ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
💫

روزی که رفتی زیرِ چترش، با خودم گفتم

تا عمر دارم ظلمِ باران را نمی‌بخشم!


#رویا_باقری
@AdabSar
💫

گفتم که چه خواهی که دهم؟ گفت که جان
گفتم که چه خواهی که دهی؟ گفت امان

گفتم که چه گیری ز برم؟ گفت کنار
گفتم که چه داری چو تنم؟ گفت میان

#کمال_خجندی
@AdabSar
آیین جشن مردگان هر سال در نخستین آدینه‌ی پس از سیزده به‌در، در روستای سقندیکلای ساری برگزار می‌شود.
این آیین به‌جا مانده از جشن «فروردینگان» است.

فرستنده: فرشاد
@AdabSar
🌬🌾🍃 @AdabSar

آشنایی با جشن‌های ایرانی
جشن فروردینگان یا فرودگ

در ایران باستان و آیین مزدیسنی زمانی که روز و ماه هم‌نام می‌شدند آن روز را جشن می‌گرفتند و هریک از جشن‌ها به بهانه‌ای برگزار می‌شد.

🍃🍃 نخستین جشن ماهانه(در کنار جشن‌های پرشمار هرماه) در فروردین‌روز از فروردین‌ماه برابر با نوزدهم فروردین در ایران باستان برگزار می‌شد.

🌾🌾 «فرودگ» جشن درگذشتگان و باورمندی به مانایی راستی و درستی است.
در فروردین‌گان ایرانیان برای روان پاک درگذشتگان خود آفرینگان‌خوانی و نیایش می‌کردند. اکنون زرتشتیان همچنان بر این آیین استوارند.
ایرانیان همواره مردمی شادخو بودند و از اندوه و سوگواری دوری می‌کردند و از این‌رو فرودگ نیز به‌گونه‌ی جشن برگزار می‌شد.

☘️☘️ فروردین به چَم(معنی) فَرَوَهَرها و ماهِ فروردین ماهِ فروهرها است. فروردین‌گان نیز جشن ارج نهادن به فروهرها و روان پاک درگذشتگان بود.
بر پایه‌ی باور ایرانیان باستان آدم از پنج بخش ساخته شده است:
روان، جان، فَرَوَشی(خودِ آسمانی)، فرجاد(وجدان) و تن.
فروهر یا فرَوَشی بخشی از بود(وجود) مینوی انسان است که روان نگهبان اوست. روان پس از مرگ به فرَوَشی خود می‌پیوندد.
در باورهای ایرانیان فروهرها یکسره راستی و پاکی‌اند، از یاوران نیروهای اهورایی بشمار می‌آیند و اهورامزدا را در نبرد با اهریمن یاری می‌کنند.

🌱🌱 آنان باور داشتند که در سختی‌ها، ناخوشی‌ها، بیم و هراس باید از فروهرهای نیکان یاد کرد و یاری خواست. همچنین فروهر هر یک از نامداران برای زدایش گزند ویژه‌ای خوانده می‌شود. برای نمونه فروهر جمشید برای زدایش تهی‌دستی و خشکسالی، فروهر فریدون برای زدایش ناخوشی و فروهر گرشاسب برای رویارویی با دشمن و دزد است. فَرَوَشی‌ها خویشکاری(وظیفه) پخش آب را بر دوش دارند. همچنین در نبرد تیشتر(ایزد باران) با دیو اپوش یا دیو خشکسالی یاری‌رسان تیشتر هستند. فروهرها از پیکر گرشاسب نیز که تا هزاره اوشیدرماه در بیهوشی به سر می برد نگهبانی می‌کنند.
ریشه‌ی باور به فَرَوَشی پیش‌زرتشتی و وابسته به زمان آریایی‌ها است.
goo.gl/do74Va

🍀🍀 جشن‌های «فروردینگان» در ماه فروردین و «فروردگان» در واپسین روزهای اسپند(اسفند) هر دو برای فروهر پاک درگذشتگان برگزار می‌شد. «ابوریحان بیرونی» هر دو جشن را به یک نام(فروردینگان) خوانده است. برای آشنایی با جشن فروردگان در اسپندماه به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/10363
✍🏻 #پریسا_امام_وردی
_________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشن‌های ایران‌باستان #هاشم_رضی
۲- بدانیم و سربلند باشیم #منوچهر_منوچهرپور
۳- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان #اردشیر_آذرگشسب
_________
#جشن_های_ایرانی #فروردینگان
@AdabSar
🌬🌾🍃🍂
@AdabSar

* پیکرتراش *

توده‌سنگی را ابرمردی بزرگ
برگرفتی از سرِ کوهی سترگ
تا که آن توده ز جایش بَرکَنَد
از ستیغ کوه پایین آوَرَد
سنگ ناهموار و سنگین و زمخت
سخت دژمانا و انبوه و درشت
مردکی چون دید این هنگامه را
گفت: چون می‌بینم این دیوانه را؟
رفت و پرسیدش: چرا این می‌کُنی؟
خیره‌ای یا کار بیهوده کنی؟
گفت: می‌خواهم ز جایش بَرکَنَم
غلت‌غلتان سوی کارستان بَرم
گفت: از بهر چه این بیهوده‌کار
از تو باید سَر زند ای بردبار؟
گفت: «در خود یک فرشته دارد این
نیک‌پیکر، ماه‌بالا، نازنین
می‌برم تا آن برون آرم از این
دیده بر پندار بگشای و ببین»
مردِ درمانده شگفتی ساز کرد
لب فروبست و دو دیده باز کرد
آهنین‌آهنگِ خوش پیکرتراش
توده می‌آویخت با چنگ و خراش
سنگِ دو چندان ز بالا و برش
هم ز پایَش تاب رفت و هم سرش
اندکی غلتید و گامی رفت پیش
دیلمی هم کار و کوشش کرد بیش
سنگ می‌غلتاند از آن جایگاه
تا که بنشاند وُرا در کارگاه
سنگ چون در کارگاهش آرمید
خستگی از مردِ والا وارهید
بهرِ خوش‌پنداره‌ای مردم‌فریب
کرد آهنگِ چکش آن پُرشکیب
گاه تیشه، گاه پتک و خامه گاه
گاه سوهان از پگه تا شامگاه
مرد بود و سنگ بود و تیشه‌اش
یک‌دم آسوده نشد از پیشه‌اش
کِلکِ نازش روی پیکر می‌خَلید
نرم سوهانش به دیبا می‌کشید
می‌زدود او گرد و خاکِ کار را
آب می‌زد سنگِ گوهروار را
تا که اندام پری آمد پدید
در شگفتی شد هر آن رخسار دید
آفرین گفتند از این شاهکار
زین هنرور وین چنین کلک و نگار:
آفرین زین پیکرِ بی‌کاستی
هرچه زیبایی‌ست از او خاستی
خود چگونه آفریدی این پری
پاک‌اندامی به‌دور از هر بدی؟
گفت: بودی از نخست این خوبرو
هیچ‌چیزی من نیفزودم بر او
من همه افزودگی واپس زدم
خود نمایان آمد این نیکو بُتم

*ارزانیِ میکل‌آنژ - پیکرتراش

سراینده و فرستنده #محمد_پوریان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

مرا تو راحت جانی و من تورا نگران

گناه کیست که من با توام تو با دگران

#فاضل_نظری
@AdabSar
💫

ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی
نه مرغ شب از ناله‌ی من خفت و نه ماهی

چشمی به رهت دوخته‌ام باز که شاید
باز آیی و برهانی‌ام از چشم‌به‌راهی

#شهریار
@AdabSar
💐🌿🍃🌺🍃🌼🌾
🌿🌺🍂
🍃🍂
🌺
🍃
🌼
آموزگاران گرامی!
آموزش کودکان ما ساده است. ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم.
ما اکنون دچار کمبود فراوان آدم‌های توانمند هستیم.
پس خواهشمند است به کودکان ما تنها توانایی زندگی‌کردن را بیاموزید.
به آنها
گذشت را
نوآوری را
سازگاری را
پنداشتن را
شکیبایی را
شاد بودن را
بوییدن گل را
گفتگوکردن را
آواز‌خواندن را
بدگمان نبودن را
خاموش بودن را
دوست داشتن را
پوزش خواستن را
دوستی با زیستگاه را
دویدن و بازی کردن را
شنیدن و گوش دادن را
دوست داشتن جانوران را
خوش آمدن از برگ درخت را
کام بردن از خُنیا(موسیقی) را
راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید.
دلسوزِ فرزندانمان باشید!

فرستنده #یوتاب
#پیام_پارسی
🌼
🍃
🌺
🍂🍃
🌿🌺🍂 @AdabSar
💐🌿🍃🌺🍃🌼🌾
@AdabSar

سايه‌ی بی‌ادبی خیمه چو زد بر سر ما
خارها رُست ز گلزار ادب‌پرورِ ما

دلقكان تكیه چو بر مسند ساقی بزدند
پر شد از باده‌ی آلوده به سم ساغر ما

بس‌كه با صورت حق سيرت باطل دیدیم
جلوه‌ی نورِ خدا هم نشود باور ما

فضل خاموش و مريدانِ فضيحت به خروش
عجب از حوصله‌ی آن كه دهد كیفر ما

#معینی_کرمانشاهی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

چرخ بر هم زنم ار غیرِ مرادم گردد

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

#حافظ
@AdabSar
💫

ای عشق غم تو سوخت بسیار مرا
آویخت مسیح‌وار بر دار مرا

چندان که دلت سوخت بیازار مرا
مگذار مرا ز دست، مگذار مرا

#فریدون_مشیری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar

با لبِ سرخت مرا یاد خدا انداختی
روزگارت خوش که از میخانه مسجد ساختی

روی ماه خویش را در برکه می‌دیدی ولی
سهم ماهی‌های عاشق را چه خوش پرداختی

ما برای باتوبودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل می‌باختی

من به خاک افتادم اما این جوانمردی نبود
می‌توانستی نتازی بر من اما تاختی

ای که گفتی عشق را ازیادبردن سخت نیست
عشق را شاید، ولی هرگز مرا نشناختی

#فاضل_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫


دوای درد مرا هیچ کس نمی‌داند

فقط بگو به طبیبان، دعا کنند مرا!


#مهرانه_جندقی
@AdabSar
💫

نخودی گفت لوبیایی را
کز چه من گِردم این‌چنین تو دراز؟

گفت ما هر دو را بباید پخت
چاره‌ای نیست، با زمانه بساز

#پروین_اعتصامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🌷🌿🌸🍃🌾
🍃🌺🍀🍁🌱
🌿🍂🍃
🌸🌱
🥀

🔸پیوند زناشویی

شما همراه زاده شده‌اید و تا همیشه همراه خواهید بود.
هنگامی که بال‌های سپیدِ مرگ روزهاتان را پریشان می‌کنند همراه خواهید بود.
آری شما در یادِ خاموش خداوند نیز همراه خواهید بود.
ولی در همراهی خود اندازه را نگاه دارید و بگذارید بادهای آسمان در میان شما به رامشگری درآیند.
به‌یکدیگر مهر بورزید‌ ولی از مهر بند مسازید. بگذارید که مهر دریای خروشانی باشد در میان دو کرانه‌ی روان‌های شما.
جام یکدیگر را پر کنید ولی از یک جام منوشید.
از نان خود به یکدیگر بدهید ولی از یک گرده‌ی نان مخورید.
با هم بخوانید و پایکوبی کنید و شادی کنید ولی یکدیگر را تنها بگذارید، همانگونه که تارهای ساز تنها هستند با آن که با یک آهنگ به لرزش درمی‌آیند!
دل خود را به یکدیگر بدهید ولی نه برای نگهداری، زیرا تنها دست زندگی می‌تواند دلهایتان را نگه دارد.
در کنار یکدیگر بایستید ولی نه تنگاتنگ، زیرا که ستون‌های پرستشگاه دور از هم ایستاده‌اند.
و درخت بلوت(بلوط) و درخت سرو در سایه‌ی یکدیگر نمی‌بالند.

#جبران_خلیل_جبران
فرستنده #یوتاب
#پیام_پارسی
🌿
🌸 @AdabSar
🌾
🍃🌺🍂🌱
🌻🌾🍀🌼🌷🍃 
@AdabSar

نفرين به زندگی که تو ماهی من آدمم
نفرين به من که پيش فراوانی‌ات کمم

نفرين به آن که فرق نهاده‌ست بين ما
تا تو بهشت پاکی، تا من جهنمم

نفرين به خلقتی که مرا عرضه کرده است
من که تمام رنجم، من که فقط غمم

آهسته‌تر به زندگی من قدم بنه
من گور دسته‌جمعی گل‌های مريمم

لب‌های من دو مار له‌اند و لورده‌اند
با بوی خون به سينه فرومی‌رود دمم

ای ماه! مهربانی تو می‌خورد مرا
‌ای ماه! من سياه‌دلم از تو می‌رمم

بالابلندِ خوبی، عظمای مرحمت
نفرين به من که پيش فراوانی‌ات کمم

#رضا_محمدی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

صبر است علاج هجر، دانم

اما چه کنم، نمی‌توانم!

#مشتاق_اصفهانی
@AdabSar
💫

ای عشق شکسته‌ایم، مشکن ما را
این گونه به خاک ره میفکن ما را

ما در تو به چشم دوستی می‌بینیم
 ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

#فریدون_مشیری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar

امشب ای ماه به دردِ دلِ من تسکینی
آخر ای ماه تو همدردِ منِ مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم
که تو از دوریِ خورشید چه‌ها می‌بینی

تو هم ای بادیه‌پیمای محبت چون من
سر راحت ننهادی به سرِ بالینی

هرشب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه‌ی مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که توام آینه‌ی بختِ غبارآگینی

باغبان خار ندامت به جگر می‌شکند
برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نیِ محزون مگر از تربت فرهاد دمید
که کند شکوه ز هجران لبِ شیرینی

تو چنین خانه‌کن و دل‌شکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه‌ی توفان‌زده سر خواهی زد
ای پرستو که پیام‌آور فروردینی

شهریارا گر آیین محبت باشد
جاودان زی که به دنیای بهشت آیینی

#شهریار
@AdabSar
💫

چشمت چو کند به روی من ناز

در روی تو دیده چون کنم باز؟

#امیرخسرو_دهلوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar