عمر_اکرم
"عمر اکرم"، پیانیست و آهنگسازِ افغان_ آمریکایی در سال ۲۰۱۳ میلادی و در پنجاه و پنجمین دوره از مراسمِ معتبرِ «موسیقی گرمی مشهور به گرامافون»، جایزه بهترین آلبوم ( نیوایج ) یا «موسیقی عصر جدید» را برای آلبوم «پژواک های عشق» دریافت نمود. این اولین جایزه از معتبرترین مراسمِ موسیقی غرب برای یک آهنگسازِ فارسی زبان از افغانستان است. اهالی دنیای موسیقی در غرب و مطبوعات آن، از جایزه گرمی به عنوان «اسکار موسیقی» یاد می کنند و آن را حتی مهم تراز اُسکار در سینما می دانند.
«پژواک های عشق»، چهارمین آلبوم موسیقی بی کلام است که به گفته خود "عمر اکرم"، بیش از دو سال روی نت موسیقی و تنظیم آلبومِ آن کار کرده و در سال ۲۰۱۲ کامل شد. سه آلبوم قبلی او بنام های «عقیق آتش » در ۲۰۰۲، «آزاد همچمون پرنده» در ۲۰۰۴ و آلبوم «سفر اسرار آمیز » که در سال ۲۰۰۷ ارائه نموده است. نوازندگانی که با وی در این چهار آلبوم همکاری کرده اند، "رومان استگنارو" گیتاریستِ پرویی که برای "آندری بوچلی" و "جاش گوربن" می نوازد، "پدرو استاچه" فلوت نواز ونزوئلایی که با "یانی" همکاری دارد، "چارلی بشارت" ویلون نوازِ فلسطینی- آمریکایی و "میلاد یوسفی" طبله نواز افغانستانی است.
"پائولو کوئلیو" نویسنده مشهور برزیلی در سال ۲۰۰۷ در مصاحبه ای با مجله کنسرتو، چاپ برزیل از علاقه خودش به موسیقی بی کلام "عمر اکرم" یاد کرده بود و در آنجا گفته بود که کار های این پیانیست، روح آرامش را در آدم زنده می کند.
"عمر اکرم" از روح عاشقانه، آرام و سرشار از شعر و مکاشفه برخورداراست. موسیقی بی کلام او خود شعر عاشقانه ای است که نیاز به هیچ متن شعری و آواز ندارد. موسیقی او شعر و نجوای دل است.
"عمر" در جایی گفته است که: «همیشه تلاش کردم نت موسیقی را از دل و قلبم بنویسم و هر وقت شروع کردم به نوشتن و تنظیم آن، خودش مثل باران جاری شده و سپس با احساس درونم آن را در پیانو نواخته ام.» او در باره «آلبوم پژواک های عشق» می گوید که این آلبوم ثمره عشق به همسرش "مهری طاهری" و دختر خرد سال اش "آریا" است. این آلبوم دارای دوازده قطعه موسیقی بی کلام است که آهنگساز در آن سیر یک عشق و دلداگی را از آغاز تا انجام بیان می کند.
آلبوم «پژواک های عشق» سرشار ازحس تصویری است. آغاز عشق، باور یافتن و وصل و پیوند دو عاشق در این آلبوم همانند تماشای یک فیلم رمانتیک است.
هر مخاطبی می تواند با شنیدن این آلبوم، فضای تصویری خاصی در ذهن خود حس کند، تصاویر خاطره انگیز، جذاب و عاشقانه ای که "عمر اکرم" آن را با ظرافت و حس عمیق روانشناسانه در موسیقی ایجاد کرده است. با بررسی چند قطعه ازآلبوم پژواک های عشق، تلاش آهنگساز برای تصویر سازی در فضای موسیقی را به خوبی می توان حس کرد.
قطعه اول با نام «پژواک عشق» با یک حس کیهانی همراه است و سپس شروع یک رابطه عاشقانه میان عاشق و معشوق. آهنگساز ترکیب بسیار موزون و زیبایی را با پیانو، ویلون ، فلوت و گیتار و طبلا خلق کرده است و در نیمه این قطعه، نجوای عاشقانه با تک نوازی ویلون و پیانو اوج می گیرد و سپس فرودِ آرام و دلنشین با پیانو و فلوت. این قطعه جرقه یک عشق را بیان می کند و یکی از زیبا ترین قطعات آلبوم است.
قطعه سوم «روز دوست داشتنی» نام دارد که با پیانو، طبلا، گیتار، فلوت و ساکسیفون نواخته شده است. «روز دوست داشتنی» همان روز ملاقات دوباره ی دو عاشق است. در آغاز و میانه این قطعه، آوا و زمزمه کوتاه دو عاشق را می شنوید که با زبان اردو با هم همنوایی دارند و سپس "عمر اکرم" با ترکیب سازها، حس سفر، مکاشفه و سوز و گذاز عاشقانه در دشت و صحرا را ایجاد کرده است. این قطعه ترکیبی از موسیقی شرق و غرب است. قطعه پنجم که «سرانجام خانه» نام دارد حس بازگشت دو عاشق از یک سفر را القا می کند. سفری که در آن به درک و باور رسیده اند.
آهنگساز در این قطعه، گفتگو و سرمستی دو عاشق را در قالب تک نوازی پیانو، گیتار و ویلون نواخته است و با اوج گرفتن ویلون و ساز پرکاشن، موسیقی به اوج مستی می رسد. این قطعه یکی از تصویری و سینمایی ترین قطعات این آلبوم است. قطعه هفتم «روح آزاد» با پیانو شروع می شود. این قطعه تلاش کرده است تا حس غواصی و شنا در اقیانوس را ایجاد کند. شنا و غواصی دو روح عاشق. دیگر ترس و واهمه و اضطراب وجود ندارد. آنچه است حس آزادی دو روح است، حس سبکبالی و یگانگی...
#هر_چند_قطعه_موسیقی_از_هنرمند_
#عمر_اکرم_داشتیم_پیشکش_کردیم
#امیدواریم_لذت_ببرید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#ابراهیم_منصوری
"حسن مشحون" نویسنده، مقامدار فرهنگی گوناگون و موسیقیدان ایرانی، در کتاب تاریخ موسیقی ایران آورده است که: «"ابراهیم منصوری" مردی است متواضع و گوشه گیر و باصفا، وی با تاسیسِ کلاس و تعلیمِ ویولن و اشاعه ی خطِ موسیقی جدید و نوشتنِ ردیفِ تنظیمی خود، با داشتنِ تسلط به نت و ضبطِ ردیف کمانچه ی استاد خود "حسین خان اسماعیل زاده"، خدمت گرانبهایی به موسیقی ملی کرده و از خادمینِ واقعیِ این هنر محسوب می شود. دفاتر ردیفی که این هنرمند شیفته ی موسیقی تهیه کرده، همواره برای پژوهندگان موسیقی ملی، یکی از ماخذِ مورد توجه بوده است.»
"ابراهيم منصوری" در تهران متولد شد، از کودکی به موسیقی علاقه داشت، یکروز زمانی که هنوز ۱۲ سال بیشتر نداشت، در راه مکتب خانه به دنبال نوازنده ای دوره گرد رفته و مدرسه نرفت؛ وقتی پدرش از جریان مطلع شد او را به مدرسه نظام فرستاد. وی نیز زیر نظرِ "غلامرضا سالار معزز" و "سرهنگ مصطفی خان" تعلیم یافت و خط موسیقی را فرا گرفت، مدتی بعد که "محمدعلی شاه قاجار" مجلس را به توپ بست، مدرسه یکسال تعطیل شد. پس از این مدت، مدرسه را در اختیار اداره موزیکِ نظام گذاشتند.
وی در ۱۸ سالگی از موزیکِ نظام استعفا کرد و به کارِ آزاد پرداخت و کلاس جهت تدریس موسیقی باز کرد و با زنده نام استاد "علی اکبرخان شهنازی" همکاری نمود، ردیف های ایشان را به خط نت نوشته، سپس به مطالعه ردیف هایی که "موسی خان معروفی" از ساخته های مرحوم "درویش خان" و "میرزا عبدالله" بود، پرداخته و آنها را به نت درآورد و برای چند قطعه از آنها، اشعاری مناسب انتخاب کرد.
یکی از مزیت های زنده یاد "منصوری" این بود که مانند مرحوم استاد "موسی معروفی" هر چه شنیده یا فراگرفته، ثبت کرده و آثار گذشته را محفوظ داشته است و چون به این کار علاقه مند شده، کوشش زیادی به نواختن ساز، آنهم به صورتِ سولو نکرده و اغلب در ارکستر رادیو می نواخته، یا به تعلیم خوانندگان میپرداخته است. گرچه تکنوازی های ویولن و کمانچه اش با خوانندگانی همچون، "اقبال آذر" و "نکسیا تفرشی"، شاهکار بوده و خواهد بود.
"منصوری" آهنگ های زیادی ساخته است که اغلب آن ها از رادیو پخش شده است. همچنین با شرکتِ بعضی از نوازندگان و خوانندگان صفحاتی ضبط کرده است. نام یکی از تصنیف هایش «پیام عشق» است با شعر "حسین مسرور" که یکی از بهترین تصنیف های شور است. همچنین در اثر همکاری با "علی اکبرخان شهنازی" در سال ۱۳۰۶ سه روی صفحه گرامافون را با آواز "نکیسای تفرشی" روی صفحات گرامافون کمپانی بوليقون، به ضبط رساند.
"منصوری" تصنیف دیگری نیز به نام «مهرجاودانه» در پرده ی ابوعطا ساخته که شعر آن هم از "مسرور" است. وی همواره در قسمت موسیقی رادیو سِمَتِ رسیدگی به کارهای فنی یا آزمایش داوطلبان یا عضویت کمیسیون های موسیقی را داشته است.
او در سال ۱۳۴۸ خورشیدی در گذشت، روحش شاد و نامش جاوید باد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#ابراهیم_منصوری
"حسن مشحون" نویسنده، مقامدار فرهنگی گوناگون و موسیقیدان ایرانی، در کتاب تاریخ موسیقی ایران آورده است که: «"ابراهیم منصوری" مردی است متواضع و گوشه گیر و باصفا، وی با تاسیسِ کلاس و تعلیمِ ویولن و اشاعه ی خطِ موسیقی جدید و نوشتنِ ردیفِ تنظیمی خود، با داشتنِ تسلط به نت و ضبطِ ردیف کمانچه ی استاد خود "حسین خان اسماعیل زاده"، خدمت گرانبهایی به موسیقی ملی کرده و از خادمینِ واقعیِ این هنر محسوب می شود. دفاتر ردیفی که این هنرمند شیفته ی موسیقی تهیه کرده، همواره برای پژوهندگان موسیقی ملی، یکی از ماخذِ مورد توجه بوده است.»
"ابراهيم منصوری" در تهران متولد شد، از کودکی به موسیقی علاقه داشت، یکروز زمانی که هنوز ۱۲ سال بیشتر نداشت، در راه مکتب خانه به دنبال نوازنده ای دوره گرد رفته و مدرسه نرفت؛ وقتی پدرش از جریان مطلع شد او را به مدرسه نظام فرستاد. وی نیز زیر نظرِ "غلامرضا سالار معزز" و "سرهنگ مصطفی خان" تعلیم یافت و خط موسیقی را فرا گرفت، مدتی بعد که "محمدعلی شاه قاجار" مجلس را به توپ بست، مدرسه یکسال تعطیل شد. پس از این مدت، مدرسه را در اختیار اداره موزیکِ نظام گذاشتند.
وی در ۱۸ سالگی از موزیکِ نظام استعفا کرد و به کارِ آزاد پرداخت و کلاس جهت تدریس موسیقی باز کرد و با زنده نام استاد "علی اکبرخان شهنازی" همکاری نمود، ردیف های ایشان را به خط نت نوشته، سپس به مطالعه ردیف هایی که "موسی خان معروفی" از ساخته های مرحوم "درویش خان" و "میرزا عبدالله" بود، پرداخته و آنها را به نت درآورد و برای چند قطعه از آنها، اشعاری مناسب انتخاب کرد.
یکی از مزیت های زنده یاد "منصوری" این بود که مانند مرحوم استاد "موسی معروفی" هر چه شنیده یا فراگرفته، ثبت کرده و آثار گذشته را محفوظ داشته است و چون به این کار علاقه مند شده، کوشش زیادی به نواختن ساز، آنهم به صورتِ سولو نکرده و اغلب در ارکستر رادیو می نواخته، یا به تعلیم خوانندگان میپرداخته است. گرچه تکنوازی های ویولن و کمانچه اش با خوانندگانی همچون، "اقبال آذر" و "نکسیا تفرشی"، شاهکار بوده و خواهد بود.
"منصوری" آهنگ های زیادی ساخته است که اغلب آن ها از رادیو پخش شده است. همچنین با شرکتِ بعضی از نوازندگان و خوانندگان صفحاتی ضبط کرده است. نام یکی از تصنیف هایش «پیام عشق» است با شعر "حسین مسرور" که یکی از بهترین تصنیف های شور است. همچنین در اثر همکاری با "علی اکبرخان شهنازی" در سال ۱۳۰۶ سه روی صفحه گرامافون را با آواز "نکیسای تفرشی" روی صفحات گرامافون کمپانی بوليقون، به ضبط رساند.
"منصوری" تصنیف دیگری نیز به نام «مهرجاودانه» در پرده ی ابوعطا ساخته که شعر آن هم از "مسرور" است. وی همواره در قسمت موسیقی رادیو سِمَتِ رسیدگی به کارهای فنی یا آزمایش داوطلبان یا عضویت کمیسیون های موسیقی را داشته است.
او در سال ۱۳۴۸ خورشیدی در گذشت، روحش شاد و نامش جاوید باد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #موسیقی_ایرانی
#بانو_ملوک_ضرابی
زنده یاد "ملوک ضرابی" یکی ازبانوان پرآوازه موسیقی ایران زمین بود که پس از بانو "قمرالملوک وزیری" پابه عرصه موسیقی گذاشت ودرآن زمان خوش درخشید. او از نوجوانی، فعالیتهای هنری خود را آغاز کرد. اقبال السلطان (استاد آواز نامدار ایرانی) مجاور منزل "ملوك" زندگی ميكرد و هر وقت در منزل، شروع به خواندن ميكرد، "ملوك" هم به وجد می آمد و با باز نمودن پنجره با آواز به او جواب ميداد، تا اينكه بالاخره با مشورت خواهران و در خفا "اقبال السلطان" را به استادی برگزيد و بعد كه در كار خود ورزيده شد، مسئله را هویدا كرد و خواندن را برای مردم شروع نمود.
اما پدرش بسيار متعصب بود، بطوريكه وقتی شنيد دخترش صفحه ای بنام ( عاشقم من منعم نكنيد دردم برسيد) را پر كرده و ميخواهد اين تصنيف را در اختيار مردم بگذارد تصميم گرفت دخترش را بگناه اين جرم، معدوم كند. "ملوک ضرابی" فقط به خواندنش معروف نبود. او صحنه گردان خوبی نیز بود، تنبک می نواخت و با طنز مخصوص خود، مخاطبان را سرگرم می کرد. زنی بود ، خیر خواه جسور و روشن فكر بطوریكه، یكی از اولین هنرپیشه های زنی بود كه روی صحنه تاتر ظاهر شد و صحنه هائی چون خسرو شیرین - عدالت - و لیلی و مجنون را اجرا كرد. وی هميشه ضربش را پشت صندلی می گذاشت و بلافاصله بعد از صرف غذا صندلی را عقب ميزد و با نواختن تنبک، يك يا چند قطعه ضربی ميخواند و از سياست، هنر، موسيقی و حكايات و اتفاقات جالب و شنيدنی سخن می گفت.
او در جوانی دختری بود خوش پوش، خوش رو و خوش بيان، جوانان آرزومند بودند كه با او هم صحبت شوند. او زنی بود نسبت به زندگی بسيار خوشبين و به عقيده او در اين دو روز هستی به غير مستی و عشق به هر چه رو كنی آخرش پشيمانی است. او عاشق نیكوكاری و احسان به هم نوعان بود و چون از داشتن فرزند محروم بود آنچه ميتوانست برای كودكان يتيم انجام ميداد و آنها را نزد خود ميبرد و به پرورش و تربيت آنان همت مي گماشت.
از " حسین طاهرزاده" سپاسگزار بود كه او را خيلی هدايت كرده و از معلم تنبک خود "حاج خان عين الدوله" كه علاوه بر ضرب آهنگهای ضربی را هم به او ياد داده بود هميشه به نیکی یاد می کرد. "ملوك ضرابی" اطلاعات چشمگیری در مورد رديفهای موسيقی ايرانی نداشت اما در خواندن ترانه های ضربی تبحر خاصی داشت.
اولين كنسرت او در دبيرستان فيروز بهرام انجام گرفت كه شروع فعاليت های هنری اوشد و شهرت او از اين دبيرستان آغاز شد. او طبع و نظر بالایی داشت بطوريكه علاقه مند بود كه اسمش فقط در رديف "صبا"، "قمرالملوک وزيری" و ساير استادان بزرگ موسيقی ذكر شود. اولین ترانه ای که در رادیو اجرا کرد، ترانه "کیستی" ساخته "استاد حسین یاحقی" بود که با همکاری استاتید، "مرتضی محجوبی"، "حبیب سماعی"، "ابوالحسن صبا" و "حسین تهرانی" اجرا شد. از آهنگهایی که بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت می توان از "عاشقم من"، "چه خوش صید دلم کردی"، "تو رفتی و عهد خود شکستی" و "خسرو حسن" نام برد.
زنده یاد "ضرابی" درسال ۱۲۸۶ خورشیدی در كاشان به دنیا آمد و در دیماه ۱۳۷۸ در تهران از دنیا رفت. روحش شاد و یادش گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴# #موسیقی_ایرانی
#بانو_ملوک_ضرابی
زنده یاد "ملوک ضرابی" یکی ازبانوان پرآوازه موسیقی ایران زمین بود که پس از بانو "قمرالملوک وزیری" پابه عرصه موسیقی گذاشت ودرآن زمان خوش درخشید. او از نوجوانی، فعالیتهای هنری خود را آغاز کرد. اقبال السلطان (استاد آواز نامدار ایرانی) مجاور منزل "ملوك" زندگی ميكرد و هر وقت در منزل، شروع به خواندن ميكرد، "ملوك" هم به وجد می آمد و با باز نمودن پنجره با آواز به او جواب ميداد، تا اينكه بالاخره با مشورت خواهران و در خفا "اقبال السلطان" را به استادی برگزيد و بعد كه در كار خود ورزيده شد، مسئله را هویدا كرد و خواندن را برای مردم شروع نمود.
اما پدرش بسيار متعصب بود، بطوريكه وقتی شنيد دخترش صفحه ای بنام ( عاشقم من منعم نكنيد دردم برسيد) را پر كرده و ميخواهد اين تصنيف را در اختيار مردم بگذارد تصميم گرفت دخترش را بگناه اين جرم، معدوم كند. "ملوک ضرابی" فقط به خواندنش معروف نبود. او صحنه گردان خوبی نیز بود، تنبک می نواخت و با طنز مخصوص خود، مخاطبان را سرگرم می کرد. زنی بود ، خیر خواه جسور و روشن فكر بطوریكه، یكی از اولین هنرپیشه های زنی بود كه روی صحنه تاتر ظاهر شد و صحنه هائی چون خسرو شیرین - عدالت - و لیلی و مجنون را اجرا كرد. وی هميشه ضربش را پشت صندلی می گذاشت و بلافاصله بعد از صرف غذا صندلی را عقب ميزد و با نواختن تنبک، يك يا چند قطعه ضربی ميخواند و از سياست، هنر، موسيقی و حكايات و اتفاقات جالب و شنيدنی سخن می گفت.
او در جوانی دختری بود خوش پوش، خوش رو و خوش بيان، جوانان آرزومند بودند كه با او هم صحبت شوند. او زنی بود نسبت به زندگی بسيار خوشبين و به عقيده او در اين دو روز هستی به غير مستی و عشق به هر چه رو كنی آخرش پشيمانی است. او عاشق نیكوكاری و احسان به هم نوعان بود و چون از داشتن فرزند محروم بود آنچه ميتوانست برای كودكان يتيم انجام ميداد و آنها را نزد خود ميبرد و به پرورش و تربيت آنان همت مي گماشت.
از " حسین طاهرزاده" سپاسگزار بود كه او را خيلی هدايت كرده و از معلم تنبک خود "حاج خان عين الدوله" كه علاوه بر ضرب آهنگهای ضربی را هم به او ياد داده بود هميشه به نیکی یاد می کرد. "ملوك ضرابی" اطلاعات چشمگیری در مورد رديفهای موسيقی ايرانی نداشت اما در خواندن ترانه های ضربی تبحر خاصی داشت.
اولين كنسرت او در دبيرستان فيروز بهرام انجام گرفت كه شروع فعاليت های هنری اوشد و شهرت او از اين دبيرستان آغاز شد. او طبع و نظر بالایی داشت بطوريكه علاقه مند بود كه اسمش فقط در رديف "صبا"، "قمرالملوک وزيری" و ساير استادان بزرگ موسيقی ذكر شود. اولین ترانه ای که در رادیو اجرا کرد، ترانه "کیستی" ساخته "استاد حسین یاحقی" بود که با همکاری استاتید، "مرتضی محجوبی"، "حبیب سماعی"، "ابوالحسن صبا" و "حسین تهرانی" اجرا شد. از آهنگهایی که بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت می توان از "عاشقم من"، "چه خوش صید دلم کردی"، "تو رفتی و عهد خود شکستی" و "خسرو حسن" نام برد.
زنده یاد "ضرابی" درسال ۱۲۸۶ خورشیدی در كاشان به دنیا آمد و در دیماه ۱۳۷۸ در تهران از دنیا رفت. روحش شاد و یادش گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ملل
#اولافور_آرنالدز
"اولافور آرنالدز" آهنگساز و نوازنده ی پیانو، درام و گیتارِ معروف اهلِ حومه شهر ريكجاويك از کشورِ ایسلند است. وی که توانایی نواختنِ چندین ساز را دارد، متولد سال ۱۹۸۶ است و از سن ۱۴ سالگی، گام به دنیای موسیقی نهاده است. موسیقی او تلفیقی از سازهای زهی و پیانو، موسیقی کلاسیک و پاپ و تا حد زیادی امبینت و الکترونیک است.
وی در سال ۲۰۰۹ با همراهی "جنوس راسموسن" یک پروژه موسیقی تکنوی تجربی را با نام «کیاسموس» آغاز کرد که تا به امروز ۴ آلبوم تحت این پروژه منتشر کرده است. او همچنین سابقه آهنگسازی برای ۷ فیلم سینمایی را در کارنامه خود دارد که بهخاطر فیلم «برودچرچ» موفق به کسب «جایزه بافتا» شد. یکی دیگر از دلایل شهرتِ «آرنالدز»، کنسرتها و اجرای موسیقی پرشوری است که مخاطبان را تحت تاثیر قرار میدهد. او در سال ۱۳۹۶در تالار اندیشه حوزه هنری تهران به اجرای موسیقی پرداخت که استقبال فوقالعادهای از آن به عمل آمد.
"اولافور" در این کنسرت با اجرای یک نت (نت سی) برای حاضران از آنها خواست تا با صدای شان او را همراهی کنند و پس از آن مانند دیگر آثارش ضمن ضبط این صدا و تبدیل آن به یک افکت موسیقایی، پرفورمنس خود را آغاز کرد. موسیقی ای که در این برنامه "اولافور آرنالدز" اجرا کرد موسیقی نئوکلاسیک با رگه هایی از امبیانت الکترونیک و موسیقی مینیمال بود. علاوه بر این، در برخی قسمت ها با استفاده از تبلت ریتم هایی را پخش و روی آن فضا سازی کرد که نشان از هماهنگی ویژه بین او و دیگر نوازندگان داشت.
"اولافور آرنالدز" در سال ٢٠٠٤ يك قطعه برای مقدمه و دو قطعه برای پايان آلبوم «آنتيگونه» از گروه هوی متال «شال بورن» نوشت. او در فيسبوك خود از تجربه آشنايیاش با اين گروه نوشت: «من در يك گروه موسيقی متال، درامز مینواختم كه توری را برای اين گروه آلمانی در ايسلند برگزار كرديم. اين گروه طرفداران زيادی داشت. يك بار دموی يكی از قطعاتم را كه در سبك پراگرسيو راك بود و در خانه ساخته بودم، به اعضای اين گروه دادم. چند ماه بعد آنها با من تماس گرفتند تا چند قطعه برای مقدمه و پايان آلبوم تازهشان بنويسم اما اين قطعات بايد برای پيانو اهنگسازی میشد. اينگونه بود كه من نخستين قطعه موسيقی كلاسيكام را نوشتم.»
اين آلبوم با موفقيت چشمگيری در جامعه اروپايی روبهرو شد. وی در ۲۰۰۸ نخستين آلبوم سولوی خود را با عنوان «ستایش تکامل» منتشر كرد. در همان سال او به همراه يكی از گروههای همشهریاش به نام «سيگور راس» كه يك گروه پراگرسيو راك است، تور كنسرتهايی را برگزار كرد. علاوه بر اين به همراه گروه «شال بورن» در دومين تجربه ی همكاری با این گروه «آلبوم نماد» را منتشر كرد.
📚🤔
🔴#موسیقی_ملل
#اولافور_آرنالدز
"اولافور آرنالدز" آهنگساز و نوازنده ی پیانو، درام و گیتارِ معروف اهلِ حومه شهر ريكجاويك از کشورِ ایسلند است. وی که توانایی نواختنِ چندین ساز را دارد، متولد سال ۱۹۸۶ است و از سن ۱۴ سالگی، گام به دنیای موسیقی نهاده است. موسیقی او تلفیقی از سازهای زهی و پیانو، موسیقی کلاسیک و پاپ و تا حد زیادی امبینت و الکترونیک است.
وی در سال ۲۰۰۹ با همراهی "جنوس راسموسن" یک پروژه موسیقی تکنوی تجربی را با نام «کیاسموس» آغاز کرد که تا به امروز ۴ آلبوم تحت این پروژه منتشر کرده است. او همچنین سابقه آهنگسازی برای ۷ فیلم سینمایی را در کارنامه خود دارد که بهخاطر فیلم «برودچرچ» موفق به کسب «جایزه بافتا» شد. یکی دیگر از دلایل شهرتِ «آرنالدز»، کنسرتها و اجرای موسیقی پرشوری است که مخاطبان را تحت تاثیر قرار میدهد. او در سال ۱۳۹۶در تالار اندیشه حوزه هنری تهران به اجرای موسیقی پرداخت که استقبال فوقالعادهای از آن به عمل آمد.
"اولافور" در این کنسرت با اجرای یک نت (نت سی) برای حاضران از آنها خواست تا با صدای شان او را همراهی کنند و پس از آن مانند دیگر آثارش ضمن ضبط این صدا و تبدیل آن به یک افکت موسیقایی، پرفورمنس خود را آغاز کرد. موسیقی ای که در این برنامه "اولافور آرنالدز" اجرا کرد موسیقی نئوکلاسیک با رگه هایی از امبیانت الکترونیک و موسیقی مینیمال بود. علاوه بر این، در برخی قسمت ها با استفاده از تبلت ریتم هایی را پخش و روی آن فضا سازی کرد که نشان از هماهنگی ویژه بین او و دیگر نوازندگان داشت.
"اولافور آرنالدز" در سال ٢٠٠٤ يك قطعه برای مقدمه و دو قطعه برای پايان آلبوم «آنتيگونه» از گروه هوی متال «شال بورن» نوشت. او در فيسبوك خود از تجربه آشنايیاش با اين گروه نوشت: «من در يك گروه موسيقی متال، درامز مینواختم كه توری را برای اين گروه آلمانی در ايسلند برگزار كرديم. اين گروه طرفداران زيادی داشت. يك بار دموی يكی از قطعاتم را كه در سبك پراگرسيو راك بود و در خانه ساخته بودم، به اعضای اين گروه دادم. چند ماه بعد آنها با من تماس گرفتند تا چند قطعه برای مقدمه و پايان آلبوم تازهشان بنويسم اما اين قطعات بايد برای پيانو اهنگسازی میشد. اينگونه بود كه من نخستين قطعه موسيقی كلاسيكام را نوشتم.»
اين آلبوم با موفقيت چشمگيری در جامعه اروپايی روبهرو شد. وی در ۲۰۰۸ نخستين آلبوم سولوی خود را با عنوان «ستایش تکامل» منتشر كرد. در همان سال او به همراه يكی از گروههای همشهریاش به نام «سيگور راس» كه يك گروه پراگرسيو راك است، تور كنسرتهايی را برگزار كرد. علاوه بر اين به همراه گروه «شال بورن» در دومين تجربه ی همكاری با این گروه «آلبوم نماد» را منتشر كرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_اسدالله_ملک
در میان مشاهیرِ ویولن نوازی رادیو و برنامه ی فاخر گلها، زنده یاد "اسدالله ملک" از همه جوان تر بود. او از آخرین شاگردانِ ویولن استاد "ابوالحسن صبا" بود که در واپسین سال های حیاتِ استاد، از او مشقِ نوازندگی می گرفت. بر این اساس، از نخستین نسلِ شاگردان ویولن "صبا" بین ۲۰ تا ۳۰ سال کوچک تر بود. استاد "اسدالله ملک" در خاندانی اهل هنر پرورده شده و برادر بزرگش "حسین ملک" سنتورنوازی شناخته شده بود. وی به هنرستان موسیقی رفته و از محضرِ اساتیدی چون "روح الله خالقی" بهره مند شده است. اما به نظر می رسد که ویولن نوازی را بیش از همه نزد شادروان "شاپور نیاکان" آموخته باشد، چرا که علاوه بر گواهی برخی آگاهان، نشانه هایی از تاثیر نوازندگی این هنرمند کمتر شناخته شده را در سبک شخصی استاد "ملک" می توان شنید.
مجموعِ این عواملِ او را همچون دیگرِ ویولن نوازانِ آن عصرِ رادیو، به بلوغِ زودرس هنری رسانید؛ چنان که بر اساس گفته ها در ۱۷سالگی با دو ساز ویولن و کمانچه وارد ارکسترهای رادیو شد و در خارج از رادیو هم فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد که از جمله ی آنها، تدریس در هنرستان موسیقی و تشکیل ارکستری کوچک به همراه روانشاد "جلال ذوالفنون" بود. گفته می شود که او در ۱۷سالگی قطعه مشهور «گریه لیلی» را با کوک ابداعی «ر ـ می ـ دو ـ لا» در مایه دشتی ساخت که قطعه ای نسبتاً دشوار به شمار می رود و نواختنِ آن همچنان در دوره عالی ویولن نوازی ایرانی بسیار رایج است. گفتنی ست که پس از قطعه معروف «کاروان»، اثر استاد "صبا" که در مایه دشتی اجرا شده است، «گریه لیلی» تنها قطعه ویولن ایرانی است که در آن از تکنیک پیزیکاتو،_ نواختن ویولن بدون استفاده از آرشه و تنها با انگشتان دست_ استفاده ای مشخص و مستقل شده است؛ چنان که پس از هر بند، یک جمله ی پایه، مرتباً با این تکنیک تکرار می شود.
یادآوری باید کرد که به غیر از استاد "صبا" که قطعاتِ متنوعی شاملِ انواعِ چهارمضراب ها و رِنگ ها و اتودها برای ویولن ساخت و نوشت، دیگر ویولن نوازانِ ایرانی به ندرت به نوشتن قطعه ای مستقل برای ویولن دست زده اند. در این بین شاید بتوان تنها از استاد "علی تجویدی یاد کرد که چند قطعه - از جمله چهارمضراب »رقص پروانه» - برای ویولن نوشت. با این حساب، استاد "ملک" از معدود کسانی است که قطعه هایی مستقل و سر و شکل دار برای ویولن ایرانی نواخت و نوشت.
شادروان "ملک" در اندک مدتی به یکی از ستاره های رادیو تبدیل و همنوازِ بزرگانی همچون "حسین تهرانی"، "احمد عبادی" و "جلیل شهناز" شد که هر یک در نوازندگی به دوره ی قبل از او مربوط می شدند. گفتنی اینکه استاد "حسین تهرانی" جدا از همراهی با ویولن استاد "صبا"، به ندرت در کنار ویولن نواز دیگری ضرب گرفته است و این خود نشان دیگری است از شایستگی های نهفته استاد "اسدالله ملک".
او به آوازِ بسیاری از خوانندگانِ طرازِ اولِ رادیو هم جواب داده که بیش از همه، آثار مشترکش با زنده نام "محمود محمودی خوانساری" زبانزد است و تصنیف «مرغ شباهنگ» در «مایه افشاری» با اجرای این دو هنرمند همچنان شنیدنی است.
استاد "ملک" در تکنوازی ویولن سبکی پرآرایه و پرتزیین - و تا حدی شلوغ - داشت که با تشبیهی بصری می توان آن را به نقاشی های رنگارنگ و پرپیچ و تاب مکتب های باروک و روکوکو در هنر غرب مانند کرد. انگشت های او که گویی به سیم های ساز چسبیده بود و بیش از سه میلیمتر از آنها فاصله نمی گرفت، هیچ از حرکت بازنمی ایستاد و مدام با سرعتی عجیب از سیمی به سیم دیگر می رفت و نغمه هایی لبریز از انواعِ جزییات و ریزه کاری ها به گوش می رساند. وفور استفاده از صدای واخوان از شاخص ترین ویژگی های شیوه اوست. همچنین در تکنوازی ایشان می توان تاثیر جملات بداهه نوازی های "حبیب الله بدیعی" و "پرویز یاحقی" را ردیابی کرد. با این همه، نمی توان منکر استقلال شیوه شخصی او شد؛ چرا که همه این تاثیرات را از صافی ذوق خویش می گذراند و مُهرِ شیوه ی خود را پای آنها می نهاد. در ساز او نه از متانت و صلابت ساز "بدیعی" نشانی هست و نه از طنین و تنوع ساز "یاحقی"؛ "ملک" سازِ سرخوشانه و لغزنده خود را می زد. او حتی در به دست گرفتنِ ساز هم هیچ در بند قواعد کلاسیک و فرنگی نبود. ساز را با نوک چانه روی شانه نگه می داشت و آرشه را هم، قدری بالاتر از پاشنه آن، با شست و سه انگشت بزرگ در دست می گرفت و غالباً با همان نیمه بالایی آرشه کار خود را پیش می برد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_اسدالله_ملک
در میان مشاهیرِ ویولن نوازی رادیو و برنامه ی فاخر گلها، زنده یاد "اسدالله ملک" از همه جوان تر بود. او از آخرین شاگردانِ ویولن استاد "ابوالحسن صبا" بود که در واپسین سال های حیاتِ استاد، از او مشقِ نوازندگی می گرفت. بر این اساس، از نخستین نسلِ شاگردان ویولن "صبا" بین ۲۰ تا ۳۰ سال کوچک تر بود. استاد "اسدالله ملک" در خاندانی اهل هنر پرورده شده و برادر بزرگش "حسین ملک" سنتورنوازی شناخته شده بود. وی به هنرستان موسیقی رفته و از محضرِ اساتیدی چون "روح الله خالقی" بهره مند شده است. اما به نظر می رسد که ویولن نوازی را بیش از همه نزد شادروان "شاپور نیاکان" آموخته باشد، چرا که علاوه بر گواهی برخی آگاهان، نشانه هایی از تاثیر نوازندگی این هنرمند کمتر شناخته شده را در سبک شخصی استاد "ملک" می توان شنید.
مجموعِ این عواملِ او را همچون دیگرِ ویولن نوازانِ آن عصرِ رادیو، به بلوغِ زودرس هنری رسانید؛ چنان که بر اساس گفته ها در ۱۷سالگی با دو ساز ویولن و کمانچه وارد ارکسترهای رادیو شد و در خارج از رادیو هم فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد که از جمله ی آنها، تدریس در هنرستان موسیقی و تشکیل ارکستری کوچک به همراه روانشاد "جلال ذوالفنون" بود. گفته می شود که او در ۱۷سالگی قطعه مشهور «گریه لیلی» را با کوک ابداعی «ر ـ می ـ دو ـ لا» در مایه دشتی ساخت که قطعه ای نسبتاً دشوار به شمار می رود و نواختنِ آن همچنان در دوره عالی ویولن نوازی ایرانی بسیار رایج است. گفتنی ست که پس از قطعه معروف «کاروان»، اثر استاد "صبا" که در مایه دشتی اجرا شده است، «گریه لیلی» تنها قطعه ویولن ایرانی است که در آن از تکنیک پیزیکاتو،_ نواختن ویولن بدون استفاده از آرشه و تنها با انگشتان دست_ استفاده ای مشخص و مستقل شده است؛ چنان که پس از هر بند، یک جمله ی پایه، مرتباً با این تکنیک تکرار می شود.
یادآوری باید کرد که به غیر از استاد "صبا" که قطعاتِ متنوعی شاملِ انواعِ چهارمضراب ها و رِنگ ها و اتودها برای ویولن ساخت و نوشت، دیگر ویولن نوازانِ ایرانی به ندرت به نوشتن قطعه ای مستقل برای ویولن دست زده اند. در این بین شاید بتوان تنها از استاد "علی تجویدی یاد کرد که چند قطعه - از جمله چهارمضراب »رقص پروانه» - برای ویولن نوشت. با این حساب، استاد "ملک" از معدود کسانی است که قطعه هایی مستقل و سر و شکل دار برای ویولن ایرانی نواخت و نوشت.
شادروان "ملک" در اندک مدتی به یکی از ستاره های رادیو تبدیل و همنوازِ بزرگانی همچون "حسین تهرانی"، "احمد عبادی" و "جلیل شهناز" شد که هر یک در نوازندگی به دوره ی قبل از او مربوط می شدند. گفتنی اینکه استاد "حسین تهرانی" جدا از همراهی با ویولن استاد "صبا"، به ندرت در کنار ویولن نواز دیگری ضرب گرفته است و این خود نشان دیگری است از شایستگی های نهفته استاد "اسدالله ملک".
او به آوازِ بسیاری از خوانندگانِ طرازِ اولِ رادیو هم جواب داده که بیش از همه، آثار مشترکش با زنده نام "محمود محمودی خوانساری" زبانزد است و تصنیف «مرغ شباهنگ» در «مایه افشاری» با اجرای این دو هنرمند همچنان شنیدنی است.
استاد "ملک" در تکنوازی ویولن سبکی پرآرایه و پرتزیین - و تا حدی شلوغ - داشت که با تشبیهی بصری می توان آن را به نقاشی های رنگارنگ و پرپیچ و تاب مکتب های باروک و روکوکو در هنر غرب مانند کرد. انگشت های او که گویی به سیم های ساز چسبیده بود و بیش از سه میلیمتر از آنها فاصله نمی گرفت، هیچ از حرکت بازنمی ایستاد و مدام با سرعتی عجیب از سیمی به سیم دیگر می رفت و نغمه هایی لبریز از انواعِ جزییات و ریزه کاری ها به گوش می رساند. وفور استفاده از صدای واخوان از شاخص ترین ویژگی های شیوه اوست. همچنین در تکنوازی ایشان می توان تاثیر جملات بداهه نوازی های "حبیب الله بدیعی" و "پرویز یاحقی" را ردیابی کرد. با این همه، نمی توان منکر استقلال شیوه شخصی او شد؛ چرا که همه این تاثیرات را از صافی ذوق خویش می گذراند و مُهرِ شیوه ی خود را پای آنها می نهاد. در ساز او نه از متانت و صلابت ساز "بدیعی" نشانی هست و نه از طنین و تنوع ساز "یاحقی"؛ "ملک" سازِ سرخوشانه و لغزنده خود را می زد. او حتی در به دست گرفتنِ ساز هم هیچ در بند قواعد کلاسیک و فرنگی نبود. ساز را با نوک چانه روی شانه نگه می داشت و آرشه را هم، قدری بالاتر از پاشنه آن، با شست و سه انگشت بزرگ در دست می گرفت و غالباً با همان نیمه بالایی آرشه کار خود را پیش می برد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
از آنجا که زندگی در خاورمیانه تابع قوانین جنگل شروود است. همگی ناگزیر هستیم با فنون محافظت از خود آشنا شویم. در این نوشته قرار است به زبان بسیار ساده به شما طرز تهیه محلول ضدعفونی کننده موثر را آموزش دهم. تا چنانچه با کمبود این مواد، گرانفروشی سودجویان یا موارد دیگر روبه رو شدید بتوانید به سادگی از خودتان محافظت کنید.
قدم اول
قبل از هر ورود به بحث آموزش به خاطر داشته باشید هیچ محلولی جایگزین شستشوی اصولی دست ها نمی شود. و کلیه موادی که به شما معرفی می شود برای استفاده در افراد سالم فاقد بیماری های پوستی، ریوی، اطفال و زنان باردار است. قبل از استفاده از هرگونه ماده ابتدا آن را در ناحیه کوچکی از پوستتان امتحان کنید پس از گذشت چند دقیقه چنانچه حساسیت، قرمزی، تورم، خارش یا هر نوع عارضه دیگری در محل استفاده مشاهد کردید از استفاده محصول اجتناب کنید.
قدم دوم
محلول شما باید دارای سه ویژگی باشد.
گندزدایی موثر (نه معجزه آسا)، سازگاری با پوست، رایحه خوب
مواد گندزدایی که به وفور یافت می شود شامل الکل و وایتکس است. به دلیل کوتاهی و سادگی مطلب از معرفی مواد بیشتر و بحث علمی در مورد شیوه های اثرگذاری آن ها اجتناب می کنم. چنانچه کنجکاوید با یک جستجوی ساده می توانید موارد بیشتری را بیاموزید. وایتکس معمولی دارای غلظت 5 درصد است. برای پوست بسیار محرک است اما در محلول های رقیق آسیبی نمی رساند. منظور از الکل نوع اتیلیک آن است که دو نوع 70 درجه و 96 درجه در بازار یافت می شود. ( از باقی موارد استفاده نکنید)
ماده بعدی نرم کننده است. که می توانید از گلیسیرین خوراکی با پایه گیاهی که در تمام داروخانه ها موجود است استفاده کنید. ژل آلوئه ورا هم به آسانی در داروخانه ها و فروشگاه ها یافت می شود.(از ابداع و ابتکار بپرهیزید پارافین مایع یا سایر روغن ها را به جای گلیسرین به کار نبرید)
از مایع دستشویی یا روغن های گیاهی خوشبو مانند دارچین، اسطوخودوس، رزماری، اکالیپتوس و ... (با رعایت قدم اول) به عنوان رایجه استفاده کنید.
قدم سوم
در وهله اول استفاده از الکل 70 درجه به عنوان ماده پایه توصیه می شود. اگر نبود الکل 96 درجه و در پایان چنانچه هیچ کدام یافت نشد از وایتکس استفاده کنید.
اگر الکل 96 درصد داشتید به الکل 70 درجه تبدیل کنید یعنی هر 73 میلی لیتر الکل 96 درجه با 27 میلی لیتر آب جوشیده سرد شده 100 میلی لیتر الکل 70 درجه به ما می دهد.
به ازا هر 100 میلی لیتر الکل 70 درجه یک قاشق چایخوری گلیسیرین اضافه کرده و چند قطره از ماده خوشبوکننده (روغن یا مایع دستشویی) به آن بیافزایید.
در صورت استفاده از وایتکس به ازا هر لیوان آب جوشیده سرد شده ( تقریبا 250 سی سی) یک قاشق وایتکس ، یک قاشق مرباخوری گلیسیرین و ماده خوشبو کننده اضافه کنید.
قدم آخر
مواد آماده شده را در ظرف رنگی دور از نور آفتاب نگهداری کنید. توصیه می شود محلول گندزدا را برای مصرف یک هفته ای و نه بیشتر تهیه کنید. چند قطعه دستمال را به مواد فوق آغشته کرده و به عنوان دستمال مرطوب گندزدا در کیسه فریزر با خود همراه داشته باشید تا در صورت لزوم از آن به عنوان مایع پاک کننده سطوح در مکان های دیگر استفاده کنید. به خاطر داشته باشید فرآیند نظافت را با افراط و ابتکارهای بیجا به کاری پرخطر تبدیل نکنید محلول های فوق با درصدهای گفته شده کاملا موثر هستند. برای تاکید نهایی باید گفت موثرترین راه پیشگیری، ارتباط حداقلی با دیگران و شستشوی موثر دست هاست. این مطلب را بدون اضافه کردن یا کاستن از محتویات، انجام توصیه های دروغین و یا اغراق (توصیه های فلان دکتر و پروفسور علی الخصوص سمیعی) برای سایر دوستان خود بفرستید.
ارادتمند
#Zartosht
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
از آنجا که زندگی در خاورمیانه تابع قوانین جنگل شروود است. همگی ناگزیر هستیم با فنون محافظت از خود آشنا شویم. در این نوشته قرار است به زبان بسیار ساده به شما طرز تهیه محلول ضدعفونی کننده موثر را آموزش دهم. تا چنانچه با کمبود این مواد، گرانفروشی سودجویان یا موارد دیگر روبه رو شدید بتوانید به سادگی از خودتان محافظت کنید.
قدم اول
قبل از هر ورود به بحث آموزش به خاطر داشته باشید هیچ محلولی جایگزین شستشوی اصولی دست ها نمی شود. و کلیه موادی که به شما معرفی می شود برای استفاده در افراد سالم فاقد بیماری های پوستی، ریوی، اطفال و زنان باردار است. قبل از استفاده از هرگونه ماده ابتدا آن را در ناحیه کوچکی از پوستتان امتحان کنید پس از گذشت چند دقیقه چنانچه حساسیت، قرمزی، تورم، خارش یا هر نوع عارضه دیگری در محل استفاده مشاهد کردید از استفاده محصول اجتناب کنید.
قدم دوم
محلول شما باید دارای سه ویژگی باشد.
گندزدایی موثر (نه معجزه آسا)، سازگاری با پوست، رایحه خوب
مواد گندزدایی که به وفور یافت می شود شامل الکل و وایتکس است. به دلیل کوتاهی و سادگی مطلب از معرفی مواد بیشتر و بحث علمی در مورد شیوه های اثرگذاری آن ها اجتناب می کنم. چنانچه کنجکاوید با یک جستجوی ساده می توانید موارد بیشتری را بیاموزید. وایتکس معمولی دارای غلظت 5 درصد است. برای پوست بسیار محرک است اما در محلول های رقیق آسیبی نمی رساند. منظور از الکل نوع اتیلیک آن است که دو نوع 70 درجه و 96 درجه در بازار یافت می شود. ( از باقی موارد استفاده نکنید)
ماده بعدی نرم کننده است. که می توانید از گلیسیرین خوراکی با پایه گیاهی که در تمام داروخانه ها موجود است استفاده کنید. ژل آلوئه ورا هم به آسانی در داروخانه ها و فروشگاه ها یافت می شود.(از ابداع و ابتکار بپرهیزید پارافین مایع یا سایر روغن ها را به جای گلیسرین به کار نبرید)
از مایع دستشویی یا روغن های گیاهی خوشبو مانند دارچین، اسطوخودوس، رزماری، اکالیپتوس و ... (با رعایت قدم اول) به عنوان رایجه استفاده کنید.
قدم سوم
در وهله اول استفاده از الکل 70 درجه به عنوان ماده پایه توصیه می شود. اگر نبود الکل 96 درجه و در پایان چنانچه هیچ کدام یافت نشد از وایتکس استفاده کنید.
اگر الکل 96 درصد داشتید به الکل 70 درجه تبدیل کنید یعنی هر 73 میلی لیتر الکل 96 درجه با 27 میلی لیتر آب جوشیده سرد شده 100 میلی لیتر الکل 70 درجه به ما می دهد.
به ازا هر 100 میلی لیتر الکل 70 درجه یک قاشق چایخوری گلیسیرین اضافه کرده و چند قطره از ماده خوشبوکننده (روغن یا مایع دستشویی) به آن بیافزایید.
در صورت استفاده از وایتکس به ازا هر لیوان آب جوشیده سرد شده ( تقریبا 250 سی سی) یک قاشق وایتکس ، یک قاشق مرباخوری گلیسیرین و ماده خوشبو کننده اضافه کنید.
قدم آخر
مواد آماده شده را در ظرف رنگی دور از نور آفتاب نگهداری کنید. توصیه می شود محلول گندزدا را برای مصرف یک هفته ای و نه بیشتر تهیه کنید. چند قطعه دستمال را به مواد فوق آغشته کرده و به عنوان دستمال مرطوب گندزدا در کیسه فریزر با خود همراه داشته باشید تا در صورت لزوم از آن به عنوان مایع پاک کننده سطوح در مکان های دیگر استفاده کنید. به خاطر داشته باشید فرآیند نظافت را با افراط و ابتکارهای بیجا به کاری پرخطر تبدیل نکنید محلول های فوق با درصدهای گفته شده کاملا موثر هستند. برای تاکید نهایی باید گفت موثرترین راه پیشگیری، ارتباط حداقلی با دیگران و شستشوی موثر دست هاست. این مطلب را بدون اضافه کردن یا کاستن از محتویات، انجام توصیه های دروغین و یا اغراق (توصیه های فلان دکتر و پروفسور علی الخصوص سمیعی) برای سایر دوستان خود بفرستید.
ارادتمند
#Zartosht
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ فروردین زادروز #شاهین_فرهت
( زاده ۷ فروردین ۱۳۲۶ تهران ) آهنگساز و استاد و مدیر سابق گروه موسیقی دانشگاه تهران
شاهین فرهت فرزند غلامعلی فرهت است. پدرش از شاگردان درویشخان بود و تار مینواخت. او از پنجسالگی فراگیری موسیقی را آغاز کرد و از سیزدهسالگی شروع به نواختنِ پیانو کرد.
شاهین پس از اینکه در مقطع کارشناسی رشتهٔ موسیقی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد، برای ادامهٔ تحصیل به ایالات متحدهٔ آمریکا رفت. او از دانشگاه نیویورک در مقطع کارشناسی ارشد رشتهٔ آهنگسازی مدرک گرفت و فراگیری آهنگسازی را در کلاسهای اِزرا لدرمن (۱۹۲۴–۲۰۱۵)، آهنگساز مطرح آمریکایی، ادامه داد. پس از آن، به دانشگاه استراسبورگ فرانسه رفت و در رشتهٔ آهنگسازی دکتری گرفت. موضوع رسالهٔ دکتریِ او پیرامون آثار آهنگسازان ایرانی بود. فرهت از سال ۱۳۵۵ در گروه آموزشیِ موسیقی دانشگاه تهران تدریس میکند. او همچنین دورهای مدرس موسیقی ایران در سوئد بوده و استاد آکادمی موسیقی این کشور در رشتهٔ آهنگسازی است.
آثار :
فرهت تا کنون بیش از ۸۰ اثر موسیقی در فرمهای مختلف ساختهاست که شامل سمفونیها، کوارتتها و کنسرتوها و چند قطعهٔ دیگر است.
سمفونیها :
فرهت تا کنون ۱۲ سمفونی ساختهاست:
سمفونی شماره ۱: خیام
سمفونی شماره ۲
سمفونی شماره ۳
سمفونی شماره ۴
سمفونی شماره ۵: ایرانی
سمفونی شماره ۶: دماوند
سمفونی شماره ۷: ایران
سمفونی شماره ۸: امام رضا (ع)
سمفونی شماره ۹: خلیج فارس
سمفونی شماره ۱۰: ایثار
سمفونی شماره ۱: پیامبر (ص)
سمفونی شماره ۱۲: تهران
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ فروردین زادروز #شاهین_فرهت
( زاده ۷ فروردین ۱۳۲۶ تهران ) آهنگساز و استاد و مدیر سابق گروه موسیقی دانشگاه تهران
شاهین فرهت فرزند غلامعلی فرهت است. پدرش از شاگردان درویشخان بود و تار مینواخت. او از پنجسالگی فراگیری موسیقی را آغاز کرد و از سیزدهسالگی شروع به نواختنِ پیانو کرد.
شاهین پس از اینکه در مقطع کارشناسی رشتهٔ موسیقی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد، برای ادامهٔ تحصیل به ایالات متحدهٔ آمریکا رفت. او از دانشگاه نیویورک در مقطع کارشناسی ارشد رشتهٔ آهنگسازی مدرک گرفت و فراگیری آهنگسازی را در کلاسهای اِزرا لدرمن (۱۹۲۴–۲۰۱۵)، آهنگساز مطرح آمریکایی، ادامه داد. پس از آن، به دانشگاه استراسبورگ فرانسه رفت و در رشتهٔ آهنگسازی دکتری گرفت. موضوع رسالهٔ دکتریِ او پیرامون آثار آهنگسازان ایرانی بود. فرهت از سال ۱۳۵۵ در گروه آموزشیِ موسیقی دانشگاه تهران تدریس میکند. او همچنین دورهای مدرس موسیقی ایران در سوئد بوده و استاد آکادمی موسیقی این کشور در رشتهٔ آهنگسازی است.
آثار :
فرهت تا کنون بیش از ۸۰ اثر موسیقی در فرمهای مختلف ساختهاست که شامل سمفونیها، کوارتتها و کنسرتوها و چند قطعهٔ دیگر است.
سمفونیها :
فرهت تا کنون ۱۲ سمفونی ساختهاست:
سمفونی شماره ۱: خیام
سمفونی شماره ۲
سمفونی شماره ۳
سمفونی شماره ۴
سمفونی شماره ۵: ایرانی
سمفونی شماره ۶: دماوند
سمفونی شماره ۷: ایران
سمفونی شماره ۸: امام رضا (ع)
سمفونی شماره ۹: خلیج فارس
سمفونی شماره ۱۰: ایثار
سمفونی شماره ۱: پیامبر (ص)
سمفونی شماره ۱۲: تهران
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ آذر زادروز #روزبه_بمانی
( زاده ۷ آذر ۱۳۵۷ ) شاعر، ترانهسرا و خواننده
بمانی، به گفته خودش به هنر علاقهمند است. او در جوانی فوتبال را بهطور جدی دنبال میکرد. عضو تیم جوانان استقلال تهران بود و تا اردوی تیم ملی جوانان ایران در فوتبال رشد کرد، اما فوتبال را ادامه نداد و به تحصیل در رشته مهندسی متالورژی مشغول شد. پس از مدتی از تحصیل در این رشته انصراف داد و دانشجوی رشته مهندسی نرمافزار شد و این رشته را نیز به پایان نرساند. در ادامه به تحصیل در رشته ادبیات فارسی پرداخت، اما پایان آن نامشخص است.
فعالیت حرفهای:
بمانی از نوجوانی به حافظ و سعدی علاقه داشت. او رفته رفته به شعرنو علاقهمند شد و آثار اخوان و فروغ را خواند. در ۱۸ سالگی اولین شعر خود را در قالب شعرنو و تحت تأثیر اشعار سهراب و شاملو نوشت و در ۱۹ سالگی اولین ترانهاش را سرود.
وی در سالهای فعالیتش با بسیاری از خوانندگان مشهور ایران کار کرده و چند بار در نظرسنجیهای معتبر به عنوان «بهترین ترانهسرای سال» دست یافتهاست. او در تیتراژ برخی برنامههای تلویزیونی، از نامهای مستعار «بهزاد بمانی»، «بهروز بمانی» استفاده کردهاست و بسیاری از خوانندگانی که از اشعار و ترانههای وی را خواندهاند، نیز نامهای مستعار وی را به عنوان ترانهسرا درج کردهاند؛ او بعد از سالها موفق شد، در مهرماه ۹۷ آلبوم شخصی خود را با نام «کجا باید برم» منتشر کند.
همسر او، مریم بردباری، نقاش و عکاس است، روزبه فعالیت هنری خود را با بهروز صفاریان آغاز کرده و به عنوان ترانهسرا سابقه همکاری با هنرمندان نامی ایران از جمله معین، داریوش، گوگوش، منصور،سعيد شهروز، محسن چاوشی، بهنام صفوی ، محمد اصفهانی، احسان خواجهامیری، کامران و هومن، محمد علیزاده، فرزاد فرزین، محسن یگانه، مهدی یراحی، کاوه یغمایی، بیژن مرتضوی و پویا را در کارنامه هنری خود دارد.
خوانندگی:
به گفته خودش علاقهای به خوانندگی ندارد و تنها در جوانی وسوسه برخی ترانهها وی را به خوانندگی ترغیب میکرد. در سال ۱۳۸۵ ترانه منو زیر سایه خودت بگیر (سروده خودش) را با همکاری نیما مسیحا و مهدی یراحی اجرا کرد. در سال ۱۳۸۶ تیتراژ برنامه شب شیشهای را با ترانهای از خودش اجرا کرد. همچنین پس از زلزله سال ۱۳۹۱ آذربایجان، دکلمه آوار را به مردم این استان تقدیم کرد.
روزبه بمانی پس از خواندن قطعه کجا باید برم به عنوان تیتراژ و موسیقی متن لاتاری (فیلم ۱۳۹۶) محبوبیت بسیاری کسب کرد.
حضور در تئاتر و سینما:
او که به گفته خودش در دوران نوجوانی نیز تجربههای زیادی در حوزه هنر تئاتر داشتهاست و در نمایش «کسی نیست همه داستانها را به یاد آورد» به نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی رضا حداد در ماه شهریور و مهر ۱۳۹۳ در تماشاخانه ایرانشهر به ایفای نقش پرداخت. این نمایش پیش از این در سال ۱۳۸۲ در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر به صحنه رفت و پس از آن نیز در کشورهای مختلف اجرا شد.
وی سال ۹۴ در فیلم سینمایی ناموفق «ربوده شده» به کارگردانی بیژن میرباقری و با حضور نیکی کریمی به ایفای نقش پرداخت. در این فیلم سینمایی که دوست و همکار قدیمی وی علیرضا افکاری نیز حضور داشت، تعدادی از ترانههای خود را در لابلای فیلم و با صدای خود اجرا کرد. وی همچنین چند قطعه برای سرالر رقص روی شیشه نیز خوانده است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ آذر زادروز #روزبه_بمانی
( زاده ۷ آذر ۱۳۵۷ ) شاعر، ترانهسرا و خواننده
بمانی، به گفته خودش به هنر علاقهمند است. او در جوانی فوتبال را بهطور جدی دنبال میکرد. عضو تیم جوانان استقلال تهران بود و تا اردوی تیم ملی جوانان ایران در فوتبال رشد کرد، اما فوتبال را ادامه نداد و به تحصیل در رشته مهندسی متالورژی مشغول شد. پس از مدتی از تحصیل در این رشته انصراف داد و دانشجوی رشته مهندسی نرمافزار شد و این رشته را نیز به پایان نرساند. در ادامه به تحصیل در رشته ادبیات فارسی پرداخت، اما پایان آن نامشخص است.
فعالیت حرفهای:
بمانی از نوجوانی به حافظ و سعدی علاقه داشت. او رفته رفته به شعرنو علاقهمند شد و آثار اخوان و فروغ را خواند. در ۱۸ سالگی اولین شعر خود را در قالب شعرنو و تحت تأثیر اشعار سهراب و شاملو نوشت و در ۱۹ سالگی اولین ترانهاش را سرود.
وی در سالهای فعالیتش با بسیاری از خوانندگان مشهور ایران کار کرده و چند بار در نظرسنجیهای معتبر به عنوان «بهترین ترانهسرای سال» دست یافتهاست. او در تیتراژ برخی برنامههای تلویزیونی، از نامهای مستعار «بهزاد بمانی»، «بهروز بمانی» استفاده کردهاست و بسیاری از خوانندگانی که از اشعار و ترانههای وی را خواندهاند، نیز نامهای مستعار وی را به عنوان ترانهسرا درج کردهاند؛ او بعد از سالها موفق شد، در مهرماه ۹۷ آلبوم شخصی خود را با نام «کجا باید برم» منتشر کند.
همسر او، مریم بردباری، نقاش و عکاس است، روزبه فعالیت هنری خود را با بهروز صفاریان آغاز کرده و به عنوان ترانهسرا سابقه همکاری با هنرمندان نامی ایران از جمله معین، داریوش، گوگوش، منصور،سعيد شهروز، محسن چاوشی، بهنام صفوی ، محمد اصفهانی، احسان خواجهامیری، کامران و هومن، محمد علیزاده، فرزاد فرزین، محسن یگانه، مهدی یراحی، کاوه یغمایی، بیژن مرتضوی و پویا را در کارنامه هنری خود دارد.
خوانندگی:
به گفته خودش علاقهای به خوانندگی ندارد و تنها در جوانی وسوسه برخی ترانهها وی را به خوانندگی ترغیب میکرد. در سال ۱۳۸۵ ترانه منو زیر سایه خودت بگیر (سروده خودش) را با همکاری نیما مسیحا و مهدی یراحی اجرا کرد. در سال ۱۳۸۶ تیتراژ برنامه شب شیشهای را با ترانهای از خودش اجرا کرد. همچنین پس از زلزله سال ۱۳۹۱ آذربایجان، دکلمه آوار را به مردم این استان تقدیم کرد.
روزبه بمانی پس از خواندن قطعه کجا باید برم به عنوان تیتراژ و موسیقی متن لاتاری (فیلم ۱۳۹۶) محبوبیت بسیاری کسب کرد.
حضور در تئاتر و سینما:
او که به گفته خودش در دوران نوجوانی نیز تجربههای زیادی در حوزه هنر تئاتر داشتهاست و در نمایش «کسی نیست همه داستانها را به یاد آورد» به نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی رضا حداد در ماه شهریور و مهر ۱۳۹۳ در تماشاخانه ایرانشهر به ایفای نقش پرداخت. این نمایش پیش از این در سال ۱۳۸۲ در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر به صحنه رفت و پس از آن نیز در کشورهای مختلف اجرا شد.
وی سال ۹۴ در فیلم سینمایی ناموفق «ربوده شده» به کارگردانی بیژن میرباقری و با حضور نیکی کریمی به ایفای نقش پرداخت. در این فیلم سینمایی که دوست و همکار قدیمی وی علیرضا افکاری نیز حضور داشت، تعدادی از ترانههای خود را در لابلای فیلم و با صدای خود اجرا کرد. وی همچنین چند قطعه برای سرالر رقص روی شیشه نیز خوانده است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_نیوایج🎼
"مایکل کلویتس" (Michael Kollwitz) نوازنده ی ساز "چپمن استیک" که نوعی ساز برقی از خانوادهٔ گیتار است و دارای ۱۰ تا ۱۲ رشته سیم میباشد. آثار "کلویتس" بسیار زیبا و شنیدنی ست که با ساز "چپمن استیک" بسیار حس متفاوتی را به شنونده منتقل می کند. "چپمن استیک" نوعی ساز الکتریکی از خانواده گیتار است که توسط اِمِت چپمن استاد نوازندگی گیتار جز متولد ۱۹۳۶ در اوایل دهه هفتاد میلادی ساخته شد.
برای به صدا درآودرن سیم های "استیک چپمن" نیازی به پیک نبوده و تنها با استفاده از انگشتان امکان پذیر است. "استیک چپمن" دارای محدوده صدایی وسیع و کارایی گسترده به خصوص برای ضبط استودیویی خط ملودی، بیس لاین و اکوردها است و یک گیتاریست حرفه ای به سبب توانایی های آن برای ساخت صدایی نو و متفاوت و ایجاد بافت صدایی پلی فونیک و پوشش همزمان چند قطعه، می تواند شیفته این ساز دشوار شود.
"مایکل کلویتس" یکی از محدود هنرمندان و موزیسین هایی ست که به این ساز تسلط کامل دارد و توانسته است آثاری باکیفیت توسط "چپمن استیک" معرفی و منتشر نماید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_نیوایج🎼
"مایکل کلویتس" (Michael Kollwitz) نوازنده ی ساز "چپمن استیک" که نوعی ساز برقی از خانوادهٔ گیتار است و دارای ۱۰ تا ۱۲ رشته سیم میباشد. آثار "کلویتس" بسیار زیبا و شنیدنی ست که با ساز "چپمن استیک" بسیار حس متفاوتی را به شنونده منتقل می کند. "چپمن استیک" نوعی ساز الکتریکی از خانواده گیتار است که توسط اِمِت چپمن استاد نوازندگی گیتار جز متولد ۱۹۳۶ در اوایل دهه هفتاد میلادی ساخته شد.
برای به صدا درآودرن سیم های "استیک چپمن" نیازی به پیک نبوده و تنها با استفاده از انگشتان امکان پذیر است. "استیک چپمن" دارای محدوده صدایی وسیع و کارایی گسترده به خصوص برای ضبط استودیویی خط ملودی، بیس لاین و اکوردها است و یک گیتاریست حرفه ای به سبب توانایی های آن برای ساخت صدایی نو و متفاوت و ایجاد بافت صدایی پلی فونیک و پوشش همزمان چند قطعه، می تواند شیفته این ساز دشوار شود.
"مایکل کلویتس" یکی از محدود هنرمندان و موزیسین هایی ست که به این ساز تسلط کامل دارد و توانسته است آثاری باکیفیت توسط "چپمن استیک" معرفی و منتشر نماید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_چند_قطعه موسیقی زیبا
پیشکش روح پاکتون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_چند_قطعه موسیقی زیبا
پیشکش روح پاکتون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_چند_قطعه موسیقی زیبا
پیشکش روح پاکتون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_چند_قطعه موسیقی زیبا
پیشکش روح پاکتون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_چند_قطعه موسیقی زیبا
پیشکش روح پاکتون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_چند_قطعه موسیقی زیبا
پیشکش روح پاکتون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_چند_قطعه موسیقی زیبا
پیشکش روح پاکتون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_چند_قطعه موسیقی زیبا
پیشکش روح پاکتون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_چند_قطعه موسیقی زیبا
پیشکش روح پاکتون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_چند_قطعه موسیقی زیبا
پیشکش روح پاکتون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity