Forwarded from ادبسار
💫
هیچ نقشی مثل چشمان شما آنتیک نیست
نقش داوینچی هم اینطوری دراماتیک نیست!
موج زلفت در کنار ساحل پیشانیات
چون خلیج فارس یا دریای آتلانتیک نیست؟
تیر چشم و خنجر ابرو و شمشیر نگاه
هیچ تیمی در جهان اینقدر با تکنیک نیست
یوسف روی و دم عیسا و موسا بازویت
بهتر از این در جهان عاشقی تاکتیک نیست
تار زلفت حضرت سعدی به رقص آورده است
شعر حافظ مثل چشمان تو رومانتیک نیست
هرکه مست عشق باشد آنهم از جنس شما
هیچ مستی با فضای مستیاش نزدیک نیست
جان و دل بردهست و حالا قصد دینم میکند
غارت دین است گرچه دلبرم لائيک نیست
مثل وسواسی که حوّا چید سیب ماجرا
بخت من بیتو بهغیر از لحظهای تاریک نیست
سنگدل آخر تو را جا میگذارم میروم
عشق من آنقدرها هم نازنین، فابریک نیست
ماجرا این نیست مردم اشتباهن گفتهاند
اینکه دارد بر لبش خون من است، ماتیک نیست!
#مهدی_رضازاده_لامردی
@AdabSar
هیچ نقشی مثل چشمان شما آنتیک نیست
نقش داوینچی هم اینطوری دراماتیک نیست!
موج زلفت در کنار ساحل پیشانیات
چون خلیج فارس یا دریای آتلانتیک نیست؟
تیر چشم و خنجر ابرو و شمشیر نگاه
هیچ تیمی در جهان اینقدر با تکنیک نیست
یوسف روی و دم عیسا و موسا بازویت
بهتر از این در جهان عاشقی تاکتیک نیست
تار زلفت حضرت سعدی به رقص آورده است
شعر حافظ مثل چشمان تو رومانتیک نیست
هرکه مست عشق باشد آنهم از جنس شما
هیچ مستی با فضای مستیاش نزدیک نیست
جان و دل بردهست و حالا قصد دینم میکند
غارت دین است گرچه دلبرم لائيک نیست
مثل وسواسی که حوّا چید سیب ماجرا
بخت من بیتو بهغیر از لحظهای تاریک نیست
سنگدل آخر تو را جا میگذارم میروم
عشق من آنقدرها هم نازنین، فابریک نیست
ماجرا این نیست مردم اشتباهن گفتهاند
اینکه دارد بر لبش خون من است، ماتیک نیست!
#مهدی_رضازاده_لامردی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
هرچه میآیم به سمتت، دورتر میایستی
پاره کن تسبیح بسمالله را، جن نیستم
روسری را پیش من بالا و پایین کم ببر
آنقدرها هم که میگویند، مومن نیستم!
#میثم_داودی
@AdabSar
هرچه میآیم به سمتت، دورتر میایستی
پاره کن تسبیح بسمالله را، جن نیستم
روسری را پیش من بالا و پایین کم ببر
آنقدرها هم که میگویند، مومن نیستم!
#میثم_داودی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
✒️📰🗞🖋
@AdabSar
آنچه در داستانهای کهن، نوین و ماندگار ایران، افسانههای جاودان، باورهای ریشهدار، چکامه و ادبسار(ادبیات) آرمانخواهانهی ما از گذشته تا کنون دیده میشود، آنچه فردوسی سرود و سعدی نمایاند و آوازی که نیما با فرتابی یافتن(الهام گرفتن) از زیستجهانش و برای آگاهی مردمان سر داد؛ آنچه هنرمندان به نمایش درآوردند، فرزانگان از برایش رنج کشیدند و به پایش ایستادند و مرزهایی که پروینها و سیمینهای ایران شکستند، گویای این است که باید برای آگاهی و والایش خرد و فرهنگ آدمیان کوشید و در برابر نابخردیها ایستاد و آن را فرو ریخت.
مگر کار رسانهها، نویسندگان، روزنامهنگاران و خبرنگاران چیزی جز این میتواند باشد؟
هفدهم امرداد، روز خبرنگار، بر کوشندگان راستین رسانه و نویسندگان کشور فرخنده باد.
#ادبسار
#روز_خبرنگار
@AdabSar
✒️📰🗞🖋
@AdabSar
آنچه در داستانهای کهن، نوین و ماندگار ایران، افسانههای جاودان، باورهای ریشهدار، چکامه و ادبسار(ادبیات) آرمانخواهانهی ما از گذشته تا کنون دیده میشود، آنچه فردوسی سرود و سعدی نمایاند و آوازی که نیما با فرتابی یافتن(الهام گرفتن) از زیستجهانش و برای آگاهی مردمان سر داد؛ آنچه هنرمندان به نمایش درآوردند، فرزانگان از برایش رنج کشیدند و به پایش ایستادند و مرزهایی که پروینها و سیمینهای ایران شکستند، گویای این است که باید برای آگاهی و والایش خرد و فرهنگ آدمیان کوشید و در برابر نابخردیها ایستاد و آن را فرو ریخت.
مگر کار رسانهها، نویسندگان، روزنامهنگاران و خبرنگاران چیزی جز این میتواند باشد؟
هفدهم امرداد، روز خبرنگار، بر کوشندگان راستین رسانه و نویسندگان کشور فرخنده باد.
#ادبسار
#روز_خبرنگار
@AdabSar
✒️📰🗞🖋
Forwarded from ادبسار
🍷💃 @AdabSar
روز رشن است ای نگار دلربای
شاد بنشین و به جام میگرای
#مسعود_سعد_سلمان
🥂 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍻 جشن میخواره
🍷 جشن «بابهخوره» که به آن «بامیخواره» و «میخواره» هم میگویند در هژده(هجده)مین روز ماه پنجم در گاهشماری سغد باستان و ورا رود(ماوراءالنهر) برگزار میشد. روز هژدهم در گاهشمار باستانی ایران یا گاهشمار یزدگردی «رَشَنروز» نام داشت. گاهشماری سُغدی و یزدگردی همگونیهای فراوانی داشتند. «میخواره» از جشنهای باستانی اپاختر خورآیی(شمال شرقی) ایران و سُغد باستان بود.
🍺 جشن بامیخواره ویژهی آشامیدن می و افشرههای گوناگون گیاهان بود ولی بیش از همه و به گفتهی ابوریحان بیرونی در این جشن افشرهی ناب گیاه «هوم»(عصیر) مینوشیدند. هوم، گیاهی ارزشمند و سپند(مقدس) در ایران باستان بود و به آن نوشیدنی جاودانگی یا بیمرگی یا اَمرتَه میگفتند. در هند باستان به آن «سوم/سئومه» میگفتند. در نسک(کتاب) هندی «ریگودا» این نوشیدنی و جام آن نماد جاودانگی بودند.
🍇 همچنین در همین روزها در میان ارمنیان و آشوریان جشن فرخندگی و گرامیداشت انگور برگزار میشود که پیشینهای کهن دارد. این کار در میان ارمنیان به انگیزهی یادبود آسمانی شدن «مریم» برگزار میشد. انگور برای آشوریان همچون گندم باارزش بود زیرا کار آنان کشت انگور بود و نوبرانهی این میوه را با یک آیین دینی همراه میکردند. این آیین سدهها پیش از زایش مسیها(مسیح) در میان آشوریان رواگ(رواج) داشت.
آیین دینی گرامیداشت انگور نوبرانه در میان ارمنیان نیز همچنان دنبال میشود. کهننگاران میگویند این آیین ویژهی انگور است نه می(شراب)!
🍷 جشن انگور آشوریان و ارمنیان با جشن میخواره و جشن امردادگان و نوشیدن گیاه هوم همریشه است زیرا همهی آنها بر پاد(ضد) مرگ و نیستی بودند.
در آیینهای گرامیداشت انگور باور بر این بود که می و انگور گندیدگی و نابودی نمیپذیرند پس ما هم نمیپذیریم.
اکنون "جشن بامیخواره" در شهرهایی از کشور تاجیکستان همچون شهر «دوشنبه» برگزار میشود.
🍻 شگفت آنکه نخستین آدینهی ماه اوت یا آگوست روز جهانی آبجو است. گفته میشود که آبجو شش هزار سال پیش و برای نخستینبار در میانرودان(بینالنهرین) ساخته شده است! در سدههای میانی(قرون وسطا) کشیشان برای اینکه بتوانند روزه بگیرند آبجو مینوشیدند.
🍺 نگارندهی این نوشتار در بنمایهای ندیده است که جشن آبجو را برآمده از جشن کهن میخواره دانسته باشند ولی با نگر(توجه) به همزمانی و همانندی آنان، با نگر به ردپای فرهنگ و باورهای بسیار کهن هندوآریایی در پدید آمدن ترساگری(مسیحیت)، باور به پدید آمدن آبجو در میانرودان و نوشیدن آبجو به انگیزهی تندرستی، تنها میتوان گفت:
«آفتاب آمد دلیل آفتاب»
✍ #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- گاهشماری و جشنهای ایران #هاشم_رضی
۳- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_بامی_خواره #جشن_می_خواره #امردادگان
🍇🍷 @AdabSar
روز رشن است ای نگار دلربای
شاد بنشین و به جام میگرای
#مسعود_سعد_سلمان
🥂 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍻 جشن میخواره
🍷 جشن «بابهخوره» که به آن «بامیخواره» و «میخواره» هم میگویند در هژده(هجده)مین روز ماه پنجم در گاهشماری سغد باستان و ورا رود(ماوراءالنهر) برگزار میشد. روز هژدهم در گاهشمار باستانی ایران یا گاهشمار یزدگردی «رَشَنروز» نام داشت. گاهشماری سُغدی و یزدگردی همگونیهای فراوانی داشتند. «میخواره» از جشنهای باستانی اپاختر خورآیی(شمال شرقی) ایران و سُغد باستان بود.
🍺 جشن بامیخواره ویژهی آشامیدن می و افشرههای گوناگون گیاهان بود ولی بیش از همه و به گفتهی ابوریحان بیرونی در این جشن افشرهی ناب گیاه «هوم»(عصیر) مینوشیدند. هوم، گیاهی ارزشمند و سپند(مقدس) در ایران باستان بود و به آن نوشیدنی جاودانگی یا بیمرگی یا اَمرتَه میگفتند. در هند باستان به آن «سوم/سئومه» میگفتند. در نسک(کتاب) هندی «ریگودا» این نوشیدنی و جام آن نماد جاودانگی بودند.
🍇 همچنین در همین روزها در میان ارمنیان و آشوریان جشن فرخندگی و گرامیداشت انگور برگزار میشود که پیشینهای کهن دارد. این کار در میان ارمنیان به انگیزهی یادبود آسمانی شدن «مریم» برگزار میشد. انگور برای آشوریان همچون گندم باارزش بود زیرا کار آنان کشت انگور بود و نوبرانهی این میوه را با یک آیین دینی همراه میکردند. این آیین سدهها پیش از زایش مسیها(مسیح) در میان آشوریان رواگ(رواج) داشت.
آیین دینی گرامیداشت انگور نوبرانه در میان ارمنیان نیز همچنان دنبال میشود. کهننگاران میگویند این آیین ویژهی انگور است نه می(شراب)!
🍷 جشن انگور آشوریان و ارمنیان با جشن میخواره و جشن امردادگان و نوشیدن گیاه هوم همریشه است زیرا همهی آنها بر پاد(ضد) مرگ و نیستی بودند.
در آیینهای گرامیداشت انگور باور بر این بود که می و انگور گندیدگی و نابودی نمیپذیرند پس ما هم نمیپذیریم.
اکنون "جشن بامیخواره" در شهرهایی از کشور تاجیکستان همچون شهر «دوشنبه» برگزار میشود.
🍻 شگفت آنکه نخستین آدینهی ماه اوت یا آگوست روز جهانی آبجو است. گفته میشود که آبجو شش هزار سال پیش و برای نخستینبار در میانرودان(بینالنهرین) ساخته شده است! در سدههای میانی(قرون وسطا) کشیشان برای اینکه بتوانند روزه بگیرند آبجو مینوشیدند.
🍺 نگارندهی این نوشتار در بنمایهای ندیده است که جشن آبجو را برآمده از جشن کهن میخواره دانسته باشند ولی با نگر(توجه) به همزمانی و همانندی آنان، با نگر به ردپای فرهنگ و باورهای بسیار کهن هندوآریایی در پدید آمدن ترساگری(مسیحیت)، باور به پدید آمدن آبجو در میانرودان و نوشیدن آبجو به انگیزهی تندرستی، تنها میتوان گفت:
«آفتاب آمد دلیل آفتاب»
✍ #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- گاهشماری و جشنهای ایران #هاشم_رضی
۳- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_بامی_خواره #جشن_می_خواره #امردادگان
🍇🍷 @AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🍀🌺
🌸🍀🌺
🍀🌺
🌺
نباید نِهادن دل اندر فریب
که پیشِ فراز اندر آید نشیب
کجا آنکه بَرسود تاجش به ابر
کجا آنکه بودی شکارش هِزَبر
نِهالی همه خاک دارند و خشت
خُنُک آنکه جز تخمِ نیکی نکِشت
#فردوسی
با آرزوی این:
که پدرود بادی تو تا جاوْدان
سر و کار ما باد با بخردان
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸
🌺🌸
🌿🌺🌸
🌼🌿🌺🌸
🌸🍀🌺
🍀🌺
🌺
نباید نِهادن دل اندر فریب
که پیشِ فراز اندر آید نشیب
کجا آنکه بَرسود تاجش به ابر
کجا آنکه بودی شکارش هِزَبر
نِهالی همه خاک دارند و خشت
خُنُک آنکه جز تخمِ نیکی نکِشت
#فردوسی
با آرزوی این:
که پدرود بادی تو تا جاوْدان
سر و کار ما باد با بخردان
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸
🌺🌸
🌿🌺🌸
🌼🌿🌺🌸
Forwarded from ادبسار
Forwarded from فروشگاه ادبسار
این دفتر در بهاران فراپیش یاران نهاده میآید.
امیدم آن است که خوانندگان نمود و نشانی از خرمیهای بهار را در آن بتوانند یافت و دمی چند از دژمیهای روزگار دل بر کنار بتوانند داشت.
باشد که «دستان مستان» بهانهای بهینه بتواند بود مستان فرهنگ و ادب ایران را در شکفتنی بهارآذین و دستانزنیی هَزارآیین. ایدون باد!
📜از دیباچهی دستان مستان
گزیدهی سرودههای میرجلالالدین کزازی
🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
امیدم آن است که خوانندگان نمود و نشانی از خرمیهای بهار را در آن بتوانند یافت و دمی چند از دژمیهای روزگار دل بر کنار بتوانند داشت.
باشد که «دستان مستان» بهانهای بهینه بتواند بود مستان فرهنگ و ادب ایران را در شکفتنی بهارآذین و دستانزنیی هَزارآیین. ایدون باد!
📜از دیباچهی دستان مستان
گزیدهی سرودههای میرجلالالدین کزازی
🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
🔷💠🔹🔹
روز گزارشگر (خبرنگار) پدرام.
نوشتههایتان برآمدن راستینگی و آشکاراندن دردهای کسانی است که نمیتوانند بگویند و فریادشان بیسدا(صدا) است.
گزارشگران پیشاهنگان آوردگاه آگاهی، چشم بینا و زبان گویای مردماند. به راستی چه زیباست اندیشهای که در برابر 🖋 به زانو در آید آنگاه که واژهها به پایکوبی میخیزاند برای گفتن درستی.
فرستنده #بزرگمهر_صالحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
روز گزارشگر (خبرنگار) پدرام.
نوشتههایتان برآمدن راستینگی و آشکاراندن دردهای کسانی است که نمیتوانند بگویند و فریادشان بیسدا(صدا) است.
گزارشگران پیشاهنگان آوردگاه آگاهی، چشم بینا و زبان گویای مردماند. به راستی چه زیباست اندیشهای که در برابر 🖋 به زانو در آید آنگاه که واژهها به پایکوبی میخیزاند برای گفتن درستی.
فرستنده #بزرگمهر_صالحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی واژهی تازی «آخر» کاربردهای گوناگونی در زبان پارسی دارد که به چند نمونهی دیگر آن میپردازیم: 🔻آخر کار = سرانجام، پایان کار ✍ نمونه: 🔺پس از بهشت و جهنم، آخر کار انسان کجاست؟ = پس از بهشت و دوزخ، سرانجام آدمی کجاست؟ 🔺صبر…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تاخر = سپَسی، پَسماندن
✍ نمونه:
🔺تاخر ِفرهنگی پدیدهای جامعهشناختی است =
پسماندگیِ فرهنگی پدیدهای همبودشناختی است
واپسماندگیِ فرهنگی پدیدهای چپیرهشناختی است
🔺کارشناسان تقدم و تاخر نوشته و امضا را تشخیص میدهند =
کارشناسان پیشینگی و سپسیِ نوشته و دستینه را بازمیشناسند
کارشناسان به پیشینگی و سپسیِ نوشته و دستنوشت پی میبرند
🚩دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #تاخر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تاخر = سپَسی، پَسماندن
✍ نمونه:
🔺تاخر ِفرهنگی پدیدهای جامعهشناختی است =
پسماندگیِ فرهنگی پدیدهای همبودشناختی است
واپسماندگیِ فرهنگی پدیدهای چپیرهشناختی است
🔺کارشناسان تقدم و تاخر نوشته و امضا را تشخیص میدهند =
کارشناسان پیشینگی و سپسیِ نوشته و دستینه را بازمیشناسند
کارشناسان به پیشینگی و سپسیِ نوشته و دستنوشت پی میبرند
🚩دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #تاخر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
دیدار ما هرچند دورادور زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چه پنهان درد و دل با تور زیباست
دنیا همیشه دل به خواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها، این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سردِ ماه جور است
اما شبِ چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تارو پود تور زیباست
وقتی که غمهایم غم ِعشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
دیدار ما هرچند دورادور زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چه پنهان درد و دل با تور زیباست
دنیا همیشه دل به خواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها، این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سردِ ماه جور است
اما شبِ چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تارو پود تور زیباست
وقتی که غمهایم غم ِعشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
در خانهی خود نشسته بودم دِلریش
وَز بارِ گُنَه فِکنده بودم سَر پیش
بانگی آمد که غم مخور ای درویش
تو درخورِ خود کنی و ما درخورِ خویش
#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
در خانهی خود نشسته بودم دِلریش
وَز بارِ گُنَه فِکنده بودم سَر پیش
بانگی آمد که غم مخور ای درویش
تو درخورِ خود کنی و ما درخورِ خویش
#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻تاخر = سپَسی، پَسماندن ✍ نمونه: 🔺تاخر ِفرهنگی پدیدهای جامعهشناختی است = پسماندگیِ فرهنگی پدیدهای همبودشناختی است واپسماندگیِ فرهنگی پدیدهای چپیرهشناختی است 🔺کارشناسان تقدم و تاخر نوشته و امضا را تشخیص میدهند =…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تاخیر = واپسماندن، دیرکرد، درنگ
✍ نمونه:
🔺به تأخیر افتادن افتتاحیه تقصیر کیست؟ =
به واپسماندن بازگشایی از کوتاهی کیست؟
دیرکرد در بازگشایی از کوتاهی کیست؟
🔺از تأخیری که داشتم معذرت میخواهم =
از دیرکردی که داشتم پوزش میخواهم
از دیرکردم پوزش میخواهم
ببخشید که دیر کردم
🔺هواپیما با دو ساعت تأخیر پرواز کرد =
هواپیما با دو ساعت دیرکرد پرواز کرد
هواپیما دو ساعت دیرتر پرواز کرد
🔺باید زمان تأخیر را کاهش داد =
باید زمان درنگ را کاهش داد
باید زمان دیرکرد را کاهش داد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #تاخیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تاخیر = واپسماندن، دیرکرد، درنگ
✍ نمونه:
🔺به تأخیر افتادن افتتاحیه تقصیر کیست؟ =
به واپسماندن بازگشایی از کوتاهی کیست؟
دیرکرد در بازگشایی از کوتاهی کیست؟
🔺از تأخیری که داشتم معذرت میخواهم =
از دیرکردی که داشتم پوزش میخواهم
از دیرکردم پوزش میخواهم
ببخشید که دیر کردم
🔺هواپیما با دو ساعت تأخیر پرواز کرد =
هواپیما با دو ساعت دیرکرد پرواز کرد
هواپیما دو ساعت دیرتر پرواز کرد
🔺باید زمان تأخیر را کاهش داد =
باید زمان درنگ را کاهش داد
باید زمان دیرکرد را کاهش داد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #تاخیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما
🔹چندی است که بخشی از زیست و بوم بنچاق خورده و همه زبان به واخواهی گشوده و سرودهی سرایندهی گرانمایه، محمدتقی بهار را همرسانی کردند:
ای دیو سپید پای در بند...
t.me/AdabSar/7606
میگویند بهار برای ستایش چرا از واژهی دیو که نکوهیده است، سود برده است. برخی هم او را به ندانم آلوده کردهاند. باید بنویسم استاد بزرگوار بهار، میدانسته است و آن بخش سپنتای(مقدس) دیو را نگاشته است برای سایهسار قشنگ ایران.
گفتم شاید زیبنده باشد در اینجا همرسانی کنیم.
شمع را تا نفسی هست بجا، باید سوخت
سخت واماندهای از پای خود ای خار برآ #بیدل
🔍 ریشهیابی واژهی «دیو» (dēv) در زبان لکی:
در زبان لکی به درخشندگی و افزایش نور یا آتش که خود موجب درخشش بیشتر میشود، «دیو» میگویند.
برای نمونه «روله پا ا چراخهَ دیو که»
Rula pā a čərāxa dēv ka
فرزندم گدازهی آن چراغ را زیاد کن
🔍 در سنسکریت این واژه به شکل «دیو» (div) و «دیپ» (dip) آمده و به مانک درخشنده است. این واژه در اوستا نیز به نمای «div» است.
واژهی«deva» در سنسکریت نیز ریشه در این واژه دارد و به مانک درخشیدن، هستمندی آسمانی و خداوند است. در دینهای ایرانی و آریایی باستان باشندههای آسمانی و ایزدان را دارای فروزهی درخشندگی میدانستند. برای نمونه در تاق بستان میبینیم که گدازههای نور دور سر ایزدمهر (میترا) را فرا گرفته است و این نشان بر جایگاه خداوندگاری است.
در باورها و اندیشههای ودایی، خدایان سه دستهاند:
دستهی نخست: اسواران که نشاندهندهی پایگاه خسروی هستند.
دستهی دوم: دیوها که خدایانی در جایگاه ارتشتاری و جنگجویی هستند.
دستهی سوم: خدایانی پایینتر هستند که پدیدههای بهنجار را بزرگی میبخشند، مانند اوشاس خدای سپیدهدم.
درگذر این اندیشهها از دینهای باستانیتر به سرزمین ایران فرنام گروه اسوراها به نمای «اهورا» درمیآید که از بزرگترین فرنامهای خدایی در باور ایرانیان است. زرتشت به نبرد با دیوان برمیخیزد و آیین مزداپرستی را در ایران گسترش میدهد. کیش دوایسنی یا دیوپرستی را برانداخت، آنگاه دیو در زبانها و فرهنگهای ایرانی کاربردی یکسره و وارونه یافت و در مانک اهریمن بکار رفت.
آری دیو در باورهای ایرانی همان دیو در باورهای ودائی است که از جایگاه خدایی به درهی پادخدایی رسیده است.
همانگونه که گفته شد نام «دیو» که برای این آفریده به کار میرود به مانک درخشنده است و ریشه در واژهی div به معنی درخشندگی در سنسکریت دارد.
در زبان لکی هنوز هم واژهی آریایی باستانی «دیو» به معنی درخشندگی و شعلهور شدن به شکل «dēv» کاربرد دارد. در زبانهای مرهتی، هندی و پشتو نیز به چراغ «دیوه» (diva) گفته میشود. به نگر میرسد واژهی «دی» (day) در انگلیسی به مانک روز نیز ریشه در این واژه دارد.
🔹بن مایهها:
۱- فرهنگ سنسکریت، نائینی، جلد ۱، برگ ۲۹۲
۲- فرهنگ واژگان اوستا، بهرامی و جنیدی، برگ ۷۳۷
۳- پنج رساله در زبانشناسی، محیالدین مهدی، برگ ۱۴
۴-جستار دیوها از آغاز دیو نبودند، ژاله آموزگار
فرستنده #بزرگمهر_صالحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما
🔹چندی است که بخشی از زیست و بوم بنچاق خورده و همه زبان به واخواهی گشوده و سرودهی سرایندهی گرانمایه، محمدتقی بهار را همرسانی کردند:
ای دیو سپید پای در بند...
t.me/AdabSar/7606
میگویند بهار برای ستایش چرا از واژهی دیو که نکوهیده است، سود برده است. برخی هم او را به ندانم آلوده کردهاند. باید بنویسم استاد بزرگوار بهار، میدانسته است و آن بخش سپنتای(مقدس) دیو را نگاشته است برای سایهسار قشنگ ایران.
گفتم شاید زیبنده باشد در اینجا همرسانی کنیم.
شمع را تا نفسی هست بجا، باید سوخت
سخت واماندهای از پای خود ای خار برآ #بیدل
🔍 ریشهیابی واژهی «دیو» (dēv) در زبان لکی:
در زبان لکی به درخشندگی و افزایش نور یا آتش که خود موجب درخشش بیشتر میشود، «دیو» میگویند.
برای نمونه «روله پا ا چراخهَ دیو که»
Rula pā a čərāxa dēv ka
فرزندم گدازهی آن چراغ را زیاد کن
🔍 در سنسکریت این واژه به شکل «دیو» (div) و «دیپ» (dip) آمده و به مانک درخشنده است. این واژه در اوستا نیز به نمای «div» است.
واژهی«deva» در سنسکریت نیز ریشه در این واژه دارد و به مانک درخشیدن، هستمندی آسمانی و خداوند است. در دینهای ایرانی و آریایی باستان باشندههای آسمانی و ایزدان را دارای فروزهی درخشندگی میدانستند. برای نمونه در تاق بستان میبینیم که گدازههای نور دور سر ایزدمهر (میترا) را فرا گرفته است و این نشان بر جایگاه خداوندگاری است.
در باورها و اندیشههای ودایی، خدایان سه دستهاند:
دستهی نخست: اسواران که نشاندهندهی پایگاه خسروی هستند.
دستهی دوم: دیوها که خدایانی در جایگاه ارتشتاری و جنگجویی هستند.
دستهی سوم: خدایانی پایینتر هستند که پدیدههای بهنجار را بزرگی میبخشند، مانند اوشاس خدای سپیدهدم.
درگذر این اندیشهها از دینهای باستانیتر به سرزمین ایران فرنام گروه اسوراها به نمای «اهورا» درمیآید که از بزرگترین فرنامهای خدایی در باور ایرانیان است. زرتشت به نبرد با دیوان برمیخیزد و آیین مزداپرستی را در ایران گسترش میدهد. کیش دوایسنی یا دیوپرستی را برانداخت، آنگاه دیو در زبانها و فرهنگهای ایرانی کاربردی یکسره و وارونه یافت و در مانک اهریمن بکار رفت.
آری دیو در باورهای ایرانی همان دیو در باورهای ودائی است که از جایگاه خدایی به درهی پادخدایی رسیده است.
همانگونه که گفته شد نام «دیو» که برای این آفریده به کار میرود به مانک درخشنده است و ریشه در واژهی div به معنی درخشندگی در سنسکریت دارد.
در زبان لکی هنوز هم واژهی آریایی باستانی «دیو» به معنی درخشندگی و شعلهور شدن به شکل «dēv» کاربرد دارد. در زبانهای مرهتی، هندی و پشتو نیز به چراغ «دیوه» (diva) گفته میشود. به نگر میرسد واژهی «دی» (day) در انگلیسی به مانک روز نیز ریشه در این واژه دارد.
🔹بن مایهها:
۱- فرهنگ سنسکریت، نائینی، جلد ۱، برگ ۲۹۲
۲- فرهنگ واژگان اوستا، بهرامی و جنیدی، برگ ۷۳۷
۳- پنج رساله در زبانشناسی، محیالدین مهدی، برگ ۱۴
۴-جستار دیوها از آغاز دیو نبودند، ژاله آموزگار
فرستنده #بزرگمهر_صالحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
💫
چگونه شرح دهم بتپرست یعنی چه؟
کسی که دل به تو یک عمر بست یعنی چه؟
برای لحظهی اول که دیدمت ناگاه
نخورده تجربه کردم که مست یعنی چه؟
گذشتی و نگذشتم که خاطرت باشد
کسی که پای دلش ماندهاست یعنی چه؟
گلایه میکند از گریهام خدا اما
زمین نخورده بفهمد شکست یعنی چه؟
تو را که ترک کنم تازه بعد میفهمی
که انتقام من و ضرب شصت یعنی چه؟
#الهام_دیداریان
@AdabSar
چگونه شرح دهم بتپرست یعنی چه؟
کسی که دل به تو یک عمر بست یعنی چه؟
برای لحظهی اول که دیدمت ناگاه
نخورده تجربه کردم که مست یعنی چه؟
گذشتی و نگذشتم که خاطرت باشد
کسی که پای دلش ماندهاست یعنی چه؟
گلایه میکند از گریهام خدا اما
زمین نخورده بفهمد شکست یعنی چه؟
تو را که ترک کنم تازه بعد میفهمی
که انتقام من و ضرب شصت یعنی چه؟
#الهام_دیداریان
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻اقامت= ماندن، ماندگاری، مانِش، بود و باش، باشِش، دِرَنگیدن
🔻اقامت کردن= ماندن، ماندگار شدن، جای گزیدن، زیستن، فروکشیدن، دِرَنگیدن
🔻اقامتگاه= کاژه(کازه)، نشستنگه، مانِشگاه، باشِشگاه، جایباش
🔻اقامتگاه موقت= سپنج
🔻اقامه= برپاداشتن، گزاردن، بجا آوردن
🔻مقیم= مانیشتَک، ماندگار، نشیننده، باشنده، جای گرفته
🔻مقیم شدن= ماندن، ماندگار شدن، جای گزیدن، زیستن، فروکشیدن
🔻مقیمان= ماندگاران، نشینندگان
✍نمونه:
🔺«نشستنگهی» زان میان بازجست
که دارد «نشیننده» را تندرست #نظامی
🔺که گیتی «سپنج» است و جاوید نیست
فری برتر از فر جمشید نیست #فردوسی
🔺گه چاشت چون بود روز دگر
بیامد برهمن ز «کازه» بِهدَر #اسدی
🔺به تماشای هرات رفت در نظرش خوش آمد، آنجا «فروکشید» (تاریخ گزیده)
🔺اجازهی اقامت گرفت=
پروانهی مانِش/ماندن گرفت
🔺اقامتش در قزوین طولانی شد=
باشِشاش/ماندنش در کاسپین به درازا کشید
🔺به ابرقو رفت و در آنجا مقیم شد=
به ابرکوه رفت و در آنجا ماندگار شد/ماند
🔺کسری در برجرد اقامت گزید=
خسرو در پیروزگرد دِرَنگید/جای گزید/ماندگار شد
🔺سالهای آخر عمرش را در اصفهان اقامت داشت=
سالهای پایانی زندگیاش را در اسپهان زیست
🔺برای اقامهی صلات به مسجد رفت=
برای بهجا آوردن نماز به مزگت رفت
برای خواندن نماز به مزگت رفت
برای نمازگزاردن به مزگت رفت
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#اقامت #اقامتگاه #اقامه #مقیم #مقیمان
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻اقامت= ماندن، ماندگاری، مانِش، بود و باش، باشِش، دِرَنگیدن
🔻اقامت کردن= ماندن، ماندگار شدن، جای گزیدن، زیستن، فروکشیدن، دِرَنگیدن
🔻اقامتگاه= کاژه(کازه)، نشستنگه، مانِشگاه، باشِشگاه، جایباش
🔻اقامتگاه موقت= سپنج
🔻اقامه= برپاداشتن، گزاردن، بجا آوردن
🔻مقیم= مانیشتَک، ماندگار، نشیننده، باشنده، جای گرفته
🔻مقیم شدن= ماندن، ماندگار شدن، جای گزیدن، زیستن، فروکشیدن
🔻مقیمان= ماندگاران، نشینندگان
✍نمونه:
🔺«نشستنگهی» زان میان بازجست
که دارد «نشیننده» را تندرست #نظامی
🔺که گیتی «سپنج» است و جاوید نیست
فری برتر از فر جمشید نیست #فردوسی
🔺گه چاشت چون بود روز دگر
بیامد برهمن ز «کازه» بِهدَر #اسدی
🔺به تماشای هرات رفت در نظرش خوش آمد، آنجا «فروکشید» (تاریخ گزیده)
🔺اجازهی اقامت گرفت=
پروانهی مانِش/ماندن گرفت
🔺اقامتش در قزوین طولانی شد=
باشِشاش/ماندنش در کاسپین به درازا کشید
🔺به ابرقو رفت و در آنجا مقیم شد=
به ابرکوه رفت و در آنجا ماندگار شد/ماند
🔺کسری در برجرد اقامت گزید=
خسرو در پیروزگرد دِرَنگید/جای گزید/ماندگار شد
🔺سالهای آخر عمرش را در اصفهان اقامت داشت=
سالهای پایانی زندگیاش را در اسپهان زیست
🔺برای اقامهی صلات به مسجد رفت=
برای بهجا آوردن نماز به مزگت رفت
برای خواندن نماز به مزگت رفت
برای نمازگزاردن به مزگت رفت
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#اقامت #اقامتگاه #اقامه #مقیم #مقیمان
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸