💫
گر چه از من هیچکس غیر از وفاداری ندید
بیوفاییهای این عالم به من هم میرسد
هر کجا سروی به خاک افتاد با خود گفتهام
نوبت هیزم شدن کمکم به من هم میرسد
#مهدی_مظاهری
@AdabSar
گر چه از من هیچکس غیر از وفاداری ندید
بیوفاییهای این عالم به من هم میرسد
هر کجا سروی به خاک افتاد با خود گفتهام
نوبت هیزم شدن کمکم به من هم میرسد
#مهدی_مظاهری
@AdabSar
۲۵۵۹ سال از گام نهادن آرام کوروش به بابِل با پیام آشتی و آزادی برای مردمان دربند گذشت. بر پایهی رویدادنامهی نبونئید، این روز ۵۳۹ پیش از زایش بود.
سالروز پا نهادن او به بابل پس از هزارهها و سدهها در گرامیداشت منش آزادیخواهانهی او به نامش نامگذاری شد.
فرتور(عکس): بازسازی شهر بابِل هنگام درونشد(ورود) کوروش.
#روز_کوروش
✨ @AdabSar ✨
سالروز پا نهادن او به بابل پس از هزارهها و سدهها در گرامیداشت منش آزادیخواهانهی او به نامش نامگذاری شد.
فرتور(عکس): بازسازی شهر بابِل هنگام درونشد(ورود) کوروش.
#روز_کوروش
✨ @AdabSar ✨
Forwarded from ادبسار
اگر خواهیم که فرزندانمان نکو مردان باشند و آراسته به نیکیها، چارهای نیست جز آنکه نیکتر نمونه باشیم بهر ایشان.
و چون فرزندان در برابر خویش جز نیکی نمیبینند، فرومایگی و پستی نمیشناسند و بسویاش گام نمینهند.
#کوروش
برگرفته از: «کوروشنامه» گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۸۶.
فرتور(عکس): تندیس کوروش در گنجینه ملی تاجیکستان
#روز_کوروش
✨ @AdabSar ✨
و چون فرزندان در برابر خویش جز نیکی نمیبینند، فرومایگی و پستی نمیشناسند و بسویاش گام نمینهند.
#کوروش
برگرفته از: «کوروشنامه» گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۸۶.
فرتور(عکس): تندیس کوروش در گنجینه ملی تاجیکستان
#روز_کوروش
✨ @AdabSar ✨
Forwarded from ادبسار
سراسر این شاهنشاهی گسترده با پشتکار و خرد کوروش ساماندهی میشد. او با مردم خود مانند فرزندانش رفتار میکرد و آنان کوروش را همچون پدر خود ارج مینهادند.
برگرفته از «زندگی کوروش» نوشتهی گزنفن
فرتور (عکس): پیکه (تمبر) یادبود کوروش در هندوستان
#روز_کوروش
✨ @AdabSar ✨
برگرفته از «زندگی کوروش» نوشتهی گزنفن
فرتور (عکس): پیکه (تمبر) یادبود کوروش در هندوستان
#روز_کوروش
✨ @AdabSar ✨
Forwarded from ادبسار
💫 @AdabSar 🕊
ده فرمان از فرزندان کوروش
برای زندگی بهتر در پهنه ایران زمین
☘️🌺☘️
۱- ستایش خداوندی؛ نبود بُت.
ما فرزندان کوروش تنها راستی، درستی، روشنی، خداوندی، داد، بخشش و مهربانی و خردورزی را ستایش میکنیم. پس هیچکس یا هیچچیز را ستایش نمیکنیم. ما تنها رفتارها و گفتارهای نیکوی مردمان را ستایش می کنیم.
۲- آموزش خردورزی؛ نبود خشم.
ما هر کسی را شایسته فرزانگی و خردورزی میدانیم. پس هر کسی که خودش نمیداند یا فراموش کرده است را یاری خواهیم کرد تا با آموزش، پس از تنورزی و دلورزی به پلهی خردورزی و فرزانگی برسد. هر کسی هر اندازه هم بدکاره و آسیبرسان باشد، او را نمیرنجانیم و یا دار نمیزنیم. هتا(حتی) اگر کسی نتواند خوب و نیکوکار شود، او را زندانی و در بند نمیکنیم، برای این بیمار زیستگاهی شایسته ولی جدا از دیگران فراهم میکنیم تا به دیگران آسیب نزند. مردم پَتیاره و آسیبرسان را سرزنش نمیکنیم، تنها رفتارها و گفتارهای آسیبرسان و زیانبار آنان را سرزنش میکنیم.
۳- پاکیزگی زیستگاه.
ما زیستگاه و گیتای ناشناخته در پیرامون خود را دوست داریم. آنها را پاکیزه نگه میداریم و در زندگی خود کمترین آسیب را به آنها میزنیم.
۴- بیزاری از جنگ و دشمنی.
ما فرزندان کوروش از هر گونه ستم و جنگ هتا برای دادورزی بیزاریم. اگر کوروش در آن روزگار برای دادورزی ناچار به جنگ بود، امروز با این رسانههای گروهی میتوان بدون جنگ دادورزی نمود. پس از هر گونه جنگ و خونریزی بیزاریم.
۵- کانونگرایی و دوستی با همه.
ما، همه مردم زمین و آسمان را دوست خود میانگاریم و گوناگونی مردمان را میستایم. هر کسی به هر گونهای میتواند بیاندیشد و زندگی کند. پس، گوناگونی پندار به هر گونه پذیرفته است ولی گوناگونی گفتار و رفتار مردمان تا جایی پذیرفته است که با کانون مردمی (قانون ملی) و میانمردمی (بینالمللی) همخوانی داشته باشد. کانون میتواند:
- یکایی یا یگانه باشد و برای هر کسی ویژه خودش باشد.
- میتواند خانوادگی باشد و تا مرز خانواده پیش برود.
- میتواند مردمی باشد و در میان گروهی از مردم گذاشته شود. این کانون مردمی، فرمانی است که نمایندگان مردم با خردورزی آن را بنا مینهند و به رای میگذارند. تنها تا مرز کشور کاربرد دارد.
- کانون میتواند میانمردمی باشد که نمایندگان مردم کشورهای گوناگون آن را بنا مینهند. آشکار است که کانون میانمردمی بر کانون مردمی برتری دارد و کانون مردمی بر کانون خانوادگی برتری دارد و کانون خانوادگی بر کانون یکایی برتری دارد. هیچیک از این کانونها برای همیشه پابرجا و ماندگار نیستند و هر زمانی میتوانند با خردورزی مردمان و نمایندگان راستین آنها بهسازی یا دگرگون شوند.
۶- بیزاری از دلبستگی و دروغ.
ما از هر گونه ناراستی، خمیدگی (آشَخی یا عاشقی)، دلورزی، دلبستگی، وابستگی و کژی مردم در برابر هر کس و هر چیزی بیزاریم. دلورزی نیاز دل است مانند تنورزی (خوردن و خوابیدن) که نیاز تن است. آنها به اندازهای خوب هستند که بتوانیم تندرست و شادمانه زندگی کنیم.
برای رهایی مردم از آشخی، سستی و ناتوانی که مایه دور شدن آنها از خدواندی و خردورزی میشود، میکوشیم.
ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی کژی زاید و کاستی
۷- ستایش آزادی.
ما فرزندان کوروش از هر گونه چاپلوسی، بردگی کردن، بردهداری یا بندهپروری بیزاریم. همه مردم شایسته رسیدن به گام و پله خردورزی هستند. ما خواهان آزادی برای همه هستیم تا بتوانند بزرگ شوند و به خداوندی برسند.
۸- بزرگداشت نوآوری.
ما جایگاه هر کسی را بر پایه آگاهی، توان خردورزی، آفرینش، نوآوری و خداوندی او میسنجیم. از آنجایی که در سرزمین کوروش آموزش و بهداشت برای همه یکسان خواهد بود، کسانی که از تنورزی و دلورزی وارهند (رهاشوند) و به گام خردورزی، آفرینش و خداوندی برسند، در میان مردم جایگاه بالاتری دارند. از آنجایی که چنین مردمانی از دام نیازها گذشتهاند، پس با اینکه برتر هستند، نیازی به خودبرتربینی و ویژگیهای بد ندارند. آنان در میان مردم هستند ولی بهتر از دیگران زندگی میکنند.
۹- "آگاهی از ناآگاهی" و جستجوگری.
ما امروز در روزگار آگاهی از ناآگاهی زندگی میکنیم.
(تا بدانجا رسید دانش من
که بدانم همی که نادانم)
پس بر پایه "نادانگرایی" با همدیگر گفتوگو و رفتار میکنیم. بر پایه "آگاهی از ناآگاهی" پا پیش میگذاریم و به جلو میرویم. آشکار است که با این نگاه، چشمهایمان گشادتر خواهد شد و بسیار کنجکاو و جستجوگر زندگی میکنیم.
۱۰- برنامه بهبودیابنده.
ما بهراستی خود را فرزندان کوروش میدانیم، ولی امروز در روزگاری زندگی میکنیم که آگاهی و دانش مردم بیشتر شده است. ما با نگاه و یاری گرفتن از آموزههای پیشین، امروز خردورزانه برای فردا برنامههای بهبود یابنده، میریزیم.
#علی_صفری_سنجانی
#پیام_پارسی #روز_کوروش
💫 @AdabSar 🕊
ده فرمان از فرزندان کوروش
برای زندگی بهتر در پهنه ایران زمین
☘️🌺☘️
۱- ستایش خداوندی؛ نبود بُت.
ما فرزندان کوروش تنها راستی، درستی، روشنی، خداوندی، داد، بخشش و مهربانی و خردورزی را ستایش میکنیم. پس هیچکس یا هیچچیز را ستایش نمیکنیم. ما تنها رفتارها و گفتارهای نیکوی مردمان را ستایش می کنیم.
۲- آموزش خردورزی؛ نبود خشم.
ما هر کسی را شایسته فرزانگی و خردورزی میدانیم. پس هر کسی که خودش نمیداند یا فراموش کرده است را یاری خواهیم کرد تا با آموزش، پس از تنورزی و دلورزی به پلهی خردورزی و فرزانگی برسد. هر کسی هر اندازه هم بدکاره و آسیبرسان باشد، او را نمیرنجانیم و یا دار نمیزنیم. هتا(حتی) اگر کسی نتواند خوب و نیکوکار شود، او را زندانی و در بند نمیکنیم، برای این بیمار زیستگاهی شایسته ولی جدا از دیگران فراهم میکنیم تا به دیگران آسیب نزند. مردم پَتیاره و آسیبرسان را سرزنش نمیکنیم، تنها رفتارها و گفتارهای آسیبرسان و زیانبار آنان را سرزنش میکنیم.
۳- پاکیزگی زیستگاه.
ما زیستگاه و گیتای ناشناخته در پیرامون خود را دوست داریم. آنها را پاکیزه نگه میداریم و در زندگی خود کمترین آسیب را به آنها میزنیم.
۴- بیزاری از جنگ و دشمنی.
ما فرزندان کوروش از هر گونه ستم و جنگ هتا برای دادورزی بیزاریم. اگر کوروش در آن روزگار برای دادورزی ناچار به جنگ بود، امروز با این رسانههای گروهی میتوان بدون جنگ دادورزی نمود. پس از هر گونه جنگ و خونریزی بیزاریم.
۵- کانونگرایی و دوستی با همه.
ما، همه مردم زمین و آسمان را دوست خود میانگاریم و گوناگونی مردمان را میستایم. هر کسی به هر گونهای میتواند بیاندیشد و زندگی کند. پس، گوناگونی پندار به هر گونه پذیرفته است ولی گوناگونی گفتار و رفتار مردمان تا جایی پذیرفته است که با کانون مردمی (قانون ملی) و میانمردمی (بینالمللی) همخوانی داشته باشد. کانون میتواند:
- یکایی یا یگانه باشد و برای هر کسی ویژه خودش باشد.
- میتواند خانوادگی باشد و تا مرز خانواده پیش برود.
- میتواند مردمی باشد و در میان گروهی از مردم گذاشته شود. این کانون مردمی، فرمانی است که نمایندگان مردم با خردورزی آن را بنا مینهند و به رای میگذارند. تنها تا مرز کشور کاربرد دارد.
- کانون میتواند میانمردمی باشد که نمایندگان مردم کشورهای گوناگون آن را بنا مینهند. آشکار است که کانون میانمردمی بر کانون مردمی برتری دارد و کانون مردمی بر کانون خانوادگی برتری دارد و کانون خانوادگی بر کانون یکایی برتری دارد. هیچیک از این کانونها برای همیشه پابرجا و ماندگار نیستند و هر زمانی میتوانند با خردورزی مردمان و نمایندگان راستین آنها بهسازی یا دگرگون شوند.
۶- بیزاری از دلبستگی و دروغ.
ما از هر گونه ناراستی، خمیدگی (آشَخی یا عاشقی)، دلورزی، دلبستگی، وابستگی و کژی مردم در برابر هر کس و هر چیزی بیزاریم. دلورزی نیاز دل است مانند تنورزی (خوردن و خوابیدن) که نیاز تن است. آنها به اندازهای خوب هستند که بتوانیم تندرست و شادمانه زندگی کنیم.
برای رهایی مردم از آشخی، سستی و ناتوانی که مایه دور شدن آنها از خدواندی و خردورزی میشود، میکوشیم.
ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی کژی زاید و کاستی
۷- ستایش آزادی.
ما فرزندان کوروش از هر گونه چاپلوسی، بردگی کردن، بردهداری یا بندهپروری بیزاریم. همه مردم شایسته رسیدن به گام و پله خردورزی هستند. ما خواهان آزادی برای همه هستیم تا بتوانند بزرگ شوند و به خداوندی برسند.
۸- بزرگداشت نوآوری.
ما جایگاه هر کسی را بر پایه آگاهی، توان خردورزی، آفرینش، نوآوری و خداوندی او میسنجیم. از آنجایی که در سرزمین کوروش آموزش و بهداشت برای همه یکسان خواهد بود، کسانی که از تنورزی و دلورزی وارهند (رهاشوند) و به گام خردورزی، آفرینش و خداوندی برسند، در میان مردم جایگاه بالاتری دارند. از آنجایی که چنین مردمانی از دام نیازها گذشتهاند، پس با اینکه برتر هستند، نیازی به خودبرتربینی و ویژگیهای بد ندارند. آنان در میان مردم هستند ولی بهتر از دیگران زندگی میکنند.
۹- "آگاهی از ناآگاهی" و جستجوگری.
ما امروز در روزگار آگاهی از ناآگاهی زندگی میکنیم.
(تا بدانجا رسید دانش من
که بدانم همی که نادانم)
پس بر پایه "نادانگرایی" با همدیگر گفتوگو و رفتار میکنیم. بر پایه "آگاهی از ناآگاهی" پا پیش میگذاریم و به جلو میرویم. آشکار است که با این نگاه، چشمهایمان گشادتر خواهد شد و بسیار کنجکاو و جستجوگر زندگی میکنیم.
۱۰- برنامه بهبودیابنده.
ما بهراستی خود را فرزندان کوروش میدانیم، ولی امروز در روزگاری زندگی میکنیم که آگاهی و دانش مردم بیشتر شده است. ما با نگاه و یاری گرفتن از آموزههای پیشین، امروز خردورزانه برای فردا برنامههای بهبود یابنده، میریزیم.
#علی_صفری_سنجانی
#پیام_پارسی #روز_کوروش
💫 @AdabSar 🕊
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
ستایش کنم پاک پروردگار
بلندآسمان آفرین کردگار
خداوند ایمان و دین بِهین
اهورا نگهدار ایرانزمین
خداوند زرتشت و دین و نماز
خداوند فردوسی سرفراز
خداوند جمشید و کاووسکی
خداوند کیخسرو نیکپی
همان کو که بر شهریاران سزاست
خداوند روزیدِهِ رهنماست
همان کو که بهر شکوه زمین
ز مرز فریدون و هم آبتین
از آن نامداران و گردنکشان
دلیران ملک و درفش کیان
فروهر شکوفای بختآفرید
شهنشاه کورش به تخت آفرید
ورا گفت ای کورش پاکزاد
گرامی شهنشاه مردمنهاد
بزرگی و هم دادخواهی توراست
سرآغاز و سرفصل شاهی توراست
تو را آفریدم که افزون شوی
نکونام همچون فریدون شوی
غلاف از سپر باز کن پر هنر
دلاور شهنشاه والاگهر
به من ده مسیحا کنون دست راست
جهانداریات بَخشم این را سزاست
به رزم اهرمن را تو درگیر کن
نبوکد نذر را سرازیر کن
خداوند سازنده گردونسپهر
فروزنده کیهان و ناهید و مهر
مسیحای کورش شهنشاه ماست
مر این گونه تقدیر مارا سزاست
ـ ـ ـ
#انوشیروان
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ستایش کنم پاک پروردگار
بلندآسمان آفرین کردگار
خداوند ایمان و دین بِهین
اهورا نگهدار ایرانزمین
خداوند زرتشت و دین و نماز
خداوند فردوسی سرفراز
خداوند جمشید و کاووسکی
خداوند کیخسرو نیکپی
همان کو که بر شهریاران سزاست
خداوند روزیدِهِ رهنماست
همان کو که بهر شکوه زمین
ز مرز فریدون و هم آبتین
از آن نامداران و گردنکشان
دلیران ملک و درفش کیان
فروهر شکوفای بختآفرید
شهنشاه کورش به تخت آفرید
ورا گفت ای کورش پاکزاد
گرامی شهنشاه مردمنهاد
بزرگی و هم دادخواهی توراست
سرآغاز و سرفصل شاهی توراست
تو را آفریدم که افزون شوی
نکونام همچون فریدون شوی
غلاف از سپر باز کن پر هنر
دلاور شهنشاه والاگهر
به من ده مسیحا کنون دست راست
جهانداریات بَخشم این را سزاست
به رزم اهرمن را تو درگیر کن
نبوکد نذر را سرازیر کن
خداوند سازنده گردونسپهر
فروزنده کیهان و ناهید و مهر
مسیحای کورش شهنشاه ماست
مر این گونه تقدیر مارا سزاست
ـ ـ ـ
#انوشیروان
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
سوم اَرهشامنو از گاشمار بابلی(گاشمار بابل باستان؛ رویدادنامه نِبونَیید) برابر با بیستونهم اکتبر سال پانسدو بیستونه پیش از زایش(میلاد)،برابر با آبان ماه ایرانی است.
روزی است که پدر ایران زمین، کوروش، بیجنگ و پیکار و با سازش، دوستی و مهربانی به بابیر(بابیروش، بابل باستان) درآمد و مردم بابیر با فرخندگی گام نهادن او به سرزمینشان، پیش پایش شاخههای سبز گستراندند و به او درود و خوشآمد میگفتند.
کوروش با شکست واپسین پادشا بابیر، نبونیید، مردم ستمدیده بابیر بهویژه یهودیان را که در روزگار پادشاهی بَختخسرو (نِبوکد نچر، بختنصر) دربند بودند، رهایی داد. سپس برای ارج گذاشتن به مردمان بابیر و برای به دست آوردن دل آنان، جامه پادشاهی بابیر را بر تن کرد و در برابر پیکر خدای بزرگ آنان مردوک سر فرود آورد.
او فرمان آزادی خود را بر اَکدی بر روی سُتونکی گِلی (اُستوانه گلی) مانند گِل نبشتههای آن سرزمین به مایه سنایش (احترام) به آیین مردم میانرودان (بینالنهرین)نوشت.
او بردهداری را باز داشت و به مردم پیرو شاهنشاهی خود آزادی، جا، کیش و اندیشه داد.
این روز را مردم بابیر در رویدادنامه نِبونَیید به یادگار گذاشتند تا به جهانیان نشان دهند پدر ایران زمین در نزدیک به دوهزار و پانسد و خُردهای سالِ پیش با کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک واژه هُومَنگرایی (انسانیت) را به همگان آموخت.
ما فرزندان امپراتوری پارسیا نیز بر روان پاک آرامیدهی پاسارگاد، نخستین نگارندهی برابری، کورُش بزرگ درودی از سر مهر داریم.
فرستنده: #سورن
#روز_کوروش
فرتور پیوست: سنگنبشتهی نبونیید goo.gl/1Y1u8J
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
سوم اَرهشامنو از گاشمار بابلی(گاشمار بابل باستان؛ رویدادنامه نِبونَیید) برابر با بیستونهم اکتبر سال پانسدو بیستونه پیش از زایش(میلاد)،برابر با آبان ماه ایرانی است.
روزی است که پدر ایران زمین، کوروش، بیجنگ و پیکار و با سازش، دوستی و مهربانی به بابیر(بابیروش، بابل باستان) درآمد و مردم بابیر با فرخندگی گام نهادن او به سرزمینشان، پیش پایش شاخههای سبز گستراندند و به او درود و خوشآمد میگفتند.
کوروش با شکست واپسین پادشا بابیر، نبونیید، مردم ستمدیده بابیر بهویژه یهودیان را که در روزگار پادشاهی بَختخسرو (نِبوکد نچر، بختنصر) دربند بودند، رهایی داد. سپس برای ارج گذاشتن به مردمان بابیر و برای به دست آوردن دل آنان، جامه پادشاهی بابیر را بر تن کرد و در برابر پیکر خدای بزرگ آنان مردوک سر فرود آورد.
او فرمان آزادی خود را بر اَکدی بر روی سُتونکی گِلی (اُستوانه گلی) مانند گِل نبشتههای آن سرزمین به مایه سنایش (احترام) به آیین مردم میانرودان (بینالنهرین)نوشت.
او بردهداری را باز داشت و به مردم پیرو شاهنشاهی خود آزادی، جا، کیش و اندیشه داد.
این روز را مردم بابیر در رویدادنامه نِبونَیید به یادگار گذاشتند تا به جهانیان نشان دهند پدر ایران زمین در نزدیک به دوهزار و پانسد و خُردهای سالِ پیش با کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک واژه هُومَنگرایی (انسانیت) را به همگان آموخت.
ما فرزندان امپراتوری پارسیا نیز بر روان پاک آرامیدهی پاسارگاد، نخستین نگارندهی برابری، کورُش بزرگ درودی از سر مهر داریم.
فرستنده: #سورن
#روز_کوروش
فرتور پیوست: سنگنبشتهی نبونیید goo.gl/1Y1u8J
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گزیدهای از چارانههای «کوروش و بابل»از دیوان «در این خَمِ چرخ»
سراینده و گوینده: #میرجلال_الدین_کزازی
#روز_کوروش
💫 @AdabSar 🕊
سراینده و گوینده: #میرجلال_الدین_کزازی
#روز_کوروش
💫 @AdabSar 🕊
💫 @AdabSar 🕊
«درود به کورش»
#ادیب_برومند
#روز_کوروش
به گیتی بسی شهریار آمدند
که با یک جهان اقتدار آمدند
از آغازِ تاریخ تا این زمان
بسی گونهگون شهریار آمدند
گروهی ستایشگرِ خویشتن
ز خودکامگی نابکار آمدند!
گروهی ستمگستر و سنگدل
به خونخوارگی در شمار آمدند
هزاران تن از بندگانِ خدای
به آسیبِ آنان دچار آمدند
چو درّنده حیوان به خونبارْ جنگ
پیِ صیدِ ننگین شکار آمدند
گروهی به هنجارِ غارتگری
سبکتاز و چابکسوار آمدند
شماری به نستوده کردارِ زشت
ز دربارِ شاهی بهبار آمدند
گروهی به کشورمداری مدیر
ولی از شرف برکنار آمدند
شماری دگر حامیِ مرز و بوم
ولی بهرِ کشتار، هار آمدند
کهرا دانی از جمله شاهانِ پیش
که چون کورشِ نامدار آمدند
گرانپایه کورش گرانمایه شاه
جهانیش مدحتگزار آمدند
حقوقِ بشر را چو شد پایبند
به شکرش هزاران هزار آمدند
به اقوامِ مغلوب ورزید مهر
وِرا زین سبب خواستار آمدند
ببخشود بر هرکه پیروز گشت
وَ زین رو وِرا دستیار آمدند
به همراهیاش گاهِ جنگ و نبرد
سراسر همه جانسپار آمدند
نپیمود جز راهِ همبستگی
بر آنان که از هر دیار آمدند
به هر تیرهای مهربانی فزود
گر از روم و گر از تتار آمدند
به هر کیش و دین چشمِ حرمت گشود
سویش جمله با زینهار آمدند
چنین بود آن مردِ پاکیزه کیش
که خلقش همه دوستار آمدند
سزد گر به کورش درود آوریم
که خلقی از او کامکار آمدند
بود روزِ کورش بسی دلفروز
کز او جمله امّیدوار آمدند
در این روزِ ملّیِ ایران، «ادیب»
جوانان همه شادخوار آمدند!
💫 @AdabSar 🕊
«درود به کورش»
#ادیب_برومند
#روز_کوروش
به گیتی بسی شهریار آمدند
که با یک جهان اقتدار آمدند
از آغازِ تاریخ تا این زمان
بسی گونهگون شهریار آمدند
گروهی ستایشگرِ خویشتن
ز خودکامگی نابکار آمدند!
گروهی ستمگستر و سنگدل
به خونخوارگی در شمار آمدند
هزاران تن از بندگانِ خدای
به آسیبِ آنان دچار آمدند
چو درّنده حیوان به خونبارْ جنگ
پیِ صیدِ ننگین شکار آمدند
گروهی به هنجارِ غارتگری
سبکتاز و چابکسوار آمدند
شماری به نستوده کردارِ زشت
ز دربارِ شاهی بهبار آمدند
گروهی به کشورمداری مدیر
ولی از شرف برکنار آمدند
شماری دگر حامیِ مرز و بوم
ولی بهرِ کشتار، هار آمدند
کهرا دانی از جمله شاهانِ پیش
که چون کورشِ نامدار آمدند
گرانپایه کورش گرانمایه شاه
جهانیش مدحتگزار آمدند
حقوقِ بشر را چو شد پایبند
به شکرش هزاران هزار آمدند
به اقوامِ مغلوب ورزید مهر
وِرا زین سبب خواستار آمدند
ببخشود بر هرکه پیروز گشت
وَ زین رو وِرا دستیار آمدند
به همراهیاش گاهِ جنگ و نبرد
سراسر همه جانسپار آمدند
نپیمود جز راهِ همبستگی
بر آنان که از هر دیار آمدند
به هر تیرهای مهربانی فزود
گر از روم و گر از تتار آمدند
به هر کیش و دین چشمِ حرمت گشود
سویش جمله با زینهار آمدند
چنین بود آن مردِ پاکیزه کیش
که خلقش همه دوستار آمدند
سزد گر به کورش درود آوریم
که خلقی از او کامکار آمدند
بود روزِ کورش بسی دلفروز
کز او جمله امّیدوار آمدند
در این روزِ ملّیِ ایران، «ادیب»
جوانان همه شادخوار آمدند!
💫 @AdabSar 🕊
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
goo.gl/86Xg0b
او«کوروش» خواهد آمد و مرا خواهد رهانید. (دانیال پیامبر)
و او آمد
کوروش
پسر ماندانا و کمبوجیه
شــــهریار روشــــناییها
و پادشاه پهناورترین سرزمینهای آدمی.
او که پیشوای خِرد بود و پیامآور خوشی و پاکی و پارسایی
او که برایش پیر به خانه، چوپان به کوه، دبیر به کُنِشت و سوار به دشت یکی بود،
همه خانومانش بودند!
او که فرستادهی روشنایی آسمان و زمین بود و رهاوردی جز رهایی در سر نداشت
او که آزادی اندیشه را آزادی آدمی میدانست
او که پیامآور رهایی و رازدار روشنایی بود
او که آمد تا آزاردهندگان و زورگویان به آرامش نرسند
تا زنآزارانِ تاریکیپرست به پندار خویش نرسند
تا آزادی زنان را نگاهبان باشد
تا مردمان به آزادی سخن بگویند!
او که آمد تا بگوید:
من
کوروش هخامنش
از میان شما برآمدم و از شما شدم
دیگر از وزیدن بادهای بیبنیاد نترسید، من در کنار شما نشستهام
خنیاگران بخوانند، خاموشان شادی کنند
دیگر دردی نیست، دروغی نیست، هراسی نیست
من برای رهایی و رستگاری آمدهام
من برای آسایش و آرامش آمدهام
من برای دوستی و دانایی آمدهام
با درفش هخامنش در دو دست!
هماو که به شادمانی سپیدهدم سوگند خورد و به پاکی ستاره
به پندار روشنایی و به رستاخیز آلاله
به لبخند پگاه و به بانوی شادیآور آسمان
و به کیوان، به واژه، به کوه و به زیبایی زنان،
سوگند خورد
که پاسدار زنان و زندگیبخش بینایان باشد
که آورندهی آزادی مردمان باشد
که بهترین راستیها را برای مردمش فراهم آورد
که جز آتشِ آزادی، هیچ چراغِ روشنی بر این پهنه نَپاید
که هرگز کسی را برای آیین و باورش به بند نکشد
که شکوه آدمی را به او باز رساند
که تنها ترانه و شادمانی باشد
همین و دیگر هیچ...!
و امروز روزیست که او آمد
او که نخستین سردار آزادی و دادگری بود
او که از میان ما برآمده بود و از ما بود
او که کوروش بود
پسر ماندانا و کمبوجیه
شــــهریار روشــــناییها
و پادشاه پهناورترین سرزمینهای آدمی!
«هفتم آبانماه، روز کوروش گرامی باد»
#مجید_دری
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
goo.gl/86Xg0b
او«کوروش» خواهد آمد و مرا خواهد رهانید. (دانیال پیامبر)
و او آمد
کوروش
پسر ماندانا و کمبوجیه
شــــهریار روشــــناییها
و پادشاه پهناورترین سرزمینهای آدمی.
او که پیشوای خِرد بود و پیامآور خوشی و پاکی و پارسایی
او که برایش پیر به خانه، چوپان به کوه، دبیر به کُنِشت و سوار به دشت یکی بود،
همه خانومانش بودند!
او که فرستادهی روشنایی آسمان و زمین بود و رهاوردی جز رهایی در سر نداشت
او که آزادی اندیشه را آزادی آدمی میدانست
او که پیامآور رهایی و رازدار روشنایی بود
او که آمد تا آزاردهندگان و زورگویان به آرامش نرسند
تا زنآزارانِ تاریکیپرست به پندار خویش نرسند
تا آزادی زنان را نگاهبان باشد
تا مردمان به آزادی سخن بگویند!
او که آمد تا بگوید:
من
کوروش هخامنش
از میان شما برآمدم و از شما شدم
دیگر از وزیدن بادهای بیبنیاد نترسید، من در کنار شما نشستهام
خنیاگران بخوانند، خاموشان شادی کنند
دیگر دردی نیست، دروغی نیست، هراسی نیست
من برای رهایی و رستگاری آمدهام
من برای آسایش و آرامش آمدهام
من برای دوستی و دانایی آمدهام
با درفش هخامنش در دو دست!
هماو که به شادمانی سپیدهدم سوگند خورد و به پاکی ستاره
به پندار روشنایی و به رستاخیز آلاله
به لبخند پگاه و به بانوی شادیآور آسمان
و به کیوان، به واژه، به کوه و به زیبایی زنان،
سوگند خورد
که پاسدار زنان و زندگیبخش بینایان باشد
که آورندهی آزادی مردمان باشد
که بهترین راستیها را برای مردمش فراهم آورد
که جز آتشِ آزادی، هیچ چراغِ روشنی بر این پهنه نَپاید
که هرگز کسی را برای آیین و باورش به بند نکشد
که شکوه آدمی را به او باز رساند
که تنها ترانه و شادمانی باشد
همین و دیگر هیچ...!
و امروز روزیست که او آمد
او که نخستین سردار آزادی و دادگری بود
او که از میان ما برآمده بود و از ما بود
او که کوروش بود
پسر ماندانا و کمبوجیه
شــــهریار روشــــناییها
و پادشاه پهناورترین سرزمینهای آدمی!
«هفتم آبانماه، روز کوروش گرامی باد»
#مجید_دری
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
عشق ویرانگر او در دلم اردو زده است
هرچه من قلب هدف را نزدم او زده است
بیستون بود دلم عشق چه آورده سرش
که به ارگ بمِ ویرانشده پهلو زده است
مو پریشان به شکار آمد و بعد از آن روز
من پریشانم و او گیره به گیسو زده است
دامنش دامنههای سبلان است چقدر
طعم شیرین لبش طعنه به کندو زده است
مثل مغرورترین کافر دنیا که دلش
از کفَش رفته و حتی به خدا رو زده است
ناخدایی شدهام خسته که بعد از توفان
تا دم مرگ دعا خوانده و پارو زده است
تا دم از مرگ زدم گفت دعا کن برسی
لعنتی باز فقط حرف دو پهلو زده است
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
عشق ویرانگر او در دلم اردو زده است
هرچه من قلب هدف را نزدم او زده است
بیستون بود دلم عشق چه آورده سرش
که به ارگ بمِ ویرانشده پهلو زده است
مو پریشان به شکار آمد و بعد از آن روز
من پریشانم و او گیره به گیسو زده است
دامنش دامنههای سبلان است چقدر
طعم شیرین لبش طعنه به کندو زده است
مثل مغرورترین کافر دنیا که دلش
از کفَش رفته و حتی به خدا رو زده است
ناخدایی شدهام خسته که بعد از توفان
تا دم مرگ دعا خوانده و پارو زده است
تا دم از مرگ زدم گفت دعا کن برسی
لعنتی باز فقط حرف دو پهلو زده است
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
💫
در کوچهی عاشقی به پیمانِ دُرست
«طالب» مطَلب کسی که آن غیرِ تو جُست
میگفت به من اهلِ دلی روز نخست
تو طالبِ او باش که او طالبِ توست
#طالب_جاجرمی
@AdabSar
در کوچهی عاشقی به پیمانِ دُرست
«طالب» مطَلب کسی که آن غیرِ تو جُست
میگفت به من اهلِ دلی روز نخست
تو طالبِ او باش که او طالبِ توست
#طالب_جاجرمی
@AdabSar
@AdabSar
از در درآمدی و من از خود بهدر شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحبخبر بیامد و من بیخبر شدم
چون شبنم اوفتاده بُدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عَیّوق بر شدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود، بدیدم و مشتاقتر شدم
دستم نداد قوّتِ رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاوّل نظر به دیدن او دیدهور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمندِ نظر شدم
گویند روی سرخ تو «سعدی» چه زرد کرد
اکسیرِ عشق بر مسم افتاد و زر شدم
#سعدی
@AdabSar
از در درآمدی و من از خود بهدر شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحبخبر بیامد و من بیخبر شدم
چون شبنم اوفتاده بُدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عَیّوق بر شدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود، بدیدم و مشتاقتر شدم
دستم نداد قوّتِ رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاوّل نظر به دیدن او دیدهور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمندِ نظر شدم
گویند روی سرخ تو «سعدی» چه زرد کرد
اکسیرِ عشق بر مسم افتاد و زر شدم
#سعدی
@AdabSar
💫
رو به رویم یک نفر با خنده دستت را گرفت
بعدِ آن لرزید دستم هرکه بر لب خنده داشت
#سعید_شیروانی
@AdabSar
رو به رویم یک نفر با خنده دستت را گرفت
بعدِ آن لرزید دستم هرکه بر لب خنده داشت
#سعید_شیروانی
@AdabSar
❤1
💫
غم هجوم آورده میدانم که زارم میکُشد
وین غم دیگر که دور از روی یارم میکُشد
شب هلاکم میکند اندیشهی غمهای روز
روز فکر محنت شبهای تارم میکُشد
#وحشی_بافقی
@AdabSar
غم هجوم آورده میدانم که زارم میکُشد
وین غم دیگر که دور از روی یارم میکُشد
شب هلاکم میکند اندیشهی غمهای روز
روز فکر محنت شبهای تارم میکُشد
#وحشی_بافقی
@AdabSar
🐌 @AdabSar
آیا حلزون دیدهای؟ حلزونها بدنی نرم دارند. بیشتر آنها یک صدف دارند که به پشتشان چسبیده است. هر وقت حلزون احساس ترس میکند، همهی بدنش را داخل این صدف میبرد. حلزون خیلی آرام حرکت میکند و هنگام حرکت، سر و بدنش از صدف بیرون است.
صبحها اگر کنار سبزهها و مزرعهها قدم بزنی، تعداد زیادی حلزون میبینی. حلزون وقتی حرکت میکند، اثرش روی زمین یا هر چیز دیگر باقی میماند.
برای همین است که به آسانی راه برگشتن را پیدا میکند. آیا میدانی که به حلزون «حیوان خانه به دوش» میگویند؟
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
✍ #اردشیر_مردیها
آیا لیسَـک دیدهای؟ لیسکها اندامی نرم دارند. بیشتر آنها یک گوشماهی دارند که به پشتشان چسبیده است. هرگاه لیسک سُهِش ترس میکند، همهی اندامش را درون این گوشماهی میبرد. لیسک بسیار آرام میجنبد و هنگام جنبش، سر و اندامش از گوشماهی بیرون است.
هر پگاه اگر کنار سبزهها و کشتزارها راه بروی، شمار بسیاری لیسک میبینی. لیسک هنگامی که میجنبد، نشانش روی زمین یا هر چیز دیگر باز میماند.
برای همین است که به آسانی راه برگشتن را پیدا میکند. آیا میدانی که به لیسک«جانور خانه به دوش» میگویند؟
🐌 @AdabSar
آیا حلزون دیدهای؟ حلزونها بدنی نرم دارند. بیشتر آنها یک صدف دارند که به پشتشان چسبیده است. هر وقت حلزون احساس ترس میکند، همهی بدنش را داخل این صدف میبرد. حلزون خیلی آرام حرکت میکند و هنگام حرکت، سر و بدنش از صدف بیرون است.
صبحها اگر کنار سبزهها و مزرعهها قدم بزنی، تعداد زیادی حلزون میبینی. حلزون وقتی حرکت میکند، اثرش روی زمین یا هر چیز دیگر باقی میماند.
برای همین است که به آسانی راه برگشتن را پیدا میکند. آیا میدانی که به حلزون «حیوان خانه به دوش» میگویند؟
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
✍ #اردشیر_مردیها
آیا لیسَـک دیدهای؟ لیسکها اندامی نرم دارند. بیشتر آنها یک گوشماهی دارند که به پشتشان چسبیده است. هرگاه لیسک سُهِش ترس میکند، همهی اندامش را درون این گوشماهی میبرد. لیسک بسیار آرام میجنبد و هنگام جنبش، سر و اندامش از گوشماهی بیرون است.
هر پگاه اگر کنار سبزهها و کشتزارها راه بروی، شمار بسیاری لیسک میبینی. لیسک هنگامی که میجنبد، نشانش روی زمین یا هر چیز دیگر باز میماند.
برای همین است که به آسانی راه برگشتن را پیدا میکند. آیا میدانی که به لیسک«جانور خانه به دوش» میگویند؟
🐌 @AdabSar
👍1
💰 @AdabSar
بگفت ای گنجور این نخوت از چیست؟
چو مزد رنج بخشی رنج بر را؟
ایرج میرزا
نگذاریم واژگان زیبای پارسی فراموش شود، زیرا مرگشان فرا میرسد.
❇️پارسی 🀄 بیگانه
مُزد = اُجرت
برابر مُزد = اجرت المِثل
پیشادست = اُجرت پیش از کار
پارنج = اُجرت قاصدان
دستمزد = اُجرت کار
باشد که دست بهدست همدیگر زبان پارسی را دوباره برویانیم زیبا و خواستنی.
✍ #بزرگمهر_صالحی
📖 بازخنها:
۱- دیوان ایرج میرزا
۲- فرهنگ عربی پارسی المنجد
۳- برابرهای پارسی واژههای بیگانه ابولقاسم پرتو
💰 @AdabSar
بگفت ای گنجور این نخوت از چیست؟
چو مزد رنج بخشی رنج بر را؟
ایرج میرزا
نگذاریم واژگان زیبای پارسی فراموش شود، زیرا مرگشان فرا میرسد.
❇️پارسی 🀄 بیگانه
مُزد = اُجرت
برابر مُزد = اجرت المِثل
پیشادست = اُجرت پیش از کار
پارنج = اُجرت قاصدان
دستمزد = اُجرت کار
باشد که دست بهدست همدیگر زبان پارسی را دوباره برویانیم زیبا و خواستنی.
✍ #بزرگمهر_صالحی
📖 بازخنها:
۱- دیوان ایرج میرزا
۲- فرهنگ عربی پارسی المنجد
۳- برابرهای پارسی واژههای بیگانه ابولقاسم پرتو
💰 @AdabSar